معرفی کتاب جدید

کتاب قدم زدن روی ماه با اینشتین

کتاب قدم زدن روی ماه با اینشتین

نویسنده با کتاب «قدم زدن روی ماه با اینشتین» ضمن پرداختن به نتایج پژوهش های پیشرفته، تاریخچه شگفت آوری از حافظه و ترفندهای ذهن خوانان در جهت دگرگون ساختن درک ما ارایه می دهد. طی سفر پر ماجرای فوئر در این کتاب ما نیز در برابر موهبت مغفولی که همه از آن بهره مندیم، احساس تواضع و ستایش خواهیم کرد.

کتاب «قدم زدن روی ماه با اینشتین» از جاشوئا فوئر با ترجمه علی رضوانی توسط انتشارات علمی فرهنگی در ۱۳۹۹ خورشیدی روانه بازار نشر شده است. نویسنده در این کتاب ضمن پرداختن به نتایج پژوهش‌های پیشرفته، تاریخچه شگفت‌آوری از حافظه و ترفندهای ذهن خوانان در جهت دگرگون ساختن درک ما ارایه می دهد.

جاشوئا فوئر روزنامه نگار و نویسنده مستقل است که در بروکلاین، ماساچوست زندگی می­ کند و تمرکز اصلی او بر علم است. وی قهرمان حافظه امریکا در سال ۲۰۰۶ میلادی بود و هنگام پژوهش بر روی مسابقات قهرمانی حافظه آمریکا با ادعای یک شرکت کننده مبنی بر اینکه حتی یک حافظه متوسط مانند خودش «اگر به طور صحیح مورد استفاده قرار گیرد» می تواند برنده باشد. ضمن اینکه به تردید می افتد، انگیزه ای می یابد که در مسابقه شرکت کند. فوئر تحت آموزش «ورزشکاران ذهنی» تکنیک های باستانی مورد استفاده سیسرو برای حفظ کردن سخنرانی هایش و همچنین فنون دانشوران قرون وسطی برای حفظ کامل کتاب ها را می آموزد و یک سال بعد خود را در مسابقات نهایی قهرمانی می بیند.

نویسنده با کتاب «قدم زدن روی ماه با اینشتین» ضمن پرداختن به نتایج پژوهش های پیشرفته، تاریخچه شگفت آوری از حافظه و ترفندهای ذهن خوانان در جهت دگرگون ساختن درک ما ارایه می دهد. طی سفر پر ماجرای فوئر در این کتاب ما نیز در برابر موهبت مغفولی که همه از آن بهره مندیم، احساس تواضع و ستایش خواهیم کرد.

معرفی کتاب

کتاب «قدم زدن روی ماه با اینشتین هنر و علم یادآوری همه چیز» شامل یک سخن مترجم و یازده فصل و در آخر هم کتاب نامه است. این اثر کاوشی است از سر کنجکاوی به مقوله حافظه به طور خاص و مغز و ذهن انسان و قابلیت های آن به طور عام، که فوئر به زبانی روان آن را به نگارش درآورده است.

نویسنده سفر خود را در این کتاب با پرسشی در مورد ظرفیت ذهنی و حافظه انسان آغاز می کند و با پشتکاری فوق العاده در جست و جوی پاسخ آن ناخواسته خود را در مسیری قرار می دهد که پیش از آن تصورش نیز برایش دشوار بوده است، سفری شگفت انگیز به درون ذهن انسان که بسیاری از قابلیت های آن هنوز بر او نامکشوف است؛ چه اگر نمی بود، ما هیچ گاه تا بدین اندازه قادر به پیشرفت و درک مفاهیم دنیای اطراف خویش نبودیم. یکی از مشهورترین ساکنان این هزار توی راز حافظه است که نقشی بی بدیل در انسان بودن ما، آگاهی از خود و تجربه هویتی مستقل در هر یک از ما بازی می کند. اگرچه ممکن است در نگاه اول به حافظه تنها به عنوان جایگاهی برای ضبط و نگهداشت اطلاعات و داده های ورودی حواس نگریسته شود اما خامی این نگاه هنگامی بیشتر جلوه می کند که لحظه ای خود را فارغ از آن تصور کنیم.

تجسم جهانی بدون حافظه، در همان گام ابتدایی، عقیم می ماند زیرا ما برای اندیشیدن به هر مقوله ای به محفوظات و داده های حسی نیاز داریم و بدون آن ها تنها در برزخی زمانی، مکانی و بدون من شناور خواهیم ماند. شاید ما در آغاز جاده ایم آنجا که پرسش از کجا آمده ایم مطرح است اما دستیابی به پاسخ آن چنانچه دست یافتنی باشد، به شناخت هر چه بیشتر سازوکار مغز انسان در جهت بهره گیری تمام و کمال یا احتمالا ارتقای توانایی آن از طریق روش های علمی بسته خواهد بود.

کتاب حاضر با داستانی درباره­ شاعر سده پنجم پیش از میلاد به نام سایمونیدس آغاز می شود. این شاعر که تنها بازمانده­ قصر فروریخته هنگام جشن اسکوپاس بود، توانست با کمک قدرت حافظه­ اش و تصویر سازی ذهنی از تمام افراد جشن، اجساد زیر آوار مانده و متلاشی شده را شناسایی کند. بلافاصله پس از اینکه سیمونیدس پایش را از مراسم جشن بیرون گذاشت و مکان را ترک کرد، به یک باره تمام ستون­ های سنگی و دیورارهای کاخ فروریخت و تمام شرکت کنندگان در جشن زیرآوار مدفون شدند. این شاعر توانست با کمک نیروی ذهن، جای نشستن همه افراد را به یاد بیاورد و بازماندگان را به سوی جنازه­ عزیزانشان راهنمایی کند.

 این داستان آغازی برای ایجاد فن حافظه و کشف قدرت تصویرسازی ذهن و شکل گیری تکنیکی به نام کاخ حافظه بود. کاخ ذهن یا کاخ حافظه تکنیکی است که جاشوا فوئر از آن در کتابش به وفور یاد می کند. او ذهن را به کاخی تشبیه می­ کند که شخص تمام گوشه های آن را از بر است و به راحتی در آن قدم می­ زند. این کاخ ذهنی می­ تواند هر مکانی باشد که فرد با آن کاملا آشنا است مثل خانه یا کافه­ دلخواه یا فروشگاهی که همیشه از آن خرید می ­کند. با حرکت در کاخ ذهنی خود و قرار دادن هر چیز به صورت نمادین در گوشه ­ای از آن، به نوعی اتصال مطالب جدید و قدیم برقرار می شود. وصل شدن اطلاعات جدید با خاطره ­های قدیم، به حفظ کردن آن­ها در ذهن کمک فراوانی می ­کند.

«یافتن باهوش ترین دشوار است» عنوان فصل اول کتاب است. در این فصل نویسنده به این موضوع می پردازد که پیدا کردن باهوش ترین مرد جهان به راحتی انجام پذیر نیست. وی بیان می دارد که من عبارت­ های «بیشترین آی کیو»، «قهرمان هوش» و «باهوش ترین در جهان» را تایپ کردم که شخصی با ضریب هوشی ۲۲۸ در نیویورک وجود دارد و همچنین یک بازیکن شطرنج در مجارستان که توانسته بود، ۵۲ بازی را به صورت همزمان و با چشمان بسته انجام دهد. زنی از هندوستان هم بود که توانسته بود جزء بیست و سوم یک عدد ۲۰۰ رقمی را به طور ذهنی در ۵۰ ثانیه حساب کند با این حساب معلوم می شود که سنجیدن بسیار پیچیده تر از عضلات ما است. [۱]

فصل بعدی با عنوان «مردی که زیاد به یاد می ­آورد» نامگذاری شده است. در این فصل داستان مرد روزنامه نگاری مطرح می شود که حافظه­ ای شگفت انگیز دارد و می تواند تمام آدرس­ ها، اعداد، کلمات و... را بدون اینکه یادداشت برداری کند به حافظه بسپارد. [۲]

فصل سوم کتاب با عنوان «متخصص متخصص» اختصاص یافته است. از نظر جاشوئا فوئر جنسیت شناسی جوجه یک هنر ظریف است که به تمرکز زن مانند و زبردست­انی به سان یک جراح مغز نیازدارد. [۳]

فصل چهارم با عنوان «فراموشکارترین مرد در جهان» به رشته تحریر در آمده است. محتوای این فصل به حافظه فراموش کارترین مرد می پردازد. شخصی که نه مسایل گذشته را به یاد می ­آورد و مهارتی برای بیان آن ندارد و نه می­ تواند مسایل و رویدادهای جدید را به حافظه بسپارد. [۴]

فصل پنجم با نام «قصر حافظه» تحریر شده است. در این فصل نویسنده حافظه را به قصر تشبیه می کند و بیان می دارد که قاعده قصر حافظه استفاده از حافظه فضایی استثنایی شخص برای شالوده بخشیدن ذخیره اطلاعاتی است که نظر طبیعی اثر کمتری دارند. نکته مهم انتخاب مکان قصر حافظه این بود که کاملا آشنا بنماید. برای اولین قصر حافظه ات، من دوست دارم از خانه ای که در آن بزرگ شده ای استفاده کنی، به این دلیل که فضایی است که تو خیلی خوب می شناسی. [۵]

فصل ششم با عنوان «چگونه یک شعر را حفظ کنیم» نوشته شده است. نویسنده در این فصل نحوه حفظ کردن داده ­ها را بیان می­ کند و اینکه نحوه حفظ کردن و خواندن در دوره های مختلف متفاوت بوده و هست. [۶] فصل هفتم کتاب «پایان به یادآوری» است. در اینجا نویسنده بیان می­ دارد که امروزه عواملی باعث شده که کمتر به حافظه رجوع شود مثلا اینکه شخصی می خواهد به مقصد برود از جی پی اس استفاده می کند و یا اینکه برای یادآوری کارهای روزانه اش به دفترچه یادداشتش رجوع می کند.

فصل های دیگر این کتاب با عنوان «تراز توازن»، «ده نفر برتر»، «مرد کوچک بارانی در همه ما» و «مسابقات قهرمانی حافظه ایالات متحد» نامگذاری شده و در آخر هم کتابنامه تحریر آورده شده است.

 

منابع:

[۱] فوئر، جاشوئا، قدم زدن روی ماه با اینشتین، مترجم: علی رضوانی، انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۹۹

[۲] همان، ۲۳

[۳]همان، ۵۷

[۴] همان، ۸۱

[۵] همان، ۱۱۶

[۶] همان، ۱۳۴

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

امروز
هفته
ماه

عضویت در خبرنامه