مقالات فرهنگی

جریان گفت و شنید اندیشه‌ورزانه

جریان گفت و شنید اندیشه‌ورزانه

 شاید، مهم‌ترین و موثق‌ترین منابع اعتبار و تأیید و حمایت رویکرد و روش گفت‌وگو و تعامل محور در مقابل استبداد رأی و تک‌گویی، وجه و وزن آگاهی بخشی، اندیشه‌وری و قرابت با هم‌اندیشی و هم کنشی مبتنی بر واقع‌گرایی باشد.

 شاید، مهم‌ترین و موثق‌ترین منابع اعتبار و تأیید و حمایت رویکرد و روش گفت‌وگو و تعامل محور در مقابل استبداد رأی و تک‌گویی، وجه و وزن آگاهی بخشی، اندیشه‌وری و قرابت با هم‌اندیشی و هم کنشی مبتنی بر واقع‌گرایی باشد.

در ادامه یادداشت ششم بهمن روزنامه همدلی به قلم محمدعلی نویدی مدرس دانشگاه می‌خوانیم: شاید، مهم‌ترین و موثق‌ترین منابع اعتبار و تأیید و حمایت رویکرد و روش گفت‌وگو و تعامل محور در مقابل استبداد رأی و تک‌گویی، وجه و وزن آگاهی بخشی، اندیشه‌وری و قرابت با هم‌اندیشی و هم کنشی مبتنی بر واقع‌گرایی باشد؛ یعنی، در تک سخنی و تک‌گویی و تک عملی و تک کنشی، کفه ترازوی خطا و انتزاع و تجرید و ظن و گمان سنگین‌تر است. گواه و دلیل این مدعا ضعف و قوت تک عقلی و عملی در برابر عقل جمعی و نیروی عمومی است؛ تجربه و تاریخ نیز گواه دیگری است. این است که گفتگوهای عقلانی و حقیقی شور و شوق بی‌امان برمی‌انگیزد و در پیشرفت علمی و اجتماعی بشر نافع و مفید هستند.

«مثل گفت‌وگوهای جورج بار کلی و کتاب وی» شروشور و جاروجنجال و جدل و ستیزه با اسکلت‌بندی و منطق درونی و بیرونی گفت و شنید واقعی و اثربخش سازگار و سازمند نیست؛ زیرا در جریان گفت و شنیدها خلل و رخنه‌های جبران‌ناپذیر ایجاد می‌کند و جریان گفت‌وگوها را از سمت اندیشه ورزانه بودن دور می‌نماید. گفت و شنید واقعی و اثربخش متصل به خرد و اندیشه است، هم سخن ریشه در نور خرد دارد و هم گوش وصل به عقل و اندیشه است. ساخت و بافت گفت‌وگو و تعامل اثربخش از تعصب و تصلب به دور است؛ زیرا تعصب و تصلب چشم و گوش خرد و اندیشه را ناراست و احول و لوچ می‌کنند.

مع‌هذا، گفت‌وگو در مسیر تعصب و تصلب راه خود را کج و ناراست می‌کند. چون عرصه تعصب و تقلید کورکورانه هنر اندیشه را می‌پوشاند و حقیقت کتمان می‌شود؛ بنابراین، در گفت و شنید اندیشه ورزانه نفاق و کینه و نیرنگ و تلبیس و درهم‌آمیختگی حق و باطل و پنهان کردن حقایق جایی ندارد. فتنه و فساد در گفت و شنیدها از همین‌جا نشئت می‌گیرد. لذا، گفت و شنید اندیشه ورزانه، گفت‌وگوی محققانه و خردمندانه است نه گفت و شنید متعصبانه و مقلدانه. تعامل واقعی در جامعه ریشه در گفتگوی همدلانه و اندیشه ورزانه دارد. لازمه گفت و شنید اندیشه ورزانه جان متواضع و آگاهی و انصاف عقلی و شور و شوق بی‌امان برای یادگیری و صراحت بخشی به موضوعات و مسائل انسانی زندگی است. گفت و شنید موشکافانه، دقیق، نکته سنجانه و قابل‌اجرا و تعامل گفتگوی محققانه است نه گفتگوی مقلدانه.

مع‌الوصف، جریان گفت و شنید اندیشه ورزانه حداقل دارای چهار شرط اساسی است: داشتن مفاهیم روشن و واضح در گفت‌وگو. «قابل‌فهم طرفین». داشتن استدلال و منطق واقع‌گرا. «دور از خیالات و اوهام». داشتن حمایت تجربی و دانشی. «قابل راستی آزمایی در واقعیت»؛ و چهارم، قابل‌سنجش و اندازه‌گیری بودن، یعنی اثر معین و مشخص داشتن. جریان گفت و شنید اندیشه ورزانه از جریان گفت‌وگوی مقلدانه از زمین تا آسمان فرق دارد: «می‌رهانی هر دمی ما را و باز/سوی رامی می‌رویم ای بی‌نیاز/ما در این انبار گندم می‌کنیم/گندم جمع کرده را گم می‌کنیم/می نیندیشیم آخر ما بهوش/کین خلل در گندمست از مکر موش/اول ای جان دفع شر موش کن/و آنگهان در جمع گندم جوش کن.» «مثنوی مولانا، دفتر اول». پس اندیشه و آگاهی اساس و محور گفت و شنید و تعامل حقیقی و اثربخش است؛ زیرا آگاهی و اندیشه حضور است و حضور کارساز و کاربست خیرمند و مفید دارد. عدم حضور، پنهانی و ابهام است. دقت لازم است.

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

امروز
هفته
ماه

عضویت در خبرنامه