ترس در کودکان
تاریخ 09 اردیبهشت 1396 ساعت 21:37:10
کد خبر: 000018

کودک 8 ساله دچار ترس‌های بی اساس و توهم زاست از جمله ترس از تاریکی و حیوانات.مادر بهترین کسی است که می‌تواند در زدودن این ترس‌ها به کودک کمک کند.کودک در این سن به روابط خود با دیگران بسیار علاقمند است.آماده و دوستدار برقراری روابط دو جانبه می‌باشد.دوست دارد در جمع بزرگترها باشد و سوالاتی مطرح کند که خود پاسخ آن‌ها را می‌داند در حالی که سایرین قادر به جوابگویی آن‌ها نیستند.در این دوره کودک این پندار را که اشیا هم مانند حیوانات دارای روح هستند (جان‌گرایی) به کنار می گذارد.

ترس در کودکان

هنگامی که ترس چندان شدید نبوده، موجب پرهیز از خطر باشد، برای کودک سودمند است.متأسفانه بیشتر کودکان از پدیده‌ها و موقعیت‌هایی بی خطر می‌ترسند و در نتیجه، از برخی فعالیت‌های مفید و لذت‌بخش محروم می‌مانند.ترس‌های فراوان و شدید که در بسیاری از کودکان دیده می‌شوند، سلامت جسمی و فکری آنان را مورد تهدید قرار می‌دهند.چنان‌چه این‌گونه ترس‌ها درمان نشوند، موجب اختلال‌های جسمی و فکری و تربیتی در کودکان می‌گردند.بدین ترتیب ترسی که با ایجاد واکنش پرهیز از خطر می‌تواند عامل ایمنی باشد، به عاملی تهدید کننده و خطرناک تبدیل می‌شود.منشا ترس‌ها اعم از معقول یا نامعقول آن‌ها، باید در تجارب خود کودک یافته شوند.بیشتر ترس‌ها اکتسابی هستند اما کیفیت اکتساب همه‌ی آن‌ها یکسان نیست.گروهی از ترس‌ها ناشی از تأثیر انگیزه هستند مثلاً صدای بلند که به طور طبیعی ترس آورند.برخی از ترس‌ها نتیجه‌ی یادگیری (تقلید) از دیگران است.کودک با مشاهده ترس نزدیکان از رعد و برق، این ترس را فرا می‌گیرد.بعضی از ترس‌ها نیز نتیجه‌ی تجربه‌های ناگوار خود کودک است مثل ترس از بیمارستان.خواب‌های بد نیز، به عنوان گونه‌ای تجربه‌ی ناگوار، می‌توانند باعث این‌گونه ترس‌ها باشند.

در دوره‌ی دبستان ترس از دست دادن ارزش و اعتبار، بیماری، آسیب‌های جسمانی و تمسخر شدن، با گذشت زمان افزایش می‌یابد.در این دوره شدت ترس در دختران بیشتر از پسران است.ویژگی مهم همه‌ی انگیزه‌های ترس‌آور ظهور نامنتظر و ناگهانی آن‌هاست.در حقیقت این ویژگی بدین دلیل که فرصتی برای سازگاری با موقعیت جدید به کودک نمی‌دهد، باعث ترس او می‌شود.چگونگی واکنش کودک در برابر انگیزه‌ای ترس‌آور، تا اندازه زیادی به وضعیت جسمی و ذهنی کودک هنگام مواجهه با آن انگیزه، بستگی دارد.اگر کودک هنگام خستگی، گرسنگی یا آشفتگی ذهنی با انگیزه‌ای ترس‌آور رو به رو شود، واکنش ترس در وی شدیدتر از هنگامی خواهد بود که در وضعیتی عادی با آن انگیزه برخورد نماید.کودکان در این دوره ترس خود را به طور مستقیم ابراز نمی‌کنند و از هر آن‌چه که خطرناک به نظر می‌آید دوری می‌گزینند.آنان ترس خود را به صورت غیر مستقیم مانند خشم، آشکار می‌سازند.

در این دوره که احساس ترس و ناامنی با کودک همراه می باشد و آرامشش را به هم می‌زند.ما اولیا می توانیم برای کودکمان کتاب‌هایی که درباره‌ی این نوع ترس بوده و شخصیت اصلی داستان به گونه‌ای به این ترس‌های خود چیره می‌شوند، برگزینیم و با کودکمان سهیم شویم.

ترس، جز در موارد اجتناب از خطرهای واقعی، بیشتر زیان‌آور است تا مفید.از این رو شایسته است پدران، مادران و آموزگاران تا حد ممکن از ترس کودکان پیشگیری نمایند.از میان روش‌های گوناگون مبارزه با ترس کودکان روش‌های زیر از همه مفیدتر می‌باشد:

  • دادن امکان به کودک تا به میل خود با ترس و انگیزه‌های ایجاد کننده‌ی آن رو به رو شود.
  • ایجاد انگیزه برای یادگیری مهارت‌هایی که هنگام رو به رو شدن با موقعیت‌های ترس‌آور.
  • توضیحات شفاهی درباره‌ی انگیزه‌ی ترس‌آور و ایجاد اطمینان در کودک نسبت به بی‌خطر بودن آن.
  • ایجاد همخوانی‌هایی(تداعی‌هایی) خوش‌آیند با انگیزه‌ی ترس‌آور.
  • تمرین شجاعت به شیوه‌ی تقلید از بزرگتران.
  • دادن فرصت کافی به کودک برای بیان عواطف و اندیشه‌هایش که منجر به کشف تمایلات و استعدادهای وی و انصراف خاطرش از امور زیان‌آور می‌گردد.

روش‌های بی‌ثمری که برای از میان بردن ترس کودکان بکار می‌روند نیز عبارتند از :

  • نادیده گرفتن ترس آنان
  • کودک را با اجبار، سرزنش، تمسخر و گوشزد کردن شجاعت کودکان همسال دیگر به رویارویی با موقعیت ترس‌آور واداشتن
  • دور ساختن آن‌چه که موجب ترس آنان است
  • آرام کردن آنان با وسایل گول زننده و موقتی

بی ثمر بودن این‌گونه روش‌ها را می‌توان در بزرگسالانی مشاهده کرد که ترس‌های دوره کودکی در آنان بجا مانده است.

کمرویی نیز از جمله واکنش‌های غیر مستقیم ترس است.نترسیدن یا ترس را آشکار نساختن در بیشتر جوامع ارزشی اجتماعی شمرده می‌شود که خود موجب ترس نوینی در کودک، یعنی ترس از ابراز ترس است.بسیاری از کودکان تحت تأثیر این ارزش اجتماعی به این باور می‌رسند که ترس شرم‌آور است.ترس از ابراز ترس در بزرگسالی به حدی می‌رسد که شخص بزرگسال در هنگام خطر از کمک خواستن اجتناب می‌کند.

کلمات کلیدی: