مقالات آموزشی

چرایی اعزام نخستین محصل‌ها به فرنگ

چرایی اعزام نخستین محصل‌ها به فرنگ

ضعف نظام آموزشی ایران از یک طرف و تلاش جهت اخذ تمدن و فرهنگ اروپایی برای برون‌رفت از عقب‌ماندگی جامعه از طرفی دیگر، باعث شد تا سیاست اعزام محصل به وسیله عده‌ای از دست‌اندرکاران حکومت پیگیری و تعدادی از محصلان ایران به فرنگ اعزام شوند.

ضعف نظام آموزشی ایران از یک طرف و تلاش جهت اخذ تمدن و فرهنگ اروپایی برای برون‌رفت از عقب‌ماندگی جامعه از طرفی دیگر، باعث شد تا سیاست اعزام محصل به وسیله عده‌ای از دست‌اندرکاران حکومت پیگیری و تعدادی از محصلان ایران به فرنگ اعزام شوند.

در یکم خرداد ۱۳۰۷ خورشیدی، سندی به ثبت رسید، مبنی بر اینکه مجلس شورای ملی قانون و شرایط فرستادن محصل به خارج از کشور برای ادامه تحصیل را تصویب کرد. این سند نشان می دهد که قانون اعزام دانشجو، شامل ۶ ماده و چهار تبصره بوده و در آن، دولت موظف شد تا اعتبار لازم برای فرستادن دانشجویان را از ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۲ خورشیدی تامین کند و همچنین این قانون بر این موضوع اشاره دارد که افراد دارای تابعیت ایران در اولویت اعزام قرار دارند تا در امتحان مورد نظر شرکت کنند و در رشته ای که دولت تعیین می کند به تحصیل ادامه دهند و پس از پایان تحصیل به خدمت دولت ایران درآیند، دولت نیز مکلف است تا دانش‌آموختگان را پس از بازگشت به کشور به استخدام خویش درآورد و در صورت نبود کار به آنها حقوق بپردازد. با توجه به این اتفاق نخستین گروه از محصلان ایرانی شامل ۱۰۰ تن، در ۱۲ مهر ۱۳۰۷ خورشیدی پس از تصویب نخستین قانون رسمی مربوط به فرستادن محصل به خارج از کشور به منظور گذراندن تحصیلات عالیه در رشته های مختلف راهی اروپا شدند.

ضعف نظام آموزشی

در دوره قاجاریه و پس از اینکه آرامش نسبی در زمان پادشاهی فتحعلیشاه و ناصرالدین شاه قاجار برقرار شد، بستری برای تعلیم و تربیت در نظام آموزشی و پیدایش مدارس جدید آغاز شد و دگرگونی های مهمی در ایران رخ داد که یکی از اینها اقتباس آموزش و پرورش نوین از اروپا و تلاش شاهان به ویژه شماری از دولتمردان برای گسترش آن در کشور بودند. این رویداد مهم با تأسیس دارالفنون آغاز شد اما آموزش کلی در این دوره بیشتر به شکل سنتی بود. به همین دلیل هم تا اواخر دوران قاجار، مراکز آموزشی در چارچوب مکتب‌خانه‌ها محدود می‌شد و محتوای آموزشی آن‌ها در طول چند سده دگرگون نشده بود.

 

بعد از انقلاب مشروطه که به تدریج آتش اختلافات میان مشروطه خواهان و مشروعه‌خواهان، شعله‌ورتر شد، جریان تجددطلب به تأکید بر آموزش زنان نیز پرداختند چراکه آموزش زنان در این دوره اینگونه بود که امکان تحصیل برای زنان بسیار محدود بود. در باور عمومی، باسوادی زنان مخالف اسلام و برای جامعه خطرناک دانسته می‌شد. باور دیگر این بود که زنان نمی‌توانند، باسواد شوند و مغز آنان قدرت پذیرش دانش را ندارد. باسوادی زنان ننگ محسوب می‌شد و بسیاری از زنان باسواد، آن را پنهان می‌کردند. به دختران از کوچکی ساکت نشستن و تحرک کم، سؤال نکردن و اطاعت کردن از مردان حتی برادر کوچک‌تر خود آموخته می‌شد. این الگوی جامعه‌پذیری تا دوره‌های بعد نیز ادامه یافت. در اواخر قاجاریه و دوران مشروطه و پس از آن، برخی از فعالان حقوق زنان در آن روزگار بر آن شدند که مدرسه‌های دخترانه بسازند. البته این امر با مخالفت سنت‌گرایان مواجه می‌شد اما تعدادی مدرسه دخترانه ساخته شد.

 

در همین زمان اروپا با پشت سرگذاشتن انقلاب صنعتی وارد مرحله تازه ای از دوران تاریخی خود شده و به پیشرفت زیادی دست پیدا کرده بود. به همین دلیل هم عده ای در داخل کشور نخستین زمزمه‌های پیشرفت در ایران را با ایده غربی شدن محض شکل دادند و اعزام محصلان به اروپا نیز در همین راستا شکل گرفت و در دوره‌های بعد گسترش یافت و اگرچه در نخستین مرحله تنها ۲ دانشجو به اروپا اعزام شدند اما در ۱۳۰۷ خورشیدی مشاهده می شود که حدود ۱۰۰ محصل به خارج از کشور اعزام می شوند.

اخذ تمدن فرنگی برای برون‌رفت از عقب‌ماندگی

«با خود اندیشیدم که به جز تحصیل اگر توانم چیزی از این ولایت به ایران برم که کار دولت علیه آید، شاید خوب باشد و مدت‌ها بود که خیال بردن چاپ و صنعت باسمه در سر من افتاده بود. چند روز بعد از آن به لندن رفته قولونل خان را دیده و کیفیت را به او حالی کردم. این مطلب را پسندیده و بعد از آن مستر دانی نامی که استاد چاپ ساز است، یعنی مختص به آن است که ۲ ساعت بنده در کارخانه او رفته من اول الی آخر چاپ را آموزد»؛ این بخشی از گفته های میرزا صالح شیرازی است که به همراه چهار تن دیگر به خارج اعزام شد.

این گفته ها و نظایر آن نشان می دهد که اخذ تمدن فرنگی یکی از مهمترین هدف های اعزام محصل به خارج از کشور بود تا بتوانند راه برون رفتی از عقب ماندگی کشورشان پیدا کنند اما در این میان، نخستین افرادی که با غرب مواجه شدند؛ هیبت پیشرفت آنان، چنان اینان را گرفت که به کلی قالب تهی کردند و از دست رفتند و مسیحی شدند اما بعدی‌ها دچار حیرت شدند و کم کم این حیرت به پرسش تبدیل شد که در نظریه توسعه در غرب، جایگاه علم و دانش کجاست؟ نخستین نسل‌های دانشجویان ایرانی که به غرب رفته بودند، یکی از شروط توسعه را تغییر وضعیت فرهنگی و علمی در ایران دانستند و به کلی با ارزش‌های فرهنگی در ایران نیز مخالفت کردند و ایده غربی‌شدن محض را به میان کشیدند اما برخی دیگر نگاه میانه‌تری داشتند و به حفظ ارزش‌های بومی در کنار مزایای جوامع غربی می‌اندیشیدند.

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

امروز
هفته
ماه

عضویت در خبرنامه