سیره تربیتی حضرت فاطمه (س)

تربیت دینی فرزند در سیره تربیتی حضرت فاطمه (س)

تربیت دینی فرزند در سیره تربیتی حضرت فاطمه (س)

بر این اساس، تربیت دینی برای طفل امری ضروری و حیاتی است. در تربیت دینی هدف، ایجاد رابطه بین کودک و خدا، وصل تمام رشته های حیاتی فرد به خدا در جهت به بند کشیدن تمایلات حیوانی و انجام هر عملی برای خدا می باشد. خلاصه آن که در تربیت بدنی دینی، غرض آن است که انسان صالح پرورش یابد


 
مذهب بزرگ ترین منبع تربیت در خانواده است و همۀ فعالیت ها و رفتار اعضای خانواده بر بنیان آن استوار است و دلیل هر امری در یک خانواده مسلمان بدان مربوط می شود.

بر این اساس، تربیت دینی برای طفل امری ضروری و حیاتی است. در تربیت دینی هدف، ایجاد رابطه بین کودک و خدا، وصل تمام رشته های حیاتی فرد به خدا در جهت به بند کشیدن تمایلات حیوانی و انجام هر عملی برای خدا می باشد. خلاصه آن که در تربیت بدنی دینی، غرض آن است که انسان صالح پرورش یابد.[1]

یکی از محورهای اساسی که حضرت زهرا(س) بدان توجه و تاکید داشت و بعد پرستش و گرایش فرزندان به انجام تکلیف عبادی و الهی بود. آن حضرت شوق بندگی و خضوع در برابر معبود را از همان کودکی در جان فرزندان خود تقویت کرده و آنان را چنان تربیت کرده که بهترین کارها را عبادت خداوند دانسته و از آن بالاترین لذت ها را می برد. دخت گرامی رسول اکرم(ص) بر این مطلب تاکید داشت که بچه ها را از کوچی به انجام عبادت فرا خواند و آنان را به خدا پیوند دهد و بذر محبت و ارتباط با معبود را در کام بروند. بر این اساس فاطمه(س) فرزندان خود را حتی به شب زنده داری عادت می داد. البته او شیوۀ تربیت را به خوبی می دانست و به گونه ای برخورد می کرد که در حد توان و استعداد فرزندان باشد. به عنوان نمونه حضرت در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان کودکان خود را به بیداری و نخفتن وادار می کرد. ممکن است کسی تعجب کند که او چگونه بچه ها را به این کار که حتی برای اشخاص بزرگ هم زحمت دارد فرا می خواند. حضرت در روز بچه ها را می خوابانید تا خوب استراحت کنند و غذای کم تری به آنان می داد تا بدین گونه زمینه و موقعیت بهتر و مطلوب تری از نظر جسمی و روحی برای شب زنده داری داشته باشند. او به حدی در این کار جدی و قاطع بود که نمی گذاشت احدی از اهل خانه خوابش ببرد و می فرمود: «محروم است کسی که از برکات شب قدر محروم بماند.»[2] گویا فاطمه(س) می خواهد از دوران کودکی در قلب پاک فرزندان خود جمال خدا را به تجلی، و جان و زبانشان را به حلاوت عبادت آشنا کند و محبوب راستین را به آنان نشان دهد تا در جوانی جذب جلوه های دروغین نشوند. این روش تربیتی فاطمه (س) به عنوان یک سنت بسیار پسندیده و قابل اجرا در گفتار امامان معصوم«علیهم السلام» نیز به چشم می خورد. از جمله امام صادق(ع) فرمود: «زمانی که کودک در سن شش سالگی رسید او را به نماز و چنانچه تحمل گرفتن روزه را داشت او را به انجام آن وادار کند.»[3] مردی از فرزندش نزد حضرت امام رضا(ع) شکوه می کند که یک یا دو روز نماز نمی خواند. امام فرمود: چند سال دارد؟مرد جواب می دهد هشت سال. امام علی(ع) فرمود:

سبحان اللّه! نماز را ترک می کند! جواب می دهد: آری وقتی که مریض است امام می فرماید: «به هر اندازه می تواند نماز بخواند.»[4]

