لویی بریل؛ مبدع الفبای جادویی برای نابینایان

لویی بریل؛ مبدع الفبای جادویی برای نابینایان

 خط بریل به وسیله لویی بریل در سده نوزدهم اختراع شد. او با تیزهوشی و استعداد خارق‌العاده‌اش توانست راه کسب علم و دانش را برای نابینایان باز کند و موجب ترقی و بهبود زندگی اجتماعی و فردی آنان شود به طوری‌که همزمان با تکامل یافتن زبان نوشتار و گفتار در این خط تغییراتی به‌وجود آمد تا سرعت خواندن و نوشتن برای این قشر از افراد افزایش یابد.

 

افرادی از ابتدای تاریخ بشریت در جهان زندگی کرده‌اند که به سبب نداشتن بینایی برای به دست گرفتن کتاب، خواندن و یادگیری با مشکلات عدیده ای روبرو بوده اند، به طوری که تا همین چند سده پیش خواندن و نوشتن برای آنان غیرممکن بود. در این میان افراد بسیاری در طول تاریخ با ابداع روش‌های مختلف تلاش کردند تا خطی مخصوص نابینایان ابداع کنند اما تنها خط بریل مورد استفاده قرار گرفت و ماندگار شد. 

سال ۱۹۵۲میلادی، جسد لویی بریل در گورستان زادگاهش‌ به خاک‌ سپرده‌ شد. در مراسم انتقال جنازه بریل، یک صف طولانی مرکب‌ از افرادی که‌ با چشمان بی‌نور به کمک عصاهای سفیدرنگ، با قدم‌های نامطمئن حرکت می‌کردند، شرکت جسته بودند. این نابینایان به خوبی می‌دانستند تا چه اندازه به خاطر خطی که بریل اختراع‌ کرده‌ بود، مدیون او هستند. این خط که از نقطه‌های‌ برجسته تشکیل می‌شد، بیش از یک سده معلومات و دانش‌های بشری را در دسترس‌ نابینایان گذارده بود. امروز در سراسر جهان، مردان‌ و زنان بی شماری داوطلبانه یا به طور موظف، ورقه کاغذ ضخیمی را با استفاده از وسایل ساده‌ای، مانند میزی کوچک و صـفحه  ای مشبک و یک قلم حکاکی به فواصل معینی، سوراخ‌ می‌کنند که در پشت ورقه کاغذ نقاط برجسته به وجود می‌آورد و نابینایان‌ با لمس آنها می‌توانند به بالاترین دانش‌های بشری دست یابند.

 

 

دوران کودکی لویی و آغاز نابیناییش

لویی بریل که چهارمین فرزند یک خانواده فقیر بود در ۱۸۰۹‌ میلادی دیـده‌ به جهان‌ گشود. پدرش درباره تولد لویی گفته بود: او در دوران پیریم تنها مونس من خواهد بود. کودک نحیف به تدریج رشد کرد و همیشه دلش می‌خواست به اسرار تمام اشیاء موجود در دنیای کـوچک خـود کـه‌ از خانه پدریش تجاوز نمی کرد، دست یابد. والدینش همواره او را از دست زدن بـه ابزار میز کارگاه‌ سراجی (زین سازی) برحذر می‌داشتند. یک روز هنگامی که خانواده‌اش منزل نبودند، لویی مشغول بریدن قطعه چرمی شد، ناگهان تراشه‌ای‌ از چرم و به روایتی نوک گزن چرم‌بری به‌ چشمش‌ فرورفت و صورتش را غرق‌ خون ساخت. هیچ دارویی مؤثر واقع‌ نشد و بـیماری‌ ورم مـلتحمه چشم که کودک به آن دچار شده بود، رفته‌رفته به التهاب چرکین تبدیل‌ شد و بـه چـشم دیگر نیز سرایت کرد. طولی‌ نکشید که قرنیه‌های هردو چشم‌ از میان‌ رفت و سرانجام کودک بینایی خود را به طور کامل از دست داد. او به مادرش می‌گفت، صدای‌ پرندگان‌ را می‌شنوم اما آنها را نمی بینم. چرا مـرا در تـاریکی نگاه می‌دارید؟

