more_vert کتاب قدرت کلام: درس هایی از سخنرانان بزرگ

ادامه مطلب

closeکتاب قدرت کلام: درس هایی از سخنرانان بزرگ

هنری هاردویک در 1896 چنین گفت: «سخنوری مادر آزادی است. روزگار چنین مقرر داشته که بیان شیوا، آخرین سنگر و مهد آزادی باشد و بستر تولد، شکوفایی و مرگ آن را فراهم کند. به سود مستبدان است که هرگونه کلام فصیح و بلیغ را به خواری و زبونی کشند و جز این ترفند، ایمنی نخواهند یافت. بنابراین ملل آزاد موظفند حامی و پشتیبان سخنوری باشند.» سخنوری عالی باید الهام‌بخش و روشنگر باشد. بارها تاریخ جهان شاهد بوده که سخنرانی‌ها توانسته‌اند ملتی را تسکین بخشند یا گروهی را برانگیزند. سخنرانی می‌تواند افراد را ترغیب به جنگیدن یا مبارزه با بی‌عدالتی کند. سخن می‌تواند مردمان را به فداکاری وادارد بر یوغ تعصب یا فقر غلبه کنند. سخن می‌تواند مردم را علیه ظلم، نژادپرستی و تعصب بشوراند. از دیگر سو، سخن می‌تواند منشاء اعمال غیرانسانی، نفرت، شکنجه، پیش داوری، خشونت و نابودی بی‌حد و حصر باشد. سخنان بزرگ منشانه، تأثیر نیرومندی بر مخاطب می‌نهند و موجب انقلاب یا دلزدگی می‌شوند. جملات هوشمندانه که با مهارت بیان شوند تا ابد بر لوح ذهن شنونده نقش می‌بندند و جزو حافظه جمعی جامعه می‌شوند. علاوه بر آن سخن دارای بار عاطفی است که ما را تکان می‌دهد. اشک از دیدگان جاری می‌کند؛ ما را متواضع، خشمگین یا انتقامجو می‌کند و سخن یا سخنگو را جاویدان و به یادماندنی. البته تمام سخنان بزرگ نباید موجب گریستن شود یا ما را به مبارزه فراخواند بلکه باید به ما آرامش بخشد تا دربارۀ محتوای کلام و گویندۀ مطلب احساس راحتی کنیم. در واقع، سخنرانی باید ما را به توجه کامل به سخنرانی و کلام او وادارد. فهرست مطالب پیش گفتارسالوادور آلندهسوزان بی. آنتونیکورازون آکینومصطفی کمال آتا تورک (عطاء ترک)آنگ سان سوکیهنری وارد بیچرآنورین بیوانبی‌نظیر بوتوناپلئون بناپارتنویل بونرآدرین برودیویلیام جنینگز برایانجان چمبرزسزار استرادا چاوزوینستون چرچیلمارکوس تولیوس سیسروسباستین کوسرهنگ تیم کالینزامپراتور کنستانتینبیل کازبیوالتر کرانکیتسِورِن کولیس سوزوکیکلارنس دارودموستنسدنگ ژیائوپینگچارلز دیکنزبنجامین دیزراییلیفردریک داگلاسالیزابت اولرالف والدو امرسونبنجامین فرانکلینگالیلو گالیلهایندرا گاندیمهنَدس ک. گاندیبیل گیتسشارل دوگلرودی جولیانیپاتریک هنریآدولف هیتلرهوشی مینهژنرال سِر مایک جکسنتوماس جفرسناستیو جابزباربارا جردنجان اف. کندیرابرت کندیمهتار کنتنیکیتا خروشچفمارتین لوترکینگ جونیورجو نیچیرو کویزومیجیمز لاونسنلی کوان یوآبراهام لینکلندیوید لوید جرجهوی پی. لانگژنرال داگلاس مک آرتورمالکولم ایکسنلسون ماندلاجرج مارتینرابرت منزیسجواهر لعل نهروباراک اوباماکونان اوبراینرابرت اوپنهایماملین پنکهرسترندی پوشلستر پیرسونپریکلسویلیام لایون فلپسرانیای اردنیرونالد ریگانفرانکلین دلانو روزولتتئودور روزولتلی اسکاتریکاردو سملرمارگارت چیس اسمیتسقراطتد سورنسنچارلز ارل اسپنسرسون یات سنمارگارت تاچرلئون تروتسکیجرج واشنگتندنیل وبسترجک ولشوودرو ویلسناپرا وینفریویرجینیا وولفمحمد یونسویلیام ویلبرفورسسوکارنوواسلاو هاولهارولد مک میلنفیدل کاستروآن ریچاردزدنیل حناننیل کیناکمری رابینسونویلیام پیت