در روایت دیگری از امام صادق(ع) شیوۀ عملی خود ائمه(علیهم السلام) را این گونه می خوانیم: «ما فرزندان خود را از پنج سالگی به نماز فرا می خوانیم و شما فرزندان را از هفت سالگی به انجام نماز وادار سازید.»[5] در همین خصوص امام(ع) می فرماید: «وقتی که بچه هفت ساله شد به او بگویید دست و صورت خود را بشوید و نماز بخواند؛ اما وقتی به سن نه سالگی رسید باید وضوی درست و کامل را به او بیاموزید و سفارش موکد کنید تا نماز بخواند و در صورت ضرورت می توانید او را با تنبیه به نماز وادارید.[6] خانواده در بعد پرستش فرزند مراقبت کند و در پایه گذاری شخصیت کودک تلاش و حس دینی او را تقویت کند، ثمرۀ آن در جوانی نصیب کل جامعۀ اسلامی می شود؛ البته مسالۀ تنبیه که می توان آن را از جمله مراحل امر به معروف و نهی از منکر دانست، تابع رعایت شرایطی است که باید به آن توجه شود.[7]

اصول تربیت دینی
1- توحید زیر بنای تربیت
اولین برنامۀ رسول الله(ص) در دعوت مردم به اسلام اصل توحید است که فرمودند: «قولوا لا اله الا الله تفحلوا» بگویید خدایی جز خدای یکتا نیست تا رستگار شوید. رستگاری دنیا و آخرت در کلمۀ توحید نهفته است چرا که امام رضا (ع) نیز می فرمایند امان از عذاب الهی در کلمۀ توحید است. «کلمة لا اله الا الله حضی فمن دخل حضی امن من عذابی» پس هر که طالب سعادت دنیا و آخرت است باید این سعادت را در اصل توحید بجوید وبی شک باور و اعتقاد به این اصل اساسی منشاء تجلی اثرات و برکات آن در تمامی مراحل عمر و از کودکی گرفته تا کهن سالی و حتی پس از مرگ می باشد.

کودکی که از بدو تولد در خانواده ایی چشم به جهان می گشاید که توحید از اصول عقاید انسان آنان است بصورت هدفمند و با جهان بینی توحیدی رشد می یابد بصورتی که در دوران رشد و بلوغ خود پاسخ به پرسشهای اساسی از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟، به کجا می رم؟ آخر ننمایی و طنم را دغدغه و دردمقدس خود قرار می دهد چنین فرزندی خلقت را هدفمند و جهت دار یافته و در این خلقت خود را داری جایگاه و نقش و سهم دانسته و به چنان عزت نفسی دست می یابد که خود را در مقابل اهداف خود، کم ارزش و بی ارزش تحقیر و سرگرم نمی کند«افحسبتم انما خلقنا کم عبثا»[8]

کودکی که اینچنین جایگاه خود را به عنوان بندۀ خدا یافته باشد همواره در زندگی تکیه گاه و نقطۀ اتکا و اعتمادی اطمینان بخش را احساس کرده و لذا از هر نوع سر خوردگی، افسردگی و... محفوظ بوده و در کمال نشاط روحی و جسمی به رشد خود ادامه می دهد و هیچگاه احساس غربت و تنهایی نمی یابد «و هو معکم اینما کنتم»[9]

در الگوی فاطمی تربیت در می یابیم که حضرت زهرا (س) که کودکان خود را برای احیای شب قدر بیدار نگه می داشت و کودکان حضرتش شاهد عبادتها و مناجا ت های شبانه آنحضرت بوده و از دعا نکردن مادر برای خود و خانواده می پرسند که حضرت صدیقه می فرماید: «اول جارثم الدار» همه شاهد بر تربیت بر مدار توحید در سبک فاطمی است. که چنین تربیتی فرزندانی تربیت می کند که در سخت ترین شرایط و طاقت فرساترین مصائب جز رضای الهی را نمی جویند و ندایشان «الهی رضاً بر ضاک» است. امام سجاد(ع) که خود شاگرد مکتب فاطمی است چنین تربیتی را از خداوند درخواست نموده می فرمایند: «... و جعلهم ابراراً اتقیاء بصراء سامعین مطیعین لک و لاولیائک محبین مناصحین»[10]  خداوندا! آنان را (فرزندانم را) نیکوکارانی پرهیزگار و بینا و شنوا و فرمانبر خود و دوستدار و خیرخواه اولیاءت قرار ده.

جهان خوش دفتر عشق است و توحید

که آمد سطری از آن ماه و خورشید

جهان سرتاسرش در گوش آگاه

زندساز و نوای قل هوالله

(ناصح قمشه ایی)

2- حق گرایی و حق مداری
خداوند تعالی در قرآن کریم فرمان می دهد که «ولا تلبسوا الحق بالباطل و تکتموا الحق وانتم تعلمون»[11] و حق را به باطل نیامیزید و حقیقت را پنهان نکنید در حالی که می دانید.

