کتاب فردریش نیچه

کتاب فردریش نیچه


کتاب فردریش نیچه نوشته‌ی ایوو فرنتزل از مجموعه بزرگان اندیشه و هنر، سرگذشت این فیلسوف مهم و برجسته آلمانی را به تصویر می‌کشد و زندگی او را از دوران کودکی تا زمان مرگ روایت می‌کند.

اگر ارزش یک فیلسوف را با تأثیر مستقیمی بسنجیم که بر نسل‌های بعد از خود می‌گذارد، در این ‌صورت فریدریش نیچه (Friedrich Nietzsche) هم‌تراز هگل، مارکس، کی‌یرکه‌گارد و شوپنهاور خواهد بود. او از معدود اندیشمندان قرن نوزدهم است که بسیار جلوتر از زمان خود بود. تأثیرگذاری آثار نیچه البته بسیار دیرهنگام آغاز شد. او که ذهنی مملو از اندیشه‌های تیره‌وتار و گیج کننده داشت، هیچ‌گاه در دوران حیات، شهرت فزاینده‌ی آثارش را ندید و بذر افکارش با ثمره‌ای از خیر و شر، تازه پس از مرگش به بار نشست.

زندگی نیچه در مقابل آثارش هیچ نکته‌ی درخورِ توجهی ندارد: چند دهه‌ی کوتاه از حیات انسانی فرهیخته که از همان آغاز مایه‌هایی از عزلت‌جویی در خود داشت و انگ منزوی و غیرقابل درک‌ بودن بر پیشانی‌اش خورده بود. زندگی‌ای که هیچ عملکردی به آن فراز و فرودی نبخشید و در ظاهر هیچ افتخاری دربرنداشت. پس نیچه کاملاً حق داشت هنگامی که درباره‌ی خود چنین نوشت: «خودم یک طرف، آثارم یک طرف.»

مسائل فلسفی که گویی خود واجد حیاتی مستقل‌اند، در مورد نیچه همواره به پیش‌زمینه‌ای شخصی برمی‌گردند که در زندگی او قابل مشاهده و اثبات است. فلسفه‌ی نیچه چنان با زندگی‌اش درآمیخته است که چنین چیزی را به ندرت نزد فلاسفه‌ دیگر می‌بینید. ذهنیت فردی مستتر در ادعاهای او و پیش‌بینی‌هایش،‌ یادآور بنیان‌گذاران ادیان و پیامبران است. آثار ارسطو، کانت و هگل را می‌توان بدون شرح احوال شخصی این اندیشمندان هم دریافت. درحالیکه در مورد نیچه چنین نیست:‌ مطالعه‌ی‌ آثار نیچه ضرورتاً منجر به مواجهه با آن اندیشه‌هایی می‌شود که فقط در چارچوب شرایط خاص زندگی شخصی و خصوصی او قابل درک است. بنابراین شناخت شرایط زندگی نیچه کلید مهمی است برای درک آموزه‌های متغیرش.

به اعتقاد ایوو فرنتزل (Ivo Frenzel) در میان اندیشمندان مغرب‌زمین، ‌تعداد اندکی مانند نیچه هستند که در مورد آنان شخص و آثارش را باید توأمان در نظر گرفت، چرا که این دو هر یک روشنگر دیگری‌اند.

دربارۀ مجموعه آثار بزرگان اندیشه و هنر:

مجموعه آثار بزرگان اندیشه و هنر با هدف آشنایی بیشتر شما با زندگی و آثار اندیشمندان و فیلسوفان جهان منتشر می‌شوند. صاحب متن‌های اصلی این کتاب‌ها انتشارات روولت آلمان است که با نام تک‌نگاری‌های رورورو به چاپ می‌رسند.

زبان آثار این مجموعه بسیار ساده و قابل فهم برای همگان و شیوا و روان است و مخاطب خاصی ندارد. از این رو مخاطبانش دایره گسترده‌ای از پژوهشگران و دانشجویان و مردم عادی را شامل می‌شود. زندگی‌نامه‌های مصور دارای یک ویژگی‌ روان‌شناختی خاص یعنی ایجاد تمرکز و کمک به فهم بیشتر متن از راه تصویر هستند. گاهی یک تصویر سریع‌تر و آسان‌تر از چند صفحه متنی نکات زندگی‌نامه‌ای و حال و هوای زندگی یک هنرمند یا اندیشمند را برای شما تداعی می‌کند.