more_vert کتاب بنویس تا زندگی‌ات تغییر کند

ادامه مطلب

closeکتاب بنویس تا زندگی‌ات تغییر کند

هنریت کلاوسر کتاب تحسین برانگیز بنویس تا زندگی‌ات تغییر کند را در ادامۀ اثر بنویس تا اتفاق بیفتد، برای علاقمندان به حوزۀ رشد درونی و غنی‌سازی زندگی نوشته است. با نوشتن رابطه ایجاد کنید، باعث نزدیکی اعضای خانواده به یکدیگر شوید، دل‌های شکسته را مرهم بگذارید و هدیه‌ای به عزیزان‌تان بدهید که تا به حال از کسی نگرفته‌اند. بنویس تا زندگی‌ات تغییر کند (Put your heart on paper)، مالامال از داستان‌ها و سرگذشت‌های واقعی و الهام‌بخش انسان‌هایی است که دست به قلم برده‌اند و نوشتن را آغاز کرده‌اند. عملی که بلافاصله خالق اتفاقات و رویدادهای شگفت‌انگیزی در زندگی آن‌ها شده است. این اثری الهام‌بخش و روحیه‌بخش است که امکان تجربی تأثیرات شفابخش و قدرتمند تقسیم عمیق‌ترین افکار و آسیب‌پذیری‌ها از طریق نوشتن را در اختیارمان قرار می‌دهد. نوشتن باعث شده رؤیاهای بسیاری محقق شود. ارتباط افراد با عزیزان‌شان بهبود یابد، مشکلات‌شان حل شود و زخم‌های درونی و عاطفی‌شان التیام یابد. مطالعۀ این کتاب بی‌شک ظرفیت‌ها و امکانات جدیدی در اختیار شما قرار می‌دهد و باعث می‌شود به ابزارهای مؤثری برای خودشکوفایی فردی و غنی‌سازی زندگی‌تان دست یابید. نوشتن خواسته‌ها و احساسات پنهان شدۀ قلبی احتیاج به استعداد، زمان و آموزش خاصی ندارد. آنچه نیاز است اشتیاق و ارادۀ شماست برای اینکه خودتان باشید و قلبتان را به روی دیگران باز بگذارید. بله! این ماندگارترین عشقی است که از قلبی به قلب دیگر نوشته می‌شود. هنریت کلاوسر (Henriette Anne Klauser) هنر عاشقانه نوشتن احساسات و طنین‌انداز شدن عشق را به شما می‌آموزد. هنریت کلاوسر مدیر منابع نوشتاری و نویسندۀ کتاب پرفروش نوشتن با دو نیمکره‌ی مغز است. او همچنین کارگاه‌هایی در زمینۀ غلبه بر اضطراب از طریق نوشتن، خلاقیت و رابطه‌سازی برگزار می‌کند. او مدرک دکتری خود را از دانشگاه فوردهام اخذ کرده است. شرکت‌هایی که برای مشاوره به او مراجعه کرده‌اند جزء شرکت‌های موفقی بوده‌اند. او عضو حرفه‌ای انجمن سخنرانان بین‌المللی و برای انجمن‌های تجاری، دانشگاه‌ها و آژانس‌های دولتی سخنرانی کرده است. کارگاه‌های او در سراسر دنیا برگزار می‌شود. تک تک داستان‌های این کتاب حقیقت دارند و همۀ افراد واقعی‌اند. همۀ آن‌ها متعلق به خانواده‌هایی عادی و زندگی‌هایی معمولی و مانند زندگی‌های من و شما پرشتاب و آشوب‌ زده هستند. این خانواده‌ها شب‌ها کنار آتش با پوسته‌ی ذرت عروسک نمی‌سازند و در تمام ساعات بیداری برای هم نمی‌نویسند. ولی نوشتن به همۀ آن‌ها حس تعلق جدیدی بخشیده است. برخی از این داستان‌ها متعلق به خانواده‌ی خود نویسنده هستند و بسیاری از آن‌ها هم متعلق به کسانی‌اند که در طول سال‌ها در کارگاه‌های نویسندگی کلاوسر شرکت کرده‌اند یا بعد از خواندن اولین کتابش با او تماس گرفته‌اند. در بخشی از کتاب بنویس تا زندگی‌ات تغییر کند می‌خوانیم: «همان‌طور که حدس می‌زنی نوشتن این نامه برایم کار ساده‌ای نیست. اول از همه، باید بگویم که با اینکه دریافت نامه‌ای از تو برایم دردناک بود، ولی به خاطر نامه‌ای که برایم نوشتی ممنونم. روزی نیست که اتفاقات آن روز اکتبر برایم زنده نشود. ولی من نه تنها باید به خاطر مرگ پدرت که در اثر بی‌توجهی من کشته شد، بلکه به این دلیل که طی این یازده سال با شما تماس نداشته‌ام، از تو و خانواده‌ات تقاضای بخشش کنم. نمی‌خواهم برای توجیه این کار برایت عذر و بهانه بیاورم، ولی واقعیت این است که تصور می‌کردم ترجیح می‌دهی با من ارتباطی نداشته باشی. من خطا کردم و تنها امیدی که دارم این است که با این نامه بتوانم کمی تو را آرام کنم. در مورد مرگ پدرت هیچ توجیهی از سوی من قابل قبول نیست، چون در واقع توجیهی هم برای آن وجود ندارد. من کاملاً مقصرم و بی‌مسئولیت و بی‌مبالات رفتار کردم. به شدت احساس پشیمانی می‌کنم و اگر می‌توانستم اتفاقات را تغییر دهم، حتماً این کار را می‌کردم. ولی به هر حال اتفاقی است که افتاده است و من قادر به تغییر آن نیستم. از تو و خانواده‌ات تقاضا می‌کنم مرا به خاطر فقدان بزرگی که به شما تحمیل کردم ببخشید... واقعاً و عمیقاً متأسفم! می‌خواهم به تو بگویم که آن اتفاق و قربانی شدن پدر و خانواده‌ی تو مستقیماً به چه نتایجی منجر شد. می‌خواهم بدانی که مرگ پدرت به زندگی بسیاری برکت بخشید. «کمتر از یک ماه بعد از آن تصادف، مانند همسرم و بسیاری از اعضای خانواده زندگی‌ام را وقف عیسی مسیح کردم. زندگی‌ام از آن پس کاملاً دگرگون شد... از خاکستر به میوه‌های ابدی. لوری، من از آن به بعد دیگر الکل مصرف نکردم و به دلیل سرعت جریمه نشدم. در این سال‌ها اتفاقات مربوط به آن تصادف را با بسیاری در میان گذاشته‌ام و به گناهم اعتراف کرده‌ام. بسیاری از کسانی که نزدشان اعتراف کرده‌ام جوانانی بوده‌اند که زندگی‌شان مانند زندگی سابق من در مسیری بن‌بست جریان داشته است. و معتقدم که زندگی بسیاری از آن‌ها را تغییر داده‌ام و می‌دانم که بسیاری از آن‌ها هم مانند من تصمیم گرفته‌اند زندگی‌شان را وقف عیسی مسیح کنند.» فهرست مطالبمقدمه1- اصل مزرعه‌ی رؤیاها2- بنویس تا اتفاق بیفتد3- دیوارها هم می‌توانند در باشند4- به دست گرفتن کنترل زندگی و خارج شدن از موضع قربانی5- نوشتن به منظور ایجاد رابطه6- پدربزرگ عزیز7- شفای قلب‌های شکسته8- متقاعد کردن، هنر معامله9- تولدهای مهم10- خانه‌ی ساحلی در جزیره11- آرزوهای بزرگ12- فهرست‌های روحیه‌بخش13- چطور بعد از چهل و شش سال به او گفتم که برایم اهمیت دارد14- سه «باشید»15- چطور بحران خانوادگی باعث نزدیکی یک زوج شد16- به جا گذاشتن میراثی برای بازماندگان، داستان زندگی شما17- با هم نوشتن18- یادداشت‌های پنهانی، هنر نوشتن یادداشت‌های کوچک19- یادداشت‌های روی آینه، نامه‌های الکترونیکی و نوشته‌های روی یخچال20- سفرت به خیر21- دفتر خاطرات دونفره22- در هنگام عصبانیت23- جادوگر شهر از، هرچه نیاز دارید درونتان هست24- قدرت متحول‌کننده‌ی نوشتن که در دسترس همه است25- گفت‌وگوی غیابی26- دوستی از راه مکاتبه27- معجزه‌ی نوشته‌ها28- تو یک ستاره‌ای29- روز یک غریبه را بسازید30- نجات یک زندگی31- ماجرای یک جدایی32- شکایت را به درخواست تبدیل کنید33- خشم‌نامه34- تسکین درد مرگ35- دفترچه‌ای برای عروس و داماد، شبکه‌ی حمایتی36- کلمات و عکس‌ها، در کنار هم37- وقتی دوست عزیزتان بیمار است38- وقتی دوست‌تان در حال مرگ است39- عذرخواهی کار ساده‌ای نیست40- وصیت‌نامه‌های اخلاقی41- شاخه‌نویسی، انشعاب‌درمانی و بهبود روابط42- نامه‌هایی که باعث ظهور یک بازیگر شد43- خاطرات سفر، راهی برای توجه کردن44- در هم شکستن کینه از طریق مکاتبه45- نوشتن نامه‌ی وداع با اعتیاد46- یادآوری اوقات خوشدرباره‌ی نویسنده

more_vert کتاب چگونه جذاب شویم

ادامه مطلب

closeکتاب چگونه جذاب شویم

با مطالعه این کتاب، بر اصول درون شناسی خویش فائق آمده و فرآیندهای جذابیت آفرین وجود خود را کشف کنید. انسان‌ها از دیدگاه زیباشناسی به چهار گروه اصلی و اساسی در معیارها و عناصر زندگی تقسیم می‌شوند. عده‌ای زیبا و خوش فرم و خوش اندام هستند- بعضی جذاب و تودل برو می‌باشند، اما از زیبایی چندان بهره‌ای نبرده‌اند- تعدادی هم زیبا هستند و هم جذاب و برخی از همه‌ی مواهب طبیعت در وجودشان ارث برده‌اند. جذابیت، صفتی است که از ماهیت‌های درونی عصاره‌ می‌گیرد و در مسیر حاصل اندیشه به باور می‌گراید و در چرخه منطق وجود تجزیه و تحلیل می‌شود تا از پشت پرده عصمت معنا بدر آید و حجاب رنگین از رخ بر دارد و بر چهره، بویژه چشمان بنشیند. به عبارت دیگر، جذابیت انرژی شفاف بسیار زیبا و رنگین شکلی است که بر سلول‌هاو هورمون‌های درون مایه هستی انسان تاثیر می‌گذارد و در تمام ابعاد و ترکیب بندی وجودش حک می‌شود. فهرست مطالبکلامی بر این کتابجذابیت در ماهیت هستیامواج الکترو مغناطیسی درجذابیتامواج ذهنی در جذابیتامواج آلفا در معنای زندگیلبخند و عناصر موثر آنجذابیت در سکوتجذابیت در خوابمعنویت درونفعالیت‌های جنسیعزت نفس در جذابیتهنر سخنوریآداب و متانت در جذابیتقلب جهان بین در جذابیتاکتساب شخصیت در جذابیترضایتمندی از خودذهن خلاقفلسفه وجود جذابیترفتارهای کلیدیپنچ راه موثرجادوی گوش دادننیازهای اساسی زناندوازده نیاز بسیار مهم یک زنبیست نیاز اساسی یک مردعلامتهای مفید و جذب کنندهابزارهای رفتاری در ارتباطاتلذت بخش‌ترین گفتگودایره‌های ارتباطی انسانیجذابیت در عصاره کلاماساسی‌ترین اسرار در کلام جذابشانزده عنصر موثر جذابیت آفرینتعریفی دیگر از جذابیتو کلام آخرکتب دیگر از همین نگارنده

more_vert کتاب فنون مذاکرات تجاری (راهنمای کاربردی)

ادامه مطلب

closeکتاب فنون مذاکرات تجاری (راهنمای کاربردی)

کتاب فنون مذاکرات تجاری (راهنمای کاربردی) به قلم چارلز ادیسون هریس، ابتدا مفاهیم پایه‌ای و ریسک‌های مذاکرات تجاری را شرح داده و سپس با راهکارهایی که ارائه می‌دهد، شما را برای مذاکرات در حوزه‌های مختلف آماده می‌کند. در تعاریفی که فلاسفه یونان باستان اولین بار از انسان به عمل آوردند این بود که انسان مخلوقی است اجتماعی و ناطق اجتماعی است از آن نظر که بر حسب طبیعت خود باید با دیگران زندگی کند و ناطق از این نظر که در زندگی کردن با دیگران باید بتواند حرف بزند، صحبت کند و ارتباط گفتاری داشته باشد تا بتواند نیازهای خود را اعم از مادی و معنوی برای ادامه حیات و بقای نسل، امنیت، تأمین معاش، آسایش زندگی و برخورداری از دستاوردهای ناشی از کار، تخصص و پیشرفت‌های علمی و فنی دیگران به وسیله اشخاص دیگر اعم از اشخاص حقوقی و طبیعی تأمین، برطرف و ارضا کند. به همین جهت می‌توان گفت زندگی همه شما در ارتباط با دیگران خلاصه می‌شود و این ارتباط از اوایل زندگی کودکانه شروع شده و تا پایان عمرتان ادامه می‌یابد. برای مدیریت این ارتباطات مادام‌العمر نیاز به ابزار آن دارید و این ابزار توان و هنر و دانستن اصول، فنون و هنر مذاکره است. چارلز ادیسون هریس (Charles Edison Harris) در کتاب فنون مذاکرات تجاری (راهنمای کاربردی) (‌Business negotiation power: Optimizing your side of the deal) نشان می‌دهد با ورود سازمان‌ها در زندگی اجتماعی انسان‌ها در سطح ملی، ارتباطات ویژگی پیچیده‌تری به خود می‌گیرد. این سازمان‌ها بسیار متنوع هستند، مانند شرکت‌ها، بانک‌ها، مؤسسات و سازمان‌های دولتی، وزارت خانه‌ها، نهادها و بنیادها، شهرداری‌ها، دادگاه‌ها و... امثال آن، که همگی یا اغلب آن‌ها به نحوی و در زمانی با زندگی اجتماعی انسان‌ها سر و کار دارند. انسان‌ها باید با مسئولان، مدیران و سایر افراد سازمان‌ها مذاکره داشته باشند تا بتوانند آن بخش از نیازها و خواسته‌هایشان را که در دامنه فعالیت آن‌هاست تأمین کنند. گوناگونی، گستردگی و پیچیدگی ارتباطات اجتماعی به همین جا ختم نمی‌شود بلکه این ارتباطات از مرزهای سیاسی کشورها می‌گذرد، روابط پیچیده‌تری تحت عنوان روابط خارجی یا روابط بین‌المللی پیش می‌آید که خود نوع ویژه‌ای از مذاکرات و توانمندی‌های فوق‌العاده را می‌طلبد. در بخشی از کتاب فنون مذاکرات تجاری (راهنمای کاربردی) می‌خوانیم: در یک وضعیت آرمانی، طرف باید از طریق ارتباط، درباره اعضای گروه مذاکره کننده خود به یکدیگر اطلاعات بدهند، این اطلاعات باید مواردی از جمله نام اعضا، موقعیت سازمانی و نیز تاریخ‌های ورود به کشور تولید کننده با فروشنده و خروج از آن را در برداشته باشد، قبل از عزیمت به کشور خارجی بابا زبان مذاکره تعیین شود و در صورت لزوم گروه مذاکره کننده باید مترجمی را نیز به همراه خود ببرد گروه مذاکره کننده هر طرف باید از افراد ذیصلاح تشکیل شده باشد و صلاحیت آن‌ها باید با توجه به نوع کالای موضوع خریداری مورد بررسی قرار گیرد. برای مثال در مذاکره بر سر یک کالای مهندسی، علاوه بر افرادی چون مدیر بازاریابی، مدیر امور مالی و وکیل باید یک مهندس نیز در گروه باشد که در شاخه مربوط، از مهارت برخوردار است، ترکیب یک گروه مذاکره کننده به ماهیت کالا یا خدماتی که باید مورد مذاکره قرار بگیرند و ظرفیت مالی شرکت بستگی دارد؛ بنابراین در مورد ترکیب یک گروه مذاکره کننده هیچ معیار خاصی وجود ندارد در هر حال هرگروه مذاکره کننده باید یک رئیس داشته باشد که در ضمن، عضو آن گروه نیز باشد. لازم نیست کسی که به عنوان رئیس انتخاب می‌شود متخصص باشد اما باید بتواند کل گروه را کنترل کند و شخصی باشد که اعضای دیگر برای او احترام قائل گردند. او باید شخصی مهربان و دوست داشتنی خوش اخلاق و قابل اطمینان باشد و بتواند مشکلات را رفع نماید. باید بتواند ناسازگاری‌ها را کم و فعالیت‌های اعضای گروه را هماهنگ کند. این شخص باید بدون فشار آوردن به خود، با رئیس گروه مذاکره کننده دیگر ارتباط داشته باشد و روند مذاکره را با حالتی آرام و دوستانه ادامه دهد. فهرست مطالبمقدمهفصل اول: بعضی مفاهیم پایه‌ای که در مذاکرات قراردادهای تجاری بین‌المللی حائز اهمیت زیادی هستندفصل دوم: آماده شدن برای مذاکرهفصل سوم: مذاکره درباره قراردادهای تجاری بین‌المللی و ریسک‌هافصل چهارم: مذاکره قراردادهای فروش بین‌المللیفصل پنجم: مذاکره قراردادهای انتقال فناوریفصل ششم: تامین مالی پروژهفصل هفتم: مذاکره درمورد موافقت‌نامه‌های وام جمعیفصل هشتم: مذاکره قراردادهای ساخت بین‌المللیفصل نهم: مذاکره قراردادهای نفتیفصل دهم: نقش وکیل در مذاکره قراردادها تجارت بین‌المللی

more_vert کتاب سخنرانی موفق

ادامه مطلب

closeکتاب سخنرانی موفق

کتاب سخنرانی موفق نوشته برایان تریسی، به شما کمک می‌کند تا در صحبت کردن و سخنرانی مهارت فوق‌العاده‌ای پیدا کنید. داشتن این مهارت باعث می‌شود شما در شغلتان سریع‌تر پیشرفت کنید، به تمامی اهداف بزرگ خود برسید و مورد احترام دیگران قرار بگیرید. بزرگ‌ترین و ارزشمندترین دارایی شما ذهنتان است. قدرت خوب فکر کردن و بیان واضح و روشن همان فکر از گرانبهاترین مهارت‌هایی است که دارید. برایان تریسی (Brian Tracy) در این کتاب ذهن شما را به یک عضله تشبیه می‌کند و می‌گوید استفاده بیشتر از ذهن، شما را قوی‌تر و نیرومندتر می‌کند و به سمت موفقیت بیشتر و ترفیع رتبه و مقام پیش می‌برد. شما فقط در یک صورت می‌توانید تسلط خود بر موضوعی را نشان دهید و آن بیان نظرات و تفکرات خود با صدای بلند و یا نوشتن است. وقتی شما خوب صحبت کنید اطرافیانتان می‌گویند او به طور دقیق می‌داند درباره چه چیزی می‌خواهد حرف بزند. کتاب سخنرانی موفق (Speak To Win) به شما می‌آموزد که چگونه در هر موقعیتی قدرتمند ظاهر شوید و از چیزی هراس نداشته باشید. روانشناسان می‌گویند میزان عزت نفس شما یعنی اینکه تا چه اندازه خودتان را دوست دارید تا حدود زیادی کیفیت زندگی درون و بیرون شما را مشخص می‌سازد. هر چه بهتر و متقاعد کننده‌تر حرف بزنید، بیشتر خودتان را دوست دارید و هر چه بیشتر خودتان را دوست بدارید، خوشبین‌تر و مطمئن‌تر می‌شوید و رابطه‌تان هم با دیگران بهتر می‌شود. اگر شما یک سخنران مبتدی هستید این کتاب به شما نشان می‌دهد که چگونه فرایند صحبت با کفایت را یاد بگیرید. اگر سخنران باتجربه‌تری هستید، شما را با روش‌های بسیار قدرتمندی آشنا می‌کند. جملات برگزیده کتاب سخنرانی موفق: - سرنوشت ما با اندیشه‌هاى ما تغییر مى‌کند. مى‌توانیم به آنچه آرزو مى‌کنیم تبدیل شویم، مى‌توانیم کارى را که دوست داریم انجام دهیم، کافیست اندیشه‌هاى عادت شده ما با امیالمان همخوانى داشته باشند. - ارزش واقعى مرد را باید در هدف‌هایى اندازه گرفت که جستجو مى‌کند. - مثبت و مسلط بیندیشید، اعتماد به نفس و باور داشته باشید. اینگونه زندگى از ایمنى و امنیت خاطر بیشترى برخوردار مى‌شود، عملگراتر مى‌شوید و تجربه سرشارتر و موفقیت بیشترى به دست مى‌آورید. - انسان مؤثر همیشه در شروع جلسه به هدف خود و نتیجه‌اى که مى‌خواهد بگیرد اشاره مى‌کند. او همیشه در پایان جلسات به عبارت آغازین خود در سخنرانى‌اش برمى‌گردد و نتیجه به دست آمده را با قصد اولیه مطابقت مى‌دهد. - بزرگترین و بهترین آرزوها را براى خود داشته باشید. آرزوهایى که دوست دارید تحقق مى‌یابند. رؤیاى شما نویدى است بر چیزهایى که روزى در زندگى شما تحقق مى‌یابند. - یکى از بزرگ‌ترین رضایتمندی‌هاى فرد به خاطر این است که مى‌داند، مى‌تواند کارى را به بهترین نحو انجام دهد. - ما نمى‌توانیم موجب بارش باران شویم، ولى مى‌توانیم شاهد بارش باران روى مزرعه‌اى آماده شده باشیم. در بخشی از متن کتاب سخنرانی موفق می‌خوانیم: ارتباط برقرار کنندگان خوب به اینکه زبان تن آن‌ها چه تأثیرى در مورد قبول واقع شدن پیام آن‌ها برجاى مى‌گذارد توجه فراوان مى‌کنند. وقتى دست‌هایتان به شکل آزاد در دو سمت بدنتان آویزان است، وقتى کف دست‌هایتان به سمت بالا و باز است و شما با تبسمى بر لبان خود ضمن صحبت به حاضران در جلسه نگاه مى‌کنید، شنوندگان‌تان احساس آرامش مى‌کنند و پیامتان را به راحتى چون اسفنجى که آب را جذب مى‌کند، جذب خود مى‌نمایند. اگر چهره‌تان اخمو و جدى باشد، اگر بازوان‌تان را روى سینه به شکل ضربدر قرار داده باشید و یا با دست‌هایتان لبه‌هاى میز خطابه را گرفته باشید، شنوندگان این تصور را مى‌کنند که یک والد خشمگین با آن‌ها حرف مى‌زند. اینگونه گیرنده‌هایشان را به روى شما مى‌بندند، حالت تدافعى مى‌گیرند، در برابر پیامتان مقاومت مى‌کنند و به سادگى از حرفى که مى‌زنید متقاعد نمى‌شوند. زبان تن موضوع بسیار مهمى است! به راستى که شگفت‌انگیز است. آن‌هایى که به این توصیه من عمل مى‌کنند، تفاوت قابل ملاحظه‌اى در واکنش حاضران در جلسه مشاهده مى‌کنند. وقتى از سرعت صحبت خود مى‌کاهید، کلمات شما واضح‌تر مى‌شوند و شما شمرده‌تر حرف مى‌زنید. لحن صدایتان خوشایندتر و لذت‌بخش‌تر است. وقتى تبسم مى‌کنید، گرما، دوستى و پذیرفتن را از خود ساطع مى‌کنید. این امر سبب مى‌شود که شنوندگان شما در شرایط آرامش قرار بگیرند و پیام شما را بهتر دریافت کنند. فهرست مطالب مقدمه: براى بردن حرف بزنیدفصل 1: هنر سخنرانى و فن بلاغتفصل 2: برنامه‌ریزى و تدارک به زبان سادهفصل 3: اعتماد به نفس و تسلط ذهنىفصل 4: در برابر همه مخاطبان قدرتمند ظاهر شویدفصل 5: تسلط در جلسات با گروه‌هاى کوچکفصل 6: مهارت در سخنرانى و مذاکره با گروه‌هاى کوچکفصل 7: تسلط روى سن: تحت تأثیر قراردادن شنوندگانفصل 8: تسلط آوایى: روش‌هاى داشتن صدایى تأثیرگذارفصل 9: فوت و فن تجارت: تکنیک‌هاى استادان سخنرانفصل 10: کنترل فضاى متعلق به شمافصل 11: ضربه نهایى را وارد کنید: نفس آن‌ها را بگیریدفصل 12: ارائه سخنرانى به منظور فروش

more_vert کتاب نمی‌توانی به من دروغ بگویی:‌ برنامه‌ای بنیادی برای تقویت دروغ‌یاب درونی شما و رسیدن به حقیقت

ادامه مطلب

closeکتاب نمی‌توانی به من دروغ بگویی:‌ برنامه‌ای بنیادی برای تقویت دروغ‌یاب درونی شما و رسیدن به حقیقت

جنین درایور در کتاب نمی‌توانی به من دروغ بگویی:‌ برنامه‌ای بنیادی برای تقویت دروغ‌یاب درونی شما و رسیدن به حقیقت، به شما می‌آموزد که در ارتباط با افراد دروغ‌گو چگونه برخورد کرده و اساسا چطور تشخیص دهید که فرد مقابل شما حقیقت را نمی‌گوید. رئیس جدیدتان حین بالا انداختن مختصر شانه به شما می‌گوید: تو کمک مهمی برای گروه و موفقیت شرکت هستی. کار تو تحول زیادی ایجاد می‌کند. پرستار بچه‌ی شما می‌گوید: کافی است که از خانواده‌های قبلی بپرسید. همه مرا دوست دارند. می‌دانم که به شما خواهند گفت من قابل اعتماد و مطمئن هستم. نامزدتان در پایان یادداشتش برای شما یک شکل لبخند کشیده و نوشته است: «خوشحالم که با تو آشنا شده‌ام!» در تمام مثال‌های بالا، به احتمال زیاد به شما دروغ گفته شده است ولی آیا می‌توانید آن را تشخیص دهید؟ حتی باهوش‌ترین و تیزبین‌ترین انسان‌ها هم گاهی نشانه‌های دروغ و فریب را ندیده و قربانی افراد بی‌وجدان می‌شوند. این بی‌وجدان‌ها می‌توانند هرکسی باشند از شوهر خاطی گرفته تا همکار جنایت‌کار، فروشنده‌ی متقلب یا همسر خائن. در هر حال ما همواره باید آماده باشیم. شناسایی افراد دروغ‌گو به‌ معنی بدگمانی و دیگران را دشمن دانستن نیست. در واقع، مهارتی است که باید در خود پرورش دهیم یافتن حقیقت است نه دروغ! و رازش این است: اعتماد کنندگان، دروغ‌یابان خوبی هستند. افرادی که اعتماد نمی‌کنند نمی‌توانند مهارت تشخیص راست و دروغ را در خود پرورش بدهند، زیرا همه را دروغ‌گو می‌پندارند. بهای طرز تفکر چنین افرادی، نداشتن ارتباطات رضایت‌بخش و واقعی است. چرا که وقتی نتوان به هیچ‌کس اعتماد کرد، چطور می‌توان با دیگران ارتباط ایجاد کرد؟ به نظر من که یک زندگی غمبار خواهد بود. تحقیقات نشان داده است که بر خلاف نظر عموم مردم، افراد بسیار اعتماد کننده نه تنها به‌ راحتی دروغ را تشخیص می‌دهند بلکه در ارزیابی دیگران بهتر عمل می‌کنند، تصمیمات بهتری برای استخدام دیگران می‌گیرند و روی مهم‌ترین جزییاتی که نشانگر صداقت دیگران است تمرکز می‌کنند. آن‌ها معتقدند که همه بی‌گناهند مگر آنکه خلاف آن ثابت شود. از قضا آن‌هایی که به دیگران اعتماد ندارند تمایل بیشتری به استخدام افراد دروغ‌گو داشته و کمتر دروغ‌گوها را تشخیص می‌دهند. افرادی که اعتماد کمی به دیگران دارند بهای زیادی می‌پردازند، از جمله داشتن ارتباطاتی با قابلیت اعتماد کم. در کتاب نمی‌توانی به من دروغ بگویی (You Can't Lie to Me)، جنین درایور (Janine Driver) قصد دارد تا مجموعه‌ای از تمرین‌ها را ارائه دهد که شما را در آماده‌سازی ذهنی و تقویت به‌ یاد سپاری این اطلاعات یاری می‌رسانند. هر چه بیشتر به یاد بسپارید، سریع‌تر می‌توانید این دانش را در زندگی روزمره به کار گرفته و زودتر از ارتباطات قابل اعتمادتر، امن‌تر و عاشقانه‌تر لذت ببرید. این توانایی حفاظت از خود و عزیزان، همچنین احاطه شدن با افراد قابل اعتماد بیشتر، در دراز مدت به نتایج بسیار مفیدی منجر خواهد شد. محکم‌تر ایستاده و با شجاعت بیشتری با زندگی رو به رو می‌شوید. احساس قوی‌تری داشته و در شرایط متزلزل، حس خودباوری بیشتری دارید. ارتباطات غنی‌تر، قابل اعتمادتر و واقعی‌تری خواهید ساخت. دید دنیا را به خودتان تغییر داده و به دنیا خواهید گفت: تمام تلاشت را بکن. نمی‌توانی به من دروغ بگویی. جملات برگزیده نمی‌توانی به من دروغ بگویی: - مردم، همیشه بعد از شکار، در طول جنگ و پیش از انتخابات، بیش از مواقع دیگر دروغ می‌گویند.- رفتار خود را مناسب گفتار... و گفتار را هماهنگ با رفتار خود کنید.- بسیاری هستند که دروغ گفته و گیر نمی‌افتند؛ و این یک واقعیت است.- هر قدرتی فساد می‌آورد و قدرت کامل، کاملاً فساد می‌آورد.- بازیگری مثل دروغ‌گویی است. هنرِ خوب دروغ گفتن. من پول می‌گیرم که دروغ‌های با آب و تاب بگویم.- گفتار، سایه‌ی کردار است. در بخشی از کتاب نمی‌توانی به من دروغ بگویی می‌خوانیم: افرادی که بهترین دروغ‌سنج را دارند آن‌هایی هستند که می‌توانند هرگونه تغییر از خط پایه را سریع‌ تشخیص بدهند. افرادی مثل دوستم مارتی که کارآگاه خصوصی است و در فصل چهار به نامش اشاره کردم. یک شرکت ترابری او را استخدام کرد تا مقصر سرقت یک کامیون پر از آی‌پد را شناسایی کند. دو راننده‌ی این کامیون به‌ منظور اینکه کسی به آن نزدیک نشود، آن را کنار یک فنس الکتریکی پارک کرده بودند. متأسفانه هیچ‌یک شب هنگام از کامیون مراقبت نکرده و صبح روز بعد با جای خالی آن مواجه شده بودند. مارتی به ملاقات آن‌ها رفت. مارتی گفت یکی از آن دو زیادی زرنگ به‌ نظر می‌رسید. او در سوال پنچ یا ششم پی‌برد که آن راننده، دروغ می‌گوید. مارتی چطور این کار را کرد؟ راننده در حین گفتگو، دستش را به‌ عنوان سپری در برابر دهانش گرفته بود و هر بار که مارتی از محل تولدش سوال می‌کرد شانه‌ی چپش را بالا می‌انداخت. هممم، ماجرا چه بود؟ این راننده درباره‌ی بقیه موارد، صادق بود. او بلافاصله گوشی همراه خود را تحویل داد (کاری که اغلب تبهکاران نمی‌کنند) و اعتراف کرد که در مراقبت از کامیون، اهمال کرده است (که در نتیجه سارقان به‌ راحتی آن را دزدیدند). ولی چرا در مورد موضوع ساده‌ای مثل محل تولدش دروغ می‌گفت؟ مارتی به او گفت: «پسرم، خیلی بهتر است که هرچه هست خودت بگویی تا اینکه بعداً خودم متوجه بشوم». راننده نفس عمیقی کشیده، سرش را به پایین انداخته و به چپ و راست تکانی داده و سپس اعتراف کرد: «مسئولان شرکت نمی‌دانستند که من سابقه‌ی سرقت دارم و حالا اینرا می‌فهمند». او آی‌پدها را ندزدیده بود - ولی از همان ابتدا در فرم استخدام، به کارفرمایان خود دروغ گفته بود؛ همان‌هایی که مارتی را برای تحقیق، استخدام کرده بودند. فهرست مطالبمقدمهبخش 1: روشن کردن دروغ‌سنج شمافصل 1: حقیقتی درباره‌ی دروغ‌گوییفصل 2: طرز کار دروغ‌سنج چگونه است؟فصل 3: چه زمانی از دروغ‌سنج استفاده کنیم؟بخش 2: استادی در روال دروغ‌سنجفصل 4: مرحله‌ 1: جمع‌آوری اطلاعاتفصل 5: مرحله‌ی‌ 2: شُنودفصل 6: مرحله‌ی‌ 3: زیر نظر گرفتنفصل 7: مرحله‌ی‌ 4: نظارت بر تمام بدنفصل 8: مرحله‌ی‌ 5: بازجوییبخش 3: دروغ‌سنج شما از نگاه کلیفصل 10: آزمون فردیفصل 11: سخن آخراز همین مترجم

more_vert کتاب مهارتی که جا ماند...

ادامه مطلب

closeکتاب مهارتی که جا ماند...

کتاب مهارتی که جا ماند... به قلم حسین غیاثی، راهکارهایی ساده و عملی با مثال‌های بومی و ایرانی برای داشتن یک زندگی شادتر ارائه می‌دهد. حل و مدیریت تعارضات در زندگی، یک مهارت ضروری است که مبحث آموزشی‌اش در دوران تحصیل‌مان جا ماند و جای خالی‌اش در جعبه ابزار مهارت‌هایمان به شدت خالی‌ است. یک کتاب خوب در مورد چگونگی حل و مدیریت تعارضات برای هر کسی شدیداً مورد نیاز است. توانایی حل تعارض هم در زندگی شخصی‌تان و هم در شغل شما یک مهارت مفید است که باید یه دست آورده شود. نویسنده برای نوشتن این کتاب با 500 نفر مصاحبه کرده و آن را با سبکی غیرمعمول (خاص)، آسان، با مثال‌ها و داستان‌های ملموس به خوبی نوشته است. ساختاربندی خوبی دارد و کاملاً کاربردی است و قطعاً ارزش خواندنش دارد. به احتمال زیاد، شما هم یکی از شرایط زیر را تجربه کرده‌اید. مثلاً:- فرزندتان قول یک ساعت بازی کامپیوتری را داده بوده اما…- با پدر و مادر خود بر سر زمان بازی کردن با تبلت و… توافق ندارید. - با دوست‌تان قرار گذاشته‌اید و او برای چهارمین بار است که تقریباً نیم ساعت دیر می‌کند. - وقتی بعد از یک روز سخت کاری به خانه می‌آیید و همسرتان از شما می‌خواهد که بیرون بروید.- با همسر خود بر سر مدیریت بحران‌های مالی پیش آمده اختلاف نظر دارید.- با همسر خود بر سر این که فرزندتان را به مدرسه خصوصی بفرستید یا دولتی اختلاف نظر دارید. - همسرتان از شما می‌خواهد که به منزل یکی از فامیل بروید؛ درحالی که شما اصلاً رابطه‌ی خوبی با آن شخص ندارید. - مشتری از شما درخواست تخفیفی را دارد که موجب ضرر شماست و روی حرفش هم مؤدبانه پافشاری می‌کند.- بر سر نحوه‌ی انجام یک پروژه‌ی مهم با اعضای تیم‌تان اختلاف نظر دارید. - کارمندتان زمان شروع جلسه را اشتباه به شما خبر داده و شما دیر به جلسه رسیده‌اید. - همسایه‌تان صدای تلویزیونش به قدری است که شما را آزار می‌دهد و تا به حال 3 بار هم با او صحبت کرده‌اید اما…- در صف ایستاده‌اید؛ ناگهان شخصی شما را نادیده گرفته و جلوتر از شما داخل صف می‌شود.- در کلاسی نشسته‌اید؛ ناگهان یک نفر می‌آید و به شما می‌گوید که اینجا جای من است و لطفاً بلند شوید. خب حتماً شما در هر یک از این شرایط، واکنشی از خود نشان داده‌اید و سؤال این است که واکنش‌تان تا چه اندازه مؤثر بوده و اینکه آیا آن مسئله به طور کامل حل شده؟ اگر این موارد ذهن‌تان را درگیر کرده‌ است و احساس می‌کنید که برای ایجاد تغییر نیاز به برنامه دارید، این کتاب برایتان مفید خواهد بود. به این فکر کنید که با این روند، حال ارتباطات‌تان در 3 سال آینده چطور است... جملات برگزیدۀ کتاب مهارتی که جا ماند: - تفاهم یعنی توانایی حل و مدیریت تعارض‌ها.- هرچقدر به داشته‌ها یا علاقه‌ها توجه کنیم؛ ارتباط بهتر شکل می‌گیرد.- 10 درصد تعارض‌ها به دلیل تفاوت نظرات و 90 درصد آن‌ها به دلیل بیان و تن صدای ماست.- اگر اهمیت روابط را می‌دانستید؛ بیشتر از حساب بانکی‌تان روی آن سرمایه‌گذاری می‌کردید.- امروز کارهایی را می‌کنم که دیگران حاضر نیستند انجام دهند؛ تا فردا کارهایی را بکنم که دیگران قادر نیستند انجامش دهند. در بخشی از کتاب مهارتی که جا ماند می‌خوانیم: نوه گاندی تعریف می‌کند: روزی قرار بود که من پدرم را با ماشین به محل کارش ببرم و بعد از تمام شدن جلسه اون رو به خونه برگردونم که حدود 15 کیلومتر با محل کارش فاصله داشت. وقتی که ما به محل کار پدرم رسیدیم از من خواست که در این فاصله زمانی ماشین را به تعمیرگاه ببرم و راس ساعت 5 جلوی محل کارش منتظرش باشم. وقتی که ماشین را به تعمیرگاه بردم، خیلی زود مشکل ماشین حل شد. من هم ماشین را برداشتم و راه افتادم. در این فکر بودم که توی این چند ساعت چه کار کنم. چشمم به یک سینما افتاد. ماشین رو پارک کردم. اون روز سینما با هر بلیط، 2 فیلم رو پخش می‌کرد و من اونقدر غرق تماشای فیلم شده بودم که حتی تا آخر فیلم دوم به ساعتم یک نگاه هم نکردم. وقتی که از سینما بیرون اومدم ساعت 6 و پنج دقیقه شده بود. من به سرعت به سمت محل کار پدرم رفتم. دیدم که پدرم خیلی آروم منتظر من ایستاده. من از ماشین پیاده شدم و خیلی از پدرم معذرت‌خواهی کردم. اون با خونسردی پرسید: چرا دیر کردی؟ نگرانت شدم اتفاقی افتاده بود؟ و من در جواب گفتم: نه. تقصیر تعمیرکار ماشین بود. خیلی طول کشید که بفهمه مشکل چیه و تا درستش کرد خیلی دیر شده بود. پدرم حرفی نزد. فقط به من گفت: تو با ماشین برو خونه. من باید تا خونه پیاده بیام. من تعجب کردم و پرسیدم: امّا تا خونه خیلی راهه. مطمئنید که می‌خواید این مسیر رو پیاده طی کنید؟ پدرم گفت: پسرم، تو الآن هفده ساله‌ای و من در این مدت نتونستم اعتماد تو رو نسبت به خودم جلب کنم. من دارم یک جای کار، اشتباه می‌کنم. باید امروز تا خونه پیاده بیام و فکر کنم به این که چطور می‌تونم پدر بهتری برای تو باشم. (اون بعدها برای پسرش تعریف می‌کنه که اون روز چون نگرانش شده زنگ زده به تعمیرگاه و اون‌ها گفتن که کار ماشین خیلی زود تمام شده.) آرون باز هم از پدرش عذرخواهی می‌کنه و از اون می‌خواد که سوار ماشین بشه. اما پدرش سوار نمی‌شه و میگه تو برو. من خودم پیاده میام. آرون هم تمام راه را آروم پشت سر پدرش رانندگی می‌کنه و بارها از اون می‌خواد که سوار بشه. اون‌ها بعد از 5 ساعت و نیم به خونه می‌رسند و پدرش مستقیم به اتاقش می‌ره و می‌خوابه. فهرست مطالبمقدمه پروفسور کریس کرافتمقدمه‌ی منفصل آخرقبل از هر چیزاین کتاب به درد چه کسانی نمی‌خورد؟!فصل یک: تعارض چیست؟دوران آشناییما چه زمان‌هایی رفتار می‌کنیم؟چرا تعارض در روابط انسانی وجود دارد؟چه کسانی تعارض ندارند؟آش با جاش!انتخاب با شماست!فصل دو: چرا حل تعارض مهمه؟ آیا بلدیم حلش کنیم؟1 می‌دونید اگر تعارض مدیریت نشه؛ چی می‌شه؟2 واکسیناسیون... !3 رفتارهای ما1 مغز جدید2 مغز میانی3 مغز قدیماستاد شدن در حل تعارض چه فایده‌ای دارد؟الآن چطور عمل می‌کنیم؟فصل سه: اشتباهات رایج ما1 کپسول حل تعارض2 مجبورش می‌کنم جور دیگری رفتار کند!3 اینقدر بهش محبت می‌کنم تا عوض بشه!4 توجه به نقاط اشتباه...5 به جای توجه روی خودمان روی دیگران توجه می‌کنیمفصل چهار: چطور تعارض را حل یا مدیریت کنیم؟مدیریت تعارض مثل خلبانیهچه کسانی در کابین هستند؟کسی را به زور نمی‌توان "کمک خلبان" کردارتباط موثر؟! دقیقا یعنی چی؟1 پاک‌سازی کابین از هرگونه عامل تهدید کننده: امن سازی2 ساخت پل طلایی برای سالم بازگشتن غرور (قانون پل طلایی)توان نگاه‌کردن از دید طرف مقابلمعجزه‌ی سوالای‌وای از شبکه‌های مجازیتنها رسانه برای حل تعارضمدیریت توجهاتاول باید بگی که خودت حاضری چه‌کار کنی؟سیستم رفتاری حل تعارضاین سیستم چگونه کار می‌کند؟کدوم سبک بهتره؟حرف آخر

more_vert کتاب آموزش کاربردی زبان بدن

ادامه مطلب

closeکتاب آموزش کاربردی زبان بدن

کتاب آموزش کاربردی زبان بدن نوشته‌ی محمدحسین فردوسی، عادل شیرازی و عارف شیرازی، درباره‌ی ارتباط غیر کلامی و اهمیت به کارگیری آن در زندگی روزمره و کاری است. در این اثر چگونگی خواندن زبان بدن دیگران و همچنین به کارگیری آن را در تعاملات و ارتباطات خود می‌آموزید. در انتهای هر فصل کتاب تمرین‌های عملی جهت فراگیری و بهبود مهارت‌های زبان بدن ارائه شده است. موضوعاتی که در این اثر مورد بررسی قرار گرفته‌اند شامل: تفاوت‌های فرهنگی، برخوردهای روزانه، جذابیت شخصی، زبان بدن در محیط کار، تماس چشمی، حالات چهره، صحبت با سر، ژست‌ها، حالت و وضع بدن، فضا و جهت‌گیری شخصی، تماس جسمی، شکل بدن و ظاهر، زمان و زمان‌بندی، نشانه‌ها، واژگان و نقش زبان بدن در موفقیت است. زبان کلید ارتباطات است. شاید تصور کنید که این مسئله به معنای صحبت کردن باشد اما بیش از 90 درصد از آنچه که شما با دیگران تبادل می‌کنید به صورت خاموش و بدون گفتار است. شما از‌ طریق تماس چشمی، حالت صورت، ژست، حالت بدن و انواع مختلفی از صداها و دیگر نشانه‌های حسی، حالات خود را به دیگران بروز می‌دهید. این زبان بدن است که شما تمام مدت از آن استفاده می‌کنید و در بیشتر مواقع متوجه نمی‌شوید که در حال استفاده از این نوع ارتباط هستید. شما استفاده از آن را در زمان کودکی می‌آموزید یعنی درست زمانی که یاد می‌گیرید تا زبان مادری خود را با فراگیری واژگان و معنای آن‌ها از والدین و اطرافیان‌تان بیاموزید. اما تفاوت در این جاست، در حالی که اشتباهات در زبان صحبت شده معمولاً تصحیح می‌گردند اما اشتباهات زبان بدن ممکن است نادیده گرفته شوند و یا اینکه به اشتباه تفسیر گردند. بنابراین شما ممکن است رشد یابید، بدون اینکه متوجه شوید ارتباطات‌تان به صورت نامناسب و یا غیر موثر صورت می‌گیرد و همین مسئله دلیل نگارش این کتاب است. این نشانه‌ها و علائم، اطلاعاتی را درباره‌ی انگیزه‌ها، اهداف و احساسات شما انتقال می‌دهند. شما از زبان بدن برای انتقال انواع مختلف پیام‌ها و معانی استفاده می‌کنید و بیشتر شما این فرایند را قطعی در نظر می‌گیرید و هرگز متوجه این مسئله نمی‌شوید که این ارتباط نه به صورت خودآگاه بلکه در سطحی ناخودآگاه صورت می‌گیرد. یک دقیقه در مورد آن بیاندیشید؛ به اشاره چشم، چشمک زدن، تأیید با سر، آه و ناله، چه تعداد از این موارد را شما به صورت آگاهانه در ارتباطات خود به کار می‌گیرید؟ نکته این است که زبان همیشه نبایستی در قالب واژگان باشد تا معنا و منظور شما توسط دیگران درک گردد. شیوه‌ای که شما از بدن خود برای تأکید، نشان دادن، اطلاع‌رسانی، توضیح و یا حتی تغییر استفاده می‌کنید مانند نقطه‌گذاری گرامری است و بدون آن معنا و تأکید از بین می‌روند. جملات برگزیده‌ی کتاب آموزش کاربردی زبان بدن: - لبخند بزنید تا دنیا به شما بخندد.- درنهایت زبانی را فرا خواهید گرفت که کمتر کسی به آن مسلط است!- مهم‌ترین زمان در هنگام ملاقات دو نفر 5 دقیقه اول دیدارشان می‌باشد.- چشم‌ها همه چیز را نشان می‌دهد: تفکر دیداری شنیداری و بررسی احساسات. در بخشی از کتاب آموزش کاربردی زبان بدن می‌خوانیم: چشم‌ها حقیقتاً حیرت‌انگیزند، آن‌ها چیزهایی به ما می‌گویند که ممکن است هرگز از طریق صحبت منتقل نشوند آن‌ها فریبنده، قدرتمند، گمراه کننده، گیج کننده، نکوهش‌گر، حمایت کننده و عاشق هستند و نیت ما را در ارتباطات چهره به چهره دربرمی‌گیرند. ضرب‌المثل معروف می‌گوید یک نگاه تنها می‌تواند حرف‌های بسیاری داشته باشد. زیرا در یک نگاه سریع، ما متوجه چیزهایی می‌شویم که واژگان نمی‌توانند آن‌ها را منتقل کنند. تماس چشمی احتمالاً قوی‌ترین ابزار ارتباطی‌ست که ما در اختیار داریم و قدرت چشمان در شدیدترین حالت آن، زمانی ا‌ست که دو نفر به یکدیگر مستقیماً نگاه می‌کنند و به چشمان هم خیره می‌شوند. تجارب نشان داده‌اند که کودکان به صورت ویژه به نقاشی چشم‌ها دقیقاً به همان شیوه چشمان خود پاسخ می‌دهند و این مسئله نشان می‌دهد که از همان سنین اولیه آن‌ها چشمان دیگران را به شکل قابل توجهی جالب می‌دانند. آن‌ها به دوایری که شبیه چشم هستند نیز واکنش نشان می‌دهند، زیرا از طریق آن‌هاست که می‌توانند اولین تماس خود را با دیگران برقرار کنند. شاید این مسئله به این خاطر است که چنین واکنش‌هایی غریزی هستند و به الگوهای اساسی بقاء مرتبطند که بر پایه آن کودکانی که با تماس چشمی توجهات را به خود جلب می‌کنند شانس بالاتری برای تامین نیازهایشان دارند. تردیدی وجود ندارد زمانی که ما در حال رشد هستیم می‌آ‌موزیم که زمانی بزرگ‌تری به ما نگاه می‌کند رفتار نامناسبی نداشته باشیم. از آن جایی که تماس چشمی بین کودکان و بزرگسالان، زنان، مردان، درون‌گرایان، برون‌گرایان و غیره متفاوت است، هرگونه تلاشی برای تفسیرشان بایستی در زمینه خاص آن‌ها لحاظ گردد. حتی زمانی که افراد به صورت تلفنی مکالمه دارند، نمی‌توانند یکدیگر را ببینند. الگوهای حرکات چشمی مشابه ارتباطات چهره به چهره است. در این معنا چشم‌ها به صورت موثری، پنجره‌ای به روی روح در نظر گرفته می‌شود و می‌توانند به ما چیزهای زیادی درباره کار درونی اذهان‌مان بیاموزند. فهرست مطالبپیشگفتارمقدمهبخش اولفصل یک: تفاوت‌های فرهنگیزبان خاموشسیگنال‌های چشمیافکار و حرکاتلمس و لحنفضای شخصیزبان جهانی بدنزبان بدن محیط کاریتمرینتمارین و تجارب بیشترفصل دو: برخوردهای روزانهبرداشت‌های اولیهشکستن یخگپ‌های کوتاه و خودمانیدروغ‌های بدنتمرینتجارب و تمارین بیشترفصل سه: جذابیت شخصیملاقات پسر با دخترجفت‌های خوبروش‌های موفقیتتمرینتمارین و تجارب بیشترفصل چهار: زبان بدن در محیط کارمعرفی خودترس از اجراقوانین مشارکتبرقراری ارتباطتمرینتمارین و تجارب بیشتربخش دومفصل پنج: تماس چشمیکاربرد تماس چشمیمردمک چشم‌ها چه چیزی به ما می‌آموزند؟گرامر چشمچشم ذهن و ان‌ال‌پیتفکر بصریتفکر شنیداریتمرینتجارب و تمارین بیشترفصل شش: حالت چهرهطیف حالاتچهره‌ها و برداشت‌های اولیهصحبت با چهرهنکات مربوط به چهرهلبخند بزنید احساس بهتری خواهید داشتتمرینتمارین و تجارب بیشترفصل هفت: صحبت با سرصحبت با سرشنیدن فعالحالا شما آن را می‌بینیدبا حرکت سر خود تایید را به من نشان بدهاز سر خود استفاده کنیدتمرینتجارب و تمارین بیشترفصل هشت: ژست‌هااجازه بدهید زبان بدن‌تان صحبت کندنقشه ژست‌های موریسمشاهده مردمروانشناسی ژستاعمال بلندتر صحبت می‌کنندتمرینتمارین و تجارب بیشترفصل نه: حالت و وضع بدننشانه‌های خلق و خوتصویر بدنافشاگری‌های حالت بدنمن تمایل دارم تا شما را دوست داشته باشمتمرینتمارین و تجارب بیشترفصل ده: فضا و جهت‌گیری شخصیمتجاوزان به فضافضای من، قلمروی مننقاط راحتیجهت‌گیری بدنشما چیزی هستید که به نمایش می‌گذاریدتمرینتمارین و تجارب بیشرفصل یازده: تماس جسمیلمس کردنلمس کردن و یا لمس نکردنصمیمیتعدم مداخلهتمرینتمارین و تجارب بیشترفصل دوازده: شکل بدن و ظاهرایجاد تاثیراعتماد به نفس بدنانواع اشکال بدنبدن ایده‌آلساختن بهترین شکل خودتمرینتمارین و تجارب بیشترفصل سیزده: زمان و زمان‌بندیعجله بیشتر، سرعت کمترریتم را دنبال کنیدسکوت و وقفهنشان دادن حضوراستفاده مناسب از زمان در جهت منافع خودتمرینتمارین و تجارب بیشترفصل چهارده: نشانه‌ها و واژگانصدای خوبکلمات بدننشانه‌های متناقضچه چیزی تا به این حد بامزه است؟تمرینتمارین و تجارب بیشترفصل پانزده: موفقیتکمک به خودبرنده‌ها و بازنده هانه قانون طلاییتاثیرگذار بودننکته پایانیتمرینتمارین و تجارب بیشترنتیجه‌گیریمنابع

more_vert کتاب رازهایی از قدرت مذاکره

ادامه مطلب

closeکتاب رازهایی از قدرت مذاکره

آنچه کتاب رازهایی از قدرت مذاکره اثر راجر داوسون به آن می‌پردازد، آموزش فروشندگان برای فروش با سود بالاتر است. اگر روشی که این کتاب به شما آموزش می‌دهد، بیاموزید و به کار بندید، هرگز این حس را نخواهید داشت که مذاکره را به خریدار واگذار کرده‌اید. شما همیشه میز مذاکره را با علم به این موضوع ترک خواهید کرد که پیروز شده‌اید و ارتباط خود را با خریدار بهبود بخشیده‌اید. تا زمانی که شخصی چیزی را نفروشد، اتفاقی نمی‌افتد! اما فروش در امریکا دستخوش تغییر شده است. فروش در حال سخت‌تر شدن است. رقابت از آنچه که در گذشته بود فشرده‌تر شده است. رقابت بین‌المللی ما را مجبور می‌کند که بهتر باشیم. در برخی از صنایع، رقابت در کسب رتبه‌ی نخست در بخش معرفی یک محصول به بازار آن‌چنان در حال کوتاه شدن است که از سال به ماه و هفته کشیده شده است. خریداران، نسبت به گذشته، به مذاکره‌کنندگان بهتری تبدیل ‌شده‌اند. اینک خریداران از هر زمان دیگری بهتر تغذیه‌ی اطلاعاتی می‌شوند. خریدارانی که به آن‌ها، شما و فروشندگان شما می‌فروشند متحمل فشار مضاعفی می‌شوند تا از قیمت‌های شما بیشتر بکاهند. شما سودتان را از دست خواهید داد، اگرچه حجم فروش رشد یابد، مگر این‌که فروشندگان بدانند که چگونه باید به‌نحو احسن مذاکره کنند. فشار قیمت‌ها آن‌چنان فزاینده شده است که دیگر گفتن این جمله «تا زمانی که شخصی چیزی را نفروشد، اتفاقی نمی‌افتد!» کل ماجرا را منعکس نمی‌کند. در بیست و دو فصل آغازین کتاب رازهایی از قدرت مذاکره (Secrets Of Power Negotiating For Salespeople)،‌ راجر داوسون حرکت‌های راهبردی فنون مذاکرات فروش را به شما آموزش می‌دهد. نخست، شما حرکت‌های راهبردی آغازین را فرا می‌گیرید، فعالیت‌هایی که در مراحل اولیه‌ی تماس خود با خریدار انجام می‌دهید تا مطمئن شوید که در حال فراهم آوردن زمینه برای یک نتیجه‌گیری موفقیت‌آمیز هستید. این امر بسیار حیاتی است، زیرا همان‌طور که مذاکرات پیشرفت می‌کند متوجه خواهید شد که هر پیشرفتی وابسته به جوی است که شما در مراحل ابتدایی ایجاد می‌کنید. تقاضاهای شما و رفتار و منشی که برمی‌گزینید؛ باید بخشی از یک طرح به دقت از قبل طرح‌ریزی شده باشد تا در بر‌گیرنده‌ی تمام عناصر مذاکره باشد. حرکت‌های راهبردی آغازین شما، براساس ارزیابی دقیق از فروشنده، بازار، و شرکت خریدار باعث پیروزی یا شکست شما در بازی خواهد شد. سپس، به شما حرکت‌های راهبردی میانی را آموزش می‌دهد که باعث حفظ برتری به نفع شما خواهد بود. در خلال این وضعیت، امور متفاوتی وارد بازی می‌شوند. حرکاتی که توسط هر طرف صورت می‌پذیرد، جریان‌هایی را ایجاد می‌کند که حول و حوش شرکت‌کنندگان چرخ می‌زند و آن‌ها را به جهات متفاوت سوق می‌دهد. شما یاد خواهید گرفت که چگونه ضمن پاسخ دادن به این فشارها، به حفظ برتری در بازی ادامه دهید. در نهایت، حرکت‌های راهبردی پایانی را به شما آموزش خواهد داد. آن‌چنان‌که شما می‌توانید فروش را به پایان رسانید؛ پس از حصول به چیزی که می‌خواستید، زمانی که خریدار احساس می‌کند که او پیروز شده است، آخرین لحظات می‌تواند آثار مهمی داشته باشد. همانند مسابقه‌ی اسب‌دوانی، فقط یک نقطه در مسابقه وجود دارد که مهم است و آن خط پایان است. به عنوان یک مذاکره‌کننده‌ی آشنا به فنون مذاکره‌ی موفقیت‌آمیز، شما فرا خواهید گرفت که چگونه به نرمی، فرایند را تا موفقیت کامل در اختیار داشته باشید. راجر داوسون (Roger Dawson) در انگلستان متولد شد و در سال 1926 به کالیفرنیا مهاجرت کرد. ده سال بعد او شهروند ایالات متحده شد. مدت‌ها با عنوان ریاست یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های املاک و مستغلات در کالیفرنیا، مشغول به کار بود، تا این که در سال 1928، تبدیل به نویسنده‌ای تمام وقت و سخنرانی حرفه‌ای شد. راجر داوسون پایه‌گذار مؤسسه‌ی مذاکره‌ی موفقیت‌آمیز، در کالیفرنیاست. نوار ضبط‌شده‌ی نایتینگل کونانت، رموز مذاکرات موفقیت‌آمیز، پر فروش‌ترین برنامه‌ی بازرگانی/ تجاری است که تاکنون منتشر شده است. چند کتاب او جزء انتخاب‌های اصلی باشگاه‌های بزرگ کتاب است. فهرست مطالبپیش‌گفتار مؤسسهمقدمهبخش نخست: اهمیت مذاکرهفصل 1: فروش در هزاره‌ی جدیدفصل 2: مذاکره‌ی فروش هر دو طرف برندهفصل 3: مذاکره با استفاده از مجموعه‌ای از قواعد صورت می‌پذیردبخش دوم: حرکت‌های راهبردی آغازین مذاکرات فروشفصل 4: بیش از آن چیزی که انتظار دارید تقاضا کنیدفصل 5: مذاکره کردن در محدوده‌های شخصیفصل 6: هرگز به اولین پیشنهاد پاسخ مثبت ندهیدفصل 7: واکنش همراه با شگفتیفصل 8: وانمود کردن این‌که فروشنده‌ی راغبی نیستیدفصل 9: روی مذاکرات تمرکز کنیدفصل 10: حرکت راهبردی رندانهبخش سوم: حرکات راهبردی میانی در مذاکرات فروشفصل 11: نفوذ برترفصل 12: از مذاکرات اعتراض‌آمیز پرهیز کنیدفصل 13: نزول ارزش خدماتفصل 14: هرگز پیشنهاد ندهید که مبلغ مورد اختلاف را به‌طور مساوی تقبل کنیدفصل 15: موضوع مورد مناقشهفصل 16: معامله‌ی پایاپایبخش چهارم: حرکات راهبردی پایانی در مذاکرات فروشفصل 17: شخص خوب/ شخص بدفصل 18: درخواست تدریجیفصل 19: الگوهای اعطای امتیازاتفصل 20: پس گرفتن پیشنهادفصل 21: موقع‌یابی برای پذیرش آسانفصل 22: نوشتن قراردادبخش پنجم: چرا پول آن‌قدر که فکر می‌کنید مهم نیست؟فصل 23: خریداران می‌خواهند بیشتر بپردازند، نه کمترفصل 24: چیزهایی که از پول مهم‌ترندفصل 25: دریافتن این مطلب که خریدار چقدر هزینه خواهد کردبخش ششم: رموز پایان دادن به مذاکرات فروشفصل 26: چهار مرحله‌ی فروشفصل 27: 24 روش تصمیم‌گیری مشتری با استفاده از فنون مذاکرات تجاریفصل 28: روش‌های نهایی کردن سؤال‌برانگیزبخش هفتم: چگونه مذاکرات را کنترل کنیم؟فصل 29: محرک‌های مذاکراتفصل 30: حرکات راهبردی سؤال‌برانگیز و نحوه‌ی مقابله با آن‌هافصل 31: مذاکره کردن با افراد غیرامریکایی‌فصل 32: نقاط فشار در مذاکراتفصل 33: تعامل با مشکلات در مذاکراتفصل 34: نحوه‌ی تعامل با فرد عصبانیبخش هشتم: درک کردن مذاکره‌کننده‌ی دیگرفصل 35: توسعه دادن قدرت شخصیفصل 36: شناختن شخصیت خریدارفصل 37: مذاکرات فروش به روش هر دو طرف برنده