مقالات اجتماعی

 ارتقای هوش اجتماعی دانش آموزان با آموزش حضوری

 ارتقای هوش اجتماعی دانش آموزان با آموزش حضوری

مدرسه و دانشگاه تنها فضای آموزشی نیست؛ بلکه فضای فرهنگی، زیستی یا فضای تربیتی و پرورشی هم هست. به این معنا که آموزش صرفا بعد آموزشی ندارد، بلکه بعد پرورشی هم دارد؛با این حال آموزش مجازی می‌تواند مکملی برای آموزش حضوری باشد.

 "جبار رحمانی"، انسان شناس و استاد دانشگاه به خبرنگار ایرنا گفت: مدرسه و دانشگاه تنها فضای آموزشی نیست؛ بلکه فضای فرهنگی، زیستی یا فضای تربیتی و پرورشی هم هست. به این معنا که آموزش صرفا بعد آموزشی ندارد، بلکه بعد پرورشی هم دارد؛با این حال آموزش مجازی می‌تواند مکملی برای آموزش حضوری باشد.

در دوران کرونا هر چند آموزش مجازی با توجه به شرایط پیش آمده تنها شیوه غالب و رایج آموزش شد و به دلیل شرایط و تعطیلی مدارس فرصتی برای دانش‌آموزان و دانشجویان تلقی شد، اما با این حال بسیاری از متخصصان مزایای چندانی برای این شیوه آموزش قائل نیستند و معتقدند مدارس و دانشگاه‌ ها تنها فضای آموزش نیستند، بلکه فضای پرورش استعدادها و مهارت‌ های ارتباطی هم هستند که چنین چیزی از طریق آموزش مجازی مهیا نمی‌شود. با این حال این شیوه آموزش هم می‌تواند در کنار آموزش حضوری کارکردهای بسیاری برای دانش آموزان و دانشجویان به همراه داشته باشد که از آن جمله بهره‌مندی از برخی از محتوا ها و همچنین شیوه‌های تدریس است. نظر به اهمیت این بحث، پژوهشگر ایرنا با "جبار رحمانی"، انسان شناس و استاد دانشگاه به گفت و گو نشست. مشروح آن را در ذیل می‌خوانید:

فعال شدن هوش اجتماعی دانش آموزان با حضور در مدارس

جبار رحمانی پیرامون فواید آموزش حضوری اظهار داشت: مدرسه و دانشگاه تنها فضای آموزشی نیست. بلکه فضای فرهنگی، زیستی یا فضای تربیتی و پرورشی هم هست. جایی‌که کودک با دوست، همکلاسی‌ ها، معلم و فضای مدرسه ارتباط برقرار می‌کند و این امر منجر به تربیت و پرورش آنها در حوزه‌هایی از زندگی می‌شود. از این جهت این بعد از مساله در شرایط آموزش مجازی مغفول مانده است؛ زیرا در این مدت، همه بر جنبه آموزشی مدارس تاکید کردند و از این جهت حلقه مفقوده‌ای در این شکل از برنامه‌ریزی‌ ها به وجود آمد و آن توجه به بعد تربیتی و پرورشی بود. زیرا وقتی کودکی به مدرسه نمی‌رود، تنها از نظر خواندن و نوشتن صدمه نمی‌بیند، بلکه از فضای اجتماعی که برای هوش اجتماعی او نیز مهم است، محروم شده است. به این معنا که آموزشصرفا بعد آموزشی ندارد، بلکه بعد پرورشی هم دارد.

آموزش مجازی، بی‌عدالتی آموزشی را تعمیق بخشید

رحمانی در خصوص آموزش مجازی و مسایل مربوط به آن گفت: در دوران کرونا در زمینه آموزش، زیرساخت اینترنتی مناسبی نداشتیم و سیاستی هم برای جبران فقدان فرصت‌ های آموزشی و پرورشی در مدارس وجود نداشت و چون زیرساخت آموزشی‌ هم کافی نبود، با یک الگوی جدیدی از تبعیض به واسطه آموزش مجازی مواجه شدیم. طبق آمار رسمی مراکز دولتی، حدود ۳۰ درصد جامعه ایرانی به اینترنت دسترسی ندارند و احتمالا این ۳۰ درصد در مناطق محروم ساکن هستند که بعد خانوارشان هم بالا است. می‌توان اینطور گفت که ۳۰ درصد از دانش‌آموزان ما به اینترنت دسترسی نداشتند و آنهایی هم که دسترسی داشتند با تکنولوژی‌های قدیمی رو به رو بودند که نمی‌شد به خوبی از آنها استفاده کرد.

 وی افزود: بنابراین یا خانواده‌ها در این شرایط محروم‌تر شدند و یا ناچار شدند فشار اقتصادی بسیار بزرگی را برای خرید ابزار آموزش مثل لب تاب، موبایل و... متحمل شوند. لازم به ذکر است که در شرایط کرونا هم نه تنها اقتصاد رشدی نداشت، بلکه حتی تورم چند برابری هم به وجود آمد.

رحمانی ادامه داد: دانش‌آموزان شاید درک وسیعی از این موضوع نداشته باشند، اما تبعیض‌هایی که به لحاظ آموزشی و دسترسی به تکنولوژی آموزشی مطرح شد، به مرور برایشان مشهود شد و خواهد شد و این یک ضربه روحی برای آنها خواهد بود. در مجموع بی‌کفایتی ابزارهای آموزشی و بی‌برنامه‌ بودن نهادهای حکمرانی، نوعی سرخوردگی را در بین دانش‌آموزان و دانشجویان ایجاد و خانواده‌ها را با مسایل و مشکلات مضاعف مواجه کرده است.

رحمانی افزود: هر چند در بحث آموزش و پرورش مشکلات بسیاری مانند بی‎کیفیتی مدارس و هزینه‌بر شدن برخی از آنها وجود داشت، اما در این شرایط بحث آموزش مجازی هم اضافه شد. بطوریکه بی‌عدالتی‌های موجود در این فضا را تشدید و تعمیق بخشید.

راهکار چیست؟

رحمانی به راهکارهایی در این زمینه اشاره کرد و گفت: آشنایی ۶۰ تا ۷۰ درصد دانش‌آموزان کشور با آموزش مجازی نکته مثبتی برای نظام آموزش و پرورش کشور تلقی می‌شود و حتی می‌تواند به عنوان یک مکمل در کنار آموزش حضوری بکار رود و بخشی از نابرابری‌ها را که ناشی از عدم دسترسی به محتوا و شیوه‌های تدریس با کیفیت است را جبران کند.

وی گفت: تجربه نشان داده است که ما اصلا برای موقعیت‌های پاندمیک آمادگی نداریم و بی‌کفایتی در مدیریت هم این وضعیت را تشدید و نتایج آن را بدتر می‌کند. زیرا در این مدت علاوه بر فراهم نبودن زیرساخت‌ها شاهد تورم افسارگسیخته نیز بودیم و همین امر، امکان دسترسی افراد را به برخی از امکانات محدودتر می‌ساخت. بنابراین باید از این شرایط درس گرفت و برای موقعیت‌ های پاندمیک در آینده برنامه‌ریزی و سیاستگذاری مناسبت تری داشت.

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

امروز
هفته
ماه

عضویت در خبرنامه