اولین دلیل استقبال از این مجموعه را می‌توان انتخاب نویسندگان هر کتاب دانست. این نویسندگان افرادی هستند که با قلمرو زندگی و آثار فرد مورد نظر آشنایی بسیاری دارند. دلیل دوم وجود عکس‌ها و تصویرهایی از زندگی و آثار اندیشمند موضوع کتاب است. این امر به درک بهتر شرایط و نیز جنبه‌هایی خاص از زندگی هر فرد کمک می‌کند. سومین دلیل زبان خاص برای مخاطبان اثر حاضر است. مخاطبان این مجموعه تنها دانشجویان یا پژوهشگران با دانش تخصصی نیستند، بلکه این آثار به گونه‌ای نوشته شده‌اند که سایر علاقه‌مندان نیز می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند.

با فردریش نیچه بیشتر آشنا شویم:

فردریش ویلهلم نیچه فیلولوژیست کلاسیک، فیلسوف، شاعر و آهنگساز در 15 اکتبر سال 1844 در لایپزیک متولد شد. پدرش به چندین نفر از اعضای خاندان سلطنت تدریس می‌کرد و چون او در روز تولد فردریش ویلهلم چهارم پادشاه وقت پروس زاده شد، پدرش نام او را فردریش ویلهلم گذاشت.

پنج ساله بود که پدرش درگذشت و او همراه با مادر، خواهر، مادربزرگ و عمه‌هایش در یک محیط مذهبی و زنانه رشد کرد.
نیچه تمایل زیادی به زنان نشان نمی‌داد و به سختی به دو زن یعنی لو سالومه و کازیما واگنر علاقه‌اش را ابراز کرد. اما با خیانت لو سالومه و دوستش پل ری که همراه با او در یک خانه زندگی می‌کردند و رها کردن نیچه توسط آن دو، ضربه وحشتناکی به او وارد شد.

نیچه در رشته الهیات به تحصیل پرداخت با این حال در سال 1856 ایمانش را از دست داد و این رشته را نیمه‌کاره گذاشت و به لایپزیک بازگشت تا وارد رشته فلسفه و فیلولوژی شود. در 23 سالگی برای جنگ فرانسه و پروس به خدمت خوانده شد و در سربازخانه به سوارکار ماهری تبدیل شد اما با جراحت زودهنگام از خدمت کناره گرفت.

24 ساله بود که کرسی استادی فیلولوژی کلاسیک در دانشگاه بازل سوئیس به او پیشنهاد شد و زمانی که در این دانشگاه به تدریس پرداخت هنوز تحصیلش را تمام نکرده بود. او در همین زمان موفق به کسب دکترای افتخاری از دانشگاه لایپزیک شد. در سال 1869 تابعیت پروسی خود را ملغی کرد و تا پایان عمر خود بدون سرزمین باقی ماند و بیشتر عمرش را در ایتالیا و سوئیس سپری کرد.

در سال 1889 نیچه به فروپاشی ذهنی مبتلا شد و به علت سردردهای شدیدی که داشت از کرسی استادی دانشگاه استعفا داد و سرانجام در 25 آگوست 1990 به دلیل سرطان مغز درگذشت. از آثار نیچه می‌توان به غروب بتان، چنین گفت زرتشت، اینک انسان، تبارشناسی اخلاق، انسانی - زیادی انسانی، حکمت شادان، سپیده‌دم، تأملات نابهنگام، دجال، اراده قدرت و فراسوی نیک و بد اشاره کرد.

