more_vert درباره شهید محمدجواد تندگویان

ادامه مطلب

closeدرباره شهید محمدجواد تندگویان

 ۹ آبان سالروز به اسارت درآمدن شهید محمدجواد تندگویان است، بزرگمردی که مرور زندگی و فعالیت‌های او حکایت از مجاهدت هایش دارد. او ۱۱ سال در زمان اسارت به دست نیروهای بعثی چون کوهی مقاوم ایستادگی کرد و با شهادت، پیروزی را در این مبارزه از آن خود کرد. شهید محمدجواد تندگویان بالاترین مقام کشوری جمهوری اسلامی ایران بود که در دوران هشت ساله دفاع مقدس توسط رژیم بعثی به اسارت گرفته شد. مرور زندگی و فعالیت های این وزیر نفت کابینه شهید محمدعلی رجایی که درست چهل روز پس از آغاز جنگ تحمیلی اسیر شد به خوبی حکایت مجاهدت ها و مظلومیت های یاران خمینی کبیر را بازنمایی می کند. شهید تندگویان که حضرت آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری به زیبایی تمام او را شهید غریب خوانده اند با همکاری مشترک دشمن رودر رو و ستون پنجم داخلی اسیر و سال های سال سخت ترین شکنجه های جسمی و روحی و نیز درد دوری از خانواده و میهن را تاب آورد و حاضر نشد حتی کلامی علیه یاران، همرزمان و هم میهنان خود بگوید. او جان شیرین خود را در اوج جوانی بر سر اهداف والایش گذاشت و با سربلندی تمام به دیار باقی شتافت. تندگویان از خیل جوانانی به شمار می رفت که هنگام آغاز قیام امام خمینی(ره) در اوایل دهه ۱۳۴۰ خورشیدی دوره نوجوانی را طی می کرد و معظم له در پاسخ به مزدوران رژیم پهلوی این نوجوانان را از یاران و یاوران نهضت خویش خواندند. پیش بینی رهبر نهضت به زیبایی به تحقق پیوست و شهید تندگویان در دهه ۱۳۵۰ خورشیدی ضمن کسب دانش آکادمیک و نیز بهره گیری از استادان مدعو به دانشگاه نظیر شهید مطهری، دکتر علی شریعتی و علامه جعفری به مبارزه پنهان و آشکار علیه رژیم پرداخت و بهای آن را با زندانی شدن خویش و همچنین دوری از موقعیت خوب اجتماعی پرداخت کرد. در ادامه و با پیروزی انقلاب اسلامی در ۱۳۵۷ خورشیدی، شهید تندگویان از دسته جوانان متخصص و متعهدی بود که از هر نظر آمادگی خدمت به اسلام و میهن را داشت و عرصه مدیریت بهترین بستر برای خدمت آنان به آرمان های والای انقلاب اسلامی به شمار می رفت اما بروز رخدادی عظیم همچون جنگ تحمیلی، بسیاری از این جوانان شایسته را از ایران گرفت و شهید تندگویان در غربت تنهایی خویش چون سروی آزاده و محکم با کمال افتخار نام خود را در میان این جوانان جاودانه ساخت. او رادمردی دیگر همچون باکری، همت، جهان آران و خیل شهدای دفاع مقدس بود. (۱)   زندگینامه شهید تندگویان محمد جواد تندگویان در خرداد ۱۳۲۹ خورشیدی چشم به جهان گشود. او کودکی‌اش‌ را بیشتر با مادر خود گذارند. خیلی پیـش‌تر از آن‌که به مدرسه برود و خواندن و نوشتن بیاموزد با راهنمایی پدر خویش به مسجد راه یافت و با قرآن کریم آشنا شد و کلام الله را چراغ راه آینده خویش ساخت. در چـنین محیطی، جواد بهترین دوست آدمی کتاب را شناخت و پی‌برد که‌ گنج گران‌بهای دقایق عمر را باید با بهترین دوست و در جهت نیل به سوی معبود گذارند. در تمامی دوران تحصیل از ابتدا تا زمان راه یافتن به دانشگاه خرج تـحصیل خـود را از راه کـارکردن و تدریس‌ خصوصی‌ دروس‌ ریاضی، عربی و زبان انگلیسی در می‌آورد. دوره دبیرستان او هـمزمان‌ بـود با قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ خورشیدی که فریاد ظلمت‌شکن امام راحل، ایران را درنوردید و ایرانیان را با خـود هـمراه کـرد. جواد کـه‌ بـه‌ سبب علقه‌های مذهبی، رهنمودهای پدر و نیز جذب شدن تدریجی به‌ سمت‌ مبارزه و آشنایی دورادور با راه‌ و مرام‌ امـام خمینی(ره)، به ضرورت آموختن زبان عربی و قرآن کریم پی‌برده بود، به‌ مـسجد المـصطفی(ص) در یکی از مناطق تهران‌ رفت‌. او باهوش و فراستی والا، هر شاگردی‌ را با هر نوع عـقیده‌، سـلیقه‌ و تربیت خانوادگی‌ای در کلاس درس خویش می‌پذیرفت. (۲) پس از رد شدن جواد در امتحان گزینش‌ اعزام‌ دانشجو به خارج، ابـتدا قـرار شد، او مطابق میل خانواده در دانـشکده مـهندسی تهران شـروع بـه تـحصیل کند اما جواد در مقابل اصرار خانواده‌اش‌ در ایـن مـورد به صراحت گفت‌: «من‌ شخصا علاقه شدیدی به تحصیل در دانشکده نفت آبـادان دارم امـا وقتی مادرم موفق نیست هرچه بـگویید می‌پذیرم، اما بدانید بـا مـخالفت خودتان آینده‌ مرا خراب مـی‌کنید». جواد در جست‌وجوهای خود، در میان دانشجویان توانست با افرادی کـه مثل خودش، تربیت مذهبی داشـتند، ارتباط برقرار کند و به عنصر فعال انجمن اسلامی دانشکده نفت تبدیل‌ شود. بعد از انقلاب، هیأتی از طرف شورای انقلاب، مأمور رسیدگی به سوابق اساتید و کارمندان و کـارگران شـرکت نفت آبادان شده بـودند کـه جواد هم در آن هیأت عضویت داشت. سربازی و زندانی‌ او مدافع مظلومان بـود و هـیچ ستمی را تاب نمی‌آورد. جواد شاید بی‌آن‌که خـود بـداند بـه‌خوبی‌ داشـت‌ مـی‌آموخت که چگونه بـاید در بـرابر سخت‌ترین شکنجه‌های عمال ساواک و رژیم بعثی مقاومت ورزد و ایستادگی را معنایی تازه کند. شهید تندگویان هـمین کـه از دانشکده نفت آبادان فارغ‌التحصیل شـد، بـه‌ خدمت‌ وظـیفه فـراخوانده شـد و خود را به حوزه مربوطه معرفی کـرد. از آنجا که جـواد در پالایـشگاه نیز ارتباط خود را بـا دوسـتان و فعالیت‌های سیاسی روز قطع نکرده بود، در آبان ۱۳۵۲ خورشیدی توسط ساواک‌ دستگیر و پس از شکنجه‌های بسیار به یـازده مـاه زندان محکوم شد. احـمد پورنـجاتی، هم بند جـواد، دربـاره آن شـهید می‌گوید: «روز ۱۱ خرداد مـاه سال ۱۳۵۳ به اتفاق جمعی‌ دیگر از زندانیان سیاسی از زندان کمیته مشترک به زندان قصر منتقل شـدم. بـند چهار موقت محل نگهداری اولیه زنـدانیانی بـود کـه دوران بـازجویی و شـکنجه را پشت سر گـذاشته و مـنتظر بازپرسی‌ و تشریفات‌ فرمایشی دادگاه دادرسی ارتش طاغوت بودند. در آن روز، به‌طور ناخواسته در یکی از اتاق‌های «بند چهار» مستقر شـدم، امـا چـندان الفتی با سایرین پیدا نکردم. جوانی خوش بـرخورد و فـعال‌ تـوجه‌ مـرا جـلب کـرد. ناخودآگاه به سوی او رفتم و باب آشنایی را گشودم. او محمد جواد تندگویان، فارغ‌التحصیل دانشکده نفت آبادان بود. زمان درازی نگذشت که من و جواد محرم راز یکدیگر شدیم‌ و آن‌گاه متوجه شدم کـه او در یک‌ رابطه جمعی، فعالیت‌های بسیار گسترده‌تری داشته است.» مطالعات وسیع او در زمینه مسایل اسلامی بـه ویـژه آشنایی‌ با تفسیر قـرآن و نـهج‌البلاغه و آثار برخی از اندیشمندان مسلمان، توانایی خاصی در بحث کردن به او بخشیده‌ بود. علاقه زیادی هم به دکتر شریعتی داشت. خود جواد در این باره گفته است: «دعوت‌ دکتر به‌ دانشکده نفت آبادان و سخنرانی او «انـسان و اسـلام» توسط او صورت گرفته است.» رهایی‌ از بند و شروع فعالیت هنگامی که‌ جواد از پالایشگاه تهران اخراج شده بود، با وجود وضـع سـیاسی و محکومیتی که داشت، هیچ شرکت یا سازمان دولتی‌ای حاضر به استخدامش نبود، تـا آنکه بـالاخره در شرکت گاز بوتان‌ مشغول‌ به کار شد. او در ۱۳۵۶ خورشیدی در امتحانات ورودی مرکز مطالعات مدیریت ایران موفق و در آنجا مـشغول بـه تـحصیل شد، اما جالب‌ این‌که در آن مدت با وجود شبانه‌روزی بودن آن مرکز و فشردگی دروس، از فـعالیت‌های مـردمی در مسیر انقلاب اسلامی دور نبود و در تلاش‌های انقلابی شرکت می‌کرد. شهید تندگویان در ۱۳۵۷ خورشیدی از مرکز مزبور فارغ‌التحصیل و موفق بـه اخـذ فوق‌لیسانس مدیریت شد. در این زمان انقلاب اسلامی در حال اوج گرفتن بود و تظاهرات جـنبه عـمومی می‌یافت. در این برهه از زمان او بـه فـعالیت‌های سیاسی خود شدت بیشتری بخشید.(۳) مسوولیت های اجرایی شهید تندگویان بـعد از پیـروزی‌ انقلاب‌ اسلامی پس‌ از پیروزی انقلاب بـه علت نیاز مبرم به‌ وزارت‌ نـفت دعـوت و به عنوان عضو کمیسیون پاک‌سازی منصوب شد اما به سرعت، به‌ علت‌ تـوطئه‌های‌ زیـاد ضد انقلاب در جنوب و به‌ویژه در شهر آبـادان، به عنوان نماینده وزیـر وقـت‌ نفت‌ در مناطق جنوب به آبـادان اعـزام شد. از اتفاقات مهم این زمان سیل‌ آبادان‌ بود که جواد با تجهیز گـروهی کـوچک از یاران و کمک سازمان‌های ذی‌ربط، در فـرصتی کـوتاه، مـردم‌ آبادان‌ را از خطرهای حـتمی و لطـمات سیل نجات داد. او پس از فعالیت‌های‌ چـشم‌گیر در آن شـهر و مقابله با توطئه‌های گروهک‌های مرتبط با شرق و غرب که می‌کوشیدند با ایجاد اخلال‌ در عـملیات‌ پالایـشگاه بزرگ آبادان به انقلاب نوپای اسـلامی لطـمه بزنند، بـه عـنوان مـدیر مناطق‌ نفت‌خیز منصوب شـد. فعالیت جواد در این عنوان تا زمان نخست وزیری شهید رجایی ادامه داشت‌. او در این منصب در خـنثی کـردن توطئه‌ها، ایجاد آرامش لازم برای انجام‌ کـارهای‌ صـنعتی و بـالاخره شـروع و راه اندازی پروژه‌های بزرگ، تـوانایی‌های‌ خـود را به منصه ظهور رساند تا این‌که به‌ عنوان‌ وزیر نفت انتخاب و پس از اخذ رای اعتماد از مجلس شورای اسـلامی مـشغول‌ بـه‌ کار شد. جنگ تحمیلی و اسارت همزمان‌ با فعالیت در وزارت‌ نفت‌، جـنگ تـحمیلی نـیز آغاز و هجوم صدامیان‌ به‌ مناطق نفت‌خیز شروع شد. در خلال مدت یک ماه و چند روزه وزارت‌، او که رنج دربند بودن و سختی را چشیده بود، برای نظارت‌ مستقیم‌ بر عـملیات و کمک به حل‌ مشکلات‌ کارکنان، چندین بار به مناطق جنوب و آبادان مسافرت کرد تا این‌که در سفر آخر که برای دل‌جویی از کارکنان‌ و بررسی‌ وضعیت‌ پالایشگاه به طرف‌ آبادان‌ حرکت کرده بـود، در آبان ۱۳۵۹ خورشیدی در راه ماهشهر به آبادان، از داخل خاک کشور ربوده و به عراق بـرده شـد و از آنجا به زندان استخبارات عراق منتقل شد. تلویزیون عراق پس از به اسارت درآمدن تندگویان، در برنامه‌های خود اعلام می‌کرد: «اکنون ایرانی‌ها نه وزیر نفت دارند و نه نفت. دولت ایران تا یک سال به امید بازگشت تندگویان، از معرفی وزیر نفت جدید به مجلس، خودداری کرد.» (۴) ورود شهید تندگویان به زندان بغداد آغاز مرحله‌ای‌ کاملا متفاوت‌ در زندگی او بود. این شهید مبارز به مدت ۱۱ سال شکنجه و آزار در زندان های رژیم بعثی را تحمل کرد و در ۱۳۷۰ خورشیدی شربت شهادت را نوشید. عملکرد مزورانه و فریبکارانه حزب بعث مانع از آن شد تا اطلاعات دقیق و جامعی در ارتباط با نحوه اسارت و شهادت وی در دسترس باشد. خبرگزاری جمهوری اسلامی در این ارتباط نوشت: «محمدجوادتندگویان وزیر نفت و بوشهری معاون وی، یحیوی سرپرست مناطق نفتی جنوب و ۲ کارمند وزارتخانه که روز جمعه به منظور بازدید از تأسیسات شرکت نفت و رسیدگی به وضع کارکنان فداکار صنعت نفت به خوزستان سفر کرده بودند در نزدیکی آبادان از سوی متجاوزین مزدور عراقی ربوده شده و به خاک عراق منتقل شدند. این سومین باری بود که وزیر نفت پس از جنگ تحمیلی عراق با ایران به خوزستان سفر می‌کرد و در مناطق نفتی در بین کارکنان این صنعت حاضر می‌شد.» کتاب شناسی شهید تندگویان در خصوص شهید تندگویان کتاب‌های زیادی به چاپ رسیده‌است که از جمله مهمترین آنها می توان به زندگی‌نامه وزراء، آزادگان در بند، زخم‌یاد اسارت، صنوبرهای سرخ، شهید غریب: روایتی از اسارت شهید تندگویان، مأموریت تمام، تندیس مقاومت، ده سال تنهایی، من یک خاطره ازلی هستم، یاس در قفس،‌ حکایت آن مرد غریب،‌ دولت عشق، دلتنگی آسمان: سوگ‌سرودهایی در اندوه شهادت مهندس محمد جوادتندگویان و پرنده‌ای که با قفس پرواز کرد اشاره کرد. (۵) منابع: ۱. خامه یار، عباس؛ مجله: شاهد یاران مهر ۱۳۸۸ - شماره ۴۷ ‏(۱ صفحه - از ۱ تا ۱) ۲. نگاهی به زندگی شهید محمد جواد تندگویان؛ ‌نویسنده، مهدی تندگویان ۳. ماهنامه یاران شاهد، یادمان شهدای دولت جمهوری اسلامی ایران، ش۱۰، شهریورماه ۱۳۸۵ 4. حسینی‌پور، سید ناصر (۱۳۹۲). «فصل سوم». پایی که جا ماند. تهران:انتشارات سوره مهر. شابک ۹۷۸۳۶۱۱۷۵۲۲۴۷. ۵. خبرگزاری کتاب ایران، ایبنا  

