more_vert مقاله عوامل کلان اقتصادی و شواهدی از تئوری قیمت‌گذاری آربیتراژ در بورس سهام تهران

ادامه مطلب

closeمقاله عوامل کلان اقتصادی و شواهدی از تئوری قیمت‌گذاری آربیتراژ در بورس سهام تهران

مقاله علمی و پژوهشی " عوامل کلان اقتصادی و شواهدی از تئوری قیمت‌گذاری آربیتراژ در بورس سهام تهران" مقاله ای است در 16 صفحه و با 36 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد سیاست ها و پژوهشهای اقتصادی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث آربیتراژ، مدل عاملی، مدل CAPM، مدل APT، تخمین SUR، آماره LR پرداخته شده است چکیده مقاله الگوی قیمت‌گذاری آربیتراژ توسط راس در سال 1976 معرفی شد. مهم‌ترین فرض این الگو، نبود آربیتراژ در بازار است. در این الگو، قیمت یک دارایی با توجه به میزان ریسک دارایی تعیین می‌شود و چندین عامل کلان ریسک یک دارایی را توضیح می‌دهند. هدف اصلی این تحقیق، آزمون برقراری شرایط الگوی قیمت‌گذاری آربیتراژ در بورس سهام تهران است. به این منظور، اطلاعات مربوط به قیمت سهام 20 شرکت بورسی و شش شاخص کلان اقتصادی گردآوری و مورد استفاده قرار گرفت، همچنین از روش تخمین SUR برای تخمین سیستم معادلات و از آماره LR به‌منظور آزمون برقراری شرایط الگوی قیمت‌گذاری آربیتراژ استفاده شد. در نهایت، با داده‌ها و روش تخمین مذکور برقراری APT در بورس سهام تهران رد نشد. دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert مقاله توزیع مخارج عمومی آموزش در ایران با روش تحلیل وقوع منفعت

ادامه مطلب

closeمقاله توزیع مخارج عمومی آموزش در ایران با روش تحلیل وقوع منفعت

مقاله علمی و پژوهشی " توزیع مخارج عمومی آموزش در ایران با روش تحلیل وقوع منفعت" مقاله ای است در 18 صفحه و با 17 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد سیاست ها و پژوهشهای اقتصادی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث تحلیل وقوع منفعت، فقر، نابرابری، مخارج عمومی آموزش پرداخته شده است چکیده مقاله رفع فقر و کاهش نابرابری از وظایف اصلی دولت به‌شمار می‌آید. دولت می‌تواند با ارائه خدمات عمومی از قبیل خدمات آموزشی وضع اقتصادی افراد را تغییر دهد و نقش مهمی در کاهش فقر و نابرابری ایفا نماید. آیا توزیع مخارج عمومی آموزش در ایران به‌نفع افراد فقیر و دهک‌های پایین جامعه صورت گرفته است؟ این مقاله به بررسی توزیع مخارج عمومی آموزش در ایران در سال 1386 می‌پردازد. روش تحلیل بکار رفته در این مقاله، رویکرد تحلیل وقوع منفعت است که شاید در ایران نخستین بار در این مقاله از آن استفاده شده است. برای بررسی سؤال تحقیق منحنی تمرکز منفعت، منحنی لورنز درآمد، ضریب سوئیتس و ضریب جینی بکار گرفته شد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهند که در مقطع ابتدایی توزیع مخارج آموزش فزاینده است، یعنی گروه درآمدی فقیرتر سهم بیشتری از منافع حاصل از مخارج دولت را نسبت به گروه درآمدی ثروتمندتر دریافت نموده است. در مقطع راهنمایی، متوسطه و آموزش عالی این توزیع کاهنده است یعنی گروه درآمدی ثروتمندتر سهم بیشتری از منافع حاصل از مخارج دولت را نسبت به گروه درآمدی فقیرتر دریافت نموده است. در مجموع، توزیع مخارج عمومی آموزش در ایران کاهنده است، بنابراین پیشنهاد می‌شود موانع دسترسی افراد فقیر به خدمات آموزشی دولت شناسایی شده و مرتفع گردد تا راه‌های دسترسی این افراد به خدمات آموزشی هموار شود. دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert ارتقای بهره‌وری؛ ضروری‌تر از همیشه

ادامه مطلب

closeارتقای بهره‌وری؛ ضروری‌تر از همیشه

اقتصاد ایران، به رغم تلاش برای دانش‌بنیان شدن هنوز منبع محور و متکی به درآمدهای نفتی است و به همین خاطر بدون توجه به تولید و افزایش بهره‌وری در این بخش نمی‌توان انتظار حل مشکلات و چالش‌های موجود را داشت.

more_vert چگونه صبر و تحمل کودکان را در برابر مشکلات تقویت کنیم؟

ادامه مطلب

closeچگونه صبر و تحمل کودکان را در برابر مشکلات تقویت کنیم؟

دنیای امروز ما پر از رویداد‌های غیرقابل پیش‌بینی و دشوار است مانند مرگ عزیزان، بلایای طبیعی، بیماری‌ها و سایر رویداد‌های استرس‌آور زندگی اجتناب‌ناپذیرند. ما نمی‌توانیم جلوی این اتفاقات بد را بگیریم و نمی‌توانیم همیشه کنار کودکانمان باشیم و در برابر هر اتفاقی از آن‌ها حمایت کنیم، اما می‌توانیم آن‌ها را به مهارتی مجهز کنیم که به آن‌ها کمک می‌کند بتوانند به خوبی با عوامل استرس زا مقابله کنند و این رویداد‌ها را پشت سر بگذارند. موقعیت های غیرمنتظره، غیر قابل پیش بینی و نامطلوب کودکان، ممکن است موجب بی صبری و بیتابی کردن کودکان شود. به استفاده از روشهای زیر میتوانید به کودکان خود یاد بدهید که چگونه خودش را تسکین دهند و آرام کنند. با آموزش نکاتی مانند نکات زیر میتوانید به کودکان کمک کنید تا خودشان را آرام کنند تا بهتر بتوانند با موقعت کنار بیایند و با صبوری کردن از و حفظ آرامش خود از عهده شرایط برآیند: توجه برگردانی. توجه کودکان را به موضوع دیگری معطوف کنید. صبر و تحمل کودکان را در برابر مشکلات برای مثال، توجه کودکان را به طبیعت پیرامون جلب کنید: گلها، درختان، آسمان. از آنها بخواهید به صداهای اطراف گوش کنند و حواس خود را به محیط اطراف بدهند. شمارش. از کودکان بخواهید دستان خود را روی شکم خود قرار دهند و آهسته و عمیق نفس بکشند و احساس کنند که با هر نفس که می‌کشند شکمشان مثل بادکنک بزرگ میشود. سپس نفسهای خود را بشمارند. همچنین میتوانید از کودکان بخواهید که اعداد را بشمارند. مثلا از عدد صد شروع کنند و هفت تا هفت تا از آن کم کنند. این کار به این دلیل که نیازمند توجه میتواند توجه کودکان را از و تمرکز دقیق است، واقعا موضوع ناراحت کننده به موضوع دیگری جلب کند. برای تربیت فرزند صبور، تدابیر کارساز زیر را عملی کنید: الگوی صبر فرزندنتان باشیدبه یاد داشته باشید فرزند شما کپی بردار خوبی است، او رفتارها و واکنش های شما را با دقت می بیند و در ذهن خود ذخیره شان می کند. اگر اولین واکنش شما به هر اتفاق ناخوشایندی، از دست دادن صبر و تحمل باشد او نیز آن را یاد گرفته و در شرایط مشابه مثل شما رفتار خواهد کرد. در واقع اگر شما به طور مکرر صبر و تحمل خود را از دست بدهید، یک رفتار منفی را تقویت می کنید و مجوز استفاده از آن را نیز برای فرزندتان صادر می کنید. پس در درجه اول، توصیه می کنیم خود، در شرایط دشوار آرام باشید و صبور. تمرین نفس کشیدن عمیق، اولین گام موفقیت شماست. صبر را تمرین کنید یادگیری صبر نیاز به تمرین دارد. والدین بهتر است در فرصت های مناسب و به بهانه های مختلف، آن را در بین اعضای خانواده به نمایش بگذارند. مثلا، با یک برنامه از پیش تعیین شده، صبر و تحمل را به صورت یک گفتگوی کوتاه با همسر، در حضور فرزندتان به نمایش بگذارید. مثلا،از همسرتان بخواهید در جواب، سوال شما که" آیا آشغال ها را بیرون گذاشته ای؟"، عکس العمل و پاسخی نداشته باشد. چند بار این سوال را تکرار کنید و پاسخی را نشنوید، بعد از فرزندتان بپرسید: به نظرت چرا پدر جواب نمی دهد؟ به نظرت چکار کنم تا او متوجه صدای من شود؛ دعوا راه بیندازم، دوباره صدایش کنم، سکوت کنم،و...تکرار این نمایش های تمرینی نه تنها باعث می شود که قدرت تحمل فرزندتان افزایش یابد بلکه او راه های مختلف پاسخدهی به شرایط را نیز یاد می گیرد و از بین آنها مناسب ترین را انتخاب می کند.  اجازه دهید کودک صبر را تجربه کند بعضی از والدین به اشتباه تصور می کنند که پدر ومادر خوب بودن یعنی این که آنها نیاز فرزندشان را بلافاصله برطرف کنند، این در حالی است که به نظر روان شناسان، آنان بزرگترین اشتباه خود را در تربیت مرتکب می شوند. در راستای تربیت سالم و آموزش صبر، لازم و ضروری است که گاهی تامین حاجت فرزند به تعویق بیفتد؛یعنی این که والدین باید بلافاصله بعد از این که کودک خواسته اش را مطرح کرد، نیازش را برآورده نکنند. این رفتار باعث می شود که کودک نه تنها متوجه شود که والدینش صرفا برای برآوردن نیازهای او موجود نیستند و ارزشی فراتر از آن دارند بلکه یاد می گیرد که برای رسیدن به نتیجه، نیاز به فرصت دارد. مثلا، اگر در حال انجام کارهای شخصی تان هستید و فرزندتان در آن لحظه از شما بخواهد باطری اسباب بازی اش را عوض کنید؛ باید اجازه دهید دقایقی منتظر بماند؛ با احترام به او بگوئید: الان کار دارید و نمی توانید خواسته او را برآورده کنید، اما پس از 10 دقیقه تعویض باطری را حتما انجام خواهید داد. برای آموزش صبر، گاهی اوقات فقط باید "منتظر" بمانید. انتظار کشیدن در مطب یک پزشک و یا ایستادن در یک صف و ... می تواند برای کودک مفید باشد  از طریق بازی وارد عمل شوید به چالش کشیدن صبر و حوصله، یکی از روش های آموزش آن است. مثلا پازلی (کمی سخت باشد) را برای فرزندتان تهیه کنید و از او بخواهید او را درست کند؛ به او بگوئید در صورت موفقیت پاداش خوبی به او خواهید داد. تلاش فرزند و ممارست او برای حل آن پازل، می تواند شروعی برای افزایش صبر باشد. کاشتن گل و گیاه و یا بزرگ کردن یک حیوان خانگی هم، بهترین تمرین برای صبر می باشد چون کودک می آموزد با مراقبتی که همراه با صبر و حوصله است می تواند موجودی را پرورش دهد. مهارت های انتظار را آموزش دهید برای آموزش صبر، گاهی اوقات فقط باید "منتظر" بمانید. انتظار کشیدن در مطب یک پزشک و یا ایستادن در یک صف و ... می تواند برای کودک مفید باشد. در مدت انتظار سعی کنید فرزندتان را سرگرم کنید و توجه اش را به چیزی منعطف سازید تا گذشت زمان برای او کسل کننده نباشد. برای سرگرم کردن کودک بهتر است کتاب داستان یا رنگ آمیزی به همراه داشته باشید، یا از کودک بخواهید اشکال هندسی را که در اطراف می بیند برای شما نام ببرد و بشمارد و... راه های بیان احساس را به او یاد دهید گاهی کودکان به هنگام مواجه با یک مشکل، برآشفته و عصبی می شوند و احساسشان را با برخوردهای کلامی و فیزیکی نامناسبی بروز می دهند . در چنین شرایطی به فرزندتان یاد بدهید که با آرامش و بدون فریاد زدن و با استفاده از بیان و رفتار مناسب تری نیزمی تواند احساسش را بروز دهد. برای کسب نتیجه بهتر، توصیه می کنیم آزادی عمل و حق انتخاب به او بدهید، وقتی برای رسیدن به خواسته اش صبر و حوصله نشان داد، با مهربانی تشویقش کنید و بگوئید قدردان این رفتار خوب او هستید ولی اگر جیغ و فریاد کرد، به او توجه نکنید و بگوئید این رفتار او را ارزشمند نمی دانید و هرگز پاسخش نخواهید داد.  مفهوم زمان را توضیح دهید یکی از مولفه های یادگیری صبر، درک زمان ومفهوم وقت است . کودک، زمان های قراردادی ما بزرگسالان را متوجه نمی شود. مثلا وقتی می گوئید: بابا ده دقیقه دیگر می آید، او درکی از این زمان ندارد و ممکن است چند دقیقه ای نگذشته دوباره سوالش را تکرار کند. برای تفهیم این مطلب، بهتر است زمان را با چیزهایی که قابل درک برای کودک هستند، بیان کنید مثلا به او بگوئید: وقتی برنامه کودک تمام شد، بابا به خانه می آید.

more_vert تا چه اندازه مغزتان را می‌شناسید؟

ادامه مطلب

closeتا چه اندازه مغزتان را می‌شناسید؟

هیچ کس نمی‌تواند منکر عقل، اندیشه، برنامه‌ریزی، احتیاط و محاسبه باشد اما چه کسی می‌تواند ادعا کند که دقیقا آن‌چه را که پیش‌بینی می‌کند همان خواهد شد؟ این‌ها همه می‌توانند ابزاری برای موفقیت در امور شغلی باشند ولی اگر به عنوان ابزاری چون غل و زنجیرهای سر راه‌تان قرار گیرد تکلیف چیست؟ اخیرا یکی از اقوام پس از گذشت پانزده سال از آلمان به ایران برگشته بود و در یکی از شب‌های میهمانی که بحث و گفت‌وگو بر سر امور تجاری و کسب و کار داغ بود در پایان گفت‌وگو گفت: "من می‌دانم وقتی به آلمان و دوباره بعد از پانزده سال به ایران برگردم همین حرف‌ها دوباره تکرار می‌شوند." هر تصمیمی که می‌گیرید و به آن عمل نمی‌کنید به نیروی منفی در خنثی‌سازی اراده شما کمک می‌کند. دیگران نسبت به شما اعتماد خود را از دست می‌دهند، مشکلات فراوان مالی و اقتصادی گریبان شما را خواهد گرفت، افسردگی به سراغ شما خواهد آمد، ناخودآگاه مانع رشد دیگران نیز خواهید بود و مشاور خوبی برای خود و خانواده و دوستان‌تان نخواهید شد. تستی که انتخاب شده تا حدودی به مفروضات غلط ذهنی ما اشاره دارد که فکر و ذهن و حتی هوش بالای ما می‌تواند گاهی مانع تصمیم‌گیری‌های مهم در خصوص انتخاب و اجرای یک طرح اقتصادی شود. گاهی امنیت خود نیز یکی از موانع موفقیت محسوب می‌شود. کارمندی که حقوق کافی دریافت می‌کند و کمی از آن را هم پس‌انداز می‌کند و بالاخره لنگان خود را به منزل می‌رساند دیگر چرا خود را درگیر زیاده‌طلبی، مال‌اندوزی، حرص و طمع و دردسر کند. اما به همین چند واژه اخیر انتقاداتی وارد است این‌که چرا ما به جای آن‌ها این واژه‌ها را به کار نبریم: خلاقیت،‌ سازندگی، سرزندگی، دستگیری، شکوفایی و رشد، ‌نشاط معنوی، استقلال و آزادی و سربلندی و ایثار. اگر حرکت نکنیم حسود می‌شویم، دایما در حال اعتراض و نالیدن از اوضاع و احوال زمانه خواهیم بود. سخت گرفتن از دیگر تعصبات فکری ماست. ولی سختی‌ها، با ماندن سخت‌تر می‌شوند و با کوشش، به آسانی تبدیل خواهند شد. ساده انگاشتن بهتر از سخت دیدن به شما سود می‌رساند این سختی‌ها بیرونی نیستند. سخت‌تر از هر سختی تغییر در فکر شماست. می‌توانید به این‌گونه تفکر خود را عادت دهید، همان‌طوری که به عکس آن عادت کردید. اگر در هر کاری به بزرگ‌نمایی سختی‌ها بپردازیم پس بهتر است در رختخواب خود باقی بمانید. زندگی مانند جزر و مد دریا است همیشه شما برنده نیستید و همین‌طور هیچ‌گاه در بازندگی مطلق قرار نخواهید گرفت. به تعبیر کتاب مقدس قرآن مجید حکایت زندگی مانند باغی است که یک روز آن را پردرخت و سبز و خرم می‌بینید و فردای آن روز همه درختان و باغ یک باره خشک می‌شود و دوباره این چرخه خرمی و خشکی ادامه خواهد داشت. پس نباید در این گردونه دو صفت منفی را پرورش دهیم: یکی ناامیدی و دومی تکبر. ناامیدی وقتی که چیزی ندارید و تکبر زمانی که در ناز و نعمت به سر می‌برید. باید با طبیعت زندگی هماهنگ شوید. طبیعت هستی، رو به تکامل، حرکت، گستردگی و فراوانی در حرکت بوده و همه چیز آن زیبا و پرحکمت است. حتی خشکی آن هم زیباست. طبیعت هیچ‌گاه از خشک سالی و برهوتی خویش شرمنده نیست. هیچ‌گاه از این وضعیت ناامید نیست چون نیروی الهام‌بخشی می‌گوید این‌طور نخواهد ماند و باز طبیعت در زمان بارش و سبزی و خرمی نقش دیگری بر زیبایی خود می‌زند و هیچ‌گاه از برکات خود مغرور نمی‌شود و بی‌دریغ هر چه را دارد به جنبندگان روی زمین تقدیم می‌کند. این چرخه نه در زمان خشکی از حرکت می‌ایستد و نه در زمان سرسبزی متوقف می‌شود. زودتر عمل کنید، زیاد منتظر نمانید، زود متوقف نشوید، سخت نگیرید. حرکت کنید. شما برنده هستید صاحب همین مجله‌ای که آن را دوست دارید شاهد و گواه خوبی برای موفقیت است. در این فکر نباشید که زود نتیجه بگیرید. این تعصب فکری مانع رشد شما می‌شود. معطوف به نتیجه بودن و منحرف نشدن خوب است اما اگر در این فکر باشید که قبل از آن‌که مراحل مقدماتی را طی کنید به مراحل بعدی برسید فکری غلط و بی‌نتیجه است. شما به هر حال زندگی می‌کنید، کار می‌کنید، با دیگران ارتباط دارید، گاهی شادید و گاهی غمگین، گاهی از نتایج پیشرفت خود راضی هستید و گاهی هم نه. این‌ها برای همه طبیعی است. بی‌انصافی نکنید به هر حال باید صبور بود و اگر از نتیجه کار خود راضی نبودید فقط از خود سوال کنید آیا واقعا تلاش کردم؟ چه قدر؟ پاسخ خیلی از سوال‌ها را خودتان می‌یابید پس بهانه نگیرید و دوباره به تلاش خود ادامه دهید. ارتباطات خود را قوی سازید و به آن معنا ببخشید. گاهی اوقات شما وقت دوستان‌تان و گاهی آن‌ها وقت شما را بیهوده تلف می‌کنند. صحبت‌ها و بحث‌های پوچ و بی‌اساس، خنده‌های خواب‌آور، خاطرات گذشته و بی‌هدف و دقت کرده‌اید که دوستان‌تان مثل شما هستند. اگر مثل خودتان نبودند با شما نبودند. مجموعه‌ای از چند نفر که در یک گروه به طور طبیعی و اجتناب‌ناپذیر قرار گرفتند و پایدار و باثبات نزد یکدیگر به دوستی با هم ادامه می‌دهند. ولی وقتی یکی از آن‌ها بخواهد طور دیگری شود ابتدا گروه وی را غیرعادی می‌بینند و اگر او بخواهد واقعا تغییر کند آن‌ها یا او را نمی‌پذیرند یا او آن‌ها را متفاوت با خود می‌بیند. دیگر وقت و فکر و کار و فعالیتش خود به خود با اوقات و شرایط گروه متناقض می‌شود و کم‌کم این عضو انقلابی از گروه پست‌تر به گروه برتر ملحق می‌شود. البته ارزش‌گذاری بین گروه‌ها در کار نیست فقط این قانون را که هر کسی معرف گروه خودش است، نمی‌توان انکار کرد. اگر واقعا به دوستان‌تان علاقه دارید باید آن‌ها را تشویق به غنی‌سازی گروه کنید و اگر نپذیرفتند بهتر است از آن‌ها جدا شوید. البته نه به معنی قهر به این معنی که فرصت و شرایط تغییر بیشتر برای شما فراهم شود و به گروه‌هایی که با شما هم‌سوتر و موافق‌ترند بپیوندید. سخت کار کنید و در کارتان جدی باشید. در موقعیت‌هایی که مانع انجام کارتان می‌شوند قرار نگیرید، برای آن‌ها وقت تعیین کنید. به خودتان متکی باشید. اسیر گردبادهای توفانی افکار دیگران نباشید. حرف‌ها را بشنوید و بهترین آن را انتخاب کنید. چیزی را انتخاب کنید که زود دستخوش فشارهای خارجی نباشد. تصمیم‌های‌تان را اجرا کنید. اگر در اجرا اشتباه کردید کل تصمیم را دور نریزید بلکه اشتباه را اصلاح کنید. مگر چند بار به شما امانتی را می‌سپارند که خوب از عهده مراقبت از آن برنیامده‌اید؟ تصمیمات درست و کاملا تایید شده از طرف بزرگ‌ترها ریش سفیدها و مشاوران، همان امانت‌هایی هستند که به شما سپرده شده است، و پس نشان دهید که به عهد خود وفا می‌کنید. سهل‌انگاری نکنید. حضرت امام (ع) در حدیثی بسیار حکیمانه می‌فرمایند که نعمت‌های خداوند وحشی هستند. کمی به این حدیث فکر کنید. یاد شعر معروفی افتادم که می‌گفت مرنجان دلم را که این مرغ وحشی/ز بامی که برخاست مشکل نشیند. بلکه نعمت‌ها همان مرغان وحشی هستند که شما باید با احتیاط به آن‌ها نزدیک شوید و کم‌کم آن‌ها را اهلی کنید. فرصت‌ها و موقعیت‌ها وحشی هستند، زود می‌گریزند. تعلل نکنید، چابک سواری کنید. اسبان وحشی را به دام اندازید و بعد از آن‌ها سواری بگیرید. طبیعت و حوش، گریزانی آن‌هاست و وظیفه همه ما رام کردن با صبر و حوصله و وقت و اراده و ثبات است. فرض کنیم که در طبقه بالای ساختمانی که آتش گرفته است گیر افتاده‌اید. طنابی پیدا می‌کنید که کنار آن یادداشتی گذاشته‌اند. در این یادداشت نوشته شده برای این‌که به سطح زمین برسید، این طناب را به دو نیم کنید و بعد دو تکه را به هم گره بزنید. اما شما با خود می‌گویید اگر این کار را بکنید، طناب بلندتر نمی‌شود! اغلب اشخاص طناب را به دو نیمه می‌کنند، زیرا در یادداشت‌ها از آن‌ها خواسته شده طناب را به دو نیم کنند. اما اگر طناب را از طول آن به دو قسمت کنید و بعد دو سر آن را به هم گره بزنید، به طنابی دست پیدا می‌کنید که به وسیله آن می‌توانید خودتان را به زمین برسانید. مغز خود بهتر استفاده کنید، پرسش‌نامه زیر را تکمیل کنید. 1- هر چه بهره هوشی‌تان بالاتر باشد، اندیشمندی انعطاف‌پذیرتر هستید.درست غلط 2- ما با آموزش‌های رسمی، منطقی اندیشیدن را می‌آموزیم.درست غلط 3- اندیشیدن در واقع جمع‌آوری اطلاعات کافی برای تصمیم‌گیری است.درست غلط 4- می‌توانیم با مطالعه دروسی نظیر ریاضیات و منطق، دلایل هوشمندانه ارایه کنیم.درست غلط 5- آموزش‌دهندگان، فیلسوفان، و روان‌شناسان نسبت به متوسط مردم بیشتر به اندیشه مولد بها می‌دهند.درست غلط 6- کسی که معمولا منطقی است، اندیشمند خوبی است.درست غلط 7- بیشترین نیاز به استدلال زمانی اتفاق می‌افتد که مساله‌ای نیازمند راه‌حل باشد.درست غلط 8- موقعیت‌های دشوار معمولا وقت بیشتری برای دلیل و استدلال نیاز دارند.درست غلط 9- اندیشه همیشه باید در جهت یک هدف یا عمل هدایت شود.درست غلط 10- اگر کسی در حالت آرامش قرار بگیرد، طرح‌های خوب به راحتی به ذهنش خطور می‌کند.درست غلط محاسبه امتیازات برای هر جواب "غلط" به خود یک امتیاز بدهید. امتیاز 10 - 8: شما درباره این‌که فرایند اندیشه چگونه کار می‌کند اطلاعات خوبی دارید. امتیاز 7 – 4: شما درباره طرز کار مغز انسان اطلاعات متوسطی دارید، اما می‌توانید بر این اطلاعات خود بیفزایید. امتیاز 3 – 0: شما درباره این‌که فرایند فکر کردن چگونه است، اطلاعات کمی دارید. منبع: مجله موفقیت

more_vert 30 تمرین برای زناشویی عاشقانه

ادامه مطلب

close30 تمرین برای زناشویی عاشقانه

روز اول: با هم در یک دوره آموزشی ثبت نام کنید یا با استفاده از وسایل آموزشی در منزل مباحث جدیدی را بیاموزید. روز دوم: یک منظره یا جای مناسبی را پیدا کنید و در سکوت در کنار هم غروب خورشید را تماشا کنید. روز سوم: با هم به جایی بروید که قبلا نرفته اید و آنجا برای مثال چای بنوشید، حرف بزنید و کنار هم وقت بگذرانید. حتی اگر این مکان جدید، حیاط خلوت یا تراس یا یکی از اتاق های منزلتان باشد، امتحان کنید. روز چهارم: امروز ترتیب یک شام دونفره ی خاص را بدهید، بهترین لباس هایتان را بپوشید، تلفن را قطع کنید و خودتان را به یک ضیافت دعوت کنید. روز پنجم: امروز یک یادداشت محبت آمیز برای هم بنویسید و جایی بگذارید که همسرتان ببیند و غافلگیر شود. روز ششم: با هم به دیدن یک فیلم، تئاتر بروید. روز هفتم: برای یک گفتگوی دو نفره ی طولانی برنامه ریزی کنید، واقعا روی هم متمرکز باشید و به هم گوش دهید و یک بده بستان کامل در درک هم را تجربه کنید. روز هشتم: امروز دو نفری آشپزخانه را تجربه کنید و یک غذای جدید با کمک هم بپزید. روز نهم: یک بازی راه بیندازید و با هم مسابقه دهید و خوش بگذرانید! روز دهم: فهرستی از دلایلی که بخاطرش همدیگر را دوست دارید، تهیه کنید و سپس فهرست ها را با هم عوض کنید؛ فهرستی مثل دوستت دارم بخاطر آهنگ صدایت، بخاطر صداقتت، علایق مشترکمان، تواناییت در آرام کردن من ... . روز یازدهم: آلبوم های قدیمی را بیاورید و با هم تماشا کنید، خاطرات ماه عسل تان را مرور کنید و حال و هوایتان را تغییر دهید. روز دوازدهم: با یک ظرف از خوراکی مورد علاقه تان کنار هم وقت بگذرانید، بخندید، یکدیگر را ماساژ بدهید و از بودن کنار هم لذت ببرید. روز سیزدهم: جای مناسب و راحتی را پیدا کنید و یکی از شعرهای مشترک مورد علاقه تان را با صدای بلند بخوانید، این بلند خواندن واقعا مهم است، از ماشین شخصی و زمان رانندگی هم میتوانید استفاده کنید؛ امتحان کنید و ببینید که چطور نشاط و شادی وارد رابطه تان می شود. روز چهاردهم: یک برنامه ی فعالیت دو نفره در بیرون از خانه ترتیب بدهید، مثلا کوه پیمایی کنید، در پاکسازی محیط زیست شرکت کنید و ... در هرصورت بروید بیرون و دونفری کاری را با هم انجام بدهید. روز پانزدهم: یک برنامه ی دونفره عکاسی بگذارید و عکس های دونفری بندازید و آنها را چاپ کنید، دقت کنید که اگر عکس ها را چاپ نکنید در واقع تمرین را انجام نداده اید. روز شانزدهم: عکس هایی را که چاپ کرده اید روی یکی از دیوار های منزلتان بچسبانید؛ جایی که حداقل یکبار در روز بتوانید ببینید. روز هفدهم: یک برنامه دوستانه ترتیب بدهید و با یکی از دوستان نزدیک خود که شرایط مشابه شما را دارند و از بودن با آنها لذت می برید، شام یا ناهار را بیرون صرف کنید و معاشرت کنید. روز هیجدهم: خاطرات مشترک، شیرین و عاشقانه تان را با هم مرور کنید. روز نوزدهم: یکی از اتاق های منزلتان را دوباره بچینید، می توانید چیدمان اتاق را تغییر دهید، یا با توافق هم یک وسیله مشترک بخرید و به اتاق اضافه کنید، لازم نیست خیلی گران و بزرگ باشد، می توانید یک گلدان طبیعی به اتاق بیاورید، یا اینکه یک وسیله قدیمی را بازسازی کنید و به اتاق بیاورید. دقت کنید هدف اضافه کردن حس انرژی مشترک شما به فضای اتاق است. روز بیستم: غذای مورد علاقه همسرتان را خودتان شخصا برایش بپزید، فرقی نمی کند شما مرد هستید یا زن؛ در هر صورت امتحان کنید، مطمئن باشید تاثیر خوبی روی رابطه ی شما خواهد گذاشت! روز بیست و یکم: دریافت یک ماساژ خوب اغلب انسداد انرژی را از بین برده و موجب ترشح هورمون های آرامش بخش و ضد استرس می شود، تصمیم بگیرید حداقل هفته ای یکبار ماساژ پاها یا شانه را امتحان کنید، برای شروع یک سی دی آموزشی ماساژ تهیه کنید و این امکان را برای همسرتان فراهم کنید، قطعا نتیجه خوبی خواهد داشت. روز بیست و دوم: امروز همدیگر را غافلگیر کنید، انتخاب سوژه با شماست، سعی کنید خلاق باشید. روز بیست و سوم: با هم برای یک سفر ایده آل برنامه ریزی کنید، مهم نیست به کجا و کی، صرف وقت گذاشتن و برنامه ریزی کردن و حرف زدن درباره ی این برنامه حال شما را بهتر خواهد کرد و چه بسا به زودی فرصتش هم فراهم شود. امتحان کنید. روز بیست و چهارم: درباره اولین ها با هم صحبت کنید، اولین بار که او را دیدید، اولین باری که احساس کردید دوستش دارید، اولین بار که ... این یادآوری طراوت بیشتری به رابطه شما خواهد داد. روز بیست و پنجم: کمی تفریح و هیجان انرژی تازه ای به زندگی شما وارد می کند. بازی یکی از وجوه عشق ورزی است و طرف بازی را برای شما دوست داشتنی تر می کند. پیشنهاد امروز ما به شما این است : به یک فروشگاه بزرگ بروید و قایم باشک بازی کنید. همه مشغول خرید هستند، اما شما دو نفر لابلای قفسه ها در جستجوی هم! امتحان کنید و لذت ببرید. روز بیست و ششم: جایی را پیدا کنید که بطور مرتب بتوانید به آنجا سر بزنید، جایی مخصوص به خودتان؛ مثلا هفته ای یکبار یا ماهی یکبار، جایی مثل یک کافه یا رستوران یا یک نیمکت دنج در پارک، یا ... جایی متعلق به خودتان دونفر ... برای وقت هایی که دلتنگ یکدیگر می شوید؛ برای روزهایی که نیاز دارید یادتان بیاید که چقدر همدیگر را دوست دارید! دقت کنید که باید و بهتر است جایی باشد که خلوت باشد و نیاز به هزینه بالا نداشته باشد و بتوانید مرتب به آنجا سر بزنید! روز بیست و هفتم: یک زمان مخصوص برای بیرون ریختن دلخوری ها و ناراحتی ها و نگفته هایتان تعیین کنید؛ زمانی که هر دو آمادگی کامل برای شنیدن کامل داشته باشید؛ ایده آل هفته ای یکبار هست که کمک می کند در زندگی دو نفره تان انرژی منفی انبار شده وجود نداشته باشد. روز بیست و هشتم: بازی کردن و تفریح یکی از بهترین روش های وارد کردن انرژی مثبت به رابطه، افزایش صمیمیت و کاهش تنش و استرس محسوب می شود. می توانید از تاب یا ترامبولین شروع کنید؛ اکثر بزرگسالان هم مثل کودکان از این وسایل لذت می برند؛ یک پارک بازی خلوت پیدا کنید یا حتی اواخر شب که فرصت و فضای بیشتری فراهم هست، این چالش را امتحان کنید. روز بیست و نهم: برای هم یادداشت بنویسید؛ کوتاه یا بلند ... همه ما هنوز هم نامه ی کاغذی را بیشتر دوست داریم ... نامه هایی با عنوان های مختلف مثل برای روزهایی که میخواهی بدانی چقدر دوستت دارم، برای روزهایی که دلتنگی آزارت میدهد، برای روزی که پدر میشوی، برای ... میتوانید این نامه ها را به آدرس خانه یا محل کار همسرتان پست کنید. مطمئن باشید از دریافتشان واقعا خوشحال خواهد شد. روز سی ام: امروز یکبار دیگر تمام تمرین های گذشته را مرور کنید و آنهایی را که بیشتر دوست داشتید انتخاب کنید و در برنامه هفتگی خود چند مورد بگنجانید. منبع: تبیان

more_vert 10 قانون غلط ازدواج که باید کنار بگذارید

ادامه مطلب

close10 قانون غلط ازدواج که باید کنار بگذارید

آیا هنوز هر روز برای بچه ها ناهار درست می کنید چون احساس می کنید مجبور هستید؟ ممکن است شما متوجه نباشید اما این رفتار از یک تفکر خارج از دور ریشه می گیرد که این وظیفه شما است. هرچند که قانون های پذیرفته شده می توانند به ما کمک کنند، اما در بعضی موارد محدود کننده نیز هستند. بنابراین دست از این تفکر بردارید و به ده مورد دیگر که به شما برای شادی بیشتر و استرس کمتر کمک می کند توجه کنید.   زمانی که شما ازدواج می کنید نمی توانید زندگی شخصی داشته باشید دن بیور Dan Beaver مشاور خانواده و ازدواج در مرکز والنات کریک Walnut Creek می گوید: یک زن زمانی که نیازهای شوهر و بچه هایش را در درجه اول قرار می دهد مورد تشویق قرار می گیرد اما اگر شما این روش را در پیش بگیرید عاقبت دچار سرخوردگی و بی میلی خواهید شد. سپس نا امیدی شما به شکل دیگری خودش را نشان خواهد داد مثل افسردگی، مشاجره با مردم، یا سیگار کشیدن و مصرف الکل زیاد. بنابراین این قانون قدیمی مدرسه ای را فراموش کنید و هر روز کاری انجام دهید که به شما احساس شادی و موفقیت بدهد حتی اگر آن شنیدن سخنان یک نویسنده در کتاب فروشی محلی شما، یا چند دقیقه مدیتیشن صبحگاهی و یا طی کردن مسیری بدون بچه ها باشد. قبل از مراقبت از دیگران شما باشد مراقب خودتان باشید.   اخم کردن راه تاثیر گذاری برای به کرسی نشاندن حرف است شرلی جرسون Cheryl Gerson یک مشاور زوج ها در نیویورک می گوید : در گذشته اکثر زنان و مردان چنان در نقش خودشان غرق شده بودند که به ندرت احساس واقعیشان را نشان می دادند و اگر چیزی شروع به تغییر می کرد آنها از ترس اینکه طرف مقابل آن را بفهمد، سریعا آن را پس می زدند. من به زوج ها کمک می کنم خود واقعیشان را پیدا کنند حتی اگر آسیب پذیر به نظر برسند. به بیان دیگر اگر شما می ترسید این را با صدای بلند به شریک خود بگویید. نیازی نیست که شما همیشه منطقی و شجاع به نظر برسید. شما یک انسان هستید، پذیرفتن ترس ها و شک هایتان شما و شریکتان را نزدیکتر می کند.   مسائل جنسی نباید مورد بحث قرار بگیرد زمانی که در یک جریان روتین جنسی قرار می گیرید به عنوان یک زوج ممکن است احساس کنید که پتانسیل های رابطه جنسی به یک کوه یخ شناور تبدیل شده اند. ممکن است چند بحث ناشیانه انجام دهید و بله، در این بخش احتمالا احساس تنگی نفس خواهید کرد. اما توانایی های جنسی انسان فرایندی رشد پذیر است که به تحقیق و تجربه و باز بودن بستگی داردت ا به رشد خودش ادامه بدهد. به جای اینکه برخوردی بکنید که همسر شما احساس کند کار اشتباهی انجام می دهد و یا نمی تواند شما را راضی کند این فاز جدید را یک تجربه بنامید و به او بگویید "امشب در مورد کار جدیدی فکر کرده ام، فقط برای تنوع" حرکاتی انجام دهید که قبلا هرگز انجام نمی دادید و یا فقط با تفکر یک کار تازه را شروع کنید. بفهمید که در لحظه چه چیزی شما را خوشحال می کند، حتی اگر با عادات قبلیتان بسیار متفاوت است.   رفتن پیش مشاور ازدواج علامت بدی است گلوریا اسپیتالنی Gloria Spitalny مشاور ازدواج در بوستون می گوید: اگر مردم بپذیرند که راه اشتباهی می روند شکست خورده اند. اما خلاف این قضیه درست است. اگر شما در مورد مشکلاتتان صحبت نکنید و فقط سعی کنید آنها را حل کنید مشکلات فقط بزرگ می شوند. او می‌گوید: سریعتر، آن است که زوجی که به دردسر افتاده اند مشکلاتشان را پیگیری کنند و راحتر، آن است که آنها را حل کنند. اکثر مشکلات در مورد ناسازگاری ها نیستند بلکه در مورد نفهمیدن حرف یکدیگر است. همیشه راهی برای رساندن منظور بدون ناراحت کردن و جریحه دار کردن طرف مقابل وجود دارد.   شوهر تنها نان آور خانواده است بعضی از مردها با روشنفکری و غرور به موقعیت شغلی همسرشان نگاه می کنند و از اینکه پیشرفت او را ببینند خوشحال می شوند. بقیه مردها ممکن است به ظاهر مشوق باشند اما به سختی می توانند بپذیرند که همسر آنها هم موفقیت های تخصصی داشته باشد، یا چیزی که بعضی آن را از مردی افتادن می خوانند. ما نمی گوییم که شما برای رابطه بهتر باید شغل خود را ترک کنید این حتی گزینه ای نیست که در اقتصاد امروز بتوان به آن فکر کرد. احساس موفقیت به وسیله یک شغل بسیار خوب است. اگر چه زمانی که متوجه می شوید همسر شما در این مورد احساس خوبی ندارد نیمی از راه را رفته اید، با این حال موقعیت تغییر نخواهد کرد و ممکن است شما هم این را نخواهید اما بپرسید چطور می توانید کاری کنید که او احساس بهتری داشته باشد؟ به خوبی به قدم های اول گوش بدهید و آنها را اجرا کنید، بگذارید با این مساله رو به رو شویم که در میان زوج های امروز 40% از زنان نان آور خانواده هستند.   دعوا کردن به این معنی است که شما رابطه بدی دارید بیشتر افرادی که ازدواج کرده اند هر روز دعوا می کنند و اکنون ما می دانیم که این مساله باعث جدایی نیست. اما در مورد زمانی که یکی از طرفین چیزی می گوید که زمین را می لرزاند مثل اینکه " او مدت زیادی است بخاطر اضافه وزن به شما علاقه جنسی ندارد " و " یا به شدت مسحور یکی از همکارانش شده است "، یک روش درمان جدید می گوید این اولین قدم برای تغییر رابطه شما و حتی رسیدن به یک گرایش جنسی جدید نسبت به یکدیگر است. همه رابطه ها نمی توانند نجات پیدا کند اما متخصصان می گویند زمانی که شما می توانید واقع گرا باشید و با مساله ای برخورد کنید، به سمت عشق بدون قید و شرطی می روید که علی رقم همه سنگ هایی که به سمت تان می رود شکست نا پذیر خواهید بود. هر دو شما باید با جدیت با این موضوع مواجه شوید اما اگر شما با احترام و دقت و احتیاط بسیار با یک مشاور پیش بروید نه تنها به عنوان یک زوج بلکه به عنوان یک فرد هم نتیجه خیلی بهتری خواهید گرفت.   ازدواج شما باید با بچه های شما تکمیل شود چند دهه قبل والدین به فرزندانشان بی توجهی می کردند. امروزه بچه ها به توجه بیشتری احتیاج دارند. اما اگر شما دائما دنبال بچه ها بروید و هر حرکت آنها را زیر نظر داشته باشید و به این باور برسید که حیات شما بخاطر آنها است و نسبت به هر قدم آنها عکس العمل داشته باشید، از طرف دیگر بام خواهید افتاد. در این موارد همسر و فرزندان شما این را می فهمند و همه رنج خواهند برد. ایرانا فراستین Irina Firstein مشاور زوج ها در نیویورک می گوید: من بسیاری از شوهرها را دیده ام که احساس می کنند به وسیله همسرشان مورد بی توجهی قرار گرفته اند. ازدواج شما باید در اولویت قرار گیرد.انگیزه غریزی شما فراتر از عشق و علاقه است و دائم تمایل دارید از بچه ها مراقبت کنید، اما بسیاری از والدین این کار را انجام می دهند چون احساس می کنند این روش بسیار راحتر از آن است که اجازه بدهند بچه ها خودشان بیرون بروند و تجربه کنند.   شما اجازه ندارید در مورد شغل تان با همسرتان صحبت کنید مطمئنا این که شما به محض وارد شدن در مورد هر ایمیل آزار دهنده ای که رئیستان برایتان ارسال کرده است غر و لند کنید جالب نیست اما کمی هم در مورد کار حرف زدن ایده بدی نیست. "بیور" می گوید: شما به محض ورود به خانه نمی توانید روز کاری که داشته اید را فراموش کنید. شما به زمانی برای انتقال ذهنی از بودن در اداره به بودن در خانه احتیاج دارید.اگر شما زمان کوچکی را به آن اختصاص ندهید آزردگی شما می تواند در طرز صحبت کردن شما و یا حضور شما در رختخواب تاثیر بگذارد. تنها پنج دقیقه به آن زمان اختصاص دهید و شوهرتان را نیز تشویق کنید که چنین کاری انجام دهد. شما مشکلات را از قلبتان بیرون می ریزید و این به شما و همسرتان کمک می کند که درک عمیق تری از یکدیگر داشته باشید.   ازدواج تنها بین دو نفر است امروزه بیشتر مردم مثل بازیگران Leave It To Beaver (نام سریال کمدی آمریکایی) زندگی نمی کنند و به آن عادت کرده اند. مردان و زنان سعی می کنند رابطه خود را به گزینه جدیدی به نام بچه کامل کنند اما به عنوان یک مادر شما با مسائلی روبه رو می شوید که پیش از آن روبه رو نشده اید. اگر بچه ها به اندازه کافی بزرگ و عاقل باشند این مساله مورد بحث نخواهد بود. اما مراقب باشید هرگز در حضور آنها حرف بدی نگویید و همسر خود را تحقیر نکنید هر مشکلی که با او دارید به طور خصوصی و در خلوت با او مطرح کنید و دنبال راه حل بگردید.   طلاق شرم آور است و اگر شما این کار را انجام دهید شکست خورده اید به هیچ وجه! در آغاز قرن بیستم تنها 4 درصد مردم طلاق گرفته بودند. اکنون انتخاب شما 50/50 است. البته همه دوست دارند زندگی سرشار از عشقی داشته باشند که تا ابد ادامه پیدا کند اما حقیقت این است که زندگی سخت است و مردم تغییر می کنند. و زمانی که یک زوج مشکلاتی دارند که با مشاوره حل نمی شود بیشتر متخصصان معتقدند که بهتر است با خوشحالی از هم جدا شوند تا اینکه با بدبختی از هم جدا شوند. این حقیقت که طلاق امروزه مورد قبول است چیز خوبی است. سیمرغ

more_vert قبل از آنکه عاشق شوید، بخوانید

ادامه مطلب

closeقبل از آنکه عاشق شوید، بخوانید

چند سال دیگر که به این روزهای‌تان نگاه کنید، شاید احساسات متناقضی سراغ‌تان بیاید. شاید از تصمیمی که گرفته‌اید پشیمان شوید و فکر کنید زندگی‌ که از آن دست کشیدید، می‌توانست به شکلی بهتر و متفاوت‌تر ادامه پیدا کند. شاید گاهی خسته شوید و دل‌تان حتی برای زجر‌هایی که می‌کشیدید تنگ شود و البته شاید هم به‌خاطر گرفتن تصمیم نهایی و بیرون آمدن از یک رابطه آزار‌دهنده احساس خوبی تجربه کنید و قدر زندگی تازه‌ای که ساخته‌اید را بهتر بدانید.دلیل طلاق شما هر چه باشد، باید بدانید همیشه در معرض یک شروع اشتباه و وارد شدن به بحرانی تازه هستید. اگر به اصولی که در ادامه به شما معرفی می‌کنیم وفادار نباشید، هیچ وقت نمی‌توانید تجربه تلخ جدایی را پشت سر بگذارید و زندگی آرامی را شروع کنید. بدانید چرامی‌دانیم؛ بعضی‌ها آدم تنها زندگی کردن نیستند و اگر شما هم یکی از آنها باشید، احتمالا تنها ماندن بعد از چند سال زندگی مشترک برای‌تان آسان نخواهد بود. در چنین شرایطی عجیب نیست اگر تلاش کنید در اولین فرصت کسی را جایگزین کنید و از تنها زندگی کردن خلاص شوید. اما مراقب باشید! تا وقتی که ندانید چرا کار زندگی‌تان به اینجا کشیده، نمی‌توانید زندگی موفق‌تری را بنا کنید. شما باید بدون اینکه همه تقصیر را گردن خودتان یا فرد مقابل‌تان بیندازید، سهم هر کدام‌تان را از این شکست ارزیابی کنید و تا قبل از آنکه بدانید چه ویروسی رابطه شما را بیمار کرده و از پا در آورده، تصمیمی تازه برای زندگی‌تان نگیرید. به خودتان فرصت دهیدروانشناسان می‌گویند حداقل فاصله‌ای که باید میان رابطه شکست خورده و ارتباط جدید‌تان بیندازید، یک سال است. اما اگر نظر ما را بپرسید، برای چنین شروعی نمی‌توان زمان مشخصی را در نظر گرفت. کم نیستند افرادی که حتی بعد از گذشت 6-5 سال از تمام شدن زندگی قبلی، هنوز روی ویرانه‌های آن زندگی می‌کنند و نتوانسته‌اند ذهن و روان‌شان را از اسارت رابطه‌ای که تمام شده، بیرون بیاورند.اگر قصد دارید از نو شروع کنید، نگاهی به وضعیت خودتان بیندازید و ببینید تا چه اندازه زخم‌هایی که شکست قبلی روی روان‌تان انداخته ترمیم شده است. اگر هنوز احساس ترحم، خشم، تردید یا حسرت در پس ذهن شما وجود دارد، معنایش این است که هنوز نتوانسته‌اید پرونده رابطه قبلی را به سلامت ببندید؛ پس دست نگه دارید و دوباره خودتان را محکوم به شکست نکنید.تعمیم ندهیدنسخه‌های کلیشه‌ای برای خودتان نپیچید و نگویید «همیشه. . . »، «همه مردها. . . »، «همه زن‌ها. . . »، «همه رابطه‌ها. . . » و. . . درست است که وقتی پای چنین رابطه‌ای به میان می‌آید، اصول کلی و تقریبا ثابتی در زندگی‌تان حاکم می‌شود اما نمی‌توانید به‌خاطر چند اصل کلی، این حکم را صادر کنید که همه آدم‌ها و همه رابطه‌ها از یک جنس هستند و از یک قانون تبعیت می‌کنند. باور کنید زندگی‌های زناشویی با همه شباهت‌هایی که با هم دارند، یک دنیا تفاوت ریز و درشت دارند و اگر حساب‌شده قدم ‌بردارید، قرار نیست دوباره همان ضربه‌ای را بخورید که یک‌بار شما را از پا در آورده است. مثبت‌اندیش باشیدخشم یکی از احساساتی است که می‌تواند بگوید شما هنوز تجربه سخت گذشته را پشت سر نگذاشته‌اید و تلخی‌های گذشته هنوز در زندگی شما حکمفرمایی می‌کند. گفتن «ازش متنفرم!»، «مرده و زنده‌اش برام فرقی نداره» و. . . به معنای بی‌اهمیت شدن او برای شما نیست؛ بلکه معنایش این است که آن شخص و آن رابطه به قدری در قلب و ذهن شما جا دارد که توانسته حجم بزرگی از انرژی منفی و احساسات آسیب‌زننده را در شما ایجاد کند. حتی اگر رابطه قبلی بزرگترین ضربه را به شما زده باشد، باید با چشم‌های باز و بدون چنین قضاوت‌هایی به رابطه گذشته‌تان نگاه کنید. در کنار دیدن دردهایی که کشیده‌اید، نکات مثبت آن رابطه را هم ببینید و از آنها درس بگیرید. بدانید چه می‌خواهیدپیش از آنکه دوباره شروع کنید، باید خودتان را بشناسید. همه تلخی‌هایی که تجربه کرده‌اید، به‌خاطر اینکه از فرد مقابل‌تان چیزی نمی‌دانستید و او را خوب نمی‌شناختید اتفاق نیفتاده. بخش اصلی صدمه‌هایی که دیده‌اید، به‌خاطر خوب نشناختن خودتان به شما رسیده است. قبل از آنکه دوباره به یک رابطه وارد شوید و برای شناختن فرد مقابل‌تان به هر دری بزنید، خودتان را خوب بشناسید و بدانید از زندگی و یک رابطه چه می‌خواهید. بعد از آن هم با دقت و شفاف خود را به فردی که برای همراه شدن با خود انتخاب کرده‌اید معرفی کنید. مهم‌ترین اصلی که برای شروع هر رابطه‌ای باید مورد توجه قرار دهید، درست معرفی کردن خودتان است؛ نه درست شناختن فرد مقابل‌تان. اگر شما خودتان را خوب معرفی کنید، می‌توانید تا اندازه‌ای اطمینان داشته باشید که همراه آینده زندگی‌تان با چشم‌های باز و پذیرفتن نگاه شما به زندگی در کنارتان قرار گرفته است. مراقب باشید ویروسی نشویدتصمیم‌تان را گرفته‌اید؟ می‌خواهید برای همیشه از او جدا شوید و خوشبختی را در فضای متفاوتی تجربه کنید؟ با خودتان روراست باشید. چرا اینقدر برای جدا شدن مصر هستید؟ نمی‌گوییم همه طلاق‌ها بدون دلایل کافی اتفاق می‌افتند اما شاید خودتان هم ندانید که گاهی به‌خاطر مبتلا شدن به ویروس جدایی چنین تصمیمی را می‌گیرید. محققان می‌گویند، طلاق مسری است و اگر در جمع مطلقه‌ها یا کسانی که در زندگی زناشویی‌شان بحران‌های فراوانی را تجربه می‌کنند وقت زیادی بگذرانید، عجیب نیست که شما هم به خوشبختی‌تان شک کنید و تصمیم بگیرید دندان لق بدبختی را یکبار برای همیشه بکشید.به نوشته دیلی میل، محققان می‌گویند طلاق یک دوست صمیمی یا یک خویشاوند نزدیک خطر طلاق افراد نزدیک به آنها را تا 75 درصد افزایش می‌دهد و طلاق یک همکار، دوست یک دوست یا آشنایی که تنها چند بار آنها را دیده‌اید احتمال جدا شدن شما از همسرتان را تا 33 درصد بالا می‌برد. البته محققان می‌گویند، در اغلب موارد حضور بچه‌ها می‌تواند مانع ابتلا به این ویروس شود و احتمال طلاق گرفتن شمایی که با مطلقه‌ها رفت‌وآمد می‌کنید را کاهش دهد. انتقام نگیریدهیچ‌وقت به‌خاطر انتقام گرفتن از عشق قبلی‌تان وارد رابطه تازه نشوید. زندگی شما آنقدر بی‌ارزش نیست که به میدان جنگ تبدیلش کنید و برای آسیب زدن به فردی دیگر، خوشبختی و شادی خودتان را قربانی کنید. همانطور که گفتیم، وقتی خشم شما نسبت به دیگران دلیل دوباره شروع کردن‌تان می‌شود، نمی‌توانید انتظار داشته باشید دوباره طعم شکست را نکشید و به رابطه‌ای وارد شوید که اثری از ناکامی و تلخی در آن نیست؛ چراکه به قول قدیمی‌ها از هر دست بدهید، از همان دست می‌گیرید و وقتی زندگی‌تان را با احساسات منفی شروع می‌کنید، نمی‌توانید انتظاری جز حاکم شدن این احساسات ناخوشایند در زندگی‌تان داشته باشید. عشق قبلی را کپی نکنیدشاید خودتان هم ندانید اما اغلب ما به‌خاطر عادت‌هایی که در ناخودآگاه‌مان شکل گرفته بارها شکست می‌خوریم. نگاهی به انتخاب تازه‌تان بیندازید! فردی که انتخاب کرده‌اید چقدر شبیه همسر سابق‌تان راه می‌رود؟ چقدر از کلماتی که او سراغ‌شان می‌رفت استفاده می‌کند؟ چقدر ظاهرش شبیه اوست و چقدر انتظاری که از زندگی دارد به همسر قبلی‌تان شبیه است؟ مراقب باشید به بهانه عشق، کسی را درست در جایگاه همسر سابق‌تان قرار ندهید و البته مراقب باشید کاملا متضاد بودن فرد جدید با عشق قبلی‌تان، بهانه اصلی انتخاب او نباشد. شما از هر طرف این بام که بیفتید، چیزی جز دوباره آسیب دیدن در انتظار‌تان نخواهد بود. از خانواده فرار نکنید شاید تابوهای اجتماعی شما را از تصمیمی که گرفته‌اید پشیمان کنند. حتی اگر به اندازه کافی برای جدا شدن از همسرتان دلیل داشته باشید، وقتی چند ماه از نهایی شدن این تصمیم می‌گذرد، ممکن است سختی‌هایی که خانواده و اجتماع به شما تحمیل می‌کنند، از جدا شدن پشیمان‌تان کنند. در چنین شرایطی عجیب نیست اگر خیال بله گفتن به هر پیشنهاد تازه‌ای به سرتان بزند و برای فرار از آزارهایی که دیگران با حرف‌ها، قضاوت کردن‌ها، نگاه‌ها و حتی ترحم کردن‌ها دانسته و نادانسته به شما می‌رسانند، خود را به بحران تازه‌ای وارد کنید. برای نیفتادن به چنین چاله‌ای، بهترین کار پیشگیری است. شما باید پیش از آنکه تصمیم به جدا شدن بگیرید، مقدمات شروع یک زندگی تازه را فراهم کنید و در بستری کم‌تنش‌تر از نو زندگی‌تان را بسازید. منبع: برترین ها

more_vert با این 14 راه از انرژی های منفی دور شوید

ادامه مطلب

closeبا این 14 راه از انرژی های منفی دور شوید

انرژی منفی می تواند به راحتی روی هرکسی اثر بگذارد و استثنای این قضیه تنها کسانی هستند که مقابله با این اثرات را یادگرفته اند.این 14 راه به شما نشان خواهدداد چگونه افراد مثبت، با انرژی منفی مقابله می کنند تا به سوی موفقیت گام های مطمئن تر و راحت تری بردارند. شما هم می توانید این راه کارها را در زندگی تان به کار بگیرید تا موفقیت را لمس کنید. 1- شادی را در وجودشان خلق می کنندافراد شاد، مبنای شادی های شان را انگیزه های بیرونی قرار نمی دهند. آن ها این موضوع را به خوبی درک می کنند که اگر یک بار انگیزه های بیرونی، از بین برود حال خوب آن ها نیز خراب خواهدشد. پس به دنبال منابع درونی انرژی مثبت هستند و روی تمرکز ذهن خود کار می کنند. 2- مثبت نگری را تمرین می کننداعمال شما تحت تاثیر افکار شما هستند، بنابراین اگر منفی نگر باشید، آینده روشنی پیش روی تان وجود نخواهد داشت. افراد مثبت نگر به بهانه هایی که به ذهن شان خطور می کنند، اعتقادی ندارند. آن ها از طریق مثبت نگری و پیدا کردن وجه مثبتی از هر مشکل، از این مطمئن می شوند که از نظر ذهنی آماده کسب موفقیت هستند. 3- به دنبال دلایلی برای خودباوری هستندهرگز اجازه ندهید افکار منفی شما را اذیت کند. شاید افراد به دنبال این باشند که از هر طریقی به شما آسیب برسانند، اما تا زمانی که شما خودتان را باور دارید این خودباوری از هر چیزی برای شما مهم تر و اثرگذارتر خواهد بود. حتی زمانی که شما کاملا احساس ناتوانی و بی ارزش بودن می کنید، دلایل زیادی وجود دارد که خودتان را باور کنید. افکار منفی اکثر اوقات وجود دارند و به عنوان مانعی بر سر راه موفقیت های شما خواهند بود. 4- رابطه شان را با افراد منفی نگر قطع می کنندشما به شدت تحت تاثیر محیط اطراف خود هستید. اگر وقت تان را صرف حضور در کنار افراد مثبت کنید، به احتمال زیاد این مثبت بودن به شما نیز سرایت خواهد کرد. از سوی دیگر اگر شما بیش از حد در کنار افرادی قرار بگیرید که مدام در حال گله و شکایت هستند، به سختی قادر خواهید بود افکار منفی را از ذهن خود دور کنید. 5- به طور منظم تمرین می کنندورزش و تمرین های مرتبط با آمادگی بدنی، توام با ترشح هورمون اندورفین است که مسئول ایجاد «احساس خوب» در انسان است. اگر بدن خود را به این کار عادت دهید، نتیجه اش کاهش استرس و افزایش شادی شما خواهدبود. در مقابل، اگر به نیازهای بدن تان توجه نکنید، عواقب بدی در انتظار شما خواهد بود. 6- زمانی را در طبیعت می گذرانندبودن در طبیعت، ذهن تان را پاک و بدن تان را آرام می کند. افراد مثبت، زمانی از روز را در طبیعت می گذراند و به تحسین زیبایی های این جهان می پردازند. این یک راه بسیار موثر برای جریان داشتن انرژی جدید در شما خواهدبود. 7- از خرج های اضافی دوری می کنندامروزه حراجی ها به عامل برای پرت کردن تمرکز شما تبدیل شده اند، با این بهانه که خرید را برای شما آسان می کنند. هرچند، زیاد خرید کردن ممکن است احساس خوبی در شما ایجاد کند، اما در یک بازه طولانی مدت، این کار یک رفتار ناسالم است که انسان های مثبت از آن به هر قیمتی دوری می کنند. آن ها ترجیح می دهند وقت و هزینه خود را برای کشفیات جدید در جهان و خلق خاطراتی بسیار بزرگ صرف کنند. 8- شکست را می پذیرندافراد مثبت شکست را می پذیرند چرا که متوجه شده اند این تنها راه برای یادگرفتن و رشد کردن است. آن ها زمانی که از جایگاه خود سقوط می کنند برای بالا رفتن و به دست آوردن دوباره جایگاه رفیع خود، به جای تسلیم شدن، سخت کار می کنند. حتی اگر یک شکست، احساساتی منفی برای آن ها به همراه آورد، این را به خوبی درک می کنند که این امور گذرا خواهدبود و به سرعت محو خواهدشد. آن ها برای سرعت بخشیدن به این روند، افکار مثبت را پرورش می دهند. 9- کاملا مسئولیت پذیر هستندافراد مثبت نگر همواره مسئولیت آنچه را در زندگی شان اتفاق افتاده است، خود بر عهده می گیرند. این اتفاق پیروزی یا شکست باشد، همواره اثری از افکار و اعمال خود آنها تلقی می شود. یک فرد مثبت نگر هرگز عوامل خارجی را مقصر نمی داند و روی موارد قابل دسترسی تمرکز می کند که بتواند شرایط را بهبود بخشد. با انجام این کار او به جای اینکه به خاطر عوامل خارجی که خارج از کنترل اوست، ناامیدانه رفتار کند، مدام به دنبال پیشرفت و کسب تجارب جدید خواهدبود. 10- یاد می گیرند افکارشان را کنترل کنندذهن آدمی به راحتی می تواند در اثر عوامل خارجی تمرکز خود را از دست بدهد. افراد مثبت نگر می دانند اگر افکار خود را کنترل نکنند، کنترل اعمال و رفتارشان را نیز از دست می دهند؛ به همین دلیل آن ها به دنبال آموختن و تمرین روش های کنترل ذهن هستند. 11- زمانی را برای آسودگی خاطر اختصاص می دهندافراد مثبت نگر به خوبی درک می کنند که گاهی اوقات نیاز دارند به جای تلاش برای عالی بودن، آهسته تر به جلو حرکت کنند و اهداف و جاه طلبی های خود را کاهش دهند. آن ها با این کار از صرف انرژی ای که منجر به ایجاد انرژی منفی می شود، جلوگیری می کنند. به طور خلاصه باید گفت این افراد برای حرکت بیشتر در زوی بعد، امروز یک گام به عقب بر می دارند. 12- بر این باورند که همیشه راهی وجود داردگاهی اوقات زندگی ناامیدانه و سخت به نظر می رسد. در این لحظات شما به توانایی های خودتان برای حل آن مشکل شک می کنید. حقیقت این است که همیشه یک راه برای غلبه بر مشکلات وجود دارد و افراد مثبت نگر این فکر را دائما در ذهن خود نگه می دارند حتی اگر مشکلات به اوج خود برسد، آن ها بر این باورند که می توانند آن را حل کنند و قادر خواهند بود به اوج بازگردند و حتی بیشتر از قبل اوج بگیرند. 13- می دانند چه زمانی باید «نه» بگویندگفتن «نه» و یا «بله» بلافاصله بعد از یک درخواست، امری بسیار بی ارزش است. برخلاف تصور رایج، این دو کلمه قدرت بسیار زیادی دارند و چگونگی استفاده از آن ها، تعیین می کند در زندگی شما چه اتفاق بیفتد. افراد مثبت نگر به جای خشنودی دیگران بر اولویت های خودشان تمرکز می کنند. به همین دلیل آن ها به خوبی می دانند بسیاری از امور هستند که نیازی به بله گفتن به آن ها ندارند. 14- تایید هر کسی برایشان مهم نیستاگر اجازه دهید نظرات منفی دیگران شما را فلج کند، به سختی احساسی خوب و حالتی شاد خواهید داشت. بسیاری از مردم از بی اعتباری و مورد انتقاد قرار گرفتن می ترسند. افراد مثبت گر فکر کرده و اقدامی حتی معکوس نسبت به بقیه مردم را انجام می دهند. آن ها از منتقدان به عنوان یک شاخص معتبر و خوب استفاده می کنند. در حقیقت امور زیادی در فکر شما برای حرکت به سوی موفقیت و جود دارد که نیازی به تایید دیگران برای انجام آن ها ندارید. منبع: همشهری