more_vert جامعه آرمانی از نگاه تامس مور

ادامه مطلب

closeجامعه آرمانی از نگاه تامس مور

 تامس مور یکی از نویسندگان و معماران نظری جامعه فاضله و از مشهورترین افراد دوران رنسانس به شمار می‌رود که با نوشتن کتاب آرمان‌شهر به شهرت جهانی دست یافت. وی مشاور اعظم هنری هشتم در دربار انگلیس بود که به دلیل مخالفت با او به اعدام محکوم شد. بسیاری از اشراف زادگان هستند که مثل زنبورهای نر از زحمت دیگران سود می‌جویند. ‌اینها خون رعایای خویش را با بالا بردن میزان اجاره بها می‌مکند. ‌چون تنها کاری که در آن اقتصادی عمل می‌کنند و در آن خست می‌ورزند، همین است. ‌در امور دیگر چنان ولخرجی می‌کنند که خود را به تباهی می‌کشند. ‌این بزرگ زادگان و اشراف همیشه تعدادی از افراد بیکار و ولگرد را در اطراف خود جمع می‌کنند که هرگز راه و رسم گذران زندگی خویش را نیاموخته‌اند و وقتی اربابانشان از دنیا بروند یا خودشان بیمار شوند، فورأ اخراج می‌شوند. ‌چون اشراف به بیکاران بیشتر از بیماران توجه دارند. وراث بزرگزاده دیگر قادر به حفظ سازمان قبلی نیستند، گروهی که رانده شده‌اند، گرسنه می‌مانند و اگر به دزدی دست نیازند از گرسنگی تلف خواهند شد. اینها بخشی از کتاب یوتوپیا شاهکار تامس مور نویسنده انگلیسی است. تامس مور یکی از چهره‌های نامدار جهان بود که در هفت فوریه ۱۴۷۸میلادی در میلک استریت لندن دیده به جهان گشود. وی نخست به تحصیل در مدرسه سنت آنتونی یکی از بهترین مدارس آن دوران لندن پرداخت و در ۱۴۹۰ تا ۱۴۹۲میلادی به عنوان خدمت‌کار در خانه‌ جان مورتن اسقف اعظم کانتربوری و صدراعظم انگلیس سپری کرد. مورتن از آنجایی که باور داشت، مور توانایی های بالقوه فراوانی دارد او را نامزد جایگاهی در دانشگاه آکسفورد کرد. مور در آکسفورد آموزشی کلاسیک را دریافت کرد. سپس از آنجایی که پدر مور از حقوقدانان برجسته انگلیسی بود، رشته حقوق را برای ادامه تحصیل برگزید علاوه بر این در دانشگاه آکسفورد به فراگیری زبان لاتین و ادبیات پرداخت در آن‌جا با اراسموس نویسنده‌ کتاب ستایش دیوانگی آشنا شد و در نتیجه­ آموختن زبان یونانی، کتاب جبارکشی اثر لوسین را از یونانی به لاتین ترجمه کرد و چون در آن زمان آموختن زبان یونانی غیرمعمول بود در حق او پنداشتند که به کفر دوران باستان گرایش دارد. مقامات دانشگاه و پدرش به او اعتراض کردند و مور از دانشگاه اخراج شد. در ۱۹سالگی در روم یک سلسله سخنرانی درباره­ «شهر خدا» اثر سن آگوستین ایراد کرد. کمی بعد او وارد یکی از صومعه‌های فرقه‌ شارتر شد و مدت چهار سال در آن‌جا ماند. سپس اسقف کامبرای ـ صومعه را ترک کرد و به شغل وکالت پرداخت. در واقع مور در فوریه ۱۴۹۶میلادی به عضویت موسسه معروف (Lincoln inn) که یکی از چهار موسسه حقوقی معروف انگلیس در آن زمان بود، پذیرفته شد تا در آنجا با تکمیل تحصیلات دانشگاهی خود را برای عضویت در کانون وکلای لندن آماده کند، بدین ترتیب مور موفق شد به عضویت کانون وکلا درآید. این حقوقدان نامدار در کنار حرفه وکالت به سیر در عالم ادبیات و مطالعه آثار عرفانی و کتاب های مقدس ادامه داد و سرانجام لباس راهبان را بر تَن کرد. او پیرایش جامعه­ روحانیون از درون را خواستار شد، وی به شدت متدین و مذهبی بود و در تلاش بود که بتواند تعادل و توازنی میان خدمت به صومعه و ادامه کار به عنوان یک درس‌خوانده حقوق برقرار سازد. خصلت دلبستگی به عبادت، ریاضت و روزه‌داری به موازات پرداختن به امور سیاسی و اجتماعی در توماس مور باقی ماند اما در عین حال به دلیل احساس وظیفه نسبت به سرنوشت انگلیس و مردم در ۱۵۰۴ میلادی به عضویت پارلمان انگلیس درآمد. در واقع مور از شخصیت‌های روشنفکر در دربار انگلیس محسوب می‌شد که با طی مراحل پیشرفت در نظام حکومتی انگلیس در ۱۵۲۳میلادی به ریاست پارلمان آن کشور نیز انتخاب شد. البته میان مور و افکار و اندیشه‌های هنری هشتم هیچ‌گونه سنخیتی وجود نداشت و همین ناسازگاری‌ها باعث شد در ۱۵۳۲میلادی مور به بهانه بیماری از ریاست پارلمان و بسیاری از مناصب حکومتی استعفا دهد، او در ابراز مخالفت با شیوه‌های حکومتی خودسرانه هنری هشتم تا به آنجا پیش رفت که در ۱۵۳۳میلادی از شرکت در مراسم به تخت نشستن یکی از شاهزاده‌های انگلیس خودداری کرد. همین مخالفت ها کافی بود تا در ۱۵۳۴ میلادی به جرم خیانت و همکاری با دشمنان هنری هشتم دستگیر و بعد از مدتی تحمل زندان محاکمه و به اعدام محکوم شود، هر چند جرم اصلی وی این بود که در برابر خواست هنری هشتم برای جدایی از کلیسای کاتولیک به مخالفت برخاسته بود. واکنش به اعدام تامس مور اهمیت این نویسنده به اندازه‌ای است که بعد از گذشت چند سده علاوه بر آن که کلیسای کاتولیک رم لقب قدیس را به او داد، کلیسای پروتستان انگلیس هم نیز لقب شهید اصلاح‌طلب را به او اعطا کرد. روشنفکران و سیاستمداران در سراسر اروپا از اعدام وی ناراحت و شگفت زده شدند. چارلز پنجم پس از مرگ او با اندوه گفت: اگر این مرد بزرگ مشاور من بود ترجیح می دادم، بزرگترین و بهترین شهرم را از دست دهم تا چنین مردی را. او در تاریخ انگلیس و اروپا آخرین مردی بود که کوشید میان روشنگری و دین اتحاد پدید آورد. ایمان مستحکم دینی او که در نهایت وی را نزد مسیحیان در مقام قدیسین شهید نشانید در کنار باورهایی که در عصر او غیر طبیعی بود، چون باور او به حق برابر زنان و مردان در تحصیل و رسیدن به مدارج عالی و مخالفت او با نظام فئودالی عصر خود و باور او به جهان وطنی که در آثارش بازتاب یافته بود و در نهایت ترجیح مرگ در راه راستی بر قدرت سیاسی، از او شخصیتی متمایز ساخت.   اتوپیا یا آرمان‌شهر شاهکار بی‌بدیل تامس مور اصل واژه utopia یونانی است و معنی آن «جایی که وجود ندارد» یا «ناکجاآباد» است. آرمان‌شهر نمادی از یک واقعیت آرمانی و بدون کاستی است. همچنین می‌تواند نمایانگر حقیقتی دست نیافتنی باشد. مور این کتاب را در ۱۵۱۵ میلادی تحت تأثیر جمهوری افلاطون و با توجه به مواردِ ناعادلانه دانسته شده در ستایش دیوانگی اثر اراسموس نوشت. آرمان شهر، شرح کشوری فرضی به نام آبراکسا است و فرمانروای آن، یوتوپوس فرمان داده است تا پیرامون سرزمین این کشور تنگه هایی بکنند و آن را به صورت جزیره ای جدا از سرزمین های دیگر درآورند. دریانوردی به نام رافائل هیتلودی، به طور ناگهانی از این جزیره گذر می کند و پنج سال در آن زندگی می کند و تنها بدان سبب به اروپا بر می گردد که سازمان عاقلانه و عادلانه آن جزیره را به اروپاییان بشناساند. مور بر این عقیده بود که جامعه را نمی‌توان از طریق وضع قوانین خوب اصلاح کرد زیرا با وجود قوانین خوب باز مشکلات و معضلات باقی خواهد بود بنابراین پیش از آن‌که به تدوین قوانین خوب برای اصلاح جامعه پرداخته شود، باید علل وقوع مسایل را بررسی کرد. در واقع تامس مور تفکرات خود را در ارتباط با ضرورت استقرار نظام سیاسی مبتنی بر عقل و خرد و منطق در انگلیس را در کتاب معروفش به نام یوتوپیا یا آرمان‌شهر نوشت. کتابی که می‌توان از آن به عنوان سنگ بنای اولیه حکومت دموکراسی در جهان نام برد. ویژگی های جامعه آرمانی تامس مور مور در این کتاب اصول فلسفی خود در خصوص یک جامعه ایده‌آل را که همه قوانین و احکام در آن همچون احکام مجازات خطاکاران، کنترل نظام آموزشی، تکثرگرایی مذهبی، آیین ازدواج و طلاق و حقوق زنان براساس عقل و منطق ساری و جاری می‌شود، به رشته تحریر درآورده است. در واقع می‌توان کتاب آرمان‌شهر را سرآغازی برای تحولات سیاسی و اجتماعی و استقرار حکومت‌های مبتنی بر قانون در انگلیس و در جهان به حساب آورد. یوتوپیا با شرح وضع زندگی اجتماعی انگلیس در آغاز سده ۱۶ شروع می‌شود. این بخش از کتاب در خصوص آثار جنگ‌های داخلی که کشور را به خون و فقر کشانده بود، نوشته شده است. در قسمتی از این کتاب آمده است: عده‌ای از مردم عادت کرده بودند که معاش خود را از راه اشتغال در مشاغل نظامی تأمین نمایند، وقتی جنگ‌های داخلی به پایان رسید، عده­ زیادی از پارتیزان‌های سابق دست به راه زنی زدند که در نتیجه­ آن امنیت راه‌ها و قلمروهای خصوصی به­ خطر افتاد. به­ علت صدور روزافزون پشم انگلستان به فلاندر بسیاری از مزارع غلات را به چراگاه مبدل کرده بودند. این تغییر شکل استفاده از زمین، مالکین را ثروتمند می‌کرد. لیکن موجب گرانی قیمت نان و افزایش تعداد بیکاران می‌شد. نتیجه­ این وضع کاهش یافتن دست‌مزدها شد که هرچند جنبه­ موقتی داشت، لیکن آثار دردناکی به ­جای گذاشت. در این حال قانون‌گذاران با تشدید مجازات درصدد چاره‌اندیشی برای این اوضاع برآمدند. مثلاً مجازات راه زنی در جاده‌های بزرگ مرگ تعیین شد. حتی اگر این راهزنی همراه با قتل نفس نبوده باشد. این نویسنده نامدار در بخش دوم کتاب خود جامعه­ آرمانی را به تصویر می‌کشد. مدینه­ فاضله­ مور یک جامعه­ سیاسی است که شکل حکومت آن دموکراسی پارلمانی است و نمایندگان مجلس و مقامات دولتی از ۵۴ شهر آن به­ طور غیرمستقیم انتخاب می‌شوند و انتخاب به‌این‌گونه است که هر ۳۰ خانواده یک گروه را تشکیل می‌دهند، هر گروه یک مدیر (مددیاران) یا نماینده به نام «فیلارک» انتخاب می کنند که به مدت یک سال مسوولیت دارد. هر ۱۰ مدیر یک فرد را از بین خود انتخاب می‌کنند و این روند ادامه داشت تا سرانجام چهار شخص انتخاب می‌شوند و از بین آن‌ها یکی را به­ عنوان پادشاه انتخاب می‌کنند که تا پایان عمر و تا زمانی که از قانون تخلف نمی‌کرد، باقی می‌ماند. مدیران یک شورا داشتند. افزون بر شوراهای مدیران یک مجلس ملی هم بود که قوانین را تنظیم می‌کرد. در اتوپیا ۵۴ شهر وجود دارد که به‌جز پایتخت، همه از روی یک نقشه ساخته شده بودند و هر دو سال یک­بار خانه‌ها را با یکدیگر عوض می‌کنند. همه یک جور لباس می‌پوشند اما میان لباس مرد و زن و متأهل و مجرد تفاوت وجود داشت. همه چیز اشتراکی بود. هر ۳۰ خانواده ناهار و شام را با هم می‌خوردند. دولت به‌دقت ازدواج را تنظیم می‌کرد. دختران قبل از ۱۸ و پسران قبل از ۲۲ سالگی حق ازدواج ندارند. چندهمسری اجازه داده نمی‌شد و طلاق ناپسند است. اما در موارد قابل قبول پس از بررسی دقیق و کامل می‌توان ازدواج را منحل کرد... در یوتوپیا تمام ادیان به­ طور برابر از آزادی کامل برخوردارند. حتی برای کافران و مشرکان هیچ مجازات درنظر گرفته نشده بود و فقط از مشاغل عمومی و حقوق مدنی محروم بودند. مردم یوتوپیا درگیر جنگ نمی‌شوند؛ مگر در سه صورت دفاع از خاک خود در موقع هجوم خارجی، نجات دادن خاک کشورهای متحد از دست مهاجمان، آزاد ساختن مللی که تحت فشارهای حکومت‌های جبار قرار دارند. در واقع این حقوقدان نامدار در کتاب یوتوپیا از محدوده جغرافیایی مدینه، روابط اجتماعی، میزان جمعیتی، نوع پوشش، زر و سیم اهل مدینه و شیوه نگهداری آن گرفته تا حکمت اخلاقی مردمان، حوزه کیفری و دادرسی، جنگاوری و دین مداری ساکنان آرمان شهر و ده ها موضوع خرد و کلان دیگر بازتاب داده است. کتاب یوتوپیا نخستین بار به وسیله داریوش آشوری و نادر افشار در ایران ترجمه و منتشر شد. مور مولف سرگذشت ریچارد سوم یکی دیگر از آثار برجای مانده از وی کتاب سرگذشت ریچارد سوم از پادشاهان معروف انگلیس به ۲ زبان لاتین و انگلیسی است. مورخان معتقدند، این کتاب جزو شاهکارهای تاریخ‌نگاری انگلیس شناخته شده است. گرچه مور نتوانست این کتاب را به طور کامل به پایان برساند اما اعتقاد عمومی بر این است که ویلیام شکسپیر نمایشنامه‌نویس معروف سده شانزدهم انگلیس در نگارش بسیاری از نمایشنامه‌های خود از وقایع این کتاب الهام گرفته است. کتاب دیگر مور، «آرامش در برابر اندوه» است که در زندان نوشته است.

more_vert دنیای احساس در کتاب «اشک‌های باران»

ادامه مطلب

closeدنیای احساس در کتاب «اشک‌های باران»

«اشک‌های باران» عنوان کتاب شعری از «مجتبی هزاوه‌ای» شاعر و نویسنده اراکی است که با ۱۲۳ قطعه شعر سپید، مخاطب را به دنیایی از احساس فرا می‌خواند. این کتاب ۱۳۲ صفحه‌ای با شمارگان یک‌هزار نسخه از سوی نشر «پیام دیگر» به چاپ رسیده و با قیمت هرجلد ۲۵۰ هزار ریال روانه کتابفروشی‌ها شده است. تمامی آثار این کتاب در خود صمیمیت، احساس و لطافت خاصی دارند و انتخاب واژگان شاعر توانسته به روانی درک مطالب و ایجاد معنا و زیبایی اشعار کمک کند. حسرت، دل‌تنگ، ارزش تو، اعتماد، بمان، دیدار، دام عشق، دوری، زمستان، بی‌تابی، فرصت، شیدایی، بی‌قرار، زخم، چشم تو، قیامت عشق، بی‌باران، سکوت، قاصدک، روزگار، شیدایی، بیستون، بوسه عشق، زندگی، رنگین‌کمان، مهربانی، ساحل احساس، گیسوفریب، یوز دل، مسافر و زمان سرد برخی عنوان‌های اشعار به چاپ رسیده در این مجموعه است. در مقدمه این کتاب آمده است: روزی زمین تسلیم عشق خواهد شد و وقتی که سراسر بلندای آن بیستون شود در فرودست‌ها معابدی از عشق برپا خواهد بود و همه چیز از جنس عاشقانه رقم خواهد خورد. مجتبی هزاوه‌ای به اولین نویسنده داستان‌های علمی - تخیلی در استان مرکزی شهرت دارد و «تولد یک مغز» و «سفر به اعماق دره یو» از جمله آثار داستانی منتشر شده از این نویسنده است. «نامیرا» سومین اثر داستانی این نویسنده است که به زودی به چاپ می‌رسد.

more_vert ژان کوکتو و خلق آثاری ماندگار

ادامه مطلب

closeژان کوکتو و خلق آثاری ماندگار

 ژان کوکتو یکی از هنرمندان برجسته فرانسوی‌ به شمار می‌رود که او را بیشتر با اشعارش و آثاری چون رمان بچه‌های وحشتناک و کارگردانی فیلم‌های خون یک شاعر، دیو و دلبر، والدین وحشتناک و اورفه می‌شناسند. ژان کوکتو یکی از با استعدادترین آفرینندگان هنری سده بیستم در ۵ جولای ۱۸۸۹میلادی در دهکده‌ای نزدیک پاریس به نام مزون لانیت دیده به جهان گشود. پدرش وکیل و نقاش آماتور بود، او چند مجموعه شعر و نمایشنامه نوشت و از کارگردانان پرکار تئاتر بود. در واقع او در یک خانواده بزرگ بورژوازی پاریسی به دنیا آمد که هنر از هر نوعی برایشان ارزشمند بود. او تنها ۹سال داشت که پدرش خودکشی کرد و به این دلیل موضوع مرگ همواره با آثارش همراه شد. همچنین می توان این موضوع را تنها بهانه برای ادامه ندادن تحصیلاتش دانست. البته وی نویسندگی را از ۱۰ سالگی شروع کرد و در ۱۶سالگی شاعری بود که آثارش چاپ می‌شد. در آن‌ سال‌ها سردبیر مجله صحنه روشنفکری جهانی بود. او از ۱۷ سالگی در برخورد با افرادی که به عنوان ادیبان و هنرمندان در پاریس شناخته می‌شدند به یک زندگی اجتماعی دست می‌یابد و خود را شاعر پیشرو بسیار خوبی نشان می دهد. برای نمونه در ۱۹۱۷ میلادی با پیکاسو، آپولینر، بلز ساندرا، مودیلیانی و ماکس ژاکوب در محله مونپارناس زندگی می‌کرد. حتی نمایشنامه‌ای را به نام رژه با همکاری پیکاسو در تئاتر روی صحنه برد. در حقیقت کاکتو در ۱۸ سالگی رسماً کار و هنرش را آغاز کرد و این زمانی بود که «ادوارد الکساندر مکس»، هنرمند مشهور در عرصه‌ نمایش، در یکی از سخنرانی‌های خود به تفصیل درباره‌ اشعار کوکتو صحبت کرد و در اصل از این طریق او را که یک نوجوان خوش ذوق بود به جامعه‌ هنری فرانسه معرفی کرد. دیری نگذشت که کوکتو مشاهیر و هنرمندانی چون ادمون روستان (شاعر)، آنا دونوآی (شاعر و رمان­ نویس) و بالاخره مارسل پروست را ملاقات کرد. این رخدادهای بزرگ و تاریخی در سنینی برای کوکتو پیش آمد که هر موضوع یا آدم جدیدی برایش جذابیت داشت.   کوکتو همچنین در طول جنگ جهانی اول به عنوان پرستار بیمارستان خدمت می کند. یکی از کارهای اولیه او "یوتوماک" است که در سفری به سوییس که در آن با "ایگور استراوینسکی "آهنگساز همراه بود، نوشته شد. بعد از جنگ که در آن به کار حمل ونقل مجروحان مشغول بود، آثاری به نام "سخنان خواب گران" و "دماغه امید" نوشت. بنابراین کوکتو در فاصله ۲ جنگ جهانی، چهره شاخص حیات فرهنگی فرانسه بود، او در هر جنبش هنری دستی داشت و در آثار سینمایی‌ خود هم چهره‌ای شاعرانه داشت اما پس از جنگ جهانی دوم بود که به افتخارات بسیاری دست می یابد برای نمونه در ۱۹۵۵میلادی توسط آکادمی فرانسه بر کرسی ۳۱ انتخاب می شود. در ۱۹۵۶ میلادی دکتری افتخاری از آکسفورد می گیرد و در ۱۹۶۱میلادی موفق به دریافت لژیون افتخاری می شود. همکاری کاکتو با پیکاسو این شاعر نامدار فرانسوی در ۱۹۱۷میلادی با پیکاسو آشنا و همکار می شود، وی همیشه نسبت به داوری پیکاسو بسیار جدی بود، این ۲ هنرمند در تئاتر با هم همکار بودند و در ۱۹۲۵میلادی کوکتو شعرش را که از نقاش الهام گرفته بود؛ با نام فرشته‌ اورتوبیز سرود در واقع کوکتو در بسیاری از آثار خود به پیکاسو اشاره می کند، برای نمونه در وصیتنامه اورفه نقش اصلی را به یک نقاش داد. از آن‌جا که پیکاسو و کوکتو دوستی عمیقی با هم داشتند، طبیعی بود که کوکتو قبل از هر فرد دیگری فیلم خود را به پیکاسو نشان دهد. پیکاسو بعد از دیدن فیلم می گوید: این‌جا دیگر از مسخره بازی خبری نیست. واقعا شوخی نیست. انگار با نظمی قافیه دار نوشته شدند. اشاره پیکاسو به کمال بیان است که کوکتو در فیلمش از آن بهره برده است زیرا واژه ها و اصطلاحات به دقت انتخاب شدند. در آوریل ۱۹۱۶ میلادی پیکاسو لباس آرلکین را طراحی کرد که کوکتو در قصیده برای پیکاسو در ۱۹۱۹میلادی به آن اشاره می کند. پیکاسو و کوکتو در باله‌ روسی پاراد (رژه) با یکدیگر همکاری می کنند که در تئاتر شاتله در ۱۸ مِه ۱۹۱۷ اجرا می شود و هر چند با اقبال مواجه نمی شود اما در نوع خودش تجربه شایان توجهی است. از دیگر کارهای هنری این ۲هنرمند نامدار نمایش آنتیگون، باله قطارآبی را می توان نام برد. کوکتو در بسیاری ازآثارش به پیکاسو اشاره می کند، برای نمونه در پلان شان که تقدیر هنری نقاش را روایت می کند.   برخی از ویژگی های آثار هنری کاکتو در آغاز سده بیستم گفت وگوها و مناظره های هنری در فرانسه بسیار رواج داشت و کوکتو در تمامی آن‌ها یعنی مدرنسیم و آوانگارد تا بازگشت به کلاسیسیزم، موضوعات مذهبی و سیاسی و اگزیستانسیالیسم و سپس تئاتر نو، موج نو بسیار فعال بود و حضور داشت. در واقع وی با آثارش بر سینمای فرانسه و نیز بر موج نو فرانسه بسیار تاثیرگذار بوده است. این شاعر چیره دست شیوه و سبک خود را در دنیا گسترش داد. شیوه ای مرکب از سبک کلاسیک و فانتزی عاشقانه و تخیلی که به شدت با تکنیک های سورئالیستی درمی‌آمیزد. او می کوشد که در کارهایش به مفهوم کلی از افسانه برسد و عناصر شعر و داستان را که لازمه‌ هنر در هر دوره‌ای است به بهترین شکل ممکن به کار گیرد. کوکتو به آنارشیسمی که فرانسه با آن تعریف می‌شود، متعلق است. این هنرمند در گذری دائمی از حقیقت به رویاست و مرزی میان رویا و واقعیت قائل نیست و این مفهوم آشکارا در طرح‌ها و نقاشی‌های وی به چشم می‌خورد. کوکتو معتقد است، آدمی نمی‌تواند، سرنوشت خود را با زرنگی و یا تقلب عوض کند اما شاعر می تواند و شاید بازی را یک جا ببرد. این نویسنده برجسته نقش بسزایی در تحول و تکامل هنرها در آغاز سده بیستم داشت اما اثرگذاری کوکتو به‌قدری پیچیده است که در یک نظم خاص نمی‌گنجند. او از بستری به بستر دیگر و از یک عرصه به عرصه‌ دیگر می رود. ادبیات، هنرهای تجسمی، تئاتر و سینما و حتی موسیقی او برای آن‌که افکارش را بهتر بیان کند، مدام ابزار و روش‌هایش را تغییر می دهد. از این رو است که روابطش را با چهره‌های سرشناس و با تمامی گروه‌های و جنبش‌های هنری حفظ کرده بود. در این میان هنرمندان بی شماری با کوکتو روابط دوستانه‌ای داشتند که هر یک از آنان در واقع «استاد» نسل قبل از خود هستند: اریک ساتی، گیوم آپولینر و مارسل پروست، از هم‌دوره‌ای هایش می‌توان به پابلو پیکاسو، فرانسوا موریاک، فرانسیس پولنک اشاره کرد و سرانجام اوست که هنرمندان نسل بعد را مانند ژان ژُنه، اوژن یونسکو، ژان آنوی و فرانسوا تروفو معرفی می‌کند ... فعالیت های هنری کاکتو در زمینه تئاتر، فیلمنامه نویسی، کارگردانی و شاعری این نمایشنامه نویس نامدار سهم بسیار چشمگیری در تحول تئاتر فرانسه داشت در واقع وی نخستین نویسنده‌ای بود که تئاتر یونان را به صورت نمایش های روز فرانسه تنظیم کرد و روی صحنه آورد. شاهکار نمایش نامه های کوکتو، دستگاه جهنمی نام داشت که بدون شک بهترین اقتباس او از تراژدی یونان است. بنابراین این نویسنده فرانسوی که در جستجوی تجربه و کشف مرزهای تازه بود، شاهکارهای درخشان و خلاقانه‌ای از خود بر جای گذاشته است که نه تنها فرانسویان بلکه بسیاری از مردم جهان میراث فرهنگی سده بیستم را مدیون کوکتو هستند. همچنین نخستین بیانیه روز جهانی تئاتر در ۱۹۶۲میلادی را او صادر کرد. او با وجود اینکه نمایش‌های زیادی را به صحنه برد اما در مدت ۲۹ سال حیات سینمایی‌ خود تنها ۶ فیلم ساخت! کوکتو به سینما وجهه‌ای شاعرانه داد. اورفه از دیگر کارهای سینمایی مهم و تاثیر گذار این کارگردان مطرح فرانسوی و تقریباً آخرین فیلم مهمش است. فیلمنامه اورفه، نمونه‌ای کلاسیک از یک اقتباس مدرن است از طرف دیگر، علایق ادبی و ذهن شاعرانه کوکتو باعث شده که این متن به‌عنوان یک اثر ادبی نیز هویت مستقل داشته باشد. قطعاً از همین رو است که کوکتو در نگارش متن، چندان پای‌بند قواعد و توضیحات فنی مرسوم در فیملنامه‌نویسی نبوده و فقط با کلماتی، صحنه‌ها را از هم جدا کرده است. دیو و دلبر، والدین وحشتناک، سونات شطرنج، وصیت‌نامه اورفه از دیگر کارهای سینمایی وی است. کتاب «اورفه» از مجموعه صد سال سینما، صد فیلمنامه توسط نشر نی نخستین بار در ۱۳۶۶خورشیدی منتشر شد. ترجمه فیلم نامه توسط مجید اسلامی به سادگی و شیوایی خاصی انجام شده است.   این نویسنده برجسته فرانسوی همچنین فعالیت‌هایی در زمینه موسیقی به خصوص "جاز" داشته و جلساتی را با موزیسین های "جاز" ترتیب داده بود اما در حوزه ادبی اثری که باعث شهرت وی در سراسر پاریس می شود، لوپوتوماک نام دارد، این اثر محل تلاقی شعر، نثر و طرح است که او در هر یک جهانی وهمی از شخصیت های مضطرب به وجود می‌آورد. این اثر یک شعر حقیقی در جهان آشفتگی شخصیت ها است که با نوآوری خود سوررئالیست ها را متحیر می کند.ژان کوکتو بزرگترین طرفدار پابلو پیکاسو خواست تا مجموعه شعر راز حرف ها را مصور کند و سپس از او در خلق دکورهای آنتیگون کمک گرفت. وی در عرصه شعر و ادبیات کتاب سفید و عدد هفت را هم نوشت. این نمایشنامه نویس چیره دست در تئاتر آثاری مانند صدای انسان، ماشین جهنمی، هیولاهای مقدس، بی‌تفاوتی زیبا و عقاب دو سر را نوشت. او همزمان نقاشی، خلق دکورها و طراحی لباس، کار بر روی شیشه، طراحی کاغذهای دیواری، طراحی خانه‌ها یا کلیساها را نیز انجام می داد. این شاعر و نویسنده فرانسوی در آثارش حال و هوای روزگار خود را بازتاب می دهد و برای این کار از همه‌ تکنیک­ های جدید استفاده می کند. بیان این حال و هوا در آثاری چون «تازه عروس و دامادهای برج ایفل» و «گاو بر بام» دیده می­‌شود. بنابراین کوکتو در سرودن شعر، به اشعار موزون و متداول و در قصه پردازی به یک سبک ساده‌ روایت‌گرانه باز می ­گردد. در واقع همین روند، بیانگر نوستالژی­ های او است. در اغلب آثار کوکتو زندگی‌نامه‌ نویسنده به شیوه ­ای هنرمندانه گنجانده شده است. از دیگر آثار ادبی این رمان نویس پرکار می توان راز حرفه ای، انحراف گران و “توماس حیله گر” که یکی از بهترین رمان های او است، اشاره کرد. وفاتسرانجام این هنرمند فرانسوی در ۱۱ اکتبر ۱۹۶۳خورشیدی بر اثر سکته قلبی در منطقه میئی لَه فوره در نزدیکی شهر پاریس دیده از جهان فروبست.

more_vert آرتور کانن دویل، خالق آثار کارآگاهی در جهان

ادامه مطلب

closeآرتور کانن دویل، خالق آثار کارآگاهی در جهان

آرتور کانن دویل، نویسنده انگلیسی به جهت خلق شخصیت داستانی شرلوک هولمز، شهرتی افسانه‌ای در عالم ادبیات دارد. این نویسنده مشهور با خلق آثار پلیسی و کارآگاهی پس از گذشت سال‌ها همچنان محبوب مخاطبان و منتقدان سینمایی است. آرتورکنان دویل را به عنوان یکی از معروف ترین نویسندگان ادبیات پلیسی می شناسند. قهرمان آثار او شرلوک هلمز است که یکی از ماندگارترین مخلوقات ادبی جهان به شمار می رود. در ادبیات ایران و در میان فارسی زبانان نیز شرلوک هلمز معروف‎ترین چهره‌ برآمده از دنیای ادبیات محسوب می‎شوند. بی تردید نمی‌توان منکر نقش اهمیت و جذابیتِ آثار کنان دیل در شکل‌گیری این‎ گونه ادبیات به عنوان یکی از محبوب‎ترین گونه‎های ادبی شد. زندگینامه آرتورکنان دویل آرتورکنان دویل در ۱۸۹۵ میلادی چشم به جهان گشود. خانه‌ شماره ۲۲۱ در خیابان بیکر شهر لندن بدون شک معروف‌ترین آدرس در دنیای ادبیات است. رد پای ساکنان آن‌، شرلوک هلمز و دکتر واتسن را نه تنها در کتاب‌ها، بلکه در فیلم‌ها و سریال‌ها هم می‌توان دنبال کرد. شرلوک هلمز کارآگاه ویژه‌ ای است، او چابک است، ابایی ندارد از این‌که در میان گل‌ولای مرطوب زانو بزند تا رد پای مظنونی را دنبال کند یا اینکه در لباس یک لوله‌کش به پست‌ترین منطقه‌ لندن برود. کمتر پیش می‌آید که مخلوقی از خالق خود مشهورتر شود. شرلوک هلمز نمونه‌ خوبی از این مورد است؛ کارآگاه برجسته‌ ادبیات جهان که مرگش نامه‌های خشم‌آلود فراوانی را برای نویسنده‌اش به همراه داشت: «مردی به نام سر آرتور کانن دویل.» شرلوک هلمز تا آن اندازه واقعی به نظر می‌رسید که با مردنِ او انگار امنیت خیابان‌های لندن هم به خطر می‌افتاد و دیگر هیچ مانعی نمی‌توانست سد راه جنایت‌کاران و قاتلان شود. از نظر خوانندگان، دویل می‌توانست هر کاری را با هلمز انجام دهد اما کشتن هلمز چیزی نبود که آنها به سادگی به آن رضایت دهند. سر آرتور کانن دویل، خالق برجسته‌ترین کارآگاه جهان، در نهایت مجبور به پذیرش این نکته شد که مخلوقش مشهورتر از خود اوست، هرچند در نهایت هر ۲ به یک اندازه جاودانه ماندند. آرتور کانن دویل، طرحی از یک زندگی شخصیت شرلوک هولمز مظهر استدلال و منطق قوی و تندوتیز به شمار می‌رود. این درحالی است که خود دویل فاقد وجوه استدلالی و منطقی در شخصیتش بوده و بارها اعلام کرده بود که به فرشته‌ها و پری‌ها باور دارد و همچنین فلسفه را تا بدان‌جا می‌پذیرد که توأم با سر و راز باشد. داستان‌های شرلوک هولمز تاکنون به ۵۰ زبان ترجمه شده و مردمان بسیاری در تئاتر، سینما، مجموعه‌های تلویزیونی، نمایش‌های رادیویی، موزیکال، کاریکاتورها، کتاب‌های کمیک و آگهی‌ها او را مشاهده کرده‌اند. آرتور در ۱۴ سالگی زبان فرانسه را به طور کامل یاد گرفت به طوری که می‌توانست آثار نویسندگان بزرگی هم‌چون ژول‌ورن را از روی متن اصلی بخواند. تحصیلات مقدماتی دویل در مکتبی متعلق به یسوعی‌ها سپری شد. آموزش‌های «یسوعی» در عمق بخشیدن به ذهن و فکرِ او بسیار موثر بودند. او مدتی نیز در کالج استاینهارست تحصیل کرد. بعدها او نوشت که در این کالج برای نخستین‌بار در میان دوستان و معلمانش در جست‌وجوی مدل‌هایی برای شخصیت‌های داستان‌های شرلوک هولمز بوده است. او در ۱۸۸۵ میلادی برای تحصیل در مقطع دکتری پذیرفته شد. نخستین داستان دویل مربوط به ۶ ‌ساله‌گی‌اش می‌شد که داستانی مصور درباره آدم و ببر نوشت اما داستان دومش در ۱۸۸۷ میلادی منتشر شد که در آن برای نخستین بار شرلوک هولمز افسانه‌ای به مردم معرفی شد. نام این کتاب AStudyinScarlete بود. دویل گفته که این رمان را در ۱۸۸۶ میلادی به مدت سه هفته نوشته است. دویل برنامه‌ریزی کرده بود که ماجراهای شرلوک هولمز را در ۱۸۹۳ میلادی به پایان برساند. نام این داستان مساله نهایی بود و در آن هولمز در نبردی با موریارتی کشته می‌شد و این‌گونه داستان به پایان می‌رسد اما چنین اقدامی از طرف دویل، واکنش منفی خوانندگان مجله استراند را به دنبال داشت. نامه‌های بسیاری به خانه دویل سرازیر شد که همگی آنها از این اقدام او ابراز ناراحتی و تنفر می‌کردند. همچنین مجله استراند ۲۰ هزار اشتراک خود را از دست داد و نتیجه این شد که در همان سال دویل اعلام کرد که به جهت تقاضاهای عمومی، ماجراهای شرلوک هولمز را ادامه خواهد داد. نخستین داستانی که پس از این تصمیم به چاپ رسید، «خانه خالی» نام داشت که در آن هولمز با بازگشتش به نزد دکتر واتسن، او را غرق حیرت می‌کرد.   روی آوردن به داستان‌نویسی آرتور ایگناتیوس کانن دویل در دانشگاه ادینبورگ پزشکی خوانده بود و مدتی نیز به عنوان پزشک کشتی به سواحل غربی آفریقا و قطب شمال سفر کرد. کانن دویل پس از پایان تحصیلاتش به مدت هشت سال تمام هر روز روانه مطب خود می‌شد که به‌ندرت بیماری داخل آن قدم می‌گذاشت. البته کسادی طبابت دویل نتیجه‌ ارزش‌مندتری به همراه داشت؛ زیرا او به اندازه‌ کافی زمان در اختیار داشت تا دست به قلم شود. هرچند در نگاه نخست، پزشکی کمک چندان بزرگی در امر نویسندگی به شمار نمی‌رود اما در مورد دویل این موضوع تفاوت می‌کرد، زیرا او شخصیت‌پردازی اصلیِ داستانش را مدیون استادش در دانشگاه ادینبورگ بود. دویل برای خلق شرلوک هلمز، پروفسور جوزف بل را به یاد می‌آورد که دارای استعداد خارق‌العاده‌ای بود. او در رویارویی با بیماران می‌توانست به خوبی از روی ویژگی‌های ظاهری آن‌ها پی به شغل و خصوصیات شخصی آنها ببرد. زمانی که دویل دانشجوی سال دوم پزشکی بود، جوزف بِل او را به عنوان دستیارش انتخاب کرد. این فرصت مناسب به دویل این امکان را می‌داد تا به خوبی شاهد رفتار بل باشد و تک‌تک ویژگی‌های او را به خاطر بسپارد. این خصوصیات شامل مشخصات ظاهری نیز می‌شد. با داستان A Study in Scarlet که در ایران با نام «اتود در قرمز لاکی» ترجمه شده، شرلوک هلمز برای نخستین بار پا به دنیای واقعی گذاشت. با نخستین داستان، هلمز نشان داد که کارآگاهی متفاوت از هم‌کیشان پیشینش است. او که تا اندازه‌ ای از کیمیاگری سررشته داشت در آزمایشگاه کوچک منزلش لکه‌های خون بجا مانده از صحنه‌ جنایت را تجزیه می‌کرد؛ کاری که در آن زمان حتی در اسکاتلندیارد هم چندان متداول نبود. دویل داستانش را فروخت تا در «سال‌نامه‌ بیتن» در کریسمس ۱۸۸۷ میلادی به چاپ برسد. رفته رفته ناشران دیگر هم به داستان‌های هلمز علاقه نشان دادند و به این ترتیب، دویل تصمیم گرفت تا پزشکی را رها کند و تمام وقت خودش را به مخلوقش اختصاص دهد. البته در این میان خوانندگان هم نه تنها با ویژگی‌های منحصر به فرد شرلوک هلمز آشنا شده بودند، بلکه تصور دقیقی از چهره او نیز داشتند. این تصور دقیق مرهون تصاویری بود که سیدنی پجت از هلمز ترسیم کرده بود. در تمامی این نقاشی‌ها که همراه با داستان‌ها نخستین‌بار در مجله «استرند» به چاپ رسیدند، هلمز مردی بلندبالا با بینی و چانه‌ عقابی‌شکل نمایش داده شده بود که دقیقاً با جزییات ذکر شده از طرف دویل مطابقت داشت. آثار دویل کانن دویل در مجموع ۵۶ داستان کوتاه و بلند درباره‌ شرلوک هلمز نوشته است. البته در این میان، او یک بار قهرمانش را به کشتن داد تا بلکه کمی با خیال راحت نفس بکشد و به گفته‌ خودش، وقت برای پرداختن به دیگر داستان‌ها و رمان‌هایش داشته باشد. برای همین هم، هنگامی که او به همراه خانواده‌اش برای معالجه‌ همسرش در سوییس بسر می‌برد، با دیدن آبشار «رایشن باخ» به این فکر افتاد تا مقدمات مرگ شرلوک هلمز را آماده کند. به این ترتیب، آبشار رایشن‌باخ تبدیل به صحنه‌ جدال میان هلمز و دشمن دیرینه‌اش پروفسور جیمز موریارتی شد. هرچند هلمز شمشیرباز و مشت‌زن چیره‌دستی بود اما با این حال در این جدال شکست خورد و درون آبشار سقوط کرد. البته دویل روی دیگر سکه را ندیده بود. خشم طرف‌داران هلمز از مرگ وی آن‌چنان شدید بود که او ناچار شد، کارآگاه را یک بار دیگر زنده کند. سپس هلمز برای واتسن توضیح می‌دهد که در این نبرد او توانسته خود را از سقوط نجات دهد و برای مدتی به عنوان یک جهان‌گرد نروژی سفر کند. پایان حقیقی یک قهرمان آرتور کانن دویل به‌دلیل نوشتن چندین مقاله درباره‌ جنگ «بوئر» (جنگ آفریقای جنوبی) برای یک روزنامه‌ انگلیسی، مفتخر به دریافت لقب «سر» شد. در پاییز ۱۹۲۹ میلادی مشخص شد که سر آرتور کانن دویل مبتلا به ناراحتی شدید قلبی است. او یک سال بعد در ژانویه‌ ۱۹۳۰ میلادی چشم از جهان فروبست. آخرین جمله‌ای که سر آرتور کانن دویل بر زبان آورد، خطاب به همسرش بود. او زمزمه کرد: «تو بی‌نظیری!» منابع: ۱.رسوایی در کشور بوهم، ترجمه کریم امامی، انتشارات طرح نو، ۱۳۷۲ ۲. آخرین بدرود، ترجمه قاسم صفوی، انتشارات توس، ۱۳۷۲

more_vert گلی امامی؛ مترجم مولف و احیاگر ادبیات کودک و نوجوان

ادامه مطلب

closeگلی امامی؛ مترجم مولف و احیاگر ادبیات کودک و نوجوان

 گلی امامی از جمله برجسته‌ترین مترجمان و فعالان فرهنگی ایرانی به شمار می‌رود که پیشینه فعالیت‌های فرهنگی و ادبی او به حدود ۶۰ سال می‌رسد. مخاطبان نسل‌های جدیدتر گلی امامی را با ترجمه و معرفی آثار آلن دوباتن نویسنده و فیلسوف معاصر به یاد می‌آورند.

more_vert وصله‌های نچسب به دیپلمات شجاع و متدین

ادامه مطلب

closeوصله‌های نچسب به دیپلمات شجاع و متدین

 کارشناسان سیاسی در گفت ‌وگو با روزنامه ایران، ضمن یادآوری این مهم که وزارت خارجه مجری سیاست‌های نظام است، دوگانه‌سازی دیپلماسی- مقاومت را نیز غیرعقلانی دانستند و بر ارتباط و هماهنگی مستمر ظریف و شهید سلیمانی تأکید کردند. آنها همچنین یادآوری کردند که هجمه داخلی به ظریف در شرایطی که او همین چند روز پیش از مصاف با امریکایی‌ها در شورای امنیت سربلند بیرون آمده حتماً در فضای مناسبات بین‌المللی منجر به سوءبرداشت‌هایی خواهد شد که به نفع ایران نیست. کارشناسان سیاسی در گفت وگو با روزنامه ایران با ادعاهای مجلسی ها علیه ظریف را نادرست خواندند و اظهار داشتند: محمد جواد ظریف دیروز اولین مواجهه خود با مجلس یازدهم را در حالی تجربه کرد که ۵ روز پیش در سخنرانی مجازی جلسه شورای امنیت و صحنه مصاف با زیاده‌خواهی‌های امریکا مواضع نظام را با زبان صریح مطرح کرده بود. با این همه بهارستانی‌ها در اولین مواجهه با ظریف میزبان خوبی نبودند نه از این باب که منتقد سیاست‌ها و برنامه‌های دستگاه دیپلماسی شدند بلکه از این جهت که او را مورد آماج تهمت‌ها و بداخلاقی‌ها قرار دادند. مشخصاً اینکه او را «دروغگو» خواندند و مدعی شدند ریل‌گذاری سیاست خارجی از ابتدا غلط بوده و با القای دوگانه ظریف- سلیمانی وی را متهم کردند که شجاعت ندارد. در پاسخ به همین ادعاها بود که ظریف گفت: «اگر دروغ گفتم رهبر شنیدند و اگر صادقانه حرف زدم رهبر نیز شنیدند، ایشان به من صادق گفتند اما شما به من دروغگو گفتید. ایشان به من شجاع گفتند اما شما به من ذلیل گفتید. اما بنده برای نمایندگان ملت ارزش و احترام قائلم.»مجلس مدعی انقلابی بودن در حالی وزیر خارجه را دروغگو خوانده که مروری بر مواضع رهبر معظم انقلاب درباره ظریف و تیم مذاکره‌کننده برجام بر خلاف این ادعاهاست. رهبر معظم انقلاب ۲۲ خرداد ۹۶ در دیدار مسئولان نظام وزیر خارجه را انسانی «متدین، با وجدان و صاحب احساس مسئولیت» خواندند. ایشان همچنین ۱۰ آبان ۹۴ در دیدار وزیر امور خارجه، سفیران و مسئولان نمایندگی‌های ایران در خارج از کشور فرمودند: «آقای دکتر ظریف و همکارانشان آزمون خوبی از سر گذراندند. احساس قدرت و نشستن در مقابل ۶ قدرت جهانی، دفاع از اهداف و تثبیت حضور و وجود خود به طرف‌های مقابل، از جمله نقاط قوت مذاکره‌کنندگان کشورمان در مذاکرات هسته‌ای بود. تدین، مهم‌ترین نقطه‌ قوت آقای ظریف است و بنده مکرر برای شما عزیزان دعا می‌کنم.» رهبر انقلاب ۱۲ آبان ۹۲ هم در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان تأکید کردند که «هیچ ‌کس نباید این مجموعه‌ مذاکره‌کنندگان ما را با مجموعه‌ شامل امریکا - همان شش دولت، به‌اصطلاح پنج بعلاوه‌ یک - سازشکار بداند؛ این غلط است؛ اینها مأموران دولت جمهوری اسلامی ایران هستند، اینها بچه‌های خودمان هستند، بچه‌های انقلابند.» با این حال برخی نمایندگان مجلس در جلسه دیروز به گونه‌ای بر ظریف تاختند و او و برجام را مسبب همه گرفتاری‌های موجود کشور دانستند که گویی دستگاه دیپلماسی همه کاره و تصمیم‌ساز نهایی در حوزه سیاست خارجی و بخصوص در موارد و مسائل مهمی مثل برجام و تحولات منطقه‌ای است. کارشناسان سیاسی در گفت‌وگو با «ایران» ضمن یادآوری این مهم که وزارت خارجه مجری سیاست‌های نظام است، دوگانه‌سازی دیپلماسی- مقاومت را نیز غیرعقلانی دانستند و بر ارتباط و هماهنگی مستمر ظریف و شهید سلیمانی تأکید کردند. آنها همچنین یادآوری کردند که هجمه داخلی به ظریف در شرایطی که او همین چند روز پیش از مصاف با امریکایی‌ها در شورای امنیت سربلند بیرون آمده حتماً در فضای مناسبات بین‌المللی منجر به سوءبرداشت‌هایی خواهد شد که به نفع ایران نیست. فشار به کلیت نظام در لوای مخالفت با دولتمرتضی مبلغ فعال سیاسی اصلاح‌طلب می گوید: از قبل هم قابل پیش‌بینی بود که مجلس یازدهم با ترکیب خاص و متفاوتی که دارد، زاویه‌های جدی با دولت خصوصاً در موضوع سیاست خارجی خواهد داشت. مجموعه مواضع نمایندگان امروز، قبل از دوره نمایندگی به وضوح نشان از این واقعیت دارد که آنها با تأکید بر همین اختلافات، وجه تمایزی پر رنگ بین خود و دولت ایجاد کرده و به سمت یک دوقطبی جدی خواهند رفت. اما خلاصه کردن آنچه که دیروز در صحن علنی مجلس بین نمایندگان و وزیرامور خارجه گذشت و برخوردی که با آقای ظریف شد و همین طور مباحثی که از تریبون مجلس به گوش رسید، چیزی فراتر از فشار به دولت را به ذهن متبادر می‌کند. به عبارتی با دقت در محتوای جلسه دیروز می‌توان این گمانه را مطرح کرد که طیف غالب مجلس فراتر از دولت در پی فشار به کلیت نظام برای انجام یک تغییر مسیر کلی هستند. سه موضوع اصلی که دیروز توسط نمایندگان در جلسه با آقای ظریف مطرح شد از این قرار بودند؛ اشتباه در پذیرش برجام و انجام مذاکره با امریکا، لزوم خروج از برجام و کنار گذاشتن تعهدات آن و نهایتاً استیضاح شخص رئیس جمهوری. در خصوص سیاست خارجی نظام این مسأله واضح و روشن است که این سیاست نه صرفاً توسط دولت و وزیر امور خارجه بلکه در سطح کلی حاکمیت تعیین و پیگیری می‌شود. گرچه دولت و دستگاه دیپلماسی از عناصر مهم در تعیین این سیاست‌ها هستند اما نه می‌توان آنها را تنها تصمیم‌گیر این میدان دانست و نه می‌شود جمع‌بندی نهایی را منتسب به آنها کرد. کما اینکه قطعاً نمایندگان فعلی اطلاع دارند که مذاکره با امریکایی‌ها بر سر موضوع هسته‌ای نه از آغاز به کار دولت یازدهم بلکه در زمستان سال ۹۱ و با اطلاع رهبری کلید خورد . همانطور که موضوع خروج از برجام نیز از زمان خروج امریکایی‌ها از این توافق تا کنون نه تنها هیچ کجا مورد توجه و وثوق بقیه ارکان نظام نبوده بلکه نشانه‌های قابل توجهی هم در سخنان مسئولان نظام که دلالت بر نداشتن رضایت بر این کار دارد هم می‌توان یافت. مضاف بر اینها مسأله استیضاح رئیس جمهوری نیز در شرایطی مورد تأکید مخالفان قرار گرفته که همگان می‌دانند تأکید رهبری نظام بر ادامه کار این دولت تا مرداد ۱۴۰۰ است. با این توصیفات به نظر می‌رسد که طیف غالب در مجلس فشار بر دولت را نه فقط برای زدن خود دولت، بلکه به عنوان ابزاری جهت هم نظر کردن کلیت سیستم با مواضع خودشان مورد استفاده قرار داده‌اند. به عبارتی عدم همسویی بخش مهمی از کلیت نظام با مطالبات و مطالبی که دیروز در مجلس مطرح شد کاملاً هویدا است و بعید به نظر می‌رسد که نمایندگان و یا حداقل لیدرهای سیاسی آنها در بهارستان از آن مطلع نباشند. اتفاقاً همین مساله است که این شائبه را ایجاد می‌کند که این طیف با ایجاد هیجان‌های فزاینده در فضای سیاسی و تزریق آن به کف جامعه در پی فشار به حاکمیت و نه فقط دولت برای در پیش گرفتن راهی متفاوت می‌باشند. و گرنه این همه تأکید بر تقابل تمام قد با دولت و تأکید بر لزوم برکناری آن، در شرایطی که تنها یک سال از عمر دولت باقی مانده و کشور درگیر مسائل متعددی است نمی‌تواند توجیه دیگریداشته باشد. تحقق منافع ملی یا ایجاد بحران داخلی؟