اینکه انسان حق و حقیقت را بشناسد، در سایه سار و درخشش چراغ پرتوافشان قران و تعالیم عرشی ائمه معصومین (ع) حاصل می شود چرا که حق، خداوند خالق جهان است و تجلی حق جز در آیینۀ حق نما یعنی پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) ممکن نیست و هر گاه این تلالو و درخشش تابان شد شدت نور افزایش یافته و راه یابی و هدایت آسانتر و مطمئن تر می گردد چرا که انسان فطرتا حقیقت جو و حق گرا است. در الگوی تربیت فاطمی حق چون عیان باشد دفاع از آن، پی جویی و پیگیری آن لازم می نماید و مصلحت اندیشی برای کتمان و اختفای حق رنگ می بازد. پیامبر اکرم (ص) امام علی (ع) را حق و مصداق کامل آن معرفی می فرمایند: «علی مع الحق و حق مع علی» فاطمه (س) پرگار وجودش و مبنای تربیتش حق گرایی و معرفی و شناساندن حق است به شعاع تمام تاریخ و محوریت و مدار امیرالمومنین علی (ع). لذا حضرتش پس از غصب حق شوهرش شب ها به همراه شوهر و فرزندانش درب خانۀ مهاجر و انصار را می زند و حق را یاد آورشده و از آنان طلب یاری می جوید و هشدار می دهد که شما با پیامبر(ص) بیعت کردید که او و فرزندانش را یاری کنید و از آنان دفاع کنید.[12] آری او لحظه ای از یاری حق درنگ نکرد و ذره ایی از حق خود و شوهرش کوتاه نیامد و این اصل اصیل تربیتی را که حرکت بر مدار حق و مدافع حق بودن است را به فرزندانش که سرور جوانان بهشت اند آموخت.

امیرمومنان علی(ع) می فرمایند: روزی ابابکر برفراز منبر شد تا خطبه بخواند امام حسن (ع) خردسال برخواست و فرمودند: این منبر پدر من است نه جایگاه تو ، ابابکر پاسخ گفت: آری پدر مرا منبری نبود. همچنین است رفتار مشابهی از سوی امام حسین (ع) در خردسالی که چون عمر بر فراز منبر شد امام حسین (ع) فریاد آورد که از منبر پدرم رسول الله پائین بیا ای دروغگو، عمر گفت: این حرفها را پدرت به تو آموخته امام حسین (ع) فرمودند: فرمانبر پدر هستم هر چه فرمایند و هدایت شدۀ اویم آنگاه ادامه دادند این مردم با پدرم که فرمان بیعتش را جبرئیل آورده بیعت کردند ولی آنرا انکار می کنند. وای بر آنان چگونه بر پیامبر وارد می شوند؟ با خشمی مداوم و عذابی شدید. عمر خشمگین به خانۀ امام آمد و گفت فرزندت ارازل و اوباش را بر علیه من تحریک می کند. امام حسن(ع) فرمودند: کسی که حق حکومت ندارد بر برادرم حسین خشمگین می شود و همکیشان خود را اراذل و اوباش می خواند. بخدا تو جز با اراذل و اوباش به حکومت نرسیدی و خدا لعنت کند آنکس که ارازل و اوباش را شوراند.[13]

اینکه حقیقت گرایی و حق مداری را در چه زمانی باید به کودک آموخت با توجه به لالایی های فاطمی که در منابع روایی و تاریخی ثبت است نشان می دهد که از همان دوران نوزادی کودک بصورت مستقیم و غیر مستقیم آنرا می آموزد و در نهاد خود درونی می سازد. نقل است که حضرت زهرا (س) برای امام حسن (ع) لالایی با این مضمون و محتوای عالی تربیتی را می خوانده اند.

اشبه اباک یا حسن

و اخلع عن الحق الرسن

و اعبدوالها ذاالمنن

و لا توال ذاالاحن[14]

آری چه زیبا حق گرایی ، خدا خواهی و عدم پیروی از باطل را در یک لالایی حضرتشان آموخته اند؛ حسن جانم همچون پدرت باش؛ حق را از قید و بند برهان؛ و خدای با جود و احسان را بندگی کن، و کینه توزان را به سرپرستی مگیر.

امیر بیان علی(ع) می فرمایند: «الحق اوسع الاشیا ء فی التواصف و اضیقها فی التناصف»[15] حق گسترده تر از توصیف و سخت تنگنا به هنگام عمل است.

3- دانایی محوری
قرآن کریم می فرماید «و لا تقف ما لیس لک به علم»[16] و چیزی را که بدان علم نداری دنبال مکن.

