رشد مغز در کودکان
تاریخ 31 اردیبهشت 1396 ساعت 18:59:38
کد خبر: 000036

 

تحقیقات جدیدی که برروی رشد مغزی در نوزادان به عمل آمده اند نشان می دهند که به طور کلی هر چه که والدین در طول دوران نوزادی و کودکی از بچه های شان بیشتر حمایت می کنند ،به آن ها عشق می ورزند و به آموزش دادن آن ها می پردازند ، برای رشد مغز کودک بسیار اهمیت دارد.
رشد مغز در کودکان

تحقیقات جدیدی که برروی رشد مغزی در نوزادان به عمل آمده اند نشان می دهند که به طور کلی هر چه که والدین در طول دوران نوزادی و کودکی از بچه های شان بیشتر حمایت می کنند ،به آن ها عشق می ورزند و به آموزش دادن آن ها می پردازند ، برای رشد مغز کودک بسیار اهمیت دارد. این تحقیقات هم چنین نشان می دهند که تجربیاتی که یک نوزاد یا کودک در طول سه سال اول زندگی اش داشته است ،سبب شکل گیری یادگیری ها و رفتار هایش در آینده می شود .

به کمک تکنولوژی های جدیدی مانند اسکن مغز، دانشمندان به ما کمک کرده اند تا به خوبی عملکردهای بخش های درونی مغز کودکان را بفهمیم و به اهمیت نقشی هم که والدین در این زمینه دارند، کاملا آگاه گردیم.

حرکات روزمره – مانند روبرو شدن با رفتار های مهر آمیز مادر مانند در آغوش گرفته شدن و شیر خوردن از سینه های مادر، خیره شدن و زل زدن به چشم های مادر، به انداه کافی منابع حیاتی و غذایی کافی هم برای رشد طبیعی هم مغز و هم بدن، در نوزادان و کودکان فراهم می آورد.

 

 

             مغز ناتمام (ناقص)

در هنگام تولد مغز نوزاد به گونه ای کاملا معین ناقص ، نارس و ناتمام است. بنا براین طبیعت به این وسیله ، نیاز به یادگیری را در آن و در والدین هم نیاز به دوست داشتن و حمایت کردن از نوزاد قرار داده است . این نیاز ها تعیین کننده تعامل های بین نوزاد و پدر ومادر هستند که خود این تعامل ها هم سبب فراهم شدن شرایط رشد و تکامل مغز در کودکان و تحریک مغز برای رشد یافتن می شوند .

در هنگام تولد مغز کودک تمام سلول هایی که باید داشته باشد و در طی زندگی به آن ها نیاز دارد، دارا می باشد .اما این سلول های مغزی (نرون ها )به هم متصل نمی باشند و بین آن ها «سیم کشی های!» لازم به عمل نیامده است. به همین دلیل مغز ناتمام و نارس است و پیدا شدن این اتصالات سبب تکامل و تمام شدن مغز می شود .

به این اتصالات و محل هایی که نرون های مغز کودک به هم وصل می شوند «سیناپس »می گویند .این سیناپس ها از طریق تعاملاتی که بین مادر و کودک و جانشین های او به وجود می آید روزبروز بیشتر و قدرت مند تر می شوند . برای مثال اتصالات بیشتر هنگامی به وجود می آیند که :

● که مادر و یا جانشین او با کودک بازی« گرگم گله می برم» و یا دیگر بازی های کودکانه انجام می دهد.

● مادر و یا جانشین وی برای کودک کتاب قصه می خواند ویا برایش شعر می خواند.

● مادر و جانشین او با کودک در تماس دائم است و با اوحرف می زند .

 

 

           بیلیون ها و تریلیون ها ماده

این اعداد بسیار بزرگ هستند و تصور این که در مغز کودک این همه ماده وجود دارد بسیار دشوار است و فهم رشد مغز کودک را برای ما دشوار می سازد.

● در هنگام تولد، یک نوزاد دارای 100 بیلیون سلول مغزی (نرون ) است .

● در زمان تولد، یک نوزاد دارای 50 تریلیون ارتباط عصبی (سیناپس ) است .

● در سه ماه اول زندگی ،تعداد این سیناپس ها حدودا بیست برابر می شوند .

● در سه ماه اول زندگی نوزاد بیش از 1000 تریلیون سیناپس دارد .

● یک کودک3 ساله دو برابر بیش از یک بزرگسال، از ارتباط های عصبی برخوردار است .

 

 

       صبر کنید!

       لطفا دوباره آن چه را که خواندید، دوباره بخوانید .

• یک کودک سه ساله دو برابر بیش از یک بزرگسال از ارتباط های عصبی برخوردار است .

چرا ؟ چه اتفاقی افتاده است ؟

چون بدن نیاز به یادگیری دارد (می خواهد ارتباط های بیشتری داشته باشد و ارتباط ها هم با افزایش استفاده ، قوی تر می شوند ) باید مکان های خالی برای یادگیری های بعدی فراهم آورد به همین دلیل لازم است تا به هرس کردن بپردازد و ارتباط هایی را که دیگر مورد استفاده واقع نمی شوند ،از بین ببرد و بیرون بریزد.

در سال2000 ،هنگام سخنرانی در باره نتایج تحقیقات در مورد مغز کودکان ،دکتر ران فانین از این مثال برای درک بهتر وجود این همه ارتباط های عصبی در مغز کودک استفاده نمود .او می گوید :

هنگامی که باغبان های شهرک سینمایی دیسنی لند تصمیم گرفتند که درخت ها و گل ها را به نحوی آرایش دهند که شبیه به میکی موس شود ،امیدوار بودند که علف ها به گونه ای رشد نمایند که شبیه به گوش میکی موس باشد برای این کار آن ها دائم به چیدن و هرس کردن علف ها و بوته ها می پرداختند تا به شکل گوش های موش شود شکلی که همه ما آن را به عنوان میکی موس می شناسیم .

کودکان و نوزادان هم مانند همین باغبان ها عمل می نمایند، آن ها هم ارتباط هایی را که نیاز ندارند و یا مورد استفاده قرار نمی دهند هرس می کنند و شاخ و برگ های مزاحم و زیادی آن را می زنند .

 

 

 

           بهترین زمان یادگیری

در تمام زمان ها، مغز قادر به یادگیری است. اما یک سری زمان های کلیدی و حیاتی وجود دارند که یادگیری ها سهل تر و آسان تر صورت می گیرند و این ارتباط های عصبی راحت تر به وجود می آیند.

این امر نشان می دهد که چرا بچه ها در دوران کودکی با زبان های مختلفی آشنا می شوند ،زبان دوم را هم مانند زبان مادری شان به خوبی یاد می گیرند .

نتایج پژوهش ها نشان می دهند که در نوباوگان و بچه های یش دبستانی در هنگام صحبت کردن به دو زبانی که در حال یادگیری آن هستند، اشتباهاتی مشاهده می نماییم، این اشتباهات کلامی اهمیت چندانی ندارند. با گذشت زمان تعداد این اشتباهات افزایش هم می یابد. نتایج تحقیقات حاکی از میزان موفقیت و پیروزی این نوع کودکان در آینده هستند: از عزت نفس بالاتری برخوردارند، پیشرفت تحصیلی بهتر و حتی IQ بالایی هم دارند .

آگاهی نسبت به بهترین زمان های یادگیری در کودکان به والدین کمک می نماید تا پنجره های فرصت و شرایط مطلوب را بر روی بچه های شان بگشایند .

دانش ما در این باره، ما را هوشیار می سازد تا در یابیم که اگر والدین و یا جانشین های آن ها (کلیه افرادی که در غیاب پدر و یا مادر از بچه ها مراقبت می نمایند ) برای بچه ها فرصت ها و شرایط لازم فراهم نیاورند، بچه ها بسیار ضرر می کنند و آسیب می بینند. عدم تحریک مغز در این دوره ها بسیار خطر ناک و آسیب زاست به ویژه در طول سال های کودکی بعدی، نوجوانی و بزرگسالی.

● بچه هایی که به بندرت حرف زدن دیگران را می بینند و یا می شنوند و با آن ها حرف زده نمی شود در دوره های بعدی زندگی شان به ویژه در تسلط پیدا کردن بر مهارت های کلامی به شدت آسیب می بینند

● بچه های که فرصت بازی کردن ندارند و زیاد به آن ها اجازه داده نمی شود تا بازی کنند ،در بزرگسالی نمی توانند از مهارت های اجتماعی تکامل یافته و مطلوبی بهره ببرند .

 

 

    تحریکات تازه و دفع ملالت و خستگی 

 

نتایج تحقیقات نشان می دهند که که نوزادان به گونه با ثباتی محرک های تازه و نو را ترجیح می دهند و به آن ها تمایل دارند . فقدان محرک و تحریک های لازم سبب ایجاد ملال و خستگی در کودک می شود و این چیزی است که یافته ها نشان می دهند که کودک آن را دوست ندارد .

یک کودک معمولا خستگی و بی حوصلگی خود را با یک ناله و یا شیون بلند و پر صدا نشان می دهد. والدین معمولا به این حالت باید به صورت های زیر پاسخ بدهند .

● بچه را بلند کنند و او را در آغوش بگیرند .

● او را در معرض دید قرار دهند و یا خود را در معرض دید او قراردهند .

● اسباب بازی جدیدی در اختیار او قراردهند .

تمام این واکنش ها سبب می شوند تا محرک های جدیدی برای کودک فراهم شود. مغز به چنین فعالیت هایی نیاز دارد تا بتواند ارتباط های جدیدی را به فعالیت بیندازد و یا آن ها را قدرت مند نماید .

به گونه ای ایده ال والدین ممکن است به صورت طبیعی علائم و نشانه هایی کلامی برای بچه ها تولید نمایند و به این وسیله موجبات تحریک مغز آن ها را فراهم آورند تا مغز بتواند ارتباط های جدیدی را به وجود آورد .

 

 

           اثرات پاسخ دادن سریع والدین

وقتی که یکی از والدین یا هر دوی آن ها و یا جانشین مادر، سریع به نیاز کودک به محرک های تازه پاسخ می دهند کودک از چند جهت سود می برد :

● سیستم بیولوژیکی که به کودک کمک می کند تا بتواند این عواطف را کنترل نماید، تقویت می شود .

● یک رابط عاطفی بین کودک و مراقب به وجود می آید.

● کودک یاد می گیرد تا به دیگران و محیط اطراف اش اعتماد نماید و همیشه این اعتماد کمک می نماید تا بتواند به خوبی با مشکلات کنار بیاید و یا آن ها را حل نماید.

● در این جا ما یک نوع کنش بیولوژیکی هم مشاهده می نماییم. نتایج یک دلبستگی ایمن بین مادر و دیگر مراقبان باکودک باعث می شود تا ترشح هورمونی که کورتیزول نامیده می شود و سبب ایجاد استرس و فشار روانی می شود، دچار وقفه گردد و این هورمون ترشح نشود. این هورمون استرس، بر روی متابولیسم و سیستم ایمنی بدن و بر روی مغز اثر می گذارد و سبب از بین رفتن سلول های مغزی می شود .

 

 

                    شیوه های رشد سالم مغز

تجربیات روزمره ای که والدین و دیگر مراقبان برای کودک فراهم می آورند، می تواند به رشد طبیعی و سالم مغز کمک بسیار زیادی نماید آن ها هم چنین می توانند از طریق یاد دادن به کودک و تعامل با وی به شکل دهی آینده وی بپردازند .

در این جا به ده رهنمود برای تقویت رشد طبیعی مغز کودکان اشاره می کنیم :

1. نسبت به کودکان تان مادران و پدران و مراقبانی گرم، صمیمی و پاسخ گو باشید.

2. به علائم و نشانه هایی که بچه ها می دهند حساس باشید و تفسیر های درستی از آن ها به عمل آورید .

3. برای بچه ها هر چه می توانید حرف بزنید ، کتاب و آواز بخوانید  

4. در برخورد با کودکان رفتار هایی مرتب وبا ثبات داشته باشید .

5. شرایط مناسبی برای جستجو و اکتشاف در محیط و بازی هایی مطمئن برای بچه ها فراهم نمایید .

6. بدانید که هر کودکی یک موجود منحصر به فرد است که هیچ کس دیگری مانند او نیست .

7. از روش های فرزند پروری مناسبی استفاده کنید و در تماس دائم با کودکتان باشید .

8. مواظب سلامتی خودتان هم باشید .

9. از انضباط و نظم و ترتیب به عنوان فرصت هایی برای تربیت و آموزش به کودک بنگرید .

10. در مورد برنامه های تلویزیون به صورت انتخابی عمل کنید و اجازه ندهید تا کودکتان همه برنامه ها را ببیند آن هایی که مناسب تشخیص می دهید، اجازه دهید تا ببیند .