معرفی شخصیتهای دوره قاجار

نقش میانجی‌گرانه عضدالملک در حوادث دوره قاجار

نقش میانجی‌گرانه عضدالملک در حوادث دوره قاجار

 علیرضاخان عضدالملک از افراد با نفوذ ایل قاجار بود که در جریان حوادث بسیار مهم این دوره از جمله نهضت تنباکو، انقلاب مشروطیت و استبداد صغیر تا فتح تهران حضور داشت و به واسطه خیرخواهی و میانه‌روی‌اش در برقراری رابطه میان دربار، مجلس و مردم به اعتبار رسید.

 علیرضاخان عضدالملک از افراد با نفوذ ایل قاجار بود که در جریان حوادث بسیار مهم این دوره از جمله نهضت تنباکو، انقلاب مشروطیت و استبداد صغیر تا فتح تهران حضور داشت و به واسطه خیرخواهی و میانه‌روی‌اش در برقراری رابطه میان دربار، مجلس و مردم به اعتبار رسید.

علیرضاخان قوانلو قاجار ملقب به عضدالملک فرزند موسی خان و از بستگان مهدعلیا در ۱۲۳۸ هجری به دنیا آمد. او پسردایی ناصرالدین شاه بود که از ۷ تا ۱۹ سالگی در دربار قاجارها بود. پس از آن به عنوان «پیشخدمت» به رتبه بالاتری نایل شد و در سفرهای داخلی ناصرالدین شاه مانند سفر به مازندران و سفر به عتبات عالیات در این منصب حضور داشت.

 

سفر به سامرا

عضدالملک در ۱۲۸۴ هجری که عنوان پیشخدمت خاصه را داشت، شاه وی را مأمور کرد تا خشت های طلای گنبد امام حسن عسگری(ع) را به سامرا حمل کند. پس از بازگشت از این مأموریت در ۱۲۸۵ هجری ملقب به عضدالملک شد و به مُهرداری ناصرالدین شاه نیز ارتقا یافت.

 

 

ماجرای قیام تنباکو

در ماجرای قیام تنباکو به رهبری میرزای شیرازی در ١٣٠٩ هجری، عضدالملک رابط میان شاه و علما بود و موفق شد تا ناصرالدین‌شاه را متقاعد کند که در این ماجرا احترام زعمای دینی و مراجع تقلید را در نظر گیرد و اجازه ندهد تا تشکیلات درباری از جامعه روحانیت فاصله گیرد. در ماجرای قیام اهالی تهران به رهبری مجتهد بزرگ آیت‌الله میرزا محمدحسن آشتیانی، عضدالملک برای حل منازعه و تأمین نظر مرجع عالی‌قدر و رفع کدورت‌ها به منزل میرزای آشتیانی رفت و با او گفت وگوهایی انجام داد. میرزای آشتیانی به وی گفت: ما با افراد دشمنی نداریم و می‌خواهیم این امتیاز سلطه‌آور رفع گردد و نباید اجازه داد که مسلمان زیر دست بیگانه باشند و عرض و ناموس مسلمین لگدکوب اجانب شود و گویا افراد معترض، این خواسته‌های برحق را به شیوه‌ای دیگر گزارش داده‌اند. عضدالملک هم بر اتحاد مردم تأکید کرد و افزود: نباید اجازه دهیم، تفرقه‌ای شکل بگیرد و دشمن از آن بهره‌برداری کند.

او نتیجه این مذاکرات را به آگاهی شاه رساند و به او گفت که علت اساسی جنبش مردم به رهبری روحانیت، خطاهای امین‌السلطان است. به‌علاوه او حقایق را وارونه به شاه رسانده است. شاه تسلیم می‌شود و امین‌السلطان را از صدارت اعظمی عزل می‌کند و بعد از اظهارات عضدالملک در تصمیم‌های خود درباره علما، از جمله ماجرای تبعید میرزای آشتیانی تجدید نظر کرد و خود عضدالملک را مأمور می‌کند تا روز بعد به محضر این عالم مجاهد برود و الطاف و خشنودی شاه را به ایشان اعلام کند و به عبارت دیگر، از رفتار قبلی دربارۀ علما معذرت‌خواهی کرده و بگوید ناصرالدین‌شاه از کرده‌های خود نادم گردیده و توبه می‌کند. او هم می‌پذیرد و مذاکرۀ شب گذشته با شاه را در دیدار با میرزای آشتیانی تشریح می‌کند و می‌افزاید: هیچ فکر تبعیدی درباره ایشان در بین نبوده و نیست و باید خاطر علما از هر نظر آسوده باشد.

مردمی که در منزل میرزا و حوالی خانه زعیم خود بودند، با این اطمینان‌هایی که عضدالملک داد از نگرانی بیرون آمدند.

 

نهضت مشروطه

در ماجرای نهضت مشروطه، رهبران نهضت در اعتراض به اعمال دستگاه قاجار به قم مهاجرت کردند و در این شهر اقامت گزیدند که به «مهاجرت کبری» شناخته شد، مهم‌ترین خواسته‌های آنان، برکناری عین‌الدوله، صدراعظم مستبد، ایجاد عدالت‌خانه و تشکیل دارالشوری یا مجلس نمایندگان مردم بود. مظفرالدین‌شاه که به تازگی عمق حرکت‌های انقلابی مردم را دریافته بود و هرگونه مخالفت با آن تقاضاها را موجب زوال حکومت خود می‌دید، تصمیم گرفت تا به خواسته‌های انقلابیون عمل کند و قرار شد که عضدالملک به قم برود و با احترام و تکریم فراوان، علمای متخصّص را به تهران بیاورد و به آنها مژده دهد که عین‌الدوله از کار برکنار شده و فرمان مشروطه هم صادر شده است. علما در کمال احترام به تهران آمدند و مورد استقبال عضدالملک قرار گرفتند.

اصولاً عضدالملک با سران مشروطه از جمله آقایان سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی اُلفت داشت و به همین دلیل شاه او را واسطه قرار می‌دهد تا با آنان مذاکرات لازم را برای اصلاحات مقتضی انجام دهد. وی در جریان انعقاد دوره اول مجلس شورای ملی نیز فعال بود و از طرفی دیگر نزد شاه رفته و از او می‌خواهد تا با ملت ایران از راه لجاجت وارد نگردد و در این مسیر مطلوب، قدم مساعدی بردارد. اما مستبدان فتنه‌گری می‌کنند و اجازه نمی‌دهند که این تقاضا جامه عمل بپوشد.

پس از تشکیل مجلس اول نیز عضدالملک درصدد بود تا میان نمایندگان مردم و شاه شرایط صلح و اصلاح امور را فراهم آورد. با پی‌گیری وی، شاه به قرآن سوگند یاد کرد که دیگر با مشروطه مخالفت نخواهد کرد و اساس مشروطیت و قوانین اساسی آن را در کمال مواظبت حمایت و رعایت کرده و از اجرای آن غفلت نخواهد کرد. عضدالملک به مجلس آمده، قرآن مهر شده به دست شاه را با دست‌خط قبول شرایط مجلسی‌ها می‌آورد.

در ادامه نیز وقتی مناقشه هایی بین شاه و مجلس پیش آمد، این عضدالملک است که می‌کوشد به شاه بفهماند در رفع معایب بکوشد و از او می‌خواهد اقدامی در تصفیه دربار بنماید و سوءظن‌های مردم را برطرف سازد. او حتی شاه را متقاعد ساخت که شماری از مفسدانی را که به دستگاه حکومت نفوذ یافته و در ایجاد نزاع و اغتشاش دست دارند، اخراج کنند. او اندکی در این کار پیش رفت اما درباریان نیرنگی به‌کار بردند که بر اثر آن، شاه ایران به در هم کوبیدن مجلس مصمم شد و بدین‌گونه کشاکش بین شاه و مجلس با آتش‌آفروزی آنان ادامه یافت.

عضدالملک از مخالفان جدی اعدام شیخ فضل‌الله نوری بود و پس از این واقعه دستور داد تا مراسم گرامی‌داشتی برای وی برپا دارند.

انتقاد از مفاسد دربار

عضدالملک با وجود پیوستگی عمیق با خاندان قاجار از مفاسد و ناروایی‌هایی که بر این دستگاه سایه افکنده و آن را آلوده و آشفته ساخته بود، رضایت نداشت و از این بابت ناراحت بود که چرا رشتۀ امور به دست بیگانگان و عمال آنان افتاده و عده‌ای که باید به تدبیر امور و اجرای عدالت بپردازند، مشغول عیاشی و چپاول اموال مردم باشند. از این روی، جمعی از علما و روحانیان و رجال خیرخواه، او را واسطه قرار می‌دهند تا با شاه مذاکره کند و از دستگاه قاجار آفت‌زدایی اساسی بکند.

اصولاً خانه عضدالملک محل اجتماع نمایندگان انجمن‌های مردمی بود که متقاضی اصلاح امور بودند اما باتلاق فساد چنان عمیق و گسترده بود که این فعالیت‌ها نمی‌توانست آن را بخشکاند. یک بار عضدالملک به حضور مظفرالدین‌شاه می‌رود و در حالی‌که ولیعهد او، محمدعلی‌میرزا، حضور دارد، در این حال، شاه از عضدالملک می‌پرسد: آیا از حُسن رفتار ولیعهدمان راضی هستید؟ او که مردی راست‌گو و بی‌ملاحظه بود، بدون واهمه می‌گوید: آقا! این شاهزاده کاری کرده است که تمام اهل مملکت دعا می‌کنند، عمر شاه آن‌قدر طولانی گردد که خدای نکرده دیگر گرفتار سوء سلوک فرزندش محمدعلی‌شاه نگردند! درباریان هرچه تلاش می‌کنند که عرض عضدالملک به سمع شاه نرسد، او اعتنا نکرده و انتقاد خود را از ولیعهد با زبانی تند بیان می‌کند و چون شاهزاده عصبانی می‌گردد، می‌گوید من برای رضایت خداوند این واقعیت را گفتم.

به هر ترتیب حساب عضدالملک را باید تا حدودی از دیگر رجال قاجار که در پی خیانت به مردم و سرسپردگی به بیگانگان، عیاشی و مفاسد و ابتذال بودند، جدا دانست و اگرچه نمی‌توان از خبط و خطاها و لغزش‌هایش به سادگی گذشت اما می‌توان برخی خصال و حالات مثبت را در وی دید. به همین دلیل اعتمادالسلطنه که او را از نزدیک می‌شناخت و با او در ارتباط بوده، می‌گوید: عضدالملک را می‌توان از چهار نفر آدم حسابی بیرون آورد. میرزا یحیی دولت‌آبادی هم این رجل سیاسی قاجار را فردی معتدل و مؤدب معرفی کرده است.

 

درگذشت

سرانجام عضدالملک، در ۱۵ شهریور ۱۲۸۹ خورشیدی چشم از جهان فروبست و در مرقد حضرت عبدالعظیم(ع) به خاک سپرده شد.

 

منابع

۱-تفرشی حسینی، احمد (۱۳۵۱ .(روزنامة اخبار مشروطیت و انقلاب ایران. (ایرج افشار، کوششگر). تهران: امیرکبیر.

۲-میرزا یحیی دولت‌آبادی، حیات یحیی، ج٣.

۳- ابراهیم تیموری، تحریم تنباکو اولین مقاومت منفی در ایران.

۴-تاریخ ایران و جهان، گروهی از نویسندگان.

۵- خاطرات حاج سیاح، به کوشش حمید سیاح و تصحیح سیف‌الله گلکار، زیر نظر ایرج افشار.

۶-عبدالله مستوفی، شرح زندگانی من، ج٢.

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

امروز
هفته
ماه

عضویت در خبرنامه