more_vert درباره قیصر امین‌پور

ادامه مطلب

closeدرباره قیصر امین‌پور

 قیصر امین‌پور به عنوان یکی از شاعران نام‌آور و خوشنام معاصر، بخشی از شهرت و توفیق خود را مدیون پرداختن به مضامین ادبیات پایداری است. در اشعار وی مولفه‌های ادب پایداری نقشی بسزا ایفا می‌کنند و او با بن مایه‌های این مقوله به بازگویی رشادت‌ها و دلیرمردی رزمندگان اسلام و ملت ایران می‌پرداخت. ادبیات هر ملتی از مولفه هایی شکل می گیرد که در واقع بهترین گزینه و شاخص برای آشنایی با نگرش و جهان بینی آن ملت است و سهم بسزایی در پی ریزی شالوده های فکری آنان دارد. شاعران و نویسندگان بزرگ هر سرزمینی در آثار خود، دغدغه‌هایی جهان شمول را مطرح کرده اند که به مثابه روحی در کالبد فرم ادبی است. آنان به ترسیمی زنده از اوضاع زمانه خود پرداخته و آثارشان همواره از ظرفیتی قابل توجه برای تفسیر مسائل وطنی و حتی فراوطنی برخوردار بوده است. یکی از این شاعران متعهد قیصر امین پور محسوب می شود. او در قالب های رباعی، دوبیتی، غزل، مثنوی، شعر نو و قصیده شعر سروده است. از ویژگی های شعر قیصر آراسته بودن به صنعت بدیعی تکرار است که بررسی مبانی این صنعت در سروده های او ما را با جهان ذهنی و رویکرد فکری وی آشنا می سازد. با وجود بسامد بالای تکرار در اشعار قیصر امین پور و بر حسب تصادفی نبودن این مکررات، تکرار در اشعار او، دارای ظرفیت بررسی از رویکردهای مختلف است.(۱)   زندگی ادبی قیصر امین پور قیصر امین پور در دوم اردیبهشت ۱۳۸۸ خورشیدی در یکی از مناطق دزفول چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی خود را در زادگاهش گذراند و برای ادامه تحصیل به دزفول رفت. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته دامپزشکی در دانشگاه تهران آغاز کرد اما با انصراف از رشته خود به جمع دانشجویان علوم اجتماعی پیوست و رشته زبان و ادبیات فارسی دنبال کرد و با اتمام تحصیلات تکمیلی خود به تدریس این رشته در دانشگاه پرداخت. او در عین حال عضو شورای شعر و ادبیات حوزه نیز بود. پس از مدتی به شورای سردبیری مجله سروش نوجوان پیوست. از قیصر امین پور آثاری با عناوین؛ تنفس صبح،‌ در کوچه آفتاب، مثل چشمه، مثل رود، ظهر روز دهم، آینه های ناگهان، گل ها همه آفتابگردانند،‌ بی بال پریدن، طوفان در پرانتز، ‌به قول پرستو، دستور زبان عشق و سنت و نوآوری در شعر معاصر برجای مانده است. امین پور پیشتاز در سرودن اشعار انقلابی امین پور که یکی از شعرای پیشتاز انقلاب است، ‌با خلق اشعاری کم نظیر جایگاه خاصی را ادب پایداری به خود اختصاص داده است. او با اشعار خود روح دشمن ستیزی را در کالبد رزمندگان می دمید و مقاومت و پایمردی آنان را در برابر ظلم و تجاوز ستایش می کرد. از اینرو برخی وی را ملک الشعرای انقلاب و جنگ نامیدند و در توصیف او گفتند: «قیصر میان جنگ و زیبایی که متنافر و متضاد به نظر می رسند، پیوندی استوار ساخته است. فردی از زیبایی با این زبان بلند و عریان سخن می گوید که هنوز بوی باروت های جنگ به مشامش می رسد. قیصر از کسانی است که اهل خرد او را بزرگ باید بدانند.»(۲) بررسی مولفه های ادبیات پایداری در آثار قیصر مساله اصلی است. از آنجایی که او با استفاده از شگردهای ادبی مناسب برای بازگویی این مضامین مجالی وسیع یافته است و شعر او به عنوان گستره ای برای طرح مضامین ادبیات پایداری تلقی می شود. هر چند قیصر در اشعار خویش به توصیف صحنه های جنگ و تشویق رزمندگان به دفاع پرداخته اما شاعری صلح طلب است. لحن وی در برخی از اشعارش به گونه ای است که در کنار پذیرفتن این حقیقت که جنگ از جامعه انسانی جدایی ناپذیر است اما به جانبداری از صلح و آشتی پرداخته و جنگ را تلخ و ناگوار می داند: شهیدی که بر خاک می خفت/ سرانگشت در خون خود می زد و می نوشت/ دو سه حرف بر سنگ/ به امید پیروزی واقعی/ نه در جنگ که بر جنگ از دیگر جلوه های ادب پایداری در شعر امین پور القای امیده به آینده در سایه پیروزی موعود است. شعر نیمایی روز ناگزیر را نقطه عزیمت قیصر و جداکننده ۲ دوره شعری او می دانند این شعر مفصل در مجموعه آینه های ناگهان آمده است. این شعر روز آرمانی شاعر است؛ روزی که همه بشریت به آزادی و آسایش خواهند رسید، ‌بدون قید مسلمان و غیر مسلمان، انقلابی و غیرانقلابی، ‌بدون اینکه در کدامین جنگ این طرف یا آن طرف ایستاده باشد. انسان به معنای نفس کریم در این روز ناگزیر که در همه ادیان وجود دارد به رهایی می رسد. او منتظر منجی است که در آن روز کرامت را به انسان بر می گرداند. در چنان جهانی نه ظلمی وجود دارد نه جنگی واجب می آید.(۳) آزادی در سروده های قیصر امین پور قیصر امین پور از آزادی برداشت‌های مختلفی داشت. آن چه که از مفهوم آزادی و گستره‌ آن مطرح کرده‌ایم، به ویژه نگاه و بینشی که پس از انقلاب اسلامی در اندیشه‌ روشنفکران جوان و انقلابی دیده می‌شود، زمینه‌ساز این برداشت‌های امین‌پور بوده است. رشد و تطور اندیشه‌ امین پور به خصوص در دهه‌ آخر عمرش به ویژه آشنایی با دیدگاه‌های جدید پس از ورود و تحصیل در مقاطع عالی دانشگاهی و نشست و برخاست با صاحبان اندیشه، موضوعات جدیدتر از جمله نگاه نو به آزادی برایش دغدغه‌ای شد که در سروده‌هایش دیده می‌شود. آزادی در سروده‌های او در مفهوم اولیه نجات از اسارت دشمن خارجی و جغرافیایی، در مفهوم رهایی از تعلقات و خواسته‌های نفسانی و در نهایت به مفهوم اجتماعی آن، رهایی انسان در معنی عام و مطلق دیده می‌شود. آن‌چه که در نگاه امین‌پور به آزادی مطرح شده است، آشکارا اعتراض‌هایی دیده می‌شود، گرچه نسبت به مبانی دین نیست، اما نسبت به عملکرد اجتماعی امروزی دین دغدغه‌هایی در سروده‌هایش دیده می‌شود. بی‌تردید باورمندی او به مبانی اسلام و اندیشه‌های شیعی بر هیچ فردی پوشیده نیست و در سروده‌هایش آشکار است. از یک سو باورمندی امین‌پور به مبانی اسلام و انقلاب، از سوی دیگر برداشت‌های گوناگون از آزادی در مجموعه‌های امین‌پور قابل ملاحظه است.(۴) سرودن قطعه های پیاپی یکی از شگردهای ساختاری شعرهای امین پور، سرودن قطعه‌های پیاپی یا مسلسلی است از جمله این سه قطعه‌ آرمانی؛ این‌چنین سروده‌ها فراوان دیده می‌شود: احوال‌پرسی و گل‌ها همه آفتابگردانند، درد واره‌ها، و آینه‌های ناگهان، این سروده‌های پیاپی گاه ممکن است در مجموعه‌های مختلف هم مانند: همزاد عاشقان و گل‌ها همه آفتابگردانند باشد. امین‌پور در قطعه‌های دیگر به موضوع مورد بحث اشاراتی دارد. در قطعه «در این زمانه» نگرانی خود را به خاطر از دست دادن هویت انسان مطرح می‌کند و می‌گوید: عقاب را اگر در قفس بیندازند، عقاب نخواهد بود، چرا که او را بی‌هویت کرده‌اند. تو ای من، ای عقاب بسته بالم اگر چه بر تو راه پیش و پس نیست در نگاه قیصر امین‌پور آزادی با نگاه‌های مختلف و با مصداق‌های آزادی فردی، فکری و اجتماعی است. در سال‌های پیروزی انقلاب و سال‌های آغازین جنگ ایران و عراق، آزادی در برابر دشمن جغرافیایی و عقیدتی معنی می‌یافت. پس از چند سال به ویژه سال‌های پایانی جنگ و سال‌های پس از جنگ، ضمن تغییر شرایط اجتماعی و سیاسی از یک سو، پویایی اندیشه و دست یافتن به نگاه‌های نو و کسب مدارج عالی تحصیلی شاعر از سوی دیگر، اندیشه و نگاه وی دست‌خوش دگرگونی‌هایی شده است.(۵) حس نوستالژی از مبانی تکرار در سروده های قیصر احساسات درونی به ویژه حسن نوستالژیکی است. تکرار برآمده از این احساس در پایان عبارات شعری امین پور، نمود برجسته تری دارد. واژگان یا عبارت های تکراری برآمده از حس نوستالژیکی در اشعار قیصر نوعی حالت تعلیق و انتظار را برای مخاطب به همراه دارد که مخاطب از آن حال تعلیق، لذتی می برد و آن حالت موجب جلوه نمایی و ماندگار شدن شعر در ذهن مخاطب می شود. از دیگر مبانی تکرار در اشعار امین پور تاثیر پذیری از عناصر تکرارآفرین و مکرر در طبیعت است. شاعر با نگاه به نمودها و نمادهای تکراری در جهان طبیعت و اصول مبتنی بر تکرار در طبیعت، اصل زایش، در پی آمدن فصول، چرخه اکوسیستم و ... و با بررسی جوانب زیباشناختی و زیبایی آفرین این عناصر در ذهن خویش به آفرینش و آرایش واژگان مکرر در بیان شعری خویش می پردازد و لذت درونی و احساس زیباپسندانه خویش را در یک شگرد زبانی به مخاطب خویش منتقل می کند. انتقال پیام به صورت غیر مستقیم به مخاطب کاربرد جمله های پرسشی و انتقال پیام به صورت غیرمستقیم را می توان یکی از ویژگی های اشعار امین پور دانست که هر چه از دوره اول فاصله می گیرد، از نظر کیفی و ژرف اندیشی خردمندانه تر می شود. حیرت، تردید، انتقاد و امیدواری را می توان از مهم ترین کارکردهای گزاره های پرسشی در اشعار امین پور به شمار آورد که بررسی آنها در فرایند زمانی به بازشناسی دگردیسی فکری- عاطفی شاعر کمک می کند. کاربرد پرسش به ویژه استفهام انکاری یا بلاغی در دوره اول و مجموعه های نخستین قیصر را می توان به ثبات و پایداری مبانی اعتقادی و انقلابی اش تعبیر کرد. از دوره دوم به ویژه در دوره سوم از میان سایه سنگین حیرت و سرگشتگی،‌ پرسش های فلسفی شکل می گیرند و با چراهای بی پاسخ تردید را تایید و تاکید می کنند. قیصر در مجموعه های پایانی با خودشناسی و خودیابی، از فردگرایی و نومیدی فاصله می گیرد و به سوی جاودانگی و فراتر از بودن، بال و پر می گشاید. او با پرسش از خویشتن و خطاب آن در آینه، در حقیقت از جایگاه انسان معاصر در جهان امروز می پرسد و با تاملات خوش بینانه خود در شعر، به رهایی همه بشریت امید دارد. بنابراین دگردیسی فکری- عاطفی قیصر از درک عقلانی و آزاد هستی و انسانی پدیدار می شود.(۶) سرانجام امین پور قیصر امین پور شاعر ادبیات پایداری، در هشتم آبان ۱۳۸۶ خورشیدی در تهران چشم از جهان فرو بست. پیکر این شاعر در زادگاهش گتوند و در کنار مقبره شهدای گمنام این شهرستان به خاک سپرده شد. پی نوشت: ۱. آرین‌پور، یحیی، از صبا تا نیما، ج ۲. تهران: زوار ۲. اکبری،‌منوچهر، نقد و تحلیل ادبیات انقلاب اسلامی،‌تهران: سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی ۳. امیری خراسانی، احمد، نامه پایداری، مجموعه مقاله ها، کرمان: بنیاد حفظ آثار دفاع مقدس ۴. قرآن - آجودانی، ماشاءالله. یا مرگ یا تجدد، تهران، اختران، ۱۳۸۱ - ۵. امین‌پور، قیصر. در کوچه آفتاب، تهران، برگ، ۱۳۶۳ – ۶. بهداروند، ارمغان، این روزها که می گذرد. تهران: نشر دانشگاهی

more_vert درباره محمدحسین فهمیده

ادامه مطلب

closeدرباره محمدحسین فهمیده

محمدحسین فهمیده به‌عنوان دانش‌آموزی رزمنده و بسیجی با سرمایه عظیمی از فهم و درک و درایت انقلابی و اسلامی خویش و به دنبال طوفان حوادث انقلاب، وارد جنگ تحمیلی شد و با وجود کمی سن، خود را به خرمشهر قهرمان رساند و با اقدامی آگاهانه و شجاعانه، نام خود را در دفتر شهیدان همواره زنده تاریخ، ثبت کرد.

more_vert هفته وحدت؛ یادآور ولادت بشارت‌دهنده وحی و پیام‌آور اخلاق

ادامه مطلب

closeهفته وحدت؛ یادآور ولادت بشارت‌دهنده وحی و پیام‌آور اخلاق

هفته وحدت، یادآور ولادت رسول خوبی‌ها حضرت محمد(ص) آخرین فرستاده پروردگار است،‌ پیام‌آوری که وحدت امت اسلامی را از راهبردهای بنیادین اقتدار امت اسلامی در تمام زمان‌ها و مکان‌ها دانسته و اقتدار و عزت جامعه نو پای اسلامی در عصر رسالت به خاطر وحدت و راهکارهای ارایه شده از طرف پیامبرخاتم(ص) بود. روزهای ۱۲ تا ۱۷ربیع الاول را به عنوان هفته وحدت نامگذاری کرده اند، ‌آرمانی بزرگ و قابل ستایش که در صورت تحقق پیامدها و نتایج مطلوبی را به دنبال خواهد داشت. منشأ این اقدام برپایه روایاتی است که در خصوص زادروز نبی مکرم اسلام(ص) مطرح شده و به سبب آن پیروان مذاهب اسلامی با اعتقاد به یکی از این ۲ روز با برپایی جشن و سرور و شادمانی، ارادت خود را به ساحت مقدس و متعالی پیامبر اعظم(ص) ابراز می دارند. نامگذاری این ایام به عنوان هفته وحدت متضمن حکمت ها و نکاتی ظریف است که توجه و التفات به آنها برکات مضاعفی را در بهره مندی از میلاد دردانه هستی، نبی الرحمه و رحمه للعالمین، نصیب مسلمانان و جهان اسلام خواهد کرد. گرچه تحقیق و بررسی عالمانه و موشکافانه در شناسایی زادروز پیامبر اسلام(ص)، توسط مورخان و پژوهشگران در تاریخ اسلام ضروری و کاری بایسته است اما آنچه ضروری به نظر می رسد این است که پیامبر اسلام(ص) از همان آغاز خلقت چون خورشیدی تابان و به تعبیر قرآن کریم چراغ روشنگر تاریخ بشریت را منور به نور هدایت خود ساخته و با تولد آن مکرم خدای متعال اراده فرمود، مقام کرامت را به دست ایشان و با کتاب کریم خود تحقق بخشد. نگاه هفته وحدت، نگاهی وحدت آفرین در همه مشترکات موجود در جهان اسلام و مسلمانان است، نگاهی که به تعبیر امام علی(ع) موجب می شود تا دست قدرت و توانای پروردگار در جمعیت و جماعت اسلام تجلی کند. نگاهی که اختلاف و تشتت و تک روی را در جهان اسلام و نقشه استکبارگران زمانه بر کاروان اسلام را معرفی می کند. در آنجا که امام علی(ع) فرمودند: «با اکثریت هم داستان شوید که دست خدا همراه جماعت است و از تفرقه بپرهیزید که موجب آفت است. آنکه از جمع مسلمانان به یک سو شود، بهره شیطان است، چنانکه گوسفند چون از گله دور ماند، نصیب گرگ بیابان است.»(۱)   در حقیقت هفته وحدت، هفته عزم و اراده در گام برداشتن به سوی بهترین است و لازمه باقی ماندن در این مقام تن دادن به فرمان «همچنانی که به تو دستور دادیم، در این راه ایستادگی کن، استقامت کن و صبر نشان بده. خود این ایستادگی کار دشواری است.» (۲) همه ساله در ماه ربیع الاول به مناسبت میلاد آخرین فرستاده خدا و به ابتکار امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی، فاصله ۱۲ تا ۱۷ ربیع الاول در ایران و بسیاری از کشورهای اسلامی، هفته وحدت برگزار می شود تا مسلمان به جشن و سرور بپردازند. این گام مثبت از طرف امام راحل در جهت تقویت و استحکام وحدت امت اسلامی و ارایه الگو و نمونه عملی برای ما مسلمانان بود که در تمام مسایل عمده اختلافی بیندیشند و راه های وحدت و اتفاق را جست وجو کنند نه اینکه بکوشند تا نقاط اختلاف را از لابه لای کتاب ها و از گذشته تاریخ متلاطم که حاوی برخوردها و تضادها است، بیرون بکشند و هر مساله جزیی را بزرگ نمایی کنند زیرا که این راه امت اسلامی را متفرق تر و در برابر دشمنان ناتوان تر می کند. امام خمینی(ره) که از روز نخست پایه دعوت و نهضت خود را بر وحدت ملت ایران و امت اسلام بنا نهاد و همواره در پی یافتن راه های وحدت بود با این ابتکار به همگان درس داد تا ما از او تعلیم بگیریم. جا دارد به بهانه هفته وحدت، همه‌ امت‌ اسلامی، هر یک به تناسب درک و معرفت خـود، ویـژگی‌های پیامبر اعظم (ص) را که در قرآن کریم و سنت قطعی آمده است، سرلوحه زندگی خود قرار دهند و جان‌های تشنه را سیراب‌ سازند. صاحب خُلق عظیم عظمت روح، مقام معنوی و برجستگی‌های اخلاقی پیامبر رحمت و کـرامت بـه گونه‌ای بود که خدای متعال وی را چنین ستایش می‌کند: «به راستی‌ که‌ تو را خویی والا و اخلاقی سترگ است» (سوره قلم آیه۴) آری، پیامبری که برای مقصدی بزرگ برانگیخته شد، با بـرخورداری از خـلق بزرگ است که نیروی مقاومت در برابر تمام ناملایمات‌ را دارا گشته و با هیچ مشکلی از انجام‌ وظیفه‌ شانه خالی نمی‌کند و از میدان ارشاد خلق بیرون نمی‌رود.(۳) مگر نه آن است کـه امام خمینی(ره) می فرمایند: «بـزرگ‌ترین زحمت و سخت‌ترین رنج هادیان راه حق، معاشرت با جاهلان‌ و دعوت‌ بی‌خردان‌ بوده و هست و از این جهت، این‌ها باید متصف بـه بـزرگ‌ترین اخـلاق‌ حسنه‌ باشند و باید قوه رفق و مدارا و حسن عشرت در آنها بـه طوری باشد که با تمام جهالت‌ جاهلان‌ و بی‌خردان‌، مقاومت کنند. (امام‌ خمینی، شرح حدیث عقل و جهل، ص ۳۱۷ـ۳۱۶.) وحدت در نگاه پیامبر(ص) با تعمق و بررسی منابع اسلامی که در طول سده ها و اعصار توسط محدثین و رجال حدیثی فریقین در دسترس همگان قرار گرفته است، اتحاد و وحدت مسلمانان در آن از جایگاه رفیع و با عظمتی برخوردار است و رفتار و گفتار رسول مکرم اسلام(ص) و ائمه معصومین(ع) گواه بر این ادعاست. وحدت امت اسلامی از اصول و ارزش های مورد تاکید پیامبر خدا(ص) بوده است، از دیدگاه آن حضرت(ص) عزت و اقتدار همه جانبه مسلمانان در پرتو وحدت و همبستگی در برابر دشمنان مشترک است. ایشان وحدت امت اسلامی را از راهبردهای اقتدار امت اسلامی در همه دوران ها دانسته و برای تحقق آن تلاش فراوانی کرده اند، به گونه ای که شکوه جامعه اسلامی در عصر رسول خدا(ص) بازخورد راه کارهای ارایه شده آن بزرگوار بوده است. (۴) افزون بر گفتارهای آخرین پیامبر خدا ضرورت، اهمیت و فواید وحدت از سیره سیاسی،‌ اجتماعی و فرهنگی پیامبر(ص) به دست می آید که آن حضرت(ص) بنیانگذار وحدت امت اسلامی در جامعه عربی آن زمان بوده است. از نخستین اقدامات رسول مکرم اسلام(ص) بعد از تشکیل حکومت اسلامی در مدینه به منظور تقویت بنیه آن ایجاد روحیه وحدت و یگانگی میان مسلمانان بود. بنابراین ایشان بعد از آن همه تلاش و کوششی که جهت استقرار پایه های حکومت اسلامی متحمل شدند، توانستند مردمان آن عصر را تحت لوای اسلام در آوردند. بنابراین پیامبر(ص) در این برهه از زمان با اجرای برنامه عقد اخوت و برادری میان مسلمانان برای تحقق این مهم اقدام کردند و هر مسلمانی با مسلمان دیگر پیمان برادری بستند و بدین ترتیب، بنیان اتحاد مستحکم شد. پیامبر(ص) اسوه کامل در همه ابعاد زندگی است و قران کریم نیز با تاکید بر این موضوع که «قطعا برای شما در پیروی از آنان سرمشقی نیکوست. آنچه را فرستاده به شما داد آن را بگیرید و از آن چه شما را بازداشت باز ایستید.» (سوره حشر/ آیه ۷) گفتار، کردار، سیره و سـلوک آن حـضرت(ص)، آموزنده، راه‌گشا و هدایت‌گر است: «مسلما برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بـود، بـرای آنها که امید به‌ رحمت خدا و روز رستاخیز دارنـد و خـدا را بـسیار یـاد مـی‌کنند» (احـزاب/۲۱). پس بر همه حق جویان و عاقبت اندیشان است که در تمام‌ امور از ایشان پیروی کنند و در سیرت به سیره وی در آیند و در حکمت، به قرآن و سنت آن حضرت درآویزند تا زنجیره وحدت امـت، گسسته نگردد و امت اسلامی، امت سرشار از شایستگی و فضیلت شود.(۵) حضرت آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری در این باره فرمودند: «امروز روز اتحاد دنیای اسلام است. وجود مقدس نبی مکرم و رسول اعظم اسلام(ص) مهم‌ترین نقطه ایجاد وحدت است... . دنیای اسلامی می‌تواند در این نقطه‌ به هـم پیـوند بخورد؛ ایـن‌جا، جایی است که عواطف همه مسلمان‌ها در آن‌جا متمرکز می‌شود؛ این، کانون عشق و محبت و دنیای اسلام است. مسوولان‌ فرهنگی‌، نویسندگان‌ و علما باید از طرح مسایل‌ اختلاف‌آفرین‌ و تفرقه‌افکن‌ بپرهیزند. هم سنی و هم شیعه، همه باید روی این نقطه اتحاد تکیه کنند و توقع از علما و زبدگان و نخبگان سـیاسی است که‌ اهمیت‌ اتحاد مسلمانان را بفهمند و توطئه دشمنان را برای شکستن‌ این‌ اتحاد و هم‌دلی بفهمند». (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در سالروز میلاد پیامبر اعظم (ص) ۱۳۸۵.۱.۲۷‌) وحدت جهان اسلام جهان استکبار امروز علیه دیانت اسلام موضع واحد کینه توزانه ای اختیار کرده اند، به طوری که پی در پی با نشر اکاذیب و توهین به اسلام و خاندان پیامبر اکرم(ص) سعی در تفرقه افکنی میان مسمانان جهان دارند. در این برهه حساس، لزوم وحدت میان مسلمانان بیش از پیش احساس می شود و دولت های اسلامی نباید اجازه دهند، دشمنان اسلام با تفرقه افکنی، امت واحد اسلام را از همدیگر جدا و متفرق سازند. از این رو هفته وحدت فرصت مناسبی است تا با همدلی و وحدت کلمه توطئه های دشمنان را نقش بر آب کرد.(۶) پی نوشت: ۱. خطبه ۱۲۷ نهج البلاغه، ترجمه دکتر شهیدی ۲. قران کریم/ هود/۱۱۲ ۳. آیتی، محمدابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، تهران: دانشگاه تهران، چهارم ۴. پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، تهران: نشر دنیای دانش، چهارم ۵. نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، قم: موسسه آل بیت لاحیا التراث، اول ۶. مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری، کوثر ولایت، تهران: اداره سیاسی حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه ، بی چا

more_vert ردای رحمت در هفته وحدت

ادامه مطلب

closeردای رحمت در هفته وحدت

 روزنامه ایران در یادداشتی نوشت: منظور از «وحدت» به هیچ عنوان اختلاف دیدگاه و اختلاف در بینش و فهم نیست؛ بلکه توجه به توحید است که اگر این توجه رخ دهد، علی‌رغم تکثر فهم و علی رغم تکثر منظرها، چنگ زدن به آن ریسمان مورد غفلت قرار نمی‎گیرد و همه به یک ریسمان متوسل می ‏شوند. روزنامه ایران پنجشنبه هشتم آبان در یادداشتی به قلم غلامرضا ظریفیان استاد دانشگاه، نوشت: ۱. مسلمانان در همه مذاهب خود، شیعه یا سنی و حتی مذاهب کوچک‎تر، دو کانون مهم و مورد قبول را در اختیار دارند؛ یعنی «قرآن» به عنوان حکمت نظری و «پیامبر»(ص) در جایگاه کسی که سیره و اندیشه و تفکر ایشان برای همه مسلمانان حجت است و در واقع به اعتبار این «دو کانون» ما مسلمان هستیم و به هر دو کانون که رجوع کنیم. در محوری‌ترین پیامی که برای مسلمانان دارند، به اتکای این آیه قرآن «وَاعتَصِموا بِحَبلِ‌الله جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا» در واقع تأکید ویژه دارند که یک مسلمان مهمترین و اصلی ‏ترین و بنیادی‏ترین کانون پیوندش با همه انسان‏ ها بویژه با مسلمان‎ها، حبل‌الله یعنی «توحید» است و اگر کسی به درستی توحید را چه به شکل مفهومی و چه به شکل ایمانی درک کند، در واقع نتیجه این اعتصام به حبل الهی و فهم درست توحید، یک اشتراک حداکثری میان پیروان عظیم اسلام و مسلمانان است. البته قرآن و پیامبر(ص) به این هم بسنده نمی‌کنند و علاوه بر اینکه به مسلمانان تأکید می‎کنند که به حبل الهی چنگ بزنید و دچار تفرقه نشوید، گام را فراتر می‎گذارند و به اهل کتاب هم متذکر می‌شوند که بیایید با هم در کلمه «توحید» به وحدت برسید؛ در واقع علاوه بر اینکه ما در قرآن، در سیره پیامبر(ص) و عمل ایشان این توصیه بنیادین را می‎بینیم که هر کس که مسلمان است، به اعتبار مسلمان بودن، قطعاً راهبردی جز وحدت نمی‎تواند داشته باشد... قرآن با متنش این را تأکید می‎کند؛ بنابراین شرط مسلمان بودن «موحد بودن» است و شرط فهم درست موحد بودن، ایجاد وحدت و دوری از تفرقه است. منظور از «وحدت» به هیچ عنوان اختلاف دیدگاه و اختلاف در بینش و فهم نیست؛ بلکه توجه به توحید است که اگر این توجه رخ دهد، علی‌رغم تکثر فهم و علی رغم تکثر منظرها، چنگ زدن به آن ریسمان مورد غفلت قرار نمی‎گیرد و همه به یک ریسمان متوسل می ‏شوند. کسی که در موقعیت بالاتر از این ریسمان چنگ می‌زند، افق‎های عظیم‎تر می‌بیند و دیگری که در موقعیت پایین‌‎تر این ریسمان چنگ می‎زند، افق‎های کمتری را می‌بیند و اگر همه به آن ریسمان، که توحید واقعی است، معتصم شوند، در فهم قرآن، سیره رسول و سنت پیامبر(ص) و اولیای الهی، دچار افتراق بنیادین نمی‎شوند. ۲. نکته دیگر اینکه قرآن به این هم بسنده نمی‎کند و به نوعی آسیب‎شناسی می‎کند که اگر به حبل الهی چنگ نزدید و دچار تفرقه و تنازع شدید، چه اتفاقی برایتان می‎افتد و در آیه دیگری در قرآن خداوند می‎گوید: «فَتَفشَلوا وَ تَذهَبَ ریحُکم» یعنی وقتی وحدت‎تان را از دست می‎دهید و دچار تفرقه می‎شوید، بوی خوش شما از بین می‌رود و از هم گریزان می‎شوید و عرصه ناکارآمدی برای‎تان ایجاد می‎شود. ناکارآمدی، یعنی تدبیر از شما سلب می‌شود و دچار بحران می‎شوید؛ در چنین جامعه‎ای زوال، فقر، فاصله طبقاتی، استعمار و ستمگری رخ می‎دهد و عزت و آسایش و آرامش از میان می‎رود. ما در سیره پیامبر اکرم(ص) می‎بینیم که چگونه تلاش می‎کردند که در مکه اعرابی را که قبیله قبیله در نزاع بودند، به صلح و وحدت و همزیستی و همگرایی برساند؛ ایشان در مدینه گام بزرگتری برداشتند و از بدو ورود قراردادی را تدوین کردند که در آن نه فقط مسلمانان «امت واحده» شدند، بلکه گفتند مسلمانان و یهودیان هم امت واحده هستند؛ مسیحیان در مدینه حضور نداشتند وگرنه پیامبر اسلام(ص) به آنان هم اشاره می‎کردند. و خداوند درباره پیغمبر(ص) در قرآن می‌فرمایند: «ما ارسلناک الا رحمه للعالمین»؛ ما تو را نفرستادیم مگر برای رحمت برای همه انسان‎ها و جهانیان. ۳. در واقع پیام قرآن، پیامبر اسلام(ص) و ائمه بزرگوار شیعه(ع) این است که سنت وحدت را باید زنده نگه داشت و به همین سبب می‎بینیم که در دانشگاهی که امام باقر(ع) و امام صادق(ع) تأسیس کردند، تنها شیعیان حضور ندارند و بخشی از شاگردان این امامان(ع) از بزرگان اهل سنت هستند و حتی ابوالعلی معری، که فردی بی‌دین است، هم در جمع شاگران حضور داشت؛ به نظر می‎رسد این نکته پر اهمیت را بشود به جامعه کنونی نیز تعمیم داد و در سایه وحدت به همبستگی رسید.

more_vert رسانه چطور جلوی خودکشی را می‌گیرد؟

ادامه مطلب

closeرسانه چطور جلوی خودکشی را می‌گیرد؟

 رسانه نهادی است که از طریق بالا بردن میزان آگاهی همگانی درباره سلامت روان و اصلاح نگرش مردم در مورد علل مشکلات هیجانی و رفتاری، می‌تواند نقش مهمی در پیشگیری از بروز بسیاری از وقایع تلخ همچون خودکشی داشته باشند. اقدام به خودکشی یک رفتار خودآسیب‌رسان است که با قصد مرگ یا نمایش این قصد انجام می‌شود و بر خلاف تصورات عمومی تنها مختص بزرگسالان نیست بلکه به عنوان سومین علت مرگ و میر کودکان و نوجوانان در جهان شناخته می شود. جدا از بحث درباره دلایل خودکشی و مسائل آماری آن، انتشار اخبار مربوط به خودکشی نیز حائز اهمیت است و واقعیت این است که تاکنون مطالعات متعددی بر این نکته تاکید کرده‌اند که نحوه پوشش رسانه‌ای اقدام افرادی که خودکشی کرده‌اند، می‌تواند بر افزایش یا کاهش نرخ خودکشی تاثیرگذار باشد. اهمیت این مساله چنان است که حتی در برخی از کشورها پروتکل‌ها و دستورالعمل‌هایی به عنوان راهنما جهت نحوه گزارش‌دهی رخدادهایی نظیر خودکشی تهیه شده است. نظر به اهمیت پدیده خودکشی و نقش رسانه‌ها در انعکاس آن، پژوهشگر ایرنا با «جعفر فیلی» روانپزشک کودک و نوجوان گفت‌وگویی انجام داده است که در ذیل مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید: خودکشی، سومین عامل مرگ و میر کودکان و نوجوانان در جهان جعفر فیلی در خصوص آمار خودکشی اظهار داشت: برخلاف تصور عمومی اقدام به خودکشی در کودکان و نوجوانان شایع است به طوری که در دنیا به عنوان سومین علت مرگ و میر در کودکان و نوجوانان شناخته می‌شود و مسوول ۱۱ درصد مرگ و میر در این گروه سنی است. با توجه به اینکه در دنیای مدرن انسان‌ها تحت فشار بیشتری قرار دارند شاهد رشد فزاینده اقدام به خودکشی در دنیا هستیم. در مورد میزان خودکشی در کودکان و نوجوانان ایرانی اطلاعات دقیقی در دست نیست و نیاز به مطالعات با متدولوژی دقیق هستیم و امیدواریم در این زمینه تحقیقات جامع انجام گیرد. رفتارهای تکانشی با ورود به دوره نوجوانی آغاز می‌شود فیلی در خصوص علل خودکشی در سنین پایین گفت: همچنان که اشاره شد اقدام به خودکشی در کودکان و نوجوانان بسیار دیده می شود و شاید بشود اینگونه گفت که اخبار آن تاکنون کمتر رسانه‌ای شده است. اگر بخواهیم ارتباط خودکشی را با سن مطرح کنیم می‌توان اینگونه بیان کرد که قبل از ۱۰ سالگی افکار و اقدام به خودکشی شیوع کمتری دارد اما با افزایش سن و رشد و تکامل مغز و با شروع نوجوانی افکار و اقدام به خودکشی شیوع بیشتری می‌یابد چرا که از یک طرف توانایی مغز برای برنامه ریزی بیشتر می شود، رفتارهای تکانشی در نوجوانان زیاد می‌شود و مغز توانایی پردازش دقیق اطلاعات را ندارد و کنترل و مهار هیجانات سخت می شود و از طرفی نظارت والدین کمتر می شود. در واقع با افزایش سن از دوره کودکی تا بزرگسالی به تدریج فراوانی اقدام به خودکشی بیشتر می شود و در بزرگسالی مشابه جمعیت عمومی بزرگسال می شود. در ارتباط با شکل غالب خودکشی بهتر است در رسانه ها صحبت نشود چرا که می تواند پیامدهای منفی مثلا خودکشی تقلیدی را به همراه آورد. اما مساله مهم این است که در کودکان و نوجوانان صرفا بر اساس شکل اقدام به خودکشی نمی‌توان راجع به جدی بودن قصد خودکشی نتیجه گرفت. چرا که به خصوص کودکان در ارتباط با میزان کشندگی یک روش خودکشی اطلاعات کافی ندارند. در مورد خودکشی نمی‌توان یک علت خاص را مطرح کرد درباره علل اقدام به خودکشی نظریه‌های مختلفی بیان شده است اما در حال حاضر می توان گفت که یک علت منحصر به فردی را نمی توان در نظر گرفت و در واقع عوامل متعددی دست به دست هم می دهند تا فرد اقدام به خودکشی کند. مجموع عوامل سرشتی که به طور ژنتیکی به ارث می رسند به همراه اتفاقات ناگوار در کنار ذخایر روانشناختی ناکارآمد فرد را مستعد خودکشی می کند. در واقع همه انسان‌ها ذخایر شناختی شامل اعتماد به نفس، توانایی حل مساله، کنار آمدن با مشکلات، رضایت‌مندی از خود، امیدواری به آینده، احساس کارآمد بودن و مستقل بودن را دارند. اگر فردی زمینه سرشتی اقدام به خودکشی داشته باشد مثلا این اقدام در اعضای خانواده وجود داشته باشد و یا اگر به دنبال اتفاقات ناگوار پیاپی و طولانی‌مدت مثل از دست دادن والدین، مشکلات خانوادگی و نزاع والدین، قطع ارتباط با دوستان، مشکلات اقتصادی و مهمتر از همه اینها به دنبال ابتلا به اختلالات روانپزشکی، ذخایر روانشناختی فرد آسیب ببیند ممکن است به دنبال یک اتفاق ناگوار کاملا فرو بپاشد و افکار خودکشی در او دیده شود؛ مثل ساختمانی که به مرور زمان آسیب‌های مختلفی دیده باشد و حالا با یک لرزه کوچک هم ممکن است فرو بریزد. انتشار اخبار خودکشی در رسانه‌ها باید با ملاحظات صورت بگیرد رسانه‌ها نقش بسیار مهم و تاثیرگذاری در پیشگیری از آسیب‌های روانی و همچنین اقدام به خودکشی دارند. آنها از طریق آموزش‌های لازم در باره مهارت‌های زندگی، افزایش اعتماد به نفس، افزایش توانمندی، نحوه مدیریت و حل مسایل و مشکلات، بهبود رابطه والدین و نحوه تربیت درست فرزندان به طوری که بتوانند فرزندانی سالم، کارآمد و مستقل داشته باشند می‌توانند در افزایش سلامت روان جامعه موثر باشند و با افزایش سلامت روانی خودبه خود میزان خودکشی پایین خواهد آمد. انتشار اخبار مرتبط با خودکشی فقط در موارد ضرورت و آن هم با ملاحضات کامل و دقیقی باید صورت پذیرد. باید بدانیم که انتشار خبر خودکشی با جزییات نه تنها کمکی به پیشگیری از خودکشی نمی‌کند بلکه ممکن است باعث افزایش آن شود. از یک طرف کودکان و نوجوانان می‌توانند خودکشی تقلیدی داشته باشند و این اقدام در بین آنها به صورت مسری درآید. از طرفی افکار خودکشی ماهیت حاد و کوتاه‌مدت دارند و با مشاهده آنها در رسانه مجدد می‌تواند در فرد فعال مشود. به یاد داشته باشیم که همواره یک تردید و دودلی بین مردن و نمردن در نوجوان وجود دارد. تردید و دو دلی از یک طرف می‌تواند تحت تاثیر اقدامات قبلی خودکشی و از طرف دیگر تحت تاثیر همسالانی قرار گیرد که این اقدام را صورت می‌دهند. فرد با مکرر شدن اقدامات خودکشی یا دیدن و یا شنیدن اخبار مربوط به آنها تردید و دو دلی‌اش از بین می‌رود و او هم به دنبال آگاهی از مرگ همسالان به دلیل خودکشی (از طریق خانواده، دوستان و یا رسانه) ممکن است دست به اقدام مشابه بزند. چند و چون پوشش‌ اخبار مربوط به خودکشی فیلی در خصوص نحوه پوشش و انتشار اخبار مربوط به خودکشی از طریق رسانه‌ها گفت: در مورد مساله خودکشی قبل از انتشار خبر در رسانه توصیه می‌شود که در ابتدا بررسی شود که آیا خبر درست است یا نادرست و تا رسانه از صحت خبر بر اساس منابع معتبر به یقین نرسد دست به انتشار خبر نزند. در مورد جنس خبر هم توصیه می‌شود که رسانه تا زمانی که ضرورتی در میان نباشد به طور مستقیم به موضوعاتی از این قبیل نپردازد، جزییات مربوط به خودکشی مثل هویت متوفی و روش اقدام به خودکشی یا علت آن را عنوان نکند و این اقدام را پر زرق و برق نسازد و همچنین از انتشار تصویر متوفی خودداری کند. رسانه به جای انتشار جزییات، خودکشی را به عنوان یک رفتار بیمارگونه نشان دهد که فرد به علت ناتوانی در مقابله با فشارهای زندگی از یک روش غیر منطقی استفاده کرده است. گزارشگران، داستان‌های واقعی افرادی را که در مواجهه با مشکلات از روش‌های منطقی برای غلبه بر مشکلات استفاده کردند انعکاس دهند. از توصیه‌های متخصصین برای توانمندسازی کودکان و نوجوانان، بهبود رابطه والدین با کودکان و نوجوانان و تقویت انسجام خانوادگی استفاده کنند. در نهایت مراکز مرجع را برای حمایت از افرادی که افکار خودکشی دارند به عموم مردم معرفی کنند. همچنین مکررا به عموم مردم یادآوری کنند که اخبار مرتبط با خودکشی را در رسانه‌های مجازی انتشار ندهند چرا که این کار مثل بنزین روی آتش ریختن است.

more_vert وضعیت خطیر اقتصاد در ۶‌ماهه ۱۳۹۹

ادامه مطلب

closeوضعیت خطیر اقتصاد در ۶‌ماهه ۱۳۹۹

 روزنامه شرق در مطلبی آورد:‌ اقتصاد ایران وضعیتی خاص و ویژه را می‌گذراند؛ از یک سو فشار تحریم‌های ظالمانه، از سوی دیگر تأثیرات بیماری کرونا بر بستر مشکلات ساختاری اقتصاد ایران سوار شده‌اند و شرایط ویژه‌ای را به وجود آورده‌اند. این شرایط سبب شده سیاست‌گذاری برای این اقتصاد، مختصات خاص خود را داشته باشد. روزنامه شرق چهارشنبه هفتم آبان یادداشتی را به قلم حسن حیدری پژوهشگر مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی منتشر کرد در گزیده‌ای از آن می خوانیم: درحال‌حاضر بازار ارز مهم‌ترین متغیری است که گاه حتی به صورت روزانه مورد رصد مسئولان، بازرگانان، کارآفرینان و حتی مردم عادی قرار می‌گیرد. درحال‌حاضر وضعیت این متغیر بسیار حساس است و روند صعودی آن همچنان ادامه دارد. ‌از آبان ۱۳۹۸ و بعد از افزایش قیمت بنزین و تحولات پس از آن، نااطمینانی در کل اقتصاد ایران افزایش یافت که تأثیر مستقیم خود را در افزایش نرخ ارز و طلا نشان داد. در ادامه و در زمستان ۱۳۹۸، با بروز بیماری کرونا در جهان و سرایت آن به ایران، قیمت نفت کاهش یافت که این نیز به نوبه خود سبب بروز فشار بیشتر به صورت کاهش عرضه ارز بر بازار ارز شد. به قرنطینه‌رفتن بسیاری از کشورهای شریک تجاری ایران، ازجمله چین و ترکیه و همچنین سرایت بیماری به ایران سبب شد تا تقاضا برای بسیاری از محصولات صادراتی کشور کم شده و مرزهای کشور با همسایگان و سایر شرکای تجاری برای مدتی عملا بسته شود. همچنین اعمال محدودیت‌های مختلف در کشور برای مقابله با بیماری نیز سبب شد میزان فروش و سطح فعالیت‌های اقتصادی در برخی از بخش‌های اقتصادی، عمدتا بخش خدمات کاهش یابد. بسته‌شدن بسیاری از کسب‌وکارها در پایان سال ۱۳۹۸ در کنار افزایش ریسک شیوع بیماری که از اسفند ۱۳۹۸ بروز کرد، باعث شد از میزان خریدهای نوروزی نیز کاسته شود و صنایعی مانند پوشاک آسیب جدی ببینند. ‌بعد از گذر از موج اول کرونا، از اردیبهشت‌ به تدریج محدودیت‌ها رفع شد و تقاضا برای تجارت خارجی در کشور افزایش یافت. این به معنای افزایش تقاضا برای ارز به‌منظور افزایش تجارت خارجی بود. بااین‌حال، بررسی آمارهای بازرگانی گمرکی نشان می‌دهد به دلیل کاهش تقاضای جهانی برای صادرات کالاها از یک سو و بسته‌ماندن مرزهای برخی از کشورها به روی کالاهای ایرانی از سوی دیگر، تراز بازرگانی در بهار ۱۳۹۹ منفی بوده است. علاوه بر کسری تراز بازرگانی، مسئله بازگشت ارز حاصل از صادرات در شرایط فشارها و محدودیت‌های بانکی ناشی از تحریم‌ها نیز نشان می‌دهد بازار ارز با فشار بسیار زیادی روبه‌رو بوده است. در ادامه شوک‌های سیاسی که از شهریور به بعد رخ دادند، ازجمله تلاش آمریکا برای به‌راه‌انداختن مکانیسم ماشه، گمانه‌زنی‌ها در ارتباط با انتخابات آمریکا و تحریم کلی بانک‌های کشور، همگی در جهت افزایش محدودیت‌های جدی در ورود ارز و تأمین ارز برای واردات کشور بودند که در نهایت موجب افزایش شدید نرخ ارز در ماه‌های اخیر شدند. در کنار عوامل یادشده، کسری بودجه دولت نیز یکی از عوامل تأثیرگذار بر بازار ارز بوده است. اگرچه این عامل به‌سرعت اثر خود را نشان نمی‌دهد، اما با توجه به محدودشدن درآمدهای ارزی، محدودبودن توان اخذ مالیات و فروش اموال دولت، احتمال تأمین مالی کسری از بانک مرکزی افزایش یافته که این خود به معنای افزایش نرخ ارز و افزایش تورم در ماه‌های بعد است.

more_vert درباره محمدعلی بهمنی

ادامه مطلب

closeدرباره محمدعلی بهمنی

محمدعلی بهمنی یکی از برجسته‌ترین غزل سرایان معاصر به شمار می‌رود که با زبان عاطفی و گیرایش مخاطبان زیادی را به خود جلب کرده است. این شاعر نام‌آور با مهارتی کم نظیر، زبان زنده و جاری مردم را به خدمت غزل درآورده و از قابلیت‌های چندگانه تصویری و موسیقایی نهایت استفاده را برده است. در میان انواع هنر، شعر هنری کلامی است و به لحاظ آنکه در قالب زبان ارایه می شود، خیلی بیشتر از هنرهای دیگر با مخاطب ارتباط برقرار می کند و در صورتی که زیبا و دلنشین باشد، می تواند مخاطب را اقناع کند. به بیان دیگر می توان گفت شعر آفرینش زیبایی با زبان است،‌ به طوری که می توان سبک و زیبایی را در زبان جست وجو کرد. بی شک هر مضمون و عاطفه ای، زبانی خاص طلب می کند و نیز برحسب حال و شخصیت مخاطب، لحن و کیفیت سخن چه از نظر مفردات و ترکیبات و چه از لحاظ بافت نحوی باید تغییر کند. در شعر فارسی، غزل به لحاظ قابلیت های ویژه اش همواره از جایگاهی رفیع و موقعیتی درخشان برخوردار بوده و قالبی زنده،‌ پویا و پرتپش به شمار آمده است. غزل همواره بر تارک ادبیات ایران درخشیده است و در طول زمان در رودخانه خروشان شعر فارسی، زلال و مواج به جریان دل انگیز خویش ادامه داده است. در دوران معاصر شاید بتوان از میان نخستین شخصیت های سرشناس غزل نو به محمدعلی بهمنی اشاره کرد. کشور ما در اعصار تاریخ همواره در شعر و ادب زبانزد خاص و عام بوده که این مسأله ناشی از وجود افراد مطرح و برجسته در حوزه ادب و زبان فارسی است. از این رو پاسداشت و بزرگداشت مشاهیر بزرگ عرصه فرهنگ و ادب فارسی امری ضروری به نظر می رسد. بدون شک سپاس از توانمندی بی نظیر محمدعلی بهمنی در وادی شعر و شاعری که این طلیعه دلنشین را ارج نهاد و در جهت گسترش و کمال آن تلاش های ارزنده ای ورزید و با نوآوری ذهنی و زبانی آثار ماندگاری را در عرصه غزل نو برجای گذاشت، رویکردی ارزشمند و ارزنده به شمار می آید. محمدعلی بهمنی از نام آورترین غزل سرایان معاصر است. زبان عاطفی و گیرای او مخاطبان زیادی را جلب کرده است. دستورمندی جملات بهمنی بسامد بالای واژه های امروزی و زنده اجتماع و موسیقی غنی و فزاینده در غزل های بهمنی از جمله دلایلی به شمار می رود که باعث زیبایی و دلنشین شدن شعر او می شود. بهمنی با مهارتی در خور، زبان زنده و جاری مردم را به خدمت غزل درآورده و از قابلیت های چندگانه تصویری عاطفی و موسیقایی این گونه زبان نهایت استفاده را برده است.(۱)   زندگی ادبی محمدعلی بهمنی بهمنی نخستین شعرش را در ۹ سالگی سرود و در همان سال یعنی در ۱۳۳۱ خورشیدی این شعر را در مجله روشنگر به چاپ رساند. او بعدها در جست وجوی کار سر از انتشارات بامداد در آورد. وی نخستین مجموعه شعرش را در ۱۳۵۰ خورشیدی با عنوان باغ لال که مجموعه ای از شعرهای نیمایی است در انتشارات بامداد به چاپ رساند. مجموعه در بی وزنی را که در برگیرنده شعرهای بی وزن اوست در ۱۳۵۱ خورشیدی به چاپ رساند و چهار سال بعد مجموعه ای از شعر کودک را با عنوان گیسو، کلاه، کفتر چاپ کرد. او به مدت ۱۳ سال در سکوت و بی خبری به سر می برد تا اینکه در ۱۳۶۹ خورشیدی با انتشار مجموعه غزل گاهی دلم برای خودم تنگ می شود خوش درخشید و با موج بزرگی از اشتیاق و استقبال روبرو شد و فصل تازه ای را در زندگی ادبی اش رقم زد. از همین سال بود که فعالیت ادبی اش را به صورت جدی آغاز کرد. این مجموعه با چنان استقبالی روبرو شد که هنوز سه سال از زمان چاپش نگذشته بود که سه بار تجدید چاپ شد و این استقبال هنوز هم ادامه دارد. بهمنی در ۱۳۷۴ خورشیدی همکاری خود را با هفته نامه ندای هرمزگان آغاز کرد و صفحه ای با عنوان تنفس در هوای شعر را هر هفته در پیشگاه مشتاقان خود قرار داد. او در ۱۳۷۷ خورشیدی مجموعه شعر شاعر شندیدنی است را به چاپ رساند و یک سال بعد مجموعه عشق است او به همراه سی دی و کاست روانه بازار شد. این مجموعه نیز به شدت از سوی جوانان مورد استقبال قرار گرفت. (۲) در ۱۳۷۸ خورشیدی تندیس خورشید مهر را به عنوان برترین غزل سرای ایران دریافت کرد و در ۱۳۸۲ خورشیدی با همت اداره فرهنگ و ارشاد استان هرمزگان همزمان با برگزاری ششمین کنگره سراسری شعر و داستان جوان نکوداشت بهمنی برگزار شد. در ۱۳۸۵ خورشیدی مقام نخست شعر کلاسیک را به دست آورد و تندیس سرو را دریافت کرد. او مجموعه های شعری امانم بده را در ۱۳۸۰ خورشیدی، این خانه واژه های نسوزی دارد را در ۱۳۸۲ خورشیدی، چتر برای چه؟ خیال که خیس نمی شود را در ۱۳۸۶ خورشیدی، من زنده ام هنوز و غزل فکر می کنم را در ۱۳۸۸ خورشیدی و آخرین مجموعه شعری با عنوان تنفس آزاد را نیز در ۱۳۸۹ خورشیدی به چاپ رساند.(۳) بهمنی در قالب های مختلفی از قبیل کلاسیک، نیمایی و سفید طبع آزمایی کرده است اما غالب شعرهای او غزل است. او یکی از غزل سرایان مطرح کشور به شمار می رود اما هیچ گاه خود را در زمره اساتید کشور نمی داند. وی نه تنها شاعری توانمند محسوب می شود، بلکه به عنوان سخنران، منتقد و داور در بیشتر همایش های ادبی، فرهنگی و هنری حضوری فعال و گسترده دارد. او افزون بر فعالیت در حوزه شعر و ادب در عرصه فرهنگ و هنر نیز صاحب نظر است. نوآوری های بهمنی در قالب های شعری شاعران نوپرداز هر یک به میزان توانمندی و استعداد خویش می کوشند به نوآوری هایی در عرصه سنت های شعری و ادبی دست یابند و از این طریق اقتدارشان را بر قلمرو گسترده کلام اثبات کنند. آنچه با عنوان سنت ادبی شناخته می شود در واقع آمیزه ای است از افکار و عقاید، شکل ها و ویژگی های سبکی که در آثار متعدد ادبی در طول دورانی طولانی مرسوم شده و به کار رفته است. همه آثار ادبی به گونه ای از سنت گذشته تاثیر پذیرفته اند. در میان شاعران سنت گرای نوپرداز، بهمنی جایگاه ویژه ای دارد. وی نه یکباره از سنت های کهن ادبی بریده است و نه لزوم تجدد ادبی را منکر شده، بلکه شیوه ای میانه در پیش گرفته است. بهروز ثروتیان درباره توفیق او در شعر می نویسد:‌ شعر بهمنی شعار نیست، بلکه همچون سعدی و حافظ حرفی برای گفتن دارد و هر بار پیام خود را به شکلی موثر بیان می کند. گاه به شکل غزل سنتی، گاه به شکل روایی یا شعر نو یا سپید و گاه با جمله های کوتاه، پیغامی بلند را در نقطه چین های ذهن جای می دهد. در هر حال بهمنی با هر شکل و ساختاری همیشه برای گفتن حرفی دارد و حتی در ساده ترین کلام موزون و بی قافیه اش با خواننده شعرش رابطه برقرار می کند. بهمنی همراه با حسین منزوی و سیمین بهبهانی از شاعران موفق غزل نئوکلاسیک به شمار می آیند زیرا با زبان و بیانی امروزین در قالب قدیمی غزل به سرودن شعر پرداختند و غزلی نو آفریدند. بهمنی با تلفیق و ترکیب سنت های ادبی پیشینیان و زبان و اندیشه های نوآورانه که زاییده ذهن خلاق و نواندیش اوست، توانسته پیوندی عمیق میان شعر سنتی و نو به وجود آورد و به جایگاه مقبولی در میان غزل سرایان موفق دست یابد. بهمنی در مجموعه اشعار خود در زمینه های مختلف شعری طبع آزمایی کرده است، از قالب های سنتی گرفته تا شعر نو نیمایی، در آثار او دیده می شود. مجموعه باغ لال و برخی از اشعار در فصل عطسه های پیاپی در قالب نیمایی سروده شده است. مجموعه تنفس آزاد شعر سپید است. در مجموعه امانم بده شعر به غزل گفتار نزدیک شده و بیشتر حالت ترانه دارد، کوتاهی و پرمفهومی برخی اشعار که سه جمله بیشتر نیست،‌ هایکوی ژاپنی را در ذهن تداعی می کند. با این همه دلبستگی خاص بهمنی به قالب غزل موضوعی است که انکار کردنی نیست. اشتیاق بهمنی به قالب غزل، بیش از آن است که بتواند تنها به شیوه نیمایی بسنده کند. او حتی در شعر موج نو و سپید خود دلبستگی خویش را به غزل نشان می دهد.(۴) جسمم غزل است اما روحم همه نیمایی است / در آینه تلفیق این چهره تماشایی است بسامد بالای واژه غزل در شعر بهمنی مهر تاییدی بر دلبستگی وافر او به این قالب شعری به شمار می آید، به طوری که در اشعار وی حتی در میان شعرهای سپید ده ها بار واژه غزل به کار رفته است. بهمنی غزل گذشته را برای بیان احساسات اندیشه های امروزین ناتوان می بیند، بنابراین در جنبه های مختلف غزل دست به تغییر می زند و فرم تازه و خاصی را ایجاد می کند تا فرم جدید دست او را بیان دغدغه امروز باز گذارد. او افزون بر دگرگون کردن غزل در زمینه تصویر زبان و موسیقی در شکل ظاهری غزل نیز تغییراتی ایجاد کرده است. به طور کلی غزل های بهمنی از جمله غزل های متحول امروز است. غزل گفتار او به ویژه در مجموعه امانم بده فاصله خود را با زبان رسمی و فاخر ادبی بیشتر کرده و از امکانات زبان روزمره مردم و نیز از امکانات شعر نو فارسی بهره برده است. وی در نخستین غزل خویش در مجموعه گاهی دلم برای خودم تنگ می شود همانند طفلی گریزپای غریبانه به دامان غزل باز می گردد و در حالی که با افتخار چتر نیما را بر سر گرفته است، عطش خویش را با باران غزل سیراب می کند: اینک آن طفل دبستان غزل / بازگشته است غریبانه به دامان غزل چتر نیماست به سر دارد و می بالد لیک/ عطشی می کشدش از پی باران غزل زبان ساده و عامیانه در اشعار بهمنی مهمترین شگرد بهمنی در شعر، استفاده او از زبان ساده و شفاف و در برخی موارد محاوره و عامیانه اوست، او به طور صریح بدین امر اشاره می کند: من با زبان خانه/ من با زبان کوچه و بازار/ من با زبان همشهری هایم/ ساده و رک حرف می زنم/ شعر بهمنی آنقدر ساده و روان است که اصلا در معدود مواردی، نمی توان پشتوانه و سنت فرهنگی یا تاریخ فرهنگی را در آن دید، هر چه هست، فرهنگ شاعر است و فرهنگ شاعر، چیزی نیست جز احوال و تجربیات شخصی شاعر به زبان ساده و محاوره و به همین جهت شاید آن عمق که در شعر شاعران بزرگ صاحب سبک است در شعر او وجود ندارد و زلالی و شفافی را در هاله کلمات شفاف شعر او می توان دید و خواند و به همین جهت برقراری حس همدلی با شاعر به دقت و درنگ و تامل چندانی نیاز ندارد و اصلا شعر بهمنی چنان اقتضا می کند که شعری از دل ساده توده مردم در دل ساده نفوذ می کند و رواج و استقبال برخی از شعرهای او در فرهنگ و موسیقی مردم خود گواه عدلی بر اثبات این مدعا است. (۵) عنصر غالب بیانی در شعر بهمنی استفاده از زبان محاوره و تعبیرات و فرهنگ عامیانه و روز است. چنانکه می توان فهرست آنها را در خلال چندین صفحه ذکر کرد. دریا و انعکاس آن در اشعار بهمنی یکی از موتیف های(درون مایه) اصلی در شعر بهمنی، لحظات شیرین و جذابی است که این شاعر با دریا و پدیده های پیرامون آن دارد. او با اقامت در سواحل شاعرانه خلیج فارس با دریا پیوندی ناگسستنی بست و روح و روانی دریاگون از دریای درون خویش ساحل نشینان را دُر و مرجان ارمغان آورد. دریا در شعر بهمنی همین دریای جنوب کشور است. اگر او برای خلق اشعار خویش از دریا و پدیده های پیرامون آن بهره می گیرد، هدفش استفاده نمادین از این پدیده نیست، بلکه نجواهای روح انسانی اندیشمند است که با یکی از مظاهر طبیعت که هر گاه در مقابل آن می نشیند، لحظه هایی خاص و سرشار از ابهام و دلتنگی را تداعی می کند که او در اشعارش به توصیف آنها می پردازد.(۶) پی نوشت: ۱. احمدنژاد، کامل و کمالی، شیوا، عروض و قافیه، چاپ اول، تهران: علمی ۲. پورسیفی ساسان سرا، فاطمه، زندگی، نقد و تحلیل سبک تغزلی اشعار محمدعلی بهمنی ۳. ثروتیان، بهروز، لذت بهت زدگی در شعر محمدعلی بهمنی، تهران، ناشر فصل پنجم ۴. خواجات، بهزاد، منازعه در پیرهن، تهران: رسش ۵. رویایی، یدالله، هلاک عقل به وقت اندیشیدن، تهران: مروارید ۶. آشوری،‌داریوش، شعر و اندیشه، چاپ دوم. تهران: مرکز

more_vert پیامدهای اجتماعی تندروی و توهین

ادامه مطلب

closeپیامدهای اجتماعی تندروی و توهین

 روزنامه ایران در یادداشتی نوشت: در تقبیـح و تحریـم رفتارهای موهن و هتک حرمت افراد به اندازه کافی مبانی شرعی و عقلی محکم و مستدل وجود دارد که مقبولیت این دست رفتارها را زیر سؤال ببرد. روزنامه ایران سه شنبه ۶ آبان در یادداشتی به قلم غلامرضا انصاری عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت، آورده است: از منظر شرعی پایه دین اسلام بر اخلاق‌گرایی و تحکیم احترام در مناسبات اجتماعی بنا شده است. از این منظر ما نه تنها در تاریخ اسلام کوچکترین نمونه‌ای برای هتک حرمت یک انسان توسط بزرگان دین سراغ نداریم بلکه هر چه بوده نیز عکس این است. از منظر تدبیر و عقلانیت نیز، هتک حرمت افراد و کشاندن این رفتار مذموم به سطح عالی سیاست، تنها منجر به نتایجی نامطلوب در گستره جامعه می‌شود. پیش پا افتاده‌ترین این نتایج تسری این نوع برخوردها به مناسبات روزمره مردم و تبدیل کردن آن به یک الگوی عمومی است که خود زمینه‌ساز نوعی هرج و مرج اجتماعی می‌باشد. مضافاً اینکه این دست رفتارها پیام‌های نامطلوب و مخربی از داخل کشور به رقبا و دشمنان خارجی مخابره می‌کند و تنها باعث ایجاد تصویری پر از شکاف، نزاع و اختلاف از سطوح مختلف جامعه می‌شود. جدای از این ایجاد زمینه‌های افراط و تفریط در داخل با این دست رفتارها، چشم‌انداز توافق و وحدت داخلی را کاملاً مخدوش می‌سازد.اما مسأله دیگر شرایطی است که خود باعث بروز این دست رفتارها می‌شود. از مهم‌ترین این شرایط و عوامل وجود برخی انحصارهای سیاسی در داخل است. به عبارتی گروهی با قرار گرفتن در موقعیتی متفاوت در مقایسه با رقبای خود از نظر مصونیت‌های سیاسی و برخورداری از تریبون‌ها و امکانات، به این باور و یقین رسیده‌اند که حق مطلق در مسائل با آنهاست و دیگران هستند که راه به خطا می‌روند. همین باور هم آنها را به این سمت می‌برد که استفاده از هر ابزاری بر اساس تشخیص خود را مشروع بدانند. در حالیکه این نوع رفتارها نه در منش سیاسی بنیانگذار انقلاب سابقه داشته و نه در سبک رفتاری و سیاست‌ورزی رهبر معظم انقلاب. به عبارتی اتفاقی که باید در این عرصه رخ دهد، لغو و رفع برخی انحصارهای سیاسی است که گروهی خاص از آن سود می‌جویند. خروج از حاشیه امنی که توسط این انحصار ایجاد شده، این گروه را به‌صورت طبیعی با واقعیت‌هایی مواجه می‌کند که بسیار متفاوت از برداشت‌های شخصی آنهاست و احتمالاً همین اتفاق نیز تا حد زیادی می‌تواند به تعدیل این دست رفتارها کمک کند.