مقالات ویژه محرم

معیشت و اقتصاد در سیره حسینی علیه السلام

معیشت و اقتصاد در سیره حسینی علیه السلام

در آیات قرآن کریم و همچنین در روایات فراوانی که از معصومین علیهم السلام به ما رسیده است، بر اهمیت کسب روزی حلال و نقش آن در شکل گیری شخصیت انسان و رسیدن به سعادت ابدی تأکید شده است؛ به نحویکه تحصیل مال حلال و پرهیز از مال حرام در ردیف بالاترین مراتب عبادت خداوند متعال نیز قرار گرفته است؛ 

 
در آیات قرآن کریم و همچنین در روایات فراوانی که از معصومین علیهم السلام به ما رسیده است، بر اهمیت کسب روزی حلال و نقش آن در شکل گیری شخصیت انسان و رسیدن به سعادت ابدی تأکید شده است؛ به نحویکه تحصیل مال حلال و پرهیز از مال حرام در ردیف بالاترین مراتب عبادت خداوند متعال نیز قرار گرفته است؛ اما باید توجه داشت که اگر چه سلامت روح در گرو استفاده صحیح و مطلوب از مال حلال است و بی‌توجهی به این موضوع، عوارض و پیامدهای منفی و مخربی را برای انسان به وجود می‌آورد، ولی دغدغه تأمین رفاه بیشتر، فرد را به فکر عبور از خط قرمزها و کسب درآمد از راه غیر حلال می‌اندازد و نتیجه آن، خروج برکت از زندگى و ورود بدبختى به آن است که پیامدهاى منفى به بار می‌آورد و گره‌هاى کور و مشکلات ناشناخته‌اى را به وجود می‌آورد و فشارهاى روانى را افزایش می‌دهد و در نتیجه نارضایتی را در محیط خانواده به اوج خود می‌رساند. امام حسین علیه السلام می فرماید: مالت اگر برای تو نباشد، تو برای اویی. پس آن را باقی مگذار، که برایت باقی نمی ماند، و آن را بخور، پیش از آن که تو را بخورَد!
 

ارزش کسب حلال
1- امام حسین علیه السلام، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله:

طوبی لِمَن طابَ مَکسَبُهُ، وصَلُحَت سَریرَتُهُ، وحَسُنَت عَلانِیتُهُ، وَاستَقامَت طَریقَتُه

خوشا به حال کسی که کسبش پاک، درونش به سامان، بُرونش نیکو و راهش راست است![1]

2- امام حسین علیه السلام، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله:

العِبادَةُ سَبعونَ بابا، أفضَلُها طَلَبُ الرِّزقِ الحَلال

عبادت، هفتاد باب (بخش) دارد که برترینِ آنها، در پی روزی حلال بودن است.[2]

 

نگاه استقلالی نداشتن به مال دنیا در کلمات امام خسین علیه السلام
1- روزی مستمندی، درخواست کمک می کرد. امام حسین علیه السلام فرمود: «آیا می دانید که او چه می گوید؟».

گفتند: نه، ای فرزند پیامبر خدا!

فرمود: «می گوید: من، فرستاده شما هستم. اگر چیزی به من بدهید، آن را می گیرم و [برایتان] به آن جا (قیامت) می برم؛ وگرنه با دستانی تهی به آن، وارد می شوم».[3]

2- أیغتَرُّ الفَتی بِالمالِ زَهوا

وما فیها یفوتُ مِنِ اعتِزازِ

ویطلُبُ دَولَةَ الدُّنیا جُنونا

ودَولَتُها مُحالَفَةُ المَخازی

ونَحنُ وکلُّ مَن فیها کسَفرٍ

دَنا مِنهَا الرَّحیلُ عَلَی الوِفازِ

جَهِلناها کأَن لَم نَختَبِرها

عَلی طولِ التَّهانی وَالتَّعازی

ألَم نَعلَم بِأَن لا لَبثَ فیها

ولا تَعریجَ غَیرَ الاجتِیازِ.

آیا انسان از سرِ خودخواهی به مال دنیا می نازد

و خود را بِدان گرامی می شمرد، در حالی که دنیا از دست می رود؟!

و دولت دنیا را دیوانه وار می طلبد

در حالی که دولت آن، با رسوایی ها همراه است؟!

ما و همه جهانیان، مانند مسافرانی هستیم که

زمان کوچمان، با شتاب، نزدیک می شود.

در حالی که با همه شادی ها و غم هایی که در دنیا داشته ایم

آن را نیازموده ایم و به حقیقت آن، جاهلیم.

آیا نمی دانیم که دنیا جای ماندن نیست

و راه دیگری جز عبور کردن از آن نیست؟[4]

3- فَإِن تَکنِ الدُّنیا تُعَدُّ نَفیسَةً

فَإِنَّ ثَوابَ اللّهِ أعلی وأنبَلُ

وإن تَکنِ الأَبدانُ لِلمَوتِ انشِئَت

فَقَتلُ امرِئٍ بِالسَّیفِ فِی اللّهِ أفضَلُ

وإن تَکنِ الأَرزاقُ قِسما مُقَدَّرا

فَقِلَّةُ حِرصِ المَرءِ فِی السَّعی أجمَلُ

وإن تَکنِ الأَموالُ لِلتَّرک جَمعُها

فَما بالُ مَتروک بِهِ المَرءُ یبخَلُ

اگر چه دنیا، گران بها شمرده می شود

امّا پاداش خداوند، بلندپایه تر و گرامی تر است.

اگر بدن ها برای مرگ، آفریده شده اند

کشته شدن با شمشیر در راه خدا، برتر است.

اگر روزی ها تقسیم و اندازه گیری شده اند

بنا بر این، حرص نورزیدن در کسب روزی، زیباتر است.

اگر نتیجه جمع کردن اموال در این جهان، رها کردن آنهاست     

پس چرا انسان بر چیزی که رها می شود، بخل بورزد؟![5]

3- وما حُزناهُ مِن حِلّ وحِرمٍ

یوَزَّعُ فِی البَنینِ وفِی البَناتِ

وفی مَن لَم نُؤَهِّلهُم بِفَلسٍ

وقیمَةِ حَبَّةٍ قَبلَ المَمات

تمام اموالی که از حلال یا حرام به دست آورده ایم

میان پسران و دختران، توزیع می شود

و نیز میان کسانی که قبل از مرگمان

آنان را شایسته یک پول سیاه و یک حَبّه هم نمی دانستیم[6].

پرهیز از مال حرام
1- ابو حورا سعدی: به حسین بن علی علیه السلام گفتم: از پیامبر خدا، چه به یاد داری؟

فرمود: «از خرماهای زکات، برای پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آوردند. خرمایی از آنها برداشتم و خواستم آن را بجَوَم که آن را از دهانم گرفت و در میان خرماها انداخت و فرمود: "زکات، بر خاندان محمّد، حلال نیست"».[7]

2- شعری از امام حسین علیه السلام

یبَذِّرُ ما أصابَ ولا یبالی

أسُحتا کانَ ذلِک أم حَلالا

در هر چه به دست می آورد، ولخرجی می کند

و اهمّیتی نمی دهد که حلال است یا حرام.[8]

 

اهمیت دادن به پرداخت بدهی
امام حسین علیه السلام، از امام علی علیه السلام: از بدهی ای که داشتم، به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شِکوه کردم. فرمود: «ای علی! بگو:

«اللّهُمَّ أغنِنی بِحَلالِک عَن حَرامِک، وبِفَضلِک عَمَّن سِواک»، فَلَو کانَ عَلَیک مِثلُ صَبیرٍ دَینا قَضاهُ اللّهُ عَنک. وصَبیرٌ: جَبَلٌ بِالیمَنِ، لَیسَ بِالیمَنِ جَبَلٌ أجَلَّ ولا أعظَمَ مِنه

"خداوندا! مرا به حلالت از حرامت، و به بخشش خودت، از غیرِ خودت، بی نیاز کن". پس اگر بدهی ات مانند صَبیر باشد، خدا برایت می پردازد». صَبیر، نام کوهی در یمن است که در آن سرزمین، کوهی بلندتر از آن نیست.[9]

تجارت و آداب آن
1- امام حسین علیه السلام، از امام علی علیه السلام، از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: نُه دهمِ روزی، در تجارت است و آن جزء باقی مانده، در گلّه داری.[10]

2- امام حسین علیه السلام، از امام علی علیه السلام: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «چون دو تاجر، راست بگویند و نیکی کنند، [داد و ستدشان] برایشان برکت می کند و چون دروغ بگویند و خیانت کنند، برایشان مبارک نمی شود، و آن دو تا هنگامی که از هم جدا نشده اند، حقّ فسخ معامله را دارند و اگر با هم اختلاف پیدا کردند، حق با صاحبِ کالاست [و با سوگند او، دعوا تمام است]، یا آن که خصومت را رها کنند».[11]

3- ابو هِشام قنّاد بصری: من کالاهایی را از بصره برای حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام می بردم و گاه با من در خرید آن، چانه می زد؛ امّا برخی مواقع، هنوز از نزدش برنخاسته بودم که همه [ی آنچه خریده بود] را [به دیگران] می بخشید. [روزی] گفتم: ای فرزند پیامبر خدا! از بصره برایت کالا می آورم و با من چانه می زنی؛ امّا هنوز برنخاسته، همه اش را می بخشی؟!

فرمود: «پدرم [علی علیه السلام] برایم نقل کرد و آن را به پیامبر صلی الله علیه و آله نسبت داد که: "مغبون، نه ستوده است، و نه پاداش دارد"».[12]

خساست نورزیدن در خرج کردن
1- امام حسین علیه السلام: مالت اگر برای تو نباشد، تو برای اویی. پس آن را باقی مگذار، که برایت باقی نمی ماند، و آن را بخور، پیش از آن که تو را بخورَد![13]

2- امام حسین علیه السلام: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «مرد یا زنی نیست که در هزینه کردنی که مورد رضایت خداست، تنگ بگیرد، جز آن که چندین برابرِ آن را در ناخشنودی خدا، هزینه می کند».[14]

3- امام حسین علیه السلام: شنیدم که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «[انفاق را] از خانواده ات آغاز کن: مادر، پدر، خواهر و برادرت. سپس، [هر که] نزدیک تر و نزدیک تر [است]».[15]

قناعت و میانه روی در طلب روزی
1- امام حسین علیه السلام: القُنوعُ راحَةُ الأَبدانِ.

قناعت، [مایه] آسودگی بدن هاست.[16]

2- امام حسین علیه السلام: پیرمردی از امیرالمؤمنین علیه السلام سؤال کرد:.. کدام قناعت، برتر است؟

فرمود: «قناعت به هر چه خدای عز و جل عطا کرده است».[17]

3- امام حسین علیه السلام، خطاب به کسی فرمود: ای مرد! در پی روزی، مانند کوشش پیکارجوی چیره مرو، و همچون اسیر دست بسته، بر قضا و قَدَرْ تکیه مکن؛ چرا که پیجویی روزی، از سنّت است و میانه روی در طلب [روزی]، از خویشتنداری و عفّت. نه عفّت، مانعِ روزی است، نه حرص، کشاننده [روزی] بیشتر؛ چرا که روزی، قسمت شده است و اجَل، حتمی است و حرص ورزیدن، در پی گناه رفتن است».[18]

4- شعری از امام حسین علیه السلام:

تَفَقَّد نَقصَ نَفسِک کلَّ یومٍ

فَقَد أودی بِها طَلَبُ المَعاش

هر روز، کاستی های نفست را جستجو کن

چرا که طلب معاش، جانت را به هلاکت افکنده است[19].

5- ضررهای زیادی مال:

کلَّما زیدَ صاحِبُ المالِ مالًا

زیدَ فی هَمِّهِ وفِی الاشتِغالِ

قَد عَرَفناک یا مُنَغِّصَةَ العَی

شِ ویا دارَ کلِّ فانٍ وبالِ

لَیسَ یصفو لِزاهِدٍ طَلَبُ الزُّه

دِ إذا کانَ مُثقَلًا بِالعِیالِ.

هر اندازه که بر دارایی ثروتمند، افزوده شود

بر گرفتاری و مشغولیت او افزوده می شود.

[ای دنیا،] ای ناگوار کننده زندگی!

ای سرای هر نابوده شونده و از بین رونده! تو را شناخته ایم.

برای هیچ پارسایی، طلب زهد، گوارا نمی شود           

هر گاه بار زندگی اش سنگین باشد.[20]

 

فقر در نگاه امام حسین علیه السلام
1- امام حسین علیه السلام: امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: «مردم را دو چیزْ هلاک کرد: بیمِ فقر و پیجویی فخر».[21]

2- امام علی علیه السلام از امام حسین علیه السلام، در باره فقر پرسید؛ عرض کرد: طمع کردن [به مال مردم] و شدّت ناامیدی [از رحمت خداوند] است.[22]

پرهیز از بخل و حرص
1- امام حسین علیه السلام:

الشُحُّ فَقرٌ.

بُخل، ناداری است[23].[24]

2- امام حسین علیه السلام: پیرمردی از امیرمؤمنان علیه السلام پرسید: بخیل ترین و حریص ترینِ مردم کیست؟

فرمود: «آن که مال را از راه ناروایش به چنگ آورد و در راه ناروایش خرج کند».[25]

3- شعری از امام حسین علیه السلام:

أتَبخَلُ تائِها شَرِها بِمالٍ

یکونُ عَلَیک بَعدَ غَدٍ وَبالا

فَما کانَ الَّذی عُقباهُ شَرٌّ

وما کانَ الخَسیسُ لَدَیک مالا

آیا به مالی که در قیامت، وبال گردنت خواهد بود

از سرِ حرص و نابخردی، بخل می ورزی؟!

آن مالی که عاقبتش شر

و خودش ناچیز است، در واقع، مال نیست.[26]

4- شعر دیگری از امام حسین علیه السلام:

وإن تَکنِ الأَرزاقُ قِسما مُقَدَّرا

فَقِلَّةُ حِرصِ المَرءِ فِی السَّعی أجمَلُ

وإن تَکنِ الأَموالُ لِلتَّرک جَمعُها

فَما بالُ مَتروک بِهِ المَرءُ یبخَلُ

و اگر روزی ها، تقدیر شده اند،

کمی حرصِ آدمی برای روزی، زیباتر است.

و اگر گردآوری دارایی ها، برای رها کردن است،

چرا در راه خیر، بِدان بخل ورزیده می شود؟[27]

 

دعای طلب روزی حلال، پس از زیارت امام حسین علیه السلام
1- خدایا! من از تو می خواهم و از نزد تو، روزی حلال و پاک می طلبم. مرا بر آن، یاری ده و توانا بگردان، و نیازمند مساز تا در پی روزی، به سویی روان شوم که کارش زشت باشد و گناهش بر گردنم بماند.[28]

2- خدایا! من، از تو، به حقّ محمّد و خاندان محمّد، و حُرمت محمّد و خاندان محمّد، و به شأنی که برای محمّد و خاندانش قرار داده ای، می خواهم که بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرستی و عملم را بپذیری و کوششم را مشکور بداری و اجابت همه دعاهایم را به من، بنمایی و آن را آخرین زیارت من از او، قرار ندهی و مرا با نیکی و پرهیزگاری، به سوی او باز گردانی و برکت زیارت او را در دین و دنیا، به من نشان دهی و روزی فراخ و افزونت را بر من گسترده سازی؛ روزی فراوان شده و پاکیزه. به من، روزی فراخ، حلال، فراوان، زودآینده، سرشار و ریزان، بدون رنج و منّتِ کسی از بندگانت، بده و آن را از فضلت، گسترده و از عطایت، فراوان قرار ده، که تو گفته ای: «و از فضل خدا بخواهید»، و من، از فضل تو می خواهم و از دست پُرِ تو می طلبم. پس مرا ناکام باز مگردان که من ضعیفم. پس برایم دوچندان کن و تا پایان عمرم، مرا عافیت ده و مرا در هر نعمتی که به بندگانت بخشیده ای، پُربهره ترین، قرار ده و مرا از آنچه هستم، بهتر و مقصدم را از جایی که از آن می بُرم و می روم، نیکوتر، و درونم را از بُرونم، خوب تر قرار ده، و مرا پناه ده از آن که مردم در من، خیری ببینند و در من نباشد، و از داد و ستد، پر روزی ترینِ آن را نصیب من ساز.[29]

 

ذکر مصیبت
بر پایه برخی از گزارش ها، در روز عاشورا، هنگامی که امام حسین علیه السلام با کوفیان، اتمام حجّت می نمود و آنها با سر و صدا، تلاش می کردند که از سخنرانی ایشان ممانعت کنند، امام علیه السلام به موضوع «عطا» و حرامخواری آنان از این طریق، به عنوان یکی از علل انحراف و نافرمانی آنان، اشاره کرد و فرمود:

وَکلُّکم عاصٍ لِأَمری غَیرُ مُستَمِعٍ لِقَولی، قَدِ انخَزَلَت عَطِیاتُکم مِنَ الحَرامِ، وَ مُلِئَت بُطونُکم مِنَ الحَرامِ، فَطُبِعَ عَلی قُلوبِکم.

همه تان از فرمان من، سرپیچی می کنید و به سخنانم، گوش فرا نمی دهید. عطایای حرام، شما را سست [و سنگین] کرده و شکمتان از حرام، آکنده شده است. از این رو، بر دل هایتان مُهر خورده است.[30]

 

پی نوشت ها:

[1] دانشنامه امام حسین علیه السلام،ص301.

[2] همان، ص 103.
[3] همان، ص 109.
[4] همان، ص 489 - 491.
[5] همان، ص 339 - 441.
[6] همان، ص 483.
[7] همان، ج 13، ص177.
[8] همان، ج 14، ص 501.
[9] همان، ص 59.
[10] همان، ص 103.
[11] همان، ص 105.
[12] همان، ص 105.
[13] همان، ص 109.
[14] همان، ص 111.
[15] همان، ص 111.
[16] همان، ص 133.
[17] همان، ص 343.
[18] همان، ص 199.
[19] همان، ص 493.
[20] همان، ص 441.
[21] همان، ص 253.
[22] همان، ص 251.
[23] در متن عربى حدیث، «الشُّحّ» آمده است که علاوه بر «بُخل»، در معناى «حرص (آزمندى)» و «حرصِ جمع کردنِ مال» نیز به کار مى رود و برخى گفته اند که به معناى «بخلِ آمیخته با حرص» است.
[24] دانشنامه امام حسین علیه السلام، ج 14، ص 247.
[25] همان، ص 341.
[26] همان، ص 501 -  503.
[27] همان، ج 5، ص157.
[28] همان، ج 12، ص325.
[29] همان، ج 11، ص 451 - 449.
[30] همان، ج 5، ص 431 - 343.

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

امروز
هفته
ماه

عضویت در خبرنامه