از آن‌ پس کودک پنج‌ساله در دنیای اصوات می‌زیست. پدر بریل همواره نسبت‌ بـه‌ آینده پسرش نگران بود. در این میان آموزگار دهکده‌ تحت تـاثیر اسـتعداد زودرس‌ لویی کوچک قرار گرفت و به او عـلاقه‌مند شد. همچنین مارکی دورویـلیه یکی از اشراف زادگان به شدت به این کودک نابینا دلبستگی‌ پیدا کرد و تصمیم گرفت تا بریل را به موسسه ای که نابینایان خطی را برای خود اختراع کرده بودند، بفرستد و برای او یک بورس تحصیلی هم در نظر گرفت. بدین‌ترتیب لویی بریل کودک نابینا در ۱۸۱۹ میلادی بـه‌ مـؤسسه سـلطنتی‌ نابینایان‌ جوان وارد شد. لویی چنان به فراگرفتن دروس در این موسسه سرگرم شده بود که به چیز دیگری‌ توجه‌ نداشت. در این موسسه خطی‌ که به وسیله والنتن هائوی برای نابینایان اخـتراع شده‌ بود، مورد استفاده قرار می‌گرفت. هائوی در بدو امر، حروف خود را بـا چـوب ساخته بود اما آنها را به حروف برجسته‌ای‌که‌ بروی مقوا قرار می‌داد، تبدیل کرد. این حروف معایب بسیاری داشت اما این روش برای خواندن از طریق لمس راه را باز کرده بود. لویی با آنکه به اسـتاد سـالخورده‌ خود احترام می‌گذاشت، خطی را که او اختراع‌ کرده و اکنون دیگر کهنه شده بود، مورد انتقاد قرار داد و از همان موقع به‌ فکر اصلاح آن افتاد. در این موسسه موسیقی را نیز از راه گوش به شاگردان می‌آموختند و بریل همین موضوع را یکی از نواقص روش تدریس می دانست. او بعدها موفق شد که برای نابینایان حروف مخصوص جهت خواندن‌ و نوشتن نت‌های موسیقی پیدا کند.

 

 

اختراع‌ سیستم تحریر شبانه

نابینایان می‌توانستند با فرو بردن قلم حکاکی در منافذ روی یک ورقه کاغذ ضخیم، سوراخ‌هایی بـه وجود بیاورند که از ترکیب‌ آنها، طبق قواعد مـعین‌کلمات‌ به وجود می‌آمد. این روش به املاء کلمات توجهی نداشت و فاقد اعداد و عـلایم‌ نقطه‌گذاری و نت‌های موسیقی بود. لویی بریل این نواقص را خاطر نشان ساخت و درصدد رفع آنها و به طور کلی ساده کردن‌ روش‌ پیشنهادی برآمد. روزی رییس موسسه ای که بریل در آنجا مشغول یادگیری بود، ترتیبی اتخاذ کرد تا نوجوان ۱۵ ساله با کاپیتان چارلز باربیر نظامی فرانسوی که مبدع خط حکاکی بود با هم روبرو شوند تا لوئی نظرات خود را با وضوح کامل تشریح کند اما باربیر حاضر نـشد، پیـشنهادهای این جوان نحیف راکه در قبولاندن‌ عقاید خود پافشاری نمی‌کرد، بپذیرد. بعدها این ۲ تن به مزایای روش یکدیگر اذعان کردند. بریل در این مورد چنین نوشت: «من در نخستین کوشش‌های خـود از روش بـاربیه‌ الهام‌ گرفتم.»

باربیر نیز به نوبه خود پس‌ از آنکه‌ به دریافت جایزه‌ای از انستیتوی فرانسه به مناسبت اختراع‌ سیستم تحریر شبانه نایل شد، کوشش‌های رقیب جوان خود را مورد ستایش قرار داد و چنین‌ نـوشت: ایـن لوئی بـریل، دانشجوی جوان مؤسسه نابینایان‌ بـود کـه بـرای اولین بار بفکر ساده کردن‌ روش تحریر نابینایان افتاد و موفق گردید با استفاده از یک خط کش‌ سه‌ شیاری، این روش را ساده‌تر سازد. در این روش اصلاح شـده حروف جای کمتری را اشغال می‌کند و با سهولت بیشتری‌ خوانده‌ می‌شود. از این ۲ لحاظ، خدمات وی شایان توجه و در خور تحسین‌ است‌ و ما باید خـود را مرهون‌ او بدانیم.

لویی بریل، ضمن انجام تکالیف مدرسه تمام اوقات فراغت‌ خود را به تکمیل خط نابینایان‌ که بزرگترین هدف زندگی او به شمار می رفت، اختصاص‌ می‌داد و حتی‌ در ایام تعطیلات، اوقات خود را صرف ایـن کار می‌کرد. موقعی که به ۱۵ سالگی‌ رسید، روش‌ ابداعی او به حدی تکمیل شده بـود که مدیر موسسه تحت تأثیر آن‌ قرار گرفت و دستور داد که این روش لااقل، به طور غیر رسمی در آمـوزشگاه‌ مورد استفاده‌ قرار گیرد زیرا بکار بردن روش والنتن هائوی با آنکه قدیمی شده بـود، هنوز حکم اجباری‌ داشت.

 

اختراع ۶۳ علامت به دستان لوئی بریل

خط بریل، خطی است که در سده نوزدهم میلادی، برای سهولت کار افراد نابینا و کم بینا در امر تحصیل، تعلیم و تربیت به وسیله لویی بریل فرانسوی ابداع شد. لویی ۶۳ علامت اختراع کرده بود که افزون بر حروف الفبا، شامل علایم‌ نقطه‌گذاری‌ و ریاضی‌ نیز می شد. او برای رسیدن به این نتیجه روش ابداعی باربیر را ساده‌تر ساخت و آن‌ را به‌ ۲ ردیف نقاط سوراخ شده، عمودی کاهش داد و با یک ردیف خطوط‌ کوتاه‌ افقی‌ تکمیل کرد. در واقع این ۶۳ علامت بـا تـغییر تعداد و محل نقطه‌ها و خطوط به دست می‌آمد. این‌ روش‌ تکامل‌ یافته، افق روشن‌تری را در مقابل نابینایان گشود زیـرا آنان ‌توانستنند به‌ کمک‌ آن یادداشت بردارند و مطالب کتاب هایی‌را که بینایان برای آنها تقریر می‌کردند، بـا این حروف بنویسند و نیز میان خود مکاتبه کنند. بدین ترتیب دنیای جدیدی بروی نابینایان گشوده شد.

استعداد لویی به گونه ای توجه اولیای مؤسسه را جلب‌ کرد که او را در ۲۰ سـالگی بـه عنوان معلم برگزیدند اما این‌ سِمت‌ مزایایی نداشت مگر حق استفاده از یک اطاق خصوصی که‌ می‌توانست‌ در آنجا با فراغ بال‌ به‌ مطالعه بپردازد. او اطـاق‌ کوچک‌ خود را که می‌توانست در آن به تحقیقاتش‌ درباره‌ اختراع‌ علاماتی، برای‌ نت‌های‌ موسیقی ادامه دهد یا به تألیف کتابی راجع به ریاضیات بپردازد به هرجای دیگری ترجیح می‌داد. بریل با توجه خـستگی‌ که به علت کار در خود احساس می‌کرد به شغل معلمی که به عهده گرفته‌ بود علاقه نـشان مـی‌داد و سعی می‌کرد خستگی خود را ندیده بـگیرد اما یک روز به خونریزی ریـوی‌ دچـار شد و تردیدی برایش باقی نـماند که‌ به‌ بیماری سل گرفتار شده است اما با این حال بریل نشاط و شادی خود را همچنان حفظ کرده بود.

