معرفی کتب جدید

کتاب ارزشیابی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

کتاب ارزشیابی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

فصل اول کتاب حاضر با عنوان «ارزشیابی سیاست خارجی: چارچوب مفهومی – تحلیلی» نوشته امیرمحمد حاجی یوسفی است. در این فصل به مباحثی همچون «مفهوم ارزشیابی؛ ادبیات ارزشیابی سیاستی؛ ادبیات ارزشیابی سیاست خارجی؛ چارچوب مفهومی- تحلیلی کتاب؛ چارچوب مفهومی- تحلیلی کتاب؛ جمع بندی و نتیجه گیری» پرداخته شده است. 

کتاب «ارزشیابی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران» به کوشش «امیرمحمد حاجی یوسفی» امسال در ۴۱۵ صفحه از سوی انتشارات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر و روانه بازار شده است.

سیاست خارجی به معنای استفاده از راهبردها و ابزارها برای دستیابی به اهداف مدنظر در عرصه بین المللی است. ادبیات نسبتاً گسترده ای در باب سیاست خارجی ایران در سال های گذشته تولید شده است اما در این ادبیات جای پژوهش های ارزشیابانه خالی است و شاید یکی از دلایل این بوده که چون ارزشیابی معمولاً ارزش محور است و محافل آکادمیک تلاش دارند، تلاش علمی دور از قضاوت ارزشی داشته باشند و شاید دلیل دیگر نگرانی از عواقب ارزشیابی سیاست خارجی بوده است چراکه ارزشیابی می تواند مورد خوشایند دست اندرکاران سیاست خارجی قرار نگیرد. دلیل دیگر اینکه سیاستی و ادبیات آن از غنای زیادی برخوردار نیست. با همه اینها کتاب «ارزشیابی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران» یکی از پژوهش هایی است که در این عرصه انجام شده است.

معرفی کتاب

فصل اول کتاب حاضر با عنوان «ارزشیابی سیاست خارجی: چارچوب مفهومی – تحلیلی» نوشته امیرمحمد حاجی یوسفی است. در این فصل به مباحثی همچون «مفهوم ارزشیابی؛ ادبیات ارزشیابی سیاستی؛ ادبیات ارزشیابی سیاست خارجی؛ چارچوب مفهومی- تحلیلی کتاب؛ چارچوب مفهومی- تحلیلی کتاب؛ جمع بندی و نتیجه گیری» پرداخته شده است. نویسنده در این فصل معتقد است که ارزشیابی باید بتواند به ما بگوید آیا چیزی در بیرون اتفاق افتاده است یا خیر و تا چه اندازه؟ برای نمونه اگر کسب منافع ملی را با عنوان هدف بسیار کلی سیاست خارجی در نظر بگیریم آیا در یک اقدام سیاست خارجی محقق شده یا خیر و تا چه اندازه.

«چالش های نظری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران» نوشته سید جواد دهقانی فیروزآبادی است که فصل دوم به این مبحث اختصاص یافته است. نویسنده در این فصل مباحثی همچون «چالش شناختی و معرفتی: شکاف محیط روانی و عملیاتی؛ چالش مبانی نظری و منابع هویتی چندگانه؛ چالش آرمان گرایی و واقع گرایی؛ چالش تعدد و تلون گفتمانی؛ چالش عقلانیت چندگانه؛ چالش نقش های ملی چندگانه؛ چالش اتخاذ راهبرد مناسب؛ چالش منافع ملی و مصالح اسلامی؛ چالش تعریف و تعیین اهداف مشخص و اولویت بندی شده؛ چالش توازن و سازگاری بین اهداف ملی؛ چالش توازن ابزار و اهداف سیاست خارجی؛ چالش دکترین و مفهوم غالب مشخص و معین؛ چالش تفکر راهبردی یا اقتضایی؛ چالش سیاست نگاه به شرق یا غرب؛ چالش چندجانبه گرایی و ائتلاف سازی؛ چالش منطقه گرایی و اولویت بندی مناطق؛ چالش انگاره صدور انقلاب؛ چالش روابط با دولت ها و ملت ها؛ چالش امنیت محوری و توسعه گرایی اقتصادی؛ چالش دوگانه تکلیف و نتیجه: تکلیف گرایی و نتیجه گرایی؛ ساختار سیاستگذاری و تصمیم گیری واحد؛ چالش نهادینگی؛ سیاستگذاری منطقی؛ چالش سیاست های اعلانی حداقلی و اعمالی حداکثری؛ نتیجه گیری» را مدنظر قرار می دهد. نویسنده در این فصل می آورد که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، مانند سیاست خارجی همه کشورها، با چالش هایی روبروست که آن را از نوع آرمانی و مطلوب دور می کند. بخشی از این چالش ها ناشی از اختلافات نظری است؛ بخش دیگری از این دچالش ها ماهیت فرایندی و عملکردی دارد.

محمدرضا دهشیری در فصل سوم از کتاب حاضر به مبحث «فرآیند تصمیم گیری در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران» می پردازد. در این فصل به مباحثی از جمله «عوامل و معیارهای تصمیم گیری در سیاست خارجی؛ ساختار تصمیم گیری در سیاست خارجی ایران؛ ارزشیابی فرایند تصمیم گیری در سیاست خارجی ایران؛ موانع فراروی تصمیم گیری بهینه در سیاست خارجی؛ راهکارهای ارتقای پویایی در فرایند تصمیم گیری سیاست خارجی ایران؛ نتیجه گیری» پرداخته شده است. دهشیری در این فصل می نویسد که با توجه به شرایط و واقعیت های موجود در عرصه روابط بین الملل، بازنگری روندها و سازوکارهای تصمیم سازی و تصمیم گیری و رفع موانع فکری، نگرشی و نهادی بر اساس اصلاح ساختارها، الگوها و فرایندهای مبتنی بر اصول و قواعد وحدت بخش در کنار مصون ماندن دستگاه تصمیم گیری سیاست خارجی از تاثیرگذاری دیدگاه های غیر تخصصی از اولویت اساسی برخوردار است.

فصل چهارم کتاب با عنوان «چالش های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در حوزه امنیتی با تاکید بر منطقه پیرامونی غرب آسیا» نوشته مهدخت سادات ذاکری است. نویسنده در این فصل به مباحثی همچون «ارزشیابی سیاست خارجی؛ اسناد بالادستی جمهوری اسلامی ایران؛ سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در منطقه غرب آسیا؛ چالش های امنیتی سیاست خارجی ایران در منطقه پیرامونی غرب آسیا؛ راهکارهای پیشنهادی جایگزین در سیاست های امنیتی جمهوری اسلامی ایران؛ نتیجه گیری» اشاره دارد. وی می نویسد پیگیری آرمان های نظام سیاسی ایران همچون صدور انقلاب و دستیابی به اهداف بیان شده در چشم اندازهای توسعه ای، همگی نیازمند این است که جمهوری اسلامی ایران بتوانداز ظرفیت های اقتصادی خود استفاده کند.

«آسیب شناسی دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران» عنوان فصل پنجم است که سید مسعود موسوی شفائی آن را به رشته تحریر درآورده است. نویسنده در این فصل مباحثی همچون «رابطه توسعه، سیاست خارجی و دیپلماسی اقتصادی؛ معیار ارزشیابی دیپلماسی اقتصادی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران؛ وضع موجود دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران؛ سیطره بازدارندگی و ضعف دیپلماسی اقتصادی در جمهوری اسلامی ایران؛ قدرت سازنده و ظرفیت های دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران؛ نتیجه گیری» مدنظر قرار می دهد. او معتقد است که دیپلماسی اقتصادی ابزاری برای برقراری تعاملی هم افزا بین سیاست خارجی و توسعه ملی در چارچوب اقتصاد جهانی است؛ به نحوی که کنش ها و رفتار سیاست خارجی در مسیری تنظیم شود که اهداف توسعه ای کشور را محقق کند.

فصل ششم کتاب تحت عنوان «آسیب شناسی دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران» نوشته روح الامین سعیدی است. این فصل به مباحثی همچون «چارچوب نظری؛ جمهوری اسلامی ایران و دیپلماسی عمومی» اختصاص پیدا کرده است. نگارنده در این فصل کوشیده بر مبنای سه هدف غایی دیپلماسی عمومی و به استناد داده های حاصل از مصاحبه با برخی صاحب نظران، میزان توفیق دیپلماسی عمومی ایران را در راستای تحقق اهداف خود ارزشیابی کند و چالش های موجود را احصا نماید.

«نتیجه گیری و جمع بندی» را امیرمحمد حاجی یوسفی در فصل هفتم انجام داده است. در این مبحث آورده شده است ارزشیابی سیاست عمومی از جمله سیاست خارجی یک کشور عملی ارزشی است؛ بدین معنا که مبتنی بر قضاوت ارزشی و تمیز دادن خوب از بد است؛ ازاین رو بسیاری از محافل آکادمیک به ویژه در حوزه مطالعات سیاستخارجی که موضوع اصلی این کتاب است، از این کار ابا دارند و همان گونه که در مقدمه بیان شد، ادبیات ارزشی سیاست خارجی نه تنها در ایران، بلکه در کشورهای دیگر نیز از غنای لازم در مقایسه با بخش های دیگر تحلیل سیاست خارجی برخوردار نیست؛ به بیان دیگر به رغم گستردگی بسیار خوب ادبیات مربوط به تحلیل سیاست خارجی، بخش ارزشیابی سیاست خارجی بسیار فقیر است.

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

امروز
هفته
ماه

عضویت در خبرنامه