کتاب شخصیت‌شناسی در تئاتر

کتاب شخصیت‌شناسی در تئاتر

کتاب شخصیت‌شناسی در تئاتر نوشتۀ ایرج افشاری اصل، ابتدا مبانی و سپس نظریه‌ها و مکاتب مختلف شخصیت‌ بازیگران نمایش‌ها را بررسی و ارائه می‌کند.

چگونه می‌شود از روی ظاهر و حرکات آدم‌ها، شخصیت آن‌ها را حدس زد؟ چگونه می‌توان از روی عادات ویژه، لحن و ادبیات، آدم‌ها را شناخت؟ چگونه می‌توان از روی یک سری معلومات به شخصیت کلی آدم‌ها پی برد؟ چگونه می‌توان با مؤلفه‌ها و نشانه‌های رفتاری، شخصیت آدم‌ها را حدس زد و گفت که فلانی عصبی، آن یکی از خود راضی و دیگری تازه به دوران رسیده است. سؤالات زیادی از این قبیل در حوزۀ شخصیت‌شناسی وجود دارند که کتاب حاضر به آن‌ها پاسخ می‌دهد.

در جهان و دنیای درام بعد از رویداد و عمل نمایشی، شخصیت مهم‌ترین عنصر نمایشنامه است. شخصیت عامل اصلی در انجام عمل و رویدادهای نمایشی محسوب می‌شود. مسئول نهایی ارائه‌ی رویداد در صحنه، بازیگر است که این رویدادها از دل شخصیت‌های طراحی‌ شده متن استخراج شده و توسط بازیگر بر روی صحنه می‌آید. در واقع اگر موتور نمایشنامه رویداد باشد، سوخت آن شخصیت است و بدون حضور و وجود شخصیت، موتور درام به کار نخواهد افتاد.

در تئاتر اینکه بازیگر چگونه نقش خود را بازی می‌کند، از اهمیت بالایی برخوردار است. برای رسیدن به این مهم، بازیگر می‌بایست نقش را ابتدا طراحی کند و سپس به آن جان ببخشد. شخصیت‌شناسی و شناخت بازیگر از این مقوله‌ی مهم، او را در طراحی و اجرای نقش یاری خواهد کرد. این شناخت، باعث خواهد شد تا کارگردان بازیگران خود را به درستی هدایت کرده و اجرای موفقی روی صحنه داشته باشد.

بازیگر محور اصلی تئاتر است و بدون آن تئاتری وجود نخواهد داشت. چرا که بازیگر به عنوان تعبیر کننده‌ی نمایشنامه، مهم‌ترین عنصر تئاتر است. البته بازیگری تنها یکی از عناصر زبان تئاتر است. داوری و ارزیابی بازیگری به دو دلیل دشوار است. نخست آنکه بازیگر همان وسایل و ابزار زندگی روزمره، صدا و بدن، کلام و حرکت را به کار می‌گیرد و این به ویژه در نمایش واقع‌گرایانه بیش از هر موردی صراحت دارد. بنابراین شاید به سختی بتوان بین بازیگر به عنوان آفریننده‌ی یک شخص نمایش و شخصیتی که همواره در نمایش ظاهر می‌شود یا شخصیتی که نقش خاصی متناسب با خود را بازی می‌کند، تمیز قائل شد.

اهمیت شخصیت در آثار نمایشی تا جایی است که حضور آن‌ها در فضای نمایشنامه، تا حدودی توفیق نمایشنامه را بیمه و تضمین می‌کند. در واقع شخصیت‌های مناسب، به نمایشنامه، استحکام، منطق، گیرایی، عمق و در نهایت معنی می‌دهند. حال آنکه نمایشنامه هرچقدر هم که پرپیچ و خم و سرشار از حوادثی غیرمنتظره باشد، اگر شخصیت‌های قابل قبولی نداشته باشد، قادر به القای مفاهیمی والا نخواهد بود. چرا که اشخاص بازی نمایشنامه به مثابه اصل قضیه‌ای است که نمایشنامه‌نویس قصد اثباتش را دارد. اشخاص بازی خلق می‌شوند تا بر زمینه‌ی داستان، بار اثبات نظریه‌ی نویسنده را به دوش بکشند. یعنی سنگین‌ترین وظیفه را در نمایشنامه، اشخاص بازی به عهده دارند.

شخصیت‌ها در نمایشنامه به اندازه‌ای مهم هستند که معرف نمایشنامه‌اند و آن را از گونه‌های دیگر ادبی متمایز می‌سازند. شخصیت یکی از عناصر مهم متون نمایشی است و به گنجینه‌ای از صفت‌ها، ویژگی‌ها، منش‌ها، رفتارها و سرشت‌های انسانی گفته می‌شود که در یک شخص خاص به هم رسیده و هستی پذیرفته است و هر شخصی به سبب برخورداری از آن گنجینه، یک شخصیت تلقی می‌شود.

در بخشی از کتاب شخصیت‌شناسی در تئاتر می‌خوانیم:

به نظر آیزنک در درون‌گرایان روان‌نژند نشانه‌های اضطراب و افسردگی دیده می‌شود، تمایلات وسواسی دارند، بی‌قرارند، بسیار خونسرد یا به اصطلاح عامه بی‌عاطفه هستند، و از بی‌ثباتی دستگاه عصبی رنج می‌برند. بنا به اقرار خودشان احساسات آن‌ها زودتر جریحه‌دار می‌شود، بیشتر به خود توجه دارند، افراد عصبی هستند، احساس حقارت می‌کنند، به آسانی به عالم رویای بیداری می‌روند، از روابط اجتماعی گریزانند، و از بی‌خوابی رنج می‌برند. از لحاظ ساختمان بدنی، رشد عمودی درون‌گرایان روان‌نژند بر رشد افقی آن‌ها برتری دارد، پاسخ کوششی آن‌ها ضعیف است، هوش نسبتاً زیادی دارند، از استعداد کلامی ممتازی برخوردارند، غالباً اصرار و پافشاری می‌کنند، عموماً دقیق ولی کند هستند، و در کارهای دقیق بیشتر موفق می‌شوند، سطح آرزوی این‌گونه افراد به‌طور غیرعادی بالاست ولی میزان کارشان کم است.

در مقابل درون‌گرایان، گروه برون‌گرایان روان‌نژند قرار دارند که با این نشانه‌ها مشخص می‌شوند: در برابر محرک‌ها حساسیت کمتری دارند، کم‌انرژی هستند، رشد بدنی آن‌ها افقی است، علایق و رغبت‌های محدودی دارند، به فعالیت‌های بدنی علاقه‌مندند، از بیماری‌های بدنی خیلی رنج می‌برند، فاصله‌های زمانی را کوتاه‌تر از درون‌گرایان احساس می‌کنند، بیشتر اهل دودند و سیگار را هم ترجیح می‌دهند. به گفته خودشان از لکنت زبان در زحمت هستند، غالباً کار خود را به علت بیماری ترک می‌کنند، و از سردرد و دردهای بدنی شکایت دارند. هوش برون‌گرایان روان‌نژند در مقایسه با درون‌گرایان روان‌نژند پایین است، خزانه لغات محدودی دارند، و زیاد اهل اصرار و پافشاری نیستند، سرعت را بر دقت ترجیح می‌دهند، در انجام دادن کارهای دقیق چندان موفقیت ندارند، سطح آرزوهای ایشان پایین است ولی بیشتر کار می‌کنند و برای کارهای خودشان بیش از حد ارزش قایلند. در آثار هنری و زیبایی شکل‌های تازه و رنگین را ترجیح می‌دهند و در خلاقیت زیبایی یا هنری طرح‌های پراکنده یا ریخته و پاشیده، که غالباً موضوع‌های انتزاعی دارند، به‌وجود می‌آورند. شوخی کردن را دوست دارند، به ویژه شوخی‌های جنسی که بیشتر مورد علاقه‌شان می‌باشند، خط آن‌ها روشن و مشخص است.»

فهرست مطالب

یادداشت
درآمد
فصل اول: بازیگری
فصل دوم: شخصیت
فصل سوم: تقسیم‌بندی‌های شخصیت
فصل چهارم: روان‌شناسی شخصیت
فصل پنجم: نظریه‌های شخصیت
فهرست منابع و مآخذ

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

پربیننده
آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه