کتاب آواز خوش زندگی

کتاب آواز خوش زندگی

در کتاب آواز خوش زندگی، همراه با مسیحا برزگر، زندگى را به آواز بخوانیم. تا مى‌توانیم بیش‌تر و بیش‌تر به اعماق دل خویش فرو شویم. پاى چوبین استدلال را به کلى کنار گذاریم. بى‌پا و سر شویم. گویى که تاکنون چنین پایى سست و چوبین را نداشته‌ایم. بگذاریم کارى که مى‌کنیم، ترجمان قلب‌مان باشد.

در بخشی از کتاب آواز خوش زندگی می‌خوانیم:

هرگز دست به کارى نزن، مگر آن که با تمام وجود مایل به انجام آن باشى؛ هرگز کارى را صرفاً به این دلیل که فکر مى‌کنى درست است، انجام نده.
هیچ گاه از راه عقل صرف به آن حقیقت غایى نخواهى رسید؛
باید از دروازه‌ى احساس وارد شوى.
در دنیا دو تیپ آدم وجود دارند: تیپ اول آن‌هایى هستند که فقط راه عقل را مى‌شناسند، تیپ دوم کسانى هستند که فقط راه احساس را مى‌دانند.
هردوى این‌ها به یک نقطه خواهند رسید و آن نقطه، خدا است.
یک معبد بیش‌تر وجود ندارد، اما این معبد، دو دروازه دارد.
زندگى فقط زمانى معنا دارد که در نغمه‌ها منتشر شویم.
ما شبیه غنچه‌هاى بسته زندگى مى‌کنیم.
باید مانند گل‌ها بخندیم.
وقتى که همچون گل بشکفیم، زندگى معنا پیدا مى‌کند.
اگر کسى وجود خویش را با هستى سهیم نشود، زندگیش معنا نخواهد داشت.
هرکس که به این دنیا پا گذاشته، آمده است تا ترانه‌اى را بخواند؛ ترانه‌ى زندگى خود را.
پس زندگى را به آواز بخوان!

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

امروز
هفته
ماه

عضویت در خبرنامه