more_vert شهاب‌الدین سهروردی، فیلسوف نامدار ایرانی و احیاگر حکمت خسروانی

ادامه مطلب

closeشهاب‌الدین سهروردی، فیلسوف نامدار ایرانی و احیاگر حکمت خسروانی

شهاب‌الدین سهروردی فیلسوف نامدار ایرانی است که توانست بسیاری از علوم زمان خود را بیاموزد و به فلسفه اسلامی، حیات تازه‌ای ببخشد و آن را وارد مرحله‌ای دیگر کند. شیخ اشراق، مسلمانان را با فصلی نوینی از عرفان آشنا کرد و تاثیر شگرفی بر مراکز علمی و فلسفی جهان گذاشت. او توانست کلیت نظام ارسطویی را به چالش بکشد و مبانی اندیشه آن نظام را ویران ‌کند، بنیانی نو را معرفی ‌کرد و برای این منظور به‌جای نوشتن، اندیشید. وی را با نام شهاب‌ الدیـن‌ سـهروردی، فیلسوف، عارف و بنیانگذار مکتب اشراق در سنت فلسفه اسلامی می شناسند. سهروردی حکیم جوان و مؤسس فلسفه اسلامی از عارفان و فیلسوفان بزرگ اسلامی است که با وجود شهرت و به یادگار ماندن آثارش، آنچنان که بایسته و شایسته است نتوانسته بعد از خود تأثیرگذار باشد. زندگینامه شیخ اشراق شهاب‌ الدیـن‌ سـهروردی در یکی از روستاهای زنجان چشم به جهان گشود. نام کامل او را بیشتر شرح‌حال نگاران «ابوالفتوح شهاب الدین یحیی‌ بن‌ حـبش‌ بن امیرک سهروردی» مـلقب بـه شیخ اشراق و مقتول ثبت کرده‌اند اما به نوشته ابن خلکان مورخ، برخی نام او را احمد و برخی‌ دیگر کنیه او را نامش دانسته‌اند.(۱) گفتنی است که در سال‌ تولد سهروردی میان شرح‌حال‌نگاران اختلاف به چشم می‌خورد و باتوجه به آنچه پس‌ از این درباره تاریخ درگذشت سهروردی براساس منابع مـختلف خـواهد آمد، باید سالروز میلاد سهروردی‌ را حدود ‌ ۵۴۹ قمری دانست، گرچه بیشتر پژوهندگان معاصر از جمله سید حسن نصر و هانری کربن، شاید با اندکی تسامح ۵۵۰ قمری را سال تولد او یاد کرده‌اند. زنـدگی‌ کوتاه اشـراقی را می‌توان‌ به‌ سه‌ دوره تقسیم کرد: دوره نخست، دوران اقامت در سهرورد است که شرح‌حال‌نگاران از این دوره زندگی سهروردی خبری نمی‌دهند و چگونگی رشد و دانش‌اندوزی‌ او را در زادگاهش بر آیندگان معلوم نمی‌کنند اما باید وی آمـوزش‌های آغـازین خـود را در همین شهر فرا گفته بـاشد. دوره دوم زنـدگی سـهروردی با سفرهای او آغاز می‌شود. وی هیچ‌گاه در جایی استقرار نیافت و همواره در سفر بود. سهروردی‌ سفر را دوست می‌داشت و در همین سفرها بود که با بـسیاری از عـالمان و حـکیمان دیدار کرد و از آنان‌ دانش‌ و حکمت‌ آموخت. سهروردی در ایـن دوره هـمچنین با مشایخ صوفیه آشنا و مجذوب‌ آنان‌ شد و به راه تصوف افتاد و سیروسلوک‌ و ریاضت را آغاز کرد و به مقام کشف و شهود نـائل آمـد. شمس‌الدین شهرزوری مورخ اسلامی، درباره‌ این دوره از زندگی سهروردی می‌نویسد: «و شیخ بسیار سـیر و کثیر الطواف‌ بود در شهرها و شوق بسیار داشت که از برای خود شریکی در تحصیل حقایق‌ به‌ هم‌ رساند به هـم نـرسید، چـنانچه در آخر مطارحات می‌گوید به این مضمون که به‌ تحقیق‌ سن مـن نـزدیک به سی سال رسید و اکثر عمر در سفر گذشت‌ و همگی‌ تفحّص‌ از مشارکی که مطلع باشد بر عـلوم مـی‌نمودم، نـیافتم کسی را که چیزی از علوم‌ شریفه‌ دانسته باشد و کسی هم که تصدیق بـه تـحقیق آن داشـته باشد.» (۳)   آغاز دانش اندوزی سهروردی سهروردی در آغـاز جـوانی برای دانش‌اندوزی به مراغه رفت و نزد مجد الدین جیلی‌، به‌ فراگیری حکمت پرداخت و گـویا در هـمانجا به درخواست دوستان و شاگردان خود کتاب «التنقیحات فی اصول‌ الفقه»‌ را به نـگارش درآورد.(۴) او سپس برای فراگیری آرای ابن سینا و بهره‌مندی‌ از دانش‌ اسـتادانی کـه در مهمترین مرکز علمی آن‌ روزگار، اصـفهان‌ حضور داشتند، مـراغه را به طرف اصفهان ترک مـی‌کند و در ایـن شهر کتاب «البصائر النصیریه» تألیف عمر بن سهلان ساوی را که یکی از بهترین گـزیده‌های‌ مـنطق شفاء است، نزد ظهیر الدیـن فـارسی مـی‌ خواند. چنانکه شـهرزوری مـی‌نویسد: «از کتب او چنان فهمیده مـی‌شود کـه در بصایر فکر بسیار کرده است.» شیخ اشراق در اصفهان‌ بیش‌ از پیش مجذوب حکمت مشرقی ابـن سـینا می‌شود و چنین به نظر می‌رسد کـه‌ تـرجمه فارسی «رسـاله الطـیر و تـألیف رساله‌های بستان القلوب و قـصه الغربه الغربیه» را در مدت اقامت در اصفهان‌ به‌ نگارش درآورده است. سهروردی پس از اقـامت ۲یـا سه ساله در اصفهان‌ بـه قـصد آشـنایی بـا دیـگر مکتب‌های‌ فکری زمـانه خـود، راهی منطقه اناتولی‌ در ترکیه و سوریه امروز می‌شود و در شهر ماردین از شهرهای ترکیه‌ کنونی با فخر الدین ابـو عـبد اللّه ‌ محمد بن عبد السلام ماردینی فیلسوف بزرگ ترکیه، ‌طرح‌ دوسـتی مـی‌افکند و بـرخی از کـتاب‌های حـکمی را بـر این فیلسوف مشایی‌ می‌خواند و میان آنها گفت وگوهایی در می‌گیرد و ماردینی به فضل و دانش‌ او اعتراف وکشته شدن وی را پیش‌بینی می‌کند. ‌ماردینی‌ از سرآمدان‌ روزگار خود در علوم مختلف، به‌ویژه حکمت، لغت و طـب بود. وی از معدود فیلسوفان مشایی روزگار خویش و آخرین استاد سهروردی بود.(۴) سهروردی در مـاردین‌ به دوستی با فخر الدین ماردینی‌ ادامه می‌دهد و سپس در ‌ ۹۷۵‌ قمری به‌ سمت سوریه کنونی در آسیای صغیر رهسپار و وارد حلب می‌شود. با ورود سهروردی به حلب دوره دوم ‌زندگانی‌ این حکیم اشراقی نیز بـه پایـان می‌رسد. در این سال که حدود ۳۰ سال‌ از عمرش می‌گذشت، نگارش کتاب «المشارع و المطارحات» را به پایان رساند و در همان شهر از نگارش مهمترین اثر فـلسفی خـود با نام «حکمة الاشراق» فـراغت‌ یـافت. سهروردی در همین‌ دوره و در سایه شهرتی که از نگارش حکمه الاشراق به دست‌ آورده بود از حمایت پادشاهان سلجوقی نیز برخوردار می‌شود و با سفر به توقات و خرت‌پرت و اقـامت نـزد این‌ پادشاهان ۲رساله «پرتـونامه و الداح عـمادی» را به نگارش درمی‌آورد و اولی را به رکن الدین سلیمان و دومی را به‌ عماد الدین ابو بکر تقدیم می‌کند. اندیشه های سهروردی گروهی سهروردی را مدافع نوعی ملی‌گرایی دانسته‌اند و او را در زمره‌ شعوبیه به شـمار آورده ‌اند و در نهایت همین‌ گرایش را موجب قتل او دانـسته‌اند. این دیدگاه از سوی شـماری از مـتفکران مورد انتقاد و مخالفت واقع شـده و آن را مـحصول‌ ناآشنایی‌ و برداشت نادرست و ناقص از آثار و اندیشه‌های این حکیم اشراقی دانسته‌اند.(۵) گروهی نیز بـر ایـن باورند که ‌سهروردی‌ مدافع رویـه‌ای سـیاسی بـود که «فیلسوف سـلطان»را فـرمانروای به حق‌ می‌داند. این‌ فـکر حـتما برای خلیفه بغداد و صلاح الدین هردوی آنان اهانت‌آمیز بوده است و چنین فکری که در آغاز حـکمه‌ الاشـراق از آن دفاع شده باید برای عناصر مـذهبی مـآب‌تر در دربار مـلک‌ ظـاهر تـا اندازه‌ای نگران‌کننده‌ بوده‌ بـاشد. نـکته‌ قـابل‌ملاحظه دیـگر در زنـدگی شیخ اشراق ایـن اسـت که وی با یکی از حساس‌ترین دوره‌های فعالیت و تبلیغ اسماعیلیان نزاری ایران همزمان بود. احتمال بسیار می‌رود که جـوان تیزهوش و کنجکاوی مانند سهروردی که در پی حکمت‌ حقیقی در تکاپو و جست‌وجو بوده است در مسیر سفرهای خود از مراغه به قزوین و ری و اصفهان و ماردین و حلب که همه از مراکز عمده فعالیت‌های اسماعیلیان بـود، بـا داعیان و مبلغان نزاری که‌ با مبانی حکمت و فلسفه مجهز بودند، مراوده و آشنایی پیدا کرده باشد، به ویژه آنکه برخی از اندیشه‌ها و تـعبیرات‌ و تـأویلات شیخ یادآور افکار و عقاید و تأویلات‌ اخوان الصفا و باطنیان اسماعیلی است و از سوی دیگر در سنت‌ اسماعیلیان سهروردی از داعیان آنها محسوب می‌شود.(۶) عقل از دیدگاه سهروردی سهروردی عقل فعال را عاملی بسیار مهم در انتقاش نفس به فضائل می‌داند و این هنگامی ممکن است که با زهد و تزکیه بدان متصل شد. شاهد مثال اثبات این معنا آیه «اقرأ وربک الأکرم الذی علم بالقلم» (علق۳ ـ ۴) است. به تعبیر شیخ، قلم حق تعالی از چوب و نی نیست، بلکه همان ذات عقل است، آن‌هم عقل به فعل. نفوس ما در برابر این عقل فعال یا قلم همچون لوحی است که به قلم الهی، منقش به علوم حقیقی و معارف ربانی می‌گردد. آیه دیگری شاهد مثال شیخ اشراق در باب اثبات معنای فوق است، «کتب فی قلوبهم الایمان و أیّدهم بروح منه» (مجادله، ۲۲). از دیدگاه شیخ تردیدی نیست این آیه از تعلیم قدسی نفوس سخن می‌گوید و مصداق بارزش پیامبر(ص) است که در باب او قرآن می‌فرماید: «علّمهُ شدید القوی» (نجم، ۵) که همان مددرساندن به پیامبر با عقل فعال است، یا «نزل به الروح الأمین علی قلبک» (شعرا، ۱۹۴) و نیز آیاتی چون «و انّک لتُلقّی القرآن من لدن حکیم علیم» (نمل، ۶)، «عَلّم الانسان ما لم یعلم» و «خلَق الانسان، علّمه البیان». بنابراین نفس انسان به واسطه روحی عظیم، باردار تعالیم حقه و معارف ربانی می‌شود. عامل مؤثر در این دریافتن (یا به تعبیر شیخ: انتقاش)، عقل فعال است.(۷) سرانجام سهروردی برخی از پژوهشگران کوشیده‌اند به ریشه‌یابی قـتل سـهروردی و دلایل آن بپردازند. سهروردی در دوره پایانی‌ زندگی‌ خود، پس از ورود به حلب ابتدا به مدرسه حلاویه و پس از آن به مدرسه نوریه‌ وارد می‌شود و بـا فـقهای حنبلی به بحث می‌پردازد و پس از چیرگی بر آنها آوازه‌اش‌ در شهر می‌پیچد و سرانجام‌ به دربار ملک ظاهر، پسر صلاح الدین ایوبی راه می‌یابد و در زمره مشاوران طراز اول او قرار می‌گیرد. هوش سرشار سهروردی، دانش گـسترده و ژرف او و بـالاخره‌ روحیه‌ پذیـرش وی نسبت به دیگر حکمت دوستان و نیز گرایش او به اسرار و عوالم باطنی باعث خصومت شد و فقهای دربـار ملک ظاهر را به دشمنی با او برانگیخت. آنان برای‌ از میان‌ برداشتنش مـجلس مـناظره‌ای تـرتیب دادند. عماد اصفهانی‌ که گزارشی از این مناظره را در کتاب خود، «البستان‌ الجامع لجمیع تواریخ أهل الزمان» نقل کـرده،‌ ‌مـی‌نویسد: «در این مجلس‌، ۲ تن‌ از فقهای حلب، به نام زید الدین و مجد الدین‌، بـا آرای سـهروردی درباره خلقت و اراده الهی از در ستیز برآمدند و از او پرسیدند: «آیا خداوند به‌ برانگیختن‌ پیامبر دیگری پس از حضرت(ص)تواناست؟» سهروردی در پاسخ مـی‌گوید: «قدرت خداوند مطلق‌ است و آنچه مطلق است حد نمی‌پذیرد.» فقها پاسخ او را مخالفت بـا خاتمیت رسول خدا(ص)دانـستند و آن را سـند کفر و الحاد وی ساختند. این مساله باعث شد تا سهروردی را به‌ زندان‌ افکندند و او در همان‌ جا از دنیا رفت. به گفته شهرزوری‌ روایات‌ مختلفی درباره چگونگی درگذشت‌ سـهروردی وجـود دارد. او مـی‌نویسد: «بعضی را گمان آنکه‌ او را در بندی خانه انداختند و طعام‌ از او بـازداشتند تا فوت‌ شد و برخی گویند که‌ او خود منع نفس از طعام کرد تا به‌ مبدأ خود پیوست‌.»(۸) مرگ سهروردی همان اندازه اسرارآمیز بود که‌ زندگیش‌، به غیراز شماری کـتاب چـیز چـندانی‌ بر جای نگذاشت که‌ سرگذشت‌ زندگی او را روشن‌ کند. پی‌نوشت‌ها (۱). شرح حکمه الاشراق،قطب الدین شیرازی،قـم،انـتشارات‌ بیدار،ص ۳. (۲). نگر:سه حـکیم مـسلمان،سید حسن نصر،ترجمه احمد ارام،تهران،انتشارات‌ امیر کبیر،چاپ چهارم،۱۶۳۱،ص ۶۶؛تاریخ‌ فلسفه اسلامی،هانری کربن،ترجمه اسد اللّه مبشری،تهران امیر کبیر چاپ‌ سوم،۱۶۳۱،ص ۳۷۲. (۳). سهروردی،حکمت اشراقی و پاسخ اسماعیلی بـه غـزالی،مـحمد کریمی زنجانی اصل‌،تهران‌،نشر محبّی‌۷۲۸۳۱،ص ۵۲. (۴). مجموعه فلسفی مراغه،به کوشش نصر اللّه پور جوادی،تهران،۰۸۳۱،صص‌ ۵۴۳‌-۴۶۳. (۵). غزالی‌نامه،جـلال ‌ ‌الدیـن همایی،تهران،نشر هما،ج ۳،۸۶۳۱،ص ۲۸۲-۳۸۲‌؛وفیات‌ الاعیان‌،ج ۴،ص ۰۵۲. (۶).درآمـدی‌ بـر فـلسفه‌ اشراق،ص ۸. (۷).سهروردی حکمت اشراقی‌ و پاسخ‌ اسماعیلی به غزالی،ص ۶۲. (۸).نگاهی به سرچشمه‌های‌ حکمت اشراق و مفهوم بنیادین آن،دکتر صمد موحد،تهران،انتشارات طهوری،چاپ دوم،۴۸۳۱، ص ۶.

more_vert عالِمی که شلاق خورد اما در برابر رضاخان ایستاد

ادامه مطلب

closeعالِمی که شلاق خورد اما در برابر رضاخان ایستاد

برکنار از همه وجوه شخصیتی آیت‌الله شیخ محمدتقی بافقی، یکی از وقایعی که نام وی را در تاریخ معاصر بیشتر بر سر زبان‌ها انداخته، ایستادگیِ وی در برابرِ رضاخان برای اقامه فریضه امر به معروف و نهی از منکر بوده است.

more_vert درباره محمد نوری

ادامه مطلب

closeدرباره محمد نوری

محمد نوری از جمله محبوب‌ترین خوانندگان و موسیقیدانان ایرانی به شمار می‌آید که طرفداران موسیقی او را با آهنگ «جان مریم» و «ایران ایران» به یاد می‌آورند. نوری علاوه بر مدارج مهم هنری و آکادمیک در ۱۳۸۵ خورشیدی به عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد.

more_vert عرفه روز معرفت، تقرب و خودسازی بندگان

ادامه مطلب

closeعرفه روز معرفت، تقرب و خودسازی بندگان

 عرفه هنگامه‌ای است که پروردگار جهانیان در فرصتی دوباره بندگان را به طرف خویش فرامی خواند و نعمت‌های مادی و معنوی خود را بر آنان ارزانی می‌دارد تا آنها با توبه و استغفار، غبار غفلت را از قلب‌های خود زدوده و معرفت حضور و توسل به درگاه باری تعالی را پیدا کنند. هدف خداوند از آفرینش انسان، دستیابی او به معرفت و شناخت معبود خویش اسـت و بـرای‌ حصول این هدف، انسان می بایست از فرصت‌هایی که پروردگار برای عبادت و بندگی خود در اختیارش قرار داده به بهترین شکل بهره ببرد. روز عـرفه یکی از این فرصت‌ها برای تقرب به درگاه الهی به شمار می رود و در روزی که درهای رحمت به روی انسان گشوده می‌شود، جاماندگان از بخشش و رحمت الهی در شب قدر می توانند در چشمه زلال بخشش پروردگار، خود را تطهیر کنند. خواندن دعای مشهور عرفه منسوب به امام حسین(ع) و امام سجاد(ع) که دارای مضامین بـلند عرفانی و معرفتی هستند در روز مبارک عرفه بهترین وسیله برای تقرب و خودسازی هستند. کتاب شرح دعای عرفه از زیباترین و شیرین‌ترین دعاها، مناجات امام حسین‌(ع) در روز عرفه است. سومین امام شیعیان(ع) در این دعای پرمحتوا و شیوا که در عصر روز عرفه و مـناسب‌ترین وقـت دعا عرضه شده است، عالی‌ترین مضامین توحیدی را در قالب کلماتی دلنشین‌ بیان‌ می‌کند. روح عرفان و معرفت در عرصه توحید الهی‌ در بخش‌های مختلف این دعا موج می‌زند و سالکان راه حقیقت را در طی مراحل سیر و سلوک اسـتوارتر، مـصمم‌تر و مشتاق‌تر می‌سازد. امام‌ حسین‌(ع) این‌ مناجات عاشقانه را در فضایی معنوی و در کنار کعبه‌، مقدس‌ترین جایگاه مسلمانان و با دلی پرسوز و چشمانی اشکبار قرائت کرد و به عنوان منشور جاویدان توحید برای اهل ایمان به‌ یادگـار گـذاشت. به حقیقت می‌توان گفت که اگـر از آن امام همام جـز همین مناجات، سخن دیگری برای رسیدن به حق و معرفت الهی به جای نمانده بود، اهل عرفان و ایمان‌ را همین‌ کلمات عارفانه و حـیات بخش بـس بـود در حالی که دعای عرفه بخش‌ اندکی‌ از معارف بلند و انـدیشه‌های عـبادی، عرفانی، اجتماعی و سیاسی حضرت اباعبداللّه الحسین(ع) را به پیروان حقیقت‌جوی آن‌ حضرت‌ ارایه‌ می‏‌‏کند.   برخی‌ مرجحات سندی دعای عرفه انتساب این دعا به امام حسین(ع) مشهور است و تـمام علما و محققان‌ در ایام مختلف بـه ویژه در روز عـرفه و در عرفات بر تلاوت و قرائت آن اهتمام‌ و تاکید داشته‌اند و به گفته علامه ابوالحسن شعرانی استاد علوم اسلامی و تاریخ، علما به بسیاری از عبارات این دعا در مسایل‌ توحید احتجاج‌ کرده‌اند و این دعا از مواریث بزرگ اهل بیت(ع) و افتخار شیعه محسوب می شود و این خود دلیلی‌ بر صحت و اصـالت آن به شمار می رود. افزون بر این، نقل بزرگانی همچون سید ابن‌ طاووس‌، علامه مجلسی و محدث قمی که از بزرگان علم رجال و حدیث بوده و نزد علمای شیعه مقام برجسته‌ای‌ دارند، به عنوان مؤیدات سندی در خور ذکر اسـت. در همین باره امـام خمینی(ره)می‌فرماید: «دعای بلند و عرفانی سالار شهیدان، حضرت حسین ابن علی، دارای‌ چنان مضامین بـلندِ عـرفانی اسـت که در کمتر دعایی یافت می‌شود.» مضامین‌ دعای‌ عرفه با روح قرآن و روایات دیگر اهل بیت سازگار اسـت و مـثل مـضامین این دعا در بسیاری از ادعیه دیگر معصومان آمده است. وجـه تـسمیه عرفات دلیل نام‌گذاری آن سرزمین مقدس به‌ عرفات‌ یـا بـه سبب معرفت بندگان به خدا توسط عبادات و ادعیه است یا به‌ خاطر اینکه حضرت آدم و حوا‏ (ع) هنگام هبوط به زمـین هـمدیگر را در آن مـکان یافتند. (راغب‌، همان‌: ۵۶۲؛ رشیدالدین میبدی، ۱۳۷۱، ‏۱: ۵۳۳) یا اینکه جبرئیل‏ (ع) هنگام تعلیم مناسک حج به‌ حضرت‌ ابـراهیم‏‌ (ع)، بـه او گـفت: «در این سرزمین در پیشگاه خداوند به گناهان خود اعتراف کن‌« (کلینی، ۱۴۰۷ق، ‏۴: ‏۲۰۷) بنابر این وجه، سبب‌ تسمیه‌ آن‌ سرزمین به عرفات این اسـت که جـبرئیل‏ (ع) از آنـجا به عنوان عرفات نام برد. (جوادی‌ آملی، ۱۳۸۸: ۱۶۸) فـضیلت دعای عـرفه عرفه در پیشگاه خدای متعال از چنان عظمتی برخوردار است‌ که پروردگار از آن به نام مـشهود قـسم یـاد می‌کند: «و سوگند به شاهد و مشهود»، یعنی‌ زائران‌ بیت‌ الله الحرام شاهد و ناظر آن روزنـد، در روایـتی‌ از پیامبر اکرم (ص)، امام باقر (ع) و امام صادق (ع) این تفسیر نقل شده است‏. (مکارم‌ شـیرازی‌، (بـی‌تا) ‏۲۶، ص: ۳۳۰) همه ایام‌ در نزد خـدا مـحترم هسند، اگر ‌فردی به درگاه الهی توبه‌ و استغفار کند امید است که بخشیده شود اما برخی روزهـا مـخصوص برای بخشش گناهان‌ محسوب می شود و روز عرفه جزو همان روزها به شمار می رود. امام‌ صادق‏‌ (ع) می‌فرماید: «اگـر مـاه‌ مبارک‌ رمضان بر فردی گذشت‌ و او آمرزیده نـشد، تـا مـاه مبارک آینده به آمرزش او امیدی نیست مـگر آنـکه عرفه‌ را درک کند.» (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ‏۹۶: ‏۲۶۱) آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری با اشاره بـه اهـمیت و فـضیلت عرفه مردم را بـه بـهره‌مندی بیشتر از برکات این روز و دعـا در آن بـیان می‌کند و می‌فرماید: «روز «عرفه‏»، روز دعا و توسل و تضرع است، ... برکات عظیم روز عرفه‏، در حقیقت چنین روزی را به مـعنای روز عـید، روز برکت و روز رحمت از طرف پروردگار به مـا مـعرفی می‏ کند. ... کسـی خـیال نـکند در زندگی ملتی که در حال سـازندگی است، دعا و تضرّع نقش زیادی ندارد. به‏ عکس، ملتی‌ که‌ راه دشواری را در پیش روی خود دارد و می‏ خواهد کار بـزرگی را انـجام دهد، در کنار کار و تلاش و مجاهدت، لازم است که بـاب‌ گـشاده ‏ای‌ بـرای دعـا و تـوجّه به پروردگار و اسـتمداد از خـداوند قرار دهد.» مـضامین والای دعـای عرفه امام‌ حسین (ع) یکی از درس‌های مهم دعای عرفه امام حسین (ع) درخواست‌ هـدایت‌ و بـازگشت بـه سوی پروردگار عالمیان در پرتو بصیرت است. آن امام همام(ع) در بخشی از این دعا به آثار هـدایت در پرتـو بـصیرت اشاره و بیان می‌کند: «خدایا مرا به رجوع‌ به‌ آثار فرمان دادی، پس مرا به پوشـشی از انـوار و هـدایتی بصیرت جو به سوی خود بازگردان، تا از ‌آن‌ها به سویت بازگردم همانطور که از آن‌ها بـه بـارگاهت باز یافتم، با نگاهداری‌ نهادم‌ از نگاه به آن‌ها و برگرفتن همّتم از اعتماد بر آنها، هـمانا تـو بر هرچیز توانایی.» مبارزه‌ با استکبار در سایه حکومت اسلامی امام حسین (ع) در ‌بخشی از دعای عرفه به‌ قدرت‌ لایزال الهی در کوبیدن جباران و اینکه خدا هـر کفـرپیشه و ستمگری را ریشه ‏کن‌ می کند، اشاره‌ و اظهار می دارد: «او شنونده دعاها و دورکننده بلاها و بالابرنده‌ درجات و کوبنده گردن کشان است.» و در بخش دیگر دعا، عنایت پروردگار نـسبت به دولت‌ الهی‌ و تولد در زمان حکومت اسلامی و نجات از پیشتازان کفر و اِلحاد و حکمرانان خودسر تبیین شده است‌؛ آنجا که به خدا می فرماید: «از باب رأفت و لطف و احسانی که به من داشتی، مـرا در حـکومت پیشوایان کفر، آنان که‌ پیـمانت‌ را شکستند و پیامبران را تکذیب کردند، به دنیا نیاوردی، ولی‌ زمانی‌ به دنیا آوردی به خاطر آنچه در علمت برایم رقم خورده بود و آن‌ عبارت بود از هدایتی که مرا برای پذیرفتن آن آماده‌ ساختی‌ و در عرصه گاهش نـشود و نـمایم‌ دادی‌.» دعای عرفه امام حسین (ع) گرچه نیایش و راز و نیاز به درگاه بی‏ نیاز است اما راز و رمز مبارزه و قیام علیه نظام‌ سلطه ‏گری‌ در آغاز آن مورد توجه‌ و عنایت ویژه قرار گرفته‌ است‌. چون امام حسین (ع) وقـتی که در ایـن دعا بـهترین نعمت‏ هایی را که خدا به‌ او داده، می‌شمارد و در برابر آن نعمت‏ ها خدا را می‏ ستاید، به‌ درهم‌ کوبیده‌ شدن ظالمان توسط پروردگار اشاره مـی‌کند و خدا را می ‏ستاید که او را در زمان جاهلیت به‌ دنیا نیاورده است؛ ایـن نـشان بـلندنظری آن‌ حضرت‌(ع) است‌. این سخن امام (ع)، تشویق به تشکیل حکومت اسلامی و تـلاش برای استقرار نظام الهـی اسـت. چون اگر فردی بخواهد شکر نعمت به دنیا نیامدن در دولت کفر را بجا آورد، باید برای براندازی دولت کفر و حاکمیت شرک و تشکیل حکومت اسلامی و حفظ آن‌ تلاش‌ کند. منابع: ۱. جعفری، مـحمد تقی، نیایش امام حسین در صحرای عرفات، چاپ چهارم: تهران، نشر آثار علامه‌، ‌۱۳۸۲‌ش. ۲. جمعی از پژوهشگران، گلشن ابرار، چاپ دوم: قم، نشر معروف، ۱۳۸۷ ش.

more_vert حافظ ناظری و نغمه‌های جهانی صلح

ادامه مطلب

closeحافظ ناظری و نغمه‌های جهانی صلح

حافظ ناظری از جمله خوانندگان و آهنگسازان نسل جدید موسیقی کلاسیک ایران به شمار می‌رود که در ابتدا به جهت نسبت پدرفرزندی با شهرام ناظری در میان مخاطبان موسیقی شناخته شد، اما پس از چندی با ابداع سازی موسوم به ساز «حافظ» و همچنین اجراهای متعدد داخلی و تورهای خارجی نامی مستقل در عرصه موسیقی برای خود بوجود آورد.

more_vert امیرحسین آریان‌پور؛ منادی آموزش و پرورش پویا

ادامه مطلب

closeامیرحسین آریان‌پور؛ منادی آموزش و پرورش پویا

 امیرحسین آریان‌پور نویسنده، فرهنگ‌نویس، مترجم و استاد دانشگاه بود که او را به‌عنوان پرآوازه‌ترین و مؤثرترین جامعه‌شناس ایران می‌شناسند. وی در حوزه شناسایی علم جامعه‌شناسی در ایران تلاش‌های فراوانی کرد. به‌گونه‌ای که رشد این علم در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ خورشیدی مدیون اوست.

more_vert برنده قرن ۲۰، بازنده قرن ۲۱

ادامه مطلب

closeبرنده قرن ۲۰، بازنده قرن ۲۱

 روزنامه اعتماد در یادداشتی نوشت: در سال ۱۹۴۱ هنری لوس بنیانگذار مجله تایم و انتشارات زندگی و ثروت، قرن بیست را قرن امریکا نامید. قدرت بی‌نظیر و عزم بی‌قید و شرط سرمایه بزرگ سیاسی و روابط بین‌الملل هیات حاکمه امریکا تلقی می‌شد که با اتکا به آن دنبال برقراری نظم جهانی لیبرال بود. هیمنه امریکا در سه سطح نظامی، اقتصادی و سیاسی با تکیه بر ارتش، دلار، دیپلماسی و جمع‌آوری اطلاعات خارجی استوار پیش می‌رفت. روزنامه اعتماد یادداشتی را به قلم جهانبخش محبی‌نیا، منتشر کرده است که در ادامه آن را می خوانیم: روسای جمهور امریکا مطلق خودشان را پیامبران آزادی قلمداد می‌کردند و جهان را وامدار و مدیون خویش می‌پنداشتند. البته در قرن بیست به ویژه بعد از جنگ جهانی دوم امریکایی‌ها تک‌سوار جامعه جهانی بودند. نقش جدی آنها در مخالفت با گسترش کمونیسم و اجرای طرح‌های اقتصادی برای نجات اروپا از بحران‌ و مداخله صریح و بی‌رحمانه در امور کشورهای جهان یابوی امپراتوری را سرکش و چموش نشان می‌داد. آبشخور سربلندی امریکا در قرن بیست، غفلت شهروند اروپایی بود، چراکه اروپا اختیار مطلق خویش را به دست نظام‌هایی سپرد که این قاره را به بیماری وحشتناک فاشیسم، جاه‌طلبی، برتری نژادی و جنگ آلوده کرد و النهایه اروپا به خرابه‌ای تبدیل شد که حاصل آن آوارگی، در به دری و کشتار میلیون‌ها نفر از ساکنان اروپا و کره زمین شد. از سوی دیگر اختلال ماندگاری در امر اخلاق، دموکراسی، روابط بین‌الملل، توسعه و رشد جهانی به وجود آورد که تا حال امکان بررسی آن برای موسسات علمی و دانشگاه‌ها مقدور نبوده است. به عبارتی امریکایی‌ها بر غفلت و انحراف اروپاییان، کاخ سلطه، قدرت و حاکمیت را بنا نهادند و کاپ سیادت را به آسانی از دست اروپایی‌ها ربودند و ایده حکمرانی بر جهان را مهندسی کردند. اما در حال حاضر شرایط به گونه‌ای دگر است. ویروس کرونا و افتادن طشت تبعیض نژادی از پشت بام گهواره آزادی، در شاهراه پایان تاریخ راهبندان بزرگی به وجود آورده است و داعیه‌های بزرگ برخورداری از سعادت، رفاه و معیشت را مورد راستی‌آزمایی قرار می‌دهد. گویا پایان ماه عسل امریکایی جماعت فرا رسیده است به نحوی که در خود امریکا و اروپا عده‌ای از وفاداران به لیبرالیسم، قرن بیست و یک را قرن علیه امریکا می‌خوانند. در واقع سیلاب پیش‌بینی‌های سقوط، تضعیف و فروپاشی در مطبوعات، مجلات و مباحث دانشگاهی راه افتاده است و قدری عجیب می‌نماید، چراکه دغدغه‌ و ترس محافظه‌کاران و دموکرات‌های بدبین، از مارکسیست‌ها و رادیکال‌های جهان سوم به‌طور کامل پیشی گرفته است. عمده دلایلی که گفتمان فروپاشی سلطه امریکا را رخساره‌گری می‌کند حداقل در سه لایه مشهود است (تجربه‌ای تلخ، گزنده و مسموم که برای همه مدعیان قدرت بین‌المللی و جاه‌طلبان جهانی می‌تواند موجب یادگیری و عبرت باشد). ۱- اتخاذ استراتژی عالمگیر کردن و هژمونی لیبرال از طریق دولت‌های امریکاست. تاکید بر زور، دلار و به کارگیری شیوه‌های فریب، نفوذ و انحراف در کشورهای مستقل جهان از طریق سازمان اطلاعاتی سیا، پنتاگون و دستگاه خارجی به دلایل متنوعی ذائقه شهروند جهانی را تلخ کرد. در کنار این فرآیند مخالفت رویکردهای بزرگ فلسفی، مارکسیستی، دینی و جنبش‌های رهایی‌بخش با جاه‌طلبی امریکا باعث واکنش‌های شدید و روایت‌سازی‌ کلان در کل جهان شد. جنگ‌های پر هزینه و غیر ضروری اقتصاد خیلی از کشورها را بر باد داد و ماهیت اقتصاد امریکا را امپریالیستی و جنگی نشان داد. تقارن این تحولات با ناشی‌گری‌های ترامپ باعث شد تا پرده کامل برافتد و حتی هم‌پیمانان امریکا هم لب به اعتراض بگشایند. در حوزه نخبگان فرید زکریا از همکاران سی‌ان‌ان سلطه موصوف را هژمونی توخالی توصیف می‌کند. استفاده از این عنوان در تحلیل‌ها دم به دم بازنمایی می‌شود . ۲- اشتباه بزرگ دیگر اختلال در کارکرد نهادهای عمومی است که کمبود منابع و هک کردن مشروعیت، اقتدار و ناکارایی اقتصادی، اداری، نظامی و سیاسی را در بر داشت. انسان امریکایی و شهروند غربی به بهانه رشد، آزادی، دموکراسی و رفاه به سراب کشیده شد و امکان برگشت هم به انسان داده نشد. وقتی حاکمان به دروغ متوسل می‌شوند در کنار رفیع‌ترین کاخ‌های قدرت بزرگ‌ترین چاه بدبختی و فلاکت انسان‌ها را هم حفر می‌کند و فرقی هم ندارد این اقدام به نام لیبرالیسم یا هر شیوه‌ای سر راه انسان‌ها پدید آید؛ بالاخره ترانه آوارگی انسان سروده می‌شود. ۳- سوءتفاهم بعدی جنگی کردن سیاست و تسلیح آن بود. در یک دوره زمانی به ویژه از اوایل قرن ارتش امریکا در خدمت نظام اطلاعاتی و بعدها سرسپرده اقتصاد بود. هم اینک ارتش با مقوله سیاست هم‌ پیوندی یافته است و از سیاستمداران فرمان می‌برد. سیاست در حال حاضر به ورزش خون، انفجار سلامت و فربه کردن هوس‌های فردی حاکمان تبدیل شده است. حاصل آن کنار زدن منافع ملی و اسیدی کردن رابطه با چین، روسیه، ایران و حتی بعضی از هم‌پیمانان بین‌المللی امریکاست. پژواک این رویکرد در اندیشه سیاسی رشد بیمارگونه ناسیونالیسم و پوپولیسم و تقویت تفکرات تند و افراطی است. به همین دلیل والت هالت مدعی است امریکا در دنیای به هم پیوسته کنونی باید از سیاست‌های بین‌المللی معطوف به ۱- تغییر رژیم۲- ملت‌سازی۳- مهندسی جهانی اجتماعیبپرهیزد. با این وصف قطار اشتباهات که قبل از ترامپ به کندی راه افتاده بود هم اینک با بروز کرونا و بهار ناآرامی‌های مستمر و برجسته شدن اشتباهات ریشه‌ای دونالد ترامپ سرعت مضاعفی به خود گرفته است. اگر در قرن بیست جهان از فهم انسان خارج از کنترل مدرنیته گریزان بود در قرن بیست و یک فهم کمابیش مستقلی جهانگیر و به مقاصد عینی ملتزم می‌شود. در خود امریکا با افتخار صوتی بر شیپور دمیده می‌شود که طلوع قرن ضد امریکایی همان چیزی است که جهان و امریکا به آن نیاز دارد. البته در این بین فریاد عده‌ای در داخل و خارج بلند است که افول مذکور با طلوع قدرت در شرق تقارب و ملازمت دارد. با وجود همه آشفتگی‌ها و اختلال‌هایی که متوجه سلطه امریکاست آیا چین یا ترکیبی از تعاون چین و روسیه صلاحیت تحویل این شیفت را دارد یا نه جهان به آینده‌ای نامعلوم پا می‌نهد که آثار آن از سلطه امریکا و تخریب‌های ویروس کرونا به مراتب وخیم‌تر است.

more_vert درباره بدرالزمان قریب

ادامه مطلب

closeدرباره بدرالزمان قریب

 بدرالزمان قریب، به عنوان پژوهشگر ‌فرهنگ و زبان‌های باستانی این مرز و بوم شناخته می‌شد که خدمات فرهنگی ارزنده بر قله افتخارات کشور افزوده است. او علاوه بر تحصیل علوم دینی، کتاب‌هایی را نیز درباره ادبیات فارسی و عربی و همچنین تاریخ ادبیات و خطاطی نوشته از خود برجای گذاشته است.

more_vert درباره شیخ بهلول گنابادی

ادامه مطلب

closeدرباره شیخ بهلول گنابادی

 «محمدتقی گنابادی» مشهور به « شیخ بهلول» روحانی وارسته و مجاهد روشن ضمیری بود که به‌عنوان یکی از مبارزان دوره پهلوی شناخته می شود. او نقش مهمی در قیام مسجد گوهرشاد ایفا کرد و به همین دلیل، سال‌های زیادی از عمر بابرکت خود را در زندان گذارند اما هیچ‌گاه دست از مبارزه با رژیم پهلوی برنداشت.