در بخشی از کتاب فردریش نیچه می‌خوانیم:

هنگامی که نیچه از اوت تا اکتبر سال 1870 به‌عنوان پرستار داوطلب در جنگ میان آلمان و فرانسه شرکت کرد، میان او و واگنر فاصله افتاد. نیچه به واسطۀ کرسی استادی که در بازل به او پیشنهاد شده بود، تابعیت سوییس را کسب کرده بود و به این دلیل و به‌واسطۀ قوانین کانتون‌های سوییس اجازه نداشت به عنوان سرباز به خدمت ارتش پروس درآید و به‌طور فعال در جنگ شرکت کند. اما درست نظیر دورۀ آموزش نظامی‌اش، این بار هم خدمتش در جنگ به‌واسطۀ بیماری زودتر از موعد به پایان رسید. او هنگام انتقال مجروحان جنگی، مبتلا به اسهال خونی و دیفتری شد. به‌تدریج بهبود یافت و به بازل بازگشت و آن جا دربارۀ جنگ و برتری پروس که تا آن زمان قائل به آن بود، دچار تردید شد. نیچه دوباره آغاز به تدریس در دانشگاه کرد و توانست باز هم به کارهای خود سروسامان دهد. به‌عنوان استاد محبوبیت داشت و هنگامی که در سال 1872 دعوتی از گرایفزوالد به دستش رسید تا در آن شهر با اضافه‌ حقوقی معادل 3000 تا 4000 فرانک مشغول تدریس شود، آن را نپذیرفت، موجبات خوشنودی اهل بازل را فراهم کرد.

نیچه در بیست‌وهشت سالگی تقریباً به هر آنچه در مسیر پیشرفت آکادمیک قابل توجه است، رسیده بود:‌ فرهیختۀ جوان و مورد توجهی بود که کلام و قضاوتش جدی گرفته می‌شد، دانشجویانی داشت که او را استاد خوبی می‌دانستند و قبل از بقیۀ همکارانش به مقام استاد تمام و بالاترین مرتبۀ آکادمیک دست یافته بود، می‌توانست کاملاً مستقل زندگی کند و دوستانی واقعی کنار خود داشت. اما این شرایط مطلوب برای استعداد خارق‌العاده و طبیعت و ذات برجسته‌ای چون نیچه در جهت تحقق خواسته‌هایش، اهمیت چندانی نداشت. این شرایط مساعد و برخورداری از امکانات یک زندگی مرفه و وظایف نه چندان سنگین، به او این آزادی را ارزانی می‌داشت تا با فراغ بال دنبال مطالعات خود باشد و آن مجموعه از آثارِ خود را خلق کند که او را درست به نقطۀ مقابل هرآن‌چه به لحاظ اجتماع، علم و فلسفه عُرف محسوب می‌شد، رهنمون کند. این محیط زندگی اجتماعی او نبود که او را تبدیل به فردی تکرو و متفاوت از دیگران و پیامبری خشمگین کرد هیچ کس او را به سوی ایفای چنین نقشی سوق نداد، بلکه او خود چنین مسیری را برگزید، واکنش او به علم و به جامعۀ زمانه‌اش، در قالب شخصیتش متجلی شد، اجبار دیگری در کار نبود مگر اجباری که به واسطۀ ذات و طبیعتِ خود او برایش مقدر شده بود.

فهرست مطالب
مقدمۀ دبیر مجموعه
پرورش یک نابغه
خانۀ پدری
سال‌های مدرسه
شول‌پفورتا
بن و لایپزیگ
آشنایی با شوپنهاور، روده و واگنر
نوشته‌های شوپنهاور
خدمت سربازی
فراخوانده شدن به بازل
زایش تراژدی از روح رمانتیک
فرهیختۀ جوان
آغاز دوستی با واگنر
زایش تراژدی
شکست
تمدن یونان و روح آلمانی
نیچه در بایروت
نظاره‌گر فرهنگ آلمان، نظاره‌گری که متعلق به زمانۀ خود نبود
واگنر در دوردست
ریشارد واگنر در بایرویت
بیماری
دوستی‌ها و تقاضای ازدواج
وظیفۀ استادی
داستان بیماری
انسانی، بسیار انسانی
عزیمت به سرزمین زرتشت
لو سالومه
کتابی برای همه و برای هیچ‌کس
تجربه‌های ناگوار
اواخر عمر و اضمحلال روحی
خلاقیت دوران آخر عمر
نیهیلیسم به‌عنوان منطق دورۀ انحطاط
اندیشه‌های نخبه‌گرایانه
محاسبات آخر
پایان: دیونیزوس در مقابل مصلوب
خاتمه
جدول زمانی زندگی نیچه
آرا و نظرها
پی‌نوشت‌ها
واژه‌نامه

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

پربیننده
آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه