more_vert پنج ایرانی-‌آمریکایی ‌در تیم انتقالی بایدن

ادامه مطلب

closeپنج ایرانی-‌آمریکایی ‌در تیم انتقالی بایدن

 روزنامه شرق در مطلبی آورد: خواسته یا ناخواسته جامعه ایرانیان خارج از مرزها به فراوانی گراییده؛ حالا از بین ایرانی- آمریکایی‌ها، تعدادی در تیم انتقالی کابینه بایدن نیز حضور دارند، افرادی که می‌توانند پتانسیل نهفته‌ای برای کاستن از بار دشمنی میان ایران و آمریکا باشند. روزنامه شرق ۲۷ آبان گزارشی را منتشر کرد و نوشت: خواسته یا ناخواسته جامعه ایرانیان خارج از مرزها به فراوانی گراییده؛ بخشی از آنها به نخبگان جوامع دیگر پیوسته‌اند و بخش دیگری از آنها در سطوح متوسط و پایین در حال کار هستند اما سال‌هاست که برخی افراد از این دست در انتخابات پارلمان کشورهای مختلف شرکت می‌کنند، به مقام‌های قضائی یا سمت‌های مهم مدیریتی دست می‌یابند، نسل جوان یا میانسالی که عمدتا در کودکی به همراه خانواده ایرانی خود به کشورهای دیگر مهاجرت کرده‌اند یا آنکه در خانواده ایرانی‌الاصلی به دنیا آمده‌اند. برخی از آنها که هیچ‌گاه ایران را ندیده‌اند یا تنها در کودکی و برخی سفرهای خانوادگی تصاویری اندک از ایران به یاد دارند اما بارقه‌هایی از فرهنگ و ادبیات ایرانی را در خاطر دارند.حالا از بین ایرانی- آمریکایی‌ها، تعدادی در تیم انتقالی کابینه بایدن نیز حضور دارند، افرادی که می‌توانند پتانسیل نهفته‌ای برای کاستن از بار دشمنی میان ایران و آمریکا باشند.شاید آنها نقش تأثیرگذاری در تعیین افراد کابینه نداشته باشند یا در تعیین نقشه راه سیاست خارجی؛ اما ایرانیانی هستند از ظرفیت یک ملت و یک تمدن که سر جنگ ندارد اما زیر بار زور نمی‌رود. ظرفیتی که اگر ایرانیان مقیم کشورهای دیگر را هم پیش‌تر درمی‌یافتیم اکنون یک پتانسیل فوق‌العاده بودند. در گزارش پیش‌رو، با ایرانی - آمریکایی‌های تیم انتقالی بایدن بیشتر آشنا شوید. سوزان بی‌نیاز، وزارت خارجه«سوزان بی‌نیاز»، معروف به «سو» حقوق‌دان و مدرس حقوق در دانشگاه ییل، عمری است که از مشاوران وزارت خارجه ایالات متحده بوده است و مثل خیلی از اعضای تیم انتقالی بایدن، بعد از وقفه چهارساله دولت ترامپ، دوباره به سراغ همکاری با این نهاد آمده است. او بیش از ۳۰ سال در دفتر مشاوران حقوقی وزارت خارجه مشغول به کار بوده، اما برجسته‌ترین حوزه فعالیت او، حوزه محیط زیست و تغییر اقلیم بوده است. از وکلای ارشد این وزارتخانه در حوزه محیط زیست، او از سال ۱۹۸۹، یعنی از اوایل دولت جورج اچ دبلیو بوش، از مذاکره‌کنندگان ارشد این نهاد در زمینه تغییرات اقلیم شده و تا اواخر دولت اوباما در این حوزه به فعالیت ادامه داده است. بی‌نیاز از اعضای اصلی تیمی بود که توافق معروف پاریس را در حوزه تغییرات اقلیمی امضا کردند، توافقی که البته دولت ترامپ با دستور رئیس‌جمهور از آن خارج شد. بی‌نیاز که در سال ۲۰۱۷ و آغاز دولت ترامپ، از این نهاد خارج شد، حالا دوباره از گزینه‌های فعالیت در این حوزه به ‌حساب می‌آید و احتمالا الان در حال بررسی پرونده‌های مربوط به توافق پاریس است که بازگشت به آن از وعده‌های روز اول رئیس‌جمهور منتخب آمریکا بوده است. او در مدت فعالیتش در دوران پیش از ترامپ، همچنین مسئولیت رسیدگی به معاهدات در این زمینه را نیز برعهده داشته و در مباحث مربوط به حقوق دریایی، حقوق فضایی، دزدان دریایی سومالی، حقوق بشر، نیروهای انتظامی و موضوعات دیگر نیز مسئولیت داشته است. خارج از دولت، او در «بنیاد ملل متحد» از سازمان‌های همکار با سازمان ملل متحد نیز فعالیت داشته است. بنیاد ویکی‌پدیا، پروژه‌ای برای معرفی ۵۰۰ دانشمند زن دارد که در آن تلاش می‌شود اطلاعات مربوط به زنان موفق در زمینه‌های مختلف جمع‌آوری و منتشر شود و بی‌نیاز از جمله زنانی است که این بنیاد در فهرست دانشمندان مورد نظر خود در حوزه دیپلماسی علم قرار داده است. رامین طلوعی در وزارت خارجهمتولد آیووا، صاحب مدارک تحصیلی از هاروارد و آکسفورد که اکنون در دانشگاه استنفورد مشغول است، پیش‌تر سابقه کار در دولت باراک اوباما، جورج دبلیو بوش و بیل کلینتون را دارد، هر سه نیز در وزارت خزانه‌داری و هر سه در بخش‌های مربوط به روابط خارجی. در سال‌های آخر ریاست‌جمهوری کلینتون، او به عنوان قائم‌مقام دفتر اروپای مرکزی و جنوب شرقی وزارت خارجه کار کرد. در دوران بوش ۴۳، او مشاور ارشد معاون روابط خارجی این وزارتخانه بود و سپس خود در دوره اول و دوم بوش، مدیریت دفتر نیم‌کره غربی را تجربه کرد. بعد از چندین سال وقفه، او با تأیید سنای آمریکا در دوره دوم باراک اوباما به عنوان دستیار وزیر خزانه‌داری در توسعه و سیاست‌های مالی بین‌المللی مشغول به کار شد و مسئول هماهنگی روابط پولی بین‌المللی، هماهنگی‌های مربوط به فعالیت‌های گروه ۲۰ و دیگر روابط خارجی در حوزه اقتصادی بود. طلوعی این سمت را تا پایان دوران اوباما در اختیار داشت و حالا از اعضای تیم انتقالی بایدن در حوزه مربوط به وزارت خارجه است. مهرسا برادران، وزارت خزانه‌داری و گروه سیاست‌های مالی و بانکیاستاد حقوق در دانشگاه یوسی‌اروین و نامزد دریافت جایزه پولیتزر، متولد ارومیه ایران است و در کودکی، به همراه خانواده‌اش و در سال‌های اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی از ایران به آمریکا مهاجرت کرده است. او در دانشگاه‌های بریگام یانگ و نیویورک تحصیل کرده و به طور مشخص در حوزه حقوق بانکی و مسائل مالی فعالیت و مطالعه داشته است و در زمینه مقررات بانکی سابقه تدریس نیز دارد. او سال گذشته به‌عنوان کارشناس برای بررسی مشکلات و پتانسیل‌های مربوط به رمزارزها، در جلسه استماع سنای آمریکا حضور پیدا کرد. هافینگتون‌پست گزارش می‌دهد که برادران، از «مورمون» های آمریکاست، معتقدان به مذهبی اقلیتی در آمریکا که اغلب هم به لحاظ سیاسی از محافظه‌کاران هستند. سناتور میت رامنی از یوتا، برجسته‌ترین سیاست‌مدار از میان معتقدان به این مذهب است و نامزد جمهوری‌خواهان برای ریاست‌جمهوری در سال ۲۰۱۲ و نیز تنها سناتور جمهوری‌خواه بوده که به استیضاح ترامپ رأی مثبت داد. برادران نیز در سال‌های گذشته نقدهای زیادی به دولت ترامپ وارد کرده است. او که البته از منتقدان حکومت ایران است، به‌خصوص در موضوع ممنوعیت سفر از کشورهای مسلمان به ایالات متحده، از ترامپ انتقاد کرد. اما حالا او در حوزه سیاست‌های پولی و بانکی و نیز وزارت خزانه‌داری، از اعضای تیم انتقالی جو بایدن است. شهرزاد شارا مهتدی، شورای محیط زیستاز دانشگاه کلمبیا، او دیگر عضو این فهرست است که سابقه‌ای، هرچند اندک، در وزارت خارجه دارد و البته بار دیگر عضو این فهرست است که در حوزه محیط زیست و تغییرات اقلیمی فعالیت داشته. مهتدی از ژانویه ۲۰۱۵ تا می ‌همان سال، یعنی حدود پنج ماه، به‌عنوان کارمند وزارت خارجه از دستیاران دفتر مدیریت و هزینه در حوزه‌های منابع طبیعی، انرژی و علوم در کاخ سفید بوده است اما مقالاتی در طول سال‌ها در حوزه تغییرات اقلیمی منتشر کرده و در آنها به طور مشخص، این مسئله جهانی را از زاویه مسائل و بحران‌های سوریه مورد بررسی قرار داده است. مهتدی حالا و در دوره انتقالی دولت بایدن، از اعضای شورایی است که زیرمجموعه کاخ سفید قرار است در زمینه محیط زیست و تغییرات اقلیم فعالیت کند. ارس جیزان؛ وزارت مسکن و شهرسازیجیزان، عضو تیم انتقالی بایدن در وزارت مسکن و شهرسازی است. او که شش سال گذشته در شرکت «کامیونیتی سولوشنز» در همین حوزه فعالیت می‌کرده است، سابقه کارآموزی در «شورای روابط خارجی» را نیز در کارنامه دارد. فوق لیسانس را در دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس و در رشته آمار کاربردی گذرانده و لیسانس خود را نیز در دانشگاه تورنتو، در رشته اقتصاد و روابط بین‌الملل گذرانده است. فعالیت‌های او اما بیشتر در زمینه شهری و به‌خصوص حوزه بی‌خانمان‌ها بوده است. او همچنین عضو گروهی به نام «کانون دوست‌داران فرهنگ ایران» در واشنگتن‌ دی‌سی است که از سال ۱۹۸۲ تشکیل شده است. در وب‌سایت این کانون، هدف این تشکیلات «گردهم‌آوردن آن دسته از ایرانیانی» خوانده شده «که علاقه‌مند به مبانی فرهنگ ایرانی، جدا از تفاوت‌های مذهبی، سیاسی و ایدئولوژیک، بر اساس ارزش‌گذاشتن و تأکید بر میراث فرهنگی مشترک در جامعه ایرانیان منطقه واشنگتن» هستند و در سابقه این کانون برگزاری نشست‌های مختلف در این زمینه با دعوت از سخنرانان از کشورهای مختلف بوده است اما در وب‌سایت همین کانون نیز، جیزان درباره بی‌خانمانی در دوران شیوع کووید۱۹ در آمریکا می‌نویسد که البته در شهر واشنگتن‌ دی‌سی، مسئله مطرحی است.

more_vert چقدر ‌به بایدن خوش‌بین باشیم؟

ادامه مطلب

closeچقدر ‌به بایدن خوش‌بین باشیم؟

روزنامه دنیای اقتصاد در گفت وگویی آورد: شکست ترامپ و پیروزی بایدن در انتخابات آمریکا، امیدها و خوش‌بینی‌ها را نسبت به بهبود اوضاع افزایش داده است. چراکه جو بایدن دموکرات بارها اعلام کرده بود درصورت پیروزی در انتخابات به برجام بازمی‌گردد. روزنامه دنیای اقتصاد یکم آذر به گفت وگو با رحمن قهرمان‌پور پژوهشگر ارشد مسائل بین‌الملل پرداخت و نوشت: به‌دنبال پیروزی جو بایدن در انتخابات آمریکا به‌نظر می‌رسد عده‌ای در داخل نسبت به این موضوع بیش از حد خوش‌بین هستند. به‌نظر شما در قیاس بایدن با دونالد ترامپ این خوش‌بینی‌ها چقدر می‌تواند درست باشد؟ نکته نخست اینکه جو بایدن حتما بهتر از دونالد ترامپ است؛ اما بهتر از سایر دموکرات‌ها نیست. این حرف به این معنا است خوش‌بینی‌ای که نسبت به بایدن در مقایسه با ترامپ وجود دارد به هر حال یک واقعیت است. یعنی نمی‌توان انکار کرد ترامپ اقداماتی انجام داده که صرف رفتن او، بسیاری را نه تنها در ایران بلکه در اروپا و کشورهای دیگر نیز امیدوار می‌کند. این خوش‌بینی چقدر واقع‌بینانه است؟ جمله دومی که گفتم ناظر به همین موضوع است که بایدن بهتر از سایر دموکرات‌ها نخواهد بود. یعنی ما با دموکرات‌ها نیز مشکل داشته و داریم و بایدن نیز جزو دموکرات‌های میانه است. بنابراین در صورت ورود بایدن به کاخ‌سفید، وی در همان چارچوبی با ما برخورد خواهد کرد که دولت اوباما برخورد کرد. اما اگر برنی سندرز یا خانم الیزابت وارن که جزو جناح چپ دموکرات‌ها هستند، انتخاب می‌شدند، می‌توانستیم انتظار داشته باشیم که این افراد نسبت به دموکرات‌های قبلی متفاوت باشند. چون این افراد جزو جناح چپ حزب دموکرات هستند. اما بایدن جزو دموکرات‌های میانه است؛ یعنی جایی که باراک اوباما و مایکل بلومبرگ ایستاده‌اند. این افراد قصد ندارند سیاست خارجی دموکرات‌ها را به‌صورت اساسی متحول کنند. درحالی‌که شخصی چون ترامپ که در جناح افراطی حزب جمهوری‌خواه قرار دارد به جناح‌های پوپولیستی و افراطی جمهوری‌خواهان نزدیک‌تر است. بنابراین رفتن ترامپ از کاخ‌سفید فی نفسه یک نوع خوش‌بینی نه تنها در ایران بلکه در کشورهای مختلف ایجاد کرده است. هرچند روی کار آمدن بایدن به این معنا نیست که بایدن کل سیاست‌ خارجی دموکرات‌ها را تغییر خواهد داد. از این منظر خوش‌بینی در داخل کشور ما باید محدود یا واقع‌بینانه باشد. درواقع نباید این‌گونه تصور کنیم که چون ترامپ بد بود و اقدامات بدی علیه ایران انجام داد، پس بایدن از ایران معذرت‌خواهی می‌کند و برای ارتباط با ایران التماس خواهد کرد. یکی از مسائلی که چندسالی است در سیاست خارجی آمریکا مطرح شده بحث کاهش تمرکز بر خاورمیانه و نگاه به چین است. به‌نظر شما این سیاست آمریکا که هم دموکرات‌ها و هم جمهوری‌خواهان به آن پایبند هستند، چقدر معادلات را برای ایران تغییر خواهد داد؟ این مساله، مساله بسیار مهمی است و در این رابطه سیاست‌گذاران ما باید توجه داشته باشند که دو نیرو، آمریکا و دولت بایدن را وادار می‌کند که به تدریج از خاورمیانه خارج شوند؛ نیروی نخست قدرت روزافزون اقتصادی چین است که اگر آمریکا نتواند در زمان مناسب، حضورش را در خاورمیانه کم کند یا هزینه‌هایش را کاهش دهد، در آن صورت ممکن است در مهار قدرت روزافزون اقتصادی چین دیر عمل کند یا موفق نشود. نیروی دوم یک اجماع‌نظر فراحزبی است که طی ۲۰ سال گذشته در داخل آمریکا شکل گرفته است مبنی بر اینکه چرا ایالات‌متحده باید در جهان خارج هزینه زیادی با هدف برقراری نظم و گسترش ارزش‌های لیبرال متحمل شود. درحالی‌که در عمل نتیجه این مداخلات خارجی آمریکا آن چیزی نبوده که این کشور به‌دنبال آن بوده است. حتی در مواردی مانند عراق هزینه‌های ‌آمریکا باعث قدرتمندتر شدن بازیگران دیگری مانند ایران شده است. حال این جریان قدرتمند که به شدت فراحزبی است به‌دنبال آن است که آمریکا در سایر مناطق از جمله خاورمیانه حضورش را کاهش دهد. بنابراین واشنگتن یک تصمیم استراتژیک برای خروج تدریجی از خاورمیانه دارد. در این خصوص خوش‌بینی‌ای که مطرح است این است که شاید چون آمریکا ناگزیر باید از خاورمیانه خارج شود، حاضر باشد از برخی مواضع گذشته خود در قبال بعضی کشورها از جمله ایران تاحدی کوتاه بیاید. این حرف به آن معنا نیست که آمریکا منافع خود را زیر پا می‌گذارد، بلکه به‌صورت ساده به این مفهوم است که شاید بایدن در قیاس با دولت اوباما حاضر باشد امتیاز بیشتری به ایران بدهد. دلیل این امتیاز دادن هم این است که درگیری، مشغله و حضور خود را در خاورمیانه کمتر کند. بنابراین به لحاظ تحلیلی، خوش‌بینی موضوعیت دارد؛ اما این خوش‌بینی نباید منجر به ساده‌اندیشی شود. همچنین این مساله که این خوش‌بینی در عمل تاچه حد، در چه زمانی و چگونه محقق خواهد شد، بستگی به عملکرد نظام تصمیم‌گیری در هر دو کشور، دیپلمات‌ها و سیاستمداران دو کشور دارد. به‌نظر شما در دوره بایدن شاهد چه تفاوت‌هایی در قبال مساله ایران در مقایسه با دولت اوباما خواهیم بود؟ مهم‌ترین تمایز این است که بایدن سعی خواهد کرد از تجربه دولت اوباما بیشترین بهره‌برداری را در تعامل با ایران داشته باشد. یعنی ممکن است بایدن از بخشی از اشتباهاتی که دولت باراک اوباما در ابتدا داشت درس بگیرد؛ همچنین احتمالا وی از تجارب افرادی چون ویلیام برنز که در مذاکرات با ایران حضور داشتند برای تعامل بهتر با تهران بیشتر استفاده خواهد کرد. در صورت ورود بایدن به کاخ‌سفید، چند ماه بعد در خرداد ماه ۱۴۰۰ انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران برگزار خواهد شد و این احتمال بسیار مطرح است که یک شخص اصولگرا رئیس‌جمهور شود. آیا این امر موجب می‌شود که بایدن در ماه‌های ابتدایی ریاست‌جمهوری‌اش درصدد حل بحران هسته‌ای ایران برآید؟ بستگی به آن دارد که بایدن چگونه به صحنه نگاه کند؛ به‌نظر من اگر دولت جو بایدن به این جمع‌بندی برسد که ایران نمی‌خواهد فراتر از برجام مذاکره‌ای داشته باشد در آن صورت ممکن است فرآیند بازگشت به برجام از خرداد سال آینده نیز فراتر برود و به دولت بعدی برسد. اما اگر دولت دموکرات‌ها احساس کند که این احتمال وجود دارد بعد از برجام، راهی برای مذاکره راجع به سایر موضوعات پیدا شود، شاید بازگشت به توافق هسته‌ای سریع‌تر اتفاق بیفتد. بنابراین به‌طور خلاصه این مساله بستگی به ادراک آمریکا از نیت و تصمیم‌های ایران دارد. به‌طور کلی با توجه به صحبت‌هایی که بایدن تا به امروز در رابطه با سیاست‌هایش در قبال ایران مطرح کرده است، آیا حاضر می‌شود تنها بر سر برجام و هسته‌ای مذاکره کند یا مسائل دیگر همچون موشکی و منطقه‌ای نیز حتما باید در دستور کار مذاکرات باشد؟ مصاحبه‌ای که اخیرا آقای ظریف با روزنامه ایران انجام داد نشان می‌دهد که جواب وزارت‌خارجه به این مساله مثبت است. یعنی خوش‌بینی وزیرخارجه نسبت به اینکه بایدن می‌تواند با سه دستور اجرایی تحریم‌ها را لغو کند و به قطعنامه ۲۲۳۱ بازگردد، بیانگر آن است که در تحلیل وزارت‌خارجه، چنین امری ممکن است. درواقع وزارت‌خارجه بر این مساله تاکید کرد که اگر مساله محدود به برجام شود، امکان مذاکره و بازگشت آمریکا به برجام وجود دارد. آیا آمریکای بایدن با توجه به سیگنال‌ها از سوی ایران و با هدف اینکه تنش‌ها بین تهران و واشنگتن کاهش پیدا کند، حاضر می‌شود در گام نخست بپذیرد که فقط در رابطه با مساله هسته‌ای مذاکره شود؟ نظر شخصی من این است که در چنین شرایطی بایدن بازگشت به برجام را کمی طول خواهد داد و این امر به نفع وی خواهد بود. به عبارت ساده‌تر بایدن تلاش می‌کند که از طریق برجام، سیاست‌های منطقه‌ای ایران را مهار کند. درواقع آمریکا برای خروج تدریجی از خاورمیانه باید از پشت سر خود مطمئن شود و اطمینان یابد که در آینده در این منطقه دیگر جنگ و مناقشه‌ای رخ نمی‌دهد که آمریکا مجبور به مداخله شود. بر همین اساس واشنگتن معتقد است اگر ایران حاضر به مذاکره در مورد مسائل منطقه‌ای باشد آمریکا می‌تواند این مساله را حل کند. در چنین شرایطی اگر ایران به هر دلیل بگوید مذاکره در مورد مسائل منطقه ممنوع است واشنگتن برای تحقق این هدف خود لاجرم باید از ابزار برجام استفاده کند. یعنی بازگشتش را به برجام طولانی‌تر کند، مساله موشکی را ذیل برجام مطرح کند و با فشار کشورهای اروپایی از ایران بخواهد که در این رابطه نیز وارد گفت‌وگو شود. بنابراین مذاکره تهران و واشنگتن و مباحث احتمالی این گفت‌وگو بستگی به این دارد که دو طرف چه برداشتی از تصمیمات یکدیگر داشته باشند.

more_vert ایران و رفتن ‌غیرمتعارف‌ترامپ

ادامه مطلب

closeایران و رفتن ‌غیرمتعارف‌ترامپ

روزنامه اعتماد در مطلبی آورد: بانیان تحریم‌های تروریستی علیه مردم ایران روزی باید محاکمه شوند و در این شرایط خطیر که کرونا کشتار می‌کند اعمال‌شان مصداق روشن جنایت علیه بشریت شمرده شود و سکوت دیگر کشورها هم خبر از دنیایی می‌دهد که در آن اخلاق انسانی بیش از هر زمان دیگری رنگ باخته است. روزنامه اعتماد یکم آذر یادداشتی به قلم جعفر گلابی منتشر کرد و نوشت: لعنت بر تحریم‌ها، لعنت بر واضعان و کاسبان و طالبان تحریم‌ها که اگر نبودند ایران هم می‌توانست مثل بسیاری از کشورها قاطع‌ترین راه برای مبارزه با کرونا یعنی تعطیلی کامل و قرنطینه شهرهارا به اجرا بگذارد و از شدت اپیدمی بکاهد و پس از آن با محدودیت‌های ملایم‌تر مبارزه خویش را ادامه دهد. البته از ابتدا باید شدت توفانی که در راه است تشخیص داده می‌شد و از انواع فرصت‌هایی که داشتیم استفاده می‌کردیم که نکردیم در حالی که ما با توجه به مشکلات‌مان بیش از هرکشور دیگری باید انبوه احتیاط‌ها و اقدامات تامینی را با قاطعیت و مستمرا پی می‌گرفتیم... بماند. در این وانفسای سوزان و پرملال و محاصره مشکلات ما می‌توانستیم از تحریم‌ها و تشدید آنها جلوگیری کنیم و با ورق پاره خواندن قطعنامه‌های ضد ایرانی به استقبال این همه مصائب برای ملت خود نرویم. واقعیت آن است که تحریم‌ها بد بلایی برای کشور است و حتی در صورت خودکفایی کامل در همه زمینه‌ها با عدم ارتباطات پایدار با کشورهای مختلف و عدم مبادلات آسان تجاری و ارزی نمی‌توانیم رونق اقتصادی را به دست آوریم. در حال حاضر حتی قدرت‌های بزرگ اقتصادی جهان بخش بزرگی از موفقیت‌های خیره‌کننده خود را مدیون مبادلات گسترده با دیگر کشورها هستند و بی‌اغراق اگر از آن محروم شوند یا خود را محروم کنند بحران‌های بزرگی برای‌شان پدید خواهد آمد. حالا دیگر مردم تحریم‌ها را با گوشت و پوست و استخوان خود لمس کرده‌اند و اگر در خیابان از آنها پرسیده شود نخواهند گفت تحریم اصلا چیست!؟ حالا تولیدکنندگان، بازرگانان، کارخانه‌داران، فعالان اقتصادی، کشاورزان، کارگران و حتی دستفروشی که معنای تورم را خوب فهمیده است امید به رفع تحریم‌ها بسته‌اند تا به ‌کار معمول خویش بپردازند و زندگی کنند. اما به نظر می‌رسد ما نه‌تنها با این نقطه فاصله داریم و انواع مشکلات داخلی و خارجی در رسیدن به آن وجود دارد بلکه قبل از تبادل قدرت در کاخ سفید خطراتی وجود دارد که عبور از آن هوشمندی و خویشتنداری و کم کردن حساسیت‌ها یک ضرورت سیاستمدارانه است. برخلاف برخی تمایلات ترامپ‌نوازانه در داخل وی کینه عجیبی نسبت به کشورمان دارد و ضمن تشدید بی‌امان تحریم‌ها در همین زمان باقیمانده اگر خطری به وجود آورد بعید نیست البته بایدن هم بیاید دنبال منافع امریکاست و اگر ما خود برای مشکلات‌مان چاره‌یابی نکنیم و فرصت‌ها را یکی پس از دیگری از دست بدهیم تغییر چندانی حاصل نخواهد شد. هرچند درز پیدا کردن موضوع حمله به تاسیسات هسته‌ای نطنز را می‌توان بخشی از یک جنگ روانی دانست ولی هیچ کشوری از کنار چنین اخباری حتی اگر جنبه شایعه بودنش وجود داشته باشد به سادگی عبور نمی‌کند. ترامپ اگر برود می‌خواهد رفتنش را به کام خود امریکایی‌ها هم تلخ کند چه رسد به ملت‌هایی که هدف خصومت آشکار اویند. باید بر کینه شتری نهفته در دل یک رییس‌جمهور مستبد و غیر متعارف دست‌های پیدا و پنهان داخلی و خارجی که از آرامش در ایران متنفرند و متضرر هم می‌شوند افزود و هوشیار و صبور به مدیریت اوضاع پرداخت. نتانیاهو و بن سلمان از جمله کسانی هستند که شخصا از تحولات موجود بیمناکند و وفق مراد خود را در رویدادهای جاری نمی‌بینند. آنها و دیگر طالبان تحریم و مشتاقان تشنج دایمی در روابط ایران و امریکا ممکن است در همین دو ماه باقیمانده از تصدی غیر متعارفین در کاخ سفید اوضاعی به وجود آورند که دو کشور در مقابل عمل انجام شده قرار گیرند و بر پیچیدگی و تعلیق‌های خسارت‌بار کنونی بیفزایند. در برابر مجموعه بدخواهان و تشنج‌طلبان هوشمندی و خویشتنداری از نشانه‌های عقلانیت و مسوولیت‌پذیری است. اینجا دعوای میان چند سیاستمدار در دوسوی آب‌ها مطرح نیست، اینجا پای منافع ملتی در میان است که در اوج مشکلات اقتصادی با طغیان کرونا دست و پنجه نرم می‌کند، منافع و امنیت مردمی که بارها تمایل خود به یک زیست آرام و عزتمندانه را ابراز کرده‌اند. متاسفانه عده‌ای تمایل به کم شدن تشنج پیرامون کشورمان را به ترس و زبونی نسبت می‌دهند و به روی خود نمی‌آورند که در حاشیه هر تشنجی این سفرهای مردم است که کوچک می‌شود و انواع ناهنجاری فوران می‌کند و در تنور سوزان فقر این محرومان جامعه هستند که می‌سوزند و هرچه صبر می‌کنند گشایشی که از راه نمی‌رسد هیچ، بلکه بر ناملایمات افزوده می‌شود. شجاعت در درک مردم و فداکاری در محور قرار گرفتن منافع آنها نهفته شده است. اگر انقلاب به وسیله محرومان جامعه به ثمر نشست و اهداف اصلی‌اش برای آنها تعریف می‌شود صبر انقلابی چک کشیدن بی‌حساب از سفره و جیب وصله‌دار آنها نیست. یک زندگی ساده بدون فشار انواع ناهنجاری‌ها و تلاطم‌ها و محرومیت‌ها و تبعیض‌ها چیز زیادی نیست که مردم بخواهند و عده‌ای به هر مناسبتی در ماجراآفرینی اسراف کنند و آرامش را از جامعه بستانند.

more_vert درباره آیت الله جواد تبریزی

ادامه مطلب

closeدرباره آیت الله جواد تبریزی

 آیت الله جواد تبریزی، یکی از مراجع عالی قدر و فقهای برجسته عصر معاصر و از استادان تاثیرگذار و تحول آفرین در حوزه علمیه قم بود. او افزون بر تقدیم شاگردان برجسته به حوزه ها، آثار و تألیفات متعددی در فقه شیعه را نیز به یادگار نهاد. در لابه لای اوراق کتاب تاریخ بشریت و حیات انسانی، چهره های تابناک و برجسته ای بودند که این دوران را با بهترین امتیاز پشت سرگذاشته و با دستیابی به قله قدس و معرفت مقام آدمیت و انسانیت را کسب کردند. عالم وارسته، حاج میرزا جواد تبریزی از جمله عارفان فرهیخته ای بود که با سرمایه عمر خود را با تهذیب خویش و دیگران برکت داد و با هدایت خلق خدا و تربیت شاگردان و عالمان وارسته نام خود را در شبستان عشق و معرفت جاودانه ساخت. زندگی و احوال در ۱۳۰۵ خورشیدی در خانواده ای مذهبی در تبریز کودکی چشم به جهان گشود که نام او را جواد نامیدند. او آموزش علوم را در مدارس زادگاهش آغاز کرد و همپای دوستان خود تحصیلات علوم جدید را در همان شهر به پایان رسانید. جواد از این به بعد راه خود را در پیگیری علوم جدا کرد تا فراگیری دانش را با خواسته های قلبی اش منطبق سازد. هوش و استعدادش تا آن حد آشکار بود که در خانواده، مدرسه و محیط زندگی همگان بدان معترف بودند و وی را برای کسب علم جهت موفقیت و رسیدن به شغل و حرفه ای خاص تر ترغیب می کردند اما جواد تبریزی به سبب علاقه زیاد به مکتب غنی اهل بیت(ع) و روحانیت شیعه سودای دیگری در سر داشت. از این رو از ۱۸ سالگی با شوق فراوان و با وجود مخالفت اطرافیان به مدرسه حوزوی تبریز روی آورد و در ۱۳۲۳ خورشیدی تحصیل علوم دینی را آغاز کرد و در مدت چهارسال مقدمات و مقداری از دروس سطح را در زادگاهش به پایان رساند. او در ۱۳۲۷ خورشیدی تبریز را با هدف استقرار در قم و حضور در حوزه علمیه ترک کرد و در قم رحل اقامت افکند و با پیگیری دروس سطح و اتمام این دوره، خود را برای حضور در درس استادان خارج آماده کرد.(۱) قم، مأمن امنی برای میرزا جواد میرزا جواد که دیگر در بطن جریان زندگی پرتپش حوزه علمیه قم در دوره زعامت آیت الله بروجردی قرار داشت به جمع شاگردان درس های خارج اساتیدی چون آیت الله سیدمحمد حجت پیوست و همزمان فرصت یافت تا زکات علم خود را بپردازد. بنابراین مشغول تدریس کتاب های سطح نیز شد. این دوره پنج سال طول کشید. در طول این مدت چهار سال از محضر آیت الله رضی زنوزی تبریزی بهره کامل برد و از جلسات پرشکوه درست آیت الله بروجردی استاد مسلم در فقه و اصول بهره لازم را گرفت در حالیکه به دلیل بروز استعدادهایش و موفقیت در فراگیری آموزه های استاد بزرگش آیت الله بروجردی از طرف او به عنوان ممتحن طلاب حوزه علمیه قم انتخاب شد اما میرزا جواد که در ادامه تزکیه، تعلیم و تعلم به آیت الله بروجردی اشتهار یافت و در سال های نخست اقامت در قم بیشترین تدریس را در مسجد نور مقابل شیخان داشت که طلاب و فضلاء بسیاری از محضر درس او فیض می بردند.(۲) میرزا جواد علاقه وافر خود را به ادامه علم آموزی از میراث ماندگار و معنوی علوی، آن هم در جوار مرقد مطهر امام علی(ع) حفظ کرده بود تا آن حد که تنها آرزویش هجرت به نجف اشرف و پیوستن به راهیان علوم دینی در حوزه پرآوازه علمیه این شهر روحانی بود اما به سبب فقدان امکانات و وجود مشکلات، تحقق آرزویش را در افق دور دست می دید اما تعلق خاطر عمیق به این سفر وی را برای رسیدن به هدفش کوشاتر می کرد و خلوص نیت او نیز سبب شد که خدای متعال این فرصت مغتنم را فراهم سازد. میرزا جواد در ۱۳۳۲ خورشیدی جهت ادامه تحصیلات به نجف اشرف رفت و تا سال ها نیز بدون استفاده از شهریه و وجوهات معمول در حوزه های علمیه با امکاناتی که در اختیارش قرار می گرفت در نجف به درس و بحث می پرداخت و از افاضات استادان بزرگ و عالی مقام بهره مند شد اما بیشتر از همه از محضر ۲ استاد شاخص حوزه علمیه نجف یعنی آیت الله حاج سید عبدالهادی شیرازی و آیت الله سیدابوالقاسم خویی استفاده کرد. آقا میرزا جواد در بدو ورود به درس آیت الله خویی مورد توجه استاد قرار گرفت تا آن حد که به شورای استفتاء دعوت شد. عضویت او در هیأت استفتای آیت الله خویی، برای وی برکاتی داشت. آیت الله خویی، اعتبار علمی او را تثبیت کرد و وجهه علمی وی را در حوزه بالا برد. از طرفی فرصتی بود که آیت الله تبریزی با مسایل مختلف جهان اسلام و به خصوص جهان تشیع در سراسر جهان آشنا شود زیرا مرجعیت آیت الله خویی، جهانی بود و مقلدان وی در سراسر دنیا وجود داشته اند و از مناطق مختلف جهان استفتا نموده و مسایل خود را با او در میان می نهادند. (۳) در این ایام حوزه های درس نجف در اوج شکوفایی و شور و نشاط بود. از این رو آقا جواد با تمام توان و با آمادگی ذهنی و روحی کامل در جلسات درس استادان مبرز و معروف حاضر می شد و در اوج کمال عملی به مرحله اجتهاد نایل آمد. کم و بیش آوازه علمی آیت الله شیخ جواد تبریزی در حوزه های علمیه پیچید و عده ای از افراد خبره و فضال و اساتید حوزه علمیه، او را به عنوان مجتهد اعلم معرفی کردند. شیعیان از داخل ایران و خارج مانند عربستان و کشورهای خلیج نیز از وی درخواست رساله عملیه کردند، بنابراین وی با احساس مسوولیت مرجعیت را قبول و رساله عملیه خود را منتشر کرد. عزیمت به ایران میرزا جواد تبریزی پس از گذشت ۲۳ سال حضور دائم و فعال در حوزه علمیه نجف اشرف که همراه با آموختن و تحقیق و تدریس و تبلیغ بود، سرانجام در ۱۳۵۵ خورشیدی به هنگام مراجعت از زیارت حرم امام حسین(ع) توسط عوامل رژیم بعث عراق دستگیر و به ایران فرستاده شد. این دستگیری در حقیقت همزمان با اقدام رژیم بعث حاکم بر عراق در دستگیری ایرانیان مقیم عراق و اخراج آنها از این کشور بود. او پس از ورود به ایران بار دیگر در قم ساکن شد و فعالیت های خود را در حوزه علمیه این شهر از سر گرفت. حاج میرزا جواد در مدت اقامت در قم از تمامی وقت خود در مسیر تحقق و تالیف و بحث و تدریس و تربیت شاگردان استفاده کرد و در طول تدریس هزاران طلبه فاضل را تربیت کرد و به جامعه اسلامی تحویل داد و بر اساس روایت همه راویان، حوزه درس او یکی از شلوغ ترین حوزه های درسی در قم به حساب می آمد و تا آخرین روزهای تدریس، درس خارج فقه وی یکی از پررونق ترین جلسات این درس بود.(۴) تالیفات از میرزا آقا جواد تبریزی تألیفاتی به یادگار مانده است که تعدادی از آنها چاپ و منتشر شده اند. ارشاد الطالب، اسس القضاء و الشهادات، طبقات الرجال، تکمله منهاج الصالحین و تعلیقه بر آن، رساله توضیح المسایل، مناسک، شرح کفایه الاصول ... از جمله کتاب های تالیف شده به وسیله این اندیشمند است. نگاه میرزا جواد تبریزی به سیاست برخلاف گروهی از عالمان دینی که توجه و التفاتی به امر سیاسی ندارند و در غیاب سیاست زندگی می کنند، آیت الله تبریزی از جمله فقیهانی بود که به سیاست نگرشی ایجابی داشت و میان دین و سیاست پیوند برقرار می کرد. بدون تردید میرزا جواد تبریزی به دلیل منظر و نیز احاطه ای که بر فقه داشت، استمرار بخش تفکر فقهی آیت الله خویی در حوزه علمیه قم به حساب می آمد. مهمترین اثری که میرزا جواد تبریزی به تفصیل درباره زندگی سیاسی شیعیان در ۲ عصر حضور و غیبت سخن گفته ارشاد الطالب است. او در این اثر همانند بسیاری از فقها از سه منصب برای فقیه جامع الشرایط سخن گفته است. از نظر او حکومت اسلامی در عصر غیبت باید فردی صالح باشد و حدود و تعزیرات شرعی را به اجرا در آورد و به هر تصرفی که موجب حفظ جامعه اسلامی است، اقدام کند. (۵) سرانجام سرانجام این اندیشمند عارف پس از حیات و زندگانی پربار در ۱۳۸۵ خورشیدی رخ از نقاب خاک کشید. منابع: ۱- تبریزی، آیت الله میرزا جواد، قم، نینوا ۲- همان ۳- جعفریان، رسول۱۳۸۵، مقالات تاریخی ، دفتر۴، قم: دلیل ما ۴- آیت الله میرزا جواد تبریزی و حق فقیه در اقامه حکومت دینی ۵- جامع الدرر، ج۲، ص ۲۲۸)

more_vert چالش‌های احیای برجام در دوره بایدن

ادامه مطلب

closeچالش‌های احیای برجام در دوره بایدن

روزنامه شرق در مطلبی آورد: بایدن پس از به‌دست‌گرفتن زمام امور، بسیاری از فرامین ریاستی ترامپ را لغو خواهد کرد، به معاهدات و کنوانسیون‌های بین‌المللی که آمریکا در دوره چهارساله ترامپ از آن خارج شده، باز خواهد گشت و در رویکردهای آمریکا در سیاست‌های منطقه‌ای تجدید نظر خواهد کرد. روزنامه شرق ۲۷ آبان یادداشتی به قلم جاوید قربان‌اوغلی دیپلمات بازنشسته منتشر کرد و نوشت: با وجود تلاش‌های پوپولیستی و اقدامات حقوقی وکلای ترامپ برای تأثیرگذاری و تغییر نتیجه انتخابات اخیر آمریکا، نهایتا او با تسلیم در مقابل روندهای استوار و نظام قانون‌مند آمریکا، شکست را پذیرفت و به این ترتیب بایدن در روز ۲۰ ژانویه سال آینده مسیحی سکان‌دار سیاست در این کشور خواهد بود. بسیاری از کشورهای جهان از اولین روزهای اعلام پیروزی کاندیدای حزب دموکرات، به انحای مختلف خرسندی خود را از کنار رفتن ترامپ ابراز کردند. از منظر بسیاری از رهبران جهان و با وجود تفاوت‌های زیاد در شکل و شیوه حکومت و نظام سیاسی، ترامپ پدیده‌ای شگفت در مدیریت ثروتمندترین و قدرتمندترین کشور جهان بود. اروپا در شش دهه گذشته پس از پایان جنگ دوم جهانی و تا قبل از روی‌کارآمدن ترامپ در سال ۲۰۱۶، با وجود تغییرات هرم قدرت در کاخ سفید، از پیوندهای مستحکم سیاسی و امنیتی توأم با احترام به آمریکا برخوردار بود، با این وجود رفتار تحقیرآمیز ترامپ با بسیاری از رهبران این قاره که برخی از کشورهای آن در زمره قدرت‌های سیاسی و اقتصادی مطرح جهان هستند و پشت‌پازدن او به معاهدات و کنوانسیون‌های بین‌المللی که شالوده نظم نوین جهانی را در چند دهه گذشته پی‌ریزی کرده، به گونه‌ای بود که گویی اروپا برای پایان دوره رئیس‌جمهور سنت‌شکن کاخ سفید روزشماری می‌کرد. با وجود مشابهت‌های دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات در سیاست‌های کلان آمریکا، طبق وعده‌های بایدن در کمپین انتخاباتی‌اش و همچنین سند کنوانسیون ۲۰۲۰ حزب دموکرات که امروز «بایدن- هریس» آن را نمایندگی می‌کنند، اولویت‌های این حزب بازسازی روابط با متحدان، چندجانبه‌گرایی، عدم اشاعه هسته‌ای، تروریسم، دموکراسی و حقوق بشر است و شالوده اصلی سیاست‌های آمریکا در حداقل چهار سال آینده را تشکیل خواهد داد. بر همین اساس و منتج از وعده‌های بایدن، پیش‌بینی اینکه با ورود بایدن به کاخ سفید، تغییرات وسیعی در سیاست‌های چهار سال گذشته آمریکا صورت گیرد، کار چندان دشواری نیست. از همان اولین روز و ساعات نمایان‌شدن پیروزی بایدن، رهبران کشورهای جهان ضمن استقبال از این رویداد، کشور خود را برای آغاز روندی جدید در مناسبات سیاسی و اقتصادی با آمریکا آماده کردند. این روند حتی درباره رهبرانی مانند نخست‌وزیر اسرائیل که از قوی‌ترین روابط سیاسی و شخصی با ترامپ برخوردار بود، مصداق داشت و چنانچه ملاحظه کردیم، نتانیاهو از اولین کسانی بود که پیروزی بایدن را تبریک گفت. کمااینکه عربستان سعودی، امارات متحده عربی و... که بیشترین انتفاع از دوره چهارساله ترامپ نصیب کشورهایشان شده بود، نیز از این قاعده مستثنا نبودند. دلیل این امر هم روشن است و آن واقع‌گرایی در سیاست خارجی و ترجیح منافع ملی در مناسبات با کشورهای جهان است. ظاهرا تنها کشوری که از این قاعده مستثناست و بدون درنظرگرفتن تحولات شگرف سیاسی و اقتصادی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و پایان جنگ سرد و شکل‌گیری شکل جدیدی از مناسبات سیاسی در جهان، همچنان از دریچه دوران «جنگ سرد» به جهان نگریسته، جمهوری اسلامی ایران است. طرفه آنکه حتی روسیه و چین نیز که رقیب و طرف اصلی مناقشات بلوک‌های سیاسی «شرق و غرب» و اتحادیه‌های نظامی ورشو و ناتو بودند، قواعد دوران جنگ سرد را کنار گذاشته‌اند و چنانچه ملاحظه می‌شود چین با حفظ ساختارهای سیاسی و حاکمیت علی‌الاطلاق حزب کمونیست، با تغییر رویکرد در قوانین و مناسبات اقتصادی خود با جهان، گام‌های بلندی را در تبدیل‌شدن به دومین قدرت اقتصادی جهان برداشته و دور از ذهن نیست که قبل از پایان این دهه آمریکا را هم پشت سر گذاشته و به اولین قدرت اقتصادی جهان تبدیل شود. تردیدی نیست که کشورمان شدیدترین آسیب‌ها را در تمام زمینه‌ها از دوره چهارساله اخیر دید. شدیدترین تحریم‌های اقتصادی و به تأیید متخصصان و کنشگران تجاری کشورمان تحریم‌های هدفمند و هوشمند دوره ترامپ حتی به مراتب بسیار سهمگین‌تر از تحریم‌های منتج از قطع‌نامه‌های هسته‌ای شورای امنیت سازمان ملل متحد بود. ترامپ با بی‌اعتنایی و دهن‌کجی به قواعد بین‌المللی و قطع‌نامه‌های سازمان ملل و حتی اسلاف خود، بیت‌المقدس را به‌عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی به رسمیت شناخت و سفارت آمریکا را به این شهر منتقل کرد، انضمام جولان و بخشی از کرانه باختری به سرزمین اشغالی را تأیید کرد و مبتکر و واضع توسعه قرارداد ننگین کمپ‌دیوید و عادی‌سازی روابط دیگر دولت‌های عربی با اسرائیل شد و به بیان صریح‌تر رژیم صهیونیستی را به مرزهای ایران آورد. روشن است که نادیده‌انگاشتن برکناری چنین کسی از رأس هرم قدرت در آمریکا و مشابهت‌سازی «ترامپ-بایدن» چیزی جز ساده‌انگاری سیاسی نیست. بایدن مانند سلف دموکراتش باراک اوباما که مبتکر برجام بود، اعلام کرده که به این توافق باز خواهد گشت. این رویداد در صورت تحقق می‌تواند مهم‌ترین دستاورد انتخابات آمریکا برای ایران باشد؛ هرچند به نظر می‌رسد با توجه به تغییرات وضعیت اقتصادی و سیاسی در ایران با افت‌وخیزهایی روبه‌رو خواهد شد. اینکه این مهم چه زمانی و چگونه به منصه ظهور برسد، تا حد زیادی به عواملی نظیر اجماع سیاسی در کشور برای قبول و مدیریت این مهم نیاز دارد. چنانچه ملاحظه می‌شود دلواپسان و مخالفان کمر همت برای مانع‌تراشی و عدم تحقق این امر بسته‌اند. در کنار کنشگران داخلی، مخالفان برجام از اسرائیل گرفته تا عربستان و امارات نگرانی خود از این تحول را به صراحت بیان کرده‌اند. پادشاه عربستان در دومین خطابه علنی و رسمی خود جهان را به اتحاد در مقابل ایران فراخوانده و رژیم صهیونیستی پا را از این فراتر گذاشته و از جنگ با ایران در صورت بازگشت آمریکا به برجام سخن گفته است. در کنار این موارد علنی به سهولت می‌توان به میزان فعالیت‌های سیاسی و اطلاعاتی توسط لابی‌های این کشورها نزد تیم احتمالی بایدن پی برد. از این رو لازم است ایران خنثی‌سازی این فعالیت‌های دیپلماتیک و اطلاعاتی را جدی گرفته و شورای عالی امنیت ملی به‌عنوان بالاترین مرجع تصمیم‌سازی در کشور این موضوع را در دستور کار قرار دهد.نکته آخر اینکه مهم‌ترین تفاوت ترامپ و بایدن علاوه بر نوع نگرش این دو به توافق هسته‌ای، رویکرد آنها در ایجاد اجماع جهانی علیه ایران است. اگر ترامپ به دلایلی که در صدر این مطلب ذکر آن رفت، بی‌توجه به نظر مخالف متحدان اروپایی آمریکا از برجام خارج شد و باعث تفرقه در بین کشورهای جهان حول محور ایران شد، بایدن مانند اوباما می‌تواند اجماع جهانی علیه ایران را سازمان داده و در صورت بی‌توجهی، ایران را حتی در اجرای برجام نیز با چالش‌های جدی روبه‌رو کند. ازاین‌رو بررسی دقیق رویکردهای بایدن و به‌خصوص سند ۲۰۲۰ حزب دموکرات آمریکا از ضرورت‌های مدیریت چالش‌های پیش‌روی ایران در مدیریت مراحل آتی مذاکرات احتمالی با نمایندگان آمریکا درباره برجام خواهد بود. در همین راستا موضوعاتی مانند تحولات منطقه، توان و برد موشکی، وضعیت بازداشت‌شدگان دوتابعیتی و حقوق بشر که وجه مشترک اروپا و رئیس‌جمهور جدید آمریکاست، از گسل‌های جدی در مدیریت مذاکرات است.

more_vert درباره میرزا مصطفی آشتیانی

ادامه مطلب

closeدرباره میرزا مصطفی آشتیانی

 میرزا مصطفی آشتیانی از علما و مبارزانی بود که در جریان‌های منتهی به انقلاب مشروطه حضوری چشم‌گیر داشت و در برابر ستمگری‌ها و استبداد محمدعلی شاه ساکت ننشست و با آگاهی‌بخشی به مردم کوشید تا بساط بیدادگری را برچیند، موضوعی که سبب شد تا به تحریک دربار، عده‌ای شبانه او را به قتل برسانند. میرزا مصطفی آشتیانی ملقب به افتخارالعلماء پسر دوم حاج میرزا حسن مجتهد آشتیانی از علمای معروف نجف بود. (۱) در خصوص تاریخ تولد و دوران کودکی وی در منابع اشاره‌ای نشده است. وی به واسطه شهرت پدرش خیلی زود در تهران دارای نفوذ شد و جزء افراد معروف و سرشناس تهران و تقریبا مرجع خاص و عام در مسایل عمومی او را می شناختند. وی در ماجرای احداث ساختمان بانک در گورستان و مخالفت با نوز بلژیکی تلاش زیادی از خود نشان داد. (۲) میرزا مصطفی آشتیانی در دوره صدارت اتابک اعظم از نفوذ بسیاری برخوردار بود و از مشاوران و دوستان نزدیک آیت الله طباطبایی و آیت‌الله بهبهانی به شمار می رفت و با آنها ارتباط نزدیکی داشت. فعالیت در انقلاب مشروطه هنگامی که مردم علیه قاجارها شورش کرده بودند و خواستار مجلس بودند و در آذر ۱۲۸۵ خورشیدی زمانی که حاکم تهران می کوشید با به فلک بستند ۲ تن از تجار سرشناس شکر، قیمت شکر را پایین آورد، حادثه ای روی داد و مردم شورش کردند. یکی از این افراد، تاجر ۷۹ ساله بسیار محترمی بود که هزینه تعمیر بازار مرکزی و احداث سه مسجد در تهران پرداخت کرده بود ... بر پایه گفته یکی از شاهدان عینی خبر به فلک بستن تجار مانند برق در سراسر بازار پیچید. به همین دلیل هم مغازه ها و کارگاه ها بسته شد، جمعیت در مسجد بازار گرد آمدند و ۲ هزار تن از تجار و طلاب به رهبری آیت الله طباطبایی و آیت الله بهبهانی در حرم حضرت عبدالعظیم بست نشستند. آشتیانی هم در این دوره جزء یکی از علمایی بود که برای نهضت مشروطیت فداکاری‌هایی انجام می داد. بنابراین در این مهاجرت به همراه آیت‌الله طباطبایی و آیت الله بهبهانی و دیگران به حضرت عبدالعظیم (ع) رفت و در دوران بست نشینی فعالیت زیادی از خود نشان داد. (۳) به توپ بستن مجلس و تحصن در حضرت عبدالعظیم انقلاب مشروطه به پیروزی رسیده بود، مجلس شورای ملی تشکیل شد و نمایندگان به آن راه یافتند اما در این میان بحران های کشور روز به روز بیشتر می شد؛ یعنی انجمن های مختلف تشکیل می شدند و به مخالفت با یکدیگر می پرداختند. در چنین شرایطی محمدعلی شاه در برابر این رویه از مجلس تقاضا کرد، سیدجمال الدین واعظ، سیدحسن تقی زاده، ملک المتکلمین و میرزا ابراهیم منشی سفارت فرانسه و شماری دیگر که از نظر او مایه اغتشاش و فساد امور بودند از تهران تبعید شوند. سرانجام تشتت به جایی رسید که سیدمحمد طباطبایی رهبر طراز اول مشروطه از نحوه اقدام های انجمن ها ابراز نگرانی کرد و گفت وظیفه مقام سلطنت است که مانع از بی نظمی شود زیرا مردم بر جان خود ایمن نیستند. محمدعلی شاه که به عنوان استراحت و بدی هوای تهران به باغشاه رفته بود، بیانیه ای منتشر و تقاضا کرد که برای انجمن ها نظام نامه نوشته شود تا فعالیت آنها روال قانونی پیدا کند و همچنین به قانون مطبوعات که توسط مجلس اول تصویب شده بود، عمل شود و دیگر این که حمل اسلحه به وسیله افراد ممنوع شود و برخی از ناطقین و روزنامه نگاران متشکل از ملک المتکلمین، سید جمال الدین واعظ، جهانگیر خان صوراسرافیل و سید محمد رضا مساوات طرد شوند. مجلس به جز آخرین مورد، بقیه موارد را پذیرفت اما اینک از سراسر کشور تلگراف های تهدید آمیز علیه شاه می رسید که حاکی از آن بود که اگر شاه در برابر مشروطه خواهان تسلیم نشود به طرف تهران حمله خواهند کرد. شاه گفته بود اگر جوانانی که اسلحه با خود حمل می کنند و به عنوان دفاع از مشروطه در مجلس و بهارستان اجتماع کرده اند، پراکنده شوند، او خود با مجلس وارد گفت وگو خواهد شد اما عراده های توپ نظام استبداد زودتر از گفت وگو، خود را به بهارستان رساندند تا کلنل لیاخوف روسی آنجا را به توپ ببندد. بعد از به توپ بستن مجلس و روی کار آمدن محمدعلی شاه، میرزا مصطفی آشتیانی به همراه عده‌ای دیگر از علما از جمله سیدآقا یزدی و سیدمصطفی قنات‌آبادی و عده‌ای از وعاظ و طلاب به دلیل بیدادگری‌های روزافزون عمال استبداد و فشاری که بر مردم وارد می شد، به حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) رفته و در آنجا تحصن کردند. در میان متحصنین وی تلاش زیادی از خود نشان داد و در تدبیر و کاردانی قدرت به سزایی داشت و محور عملیات خصمانه شدیدی بر ضد محمدعلی شاه شده بود. به همین دلیل محمدعلی شاه از وجود او نگران شده و دستور قتل وی را صادر کرد. (۵) سرودن افتخارنامه حیدری میرزا مصطفی شاعر هم بود و «صهبا» تخلص می کرد. از وی کتاب منظوم «افتخارنامه حیدری» برجای مانده که در تهران به چاپ رسیده است. این کتاب از منظومات حماسی دینی به شمار می رود که در ۲ جلد سروده شده است. جلد اول در ذکر غزوات پیامبر (ص) و جلد دوم در وصف جنگ های امیر مومنان علی (ع) و وقایع زمان خلافت آن حضرت و به سبک شاهنامه فردوسی سروده شده است. (۵) وی در این منظومه در تنظیم داده های زندگی حضرت علی(ع) به تمام تاریخ صدر اسلام نپرداخته و هرجا که حضرت علی حضور دارد روایت های مرتبط با آن حضرت در افتخارنامه آورده شده است. افتخارنامه اگرچه عاری از ویژگی های ملی است اما سه زمینه داستانی، قهرمانی و خرق عادت را که از خصوصیات اصلی حماسه هستند به طور چشمگیری پوشش داده است. وزن و بحر افتخارنامه مشابه وزن و بهر شاهنامه است و از آنجایی که آشتیانی تاکید بر صحت وزن داشته است در بعضی موارد ارکان جمله را جابه جا کرده و آن را فدای صحت و وزن کرده است. ترور در حضرت عبدالعظیم فعالیت های آشتیانی در دوره ای که در مرقد حضرت عبدالعظیم بود، باعث شد تا افتخار الملک رییس تجارت که دستیار حکمران تهران نیز بود، صنیع حضرت با چند فرد دیگر را به حضرت عبدالعظیم(ع) فرستاد و میزرا مصطفی را که در آن زمان بالغ بر ۵۰ سال داشت با چهار گلوله به قتل رساند. (۶) منابع ۱- بامداد، مهدی. شرح حال رج ال ایران در قرن ۱۳، ۱۲ و۱۴ هجری، ج ۴، چ ۵، انتشارات زوار، تهران:۱۳۷۸، ص ۱۰۱ ۲- کسروی، احمد. تاریخ مشروطه ایران، چ ۴، صدای معاصر، تهران :۱۳۸۰، ص۸۴۰. ۳- استادی، رضا. گروهی از دانشمندان شیعه، قم: زمستان ۱۳۸۳، ص۲۸۲. ۴- ملکزاده، مهدی. تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ج ۵، چ ۱، انتشارات سخن، تهران: ۱۳۸۳، ص۹۹۲. ۵- طهرانی، اقا بزرگ. الذریعه الی تصانیف الشیعه، الجزء التاسع عشر، نقحه وزادفیه ابن المولف:احمد منزوی، الطبعه الاولی، چاپ اسلامیه، تهران: ۱۳۸۹ ه. ۱۹۶۹ م، ص۲۷۵. ۶- کرمانی، ناظم الاسلام. تاریخ بیداری ایرانیان، بخش دوم، ج ۵، به اهتمام: علی اکبر سیرجانی، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، تهران: زمستان ۱۳۴۹، ص ۲۳۵.

more_vert احیاء و اعتلای فرهنگ و زبان‌باستان مرهون تلاش ابراهیم پورداوود

ادامه مطلب

closeاحیاء و اعتلای فرهنگ و زبان‌باستان مرهون تلاش ابراهیم پورداوود

ابراهیم پورداوود را بنیانگذار ایرانشناسی در کشور می‌شناسند. او در یکی از بزنگاه‌های تاریخی به نشر، پژوهش و کاوش زبان و ادبیات پیش از اسلام پرداخت و در راه احیای فرهنگ و زبان‌باستان متحمل دشواری‌های بسیاری شد. کهن ‌ترین سرودها و متن‌های برجامانده از ایرانیان‌ باستان‌ را هدف‌ اصلی و دستور کار خویش قرار داد. از آن پس، سال‌های متمادی با برخورداری از دانش و دسـتاوردهای ارزشـمند پژوهـندگان‌ نامدار آن‌ کشور به کـار پرداخـت و سـپس برای نخستین‌بار، آموخته‌ها و پژوهیده‌های خود را به زبان مادری‌اش برگردانید. او در دهه‌های پس‌ از آن و تا هنگام خاموشی‌اش، دفترهای گزارش و یادداشت‌های گاهان‌ و اوستای‌ نو را نـخست در هـندوستان و بـعد در ایران نشر داد و پس از سده‌ها، جای خالی بزرگی را در زبان فـارسی پر کـرد. نامش ابراهیم پور داود است، دانش پژوهی که، آوازه کوشش و کنش والای او در اندک‌ زمانی‌ به‌ همه‌ جهان ایرانی و دل‌بستگان به فرهنگ باستانی‌مان رسید.(۱)   سرشت بلندپرواز ابراهیم پورداوود ابراهیم پورداوود، پس‌ از گذراندن دوره‌های آموزشی نخستین در زادگاهش به‌ یـک مدرسه‌ سنتی در حوزه‌ ‌ دینی رفت تا درس‌ دین‌ و فقه بیاموزد اما دیری در ایـن حال‌وهوا نماند و آن سودا را از سـر بـیرون کرد و سپس‌ برای پیگیری آموزش، رهسپار بیروت شد که در آن زمان به سبب‌ بودن آموزش‌گاه‌های اروپایی‌ در آنجا، دروازه‌ جهان باختر به شمار می‌آمد و برخی از خانواده‌های توانا، پویا، پیشرو و آینده‌نگر میهن، فرزندان‌شان را بـدان ‌جا می‌فرستادند اما در آنجا نیز دیری نپایید و سرشت بلندپرواز و جستارگرش، پیش از جنگ‌ جهانی یکم، او را به‌ اروپا کشاند. پورداوود، نخست در فرانسه دانشجوی رشته‌ حقوق شد اما در سفری که به آلمان کرد به سبب شرایط زمان جـنگ نـتوانست از آن‌ کشور بیرون رود و ناگزیر از درنگی درازمدت در آنجا شد. او که از اوان‌ نوجوانی دلی پر از مهر و سری سرشار از سودا و شور ایران‌ دوستی‌ داشت و تا بدان هنگام، نتوانسته‌ بود، رهرو آگاه و پی‌گیر این راه شود، محیط آلمـان را کـه با کارهای والای دانشمندان ایران‌شناس در دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌هایش پایگاه بزرگ ایران‌شناسی در جهان آن‌ روز بود به درستی مناسب‌ آرمان‌ بلند خویش شناخت. او فرصت‌ اقامت‌ ناگزیر در آن سرزمین را غنیمت شمرد و همه‌ توش و توان و هـمت خـویش را بدین کار گماشت و آموزش‌ و پژوهش در گاهان‌ زرتشت و بخش‌های پنج‌گانه‌ اوستای‌ پسین‌ را به منزله‌ کهن ‌ترین سرودها و متن‌های برجامانده از ایرانیان‌ باستان‌، هدف‌ اصلی و دستور کار خویش قرار داد.(۲) پارسیان هند که شخصیت علمی و ادبی پورداوود را شناختند، وی را در ۱۳۰۴ خورشیدی به هند فراخواندند و بزرگداشت شایسته‌ای از او به‌ عمل آوردند. او که تا ۱۳۰۷ خورشیدی در هندوستان ماند، فـرصتی زریـن یـافت‌ که‌ با برخی از خاستگاه‌های سنتی گاهان‌شناسی و اوستاپژوهی آشنا شود و با شـماری‌ از دانـشوران پارسی در زمینه‌ کار خود گفت و شنود و داد و ستد اندیشگی داشته باشد و دامنه‌ گسترده‌تری به پژوهش‌هایش‌ ببخشد. در هـمین سـفر بـود که چاپ چند بخش از گاهان(کهن ترین و مهمترین بخش های اوستا) و اوستای نو را با پشتیبانی و دهش‌ میزبانان‌ خـود آغـاز کـرد، کاری که آن را پس از بازگشتش به ایران‌ در ‌ ۱۳۱۶ خورشیدی در تهران پی‌گرفت. استاد پورداوود در ۱۳۰۷ خورشیدی از بمبئی به آلمان بـازگشت و کـارهای‌ پژوهـشی‌اش‌ را با دامنه‌ فراخ‌تر ادامه داد. او در آلمان به پژوهش درباره اوستا و تمدن ایران باستان پرداخت و تغییر جلد دوم «یشت‌ها و خرده اوستا» و نخستین جلد «یسنا» را به پایان رساند. (۳) هرچند هنوز کـارهای‌ نـاتمامی در دسـت داشت و نیازمند به بهره‌گیری‌ از دستاورد دانشمندان آلمانی بود، ناگزیر شد که‌ بـه تـهران بازگردد و در آنجا در وضع بسیار دشواری‌ به کار بپردازد. با این همه بر اثر پشتکار و همت و اراده نـستوهش توانست کمبودها و تنگناها را پشت سر بگذارد و کار شگرفش‌ را به‌ سرانجامی‌ سـزاوار بـرساند. دانشگاه تهران که‌ در هنگام بازگشت پورداوود به مـهین، تـازه چند سالی از گشایش آن می‌گذشت، کرسی‌ استادی‌ ادب‌ و فرهنگ‌ باستانی‌ ایران‌ را بدو سپرد. وی‌ به منزله‌ بنیانگذار دانـش شـناخت‌ ایران‌باستان، از آن زمان تا پایان زنـدگانی بـرومندش، افزون بـر پروردن صـدها دانشجو و پژوهشگر در این زمینه که بـرخی از آنـان‌ سپس‌ به‌ استادی‌ در همین رشته رسیدند به کار گزارش سرودها و متن‌های‌ کـهن بـرجا مانده‌ ایرانی پرداخت و میراث گران‌مایه‌ای را کـه سده‌ها ناشناخته و دور از دسترس و فـرورفته در غـبار فراموشی مانده‌ بود، از هزارتوهای رازآمـیز بـیرون کشید و به دانشگاه و پژوهشگاه‌ها و کتاب‌خانه‌های همگانی و سپس به خانه‌های همه‌ ایرانیان کشانید و ارج و پایـگاه والای آن را بـر همه‌ دوستداران ایران آشکار گـردانید.(۴) گزارش گاهان و اوستای نو پورداوود در گـزارش‌ گـاهان و اوستای نو، هـیچگاه بـه دستکم‌ خرسند نشد و تـا آنـجا که می‌شد به پیش رفت تا هر چه بیش‌تر و رساتر بنویسد و ژرفانگری و کنجکاوی کـند و گـوشه و کنارهای‌ درون‌مایه‌ سخن را روشنی‌ بخشد. یـکی از سـودمندترین و آموزنده‌ترین سـویه‌های کـار او ایـن بود که در تنگنای خـاستگاه‌ها و پشتوانه‌های برجا مانده و یافتنی از ایران باستان نماند و همه‌ تاریخ‌ و فرهنگ و ادب هزاره‌ اخیر را نیز که فـرآورده‌هایش بـیش تر و یافتنی‌تر بود در چشم‌انداز خویش جای داد و راه پیـموده‌ بـزرگان‌ اهـل انـدیشه و فـرهنگ ایران در سده‌های نـزدیک‌تر بـه روزگارش را با طی‌ زمان و مکان، گام‌به‌گام درنوردید و در هر جا که نشان از روزگاران سپری شده‌ کـهن یـافت، آن را غـنیمت شمرد و گرامی‌ داشت و پیوند آن را با بنیادها و سـرچشمه‌ها در هـزاره‌های دور دریـافت‌ و آفـتابی کـرد. اسـتاد در این رهگذر ده‌ها کتاب تاریخی و دیوان شعر را خواه به فارسی، خواه به عربی کاوید و صدها اشاره و بیت و عبارت‌ را از آنها برگرفت و در بافتار گسترده‌ گزارش خود گنجانید تا خـواننده‌ دریابد که‌ سرچشمه‌ سرچشمه‌ها در کجاست. از این دیدگاه، می‌توان گفت که او نه مترجم یا گزارشگر ساده‌ سرودها و متن‌های‌ برجا مانده‌ دیرینه، بلکه فراهم آورنده و سامان‌بخش پاره‌های پراکنده‌ و از هم‌ گسیخته‌ فرهنگ پریـشان شـده‌ میهن خویش بود. او در این کنش و آلایش، شاگرد فردوسی بزرگ بود و پا برجای ‌پای‌ استاد توس گذاشت و اگرچه حماسه ای نسرود، هزاره ای پس از او، گزارشی‌ حماسه‌گونه از فرهنگ‌ نیاکان، به هم‌میهنانش پیشکش‌ کرد. او نخستین فردی بود که‌ در گستره‌ پژوهش، توانست دیوار میان ۲ بخش پیش و پس از اسلام تاریخ‌ ایران را فرو ریزد و به‌ ایرانیان این روزگـار و آیـندگان نشان دهد که پیشینه‌ای نـه تـنها هزار ساله، بلکه هزاران ساله دارند و صدها گوهر شب‌چراغ در گنج شایگان‌ نیاکانش نهفته است. دوره‌ گزارش گاهان و اوستای نو پورداوود، فرهنگ‌نامه یا دانش‌نامه‌ تاریخ و ادب کـیش مـزداپرستی از آغاز تا روزگار وی بـه شـمار می‌آید که هر چند پاره‌ای از داده‌های آن در پژوهش‌های پسین و با دستیابی پژوهندگان به پشتوانه‌های نویافته‌، گونه‌ و روایت بهتر و رساتری یافته است، اعتبار پژوهشی‌اش از جهت‌های بسیاری همچنان‌ برجاست. این گزارش، خود سـرچشمه‌ بـزرگی‌ برای کوشش‌های‌ پسین شاگردان و رهروان راه فرخنده‌ استاد پورداوود است.(۵) تأسیس انجمن ایرانشناسی پورداوود به سبب مقام بلند علمی به‌عنوان نماینده دانشگاه تهران به بسیاری از کنگره‌های فرهنگی و ادبی دعوت می‌شد و از اعضای اصلی بسیاری از انجمن‌ها و مؤسسه‌های ادبی و فرهنگی بود و به احترام وی محافل بزرگداشت بسیاری برگزار می‌شد. وی مدت ۴ سال ریاست انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان را برعهده داشت و از اعضای شورای فرهنگی سلطنتی ایران و نیز از اعضای هیات امنای کتابخانه بزرگ پهلوی بود. استاد در ۶ مهر ۱۳۲۴ خورشیدی به تأسیس انجمن ایرانشناسی همت گماشت که انجمنی غیردولتی بود و به انتشار کتاب‌هایی در زمینه زبان و تاریخ ایران پرداخت. دانشمندانی چون تقی زاده، منوچهر ستوده، بقایی کرمانی، نصراله فلسفی، سعید نفیسی، محمد معین، ذبیح‌اله صفا و عده‌ای استادان خارجی در آن انجمن و دبیرستان فیروز بهرام که در کنار آن دایر شده بود به تدریس و تألیف می‌پرداختند. در ۱۳۴۴ خورشیدی پورداوود به عضویت «آکادمی جهانی هنر و دانش ورل» انتخاب شد. در ۱۳۴۶ خورشیدی، نماینده پاپ پل ششم در ایران به پاس خدمات انسان‌دوستانه پورداوود، نشان شوالیه سن‌سیلوستر را به همراه نامه‌ای به وی تقدیم کرد. پورداوود در ۱۳۴۲ از دانشگاه تهران بازنشسته شد و در ۱۳۴۶ عنوان استاد ممتاز دانشگاه را به دست آورد. آثار برجای مانده از پورداوود ایرانشاه در شرح مهاجرت زردشتیان ایران به هند، گزارش اوستا، خرمشاه بخشی از سخنرانی‌های پورداوود درباره آیین و کارنامه زبان باستان ایراد شده در هند، گفت‌وشنود پارسی، کتاب درسی برای آموختن زبان پارسی به هندوها، سوشیانس، فرهنگ ایران باستان، گفتارهایی درباره فرهنگ ایران باستان و برخی واژه‌های ایرانی، هرمزدنامه درباره گیاهان خوراکی و دارویی و نیز واژه‌شناسی، آناهیتا یا پنجاه گفتار، شامل مقاله‌هایی درباره تاریخ و تمدن و زبان ایرانیان، خوزستان ما درباره قوم خوز، بیژن و منیژه گزیده‌ای از شاهنامه، فریدون گزیده‌ای از شاهنامه، زین ابزار، تاریخچه‌ای از سلاح‌های کهن ایرانی و ترجمه کیمیای سعادت امام محمد غزالی از جمله آثار استاد پورداوود به شمار می روند. پورداوود، دستی هم در زمینه شعر داشت و در واقع کار خود را با سرودن شعر آغاز کرد. دیوان شعر او شامل قصیده غزل، مسمط، ترجیع‌بند و به طورکلی اشعاری است که در جنگ جهانی اول سروده و دارای موضوعات و مضامین وطنی است. چند شعر نیز مربوط به دوران جوانی و پیری او در این دیوان دیده می‌شود. پورداوود دیوان خود را به نام یگانه دخترش پوراندخت‌نامه نامید. افزون بر دیوان، منظومه‌ای به نام یزدگرد شهریار نیز از آثار شعری اوست که ۱۹۷ بیت و درباره کشته شدن یزدگردسوم، آخرین پادشاه ساسانی است.(۶) منابع: ۱- قزوینی، محمد، ۱۳۳۵، مکتوب قزوینی-پورداوود، یغا، سال نهم، مرداد، صص۲۲۱- ۲۱۶ ۲- نیکویه، محمود، ۱۳۷۸، پورداوود؛ پژوهنده روزگار نخست، رشت ۳- مینوی، مجتبی، ۱۳۰۶، مطبوعات وارده، آینده، سال دوم، شماره ۷، ص۵۵۷ ۴- هوخت، ضمیمه، یادی از روانشاد استاد پورداوود، به مناسبت نخستین سالروز درگذشت ۵- اسنادی از مشاهیر ادب مـعاصر،جـلد سوم. ۶- یارشاطر، احسان، ۱۳۳۹، انتقاد کتاب؛ یسنا، راهنمای کتاب، شماره اول، سال سوم، اردیبهشت۱۳۳۹

more_vert سیاست خارجی دولت بایدن در قبال خاورمیانه

ادامه مطلب

closeسیاست خارجی دولت بایدن در قبال خاورمیانه

 اندیشکده بین‌المللی مطالعات ایران در عربستان در گزارشی تحلیلی نوشت: خاورمیانه با تغییرات پرآشوبی روبرو است و بدون تردید پیروزی بایدن نشان می‌دهد که تغییرات مشخصی در رویکرد واشنگتن درباره تنش‌های منطقه‌ای رخ خواهد داد.  اندیشکده بین المللی مطالعات ایران در عربستان نوشت: پیروزی "جوبایدن" کاندید حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در شرایط سخت خاورمیانه صورت گرفته است. خاورمیانه با تغییرات پرآشوبی روبرو است و بدون تردید پیروزی او نشان می‌دهد که تغییرات مشخصی در رویکرد واشنگتن درباره تنش‌های منطقه‌ای رخ خواهد داد. در بخش دیگری از این گزارش آمده است: بایدن احتمالا در سیاست خاورمیانه‌ای خود بر روی حمایت از منافع آمریکا و هماهنگی با همپیمانان واشنگتن تمرکز کند و سوریه ،عراق و یمن از جمله مسائل تاثیرگذار در آینده روابط ایران و آمریکا خواهد بود. بایدن در مسیر بازگشت به توافق هسته‌ای اظهارات اخیر بایدن نشان می‌دهد که احتمال دارد او درباره برخی مسائل منطقه خاورمیانه شیوه جدیدی را در پیش گیرد. او هشدار داده است که سیاست «فشار حداکثری» دولت ترامپ سبب شده است که اصولگرایان دست برتر را داشته باشند و برای به دست گرفتن دولت آینده ایران تلاش کنند. بایدن متعهد شده است در صورتی که ایران به طور کامل به بندهای توافق هسته‌ای پایبند باشد، آمریکا بار دیگر به توافق هسته‌ای بازخواهد گشت. تحریم‌هایی که دولت ترامپ علیه ایران وضع کرده سبب شده است بایدن در مسیر بازگشت به توافق هسته‌ای با سختی‌هایی روبرو شود. از این رو، بایدن از رویدادها پیشی گرفته و گفته است هرگونه تعامل با ایران بر پایه پایبندی تعهدات واشنگتن به همپیمانان منطقه‌ای خود خواهد بود. برپایه این گزارش، سیاست آمریکا درباره ایران متکی بر راهبرد هدفمند آمریکا در راستای تامین منافع آمریکا و حفظ موازنه قدرت در منطقه خواهد بود. در شرایطی که در داخل آمریکا مردم خواهان عقب‌نشینی نیروهای آمریکا از منطقه و پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان هستند این موضوع نگرانی‌هایی را برای بایدن به ویژه درباره تعامل با همپیمانان منطقه‌ای آمریکا به دنبال داشته است. تغییرهای احتمالی در سیاست بایدن سیاست بایدن در منطقه درباره برنامه هسته‌ای ایران در روش و ابزارهای با سیاست ترامپ تفاوت خواهد داشت. شماری از مشاوران بایدن هم گفته‌اند که دولت آینده آمریکا شیوه‌های مشخصی را در دستور کار قرار خواهد داد. «آنتونی بلینکن» مشاور بلندپایه بایدن در روابط خارجی از شیوه ترامپ درباره ایران انتقاد کرده است. او گفته است روابط آمریکا با ایران اکنون در مقایسه با گذشته بسیار بدتر شده است. او درباره ماهیت رویکرد احتمالی بایدن درباره ایران گفته است بایدن در رویکرد دیپلماسی خود با همپیمانان آمریکا هماهنگ خواهد بود. در این زمینه «جیک سالیوان» که سمت مشاور امنیت ملی بایدن در دوره «اوباما» را بر عهده داشت و در مذاکرات درباره موضوع هسته‌ای ایران نقش‌آفرین بود معتقد است؛ سیاست خارجی آمریکا در خلیج فارس از طریق مذاکره با همپیمانان منطقه‌ای آمریکا فراگیرتر خواهد بود. واشنگتن باید بر روی پرونده هسته‌ای ایران و مذاکره درباره آن تمرکز کند و روند مذاکره در سطح منطقه را تسهیل کند تا بازیگران منطقه‌ای هم بتوانند در آن نقش‌آفرین باشند. با پذیریش این رویکرد از سوی دولت بایدن می‌توان میان ملاحظات راهبردی و تاکتیکی آمریکا با هدف کاهش تنش‌های منطقه‌ای و حمایت از منافع اقتصادی و نظامی به ویژه در تنگه‌های اصلی منطقه موازنه ایجاد کرد. از نامشخص بودن سیاست بایدن در سوریه تا نگرانی وی در مورد عراق سوریه یکی از مهمترین همپیمانان ایران در منطقه است. بایدن به طور آشکار در مناسبت‌های مختلف از نظام سوریه و «بشار اسد» رئیس جمهوری این کشور انتقاد کرده است، با وجود همه این مسائل هنوز هم مشخص نیست که دولت بایدن در سایه تنش‌های رو به رشد با ترکیه در سوریه دقیقا چه سیاستی را در پیش خواهد گرفت. عراق هم منبع نگرانی بایدن است. او به دلیل اینکه درباره مواضع خود درباره عراق با انتقادهایی از سوی حزب جمهوریخواه و دموکرات روبرو شد، رنج برده است. در شرایط کنونی گزینه نخست و مهم بایدن تعامل با دولت کنونی عراق خواهد بود. او به کاهش نیروهای نظامی آمریکا در عراق تمرکز خواهد کرد. اما گزینه عقب‌نشینی فراگیر را کنار خواهد گذاشت. همچنین بایدن بر اهمیت نظام‌های کارآمد و دولت‌سازی برای پایان دادن به تنش‌ها و جنگ‌ها در منطقه تاکید کرده است. پیش‌بینی می‌شود دولت آمریکا تحت رهبری بایدن با دولت «مصطفی کاظمی» در عراق تعامل داشته باشد. اما نفوذ ایران در عراق مایه نگرانی وی خواهد بود. تظاهراتی که در عراق در مخالفت با دخالت خارجی در این کشور صورت گرفته است بر چالش‌های بایدن برای رویارویی با نفوذ ایران و حمایت از دولت مستقر عراق خواهد افزود. لبنان در راس اولویت‌های واشنگتن نیست حضور حزب الله در منطقه در نتیجه سیاست ‌های آینده ایران و آمریکا با نقطه عطفی روبرو خواهد شد. لبنان همواره با بی‌ثباتی سیاسی و رکود اقتصادی روبرو است و این موضوع به ویژه پس از انفجار سنگین بندر بیروت وضعیت این کشور را در شرایط ناگواری قرار داده است. بایدن پس از انفجار بندر بیروت با مردم لبنان ابراز همدردی کرده است. پیش‌بینی می‌شود وی «سعد الحریری» و دولت وی را زیر فشار قرار دهد تا اصلاحات متناسب با کشور را در دستور کار قرار دهند. هنوز زود است که درباره رویکرد بلندمدت بایدن درباره لبنان گمانه‌زنی کرد. زیرا لبنان در راس اولویت‌های واشنگتن نیست. از این رو، دولت بایدن منتظر خواهد ماند تا طرح دولت جدید لبنان را ارزیابی کند. حمایت واشنگتن از هرگونه برنامه اصلاحاتی در لبنان موضوعی اساسی است. رویکرد فرانسه هم در پرونده برنامه اصلاحات لبنان در این زمینه نقش مهمی بازی خواهد کرد. بازنگری نقش آمریکا در یمن بایدن گفته است برای پایان دادن به جنگ یمن نقش آمریکا در یمن را مورد بازنگری قرار خواهد داد. با وجود اینکه بایدن پیش از این از اهمیت بازنگری در موضع آمریکا در حمایت از عربستان و همپیمانان آن در جنگ یمن سخن به میان آورده است بازهم اینگونه گمانه‌زنی می‌شود که بایدن بدون مشورت ریاض و همپیمانان آن در منطقه وارد پرونده یمن نشود. این موضوعی است که آمریکا، کشورهای اروپایی و عربستان بر روی آن اتفاق‌نظر دارند.

more_vert تلاش‌های ناکام عباس میرزا در دوره دوم جنگ‌های ایران و روس

ادامه مطلب

closeتلاش‌های ناکام عباس میرزا در دوره دوم جنگ‌های ایران و روس

رجال حکومت قاجاری به‌ویژه شخص عباس میرزا به دلیل شکست دیپلماتیک در قرارداد گلستان، تلاش‌هایی برای بازپس گیری سرزمین‌های از دست رفته آغاز کردند که با پشتوانه حکم جهادی روحانیان همراه شد و به دوره دوم جنگ انجامید اما این مجاهدت ها ناکام ماند. گسترش مناسبات سرمایه‌داری در جهان و در پیوند با آن، رقابت امپراطوری های بزرگ که با رویکردی امپریالیستی و استعمارگونه در پی تسلط بر منابع انرژی و طبیعی سرزمین های دیگر و از جمله ایران بودند، زمینه ساز افزایش سیاست های توسعه طلبانه آنها در سده نوزدهم میلادی شد. استراتژی کانون های قدرت در این زمان بهره‌گیری از منابع اقتصادی و انسانی سرزمین های دیگر با ابزار سلطه نظامی بود. روسیه تزاری از جمله این قدرت ها بود که در رقابت با انگلیس و با کمک ماشین جنگی خود و استفاده از ضعف ساختاری و سیستماتیک حاکمیت ایران در عصر قاجار، سیاست استعماری خود را دنبال می کرد. به همین دلیل هم منطقه قفقاز به عنوان مهمترین منطقه مجاور تزارها می‌بایست با استراتژی مشخصی تحت سلطه قرار می گرفت زیرا این منطقه با توجه به موقعیت خاص جغرافیایی و اقتصادی خود، می توانست عمده‌ترین تأمین کننده منابع انرژی و مواد اولیه مورد نیاز کارخانجات نوپای روسیه باشد. در نتیجه آتش جنگ بر سر این منطقه میان تزارها با قاجارها شعله‌ور شد که در نتیجه دوره اول جنگ، عهدنامه‌ای در گلستان از توابع قراباغ در ۱۱ فصل و یک مقدمه نوشته شد(۱) اما این معاهده گلستان چنانکه معلوم شد، تنها پایان نخستین دوره از دوئل ایران و روسیه تزاری بر سر ماوراء قفقاز بود و ۱۳ سال بعد دوباره جنگی میان آنها آغاز شد. علل شروع دوره دوم جنگ دوره دوم جنگ میان ایران و روسیه تزاری در روزهای پایانی آبان ۱۲۰۴ خورشیدی با هجوم حسین‌خان سردار بیگلربیگی ایروان آغاز شد. (۲) این دوره از جنگ به علل مختلفی به وقوع پیوست؛ یکی اینکه دست‌اندازی روس‌ها به قلمرو ایران از جمله بخش‌های ارس، گوگچه، قپان باعث نارضایتی بسیاری از حاکمان سرزمین‌های ایرانی که به تصرف روس‌ها درآمده بودند از جمله ابراهیم‌خان جوانشیر حاکم شوشی شده بود. همچنین معاهده گلستان، بیش از آنکه حاصل شکست نظامی ایران باشد، حاصل ضعف ایران در عرصه دیپلماسی و ناآگاهی از شرایط بین‌الملل بود که به‌واسطه اوزلی وزیر مختار انگلیس به عباس‌میرزا و فتحعلی شاه تحمیل شد. بنابراین عباس‌میرزا به این معاهده به‌مثابه قرار متارکه می‌نگریست که به وی فرصت لازم را برای مذاکره با روس‌ها به‌منظور بازگرداندن سرزمین‌ها می‌داد و همچنین این فرصت را می‌یافت که با بازسازی قوای نظامی خود، دوباره در فکر جنگ باشد. او و مشاورانش تنها با بازگرداندن سرزمین‌های ازدست‌رفته به صلح تن می‌دادند. (۳) و همچنین از دست رفتن این سرزمین‌ها، موقعیت عباس‌میرزا به‌عنوان ولیعهد را تا حدی به‌خطر انداخته بود به همین دلیل هم به این فکر می کرد تا با بازپس‌گیری این مناطق بتواند آینده سلطنت خود را تضمین کند.   حکم جهاد علما برای جلب حمایت معنوی، نظامی و مالی همه مردم ایران از دولت قاجار در جنگ ایران و روسیه تزاری، فتوای روحانیون برای شرعی جلوه دادن نبردها ضروری بود. این فتاوا، برای تغییر نگرش مردم به این نبردها از درگیری میان قاجارها و روس‌ها به جهاد فی‌سبیل‌الله و جنگ اسلام و کفر بود. همچنین در صورت صدور فتوای جهاد، دولت قاجار بهتر می‌توانست از مردم مالیات بگیرد؛ چون دولت نامشروع حق گردآوری آن را نداشت. پس عباس‌میرزا امیدوار بود با بسیج نفرات و امکانات به‌کمک علما، بتواند سرزمین‌های ازدست‌رفته بر اساس معاهده گلستان را پس بگیرد. (۴) با توجه به چنین دیدگاه هایی بود، همه علما بر ضد تزارها فتوا صادر کردند. در همین خصوص سیدمحمد مجاهد پس از دریافت نامه‌های مردم و مشورت با فتحعلی شاه به همراه تعدادی از روحانیون به تهران رفت(۵) وی نامه‌هایی به روحانیون ایران نوشت و از آنها خواست مردم را به جهاد دعوت کنند. اجتماع بزرگی از روحانیون در تهران تشکیل شد و شاه با لشکریانش به سلطانیه رفت. در همین زمان «منشیکف» فرستاده تزارها هم وارد سلطانیه شد تا در باب شرایط صلح مذاکره کنند.(۶) با اجتماع روحانیون و لشکریان در سلطانیه و صدور فتوای جهاد، فتحعلی‌شاه به سفیر روسیه که پیشنهاد جدیدی برای واگذاری سرزمین‌ها نداشت، دستور به بازگشت داد و فرمان حمله به روس‌ها را صادر کرد. (۷) آغاز جنگ با پایان معاهده عباس میرزا به عنوان ولیعهد و فرمانده سپاه ایران راهی نواحی تصرف شده، شد اما روس‌ها به دلیل اینکه مهیای جنگ نبودند، غافلگیر شدند و سپاهیان ایرانی تمامی ولایات از دست رفته از جمله باکو، دربند، شوشی، داغستان، ایروان و تالش را به تصرف درآوردند. پس از این اقدام سپاه قاجارها، پاسکوویچ سردار تزار که به تازگی از جنگ‌های روس و عثمانی فارغ شده بود، فرماندهی سپاه روس در قفقاز را عهده‌دار شد و یرملوف به خاطر عدم کامیابی در جنگ از طرف تزار روسیه احضار شد. پاسکوویچ درصدد برآمد، تمامی نواحی تصرف شده توسط ایرانیان را بازپس گیرد. به همین دلیل هم نخست قره‌باغ و سپس ایروان را تصرف کرد در جبهه‌های تالش و لنکران قوای ایران را شکست داد و با شتاب خود را به گنجه رساند. (۸) عباس میرزا هم با ۳۰ هزار سپاهی عازم گنجه شد. در این نبرد که به جنگ گنجه معروف شد، نخست پیروزی با سپاه ایرانیان بود اما به علت خیانت آصف‌الدوله صدراعظم جدید ایران در اعزام نیرو در سپاه ایران بی‌نظمی به وجود آمد و تلاش‌های عباس میرزا هم برای نظم بخشیدن دوباره به امور نتیجه نداد. اینچنین بود که نیروهای ایرانی ناچار به عقب‌نشینی شدند و در نتیجه این عمل تلاش‌های ایرانیان در کسب فتوحات به خطر افتاد و باعث پیروزی کامل پاسکوویچ و سپاهیانش شد. پس از تصرف گنجه و وارد آمدن تلفات سنگین به سپاه ایران سرانجام معابر ارس به دست روس‌ها افتاد. کشتی‌های جنگی روسیه در سواحل روسیه با ترکمان‌ها و ایلات یموت سازش کردند و حتی آن‌ها را به طغیان علیه دولت ایران ترغیب کردند. عباس میرزا هم آخرین نیروهای خود را در سردارآباد متمرکز کرد و با قوای روسیه به نبردی سخت پرداخت اما نرسیدن آذوقه و جیره و مواجب سپاهیان از تهران باعث تضعیف و متزلزل شدن روحیه سربازان ایرانی شد و سردارآباد به تصرف سردار روس درآمد و قوای ایران به کلی از ساحل چپ رود ارس به داخل آذربایجان رانده شدند. پاسکوویچ در تعقیب سپاه وارد آذربایجان شد و پایتخت ایران را مورد تهدید نظامی قرار داد.(۹) پس از آن عباس میرزا دسته‌های متفرق سپاه خود را به خوبی سازماندهی کرد و حفاظت از تبریز را به آصف‌الدوله سپرد اما با خیانت آصف‌الدوله، تبریز توسط ارتش روسیه تصرف شد. سپاه روسیه بدون مقاومت مردم وارد شهر شده و ذخایر و مهمات دولتی را به تصرف درآوردند. با تصرف تبریز نیروهای ارتش روسیه تا ده خوارقان پیش رفتند. در این هنگام بود که عباس میرزا، فتحعلی‌خان رشتی را نزد پاسکوویچ فرستاد و از وی تقاضای صلح کرد. جنگ کوتاه دوم از بسیاری جهات چکیده‌ جنگ اول بود، با این اختلاف که این بار روسیه با قاطعیت بیشتری پیروز شد. به همین دلیل هنگامی که نیروهای روسیه به تبریز رسیدند و مانعی بر سر راه تهران نبود، فتحعلی شاه تقاضای صلح کرد و معاهده ترکمانچای به جنگ پایان داد. درباره‌ قفقاز معاهده عمدتاً تکرار مفاد عهدنامه گلستان بود اما فتحعلی شاه مجبور شد، خانات ایروان و نخجوان و منطقه‌ اردوباد را نیز به روس ها واگذار کند(۱۰) منابع ۱- علی اصغر شمیم، ایران در دوره سلطنت قاجار، تهران: مدبر، ۱۳۷۴، ص ۹۲ ۲- فرزام اجلالی، بنیان حکومت قاجار، تهران: نی، ۱۳۷۳ص ۲۷ ۳- قائم‌مقام فراهانی، ۲۵۳۷، ص۳۷ ۴- جعفر آقازاده، «تحلیلی بر نقش روحانیون شیعه در دوره دوم جنگ‌های ایران و روس، فصلنامه علمی-پژوهشی شیعه شناسی، ص ۹ ۵- مستوفی انصاری، ۱۳۴۹، ص۳۷ ۶- محمدتقی (لسان اسپک) سپهر. ناسخ‌التواریخ، دوره‌ کامل تاریخ قاجاریه، ج ۱، به اهتمام و تصحیح کامل و فهارس، جهانگیر قائم مقامی، تهران: امیرکبیر، ۱۳۳۷، ص۳۶۴-۳۶۵ ۷- قاضیها، ۱۳۸۰، ص۱۱-۱۴ ۸- علی اصغر شمیم، ص ۱۷۵، ۱۷۶ ۹- همان، ۱۸۰ ۱۰- تادیوس سویتوخوسکی، آذربایجان و روسیه (۱۹۰۵-۱۹۲۰): شکل­گیری هویت ملی در یک جامعه مسلمان، ترجمه: کاظم فیروزمند، تهران: شادگان، ۱۳۸۱، ص۱۸.