ویژه شهادت حضرت امام جعفر صادق(ع)

حاکمیت توحید و اخلاق در نظام تربیتی امام صادق علیه السلام

حاکمیت توحید و اخلاق در نظام تربیتی امام صادق علیه السلام

توجه به سیره عملی و استفاده مؤثر از الگوهای پیشینیان در تعلیم و تربیت اسلامی به طور عام و در برنامه درسی به طور خاص اهمیت بسیار زیادی دارد. امام صادق علیه السلام در نقش معلمی دلسوز، با تربیت بیش از چهار هزار شاگرد در رشته های مختلف علمی نظیر: حدیث، فقه و فقاهت، تفسیر، کلام، علم امامت و توحید، اخلاق و عرفان، طب و...، الگوی بسیار مطلوبی برای بهره گیری محققان تعلیم وتربیت در جوامع اسلامی برای شناخت نحوه تعاملات و برخوردهای آن حضرت با فراگیران و دانش پژوهان و رویکرد ایشان به تعلیم وتربیت و استفاده از آنها برای برنامه های آموزشی امروز است. براساس نگاه تحلیلی، با بررسی منابع مختلف، ١٦ مقوله در برنامه درسی اجراشده در نظام تربیتی امام صادق علیه السلام مشخص شد که درادامه، هر یک از آنها به اختصار توضیح داده شده است.


١. صبر و متانت معلم و رعایت خصال نیکو در برابر پرسشگران:
شاگردان در نظام تربیتی امام صادق علیه السلام از همه اقوام و مذاهب بوده اند؛ بنابراین، بدیهی است که آنان دارای اختلافات گسترده ای باشند. در میان کلاس های درسی امام صادق علیه السلام، بیشتر دو دسته از شاگردان حضور محسوس ازنظر روایات دارند: اول شاگردانی که با راه و منش حضرت مخالف بودند، ولی در کلاس های درسی ایشان حاضر میشده اند؛ نظیر ابوحنیفه، مالک بن انس و یا مخالفان سرسخت تر وجدیتری نظیر ابن ابیالعوجاء که اساسا کافر بوده است. امام صادق علیه السلام مخالفان خود را نیز محروم از این حقوق نمیدانستند و نه تنها آنان را از دریای بیکران علم و منش خویش سیراب می نمودند، بلکه باتوجه به سؤالاتشان و ارائه پاسخ های معنادار و جهت دار به آنان مسیری بیانتها در مقابلشان میگشودند. اینکه چرا آن حضرت در برابر سؤال پرسشگران دارای صبر و متانت بود، میتوان به تعریف ایشان از علم نیز متصف نمود. بیشک جهت گیری علم، یعنی درحقیقت جهت گیری عالم و این امر اوصاف و خصلت هایی را طلب میکند که از آن جمله خشیت و خداترسی است. امام میفرمایند: «الخشیه میراث العلم و من حرم الخشیه لا یکون عالما» (مجلسی، ج ٢: ٥٢). درواقع نگاه به توحید و باور عمیق به آن، منشأ و مصدر تمام فعالیت های کلاس درس امام صادق علیه السلام بوده است. امام صادق علیه السلام زمانی که با پرسش پرسشگری مخالف روبه رو میشدند و حتی اگر میدانستند شاید پاسخشان در وی اثری نکند، بازهم با کمال متانت و ادب و صبر، پاسخ وی را میدادند. شاید بدین جهت که اولا حضرت تلاش مینمودند ازطریق اخلاق نیکو قبل از بیان پاسخ بر وی اثرگذارند و ثانیا پاسخ را دریچه ای برای تفکر این فرد قرار میدادند تا ضمن انجام دستور اخلاقی حسن خلق، مثالی از فرامین دین مبین اسلام را به نمایش بگذارند و بر دل مخالفان پرتو افکنند. حضرت، گفتگوی علمی میان بندگان خدا را از عوامل زنده ساختن دل های مرده میداند؛ البته درصورتیکه فرجام آن رسیدن به امر خدا باشد (پاکتچی و دیگران، ١٣٩١ ب: ٤٣٩). امام صادق علیه السلام، علم آموزی را برای همگان ارزشمند معرفی مینماید و لذا سؤال کردن را کلید دانستن بیان میکنند و پرهیز از آن را مایه هلاکت میدانند (کلینی، ١٣٧٥، ج ١: ١١٣). این برخورد متین به حدی است که حتی ابن ابیالعوجا نیز امام علیه السلام را مردی حلیم، باوقار، عاقل ، محکم و ثابت میخواند و چنین میگوید: «جعفر صادق از جای خود به در نرود و وقار از دست ندهد و از مدار وفق و مدارا بیرون نشود و غضب او را سبک ننماید» (قمی، ١٣٩٠: ١٦٥).

دسته دوم شاگردان، یاران و تابعین آن حضرت بوده اند. امام صادق علیه السلام علاوه بر اینکه به همه سؤالات یاران پاسخ میدادند، در بحث های طولانی نیز با صبر و متانت به مباحث مطرح شده از جانب آنان گوش میدادند و با اتخاذ شیوه های مختلف، طرف مقابل را مجاب میکردند. در بحارالانوار چنین روایت شده است که: روزی در جلسات درس ایشان غلامی سؤالی را پرسید و حضرت تلاش نمود تا جواب را به او بفهماند، اما غلام از فهم عاجز ماند و چندبار درخواست تکرار و توضیح نمود. اباعبدالله با صبر و متانت مثال زدنی چندبار مطلب را برای وی توضیح میدهد تا درنهایت وی متوجه مسئله میگردد (مجلسی، ١٤٠٣ ق: الجزء ١١: ٢٨٩)». همچنین روایت است که امام صادق علیه السلام درجایی به چندین سؤال شهاب بن عبدالله پاسخ کامل دادند، بدون اینکه از تعدد سؤالات وی ناراحت شوند (مجلسی، ١٣٧٧: ٥٤). همین گشاده رویی و وقار امام صادق علیه السلام بود که عرصه سؤال پرسیدن را روی همه شاگردان ، اعم از مخالفان و شاگردان، باز میگذاشت (فیض کاشانی، الوافی، الجزء الاول: ١٨٨).

٢. جانشین سازی شاگردان مستعد در کلاس درس:
امام صادق علیه السلام در کلاس های درس خویش گاهی به جای اینکه خود تدریس کنند می نشستند و یکی از شاگردان به فراخور استعداد و توانمندی علمی که داشت و با نظر مستقیم حضرت انتخاب میشد، کار تدریس در کلاس و یا مناظره با دیگران را در برابر امام صادق علیه السلام برعهده میگرفت. امام علیه السلام شاگردان را تشویق و ایشان را به این امر ترغیب میکردند. براین اساس به دو مضمون در این ارتباط اشاره شده است.

در مضمون اول به ذکر روایت هایی در رابطه با جانشین سازی شاگردان در تدریس و روایات متناسب با آن موضوع مورد تحلیل و استنباط قرارگرفته اند. به عنوان نمونه، حضرت همواره شایستگی علمی شاگردان خویش را در جلسات به حاضران گوشزد مینمودند و ایشان را مرجع پاسخگویی به سؤالات دیگران قرار میدادند (محدث زاده، ١٣٧٣: ١٦٠ - ١٦١). هشام بن سالم میگوید: «ما با عده ای از اصحاب در محضر حضرت صادق علیه السلام بودیم که مردی از اهل شام وارد شد... عرض کرد به ما خبر رسیده که شما عالم و دانایید؛ اینک آمده ام تا با شما بحث و مناظره نمایم. فرمود در چه موضوعی میخواهی بحث کنی؟ عرض کرد: در بحث قرآن وارد شویم. حضرت صادق علیه السلام او را به حمران راهنمایی کرد. شامی عرض کرد: من میخواهم با شما بحث کنم نه حمران. حضرت فرمود: اگر بر حمران غالب شوی، بر من غلبه کرده ای و اگر مغلوب حمران گشتی، مغلوب منی. مرد شامی با حمران بحث کرد و بحث آن قدر طول کشید که ملول و خسته شد. امام صادق علیه السلام فرمود: چگونه یافتی حمران را؟ گفت: او را حاذق و استاد دیدم و از هرچه پرسیدم مرا پاسخ داد. حضرت رو به حمران نمود و گفت: تو نیز از شامی سؤال کن. سپس مرد شامی عرض کرد: میخواهم با شما در علم عربیت وارد بحث شوم. حضرت او را به ابان بن تغلب راهنمایی کرد» (محدث زاده، ١٣٧٣: ٢٤).

در مضمون دوم عکس العمل حضرت در برابر برخی از این جانشینان تدریس مورد بررسی قرار گرفته است. به عنوان نمونه، امام صادق علیه السلام شاگردان خویش را به مناظره و پاسخ به پرسش های دیگران تشویق مینمودند و سپس اگر خود در آن جمع حضور نداشتند، نتیجه را از ایشان جستجو میکردند. امام صادق علیه السلام به هشام بن حکم که تازه جوانی بود و در محضر آن بزرگوار نشسته بود، فرمود: ای هشام مباحثه خود را با عمروبن عبید برای من نقل کن. هشام گفت: ابهت و عظمت شما مانع این میشود که بتوانم در حضور شما سخن بگویم و شرم دارم از اینکه آن را بازگو کنم. امام فرمودند: هرگاه به شما امر کردم، انجام دهید. هشام نیز تمام ماجرای مباحثات خود را با آن مرد برای حضرت بازگو نمود. وقتی سخن تمام کرد، امام صادق علیه السلام خنده ای کرد و فرمود: این طریق مباحثه و سخن گفتن را از چه کسی یاد گرفته ای؟ هشام گفت: از شما سرورم. امام صادق علیه السلام به وی خطاب کرد: خدا تو را بیامرزد. عجب خوب گفتی (فدوی اردستانی، ١٣٨٦: ٢٤٩).

٣. ایجاد باور به الهیبودن علم و مآخذ آن:
امام صادق علیه السلام در روایت های بسیاری به این نکته تأکید داشتند که علم را نمیتوان تنها از راه تحصیل و علم آموزی فراگرفت. حضرت صادق علیه السلام علم را نتیجه تحصیل و تعلم نمیدانند؛ بلکه آن را نوری از جانب خداوند متعال در قلب های تهذیب شده میدانند. لذا ابتدای امر و قبل از جستن علم باید نفس و درون را تهذیب نمود و حقیقت عبودیت را بر آن چشاند (محدث زاده، ١٣٧٣: ٢٩١). روایت شده است شخصی به محضر امام صادق علیه السلام رسید و در مقابل ایشان نشست... حضرت فرمود: کنیه شما چیست؟ گفت: ابوعبدالله. فرمود: این کنیه را خدا برای تو ثابت کند و توفیق رفیقت سازد.... گوش کن اباعبدالله! علم متاعی نیست که درنتیجه تعلیم و تحصیل به دست آید. «انما هو نور فی قلب من یرید الله تبارکوتعالی ان یهدیه»: بلکه علم نوری است که پروردگار متعال در قلب های تهذیب شده برمیافروزد و در پرتو همان نور به راه راست هدایتش میکند. شما که علم را میجویید خوب است در نفس خود حقیقت عبودیت را بیابید و بعد علم را به خاطر عمل فراگیرید و رموز دانش را از خدا بخواهید تا بر شما بازش گذارد (محدث زاده، ١٣٧٣: ٢٩٠ - ٢٩١). چون آن حضرت مصدر علم را الهی و نوری از انوار خالق حکیم معرفی میکنند، لذا تابش آن نور بر قلب را یادگیری واقعی مینامند که البته مقدماتی بر این امر لازم است؛ ازجمله تأدیب و تهذیب نفس قبل از تعلیم هر علم. امام علیه السلام چون معتقد بودند علم در ضمیر پاک قرار میگیرد و افراد باید به تربیت نفس همت گمارند، عملا شاگردان را قبل از تعلیم، تربیت نموده و با ارائه نصایح و پندها قصد داشتند تا ضمیر شاگردان را روشن کنند. ایشان علم را برای انسان های ناپاک متصور میدانستند، اما نه به صورت کامل و نه مایه نجات بخشی.

٤. ایجاد روحیه کاوش و برانگیختگی علمی شاگردان (برجسته کردن اهمیت پرسشگری):
در نظام تربیتی امام صادق علیه السلام درهای پرسش باز و امکان پرسشگری میسر بود. خود حضرت به عنوان معلم بزرگ این نظام همواره سؤال پرسیدن را مایه نجات و رستگاری و نبود آن را سبب هلاکت میدانند. مرحوم کلینی، در کافی، ازطریق حماد، نقل کرده است که امام صادق علیه السلام به حمران درمورد سؤالی که کرده بود، فرمود: همانا مردم هلاک میشوند؛ زیرا که نمیپرسند (کلینی، ١٣٧٥، ج ١: ٣١). این مهم لازمه حکمت و فراگیری علم است ؛ چراکه آن حضرت در پاسخ به عمران بصری درخصوص حکمت علم میفرمایند: سؤال پرسیدن بسیار مهم است و شاگرد نباید از آن خجالت بکشد (محدث زاده، ١٣٧٣: ٢٩٣). براین اساس ذیل این مقوله به دو مضمون اشاره شده است که اول تأکید حضرت بر پرسشگری را تبیین مینماید و دوم فضای کلاس های درسی حضرت را که دارای امکان پرسشگری بوده است و واکنش و عکس العمل هایی را که حضرت در برابر پرسشگران نشان میدادند، مطرح میکند. معلم باید دانش آموز را در جریان کلاسی به نحوی تشویق کند تا وی جرأت پرسیدن پیدا کند (حسینی میرصفی، ١٣٨٧: ٢١٨). از صالح بن أسود نقل است که امام صادق به وی فرموده: قبل از اینکه مرا از دست بدهید، سؤال کنید (مجلسی، ١٣٧٧، ج ١١: ٢٥). باتوجه به نکات گفته شده ذیل این مضمون و مضمون قبلی به نظر میرسد معلم نقشی اساسی در تغییر راهبرد کلاس درس از فضای یک طرفه به فضای تعاملی و دو یا چندنفره دارد. ازطریق پرسش و پاسخ طبیعتا جریان کلاسی از بالا به پایین نخواهد بود؛ یعنی اینکه معلم تنها سخنگو و دانش آموز تنها پذیرنده و شنونده منفعل نخواهد بود. گاهی سؤالی از معلم به سمت دانش آموز و گاهی سؤالی از دانش آموزان به سمت معلم مطرح میشود. البته این امر مزایای گسترده ای دارد که در مکاتب امروزی تعلیم وتربیت دائما مطرح است. امام صادق علیه السلام سؤال کردن را غنیمتی میدانند که اگر از آن غفلت شود، عواقب جبران ناپذیری به جای خواهد گذاشت که نادانی یکی از آنهاست.

٥. ایجاد زمینه تحقیق و تفحص:
در نظام تربیتی امام صادق علیه السلام تحقیق و تفحص جایگاه رفیعی داشته است. درواقع در مقام اجرای برنامه های درسی، حضرت پاسخی را که شاگردان بدون تحقیق و تفحص بیان مینمودند، اصلا نمیپذیرفتند و برای آنان ارزش و اعتباری قائل نبودند.

کشی از بشربن طرخان روایت کرده که گفت : هنگامیکه امام صادق علیه السلام به حیره وارد شد، به محضرش شرفیاب شدم. از شغلم پرسید. گفتم: فروشنده حیوانات. فرمود: قاطری برایم خریداری کن که سفید باشد، اما سفید تند نباشد و زیر شکمش هم سفید باشد. گفتم: با این خصوصیات قاطری ندیده ام. فرمود: چگونه این طور سریع پاسخ میدهی؛ حال آنکه باید قبل از آن از دیگران جستجو کنی و فرمودند: هست. برو و پیدا کن. از حضورش مرخص شدم و تصادفا به غلامی برخوردم که بر قاطری سوار بود، با همان خصوصیاتی که حضرت فرموده بود. از قیمت قاطر سؤال کردم. مرا به مولایش راهنمایی کرد. نزد مولای غلام رفتم و از جا برنخاستم تا اینکه معامله را کامل کردم و برای امام صادق علیه السلام خریداری نمودم و قاطر را محضر امام بردم. فرمود:

درست همان صفاتی که میخواستم، در این جمع است. آنگاه برای من دعا کردند و فرمودند: دیگر بدون جستجو جواب کسی را مده (محدث زاده، ١٣٧٣: ٩٦).آن حضرت به شاگردان خویش همواره تأکید داشتند قبل از بیان هر مطلب یا نتیجه گیری درمورد آن خوب تفکر کنند و آنگاه براساس تفکر و اندیشه سخن بگویند. امام صادق علیه السلام به مفضل فرمودند: به این سپهر به خورشیدش و ماهش و ستارگانش و بروجش خوب فکر کن که دور میزند بر عالم و این دوران همیشگی است (فدوی اردستانی، ١٣٨٦: ١٨١).

٦. ایجاد زمینه عمل به علم (لزوم پیاده سازی محتوا در عمل):
اگر علم قابلیت کاربست و اجرا چه در مقام عمل و چه در جایگاه اندیشه را نداشته باشد، ازنظر امام صادق جایی برای طرح در نظام برنامه های درسی ندارد. اولا تأکید بر عمل نمودن علم مطرح است و ثانیا این عمل راهی برای یادگیری و اندیشه ورزی معرفی شده است و ثالثا روش تدریس و تفکر امام علیه السلام درمورد تدریس براساس عمل معلم مطرح شده است. امام صادق علیه السلام اصحاب و راویان خود را از جدایی بین قول و عمل و عقیده و سلوک برحذر میداشت و آنان را نصیحت میکرد که مردم را با رفتارتان آموزش دهید نه با مواعظ و ارشادات (حسینی میرصفی، ١٣٨٧: ١٦٦). حضرت امام صادق علیه السلام هرچه میخواستند به دیگران بیاموزند، با عمل میآموختند و بر هیچ معروفی امر نمیکردند، جز آنکه خود پیش تر به آن عمل میکردند. ازمنظر امام صادق علیه السلام عالم واقعی کسی است که علمش همراه عمل باشد و هرکس کردارش سخنش را تصدیق نکند، عالم نخواهد بود. امام علیه السلام خطاب به شاگردی درمورد بیتأثیربودن علم بدون عمل میفرمایند: «پند و اندرز عالمی که به علم خود عمل نمیکند، از دل ها میلغزد؛ همچون باران که از روی سنگ صاف میلغزد» (آل رضا، ١٣٩٣: ٧٠ - ٧١).

امام صادق علیه السلام معتقد بودند عمل نمودن به علم سبب یادگیری بهتر آن علم میشود.

حضرت علیه السلام در پاسخ به نامه عبدالله بن سلیمان نوفلی، عمل به علم را راهی برای یادگیری بهتر آن علم بیان میدارد (حیدر اسد، ١٣٩٢، ج ٢: ٨١). امام صادق علیه السلام همچنین خطاب به یاران خویش فرموده اند: «هرکس کردارش با گفتارش یکی باشد و آنچه را میگوید عمل کند، رستگار گردد و حقیقت علم را دریابد و هرکس چنین نباشد علمی عاریتی در اختیار دارد» (محمدی ریشهری، ١٣٨٤، ج ١: ٣٦٣). امام صادق علیه السلام خطاب به فردی که از ایشان پرسیده بود: آموختن علم الهی افضل است یا عمل به گفته عالمان علم الهی، به اهمیت علم آموزی برای خدا و ارزش عمل به علم الهی تأکید فرموده اند و ملازمت این دو را سبب تقویت ایمان و تعمیق آموخته ها دانسته اند (حسن زاده آملی، ١٣٨١: ٢٩٠).

٧. نحوه پاسخ دهی به سؤالات فراگیران :
امام صادق علیه السلام در برابر پرسش های متفاوت هیچ گاه به یک نوع عمل نمیکردند. نوع پاسخگویی امام صادق علیه السلام در نتیجه امکان پرسشگری در این نظام تربیتی متفاوت بود. گاهی لازم است پاسخ به سؤالات شاگردان به صورت موجز و مختصر ارائه شود. امام علیه السلام بلاغت را در بیان پاسخ ، موجب کوتاه شدن آن هم زمان با تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطبان میدانند. ایشان خطاب به پسر نعمان میفرمایند: بلاغت و زبان آوری به تیزی زبان و بیهوده گویی نیست؛ بلکه به رساندن معنای موردنظر در بیان صریح و مختصر به شاگردان است (ابن شعبه ، ١٣٩٢: ٥٥٩). امام صادق علیه السلام این گونه پاسخ را در وقت مقتضی نشان دهنده وقار و شأن معلم میدانند (محدث زاده، ١٣٧٣: ٣٦). امام صادق علیه السلام گاه در پاسخ به سؤال افرادی که در مبانی اعتقادی با ایشان همسویی نداشتند، از تفصیل پاسخ استفاده میکردند (فدوی اردستانی، ١٣٨٦: ٢٦٤). امام صادق علیه السلام درازای سؤالاتی که از افراد مختلف میشنیدند، واکنش های متفاوتی نشان میدادند. براینمونه، منصوربن حازم میگوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم : مرا چیست که از شما مسئله ای پرسم و به من جوابی دهید و دیگری نزد شما میآید و همان مسئله را پرسد و جواب دیگری به وی میدهید؟ فرمود ما به مردم به ملاحظه بیش وکم جواب میدهیم (کلینی، ١٣٧٥، ج ١: ١٩١). به عبارت دیگر، حضرت نسبت به کسانی که مناسب و در شأن اسلامی سؤال میپرسیدند و یا پاسخ سؤالات حضرت را میدادند، اکرام و لطف بیشتری عنایت میفرمودند (ارفع، ١٣٨٢: ٢٦). حتی امام علیه السلام در پاسخ دادن به دیگران از لحن های متفاوت استفاده و با هر کس به گونه ای متفاوت مناظره میکردند (مظفر، 1367: 189).

٨. حجیت و اهمیت اقامه برهان و استدلال در فرایند تعلیم وتربیت:
برهان و استدلال به عنوان یکی از مهم ترین ارکان در برنامه های درسی اجراشده امام صادق علیه السلام مشهود است. تأکید حضرت بر این امر تا حدی زیاد است که تمام فعالیت ها در کلاس و خارج از آن را دربرمیگیرد.

هیچ عمل و هیچ اندیشه ای در این نظام تربیتی بدون پشتوانه عقلی و استدلال محکم پذیرفتنی نیست. ازاین رو، دانش آموختگان نظام تربیتی امام صادق علیه السلام، براساس توصیه های دائم آن حضرت استدلال و برهان عقلی را سرلوحه کار خویش قرار میدادند (پاکتچی و دیگران ، ١٣٩١ ب: ٤٤٣). حضرت در توصیه به ابن جندب میفرمایند: درمورد هر کاری از ابتدا توقف و فکر کن تا اینکه دخول و خروج از آن را کاملا بشناسی (امینی: ١٣٧٩: ٥٣) براساس این روایت، تعقل لازمه حرکت علمی شاگردان است. آنچه شاگردان باید سرلوحه خود قرار دهند و آنچه معلمان باید بدانند و درنهایت، لزوم ایجاد فضای استدلال و تفکر در نظام برنامه های درسی آن حضرت جایگاهی ویژه داشت.

٩. ملزومات نظام آموزشی و یادگیری در مدرسه جعفری:
نظام آموزشی در مدرسه عظیم جعفری دارای ضوابط و قوانینی منطقی و مستدل بوده است. این نظام آموزشی دربرگیرنده نظارت بر کلاس های درسی و فعالیت های انجام شده در آن ، روش هایی که معلمان باید در کلاس های درسی به کار برند، اولویت های نظام آموزشی، تأکید بر همیاری و استفاده از آموزش گروهی در برنامه های درسی، نقش عنصر نیت در یادگیری و آموزش ، رد عقل گرایی محض و نفی حجیت بخشی به حواس پنج گانه در یادگیری و آموزش و انتخاب منابع برنامه درسی میباشد. دانش حقیقی در مدرسه جعفری دارای جهت گیری آسمانی و الهی است. ازاین رو، اعتبار و ارزش آن به عنصر نیت پیوند میخورد که هم آموزگار و هم شاگردان این مکتب الهی از آن برخوردارند و خویشتن را از هر انگیزه حیوانی، مادی و خودخواهانه وارهانده اند و این است سر عظمت دانش و دانشمند که ملکوتی است (پاکتچی و دیگران، ١٣٩١ الف: ٤٣٨). در نظام تربیتی آن حضرت توصیه به شاگردان این بود که دانش را نباید برای تسلط بر مردم فراگرفت و در راه کسب علم باید مخلص بود و از صفای وجود، با نیت الهی و خیرخواهانه در جستجوی علم بود (ابوزهره، ١٣٩٠، ترجمه طباطبایی: ١٣٣). آنچه یادگیری در این نظام تربیتی را ارزشمند میکند، خلوص نیت یادگیرنده و معلم است که در راه خدا و برای کمک به مردم و بازکردن گره از کارشان و درنهایت برای جمع آوری توشه ای برای آخرت به دنبال تحصیل علم و معرفت برمیآیند (حجتی، ١٣٧٤: ١٣٤ - ١٣٥). امام صادق علیه السلام به نیات طالبان علم توجه زیادی مینمود و با طمأنینه و وقار به استدلالات افراد گوش میداد و با درایت و توان بالای علمی و معنوی خویش عصاره اخلاق و اعتقاد فرد را در لابه لای سؤالش متوجه میشد و تلاش میکرد تا عصاره الهیبودن علم را به وی بچشانند (عابدی، ١٣٨٢: ٤٢).

10. ایجاد آزاداندیشی در تعلیم وتربیت (ارزش گذاری بر مقوله نقد):
هر کس دارای وجودی منحصربه فرد است. اینکه همه باید یک طور بیندیشند و به یک طریق سخن گویند، امری منطقی نیست. امام صادق علیه السلام با وجود شاگردان متعدد که حتی برخی از آنان زندیق بوده اند، بازهم امکان آزاداندیشی و بیان دیدگاه های مختلف را در لابه لای تدریس در کلاس های درس ایجاد میکردند؛ بنابراین ، این مقوله درقالب دو مضمون بررسیشده است. در اولین مضمون معلم و اهمیت جایگاه وی در رابطه با نقد و ارزش گذاری بر آزاداندیشی، و در مضمون دوم لزوم ایجاد بستر آزاداندیشی در برنامه های درسی و نظامات آموزشی مطرح شده اند. محضر درس امام صادق علیه السلام، یک جلسه بحث آزاد بود که در آن شاگرد میتوانست به استاد ایراد بگیرد و اگر بتواند، نظریه اش را رد کند. امام صادق علیه السلام نظریه اش را به شاگردان تحمیل نمیکرد و آنان را در پذیرش نظریه استاد آزاد میگذاشت. آنچه سبب میشد شاگردان امام، نظریه ایشان را بپذیرند، تأثیر درس استاد بود. آزادگذاردن شاگردان در اندیشه و تعمق نسبت به مسائل، بدون اجبار و تحمیل میتواند در یادگیری بسیار اثرگذار باشد. در این صورت شاگردان احساس نوعی مالکیت بر فرایند یادگیری خویش پیدا میکردند و این باعث میشد نسبت به یادگیری بهتر، سعی بیشتری کنند (حسینی میرصفی، ١٣٨٧: ١٦٧).

١١. نظام ارزشیابی از شاگردان:
این مقوله ناظر بر ارزشیابیهایی است که امام صادق علیه السلام از شاگردان خویش به عمل میآوردند. دراین راستا، مجموعه مضمون های مشترک که همه درباره نحوه و شکل انجام ارزشیابی در نظام تربیتی امام صادق علیه السلام میباشند، با یکدیگر درجهت ایجاد یک تصویر کل گرایانه از نظام ارزشیابی تلفیق و در قالب یک نظام معنایی ارائه شد. از داده های به دست آمده یک چهارچوب تحلیلی استنباط شده است. براین اساس ، امام علیه السلام در تدریس دو وقت شاگردان را ارزیابی مینمودند: اول در پایان درس یا پایان مناظره و دوم حین تدریس و لابه لای بیان نکات درسی در کلاس درس. در میان تعاملات درسی حضرت با شاگردان برخی از ایشان در مقابل حضرت علیه السلام قرار میگرفتند و از ایشان درخواست مینمودند تا به آنان گوش فرا دهد و شاگردان نیز دانسته ها و آموخته های خود را دقیق مطرح میکردند و در انتظار بازخورد از جانب امام علیه السلام میماندند. امام علیه السلام نیز با شنیدن گفته های آنان، آن گفته ها را رد یا تأیید مینمودند (محدث زاده، ١٣٧٣: ١٤٦ - ١٤٧). گاهی نیز امام علیه السلام درخلال جریان یادگیری و در ضمن فرایند یاددهی - یادگیری، از شاگردان سؤال میکردند تا از اینکه شاگردان به فهم رسیده اند یا خیر، مطمئن شوند. در روایتی آمده است، همینکه حضرت در توضیح مطالب احساس مینمودند شاگردان مطالب را به راحتی درنمییابند، بازمیگشتند و مفاهیم را دوباره بیان مینمودند. حضرت علیه السلام در خلال درس از شاگردان میپرسیدند: آیا فهمیدید؟ ایشان تنها زمانی درس را ادامه میدادند که از شاگردان پاسخ مثبت بشنوند (ارفع، ١٣٨٢: ٣٤).

١٢. جایگاه اساسی معلم در نظام تربیتی امام صادق علیه السلام:
معلم، رکن اساسی در نظام تربیتی امام صادق علیه السلام است. آنچه این نظام از معلم انتظار دارد، بیشتر آراسته شدن معلم به منش و شخصیتی متعالی و آنگاه تسلط بر علمی است که تدریس میکند. امام صادق علیه السلام، معلم عامل به علم خود هستند و علم الهی را ارزشمند میدانند و تنها پس از تأیید آن حضرت است که کسی به کسوت معلمی در این نظام درمیآید. این کار گزینشی همه جانبه و تأیید صلاحیت کسی است که می خواهد به انسان ها درس بیاموزد و آنان را به رشد و کمال برساند. بنابراین، دو ویژگی از معلم در نظام تربیتی امام علیه السلام مدنظر قرارگرفته است ؛ اول منش و ویژگیهای شخصیتی معلم و دوم ویژگیهای علمی و مدیریتی وی.

با مطالعه روایات درخصوص جایگاه اساسی معلم درمی یابیم که گویی معلم قبل از اینکه تدریس نماید، باید تهذیب انجام دهد. تهذیب خود در مقام اول و آراستن شاگردان به فضایل اخلاقی در مقام دوم ، آن هم قبل از تدریس از ملزومات برنامه درسی اجراشده در نظام تربیتی امام صادق علیه السلام میباشد. الزامات اخلاقی و شخصیتی معلمان، از مفهوم و هدف دانش در مدرسه جعفری منشأ میگرفت و امام علیه السلام خود میآموخت که علم برای خداییشدن است. عالم آلوده دامن و دربند هوا، رهزن این مسیر است و نه راهنما و دستگیر (عابدی، ١٣٨٢: ٤٤٠). امام علیه السلام با آغوش باز و روی گشاده بساط تدریس و دانش و دین را گسترانید و هرکه از تشنگان علم و معرفت را که به سوی ایشان میآمد، با شخصیتی ممتاز و علمی سرشار سیراب میکردند.

ایشان به مثابه یک معلم پرحوصله با تمام شاگردان متعدد خویش که دارای تفاوت های بسیار گسترده بودند، به نرمی مدارا مینمود و هیچ گاه کسی از ایشان تندی ندید (خامنه ای، ١٣٦١: ٥ - ٦). آنچه شاگردان امام جعفر صادق علیه السلام را به محضر درس او میکشانید، قوت کلام استاد و ایمان او به آنچه میگفت بود و چون ایشان به آنچه میگفت ایمان داشت، گفته اش در همه شاگردان مؤثر واقع میشد (منصوری، ١٣٥٦: ١٤١). امام صادق علیه السلام همیشه به شاگردان توصیه مینمودند تا به ضوابط شرعی و انسانی در امور علیرغم عدم انجام آن توسط دیگران پایبند باشند و علم را بیاموزند تا این ویژگیهای مهم را در خود بیشتر رشد دهند (پاکتچی و دیگران، ١٣٩١ ب: ١٠٣). ازمنظر امام صادق علیه السلام، شخصیت و جذبه معلم در جذب و جلب توجه فراگیر بسیار مهم است و در این صورت، شاگرد به بهترین وجه یاد میگیرد. براینمونه، روزی حضرت صادق علیه السلام در جریان تدریس خطاب به بویزید فرمودند: از طاقچه کتاب را بده. بویزید عرض کرد: یابن رسول الله، طاقچه کجاست؟ حضرت فرمود: بالای سرت. تو چندین سال است که در خانه ما هستی، هنوز طاقچه اتاق را ندیده ای؟ بویزید عرض کرد: هنگام آموختن مطالب به من، جذبه و نورانیت و شخصیت شما مرا از همه چیز غافل کرده است. من تمام توجهم به گفته های شماست و بیان و منش شما با گفته هایتان درهم میآمیزد و مرا با تمام وجود به گفته هایتان مشغول میسازد؛ طوری که از بیرون غافلم (محدث زاده، ١٣٧٣: ٧٤). امام صادق علیه السلام وقار و متانت خاصی داشتند. این وقار و متانت حین تدریس مطالب نیز نمود بیشتری مییافت. اگر کسی مقابل ایشان لجاجت مینمود، چون امام را آرام میدید، سکوت میکرد.

حضرت در برابر شاگردان فروتنی میکند تا جایی که زیرانداز خویش را برمیدارد و زیر آنان میگذارد (أبوزهره، ١٣٩٠، ترجمه طباطبایی: ١٢٥).

امام صادق علیه السلام در مخاطب شناسی، بسیار دقیق و در برخورد با افراد مختلف بسیار حساس بودند. همین رفتار باعث میشد ایشان بتوانند جو کلاس ها را با وجود مخالفان و افراد مختلف آرام و به دوراز تشنج اداره نمایند (حسینی میرصفی، ١٣٨٧: ١٧٢). درواقع، معلم درعین داشتن اشراف به مسائل حوزه تخصصی خود باید به سایر دیدگاه ها نیز اشراف داشته باشد. در کلاس حضرت با آن همه تکثر و تنوع نژادی و مذهبی، بارها روایت شده است که امام علیه السلام یک مطلب را ازمنظر چندین دیدگاه مطرح مینمودند و آنگاه دیدگاه اسلامی را در آخر تشریح میکردند تا از این طریق ضعف منطقی و استدلالی سایر دیدگاه های غلط را نمایان سازند و همچنین شاگردان را با دیدگاه های درست از سایر مذاهب و دانشمندان نیز آشنا سازند (شهیدی، ١٣٧٧: ٦٤). گاهی نیز پیش میآید که معلم ها در کلاس پاسخ پرسشی را ندانند. دراین صورت، نباید دروغ گفته و بیاطلاعی خود را کتمان کنند؛ بلکه باید با حفظ شأن و جایگاه خود بگویند: خدا میداند. آنگاه با رجعت به مطالعه و تلاش در جلسات بعد پاسخ سؤال را بیابند. امام علیه السلام در این تعامل با شاگردان این را که بعضا معلم بگوید «نمیدانم» را با عبارت «خدا میداند» معاوضه نموده اند (فیض کاشانی، الوافی، الجزء الاول: ١٩٢).

١٣. شناسایی اندیشه های روزآمد در تعلیم وتربیت و تأکید بر علم نافع:
امام صادق علیه السلام همواره ظهور و بروز اندیشه های جدید را مدنظر قرارداده و از بیان محتوای ثابت و تکراری پرهیز مینمودند. لذا در برنامه های درسی امام صادق علیه السلام هر دانش و هر درسی مطرح نمیشد؛ بلکه علومی که به کار میآمدند و منفعت انسان و جمع بشر را تضمین مینمودند (علم نافع)، در برنامه های درسی ایشان قرار میگرفت. امام صادق علیه السلام در پاسخ به سؤال فردی که از حضرت طلب آموختن چیزی کرده بود، میفرمایند: «آنچه به کارت نیاید، مگو و بسیاری از گفتار را که به کارت میآید، واگذار تا آنکه جای گفتن آن را بیابی» (شهیدی، ١٣٧٧: ١٠٣).

١٤. استفاده از بیان انگیزشی و محبت آمیز در نظام یادگیری:
در مدرسه جعفری همه نوع شاگرد بوده است. امام علیه السلام به عنوان معلم این نظام، تکریم همه ایشان را در دستور کار قراردادند و به احدی اجازه تعرض به دیگری را نمیدادند. گاهی حضرت شاگردان خویش را دعا مینمودند و به بیان خود شاگردان، این دعاکردن چنان انگیزه ای وصف ناشدنی برای یادگیری به آنان میداد.

گاهی نیز امام علیه السلام با نزدیک کردن شاگردان به خود و برقراری روابط کریمانه و محبت آمیز بر آنان تأثیر میگذاشتند. امام بسیاری از افراد را از این طریق هدایت نموده و یا حداقل در صف شاگردان خود نگاه میداشتند. همه مطالب فوق درقالب سه مضمون تشریح شده است: اول تکریم شاگردان توسط معلم، دوم دعانمودن و ایجاد انگیزه برای شاگردان و سوم عطوفت و محبت معلم نسبت به شاگردان.

درباب تکریم شاگردان، روایت شده است که به خاطر موقعیت علمی أبان بن تغلب، هرگاه که وی به خدمت امام صادق علیه السلام میرسید، آن حضرت دستور میداد برای او متکایی میآوردند تا تکیه کند و با او دست میداد و وی را در آغوش میگرفت و حال او را میپرسید و به او خوشامد میگفت و او را احترام میکرد (فدوی اردستانی، ١٣٨٦: ٢٢٤). این گونه اکرام نمودن شاگردان تأثیر شگرفی بر همراهی و اعتلای همه جانبه آنان داشت. همچنین امام از شاگردان خود توصیفی نیکو داشتند و به ایمان و اخلاص بسیاری از آنان اعتقاد داشتند. از شاگردان ایشان درودبن کثیر کوفی است که امام علیه السلام درباره او فرموده اند: هرکس میخواهد به مردی از یاران قائم بنگرد، به او نظر اندازد (آل رضا: ١٣٩٣: ٦٩). این از روش های کارآمد امام علیه السلام بوده است که در تربیت شاگردان از تکریم و احترام به شخصیت ایشان استفاده میکردند (قدوی اردستانی، ١٣٨٦: ٦٨).

درخصوص دعاکردن و ایجاد انگیزه برای شاگردان، آن حضرت برای شاگردان خویش دعا می کردند. به عنوان مثال، ایشان در پایان جلسه ای پس از صحبت ها و استدلالات هشام بن حکم برای وی چنین دعا کردند: «نفعک الله به و ثبتک». هشام میگوید: والله من از روزی که این کلام را از آن امام استماع نمودم، هیچ احدی را در علم توحید، بر من زیادتی به قهر و توفق نبود (حسینی میرصفی، ١٣٨٧: ١٥٩). امام بزرگوار شاگردان خویش را اکرام و برای ایشان دعای خیر مینمودند.

بسیاری از همین شاگردان همین دعاهای حضرت در حقشان را نقطه آغازین رشد همه جانبه خویش معرفی میکنند (ارفع : ١٣٨٢: ٤٢).

همچنین ، آن حضرت نسبت به شاگردان خویش بسیار عطوفت و محبت داشت. ابن ثمالی میگوید: پدرم گفت روزی در قبرستان بقیع بودم که امام جعفربن محمد الصادق علیه السلام مرا نزد خود احضار فرمودند. وقتی نزدشان رفتم، امام فرمودند: من وقتی تو را میبینم احساس آرامش میکنم (هاشمی و رمضان پور، ١٣٩٣: ١٣٨).

 ابوحمزه گوید: همراه امام علیه السلام در سفری بودم. وقتی به مجلسی رسیدیم و بارها را فروافکندیم، امام اندکی راه رفتند، سپس بازگشتند، دستم را گرفتند و سخت فشردند. عرض کردم: آیا من با شما در محمل نبودم؟ امام علیه السلام فرمودند: آیا نمیدانی وقتی مؤمن دست برادرش را بگیرد، خداوند با خشنودی به آنان می نگرد و این نگاه رضایت الهی همچنان ادامه مییابد؟ در آن حال خداوند خطاب به گناهان آنها میفرماید: از آن دو فروریزید. درپی دستور خداوند، گناهان آنها فرومیریزد چون افتادن برگ از درخت (مظفر: ١٣٦٧، ١٣٥).

١٥. استعدادپروری و رعایت تفاوت های فردی شاگردان:
رعایت تفاوت های فردی در جایجای برنامه درسی اجراشده امام صادق علیه السلام مشهود میباشد. امام صادق علیه السلام در نظام تربیتی خود هریک از شاگردان را که دارای توان و استعداد خاصی بودند، در همان جهت تربیت و استعدادهای بالقوه ایشان را بالفعل میکردند. آن حضرت همه چیز را به همه کس نمیگفتند؛ بلکه تلاش میکردند کسانی را که دارای ظرفیت های خوبی بودند، در یک رشته متخصص بارآورند و همان طورکه گفته شد، اگر در جمعی حتی کسی از امام علیه السلام سؤال میکرد، ایشان سؤال کننده را به شاگردی ارجاع میدادند که در همان بحث مهارت و علم داشت (محدث زاده، ١٣٧٣: ٢٤؛ هاشمی و رمضان پور، ١٣٩٣: ٧٥). ازاین رو، امام قائل به تفاوت میان انسان ها بوده اند و به همین اعتبار از اهداف، محتوا، روش های تدریس و ارزشیابیهای متعدد برای شاگردان استفاده میکردند. همچنین امام صادق علیه السلام به هر شاگرد درراستای تخصص وی، تکلیف مینمود و همان تخصص ملاک ارزیابی او نیز بود. امام علیه السلام هرکس را باتوجه به ظرفیت و توانمندی وی مورد خطابه و تدریس قرار میداد (محدث زاده، ١٣٧٣: ٢٤).

١٦. بیان اهمیت پرورش قبل از آموزش:
در نظام تربیت حضرت علیه السلام، ادب همراه علم درنظر گرفته شده است و شاگردان باید خود را به زینت آن دو مزین سازند. امام صادق علیه السلام همیشه پیشاپیش تدریس و تعلیم خود، شاگردان را پند و موعظه مینمودند. عمربن ابی مقدام میگوید: نخستین بار که حضور امام صادق علیه السلام رسیدم، فرمودند: ای عمر! پیش از فراگیری حدیث و تحصیل، راستی و درستی بیاموز (آل رضا، ١٣٩٣: ٦٣). امام صادق علیه السلام قبل از تدریس به تربیت میپرداختند. این ملازمت تأکیدی است بر جایگاه پرورش و پاسخی است به کسانی که دنبال نسبت اهمیت آموزش با پرورش میباشند. در نظام تربیتی امام صادق علیه السلام، پرورش حتی قبل از آموزش مطرح است. همان طورکه قبلا ذیل مقوله های مطرح شده اشاره شد، هدف در این نظام تربیتی، تأثیرگذاری بر تمام ساحت های وجودی شاگردان است. بدیهی است آموزش صرف، اصلا قادر نیست جز در حد دانش بر شاگردان تأثیر گذارد، اما با حضور پرورش و اهمیت بیشتر آن در این نظام تربیتی به خوبی میتوان تأثیر لازم را بر شاگردان گذاشت. پرورش و اعتلای اخلاقی و معنوی شاگردان، هدف اساسی مدرسه جعفری بوده است (مظفر، ١٣٦٧: ١٥٤).

منابع

آل رضا، آسیه (١٣٩٣)، نگاهی بر نقش امام صادق علیه السلام در دانشگاه جعفری باتأکیدبر گسترش مبانی خداشناسی، چاپ اول. زیر نظر اعظم رحمت آبادی، مشهد: نشر مهر طاهر.

ابن شعبه، حسن بن علی (١٣٩٢)، تحف العقول عن آل رسول الله صلیالله علیه و آله و سلم، چاپ پانزدهم ، تهران : انتشارات آل علی علیه السلام.

ابوزهره، محمد (١٣٩٠)، امام جعفر صادق رضیالله عنه و دیدگاه های فقهی ایشان، ترجمه ناصر طباطبایی، چاپ اول، تهران : انتشارات احسان.

ارفع، کاظم (١٣٨٢)، سیره عملی اهل بیت علیهم السلام ، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام، چاپ دوم. تهران: نشر تربت.

امام جمعه، محمدرضا؛ احمدی، غلامعلی و تیمورنیا، مهین (١٣٩٢)، بررسی تطبیقی فعالیت های فوق برنامه دوره ابتدایی ایران با کشورهای امریکا، انگلستان و مالزی، فصلنامه مطالعات برنامه درسی، ٣ (١): ١٧ - ٦٥.

امینی، ابراهیم، (١٣٧٩)، اسلام و تعلیم وتربیت (٢)، جلد دوم، چاپ پنجم، تهران: انتشارات سازمان انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران.

پاکتچی، احمد و دیگران (١٣٩١ الف)، ابعاد و شخصیت و زندگی امام صادق علیه السلام، تهران، دانشگاه امام صادق علیه السلام.

پاکتچی، احمد و دیگران (١٣٩١ ب)، مبانی و روش اندیشه علمی امام صادق علیه السلام، تهران: دانشگاه امام صادق علیه السلام.

پسندیده، عباس (١٣٩٠)، درآمدی بر روش شناسی فهم معارف روان شناختی از احادیث، مجله علوم حدیث، سال دوازدهم، شماره سوم و چهارم: ٨٨ تا ١٠٩.

حجتی، سیدمحمدباقر، (١٣٧٤)، آداب تعلیم و تعلم در اسلام، تحریری جدید از منیه المرید فی الآداب المفید و المستفید شهید ثانی، چاپ بیستم، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

حجتی، سیدمحمدباقر (١٣٨٨)، اسلام و تعلیم وتربیت، تهران. دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

حسن زاده آملی، حسن (١٣٨١)، در آسمان معرفت، تذکره اوحدی از عالمان ربانی، گردآوری و تنظیم محمد بدیعی، چاپ ششم، قم: نشر تشیع.

حسینی میرصفی، سیده فاطمه (١٣٨٦)، شیوه مناظرات انبیاء و امام صادق علیه السلام، چاپ دوم، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران: شرکت چاپ و نشر بین الملل.

حیدر، اسد (١٣٩٢)، امام صادق علیه السلام و مذاهب اهل سنت، ترجمه سیدعلیرضا نقیب پور، جلد دوم، چاپ سوم، قم: انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب.

حیدر، اسد (١٣٩٢)، امام صادق علیه السلام و مذاهب اهل سنت، ترجمه فریدالدین فرید عصر، جلد چهارم، چاپ سوم، قم : انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب.

خامنه ای، سیدعلی (١٣٦١)، پیشوای صادق، تهران. انتشارات سیدجمال.

دخیل فیاض، عبدالله (١٣٨٨)، تاریخ تعلیم وتربیت شیعه امامیه از زمان امام صادق علیه السلام تا شیخ طوسی (ره)، ترجمه علی مطهوری، اهواز: دانشگاه شهید چمران.

رفیعی، علی، (١٣٧٤)، زندگانی امام صادق (ع)، تهران: انتشارات صریر قلم.

سلسبیلی، نادر (١٣٨٦)، گذر نظام برنامه درسی ایران به سمت عدم تمرکز در طراحی و تدوین برنامه درسی باتأکیدبر برنامه ریزی درسی مبتنیبر مدرسه، فصلنامه مطالعات برنامه درسی، سال اول، شماره ٤: ٤٩ تا ٦٨.

شهیدی، سیدجعفر (١٣٧٧)، زندگانی امام صادق، جعفربن محمد(ع)، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

عابدی، محمد (١٣٨٢)، امام هدایت (هدایت و تبلیغ در گفتار و رفتار امام صادق (ع))، فقه و اصول، مبلغان، شماره 48.

فدوی اردستانی، حامد (١٣٨٦)، ویژگیهای امام صادق (ع)، الخصائص الصادقیه، قم: انتشارات نسیم کوثر.

قمی، عباس (١٣٩٠)، منتهی الآمال ، تصحیح موسوی دامغانی، تهران: انتشارات پیام آزادی.

کلینی، محمدبن یعقوب (١٣٧٥)، اصول کافی، شرح و ترجمه محمدباقر کمره ای، جلد اول، چاپ سوم، تهران: انتشارات اسوه.

کلینی، محمدبن یعقوب (١٣٦٣)، اصول کافی، شرح و ترجمه جواد مصطوفی، جلد اول، تهران: انتشارات علمیه اسلامیه.

گال، مردیت و بورگ، والتر و گال، جویس (١٣٩١)، روش های تحقیق کمی و کیفی در علوم تربیتی و روان شناسی، ترجمه احمدرضا نصر اصفهانی و همکاران ، جلد دوم، تهران: سمت.

مؤمنی مهموئی، حسین؛ کرمی، مرتضی و مشهدی، علی (١٣٨٩)، بررسی نقش عوامل کاهش دهنده فاصله بین برنامه درسی قصد شده، اجراشده و تجربه شده آموزش عالی، دوفصلنامه مطالعات برنامه درسی آموزش عالی، سال ١، شماره ٢: ٩٠ - ١١٠.

مجلسی، محمدباقر (١٣٧٧)، ترجمه جلد یازدهم بحارالانوار زندگانی حضرت امام جعفر صادق علیه السلام.

ترجمه موسی خسروی، چاپ دوم، تهران: انتشارات الاسلامیه.

محدث زاده، علی (١٣٧٣)، اصحاب امام صادق علیه السلام، تهران: انتشارات کتابخانه مدرسه چهل ستون مسجد جامع تهران.

محمدی ریشهری، محمد (١٣٨٤)، میزان الحکمه، جلد اول، چاپ پنجم، قم : دارالحدیث.

مرزوقی، رحمت الله (١٣٨٨)، پیش فرض های برنامه درسی تربیت دینی در عصر جهانیشدن: مبنایی نظری برای نظام آموزش وپرورش عمومی ایران، فصلنامه مطالعات برنامه درسی، شماره ١٥: ٤٣ - ٥٩.

مسعودی، عبدالهادی (١٣٩٢). روش فهم حدیث، تهران: سمت.

مظفر، محمدحسین (١٣٦٧)، صفحاتی از زندگانی امام جعفر صادق (ع)، ترجمه و نگارش سیدابراهیم سیدعلوی، تهران: انتشارات رسالت قلم.

مفضل بن عمر (١٣٨٥)، توحید مفضل ، ترجمه و شرح علامه محمدباقر مجلسی، چاپ اول، تهران: نشر آرام دل.

ملکی، حسن (١٣٨٩)، مبانی برنامه ریزی درسی آموزش متوسطه، تهران: سمت.

منشی، محمود (١٣٤٧)، صادق آل محمد (ع)، تهران : انتشارات زمانه.

منصوری، ذبیح الله (١٣٥٦)، مغز متفکر جهان شیعه امام جعفر صادق (ع)، تهران : سازمان انتشارات جاویدان.

مهرمحمدی، محمود و همکاران، (١٣٩٠)، برنامه درسی نظرگاه ها، رویکردها و چشم اندازها، ویراست دوم ، تهران : سمت.

هاشمی، زهرا و پورمحمد رمضان (١٣٩٣)، تأثیر شاگردان ممتاز امام صادق علیه السلام بر گسترش دانش مسلمانان، مشهد: نشر عالم افروز.

کاشانی، فیض (١٤٠٦ ق)، الوافی، الجزء الاول، مکتب الامام امیرالمؤمنین علی علیه السلام عامه، الطبعه الاولی.

المجلسی، محمدباقر (١٤٠٣ ق)، بحارالانوار الجامعه لدرر الأخبار الائمه الاطهار، الجزء الحادی و السبعون، الطبعه الثالثه المصحفه، بیروت، دارالاحیاء الکثراث العربی.

Eisner, Elliot (1994). The Educational Imagination. Third Edition. MacMillan Publishing Company. New York.

 

 منبع : نشریه پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی، پاییز 1398 - شماره 44؛ برگرفته از مقاله: برنامه درسی اجراشده در نظام تربیتی امام صادق علیه‌السلام: حاکمیت توحید و اخلاق , امین خندقی، مقصود؛ روحانی سراجی، سیدداود؛ قندیلی، سید جواد؛ رضائی کرمانی نسب پور، محمدعلی

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

امروز
هفته
ماه

عضویت در خبرنامه