more_vert فاطمه علیهاالسلام ؛ فرشته زمینی (ویژه دهه فاطمیه علیهاالسلام)

ادامه مطلب

closeفاطمه علیهاالسلام ؛ فرشته زمینی (ویژه دهه فاطمیه علیهاالسلام)

نویسنده : حسین جعفریبی تو...بی تو تنهایی سخت است ای عشق من،ای تمام هستی من. بی تو بودن معنا ندارد. بی تو، چراغ زندگی ام خاموش است. بی تو، گذران قافله عمر دلگیر است. بی تو، زینب تنها می شود، حسین می میرد. بی تو، بیت الاحزان مدینه تنها می شود. بی تو، آسمان چگونه ببارد، زمین چگونه تاب بیاورد. بی تو، مدینه سر بر بالین کدام دوست نهد. بی تو، ستارگان خاموشند. بی تو، دیگر صدای ضجه و ناله نمی آید. زهرا جان! ریحانه رسول! بی تو، خورشید غمگنانه غروب می کند. ای بی همتا!... آسمان چگونه پهلویت را دید و نگریست، و زمین چگونه صورتت را دید و در هم نشکست. ای برترین بانو! عارفانه عروج کردی و چشم در چشم رسول دوختی. عاشقانه پر کشیدی و در آغوش برترین بشر آرام گرفتی! کوثر قرآنسرور بانوان دو عالم، حضرت صدیقه طاهره، زهرای مرضیّه، عطای خدای رحمان، کوثر پرثمر قرآن و همتای امیر مؤمنان است. آن حضرت در بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت، در مکه پا به عرصه گیتی نهاد و در دوران حضور پدرش در مکه، سختی های آن بزرگوار را در راه تبلیغ دین مبین اسلام دید و خود نیز سه سال از کودکی را در شرایط جانکاه و طاقت فرسای شعب ابی طالب گذراند. زهرا علیهاالسلام در آن هنگام فریاد کودکان را می شنید و خودش هم طعم گرسنگی را می چشید و از این رهگذر، درس شکیبایی و مقاومت را فرا می گرفت. ایشان به سبب ایثارگری فراوان در راه پدر، لقب «امّ ابیها»، را از آن خود کرد. در خردسالی مادرش خدیجه را از دست داد و قلب کوچکش فراق مادر را احساس کرد. ایشان از هیچ اقدامی برای یاری پدرش دریغ نمی ورزید و در سال سیزدهم بعثت، پس از هجرت پیغمبر به مدینه، با سن اندک خود، مسیر صدها کیلومتری مکه تا مدینه را پیمود و همراه امیرمؤمنان علی علیه السلام و دیگر زنان، خود را به آن حضرت رساند. ادب زهرا علیهاالسلامپیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم پس از رحلت حضرت خدیجه، با ام سلمه ازدواج کرد و فاطمه را به همسر وفادار خود سپرد تا از وی نگهداری کند. ام سلمه می گوید: پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فاطمه را به من سپرد تا درتربیتش کوشش کنم. من هم از تربیت و راهنمایی او دریغ نداشتم، ولی به خدا سوگند، او از من باادب تر و داناتر بود. برتر از مریم علیهاالسلامامام صادق علیه السلام فرمود: فاطمه علیهاالسلام از آن جهت محدَّثه نامیده شده که فرشتگان از آسمان فرود می آمدند و مانند حضرت مریم به وی می گفتند: ای فاطمه «خدا تو را برگزید و پاکیزه گردانید و تو را بر زنان عالم برتری داد.» ای فاطمه «در پیشگاه پروردگارت فروتنی و سجده کن وبا رکوع کنندگان رکوع نما» و بدین ترتیب، وی با فرشتگان نیز سخن می گفت. شبی فاطمه علیهاالسلام به فرشتگان فرمود: مگر مریم، دختر عمران برگزیده و برتر از تمام زنان عالم نیست؟ آنها گفتند: مریم تنها سرور زنان عالم در زمان خود بود، ولی خدا تو را سرور زنان در زمان خودت و زمان مریم و نیز زنان اولین و آخرین قرار داده است. حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام از نگاه معصوماناز نگاه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آلهr سلمان فارسی می گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به من فرمود: ای سلمان! هر کس دخترم فاطمه را دوست بدارد، در بهشت در کنار من خواهد بود و هر کس او را دشمن بدارد، در آتش جهنم خواهد بود. ای سلمان! دوستی فاطمه در صد جایگاه به حال انسان سودمند است که راحت ترین این جایگاه ها، عبارت است از مرگ و قبر و میزان و سنجش [اعمال] و محشر و [پل] صراط و حساب رسی. هر کس دخترم فاطمه از او راضی باشد، من هم از او خشنود می گردم و هر کس من از او خشنود باشم، خداوند از او خرسند خواهد بود. هر کس فاطمه از او خشمگین باشد، من بر او خشم می گیرم و هر کس من بر او خشم گیرم، خداوند بر او غضب می کند. ای سلمان! وای بر کسی که به فاطمه و به فرزندان و شیعیانش ظلم کند. r اگر همه خوبی ها و فضیلت ها در شخصیتی جمع گردد، آن شخص فاطمه است بلکه او بزرگ تر از این توصیف هاست. به درستی که دخترم فاطمه در بزرگواری و کرامت، بهترین فرد بر روی زمین است. r جُمَیع می گوید: همراه با عمه ام به نزد یکی از همسران پیغمبر رفتیم. از او پرسیدند: چه کسی نزد پیامبر از همه محبوب تر بود؟ گفت: فاطمه علیهاالسلام . پرسیدند: از مردان چه کسی؟ گفت: همسر فاطمه. آخرین وصیت پیامبرپیامبر گرامی اسلام در لحظات آخر عمر شریفش، در کنار وصیت های دیگر خود به امیرمؤمنان علیه السلام ، بر وجود فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز تأکید کرد. امام کاظم علیه السلام می فرماید: به پدرم گفتم: پس از رفتن فرشتگان از حضور پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم چه اتفاقی افتاد؟ فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در این هنگام علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را طلبید و به ام سلمه فرمود: کنار در بایست و نگذار کسی نزدیک بیاید. سپس آن حضرت با یک دست، دست فاطمه را گرفت و مدت طولانی بر سینه گذاشت و با دست دیگرش دست علی علیه السلام را بر سینه نهاد. همه آنها گریه کردند. پس از آن، دست فاطمه علیهاالسلام را در دست علی علیه السلام قرار داد و به علی علیه السلام فرمود: «ای ابا الحسن! این (فاطمه) امانت خدا و رسولش محمد نزد توست. حق خدا و امر مرا در مورد فاطمه رعایت کن که چنین خواهی کرد. ای علی! سوگند به خدا فاطمه سرور زنان بهشت از پیشینیان و آیندگان است. سوگند به خدا این همان مریم کبراست. سوگند به خدا همواره آنچه از خدا برای فاطمه و شما خواستم، خواسته هایم را اجابت کرد. ای علی! آنچه را در شأن فاطمه سفارش کردم انجام بده. من اموری را به فاطمه سفارش کردم که جبرئیل به آن امر کرده بود». بهترین خانه هادو نفر از یاران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می گویند: پیغمبر آیه 36 سوره نور را قرائت کرد: «خانه هایی که خدا رخصت داده (قدر و منزلت) آنها والایی یابد و نامش در آنها یاد شود». مردی برخاست و عرض کرد: ای رسول خدا! اینها کدام خانه هاست؟ فرمود: «خانه پیامبران». دیگری برخاست و با اشاره به خانه علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام گفت: ای رسول خدا! آیا این خانه هم جزو آنهاست؟ فرمود: «آری، از بهترین آنهاست». نام فاطمه علیهاالسلامبیشتر امامان معصوم به سبب احترام و علاقه ای که به مادرشان حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام داشتند، نام یکی از دختران خود را به یاد آن حضرت، فاطمه می گذاشتند. امیرمؤمنان علی علیه السلام ، امام حسن مجتبی علیه السلام ، امام سجاد علیه السلام ، امام جعفر صادق علیه السلام و امام جواد علیه السلام ، یک دختر خود را فاطمه نامیدند. امام حسین علیه السلام و امام موسی کاظم علیه السلام نیز یکی از دختران خود را فاطمه کبرا و دختر دیگر را فاطمه صغرا نام نهادند. از نگاه امام علی علیه السلامبرترین بانوامام علی علیه السلام نه فقط در زمان حیات حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام بلکه پس از شهادت آن حضرت نیز نام ایشان را به بزرگی یاد می کرد و وجود حضرت را مایه افتخار خود می دانست. آن حضرت در یکی از نامه های خود در پاسخ به معاویه چنین می نویسد: «شما چگونه با ما برابرید، در حالی که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از ما و دروغگوی رسوا (ابوجهل) از شما؛ حمزه از ما و ابوسفیان از شما؛ دو سرور جوانان اهل بهشت از ما و کودکان در آتش افکنده از شما؛ و بهترین زنان جهان (حضرت زهرا علیهاالسلام ) از ما و زن هیزم کش دوزخیان (همسر ابولهب و عمه معاویه) از شماست». احترام به فرزندان فاطمه علیهاالسلامامیرمؤمنان علی علیه السلام به سبب احترامی که برای حضرت فاطمه علیهاالسلام قائل بود، پس از بازگشت از جنگ صفین، در وصیتی درباره اموال شخصی خود، فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام را سرپرست تعیین فرمود و نوشت: «سرپرستی این اموال به عهده فرزندم حسن بن علی است.... اگر برای او حادثه ای رخ داد و حسین زنده بود، سرپرستی آن را پس از برادرش به عهده گیرد و کار او را تداوم بخشد. پسران فاطمه (امام حسن و حسین علیهماالسلام ) از این اموال به همان مقدار سهم دارند که دیگر پسران علی خواهند داشت. من سرپرستیِ اموالم را به پسران فاطمه واگذاردم تا خشنودی خدا و نزدیک شدن به رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و بزرگداشت حرمت او و احترام پیوند خویشاوندی ایشان را فراهم آورم». غربت فاطمه علیهاالسلام در دعای علی علیه السلامکَفْعَمی، از دانشمندان بزرگ شیعه در قرن نهم است. او کتاب دعایی به نام مصباح دارد که آن را از 240 منبع گرد آورده است. او می گوید: این کتاب را از منابع مورد اعتماد گرد آورده ام، چنانچه گذشت زمان، در اعتبار آن تأثیر نمی گذارد و از آن نمی کاهد. وی در این کتاب ارزشمند، دعایی از امیرمؤمنان علیه السلام آورده که حضرت در بخشی از این دعای باعظمت، مظلومیت حضرت زهرا علیهاالسلام را در قالب مناجات و دعا بازگو می کند. از نگاه امام حسن مجتبی علیه السلامسخنانی که با یاد حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام بر زبان فرزندان آن حضرت جاری شده است، نشان از بزرگی شخصیت ایشان دارد و آن بزرگواران، یکی از افتخارات خود را فرزندی حضرت زهرا علیهاالسلام می دانستند. زیاد، یکی از فرمانداران ستمگر معاویه، اهانت ها و گستاخی های بی شرمانه ای به ساحت مقدس امام حسن مجتبی علیه السلام روا می داشت، ولی آن حضرت در پاسخ، فقط خود را فرزند زهرای پاک معرفی می کرد و زیاد را فرزند مادر بدکارش می دانست. برخورد با دشمنان فاطمه علیهاالسلامامام حسن مجتبی علیه السلام در زمان های گوناگون، با استدلال های محکم ،دشمنان مادرش، حضرت زهرا علیهاالسلام را رسوا می کرد. آن حضرت خطاب به مغیرة بن شعبه فرمود: «تو بودی که فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم را مجروح کردی. تو برای تحقیر رسول خدا و مخالفت با فرمان او، مرتکب این جنایت شدی؛ در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرموده بود: ای فاطمه! «تو سرور زنان اهل بهشتی». از نگاه امام حسین علیه السلامامام حسین علیه السلام از کودکی به مادرش فاطمه زهرا علیهاالسلام علاقه فراوانی داشت و در کنار او آرام می گرفت. حضرت زهرا علیهاالسلام نیز در لحظات آخر عمر شریف خود، ضمن سفارش به امام علی علیه السلام برای رسیدگی به همه فرزندانش، امام حسین علیه السلام را مخصوص و جداگانه نام برد. امام حسین علیه السلام نیز پیش از خاکسپاری مادرش، خود را به پیکر پاک او انداخت و با چشمانی اشک آلود نجوا کرد: «وای بر ما! ناراحتی ما برای فقدان جدمان محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم و مادرمان فاطمه زهرا علیهاالسلام هیچ گاه خاموش و برطرف نخواهد شد». امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید:«ناگهان ندایی آسمانی به گوش رسید که امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام را از روی فاطمه علیهاالسلام بردار که به خدا سوگند فرشتگان آسمان ها را به گریه درآوردند». رجز حماسییکی از پرشورترین یادآوری های امام حسین علیه السلام از مادر عزیزش، در لحظه بسیار حساس و سرنوشت ساز حرکت به سوی کربلاست. حضرت در آن هنگام، با زیباترین و شایسته ترین کلمات، پاکی، عصمت و بزرگی مادر خود، حضرت زهرا علیهاالسلام را بیان می دارد. آن حضرت همچنین در روز عاشورا که هر کسی بار رجزخوانی، افتخارات خود را بیان می کرد، افتخار خود را حضرت فاطمه علیهاالسلام دانست و فرمود: «فاطمه علیهاالسلام مادر من است که از سلاله رسول خداست». از نگاه امام سجاد علیه السلامامام سجاد علیه السلام در روایات خود، مظلومیت مادرش فاطمه زهرا علیهاالسلام را برای یارانش بازگو می فرمود و آنان را از ناگواری های آن حضرت آگاه می کرد. آن حضرت، از جمله راویان خطبه فدکیه حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام به شمار می آید. امام سجاد علیه السلام در خطبه آتشینی که مجلس یزید را بر هم زد، فاطمه زهرا علیهاالسلام را مایه مباهات خود معرفی کرد و فرمود: «سرور بانوان جهان، فاطمه بتول علیهاالسلام از ماست». از نگاه امام محمد باقر علیه السلامطلب شفا به نام زهرا علیهاالسلامامام باقر علیه السلام هنگامی که در بستر بیماری می افتاد، آبی خنک می طلبید. سپس جرعه ای چند از آن می نوشید و بعد با صدای بلند و از ته دل، مادرش فاطمه زهرا علیهاالسلام را صدا می زد و می فرمود: «ای فاطمه! ای دختر محمد صلی الله علیه و آله ». علامه مجلسی می گوید: شاید آن حضرت با این ندا می خواست با واسطه قرار دادن حضرت زهرا علیهاالسلام از خدا شفا بگیرد. نوشاخه نبوت امام باقر علیه السلام درباره مقام معنوی حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام فرمود: «درخت نبوت، درختی است که ریشه آن رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، شاخه آن امیرمؤمنان علیه السلام ، نوشاخه آن فاطمه علیهاالسلام میوه های آن حسن و حسین علیهماالسلام هستند. این درخت، کلید حکمت، معدن معرفت، جایگاه رسالت، مکان آمد و شد فرشتگان، موضع سرّ الهی و امانتی است که بر آسمان ها و زمین عرضه شده است». از نگاه امام صادق علیه السلامسَکونی، از یاران امام صادق علیه السلام نزد حضرت رفته و از دختر دار شدن خود، ایشان را با خبر کرد. وی می گوید: امام به من فرمود: چه نامی برایش انتخاب کرده ای؟ عرض کردم: فاطمه. آن گاه امام آه عمیقی از ته دل کشید و سه بار این نام را به یاد مادرش تکرار کرد و بعد به من فرمود: «حال که چنین نامی بر دخترت نهاده ای، مبادا او را بزنی. نام او نامی عزیز و محترم است. تو نیز همواره احترام نامش را داشته باش». سوختن شمعبانوی دو عالم، حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ، تمام غم ها و دردها را در حمایت از ساحت مقدس ولایت به جان خرید و همچون شمعی در اندک زمان سوخت و آب شد. امام صادق علیه السلام در توصیف حال غم انگیز آن حضرت بعد از فراغ پدر گرامی اش چنین می فرماید: «بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، حضرت زهرا علیهاالسلام مدام در بستر افتاده بود. جسم ایشان ضعیف و ناتوان گشته و گوشت بدنشان آب شده بود». دعای آزادیبَشّار مَکاری، از یاران امام صادق علیه السلام می گوید: در کوفه به حضور حضرت رسیدم. طَبَقی از خرما نزد ایشان بود. فرمود: بیا و بخور. عرض کردم گوارا باد! قربانت گردم، در راه حادثه ای دیدم و گریه گلویم را گرفت. حضرت فرمود: چه حادثه ای دیده ای؟ گفتم: یکی از گماشتگان حکومت را دیدم که بر سر زنی می زد و او را به سوی زندان می برد و آن زن با صدای بلند می گفت: به خدا و رسولش پناه می برم. امام فرمود: چرا آن زن را می زد؟ عرض کردم: از مردم شنیدم که می گفتند پای آن زن لغزید و به زمین افتاد و گفت: «ای فاطمه! خدا ظالمان بر تو را از رحمت خود دور سازد.» گماشتگان حکومت دستگیرش کردند و زدند. امام صادق علیه السلام به محض شنیدن این سخن گریه کرد؛ به گونه ای که دستمال و محاسن شریفش از اشک تَر شد، سپس فرمود: «ای بشّار! با هم به مسجد سهله برویم و برای نجات آن بانو دعا کنیم و از خدا بخواهیم او را حفظ کند». از نگاه امام کاظم علیه السلامامام کاظم علیه السلام از پدرش روایت کرد که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در حال احتضار، انصار را خواست و به آنان فرمود: «ای گروه انصار! وقت جدایی فرا رسید. بدانید که درِ خانه فاطمه علیهاالسلام ، درِ خانه من و خانه او، خانه من است. هر که حرمت او را هتک کند، به خدا بی احترامی کرده است». عیسی از یاران امام کاظم علیه السلام می گوید: آن حضرت در این هنگام بقیه سخنش را قطع کرد و بسیار گریست و سه بار فرمود: «به خداقسم حرمت خدا را حفظ نکردند». امام کاظم علیهاالسلام در روایت دیگری فرمود: «فاطمه علیهاالسلام ، صدیقه شهیده است». از نگاه امام رضا علیه السلامدو نفر از یاران امام رضا علیه السلام می گویند: نزد آن حضرت رفتیم. ایشان در سجده بود و سجده اش طول کشید. هنگامی که سرش را بلند کرد، گفتیم: چرا سجده را طولانی کردید؟ فرمود: «هر که این دعا را در سجده شکر بخواند، همچون مجاهدان روز بدر در کنار رسول خدا پاداش دارد». گفتیم: آن دعا چیست؟ حضرت دعایی را خواند و در بخشی از آن، مظلومیت مادرش، حضرت زهرا علیهاالسلام را نیز بیان کرد. سوگند به مادریکی از فضلای حوزه که مشکل بزرگی برایش پیش آمده بود، برای زیارت و توسل به امام رضا علیه السلام عازم حرم ایشان می شود. از قضا به علامه طباطبایی رحمه الله برمی خورد که ایشان هم قصد حرم کرده بودند. بی درنگ به طرفش می رود و با چشمی پر اشک و دلی پرسوز، از ایشان می خواهد دعایی به او بیاموزد که حاجتش روا شود. علامه می گوید: «وقتی وارد حرم می شوی، یکی از مؤثرترین و بهترین دعاها این است که حضرت را به مادرش زهرا علیهاالسلام قسم بدهی که حاجتت را از خدا بخواهد. چون حضرت به مادرش زهرا علیهاالسلام علاقه فراوانی دارد، سوگند دادن به مادرش بسیار مؤثر خواهد افتاد». از نگاه امام جواد علیه السلامنیابت از حضرت فاطمه علیهاالسلامیکی از یاران امام جواد علیه السلام می گوید: به حضرت عرض کردم: تصمیم گرفته بودم به نیابت از شما و پدرتان طواف کنم. ولی به من گفتند: به نیابت از اوصیا طواف نمی کنند. حضرت فرمود: هر چه می توانی طواف کن، جایز است. سه سال بعد دوباره به حضرت عرض کردم: پیش تر از شما درباره طواف به نیابت شما و پدرتان اجازه گرفتم و طواف بسیار کردم. سپس چیزی بر دلم افتاد و به آن عمل کردم. پرسید: چه بود؟ گفتم: یک روز از جانب رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم طواف کردم. حضرت سه بار فرمود: درود خدا بر پیامبر. سپس روز دوم به نیابت از امیرمؤمنان علی علیه السلام ، روز سوم امام حسن علیه السلام ، روز چهارم امام حسین علیه السلام تا روز نهم به نیابت از پدرت علی بن موسی الرضا علیه السلام و روز دهم به نیابت از شما سَرورم. اینان کسانی اند که به ولایتشان معتقدم. حضرت فرمود: در این صورت به دینی معتقدی که خدا، جز آن را از بندگانش نمی پذیرد. عرض کردم: گاهی هم از سوی مادرتان حضرت فاطمه علیهاالسلام طواف کرده ام. گاهی هم نه. حضرت فرمود: این را بیشتر انجام بده. این برترین کاری است که انجام می دهی، ان شاء اللّه. زیارت روزانهقلب امام نهم حضرت جواد علیه السلام از مهر و محبت مادرش حضرت زهرا علیهاالسلام لبریز بود. آن حضرت هر روز ظهر در مدینه به مسجد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می رفت و بر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم درود می فرستاد و مشام جان خویش را از یاد جد بزرگوارش معطر می ساخت. سپس به سراغ خانه مادرش فاطمه زهرا علیهاالسلام می رفت که در همان نزدیکی قبر پیامبر بود و در نهایت ادب و احترام، ابتدا کفش ها را از پا در می آورد و آن گاه با دلی سرشار از شور و اشتیاق، وارد آن خانه کوچک و نورانی می شد و در آنجا به نماز و دعا می پرداخت. برتری حضرت زهرا علیهاالسلامیاد حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام هیچ گاه در دل مبارک حضرت جواد الائمه علیه السلام فراموش نمی شد؛ به گونه ای که در ازدواج آن حضرت، این احترام وی به مادرش و برتر دانستن او از همه زنان عالم بیشتر نمایان می شود. امام جواد علیه السلام داماد خلیفه وقت، مأمون عباسی شده بود. به این سبب در وصلت با ام فضل، دختر خلیفه، انتظار می رفت هزاران درهم و دینار مهریه دختر خلیفه شود، ولی ایشان به دلیل علاقه و احترام فراوانی که برای مادرش قائل بود، حاضر نشد مهریه همسرش بیش از پانصد درهم، مساوی مهریه حضرت زهرا علیهاالسلام تعیین گردد. از نگاه امام حسن عسکری و امام زمان(عج)حجت بر امامانپیشوایان معصوم علیهم السلام الگویی برای دیگر مردم هستند، ولی حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام با داشتن فضیلت های بیکران، حجت و الگویی برای امامان بوده است. امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: «ما حجت های خدا بر بندگان هستیم و جدّه ما حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام حجت بر ماست». امام زمان(عج) نیز در روایتی فرمود: «دختر رسول خدا علیهاالسلام برای من الگو و سرمشقی نیکوست». خطبه حضرت فاطمه علیهاالسلامخطبه در یک نگاهخطبه فدکیه حضرت زهرا علیهاالسلام آن چنان متین، منظم و فصیح است که برخی گمان کرده اند به نوشته ای از پیش طراحی شده بیشتر شبیه است تا یک سخنرانی ناگهانی. ابن ابی الحدید معتزلی، در شرح نهج البلاغه، با ذکر سندی می نویسد: عبد اللّه بن احمد از پدرش نقل می کند که در نزد زید شهید، پسر امام سجاد علیه السلام خطبه فدکیه حضرت زهرا علیهاالسلام را نقل کردم و به وی گفتم: برخی گمان می کنند این خطبه ساختگی بوده و آن را فاطمه زهرا علیهاالسلام ایراد نکرد، بلکه از آن ابی العیناء است ؛ زیرا این کلام، منظم، معیّن و یکنواخت است. زید گفت: من دیدم که بزرگان آل ابی طالب از پدرانشان آن را روایت می کنند و به فرزندان خویش یاد می دهند. بزرگان شیعه نیز آن را درس می دادند، پیش از آنکه حتی جدّ ابوالعینا پا به عرصه وجود گذارد. خطبه ای ماندگارخطبه حضرت زهرا علیهاالسلام در مسجد مدینه، از چنان عظمتی برخوردار بود که بیش از 24 نفر از شخصیت های قرن اول هجری همچون امیرمؤمنان علیه السلام ، حضرت زینب علیهاالسلام ، امام سجاد علیه السلام ، ابن عباس، جابر بن عبدالله انصاری و اَنَس بن مالک، از یاران پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم آن را نقل کرده اند. در قرن دوم نیز بزرگانی مانند امام باقر علیه السلام ، امام صادق علیه السلام ، زید پسر امام سجاد علیه السلام ، مُفَضّل، ابی نصر بَزَنْطی و دیگر یاران امامان آن را روایت کرده اند. این خطبه شریف در بیش از شصت کتاب مهم شیعه و اهل سنت آمده است و عالمانی همچون شیخ صدوق در علل الشرایع، سید بن طاووس در طرائف، طبرسی در احتجاج و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه آن را نقل کرده اند. تاکنون، افزون بر 112 جلد کتاب درباره این خطبه و محتوای آن نوشته شده است. محدث بزرگ، علامه مجلسی می نویسد: «این خطبه، از خطبه های مشهوری است که شیعه و سنی آن را با سندهای گوناگون نقل کرده اند». خطبه از نگام مقام معظم رهبریخطبه پر محتوای حضرت زهرا علیهاالسلام در مسجد مدینه، چنان عالی بود که همه بزرگان آن را ستوده اند. مقام معظم رهبری در این باره می فرماید: «آن خطبه ای که فاطمه زهرا علیهاالسلام در مسجد مدینه بعد از رحلت پیغمبر ایراد کرده است، خطبه ای است که به گفته علامه مجلسی، بزرگان، فُصَحا، بُلغا و دانشمندان باید بنشینند کلمات و عبارات این خطبه را معنا کنند. این سخن فاطمه زهرا علیهاالسلام ، مثل زیباترین و بلندترین کلمات نهج البلاغه و در حد سخنان امیرالمؤمنین علیه السلام است. [آن خطبه] با بهترین و زیباترین عبارات و زبده ترین و گزیده ترین معانی [ایراد شده است]». ستایش خداخطبه فدکیه حضرت زهرا علیهاالسلام در مسجد مدینه، دربردارنده حقایق فراوانی در توحید و معارف است. آن حضرت در بخشی از سخنان خود فرمود: «خدا را بر آنچه ارزانی داشت، سپاسگزارم و بر اندیشه نیکو که در دل نهاد، شاکرم و بر نعمت های فراگیرش ثنا می گویم. نعمت هایی که از چشمه لطفش جوشید و عطاهای فراوانی بخشید و احسانی که پیاپی پراکند. نعمت هایی که از شمار بیرون است و شکر و جبران آنها از توان افزون، و درک نهایتش نه در حد اندیشه ناموزون است. بندگان را برای فزونی نعمت ها و استمرار عطایا به شکر خویش فراخواند. برای تکمیل و فزون بخشی نعمت ها، خلایق را به کثرت ستایش واداشت. گواهی می دهم که معبودی جز او نیست و یکتایی است بی شریک. روح این گواهی، دوستی بی آلایش است که دل های مشتاقان با آن درآمیخته و آثارش در افکار پرتو افکن شده است. خدایی که دیدگان را توانایی دیدن، زبان را یارای بیان و گمان ها را قدرت بر ادراک او نیست». حکمت آفرینشحکمت آفرینش، پرسشی است که از دیرباز، اندیشمندان را به خود متوجه ساخته است. حضرت زهرا علیهاالسلام در بخشی از خطبه فدکیه به این مسئله اشاره می کند و می فرماید: «خدای متعالی، همه چیز را از هستی به نیستی درآورد و آنها را بدون وجود الگو و نمونه ای ایجاد کرد. با یَدِ قدرت خود، همه را بالندگی داد و با اراده اش، به آفرینش موجودات دست یازید؛ بی آنکه به آفرینش آنها نیازمند باشد و از این صورتگری طرفی ببندد. او می خواست حکمتش را آشکار سازد، مردم را به فرمانبرداری اش هشیار کند و بندگان را به عبودیتش رهنمون گرداند. پس آن گاه پاداش را در اطاعت و کیفر را در نافرمانی نهاد تا بندگان را از خشم و عذاب خود برهاند و به سوی بهشت و کانون رحمتش سوق دهد». دومین پایه اسلامنبوت، دومین بخش از اصول دین است. حضرت فاطمه علیهاالسلام در دومین بخش از خطبه خود در مسجد مدینه فرمود: «گواهی می دهم پدرم، بنده و فرستاده خداست. او را برگزید پیش از آنکه برای هدایت مردم بفرستد... و این در آن هنگام بود که بندگان در پسِ پرده نیستی و در پهنه بیابان عدم، سرگردان بودند... پروردگار، محمد صلی الله علیه و آله وسلم را برانگیخت تا فرمانش را کامل و حکمش را نافد کند و آنچه را مقدر ساخته بود، به انجام رساند، پیامبر دید که هر گروه آیینی را پذیرا گشته اند؛ دسته ای بر گرد آتش در طوافند و گروهی در برابر بت به عبادت مشغولند و همگان یاد خدایی را که می شناسند، از خاطر زدوده اند. پس خدا، به نور محمد صلی الله علیه و آله بساط ظلمت را برچید و دل ها را از تیرگیِ کفر رهانید و ابرهای تیره و تار را از مقابل دیدگان به یکسو فکند. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم برای هدایت مردم به پا خاست و... آنان را به آیین پابرجای اسلام رهنمون شد و به راه راست فرا خواند». قرآن در کلام فاطمه علیهاالسلامقرآن، کتاب خداست و راه رسیدن به سعادت ابدی در آن به روشنی نمایان است. زهرای مرضیّه در این باره در خطبه فدکیه، خطاب به مردم می فرماید: «شما بندگان خدا! نگاهبانان حلال و حرام، حاملان دین و احکام، امینان خداوند بر خویش و پیام آوران او به سوی امت ها هستید. حقی از سوی خداوند بر عهده دارید و پیمانی را که با او بسته اید، پذیرفته اید. آنچه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم پس ازخود در میان شما باقی گذاشته، کتاب گویایِ خداوند است که نور آن فروزان و شعاعش درخشان می باشد. قرآن کتابی است که دلایلش روشن، لطایف و دقایقش آشکار و ظواهرش نورانی است. پیروانش پرافتخارند و جهانیان بدیشان غبطه می خورند. کتابی که پیروی از آن، راهگشای رحمت الهی و شنونده اش، رستگارِ دو سراست. در پرتو آن، دلیل های روشن الهی را می توان دید و نیز تفسیر احکام و واجبات او را دریافت». بستر بیماریهنگامی که حضرت فاطمه علیهاالسلام به بستر بیماری افتاده بود، زنان مهاجر و انصار برای عیادت ایشان جمع شدند و به حضرت گفتند ای دختر رسول خدا! حالتان چگونه است؟ حضرت زهرا علیهاالسلام پس از ستایش خدا و درود بر رسولش، فرمود: «به خدا سوگند صبح کردم، در حالی که از دنیای شما بیزارم و بغض مردان شما در دلم جای گرفته است». سپس فضایل حضرت علی علیه السلام را بازگو کرد. زنان مهاجر و انصار، گفته های حضرت زهرا علیهاالسلام را به مردان خود منتقل کردند. گروهی از آنان برای عذر خواهی نزد حضرت آمدند، ولی فاطمه علیهاالسلام به آنان فرمود: «از من دور شوید که بعد از عذر خواهی غیر صادقانه شما، دیگر عذری باقی نمانده است و پس از این تقصیر و [گناه [شما، امری کارساز نیست.» دعاهای فاطمه زهرا علیهاالسلامدعای روز سوم هر ماهحضرت زهرا علیهاالسلام در روز سوم هر ماه، خدای متعالی را این چنین ستایش می کرد: «پاک و منزه است کسی که با نیرو و قدرت، جهان را منّور ساخت. پاک و منزه است کسی که در آسمان های هفتگانه مستور شده است و از این رو چشمی او را نمی بیند. پاک و منزه است کسی که بندگان را با مرگ ذلیل ساخت و با زندگی جاویدان، خود را عزیز و گرامی نمود. پاک و منزه است کسی که جاودان است و هر چیز جز او فانی می گردد. پاک و منزه است کسی که ثنا و ستایش را ویژه خود قرار داده واز آن خشنود شده است. پاک و منزه است خداوند زنده دانا، پاک و منزه است خداوند بردبار و بزرگوار. پاک و منزه است خداوند قدرتمند و مقدس، پاک و منزه است خداوند برتر والا. پاک و منزه است خداوند و حمد و ستایش مخصوص اوست». برای اخلاق نیکوحضرت زهرا علیهاالسلام با خواندن دعای زیر، در به دست آوردن اخلاق نیکو و کارهای پسندیده کوشا بود: «پروردگارا! به حق آنکه غیب ها را می دانی و بر تمامی موجودات توانایی، مرا زنده بدار تا آن هنگام که می دانی زندگی برایم نیکوست، و بمیران تا آن زمان که خیر و نیکی ام را در مرگم می دانی. خداوندا! اخلاص و ترس از خودت را در هنگام خشنودی و غضب و میانه روی را در زمان بی نیازی و فقر از تو خواستارم. از تو نعمتی را می خواهم که پایانی ندارد. بارالها! خشنودی به قضا و حکم تو را می خواهم و زندگی نیکو بعد از مرگ را از تو درخواست می کنم. نیز شوق ملاقات تو را، بدون آنکه پریشان حالی و رنجی در آن باشد خواستارم. پروردگارا! ما را به زینت ایمان مزیّن فرما و هدایتگرانی قرار ده که مشمول هدایت تو قرار گرفته باشیم». خیر جامع دنیا و آخرتحضرت زهرا علیهاالسلام درخواست های جامع خود را برای دنیا و آخرت چنین بیان می فرمود: «پروردگارا! تا آن گاه که مرا زنده می داری، به آنچه داده ای قانعم گردان و عیوبم را بپوشان و مرا سلامت دار، و آن زمان که مرا می میرانی، مرا بیامرز و مشمول رحمت خود قرار ده. بارالها! مرا بر آنچه برایم مقّدر ساخته ای به رنج نینداز و آنچه را برایم مقدّر کرده ای آسان گردان. پروردگارا! پدر و مادر و هر که بر من حقی دارد به بهترین وجه پاداش ده. خداوندا! مرا تنها در آنچه برای آن خلقم کرده ای مشغول دار. ای مهربان ترین». حاجات مهمحضرت زهرا علیهاالسلام برای برآورده شدن نیازها و کارهای مهم خود، این دعا را می خواند: «ای آنکه بر حاجت های نیازمندان قادری! ای آنکه اسرار می دانی! ای برطرف کننده مشکلِ آنان که دچار مشکل شده اند! ای گشاینده غم آنان که دچار غم و اندوهند! ای لطف کننده به پیرمرد و ای روزی دهنده طفل کوچک! ای آنکه نیازی به تفسیر ندارد! بر محمد و خاندانش درود فرست». امام زین العابدین علیه السلام درباره این دعا می گوید: پدرم در روز عاشورا به من فرمود:«فرزندم! دعایی را به تو یاد می دهم که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را از جبرئیل آموخته و به فاطمه علیهاالسلام یاد داده بود. این دعا را در وقت حاجت بخوان و نیازهای خود را در پایان آن بیان کن». دعای حضرت در تعقیب نماز ظهرr پاک و منزه است او که دارای عزّت والاست و مقامش بلند است. پاک و منزه است آنکه دارنده جلال و بزرگی است. پاک و منزه است همو که حکومت مطلق و جاوید برای اوست. حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که به سبب نعمت هایش، به شناخت او و عمل برای او و توجه به سوی او و اطاعت اوامر او موفق گردیدم. او را سپاس می گزارم که مرا منکر آیات کتابش و متحیر در برابر کارش قرار نداد. او را ستایش می کنم که مرا به دین راستین هدایت نمود و مرا چنان کرد که چیزی جز او را نپرستم. خدایا! گفتار توبه کنندگان و عمل آنان، رستگاری مجاهدان و ثواب ایشان، یقین مؤمنان و توکّل آنان، و راحتی به هنگام مرگ و در امان بودن به هنگام حسابرسی را از تو خواستارم! r خدایا! از تو می خواهم مرگ را بهترین غایبی که در انتظار او هستم و بهترین چیزی که به آن روبه رو می گردم قرار دهی. هنگام مرگ و زمانی که مرا در خود فرو می برد و آن گاه که آخرین نفس ها در سینه ام می تپد و هنگامی که جان بر لبانم می رسد و در آن حال که از دنیا می روم و در آن ساعتی که هیچ اختیاری از خود ندارم و هیچ نفع و ضرر و هیچ سختی و آسایشی را نمی توانم برای خود فراهم سازم، در آن هنگام، نسیمی از رحمت خود و بهره ای از خشنودی و رضای خود به من عطا فرمایی، و پیش از آنکه جانم را بگیری و روحم را قبض نمایی و فرشته مرگ را بر من مسلط سازی، مژده ای از کرامت خود به من ارزانی کنی؛ بشارتی که فقط تو بر آن توانایی. بشارتی که قلبم را مطئمن کند و جانم را خشنود سازد و دیدگانم را نورانی کند و چهره ام را مسرور سازد و رنگ رخسارم را درخشندگی و جانم را آرامش بخشد. مژده ای که تمام اعضای بدنم را آسوده کند. r ای آنکه درهای اجابت را به روی دعا کنندگان باز گذاشته ای و موانع اجابت را برای امیدواران بر طرف ساخته ای، ای پوشاننده کارهای زشت و ای مداوا کننده قلب های مجروح و شکسته،... ای نهایت آرزوی من درمانده و مضطر و فقیر! مرا ببخشای و از من درگذر و جانم را از عواقب خطاها پاک گردان و آمادگی نیکو را برای مرگ به من ارزانی دار. ای بخشنده ترین بخشندگان و ای منتهای آرزوی حاجتمندان! تو مولای من هستی. حال که درهای دعا و نیایش را بر من گشودی، پس درهای قبول و اجابت را به روی من مبند. به رحمت بی کرانت، مرا از آتش دوزخ نجات ده و در غرفه های بهشت ساکن گردان. مرا سعادتمند و رستگار گردان و در زندگی سلامت عطا فرما. ای آنکه فضیلت و کمال و عزت و جلالت و بزرگی از آن توست، «یا ارحم الراحمین». تعقیبات نماز عصرr پاک و منزه است او که بر آنچه در قلب می گذرد آگاهی دارد. پاک و منزه است او که شماره گناهان را می داند. پاک و منزه است همو که هیچ امری در آسمان و زمین بر او پوشیده نیست. سپاس پروردگاری را سزاست که مرا آن گونه قرار نداد که به نعمت هایش کفر بورزم و فضل او را انکار کنم.... سپاس خداوندی را سزاست که حجت و برهانش بر تمامی انسان ها، همه فرمانبرداران و گناهکاران گسترده است. اگر شخص را مورد رحمت خود قرار دهد، از جود و بخشش اوست و اگر مجازات کند، در مقابل اعمالی است که خود آن شخص انجام داده است و او بر بندگانش ستم روا نمی دارد. سپاس شایسته خداوندی است که مقامش والا و برهانش روشن است. سپاس از آن خدایی است که از هر مخلوقی که او را حقیقتا پروردگار و برخوردار از یگانگی شناخت، مستور مانده است و کسی نتوانسته حقیقت وجود او را درک کند. r خدایا! جایگاه مرا می بینی و کلام مرا می شنوی و بر کارهایم اشراف داری و بر آنچه در درون من می گذرد آگاهی، و هیچ یک از کارهایم از تو مخفی نیست. پس می دانی که نیازمند تو هستم و حاجت هایم را از تو می خواهم.... و من جز تو آمرزنده ای نمی یابم.... پروردگارا! هر چه را از سختی آن نگران هستم، آسان فرما و رنج آنچه را مرا به هراس افکنده، برطرف ساز. r خدایا! خودبینی، ریا، تکبر، تجاوز از حق، حسد، ضعف، شک، سستی، ضرر، بیماری، مکر، نیرنگ، بلاها و فساد را از چشم و گوش و تمام اندامم دور ساز و مرا به آنچه دوست می داری و تو را خشنود می سازد راهنمایی کن، ای مهربان ترین. r پروردگارا! مصیبت و گرفتاری مرا در دینم قرار مده و دنیای فانی را مهم ترین هدف و نهایت علمم نخواه. خدایا! دینم را که مهم ترین چیزم است و دنیایم را که راه به دست آوردن معاشم است و آخرتم را که سرانجامم به سوی آن است، اصلاح و نیکو گردان و زندگی ام را، راهی به سوی به دست آوردن هر خیر و برکت و مرگم را، راه رهایی از هر شر و بدی قرار ده.... بارالها! چشمانم را به رحمت تو دوخته ام و دستانم را به سوی جود و کرم تو دراز کرده ام. پس مرا محروم مکن آن گاه که از تو درخواست می کنم، و مرا عذاب منما آن هنگام که از تو طلب بخشایش دارم. تعقیب نماز مغربr حمد و سپاس خداوندی را سزاست که ستایشگران از عهده ستایش او، شمارشگران از عهده شمارش نعمت های او، و تلاش کنندگان از عهده ادای حق او برنمی آیند، و جز او معبودی نیست. او اول و آخر است. او ظاهر و باطن است. او زنده می کند و می میراند. او برتر از همه و صاحب فضل است و بقای او ابدی است. حمد مخصوص خداوندی است که عالمان، عمق علم او را درک نکرده اند، جاهلان، حلم او را اندک نشمارند و ستایشگران، به مدح او دست نمی یابند و توصیف کنندگان، در توصیف او عاجز و مخلوقات از دست یافتن به کمالات او ناتوان هستند.... سپاس خداوندی را سزاست که از رازهای نهانی آگاه است و بر آنچه بر دل ها خطور می کند داناست و راه فراری از قدرت او وجود ندارد. r پروردگارا! در حالی که به اجابتِ خواسته ام از طرف تو اطمینان دارم، حاجتم را از تو می خواهم و در حالی که می دانم سخنم را می شنوی، تو را می خوانم. پس دعایم را بشنو و امیدم را قطع مکن و مدح و ثنایم را رد منما و دعایم را بدون اجابت مگذار. به تحقیق من نیازمند رضای تو و محتاج بخشش تو هستم. حاجت هایم را از تو می خواهم و از رحمتت مأیوس نمی شوم و از غضب تو در هراسم.... خدایا! مرا مسلمان بمیران و به صالحان ملحق فرما. پرودگارا! مرا از فضل و رحمت خود محروم مکن. تعقیب نماز عشاءحمد مخصوص پروردگاری است که هر که او را یاد کند، فراموشش نمی کند و هر که او را بخواند، ناامیدش نمی سازد و هر که بر او توکل کند، او را کفایت می نماید....حمد از آن خداوندی است که بالا برنده درجات، نازل کننده آیات، گستراننده برکت ها، پوشاننده عیب ها، قبول کننده نیکی ها، بخشاینده لغزش ها، برطرف کننده رنج ها، فرو فرستنده برکات، اجابت کننده دعاها، زنده کننده مردگان و معبود همه ساکنان زمین و آسمان هاست.... خداوندا! از تو می خواهم به من یقین، هدایت، نور، علم و فهمی عنایت کنی تا به وسیله آنها احکام کتابت را برپا دارم، حلالت را روا و حرامت را ناروا دانم، واجباتت را انجام دهم و سنت پیامبرت محمد صلی الله علیه و آله را اقامه کنم. دعا برای دوستانحضرت زهرا علیهاالسلام در دعایی برای شیعیان این گونه می فرماید: «به نام خدای بخشاینده بخشایشگر. حمد به خدایی اختصاص دارد که حزن و اندوه را از ما زدود. به درستی که پروردگار ما بسیار غفور و شکرگزار است؛ کسی که از فضل و کرم خود در بهشتمان ساکن گردانید تا در آن رنجی به ما نرسد. پروردگارا! تو آرزوی من و بالاتر از آرزوی من هستی. از تو می خواهم دوستدارانم و دوستداران فرزندانم را در آتش عذاب نکنی». توسل به صدیقه طاهره علیهاالسلامزیارت حضرتزیارت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام ، در روز سوم جمادی الثانی، سالروز شهادت آن حضرت مطلوب و مناسب است. مرحوم سید بن طاووس این زیارت را برای ایشان آورده است: «سلام بر تو ای برترین بانوی جهان، سلام بر تو ای مادر حجت های الهی بر مردم و سلام بر تو ای ستمدیده ای که از حق او جلوگیری کردند. خدایا! بر بنده ات و دختر پیامبرت و همسر وصی پیامبرت درود فرست ؛ درودی که منزلت و مقامی به او دهد، برتر از منزلت بندگان گرامی ات از اهل آسمان ها و زمین». صلوات بر فاطمه علیهاالسلامیکی از یاران امام حسن عسکری علیه السلام می گوید: از آن حضرت خواستم چگونگی صلوات بر پیامبر و اوصیای آن بزرگوار را بر من بیاموزد. حضرت در بخش صلوات بر فاطمه علیهاالسلام فرمود: «خدایا! بر صدیقه طاهره، فاطمه، آن بانوی پاکیزه، محبوب پیامبرت و مادر دوستان و برگزیدگانت درود فرست؛ بانویی که او را برگزیدی و بر زنان جهان برتری دادی. خدایا! انتقام او را از کسانی که به او ستم کردند و احترامش را سبک شمردند بگیر و خونخواه فرزندانش باش. خدایا! چنان که او را بدین مقام رساندی که مادر امامان راهنما و همسر پرچمدار محشر و گرامی در عالم بالا قرار دادی، بر او و بر مادرش (خدیجه) درود فرست؛ درودی که بدان آبروی محمد صلی الله علیه و آله وسلم را گرامی بداری، و دیده فرزندانش را روشن گردانی. خدایا! در این ساعت، بهترین سلام مرا به آنان برسان». سوگواری بر حضرت زهرا علیهاالسلام از نگاه عارفانعارفان و عالمان اخلاق، به سوگواری حضرت زهرا علیهاالسلام بسیار اهمیت می دهند. میرزا جواد ملکی تبریزی، استاد اخلاق امام خمینی رحمه الله در این باره می نویسد: «صحیح این است که سوم جمادی الثانی، روز شهادت سرور بانوان جهان است. پس لازم است شیعیان وفادار، این روز را از روزهای اندوه و مصیبت قرار دهند. این روز برای بستگان آن حضرت، دومین مصیبت بعد از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم بود. امیرالمؤمنین بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، هیچ روزی را مصیبت بارتر و ناگوارتر از این روز ندید. از دست دادن حضرت زهرا علیهاالسلام برای امیرالمؤمنین به اندازه ای سخت بود که بر او گریه می کرد و از جدایی آن حضرت شکایت می نمود و می فرمود: «جان من در میان آه زندانی است. کاش جانم با آه و اندوه ها خارج می گردید. بعد از تو خیری در زندگی نیست و گریه ام از ترس این است که زندگی ام طولانی شود». عالمان اخلاق و عزاداری برای حضرتمرحوم میرزا جواد ملکی تبریزی از اساتید بزرگ اخلاق می نویسد: حضرت زهرا علیهاالسلام ، محبوب و یگانه پدرش رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم بود و پیامبر طوری با او رفتار می کرد که با هیچ کس چنین رفتاری را نداشت و می فرمود: «فاطمه پاره تن من است». شیعیان در اظهار حزن و اندوه و اقامه مجالس سوگواری در روز وفات آن حضرت و ذکر مصیبت های او باید امیرالمومنین را سرمشق خود قرار دهند. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمود:«از دست دادن فاطمه بعد از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، دلیل بر این است که هیچ دوستی جاویدان نمی ماند و بعد از فقدان آنان، زندگی چگونه گوارا خواهد بود. قسم یاد می کنم که این چیزی است که اصلاً امکان ندارد. انسان می خواهد دوستش نمیرد، ولی این محال است». این مطلب ساده ای نیست که کسی مانند امام علی علیه السلام چنین سخنانی بگوید. عقل از درک این کلمات ناتوان است و این عبارات، عظمت مقام زهرا علیهاالسلام و فضل او را نزد خدا می رساند. اگر فضیلت فاطمه در بالاترین درجه ای نبود که جزع نمودن برای او کار نیکویی بود، به هیچ وجه این جزع فراوان از امیرمؤمنان علیه السلام دیده نمی شد. آزادی از اسارتآیت الله میرزا محمد رضا فقیه کرمانی از بزرگان شیعه، زمانی از مرحوم سید یحیی واعظ یزدی برای تبلیغ و مبارزه با منحرفان کرمان دعوت کرد و سید یحیی مردم را به انحراف آنان متوجه ساخت، منحرفان تصمیم به قتل سید یحیی گرفتند و ایشان را به باغی در خارج از شهر بردند. سید در باغ احساس خطر کرد و دید کسی هم از وضع او باخبر نیست. توسلی به حضرت زهرا علیهاالسلام کرد و نماز استغاثه آن حضرت را خواند. ناگهان صدای تکبیر و فریاد مسلمان ها بلند شد. باغ را محاصره و سید را آزاد کردند و با احترام به همراه میرزا محمد کرمانی به شهر آوردند. بعد از جریان معلوم شد که حضرت فاطمه علیهاالسلام در خواب مرحوم کرمانی آمده و برای فرزندش تقاضای کمک کرده است. گشودن قفلیکی از بزرگان می گوید: در اوقات تحصیل در نجف اشرف، روزی در ماه مبارک رمضان افطاری تهیه دیدم و در حجره را قفل کردم و رفتم و که پس از نماز مغرب و عشا باز گردم. نماز را خواندم و به مدرسه بازگشتم. خواستم در حجره را باز کنم، دیدم کلید در جیبم نیست. هر چه جست وجو کردم، کلید را نیافتم. به واسطه شدت گرسنگی و نیافتن کلید، سخت ناراحت بودم. از مدرسه بیرون آمدم و متحیرانه در مسیر خود تا حرم قدم می زدم. ناگاه مرحوم سید مرتضی کشمیری را دیدم. علت ناراحتی ام را پرسید، مطلب را گفتم. با من به مدرسه آمد و فرمود: می گویند نام مادر موسی را اگر کسی بداند و به قفل بسته بخواند، آن قفل باز می شود، آیا جدّه ما، فاطمه علیهاالسلام کمتر از اوست؟ پس دست در قفل نهاد و فرمود: یا فاطمه الزهرا علیهاالسلام ، ناگهان دیدم قفل باز شد. سوز امین ولایتیکی از ویژگی های علامه امینی رحمه الله نویسنده کتاب ارزشمند الغدیر، محبت و ارادت کامل او به محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم بود. گریه ها و ناله های علامه در رثای اهل بیت علیهم السلام ، همگان را دگرگون می کرد. این حالت هنگامی بیشتر اوج می گرفت که از مصیبت فاطمه زهرا علیهاالسلام یاد می شد. در این حال چهره اش سرخ و گونه هایش افروخته می گشت. یکی از همراهانش می گوید: «علامه امینی رحمه الله در ایام عاشورا و فاطمیه، حالش متغیر می شد و با صدای بلند می گریست. کمتر کسی را دیدم که این گونه بگرید». تضمین حضرت زهرا علیهاالسلاممردان الهی که در مسیر خودسازی و تهذیب نفس گام برداشته اند و از طوبای برکت سلامت نفس و آرامش درون برخوردارند، بیماری را نیز برای خود خیر و نیکی می بینند. استاد بزرگ اخلاق، مرحوم آیت الله سید رضا بهاءالدینی رحمه الله که در اواخر عمر شریف خود از ناحیه پا در سختی و رنج به سر می برد، می فرمود: «چه خوب شد مریض شدم. این مریضی برای ما خیر بسیاری داشت.» آری، از جمله خیرات، تضمین حضرت زهرا علیهاالسلام بود. ایشان روزی فرموده بود: «اوایل نگران بودم که نکند خانواده برای بنده به زحمت بیفتد، ولی چندین نوبت مادرم حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: نگران نباش، باید صبر کنی، ما مواظب تو هستیم. فهمیدم که سختی و ناراحتی در پیش است و باید صبر کنم». دهه فاطمیهعالمانی که به راستی به درجات بالای علمی رسیده اند، خود معترف بودند که همه را به برکت عنایت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و اهل بیت او دارند. مفسر و فیلسوف معاصر، علامه طباطبایی می فرمود: «هر چه داریم از اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم داریم و همه آبروی خود را از محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم کسب کرده ایم.» آن عالم بزرگ به سبب محبت فراون به حضرت زهرا علیهاالسلام و عرض ادب به محضر آن حضرت، هر ساله ایام فاطمیه، ده روز در خانه اش اقامه عزا می کرد و همه بستگان و اعضای خانواده، حتی آنهایی که در شهرهای دیگر سکونت داشتند، مقید بودند در مجلس شرکت کنند. علامه معمولاً به تهران که می رفت، کمتر دید و بازدید می کرد، ولی وقتی می گفتند در همسایگی یا فلان محل، مجلس روضه و توسل به حضرت زهرا علیهاالسلام است، فوری در آن حاضر می شد. یا فاطمة اغیثینییکی از رزمندگان می گوید: در یک عملیات مهم و شبانه بر ضد دشمن بعثی، هنگام پیشروی، به میدان مین برخوردیم، این برخورد برای ما ناگهانی بود. شرایط بسیار سخت و جانکاه بود. بنا شد بچه ها داوطلبانه روی مین ها بروند. فرمانده ما که هر چه از خوبی ها و دلاوری ها و ایمان و عشقش به فاطمه زهرا علیهاالسلام بگویم، کم گفته ام، گفت: «بچه ها چند دقیقه ای صبر کنید، شاید راه دیگری هم باشد». او این را گفت و دو رکعت نماز خواند. دوستان او همه می دانستند که نماز توسل به فاطمه زهرا علیهاالسلام می خواند. پس از نماز سر بر مهر گذاشت و «یا فاطمه اغیثینی» گفت و با حالتی پر سوز حضرت فاطمه علیهاالسلام را به کمک طلبید. شبی فراموش نشدنی بود. هر کدام از بچه ها را که می دیدی، در گوشه ای اشک می ریخت و دعا می کرد. او آن چنان غرق در توسل بود که حضور هیچ کس را احساس نمی کرد. به دلمان افتاده بود خبری می شود. ناگهان سر از سجده برداشت و فریاد زد: «بچه ها بیایید، بی بی راه را نشان داد، بی بی راه را نشان داد». حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام از نگاه حضرت امام خمینی رحمه اللهسیره عملی امام در سوگواری بر حضرت زهرا علیهاالسلامحضرت امام خمینی رحمه الله از همان ایام جوانی، به حضرت زهرا علیهاالسلام علاقه ای خاص نشان می دادند و سه روز در فاطمیه دوم برای جدّه شان مجلس روضه می گرفتند. ایشان به ذکر مصیبت فاطمه زهرا علیهاالسلام حساسیت ویژه ای داشتند و هنگامی که از حضرت زهرا علیهاالسلام و سید الشهداء نام برده می شد، بیش از همه گریان می شدند. یکی از شاگردان امام می گوید: «ایشان در مدتی که در نجف اشرف بودند، در تمام شب های شهادت معصومان علیهم السلام در منزلشان ذکر مصیبت داشتند و به مناسبت شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام این برنامه سه شب ادامه داشت. گریه کردن و اشک ریختن امام بدون استثنا در همه این جلسات وجود داشت». حقیقت ناشناختهعظمت و منزلت حضرت زهرا علیهاالسلام تا به حال موضوع بسیاری از گفته ها و نوشته ها قرار گرفته است، ولی کمتر بیانی است که به پایه سخنان والا و پر ارج ذرّیه زهرا علیهاالسلام ، امام خمینی رحمه الله برسد. حتی می توان گفت در میان تمام سخنان ژرف و فرموده های حکمت آموز حضرت امام راحل رحمه الله نیر کمتر سخنی است که بر ژرفنای بیان ایشان درباره صدیقه طاهره نزدیک شده باشد. ایشان درباره حضرت زهرا علیهاالسلام می فرماید: «او حرکت معنوی خود را با قدرت الهی، با دست غیبی و با تربیت رسول الله شروع، و تمامی مراحل معنوی را طی کرده است تا به مرتبه ای رسیده که دست همه از او کوتاه گشته است». مقام رفیع فاطمه علیهاالسلامعارف مهربان جماران، حضرت امام خمینی رحمه الله به هنگام سخن گفتن از مقام والای فاطمه زهرا علیهاالسلام ، در آسمان معرفت آن حضرت بسیار اوج می گرفت. با این حال، همواره معترف بود که اندیشه و زبان بشری، از فهم و بیان حتی گوشه ای از مقام والای معنوی آن حضرت ناتوان است. ایشان می فرماید: «من راجع به حضرت صدیقه خودم را قاصر می دانم که ذکری بکنم». ایشان در جای دیگری درباره مقام بلند آن حضرت می فرماید: «زنی که هر کسی با بینشی، درباره او گفتاری دارد و با این حال کسی از عهده ستایش او برنیامده است ؛ چرا که احادیثی که از خاندان وحی رسیده، به اندازه فهم مستمعان بوده است. دریا را در کوزه ای نتوان گنجاند و دیگران هر چه گفته اند، به مقدار فهم خودشان بوده است، نه به اندازه مرتبت او. پس بهتر آنکه از این وادی شگفت درگذریم». الگویی جاودانهحضرت زهرا علیهاالسلام نه تنها برای زنان، بلکه برای همه عالم اسوه ای حسنه است. امام خمینی رحمه الله می فرماید: «الگو، حضرت زهراست.ما باید از این خاندان سرمشق بگیریم، بانوان ما از بانوانشان و مردان ما از مردانشان، بلکه همه ما، از همه آنها. آنها زندگی خودشان را برای طرفداری از مظلومان و احیای سنت الهی وقف کردند. ما باید تبعیت کنیم و زندگی خود را برای آنها قرار دهیم. کسی که تاریخ اسلام را می داند، می داند که هر یک از این خاندان در مقابل کسانی که می خواستند مستضعفان را از بین ببرند، قیام کردند». حضرت امام در سفارشی ارزشمند به بانوان چنین فرمود: «در تهذیب اخلاق خود و وادار کردن دوستانتان به تهذیب اخلاق کوشش کنید؛... آن طوری که حضرت زهرا علیهاالسلام بود. همه باید به او اقتدا کنیم و همه باید دستورمان را از اسلام به وسیله او و فرزندان او بگیریم. همان طوری که او بوده است، باشید و در علم و تقوا کوشش کنید». ویژگی خاص فاطمه علیهاالسلامامام صادق علیه السلام در روایتی می فرماید: «بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم حضرت زهرا علیهاالسلام بسیار اندوهگین و بی تاب بود. از این رو، جبرئیل هر روز تا هنگام شهادتش به نزد او می آمد و او را تسلی می داد و آن حضرت را از جایگاه پیغمبر و آنچه بر فرزندان او خواهد گذشت و اخبار آینده، باخبر می کرد و حضرت علی علیه السلام آنها را در صحیفه ای به نام مصحف فاطمه علیهاالسلام می نوشت». حضرت امام خمینی رحمه الله با ذکر این روایت می فرماید: «گمان ندارم غیر از طبقه اول از انبیای عظام، درباره کسی این طور وارد شده باشد.... مسئله فرود آمدن جبرئیل، یک مسئله ساده ای نیست. خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی امکان دارد بیاید. یک تناسب کامل بین روح آن کسی که جبرئیل بر او وارد می شود و مقام جبرئیل که روح اعظم است لازم است.....من این شرافت و فضیلت را از همه فضایل عظیمی که برای حضرت زهرا ذکر کرده اند، بالاتر می دانم... این فضیلت از مختصات حضرت صدیقه است». خورشید تابانحضرت زهرا علیهاالسلام با کمالات معنوی بی نظیر و اخلاق نیکو و منش و رفتار پسندیده خود، گوی سبقت را از همگان ربود و با ویژگی های ارزشمند خویش، جاهلیت عرب را به انزوا کشید. حضرت زهرا علیهاالسلام زنی بود که به فرموده امام خمینی رحمه الله ، افتخار خاندان وحی است و چون خورشیدی بر تارک اسلام عزیز می درخشد؛ زنی که فضایل او، هم طراز فضایل بی نهایت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و خاندان عصمت و طهارت بود. صحیفه فاطمیه، افتخار شیعیانحضرت امام خمینی رحمه الله در وصیت نامه خود، مصحف حضرت زهرا علیهاالسلام را از افتخارات شیعه معرفی می کند و چنین می نویسد: «ما مفتخریم که ادعیه حیات بخش که آن را قرآن صاعد می خوانند، از ائمه معصومین ماست. مناجات شعبانیه امامان و دعای عرفه حسین بن علی و صحیفه سجادیه، این زبور آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم و صحیفه فاطمیه که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است، از ماست». برترین تعقیبات نمازحضرت امام خمینی رحمه الله تسبیحات حضرت زهرا علیهاالسلام را از برترین تعقیبات نماز می دانست. ایشان در کتاب آداب الصلاة می نویسد: «از جمله تعقیبات شریفه، تسبیحات صدیقه طاهره است که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به آن معظّمه تعلیم فرمود و آن افضل تعقیبات است. در حدیث است که اگر چیزی افضل از آن بود، رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم آن را به فاطمه علیهاالسلام می آموخت». فرزندان معنوی کوثردر نگاه حضرت امام خمینی رحمه الله ، شهیدان انقلاب اسلامی، فرزندان معنوی حضرت زهرا علیهاالسلام هستند. ایشان در پیامی چنین می نویسد: «قلم و بیان من عاجز است که... از حماسه ها، رشادت ها، خیرات و برکات فرزندان معنوی کوثر، حضرت فاطمه علیهاالسلام سخن بگوید که همه این ها از هنر اسلام و اهل بیت و از برکات پیروی امام عاشورا سرچشمه گرفته است». حضرت زهرا علیهاالسلام از نگاه مقام معظم رهبریr بعد از مقامات معنوی و مراتب روحانی فاطمه زهرا علیهاالسلام ـ که ما قادر نیستیم آنها را درست بفهمیم ـ خصوصیت عملی آن بزرگوار این بود که در همه شرایط، تسلیم محض حکم الهی و راه خدا بود. همین تسلیم محض بود که در طول تاریخ اسلام، از این بزرگوار یک مجاهد بی نظیر و یک پرچم مظلومیت و حقانیت به وجود آورد. تا امروز هم این پرچم برافراشته است و روز به روز مکانت آن موجود عالی قدر ـ که در بحبوحه جوانی، در عالی ترین مراتب فداکاری قدم گذاشت ـ افزوده شده و حقیقتاً مصداق «انا اعطیناک الکوثر»بوده است؛ همچنان که در روایات هست. r فاطمه زهرا علیهاالسلام ، دختر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، معمای ناگشوده ذهن بشر و معارف بشری است.... وقتی به صف اولیا نگاه می کنید، قله هایی وجود دارد که نسبت آن قله ها به بقیه انسان های بزرگ عالم معنا، یک نسبت غیر قابل تصور و فوق العاده عظیمی است... و یکی از اینها، فاطمه زهرا علیهاالسلام است. او را فقط با پیامبر و امیرمؤمنین می شود مقایسه کرد. r در مقام تنزل وجود، آنجایی که عظمت های ملکوتی به واقعیت های عالم جسم و مُلک می پیوندد و این قالب های بشری، حاصل آن معنویت ها و روح ها می شود، آن وقت هر حرکت و اشاره و هر حرف از زبان آنها، یک سرمشق نورانی می شود. این کافی نیست که ما بدانیم فاطمه زهرا علیهاالسلام در چه اوجی و با چه عظمتی در این عالَم بوده و در عالَم معنا و ملکوت خواهد بود. البته دانستنش برای ما یک معرفت است و اگر معرفت روشنی گیر کسی بیاید، خیلی قیمت دارد.... آن مقداری که ما درک می کنیم و می فهمیم، باید برای ما سرمشق حرکت و عمل باشد. باید هر حرف و کلمه و اشاره ای در زندگی این بزرگوار، برای ما یک سرمشق باشد. به محبت دورا دور و احساس محبت اکتفا نکنیم؛ این احساس را در زندگی پیاده نماییم. r اگر الگوی زن امروز زینب علیهاالسلام و فاطمه زهرا علیهاالسلام باشد، کارش عبارت است از فهم درست، هوشیاری در درک موقعیت ها و انتخاب بهترین کارها، ولو با فداکاری و ایستادن پای همه چیز برای انجام تکلیف بزرگی که خدا بر دوش انسان ها گذاشته است، همراه باشد. r روز سوم جمادی الثانی، شهادت سیده زنان عالم، فاطمه زهرا علیهاالسلام است. من ازملت ایران درخواست می کنم که در این روز، مغازه ها و محل کسبشان را تعطیل کنند و به فاطمه زهرا علیهاالسلام احترام بگذارند. ان شاء الله این روز را تعطیل کنید تا بتوانیم از برکات فاطمه زهرا علیهاالسلام بهره مند شویم. r خداوند با توجه به معرفت، خلوص، صبر و فداکاری حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام ، آن حضرت را مرکز فیوضات خود قرار داده است. ما که خود را محّب آن بانوی بزرگ اسلام می دانیم، باید در اطاعت، عبادت و جهاد، رهرو آن حضرت باشیم. ما محبت به آن حضرت را باید در عمل خود نشان دهیم. r سعی کنید پیروان صادق حضرت فاطمه علیهاالسلام باشید. r مادران ما اگر بخواهند پیروان صادق فاطمه علیهاالسلام باشند، باید در دامان خویش، یاران حسین علیه السلام و زینب علیهاالسلام را بپرورانند. r عمده ترین رمز بقای اسلام، از طریق اولاد زهرا علیهاالسلام باقی ماند. r خودسازی و تأثیر سازنده در محیط زندگی انسان ها، راهی است که فاطمه زهرا علیهاالسلام پیمود و ما نیز به عنوان پیروان آن حضرت باید در همین راه حرکت کنیم. r تا دنیا دنیاست، خورشید درخشان زهرای اطهر علیهاالسلام خواهد درخشید. r فاطمه زهرا علیهاالسلام فرشته نجات انسان ها در طول تاریخ است. جلوه های عرفانی و اخلاقی حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام مقام معنوی زهرا علیهاالسلامجبرئیل از رسول الله صلی الله علیه و آله خواست سلام الهی را به فاطمه علیهاالسلام برساند. حضرت زهرا علیهاالسلام در جواب سلام الهی فرمود: «خداوند خود، سلام است و سلام از اوست و به سوی اوست». یکی از عارفان در توضیح این عبارت حضرت چنین می گوید: با دقت در این سه جمله، می توان به شناخت والای آن حضرت در مورد حق تعالی پی برد؛ زیرا تا کسی به فنای خود راه نیافته و شهود توحیدی نداشته باشد، ممکن نیست مبادرت به این گونه جواب کند. از این رو، صدور این گونه کلمات، جز از معصوم ممکن نیست. فاطمه علیهاالسلام لیلة القدر است علامه حسن زاده آملی درباره کمالات حضرت زهرا علیهاالسلام می نویسد: امام صادق علیه السلام فرمود: «حضرت فاطمه علیهاالسلام لیلة القدر است». حدیث در تفسیر فرات کوفی ضمن سوره قدر روایت شده است. انسان نخستین بار از این حدیث به این مطلب منتقل می شود که قرآن در شب قدر نازل شده است و انسان کامل قرآن ناطق است، و حضرت فاطمه علیهاالسلام مادر یازده قرآن ناطق است. آن حضرت باید بدین مناسبت لیلة القدر باشد. علامه در جای دیگر می نویسد: حضرت فاطمه علیهاالسلام همان گونه که لیله القدر...است، اسمی از اسمای حُسنی و کلمه ای از کلمات عُلیای الهی است که خدای سبحان فرمود: «و لِلّه الاَْسْماءُ الْحُسْنی فَادْعُوُه بها» و حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: «قسم به خدا، ما آن اسمای حسنای الهی هستیم که خدا عملی را از بندگانش بدون معرفت ما نمی پذیرد». آثار بی اعتنایی به نمازحضرت زهرا علیهاالسلام از پیغمبر پرسید: ای پدر! کسانی که نمازشان را سبک می شمارند، چه جزایی دارند؟ پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «خداوند آنان را به پانزده خصلت مبتلا می کند: شش خصلت در دنیا: اینکه خدا برکت را از عمر و روزی اش برمی دارد؛ سیمای صالحان را از چهره اش می زداید؛ به هر عملی که انجام می دهد پاداشی داده نمی شود؛ دعایش به آسمان نمی رود و مستجاب نمی شود؛ و برای او در دعای نیکان نصیبی نیست. سه خصلت هنگام مرگ: خوار، گرسنه و تشنه می میرد. سه خصلت در قبر: خداوند فرشته ای می گمارد تا او را در گورش آشفته سازد؛ قبرش را بر او تنگ می کند؛ و آنجا برایش تاریک است. سه خصلت در قیامت: خدا فرشته ای می گمارد تا او را با صورت به روی زمین بکشد، در حالی که مردم به او می نگرند؛ بازخواست سختی می شود؛ و خدا به او نظر نمی کند و پاکش نمی سازد و عذابی دردناک دارد». بندگی شایستهاعمال عبادی انسان فقط ثواب های فردی ندارد، بلکه در زندگی روزمره او نیز تأثیر می گذارد. حضرت زهرا علیهاالسلام درباره اثر اخلاقی نماز فرمود: «خداوند نماز را برای دور کردن (انسان ها) از کبر و خودبرتربینی واجب کرد».آن حضرت در روایت دیگری فرمود: «هر کس خالص ترین عبادت هایش را به خدا تقدیم دارد، خدای متعالی نیز برترین مصلحت ها را بر او فرو می فرستد». نماز فاطمه علیهاالسلامنماز، مهم ترین جایگاهی است که عاشقان خدا هنگام اقامه آن، از هر چه غیر خداست دل می کَنند و با معبود خویش به مناجات می پردازند. حضرت زهرا علیهاالسلام که قلبش از محبت الهی لبریز بود، نفس هایش در نماز از ترس خدای متعالی به شماره می افتاد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نیز درباره آن حضرت فرمود: «دخترم فاطمه سرور زنان جهان از آغاز تا پایان است. هرگاه در محرابش در پیشگاه پروردگار بزرگ و شکوهمندش می ایستد، نورش برای فرشتگان آسمان جلوه می نماید. به فرشتگانش می گوید: ای فرشتگان من! به فاطمه بنگرید که در پیشگاه من ایستاده و از ترس من عضلاتش می لرزد و با دلش به عبادت من روی آورده است. شما را گواه می گیرم که پیروانش را از آتش ایمن ساختم». زیارت شهدازیارت قبور شهیدان، از مستحباتی است که بدان بسیار سفارش شده است؛ زیرا این کار باعث زنده نگه داشتن یاد آن عزیزان می شود. حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام به این مسئله اهتمام فراوان داشت. امام صادق علیه السلام فرمود: «حضرت فاطمه علیهاالسلام پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله ... هرگز خوشحال و خندان دیده نشد. او در هر هفته دو بار، در روزهای دوشنبه و پنجشنبه به زیارت قبور شهدا می رفت و می گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم این طرف بود و مشرکان آن طرف بودند». امام صادق علیه السلام در روایتی دیگر می فرماید: «حضرت فاطمه علیهاالسلام در کنار قبور شهیدان دعا می کرد و نماز می خواند تا اینکه از دنیا رفت». آن حضرت همچنین نزد قبر عموی پیامبر حمزه سید الشهداء می رفت و برای او رحمت و آمرزش می طلبید. مصیبت های حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلامفراق مادرشاید هیچ کدام از حوادث ناگوار کودکی حضرت زهرا علیهاالسلام ، به اندازه مرگ مادر برای آن حضرت غم انگیز نبود. او در فراق مادر چنان می سوخت و غمگین بود که خدا برای آرامش قلب کوچکش پیام تسلیت فرستاد. فاطمه علیهاالسلام دامان پدر را می گرفت و دور او می گشت و می پرسید: ای رسول خدا! مادرم کجاست؟ و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به وی پاسخی نمی داد تا اینکه جبرئیل آمد و عرض کرد: «یا رسول الله! پروردگارت امر می کند سلامش را به فاطمه برسانی و به او بگویی مادرش خدیجه اکنون در بهشت زیبا و پر طراوات خداست و همراه آسیه و مریم است». سپس فاطمه زهرا علیهاالسلام فرمود: «پروردگار عالم منبع رحمت است و رحمت از اوست و همه رحمت ها به او برمی گردد». روزهای سیاهبه راستی مصیبت های حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ، فراتر از آن است که قابل توصیف باشد. خود آن حضرت، مصیبت هایش را در قالب شعری هنگام زیارت قبر پدرش پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم این گونه می فرمود: «چه خواهد شد اگر کسی که بوی تربت احمد به مشام او رسیده است، هرگز، بوی مُشک و عنبر به مشامش نرسد. مصیبت هایی که بر من وارد شد، اگر بر روزها وارد می شد، به شب بدل می گشت». در عزای پدرفضّه، خادمه وفادار حضرت زهرا علیهاالسلام می گوید: هنگامی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم رحلت فرمود و حوادث پس از آن رخ داد، حضرت فاطمه علیهاالسلام هفت روز بر آن حضرت گریست و سپس روز هشتم نزدیک قبر ایشان آمد و ندا داد: «ای پدر! به راستی که اندوه من بر تو تازه شده. به خدا قسم دلم عاشق و مشتاق توست و به هیچ وجه از تو روی برنمی گرداند. هر روز اندوه هایم افزون می گردد و افسردگی و شکستگی ام از غم تو هرگز از من جدا نمی شود. به راستی هر کس با تو انس یافته، اگر در فراغت صبر و شکیبایی کند، واقعا سخت دل است. ای پدر! به واسطه رحلت تو، انوار دنیا از بین رفت و شکوفایی و زیبایی آن، که به حُسن تو شکوفا بود، افسرده شد و روزهای دنیا تیره گردید. پدر جان! تا ملاقات تو پیوسته بر تو عزادار خواهم ماند». دو رکن علی علیه السلامامام صادق علیه السلام به نقل از پدر بزرگوارش فرمود: جابر بن عبدالله انصاری گفت: شنیدم که رسول الله صلی الله علیه و آله سه روز قبل از رحلتش به علی بن ابی طالب علیه السلام فرمود: «سلام بر تو ای پدر دو ریحانه [و دو گل خوشبوی من]. تو را در مورد آن دو سفارش می کنم. به زودی دو رکن و پایه تو فرو می ریزند و بعد از من، خداوند جانشین من است،] و اگر من نیستم، خداوند هست]». هنگامی که رسول الله از دنیا رفت علی علیه السلام فرمود: این یکی از دو رکنی بود که رسول خدا خبر داده بود و وقتی حضرت زهرا علیهاالسلام از دنیا رفت. فرمود: این رُکن دومی است که رسول الله صلی الله علیه و آله خبر داد. آخرین سخنان فاطمه علیهاالسلامحضرت زهرا علیهاالسلام در حال احتضار فرمود: سلام بر جبرئیل، سلام بر رسول خدا، خداوندا! مرا با پیامبرت قرار ده. خداوندا! مرا در رضوان و همسایگی و خانه ات که دارالسلام و ایمنی مطلق است قرار ده. سپس فرمود: آیا می بینید آنچه من می بینم؟ عرض شد چه می بینید؟ فرمود: این جمعیت های آسمان ها و این جبرئیل و این رسول خداست که می گوید: ای دختر عزیزم! بیا. آنچه در پیش روی توست، برایت بهتر است. هاتف آسمانیبه راستی سخت ترین لحظات عمر امام علی علیه السلام وداع با فاطمه علیهاالسلام بود. آن حضرت آخرین دقایق را این گونه توصیف می کند: هنگامی که فاطمه را غسل دادم و کفن کردم، صدا زدم: ای ام کلثوم! ای زینب! ای فضّه! ای حسن! ای حسین! بیایید و با مادرتان وداع کنید که این زمان، زمان جدایی است و دیگر بار در بهشت با او ملاقات خواهید کرد. پس حسن و حسین علیهماالسلام آمدند، در حالی که می گفتند: «وای! ناراحتی ما به خاطر فقدان جدّمان محمد مصطفی و مادرمان فاطمه زهرا علیهاالسلام ، هیچ گاه از بین نخواهد رفت. ای مادر! هنگامی که با جدمان ملاقات کردی، سلام ما را به او برسان و بگو ما بعد از تو در دنیا یتیم شدیم». امیرمؤمنان علیه السلام می گوید: خدا را گواه می گیرم که فاطمه علیهاالسلام دست هایش را دراز کرد و آن دو را به آرامی به سینه چسباند و گریست و ناله کرد، ولی ناگهان هاتفی از آسمان سرداد: «این دو را از روی فاطمه بردار. به خدا سوگند ملائکه آسمان ها را به گریه درآوردند...». علی علیه السلام در سوگ زهرا علیهاالسلامامام کاظم علیه السلام از پدران بزرگوارش نقل می کند: هنگامی که حضرت زهرا علیهاالسلام وفات کرد، علی بن ابن طالب علیه السلام در رثای او چنین سرود: «سرانجام هر دوستی، جدایی است، این جدایی ها در مقابل مرگ، ناچیز است. از اینکه من هر روز یاری را از دست می دهم، می توان فهمید که هیچ دوستی پایدار نخواهد بود. به زودی از یاد من رویگردان می شوی و دوستی ام را فراموش می کنی و دوست دیگری جایگزین من می شود». بوستان بهشتیدرباره محل قبر حضرت زهرا علیهاالسلام سه دیدگاه وجود دارد: 1. قبرستان بقیع؛ 2. خانه آن حضرت؛ و میان قبر و منبر رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم . امام صادق علیه السلام می فرماید: «پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «میان قبر و منبر من، باغی از باغ های بهشت است و منبر من بر دریچه ای از دریچه های بهشت قرار دارد». امام صادق علیه السلام در ادامه می افزاید: «زیرا قبر فاطمه علیهاالسلام میان قبر و منبر اوست و قبر او بوستانی از بوستان های بهشت است و دریچه ای از دریچه های بهشت به سوی آن باز می شود». محل قبریکی از بزرگان درباره محل قبر حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام می گوید: «حق این است که قبر حضرت فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در بُقْعه رسول الله و در جوار آن حضرت (میان قبر و منبر) است، و آن محلی که در بقیع به نام فاطمه علیهاالسلام شهرت دارد، قبر فاطمه بنت اسد مادر امیرمؤمنان علی علیه السلام است». سید بن طاووس در کتاب خود می نویسد: یکی از یاران امام هادی علیه السلام در نامه ای به آن حضرت چنین نوشت: اگر صلاح می دانی، مرا از محل قبر مادرت فاطمه علیهاالسلام با خبر ساز؛ آیا در طیبه (کنار قبر پیامبر) است یا همان طور که مردم می گویند در بقیع؟ حضرت در پاسخ نوشت: «او در کنار جدم رسول خداست». همچنین امیرمؤمنان علیه السلام هنگام خاکسپاری حضرت فاطمه علیهاالسلام به صورت خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم چنین فرمود: «سلام بر تو ای رسول خدا صلی الله علیه و آله ! سلام از من و از دخترت که در کنارت آرام گرفته است». این کلام امام علی علیه السلام ، بر محل قبر حضرت فاطمه علیهاالسلام اشاره دارد.

more_vert جایگاه حضرت فاطمه و مریم علیهماالسلام در آیات و روایات

ادامه مطلب

closeجایگاه حضرت فاطمه و مریم علیهماالسلام در آیات و روایات

مقدّمهخداوند متعال دارای تقدس اصیل و ذاتی است و برخی از اشخاص و اشیاء به میزان انتساب خاص به خداوند متعال و تجلی خداوند در آنها و تجلی خدایی آنها از قداست نسبی برخوردارند. از میان مردان، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و از میان زنان، فاطمه زهرا علیهاالسلام دارای بالاترین تقدس بعد از خداوند متعال می باشند. رفتار و گفتار رمزآلود پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نسبت به فاطمه زهرا علیهاالسلام و آیات قرآنی که به کنایه از آن حضرت یاد کرده و یا در شأن ایشان نازل شده و کلمات معصومین علیهم السلام به روشنی تقدس بانوی اسلام را بیان می کند. مقایسه میان حضرت زهرا علیهاالسلام و حضرت مریم(س) نیز روشن می نماید که اگر حضرت مریم(س) به خاطر صفاتی که در قرآن آمده مقدس بود، فاطمه زهرا علیهاالسلام به طریق اولی مقدس تر است. قرآن نزدیک به بیست ویژگی برای حضرت مریم بیان کرده و روایات اسلامی آنها را به نزدیک چهل ویژگی رسانده است. در قرآن، روایات و تاریخ اسلامی همین چهل ویژگی در رتبه بالاتر و شدت بیشتر برای فاطمه علیهاالسلام ثبت شده است. در مقاله حاضر، چهل ویژگی در حضرت مریم(س) طبق آیات و روایات اسلامی برشمرده شده و با بیان آیات و روایات و اقوال تاریخی نشان داده شده که آن ویژگیها در حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز وجود داشته است. بدون تردید هر گام در شناخت فاطمه زهرا علیهاالسلام گام ما را در تبعیت و الگوپذیری از آن بانوی مقدس استوارتر می سازد و خدمتی به اسلام و فاطمه زهرا علیهاالسلام می باشد که مزد آن تسهیل و تسریع در عبور از پل صراط است. متأسفانه صاحبان حقدها و کینه ها در صدر اسلام با انگیزه خنثی سازی مبارزات فاطمه زهرا علیهاالسلام در دفاع از رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامت حضرت علی علیه السلام به قداست پوشی فاطمه زهرا علیهاالسلام دست زدند. آنان نه تنها قداست فاطمه علیهاالسلام را منتشر نکردند، بلکه کتمان هم کردند. آن کینه ها در بستر جهل و تعصب در عالم اسلام جاری شد و تقدس پوشی استمرار پیدا کرد و تا آنجا پیش رفت که عقاید بدعت آمیزی مانند شرک بودن زیارت قبور و احترام مؤمن بعد از مرگ وارد اسلام شد و بسیاری از آثار مقدس اسلامی در سرزمین اسلام از میان رفت. مخاطب اصلی مقاله حاضر، نخست آن دسته از مسلمانان است که هنوز تقدس فاطمه زهرا علیهاالسلام را درک نکرده اند و ثانیا کسانی که پس از درک قداست آن بانو، مطامع سیاسی، جناحی یا هوس روشنفکرنمایی آنان باعث شده که قداست آن بانو را فراموش کنند یا قداست حضرت زهرا علیهاالسلام را به پشت پرده تعدد قرائات دین برانند. ثالثا مقاله به کسانی نظر دارد که تشنه آگاهی از جایگاه زن در آیین اسلام می باشند. جواز مقایسه میان مریم(س) و فاطمه علیهاالسلامیکی از بهترین روشهای شناخت بزرگان، مقایسه و مقارنه میان شخصیت، نظریات، رفتار و گفتار آنان و دوستان و دشمنان ایشان می باشد. امّا این سؤال مطرح است که آیا مقایسه میان حضرت مریم(س) و حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام جایز و بایسته است؟ پاسخ این سؤال مثبت است، چون در طول تاریخ به مناسبتهای مختلف معصومین علیهم السلام و اولیاء میان آن دو بانوی برگزیده مقایسه به عمل آورده اند. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله اولین شخصی است که بارها با مقایسه فاطمه علیهاالسلام با مریم(س) عظمت و برتری فاطمه علیهاالسلام بر مریم(س) را به مسلمانان، بلکه بشریت تفهیم می نمود(1). بعد از آن جناب خود حضرت زهرا است که از پدر گرامیشان سؤال می کنند: «ای پدر آیا من بهترم یا مریم؟! رسول خدا جواب می دهد: تو در میان قوم و امت اسلامی بهترین هستی و مریم در میان قوم خود»؛ «یا أبه أنا خیر أم مریم؟ فقال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : أنت فی قومک و مریم فی قومه»(2). در کلمات امام صادق علیه السلام و امام باقر علیه السلام بیشترین مقایسه میان مریم(س) و فاطمه زهرا علیهاالسلام به چشم می خورد(3). از بزرگان صدر اسلام جناب ام سلمه که در مسجد پیامبر پس از اهانت ابوبکر به دفاع از زهرا علیهاالسلام می پردازد و می فرماید: «فاطمه بهترین و برگزیده زنان و مادر جوانان اهل بهشت و عدیله و نظیر مریم است»(4). باز حسان بن ثابت که در شعر مقایسه کرده و گفته است: و ان مریم أحصنت فرجها و جائت بعیسی کبدر الدجیفقد أحصنت فاطمة بعدها و جاءت بسبطی نبی الهدی(5)دانشمندان متأخّر نیز در نثر و نظم زیاد مقایسه به عمل آورده اند که به دو نمونه اشاره می شود. مرحوم آیة اللّه محمّد حسین اصفهانی معروف به کمپانی در مدح حضرت صدیقه علیهاالسلام اشعار فراوانی دارد؛ از جمله:هی البتول الطهر و العذراء کمریم الطّهر و لا سواءاو بتول، طاهر و عذراء است؛ مانند مریم طاهره، ولی این دو یکسان نیستند(6). شاعری دیگر چنین سروده است: إن قیل حواء قلت: فاطم فخرها أو قیل مریم قلت: فاطمة افضلاگر گفته شود حوا، گویم فاطمه افتخار وی است و اگر گفته شود مریم، گویم فاطمه برتر از اوست. أفهل لحواء والد کمحمّدٍ؟ أم هل لمریم مثل فاطمة اَشْبُلُآیا حوا را پدری مانند محمّد صلی الله علیه و آله می باشد؟ و آیا برای مریم مانند فاطمه، شیربچگانی است. کلّ لها حین الولادة حالة منها عقول ذوی البصائر تذهلبرای هر یک از آنان به هنگام تولّد حالتی است که از آن حالت عقول صاحبان خرد می روند(7). جناب دکتر بی آزار شیرازی در مقاله ای میان آن دو زن به طور موجز، سیزده مورد مقایسه به عمل آورده است(8). شایستگی بیشتر فاطمه علیهاالسلام برای تقدسبیشتر اوصافی که قرآن و روایات برای حضرت مریم(س) برشمرده اند به طریق اولی در فاطمه زهرا علیهاالسلام وجود داشت که در ضمن مقایسه آن دو بانو خواهد آمد. در رفتار و گفتار شگفت و رمزآلود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در باره فاطمه زهرا علیهاالسلام پیام مهمی برای مسلمانان و جامعه بشری نهفته است. آن پیام عبارت است از اعلام بالاترین تقدس برای فاطمه علیهاالسلام و معیار قرار دادن آن حضرت در سنجش ایمان قلبی و دینداری مسلمانان. قرآن با تعبیر شگفت «نسائنا» (زنان ما) از فاطمه زهرا علیهاالسلام در آیه مباهله بیان می کند که فاطمه علیهاالسلام تجلی اوصاف نیک زنان بهشتی بوده، تقدس همه آنها در او جمع است. با این همه بسی جای تأسف است که عده ای از مسلمانان در صدر اسلام با آگاهی از تقدس آن بانو در مقابل ثمنی بخس، نه تنها قداست فاطمه زهرا علیهاالسلام را به بشریت اعلام و تثبیت نکردند، بلکه آن را کتمان نمودند. آنان برای حفظ حکومت غاصبانه مهم ترین مانع یعنی فاطمه علیهاالسلام را ترور شخصیت و شخص نمودند و از طرف دیگر برای عقده گشایی ها و بالا بردن عایشه نگذاشتند قدر آن بانوی مقدس شناخته و معهود گردد. متأسفانه آنان با آن کتمان و ترور نه تنها به اسلام جفا کردند، بلکه بر بشریت ظلم روا داشتند؛ زیرا اگر امروز فاطمه علیهاالسلام همانند مریم(س) در میان تمام مسلمانان به عنوان فاطمه مقدس مشهور و معهود بود، بالاترین نماد و دلیل مبنی بر احترام اسلام به زن در اختیار مسلمانان بود. آنان مهم ترین معیار سنجش دینداری و تقرب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را از مسلمانان گرفتند. بسی مایه تعجب است که امروز هیچ مسیحی نیست که مریم را به عنوان مقدس نشناسد و نام نبرد، امّا با کمال تأسف نگارنده با یک افسر مصری در کنار خانه کعبه در سال 1376 ملاقات و گفت و گو نمود و معلوم گردید او اصلاً فاطمه زهرا علیهاالسلام را نمی شناسد و نمی داند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چنین دختری داشته است؟! در میان پیروان مسیح نیز اختلاف و شکافی عمیق پدید آمده است. پروتستانها اختلافات فراوانی با کاتولیکها دارند و حتی میان آنها نزاعهای خونین در گرفت که هنوز ادامه دارد. لوتر به عنوان رهبر پروتستانها که با تقدس زدایی از کلیسا و کشیشها مبارزه خود را علیه کاتولیکها شروع نمود، هرگز در صدد برنیامد که تقدس حضرت مریم یا حضرت مسیح را نفی کند، بلکه در بالاترین حد به تقدس حضرت مریم اعتراف دارد و تأکید می کند. با تمام اختلافاتی که در میان مسیحیها وجود دارد روی تقدس مریم اتفاق نظر دارند، لذا چه کاتولیک و چه پروتستان در گرفتاریها ندا می دهد: ای مریم مقدس. این در حالی است که فاطمه زهرا علیهاالسلام برای مقدس بودن شایسته تر و سزاوارتر است، امّا متأسفانه برخی بعد از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله از سر غرض یا جهل بعد از غصب خلافت و خانه نشین کردن علی علیه السلام به تقدس زدایی از فاطمه علیهاالسلام اقدام کردند. تأسف آورتر اینکه امروزه برخی از روشنفکران مسلمان حتی شیعی، با تقلید از لوتر، به گمان خود به دنبال نهضت اصلاح دینی و پروتستانتیسم اسلامی هستند، امّا هرگز حد لوتر را نگه نداشته، اعتقادی به تقدس فاطمه زهرا علیهاالسلام از خود نشان نمی دهند. مقایسه فاطمه مقدس علیهاالسلام با مریم مقدس(س)1 شرافت خانوادگیمریم از خاندان ماثان از فرزندان حضرت داوود علیه السلام بود و عمران پدر مریم، بزرگ این خاندان پیش از عهد هیرودوس(9) و از خانواده نبوت و دیانت بود(10). در شرافت خانوادگی حضرت مریم همین بس که حضرت عیسی علیه السلام از پیامبران بزرگ و ولیده آن خانواده است. خداوند سوره مریم را به نام این خانواده نام نهاده و چندین بار از این خانواده سخن گفته است. در آیه «اِنَّ اللّه َ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحا وَ آلَ اِبْرَاهِیمَ وَ آلَ عِمْرَانَ عَلَی العَالَمِینَ»(11) این خانواده را یکی از چهار خانواده برگزیده معرفی کرده است. در بیان شرافت خانوادگی حضرت فاطمه نیز سخن بسیار و امری روشن برای مسلمانان است. طبق روایت امام رضا علیه السلام (12) و روایات(13) دیگر، آل ابراهیم در آیه یاد شده خانواده پیامبر اکرم از چهار خانواده برگزیده است. افزون بر اینکه بدون هیچ تردیدی خداوند در آیه تطهیر(14) از اهل بیت رسول به صراحت یاد کرده است و در سوره ابراهیم با تعبیر شجره مبارکه(15) و بیوت در آیه «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللّه ُ أَنْ تُرفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالغُدُوِّ وَ الآصَالِ»(16) به خانواده حضرت فاطمه اشاره کرده است. خداوند سوره دهر یا هل أتی را در باره اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله نازل فرموده است(17). از همه مهم تر اینکه خداوند اجر رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله را عشق به خاندان محمّد (قربی) قرار داده و فرموده است: «قُل لاَ أَسْأَ لُکُمْ عَلَیهِ اَجْرا إلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُرْبی»(18). صاحب الغدیر نُه روایت از طریق اهل سنت با اسناد آن آورده است که در آیه یاد شده مراد از قربی، اهل بیت رسول اکرم است(19). در روایات حتّی به طرق اهل سنّت آمده است که آل محمّد همان صادقون(20) در آیه شریفه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه َ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ»(21) و سابقون(22) در آیه شریفه «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ. أُولئِکَ المُقَرَّبُونَ»(23) و صراط مستقیم(24) در آیه «اِهْدِنَا الصِّرَاطَ المُسْتَقِیمَ»(25) می باشند. بدون تردید شرف هر خانواده به شرافت پدر، مادر و فرزندان است که در ادامه به بحث در این باره می پردازیم. 2 پدرعمران پدر حضرت مریم بود که قبل از تولّد حضرت مریم درگذشت(26). نام او در قرآن آمده است: «اِذ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ»(27). طبق گزارش ابن اسحاق، نسب او با چهارده واسطه به حضرت داوود علیه السلام می رسد و او را صاحب صلاه بنی اسرائیل خوانده اند(28). او از بندگان مؤمن و پاک خداوند بود. مورخان او را از روحانیون و کاهنان بزرگ زمان خود معرفی کرده اند(29)، امّا با توجّه به وحی الهی به عمران، بر طبق دلالت روایت امام صادق علیه السلام و تصریح امام باقر علیه السلام ، از پیامبران قوم خود بوده است(30). امّا پدر فاطمه زهرا علیهاالسلام محمّد بن عبد اللّه صلی الله علیه و آله ، برترین پیامبران الهی(31) و خاتم آنان بود. 3 مادرمادر حضرت مریم حنه همسر عمران از زنان عبادتگر زمان خود بود(32). خداوند متعال در قرآن از او به بزرگی یاد کرده است: «اِذ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ...»(33) حدود سی سال(34) صاحب فرزند نمی شد، تا اینکه با قلبی شکسته از خداوند درخواست نمود و آن گاه با لطف الهی(35) باردار شد. او به شکرانه این نعمت با نیّت خالص نذر نمود که فرزند عزیز خود را معتکف و خدمتگزار بیت المقدس قرار دهد: «اِنّی نَذَرتُ لَکَ مَا فِی بَطْنی مُحَرَّرا» او نذر خود را ادا کرد. شرف ایشان وقتی معلوم می شود که خداوند اعلام داشت که نذر او را به نیکی قبول کرده است: «فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ»(36). امّا مادر فاطمه زهرا علیهاالسلام حضرت خدیجه سلام اللّه علیه است. قرآن به کنایه از آن حضرت یاد می کند: «وَ وَجَدَکَ عَائِلاً فَاَغْنَی»(37). مرحوم مجلسی طبق روایات می گوید که این آیه شریفه به حضرت خدیجه اشاره دارد(38). ابن عبّاس در تفسیر این آیه می فرماید: «خداوند پیامبر را فقیر یافت و مردم می گفتند پیامبر مالی ندارد؛ پس خداوند با مال خدیجه وی را غنی و بی نیاز گرداند.»(39) در شرافت حضرت خدیجه همین بس که او اولین زنی بود که اسلام آورد و رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله را تصدیق نمود و تا آخرین لحظه در کنار رسول اکرم صلی الله علیه و آله ماند و برای ایشان کمک کار و دلسوز و مهربان بود. پیامبر فرمود: «دین اسلام به وسیله دو عامل استوار شد؛ یکی شمشیر علی علیه السلام و دیگر مال خدیجه علیهاالسلام .»(40) او تمام اموال خود را وقف اسلام و اهداف پیامبر صلی الله علیه و آله نمود. در روایات آمده است که او یکی از چهار زن برگزیده(41) و بهشت مشتاق اوست(42). او بعد از مرگ، همدم مریم و آسیه خواهد بود(43). آن حضرت این شرف را داشت که نطفه آخرین دخترش فاطمه علیهاالسلام از مائده بهشتی(44) باشد و در هنگام حزن و نگرانی نسبت به رسول اکرم صلی الله علیه و آله در زمان بارداری، فرزندش فاطمه علیهاالسلام از باطن او با او سخن گوید و به او دلداری دهد(45). 4 آگاهانیدن پدر به پاکی فرزند قبل از ولادتخداوند قبل از انعقاد نطفه و ولادت حضرت مریم از طریق بشارت ولادت فرزندش عیسی علیه السلام خبر داد که فرزندی سالم و مبارک به او هدیه خواهد کرد؛ پسری که به اذن پروردگار بیماران را شفا خواهد داد و مردگان را زنده خواهد کرد و او را رسول خود قرار خواهد داد(46). امّا ولادت حضرت فاطمه علیهاالسلام به طور مستقیم به پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در معراج و در زمین و حتّی چگونگی شکل گیری او از طعام بهشتی خبر داده شد(47). خداوند قبل از ولادت فاطمه علیهاالسلام به پیامبر صلی الله علیه و آله خبر داد که شکم خدیجه ظرف امامت است. پیامبر به مناسبتی به فاطمه زهرا علیهاالسلام فرمود: «إنّ بطن أمّک کان للإمامة وعاء»؛ یعنی شکم مادر تو ظرف امامت بود(48). 5 قابله و پرستار هنگام تولدهنگام ولادت، قابله حضرت مریم و پرستار مادرش همسر حضرت زکریا به نام الیزابت بود، امّا قابله فاطمه زهرا علیهاالسلام چهار زن بهشتی به نام حضرت حوا، آسیه، کلثوم خواهر موسی و حضرت مریم بودند(49). 6 نامگذاری آسمانینامگذاری حضرت مریم توسط مادر ایشان صورت گرفت: «اِنِّی سَمَّیْتُهَا مَرْیَم»(50) و مریم به معنای عابد یا خدمتگزار است. امّا اسم فاطمه علیهاالسلام از جانب خداوند متعال تعیین گردید. امام صادق علیه السلام می فرماید: «برای فاطمه نزد خداوند نُه اسم است. آنها عبارت اند از: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.»(51) امام باقر علیه السلام در روایت دیگر می فرماید: «هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام ولادت یافت خداوند متعال به فرشته ای وحی نمود تا این نام (فاطمه) را بر زبان محمّد صلی الله علیه و آله جاری نماید؛ لذا حضرت او را فاطمه نام نهاد.»(52) از اهل سنّت قسطلانی، زرقانی، غسانی، خطیب بغدادی و حافظ دمشقی با نقل روایت اعتراف کرده اند که اسم فاطمه از طرف خداوند بوده است(53). 7 رویش نیکو و مبارکخداوند درباره حضرت مریم فرمود: «وَ اَنبَتَها نَباتا حَسَنا»(54). مراد این است که به مریم و فرزند او رشد و پاکیزگی داده شد و به او و هر یک از ذریه و شاخه ای که از تنه درخت وجودی او می رویَد، حیاتی افاضه شد که آمیخته با نفس شیطان و پلیدی و نفسانیات و وسوسه های او نباشد، خلاصه آنکه حیاتی طیب و طاهر و مستمر به او و فرزندش افاضه گردید(55) و نسل پاک او هنوز استمرار دارد و حضرت عیسی علیه السلام در حال حیات طیب است. فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز مبارکه؛ یعنی خیر، سعادت و فزونی، نافع و مقدس(56) و زکیه؛ یعنی نمو و زیادتی(57) و کوثر یا خیر کثیر، کثیر الخیر و کثیر النسل(58) است. خداوند به او و نسلش پاکی، برکت، کثرت و استمرار بخشید و عمر فرزندش حضرت بقیة اللّه را به استمرار عمر عیسی علیه السلام قرار داد. حضرت زهرا علیهاالسلام پس از شهادت، دو پسر و دو دختر بر جای گذاشت و به رغم واقعه کربلا که از امام حسن علیه السلام هفت فرزند و از زینب کبری یک فرزند و از امام حسین علیه السلام جز امام سجاد بقیه شهید شدند وام کلثوم نیز فرزندی نداشت و نیز به رغم واقعه حره(59)، واقعه زید بن علی بن الحسین که در مقابل هشام بن عبد الملک ایستاد و سرانجام تمام همراهان او که بیشتر آنها از ذریه فاطمه علیهاالسلام بودند شهید شدند و واقعه فخ که جنگ یکی از نوادگان امام حسن علیه السلام با بنی العباس بود و تمام آنان کشته شدند، نسل فاطمه علیهاالسلام به طور گسترده ادامه یافت و اسلام ناب به دست آنها تا امروز استمرار پیدا کرد و بالاخره امام عصر روحی و ارواح العالمین لمقدمه الفداء که از نهمین نسل فاطمه زهرا علیهاالسلام است، ثمره انماء و رویاندن پاک الهی می باشد و امروز کلمه باقیه علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیهاالسلام است «وَ جَعَلَهَا کَلِمَةً بَاقِیَةً فِی عَقِبِهِ»(60)، تا حکومت الهی و مورد خواست خدا را برپا نماید. 8 کفیل و سرپرستپدر مریم قبل از تولّد او وفات یافت و مادرش او را نذر معبد نمود و چون نمی توانست سرپرستی و کفالت او را برعهده گیرد وی را به معبد سپرد. درباره کفالت او میان راهبان معبد اختلاف شد و بر اساس قرعه کفالت او بر عهده حضرت زکریای پیامبر که شوهر خاله او بود(61) قرار گرفت: «وَ کَفَّلَهَا زَکَرِیّا»(62). امّا کفیل و مربی فاطمه زهرا علیهاالسلام پدرشان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مربی، معلم و هادی تمام مردم بود و تا چندین سال حضرت خدیجه، مادر آن بانو در کنارشان بود. 9 محل تربیتمحل تربیت حضرت مریم مسجد و محراب بود: «کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا المِحْرَابَ»(63). محل تربیت حضرت فاطمه علیهاالسلام ، بیت رسول اکرم صلی الله علیه و آله در جوار خانه کعبه در مکه و در مدینه خانه آن حضرت در جوار مسجد و خانه رسول اکرم بود. خداوند از تربیتگاه و خانه او در قرآن به نیکی یاد کرده و فرموده است: «فِی بُیُوتٍ اَذِنَ اللّه ُ أنْ تُرفَعَ وَ یُذکَرَ فِیهَا اسْمُهُ...»(64). 10 صاحب محرابمحراب جایی ویژه عبادت است؛ حال چه در مسجد باشد و چه در خانه(65). حضرت مریم دارای محرابی بود که در آن به عبادت خداوند و ستیز با پلیدی و شیطان مشغول بود: «کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا المِحْرَابَ»(66). حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز دارای محرابی بود که پیامبر و ائمه بارها از آن سخن گفتند. امام صادق علیه السلام می فرماید: «اذ قامت فی محرابها زهر نورها لأهل السماء.»(67) امام حسن علیه السلام در روایتی از محراب مادر چنین یاد می کند: «رأیت أمّی فاطمة قامت فی محرابها لیلة جمعتها.»(68) 11 زیبایی ظاهریامام باقر علیه السلام درباره حضرت مریم می فرماید: «او زیباترین زنان بود؛ اجمل النساء.»(69) در روایت دیگر نقل شده است که در قیامت زنانی که به خاطر زیبایی خود دچار فتنه شده اند و آن زیبایی را بهانه قرار می دهند، حضرت مریم را حاضر می کنند و از آنان می پرسند آیا شما از حضرت مریم زیباتر بودید؟!(70) در واقع زیبایی آن حضرت حجتی برای سایر زنان است. از حضرت فاطمه علیهاالسلام در قرآن به کوکب دُرّی یاد شده است(71) و طبق روایات از شدت درخشندگی چهره، آن حضرت را زهرا نامیده اند(72). پیامبر صلی الله علیه و آله درباره خلقت ایشان فرمودند: «فاطمه حوراء انسیه خلق شده است»(73)؛ یعنی او حوریه ای است به صورت انسان. از مجموع روایات به دست می آید که بانوی دو عالم، از چهره درخشنده و نورانی و پر تلألؤ بهره مند بودند. او آن چنان زیبا بود که گویی ماه شب چهارده است و پنداری که گردن وی از سپیدی مانند تُنگ بلوری می ماند، همواره متبسم بود و زمانی که تبسم می نمود دندانهایش مانند لؤلؤ منظم مشاهده می شد(74). 12 قلب پر از ایمان و یقینحضرت مریم قلبی پر از ایمان و یقین به خداوند داشت. به همین سبب نیز خداوند درباره ایشان می فرماید: «صَدَّقَت بِکَلِمَاتِ رَبِّهَا وَ کُتُبِهِ»(75). روشن است کسی که وحی الهی به پیامبران و تمام وعد و وعید و اوامر و نواهی خداوند و تمام کتب آسمانی را تصدیق می کند، قلبی پر از ایمان و یقین دارد. وجود مطهر حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام از هر نوع شرک خالی بود و قلبی که پاک و مطهر از هر نوع آلودگی و دنسی باشد پر از ایمان و یقین است. به طور خاص درباره ایمان و یقین فاطمه زهرا علیهاالسلام روایات متعددی به دست ما رسیده است. پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید: «یا سلمان إنّ ابنتی فاطمة ملأ اللّه قلبها و جوارحها ایمانا الی مشاشها تفرغت لطاعة اللّه .»(76) تأمل و دقت در خطبه زهرا علیهاالسلام در مسجد مدینه در دفاع از فدک(77)، منزلت ایمان آن حضرت را روشن می سازد. 13 نیل به آخرین درجه کمالحضرت مریم(س) و حضرت فاطمه علیهاالسلام هر دو به نهایت کمال ممکن دست یافته بودند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «مردان زیادی به نهایت کمال رسیدند، امّا از زنان فقط حضرت آسیه دختر مزاحم همسر فرعون، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد و حضرت فاطمه علیهاالسلام به نهایت کمال رسیدند.»(78) 14 مقام ولایت الهیحضرت مریم چنان عبادت پروردگار نمود که خداوند به او ولایت بخشید. از همین رو در باب پیامبری او اختلاف است و جمعی از مسلمانان او را از پیامبران دانسته اند(79). فاطمه زهرا نیز ولیة اللّه بود و مقام ولایت به او اعطا شده بود و پدرش رسول اکرم صلی الله علیه و آله همسرش علی علیه السلام و فرزندانش و خود آن حضرت به آن مقام مفتخر بودند. 15 صدیقه و هم رتبه با انبیاءحضرت مریم صدیقه بود: «وَ اُمُّهُ صِدِّیقَة»(80). حضرت زهرا نیز صدیقه بود، لذا یکی از اسامی آن بانو صدیقه است. به طرق متعددِ اهل سنت از عایشه نقل شده که گفت: «ما رأیتُ أصدق لهجة من فاطمه.» پیامبر صلی الله علیه و آله در روایتی فرمود: «... ای علی علیه السلام ، همسری صدیقه مانند دختر من به تو داده شد که من چنین همسری ندارم.»(81) امام صادق علیه السلام فرمود: «فاطمه را علی علیه السلام غسل داد، چون صدیقه را کسی جز صدیق غسل نمی دهد.»(82) معانی متعددی برای صدیقه ذکر کرده اند: 1 بسیار راستگو؛ 2 کسی که فراوان راست می گوید؛ 3 کسی که در راستگویی کامل است؛ 4 کسی که هرگز دروغ نگفته است؛ 5 آن که سخن خود را باعمل خویش تصدیق می کند؛ 6 کسی که آنچه خدا به او فرموده و به انبیاء خود امر نموده تصدیق می کند و در وحی الهی هیچ گاه دچار تردید نمی شود. از آیات و روایات به روشنی به دست می آید مرتبه صدیقین در ردیف مراتب انبیاء و شهدا می باشد: «وَ مَنْ یُطِعِ اللّه َ وَ الرَّسُول فَاولئِکَ مَعَ الَّذِینَ اَنعَمَ اللّه ُ عَلَیهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ اولئِکَ رَفِیقا»(83). 16 کمال علم و آگاهیحضرت مریم از علم و آگاهی بالایی برخوردار بود. قرآن درباره ایشان می فرماید: «وَ صَدَّقَتْ بِکَلِمَاتِ رَبِّهَا وَ کُتُبِهِ»(84). پر واضح است که تصدیق تمام کلمات خداوند و تعالیم وحیانی و کتب انبیاء الهی فرع بر علم و آگاهی داشتن به آنهاست و گر نه تصدیق بدون علم تصدیق نیست، بلکه جهل است. حضرت زهرا علیهاالسلام نیز در علم و آگاهی به کمال رسیده بود. امام باقر علیه السلام در وجه تسمیه آن حضرت به فاطمه می فرماید: هر آینه من (خداوند) شیر را به وسیله علم در وجود تو (فاطمه) قطع نمودم؛ «... انّی فطمتک بالعلم.»(85) علاوه بر گواهی سخنان حضرت فاطمه علیهاالسلام به خصوص خطبه طولانی در مسجد مدینه(86)، میزان علم آن حضرت از پاسخگویی به پرسشهای زنان(87) و از تبادل افکار با علی علیه السلام و ازمصحف فاطمه(88) به دست می آید. عمار یاسر درباره آگاهی و علم بی نهایت آن حضرت نقل می کند: «روزی حضرت فاطمه علیهاالسلام خطاب به حضرت امیر علیه السلام فرمود: علی جان نزدیک بیا تا اطلاع دهم شما را از آنچه در گذشته اتفاق افتاد و آنچه در حالِ به وقوع پیوستن است و آنچه در آینده رخ خواهد داد.»(89) 17 عصمت و تطهیرخداوند هم حضرت مریم(س) و هم حضرت فاطمه علیهاالسلام را تطهیر نمود. قرآن درباره حضرت مریم می فرماید: «وَ اِذ قَالَتِ المَلائِکَةُ یَا مَریَمُ إنَّ اللّه َ اصْطَفَاکِ وَ طَهَّرَکِ»(90). از اسامی حضرت زهرا علیهاالسلام یکی طاهر است و روشن ترین و بهترین سخن درباره تطهیر فاطمه علیهاالسلام قول خداوند متعال است که فرمود: «اِنَّما یُرِیدُ اللّه ُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهلَ البَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرا»(91). بدون هیچ تردیدی فاطمه زهرا یکی از اهل بیت و از مصادیق قطعی آیه یاد شده است. بیش از بیست نفر از بزرگان محدث و مفسر از اهل سنت اعتراف کرده اند که فاطمه زهرا علیهاالسلام جزء اهل بیت در آیه مزبور می باشد(92). 18 پاکی از خون زنانهپیامبر صلی الله علیه و آله در نامه ای که به نجاشی می نویسد از مریم با صفت طیبه بتول یاد می کند(93). طبق سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله ، مریم مانند فاطمه علیهاالسلام بتول بود: «عن علی علیه السلام أن النبی صلی الله علیه و آله سئل ما البتول؟ فانا سمعناک یا رسول اللّه تقول: إن مریم بتول و فاطمة بتول، فقال: البتول لم تر حمرة قطّ، ای لم تحض، فانّ الحیض مکروه فی بنات الأنبیاء»(94). از رسول خدا درباره کلمه بتول سؤال شد که ای رسول خدا، شما فرموده اید: مریم بتول است و فاطمه نیز بتول است، فرمودند: بتول کسی است که هرگز خون ندیده؛ زیرا خونریزی ماهیانه در دختران انبیاء ناپسند است. در باره فاطمه زهرا علیهاالسلام احادیث صحیحی بر این معنی تصریح می کند. دانشمندان بزرگ اهل سنّت نیز به این ویژگی حضرت فاطمه اقرار کرده اند(95). قندوزی در ینابیع الموده از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند که فاطمه بتول نامیده شد؛ زیرا خدای متعال حیض و نفاس را از وی دور فرمود(96). البته پاک بودن از حیض و نفاس در خصوص فاطمه زهرا علیهاالسلام امری قطعی است، امّا درباره مریم(س) روایات متفاوت است. در برخی روایات آمده است که ایشان هنگام عادت ماهانه از مسجد بیرون می رفتند(97). در این صورت بتول درباره ایشان به معنای بریدن از دنیا و ناپاکیها خواهد بود. 19 پاکدامنی و عفتقرآن درباره حضرت مریم یادآوری می کند: «مَرْیَمُ ابْنَتِ عِمْرَانَ الَّتِی أَحصَنَتْ فَرْجَهَا»(98). این عبارت به عفت و پاکدامنی آن حضرت اشاره دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز به همین معنی درباره فاطمه زهرا علیهاالسلام تصریح می کند: «عن الرضا عن آبائه علیهم السلام قال: قال النبی صلی الله علیه و آله : أنّ فاطمة أحصنت فرجها فحرّم اللّه ذرّیتها علی النار.»(99) محدّثان و دانشمندان متعددی از اهل سنت این عبارت را درباره حضرت زهرا علیهاالسلام از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل کرده اند و به نهایت پاکدامنی و عفت آن بانو اعتراف کرده اند(100). علامه امینی شانزده نفر از بزرگان اهل سنت را نام می برد که حدیث مزبور را در کتب خود نقل کرده و بر آن صحه گذاشته اند(101). 20 فرزند پاک؛ نتیجه پاکدامنیقرآن در باره حضرت مریم می فرماید: «مَریَمُ ابْنَتِ عِمْرَان الَّتِی اَحصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهِ منْ رُوحِنَا»(102). خداوند به دنبال پاکدامنی حضرت مریم، روح خود را در او دمید و نتیجه آن پدید آمدن حضرت عیسی علیه السلام بود. خداوند امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را نیز به دنبال پاکدامنی حضرت زهرا علیهاالسلام به آن بانوی مقدس عطا فرمود. حسان این مطلب را به شعر کشیده و گفته است: و إن مریمٌ أحصنت فرجها و جاءت بعیسی کبدر الدجیفقد أحصنت فاطم بعدها و جاءت بسبطی نبیّ الهدی(103)21 بشارت خداوند به فرزندخداوند، حضرت مریم را به عیسی (کلمة اللّه ) بشارت داد و فرمود: «إنَّ اللّه َ یُبَشِّرُکَ بِکَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ المَسِیحُ عِیسَی ابنُ مَریَمَ»(104). فاطمه زهرا علیهاالسلام به حسن و حسین علیهماالسلام دو کلمه باقیه و از کلمات تامه خداوند بشارت داده شدند(105). در حدیث نبوی آمده است که در هنگام ولادت هر یک از دو سرور جوانان بهشت، پیامبر صلی الله علیه و آله به فاطمه زهرا علیهاالسلام بشارت داد و پیشاپیش تبریک گفت که از او امامی متولد می شود که اهل بهشت از وی سود خواهند برد(106). 22 سفارش خدا به احسان به مادرحضرت مریم بعد از شش ماه بارداری حضرت عیسی علیه السلام را به دنیا آورد(107) و ایشان به اذن الهی در گهواره کودکی سخن گفت: «قَال إنِّی عَبدُ اللّه ِ... وَ جَعَلَنِی مُبَارَکا أینَ مَا کُنْتُ وَ اَوصَانِی... وَ بَرّا بِوَالِدَتِی...»(108)؛ یعنی... من عبد اللّه هستم و خداوند مرا هر کجا که باشم مبارک قرار داده و مرا به... و احسان و نیکی به مادرم توصیه کرده است. حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز بعد از شش ماه بارداری حضرت حسین علیه السلام را به دنیا آورد(109) و قبل از آنکه حسین علیه السلام فرزندی به نام عبد اللّه داشته باشد به جهت کمال و اوج عبودیت خدا کنیه ابا عبد اللّه را به وی دادند و آیه شریفه: «وَ وَصَّینَا الانسَانَ بِوَالِدَیهِ اِحسَانا»(110) در شأن او و مادر مقدسش نازل گردید(111). 23 واسطه الحاق نسل به انبیاءاز آنجا که حضرت مریم شوهر نداشت واسطه الحاق حضرت عیسی علیه السلام به نسل انبیاء بود. قرآن می فرماید: «... وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ دَاوُدَ وَ سُلَیمَانَ وَ اَیُّوبَ وَ یوسُفَ وَ مُوسی وَ هَارُونَ وَ کَذَلِکَ نَجْزِی المُحْسِنِینَ. وَ زَکَرِیَّا وَ یَحْیَی وَ عِیسی...»(112)؛ یعنی از اولاد ابراهیم، داوود، سلیمان و... عیسی... بود. حضرت زهرا علیهاالسلام نیز واسطه الحاق و انتساب نسلش به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و انبیاء بود(113). امام موسی بن جعفر علیه السلام در مناظره با هارون الرشید می فرماید: «خداوند حضرت عیسی را از طریق مریم(س) به نسل انبیاء ملحق نمود و به همین گونه ما را از طریق مادرمان فاطمه علیهاالسلام به نبی اکرم صلی الله علیه و آله ملحق نموده است.»(114) از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که خداوند متعال نسل هر پیامبری را در صلب خود آن پیامبر قرار داد و حال آنکه نسل مرا در صلب علی علیه السلام قرار داد(115). 24 عبادت و قنوتقرآن در باره حضرت مریم می فرماید: «وَ کَانَتْ مِنَ القَانِتِینَ»(116) و «یَا مَریَمُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَ اسْجُدِی وَ ارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ»(117). طبق دلالت آیات یاد شده آن حضرت دارای دوام طاعت، نماز، طول قیام و دعا بود. ابن خلدون می نویسد مریم چنان در عبادت پای فشرد که به او مَثَل می زنند(118). عبادت و مداومت حضرت زهرا علیهاالسلام در طول عمر کوتاهشان بر قیام، نماز و دعا زبانزد است. امام حسن علیه السلام در این باره می فرماید: «مادرم فاطمه علیهاالسلام را دیدم که در شب جمعه ای در محراب عبادت ایستاده بود و مرتب در حال رکوع و سجود بود تا سپیده صبح آشکار شد و می شنیدم که مردان و زنان مؤمن را دعا می فرمود...»(119). حسن بصری گوید: در این امت عابدتر از فاطمه زهرا علیهاالسلام پیدا نمی شود، آن قدر در عبادت بر سرپا می ایستادند تا پایشان ورم می کرد(120). ابن فهد حلی در کتاب خود آورده است که صدیقه طاهره در نماز از ترس خدا نفس نفس می زد(121). از همه گویاتر اینکه دغدغه حضرت علیهاالسلام در شب عروسی، عبادت و قنوت پروردگار بود. امام علی علیه السلام می گوید در شب عروسی فاطمه را نگران و گریان دیدم، پرسیدم: چرا ناراحتی!؟ حضرت زهرا علیهاالسلام پاسخ داد: پیرامون حال و امر خویش فکر کردم که هنگام مرگ و سرازیر شدن به قبر چگونه خواهد بود. امروز از خانه پدر به خانه شما منتقل شدم و روزی دیگر از اینجا به طرف قبر و قیامت خواهم رفت. پس تو را به خدا سوگند بیا تا به نماز بایستیم و با هم در این شب خدا را عبادت کنیم(122). قیام، عبادت و قنوت فاطمه علیهاالسلام به حدی بود که بنا به فرمایش رسول اکرم صلی الله علیه و آله آیه شریفه: «الَّذِینَ یَذکُرُونَ اللّه َ قِیَاما وَ قُعُودا...»(123) در شأن ایشان نازل شد(124). 25 خدمتگزار خداحضرت مریم به دلیل نذر مادرش خدمتگزار خداوند و خانه او بود: «اِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرا»(125). فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز با عرفان، آگاهی و عشق، خدمتگزار خداوند بود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روزی از دخترش پرسید: «فاطمه! چه درخواست و حاجتی داری؟ هم اکنون فرشته وحی در کنار من است و از طرف خدا پیام آورده تا هر چه بخواهی تحقق پذیرد. فاطمه علیهاالسلام پاسخ داد: لذتی که از خدمت خدا می برم مرا از خواهش کردن از او باز داشته است، حاجتی جز این ندارم که پیوسته ناظر جمال زیبای والای خداوند باشم»(126). 26 حضور عبادی در جمع مردانخداوند به حضرت مریم امر نمود که: «وَارکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ»(127). لازمه اجرای این دستور، حضور در اجتماع مردان نمازگزار بود و مریم این دستور را امتثال نمود و با راهبان در معبد به نماز و رکوع پرداخت. فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز برای انجام رسالت الهی و تحقق اهداف پیامبر صلی الله علیه و آله و دفاع از حق و امامت علی علیه السلام ، با حضور در برخی اجتماعات مردان به وظایف الهی خود پرداخت. 27 برگزیدگی و برتری بر زنانحضرت مریم برتر از زنان زمانش بود، امّا فاطمه زهرا علیهاالسلام برترین زنان از اولین تا آخرین است. خداوند درباره حضرت مریم می فرماید: «اِنَّ اللّه َ اصْطَفَاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفَاکِ عَلی نِساء العَالَمِینَ»(128). درباره اصطفای اول در آیه فوق گفته اند گزینش برای تطهیر و رسالت الهی و اصطفای دوم که همراه با حرف «علی» است گزینش و برتری دادن بر زنان می باشد(129). درباره برتری فاطمه زهرا علیهاالسلام بر تمام زنان جهان از اولین تا آخرین ایشان روایات متعددی وجود دارد(130). روایتی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله رسیده که فرمود: «مریم سیده نساء عالم خود بود، امّا فاطمه سیده نساء عالمین از اولین تا آخرین است و به تحقیق چون او در محرابش به عبادت می ایستد، هفتاد هزار فرشته مقرب به او سلام می دهند و با همان ندایی که به مریم می دادند خطاب به فاطمه ندا می دهند که ای فاطمه! خدا تو را برگزید و تطهیر نمود و تو را بر زنان عالمین برتری داد(131). ابن ابی الحدید از دانشمندان اهل سنت می گوید: سخن پیامبر که فرمود فاطمه علیهاالسلام برترین زن عالم است نص و قطعی است(132). 28 محدّثه و نزول فرشتگانمریم محدّثه بود و فرشتگان و جبرئیل بر او نازل می شدند و با او سخن می گفتند: «اِذْ قَالَتِ المَلائِکَةُ یَا مَریَمُ اِنَّ اللّه َ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَةٍ مِنه...»(133)؛ یعنی یاد آر زمانی که فرشتگان به مریم گفتند: ای مریم خداوند تو را به کلمه ای از جانب خود بشارت می دهد... و یا «... قَالَ اِنَّمَا اَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لاِءهَب لَکِ غُلاما زَکِیّا...»(134) و «یَا مَریَمُ اِنَّ اللّه َ اصْطَفَاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفَاکِ عَلی نِسَاءِ العَالَمِینَ»(135). فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز محدّثه بود؛ چون فرشتگان و جبرئیل بر او نازل شده، با او سخن می گفتند. در این باره روایات بسیار و متواتر معنوی وجود دارد و بزرگان اهل سنت با نقل روایات بر صحت مطلب اعتراف کرده اند(136). از جمله روایات اینکه امام صادق علیه السلام می فرماید: «به این جهت فاطمه زهرا علیهاالسلام را محدّثه نامیده اند که فرشتگان از آسمان بر ایشان نازل می شدند و همانند مریم به او ندا می دادند که ای فاطمه اِنَّ اللّه َ اصْطَفَاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفَاکِ عَلی نِسَاءِ العَالَمِینَ یا فاطمةُ اقنتی لربّک و اسجُدی و ارکَعی مع الراکعینَ». مصحف فاطمه حاصل گفت و گوی فرشته مقرب با آن حضرت بود(137). 29 تسلی و رفع حزن به وسیله جبرئیل و فرشتگانحضرت مریم پس از باردار شدن و تنهایی و خوف از زبان مردم، دچار حزن و اندوه گردید. در این حال ندایی آمد که ای مریم اندوهگین مباش، «فَنَادَاهَا مِنْ تَحْتِهَا ألاّ تَحزَنِی...»(138). برخی از مفسران ندا دهنده را حضرت مسیح که در بطن مریم بود دانسته اند(139) و برخی گفته اند فرشته یا جبرئیل ندا داد(140). حضرت زهرا پس از وفات پدر دچار حزن و اندوه شدیدی شد. خداوند متعال برای کاستن حزن و اندوه آن بانو و تسلی دادن به وی فرشتگان و جبرئیل را بر وی نازل می نمود تا به او تسلی دهند و از حزن او بکاهند(141): «... و کان جبرئیل یأتیها فیحسن عزاءها علی ابیها و یطیب نفسها و یخبرها عن أبیها و مکانه...» 30 کرامت و تصرف تکوینیحضرت مریم به اذن پروردگار درخت خرمای خشکیده را جنباند و بلافاصله درخت میوه دار شد و خرمای تازه آورد و مریم از آن تناول نمود: «وَ هُزِّی اِلَیکِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَیکِ رُطَبا جَنِیّا».(142) شاخه این نخل را به سوی خود تکان ده، رطب تازه بر تو فرو ریزد. حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز دارای کرامات و معجزه های بسیاری بود که نشان از تصرف تکوینی آن بانو داشت؛ مانند چرخش سنگ آسیاب(143)؛ و گردش گهواره(144) و آماده شدن غذا(145) بدون آنکه دست انسانی در کار باشد. اباذر نقل می کند: «رسول خدا مرا فرستاد تا علی علیه السلام را خدمت ایشان دعوت کنم، چون به خانه علی علیه السلام رفتم و صدا زدم کسی جواب مرا نداد، امّا دیدم سنگ آسیاب خود به خود می چرخد و گندم را آرد می نماید و هیچ کس نیز در کنار آن نیست، پس بازگشتم و خدمت رسول اللّه صلی الله علیه و آله عرض کردم چیزی دیدم که نمی فهمم! من در شگفتم که سنگ آسیاب در خانه علی علیه السلام می چرخد و هیچ کس نیز با آن نبود تا بچرخاند. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر آینه خداوند قلب دختر مرا پر از یقین و وجودش را پر از ایمان نموده است و خداوند از ضعف او خبر دارد؛ لذا به او کمک می کند و کفایت کارهایش را می نماید. آیا تو نمی دانی که خداوند فرشتگانی دارد که کمک کار آل محمّد صلی الله علیه و آله هستند؟!»(146) 31 دریافت غذای بهشتیاز کرامات حضرت مریم(س) این بود که غذای بهشتی از جانب خداوند دریافت می کرد: «کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیهَا زَکَرِیَّا المِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقا قَالَ یَا مَرْیَمُ أنّی لَکِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللّه ِ یَرزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیرِ حِسَابٍ»(147). فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز در موارد متعددی غذاهای بهشتی دریافت نمود(148). در احادیث آمده است که در یکی از روزهای سخت زندگی که گرسنگی بر خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله فشار آورد فاطمه علیهاالسلام وضو گرفت و دست به دعا برداشت و پس از خواندن دو رکعت نماز از خداوند درخواست مائده ای از آسمان نمود. ناگهان ظرفی از غذا و طعام بهشتی نازل شد که بوی عطر آن، منزل علی علیه السلام را معطر ساخت. امام علی علیه السلام پرسید: انّی لک هذا؟ حضرت پاسخ داد: هو من عند اللّه . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که خبردار شد فرمود: حمد و ستایش خداوندی را که دختری به من عطا فرمود مانند حضرت مریم که «هرگاه زکریای پیغمبر در محراب عبادت او حاضر می شد، پیش او خوردنی می یافت. می گفت: اینها از کجاست؟ مریم جواب می داد: از جانب خدا»(149). این ماجرا را زمخشری در کشاف نقل کرده است. 32 ایجاد شگفتی در پیامبرحضرت زکریا چون وارد محراب حضرت مریم گردید، مشاهده نمود که غذای زمستانی در تابستان و غذای تابستانی در زمستان نزد مریم است؛ از این واقعه به شگفت آمد، لذا پرسش نمود. «کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیهَا زَکَرِیَّا المِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقا قَالَ یَا مَرْیَمُ أنّی لَکِ هَذَا...»(150). فاطمه علیهاالسلام نیز کرامات بسیاری داشت و یا گفتار و رفتاری از آن بانو اظهار می شد که پیامبر صلی الله علیه و آله (151) یا علی علیه السلام (152) و گاهی اصحابی چون سلمان و اباذر(153) را به شگفتی وا می داشت. 33 مکرمت امیدبخشحضرت زکریا علیه السلام با مشاهده مائده بهشتی نزد حضرت مریم و شنیدن جمله آن زن که فرمود: «یَرزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیرِ حِسَابٍ»(154) امیدوار شد و با خود اندیشید حال که چنین است، رزق یک فرزند از جانب خدا به وی نیز ممکن خواهد بود؛ لذا در سن پیری با این امید درخواست فرزند نمود(155). زهرا علیهاالسلام نیز دارای کرامات و توجهات خاص الهی بود که پیامبر صلی الله علیه و آله ، علی علیه السلام و به ویژه اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله مانند سلمان، اباذر و مقداد را امیدوار می نمود و به آنان دلگرمی می بخشید. 34 مصائب و سختیهامصائب و سختیها در مسیر کمال عامل مؤثری بوده، در تقرب به خداوند نقش روشنی دارد، لذا خداوند تمام اولیاء خود را به مصائب و سختیهای خاص مبتلا می نماید. امام صادق علیه السلام از قول علی علیه السلام فرمود: «انّ أشدّ الناس بلاء النبیّون ثم الوصیّون ثم الأمثل فالأمثل...»(156). حضرت مریم متحمل مصائب و بلاهای زیادی شد. سخت ترین آنها عبارت بود از دوری از مادر و پدر در تمام دوران زندگی، خدمتگزاری بیت المقدس از کودکی، تهمت و سوء ظن مردم در عین پاکی، بارداری و زایمان در تنهایی و غربت، نداشتن محل استراحت و غذا و پناه بردن به کنار درخت خرما، نگهداری کودک بدون پدر با آن برخوردها و نگاههای بد مردم. امّا مصائب و سختیهای فاطمه علیهاالسلام از دوران کودکی حد و حصری نداشت. در بطن مادر تنهایی و نگرانی و حزن مادر را درک می نمود(157) و چون چشم به دنیا گشود، شاهد اذیت و آزار پدر بود(158). چندی نگذشت که خود را در کنار پدر در شعب ابی طالب متحمل سختیها دید و غم و رنج پدر را با خود تقسیم می نمود و در بیم و هراس پدر از مکه هجرت نمود. رنجهای پدر در مدینه به ویژه جنگ احد(159) را به عنوان نزدیک ترین زن به پدر بر خود هموار نمود تا نوبت به وفات پدر بزرگوارش رسید. وفات پیامبر صلی الله علیه و آله با حزن، گریه، مصائب، رنجهای طاقت فرسا و قتل فرزندش محسن شروع شد و به آرزوی مرگ و شهادت آن بانو انجامید. 35 قذف و نسبت ناروامردم نادان حضرت مریم را قذف نمودند و نسبتهای ناروایی به ایشان دادند. این قذف به رغم آگاهی آنان به پاکی خاندان و شرافت حضرت مریم بود: «قَالُوا یَا مَریَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَیْئا فَرِیّا. یَا اُخْتَ هَارُونَ مَا کَانَ اَبُوکِ سَوءٍ وَ مَا کَانَت اُمُّکِ بَغِیّا»(160). ای مریم به راستی کار بسیار ناپسندی مرتکب شده ای، ای خواهر هارون! پدر تو مرد بدی نبود و مادرت نیز بدکار نبود. امام صادق علیه السلام نیز در روایتی طولانی درباره هفت گناه کبیره که در قرآن آمده و هر هفت مورد را برخی از نادانهای امت اسلامی نسبت به اهل بیت علیهم السلام مرتکب شدند می فرماید: «... امّا قذف محصنه همان است که برخی بر سر منابر فاطمه زهرا علیهاالسلام را قذف نمودند و نسبتهای نادرستی به ایشان دادند...»(161). 36 آرزوی مرگحضرت مریم از شدت حزن و ترس از تکذیب مردم و افترا آرزوی مرگ نمود و از خداوند آن را درخواست کرد و فرمود: «یَا لَیْتَنِی مِتُّ قبلَ هَذَا»(162). حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز از شدت حزن و رنج آرزوی مرگ نمود و از خداوند درخواست کرد هر چه زودتر مرگش را برساند: «الهی عجّل وفاتی سریعا». پروردگار نیز دعای او را اجابت نمود(163). 37 سکوت و تحریم سخنحضرت مریم به امر پروردگار در مواجهه با اهانت مردم نادان و مغرض روزه سکوت گرفت و سخن گفتن با آنان را تحریم نمود: «فَلَنْ اُکَلِّمَ الیَومَ اِنسِیّا»(164). فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز پس از شنیدن اهانت برخی از منبر پیامبر صلی الله علیه و آله در مسجد آن حضرت و اهانت برخی دیگر در آستانه مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله و تکذیب دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله ، نسبت به آن دو سکوت اختیار نمود و آنان را از گفت و گو با خود تحریم نمود و فرمود هرگز با آنان سخن نخواهم گفت: «فلن اکلم من رأس کلمة»(165). 38 غسل صدیقه به دست صدیقحضرت مریم(س) پس از فوت به وسیله عیسی علیه السلام غسل داده شد. حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز به دست حضرت علی علیه السلام غسل داده و کفن و دفن شد. مفضل از اصحاب بزرگ امام صادق نقل می کند که از آن حضرت پرسیدم چه کسی فاطمه زهرا علیهاالسلام را غسل داد؟ فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام . مفضل می گوید من این مطلب برایم بزرگ آمد و تعجب کردم؛ لذا حضرت فرمود: گویا از آنچه به تو گفتم دلتنگ شدی؟ عرض کردم: آری چنین است فدایت شوم. حضرت فرمود: دلتنگ مباش؛ زیرا فاطمه علیهاالسلام صدیقه بود و جز صدیق نباید او را غسل دهد، مگر نمی دانی که مریم را جز عیسی کسی غسل نداد(166). 39 اشتیاق به بهشتدر روایات آمده است که فاطمه زهرا علیهاالسلام و حضرت مریم دو زن از چهار زن بهشتی هستند(167) که بهشت مشتاق آنان است: «اشتاق الجنّة الی اربع من النساء: مریم بنت عمران و آسیة بنت مزاحم زوجة فرعون و خدیجة بنت خویلد و فاطمة بنت محمّد.»(168) 40 بهشت جایگاه ابدیآیات قرآن و عصمت و سیره حضرت زهرا علیهاالسلام و مریم(س) در این دنیا که روایات و تاریخ ثبت کرده، به خوبی جایگاه ابدی آن دو را نشان می دهد. افزون بر اینکه روایات اسلامی فراوانی وجود دارد که به صراحت، بهشتی بودن آنان را بیان می کند. روشنی مطلب به حدی است که آن را جزء ضروریات دین قرار می دهد. در روایات آمده است که اولین زن، بلکه اولین شخصی که وارد بهشت می شود حضرت زهرا علیهاالسلام است و بعد از آن جناب نوبت ورود زنان مقدس دیگری چون حضرت مریم(س) می رسد(169). نتیجه گیرینکات زیر را می توان به عنوان مهم ترین نتایج تحقیق در مقاله حاضر بیان کرد: 1 خداوند، مقدس اصیل است و اشخاص و اشیاء بر حسب انتساب خاص و تجلی خداوند در آنها و متجلی شدن خداوند به وسیله آنان از قداست نسبی برخوردار می باشند. 2 حضرت مریم نزد همه مسیحیها با تمام اختلافاتی که میان آنها وجود دارد مقدس است و هیچ امری در دین مسیح نتوانسته قداست آن حضرت را بپوشاند. 3 قرآن مبانی تقدس مریم(س) را صفات و ویژگیهایی در آن بانو بیان داشته است. 4 تمام صفات حضرت مریم(س) که مبنای تقدس آن حضرت بود، به طریق اولی در حضرت زهرا علیهاالسلام وجود داشت. افزون بر اینکه فاطمه زهرا علیهاالسلام از صفات دیگری نیز برخوردار بود که به تنهایی می تواند منشأ تقدس باشد. 5 عقده ها و کینه ها و جاه طلبیهای برخی از افراد در صدر اسلام باعث شد جریان قداست پوشی فاطمه زهرا علیهاالسلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله آغاز شود و جهل و تعصب آن را استمرار بخشید. 6 کتمان قداست زهرا علیهاالسلام نه تنها ظلم به آن حضرت بود، بلکه موجب ستم به اسلام و بشریت گردید و لوای اسلام در احترام کردن و تکریم زن و جایگاه والای زن در این آیین از مسلمانان گرفته شد. این در حالی است که در عالم غربِ مدعی مسیحیت بسیاری از کوتاهیها نسبت به زن با شعار و لوای تقدس مریم پوشش داده شده است. منابع و مآخذ1 ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، بیروت، دار احیاء الکتب العربیه، 1962 م. 2 ابن خلدون، العبر تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالحمید آیتی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1363ش. 3 ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، قم انتشارات علامه، بی تا. 4 ابن کثیر ابوالفداء اسماعیل، قصص الانبیاء، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1402ق. 5 اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمّه، بیروت، دارالکتاب الاسلامی، 1401ق. 6 امینی، عبد الحسین احمد، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، بیروت، دارالکتاب العربی، 1403ق. 7 بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403ق. 8 بی آزار شیرازی، عبدالکریم، مجموعه مقالات چهارمین کنفرانس علوم قرآن، قم، دارالقرآن الکریم 1373ش. 9 تستری، نور اللّه ، احقاق الحق، تهران، دارالکتب الاسلامیه، بی تا. 10 خمینی، روح اللّه ، چهل حدیث، تهران، مرکز نشر فرهنگی رجا، 1368ش. 11 دشتی، محمّد، فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیهاالسلام ، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، شرکت چاپ و نشر بین الملل، 1379ش. 12 راغب اصفهانی، ابی القاسم الحسین، المفردات فی ترتیب القرآن، تهران، کتابفروشی مرتضوی، 1362ش. 13 سلمانپور، محمّد جواد، علی علیه السلام قرآن ناطق، تهران، نشر عابد، 1380ش. 14 صدوق، ابو جعفر محمّد بن علی، علل الشرایع، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1385ق. 15 صدوق، ابو جعفر محمّد بن علی، کتاب الخصال، قم، جامعة المدرسین فی الحوزة العلمیه، 1362ش. 16 طباطبائی، محمّد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1392ق. 17 طبرسی، ابی علی، مجمع البیان لعلوم القرآن، تهران، مکتبة العلمیة الاسلامیه، بی تا، 5 ج. 18 طبری، ابو جعفر محمّد بن جریر، تاریخ الطبری، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1408ق. 19 طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، تهران، المکتبة المرتضوی، 1362ش. 20 کلینی، ابو جعفر محمّد بن یعقوب، اصول کافی، ترجمه سید جواد مصطفوی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت، بی تا، 4 ج. 21 فعال عراقی، حسین، داستانهای قرآن و تاریخ انبیاء در المیزان، تهران، سبحان، 1378ش. 22 قزوینی، محمّد کاظم، فاطمة الزهراء من المهد الی اللحد، ترجمه دکتر حسن فریدونی، آفاق، 1404ق. 23 مجلسی، محمّد باقر، بحارالأنوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403ق. 24 نجمی، محمّد صادق، سیری در صحیحین، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1359ش. 1 بحارالأنوار، ج 43، ص 48، 49 و 77؛ ج 14، ص 201. 2 همان، ج 43، ص 77. 3 همان، ج 43، ص 49-48؛ ج 14، ص 197 و 206. 4 فاطمه از ولادت تا شهادت، ص 488. 5 الغدیر، ج 2، ص 61؛ مناقب، ج 4، ص 24.6 فاطمه از ولادت تا شهادت، ص 638. 7 فاطمه، ص 649. 8 مجموعه سخنرانیها و مقالات قرآنی، ص 82. 9 تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 159. 10 قصص الأنبیاء، ص 376. 11 آل عمران / 33. 12 الخصال، ج 1، ص 225. 13 البرهان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 278-277. 14 احزاب / 33. 15 ابراهیم / 24. 16 نور / 36. 17 الغدیر، ج 3، ص 107. 18 شوری / 23. 19 الغدیر، ج 3، ص 31. 20 همان، ج 3، ص 350. 21 توبه / 119. 22 الغدیر، ج 2، ص 306. 23 واقعه / 11-10. 24 الغدیر، ج 2، ص 211. 25 فاتحة الکتاب / 6. 26 قصص قرآن در المیزان، ج 2، ص 407. 27 آل عمران / 35. 28 قصص الأنبیاء، ص 352. 29 تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 159. 30 المیزان، ج 3، ص 184. 31 علل الشرایع، ص 124. 32 قصص الأنبیاء، ص 352. 33 آل عمران / 35. 34 تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 159. 35 بحارالأنوار، ج 14، ص 194. 36 آل عمران / 37. 37 ضحی / 8. 38 بحارالأنوار، ج 43، ص 49. 39 البرهان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 473. 40 فاطمه از ولادت تا شهادت، ص 439. 41 الخصال، ج 1، ص 206. 42 بحارالأنوار، ج 43، ص 53. 43 همان، ج 43، ص 28. 44 همان، ج 43، ص 4. 45 همان، ج 43، ص 2. 46 المیزان، ج 3، ص 183؛ اصول کافی، ج 2، ص 484؛ بحارالأنوار، ج 14، ص 199. 47 بحارالأنوار، ج 43، ص 5-4. 48 همان، ج 43، ص 43. 49 همان، ج 43، ص 3. 50 آل عمران / 36. 51 بحارالأنوار، ج 43، ص 10؛ علل الشرایع، ص 178. 52 بحارالأنوار، ج 43، ص 13؛ علل الشرایع، ص 179. 53 الغدیر، ج 2، ص 295. 54 آل عمران / 37. 55 المیزان، ج 3، ص 173. 56 مفردات راغب، ص 44؛ مجمع البحرین، ج 5، ص 258. 57 مفردات راغب، ص 212. 58 همان، ص 326؛ مجمع البحرین، ج 3، ص 469. 59 فاطمه از ولادت تا شهادت، ص 553. 60 زخرف / 28. 61 قصص قرآن، ص 232. 62 آل عمران / 36. 63 آل عمران / 37. 64 نور / 36. 65 المیزان، ج 3، ص 174. 66 آل عمران / 379. 67 بحارالأنوار، ج 43، ص 12؛ علل الشرایع، ص 181. 68 علل الشرایع، ص 182؛ کشف الغمه، ج 2، ص 25؛ بحارالأنوار، ج 43، ص 81 . 69 بحارالأنوار، ج 14، ص 204. 70 همان، ج 14، ص 192. 71 البرهان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 133. 72 بحارالأنوار، ج 43، ص 16. 73 همان، ج 43، ص 18. 74 بنگرید به: فاطمه زهرا، از تولّد تا شهادت، ص 33-31. 75 تحریم / 12. 76 بحارالأنوار، ج 43، ص 64. 77 کشف الغمه، ج 2، ص 40؛ بحارالأنوار، ج 43، ص 158. 78 المیزان، ج 19، ص 346؛ مجمع البیان، ج 5، ص 320. 79 تاریخ ابن خلدون، ص 161. 80 مائده / 75. 81 الغدیر، ج 2، ص 312. 82 علل الشرایع، ص 184. 83 نساء / 68. 84 تحریم / 12. 85 بحارالأنوار، ج 43، ص 13. 86 شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 16، ص 212؛ بحارالأنوار، ج 43، ص 158. 87 بحارالأنوار، ج 2، ص 3. 88 بنگرید به: علی قرآن ناطق، ص 86. 89 بحارالأنوار، ج 43، ص 8 . 90 آل عمران / 42. 91 احزاب / 33. 92 (خطیب بغدادی در تاریخ بغداد، زمخشری در تفسیر کشاف، ج 1، ص 193، فخر رازی در تفسیر، ج 2، ص 70، ابن اثیر در اسد الغابه، ج 2، ص 12، سبط ابن جوزی در کتاب تذکرة الائمه، امام واحدی در اسباب النزول، ابن صباغ مالکی در الفصول المهمه، ص 7، سیوطی در الدر المنثور، ج 5، ص 198، طبری در ذخائر العقبی، ص 21، قرطبی در الجامع لاحکام القرآن، ج 14، ص 182، ابن عربی در احکام القرآن، ج 2، ص 166، ابن عبد البر در الاستیعاب، ج 2، ص 460، بیهقی در السنن الکبری، ج 2، ص 149، حاکم نیشابوری در المستدرک، ج 2، ص 416، امام احمد حنبل در مسند، ج 1، ص 331، نسائی در خصائص، ص 4، طبری در تفسیر، ج 22، ص 5، خوارزمی در مناقب، ص 35، هیثمی در مجمع الزوائد، ج 9، ص 166 و ابن حجر در صواعق المحرقه، ص 85) به نقل از: فاطمه زهرا از ولادت تا شهادت، ص 90. 93 تاریخ ابن خلدون، ص 434. 94 بحارالأنوار، ج 43، ص 15. 95 (قندوزی در ینابیع الموده، ص 260، محمّد صالح کشفی در مناقب، امرتسوی در ارجح المطالب، حافظ ابوبکر شافعی در تاریخ بغداد، ج 13، ص 331، ابن عساکر در تاریخ کبیر، ج 1، ص 319، حافظ سیوطی و رافعی در التدوین، طبری در ذخائر العقبی، و صفوری در نزهة المجالس، ص 227)، به نقل از: فاطمه از ولادت تا شهادت، ص 121. 96 ینابیع الموده، ص 260. 97 بحارالانوار، ج 14، ص 197؛ قصص الانبیاء، ص 353. 98 تحریم / 12. 99 بحارالأنوار، ج 43، ص 20؛ الغدیر، ج 2، ص 61. 100 (حاکم در المستدرک، ج 3، ص 152، خطیب بغدادی در تاریخ خود، ج 3، ص 54، محب الدین طبری در ذخایر العقبی، ص 48، صدر الحفاظ کنجی شافعی در الکفایه، ص 222، سیوطی در إحیاء المیت، ص 257، متقی هندی در کنزالعمال، ج 6، ص 219 و 112 و شبلنجی در نورالأبصار، ص 45) به نقل از: الغدیر، ج 2، ص 62. 101 الغدیر، ج 3، ص 175. 102 تحریم / 11. 103 الغدیر، ج 2، ص 61.104 آل عمران / 45. 105 بحارالأنوار، ج 43، ص 48. 106 همان. 107 همان، ج 14، ص 207. البته درباره بارداری حضرت مریم(س) روایت معتبری داریم که چون به وسیله نفحه روح القدس حمل برداشت نُه ساعت طول کشید هر ساعتی به اندازه یک ماه. 108 مریم / 31-29. 109 بحارالأنوار، ج 14، ص 207. 110 احقاف / 15. 111 اصول کافی، ج 2، ص 365؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 172. 112 انعام / 85-84. 113 بحارالأنوار، ج 43، ص 37. 114 فاطمه از ولادت تا شهادت، ص 82. 115 این روایت را خطیب بغدادی در تاریخ بغداد، ج 1، ص 316، خوارزمی در مناقب، ص 229، محب الدین طبری، حموینی، ذهبی، ابن حجر مکی، متقی هندی، زرقانی و قندوزی از اهل سنت نقل کرده اند. (بنگرید به: فاطمه از ولادت تا شهادت، ص 83). 116 تحریم / 12. 117 آل عمران / 43. 118 تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 160. 119 علل الشرایع، ص 182. 120 بحارالأنوار، ج 43، ص 76 و 84. 121 فاطمه از ولادت تا شهادت، ص 221. 122 ارشاد دیلمی، ج 1، ص 270. 123 آل عمران / 191. 124 بحارالأنوار، ج 43، ص 35. 125 آل عمران / 35. 126 فرهنگ سخنان فاطمه، ص 83. 127 آل عمران / 43. 128 آل عمران / 42. 129 المیزان، ج 3، ص 188. 130 بنگرید به: بحارالأنوار، ج 43، ص 22، 24، 26، 36، 37، 49 و 78. 131 بحارالأنوار، ج 43، ص 49. 132 شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 15، ص 197. 133 آل عمران / 45. 134 مریم / 19. 135 آل عمران / 42. 136 بنگرید به: الغدیر، ج 5، ص 49؛ بحارالأنوار، ج 43، ص 78. 137 بنگرید: به علی قرآن ناطق، ص 86. 138 مریم / 24. 139 المیزان، ج 14، ص 43. 140 بحارالأنوار، ج 14، ص 209. 141 اصول کافی، ج 1، ص 346؛ بحارالأنوار، ج 43، ص 79. 142 مریم / 25. 143 بحارالأنوار، ج 43، ص 29. 144 همان، ج 43، ص 45. 145 همان، ج 43، ص 30. 146 همان، ج 43، ص 29. 147 آل عمران / 37. 148 بحارالأنوار، ج 43، ص 27، 29، 31 و 77. 149 همان، ج 35، ص 251؛ فرهنگ سخنان فاطمه، ص 261. 150 آل عمران / 37. 151 بحارالأنوار، ج 43، ص 91. 152 همان، ج 43، ص 74، 60 و 31. 153 همان، ج 43، ص 46-45. 154 آل عمران / 37. 155 المیزان، ج 3، ص 174. 156 شرح چهل حدیث، ص 203. 157 بحارالأنوار، 43، ص 2. 158 صحیح بخاری، ج 1 و 5 به نقل از: سیری در صحیحین، ص 324. 159 صحیح بخاری، ج 1، 4 و 5 به نقل از: سیری در صحیحین، ص 325. 160 مریم / 28-27. 161 الخصال، ص 364. 162 مریم / 23. 163 بحارالأنوار، ج 43، ص 177؛ احقاق الحق، ج 19، ص 16؛ فرهنگ سخنان فاطمه، ص 177. 164 مریم / 26. 165 تاریخ طبری، ج 3، ص 236؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 1، ص 134 و ج 2، ص 19؛ الغدیر، ج 7، ص 226 و 229؛ فرهنگ سخنان فاطمه، ص 248. 166 اصول کافی، ج 1، ص 459؛ علل الشرایع، ص 184. 167 الخصال، ص 206 و 235. 168 بحارالأنوار، ج 43، ص 53. 169 همان، ج 43، ص 52.

more_vert فاطمه زهرا علیها السلام معمای ناشناخته

ادامه مطلب

closeفاطمه زهرا علیها السلام معمای ناشناخته

مقدمهرهبر فرزانة انقلاب، امام خامنه ای (حفظه الله) در مورد حضرت زهرای مرضیه(ع) می فرمایند: «دخت گرامی رسول اکرم(ص) معمای ناشناختة ذهن و معارف بشری است. » همچنین دربارة این وجود مقدس و سراپا نور روایت است: «عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ(ع) أَنَّهُ قَالَ: إِنمَا سُمِّیتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخلْقَ فطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا؛[1] همانا فاطمه، فاطمه نامیده شد؛ چراکه خلق از شناخت و معرفت او بریده شده اند. »؛ اگرچه زبان لال، ذهن کور و معرفت ناچیز از فهم این معناست و نوشتن دربارة ایشان، بسیار دشوار است.   آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید   با توسل به کلام نورانی اهل بیت(ع) فقط چند مورد از مواردی را که ثابت می کند حضرت زهرا(ع) معمای ناشناختة ذهن و فکر بشر است، به اختصار شرح داده می شود: 1- «عنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ(ع) أَنَّهُ قَالَ فی (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ): اللَّیلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَک لَیلَةَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّیتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا؛[2] امام صادق(ع) می فرمایند: منظور از «لیله» در سورة قدر، فاطمه و منظور از قدر، الله است، پس هر کسی فاطمه را شناخت، آن گونه که سزاوار شناختن است، به درستی که شب قدر را درک کرده است و غیر از این نیست که فاطمه، فاطمه نامیده شد، به خاطر اینکه خلق از شناخت و معرفت او بریده شده اند. » وقتی حضرت زهرا(ع) شب قدر است و شب قدر بهتر از هزار ماه، چه کسی می تواند این معما را حل کند که آن حضرت کیست؟ 2- در «صحیح بخاری» آمده است که رسول خدا(ص) می فرمایند: «فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّی مَنْ أَغْضَبَهَا فَقَدْ أَغْضَبَنِی؛[3] فاطمه پارة تن من است؛ هر کسی او را غضبناک کند، مرا خشمگین کرده است.» جالب است بدانیم که این حدیث شریف در میان بزرگان اهل سنت معتبر است و حتی نقّاد متعصبی همچون «ذهبی » نیز نتوانسته است آن را نپذیرد و همگان این حدیث را از طرف نبی مکرم اسلام(ص) قطعی الصدور می دانند. پیامبری که طبق نص صریح قرآن: (وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یوحی)[4]؛ «و هیچ گاه از روی هوای نفس سخن نمی گوید؛ بلکه تنها آیات و کلماتی را بیان می کند که به او وحی شده است.» بر اساس آیة (إِنَّ الَّذِینَ یؤْذُون اللَّه وَ رَسُولَهُ لَعَنهَمُ اللَّهُ فی الدُّنْیا وَ الاَخِرَةِ وَ أَعَدَّ لهَمْ عَذَابًا مُّهِیناً)[5]؛ «آنها که خدا و پیامبرش را آزار می دهند، خداوند آنها را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور می سازد، و برای آنان عذاب خوارکننده ای آماده کرده است. » اذیت و آزار به پیامبر(ص) ظلم به خداوند و مستوجب لعن است و آزاردهنده به عذاب خوارکننده ای وعید داده شده است. انسانی که به مرتبه ای می رسد که به خشم درآوردن او همانند به غضب درآوردن رسول خدا(ص) است، کیست و دارای چه مقامی است؟ با این معنا، او همان معمای ناشناختة ذهن و فکر بشری نیست؟ 3- در تفسیر «اطیب البیان» از امام حسن عسگری(ع) نقل شده است: «نَحنُ حُجَجُ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ جَدَّتُنَا فَاطِمَةُ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَینَا؛[6] ما (ائمه معصومین) حجت خداوند بر مخلوقات هستیم و جدة ما فاطمة زهرا(ع) حجت خداوند بر ماست. » چگونه و چرا حضرت زهرا(ع) بر ائمه(ع) حجت الهی می باشد؟ چه کسی می تواند ادعا کند که به حقیقت کلمه معنای این حدیث شریف و این مقام عظیم را می فهمد؟ 4- امام زمان(عج) می فرمایند: «اِنَّ لِی فِی ابْنَةِ رَسولِ اللَّه أُسوَةً حَسَنَةً؛[7] در دختر رسول خدا (ص) برای من سرمشق و الگویی نیکوست. » پیرامون این حدیث شریف تفاسیر بسیاری بیان شده است که هر کدام بیان کننده بخشی از این حقیقت اند. آیا به حقیقت کلمه کسی می تواند بگوید که: وقتی قرآن کریم، پیامبر(ص) را اسوة حسنه و الگوی نیکو معرفی می کند؛ چرا منجی عالم بشریت(عج) حضرت زهرا (ع) را برای خود سرمشق و الگوی حسنه انتخاب کرده است؟ 5- یکی از کنیه های حضرت زهرا(ع) «امّ ابیها»؛ یعنی مادر پدرش، می باشد. پیرامون معنای این کنیه نظریه ها و احتمالات زیادی داده شده است، از جمله حضرت آیت الله سید محمدحسن میرجهانی طباطبایی(ره) که مراتب علم و روحانیت وی بر بزرگان پوشیده نیست، در کتاب «جنّة العاصمة»[8] پس از مقدمه ای دقیق، ده وجه در این باره بیان می کند. معانی حیرت آوری از خلقت اولیه، نورانیت این وجود مقدس و عصمت کلیة الهی بودن؛ ولی دقیق تر آن است که در ابتدای بیان این معانی، عجز و ناتوانی خود را از درک معنای این معما بیان می کند و می گوید: «و اما از آنچه که در معنای آن شرح داده شده، وجوهی برای تکنیة عصمت کبری(ع) به ام ابیها احتمال داده می شود بر وجه استحسان، نه حکومت و تسجیل. و الله و رسوله و اوصیاء الرسول اعلم.[9] با این بیان، آیا آن حضرت معمای ناشناختة ذهن و فکر بشری نیستند؟ غیر از این نیست که فاطمه، فاطمه نامیده شد، به خاطر اینکه خلق از شناخت و معرفت او بریده شده اند 6- (إِنَّا أَعْطَینَاک الْکوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّک وَ انْحَرْ * إِنَّ شانِئَک هوَ الْأَبْترُ)[10]؛ «محققاً ما به تو خیر کثیر دادیم، پس به شکرانه اش برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن! و بدان که همانا شماتت گو و دشمن تو ابتر و بلا عقب است.» در شأن نزول این سوره مفسرین اتفاق نظر دارند وقتی نازل شد که پسران پیامبر(ص) از دنیا می رفتند و دشمنان حضرت، ایشان را «ابتر» نام نهادند و این باعث ناراحتی آن وجود گرامی گردید تا اینکه خداوند برای تسلای دل حضرت، سورة کوثر را نازل فرمود. یعنی کوثر (فاطمه(ع)) که ما به تو عنایت کردیم، همانی است که باعث می شود تو ابتر نباشی و این معنا بالبداهه و با موازنۀ مفهوم کلمۀ ابتر با تسلای خداوند به پیامبر(ص) که خود آنها ابتر هستند، نه تو، معلوم می شود. و اما وقتی خداوند متعال در قرآن کریم دنیا و ما فیها را متاع قلیل معرفی می کند؛ (قُلْ مَتاعُ الدُّنْیا قَلیلٌ)[11]؛ حضرت زهرا(ع) کیست که حتی در مقایسه با پیامبری که رحمة للعالمین و (لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ)[12] است، باز هم می تواند خیر کثیر باشد؟ آیا معمای ناشناختۀ ذهن و فکر بشری نیست؟ 7- در حدیث شریف کساء، وقتی آن پنج وجود مقدس(ع) دور هم جمع شدند، پیامبر(ص) هنگام دعا از ضمیر «هم» استفاده فرموده، به درگاه خداوند عرضه داشتند: «اللَّهُمَّ إِنَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیتِی وَ خَاصَّتِی وَ حَامَّتِی لَحمُهُم لَحمِی وَ دَمهُم دَمی...» و البته همان طور که روشن است، این از قواعد زبان عربی است که اگر در جمع مردان، مؤنث وجود داشته باشد، گوینده از ضمیر مذکر استفاده می کند. اما شگفت آور و غیر قابل فهم است که چرا وقتی حضرت حق جلَّ جَلاله در مقام مباهات می خواهد اهل کساء را به ملائکه معرفی فرماید، حضرت زهرا(ع) را محور قرار می دهد و می فرماید: «هُم فَاطِمَةُ وَ اَبُوهَا وَ بَعلُهَا وَ بَنُوهَا.» چه کسی می تواند چرایی این خطاب را بفهمد؟! کیست ادعا کند که به حقیقت کلمه توانسته توجیه قطعی برای محوریت حضرت فاطمه(ع) در این خطاب پیدا کرده است؟ 8- امام باقر (ع) می فرمایند: «وَ لَقَدْ کانَتْ (صلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهَا) طَاعَتُهَا مَفْرُوضَةً عَلَی جَمِیعِ مَنْ خَلَقَ اللَّهُ مِنَ الْجنِّ، وَ الْإِنسِ، وَ الطیرِ، وَ الْبَهَائِمِ، وَ الْأَنْبِیاءِ، وَ الْمَلَائِکة؛[13] اطاعت از حضرت فاطمه(ع) بر تمامی آفریدگان خدا، از جن و آدمیان، پرندگان و وحوش، پیامبران و فرشتگان، واجب است. » - چرا اطاعت جمیع آفرینش از حضرت زهرا(ع) واجب است؟ - اطاعت پیامبران گذشته(ع) که در زمان حضرت زهرا(ع) نبوده اند، به چه معناست؟ 9- در زیارتنامه حضرت می خوانیم «یا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَک اللَّهُ الَّذِی خَلَقَک قَبْلَ أَنْ یخْلُقَک فَوَجَدَک لِمَا امتَحَنَک صَابِرَةً؛ ای امتحان شده ای که امتحان نموده است تو را خدایی که خلق کرد تو را قبل از اینکه خلق کند تو را؛ پس تو را صابر یافت برای آنچه که امتحانت نمود. » امتحان قبل از خلقت و صابره یافتن حضرت به چه معناست؟ الله اکبر از این همه رمز و راز. با چنین اوصافی آیا حضرت زهرا(ع) معمای ناشناختة ذهن و فکر بشری نیست؟ پس حقیقتاً باید گفت: «الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا.» پی نوشت ها [1] بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407ق، ج 43، ص 65. [2] همان. [3] الجامع الصحیح، بخاری، دارالکتاب العربی، بیروت، 1403ق، ج 3، کتاب الفضائل، باب مناقب فاطمة(ع)، ص1374. [4] نجم / 3 و 4. [5] احزاب/ 57. [6] أطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، انتشارات اسلام، تهران، 1378ش، ج 13، ص 225. [7] بحار الانوار، ج 53، ص 180. [8] جنّة العاصمة، محمدحسن میرجهانی طباطبایی، کتابخانه صدر، تهران، 1371ش. [9] همان، ص . [10] کوثر/ 1 – 3. [11] نساء/ 77. [12] قلم/ 4. [13] دلائل الإمامة، محمد بن جریر طبری، بعثت، قم، 1413ق، ص 106.

more_vert قلمرو عصمت فاطمه زهراء(س) در حدیث «فاطمه بضعه منی»

ادامه مطلب

closeقلمرو عصمت فاطمه زهراء(س) در حدیث «فاطمه بضعه منی»

طرح مسألهجایگاه ویژه و گستردگی فضایل حضرت فاطمه زهرا(ع) در قرآن و احادیث بسیار چشمگیر است. فاطمه زهرا(ع) در قرآن با عنوان مظهر شاخص عصمت و طهارت در آیه تطهیر (احزاب ، ٣٣) و همراه خاص پیامبر اکرم(ص) در آیه مباهله (آل عمران، ٦١) و کوثر رسالت در سوره کوثر (کوثر، ١) و در احادیث به عنوان سرور بانوان دو عالم (نسائی، بی تا: ٢٥٢/٤؛ ١٤٧ /٥) محبوب و پاره تن پیامبر اکرم(ص) معرفی شده است. فضایل فاطمه زهرا(ع) در لابلای منابع گوناگون علمی (شامل تفاسیر روای اهل تسنن و شیعه، جوامع روایی فریقین، کتاب های سیره و رجال، کتاب های مستقل روایی) و نگاشته های مستقل با الهام از جایگاه خاص آن حضرت در قرآن و احادیث تجلی یافته است. یکی از فضایل فاطمه زهرا(ع) برخورداری آن حضرت از مقام عصمت است که آیات و احادیث، حدیث معروف و معتبر «فاطمة بضعة منی» است که به صورت های گوناگون در جوامع روایی اهل تسنن و شیعه از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است. این مقاله درصدد است با تبیین، تحلیل و نقد دیدگاه های دانشمندان اهل تسنن و شیعه در زمینه این حدیث به اثبات و تبیین گسترده و قلمرو عصمت فاطمه زهرا(ع) بپردازد. مفهوم شناسی عصمتواژه «عصمت» که صورت صحیح نوشتاری آن «عصمة» است، واژه ای عربی از ریشه «ع ص م» بر وزن «فعلة» می باشد که در دو معنا کاربرد دارد: ١. معنای مصدری: منع و بازداشتن، و نگاه داشتن. (جوهری ، ١٤٠٧ - ١٩٨٧: ١٩٨٦/٥؛ ابن فارس، ١٣٩٩- ١٩٧٩: ٣٣١/٤؛ راغب، ١٤١٢: ٥٦٩/١). ٢. معنای اسم مصدری: حالت نگاه داری ، (فیومی، بی تا: ٤١٤/٢؛ آملی، ١٤٢٨: ٤٥٧/١؛ ابن منظور، بی تا: ٤٠٣/١٢). اما در تعریف اصطلاحی عصمت، دو نظریه ارائه شده است: ١. عصمت از نظر متکلمان عبارت از لطفی است که خدا درباره بنده می کند: «العصمة لطف» (ر. ک: حلی، ١٣٦٥: ١٩٥؛ نصیرالدین طوسی ، ١٤٠٥: ٣٦٩؛ شیخ مفید، ١٤١٣: ٣٧؛ شیخ مفید، ١٤١٣: ١٥٠ و ٢٢٠؛ حلی، ١٣٦٥: ٦٢). متکلمان عصمت معصومان (ع) را نیز لطف الهی می دانند، به این معنا که اگر خداوند پیامبرانی می فرستاد که از نیروی عصمت برخوردار نبودند و گاهی دچار گناه و لغزش می شدند، دیگر کسی از آنها پیروی نمی کرد و خداوند به هدف و غرض خود در هدایت مردم نمی رسید. بنابراین اگر قرار است خداوند کسی را به عنوان پیامبر و امام برگزیند، باید حتما معصوم باشد. در غیر این صورت لطف نکرده است. ٢. عصمت در اصطلاح فلاسفه عبارت از حالت راسخ و ملکه نفسانی در درون انسان است که موجب می شود انسان از کارهای بد به کلی تنفر داشته باشد. (ر. ک: نصیرالدین طوسی، ١٤٠٥: ٣٦٩؛ تهانوی، ١٩٩٦: ١٠٤٧/٣؛ حلی، ١٣٦٥: ٦٢؛ جرجانی ، ١٣٧٠: ٦٥؛ ایجی، ١٣٢٥: ٢٨١/٨؛ تفتازانی ، ١٤٠١: ٣١٣/٤). در تعریف «ملکه» گفته شده است که روح انسانی در درون خود حالاتی دارد مانند ترس، شادی و.... این حالات ممکن است زودگذر یا در روح انسان رسوخ کرده و ثابت گردیده و حالت همیشگی پیدا کند. اگر یک حالت نفسانی در درون انسان رسوخ پیدا کند و جاگیر شود، در اصطلاح علم اخلاق و حکمت عملی به آن «ملکه» می گویند، (تهانوی، ١٩٩٦: ١٦٤٢ /٢). بنابراین ، ملکه یعنی صفتی که در روح انسان، رسوخ پیدا کرده، و روح انسان را تملک کرده است. مانند ملکه شجاعت، ملکه علم و.... بر این اساس ، عصمت عبارت از صفت درونی تنفر از گناه و بدی است که در وجود انسان ملکه شده است. ما می توانیم با جمع کردن بین نظریه متکلمان و فلاسفه تعریف صحیحی از عصمت به این ترتیب ارائه کنیم: «عصمت عبارت است از ملکه نفسانی در درون انسان که یک نوع لطف خدادادی است و باعث تنفر فرد معصوم از گناه می شود» آنچه تاکنون ذکر شد، تعریف جامع عصمت به شمار نمی آید، بلکه تعریف جامع عصمت با توجه به بررسی های دیگر، در ادامه خواهد آمد. از سوی دیگر، عصمت دو نوع است: الف) عصمت از خطیئه؛ ب) عصمت از خطا. اگر بخواهیم تعریفی جامع از عصمت ارائه دهیم تا شامل هر دو نوع عصمت (عصمت از خطیئه و عصمت از خطا) شود، باید عصمت را به ملکه خدادادی تعبیر کنیم که لطف و عنایتی خدایی بوده ، که هم موجب تنفر شدید و دائمی از ارتکاب گناه و... می شود، به گونه ای که هیچ تخطی نمی کند و هم موجب معرفت و روشن بینی درونی دائمی و کامل و صد در صدی می شود که نشان دهنده واقعیت است به گونه ای که هرگز خطا در آن راه ندارد. (ر. ک: تهانوی، 1996: 78/5) اگر عصمت را از بعد ولایت و باطن دین نگاه کنیم ، دیگر نمی توان آن را فقط یکی از شروط نبوت دانست. ممکن است انسانی بنده خالص خداوند باشد و در مسیر قرب الی الله، مراتب و درجات معنوی را پیموده و به مقام ولایت برسد، ولی خداوند تشخیص بدهد که او را نه نبی و نه امام (مثل حضرت فاطمه زهرا(ع)) قرار دهد. آیا باید گفت چنین انسان هایی چون مأموریت الهی ندارند، نباید به عصمت راه پیدا کنند؟ خلاصه آن که اگر عصمت را فقط به عنوان شرط نبوت و در توسعه بیشتر، شرط نبوت و امامت بدانیم، این دیدگاه توجیه کننده عصمت غیر پیامبران و امامان(ع) نخواهد بود، در حالی که افرادی غیر از پیامبران نیز قطعا معصوم بوده اند (مثل حضرت فاطمه زهرا(ع)) نیز اولیاء الهی با توجه به ذکر، شهود، یقین و توکلی که دارند می توانند به درجاتی از عصمت دست پیدا کنند. بر این اساس راه چاره آن است که با نگاه نو و به عنوان شاخه ای از شاخه های مقام ولایت و مخلصیت (و نه خصوص نبوت و امامت)، به مفهوم عصمت نگریسته شود و دلایل عصمت از این نظر مورد تأمل قرار گیرد. برای نمونه، با توجه به مفهوم فراگیر عصمت - که گفته شد عصمت (اعم از عصمت از خطا و عصمت از خطیئه)، از سنخ علم حضوری است، با این تفاوت که در عصمت از خطا به معنای علم حضوری مطابق با واقع و در عصمت از خطیئه به معنای علم حضوری گرایشی که موجب تنفر دائمی از گناه و مخالفت با دستورهای الهی است - به آیاتی که بیانگر مقام عصمت حضرت یوسف(ع) است می نگریم، آنجا که می فرماید: «و لقد همت به و هم بها لو لا أن رأی برهان ربه کذلک لنصرف عنه السوء و الفحشاء إنه من عبادنا المخلصین»؛ (یوسف، ٢٤. و در حقیقت [آن زن ] آهنگ وی کرد، و [یوسف نیز] اگر برهان پروردگارش را ندیده بود، آهنگ او می کرد. چنین [کردیم ] تا بدی و زشتکاری را از او بازگردانیم، چرا که او از بندگان مخلص ما بود.) از آیه شریفه برمی آید که دیدن برهان رب که در بهترین تفسیر، به مشاهدة حضوری پروردگار تفسیر و معنا شده است ، (طباطبایی، ١٣٩٣: ١١٦/١١). مانع از قصد و آهنگ گناه و تمایل به آن شد: (طباطبایی، ١٣٩٣: ١٢٩/١١). «و هم بها لو لا أن رأی برهان ربه» نیز از جمله بعد که بیانگر آن است خداوند گناه و زشتکاری را از یوسف(ع) باز داشت: «کذلک لنصرف عنه السوء و الفحشاء»، برمی آید که حضرت یوسف(ع) تمایلی به گناه پیدا نکرد وگرنه گفته می شد یوسف را از گناه بازداشتیم. (همان) بر این پایه، از این آیه شریفه استفاده می شود مفهوم عصمت از خطیئه، که نمود عینی آن در ماجرای یاد شده در این آیه متجلی است، نوعی علم حضوری گرایشی است که چنان موجب تنفر از گناه می شود که حتی دارندة آن تمایل به گناه پیدا نمی کند. اما در ادامة آیه سخن از ریشة این نوع از ادراک است که می فرماید: «إنه من عبادنا المخلصین». از این جمله که جمله تعلیلیه است ، می توان استفاده کرد که دو عامل در عصمت و ریشة آن که تصرف الهی در مبدأ میل انسان و بازگرداندن از توجه به گناه است، نقش دارد و وجود این دو عامل در یوسف(ع)، موجب شده است که خداوند او را از گناه مصون بدارد. این دو عامل عبارت اند از: ١) عبد بودن؛ ٢) مخلص بودن. روشن است از آن جا که جمله تعلیلیه است و جمله های تعلیلیه، ارتکازی و ارجاع به عقل انسان ها است، از آن برمی آید که هر کس این دو عامل را دارا باشد هرچند پیامبر و امام نباشد، خداوند ویژگی عصمت را به او ارزانی می دارد. حدیث «فاطمة بضعة منی» در جوامع روایی فریقین اهل تسنن و شیعه به اتفاق نقل کرده اند که پیغمبر اکرم(ص) فرمود: «فاطمة بضعة منی»؛ «فاطمه پارۀتن من است.» اما ادامۀحدیث به گونه های مختلفی در روایات آمده است و برخی از دانشمندان درصدد گردآوری این روایات با پس گزاره های متفاوت شده اند، بلکه در برخی روایات گزاره نخست (فاطمة بضعة منی) نیز به صورت متفاوت آمده است که بعضی از دانشمندان همه را در یک جا گرد آورده اند. (ر. ک: امینی، ١٤١٦: ٢٣٢ /٧-٢٣٦؛ امینی، بی تا: ١٠٦؛ مرعشی ، ١٤٠٩: ١٨٧/١٠؛ ١٥٣ /٢٥؛ ٢٧٧/٣٥؛ ابن ابی الحدید، بی تا: ٢٨٣/١٦؛ جلالی، ١٣٧٨: ٢٧٦؛ متقی هندی، ١٤٠١١٩٨١: ١١١/١٢). ما نخست به پس گزاره جمله «فاطمة بضعة منی» و در ادامه به روایاتی که گزاره نخست را با عبارت دیگر نقل کرده است: ١) «من [فمن] آذاها فقد آذانی»؛ (متقی هندی، ١٤٠١١٩٨١: ١١٢/١٢) ٢) «من [فمن] أغضبها فقد أغضبنی»؛ (بخاری ، ١٤٠٧: ٣٦ /٥؛ متقی هندی، ١٤٠١١٩٨١: ١٠٨ /١٢) ٣) «یریبنی مایریبها»؛ (متقی هندی ، ١٤٠١١٩٨١: ١٠٧/١٢) ٤) «فمن غاضها فقد غاضنی»؛ (٥) (صدوق، ١٣٦٣: ١٢٥/٤) ٥) «انما [ان] فاطمة شجنۀ منی قبضی ما یقبضها ویبسطنی ما بسطها.» (نیسابوری ، بی تا: ١٥٥ /٣؛ متقی هندی، ١٤٠١١٩٨١: ١١١/١٢) ٦) «یسعفنی مایسعفها»؛ (امینی، ١٤١٦: ٢٢٢/٧؛ زبیدی، بی تا: ٢٧٢/١٢) ٧) «ینصبنی ما انصبها»؛ (زبیدی، بی تا: ٤٣٣/٢؛ ابن اثیر جزری، ١٣٦٧: ٦٢ /٥) ٨) «یریبنی ما رابها [ارابها]، و یؤذینی ما آذاها» (بخاری ، ١٤٠٧: ١٥٨/٦، مسلم، بی تا: ١٤١/٧) ٩) «یسرنی ما یسرها.» (امینی، ١٤١٦: ١٧٤/٧؛ الاغانی، بی تا: ١٨٠ /٩) ١٠) «إن فاطمة بضعة منی، و انا أتخوف ان تفتتن فی دینها، و إنی لست أحرم حلال و لا أحل حراما ولکن و الله لا تجتمع بنت رسول الله و بنت عدو الله عند رجل واحد أبدا.» (متقی هندی، ١٤٠١١٩٨١: ١١٢/١٢). بررسی سند حدیث «فاطمة بضعة منی»بر اساس آنچه ارائه گردید می توان گفت مضمون حدیث تواتر معنوی بلکه برخی واژه های آن تواتر لفظی دارد. از این رو، برخی با تعبیر مستفیض یا متواتر (تبریزی، ١٤١٨: ١٣٦) از این حدیث یاد کرده اند و یا گفته شده است که از این حدیث در میان فریقین باتعبیر متواتر یاد شده است (کاشف الغطاء، بی تا: ٩٧ /١) و یا اینکه برخی مضمون آن را مورد اتفاق: «متفق علیه» می دانند (نووی، بی تا: ٢٤٤/٢٠) و یا گفته شده است: خاصه و عامه آن را نقل و به صحت آن اعتراف کرده اند. (خراسانی، بی تا: ١٩٥)؛ تنها نکته ای که شایسته است در اینجا به آن پرداخته شود، این است که نقل حدیث یاد شده به صورت اخیر که در برخی منابع آمده است، گونه جعلی حدیث «فاطمة بضعة منی» است که در سبب صورت حدیث آمده است علی(ع) تصمیم ازدواج با دختر ابوجهل را داشت، این مطلب به گوش پیغمبر اکرم(ص) رسید و آن حضرت فرمود: «إن فاطمة بضعة منی، و انا أتخوف ان تفتتن فی دینها، و إنی لست أحرم حلال و لا أحل حراما ولکن و الله لا تجتمع بنت رسول الله و بنت عدو الله عند رجل واحد أبدا.» شواهد جعل در پس گزاره های این نقل هویدا است؛ زیرا: ١) این حدیث با پس گزاره های گذشته در جوامع روایی فریقین نقل شده است و آن پس گزاره ها در تضاد قطعی با این جمله دارد که «و انا اتخوف ان تفتتن فی دینها»؛ زیرا اگر فاطمه زهرا(ع) به گونه ای بود که در آینده دچار فتنه در دین خود می شد و احیانا از آن منحرف می گردید و رسول خدا(ص) بیم این انحراف را داشت، هرگز در مورد او نمی گفت که فاطمه پاره تن من است، هر کس او را بیازارد، مرا آزار داده است و... مگر آنکه بضعه و پاره تن بودن فاطمه(ع) را به پاره تن جسمی که هر دختری نسبت به پدر خود دارد بدانیم که همان گونه که در آینده ذکر خواهد شد، جفا در معنای حدیث است. ٢) هرگز امیرمؤمنان(ع) که از اهل بیت و معصوم است، عملی بر خلاف خشنودی رسول خدا(ص) نمی کند. ٣) اگر حکم اختیار همسر دوم برای امیرمؤمنان(ع) جواز ازدواج است ، همان گونه که این حدیث جعلی نیز بدان تصریح دارد، هرگز رسول خدا(ص) چنین واکنشی تند بروز نمی داد. (ر. ک: نقد اخبار ازدواج مجدد امام علی(ع) در زمان پیامبر، مرضیه سادات سجادی ، مقالات و بررسی ها، شماره ٧٤، صص ١٥٢- ١٣٩؛ محمودی، ١٣٦٧: صص ٢٤٨-٢٤٧). مفهوم شناسی واژگان غریب روایات «بضعة»در میان واژگان احادیث گذشته، چندین واژه از واژگان غریب است که به تبیین آنها می پردازیم: ١. واژة «بضعة» به معنای قطعه گوشت، یا پاره قابل ملاحظه از گوشت را می گویند. (ابن فارس، ١٣٩٩- ١٩٧٩: ٢٥٤/١؛ ابن اثیر جزری ، ١٣٦٧: ١٣٤ /١؛ ابن منظور، بی تا: ١٢ /٨؛ فیومی ، ۱۴۱۴: ٥٠/٢) ٢. واژة «یریبها» و «یریبنی» از ریشه «ریب» است و اصل معنایی این ریشه، شک و تردید ویا شک و تردید همراه با اتهام ویا شک و تردید همراه با بیم می باشد (ابن فارس، ١٣٩٩ - ١٩٧٩: ٤٦٣/٢؛ ابن اثیر جزری، ١٣٦٧: ٢٨٦/٢). بنابراین، معنای «یریب» عبارت از به شک انداختن انسان در موردی ویا به شک انداختن همراه با اتهام است، اما معنای این واژه در حدیث عبارت از صرف به شک انداختن نیست، بلکه مراد از آن ناراحت کردن و رنجاندن است: «ای یسوءنی مایسوءها ویزعجنی مایزعجها.» (ابن اثیر جزری، ١٣٦٧: ٢٨٧/٢؛ ابن منظور، بی تا: ٤٤٢/١) که با معنای دوم ویا سوم اصل معنایی ریشه سازگار است. ٣. واژه «یسعفنی» و «اسعفها» از ریشه «سعف» و باب افعال «اسعاف» به معنای یاری کردن و برآوردن حوایج و نیاز می باشد. (جوهری، ١٤٠٧- ١٩٨٧: ١٣٧٤ /٤؛ ابن فارس، ١٣٩٩- ١٩٧٩: ٧٣/٣؛ ابن منظور، بی تا: ١٥٢/٩) و در این حدیث به لحاظ قرینه سیاق ، مراد از این واژه نزدیکی ویاری کردن است. بنابراین، معنای عبارت این است که هر کس به فاطمه نزدیکی جوید ویاری کند و حوایج او را برآورده کند، مرایاری کرده است ، و به عبارت دیگر مقصود این است که هر چه به او برسد به من رسیده و هر چه کار او را سامان بدهد و به او کمک کند، به من یاری رسانده است: (ابن اثیر جزری، ١٣٦٧: ٢/ ٣٦٨؛ ابن منظور، بی تا: ١٥٢/٩؛ زبیدی، بی تا: ٢٧٢ /١٢) ٤. «نصب» به معنای رنج (راغب، ١٤١٢: ٨٠٨) و یا خستگی حاصل از رنج است (ابن منظور، بی تا: ٧٥٨/١) که در اینجا همان معنای اول مراد است، اما از آنجا که ماده «نصب» از ثلاثی مجرد، لازم است و برای متعدی کردن آن از باب افعال استفاده می شود (ابن منظور، بی تا: ٧٥٨/١؛ زبیدی، بی تا: ٤٣٣/٢)، صورت صحیح قرائت واژه «ینصبنی» در حدیث مورد بحث به صورت متعدی از باب افعال می باشد. ٥. «شجنه» یا «شجنه» در لغت به معنای شاخه درخت (فراهیدی ، بی تا: ٣٦/٦) و بخشی از شاخه (ابن اثیر جزری، ١٣٦٧: ٤٤٧/٢؛ زبیدی، بی تا: ٣١٣/١٨) و خوشه انگور (ابن منظور، بی تا: ٢٣٣/١٣) و اساسا بخشی از یک چیز (زمخشری ، ١٩٧٩: ٣٢١؛ ابن منظور، بی تا: ٢٣٣/١٣) می باشد. ٦. واژه «مضغه» در اینجا به معنای پاره گوشت (فراهیدی، بی تا: ٣٧٠ /٤؛ جوهری، ١٤٠٧- ١٩٨٧: ٤/ ١٣٢٦؛ ابن اثیر جزری، ١٣٦٧: ٤/ ٣٣٩) می باشد. تحلیل محتوای حدیث «بضعة»١. بعض حقیقی ؛ پاره تنممکن است گفته شود مراد از پاره تن رسول خدا(ص) بودن فاطمه زهرا(ع)، پاره تن به معنای حقیقی آن است. نقد: قطعا اطلاق «بضعة» بر فاطمه زهرا(ع) به لحاظ معنایی لغوی واژه «بضعة» که چنانکه گفته شد به معنای پاره گوشت و یا قطعه قابل ملاحظه از گوشت، از باب مجاز و مقصود از آن این است که فاطمه(ع)، جزء و بخشی از رسول خدا(ص) است (ابن اثیر جزری، ١٣٦٧: ١٣٤/١؛ طریحی، ١٤١٦: ٣٠٠/٤؛ زبیدی، بی تا: ٢٠/١١)؛ زیرا اگر آن را به معنای حقیقی معنا کنیم شامل تمامی فرزندان با واسطه و بلاواسطه پیامبر اکرم(ص) گردیده و اختصاص آن به فاطمه(ع)، بی وجه خواهد بود. بدین ترتیب ، معنا کردن عبارت «بضعة» به تکه ای از گوشت بدن پیغمبر(ص) نادست است ، زیرا در این صورت نه تنها تمامی سادات از نسل پیغمبر(ص) را شامل می شود، بلکه هر فرزندی نسبت به پدر و مادرش پاره ای از تن اوست و از سوی دیگر، گفتن چنین سخنی از پیامبر اکرم(ص) یک سخن عادی خواهد بود که هر پدر و مادری می تواند در مورد فرزندش بگوید و این خلاف بلاغت و حکمت در سخن پیامبر خواهد بود. بنابراین منظور پیغمبر اکرم(ص) این نیست که فاطمه(ع) از نسل من است، چراکه اگر منظور ویژگی عمومی یا نسبت جسمانی حضرت فاطمه(ع) بود برخلاف سخنان حکمت آمیز پیغمبر اکرم(ص) تلقی می شد. به همین دلیل در تبیین معنای «سلمان منا اهل البیت(ص)» (فرات کوفی، ١٤١٠: ١٧١) که مشابه حدیث مورد بحث است ، گفته شده است: قطعا مراد از بعض در اینجا، تبعیض واقعی نیست، بلکه ظاهر این است که این عبارت در مقام مبالغه است و مراد از بعض، بعض ادعایی است، تا اتحاد در امور اختصاصی را برساند و مشابه آن حدیث «فاطمة بضعة منی» است که حمل آن بر معنای حقیقی، ضروری البطلان است. (نوری، ١٣٦٩: ١٣٩) ٢. بعض از جسم و خون؛ فرزندبرخی از دانشمندان اهل تسنن، حدیث «فاطمة بضعة منی» را صرفا به معنای مجازی بسیار نازل به این معنا که مجازا فرزند بخشی از جسم پدر است، معنا کرده اند. از جمله به مناسبت های مختلف فخر رازی حدیث مورد بحث را به این معنا حمل و معنا کرده است (رازی، ١٤٢١: ٤٧٧/٩، ٥٠٩؛ ٢٤/١٠؛ ٣٢٢/٢٠؛ ٦٢٣ /٢٧؛ ٦٤٢/٣٠). همچنین مناوی خاندان پیامبر(ص) را به عنوان اینکه پاره تن و جزئی از او هستند و از ریشه او سرچشمه گرفته اند یاد کرده و حدیث مورد بحث را به عنوان شاهد ذکر می کند (مناوی، ١٤١٥: ٢٠/٣) و نیز در «تفسیر روح البیان» به مناسبتی بدان تصریح کرده است (حقی بروسوی، بی تا: ٣٥٧/٨) نیز مناوی در فیض القدیر بعد از نقل حدیث با پس گزاره «فمن اغضبها اغضبنی» آورده است که سهیلی با استدلال به حدیث گفته است : «هر کس فاطمه را دشنام دهد، حکم به کفر او می شود؛ زیرا سب و دشنام، به خشم آوردن فاطمه(ع) است و سهیلی افزوده است [که از این حدیث برمی آید] که فاطمه(ع) از شیخین (ابوبکر و عمر) افضل است، ولی ابن حجر بر سخن اخیر او ایراد گرفته و آن را نپذیرفته است و به نقل از سمهودی آورده است که فرزندان فاطمه(ع) پاره تن فاطمه اند، لذا با واسطه پاره تن رسول خدا(ص) به شمار می آیند... و فرزندان با واسطه او هرچند واسطه طولانی و متعدد باشد، پاره تن او هستند. سپس به نقل از ابن حجر آورده است از این حدیث برمی آید که آزار و اذیت رسول خدا(ص) به واسطه اذیت در حق فاطمه(ع) حرام است و هیچ گناهی بزرگتر از اذیت کردن فاطمه(ع) از قبل آزار فرزندان او نیست، لذا از باب استقراء و تجربه مشاهده شده است که هر کس فرزندان فاطمه(ع) را بیازارد، در دنیا به کیفر و عقوبت آن دچار می شود. (فیض القدیر ٥٥٤/٤. نیز ر. ک: مقزیری ، ١٩٤١: ٢٧٣/١٠؛ بیومی، ١٣٧٦: ١٥٨؛ عاملی ، ١٤٢٣: ٢٥٧/٢؛ ناصر، ١٤٢٥: ٣٧؛ فیروزآبادی، ١٣٩٣: 151/3) نقد: التزام به اینکه استعمال «بضعة» در مورد فاطمه زهرا(ع) در حدیث مورد بحث استعمال در معنای مجازی آن در حد تشبیه فرزند به تکه گوشتی از تن پدر است، کاملا مخالف با اختصاص بضعه بودن به فاطمه زهرا(ع) است و این در حالی است که این کمال را رسول خدا(ص) صرفا در مورد حضرت زهرا(ع) ذکر کرده است و قطعا ازیک سخن عادی که هر پدر و مادری در مورد فرزند خود می تواند بگوید، فراتر است. بنابراین ، همان گونه که تفسیر حدیث «فاطمة بضعة منی» به معنای حقیقی ، یک اشتباه فاحش است و هیچ کس از دانشمندان چنین ادعایی را نکرده است؛ حمل آن بر معنای مجازی نازل به مناسبت اینکه فرزند نسبت جسمی با پدر دارد، نادرست و غیر موجه خواهد بود. بر این پایه، سخن «ایجی» در «المواقف» و «جرجانی» در «شرح المواقف» که به پندار خود در رد استدلال شیعه به این حدیث، آن را مجاز و نه حقیقت برمی شمارند؛ آنجا که می گویند: «بضعة منی مجاز قطعا لاحقیقۀ، فلایلزم عصمتها.» (ایجی، ۱۳۲۵: ۵۹۸/۳؛ إیجی ، ۱۹۹۷: ۳۵۶ /۸) گذشته از آنکه سخن ابتدایی بیش نیست؛ هیچ کس از دانشمندان برجسته شیعه با این مبنا که استعمال بضعة در مورد حضرت زهرا(ع)یک استعمال حقیقی است بر عصمت آن حضرت استدلال نکرده است، بلکه اختلاف شیعه و اهل تسنن در اینجا، بعد از توافق بر استعمال مجازی ، در توجیه و تفسیر معنای مجازی است. نیز از اینجا اشتباه یکی از نویسندگان معاصر شیعی نیز روشن می شود که درصدد دفاع از استعمال حقیقی در این حدیث مورد بحث است. (ر. ک: میلانی، ۱۴۱۳: ۶۷) به نظر می رسد این اشتباه از ابداء احتمال نابه جا در جای دیگر ناشی می شود (ر. ک: شوشتری، ۱۳۶۷: ۱۴۷). ٣. همه کمالات حتی نبوتبر اساس ، آنچه در نقد احتمال اول و دوم گفته شد، بعد از گذر از معنای حقیقی یاد شده و معنای مجازی سطحی و عادی برای این جمله ، باید در پی معنای مجازی دیگری بود که مصحح و مجوز کاربرد «بضعة منی» در مورد حضرت زهرا(ع) نسبت به رسول خدا(ص) بود. روش علمی در گونه موارد این است که بعد از مراجعه به قراین لفظی اعم از قراین متصل در جمله و پیرامون آن (سیاق) و قراین مقامی و نیز قراین منفصل که در دلایل لفظی دیگر شامل آیات و روایات دیگر متجلی است، و نیز بر اساس قراین عقلی، معنای مجازی در کلام مورد نظر مشخص شود. بر این اساس، احتمال هایی که در مورد «بضعة» بودن حضرت زهرا(ع) نسبت به پیامبر اکرم(ص) می رود، خارج از دو صورت نیست. نخست اینکه حضرت زهرا(ع) در تمامی اموری که پیامبر اکرم(ص) دارای آن است اعم از نبوت و رسالت و تمامی کمالات عرفانی که از مقام ولایت کلی و عبودیت آن حضرت سرچشمه می گیرد، پاره ای از او باشد؛ ویا اینکه در بخشی از آنچه آن حضرت دارای آن است ، پاره ای از او باشد. قطعا به لحاظ اینکه پیامبر اکرم(ص) خاتم پیامبران (ع) است احتمال نخست مردود خواهد بود؛ چنانکه هیچ کس از شیعه چنین ادعایی ندارد. بر این اساس، در استعمال حقیقی «بضعة منی» در مورد حضرت زهرا(ع) دو احتمال مطرح است که هر دو مردود است: ١) واژه «بضعة» به نحو حقیقی در پاره گوشت استعمال شده باشد؛ ٢) واژه «بضعة منی» به نحو مجاز در کلمه به معنای «جزء و بخشی از رسول خدا(ص)» باشد، لیکن به نحو اسناد حقیقی در جمله، جزئیت در تمام آنچه رسول الله(ص) داراست از آن ارائه شده باشد. بنابراین اگر سخن دانشمندان پیش گفته درباره استعمال حقیقی ، احتمال دوم هم باشد، مردود و نا به جا خواهد بود. ٤. تمامی کمالات غیر از نبوت و رسالتبنابراین، بر اساس آنچه در رد احتمال سوم گفته شد، فاطمه زهرا(ع) صرفا در مقامات ولایت و بندگی حضرت حق، پاره ای از رسول خدا(ص) است، باید تحقیق شود که آیا فاطمه زهرا(ع) در تمامی مقامات که از فروع مقام ولایت پاره ای از رسول اکرم (ص) است ویا در بخشی از آنها؟ اینجا است که اهل تسنن که قایل به عصمت مطلق رسول خدا(ص) نیستند و از جمله «ایجی» و «جرجانی» با گستاخی تمام بدان تصریح کرده اند، (ایجی، ١٣٢٥: ٣٥٦/٨) با قطعیت عصمت فاطمه زهرا(ع) را انکار می کنند و آن را دلیل بر این می دانند که از حدیث «فاطمة بضعة منی» به هیچ وجه عصمت فاطمه زهرا(ع) استفاده نمی شود. (همان) ولی مبنای سخن اهل تسنن که عدم التزام رسول خدا(ص) است، با توجه به دلیل عقلی که ضرورت عدم سلب اعتماد از رسول خدا(ص) است و نیز دلایل متعدد قرآنی در لزوم عصمت پیامبران(ع) مردود است. بنابراین، به این دلیل نمی توان دلالت حدیث بر عصمت فاطمه زهرا(ع) را مردود دانست. حقیقت این است که بحث از اینکه آیا از حدیث مورد بحث عصمت فاطمة زهرا(ع) برمی آیدیا نه، پیش از مشخص ساختن اینکه محدوده کمالات مقام ولایت رسول خدا(ص) که برای حضرت زهرا(ع) در این حدیث اثبات شده چیست و اینکه آیا همه کمالات از جمله عصمت را شامل می شود ویا برخی از آنها را، یک بحث انحرافی و زود هنگام است، بلکه بحث آغازین در این باره، پاسخ به این دو سؤال است: ١) آیا منظور از «بضعة منی»، این است که فاطمه زهرا(ع) بخشی از کمالات ولایت رسول خدا(ص) مانند: اصطفاء، مخلصیت، اخبات، توکل، رضا، توحید، عصمت، انابه و... را دارا است ویا اینکه از این جهت تمامی کمالات ولایی را برای فاطمه زهرا(ع) اثبات می کند؟ ٢) آیا در هریک از انواع مقام های ولایت – مثلا اصطفاء- که ذکر شد، بخشی از آن را برای فاطمه زهرا(ع) اثبات می کند، ویا اینکه تمامی مراحل و مراتب آن مقام را؟ در پاسخ هریک از دو سؤال ممکن است کسی با تمسک به دو واژه «بضعة» و «منی» که هر دو دلالت بر تبعیض دارند و به معنای «بخشی از» می باشند، به دید محدودنگر گراییده و فقط بخشی از انواع کمالات ولایی رسول خدا(ص) مثلا فقط عصمت و در حوزه مراحل و مراتب و درجات عصمت نیز فقط بخشی از آن را نه آن گونه که رسول خدا(ص) تمامی درجات را داراست، برای فاطمه زهرا(ع) اثبات کند. و بر این مبنا گفته شده است: ««من» در اینجا به معنای تبعیض است ، و مفهوم حدیث این است که فاطمه جزء رسول الله(ص) است، و جزء معصوم، معصوم است، پس فاطمه معصوم است، مگر آنکه دلیلی بر نفی عصمت از فاطمه(ع) دلالت کند [که چنین دلیلی وجود ندارد]، بنابراین، از این حدیث عصمت مطلق فاطمه زهرا(ع) و لزوم پذیرش سخن او اثبات می شود.» (ابن جبر، ١٤١٨: ٦٢٣. نیز ر. ک: بیومی، ١٣٧٦: ٧٥) در پاسخ این دیدگاه می توان گفت: اگرچه در دلالت مطابقی دو واژه یاد شده تردیدی نیست، لیکن تعبیر «بضعة منی» وقتی در مورد کسی گفته می شود، با دلالت ملازمه ای دلالت بر این نکته دارد که او، آنچه را که من دارم داراست و نه بخشی از بخشی از کمالات من را داراست وگرنه گفتن آن در مورد کسی آن چنان مقامی را برای او اثبات نمی کند؛ زیرا به این معنا، همه ویا بیشتر ویا تعداد قابل ملاحظه ای از مؤمنان بخشی نازل از کمالات ولایی رسول خدا(ص) را دارا هستند. بر این اساس، به هیچ وجه این دو واژه مقید اطلاق اثبات کمالات ولایی رسول خدا(ص) برای فاطمه زهرا(ع) نخواهد بود. از این رو، گفته شده است که در مقام معنای مجازی ، تا زمانی که قرینه ای برای اثبات معنای مجازی خاص نداشته باشیم، باید به معنای مجازی پردامنه و به تعبیر دیگر بر اقرب معانی مجازی به معنای حقیقی گرایید: «یجب حمل المجاز علی المعنی الاقرب الی المعنی الحقیقی.» (شوشتری، ۱۳۶۷: ۱۴۷) در این صورت، جمله «فاطمة بضعة منی» همانندیک قاعده کلی خواهد بود که پیامبر اکرم(ص) با آن درصدد بیان این نکته است که فاطمه زهرا(ع) از کمالت ولایی من برخوردار است تعدد عبارت ها در ذیل حدیث مورد بحث خود مؤید این مطلب است، بلکه اگر گفته شود تمامی این عبارات دریک جهت متحد هستند و بیش ازیک کمال را برای فاطمه زهرا(ع) اثبات نمی کنند، در پاسخ می گوییم: جمله «فاطمة بضعة منی» اطلاق دارد و به منزله یک قاعده کلی است و در مورد جمله هایی که در پی آن آمده، دو احتمال مطرح است: ١) بیانگر بخشی از ابعاد آن باشد و ٢)یا مفهوم آن را مرزبندی و محدود کند؟ از میان این دو احتمال ، احتمال تحدید، مخالف با اطلاق جمله آغازین است و تا زمانی که دلیلی بر تقیید مطلق نداشته باشیم ، نمی توانیم آن را تقیید بزنیم. با این حال، اگر به فرض از این مبنا کوتاه بیاییم و بگوییم جمله هایی که در ادامه جمله «فاطمة بضعة منی» در احادیث گوناگون آمده است، مقید مفهوم آن هستند، همچنان می توان گفت: مفهوم مستفاد از این جمله، حداقل عصمت فاطمه زهرا(ع) است و حدیث صرفا درصدد اثبات این مقام از مقام های ولایی رسول خدا(ص) برای فاطمه زهرا(ع) است. که متأسفانه همان گونه که اشاره رفت، دانشمندان اهل تسنن با همین مقدار از استفاده از حدیث نیز مخالفت می ورزند ویکی از دلایل پایبندی به این استنباط از حدیث را کاربرد مجازی عبارت «فاطمة بضعة منی» در مورد فاطمه زهرا(ع) و دلیل دوم آن را حتی عدم ثبوت عصمت برای رسول خدا(ص) برمی شمارند، که به مردود بودن هر دو پیش از این اشاره شد. ٥. عصمت از گناهگذشته از آنچه از این گفته شد، نحوه دلالت حدیث بر عصمت حتی در صورت استفاده این معنای محدود و به عبارت دیگر، دلالت ذیل حدیث بر عصمت را به صورت های زیر می توان تقریر کرد: ١. یکی از مشهورترین جمله ها در ادامه حدیث، جمله «فمن آذی فاطمة، فقد آذانی؛ و من آذانی الله - عز و جل»؛ است که در کتاب های شیعه و اهل تسنن ذکر شده است. (ابن ابی الحدید، بی تا: ٢٧٣/١٦؛ مجلسی ، ١٤٠٤: ٢٧/١٧). از این جمله ها برمی آید که اگر فاطمه زهرا(ع) گناه می کرد، (معاذالله) مستحق اجرای حد الهی و حداقل مستحق نکوهش و سرزنش بود و در هر دو صورت ، نه تنها آزار و اذیت او مورد نکوهش که مورد تأکید شرع می بود؛ در حالی که این حدیث، اذیت او را اذیت رسول خدا(ص) و اذیت رسول خدا(ص) را اذیت خدا می داند. بنابراین، از این حدیث برمی آید که فاطمه زهرا(ع) هرگز نباید گناه کند؛ وگرنه همان گونه که گفته شد نباید مستحق اجرای حد ویا سرزنش که مصداق آزار و اذیت است، باشد. (ر. ک: سید مرتضی، ١٤١٠: ٩٥/٤؛ طوسی، ١٣٨٣: ١٢٢/٣؛ ابوالصلاح حلبی، ١٤٠٤: ٣٣٧؛ مجلسی، ١٤٠٤: ٣١٧/٥) ٢. با عبارت کوتاه تر اگر فاطمه(ع) معصیت می کرد، اذیت او جایز بود، ولی این حدیث بیانگر آن است که آزار و اذیت او حرام است مطلقا، [پس او دچار معصیت نمی شود و معصوم است ].» (محقق حلی، ١٣٧٣: ٢٨٧؛ نیز ر. ک: تیجانی، ١٤٢٧: ١٨٨) ٣. تأیید گناه کار از سوی رسول خدا(ص) با عبارتی مثل عبارت حدیث، امکان پذیر نیست، بنابراین این حدیث دلالت بر عصمت فاطمه زهرا(ع) از دروغ گویی و سایر گناهان دارد. (تیجانی سماوی، ١٩٩١: ١٣٩) هر کدام از این سه تقریر، قیاس هایی از نوع قیاس استثنایی هستند که با نفی تالی، نفی مقدمه و در نتیجه اثبات خلاف آن که عصمت فاطمه زهرا(ع) است نتیجه گرفته می شود. ٤. از این گذشته، با تقریری مشابه تقریرهای سه گانه می توان گفت: یا باید بگوییم فاطمه زهرا(ع) عمل مورد سرزنش انجام می دهد، یا نمی دهد؛ شق اول باطل است ؛ زیرا اگر فاطمه زهرا(ع) مرتکب چنین عملی شود، بر پیامبر(ص) جایز نیست که ما را از سرزنش کسی که مستحق سرزنش است نهی کند؛ چراکه یکی از شئون پیامبر(ص) امر به معروف و نهی از منکر است و ما را به امر به معروف و نهی از منکر تشویق کرده است، بنابراین شق دوم اثبات می شود که مفاد آن عصمت فاطمه زهرا(ع) است. (حمصی رازی، ١٤١٢: ٣٢٩/٢) تفاوت تقریر چهارم با تقریرهای سه گانه گذشته در این است که نقطه ثقل استدلال تقریر اول و دوم عبارت از آزار رساندن و در تقریر سوم، تأیید فوق العاده فاطمه زهرا(ع) از سوی رسول خدا(ص) در حدیث مورد بحث است که از نقل گزاره حدیث برمی آید، برخلاف تقریر چهارم که نقطه ثقل آن که لزوم امر به معروف و نهی از منکر است، از بیرون از متن حدیث برگرفته شده است. از اینجا روشن می گردد که وجوه دیگری را نیز می توان با استفاده از پس گزاره های حدیث با توجه به نقل های متعدد آن و نیز دلایل خارجی دیگر می توان سامان داد که احتمال آینده که مفاد آن فراتر از اثبات اصل عصمت در گناه است، در قالب احتمال ذکر خواهد شد که تقریر پنجم به شمار می آید. و اما محور و مرکز ثقل تقریرهای دیگر که هر یک از گزاره های دوم حدیث بنا بر نقل های گوناگون حدیث مورد بحث مورد استفاده است، عبارت اند از: ٦) ضرر زدن: «من یریبها فقد یریبنی»؛ ٧) خوشحال و ناراحت کردن: «یقبضنی ما قبضها و یبسطنی ما بسطها» و «یسعفنی ما یسعفها» و «یسرنی ما یسرها»؛ ٨) به رنج آوردن : «ینصبنی ما نصبها» که با استفاده از آنها نیز می توان استدلال هایی مشابه سه تقریر نخست برای اثبات عصمت فاطمه زهرا(ع) سامان داد. و به طور کلی می توان گفت از مجموعه این پس گزاره ها به جز تقریر پنجم که در آینده ذکر خواهد شد، اثبات عصمت از گناه فاطمه زهرا(ع) قابل استفاده است. ٦. عصمت از هر عمل غیر مرضی حتی عمل مکروهبرخی از دانشمندان شیعه دلالت حدیث مورد بحث بر عصمت را این گونه تقریر کرده اند: محور خشنودی و ناخشنودی فاطمه زهرا(ع) همانند پدر بزرگوارش رسول خدا(ص) رضا و غضب خدا است و هیچ گاه عملی که موجب ناخشنودی خدا است، به جا نمی آورد، بلکه اگر از امر مباحی بپسندد، حتما جهت شرعی داشته است و بنابراین آن عمل به مستحب تبدیل می شود و برعکس عمل مباحی را نپسندد، به مکروه تبدیل می شود و این مرتبة بالای عصمت است که این حدیث آن را اثبات می کند. (ر. ک: امینی، ١٤١٦: ٢٣٦ /٧) در واقع، این استدلال با استعانت از گزاره دوم حدیث بنا بر برخی نقل های آن که عبارت از «من أغضبها فقد أغضبنی» است، سامان یافته است. که بنا بر احتمال امینی آنچه از آن برمی آید اثبات امری فراتر از عصمت از گناه، یعنی اثبات عصمت از هر عمل غیر مرضی عمل مکروه می باشد؛ لیکن همین پس گزاره خود مرکز نقل استدلالی است که در تقریر آینده توسط آیت الله وحید ذکر شده است، که در ادامه مطرح و مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. ٧. عصمت کبری؛ عصمت از خطا و خطیئهدر تقریر دیگر گفته شده است روح ولایت کلی و امامت عامه که همان عصمت مطلق است در وجود فاطمه زهرا(ع) متحقق است؛ زیرا در این حدیث آمده است که «فاطمة بضعة منی، فمن اغضبها اغضبنی»؛ زیرا عقل و کتاب و سنت دلیل بر این است که خشم پیامبر اکرم(ص) خشم خدا است و از این حدیث برمی آید که خشم فاطمه زهرا(ع) خشم رسول الله(ص) است و این مسأله به صورت مطلق و بدون هیچ قید و شرطی در این حدیث ذکر شده است ، بنابراین، به طور مطلق خشم فاطمه(ع) خشم پیامبر(ص) و خشم او خشم خدا است، پس خشم فاطمه(ع) و در مقابل آن خشنودی او خشنودی خدا است. از آنجا که خشنودی و خشم خدا و رسول (ص) معصوم و به دور از هر گونه خطا و هوی است، خشم و خشنودی فاطمه(ع) معصوم و به دور از خطا و هوای نفس است؛ و این معنای عصمت کبری است. (ر. ک: خراسانی، بی تا: ١٩٧) به نظر می رسد این استدلال راه گشای اثبات نوعی برتر از اقسام عصمت برای فاطمه زهرا(ع) از این حدیث می باشد؛ چراکه ثقل و حد وسط استدلال در آن مسأله خشنودی و خشم است که فراتر از یک امر رفتاری است. توضیح این مسأله نیازمند مقدماتی است که عبارت اند از: الف) اینکه انواع امور مربوط به مراحل صدور فعل از انسان را به ترتیب به چندین مرحله می توان تقسیم کرد: ١) خطور خاطره بر ذهن؛ ٢) پرورش خاطره توسط انسان؛ ٣) ایجاد تمایل و گرایش در انسان به آن؛ ٤) تبدیل شدن تمایل به اراده و عزم تا مرحله صدور فعل خارجی؛ ٥) انجام کردار و فعل خارجی؛ ٦) تبدیل شدن تمایل درونی و نفسانی در اثر انجام عمل و رفتار خارجی به صفت و ملکه نفسانی به گونه ای که در روح انسان رسوخ کرده و جاگیر شود. ب) رضا و غضب و خشنودی و خشم از صفات ملکات نفسانی به شمار می آیند که انسان در اثر آن از جهت پاسخ دهی از تمامی ملکات سریع تر به محرک های خارجی پاسخ مثبت و یا منفی می دهد و سنجش میزان تحول روح انسان از راه آنها بهتر و دقیق تر قابل تشخیص است. بر این پایه، اگر کسی در این دو صفت، عصمت داشته باشد، به طریق اولی هم در مراحل دیگر انجام فعل و هم در زمینه صفات و ملکات دیگر دارای صفت عصمت خواهد بود. از اینجا روشن می گردد که رسول اکرم (ص) در این سخن، نه تنها درصدد اثبات عصمت از انجام گناه برای فاطمه زهرا(ع) است که در پاره ای از احتمال های گذشته بدان پرداخته شده بود، بلکه فراتر از مرحله ای از عصمت را که مفاد احتمال ششم (عصمت از هر عمل غیر مرضی عمل مکروه) بدان پرداخته شده بود، اثبات می فرماید. و از همین جا اشکال احتمال ششم روشن می گردد. نتیجه گیریرهآورد پژوهش حاضر این است که از میان ، احتمال های گوناگون مطرح شده در معنای حدیث «فاطمة بضعة منی»، پاره ای از احتمال ها، مانند: احتمال (١)- به معنای بعض حقیقی بودن فاطمه زهرا(ع) از رسول خدا(ص) است - و احتمال (٢)- فاطمه(ع) بخشی از جسم و خون و فرزند رسول خدا(ص)- و احتمال (٣)- فاطمه(ع) دارای تمامی کمالات رسول خدا(ص) حتی نبوت - مردود است و احتمال (٤)- فاطمه زهرا(ع) دارای تمامی کمالات غیر از نبوت و رسالت - موجه می باشد و نیز احتمال (٥)- عصمت فاطمه زهرا(ع) از گناه - و احتمال (٦)- عصمت فاطمه زهرا(ع) از هر عمل غیرمرضی حتی عمل مکروه - و نیز احتمال (٧)- عصمت فاطمه زهرا(ع) از هر گونه خطا و خطیئه - با توجه به ظهور پس گزاره های متعدد حدیث، وجوهی موجه خواهند بود. بنابراین، دریک نتیجه کلی می توان گفت از این حدیث، نه تنها عصمت فاطمه زهرا(ع) از گناه که عصمت آن حضرت از هر گونه عمل ناپسند و بلکه هر گونه تمایل و صفت نفسانی ناپسند که مورد خشنودی خداوند نیست اثبات می گردد. فهرست منابع ١. قرآن کریم. ٢. ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، (بی تا)، شرح نهج البلاغة، تحقیق: محمد أبو الفضل ابراهیم، بی جا: دار احیاء الکتب العربیة عیسی البابی الحلبی و شرکا. ٣. ابن اثیر جزری، مبارک بن محمد، (١٣٦٧)، النهایة فی غریب الحدیث و الاثر، تحقیق طناحی، محمود محمد و زاوی، طاهر احمد، قم: مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، چهارم. ٤. ابن جبر، نهج الایمان، (١٤١٨)، تحقیق: السید أحمد الحسینی ، مشهد: مجتمع إمام هادی ، اول. ٥. ابن فارس، أحمد بن فارس، (١٣٩٩- ١٩٧٩)، معجم مقاییس اللغه، المحقق: عبد السلام محمد هارون، بی جا: دار الفکر. ٦. ابن منظور، محمد بن مکرم، (بی تا)، لسان العرب ، بیروت: دار صادر، اول. ٧. ابو نعیم، احمد بن عبدالله، (١٤٠٧)، حلیه الاولیاء و طبقات الاصفیاء، بیروت: دار الکتاب العربی. ٨. ابوالصلاح حلبی ، تقی بن نجم، (١٤٠٤)، ابوالصلاح حلبی، تقی بن نجم، (١٤٠٤)، فی الکلام، قم: الهادی. ٩. ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، (بی تا)، دار احیاء التراث، العربی، بی جا. ١٠. اعرجی، عبدالمطلب بن محمد، (١٣٨١)، اشراق اللاهوت فی نقد شرح الیاقوت، تهران: مرکز پژوهشی میراث مکتوب. ١١. آمدی، علی بن محمد، (١٤٢٣)، ابکار الافکار فی اصول الدین. قاهره: دار الکتب. ١٢. امینی، عبدالحسین ، (١٤١٦)، الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، قم: مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه. ١٣. امینی، عبدالحسین ، (بی تا)، نظرة فی کتاب البدایة و النهایة، تحقیق شیخ فارس تبریزیان الحسون، اعداد احمد کنانی، بی جا. ١٤. إیجی، عضد الدین عبد الرحمن، (١٩٩٧)، المواقف، تحقیق: عبد الرحمن عمیرة، بیروت: دار الجیل ، اول. ١٥. ایجی، عضدالدین، (١٣٢٥)، عبدالرحمان بن احمد، شرح المواقف ویلیه حاشیتی السیالکوتی و الحلبی ، قم : منشورات شریف رضی. ١٦. بخاری، محمد بن إسماعیل، (١٤٠٧)، صحیح بخاری، تحقیق: مصطفی دیب البغا، بیروت : دار ابن کثیر، سوم. ١٧. بیومی، محمد بیومی مهران، (١٣٧٦)، السیدة فاطمة الزهراء، بی جا: سفیر اصفهان. ١٨. تبریزی، محمدعلی، (١٤١٨)، اللمعة البیضاء فی شرح خطبة الزهراء، تحقیق سید هاشم میلانی ، قم: دفتر نشر الهادی، اول. ١٩. ترمذی، محمد بن عیسی، (١٤٠٣)، سنن الترمذی ، بیروت : دارالفکر. ٢٠. تفتازانی، سعد الدین مسعود بن عمر، (١٤٠١)، شرح المقاصد فی علم الکلام، پاکستان : دار المعارف النعمانیة. ٢١. تهانوی، محمد علی، (١٩٩٦)، کشاف اصطلاحات الفنون والعلوم، بیروت، مکتبة لبنان ناشرون، اول. ٢٢. تیجانی سماوی، محمد تیجانی، (١٤٧)، فسئلوا اهل الذکر. لندن: مؤسسة الفجر. ٢٣. تیجانی سماوی ، محمد تیجانی، (١٩٩١)، تیجانی سماوی، محمد تیجانی، لندن: موسسه الفجر. ٢٤. جرجانی ، علی بن محمد، (١٣٧٠)، کتاب التعریفات، تهران: ناصر خسرو. ٢٥. جلالی، محمد رضا، (١٣٧٨)، المنهج الرجالی   و العمل الرائد فی الموسوعه الرجالیه لسید الطائفه آیه الله العظمی البروجردی. قم: بوستان کتاب (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم). ٢٦. جوهری، إسماعیل بن حماد، (١٤٠٧-١٩٨٧)، تاج اللغة و صحاح العربیة ، تحقیق أحمد عبد الغفور عطار، بیروت: دار العلم للملایین، الرابعة. ٢٧. حقی بروسوی ، اسماعیل ، (بی تا)، تفسیر روح البیان، بیروت : دارالفکر. ٢٨. حلی، علامه حسن بن یوسف، (١٣٦٣)، انوار الملکوت فی شرح الیاقوت، قم: بیدار. ٢٩. حلی، علامه حسن بن یوسف، (١٣٦٥)، الباب الحادی عشر مع شرحیه، تهران: موسسه مطالعات اسلامی. ٣٠. حلی، محقق جعفر بن حسن، (١٣٧٣)، مشهد: مرکز البحوث الاسلامیه. ٣١. حمصی رازی، سدید الدین، (١٤١٢)، المنقذ من التقلید، مؤسسة النشر الإسلامی، قم : اول. ٣٢. خراسانی، وحید، (بی تا)، خراسانی ، وحید، (بی تا)، بی جا: بی نا. ٣٣. رازی ، فخر الدین محمد بن عمر، (١٤٢١)، مفاتیح الغیب (تفسیر کبیر)، بیروت: دار الکتب العلمیة، اول. ٣٤. راغب، حسین بن محمد اصفهانی، (١٤١٢)، المفردات فی غریب القرآن ، بیروت: دار العلم - الدار الشامیة، اول. ٣٥. زبیدی، محمد بن محمد، (بی تا)، تاج العروس من جواهر القاموس، تحقیق: جمعی از محققین ، بی جا: دار الهدایة. ٣٦. زمخشری، محمود بن عمر، (١٩٧٩)، أساس البلاغة ، بیروت: دار صادر. ٣٧. سبحانی، جعفر، (١٤١٣)، الالهیات علی هدی الکتاب و السنه و العقل، قم: المرکز العالمی للدراسات الاسلامیه. ٣٨. سبحانی، جعفر، (١٤٢٣)، الانصاف فی مسائل دام فیها الخلاف، قم: موسسه امام صادق. ٣٩. سجادی، مرضیه سادات، مقاله نقد اخبار ازدواج مجدد امام علی(ع) در زمان پیامبر، مجله مقالات و بررسی ها، شماره ٧. ٤٠. سید مرتضی، علم الهدی، علی بن حسین، (١٤١٠)، الشافی فی الامامه، طهران: موسسه الصادق. ٤١. شوشتری، نور الله بن شریف الدین، (١٣٦٧)، الصوارم المهرقه فی نقد الصواعق المحرقه لابن حجر الهیثمی، تحقیق: السید جلال الدین المحدث ، بی جا: بی نا. ٤٢. شوشتری، نورالله بن شریف الدین، (١٤٠٩)، احقاق الحق و ازهاق الباطل، تحقیق آیت الله مرعشی، قم: کتابخانه حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ره). ٤٣. شوکانی ، محمد بن علی، (بی تا)، فتح القدیرالجامع بین فنی الروایة والدرایة من علم التفسیر، عالم الکتب، ٤٤. صاحب بن عباد، اسماعیل بن عباد، (١٤١٤)، المحیط فی اللغة، بیروت: عالم الکتب. ٤٥. صدوق، شیخ ابن بابویه محمد بن علی (١٣٦٣)، من لایحضره الفقیه، قم: جماعه المدرسین بقم، موسسه النشر الاسلامی. ٤٦. طباطبایی، محمد حسین، (١٣٩٣)، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت: مؤسسة الاعلمی للمطبوعات. ٤٧. طریحی، فخر الدین، (١٤١٦)، مجمع البحرین، تهران: کتابفروشی مرتضوی، سوم. ٤٨. طوسی، شیخ محمد بن حسن، (١٣٨٣)، تلخیص الشافی، نجف اشرف: مکتبه العلمین الطوسی و بحر العلوم. ٤٩. عاملی، سید جعفر مرتضی، (١٤٢٣)، المصطفی من سیرة المصطفی، تحقیق: إعداد حسن حراجلی، لبنان: المرکز الإسلامی للدراسات، اول. ٥٠. فرات کوفی، ابن ابراهیم، (١٤١٠)، تفسیر فرات الکوفی، تحقیق کاظم، محمد، تهران: مؤسسة الطبع و النشر فی وزارة الارشاد الاسلامی، اول. ٥١. فراهیدی، خلیل، (بی تا)، کتاب العین، قم: هجرت، دوم. ٥٢. فیروزآبادی، مرتضی ، (١٣٩٣)، فضائل الخمسه من الصحاح السته و غیرها من الکتب المعتبره عند اهل السنه و الجماعه ، بیروت : موسسه اعلمی للمطبوعات. ٥٣. فیومی، احمد بن محمد، (١٤١٤)، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی ، قم: موسسه دار الهجرة. ٥٤. فیومی، أحمد بن محمد، (بی تا)، مصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی ، قم: منشورات دار الرضی، اول. ٥٥. کاشف الغطاء، جعفر بن خضر، (بی تا)، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء (ط - الحدیثة)، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه، اول. ٥٦. متقی هندی، علاء الدین علی بن حسام الدین، (١٤٠١.١٩٨١)، کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، المحقق: بکری حیانی - صفوة السقا، بی جا: مؤسسة الرسالة، الخامسة. ٥٧. مجلسی، علامه محمد باقر، (١٤٠٤)، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، تهران: دار الکتب الإسلامیة، دوم. ٥٨. محمودی، مجتبی، (١٣٦٧)، قرآن در قرآن، قم: دفتر نشر اسلامی. ٥٩. مراودی، علی بن سلیمان دمشقی صالحی، (١٤١٩)، الانصاف، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، اول. ٦٠. مسلم، مسلم بن الحجاج النیشابوری، (بی تا)، صحیح مسلم، بیروت: دار الجیل بیروت و دار الأفاق الجدیدة. ٦١. مفید، شیخ محمد بن محمد، (١٤١٣)، النکت الاعتقادیه ، قم : کنگره شیخ مفید. ٦٢. مفید، شیخ محمدبن محمد، (١٤١٣)، اوایل المقالات فی المذاهب و المختارات، قم: کنگره شیخ مفید. ٦٣. مقزیری، تقی الدین أحمد بن علی، (١٩٤١)، امتاع الاسماع، تحقیق محمود محمد شاکر، قاهره: لجنة التألیف و الترجمة و النشر. ٦٤. مناوی، محمد عبدالرؤوف، (١٤١٥)، فیض القدیر فی شرح الجامع الصغیر، احمد عبدالسلام، بیروت: دارالکتب العلمیۀ، اول. ٦٥. میلانی، سید علی، (١٤١٣)، الإمامة فی أهم الکتب الکلامیة و عقیدة الشیعة الإمامیة، شریف رضی ، قم : اول. ٦٦. ناصر، عبدالله، (١٤٢٥)، محنه فاطمه بعد وفاه رسول الله(ص). قم: دلیل ما. ٦٧. نسائی، أحمد بن شعیبی ، (بی تا)، سنن النسائی، بی جا. ٦٨. نصیرالدین طوسی، محمدبن محمد، (١٤٠٥)، تلخیص المحصل المعروف بنقد المحصل، بیروت: دار الاضواء. ٦٩. نوری، حسین، (١٣٦٩)، نفس الرحمان فی فضائل سلمان، تحقیق جواد قیومی ، تهران: مؤسسه آفاق، اول. ٧٠. نووی، یحیی بن شرف، (بی تا)، المجموع شرح المهذب. ٧١. نیسابوری، حاکم، (بی تا)، المستدرک علی الصحیحین، تحقیق یوسف عبدالرحمن المرعشی، بیروت: اول.

