more_vert درباره صمد بهرنگی

ادامه مطلب

closeدرباره صمد بهرنگی

 صمد بهرنگی را به عنوان پایه‌گذار ادبیات کودک و نوجوان می‌شناسند. او تاثیر چشمگیری در ادب و سیاست داشت و بدرستی می توان گفت که همچنان پس از گذشت بیش از پنج دهه از درگذشت این ادیب بزرگ، هنوز هم آثار و اندیشه‌هایش محل بحث در جامعه است و چهره‌های ادبی و روشنفکری تصاویر متفاوتی از وی ارایه می‌دهند. صـمد بـهرنگی در طول سال‌های دهه ۵۰ از سرشناس‌ترین نویسندگان ادبیات داستانی کودک و نوجوان ایران بود. وی در طول حیات کوتاه خود، بیش از ۲۰ قـصه برای کودکان و نوجوانان به رشته‌ تحریر درآورد. افزون بر آن‌، چندین مقاله درباره مـسایل تربیتی و اجتماعی، بازنویسی افـسانه‌های آذربـایجان و چند ترجمه هم از جمله آثار به‌جا مانده از اوست. بی‌شک، اگر بهرنگی بیشتر عمر می‌کرد، شمار نوشته‌هایش به‌ خصوص برای کودکان‌ و نوجوانان از این هم فراتر می‌رفت و زمینه گسترده‌تری برای تحقیق و بررسی بـه وجود می‌آورد. زندگی‌نامه صمد بهرنگی صمد بهرنگی در دوم تیر ۱۳۱۸ خورشیدی در تبریز، چشم به جهان گشود. صمد بهرنگی، دربـاره خـود و خانواده‌اش فقط این چند جمله را نوشته است: «مثل‌ قارچ‌زاده‌ نشدم بی‌پدر و مادر، اما مثل قارچ نمو کردم. ولی نه مثل قارچ زود از پا درآمدم. هرجا نمی‌ بود به خود کشیدم. کسی نشد، مـرا آبـیاری کند. نمو کردم‌ مثل‌ درخت سنجد، کج و معوج و قانع به آب کم و شدم معلم روستای آذربایجان.» کودکی‌ صمد با کار و رنـج و فـقر و مـحرومیت توأم بود. در ۱۰سالگی، پدرش بـرای کار به قفقاز رفت و برای صمد یک وصیت از پدر ماند که درس بـخواند. بهرنگی، پس از گذراندن دوره متوسطه برای‌ تحصیل‌ به‌ دانشسرا رفت، درس‌های آنجا را فقط بـرای قـبولی مـی‌خواند که با کارمند شدن، باری‌ از دوش‌ خانواده‌اش بردارد. دانـشسرای مقدماتی را در ۱۳۳۶خورشیدی به پایان رساند و در ۱۸ سالگی آموزگار شد. بر اساس تعهدی که به آموزش و پرورش داده بود، برای‌ تـدریس‌ روانـه روسـتاهای آذر شهر شد و ۱۱ سال تمام در روستاها بـا عـشق و عـلاقه به دانش آموزان درس داد و درس گرفت. صمد بهرنگی‌ ضمن‌ تدریس، بعضی اوقات هم مـقالاتی مـی‌نوشت. صـمد یـک‌ استثنا بود، روشنفکری‌ که فکر روشنش به عمل درآمد و به‌ کار گـرفته شـد.   دوران نـویسندگی بهرنگی صمد بهرنگی، قلم نویسندگی را از دوره تحصیل در دانشسرای‌ مقدماتی‌ به دست گرفت؛ زمانی‌ که‌ به همراه‌ چـند تن‌ دیـگر، روزنامه دیواری«خنده و سوره باجی» را منتشر می‌کردند. موضوع اصلی آن روزنامه، اعتراضی بـود بـه‌ قوانین خشک دانشسرا و با روزنامه‌های دیواری دیگر که پر بودند از تعریف و تمجید و نوشته‌های‌ احساساتی‌، متفاوت بود و صـمد بـا همین‌ انتقادات‌ بجا، دانشسرا را تغییر داده بود. مـقالات و کتاب‌ های زیادی‌ به‌ رشته‌ تحریر درآورد و با مـجلات‌ بـسیاری از جـمله «بامشاد، توفیق‌، کتاب هفته، راهنمای کتاب، آرش، کـشکیات و مـهد آزادی» همکاری داشت. بـرخی‌ از امـضاهای‌ مستعاری که برای این‌ دوره از نـوشته‌هایش‌ بـه کار بـرده، عـبارتند از: «ص.آرام، ص.قـارانقوش، چنگیز مرآتی، بک بهرامی، آدی‌ بـاقمیش‌، داریـوش نواب مراغی، افشین پرویزی، سولماز، داص‌ و...» نوشته‌های‌ بهرنگی‌ را می‌توان به چهار بـخش‌ قـصه‌ها، مسایل تربیتی و اجتماعی، فرهنگ عامیانه و شـعر و ترجمه‌ها تقسیم کرد. تـعداد داستان‌هایی که صمد بهرنگی‌ بـرای‌ کـودکان نوشت، به استثنای تلخون که می‌توان‌ گفت‌ در حیطه‌ ادبیات‌ کودک‌ و نوجوان نیست، جـمعا ۱۳ اثـر با عناوین«افسانه محبت، اولدوز و عـروسک سـخنگو، اولدوز و کـلاغ‌ها، ۲۴ ساعت خواب و بـیداری، پسـرک لبوفروش، پیرزن و جوجه طـلایی‌اش، دو گـربه روی‌ دیوار، سرگذشت دانه برف، سرگذشت دومرول دیوانه‌سر، ‌کچل کفترباز، کوراوغلو و کچل حمزه، مـاهی سـیاه کوچولو و یک هلو و هزار هلو» ‌را شامل می‌شود. آدی و بودی، بـز ریش‌سفید، به دنبال فلک، قصه آه، گرگ و گوسفند و موش گرسنه از جمله آثار ماندگار بهرنگی یه شمار می روند. بهرنگی در کنار نگارش کتاب‌هایی برای کـودکان و نـوجوانان به تألیف، ترجمه و گردآوری آثار مـختلفی‌ هـم‌ پرداخـت. از جـمله«پاره ‌پاره‌ها»که گردآوری‌ بـود و در ۱۳۴۱ خورشیدی به نگارش درآمد. نوشته‌ها نـاتمام‌ صـمد بهرنگی،۲ نوشته ناتمام بـه نـام‌های«کلاغ‌ها، عروسک‌ها، آدم‌ها و سرگذشت نبی است» را نیز از خود برجای گذاشته که دومی را هرگز به پایان نرساند. نکته دیگری که درباره آثار بهرنگی باید یادآور شد، این است که او پیش‌ از آنکه به کارهای تحقیقی در زمینه فولکور بپردازد و پیش از آنکه نـوشتن‌ قصه‌های کـودکان را شروع کند، نویسندگی را با طنزنویسی آغاز کرد و طی‌ ۲ سال، نوشته‌های طنزآمیزی را در مطبوعات فکاهی تهران به چاپ رسـاند. صمد حتی در داستان‌هایی که برای بچه‌ها نوشت از زبان طنز استفاده می کـرد. بررسی شـخصیت ‌صـمد بهرنگی صمد بهرنگی به شدت حساس بود، قـصه‌هایش مـردمی‌ را مـجسم‌ می‌کند که احساس زندگی و زنده ماندن‌ در او سخت پابرجاست و برای سلامت بخشیدن به این امر تـلاش می‌کند. بهرنگی، آدم‌ شوخ‌طبع‌ و حاضرجوابی‌ بود. او همیشه در صحبت‌هایش حالت شوخ خود را حـفظ می‌کرد. غلامحسین‌ ساعدی، از شوخی‌های صمد این‌گونه یاد می‌کند: «صمد با شکلیل‌ترین ترفندها و ظریف‌ترین رفتارها رودرروی‌ طرف قرار می‌گرفت. بی‌هیچ محاجه یا جدلی که می‌دانست طرف‌ چیزی درنـخواهد یـافت. صمد اگر حس مـی‌کرد کـه بودن او در جمعی ضروری‌ است‌ و می‌تواند خدمتی بکند، از رفتن به آن‌ جمع‌ خودداری نمی‌کرد؛ هرچند که حـاضر بـودن در آن جـمع، احتمال خطری هم‌ داشته‌ باشد.» وی در بیشتر دور میزی هایی که نشریات مختلف برپا می کردند، حضور می یافت؛ هرچند که‌ مـی‌گفت‌: «اغـلب‌ ایـن روزنامه‌ها و مجلات ارزش یک‌بار ورق‌ زدن‌ را هم‌ ندارند.» او هنگام ورق‌ زدن مجلات و روزنامه‌ها به شوخی و جدی دربـاره‌ مـطالب آن‌ها سخن می‌گفت. منظورش از این صحبت‌ها این‌ بود که‌ به برخی‌ از هـمکارانش بـفهماند کـه این‌ روزنامه‌ها و مجلات‌، زیاد هم‌ چنگی‌ به دل‌ نمی‌زنند که بعضی‌ها با تمام حواس روی آن‌ها افـتاده‌اند و داسـتان‌های‌ نـاتمام‌شان را تعقیب می‌کنند. صمد همیشه‌ در میان مردم بـود و سـعی می‌کرد در هر جمعی باشد. او قدرت‌ این را داشت که در جـمع تـأثیر بـگذارد. وی خود را جزئی از جمع می‌دانست نه بـرتر از آن و نـه ‌جـدا از آن. صرف‌نظر از خلاقیت و توان فردی او، چـندین عـامل در شـهرت‌ او تأثیر داشت. در درجه نخست، وابستگی او به جریان سیاسی و مارکسیستی بود که در آن سال‌ها فعالیت گـسترده‌ای‌ در حـوزه فرهنگ و هنر داشتند. این‌ جریان سیاسی‌، تلاش‌ فـراوان و تـأثیرگذاری در معرفی او به عنوان نویسنده‌ای توانا داشت. نقدهای‌ فراوان و چاپ آثار او از جمله اقـدامات آنها در معرفی او محسوب می‌شد. تمامی آثار او در سال‌های قـبل و پس از انقلاب، چندین‌ و چندبار در شـکل‌های مـختلف و در تیراژهای قابل توجه، منتشر شـد. صمد بهرنگی را به نـوعی مـی‌توان «هانس کـریستین آنـدرسن» ایـران‌ نامید زیرا بـا در نظر گرفتن برخی ویژگی‌های آثارش، باید او را بنیان‌گذار ادبیات‌ داستانی کودک و نوجوان به معنای امروزی دانـست. در آن دوران آثـار او خیلی زود مورد توجه نویسندگانی قرار گـرفت کـه بـرای کـودکان و نـوجوانان‌ داستان می‌نوشتند. البته نفوذ و تأثیر صمد بهرنگی، تنها در حـوزه ادبـیات کـودک و نوجوان‌ محدود نشد و نویسندگان بزرگسال هم بـه تـقلید از آثـار او بـه‌ خـلق‌ آثـار مشابهی‌ دست زدند که از آن‌ جمله‌ می‌توان به کتاب «و خاک تشنگی بود» اشاره کرد که تحت‌تأثیر ماهی سیاه کوچولو نوشته شد. بدون تردید «۲۴ ساعت‌ در خـواب‌ و بیداری» صمد بهرنگی، سرآغاز جدیدی در داستان‌نویسی «واقع‌گرایانه‌» برای‌ نوجوانان محسوب‌ می‌شود. بهرنگی می‌گوید: «اکنون زمان آن است که در ادبیات کودک به ۲ نکته توجه کنیم: ادبیات‌ کودکان‌ باید گلی باشد بین دنـیای رنـگین و بی‌خبری و رؤیاها و خیال‌های شیرین کودکی‌ و دنیای تاریک و آگاه غرقه در واقعیت‌های تلخ و دردآور و سرسخت محیط اجتماعی بزرگ‌ترها...باید جهان‌بینی دقیقی به بچه داد: معیاری‌ به‌ او داد تا بتواند مسایل گوناگون اخلاقی و اجتماعی را در شـرایط‌ و مـوقعیت‌های‌ دگرگون‌شوندهء دائمی‌ و گوناگون اجتماعی ارزیابی کند.» تبلور این اندیشه به خوبی در مجموعه داستان «قصه‌های بهرنگ‌» آشکار است‌. تلاش بهرنگی در آفریدن «افسانه‌های نو» با الهام از افسانه‌های کهن‌ و بومی‌، موفقیت‌آمیز است و آثاری چون «الدوز و کلاغ‌ها، کچل کفترباز، افسانه محبت، سرگذشت دومرول دیـوانه‌سر» نـشان می‌دهد که‌ بهرنگی بـا تـمهیدی آگاهانه به آفریدن افسانه‌های نو با اندیشه و دورنمایه‌های تازه اقدام‌ می‌کند. اغلب‌ داستان‌های او با تمهید روایت نقالی بیان می‌شود. آوردن مقدمه‌ و موخره‌ها در ابتدا و انتهای‌ داستانی‌، افزون بر بالا بردن حس واقـع‌نمایی، بـافت‌ روایتی آن را آشکار می‌کند. بـرخی از منتقدان معتقدند که اگر فارغ از توجه به عصر نگارش این‌ داستان‌ها، با ملاک‌های ادبیات کودک و نوجوان امـروز،‌ ‌بـه آثار بهرنگی نگاه‌ کنیم، ضعف‌های‌ عمده‌ای‌ در ساختار داستانی اغلب قصه‌های او می‌یابیم‌. پرداخت‌ نـامناسب‌ فـضای داسـتان، زبان‌ داستانی برخی از آن‌ها هم‌ لغزش‌های فراوانی دارد. شخصیت‌ها و تم داستان‌های‌ صمد، هرچند در مواردی بسیار سمبولیک هستند، با وقایع‌ روزگار گذشته شباهت‌ فراوانی‌ دارند. در آثار صمد، تقابل و تضاد میان شخصیت‌ اول داستان‌ و دشمنی‌ شرور، آشکار است و این تقابل به صورتی است که‌ دشمن از پیش تعیین شده و شکلی‌ سمبولیک‌ از یک شخصیت اجتماعی را به‌ خواننده عـرضه مـی‌کند. این همان تضادی است‌ که‌ خود صمد با آن در محیط اجتماعی فاسدش روبه‌رو بود. شخصیت‌های آثار صمد، خصوصیات طبیعی‌ خود را ندارند و انسانی شده‌اند. در میان داستان‌های صمد، سه‌ داستان با این عناوین «بیست‌ و چهار ساعت خواب و بیداری، اولدوز و کلاغ‌ها و اولدوز و عروسک‌ سخنگو» از این امر مستثنی هستند. برای مصور ساختن‌ آثار صمد، اشکال عمده‌ای وجود دارد و آن دوگانگی درهم تـافته مـحتوای متن است‌؛ یعنی‌ در آنها، واقـعیات و تـخیل به راحـتی‌ از هـم قـابل تشخیص نیستند. مصور ساختن کتاب از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است‌؛ چون بـه این‌ وسیله می‌توان بسیاری از موارد مبهم و ثقیل مباحث علمی را ساده‌تر کـرد و مـشکل آمـوزش درسی را تا حدودی برطرف ساخت‌. زبان‌ تصویر راز و راهگشای خلاقیت است‌. همان‌طور که صوت و کلام و در کل زبان، بـانی‌ ‌ ‌بـرقراری ارتباط میان انسان‌هاست، زبان تصویر بانی برقراری آینده‌نگری و درک و آموزش است. برای مصور ساختن آثار صمد، اشکال عمده‌ای‌ وجود دارد و آن دوگانگی‌ درهم تافته مـحتوای مـتن است؛ یعنی در آثار بهرنگی، واقعیات و تخیل به‌ راحتی از هم ‌قابل‌ تشخیص نیستند. پیرنگ اصلی از جهان بزرگسالان گرفته‌ شده اما شخصیت‌ها و گویش متعلق‌ به‌ کودکان‌ است. شخصیت‌ها شکلی‌ سمبولیک دارند که حـتما بـاید در تصاویر نشان داده شود. تصاویر داستان‌های‌ صمد، باید در عین حفظ شکل طبیعی یا اجتماعی خود، گویای مسایل‌ اجتماعی‌ یا سامان طبیعت نیز باشند. سرانجام بهرنگی صمد بهرنگی در ۹ شهریور ۱۳۴۷ خورشیدی در رود ارس غرق شد. حدود یک ماه قبل از مرگ صمد بهرنگی، کتاب ماهی سیاه کوچولو چاپ شد و مورد اقبال مردم ایران و جهان قرار گرفت. پی‌نوشت‌ها: ۱. جزینی، محمد جواد:سهم صمد، کتاب ماه کودک و نوجوان، ش ۱۲‌(۳۰ مهر ۱۳۷۷)،ص ۷. ۲. علیزاده، عزیز الله: صمد بهرنگی،تهران: فردوسی،۱۳۷۷. ۳. ماکویی، عـارف: جـنبه تـجسمی ادبیات کودکان در آثار بهرنگی، نـامه‌ انـجمن کـتابداران ایران، ش ۱ و ۲،(بهار و تابستان ۱۳۵۸)،ص ۱۴. ۴. بهرنگی، اسد:برادرم‌ صمد بهرنگی: روایت زندگی و مرگ او،تبریز:بهرنگی، ۱۳۷۸،ص ۱۵۸. ۵. دی پورعمرانی،روح الله:کـودکان تـفلسف را بـرنمی‌تابند، کتاب ماه کودک‌ و نوجوان،ش ۳۱‌(اردیبهشت‌ ۱۳۷۹)،ص ۱۹

more_vert کتاب شهر پیر تاریخ یزد از دیروز تا امروز

ادامه مطلب

closeکتاب شهر پیر تاریخ یزد از دیروز تا امروز

شهر پیر تاریخ یزد از دیروز تا امروز کتابی دو جلدی درباره تاریخ یزد است که به قلم صادق بهجت به رشته تحریر درآمده است. این کتاب در شمارگان یک هزار و ۲۰۰ نسخه به ویراستاری فاطمه محسن زاده، با خطاطی روی جلد سیدابوالقاسم بهشتی و طراحی جلد محسن فتاح آماده چاپ شده که جلد اول آن توسط اتشارات امیر سیدعلیزاده با عنوان یزد از دیروز تا امروز/ یادها و خاطره‌ها در سال ۱۳۹۵ منتشر شده است. اکبر قلمسیاه در مقدمه این کتاب آورده است در سال‌های اخیر که خاطره‌نویسی رواج یافته، نشر کتاب‌هایی در این باب همچون موجی مواج نگاشته می‌گردد و برخی از آنها از لحاظ بیان گوشه هایی از تاریخ معاصر و زوایایی ناگفته از زندگی اجتماعی ما حائز اهمیت است. نویسنده در فصل اول این کتاب با عنوان شهر پیر تاریخ نوشته است، یزد زمانی در قلمروی مملکت مادها و نام اصلی آن ایساتیس بود، کوروش کبیر پس از آنکه دولت ماد را منقرض ساخت این ایالت را ضمیمه کشور خود کرد، با کشف گورهای کهنه و ظرف‌های شکسته در جایی که امروز هرفته نامیده می‌شود روشن شد. فرافر اولین نام بود که اکنون به قول عوام هرفته است که در جنوب غربی یزد امروز واقع است و تا مرکز شهر امروز ۳۵ کیلومتر فاصله دارد. این شهر از مجرای آبی که از شیرکوه به دامنه کوه مهریزی می‌آمد در صحرایی که جایگاه شهری باستان را نشان می‌دهد مشروب می‌شد. صدها تا هزارها سال است که این مجرا از کار افتاده و سیل‌هایی آن ر ویران کرده و تنها از آثار به جای مانده می توان دریافت روزگاری آب در آن جریان داشته است ...

more_vert درباره مصطفی رحماندوست

ادامه مطلب

closeدرباره مصطفی رحماندوست

 مصطفی رحماندوست شاعر و ادیب برجسته در حوزه شعر و ادبیات کشور به شمار می‌رود که به تصدیق و تایید بسیاری از متفکران علم و ادب نقش بی‌بدیلی را در بسط، توسعه و تعمیق ادبیات فارسی به ویژه در حوزه کودکان و نوجوانان ایفا کرده و اشعار وی، تداعی‌کننده خاطرات شیرین کودکی بسیاری از فرزندان ایران است. ادبیات کودک و نوجوان، نوعی از شعر و داستان است که با تخیل و درک کودکان و نوجوانان تناسب و همخوانی داشته باشد و در یک جمله این که قابل فهم برای این گروه‌های سنی باشد. شعر و داستان، دریافت‌های تازه‌ای به کودکان از جهان پیرامون شان می‌دهد و به آن‌ها کمک می‌کند تا از زاویه‌ای نو و با احساسات عالی به جهان بنگرند. در واقع شعر ارتباط کودکان را با جهان عمیق‌تر، عاطفی‌تر و دلچسب‌تر می‌کند. در کشور ما بوده و هستند افرادی که کودکان این سرزمین با شعر و داستان آنها خاطره دارند و مصطفی رحماندوست یکی از این اشخاص است. شعر کودک و نوجوان در ایران در آغاز دهه شصت از رشد نسبتا خوبی برخوردار بود. این گونه شعر چنان در حیطه‌های زبانی، تخیل و موسیقی منحصر به فرد شده است که به جرات می توان آن را موج پنجم شعر ایران نامید. موج اول تا چهارم عبارتند از: سبک خراسانی، سبک عراقی، سبک هندی و شعر نیمایی. شعر کودک و نوجوان تمام ویژگی‌های یک سبک مجزا را داراست. بعد از انقلاب شاعرانی چون مصطفی رحماندوست و جعفر ابراهیمی و... حیاتی دوباره به شعر کودک و نوجوان بخشیدند. مصطفی رحماندوست به تصدیق و تایید بسیاری از متفکران علم و ادب نقش بی بدیلی در بسط، توسعه و تعمیق شعر و ادبیات کشور به ویژه در حوزه کودکان و نوجوانان داشته است. زندگینامه مصطفی رحماندوست یکم تیر ۱۳۲۹ خورشیدی در همدان متولد شد. او شاعر خاطره‌انگیز و محبوب دوران کودکی نسل جوان و میانسال امروز است. شعر "صد دانه یاقوت" او را کمتر شخصی است که نشنیده باشد و حفظ نباشد. او شاعری است که بیش از سه نسل از کودکان و نوجوانان ایران‌زمین با اشعارش خاطره دارند. از زمانی که کودک بود و تقریبا ۱۱ سال داشت، متوجه شد که استعداد درخشانی در شعر گفتن دارد. او در کودکی اشعار مثنوی مولوی را حفظ کرده بود، شعرهایی که مادرش گاهی برای او زمزمه می‌کرد. خودش درباره‌ کودکی خود می‌گوید: «پدرم قوی بنیه بود اما وقتی درباره کربلا شعر می‌خواند، اشکش در می‌آمد. برای من که او را قوی و زورمند می‌دیدم، دیدن اشک و اندوهش عجیب بود. خیلی دلم می‌خواست بدانم آن کلمه‌ها چه هستند و چه قدرتی دارند که پدر زورمندم را به گریه می‌نشاندند.» همین موضوع باعث شد تا رحماندوست برای یادگیری خواندن و نوشتن شتاب کند و شعرهای دیوان شعرا را بخواند. در مدرسه حافظ می‌خواند و سعی می‌کرد، اشعار این شاعر بزرگ را حفظ کند. بعد از گذراندن دوره ابتدایی او وارد دبیرستان شد و در رشته‌ علوم انسانی که در آن زمان نام رشته ادبی داشت، تحصیل کرد. مصطفی رحماندوست در دوره دبیرستان هم فرد کتاب‌خوانی بود. او در گفت وگویی درباره کتابخانه‌ دبیرستان ابن سینا که در آن درس می‌خواند گفت: «کتابخانه خوبی داشت، اما به‌سختی می‌توانستم ازآنجا کتاب بگیرم، بسیاری از کتاب‌های آنجا را خواندم. کمبودها را هم با کرایه کردن کتاب و مطالعه سریع آن جبران می‌کردم. شبی یک ریال کرایه کتاب می‌دادم. خلاصه بعضی از کتاب‌ها را هم از بچه‌های اهل کتاب می‌شنیدم تا کرایه کمتری بپردازم».   او در این دوره به تشویق و تایید پدر مدتی را دروس حوزه خواند. در سال‌های آخر دبیرستان هم با موسیقی و نقاشی عجین شد. اگرچه در نقاشی خیلی پیشرفت چشمگیری نداشت اما در موسیقی توانسته بود به این توانایی برسد که سنتور بزند. او در مصاحبه‌ای می‌گوید: «سال‌ ۱۳۴۹ برای‌ ادامه‌ تحصیل‌ به‌ تهران‌ آمدم‌ و در رشته‌ زبان‌ و ادبیات‌ فارسی‌ مشغول‌ تحصیل‌ شدم. حضور در تهران‌ فرصتی‌ بود، برای‌ آشنایی‌ با دکتر علی‌ شریعتی، استاد مرتضی‌ مطهری‌ و دکتر بهشتی. رفت‌ و آمد به‌ جلسه‌های‌ درس‌ این‌ بزرگواران‌ و شرکت‌ در محافل‌ و مجالس‌ ادبی‌ و هنری‌ آن‌ روزگار، باعث‌ شد که‌ خوشه‌های‌ ارزشمندی‌ از خرمن‌ آگاهان‌ و آگاهی‌های‌ دیریاب‌ بیندوزم.» مصطفی رحماندوست درباره‌ نخستین نوشته‌هایش اظهار می کند: «اولین‌ نوشته‌ام، زمانی‌ چاپ‌ شد که‌ دانش‌آموز دبیرستان‌ بودم. آن‌هم‌ در یک‌ مجلّه‌ محلی‌ و نه‌ اثری‌ که‌ برای‌ بچه‌ها نوشته‌ شده‌ باشد. در دوره‌ دانشجویی‌ قصه‌ها و شعرهای‌ بسیاری‌ نوشتم‌ و چاپ‌ کردم. همه‌ برای‌ بزرگسالان، اما در اواخر دورهِ‌ دانشجویی‌ بود که‌ "ادبیات‌ کودکان‌ و نوجوانان" را شناختم‌ و تصمیم‌ گرفتم‌، سالک‌ و ره‌پوی‌ این‌ راه‌ باشم. روانشناسی‌ خواندم؛ ساده‌نویسی‌ کار کردم؛ کتاب‌های‌ بچه‌ها را ورق‌ زدم؛ معلم‌ بچه‌ها شدم؛ چند جا درس‌ دادم؛ اول‌ قصه‌ نوشتم: "سربداران"‌ و "خاله‌ خودپسند" و بعد شعر سرودم.» تحصیلات دانشگاهی مصطفی رحماندوست فارغ التحصیل رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران است. او به عنوان کارشناس کتاب‌های خطی در کتابخانه مجلس، مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیر مسوول نشریات رشد، سردبیر رشد دانش‌آموز، سردبیر و پدیدآورنده سروش کودکان و نوجوانان، سردبیر مجله شهرزاد قصه‌گو فعالیت کرده است. او همچنین به مدت سه سال مدیرکل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بوده است. در ۱۳۷۱ مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته‌ زبان و ادبیات فارسی گرفت و کمی بعد توانست درجه یک هنری (دکتری) را از آن خود کند. مصطفی رحماندوست، علاوه بر این، مدرس داستان‌نویسی و قصه‌گویی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه‌ها نیز بوده است. بیش از ۳۰ سال است که مصطفی رحماندوست بی وقفه برای کودک و نوجوان کار می کند و تمام فعالیت‌های او به هر شکلی به ادبیات مرتبط بوده است. او تا امروز بیش از ۳۱۴ اثر به صورت مجموعه شعر برای کودکان و نوجوانان، تالیف و ترجمه داستان و کتاب‌هایی درباره شیوه‌های قصه‌گویی و ادبیات کودک در ایران و جهان منتشر کرده است. کتاب‌های او به بیش از ۶ میلیون و ۵۰۰ هزار نسخه می‌رسد و بعضی از آثار او از جمله قصه «دو لاک‌پشت تنها»، «بازی با انگشت‌ها»، «سه قدم دورتر شد از مادر»، «دو تا عروس، دو تا داماد» و ... به سیزده زبان ترجمه شده است. فعالیت ها رحماندوست پس از ۱۳۵۷ با عنوان مدیر مرکز نشریات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مشغول به کار شد. از آن پس به عنوان مدیر برنامه‌ کودک‌ سیما، سردبیر نشریه‌ پویه‌، مدیر مسوول نشریات رشد، مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی، سردبیر رشد دانش‌آموز، سردبیر سروش‌ کودکان و داور جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان (اصفهان) ایفای نقش کرد. رحماندوست به مدت سه سال مسوولیت مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را برعهده داشت و علاوه بر این، مدرس داستان نویسی و ادبیات کودکان و نوجوانان در دانشگاه ها نیز بود.   آثار آثاری چون نوشتم دوستت دارم، صد دانه یاقوت، سفید بود، سفید تنها بود، دست چپ دست راست، مثل پشمکه، به نام دوستم خدا، ۲ پر ۲ پر ۴ پر، آسمان هم خندید، ترانه‌های نوازش، بازی شیرین است، درسی برای گنجشک، توپ در تاریکی، بچه‌ها را دوست دارم، مرغ قشنگ تپلی، پرنده گفت: به! به!، صدای ساز می‌آید، خروس غصه خورد، زیباتر از بهار، فرهنگ آسان: دانشنامه ویژه کودکان و نوجوانان، فرهنگ ضرب‌المثل‌ها: مجموعه‌ای ارزشمند از ضرب‌المثل‌های ایرانی، ترانه‌های نوازش: شامل مجموعه‌ای از لالایی‌ها که از آن میان «لالایی عاشورا» از این شاعر برجسته بسیار مورد استقبال قرار گرفت و مجموعه شعرهای «قصه پنج انگشت» و «بازی با انگشت‌ها» که ریشه در ادبیات فولکلور ایران دارد و تعدادی از اشعار این مجموعه به زبان سوئدی نیز ترجمه شده است.

more_vert کتاب «نظم و زوال سیاسی» پس از «پایان تاریخ»؛

ادامه مطلب

closeکتاب «نظم و زوال سیاسی» پس از «پایان تاریخ»؛

کتاب نظم و زوال سیاسی نوشتۀ فرانسیس فوکویاما و ترجمۀ رحمان قهرمانپور توسط انتشارات روزنه منتشر و در سال ۱۳۹۷ به چاپ دوم رسیده است. نویسنده در این کتاب با تاکید بر اهمیت دولت بوروکراتیک کارآمد و نظام اداری شایسته‌سالار و ضدفساد در کنار دموکراسی، انذاری در رابطه با ظهور نظام‌های سیاسی پدرسالار و بازگشت به ویژه‌پروری حتی در نظام‌های دموکراتیک به ویژه در آمریکا می‌دهد. فرانسیس فوکویاما پیشتر با کتاب مشهورش درباره لیبرال دموکراسی و نظریه پایان تاریخ شهره آفاق شده بود. بعد از آن کتاب مهم‌ترین و بحث‌انگیزترین اثر او کتاب نظم و زوال سیاسی است که در سال ۲۰۱۴ در آمریکا منتشر شده است. او در این کتاب از ظهور مجدد ویژه‌پروری یا پدرسالاری در آمریکا سخن می‌گوید. به علاوه معتقد است که «تولید قدرت» مقدم بر «محدود کردن قدرت» است. به بیان دیگر فوکویاما از تقدم توسعه آمرانه و دولتی بر محدود کردن قدرت یا دموکراسی دم می‌زند. به نظر او در این کتاب میان سه عنصر دولت (تولید قدرت)، حکومت دموکراتیک و حاکمیت قانون همواره تنش و تعارض وجود دارد و برقراری تعادل میان این سه مولفه از دشواترین کارها و چالش دموکراسی‌ها است. تا این امر صورت نگیرد، ضعف در هر یک حاکمیت قانون و کارآمدی نظام سیاسی را دچار اختلال و پسرفت می‌کند.   به نظر رحمان قهرمانپور مترجم کتاب، فوکویاما در این کتاب گرچه به صراحت عنوان نمی‌کند، اما دل در گروه توسعه آمرانه دارد و حامی تقدم دولت بوروکراتیک کارآمد، مدرن، قدرتمند و غیرفاسد است تا مانع فساد اداری و حامی‌پروری یا همان پدرسالاری شود. چنین دولتی با اصلاح و استحکام نظام اداری به شایسته‌سالاری دولتی به جای حامی‌پروری دست پیدا می‌کند. فوکویاما به طور کلی در این کتاب از نسبت توسعه و دموکراسی، ویژه‌خواری و اهمیت نظام اداری در دنیای امروز سخن گفته است. توسعه از نظر او محصول تصمیم‌های سیاسی در مقاطع حساس تاریخی است. او یادآوری می‌کند که به خاطر گسترش پدیده پدرسالاری و حامی‌پروری در حتی نظام‌های دموکراتیک باثبات، بار دیگر اهمیت وجود یک نظام اداری مستقل شایسته سالار در حال افزایش است. این کتاب همچنان که مترجم کتاب در مقدمه ذکر کرده است تلویحاً پاسخی به کتاب چرا ملت‌ها شکست می‌خورند، نوشته دارون عجم اوغلو و جیمز ای.رابینسون است و فوکویا معتقد است که نویسندگان چرا ملت‌ها شکست می‌خورند داستان ملت‌ها را به حکایت ساده‌ای تقلیل داده‌اند.   فوکویاما در فصل نخست کتاب می‌نویسد: به اعتقاد من وجود نظامی سیاسی که بر موازنه میان دولت، قوانین و پاسخگو بودن مبتنی باشد، یک نیاز عملی و اخلاقی برای همۀ جوامع است. همۀ جوامع به دولت‌هایی احتیاج دارند که بتوانند برای دفاع از خود در صحنه‌های خارجی و داخلی قدرت کافی تولید کنند و قوانین مورد اجماع عموم را به اجرا درآورند. همۀ جوامع نیاز به تنظیم اعمال قدرت از طریق قانون دارند تا مطمئن شوند که قانون دربارۀ همه شهروندان به صورت غیرشخصی به اجرا درمی‌آید و هیچ‌گونه معافیتی برای یک اقلیت ممتاز در کار نیست و [اینکه] حکومت‌ها نباید تنها نیازهای نخبگان و کارگزاران حکومت را برآورده سازند، بلکه باید در خدمت مصالح جامعه در معنای وسیع‌تر باشند. من معتقدم در درازمدت توسعۀ این سه نهاد نیاز مشترک همۀ جوامع بشری می‌شود. گفتنی است که کتاب نظم و زوال سیاسی فرانسیس فوکویا، با ترجمه رحمان قهرمانپور، توسط انتشارات روزنه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه (چاپ دوم) در ۶۰۵ صفحه، برای نخستین بار در سال ۱۳۹۵ منتشر شده و سپس در سال ۱۳۹۷ به چاپ دوم رسیده است.

more_vert کتاب "روضه رضوان" مروری بر جریان‌های متعدد تاریخ معاصر اصفهان

ادامه مطلب

closeکتاب "روضه رضوان" مروری بر جریان‌های متعدد تاریخ معاصر اصفهان

 "روضه رضوان" کتابی در معرفی مشاهیر تکیه کازرونی تخت‌فولاد اصفهان و مروری بر جریان‌های متعدد تاریخ معاصر اصفهان به ویژه جریان‌های مذهبی، اجتماعی، علمی، ادبی، سیاسی و نیز هنرمعماری است. کتاب روضه رضوان تالیف محمدحسین ریاحی از جمله آثار ارزشمندی است که به معرفی تخت‌فولاد و مدفون‌شدگان در تکیه کازرونی اختصاص دارد. مولف در کنار این مباحث به جریان‌های متعدد تاریخ معاصر اصفهان به ویژه جریان‌های مذهبی، اجتماعی، علمی، ادبی، سیاسی و نیز هنرمعماری پرداخته است. مقدمه کتاب نگرشی است بر اهمیت پژوهش در زمینه تخت‌فولاد ویژگی‌های تاریخی، فرهنگی، هنری و اجتماعی آن و پس از آن فصول کتاب آغاز می‌شود. این اثر در سه فصل به سامان رسیده است. در فصل نخست به جنبه‌های معماری تکیه، بانی و سازنده آن اشاره شده است. پس از آن به مسجد، حوض‌خانه، اتاق‎‌ها، ملحقات، آب‌انبار و ویژگی قبور و غیره پرداخت شده است. در فصل دوم موضوع پیشینه برگزاری دعای کمیل در تخت‌فولاد و تکیه کازرونی مورد بررسی قرار گرفته و اطلاعات خوبی در مورد برگزاری دعای شریف کمیل و سایر ادعیه و بانیان و قاریان آن دارد که پس از آن به قدمت انجام دعای کمیل و استمرار آن در تکیه کازرونی اشاره شده است. فصل سوم که عمده‌ترین قسمت کتاب و در حقیقت مفصل‌ترین بخش آن ‌است به رجال مدفون و شرح آثار و احوال و حکایاتی درباره آن‌ها پرداخته است و براساس حروف الفبا شهرت و یا فامیل آن‌ها آمده است. شخصیت‌هایی مانند ملامحمدصادق اردستانی، شیخ غلامرضا پناهنده گزی، سیدمرتضی خراسانی، سیدیوسف خراسانی، عبدالمجید خطیب، سیدمحمود درب امامی، سید ابوالمعالی درچه‌ای، سید محمدباقر درچه‌ای، سیدمحمدمهدی درچه‌ای، میرزامحمد دستجردی، سیدمحمدهادی روضاتی، سیدمحمدصادق صدیق الاطباء، ملاحسینعلی صدیقین، میرزا محمدباقر فقیه ایمانی، میرزا محمدهاشم کلباسی، شیخ اسماعیل معزی، میرزا محمد حسن موسوی چهارسوقی، آقا محمد نوری و غیره. نویسنده کتاب بر آن بوده است تا با استفاده از منابع متعدد بسیار اعم از چاپی و خطی و مصاحبه‌ها و گفت وگوها به طور دقیق و اصولی و شخصیت افراد برجسته مدفون در تکیه بپردازد. در پایان نیز فهرست‌ها مشتمل بر فهرست نام اشخاص، مکان‌ها، منابع و ماخذ آمده است. کتاب "روضه رضوان" نوشته محمدحسین ریاحی، سال ۸۶ با همکاری واحد دانشنامه مجموعه تاریخی فرهنگی تخت فولاد اصفهان و توسط نشر کانون پژوهش با شمارگان یکهزار نسخه در ۳۶۸ صفحه به چاپ رسید.

more_vert شهید ثالث؛ هنرمند انتقادی و از پیشگامان موج نو

ادامه مطلب

closeشهید ثالث؛ هنرمند انتقادی و از پیشگامان موج نو

 سهراب شهید ثالث کارگردان، فیلمنامه‌نویس، مترجم و تدوین‌گر از جمله مهجورترین سینماگران ایرانی به شمار می‌رود که به جهت رویکرد انتقادی و مستقل خود کمتر مورد توجه قرار گرفت اما دوستداران اصیل سینما هرگز از تحسین و تمجید از آثار هنری وی دست برنداشتند.

more_vert مرور کتاب سنجش و ارزیابی در مشاوره مدرسه

ادامه مطلب

closeمرور کتاب سنجش و ارزیابی در مشاوره مدرسه

 « سنجش و ارزیابی در مشاوره مدرسه» عنوان کتابی است که به قلم جمعی از نویسندگان شامل «فرامرز آسنجرانی»، «رضا حیدری»، «سروین سالمی» و «محمد امینی» نوشته شده است. این کتاب ۲۶۰ صفحه‌ای با شمارگان ۵۰۰ نسخه به کوشش انتشارات «آریا نقش» به چاپ رسیده و روانه کتابفروشی‌ها شده است. قیمت هر جلد از این کتاب برای علاقه‌مندان به مطالعه ۲۲ هزار تومان است. محتوای این کتاب در قالب ۱۲ فصل ارایه شده که موضوعات آن‌ها شامل تعارضات والدین و نوجوان، سلامت عمومی، سرسختی روان‌شناختی، تاب‌آوری، هدف در زندگی، اضطراب در دوران کودکی، پیشرفت تحصیلی، مهارت‌های زندگی، شادکامی، روان‌شناختی، کمال‌گرایی و خودکارآمدی است. نویسندگان در مقدمه این کتاب هدف از نگارش آن را جمع‌آوری ابزارهای مورد نیاز مشاوران مدارس عنوان کرده‌اند و مطالعه کتاب را برای مددکاران اجتماعی، روان‌شناسان حوزه کودک و نوجوان و خانواده‌ها مفید دانسته‌اند. هر یک از فصول این کتاب با محوریت متغیرهای مورد استفاده در مشاوره مدرسه، ابتدا شرح کاملی از پیشینه مفهومی و عملیاتی متغیر ارایه داده و سپس شیوه‌های سنجش متغیر عنوان شده و یکی از پرکاربردترین شیوه و ابزارهای سنجش برای آن شرح داده شده است. ساختار این کتاب به‌گونه‌ای است که با رویکردی علمی علاوه بر شرح کامل ابزارها و اطلاعات مورد نیاز متخصصان و پژوهشگران حوزه کودک و نوجوان به صورت کارکردگرا کمک می‌کند که مشاور بهترین شیوه کاری را ارایه دهد.

more_vert کتاب «توفانی که نسیم شد» گزارشی از درمان یک اختلال شخصیت مرزی

ادامه مطلب

closeکتاب «توفانی که نسیم شد» گزارشی از درمان یک اختلال شخصیت مرزی

 «توفانی که نسیم شد» عنوان کتابی است که به قلم «حسین مهدوی» نگاشته شده و محتوای آن گزارشی از یک اختلال شخصیت مرزی به همراه نقد شبه خانواده و قانون حمایت از کودکان در ایران است. این کتاب ۱۱۴ صفحه‌ای با شمارگان یک‌هزار نسخه از سوی نشر نکته (موسسه فرهنگی و هنری راوی ترانه‌های باران) به چاپ رسیده و راهی کتابفروشی‌ها شده است. قیمت هر جلد از این کتاب برای علاقه‌مندان به مطالعه و مسایل روان‌درمانی ۲۰ هزار تومان است. از جمله سرفصل‌های این کتاب که محوریت آن برای مادر ناسازگار و دختر ماجراجو است، می‌توان به اختلال شخصیت واقعی پر از درد، دلارام آشوب دل، زخم‌های عمیق، خودآگاهی نسبی، بحران‌های پیش رو، خبرهای خوش، تهی از ارزش‌ها تحلیل درمان، ماجرای تلخ، مادر ناسازگار و پدر واداده، مدرسه بی‌مسئولیت، ناجوانمردی یک فیلم‌ساز، خانواده از نوع دیگر، شبه‌خانواده گریزگاهی برای درمان، دفتر شبه‌خانواده و و خدمات آن، همه چیز برای نزدیکی بیشتر به خانواده، مطالعات اجمالی ساختار شبه‌خانواده و پرسش‌هایی برای تمرین ذهنی اشاره کرد. فرم داستان‌وار ارایه معضلات و اختلالات شخصیتی مادران و دختران جذابیت خاصی به این کتاب داده و نویسنده به شکلی حرفه‌ای نکات مهم و آموزنده‌ای را در این راستا منتقل کرده که به دلیل شیرینی روایی آن در ذهن می‌نشیند. در این کتاب آمده است: اخلال شخصیت عارضه‌ای روان‌شناختی است که از ناتوانی در حل تضادها و دست نیافتن به اغنای عاطفی و هیجانی نشات می‌گیرد. هر یک از ما ممکن است در محدوده‌ای از اخلال رفتار گرفتار باشیم و یا برای مدتی با آن دست و پنجه نرم کنیم، شکل گیری اولیه اخلال شخصیت از خانواده و در دامن مادر است و در پی آن مدرسه، جامعه و رسانه آن را قوام می‌دهد. عزت نفس شاه‌کلید ماجرای اخلال شخصیت است و فرد در تقابل تضادها و دور شدن از هنجارها نخستین مولفه‌ای که در حوزه روانشناختی از دست می‌دهد عزت نفس است و افرادی که در حیطه اخلال رفتار گرفتار هستند مستعد خطر کردن بوده و ممکن است بدون محاسبه به تعبیری به آسانی زمینه اسیب به خود را فراهم کنند. در تبیین اخلال شخصیت و در کنار تزلزل در عزت نفس مفهوم «ندای درون» اهمیت زیادی دارد، وقتی پایه‌های عزت نفس سست می‌شود فرد آماده پذیرش هرگونه مخاطره است و وسوسه هنجارشکنی و دور شدن از یک وضعیت متعادل روانشناختی به مثابه همان ندای درونی است که باید به فراخور حال هدایتگری کند.

more_vert درباره امین‌الله حسین

ادامه مطلب

closeدرباره امین‌الله حسین

 امین‌الله حسین یکی از مشهورترین موسیقیدانان ایرانی الاصل به شمار می‌رود که خارج از ایران بیشتر از داخل شناخته می‌شود و با وجود تصنیفات و قطعات متعدد موسیقیایی وی که مملو از روح وطن‌پرستی و ایرانی بودن است در میان نسل جدیدتر علاقمند به موسیقی مهجور مانده است. امین‌الله آندره حسین ۳۰ خرداد ۱۲۸۴ خورشیدی(مصادف با ۱۹۰۵ میلادی) در سمرقند متولد شد، اصالت او از خانواده ای بازرگان و شناخته شده بود که اصالت ایرانی داشت. به زودی خانواده اش به مسکو کوچ کرد تا امکان تحصیل منظم امین‌الله فراهم شود. همان جا بود که در ۱۲۹۶ خورشیدی، انقلاب بلشویکی روی داد و پدر ناگزیر، او را برای ادامه تحصیل به آلمان فرستاد، تا پس از پایان دبیرستان علاقه پدر را به داشتن فرزندی پزشک تامین کند. اما سرنوشت که چون چرخی دائم در گردش است (آغازین مصراع ترانه کارمینا بورانا اثر کارل ارف) موسیقی‌دوست جوان را از آلمان به فرانسه رهنمون شد تا نخستین ایرانی یا ایرانی‌الاصل شود که به کنسرواتوار پاریس قدم نهاد. در آلمان هم البته همزمان با طب از محضر استادان کنسرواتوار اشتوتگارت، آرتور اشنابل در پیانو و کلات در آهنگسازی بهره برد. به نظر می‌رسد، پدر کمک های مالی را بعد از این داستان قطع کرد، چرا که پس از آن امین‌الله همیشه با تهیدستی مواجه بود. می‌گفت بعد از نخستین اجرای جهانی سمفونی پرسپولیس که با اقبال بی‌نظیر شنوندگان پاریسی روبه‌رو شد، وقتی با همسر فرانسوی به طرف منزل می‌رفت، پشیزی برای صرف شام نداشت. نخستین شخصی که گوش امین‌الله را به موسیقی سپرد، مادرش بود که با صفحه‌های گرامافون از استادان آواز و تار ایرانی، فضای خانه را از آوای فرشتگان می‌آکند. در واقع تنها منبع درآمد حسین، تصنیف موسیقی فیلم بود و بیشتر آثارش در این زمینه به فیلم های به کارگردانی فرزندش روبر حسین مربوط می‌شود. بعدها در سال های دهه ۱۹۷۰ میلادی از کمک‌های مالی از طرف دولت وقت ایران هم بهره‌مند شد تا مانند چایکوفسکی پس از دریافت کمک مالی از نادژدا فون مک با فراغتی بیشتر به خلق آثارش بپردازد.   حسین به روایت آثار موسیقیایی و تصنیفات آثار موسیقی حسین از نغمه‌های ایرانی و عشق به ایران زمین آکنده است و در آن موج می‌زنند. تار را در حد استادی می‌نواخت. فارسی را به شیرینی صحبت می‌کرد و به خوبی می‌نوشت. بهترین آثار او که اکثرشان برنامه ای هستند، یا تم ایرانی دارند، یا داستان ایرانی، یا هر دو. ۲ سمفونی نفیس حسین، آریا و پرسپولیس، از کوچ آریایی ها به سرزمین پارس و بعد شکوه و عظمت هخامنشیان حکایت دارد، اثر درخشان حسین مینیاتورهای ایرانی و سوئیت شهرزاد در ۱۹۷۵ میلادی تصنیف شد. این مینیاتورها قطعات ارکستری کوتاهی هستند که تم آنها را بیشتر ایرانیان موسیقی‌دوست می‌شناسند، شاید بی آن که نام اثر را بدانند یا مصنف آنها را بشناسند. چهار قطعه بی‌نظیر برای تار سلو با مایه ایرانی، از زیباترین کارهای حسین به شمار می‌آیند؛ راپسودی های ایرانی نمره ۱ و ۲ که اولی در شور است و دومی در چهارگاه که با چهار مضرابی به راستی زیبا پایان می‌یابد؛ قطعه «تو را دوست دارم وطنم» و قطعه «عبادت زردشت» . البته حسین تغییراتی در پرده‌های تار داده بود که سازش را منحصر به فرد ساخته‌بود و بعد از او شخصی آن را دنبال نکرد. تصنیفات امین‌الله حسین برای دیگر سازها غیر از تار منحصر است به آثاری برای پیانو که ساز اصلی او محسوب می‌شد. قطعاتی کوتاه برای پیانو سلو برپایه رباعی های خیام و سه کنسرتو برای پیانو و ارکستر از آثار او در این زمینه هستند. بیشتر آثار حسین بر روی صفحه‌های موسیقی از شرکت های بزرگ صفحه پرکنی از قبیل فیلیپس ضبط شده و موجود است. برگزیده‌ای بازاری از این آثار بر روی ۲ کاست جمع‌آوری شده و در بازار تهران در دسترس علاقه‌مندان است. این ۲ کاست هر چند نمی‌تواند، نظر موسیقی‌دوستان جدی‌تر را جلب کند و پخش آنها در زمان حیات آهنگساز مورد اعتراض او بود اما برای آشنایی عموم ایرانیان با هنر و نام امین‌الله حسین بد نیست. نامی که پس از وفات او در ۱۹۸۳ میلادی (مصادف با ۱۸ خرداد ۱۳۶۲ خورشیدی) و نیز بعد از گذر یک نسل دارد، فراموش می‌شود.   حسین به روایت دیگر هنرمندان لوسین مایار ناشر کمپانی فرانسوی روی صفحه‌ای که شامل سمفونی پرسپولیس است، حسین را اینگونه می‌ستاید: او، همانند یک مُغ (به معنی روحانی ایرانی) و به لطف قریحهٔ آهنگسازی خویش، خط سیری را که روشنایی روز طی می‌کند، پشت سر گذاشته‌است. حسی از افسون تمدنی دیرینه سال، در سراسر کارهای او موج می‌زند. او موسیقیدانی است که ریشه‌ها را جستجو می‌کند و ارزش‌های جاری در شعر ایران بزرگ را تمیز می‌دهد. رنه دومی نیل نقّاد هنری نشریهٔ لوموند دربارهٔ امین‌الله حسین چنین اظهار نظر می‌کند: در مینیاتورهای ایرانی، روح پارسی را می‌توان مجسم دید. هنر حسین، انسان را به گذشته‌ای زنده و نشاط‌بخش می‌برد که همچنان از نسلی به نسل دیگر منتقل شده‌است. مجموعه‌ای که او فراهم آورده‌است، از یک شخصیت برازنده، یک زبان موسیقی اصیل، پاک، روشن و یک احساس قوی حکایت دارد که بلافاصله به قلب راه می‌یابد. او همچنین از زبان صمیمی، تازگی شیوهٔ ترکیب و رنگ‌آمیزی ماهرانهٔ موسیقی حسین صحبت می‌کند. وی پس از حضور در جشنواره‌ای که به افتخار امین‌الله حسین برپا شده بود، می‌نویسد: در این اصوات که بر بافت موسیقی کلاسیک غربی استوار است، جان ایران را متبلور دیدم. کشوری که در زیر آسمان آبی و بر زمین سخت و خشکش، زیباترین گل های سرخ جهان می‌روید. خصلت مردم این سرزمین، همچون گل های سرخ آن آمیزه‌ای از احساسات افراط آمیز و نرم و لطافت بار است و شگفت آن‌که حسین نیز بازتاب این تضادها و تناقض هاست. در سمفونی شن‌ها، آرامش اندوهگین دشت‌های بی‌کرانه، ناگهان با همهمهٔ گردبادی افسارگسیخته درهم می‌ریزد. پرداختن به چنین درونمایه‌ای، پس از تجربهٔ موفق بورودین، دل و جرأت می‌خواسته‌است. مهارت حسین در تقسیم وظایفی حساس بین سازهای مختلف، تحسین‌انگیز است. گویی او، رنگین‌کمانی از نواها در آسمان می‌آراید. فهرستی از محبوب ترین قطعات حسین در یک آلبومهنری مالرب نقاد سرشناس دیگری که همزمان با حسین می‌زیسته، این عقیده را ابراز می‌دارد: ما با موسیقی اصیل ایرانی و فواصل آن که به مراتب پرشمارتر از فواصل غربی است، آشنا هستیم. هنگام گوش دادن به راپسودی‌های حسین که مجموعه‌ای از خیالپردازی‌های او در زمینه‌های فرهنگ بومی و نیاکانی است، این احساس به ما دست می‌دهد که مانند مونتسکیو فریاد برآوریم «آه. آه. آقای حسین، آیا شما ایرانی هستید؟ این غیرممکن است. چگونه می‌توان ایرانی بود و این آهنگ‌ها را نوشت! آندره چنان نغمات فولکلوریک ایرانی را در لایه‌ای از هارمونی غربی قرار می‌دهد که دیگر قابل شناسایی نیست…»