معرفی شخصیتها
اصغر الهی؛ خالق داستان‌های روانشناختی با ساختار مدرن
تاریخ 14 خرداد 1399 ساعت 02:19:15
کد خبر: 012940
اصغر الهی؛ خالق داستان‌های روانشناختی با ساختار مدرن

 اصغر الهی داستان‌نویس، روان‌پزشک و دانشیار دانشگاه علوم پزشکی ایران است که نویسندگی را از دهه ۴۰ خورشیدی آغاز کرد و با وجود تخصص و کار حرفه‌ای در پزشکی و ارایه مقالات متعدد در این زمینه، بیشتر به عنوان داستان‌نویس شهرت دارد. او با رمان «سالمرگی» در ۱۳۸۶ خورشیدی موفق به دریافت جایزه بهترین رمان از جایزه هوشنگ گلشیری شد.

 اصغر الهی در دوم اردیبهشت ۱۳۲۳ خورشیدی در مشـهد متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسـطه را در همـان شـهر بـه پایان رساند و موفق به دریافت درجه دکتری در رشـته پزشـکی از دانشـگاه علـوم پزشـکی مشـهد شـد. او آمـوزش روانپزشکی را از ۱۳۵۵ خورشیدی در بیمارستان روزبه آغاز کرد اما پــیش از آن مــدتی را در فرانســه گذرانــد. قــرار بــود، دوره تخصصی خود را در پاریس طی کند اما غربـت را تـاب نیاورد و زیستن در میان مردمان سرزمین خود را ترجیح داد.

الهی در معرفـی خـود در آخـرین مجموعـه داسـتان چاپ‌شده‌اش با عنوان «حکایت عشق و عاشقی ما» می‌نویسـد: «دلم می‌خواست نویسنده‌ای به‌نام یا روانپزشکی توانا شوم که به هیچ‌کدام از این ۲ آرزوی خود دست نیافتم. بـا ایـن همـه هنوز امیدوارم که شاید… ». خودنگاری الهی بـیش از آن که نـاظر بـه جایگـاه وی در داسـتان‌نویسـی معاصـر یـا جامعـه روانپزشکی باشـد، مؤیـد فروتنـی اوسـت: مؤلفـه‌ای اخلاقـی و شخصیتی که همه دوستان و همکارانش به عنوان یک ویژگـی برجسته او از آن یاد می‌کنند.

اصغر الهی داستان‌نویسـی را در دهـه ۴۰ خورشـیدی بـا مجموعه داستان «بازی» آغاز و طی سـال هـای دهـه ۵۰ تـا ۸۰ خورشیدی آثـار مانـدگاری را خلـق کـرد. بیشتر داستان‌های موفق وی بر بستر سبکی با عنوان «داستان روان‌شناختی» خلق شده‌اند. سبکی که به وسیله افـرادی چــون صــادق هــدایت و غلامحســین ســاعدی بــه داستان‌نویسی فارسی معرفـی شـد. اصـغر الهـی امـا تکنیـک و شیوه‌ای نو نیز در داستان‌نویسی فارسی ابداع کرد که تکنیـک «خودواگویی روانی» نام نهاده شده است.

وی در ۱۳۷۷ خورشیدی بـه خـاطر نگارش رمان «سالمرگی» برنده جایزه معتبر ادبی بنیاد گلشیری شد.

در زمینه روانپزشکی از اصغر الهی تنها یک تـألیف بـه‌جـا مانده: «پیش‌درآمدی بر روان‌شناسی اجتماعی: رابطه پزشک و بیمار»؛ اثری که اهمیت ارتباط با بیمـاران را در سـپهر حرف های وی نشان می‌دهد. الهی در زمینه نشانه‌شناسی اختلالات روانـی نام‌آور و یگانه بود؛ چنان‌که در این زمینه ابداعاتی نیز داشـت. متأسفانه مرگ فرصت نداد، اثر او در این زمینه با عنـوان «زبـان روانپزشکی» به زیور طبع آراسته شود.

الهی در فاصله سـال‌هـای ۶۴-۱۳۶۲ خورشـیدی سـردبیر نشـریه «بازتاب روانشناسی» بود. وی هـمچنـین در نیمـه نخست دهـه ۷۰ خورشـیدی ریاست بیمارستان شـهید نـواب صـفوی (ایـران کنـونی) را بـر عهده داشت.

وی همچنین از نوجـوانی بـه بیمـاری روماتیسـم قلبـی مبتلا شد و در ۱۳۷۳ خورشـیدی نیز به دنبال سکته مغـزی متحمـل ناتوانی بیشتر در زمینه گفتار و حرکت شد. با این وجـود در مدتی بیش از ۴۰ سال ستیز با رنج بیماری و ناتوانی از پـا ننشست. پنجه در پنجه مرگ انداخت، ارتباط خود را با بیماران نگسست و پاره‌ای آثـار ممتـاز ادبـی خـود را در همـین دوران خلق کرد.

رنج‌های ناشی از بیماری این پزشک نام آور سرانجام در ۱۲ خـرداد ۱۳۹۱ در تهران بـه پایـان رسید.

اصغر الهی به روایت آثار و نوشتار

از اصغر الهی نزدیک به ۱۰ کتاب شامل رمان، مجموعه داستان و نمایش‌نامه منتشر شده است. او به واسطه نوشتن رمان «سالمرگی» در ۱۳۸۶ خورشیدی صاحب جایزه بهترین رمان از طرف جایزه هوشنگ گلشیری می‌شود. «سالمرگی» نه تنها به ذائقه داوران جایزه گلشیری و البته بخش مهمی از جامعه ادبی و اهل قلم خوشایند افتاد که تا حدودی و نسبت به وضعیت اقتصادی بازار کتاب مورد توجه مخاطبان نیز قرار گرفت. «سالمرگی» را باید از دسته آثار داستانی به حساب آورد که ذیل ادبیات مغلق و پیچیده دسته بندی می‌شوند.

«سالمرگی» را اگر بخواهیم در جرگه یا جریان ادبی شناخته شده‌ای واکاوی کنیم، باید به آن در بخش ادبیات مدرنیستی بپردازیم؛ ادبیاتی که در زبان انگلیسی با نویسندگانی نظیر جیمز جویس، ویلیام فاکنر، ارنست همینگوی، ویرجینیا وولف یا نویسنده‌ای مثل جان دس پاسوس شناخته می‌شود. در این میان شاید تنها جیمز جویس به واسطه تمرکز زیادش بر مساله «زبان» کمی شخصیت ادبی مجزایی نسبت به دیگر نام‌ها باشد واگر نه با خواندن «سالمرگی» شباهت‌های بسیاری می‌توان به لحاظ بوطیقایی با ادبیات مدرنیستی نویسندگانی نظیر ویلیام فاکنر و ویرجینیا وولف یافت. شاید در ایران نیز بهترین گزینه برای مقایسه، داستان‌های هوشنگ گلشیری و دریافت و نگرش ویژه او از جنبش مدرنیسم در ادبیات داستانی باشد.

«سالمرگی» داستان بلندی است به شدت سوبژکتیو، درونگرا و توصیف‌گر روان و ذهنیت انسان‌های داستان. یکی از دلایل سخت خوانی «سالمرگی» واگویه‌ها و تک گویی‌های درونی شخصیت‌هایی است که در رمان با آن‌ها رو به رو می‌شویم. اصغر الهی در این رمان بیشتر از تمام آثارش از دانش روان شناسی‌اش بهره جسته است. او شخصیت‌هایی با ذهنی مشوش و روانی ناآرام خلق کرده و در بازنمایی این ناآرامی‌ها از فرمی همچون ساخت ذهنیِ شخصیت های پیچیده، بهره می برد.

اصغر الهی شخصیتی چندبعدی بود که علاوه بر تخصص روانپزشکی از فعالیت های اجتماعی هم دوری نمی جست و چند سال هم در زمان رژیم گذشته به زندان افتاد و برخی از داستان های کوتاهش حاصل آن دوران هاست. وی همواره با مردم زیست و با مردم ماند. او هم مانند برخی از دوستانش چون احمد محیط پزشک و شاعر و مترجم، محمدعلی سجادیه پزشک و شاعر، مجید کوچکی دندانپزشک، نویسنده و شاعر، غلامحسین ساعدی پزشک و نویسنده و نمایشنامه نویس؛ حرفه پزشکی را وسیله ای برای خدمت به مردم قرار داده بود، نه برای کسب درآمدهای کلان.

رمان «در باد می‌میرم» و مجموعه‌های داستان «دخترکی با چشمان سیاه مشوش»، «بانوی اول»، «قیامت»، «مرد دوم»، «بیمارستان ملی»، «ما اینیم»، «دریا مرا بلعید» و «شعبده‌بازان درد و لبخند» آثار منتشرنشده‌ اصغر الهی هستند.

سبک و ویژگی نوشتاری و ساختاری اصغر الهی

اسدالله امرایی نویسنده و مترجم درباره ویژگی های روایت و قلم اصغر الهی نوشته است: در نگارش او واقع گرایی گاه با وهم و جادو می آمیزد. آدم های داستان های الهی مثل همین آدم های دور و بر خودمان هستند. در رمان مادرم بی بی جان، با چهره آشنای مادر روبه رو می شویم؛ صبور، مهربان، باگذشت. مادرانی که هیچ برای خود نمی خواهند و گویا فقط آفریده شده اند که به دیگران (بخوانید فرزندان شان به بهانه پوست و گوشت) خدمت کنند؛ مادرانی که شهید به دنیا می آیند. الهی با شناختی که از جامعه دارد و این شناخت حاصل با مردم بودن است و پای درد دل نشستن های آنها، می نویسد. برای همین است که شخصیت های رمان ها و داستان های او زنده و واقعی هستند.

اعتراض، سرپیچی از تسلیم، سازش ناپذیری و میل به دگرگونی از مشخصه های قهرمان های آثار اوست که نه به شکل باسمه ای و تکراری بلکه زنده به تصویر درآمده. الهی با توجه به شغل روانپزشکی اش، داستان های باورپذیری خلق می کند که از داستان های کوتاه ماندگار هستند.

نثر داستان ها پخته است و به قول «هوشنگ گلشیری» جان دارد و از شلختگی های رایج دوران به دور است. رمان «سالمرگی» از آثار درخشان سال های اخیر است. این رمان روایت فروریختن ارزش ها و حکایت به هم ریختگی درونی آدم هاست و چه کسی می تواند از پس این مهم برآید جز نویسنده ای که مثل برخی دیگر از اسلاف خود با ورود به عالم پزشکی شناخت خوبی از آدم ها به دست آورده بود.