رامین مهمانپرست مشاور وزارت خارجه می گوید: منتقدان در شرایطی دولت و وزارت خارجه را به واسطه توافق هسته‌ای و بروز فشارهای سنگین علیه جمهوری اسلامی در کانون اتهامات و انتقادات خود قرار می‌دهند که همواره چند محور را در این رابطه نادیده می‌گیرند؛ منتقدان در سال‌های اخیر و به رغم تکرار آن، همواره این اصل را نادیده گرفته‌اند که سیاست خارجی از جمله حوزه‌هایی است که تصمیم‌گیری و اجرای آن در انحصار دستگاه وزارت خارجه نیست. این همان حوزه‌ای است که به ویژه در مهم‌ترین مسائل و بحران‌ها، همه نهادهای ارشد و تصمیم گیرنده باید به اجماع نظر برسند و وزارت خارجه را مجری اجرای آن کنند. طبیعی است که دولت‌های مختلف، راهکارهای متفاوتی برای حل موضوعات سیاست خارجی داشته باشند و مسئولین وزارت خارجه هم دیدگاه نزدیک‌تری به خط فکری دولت داشته باشند ولی نباید فراموش کرد که سیاست خارجی در نتیجه مصوباتی به اجرا درمی‌آید که در شورای عالی امنیت کشورمان و با تأیید مسئولین ارشد کشور ترسیم می‌شود و خود وزارت خارجه هم عضوی از این نهاد تصمیم ساز است که در کنار سایر نهادها قرار می‌گیرد. دغدغه مخالفان و نمایندگان مجلس پیرامون وضعیت اقتصادی کشور و تنگناهایی که از منظر فشارهای خارجی شکل گرفته طبیعی و مورد انتظار است اما کسانی که امروز وزیر امور خارجه را هدف اتهامات قرار دادند و انتقادات تندی را علیه برجام مطرح کردند، همه جوانب و دلایلی را که باعث شکل‌گیری این وضعیت شده نمی‌بینند و اشاره نمی کنند. یعنی صرف نظر از اینکه اساساً توجهی به نقش صرفاً اجرایی وزارت خارجه در سیاست خارجی ندارند، در تبیین موضوع مورد نظر هم عوامل اصلی شکل گیری بحران را نادیده می‌گیرند؛ به عنوان مثال درباره برجام، کمتر کسی تردید دارد که تصمیم یکجانبه دونالد ترامپ برای خروج از برجام و بازگرداندن همه تحریم‌های هسته‌ای به ایجاد فشار اقتصادی بر ایران منجر شد. وضعیتی که در نتیجه نقص برجام نبود بلکه حاصل رویکرد دولت امریکا درباره همه توافق‌های بین المللی این کشور بود. این عامل مهمی در شکل گیری وضعیت کنونی ایران است که وزارت خارجه هیچ نقشی در وقوع آن ندارد. از سوی دیگر نمایندگان مجلس اگر هم انتقادی به عملکرد دولت دارند نباید آن را با بیان و لحنی مطرح کنند که موجب ایجاد شکاف بین دولت و مجلس شود؛ یعنی اگر هدف این انتقادات تحقق منافع ملی است که نباید خودش به عاملی برای ایجاد بحران داخلی تبدیل شود و با دامن زدن به اختلافات وضعیت را از آنچه هست پیچیده‌تر کند. منتقدان در مجلس نباید فراموش کنند که این قوه به عنوان نهاد قانونگذاری و نمایندگی ملت نقش مهمی در پشتیبانی از سیاست‌هایی را دارد که از سوی وزارت خارجه دنبال می‌شود. بنابراین در شرایطی که وضعیت عرصه بین‌الملل حکم می‌کند که ایران در مواجهه با فشارهای امریکا حضور قدرتمندانه‌ای داشته باشد، حفظ وحدت و یکپارچگی شرط نخست برای این نقش‌آفرینی مؤثر است نه اینکه به موضوعات مورد اختلاف با اهداف جناحی به اندازه‌ای دامن زده شود که موقعیت تیم دیپلمات‌ها و مجریان سیاست خارجی را متزلزل کند. حکایت آن دفاع قاطع در شورای امنیت و این اتهامات مجلسی‌هاعلی نجفی خوشرودی مشاور وزیر امور خارجه اظهار داشت:‌ هر چند تک تک نمایندگان برای استفاده از ابزارهای نظارتی خود دارای حقوق قانونی محکمی هستند اما این مسأله نمی‌تواند باعث انکار ضرورت محاسبه‌گری و توجه به استفاده منطقی از حق یاد شده شود. جلسه روز گذشته مجلس و مجموع برخوردهایی که با وزیر امور خارجه صورت گرفت، از همین منظر می‌تواند مورد انتقاد و بررسی قرار بگیرد. حملات شدید و کم سابقه به وزیر خارجه کشور در حالی در صحن علنی مجلس صورت گرفت که تنها سه روز قبل از آن شاهد سخنرانی مقتدرانه آقای ظریف در جلسه شورای امنیت سازمان ملل متحد و دفاع تمام قد از منافع و مواضع جمهوری اسلامی ایران بودیم. در حالی که هنوز در برخی از رسانه‌های بین‌المللی در مورد این سخنرانی تحلیل‌هایی ارائه می‌شود، نمایندگان مجلس با برخورد تند خود وزیر خارجه کشور را مورد تهمت‌هایی مانند «دروغگویی» و «بی لیاقتی» و «غربزدگی» قرار می‌دهند. اولین پیام چنین رفتاری در سطح بین‌المللی القای دوگانگی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. منطقی است که عرصه بین‌الملل پس از چنین برخوردها و موضع‌گیری‌هایی وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران را نه صدای کلیت حاکمیت و نظام سیاسی، بلکه سخنگوی جریانی در حاشیه حکومت بداند. اولین اثر تقویت چنین برداشتی هم از بین رفتن و یا دست کم کاهش نفوذ و تأثیر دفاعیات بین‌المللی آقای ظریف از مواضع اصولی جمهوری اسلامی در عرصه جهانی است. چیزی که در عمل به نفع دشمنان خارجی ایران خواهد بود و راه را برای تحکیم مواضع خصمانه آنها باز می‌کند. مسأله اما تنها تضعیف جایگاه وزیر خارجه به عنوان نماینده بین‌المللی نظام در عرصه جهانی نیست. در جمهوری اسلامی تنها و تنها یک سیاست خارجی وجود دارد که با هدایت رهبر معظم انقلاب و مشارکت نهادها و مقامات مختلف مورد جمع‌بندی قرار می‌گیرد و در چنین فرآیندی، شخص وزیر خارجه جدای از اینکه یک عنصر اثرگذار در تعیین سیاست‌ها زیر نظر رهبری است، نماد پیگیری و یگانگی سیاست خارجی هم محسوب می‌شود. آثار خرد کردن این نماد و نماینده صرفاً متوجه خود او و دولت نخواهد بود و دامنه آن کلیت مواضع نظام در عرصه بین‌المللی را هم دربر می‌گیرد. این نکته که غالب نمایندگان جدید مجلس همدلی چندانی با مسأله برجام ندارند و یا حتی مخالف آن هستند، نکته‌ای قابل درک است اما موضوع بر سر لزوم موافقت و یا مخالفت با برجام نیست. موضوع در کیفیت این موضع‌گیری و نوع برخورد با آن است. مسأله این است که این مخالفت و انتقادات از چه محتوایی برخوردار است؛ از جمله اینکه آیا راهکاری هم به عنوان توصیه ارائه شده است؟ آیا در بیان انتقادات برای مسیر مورد نظر منتقدان محترم در سیاست خارجی کارنامه‌ای وجود ندارد و آیا نتایج آن کارنامه هم مورد اشاره قرار گرفته است؟ آیا همه یا اکثریت انتقادات مطرح شده بر بستر منطق و با آگاهی کامل از واقعیت‌های سیاست خارجی بوده؟ حتی از منظر فرهنگی آیا نمایندگان انتقادات خود را با نزاکت لازم و ادبی که نیازمند ایفای نقش نمایندگی ملت است، مطرح کرده‌اند؟ مسأله لزوم عبور از منازعات بی اساس و دامنه‌دار داخلی و کنترل بخشی از اختلافات در شرایط امروز کشور، مسأله‌ای است که بعید به نظر می‌رسد کسی بر اهمیت و روشنی آن معترف نباشد. در چنین شرایطی قرار دادن وزیر خارجه نظام زیر بار تهمت‌ها و الفاظی تحقیرآمیز که مشابه آن فقط در سخنان دولتمردان دشمن جمهوری اسلامی ایران شنیده شده، به نفع چه کسی است و کدام بخش از منافع جمهوری اسلامی را تأمین خواهد کرد؟

more_vert مروری بر کتاب «درمان چندفرهنگی»

ادامه مطلب

closeمروری بر کتاب «درمان چندفرهنگی»

«درمان چندفرهنگی» عنوان کتابی است که به قلم «زهرا کمندلو» به رشته تحریر درآمده و مجموعه‌ای از نظریات و راهکارهای متفاوت و موثر را برای حل چالش‌های فرهنگی ارایه کرده است. این کتاب ۱۴۴ صفحه‌ای با شمارگان یک‌هزار نسخه از سوی نشر «نگارکمال» در بهار سال ۹۸ به چاپ رسیده و با قیمت هرجلد ۱۸ هزار تومان در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است. مطالب این کتاب در فصل‌های شرح کوتاه از پیشگامان چندفرهنگی،سئوال‌های اساسی، نظریه فرآیندهای درمان، محتوای چند فرهنگی، رابطه درمانی، نظریه آسیب‌شناسی روانی، دیدگاه فرهنگی نظریه‌ها، راهبردها و دیدگاه‌ها از منظر فرهنگ ایرانی و اسلامی، چند فرهنگی در خانواده ایرانی و چندفرهنگ گرایی در مدرسه ارایه شده است. فصل اول کتاب شمایی کلی از مباحث مطرح شده در حوزه پیشگامان چند فرهنگی است و در فصل دوم نیز نویسنده زمینه‌های فرهنگی مراجع و درمانگران، جریانات اخیر، تعدیل فرهنگی در خدمت روان‌درمانگری، موضوع جنسیت در روان‌درمانگری و ماهیت انسان و شخصیت را کاویده است. فصل سوم کتاب نیز بر اهمیت بالابردن آگاهی، تخلیه روانی و انتخاب در فرایند درمان چند فرهنگی تاکید دارد و فصل چهارم نیز پیرامون تعارض‌های درون فردی، اضطراب و دفاع‌ها، عزت نفس، تعارض‌های میان فردی ، صمیمیت و امیال جنسی، ارتباط، خصومت ، تعارض بین فرد و جامعه ، سازگاری در برابر فراروندگی و کنترل تکانه بحث و نظر داشته است. محتوای گام ششم کتاب بر محور آسیب شناسی روانی است و گام هفتم کوشیده تا انواع نظریه‌ها از جمله دیدگاه فرهنگی فروید، درمان گشتالتی، درمان مواجه‌سازی، درمان‌های سیستمی و یک‌پارچه‌نگر التقاطی و امیت آنان را با مخاطبان به اشتراک بگذارد. مطابقت و عدم مطابقت فرهنگی روان پویشی، تحلیل رفتار متقابل، مطابقت فرهنگی معنادرمان‌نگری، روان درمانی هستی‌نگر یا وجودی و عدم مطابقت فرهنگی واقعیت درمانگری محتوای مطالب فصل هشتم کتاب است و نویسنده در فصل نهم نیز در خصوص ویژگی‌های خانواده بافرهنگ غربی، خانواده‌های سنتی، دوفرهنگی در خانواده، فرهنگ قبیله‌ای ، فرهنگ مهاجر ، اصول جامعه چند فرهنگی و نظریه‌های کاربردی در مان مطالبی را ارایه کرده وفصل دهم نیز در خصوص اهمیت مشاوران مدرسه در درمان چندفرهنگی و کار با خانواده و جوامع متنوع است . در مقدمه این کتاب آمده است: فرهنگ تعیین کننده عمده شخصیت است و هر فرهنگی رویدادها، انتظارات و مجرای خود را دارد و گونه‌های هنجار و ناهنجار بر مبنای ساختار فرهنگی آن تعریف می‌شود. در عصر حاضر تغییر جمعیت شناختی از نیاز به آگاهی فرهنگی در تمام فعالیت‌ها مانند روان درمانی در روابط میان فردی ریشه دارد و بخشی از فرآیند مشاور کارآمد شدن در یادگیری این مفاهیم و تشخیص تنوع مسایل است تا بتواند مداخلات لازم را موثر انجام دهد. در روان درمانی با درمان‌جویانی که از لحاظ فرهنگی متنوع هستند مواجه‌ایم و باید رابطه درمانی با نیازهای فردی و ترجیحات فرهنگی هر درمان‌جو سازگار باشد.

more_vert صادق چوبک؛ نویسنده واقع‌گرا و پدر داستان‌نویسی نوین ایران

ادامه مطلب

closeصادق چوبک؛ نویسنده واقع‌گرا و پدر داستان‌نویسی نوین ایران

صادق چوبک از تاثیرگذارترین و مشهورترین نویسندگان ایرانی به شمار می‌رود که او را همراه «بزرگ علوی» و «صادق هدایت» پدران داستان‌نویسی نوین ایرانی می‌دانند. وی را به سبب دقت نظر در جزیی‌نگری‌ها و درون‌بینی‌ها، رئالیست افراطی و حتی گاهی طبیعت‌گرا خوانده‌اند.

more_vert درباره ماری کوری

ادامه مطلب

closeدرباره ماری کوری

 ماری کوری را به عنوان دانشمند مشهور فیزیک و شیمی و یکی از پیشگامان عصر رادیواکتیو می‌شناسند. او برنده نخستین جایزه نوبل است که توانست موسسه‌های تحقیقاتی بسیاری را تاسیس کند که تا به امروز هم مراکز اصلی تحقیقات پزشکی در جهان هستند. ماری کوری دانشمند مشهور فیزیک و شیمی بود که به‌عنوان یکی از پیشگامان عصر رادیواکتیو شناخته می‌شود. او تنها زن برنده‌ ۲ جایزه‌ نوبل است. ماری اسکلودوسکا کوری یک دانشمند فیزیک و شیمی فرانسوی لهستانی‌الاصل بود. او یکی از پیشگامان تحقیقات در زمینه‌ رادیواکتیویته محسوب می‌شود. خانواده کوری در مجموع ۵ جایزه‌ نوبل را به نام خود ثبت کردند. این دانشمند بزرگ، نخستین استاد زن در دانشگاه پاریس بود. ماری اولین جایزه نوبل خود در رشته‌ فیزیک را نیز با پیتر به‌صورت مشترک دریافت کرد. جایزه نوبل دوم در رشته‌ شیمی به ماری اهدا شد. از دستاوردهای بزرگ ماری کوری می‌توان به توسعه‌ نظریه‌ رادیواکتیوته اشاره کرد که اصطلاح آن نیز وسیله همین بانوی دانشمند مطرح شد. روش‌های ایزوله کردن ایزوتوپ‌های رادیواکتیو و کشف ۲ عنصر پولونیوم و رادیوم نیز توسط این دانشمند انجام شد. او مدیریت نخستین تحقیقات تاریخ در موضوع نئوپلاسم با استفاده از ایزوتوپ‌های رادیواکتیو را نیز بر عهده داشت. موسسه‌های تحقیقاتی کوری توسط این بانوی دانشمند در پاریس و ورشو تأسیس شدند و تا به امروز هم مراکز اصلی تحقیقات پزشکی در جهان هستند. زندگینامه ماری کوری ماریا سالومی اسکلودوسکا در هفتم نوامبر ۱۸۶۷ میلادی در لهستان چشم به جهان گشود. او از دوران کودکی به حافظه‌ شگفت‌انگیز مشهور بود و در ۱۶ سالگی، مدال طلای رقابت‌های علمی را از یک دبیرستان روسی دریافت کرد. ماری مجبور بود در نوجوانی در کنار تحصیل کار هم بکند. ماریا از کارهای دوران نوجوانی پس‌اندازی برای خود جمع کرد و بخشی از این پس‌انداز را به خواهرش برونیسلاوا داد تا در فرانسه، به تحصیل علوم پزشکی بپردازد. برونیسلاوا نیز قرار بود در ادامه‌ تحصیل به ماریا کمک کند. ماریا از همان کودکی حافظه قوی و پشتکار بالای مطالعه داشت. او در سال‌های تحصیل خواهرش در فرانسه، سخت مشغول کار بود و شب‌ها به مطالعه شیمی، فیزیک و ریاضی می‌پرداخت. به‌علاوه او در کلاس‌های درس و سخنرانی‌ها و رویدادهای رایگان یک کتابخانه لهستانی شرکت می‌کرد تا در مورد فرهنگ لهستانی و علوم کاربردی، نکاتی بیاموزد. البته در آن سال‌ها تحصیل دختران در لهستان ممنوع بود و نیروهای تزار روسی، ماریا را از ادامه‌ حضور در کتابخانه منع کردند. سفر ماریا به پاریس ماریا در ۱۸۹۱ میلادی و در ۲۴ سالگی به پاریس رفت. او در آنجا نام ماری را انتخاب کرد و در شروع تحصیل به‌مطالعه‌ رشته‌های شیمی، ریاضی و فیزیک در سوربن پرداخت. سوربن در آن زمان از بهترین دانشگاه های پاریس به شمار می رفت. دوره‌های این دانشگاه به زبان فرانسه برگزار می‌شدند و ماری مجبور بود به‌سرعت این زبان را بیاموزد. به‌هرحال استعداد و پشتکار بالا همیشه همراه ماری بود و او در ۱۸۹۳، مدرک کارشناسی ارشد خود را به‌عنوان دانشجوی برتر در رشته فیزیک دریافت کرد. پس از فارغ‌التحصیلی، یک کمک‌هزینه صنعتی به ماری اهدا شد تا در مورد تأثیر ذرات ترکیب فولاد در خواص مغناطیسی آن تحقیق کند. هدف نهایی، تدوین روشی برای ساخت آهنرباهای قوی‌تر بود. علاقه‌ او به تحقیق و مطالعه هیچ‌گاه تمام نمی‌شد. او در ۱۸۹۴ میلادی، مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته شیمی نیز دریافت کرد. دلتنگی برای وطن نیز همواره با این دانشمند باهوش همراه بود. او پس از پایان پروژه‌ فولاد آهنربایی، برای مدتی به لهستان رفت اما امیدش برای یافتن شغل در این کشور، بی‌نتیجه ماند. دلیل آن نیز همان محدودیتی بود که سال‌ها قبل، او را از تحصیل در لهستان باز داشت. به‌هرحال ماری به پاریس بازگشت و این بار تصمیم گرفت تا تحصیلات خود را تا مقطع دکتری ادامه دهد. او در ۱۸۹۵ میلادی با پیر کوری ازدواج کرد. او به‌تازگی مدرک دکتری را دریافت کرده و به‌عنوان استاد مشغول به فعالیت شده بود. پیر دانشمندی شناخته شده و قابل احترام بود. او مفهوم پیزوالکتریسیته را کشف کرد. به‌علاوه، پیر سابقه‌ای طولانی در تحقیقات شاخه‌ مغناطیس داشت و مفهومی را کشف کرد که امروز به نام نقطه کوری شناخته می‌شود. این نقطه، دمایی است که یک تغییر کوچک در آن، تأثیری بزرگ روی خاصیت مغناطیسی ماده دارد. مطالعه‌ اورانیوم و دستاوردهای علمی ماری پس از ازدواج با پیر، نام خانوادگی او را نیز به نام خانوادگی خود اضافه کرد. او در آن سال ها مشغول تحقیقات مقطع دکتری بود و برای این منظور، عنصر اورانیوم را انتخاب کرد. در ۱۸۹۵ میلادی، ویلهلم رونگتن پرتوهای X و فرآیند تصویربرداری از اعضای داخل بدن را کشف کرد. یک سال بعد، دانشمندی با نام هنری بوکورل کشف کرد که پرتوهای ساطع شده از اورانیوم، توانایی عبور از فلزات را دارند و البته، متفاوت از پرتوهای X هستند. به‌هرحال ماری تصمیم گرفت تا روی این پرتوهای جدید تحقیق کند. این زمینه، بحثی جذاب و جدید برای مطالعات دکتری او بود. ماری در مسیر مطالعه این پرتوها، کشفیات قابل توجهی انجام داد. ماری کوری در خصوص همکاری با پیر در جایی گفته است: «من و همسرم به‌خاطر محبت به یکدیگر و کارهای مشترک، به‌قدری با هم متحد بودیم که تقریبا تمام زمان خود را با هم سپری می‌کردیم.» کشف پولونیوم و رادیوم ماری و پیر تمرکز تحقیقات خود را روی کشف عنصری دیگر در ماده‌ معدنی پیچ‌بلند معطوف کردند. تا پایان سال ۱۸۹۸ میلادی، پس از تحقیق روی این ماده، آنها ۲ عنصر شیمیایی جدید را معرفی کردند. نخستین عنصر کشف شده پولونیوم نام داشت. ماری، به‌خاطر احترام به وطن خود، این نام را برای عنصر جدید انتخاب کرد. این زوج در تحقیقات خود به نتیجه رسیدند که پولونیوم ۳۰۰ برابر بیشتر از اورانیوم، پرتو ساطع می‌کند. آنها در نتایج تحقیقات نوشتند: «ما اعتقاد داریم که ماده‌ استخراج شده از پیچ‌بلند، حاوی فلزی بود که پیش از این شناخته شده نبود. خواص تحلیلی این ماده نیز به بیسموت نزدیک است. اگر وجود این فلز جدید تأیید شود، ما نام پولونیوم را به‌احترام وطن یکی از خودمان، برای آن پیشنهاد می‌کنیم.» نمایش رادیوم خالص توسط ماری کوری دومین عنصری که توسط این زوج کشف شد، رادیوم نام داشت. آنها نام این عنصر را از روی معنی لاتین کلمه‌ پرتو (Ray) انتخاب کردند. خانواده‌ کوری به این نتیجه رسیدند که رادیوم، چندین میلیون برابر بیشتر از اورانیوم، رادیواکتیویته دارد. به‌علاوه آنها کشف کردند که ترکیبات رادیوم، نورانی هستند و همچنین، این ماده منبع گرما نیز هست. در واقع این ماده بدون هیچ واکنش شیمیایی گرم‌تر از محیط اطراف خود می‌شود. پیر و ماری در خلال تحقیقات خود، اصطلاح جدیدی را برای آن‌چه که در حال بررسی‌اش بودند، انتخاب کردند. رادیواکتیویته یا پرتوافشانی اصطلاح مورد نظر آنها بود. پرتوافشانی، فعالیتی بود که عناصری همچون اورانیوم، توریوم، پولونیوم و رادیوم انجام می‌دادند. جایزه‌های نوبل و تراژدی زندگی شخصی پیر کوری، به هیات داوران نوبل اصرار کرد که جایزه شیمی را به ماری هم بدهند. ماری کوری سرانجام در ژوئن ۱۹۰۳ میلادی، مدرک دکتری خود را در رشته فیزیک دریافت کرد. داوران ماری معتقد بودند، او بزرگترین تأثیر علمی تاریخ در یک پایان‌نامه‌ دکتری را از خود بر جای گذاشته است. ۶ ماه بعد، این دانشمند جایزه‌ نوبل فیزیک را به‌عنوان نخستین زن تاریخ ازآن خود کرد. او این جایزه را به‌صورت مشترک با پیر کوری و هنری بکورل دریافت کرد. منابع تاریخی، بکورل را کاشف اصلی رادیواکتیویته می‌دانند. هیأت داوران نوبل قصد داشت، ابتدا تنها جایزه را به پیر و هنری بدهد اما اصرارهای پیر کوری باعث شد تا ماری نیز در این جایزه سهیم باشد. تدریس ماری در دانشگاه پاریس نیز یک تاریخ‌سازی دیگر بود. او به‌عنوان اولین استاد زن در دانشگاه پاریس فعالیت می‌کرد. مجسمه‌ ماری کوری در ورودی انستیتو کوری ماری کوری در ۱۹۱۰ میلادی موفق شد تا نمونه‌ای خالص از فلز رادیوم را در محیطی ایزوله استخراج کند. او این عنصر (عنصر شماره‌ ۱۲) را سال‌ها پیش کشف کرده بود. این استخراج، جایزه نوبل شیمی را در ۱۹۱۱ میلادی برای ماری کوری به همراه داشت. البته کشف عناصر رادیوم و پولونیوم نیز دلایل دیگر اهدای این جایزه بودند. ماری کوری تنها فردی است که جایزه‌ نوبل را در فیزیک و شیمی در کارنامه‌ خود دارد. با شروع جنگ جهانی اول، ماری نتایج علمی خود را به دنیای واقعی و با کاربردهای مفید عرضه کرد. او تجهیزات تصویربرداری پزشکی نیمه‌پرتابل را برای استفاده در میدان‌های جنگ طراحی و تولید کرد. تا پایان آن جنگ، بیش از یک میلیون سرباز توسط دستگاه‌های این دانشمند تحت عکاسی پزشکی قرار گرفتند. با پایان جنگ، ماری کوری دیگر دانشمندی با شهرت جهانی بود. او به سرتاسر جهان سفر و در مورد علم و موسسه‌ تحقیقات پزشکی رادیوم خود سخنرانی می‌کرد. ماری یکی از معدود دانشمندانی بود که به یکی از تاریخ‌سازترین کنفرانس‌های تاریخ علم در ۱۹۲۷ دعوت شد. این کنفرانس با نام Solvay Conference on Electrons and Photons برگزار شد و علاوه بر ماری، بزرگانی همچون پلانک و اینشتین نیز در آن حضور داشتند. مدرک جایزه‌ نوبل ماری کوری رادیوم در آن سال‌ها قیمتی در حدود ۱۲۰ هزار دلار برای هر گرم داشت که در ارزش کنونی، میلیون‌ها دلار می‌شود. ماری کوری تنها می‌توانست یک گرم از این ماده را برای تحقیقات سرطان تهیه کند. او در ۱۹۲۰ میلادی مصاحبه‌ای با ژورنالیست مشهور آمریکایی ماری متینگلی ملونی مشهور به میسی داشت. میسی از ماری پرسید که آیا می‌تواند کمکی به موسسه تحقیقاتی او داشته باشد. ماری در پاسخ تنها درخواست یک گرم رادیوم کرد. در آن زمان شرکت‌های آمریکایی حدود ۵۰ گرم رادیوم غنی‌شده داشتند. مرگ و میراث ماندگار ماری کوری در ۴ جولای ۱۹۳۴ میلادی و در ۶۶ سالگی از دنیا رفت. دلیل مرگ او، کم‌خونی آپلاستیک بود که در مغز استخوان رشد می‌کند. کارشناسان، تماس با مواد رادیواکتیو را دلیل ایجاد این بیماری در کوری می‌دانند. دانشمندان کنونی احتیاط بسیار بالایی در تماس با این مواد دارند. اما بزرگانی همچون ماری کوری این احتیاط را نداشتند. به‌همین دلیل کتاب‌ها و یادداشت‌های او نیز به‌حدی حاوی مواد رادیواکتیو هستند که در جعبه‌های مخصوص نگهداری می‌شوند. ماری کوری در گوستانی در پاریس در کنار همسرش دفن شد. حدود ۶۰ سال بعد و در ۱۹۹۵، بقایای اجساد آنها برای ادای احترام به معبد پانتئون در پاریس منتقل شد. او اولین زنی بود که به‌خاطر شایستگی‌های شخصی، افتخار دفن در این محل را پیدا می‌کرد. ماری کوری در محافل و فرهنگ‌های مختلف به‌خاطر دستاوردهای علمی مورد تحسین قرار گرفته است. در ۲۰۰۹، مجله New Scientist یک رأی‌گیری را برای انتخاب برترین بانوی تأثیرگذار تاریخ برگزار کرد. در این رأی‌گیری، ماری کوری با ۲۵.۱ درصد در رتبه‌ اول قرار گرفت درحالی که رقیب اصلی او روزالین فرانکلین ۱۴.۲ درصد رأی داشت. لهستان و فرانسه، ۲۰۱۱ میلادی را به‌عنوان سال ماری کوری نام‌گذاری کردند. سازمان ملل نیز آن سال را شیمی نام نهاد. این دانشمند بزرگ علاوه بر ۲ جایزه‌ نوبل، جوایزی همچون مدال دیوی، مدال ماتوچی، جایزه‌ آکتونین، مدال الیوت کرسون و مدال فرانکلین را دریافت کرد. عنصر شماره‌ ۹۶ جدول تناوبی عناصر نیز کوریوم نام نهاده شد.