در تربیت دانایی محور کودک از بدو تولد می آموزد که هر چیز را با علم شناخت و آگاهی کامل بپذیرد و هر کار را نیز با نهایت آگاهی و بینش انجام دهد. اینکه این یادگیری و آموختن از چه زمانی برای کودک ضروری و لازم است؟ برای تمام روانشناسان کودک و نوجوان مبرهن گشته که از همان دوران کودکی که دل نرم و چون زمین حاصلخیز مستعد است باید به این مهم توجه کرد. در آموزه های تربیتی خاندان وحی این موضوع سخت مورد سفارش و توجه قرار گرفته تا جایی که حضرت امیر می فرمایند: «قلب الحدث کالارض الخالیه ما القی فیها من شیء قبلته». دل کودک چون زمین خالی است که هر بذری در آن بکاری رشد خواهد کرد. و همچنین حضرتشان اساس این تربیت را در درون کودکی ضروری دانسته و می فرمایند: «فبادرتک بالادب قبل ان یقسو قلبک و یشتغل لبک» من به تربیت تو پرداختم پیش از آنکه دل ات سخت و فکرت مشغول گردد.[17] اولین آموزه های دینی را کودک از نخستین روزهای تولدش با گفتن اذان و اقامه فرا گرفته و شروع به آموختن می کند. اسباب بازیها، هم بازی ها، لالایی ها، برنامه های مشاهده شده و الگوهای رفتاری پدر و مادر همه و همه مواد آموزشی را برای این نو آموز تشکیل می دهند.

الگوی تربیت فاطمی شواهد بسیاری را برای این زوایۀ تربیتی در خود داردکه به پاره ای از آنها اشاره می شود.

امام حسن (ع) در مسجد حضور می یافت و فرمایشات پیامبر(ص) را فرا می گرفت و به خانه که بر می گشت برای مادر بیان می کرد و این در حالی بود که امام حسن(ع) کودکی خردسال بود و مادرش حضرت زهرا (س) او را می بوسید و تشویق می نمود و چون حضرت امیر به خانه بر می گشت مطالب را برای حضرت علی(ع) بیان می کردند. روزی حضرت امیر پنهان شدند تا بیان امام حسن را از فرمایشات پیامبر بشنوند امام حسن نتوانستند به راحتی روزهای قبل آنرا بیان کنند و فرمودند که امروز عظمتی خانه را فرا گرفته که مرا به لکنت می اندازد امام علی آمدند فرزندانشان را تکریم و تشویق نمودند.[18]

محوری بودن توجه به علم و دانایی و عرشی و الهی بودن این کانون خانوادگی است که دختری چونان زینب (س) را می پروراند که عالمه غیر معلمه است و راوی و روایتگر خطبۀ مادر و سخنان اوست. و بسیاری از روایات حضرت زهرا (س) از طریق حضرت زینب (س) به ما رسیده است. آری در کودکی آموختن چون حک بر سنگ است که ماندگارو پابرجاست که فرموده اند العلم فی الصغر کالنقش فی الحجر علم فرا گرفتن در کودکی چون نقش کندن بر سنگ است.

کسی کو زدانش بود توشه ایی

جهانی است بنشسته در گوشه ایی

(فردوسی)

پی نوشت ها:

[1] انصاری، عذرا. جلوه های رفتاری حضرت زهرا(س). قم: انتشارات بوستان کتاب، 1385.

[2] طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، مترجم ابراهیم میرباقری، تهران: انتشارات پیام آزادی، 1370، ص 484.
[3] انصاری، عذرا. جلوه های رفتاری حضرت زهرا(س). قم: انتشارات بوستان کتاب، 1385.
[4] حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مترجم علی صحت، قم، انتشارات فرهنگ اهل بیت، ج 2، ص 12.
[5] همان، ج 3، ص 13.
[6] همان، ج 2، ص 12.
[7] برگرفته از مقاله: مادری، منزلت و بایدهای آن در تعلیم و تربیت نبوی: نگاهی اجمالی به حیات طیبۀ فاطمۀ زهرا (س)؛ حسین چاری، مسعود؛ زارع، فاطمه.
[8] مومنون /115.
[9] حدید /5.
[10] صحیفه سجادیه، دعای 25، ص 139.
[11] بقره/42.
[12] دشتی، 1389، ص 214.
[13] مدنی بحستانی ، بی تا، ص106.
[14] مجلسی، ج 43، ص286.
[15] نهج البلاغه، خ216.
[16] اسراء / 36.
[17] نهج البلاغه، نامه 31.
[18] مدنی بحستانی، بی تا، ص 107.

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

امروز
هفته
ماه

عضویت در خبرنامه