مقالات اقتصادی

تورم و عدم قطعیت تورم و چشم‌انداز آن

تورم و عدم قطعیت تورم و چشم‌انداز آن

با طولانی شدن افق تورم، اهمیت کمی رفتار آینده نگر کمرنگ شده است. این موضوع ناشی از همبستگی مثبت افق تورم با عدم قطعیت تورم است.

با طولانی شدن افق تورم، اهمیت کمی رفتار آینده نگر کمرنگ شده است. این موضوع ناشی از همبستگی مثبت افق تورم با عدم قطعیت تورم است.

روزنامه ایران سه شنبه ۳۰ شهریور در یادداشتی به قلم ابراهیم رسام کارشناس اقتصادی نوشت: این رابطه مثبت باعث می‌شود شرکت‌ها برای تعیین قیمت‌های فعلی خود برای جلوگیری از عدم قطعیت زیاد قیمت ایجاد شده در آینده دور، بیشتر از یک روش ایمن استفاده کنند (به‌عنوان مثال، استفاده از اطلاعات مربوط به قیمت‌های گذشته به‌عنوان یک قاعده پیش‌بینی).

تغییر نقش رفتار آینده نگر در افق‌های مختلف تورم نشان می‌دهد که عدم قطعیت تورم ممکن است هم از نظر نقش مهم تورم پیش‌بینی شده و هم از نظر دیدگاه متقابل آن یعنی رفتار گذشته نگر، پذیرفته شده باشند و پیشنهادهای مختلفی را ارائه می‌دهد. درک پویایی تورم و اثرات متقابل چرخه‌ای بین تورم و معیارهای مرتبط با فعالیت‌های اقتصادی واقعی (رکود اقتصادی) برای تحلیل سیاست‌های پولی از اهمیت اساسی برخوردار است.

باوجود اتخاذ گسترده به‌عنوان مدل تورم، هنوز مسائل حل نشده‌ای در اعتبار تجربی عدم قطعیت تورم وجود دارند. یکی از مسائل مهم اهمیت نسبی رفتار آینده و گذشته‌نگر، تورم است. رفتار آینده‌نگر تورم نقشی مهم در قوانین سیاست پولی ایفا کرده و تأثیرات قابل توجهی بر مدیریت انتظارات و ارتباطات به‌عنوان ابزار سیاست پولی دارد. علاوه بر این، اندازه نسبی رفتار گذشته و آینده‌نگر به معانی ضمنی مختلف سیاست تبدیل می‌شود.

بر حسب مثال، بانک مرکزی ‍‍‍‍‍‍در صورت آینده‌نگر بودن فرایند تورم می‌تواند به تورم‌زدایی بی‌هزینه دست یابد، در صورت مهم بودن کمی رفتار گذشته‌نگر، می‌تواند بسیار پرهزینه باشد زیرا درک میزان‌های مختلف رفتار آینده و گذشته‌نگر در افق‌های مختلف می‌تواند به سیاستگذاران در تعیین جهات دقیق‌تر سیاستی و ارائه توصیه‌های مختلف سیاست کمک کند، که نهایتاً بر اعتبار سیاست پولی تأثیر می‌گذارد.

این امر باعث می‌شود که شرکت‌ها با توسل به اطلاعات در مورد قیمت‌های گذشته به‌عنوان قانون پیش‌بینی، در تعیین قیمت‌های خود احتیاط بیشتری داشته باشند.

نقش تورم موردانتظار در دوره اخیر (مثلاً، تورم بعد از رکود بزرگ) نسبت به تورم در دوره قبلی و بدون توجه به افق‌های تورم بزرگتر می‌شود، زیرا سیاست‌های معتبر بانک مرکزی منجر به توقعات تورمی بهتری می‌شوند. از آنجایی که افق تورم طولانی‌تر است، به‌علت افزایش در عدم قطعیت قیمت‌های آتی که شاید تأثیری منفی بر مجموع تخفیف مورد انتظار سودها داشته باشد، شرکت‌ها به احتمال بیشتر دسترسی به روشی ایمن (مثلاً، استفاده از اطلاعات در مورد قیمت‌های گذشته به‌عنوان قانون پیش‌بینی برای قیمت کنونی) را برای تعیین قیمت کنونی خود خواهند داشت. در نتیجه، اندازه نسبی رفتار گذشته‌نگر به علت طولانی بودن افق تورم افزایش می‌یابد.

علاوه بر نتایج جالبی که پدیدار می‌شوند ابتدا کسر شرکت‌های گذشته‌نگر در افق‌های طولانی‌تر نسبت به شرکت‌ها در افق کوتاه بیشتر است. نقش تورم مورد انتظار از زمان دوره پسابحران به علت انتظارات تورمی معقول‌تر بانک مرکزی بیشتر شده و حاکی از این است که متغیر اجبار قدرت توضیحی بیشتری را در طول این دوره به رفتار تورم می‌دهد. نهایتاً، تمام برآوردهای عدم قطعیت تورم نشان می‌دهند که تورم در طول دوره پسابحران نسبت به تورم در طول دوره پیش از بحران که روندی صعودی با عدم ثبات زیاد داشته است  به نسبت ثبات و قابلیت پیش‌بینی بیشتری داشته و منجر به عدم قطعیت بیشتر قیمت‌های آتی می‌شد.

در آخر نه دیدگاه نقش ضروری رفتار آینده‌نگری و نه دیدگاه متقابل نقش مهم رفتار گذشته‌نگری را می‌توان برای توضیح تورم نادیده گرفت. علاوه بر این، از آنجایی که عدم قطعیت زیاد در افق‌های طولانی منجر به ریسک‌هایی برای فعالیت‌های اقتصادی، بویژه فعالیت‌های درازمدت برنامه‌ریزی شده می‌شود، کاهش تغییرپذیری تورم در افق‌های طولانی کلیدی برای بهسازی اعتبار سیاست پولی است.

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

امروز
هفته
ماه

عضویت در خبرنامه