 

 

اختراع ماشینی به نام رافیگراف

بریل به تحقیقاتی جدید دست‌ زد و با اختراع ماشینی به نام‌ رافیگراف موفق‌ شد که بینایان بتوانند، نوشته‌های خود را بخوانند اما طرز عمل‌ این ماشین به اندازه‌ای پیچیده بود که استفاده از آن دوام نیافت. ماشین تحریری که بعدها اختراع‌ شد به این هدف تحقق بخشید و میان نابینایان و بینایان پلی احداث کرد اما باید گفت این پل یک طرفه است‌، بدین معنی که بینایان مطالبی را که نابینایان با ماشین تحریر می‌نویسند، می‌توانند انجام دهند اما عکس این‌ قضیه‌ مصداق پیدا نمی‌کند.

پس از مدتی کش و قوس سرانجام روش ابداعی بریل جانشین آن مدل قدیمی شد و به عنوان خط رسمی نابینایان در موسسه‌ مورد استفاده قرار گرفت. موسسه جـدید در ۱۸۴۴ خورشیدی با تشریفاتی خاص افتتاح شد و در مقابل‌ حاضران طرز خواندن‌ و نوشتن از طریق به کار بردن حروف‌ برجسته‌ بریل نشان داده شد. با این حال بیماری روز به روز بر بریل مستولی می‌شد و او می‌دانست مرگش‌ نزدیک است. او همواره درباره بیماریش می‌گفت: خداوند بمن عنایت فرموده و دور نمای‌ درخشان ابدیت را در مقابل چشمانم نمایان ساخته است. با این‌ ترتیب‌ دیگر هیچ چیز نباید مرا به حیات پابند سازد. معذالک با آنکه بـارها از خـدا خواسته‌ام که مرا از این دنیا ببرد، احساس می‌کنم که در تقاضای‌ خود باندازه کافی‌ پافشاری‌ نکرده‌ام.

۱۵ روز پس از بازگشایی موسسه جدید، بریل چشم از جهان فرو بست و همه‌ را دچار تأثر ساخت. او بی‌سر و صدا همانگونه که زیسته بود، دنیا را ترک گفت. امروز روش بریل جهانگیر شده است و از سال ۱۹۴۹‌ میلادی این‌ روش به وسیله یونسکو در تمام‌ نقاط جهان ترویج می شود.

ناگفته نماند که اکنون فناوری‌های نوین هم به کمک نابینایان آمده است، اما برای دهه‌های متوالی همین فناوری  ساده خط بریل بود که یاور نابینایان به شمار می رفت. ایـن خـط تنها در آفریقا بیش از ۸۰۰ لهجه محلی را در بر گرفت. گرچه بریل که‌ زندگانیش‌ نمونه‌ای از علاقه بی‌شائبه به پژوهش‌های علمی و خدمت به بـشریت به شمار مـی‌ رود اما در زمان‌ حیاتش آنطوری که‌ شایسته‌ مقامش بود، مورد تـوجه مـعاصرینش قرار نگرفت.

لویی بریل همزمان با استخراج مجموعه الفبایی، موسیقی، ارقام ریاضی و علایمی را نیز برای تندنویسی و تندخوانی نیز طراحی و تهیه کرد. این الفبا با تمامی زبان‌ها از یونانی قدیم تا روسی، چینی و فارسی قابل مطابق است. به این ترتیبمی توان آن را بین‌المللی دانست و بنا به گفته کارشناسان این علایم بر الفبای لاتین نیز برتری داشت. با پیدایش این خط تحول شگرفی در ارتباط میان نابینایان، آموزش و یادگیری آنان در جهان به وجود آمد و این خدمت خود منشا خدمات ارزنده‌تر دیگر مشاهیر و نوابغ نابینای دنیا در این زمینه شد.   

 

 منابع:

کتاب: نوابغ و مشاهیر معلول جهان، تالیف منصور برجیان

مجله هیستوریا، چاپ پاریس، ترجمه: هادی خراسانی

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

پربیننده
آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه