کتاب عناصر نمایشنامه نویسی

کتاب عناصر نمایشنامه نویسی

کتاب عناصر نمایشنامه نویسی نوشته‌ی لوئیس ای کیترن، به شما کمک می‌کند هنر و مهارت نمایشنامه‌نویسی را یاد بگیرید و شباهت‌ها و تفاوت‌های بین آن و شکل‌های دیگر نوشتن خلاقانه را دریابید.

کتاب عناصر نمایشنامه نویسی (The Elements of playwriting) بر این منطق استوار است که شما، فارغ از سن و میزان آموزش، می‌توانید فنون نمایشنامه نویسی را فرابگیرید؛ به شرط آنکه در زمینه لزوم شناخت دنیایتان، انگیزه و پشتکارتان، عشق به نمایش، اشتیاق به یادگیری، بهبود فرایند یادگیری در عین صبور بودن، و شوق بیان افکارتان در قالب نمایش مجاب شده باشید. شما همچنین باید قوانین اساسی و رهنمودهای نمایشنامه‌نویسی را، که به شما کمک می‌کنند به قصه‌گویی ماهر بدل شوید، فرابگیرید.

این کتاب در معنای نمایشنامه‌نویس بودن بیان دیدگاه شخصی خود، جان بخشیدن به بینشتان، شکل‌ دادن به شخصیت‌های چندبعدی، ساختاربندی کنش نمایشنامه‌تان، خلق گفت‌وگوی مؤثر، یافتن تهیه کننده و کارگردان و بازیگر برای آنکه به اثر شما جان ببخشند مکاشفه می‌کند.

هدف لوئیس ای کیترن (Louis E Catron) در نوشتن این کتاب آن است که به شما کمک کند از طریق نوشتن نمایش تلخ و شیرین، تک‌پرده‌ای‌ها، و نمایشنامه‌های بلند، نمایشی قدرتمند را خلق کنید.

نمایشنامه‌نویس بودن به این معنی است که درک کنید نوشتن راهی برای یاد گرفتن است البته یاد گرفتن نمایشنامه‌نویسی به معنای یاد گرفتن دربارۀ خودتان و دربارۀ دنیایتان است. نمایشنامه‌نویس بودن یعنی نوشتن و جست‌ و جو برای افکارتان. «نوشتن نوشتن را به دنبال دارد.» اگر نمایشنامۀ شما ناگهان شکوفا نمی‌شود و به عرصۀ وجود وارد نمی‌شود، هرگز ناامید نشوید. برای نمایشنامه‌ها به‌ ندرت این اتفاق رخ می‌دهد. اگر شما درکی دقیق از آنچه می‌خواهید بنویسید ندارید، بنویسید تا کشف کنید چه چیزی می‌خواهید بنویسید.

جملات برگزیده‌ی کتاب عناصر نمایشنامه نویسی:

- من نمایش را عالی‌ترین شکل از شکل‌های هنری می‌دانم، بی‌واسطه‌ترین راه برای آنکه انسان بتواند حس انسان بودن را با دیگری به اشتراک بگذارد. برتری نمایش از این حقیقت ناشی می‌شود که روی صحنه همیشه «اکنون» است. (تورنتون وایلدر)
- به نظر من نمایشنامه‌نویس یک واعظ غیر روحانی است که افکار دوران خود را در قالبی مردم‌پسند می‌ریزد. (آگوست استریندبرگ)
- کسی که دربارۀ خود و دوران خود می‌نویسد تنها کسی است که دربارۀ همۀ افراد و همۀ دوران‌ها می‌نویسد. (جرج برنارد شاو)
- نوشتن قوانین چشم‌انداز را دارد؛ قوانین سایه و روشن، همان‌طور که نقاشی دارد... اگر به طور فطری این‌ها را می‌دانید، خوب است. اگر نه، آن‌ها را فرابگیرید. بعد، این قوانین را مطابق نیاز خود از نو بچینید. (ترومن کاپوتی)
- ‌نوشتن تنها کاری است که وقتی مشغولش هستم فکر نمی‌کنم بهتر است کار دیگری انجام دهم. (گلوریا استینم)

در بخشی از کتاب عناصر نمایشنامه نویسی می‌خوانیم:

نوشتن نمایشنامه مثل طراحی و ساخت پل است. شما، مانند مهندس پل‌سازی، درگیر نقشه‌کشی، طراحی، و ساخت هستید به یک معنای واقعی، نمایشنامه‌ها بیشتر «ساخته می‌شوند» تا اینکه «نوشته شوند» و شما روی چارچوب، شکل، و سبک تمرکز می‌کنید. نمایشنامه‌نویس و پل‌ساز هر دو خیالباف هستند. ارتباطی را تصور می‌کنند که وجود ندارد. هر دو می‌خواهند افراد را به جایی ببرند که قبلاً هرگز در آن جا نبوده‌اند. هر دو می‌خواهند این سفر‌ چشم و ذهن و روح مسافر را تحریک کند.

شما در طراحی یک ساختمان، که مسافر را به مقصد مشخصی که نقشه‌اش را کشیده‌اید خواهد برد، با ملاحظات عملی و زیبایی‌شناختی مواجه می‌شوید. شما لزوماً به طور عمیق به فکر انسجام ساختاری هستید پیچ‌ها، مهره‌ها، و ابزارهای دیگری که کل را متصل به یک‌دیگر نگه می‌دارد. ولی شما می‌خواهید مسافر کل سفر را تجربه کند و متوجه واحدهای جداگانه نشود. کار شما ممکن است ساده و فاقد جسارت باشد، یک پل جذاب، کوچک، سرپوشیده، یا یک ساختمان بزرگ، باشکوه، و پیچیده باشد؛ مانند پل گلدن گیت.

درست همان‌طور که طرح‌های پل بسیاری وجود دارد، نمایشنامه‌ها نیز می‌توانند سبک‌ها و روش‌های گوناگون داشته باشند. مهم‌تر از آن، درست همان‌طور که مقررات اساسی‌ ساخت پلی را هدایت می‌کنند که فرو نخواهد ریخت، مفاهیمی اساسی وجود دارد که در نوشتن نمایشنامه‌ای که صحنه را نگه خواهد داشت نقش دارد. فراگرفتن آن «مقررات» بخش ضروری نمایشنامه‌نویسی موفق است. بعد، شما بنا بر نیازتان سبک‌ها و روش‌ها را تغییر می‌دهید یا مقررات را نقض می‌کنید.

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

پربیننده
آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه