معرفی کتاب مدیریت سازمان
کتاب الگوی مدیریت راهبردی تعاملی مبتنی با رویکرد سیستمی الهی
تاریخ 21 فروردین 1399 ساعت 01:00:25
کد خبر: 011572
کتاب الگوی مدیریت راهبردی تعاملی مبتنی با رویکرد سیستمی الهی

کتاب الگوی مدیریت راهبردی تعاملی مبتنی با رویکرد سیستمی الهی (مبانی و اصول) نوشته عباس چهاردولی، به مدیریت نیروی انسانی و برنامه‌ریزی راهبردی و انسانی می‌پردازد.

توسعه روزافزون سازمان‌ها چنان ابعاد و زوایای گسترده‌ای یافته که جنبه‌های مختلف زندگی انسان‌ها را نیز تحت‌الشعاع خود قرار داده است. تا آن‌جا که اندیشمندان، پژوهشگران و صاحبان رأی و نظر، جامعه امروز را جامعه سازمان‌ها نامیده‌اند. بعضی گام را فراتر گذاشته و عنوان کردند که هر چه تعداد سازمان‌های فعال در بخش خصوصی و عمومی بیشتر باشد، آن جامعه را می‌توان جامعه تجددگرا و یا پساتجددگرا نامید؛ اما آنچه به غیر از واژگان مرسوم برای تشریح دنیای امروز مدنظر است، رسالت مدیران برای ایفای نقش حرفه‌ای خود در هدایت و راهبری سازمان‌های مطبوع ایشان است.

در راستای هدایت و راهبری سازمان‌ها چالش‌هایی چون اداره و مدیریت فعالیت‌های پیچیده در درون سازمان، عوامل و متغیرهای محیطی یا وظیفه‌ای، روندها و رویدادهای محیط دور و گروه‌های ذی‌نفوذ روبرو هستند که امروزه مدیران برای برخورد اثربخش با این‌گونه چالش‌ها فرآیند مدیریت راهبردی را مورد توجه قرار دادند.

شناخت روشی برای طراحی راهبرد کلی در سطح سازمان‌ها درک مراحل برنامه‌ریزی را برای علاقه‌مندان به آن به خصوص در سطوح کلی سازمان‌ها آسان می‌نماید؛ اما نکته حائز اهمیت وجود روش‌ها و الگوهای متداول توسط اندیشمندان مختلف است که خود بر پیچیدگی موضوع افزوده است.

در تفکر حکومت جمهوری اسلامی وجود مبنای الهی برای ادامه مسیر امری الزامی است. این تفکر وجود یک نظام ارزشی خاص را الزامی می‌کند که در آن سازمان‌ها، گروه‌ها بر طبق اصول آن حرکت می‌کنند. در راستای تحقق این حرکت وجود الگویی‌هایی با رویکردهای اسلامی و توجه به مبنای حرکت مبتنی بر انتظار فرج امری مطمئناً ضروری به نظر می‌رسد. در این کتاب تلاش شده تا با ارائه الگویی بر مبنای آموزه‌های دینی راهی نو برای حرکت سازمان‌های فعال ملی بر اساس نظام ارزشی حاکم ارائه شود.

در بخشی از کتاب الگوی مدیریت راهبردی تعاملی مبتنی با رویکرد سیستمی الهی می‌خوانیم:

بشر خواهان رسیدن به کمال است و علم نیز ابزاری است که بشر می‌تواند به وسیله آن حرکت و رشد را تسهیل نموده و بر روابط موجود در جهان هستی حاکمیت پیدا کند. برای به وجود آمدن و توسعه این حاکمیت بر روابط، لازم است که روابط نامشهود و مستتر میان پدیده‌های هستی کشف شوند. «تئوری» در حقیقت برقراری روابط نامشهود میان پدیده‌های هستی برای توسعه دامنه حاکمیت بر روابط با استفاده از معیار صحت «هماهنگی با طلب شامل» است.

از بحث ادراکات مشخص می‌شود که تئوری حاصل ادراکات قلبی است و بر اساس مشاهدات و نمونه‌های عینی صورت نمی‌گیرد. نظریه‌پرداز در راستای گسترش میزان حاکمیت بر روابط و تسهیل حرکت و رشد هماهنگ با طلب شامل؛ به ارائه تئوری می‌پردازد و پس از طی مراحلی در نظام منطقی، هماهنگی آن را با نظام تعلقات، نظام ادراکات و طلب شامل در عینیت محک می‌زند؛ یعنی اول بین پدیده‌های ظاهراً بی‌ارتباط، بر اساس پیش‌فرض‌هایی (که سرمنشأ آن‌ها در نظام تعلقات نظریه‌پرداز است)، رابطه‌ای هدف‌دار حدس می‌زند (که این حدس حاصل از ادراکات قلبی است) و سپس به مشاهده صحت آن در عینیت می‌پردازد.

اگر تئوری توان هماهنگ کردن آثار عینی با ارزش‌ها و مطلوب‌ها را داشته و بتواند آثار جهان را به خدمت طلب شامل درآورد و عینیت را هماهنگ با نظام ارزشی تفسیر کند وارد حوزه علوم می‌شود. با توجه به اینکه نظریه‌پرداز قطعاً دارای نوع بینش و داوری خاصی نسبت به «نظام هستی» و «انسان و جامعه» است و اینکه وی تئوری‌ خود را بر اساس اصول پیش‌فرض بنا می‌کند، لذا بر اساس اصول پیش‌فرض و انگیزه حرکت که هر دو جهت‌دار و هم‌جهت هستند، تئور‌ی‌ها دارای بار ارزشی خاصی می‌شوند. به این ترتیب تئوری دارای بار فلسفی و ارزشی خاص خود می‌شود که تابع جهت طلب شامل و نظام تعلقات فرد است.

فهرست مطالب
پیشگفتار
فصل اول: کلیات
فصل دوم: علم مدیریت
فصل سوم: راهبرد و برنامه‌ریزی
فصل چهارم: آموزه‌های دینی
فصل پنجم: کنکاش مفهومی در آینده از نگاه دین اسلام
فصل ششم: کنکاش محیطی
فصل هفتم: پارادایم و نقد مدل‌ها
فصل هشتم: پارادایم و جمع‌بندی
فصل نهم: تجزیه و تحلیل داده‌ها
نتیجه‌گیری و پیشنهادات
منابع و مأخذ