جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert قرن ‌حجاب هراسی

ادامه مطلب

closeقرن ‌حجاب هراسی

 امروزه زنان غربی از گسترش فرهنگ بی‌بندوباری به تنگ آمده و به این نتیجه رسیدند که چاره‌ای جز پشت پا زدن به این فرهنگ ندارند؛ تصمیمی که موجب نگرانی و عصبانیت سران کشورهای غربی گردید و آتش هراس از گسترش اسلام‌گرایی را به جان آن‌ها انداخت. در بخشی از روزنامه رسالت آمده است: «عفت» در لغت حالتی نفسانی است که مانع از تسلط شهوت و هوای نفسانی بر انسان می‌شود؛ اما «حجاب» در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده و درواقع ابزار حفظ عفت است. عفت معنای عام‌تری دارد و عفت نگاه، گفتار، رفتار و شهوات را در برمی‌گیرد و به‌نوعی یک خصلت و صفت است. برای حفظ عفت و عدم ارتکاب به گناه، غیرازآنکه باید از برخی مناظر تحریک‌کننده دوری گزید، باید اعضای بدن که برای دیگران تحریک‌کننده است را نیز پوشاند، که از این پرده و پوشش به «حجاب» تعبیر می‌شود و نه‌تنها برای زنان بلکه برای مردان هم لازم شمرده‌شده است. درواقع حجاب، پوششی ظاهری است که حریم بیرونی فرد را حفظ می‌کند و عفاف، حجب و حیایی است که باعث می‌شود فرد از درون، در رفتار و گفتار خود رعایت حریم‌ها را بنماید و برای خود مرزبندی‌هایی را قرار دهد؛ شاید حجاب از روی ریا، تحمیل دیگران و یا به دلایلی غیر اختیاری حفظ شود، ولی عفت، ارزشی اختیاری است که فرد آگاهانه و به خواست خود آن را حفظ و نگهداری می‌کند. و البته همه این‌ها نه‌فقط در دین اسلام مورد تأکید است که به گفته ویل دورانت، در قوم یهود و قانون تلمود هم وجود داشته است - هرچند در کتاب‌های دستکاری‌شده عهد عتیق و جدید ممکن است حذف‌شده باشد- و آن این است که : «اگر زنی به نقض قانون یهود می‌پرداخت، چنانکه بی‌آنکه چیزی بر سر داشت به میان مردم می‌رفت و یا درملأعام نخ می‌رشت یا با هر سخنی از مردان درد دل می‌کرد یا صدایش آن‌قدر بلند بود که چون در خانه تکلم می‌نمود همسایگانش می‌توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.» (ویل دورانت ص ۳۰ جلد ۱۲ «تاریخ تمدن» ترجمه فارسی.)دکتر «حکیم الهی» استاد دانشگاه لندن، بابیان عقاید «کلمنت» و «ترتولیان»، (دو مرجع مسیحیت و دو اسقف بزرگ) درباره حجاب می‌گوید : «زن باید کاملا در حجاب و پوشیده باشد، الا آن‌که در خانه خود باشد؛ زیرا فقط لباسی که او را می‌پوشاند، می‌تواند از خیره شدن چشم‌ها به‌سوی او مانع گردد. زن نباید صورت خود را عریان ارائه دهد تا دیگری را با نگاه کردن به صورتش وادار به گناه نماید. برای زن مؤمن عیسوی، در نظر خداوند، پسندیده نیست که نزد بیگانگان به زیور آراسته گردد و حتی زیبایی طبیعی آن نیز باید مخفی گردد؛ زیرا برای بینندگان خطرناک است.» (کتاب زن و آزادی، حکیم الهی، ص ۵۳). در طول تاریخ، زنان همواره یکی از مهم‌ترین ابزارها برای تحقق اهداف استعمارگرانه محسوب می شده‌اند و شاید بتوان از جنگ‌های صلیبی به‌عنوان بارزترین مثال ازاین‌دست، یاد کرد. در ایران نیز با ماجرای کشف حجاب توسط رضاخان پس از سفر وی به ترکیه بود که تصور شد وجود حجاب برای زنان ایرانی نوعی عقب‌ماندگی فرهنگی و مانعی برای آزادی آن‌هاست! و گفته شد نجابت و عفت زن به پوشش وی مربوط نیست و زن روحا و اخلاقا می‌بایست عفیف باشد! ولی درواقع با برداشتن همین حجاب ظاهری در گام اول و به دنبال آن درگیر شدن در زوایای جلوه گری و دل‌فریبی، شرایط و زمینه‌ها برای افتادن ‌پرده‌های حیا و عفت و کمرنگ کردن غیرت مردان فراهم شد. دنیای مثلا متمدن غرب که روزگاری بر مبنای نظریه فروید معتقد بود تا جایی که ممکن است باید غریزه را آزاد گذاشت تا باعث ناکامی و درنتیجه اختلال‌های روانی نگردد، امروزه به این نتیجه رسیده که شاید غریزه خوردن و خوابیدن، با اشباع و سیری مرتفع شود، ولی غریزه شهوت از آن دسته غرایزی می‌باشد که سیری‌ناپذیر و انتهایی برای آن نیست و چه‌بسا به همین دلیل است که زنان غربی از گسترش فرهنگ بی‌بندوباری و تبدیل‌شدن عریانی به یک عرف پذیرفته‌شده، به تنگ آمده و به این نتیجه رسیدند که برای ممانعت از چشم‌چرانی‌ها و تبدیل‌شدن خود به یک کالای جنسی و تجاری، چاره‌ای جز پشت پا زدن به فرهنگ بی‌بندوباری و عریانی ندارند؛ تصمیمی که موجب نگرانی و عصبانیت سران کشورهای غربی گردید و آتش هراس از گسترش اسلام‌گرایی را به جان آن‌ها انداخت و آن‌ها را وادار به وضع قوانینی برای منع استفاده از حجاب کرد. ولی باید بدانند در مقابل اسلام هراسی و حجاب هراسی که آنان راه انداخته‌اند، یک موج بیداری اسلامی به وجود آمده که معتقد است به حجاب به‌عنوان یک عامل مهم در ایجاد امنیت روحی و روانی باید نگریسته شود، امنیتی که با پدیده برهنگی و بی‌بندوباری در غرب مورد تهدید قرارگرفته است. زنان غربی و غیرمسلمان به این نتیجه رسیده‌اند که برای موردتوجه واقع‌شدن نیاز است تا به‌جای نمایش جسم خود، به تعالی ابعاد فردی و اجتماعی خود بپردازند. عفاف و حجاب نعمتی است برای صیانت و حفاظت از زن و آن‌ها که از این نعمت محروم‌اند و از دستش داده‌اند و برای به دست آوردن مجددش، هم‌اکنون اعتراض‌ها می‌کنند و شهیدها می‌دهند، قدرش را بیشتر می‌دانند.

more_vert نگاه بنیانگذار انقلاب به جمهوریت

ادامه مطلب

closeنگاه بنیانگذار انقلاب به جمهوریت

 تسری اجتهاد پویای امام خمینی(ره) در فقه به عرصه سیاست و اجتماع باعث شد با توجه به عنصر زمان و مکان، حکومت جمهوری اسلامی را پیشنهاد دهند چرا که از منظر امام هیچ فرد و جریانی حق تحمیل خود به ملت را ندارد. امام خمینی(ره) به عنوان بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی نگاه ویژه‌ای به جایگاه مردم در حکومت اسلامی داشتند؛ نگاهی که امام را از خیل زیادی از حوزویان در این زمینه متمایز می‌کرد. همین امر هم باعث شد در تلفیقی بین دین و شرایط روز، نظام جمهوری اسلامی را پیشنهاد دهند که مورد استقبال مردم هم قرار گرفت و بدین وسیله نظام جمهوری اسلامی با رای مردم در ۱۲ و ۱۳ فرودین ۵۸ تاسیس شد. این در حالی بود که برخی دوستداران مذهبی امام و انقلاب از حکومت اسلامی سخن می‌گفتند و حکومت جمهوری چندان برای آنان ملموس نبود. بررسی نگاه امام به نقش مردم در حکومت اسلامی نشان می‌دهد که برای ایشان مردم در کانون مرکزی قرار داشته و بر خلاف تحلیل برخی جریانات و افراد، امام از روی ناچاری و ضرورت تن به جمهوریت نظام نداندند. بنیانگذار جمهوری اسلامی در مقاطع مختلف چه قبل و چه بعد از انقلاب در پاسخ به پرسش‌هایی در مورد ماهیت نظام جمهوری اسلامی و چگونگی هم نشینی اسلام و جمهوریت سعی کردند این مفهوم را تبیین کنند. از منظر امام، حکومت جمهوری اسلامی از رویه پیامبر اکرم (ص) و امام علی (ع) الهام می‌گیرد و متکی به آرای عمومی ملت است و شکل حکومت هم با مراجعه به آرای ملت تعیین می‌شود. امام در سخنانی که قبل از انقلاب ایراد کردند می‌فرمایند: ما بنای بر این نداریم که یک تحمیلی بر ملتمان بکنیم . اسلام به ما اجازه نداده است که دیکتاتوری بکنیم . ما تابع آرای ملت هستیم . ملت ما هر طور رای داد، ما هم از آنها تبعیت می‌کنیم . ما حق نداریم، خدای تعالی به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که به ملتمان چیزی را تحمیل کنیم. نکته مهمی که امام خمینی(ره) به عنوان مرجع تقلید مطرح شیعه در آن زمان و رهبر انقلاب اسلامی در این بخش از سخنان خود مورد اشاره قرار داده و در اندیشه سیاسی بحث‌های مهمی حول آن در جریان بوده و هنوز هم ادامه دارد. مسئله حقانیت و مقبولیت است. امام تاکید می‌کنند که حتی در صورت حق دانستن خودمان اجازه نداریم خود را بر مردم تحمیل کنیم و این مردم هستند که اجازه و اختیار دارند نوع حکومت خود و کسانی که بر آن‌ها می‌خواهد حکومت کند را انتخاب کنند. امام به صراحت اعلام می‌کنند که اسلام اجازه نداده کسی خود را بر ملت تحمیل کند. این نکته در بیانیه‌های حقوق بشری با عنوان حق تعیین سرنوشت شناخته شده است. اجتهاد پویا در عرصه سیاست از مختصات امام به عنوان مرجع تقلید شیعه توجه به فقه پویا و دخیل کردن عنصر زمان و مکان در اجتهاد است. همین ویژگی امام در عرصه سیاست و اجتماع هم ظهور و بروز پیدا کرده است. امام در پاسخ به این پرسش که چه نوع حکومتی مدنظر شما است پاسخ می‌دهند: ما خواهان استقرار یک جمهوری اسلامی هستیم و آن حکومتی است متکی به آرا عمومی، شکل نهایی حکومت با توجه به شرایط و مقتضیات کنونی جامعه ما توسط خود مردم تعیین خواهد شد. در واقع امام در اینجا به صراحت اعلام می‌کند که عنصر زمان و مکان و متقضیات هر عصر و دوره‌ای در نظرو عمل ایشان تاثیرگذار است و در این زمینه جزمیتی به خرج نمی‌دهند. این در حالی است که برخی جریانات در شیعه و اهل سنت همواره سخن از بازگشت کامل به عصر اولیه اسلامی می‌کنند که تحت عنوان سلفی‌گری این جریانات در اهل سنت شناخته شده‌اند و در تشیع هم به عنوان مرتجعان از این گروه یاد می‌شود. امام نظام حکومتی ایران را جمهوری اسلامی ایران نامیده‌اند که حافظ استقلال و دمکراسی است و براساس موازین و قوانین اسلامی است. اما سپس اعلام می کنند که این تنها یک پیشنهاد است و مردم باید نظر بدهند که چه نوع حکومتی را می‌خواهند. پیوند اسلامیت و جمهوریت در اندیشه امام (ره) با چنین منطقی است که تناقض ادعایی میان اسلامیت و جمهوریت رفع می‌شود و اصل یکصد و هفتاد و هفت قانون اساسی که دو عنصر اسلامیت و جمهوریت را عناصر بلاتغییر نظام سیاسی موجود معرفی کرده‌است معنا و مفهوم منطقی پیدا می‌کند . اراده جمهور ملت، در جریان انقلاب نظم کهن را فرو ریخت و نظمی نو جایگزین آن ساخت . اراده‌ای که در نظم نوین و برپایه قانون اساسی، سامان حیات سیاسی را رقم زد و جمهوریت خود را معطوف به اسلامیت کرد. تا زمانی که چنین اراده چنان جمهوری قوام و دوام داشته باشد قانون اساسی و اصول و محتوای اسلامیت آن تضمین حیات و بقا به خود می‌گیرد. طبق اصول قانون اساسی هم ابتنا نظام سیاسی جدید و هم جریان امور و ساز و کارهای آن منبعث از منطق و روح جمهوریت است . اصول ۵۶، ۵۷، ۶، ۷ بند ۸ اصل ۳، ۱۷۷ و ... مبین همین منطق جمهوریت و مردم سالاری است. در صورتبندی جمهوری اسلامی اگر اصل جمهوریت را اصلی ما تقدم و بنیادین هم ندانیم و برای آن قائل به موضوعیت نباشیم، حداقل آن است که جمهوریت برای اسلامیت، طریقیت دارد و در این حالت نیز قوام و بقا اسلامیت از منظر امام نظام وابسته به جمهوریت آن است. همچنان که برای تبیین رابطه دو رکن نظام، جمهوریت و اسلامیت اگر به نسبت فرم و محتوا نیز قائل باشیم آنچنانکه در برخی اشارات امام خمینی هم بدان تفوه رفته است . باز هم حفظ محتوا جز با رعایت روشمندی و ساز وکارهای جمهوریت گرایانه امکان پذیر نیست . اما همانگونه که گذشت امام خمینی کرارا و آشکارا وجه جمهوریت نظام را به همان معنا گرفته‌اند که در تمام جهان معروف و معمول است. ۲۵ خرداد ۱۳۵۸ یعنی چهار ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) در جمله‌ای تاریخی جایگاه رای مردم در نظام تازه تاسیس جمهوری اسلامی را مشخص می‌کنند: میزان رای ملت است. این نوع نگاه امام باعث شده که در اندیشه بنیانگذار انقلاب اسلامی حفظ اسلامیت نظام بدون جمهوریت امکان پذیر نباشد. نکته‌ای که برخی مغرضان و برخی افراد کم اطلاع فکر می کنند این دو در مقابل هم هستند و قدرت یافتن یکی در گرو تضعیف دیگری است.

more_vert کتاب « درختی که از جنگل فرار می‌کند»

ادامه مطلب

close کتاب « درختی که از جنگل فرار می‌کند»

-« درختی که از جنگل فرار می‌کند» مجموعه شعر سپید از آثار « مهرنوش معینی» در ۸۶ صفحه است که در جای جای آن غم غربت شرح و توصیف شده است. این کتاب را که انتشارات «پرپروک» خمین امسال و در قطع رقعی با شمارگان یکهزار نسخه در اختیار علاقمندان به شعر سپید قرار داده، شامل ۲۸ قطعه است و تمام اشعار آن به زبان انگلیسی ترجمه شده است.« من یک سیاهم»، «زن‌های خوشبخت»، «قفس»، «قفس مچاله»، «سکوت تو»، «شاعر خوشبخت»، «درختی که از جنگل فرار می کند»، «خانه بدون تو»، «تنهایی من»، «معکوس»، «ایستگاه آخر»، «پرنده»، «شعری که به شیشه می کوبد»، «سخت دیوانه »، «مترسک»، «مرگ کوچه»،«تو که نباشی»،«مرداب غم»،«من زنی تنهایم»،«قیچی خیال»،«تنهایم نگذار»،«دلم برای تو تنگ شده»،«شبی که من خواب ماندم»،«گناه شعر»،«بیهوده نیستم»،«بیا برایم شعری بگو»،« جنگ» و « شهر من» عنوان اشعار این کتاب است.شاعر به جای بازی‌های زبانی پیچیده و استفاده از کلمات غیر متداول در اشعار، با استفاده از زبان گفتار با مخاطب خود ارتباط برقرار می کند و او را با دنیای شعری خود آشنا می کند. زبان اشعار قابل فهم، سهل و ممتنع است و این امر از ویژگی بارز کتاب است.مسائل عاطفی شاعر، مشکلات و معضلات جامعه موضوعاتی است که در کتاب درختی که از جنگل فرار می کند به آن پرداخته شده و شاعر غم غربت خود را در اشعار پنهان نکرده و زن بودن و جنسیت داشتن در بیشتر اشعار به چشم می خورد.شاعر در شعر اول کتاب با تاثیر پذیرفتن از تبعیض نژادی در سراسر جهان شعری به نام «من یک سیاه هستم » را سروده است که به زیبایی با آپارتید نژادی و رنگی به مقابله برخواسته است.مهر نوش معینی متولد سال ۱۳۴۹ است و با مدرک کارشناسی ارشد ۱۴ سال در دانشگاه و سه سال در مقاطع راهنمایی و دبیرستان تدریس کرده است.مدیریت مجموعه‌های ورزشی و همکاری با وزارت علوم برای برگزاری مسابقات سراسری دانشجویان در شهرهای مختلف از اقدامات فرهنگی اوست.او مدت ۱۲ سال است که به کانادا سفر کرده و طراحی و همکاری با روزنامه ورزشی در این کشور از فعالیت‌های این شاعر است.وی از نوجوانی علاقه بسیاری به شعر، نقاشی، داستان و کارهای هنری داشت و در دوران تحصیل فیلم‌نامه می‌نوشت و در کارگردانی و بازیگری درتئاتر را انجام می داد.معینی از فرصت قرنطینه در زمان شیوع ویروس کرونا برای سرودن شعر و چاپ سه کتاب به زبان‌های انگلیسی و فارسی استفاده کرده است.اثر نخست این شاعر با عنوان« کاغذهای مچاله » در سال جاری از سوی انتشارات پرپروک به چاپ رسیده است.

more_vert درباره حمید سمندریان

ادامه مطلب

closeدرباره حمید سمندریان

 حمید سمندریان از جمله موثرترین چهره‌های معاصر تئاتر و نمایش ایران به شمار می‌رود که به «پدر تئاتر ایران» نیز مشهور است. نسل جدید بازیگری و حتی نسل قدیمی‌تر آن به نوعی وامدار و شاگرد وی در عرصه هنر بازیگری محسوب می‌شوند و آموزش آکادمیک بازیگری در ایران با تلاش سمندریان به ثمر رسید.

more_vert جمهوری در اندیشه رهبر انقلاب

ادامه مطلب

closeجمهوری در اندیشه رهبر انقلاب

رهبر معظم انقلاب اسلامی در طول دهه‌های گذشته از بعد نظری با مشارکت دادن مردم در مشروعیت نظام اسلامی و در بعد عملی با صیانت از رای و حضور مردم در عرصه اداره جامعه در صدد تحقق جمهوریت نظام برآمده‌اند. تکیه انقلاب اسلامی بر توده مردم از یک سو و اعتقاد و باور امام خمینی (ره) به نقش و حضور مردم در اداره جامعه باعث شد نظام برآمده از انقلاب اسلامی جمهوری را در عنوان خود به کار گیرد؛ عنوانی که به معنای اتکاء نظام به نظر مردم در اداره جامعه بود؛ باوری که در اندیشه بزرگان انقلاب نهادینه بود و در قانون اساسی و در اصل اول و ششم مورد تاکید قرار گرفت. با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت جمهوری اسلامی، مباحث نظری هم پیرامون این حکومت بدیع شکل گرفت. جریانات مختلف فکری، سیاسی و فقهی هر کدام از زاویه مختلف به تحلیل و بررسی ابعاد تئوریک و نظری جمهوری اسلامی پرداختند. یکی از مباحثی که پیوند مستقیم با جمهوری و مردم دارد مسئله مشروعیت و مقبولیت جمهوری اسلامی است و اینکه نقش و جایگاه مردم در این محدود چیست و آیا مردم نقش بنیادین دارند یا از نقش حاشیه‌ای برخوردار هستند. توجه به نقش مردم باعث شکل گرفتن بحث‌هایی پیرامون نقش مردم در حوزه مقبولیت و مشروعیت نظام اسلامی شد که از نظری‌ترین مباحث در عالم حکومت و کالبد شکافی این مفهوم است. حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و یکی از پیشروان نهضت اسلامی هم از این زوایه مباحثی را در سخنرانی‌های متعدد خود ارائه دادند که برآمده از نگاه ایشان به اهمیت نقش مردم در حکمرانی پساانقلاب است. بررسی مباحث رهبر انقلاب در این زمینه نشان می‌دهد که ایشان نقش پررنگی برای مردم در مشروعیت‌دهی به نظام اسلامی قائلند و حتی از مشروعیت دوگانه صحبت می‌کنند. این در حالی است که برخی متفکران اسلامی، مشروعیت را تنها حوزه دین تلقی کرده و برای مردم در این محدود نقشی قائل نیستند و تنها نقش مردم را مقبولیت‌بخشی به حکومت جمهوری اسلامی می‌دانند با این حال رهبر انقلاب علاوه بر حوزه مقبولیت، نقش مردم را به مفهوم مشروعیت هم تسری می‌دهند. در مباحث مربوط به مشروعیت در آرا برخی متفکران دینی، موضوع مشروعیت حکومت به مشروعیت حاکم تقلیل پیدا می‌کند و اینگونه طرح مسئله، سبب شده است که این جریان فکری در پذیرش مردم به عنوان یکی از شروط مشروعیت دچار چالش باشد. این از ویژگی‌های الگوی تک ساحتی مشروعیت است. در بعضی رویکردهای تک‌ساحتی دیگر، فرایند کسب و استمرار قدرت و ضرورت رضایت مردم مسئله اصلی مشروعیت است. درنهایت، کسانی هم هستند که مشروعیت را معطوف به کارآمدی تحلیل می‌کنند. در مشروعیت حکومت از دیدگاه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مسئله مشروعیت محدود به شرایط حاکم نیست و سه ساحت دیگر از جمله غایات حکومت، نحوه تاسیس و استمرار حکومت و حتی کارآمدی مطرح است. این یکی از نوآوری‌ها در طرح مسئله مشروعیت در نظریه مردم‌سالاری دینی ولی فقیه است که اساس مواجهه با موضوع مشروعیت را به طور کلی دگرگون می‌کند. بنابراین برخلاف آن تقسیم بندی سه‌گانه مشروعیت مردمی، مشروعیت الهی و مشروعیت مردمی – الهی، که گروهی نظر رهبری را ذیل دسته سوم جا می‌دادند، باید گفت مشروعیت دو یا چندگانه نیست بلکه واحد است اما ساحات مختلفی را دربرمی‌گیرد. نگاهی به دیدگاه‌های رهبر انقلاب رهبری در جملات و بیاناتی صریح به نقش مردم اشاره می‌کنند که نشان دهنده رویکرد نظری و عملی ایشان به مردم سالاری در حکومت جمهوری اسلامی است. ایشان در ۴ اسفند سال ۷۷ در سخنانی بیان داشتند «مردم تعیین‌کننده و تصمیم‌گیرنده هستند و اگر مردم حکومتی را نخواهند، این حکومت در واقع پایه مشروعیت خودش را از دست داده است. نظر ما درباره مردم این است.» بنابراین از منظر رهبر انقلاب، هر حکومتی که بر خلاف خواست مردم تشکیل شود مشروعیت ندارد. در واقع اولین مولفه هر حکومتی عنصر مشروعیت است و اگر مردم همراه نبودند یعنی از بعد نظری حکومت نباید تشکیل شود و فاقد وجاهت قانونی و شرعی است. این برخلاف نظرات برخی جریانات فکری و سیاسی در کشور است که معتقد هستند مردم در مشروعیت‌دهی به حکومت اسلامی نقشی ندارند و نقش مردم بعد از تشکیل حکومت جمهوری اسلامی شروع می‌شود. البته همانطور که اشاره رفت از منظر ایشان مشروعیت دو پایه است و یک بعد آن مربوط به مردم است و بعد دیگر به دین و شرع بر می‌گردد. رهبری در سخنانی که در سال ۸۲ ایراد کردند این بعد از مشروعیت را چنین توضیح دادند «اگر کسی که برای حکومت انتخاب می‌شود از تقوا و عدالت برخودار نبود، همه مردم هم که بر او اتفاق کنند، از نظر اسلام این حکومت، حکومت نامشروعی است.» در بعد دینی مشروعیت هم غایات حکومت مهم است. یعنی مشروعیت حکومت در صورتی است که اهداف و غایات الهی را پیگیری کند. در همین زمینه رهبری معتقدند که «مشروعیت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعیض و نیز عدالت‌خواهی است. ...ما برای عدالت و رفع تبعیض آمده‌ایم. ما آمده‌ایم تا جامعه را از مواهب الهی و اخلاقی و معنوی برخوردار کنیم.» از بعد تئوریک و نظری رهبری مردم را بخشی از عناصر مشروعیت بخش حکومت اسلامی می‌دانند. اما توجه رهبری به جمهور و مردم تنها معطوف به بنیان‌های نظری نمی‌شود و ایشان در حوزه اجرا و اداره حکومت هم با تبیین نظریه مردم سالاری دینی نقش مردم را برجسته می‌کنند. مفهوم پردازی‌هایی همچون حق الناس بودن رای مردم، در جهت تبیین ضرورت و اهمیت حضور مردم در سطح کلان حکومت‌داری صورت می‌گیرد چرا که اگر رای مردم در اعمال حاکمیت اثر گذار نباشد منجر به ناامیدی مردم از نقش آفرینی خویش در اداره جامعه می‌شود. توجه به انتخاب مردم در انتخابات مختلف با هر خروجی که رای مردم داشته باشد و صیانت از نهادهای انتخابی و مهم دانستن رای مردم در شکل‌گیری این نهادها در دوره‌های مختلف از دیگر راهبردهای رهبر انقلاب در عرصه عملی تحقق جمهوریت نظام است. تضعیف این مولفه‌ها همواره عامل نگرانی و هشدارهای ایشان بوده به نحوی که کاهش مشارکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی دوره یازدهم باعث شد حضرت آیت الله خامنه‌ای در پیام خود به مراسم افتتاحیه این دوره از مجلس یکی از وظایف نمایندگان جدید را تلاش برای افزایش مشارکت مردم در انتخابات مشخص کنند.

more_vert نیکولا تسلا؛ نابغه‌ای در خلق ابداعات فیزیکی

ادامه مطلب

closeنیکولا تسلا؛ نابغه‌ای در خلق ابداعات فیزیکی

 نیکولا تسلا مخترع، فیزیکدان و یکی از مشهورترین چهره‌های ماندگار جهان علم به شمار می‌رود که ایده‌ها و نظریه‌هایش فراتر از زمان و آینده‌نگرانه بود به طوری که هنوز بسیاری از دست نوشته‌های باقی مانده از او به سختی قابل درک برای دانشمندان کنونی است.

more_vert واقعه مسجد گوهرشاد؛ تقابل رضاخان با اعتقادات مذهبی

ادامه مطلب

closeواقعه مسجد گوهرشاد؛ تقابل رضاخان با اعتقادات مذهبی

فرشته جهانی رضاخان با سیاست‌های سکولار و ضدمذهبی که بیشتر هم از غرب تقلید می‌کرد بر آن بود تا در حوزه‌های خصوصی مردم دخالت داشته باشد اما این سیاست‌ها با مخالفت‌های مردمی همراه بود به گونه‌ای که یکی از نمونه‌های آن در تیر ۱۳۱۴ خورشیدی در مسجد گوهرشاد اتفاق افتاد و باعث خدشه‌دار شدن مشروعیت رضاخان شد.

more_vert دهه شصتی‌ها هم پیر می‌شوند

ادامه مطلب

closeدهه شصتی‌ها هم پیر می‌شوند

مینا اینانلو- با افزایش تعداد سالمندان، احساس نیاز به فراهم بودن زیرساخت‌ها، خدمات و تجهیزات لازم برای آنها نیز دو چندان می‌شود؛ امری که تاکنون بنا به دلایل مختلف نظیر پر رنگ بودن مسائل جوانان از قبیل اشتغال، بیکاری، ازدواج، طلاق و مواردی از این دست، چندان مورد توجه سیاست‌گذاران و نهادهای دولتی نبوده و سیاست جامع جمعیتی و سند سالمندی در این زمینه طراحی نشده است. یکی از مسائل عمده جمعیتی در کشورهای جهان، مساله سالخوردگی و پیامدهای ناشی از آن است. در حال حاضر نیز جمعیت کشور ایران مرحله انتقال ساختار سنی جمعیت از جوانی به سالخوردگی را تجربه می‌کند. محمد میرزایی و محمدجلال عباسی شوازی به عنوان ۲ تن از جمعیت‌شناسان معتقدند کـه جمعیت ایران‌ با وجود تمرکزی‌ که در حال حاضر بر گروه‌های‌ جوان‌ دارد، به سرعت در مسیر انتقال به سالخوردگی جـمعیت ‌ ‌قـرار گرفته و علت اصلی این امر، کاهش شدید باروری و تا حدودی‌ هم‌ افـزایش‌ امـید زنـدگی در کشور است. همچنین آنها معتقدند، با توجه‌ به‌ آهنگ پرشتاب کاهش باروری ایران در۲ دهه‌ اخیر، پیش‌بینی می‌شود حرکت به‌ سمت‌ سالخوردگی‌ جمعیت تسریع شـود و بـا استناد به روندهای مشاهده شده‌ باروری و مرگ‌ومیر و نگاهی به محتمل‌ترین‌ مسیرهای‌ تغییر آنها در آینده، برآورد می‌شود که شروع سده ۱۵ خورشیدی سرآغاز روند رو به افزایش جمعیت سالخورده در ایران باشد. با توجه به این حقیقت که جمعیت رو به سالمندی است، باید دید دولت برای متولدین سال ۶۰ که سه دهه دیگر وارد دوره سالخوردگی می‌شوند چه تمهیداتی خواهد داشت و در صورت عدم توجه به نیازها و امکانات لازم برای آنها ممکن است چه مشکلاتی بر سر سالمندان ۱۴۳۰ بیاید. لذا در این گزارش درصدد برآمدیم نگاهی مختصر به فرایند سالخوردگی، دلایل، آمار و مشکلات احتمالی سالمندان در آینده داشته باشیم. سالخوردگی جمعیتی و فردی سالخوردگی فردی به تغییر و تحولاتی می‌پردازد که در رابطه ی فرد با دنیای پیرامون رخ می‌دهد. یعنی تغییرات مربوط به بالا رفتن سن از بازنشستگی تا مرگ. بنابراین سالخوردگی فردی از جنبه‌های خرد مساله جمعیت است در حالی که سالخوردگی جمعیت توان و قابلیت یک کشور برای نگهداری از جمعیت سالمند از جنبه های کلان مساله جمعیت است. بنابراین سالخوردگی فردی یعنی عبور از مرز ۶۰ یا ۶۵ سالگی اما سالخوردگی جمعیت یعنی کاهش نسبت افراد زیر ۱۵ سال و افزایش نسبت افراد ۶۰ سال و بالاتر. علل سالخوردگی جمعیت می‌توان گفت که سالمندی جمعیت محصول گذار جمعیتی است که در آن باروری و مرگ و میر از سطوح بالا به سطوح پایین کاهش پیدا می‌کند و نسبت افراد سالمند در جمعیت افزایش یافته و نسبت افراد جوان کاهش می‌یابد. بنابراین مهمترین عوامل موثر در سالمند شدن جمعیت، کاهش مرگ و میر به خصوص مرگ و میر نوزادان و کودکان و کاهش مستمر باروری و به تبع آن کاهش رشد جمعیت است که باعث تغییرات اساسی در ترکیب سنی جمعیت بسیاری از جوامع شده است. مهاجرت نیز ممکن است در سالخوردگی تاثیر بگذارد. اگر چه تاثیر واقعی آن در سطح ملی معولا کوچک است. بنابراین عوامل سالمندی را باید در تغییرات مرگ و میر و باروری دانست. البته عامل اصلی تغییر ترکیب سنی ، کاهش باروری است. مکانیزم این فرایند بدین صورت است که با توسعه‌ی اقتصادی – اجتماعی و بهبود شرایط بهداشتی، مرگ و میر کاهش یافته و امید به زندگی افزایش می‌یابد. لذا تعداد بیشتری از افراد به سن بالاتر می‌رسند و زمانی این فرایند با کاهش باروری همراه باشد تغییر ترکیب سنی را در پی دارد. سالمندی در آینه آمار ترکیب سنی جمعیت کشورها با توسعه شرایط اقتصادی و اجتماعی، بهبود شرایط بهداشتی و کاهش مرگ ­و ­میرها تغییر یافته و تعداد بسیاری از جمعیت کشورها چه توسعه ­یافته و چه در حال توسعه به سمت سالمندی سوق یافته است. بطوری که ایرج حریرچی معاون کل وزارت بهداشت اخیرا به مناسبت هفته سالمند با اشاره به آمار جمعیت سالمند در ایران اظهار داشته بر اساس سرشماری ۱۳۹۵ از جمعیت ۷۹ میلیونی کشور هفت میلیون و ۴۱۴ هزار و ۹۱ نفر یعنی ٩.٢٨ درصد سالمند هستند. پیش بینی می‌شود که درصد سالمندان ایران تا سال ۲۰۲۵ میلادی یعنی ۷ سال دیگر به ۱۰ و تا ۲۰۵۰ یعنی ۳۲ سال دیگر به بیش از ۳۰ درصد برسد. بر اساس این پیش ­بینی در سال ۲۰۵۰ درصد جمعیت سالمند در ایران از میانگین جهان و آسیا بیشتر و از هر سه نفر، یک نفر سالمند خواهد بود. مسائل و مشکلات سالمندان در آینده طبیعتاً با افزایش تعداد سالمندان، احساس نیاز به فراهم بودن زیرساختها، خدمات و تجهیزات لازم برای آنها نیز دو چندان می شود. امری که تاکنون بنا به دلایل مختلف نظیر پر رنگ بودن مسائل جوانان از قبیل اشتغال، بیکاری، ازدواج، طلاق و مواردی از این دست، چندان مورد توجه سیاست گذاران و نهادهای دولتی نبوده و سیاست جامع جمعیتی و سند سالمندی در این زمینه طراحی نشده است. این امر از یک سو و عدم حمایت مناسب و کافی از سوی مراکز دولتی و نامساعد بودن وضعیت صندوق‌های بازنشستگی از سوی دیگر بر موضوع سالمندی در جامه دامن زده و سطح توقعات از دولت را بالا برده است. اهمیت این مساله چنان است که اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهوری می‌گوید:‌ ما باید از برنامه هفتم توسعه با تاکید بیشتری در برنامه ریزی‌های خود سرفصل مشخصی در ارتباط با نیازها و برنامه‌های سالمندان داشته باشیم؛ زیرا جامعه‌ای که جمعیت سالمندان سهم عمده‌ای در هرم جمعیتی آن داشته باشد باید تأثیراتش در رشد اقتصادی کشور، بودجه دولت، هزینه‌های صندوق‌های بازنشستگی و سن بازنشستگی مورد بررسی قرار گیرد و نقش سالمندان در تمام ابعاد سیاسی، ‌و ساقتصادی، ‌ اجتماعی و فرهنگی جامعه به طور دقیق دیده شود. در همین زمینه گفت‌وگویی با محمد جلال عباسی شوازی ترتیب داده و نقطه نظر ایشان را در خصوص لزوم سیاستگذاری جمعیتی و توجه بدان پرسیدیم. عباسی شوازی می‌گوید: در جامعه ای که در حال گذار است، دولت می‌تواند شرایط لازم برای اشتغال، رفاه و سلامت نسل جوان و میانسال را فراهم سازد. عدم توجه به این اولویت‌ها، در آینده سالمندان را با مشکلات عدیده ای مواجه خواهد ساخت. علاوه بر آن، عدم برنامه‌ریزی و ارائه خدمات برای سالمندان حاضر نیز از چالش‌های اساسی جامعه است. وی افزود: موضوع سالمندی ترکیبی است از مسائل اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی و فرهنگی، که مدیریت آن مستلزم هماهنگی سازمانها و نهادهای زیربط است. وظیفه دولت، مدیریت سالمندی از طریق هماهنگی بین بخشی، تدوین قوانین، حمایت از پژوهش‌های کاربردی و سپس برنامه‌ریزی و اعمال برنامه‌های ویژه سالمندان در کوتاه مدت، میان مدت، و درازمدت است. با توجه به اینکه کشور ایران در حال حاضر با چالش‌های نسل دهه ۱۳۶۰ مواجه است، ممکن است نه تنها امکان برنامه ریزی و پاسخ به نیازهای نسل دهه ۱۳۶۰ را نداشته باشد، بلکه موضوع سالمندان نیز در اولویت قرار نگیرد. در چنین شرایطی، پاسخگویی به نیازهای سالمندان به تاخیر می‌یابد، و ممکن است کشور در آینده با انباشت مشکلات سالمندی مواجه شود. همچنین عباسی شوازی در خصوص راهکارهایی برای بهبود وضعیت سالمندان گفت: نخست، تدوین سیاست‌های سالمندی بایستی بر مبنای شواهد علمی باشد. بنابراین، در قدم اول شناخت علمی موضوع سالمندی بسیار حایز اهمیت است. دوم، سالمندی موضوعی چند جانبه و چند سطحی است. از این رو نبایستی مساله سالمندی را بصورت تک بعدی نگریست و تصور نمود که فقط دولت و یا سازمان خاصی بایستی به مسائل سالمندان بپردازد. ارائه خدمات برای سالمندان مستلزم هماهنگی و همکاری بین بخشی، و گفتمان بین سازمانها و نهادهای مختلف است. این استاد جمعیت شناسی افزود: سیاست‌های سالمندی بایستی به برنامه‌های اجرائی و ارائه خدمات ویژه آنها منجر شودکه بدون بودجه کافی و منابع مالی امکان پذیر نیست. بخشی از این منابع از طریق دولت، و بخشی از آنها نیز بایستی از طریق انتقالات بین نسلی و یا ذخیره‌ها و سرمایه گذاری‌های طول دوران زندگی مردم تامین شود، تا در سالمندی آمادگی مدیریت سالمندی خود را داشته باشند.

more_vert ترویج فرهنگ عفاف و حجاب تضمین کننده امنیت اجتماعی

ادامه مطلب

closeترویج فرهنگ عفاف و حجاب تضمین کننده امنیت اجتماعی

حجاب و عفاف سلول اصلی پیکره اجتماع و جامعه اسلامی به شمار می‌رود زیرا این مهم محل آرامش، انتقال فرهنگ و راه رسیدن به امنیت است. بنابراین در مقوله حجاب بایستی تمام دستگاه‌های فرهنگی، نهادهای تربیتی و سازمان‌های آموزشی از همه ظرفیت و امکانات خود برای آموزش و نهادینه ساختن فلسفه حجاب بهره ببرند و لایه‌های پیچیده، پنهان و غنای محتوایی آن را آشکار سازند.

more_vert مهدیه‌ الهی قمشه‌ای؛ دختری که راه پدر را ادامه داد

ادامه مطلب

closeمهدیه‌ الهی قمشه‌ای؛ دختری که راه پدر را ادامه داد

 یکی از بانوانِ نامداری که در روزگارِ ما، از همان کودکی در مسیری گام برداشت که پدرش در آن طی طریق کرده بود، روان‌شاد استاد مهدیه الهی قمشه‌ای است؛ بانویی که هم نامِ خود و هم ذوق شاعری خویش و هم شیفتگی‌اش به آیاتِ الهی و ابیاتِ شعری را از پدرِ خود، استاد مهدی الهی قمشه‌ای، به ارث برده بود.

more_vert سفری منظوم با چاشنی احساس در کتاب «من از زبان عشق»

ادامه مطلب

closeسفری منظوم با چاشنی احساس در کتاب «من از زبان عشق»

«من از زبان عشق» عنوان مجموعه شعر به قلم «صادق حسینی» است که در قالب چهارپاره ارایه شده و موجی از احساس و لطافت را به خواننده هدیه می‌کند. این کتاب ۱۱۸ صفحه‌ای با شمارگان ۵۰۰ نسخه از سوی انتشارات «اقلیما» در نیمه دوم سال ۹۸ به چاپ رسیده و با قیمت هر جلد۱۳ هزار تومان به عنوان تازه نشر روانه کتابفروشی‌ها شده است. در این مجموعه منظوم ۱۱۰ قطعه چهارپاره شعر ارایه شده که بیشتر در مفاهیم معنوی، عرفانی و تفسیر عشق سروده‌ شده‌اند و عشق از نگاه سراینده این اشعار نیرویی جاذب و پاک است که همه چیز در آن خلاصه می‌شود و خود منشاء زایش همه چیز است. اشعار این کتاب هرکدام دریچه‌ای است به سوی فضای برتر که امروز به عنوان یک نیاز درونی هر انسانی در بین چرخ‌های زندگی مدرن لازم است و خلوت کردن با چهارپاره‌های این کتاب حس مطلوبی را به خواننده منتقل می‌کند که شاید در جای دیگر و با شیوه‌های متفاوت نتوان به آن دست یافت. لحن ساده و انتخاب واژگان در چهارپاره‌های این کتاب به گونه‌ای است که ارتباط تنگاتنگی با مخاطب برقرار کرده و مصداق بارز از دل آمدن معانی و بر دل نشستن آن‌ها است. شاعر در قطعه چهارپاره سیزدهم این کتاب عنوان کرده است: «آنقدر گریست خاک شهرش گل شد، یک‌باره تمام حاجتش حاصل شد، یک رشته طناب و خلوتی کافی بود، اینگونه شناسنامه‌اش باطل شد» ویژگی بارز مفهوم عشق در تک تک آثار ارایه شده در این مجموعه آسمانی بودن آن است و شاعر کمتر در بین مفاهیم ارایه شده به عشق زمینی و معشوقه مادی توجه داشته است. شاعر در قطعه شعر بیست و هفتم عنوان کرده است: «با ذهن خودم چقدر بازی بکنم، آغوش تورا شبیه‌سازی بکنم، من خسته شدم یکی بگوید تا کی؟ با چشم سرم سراب تصویر کنم»

more_vert کارل اُرف؛ مبتکر علمی‌ترین متدهای آموزش موسیقی

ادامه مطلب

closeکارل اُرف؛ مبتکر علمی‌ترین متدهای آموزش موسیقی

کارل اُرف آهنگساز آلمانی و مدرس سرشناس موسیقی به شمار می‌رود که به خاطر نوآوری در آموزش موسیقی کودکان به شهرتی جهانی دست یافت، وی همچنین خالق اثری به نام کارمینا بورانا از زیباترین آثار آواز کلاسیک جهان است.

more_vert درباره نادر ابراهیمی

ادامه مطلب

closeدرباره نادر ابراهیمی

نادر ابراهیمی نویسنده معاصر که نثر ساده و جذابش باعث شد تا شهرتش ماندگار باشد. وی همچنین در فیلمسازی، ترانه سرایی، نمایشنامه نویسی، فیلمنامه نویسی و تدریس هنر نیز به طور فعال فعالیت داشت.

more_vert کتاب «زندگی در دستان تو» دریچه‌ای به سوی رندگی توام با آرامش

ادامه مطلب

closeکتاب «زندگی در دستان تو» دریچه‌ای به سوی رندگی توام با آرامش

 « زندگی در دستان تو» عنوان کتابی است که به قلم «علیرضا طائی» به رشته تحریر در آمده و شامل آموزش مهارت‌های کشف معنای زندگی و ایجاد آرامش بیشتر در لحظه‌های زیست است. این کتاب ۱۳۹ صفحه‌ای با شمارگان ۵۰۰ نسخه از سوی نشر «دانش کیان» به چاپ رسیده و روانه کتابفروشی‌ها شده است. قیمت هر جلد از این کتاب برای علاقه‌مندان به مطالعه ۲۵۰ هزار ریال است. مطالب این کتاب در قالب ۶ فصل ارایه شده که نیروی پنهان و درون، فلسفه زندگی، ضلع‌های زندگی و شناخت رسالت فردی، ویژگی افراد فاقد رسالت فردی، ماموریت هر انسان در جهان و مراحل پیاده‌سازی و کشف زوایای زندگی عناوین این فصول است. در فصل نخست این کتاب نویسنده کوشیده است تا معنای ندای درون را تعریف کرده و شمایی از خوشبختی واقعی را شرح دهد، ویژگی‌های بحران در زندگی را مطرح و پنج نشانه نادیده گرفتن ندای درون در مدیریت بحران‌ها را با مخاطب به اشتراک بگذارد. چگونگی فلسفه اصلی زندگی و راه رسیدن به آن، رازهایی برای رسیدن به حقیقت زندگی، دلیل طول عمر بالای ژاپنی‌ها و شناخت رسالت زندگی به عنوان نردبان خوشبختی محوریت مطالبی است که فصل دوم این کتاب را شامل می‌شود. در فصل سوم اضلاع زندگی بر مبنای شناخت رسالت فردی برای هر فرد، ارایه تعریف از مسیر عصبی و رد پای آن در جامعه شرح داده شده است. مشکلات و شرایطی که ممکن است برای افرادی که رسالت زندگی را درک نکرده‌اند پیش بیاید، موانع در راه گشایش معنوی و رشد درون، فواید درک معنای زندگی، چگونگی دستیابی به مراحل رشد درونی و رسالت انسان‌های خاص در زندگی محتوای فصل چهارم کتاب است. نویسنده در فصل پنجم کتاب ماموریت‌های انسان در جهان هستی را ارایه کرده و قانون دارما ، یک درصد و ۹۹ درصد، قانون پنج ثانیه و انواع طرز فکر و اثرات آن بر کیفیت رشد درون را با مخاطبان در میان گذاشته و در فصل ششم مراحل دستیابی به رشد درون را به تفضیل ارایه کرده است. در پیشگفتار این کتاب آمده است: زندگی سراسر فراز و نشیب و تجربیات است امنا هر فردی باید داستان خود را و رسالتی که به او نسبت داده شده به بهترین شکل انجام دهد و این کتاب می‌کوشد با پردازش به این مهم کمکی در راه جستجوی معنای زندگی باشد. انسان اعجوبه خلقت است و خدا برای هر انسان هدفی خاص و رسالتی ویژه در نظر گرفته است. در شرایط جامعه کنونی دقت و توجه بیشتر نسبت به آموزش مهارت‌ها و تکنیک‌های کاربردی با هدف آشنایی رسالت فردی و حل مسایل و مشکلات مورد نیاز است و خواندن این کتاب کمک می‌کند علاوه بر آشنایی با مهارت‌های کنترل قوای درونی به بهترین شکل ممکن سرنوشتی بهتر رقم بخورد.

more_vert مارسل پروست؛ نویسنده داستان تخیلی

ادامه مطلب

closeمارسل پروست؛ نویسنده داستان تخیلی

مارسل پروست با کمال گرایی وسواس گونه خود، تلاش داشت تا هر چیزی را که از طریق هنر، موسیقی و کتاب در باره فرهنگ، جامعه و زندگی آموخته بود به ساختاری پویا از کلمات تبدیل کند. مارسل پروست نویسنده منزوی اما مطرح فرانسه که با رمان "در جست و جوی زمان از دست رفته" در ایران و دنیا شناخته می شود، نویسنده ای است که به نوعی سمبل فرانسه محسوب می شود؛ چرا که تمام آداب و سنت های فرانسوی در اخلاق و آثار او تجلی یافته است. زندگینامه

more_vert در باره ناصر تقوایی

ادامه مطلب

closeدر باره ناصر تقوایی

 ناصر تقوایی به همراه «داریوش مهرجویی» و «مسعود کیمیایی» از جمله فیلمسازان موسوم به موج نوی سینمای ایران هستند که توانستند در ابتدای دهه ۵۰ خورشیدی و انتهایی دهه ۴۰ خورشیدی با ساخت آثاری متفاوت با جریان حاکم بر سینما، نوعی ریل گذاری و جریان‌سازی نوین در سینمای ایران پدید آورند.

more_vert مهدی حائری یزدی؛ نماینده سنت تفکر فلسفی اسلام

ادامه مطلب

closeمهدی حائری یزدی؛ نماینده سنت تفکر فلسفی اسلام

 مهدی حائری یزدی از فقیهان و فیلسوفان برجسته کشور محسوب می‌شود که سابقه تدریس در دانشگاه‌ها و مؤسسات علمی خارج از کشور را نیز دارد. وی نماینده شاخص و معتبر سنت تفکر فلسفی اسلام به حساب می‌آید که با تخصص و مهارت کافی در فلسفه غرب به گفت‌وگوی دوجانبه با شاخه غربی فلسفه مبادرت ورزید.

more_vert بررسی عناصر داستانی کتاب «دا »

ادامه مطلب

closeبررسی عناصر داستانی کتاب «دا »

 نقد و بررسی عناصر داستانی در کتاب «دا» عنوان کتابی است که به قلم «فریبا رحیمی» نگاشته شده و آیینه‌ای تمام عیار در بررسی عناصر داستانی و واکاوی کارشناسی در حوادث روایی این اثر مکتوب است. این کتاب ۱۸۶ صفحه‌ای با شمارگان ۲۰۰ نسخه از سوی انتشارات نگارکمال به چاپ رسیده و با قیمت ۲۸ هزار تومان به عنوان یکی از تازه‌های نشر در کتابفروشی‌ها موجود است. «دا» کتاب داستانی است که روایتی از دفاع مقدس را ترسیم کرده و خوانندگان را در فضایی جذاب و پرکشش به زوایای پیدا و پنهان جنگ و اثرات و پیامدهای آن می‌برد. مطالب کتاب حاضر نقدی منصفانه و کارشناسی به رمان «دا» است که در قالب پنج فصل ارایه شده و در فصل نخست علاوه بر شرح جنگ و دفاع مقدس و ادبیات پایداری و مقاومت، مولفه‌های پایداری در یک اثر جنگی از جمله هویت دینی مبارزان، مردمی بودن مبارزه، پیروی از خط امام (ره)، وحدت و همدلی مبارزان رمز پیشبرد امور و مناسبات اجتماعی جنگ عنوان شده است. نویسنده این کتاب در فصل دوم کلیاتی از داستان دا، ویژگی‌های فنی و روایی آن ارایه کرده و خصوصیات یک رمان خوب را مطرح کرده است و با پرداختن به عناصر درون مایگی، پی‌رنگ و طرح محتوا، شخصیت پردازی، گفت‌وگو و لحن و فضاسازی روایی داستان کوشیده است تا ذهن خواننده را به طرح‌ریزی ساختار داستان بکشاند و نگاه عمیق‌تر کارشناسی را ارایه دهد. در فصل سوم و چهارم کتاب نقدگونه‌ای ارایه شده و بررسی ساختاری، محتوایی، محدودیت زاویه دید و مسایلی که طرح آن به غنای اثر کمک می‌کرد بی پرده با خواننده به اشتراک گذاشته شده است. فصل پنجم ماحصلی از بحث‌های مطرح شده است که کتاب «دا» را در نگاه کلی موفق و ارزشمند توصیف کرده و نقاظ ضعف و قوت اثر را برجسته سازی کرده است. از نگاه نقادانه نویسنده «دا» در حوزه درون مایه داستانی توانسته رنج و مشقت را به خوبی بپروراند اما این مساله برای اثری که باید پیام‌های متعددی داشته باشد بسیار درونی و عمیق شده است. «دا» داستانی است که راوی در پرداخت خاطره‌گونه روزهای آغازین جنگ و مقاومت خرمشهر و روزهای اشغال این شهر توانسته به آن زندگی ببخشد و ماحصل قلمش را با مخاطبان به اشتراک بگذارد. از سوی دیگر استفاده غنی از رنگ و تصویرسازی وقایع را می‌توان نقطه قوت«دا» عنوان کرد و عناصر ساختاری نظیر کشمکش، گسترش ، تعلیق ، نقطعه اوج داستانی، گره‌گشایی و پایان بندی در این اثر رعایت شده است. در کتاب ۸۰۰ صفحه‌ای «دا»، ۱۶۰ شخصیت‌جان گرفته و نقش آفرینی کرده‌اند که در فضایی کاملا موثر، صحنه‌پردازی‌ها صورت گرفته و می‌توان از آن به عنوان نقطه قوت یاد کرد. «دا»که در زبان کردی به معنای مادر است، عنوان کتابی است که یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین کتابها در زمینه خاطره‌نگاری جنگ تحمیلی محسوب می‌شود وخاطرات سیده زهرا حسینی، به اهتمام سیده اعظم حسینی است. خاطرات کتاب «دا» مربوط به دو شهر بصره و خرمشهر است و روزهای محاصره خرمشهر توسط نیروهای عراقی محور مرکزی کتاب را تشکیل می‌دهد و در آن گوشه ای از تاریخ دفاع مقدس به ویژه در زمان اشغال و فتح خرمشهر روایت می‌شود.

more_vert درباره احمد پژمان

ادامه مطلب

closeدرباره احمد پژمان

 احمد پژمان از قدیمی‌ترین، متواضع‌ترین، باسوادترین و متخصص‌ترین اهالی موسیقی معاصر ایران به شمار می‌رود که علاوه بر موسیقی فیلم به اجراهای ارکسترال نیز اهتمام می‌ورزید و چهره‌ای آکادمیک و آوانگارد در موسیقی پاپ ایران به حساب می‌آید. احمد پژمان به گواه آثار و همکاری با شمار زیادی از آهنگسازان، از معدود موزیسین‌هایی است که تقریبا همه‌ اهالی موسیقی از او به احترام یاد می‌کنند و کارش را قبول دارند. او در عین آشنایی با موسیقی کلاسیک غرب، موسیقی ایرانی را هم خوب می‌شناسد. پژمان در ۱۳۱۴ خورشیدی در لار استان فارس متولد شد. در دوران دبیرستان در تهران به فراگیری ویولن نزد حشمت سنجری پرداخت و تئوری موسیقی را نزد حسین ناصحی فراگرفت. پس از چندی به عنوان نوازندهٔ ویولن به ارکستر سمفونیک تهران راه یافت و در دورهٔ رهبری سنجری و هایمو تویبر در ارکستر حضور داشت. احمد پژمان درباره بیوگرافی خود، علاقه اش به موسیقی و عشقش به ایران گفته است:من از زمانی که خودم را شناختم به ایران و فرهنگ ایرانی خیلی علاقه داشتم. من در ایران در دانشگاه زبان انگلیسی خواندم. همان دوران دانشجویی با متن انگلیسی شاهنامه مواجه شدم که نویسنده بزرگی نوشته بود و همان موقع شاهنامه را در ذهنم با موسیقی تجسم می کردم. دوست داشتم، هر کاری می کنم، ایرانی باشد. خودم را از ایران سوا نکنم و بروم مثلا اروپایی بشوم و آن گونه فکر کنم. ایران همیشه مساله من بوده و هست. مهم این است که خودمان باشیم. دیدم آنهایی که از فرهنگ خودشان تغذیه می کنند تا چه اندازه در دنیا موفق هستند. آنها بتهوون و موتسارت نمی خواهند، کسی را می خواهند که حرف خودش را بزند. آن زمان برای ارکستر صبا که رهبرش دهلوی بود، قطعات ایرانی- فرنگی می نوشتم. موسیقی کلاسیک کار می کردم اما عاشق موسیقی ایرانی بودم، چون خیلی روی من تاثیر می گذاشت. بعد که به خارج از ایران رفتم و تحصیل موسیقی کردم، ییشتر به موسیقی ایرانی علاقه مند شدم. یادم است، استادی داشتیم که به ما «تِم و واریاسیون» درس می داد. به همه کلاس گفت تِم بنویسید. تمی که من نوشتم، مقداری ریتم و فواصل ایرانی داشت. تم مرا که دید گفت این خیلی زیباست اگر تمامش کنی، شرایطی مهیا می کنم که اجرا شود. البته الان اگر ببینم حتمالا هزار تا اصلاحیه دارد! ولی اجرا شد. سال دوم هم قطعه دیگری نوشتم یک راپسودی بود که آن را هم با مایه های ایرانی نوشتم. احمد پژمان در جوانیاحمد پژمان و موسیقی فیلم احمد پژمان فعالیت حرفه ای خود در زمینه موسیقی را از تلویزیون شروع کرد و در ۱۳۵۳ خورشیدی در سریال دلیران تنگستان به کارگردانی همایون شهنواز به عنوان آهنگ ساز فعالیت داشته است. احمد پژمان در ۱۳۹۲ خورشیدی دوره‌ پرتلاشی را در عرصه سینما و تلویزیون گذراند و در تولید اثر مهمی حضور داشته است. اثر مهم احمد پژمان در این سال، فعالیت در سریال سرزمین مادری به کارگردانی کمال تبریزی محسوب می‌شود. یکی از ویژگی‌های حرفه‌ای بیوگرافی احمد پژمان در زمینه ساخت موسیقی و به طورکلی آهنگسازی فیلم اینست که در مدت زمان فعالیت خود در تلویزیون و سینما حضور داشته است. احمد پژمان را باید بیشتر آهنگ ساز سینما بدانیم چرا که ۸۳ درصد آثار وی سینمایی و ۱۷ درصد آثارش تلویزیونی است. در واقع احمد پژمان از مجموع ۱۸ اثری که در کارنامه دارد، در ۱۵ اثر در سینما با نام‌های حکایت دریا، دریای پارس، یک بوس کوچولو، بید مجنون، خانه‌ای روی آب، سفر به فردا، باران، بوی کافور، عطر یاس، عشق گمشده، بازمانده، روسری آبی، کیمیا، زینت، ساخت ایران و سایه‌های بلند باد فعالیت داشته و در ۳ اثر در تلویزیون با نام‌های سریال سرزمین مادری، دلیران تنگستان و سمک عیار فعالیت داشته است. بهمن فرمان آرا فیلمساز که دوستی و نزدیکی دیرینه ای با پژمان دارد و نیمی از فیلم هایش را با موسیقی احمدپژمان به نمایش در آورده درباره او می گوید: آشنایی من با احمد پژمان بعد از فیلمبرداری «شازده احتجاب» اتفاق افتاد که من به دنبال کسی بودم تا برای این فیلم موسیقی بنویسد. در آن زمان احمدرضا احمدی صفحه ای به من داد که با اشعار نیما و موسیقی پژمان همراه بود. پس از گوش کردن این صفحه به وجد آمدم، زیرا اشعاری که می شنیدم در واقع معنای کلمات موسیقی پژمان بود. آدرس پژمان را گرفتم و به در منزلش رفتم و وقتی به او گفتم که با او چه کار دارم، گفت من بلد نیستم اما من به او گفتم می دانم باید چه کار کنیم. حسین علیزاده آهنگساز و از شاگردان احمد پژمان با تاکید بر تواضع و فروتنی وی، درباره مهمترین ویژگی احمد پژمان در ساخت موسیقی فیلم می گوید: مهم‌ترین ویژگی احمد پژمان در ساخت موسیقی فیلم این است که از المان‌های ایرانی استفاده می‌کند ولی در عین حال موسیقی‌اش تصویر هم دارد. بعضی آهنگسازان خود به خود در ساخت موسیقی تنها با نت و صدا سر و کار ندارند بلکه می‌کوشند با رنگ‌آمیزی صوتی شکل دیگری به موسیقی خود ببخشند. تصور این موضوع برای شنونده عادی کار دشواری است اما اگر آهنگساز را به عنوان یک ذهن خلاق و در قالب یک نقاش در نظر بگیرید که رنگ‌آمیزی را درک کرده است در می‌یابید که می‌تواند از رنگ‌ها (در اینجا منظور رنگ‌های صوتی است) به بهترین شکل استفاده کند. اگر آهنگساز در ساخت موسیقی فیلم تنها متکی به تنظیم موسیقی باشد آن تابلوی تصویری اتفاق نمی‌افتد. ولی آهنگساز حقیقی از همان ابتدای کار تابلوی نقاشی‌اش را با تمام ظرایف و پیچیدگی‌هایش در ذهن متصور می‌شود. من معتقدم ابزار پژمان برای نوشتن موسیقی نه نت و صدا که قلم‌موی رنگ است. موسیقیدانانی که این طور فکر می‌کنند، موسیقی‌شان ذاتا تصویری می‌شود. اگرچه به نظر من او تا امروز باید موسیقی فیلم‌های بیشتری می‌نوشت اما این به علاقه‌مندی‌های او، فرصت‌ها و شناخت کارگردانان ایرانی برمی‌گردد. به هر حال در تمام دورانی که احمد پژمان موسیقی فیلم نوشته، توانسته است از طریق رنگ‌های موسیقی تصاویر را بهتر نشان دهد حتی در برخی موارد موسیقی او از تصویر هم والاتر و فاخرتر است. الهاماتی که او از موضوعات مختلف می‌گیرد چنان مبتکرانه پیاده می‌شوند که اثر خلاقه‌ای تمام و کمال شکل می‌گیرد. احمد پژمان. مجمع عمومی کانون آهنگسازان سینمای ایران آبان ۱۳۹۶ احمد پژمان و موسیقی ارکسترال احمد پژمان در ۱۳۴۳ خورشیدی بعد از پایان تحصیلات دانشگاهی در رشتهٔ زبان و ادبیات انگلیسی در دانشسرای عالی با اخذ بورسیه راهی اتریش شد و در آکادمی موسیقی وین نزد اساتیدی چون: توماس کریستین داوید، آلفرد اوهل و هانس یلینک به تحصیل آهنگسازی پرداخت. او در ۱۳۵۴ خورشیدی برای ادامه تحصیلات در مقطع دکتری آهنگسازی راهی دانشگاه کلمبیا (نیویورک) شد و به آموزش موسیقی الکترونیک مشغول شد. از استادان او در این دوره می‌توان به ولادیمیر اوساچوسکی، جک بیزن و بولانت آرل اشاره کرد. پژمان در آن زمان با هدف درک بهتر موسیقی پاپ، دوره ترانه‌سازی (Songwriting) را نیز گذراند. احمد پژمان بعد از پایان تحصیلات به ایران بازگشت و به عنوان آهنگساز تالار رودکی و استاد موسیقی دانشگاه تهران به کار مشغول شد. از آثار او در این دوره می‌توان به: «اپرای جشن دهقان»، «اپرای دلاور سهند» و «اپرای سمندر» اشاره کرد که قبل از انقلاب در تالار وحدت اجرا شدند. احمد پژمان که سابقه اجرای اپرا و موسیقی ارکسترال را دارد درباره وضعیت موسیقی سمفونیک ملی ایران دلخوشی ندارد و آن را با تداوم و با قدمت نمی داند: این ارکستر که چند بار منحل شده است. از نسلی به نسل دیگر که تداوم نداشته است. یک روز دست کسی بوده و روز دیگر دست کس دیگری. ارکستر وقتی قدمت دارد که از روز اولی که تشکیل می‌شود، نوازندگانش در همان ارکستر بازنشسته شوند و نوازندگان جایگزین به ارکستر بیایند. ارکستر سمفونیک تهران که تداوم نداشته است. همین چند سال پیش ارکستر از هم پاشید. این که هر موقع به ارکستر نیاز داشته باشید، نوازندگان را جمع کنید دور هم، که نشد تداوم. در زمان انقلاب هم ارکستر از بین رفت و پس از مدتی دوباره تشکیل شد. در این چند دهه هم چند بار فعالیت ارکستر سمفونیک متوقف شد. من اینگونه ارکستر را با قدمت نمی‌بینم. هر روز در این ارکستر یک بساطی برپا است.   منابع: ۱.مقاله محمود خوشنام (۸ شهریور ۱۳۹۰) با عنوان «موسیقی در سینمای ایران؛ احمد پژمان» ۲.وبگاه خانهٔ موسیقی ایران ۳.بوئیدن فرهنگ ملی: گفتگو با احمد پژمان، ماهنامهٔ سینمایی فیلم، سال دهم، شمارهٔ ۱۲۷

more_vert ظریف و ظرافت در گفتار

ادامه مطلب

closeظریف و ظرافت در گفتار

 روزنامه آرمان در یادداشتی به قلم حسن هانی‌زاده تحلیلگر مسایل بین‌الملل نوشته است: در اینکه دکتر محمدجواد ظریف یکی از دیپلمات‌های کارکشته و آگاه به مسائل بین‌المللی است، هیچ‌شکی وجود ندارد. در طول نزدیک به چهار دهه گذشته دکتر ظریف چه در دوران نمایندگی دائم ایران در سازمان ملل متحد و چه در دوران معاونت وزارت خارجه و چه در دوران تصدی وزارت خارجه از هیچ کوششی برای بهره‌گیری از دانش دیپلماسی خود در راستای ارتقای جایگاه جمهوری اسلامی ایران فروگذاری نکرده است. در ادامه این یادداشت می خوانیم: کارنامه آقای ظریف در دوران فعالیت دیپلماتیک خود آکنده از حفظ میهن دوستی و اخلاص نسبت به جمهوری اسلامی ایران است. در طول سال‌های اخیر وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران و تیم مذاکره‌کننده ایرانی تمام تلاش خود را برای دستیابی به یک توافق منصفانه بین ایران و کشورهای ۱+۵ به‌کار گرفت. این توافقنامه که پس از سال‌ها مذاکره نفس‌گیر بین ایران و شش کشور جهانی امضا شد، اثرات مثبتی در سطح جامعه جهانی برای ایران به‌دنبال داشت. اما پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۶ آمریکا تمام تلاش‌های تیم مذاکره‌کننده ایرانی را نقش بر آب ساخت. درواقع دونالد ترامپ که با کمک لابی صهیونیستی وارد کاخ سفید شد، در جریان مبارزات انتخاباتی خود بارها در برابر لابی صهیونیستی اعلام کرده بود که پس از پیروزی در انتخابات در نخستین گام از توافقنامه برجام خارج خواهد شد. دونالد ترامپ بلافاصله پس از ورود به کاخ سفید نه تنها از برجام خارج شد، بلکه تحریم‌های ظالمانه و سنگینی را علیه ایران اعمال کرد. در تجزیه و تحلیل چرایی دشمنی دونالد ترامپ با ملت ایران به این نتیجه خواهیم رسید که سفیدپوستان نژادپرست و لابی صهیونیستی و رژیم اسرائیل و برخی رژیم‌های مرتجع عرب درصدد انتقام‌گیری از ملت ایران برآمده‌اند. طبیعی است در چنین فرآیندی وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند اقدامی برای مقابله با تیم دونالد ترامپ انجام دهد. لذا برخی از جریان‌های سیاسی در کشور تلاش می‌کنند از آقای ظریف به عنوان عامل ناکامی تیم مذاکره‌کننده ایرانی یاد کرده و سیل اتهام‌ها را متوجه رئیس دستگاه دیپلماسی کنند. حضور آقای جواد ظریف در مجلس شورای اسلامی و برخی مسائل مطرح شده در این نشست در شرایط فعلی کمکی به ارتقای جایگاه بین‌المللی ایران نمی‌کند و تنها موجب می‌شود دشمنان از این شرایط بهره‌برداری سیاسی کنند. بنابراین باید به وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی این فرصت را داد تا با توجه به شرایط موجود ایالات متحده و بحران جهانی ناشی از گسترش ویروس کرونا برای جریان‌سازی علیه دشمنان ایران استفاده کند. آقای جواد ظریف شخصیتی است که مورد احترام جامعه جهانی است؛ اما متاسفانه کشورهای غربی به علت دشمنی آشکار با جمهوری اسلامی تمام تلاش خود را برای انزوای سیاسی ایران به‌کار می‌گیرند. در شرایط فعلی تضعیف دستگاه دیپلماسی ایران و شخص آقای ظریف هیچ‌گونه مناسبتی ندارد، زیرا اکنون ایران نیازمند وحدت داخلی و صف‌آرایی در برابر دشمنان خارجی است.