مقالات اجتماعی

نقد در لغت و اصطلاح

نقد در لغت و اصطلاح

نقد اگرچه در معانی مختلفی استعمال و استفاده‌شده است، مثل نقد از نظر کانت و یا نقد از نظر حکمای ایرانی و حتی متون دینی، لیکن، ریشه و بنیان نقد به یک آبشخور و سرچشمه و مصدر می‌رسد.

نقد اگرچه در معانی مختلفی استعمال و استفاده‌شده است، مثل نقد از نظر کانت و یا نقد از نظر حکمای ایرانی و حتی متون دینی، لیکن، ریشه و بنیان نقد به یک آبشخور و سرچشمه و مصدر می‌رسد.

در ادامه یادداشت هفتم اسفند روزنامه همدلی به قلم محمدعلی نویدی مدرس دانشگاه می‌خوانیم: چنانکه در نوشتار پیشین گفته آمد، نقد اگرچه در معانی مختلفی استعمال و استفاده‌شده است، مثل نقد از نظر کانت و یا نقد از نظر حکمای ایرانی و حتی متون دینی، لیکن، ریشه و بنیان نقد به یک آبشخور و سرچشمه و مصدر می‌رسد؛ نقد اتمسفر و فضای اندیشه و دقت و انتخاب و گزینش امر اثربخش و خالص، از امر ابتر و آلوده است؛ چنین دانشی و مهارتی موجب بهبودی کیفیت زندگی می‌گردد. چراکه اثر و آثار امور خالص و با عیار بالا با عواقب و نتایج دون عیار، یکسان نیست و این موضوع در نزد خردمندان بدیهی و بین است.

به‌طورکلی می‌توان گفت نقد در لغت و اصطلاح به دو قسم و گونه منقسم می‌شود: 
نقد از منظر دوران باستان و سنتی؛ و ۲- نقد از نظر دوران جدید و مدرن. به تعبیر دیگر، نقد و نقادی قدیم و نقد و نقادی جدید. در نقد قدیم «مثل دوران قرون‌وسطی» معنی ایرادگیری و انتقاد گری و عیب‌یابی و نقص بینی داشت؛ یعنی از لغت نقد و نقادی «critic» غالباً چنین برداشت و تلقی داشتند؛ کافی است به مجادلات کلامی و اجتماعی و فرهنگی آن دوران نظری بیفکنیم؛ و شواهد فراوانی در تأیید این نگاه از نقد را پیدا کنیم. مثل نقدهای نیکولاس کوسائی و جوردانو برونو «Nicholas of Visa & Giordano Bruno» به نظریه زمین مرکزی و اخترشناسی بطلمیوسی و مخالفت‌های خصمانه کلیسا با آنان».

در اینجا یک نکته باریکی نهفته است و آن اینکه نوع معنی و منظر نقادان و صاحبان وضع موجود در هر زمانی و وضعیتی با نوع تلقی و تفسیر آنان از نقد و نقادی، عملاً و عیناً، مخرب یا مفید است؛ اما نقد در نگرش جدید به معنی ایرادگیری و عیب بینی نیست، بلکه دیدن نقاط و برجستگی‌های مثبت و مفید اثر است. بدین‌سان، در دوران پس از رنسانس فضای نقد و نقادی گشوده شد و انبوه دانشمندان و اندیشمندان نقاد بدون هیچ واهمه‌ای به‌نقد پرداختند و همدیگر را نقد کردند و ابتکارات و اکتشافات علمی یکی پس از دیگری، ظهور نمود؛ زیرا نقد مکمل و ملازم تلقی شد نه مخرب و مضر. این نگاه در تمام حوزه‌های معرفتی و دانشی ساری و جاری بود، از ادبیات و داستان‌نویسی گرفته تا هنر و معماری و فلسفه و ریاضیات و فیزیک و غیرذالک. آری، نوع نگاه و گونه تفسیر و تحلیل ما از نقد و نقادی رابطه مستقیم با کیفیت زندگی و رشد و خلاقیت و پیشرفت دارد. نقد، در واقع، نگاه و نفوذ جدید است، چون با نگاه و اثر قبلی و مستقر و مورد نقد، متفاوت است.

توسعه و پیشرفت در پیدایش همین تفاوت‌ها و تنوع‌های اندیشگی و علمی رخ می‌نماید. با این تعبیر و تحلیل، نقد رشحه و پرتویی از خرد و اندیشه ورزی است که می‌تواند در بهبود روابط و کیفیت زندگی و تکمیل پروژه‌ها اثرگذاری عمیق و بی‌بدیل داشته باشد. نقد هم دیدن نیکی‌ها و هم درک کاستی‌هاست، اما بیان نیکی‌ها با نگاه جدید و مهارت دقیق و حرفه‌ای سبب رشد و بالندگی آدمی تواند بود؛ زیرا نیکی و سره دیدن از هستی و داشته‌ها سخن گفتن است و آن بالطبع در تشویق و ترغیب نویسنده و نظردهنده مؤثر و مفید است. لیکن، دیدن و گفتن صرفاً، بدی‌ها و ناسره‌ها، شاید، در نوآوران و صاحب اثران جوان اثر سوء داشته باشد. پیشنهاد کاربردی بنده این است که: از روش استاد- شاگردی استفاده شود؛ یعنی نسبت به مخاطب و متعلق نقد «در عنفوان و جوانی» با نقد مؤثر و سازنده و آهسته‌آهسته و دستم بگرفت پابه‌پا برد استفاده شود تا گزش و زهر نقد، منقود و نقد شده را نرماند و فراری ندهد. بدین‌سان، نقد به ساحت تجزیه‌وتحلیل و تشریح نزدیک‌تر می‌شود و از سطح تخریب و تباهی و توقف دوری می‌گزیند. در نهایت نقد و نقادی «رخنه یاب، Plumber» است نه رخنه پوش.

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

امروز
هفته
ماه

عضویت در خبرنامه