more_vert قطره ای از دریای فضائل زهرای مرضیه علیها السلام

ادامه مطلب

closeقطره ای از دریای فضائل زهرای مرضیه علیها السلام

نویسنده : سیدجواد حسینیسپیده سخن:حضرت زهرا علیها السلام هم به لحاظ نسب و خانواده و هم به جهت رفتار و منش شخصی و اوصاف فردی در اوج قله عظمت و بزرگی قرار دارد . او در عظمت و بزرگی نسب خانوادگی شهره جهان است; زیرا پدری چون حضرت محمد صلی الله علیه و آله - اولین فرد جهان هستی در کمال و فضائل - و مادری چون خدیجه کبری علیها السلام - یکی از زنهای کامله جهان هستی و دومین مسلمان، و فداکارترین فرد در راه اسلام - و همسری چون امیرمؤمنان علی علیه السلام - که به منزله جان پیامبر صلی الله علیه و آله و برترین انسان بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله می باشد - و فرزندانی چون حسنین علیهما السلام و زینبین علیهما السلام دارد . اگر محصول تربیت زهرا علیه السلام فقط زینب علیها السلام بود، در افتخار و عظمت حضرت زهرا علیها السلام کفایت می کرد . راستی کجا می توان خانواده ای یافت که مانند خانواده زهرا علیها السلام پدر معصوم، همسر معصوم، فرزندان ذکور معصوم و خود خانم نیز معصومه باشند و کجا می توان خانه ای یافت که چنین انسانهای بزرگی در آن جمع شوند، جز خانه گلی فاطمه . و او در اوج فضایل قرار دارد به حدی که شناخت او جز برای معدودی از انسانها غیرممکن است . امام صادق علیه السلام فرمود: «وهی الصدیقة الکبری وعلی معرفتها دارت القرون الاولی » ; او صدیقه کبری است که بر محور شناخت او قرنهای گذشته دور زده است .» (1) شاعر عرب به همین نکته اشاره کرده و می گوید: وحبها من الصفات العالیة علیه دارت القرون الخالیة «دوستی او از صفات ارزنده است، و قرنهای گذشته بر محور او چرخیده است .» چگونه می توان او را شناخت، در حالی که خدای متعال به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده است: «یا احمد لولاک لما خلقت الافلاک ولولا علی لما خلقتک ولولا فاطمة لما خلقتکما; (2) ای پیامبر! اگر تو نبودی هستی را نمی آفریدم، و اگر علی علیه السلام نبود تو را خلق نمی کردم، و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را به وجود نمی آوردم .» و پیامبر گرامی اسلام درباره او فرمود: «ولو کان الحسن شخصا لکان فاطمة بل هی اعظم; ان فاطمة ابنتی خیر اهل الارض عنصرا وشرفا وکرما; (3) اگر [خوبیها و] زیبائیها به صورت انسانی درآید، او فاطمه خواهد بود، بلکه او برتر [از آن] است; براستی که دخترم فاطمه برترین انسان روی زمین از نظر عنصر و ذات، و از نظر شرافت وبزرگواری است .» و چگونه می توان به فضائل و خوبیهای او پی برد و حال آنکه قطب عالم امکان، مهدی صاحب الزمان; آنکه همه خوبیها در او جمع شده است، فاطمه علیها السلام را الگو و مقتدای خویش می داند، آنجا که می فرماید: «وفی ابنة رسول الله لی اسوة حسنة، وسیردی الجاهل رداءة عمله وسیعلم الکافر لمن عقبی الدار; (4) دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله زیباترین الگو برای من است، و به زودی نادان پستی عمل خویش را خواهد دید و کافران در می یابند که پایان کار به نفع چه کسی می باشد .» فاطمه لیلة القدر ناشناخته است . امام صادق علیه السلام فرمود: ««انا انزلناه فی لیلة القدر» الیلة: فاطمة والقدر: الله، فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر، و . . . سمیت «فاطمة » لان الخلق فطموا عن معرفتها; (5) [اینکه خداوند می فرماید:] ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم، [مراد از] شب، فاطمه و مراد از قدر، خداوند است . در نتیجه هر کسی فاطمه را آنچنان که باید بشناسد، به حقیقت شب قدر را درک نموده است، و . . و اینکه فاطمه، فاطمه نامیده شده است برای این است که مخلوق از [کنه] معرفت او عاجز است .» فضائل زهرا علیها السلام آنچنان که باید و شاید قابل درک نبوده و البته قابل انکار نیز نمی باشد . پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: «الویل، ثم الویل، الویل لمن شک فی فضل فاطمة; وای [و عذاب باد،] سپس وای، وای بر کسی که در فضیلت زهرا علیها السلام شک روا دارد .» زهرا علیها السلام در کلام محققین اهل سنت1 . ابن صباغ مالکی: «در افتخار فاطمه همین بس که دختر پیامبر صلی الله علیه و آله خیرالبشر است، فاطمه ای که ولادتش پاک، و سیده است به اتفاق همه مسلمین .» (6) 2 . محمد بن طلحه شافعی: «دقت کن در آیه مباهله (7) و ترتیب و عبارات آن، و اشاراتی که به علو مقام فاطمه دارد، و چگونه او وسط قرار گرفته است، (چنانکه در حال رفتن بین پیامبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام بود) تا مقام و منزلت او بیشتر روشن گردد .» (8) 3 . عباس محمود، العقاد المصری: «در هر دینی یک چهره از زن کامله وجود دارد که همه او راتقدیس می کنند . و گویا او نشانه خداوند بین مردان و زنان است، در مسیحیت چهره مریم پاکدامن، و در اسلام لاجرم آن چهره کامله فاطمه بتول می باشد . (9) » 4 . دکتر علی ابراهیم حسن: «در زندگی فاطمه انواع عظمتها را می بینیم که این عظمتها را همچون بلقیس و . . . از راه داشتن قصر و ثروت و زیبائی ظاهری به دست نیاورده است . و همچون عایشه، شهرت خویش را از راه رهبری جنگجویان (در جنگ جمل) ورویارویی با مردان به چنگ نیاورده، بلکه از راه حکمت و بزرگی شخصی خود، عالم را از حکمت و عظمت پر نموده است، حکمتی که مرجعش کتب فلاسفه و علماء نیست . بزرگی که ریشه اش پادشاهی و ثروت نیست بلکه از درون جانش و کمالات نفسش ریشه می گیرد . (10) » آری او شخصیتی است که هر قدر فهم بشر در شناخت حقیقتش بیشتر فرو رود، با مسائل حل نشده و رازهای ناگشوده بیشتری روبرو می شود، و سرانجام عاجزانه باید بگویند که اندیشه ها از درک فضائل زهرا عاجزند . فضائل حضرت زهرا علیها السلامدر این نوشتار به بعضی از فضائل حضرت زهرا علیها السلام اشاره می شود: 1 . ولادت زهرا علیها السلامبعد از چهل شبانه روز عبادت و کناره گیری رسول خدا صلی الله علیه و آله از خدیجه کبری، فرشته خدا غذایی از بهشت برای آن حضرت آورد، بعد از افطار با آن غذای بهشتی و روحانی، جبرئیل عرض کرد: ای رسول خدا! امشب از نماز مستحبی درگذر و به سوی خانه خدیجه بشتاب! زیرا خداوند اراده نموده که از صلب تو فرزند پاکیزه ای بیافریند . بدنبال این فرمان، نور فاطمه علیها السلام از صلب پدر به رحم مادر انتقال یافت (11) . بعد از مدتی جبرئیل به پیامبر صلی الله علیه و آله این گونه بشارت داد: «ای رسول خدا! بچه ای که در رحم خدیجه علیها السلام می باشد، دختر ارجمندی است که نسل تو از وی بوجود خواهد آمد، او مادر امامان و پیشوایان دین است که بعد از انقطاع وحی جانشین تو خواهند شد . (12) » بعد از اتمام دوران بارداری خدیجه، فرشتگان خدا و حوریان بهشتی و زنان آسمانی به یاری خدیجه شتافتند و بدین گونه، فاطمه عزیز، یعنی اختر فروزان آسمان نبوت پا به عرصه گیتی نهاد، و به نور تابناک خود، شرق و غرب عالم را روشن ساخت (13) . از سخنان پیش گفته، فضیلت حضرت زهرا علیها السلام در اصل انعقاد نطفه، دوران جنینی، و پا گذاشتن به عرصه گیتی به خوبی آشکار است . 2 . نور فاطمه علیها السلامپیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «خلق نور فاطمة علیها السلام قبل ان تخلق الارض والسماء فقال بعض الناس: یا نبی الله! فلیست هی انسیة؟ ! فقال: فاطمة حوراء انسیة; (14) نور فاطمه قبل از خلقت زمین و آسمان آفریده شد، بعضی از مردم عرض کردند: ای پیامبر خدا! پس زهرا از آدمیان نیست؟ فرمود: فاطمه حوریه بشری است .» پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در جای دیگر فرمود: «لما خلق الله الجنة خلقها من نور وجهه، ثم اخذ ذالک النور فقذفه فاصابنی ثلث النور، واصاب فاطمة ثلث النور، واصاب علیا واهل بیته ثلث النور; فمن اصابه من ذلک النور اهتدی الی ولایة محمد، ومن لم یصبه من ذلک النور ضل عن ولایة آل محمد صلی الله علیه و آله; خداوند بهشت را از نور وجود خود آفرید، سپس آن را برگرفته و رها کرد . پس یک سوم آن به من [پیامبر صلی الله علیه و آله] و یک سوم آن به فاطمه، و ثلث باقیمانده به علی علیه السلام و اهلبیت او اصابت کرد . پس هر کس که از آن نور به او برسد، به ولایت آل محمد صلی الله علیه و آله رهنمون می شود، و هر کس از آن نور به او نرسد از ولایت آل محمد صلی الله علیه و آله گمراه [و به بیراهه خواهد رفت] .» (15) 3 . نام زهرا علیها السلامیونس می گوید، امام صادق علیه السلام فرمود: «لفاطمة علیها السلام تسعة اسماء عند الله عزوجل: فاطمة، والصدیقة، والمبارکة، والطاهرة، والزکیة، والراضیة، والمرضیة والمحدثة والزهراء ثم قال علیه السلام اتدری ای شی ء تفسیر فاطمة؟ قلت اخبرنی یا سیدی، قال: فطمت من الشر; (16) برای فاطمه نزد خدای بلند مرتبه نه اسم است: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا . آنگاه فرمود: معنی و تفسیر فاطمه را می دانی؟ گفتم: آقای من شما بفرمائید . فرمود: فاطمه را از آن جهت فاطمه گویند که از شر بدور است .» همچنین برای وجه تسمیه فاطمه علیها السلام وجوه دیگری نقل شده است که عبارتند از: 1 . فاطمه از اسم خداوند یعنی فاطر گرفته شده است (17) . 2 . چون دوستان و شیعیان او از آتش جهنم در امان اند . (18) 3 . چون از عادت ماهانه بریده و منقطع بوده است . (19) 4 . عبادت فاطمه علیها السلامامام صادق علیه السلام فرمود: «کانت اذا قامت فی محرابها زهر نورها لاهل السماء کما یزهر الکواکب لاهل الارض; (20) هرگاه فاطمه علیها السلام در محراب عبادتش می ایستاد، نور او برای اهل آسمان می درخشید; آنگونه که ستارگان برای اهل زمین می درخشند .» امام حسن علیه السلام فرمود: «ما کان فی الدنیا اعبد من فاطمة علیها السلام حتی تورم قدماها; (21) عابدتر از فاطمه در دنیا نبود، [آنقدر عبادت کرد] که پاهای [مبارکش] ورم کرد .» 5 . اخلاص فاطمه علیها السلاماز حسین بن روح سؤال شد: پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله چند دختر داشت؟ گفت: چهار دختر . سؤال شد: کدامیک برتر بود؟ گفت: فاطمه; به خاطر اینکه وارث [علم] نبی بود و نسل پیامبر صلی الله علیه و آله از طریق او انتشار یافت . و خداوند این دو خصلت را به خاطر اخلاص او عنایت فرمود . (22) سوره هل اتی هم که پاداش اخلاص و عطای اهل بیت است، بر اوج اخلاص فاطمه علیها السلام به عنوان یکی از اهلبیت علیهم السلام دلالت دارد . 6 . ذکر و تسبیح فاطمه علیها السلاماز علی علیه السلام نقل شده است که: یکی از پادشاهان عجم برده ای به پیامبر هدیه نمود، من به فاطمه گفتم نزد رسول خدا برو و خدمتگزاری برای خود درخواست کن، زهرا نزد رسول خدا رفته و این موضوع را با ایشان در میان گذارد، پیامبر علیه السلام فرمودند: فاطمه جان! چیزی به تو دهم که برایت از خادم و آنچه در دنیاست بهتر باشد; بعد از نماز، 34 بار الله اکبر، و 33 مرتبه الحمد لله و 33 بار سبحان الله بگو . آنگاه این اذکار سه گانه را با «لا اله الا الله » پایان بخش، و این برای تو از آنچه خواسته ای و ازدنیا و آنچه در دنیاست بهتر خواهد بود . (23) فاطمه زهرا علیها السلام مقید بود که این تسبیحات را بعد از هر نماز بگوید و به همین علت تسبیحات فاطمه زهرا علیها السلام نامیده شده است . فضیلت تسبیحات فاطمه علیها السلامدر فضیلت تسبیحات حضرت زهرا علیها السلام امام صادق علیه السلام فرمود: «من سبح تسبیح فاطمة الزهراء علیها السلام قبل ان یثنی رجلیه من صلاة الفریضة غفر الله له; (24) هر کس تسبیح فاطمه را قبل از آنکه از حالت نماز فارغ شود بگوید; خداوند او را می آمرزد .» و همچنین امام صادق علیه السلام بارها می فرمودند: «تسبیح فاطمة علیها السلام فی کل یوم فی دبر کل صلاة احب الی من الف رکعة فی کل یوم; (25) تسبیح فاطمه زهرا علیها السلام درهر روز بعد از هر نماز نزد من محبوب تر از هزار رکعت نماز در هر روز است .» و نیز فرمودند: «تسبیح فاطمة الزهراء علیها السلام من الذکر الکثیر الذی قال الله عزوجل «واذکروا الله ذکرا کثیرا» ; (26) تسبیح فاطمه زهرا علیها السلام مصداق ذکر کثیری است که خداوند فرمود: خدا را یاد کنید، یاد کردنی بسیار .» 7 . علم فاطمه علیها السلامعلم انسانهای معمولی اکتسابی است ولی علم انبیاء و اولیاء الهی لدنی و الهی است، علم فاطمه زهرا علیها السلام هم لدنی بود . سلمان گوید: عمار به من گفت: از امر تعجب آوری برای تو خبر دهم! گفتم بگو، عمار گفت: (روزی) همراه با علی علیه السلام بر فاطمه زهرا علیها السلام وارد شدیم . هنگامی که نگاه زهرا علیها السلام به علی علیه السلام افتاد، فرمود، نزدیک بیا تا حدیث گذشته، حال و آینده راتا روز قیامت، برایت بگویم . دیدم امیرالمؤمنین علیه السلام به حالت قهقری (و به عقب) برگشت و نزد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مشرف شد، حضرت فرمود: ای اباالحسن نزدیک بیا . علی علیه السلام نزدیک پیامبر صلی الله علیه و آله نشست، بعد از اینکه آرام گرفت، پیامبر اسلام فرمود: من خبر دهم یا خود خبر می دهی؟ ! عرض کرد: خبر دادن از شما زیباتر است . آنگاه حضرت جریانی که بر علی گذشته بود را شرح داد، علی علیه السلام عرض کرد آیا نور فاطمه از نور ما می باشد؟ حضرت فرمود: مگر نمی دانی؟ آنگاه علی علیه السلام سجده شکر انجام داد . 8 . فاطمه علیها السلام محدثه بوددانشمندان شیعه و سنی بالاتفاق قائل به وجود محدث در اسلام می باشند و معتقدند که بعد از پیامبر اسلام یقینا بشر محدث وجود داشته است، منتهی در مصداق اختلاف است . در تعریف محدث می گویند: «المحدث یسمع الصوت ولا یری شیئا; (27) محدث صدای فرشته را می شنود ولی چیزی را نمی بیند .» امام صادق علیه السلام فرمود: «فاطمة بنت رسول الله کانت محدثة ولم تکن نبیة انما سمیت فاطمة محدثة لان الملائکة کانت تهبط من السماء فتنادیها کما تنادی مریم بنت عمران . . . ; (28) فاطمه دختر رسول خدا محدثه بود نه پیامبر . فاطمه را از این جهت محدثه نامیده اند که فرشتگان از آسمان بر او نازل می شدند و با او همانند مریم دختر عمران گفتگو داشتند .» حضرت صادق علیه السلام سخن خود را چنین ادامه می دهند: شبی حضرت صدیقه علیها السلام به فرشتگان هم صحبت خویش فرمود: آیا آن زن که بر جمیع زنان عالم برتری دارد، مریم دختر عمران نیست؟ جواب دادند: نه; زیرا مریم فقط سیده زنان عالم در زمان خودش بود، ولی خدای متعال تو را سیده زنهای عالم خودت، و هم عالم زمان مریم و اولین و آخرین قرار داده است (یعنی تو را بانوی بانوان جهان قرار داد) .» و باز فرمود: «فاطمه بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله 75 روز بیشتر زنده نماند، و غم جانسوز داغ پدر قلب او را لبریز کرده بود، به این جهت جبرئیل پی در پی به حضورش می رسید، و او را در عزای پدر تسلیت می گفت .» (29) جبرئیل گاه از مقام و منزلت پدر بزرگوارش وگاه از حوادثی که بعد از رحلت او بر ذریه اش وارد می گردد، خبر می داد . امیرالمؤمنین علیه السلام نیز آنچه جبرئیل گزارش می داد، می نوشت . مجموعه این سخنان به مصحف فاطمه معروف شده است . در زیارتنامه حضرت فاطمه علیها السلام هم می خوانیم: «السلام علیک ایتها المحدثة العلیمة » (30) 9 . عطای فاطمه علیها السلامبهترین و برترین انفاق آن است که از محبوبترین چیز انفاق شود و انفاقهای فاطمه علیها السلام چنین بود، که به دو نمونه اشاره می شود . الف) گلوبند پربرکتجابر بن عبدالله انصاری می گوید: روزی نماز عصر را با پیغمبر صلی الله علیه و آله خواندیم، ناگاه پیرمردی خدمت رسول خدا رسید که لباس کهنه ای پوشیده بود، و از شدت پیری و ناتوانی نمی توانست بر جای خودش قرار گیرد . عرض کرد یا رسول الله! گرسنه ام سیرم کن; برهنه ام لباسی به من عطا کن; تهیدستم چیزی به من بده . رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من که اکنون چیزی ندارم ولی تو را به جایی راهنمایی می کنم، شاید حاجتت برآورده شود . سپس به بلال فرمود: پیرمرد ناتوان را به خانه فاطمه هدایت کن . او بعد از ورود به خانه زهرا علیها السلام سلام کرد، حضرت جوابش را داد و فرمود: کیستی؟ خود را معرفی نمود . . . فاطمه گلوبندی را که پسر عمویش به وی اهداء نموده بود، به او داد و فرمود: به فروش رسان و زندگی خودت را بدان اصلاح کن . پیرمرد برگشت و جریان را خدمت پیغمبر عرض کرد . آن حضرت گریست و فرمود: گردنبند را به فروش رسان تا خدا به برکت عطای دخترم برای تو گشایشی فراهم سازد . . . پیرمرد بعد از فروختن گردنبند، به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: به برکت عطای فاطمه علیها السلام بی نیاز شدم (31) . ب) پیراهن شب عروسیصفوری شافعی از ابن جوزی نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله در شب عروسی فاطمه علیها السلام برای او پیراهن تازه ای آماده کردند . جامه ای کهنه و وصله دار نیز در نزد ایشان بود . سائلی در زد و گفت: از خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله جامه ای کهنه می خواهم . فاطمه می خواست جامه کهنه را بدهد، ولی سخن خدا به یادش آمد که می فرماید: «لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون » ; «به نیکویی نخواهید رسید مگر اینکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید .» پس جامه نو را به وی داد . وقتی که هنگام زفاف حضرت شد، جبرئیل به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: یا رسول الله! پروردگارت سلام می رساند، و مرا نیز فرمان داده که به فاطمه علیها السلام سلام برسانم و برای فاطمه علیها السلام توسط من جامه ای از دیبای سبز از جامه های بهشتی فرستاده است . 10 . همسرداری فاطمه علیها السلامدر حدیثی می خوانیم که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از علی علیه السلام پرسید: «کیف وجدت اهلک؟ قال: نعم العون علی طاعة الله وسال فاطمة، فقالت: خیر بعل; (32) فاطمه، همسرت را چگونه یافتی؟ گفت: بهترین یار بر اطاعت [و بندگی] خداوند، و از فاطمه سؤال کرد: گفت: او بهترین شوهر است .» فاطمه در یک موقعیتی بسیار حساس و بحرانی در خانه علی زندگی می کرد، سپاه اسلام همیشه در حال آماده باش بود . در هر سال، چندین جنگ واقع می شد و علی علیه السلام در تمام یا اکثر آن جنگها شرکت داشت . هرگاه با پیکر خسته و کوفته به خانه باز می گشت، از مهربانیها و دلگرمیها و نوازشهای همسر عزیزش کاملا برخوردار می شد; زخمهای تنش را پانسمان می کرد، لباسهای خون آلود جنگ را می شست (33) ، فداکاریها و شجاعتهایش را می ستود، و بدین وسیله دلش را گرم و برای جنگ آینده آماده اش می نمود . حضرت علی علیه السلام می فرماید: «ولقد کنت انظر الیها فتنکشف عنی الهموم والاحزان; (34) به راستی همیشه این گونه بود که به او نگاه می کردم و تمام غمها و غصه هایم بر طرف می شد .» فاطمه علیها السلام هرگز بدون اجازه علی علیه السلام از خانه خارج نشد و هیچ گاه او را غضبناک نکرد . او در ساعات وداع خویش به علی علیه السلام گفت: «یا ابن عم ما عهدتنی کاذبة ولا خائنة ولا خالفتک منذ عاشرتنی . فقال علیه السلام: معاذ الله انت اعلم بالله وابر واتقی واشد خوفا من الله ان اوبخک مخالفتی; (35) پسر عمو! هرگز مرا دروغگو و خائن نیافتی، از روزی که با من معاشرت کردی، با دستورات تو مخالفت نکردم . علی علیه السلام فرمود: [ای دختر پیامبر!] معاذ الله [که تو در خانه من بدرفتاری نموده باشی، زیرا] مراتب خداشناسی و نیکوکاری و پرهیز کاری و بزرگی و خداترسی تو به حدی است که جای ایراد و خرده گیری در مورد مخالفت با من نیست .» 11 . شفاعت فاطمه علیها السلامحسن ختام فضائل حضرت را مقام شفاعت حضرت قرار می دهیم . 1 . پیامبر اسلام خطاب به امام حسن و امام حسین علیهما السلام فرمود: «انتما الامامان ولامکما الشفاعة; (36) شما دو نفر (حسنین) امام هستید، و برای مادر شما شفاعت است .» 2 . پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: وقتی روز قیامت شود، از باطن عرش ندا می رسد: ای اهل قیامت! چشمهای خویش را پایین افکنید تا اینکه فاطمه دختر محمد با پیراهن خضاب شده به خون حسین عبور کند، در آن عرصه حضرت فاطمه پایه عرش را گرفته و عرضه می دارد: پروردگارا! تو جبار عادلی، بین من و کسانی که فرزندان مرا کشتند قضاوت فرما . رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: به حق خدای کعبه سوگند که پروردگارم به سنت من حکم خواهد فرمود . آنگاه زهرا علیها السلام عرضه می دارد: «اللهم اشفعنی فیمن بکی علی مصیبته; پروردگارا به من اجازه شفاعت کسانی را بفرما که در مصیبت حسینم گریه کرده اند» و خدای تعالی اذن شفاعت آنان را به ایشان عنایت می فرماید .» (37) 3 . جابر بن عبدالله انصاری می گوید: به حضرت باقر علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم، یا بن رسول الله! برای من حدیثی در فضیلت جده ات فاطمه زهرا علیها السلام بفرمایید تا هنگامی که آن را برای شیعیان بیان می کنم خوشحال گردند . امام باقر علیه السلام فرمود: پدرم و او از جدم، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می فرمود که: در روز قیامت برای انبیاء و رسل منبرهایی از نور برپا می شود و منبر من در روز قیامت از همه بلندتر است . آنگاه خداوند می فرماید: خطبه بخوان، پس خطبه ای بخوانم که احدی از انبیاء و رسل مانند آن را نشنیده است . پس برای اوصیاء نیز منبرهایی از نور برافراشته می شود و در میان آنها منبری برای وصی من علی بن ابی طالب نصب می گردد که از همه بلندتر است; آنگاه خداوند به علی علیه السلام می فرماید خطبه بخوان، پس خطبه ای می خواند که احدی از اوصیاء مانند آن نشنیده است . آنگاه برای فرزندان انبیاء و رسل منبرهایی از نور نصب می گردد، پس برای دو فرزند و نوه و دو ریحانه ایام حیاتم (حسنین علیهما السلام) منبری برپا می شود و به آنان گفته می شود خطبه بخوانید و آن دو خطبه هایی می خوانند که هیچ یک از فرزندان انبیاء و رسل مانند آن را نشنیده اند . آنگاه منادی که جبرئیل است ندا می دهد: فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله کجاست؟ آنگاه فاطمه علیها السلام برمی خیزد، [تا اینکه فرمود:] خدای تعالی می فرماید: ای اهل محشر کرامت و بزرگواری از آن کیست؟ محمد و علی و حسنین علیهم السلام عرض می کنند: برای خدای واحد قهار . آنگاه خداوند می فرماید: ای اهل محشر! من امروز کرامت وبزرگی را برای محمد و علی و فاطمه و حسنین علیهم السلام قرار دادم . ای اهل محشر! سرها را پایین افکنده و چشمها را ببندید، این فاطمه است که به سوی بهشت می رود . آنگاه جبرئیل شتر بهشتی می آورد، در حالی که دو طرفش را دیباج آویزان کرده اند، و مهار آن از لؤلؤ تازه است . حضرت بر آن سوار می شوند و خدای متعال صدهزار فرشته را در طرف راست و صدهزار فرشته در سمت چپ وی می فرستد، و صدهزار فرشته را مامور می فرماید تا حضرت فاطمه علیها السلام را بر روی بالهای خود سوار کنند تاایشان را به در بهشت برسانند . وقتی که به در بهشت می رسند، حضرتش می ایستد، خدای متعال می فرماید: ای دخت حبیب من چرا توقف کردی و حال آنکه من تو را امر کرده بودم به بهشت من درآیی؟ حضرت صدیقه علیها السلام عرض می کند: پروردگارا دوست می دارم که ارزش و قدر و قیمت من در مثل چنین روزی شناخته شود . خداوند می فرماید: «یا بنت حبیبی! ارجعی فانظری من کان فی قلبه حب لک او لاحد من ذریتک خذی بیده فادخلیه الجنة! ; ای دختر حبیب من! برگرد و بنگر هر که در قلبش محبت تو و یا محبت یکی از فرزندان تو باشد، دستش را بگیر و او را داخل بهشت نما .» آنگاه حضرت باقر علیه السلام فرمود: والله ای جابر! در آن روز حضرت زهرا علیها السلام شیعیان و دوستانش را بر می گزیند و انتخاب می کند; همان گونه که پرنده دانه نیکو را از دانه بد جدا می کند . وقتی که شیعیان سیده زنان دو عالم به آن بزرگوار نزدیک و بر در بهشت می آیند، خدای تعالی در قلب آنان چنین می افکند که در آنجا بایستند . وقتی می ایستند خداوند می فرماید: ای دوستان من! توقف شما برای چیست و حال آنکه فاطمه دخت حبیب من شفاعت شما را نموده است؟ پاسخ دهند: پروردگارا ما دوست داریم که در چنین روزی ارزش و منزلتمان شناخته شود . خداوند می فرماید: ای دوستان من! برگردید و ببینید چه کسی به خاطر آنکه شما فاطمه را دوست می داشتید، شما را دوست می داشت؟ چه کسی به شما به خاطر دوستی فاطمه زهرا علیها السلام غذا داد؟ چه کسی شما را به خاطر دوست داشتن فاطمه علیها السلام لباس پوشانید؟ چه کسی به شما بخاطر دوستی فاطمه علیها السلام شربتی نوشانید؟ چه کسی بخاطرفاطمه علیها السلام و دوستی فاطمه علیها السلام غیبت غیبت کننده ای را از شما رد کرد؟ پس دستش را بگیرید و او را وارد بهشت نمایید . (38) پی نوشت: 1) محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، (بیروت، داراحیاء التراث العربی)، ج 43، ص 105 . 2) علامه مرندی، ملتقی البحرین، ص 14; ر . ک: میرجهانی، الجنة العاصمه، ص 148; صالح بن عبدالوهاب العرندس، کشف اللآلی، به نقل از فاطمه زهرا علیها السلام، بهجة قلب المصطفی، رحمانی همدانی (تهران، نشر المرضیة، دوم، 1372) ص 9 . 3) حموینی، فرائد السمطین، ج 2، ص 68 . 4) بحارالانوار، (پیشین)، ج 53، صص 179 - 180 . 5) محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، (داراحیاء التراث العربی)، ج 43، ص 65 . 6) الفصول المهمة (بیروت)، ص 143 . 7) آل عمران/61 . 8) مطالب السئول، چاپ ایران، ص 6 و 7 . 9) توفیق ابواعلم، اهل البیت، ص 128 . 10) علامه دخیل، فاطمة الزهراء علیها السلام، ص 171 . 11) بحار (پیشین)، ج 16، ص 78 و ر . ک: بانوی نمونه اسلام، ابراهیم امینی، ص 27 . 12) دلائل الامامة، ص 8 . 13) همان و ر . ک: بحارالانوار، (پیشین)، ج 43، ص 2، و ج 16، ص 80 . 14) عبدالله بحرانی، العوالم، (قم مدرسة المهدی)، ج 6، ص 9 . 15) بحارالانوار، (پیشین)، ج 43، ص 44 . 16) بحار (پیشین)، ج 43، ص 10 . 17) همان، ص 65 . 18) همان، ص 16 . 19) همان، ص 16 . 20) همان، ص 12 . 21) همان، ص 49 . 22) همان، ص 37 . 23) سید محمد کاظم قزوینی، فاطمة الزهراء از ولادت تا شهادت، ترجمه دکتر حسین فریدونی، نشر آفاق، چاپ سوم، 1365، ص 224 . 24) کلینی، الکافی، ج 2، ص 342 . 25) حسین طبرسی، مکارم الاخلاق، (بیروت، مؤسسة الاعلمی)، ص 281 . 26) وسائل الشیعه، حر عاملی، (داراحیاء التراث العربی)، ج 4، ص 1022 . 27) بحارالانوار، پیشین، ج 26، ص 75 - 76 . 28) همان، ج 14، ص 206 و ج 43، ص 78 . 29) اصول کافی، ج 1، ص 241 و بحارالانوار، ج 22، ص 546، و ج 26، ص 41 . 30) بحار، ج 97، ص 195 . 31) همان، ج 43، ص 56 . 32) قاضی نورالله حسینی، احقاق الحق (طهران، مکتبة الاسلامیة)، ج 10، ص 401; و ر . ک: صفوری شافعی، نزهة المجالس، ج 2، ص 226 . 33) سیره ابن هشام، ج 3، ص 106، به نقل از ابراهیم امینی، بانوی نمونه اسلام، صص 78 - 79 . 34) بحارالانوار، (پیشین)، ج 43، ص 134، سطر سوم . 35) همان، ص 191، روایت 20 . 36) کشف الغمة، ج 1، ص 506 . 37) اسد الغابه، ج 5، ص 523; گنجی شافعی، کفایة الطالب، ص 212; ذهبی، میزان الاعتدال، ج 2، ص 18; همدانی، مودة القربی، 104 . 38) بحارالانوار، (پیشین)، ج 8، ص 51; تفسیر فرات بن ابراهیم کوفی، ص 113 .

more_vert بانوی آفتاب؛ گذری بر فضایل حضرت زهرا سلام الله علیها

ادامه مطلب

closeبانوی آفتاب؛ گذری بر فضایل حضرت زهرا سلام الله علیها

فضایل و کمالات حضرت زهرا سلام الله علیها، مانند فضایل سایر معصومان است چون آن حضرت دختر خاتم پیامبران است که برای تولدش رسول خدا چنین بشارت داده شد: «انا اعطیناک الکوثر: مابرای تو خیرفراوان عطا کردیم» برای درک مقام معنوی و فضایل آن حضرت کافی است که روایات رسیده از پیامبر اکرم صل الله علیه و اله را از خاطر بگذرانیم. فاطمه بهترین زنان دو عالم است، افضل از همه بانوان جهان از مقام عصمت کبری برخوردار بود، و از هر حیث نسبت به بانوان جهان برتری و الگوی زنان بعد از خود است «فاطمه سیدة زنان عالمین است». چنانکه در روایات فراوان آمده است، حضرت زهرا تنها بانویی بود که در شأن همسری امیرمؤمنان بود و اگر علی نبود برای زهرا کفوی نبود، این روایت و روایتهای دیگری که در منابع حدیثی درباره مقام و فضیلت حضرت زهرا آمده است همه نشانگر این است که این بانو فضایل و مقام معنوی و علمی بسیار بالایی داشت. از نظر علمی در حدّی بود که سایر ائمه در آن درجه قرار داشتند، اگر آن بانو هم کفوی غیر از علی نداشت این حقیقت بیانگر عظمت علمی حضرت زهرا(س) است. از امام صادق علیه السلام نقل شده که سؤال فرمود: آیا میدانید تفسیر کلمه «فاطمه» چیست؟ راوی گوید: خیر مولایم مرا به تفسیر آن آگاه فرمایید. فرمود یعنی که شرّ و بدی در وجود او راهی ندارد و اگر برای همسری این بزرگوار علی نبود تا قیامت کسی همشأن ایشان نمیشد[1] مقام علمی آن حضرت نیز چونان علی(ع) بعد از پیامبر سرآمد تمام بشریت است اگرچه عرصه را به آن حضرت به قدری تنگ نمودند که اندکی پس از پدر مهربانش دنیا را ترک کرد و با پهلوی شکسته به حضور پدرش شتافت. «الله لقد فطمها الله تبارک و تعالی بالعلم و عن الطمث بالمیثاق: خداوند آن با نور را از علم مملو ساخت و از ناپاکیهای زنان در عالم در منع کرد و مبرا نمود.»[2] «به خدا سوگند خداوند متعال آن حضرت را به قدری در علم وسعت و ظرفیت داد که از علم بشری بینیاز نمود و هرگز نیازی به آموختن از دیگران نداشته باشد زیرا پدرش اولین معلم اسلام است و آخرین پیامبر است که خداوند او را با دین کامل و کتاب آسمانیش به سوی بشریت فرستاد».[3] همچنانکه علی می فرمود: «بپرسید از من از هر چیزی که نمیدانید و از هر چیزی که می خواهید زیرا که در این سینة من علومی انباشته شده که از پیامبر فراگرفتهام و همواره دنبال مردمی هستم که لیاقت داشته باشد، تا آن را به آنها بیاموزم. فاطمه نیز از این مقام رفیع علمی برخوردار بود، چون همشأن با علی در تمام فضایل معنوی و علمی بود، اگر ما به خطبه آن حضرت که دربارة دفاع از ولایت که در مسجد ایراد فرمود خوب تأمل کنیم خطبهاش را همسنگ خطبههای امیرمؤمنان خواهیم یافت.[4] مرحوم مجلسی دربارة تفسیر حدیث امام باقر علیه السلام که فرمود: «فطمها الله بالعلم» یعنی به سبب کثرت علم از جهل بریده شد و به قدری علم دارد که جهالت هرگز در آن راه ندارد و از آغاز آفرینش برخوردار از علوم ربانی شده[5] بنابراین با توجه به اینکه آن حضرت تنها دختر پیامبر اکرم بوده است که فرزندانش امامان معصومی چون حسن و حسین هستند که هر یک معدن و مخرن علوم الهی بودند و در حضور آن بانو تعلیم و تربیت دیده بودند. از طرفی آن بانو تنها هم شان امیرمؤمنان(ع) بود و از هر جهت خصوصاً از جهت علمی و همچنین یازده امام معصوم که وارث علم الهی هستند، فرزندان آن حضرت هستند و تمام آنها به فضائل آن حضرت تصریح کردهاند و آن حضرت در تمام فضائل با آنها شریک است[6] و آنها وارث علم فاطمه (س) هستند که مصحف فاطمه به آنها رسید. چند داستان در مورد زندگی حضرت فاطمه سلام الله علیهااصل پوشش ظاهر(حجاب) و دارا بودن صفت کمالی عفاف برای زن مؤمنه یکی از وظایف دینی و انسانی به شمار می رود که زنان مسلمان جهت حفظ تقوی و کسب رضایت خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله و ابراز بندگی خدا از طرفی، و جهت حفظ امنیت اخلاقی اجتماع از سوی دیگر باید ملتزم به آن باشند. یکی از پیام های صریح زندگی فاطمه زهرا سلام الله علیها اهمیت دادن آن بانوی گرامی به حجاب و پوشش در حد فوق العاده می باشد که در این مختصر به ذکر دو روایت کفایت می کنیم. 1. از امام کاظم علیه السلام روایت است که علی علیه السلام فرمود: نابینائی اجازه خواست و بر فاطمه سلام الله علیها وارد شد پس حضرت زهرا خود را از او پوشاند، رسول خدا صلی الله علیه و آله به وی فرمود: برای چه خود را از او می پوشانی در حالی که تو را نمی بیند؟ فاطمه سلام الله علیها عرض کرد: اگر او مرا نمی بیند همانا من او را می بینم و وی بوی مرا استشمام می کند. آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: گواهی می دهم که بی شک تو پارة تن منی.[7] از این روایت علاوه بر پوشاندن بدن، لزوم پوشش بوی عطر زنان هم از مردان نامحرم فهمیده می شود. 2. و نیز علی علیه السلام می فرمایند: خدمت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله بودیم، آن حضرت پرسید چه چیزی برای زنان نیکو و رواست؟ حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: «خیر للنساء أن لا یرین الرجال و لا یراهنّ الرجال.»[8] آنچه برای زنان نیکوست اینکه بدون ضرورت مردان نامحرم را نبینند و نامحرمان نیز او را ننگرند. حضرت زهرا سلام الله علیها در عبادت و عصمت به حدّی رسیده بود که در حدیث متفق میان شیعه و اهل سنت آمده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در رابطه با عصمت و عبادت آن حضرت فرمودند: «إن الله یغضب لغضبک فاطمة و یرضا لرضاک» ای فاطمه سلام الله علیها: خداوند با خشم تو خشم می کند و با رضای تو راضی می شود.[9] آن حضرت گاهی تا صبح مشغول عبادت می شد، حضرت امام حسن علیه السلام می فرمایند: شب جمعه ای دیدم که مادرم همواره در رکوع و سجود بود تا اینکه صبح شد و می شنیدم که برای مردان و زنان مؤمن دعا می کرد و نام می برد ولی برای خود دعا نکرد. گفتم: ای مادر چرا برای خویش دعا نمی کنی همانگونه که برای دیگران دعا می کنی؟ فرمود: پسرم اوّل همسایه بعد خانه.[10] این روایات علاوه بر اینکه تأکید بر شب زنده داری ها و عبادتهای آن حضرت دارد می رساند که حضرت زهراء نسبت به اطرافیان و همسایگان خویش بی تفاوت نبودند و همواره در حقّ بندگان خوب خدا خیرخواه و برای رفع حوائج آنان دعا می کردند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد دخت گرامیش می فرمود: فاطمه حوریه ای انسانی است، هرگاه در محراب در مقابل خداوند خویش می ایستد. نور او برای ملائکه آسمان همچون نور ستاره ها برای اهل زمین می درخشد، خداوند عزوجل می فرماید: ای فرشتگان من بنگرید به بندة من فاطمه، سرور بندگانم، که در مقابل من ایستاده و بند بند بدن او از خوف من می لرزد و با خشوع قلب خود به عبادت من روی آورده است، شما را گواه می گیرم که شیعیان او را از آتش جهنم امان دادم.[11] حسن بصری با اینکه از طرفداران اهل بیت علیهم السلام نیست می گوید: در این امت کسی عابدتر از فاطمه سلام الله علیها نبود، آنقدر به عبادت می ایستاد که قدمهایش وَرم می نمود.[12] حضرت زهرا سلام الله علیها در لحظات آخر عمر خویش همچون ایام گذشته مشغول عبادت و راز و نیاز با حضرت احدیت بود و شیعیان و پیروان اسلام و نیز در حقّ گنهکاران و خطا پیشه گان امت اسلامی دعا می کرد و طلب مغفرت برای آنان از بارگاه خداوند متعال داشت. اسماء همسر جعفر طیار نقل می کند که در لحظه های آخر عمر حضرت زهراء سلام الله علیها متوجه آن بزرگ بانوی عالم بودم، ابتداء غسل کرد و لباسهایش را عوض نمود و در خانه مشغول راز و نیاز با خدا شد. جلو رفتم، فاطمه سلام الله علیها را دیدم که رو به قبله نشسته و دستها را به سوی آسمان بلند کرده و چنین دعا می کند: «إلهی و سیدی أسئلک بالّذین اصطفیتهم و ببکاء ولدی فی مفارقتی أن تغفر لعصاة شیعتی و شیعة ذریتی. پروردگارا، بزرگوارا، بحقّ پیامبرانی که آنها را برگزیدی و به گریه های فرزندانم در فراق من، از تو می خواهم گناهکاران شیعیان من و شیعیان فرزندان مرا ببخشائی».[13] و اینها خود بزرگترین درس از زندگی سرشار از ایمان آن حضرت می باشند که می توانند تحولّی عمیق در دلهای خفته و پژمرده از غفلت و نادانی انسانها در تمامی قرون و بالاخص در عصر حاضر ایجاد کنند. امید است با پیروی از ائمه اطهار علیهم السلام بتوانیم زندگی پر از معنویت و ایمان برای خود و جامعه خود بسازیم. در پایان حدیثی از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله در رابطه با حضرت زهراء سلام الله علیها ذکر می کنیم. انشاءالله که بتوانیم در زمرة محبان واقعی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام قرار گیریم. قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «من أحب فاطمه ابنتی فهو فی الجنة معی و من أبغضها فهو فی النار. یا سلمان، حبّ فاطمه ینفع مائة من المواطن: رسول خدا صلی الله علیه و آله به سلمان فرمودند: ای سلمان، هر کس دخترم را دوست بدارد او بامن در بهشت است و هر کس او را دشمن بدارد او در آتش است. ای سلمان، حبّ فاطمه سلام الله علیها در صد جایگاه سود می دهد، آسانترین آن جایگاه ها مرگ و قبر و میزان و صراط و محاسبه است. هر کس از او، دخترم راضی باشد من از او راضیم و هر کس من از او راضی باشم خدا از او راضی باشد و هر که بر او خشم کند من بر او خشم کنم و هر کس بر او خشم نمایم خدا بر او خشم کند. ای سلمان، وای بر کسی که به او و شوهرش ستم کند. وای بر کسی که به ذرّیة او ستم کند.»[14] تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیهاروایتی در کتاب های متعدد از جمله «من لا یحضر الفقیه» آمده که امیر مؤمنان علی علیه السلام خطاب به مردی از بنی سعد فرمود: این جریان را از خود و فاطمه به شما می گویم: فاطمه نزد من بود و فاطمه کسی بود که در امور زندگی و کار منزل بسیار زحمت می کشید، با مشک آب می آورد، و آسیاب می کرد تا این که دست او زخم می شد، خانه را جارو می کرد تا این که لباس او غبارآلود می شد، و در کارهای پختن غذا زحمت می کشید و از این جهت بسیار خسته و لباس های او از دود هیزم سیاه می شد. من روزی به او گفتم اگر نزد پدرتان بروید و از او خدمت کاری بخواهید که در کارهای منزل به شما کمک کند، شاید از این زحمت ها مقداری راحت شوید. فاطمه نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفت، دید افرادی در حضور پیامبر هستند. فاطمه حیاء کرد و چیزی به پیامبر نگفت و برگشت، اما پیامبر فهمید که فاطمه برای کاری آمده بوده است. فردای آن روز، حضرت آمد و فرمود: یا فاطمه دیروز برای چه کاری نزد من آمده بودی؟ ما ترسیدیم که اگر چیزی نگوییم شاید حضرت بلند شود و برود، لذا جریان را مطرح کردیم و کارهای سنگینی را که فاطمه در منزل انجام می داد و سبب خستگی او می شد با حضرت بازگو نمودیم. حضرت در پاسخ فرمود: آیا به شما چیزی که از خدمت کار منزل بهتر باشد نیاموزم؟ بعد فرمود: 34 مرتبه «الله اکبر»، و 33 مرتبه «الحمد لله» و 33 مرتبه «سبحان الله» بگویید. بعد فاطمه سر بلند کرد و سه بار گفت: ما از خدا و رسول خدا راضی شدیم.[15] این اصل جریان بوجود آمدن تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها بود اما به دلیل اهمیت این ذکر شریف، چند نمونه از روایاتی را که درباره فضیلت آن وارد شده بازگو می کنم. 1. امام صادق علیه السلام فرمود: «من سبح تسبیح فاطمة سلام الله علیها غفرالله له: یعنی هر کسی تسبیح حضرت فاطمه بجا آورد خداوند گناهان او را می آمرزد.»[16] 2. نیز امام صادق علیه السلام فرمود: «تسبیح الزهراء فاطمه سلام الله علیها فی دبر کل صلاة احبّ الی من صلاة الف رکعةٍ فی کل یوم: یعنی بجا آوردن تسبیحات حضرت فاطمة زهرا در تعقیب هر نماز برای من از هزار رکعت نماز در هر روز محبوب تر است.»[17] 3. یکی از روات می گوید نزد امام صادق علیه السلام از سنگینی گوشم شکایت کردم. حضرت فرمود: «علیک بتسبیح فاطمه سلام الله علیها: یعنی بر شما باد به گفتن تسبیحات حضرت زهرا.»[18]   پی نوشت ها: [1] موسوی، محمد کاظم، فاطمه از مهد تا لحد، نشر آقاق، چاپ چهارم، 1371، ص65. [2] مجلسی، بحارالانوار، ج43، ص14، 15، و رحمانی همدانی، فاطمه الزهرا و بهجه قلب المصطفی، تهران، مرضیه، چاپ دوم، 1372ش، ص149. [3] موسوی، محمدکاظم، پیشین، ص 64. [4] ر.ک: خطابة فدک، عزالدین زنجانی، شرح خطبه حضرت زهرا، مشهد، چاپ اول، ص40. [5] مجلسی، پیشین، ج 43، ص65، 101. و ر.ک: رحمانی همدانی، پیشین، ج43، ص14. [6] ر.ک: رحمانی همدانی، پیشین، ص37، 60 و ص9، 13. فضائل حضرت زهرا از زبان فرزندانش. [7] قزوینی، سید محمدکاظم، فاطمة الزهرا از ولادت تا شهادت، ترجمه علی کرمی، انتشارات نشر مرتضی، چاپ چهارم، 1382ش، ص330. [8] نیلی پور، مهدی، فرهنگ فاطمیه، اصفهان، انتشارات مرکز فرهنگی شهید مدرس، چاپ سوم، 1382ش، ص250. [9] شیخ طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری با علام الهدی، مؤسسه آل البیت، لإحیاء التراث، چاپ اول، 1417ق، ج1، ص294. [10] علامه مجلسی، تاریخ چهارده معصوم(ع)، چاپ نهم، انتشارات سرور، 1382ش، ص193. [11] قزوینی، سیدمحمدکاظم، فاطمة الزهرا از ولادت تا شهادت، ترجمه علی کرمی، انتشارات نشر مرتضی. چاپ چهارم، 1382ش، ص301. [12] همان. [13] فرهنگ فاطمیه، همان، ص15. [14] همان، ص13. [15] شیخ صدوق، محمد، من لا یحضره الفقیه، ج1، ص 320. [16] حلی، وسایل الشیعه، قم، نشر مؤسسه اهل البیت، 1416 ق، ج 6، ص 439، کتاب صلوة، باب 7. [17] مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، نشر دار احیاء، 1403هـ ق، ج 82، ص 332. [18] همان، ص 334.

more_vert فاطمه زهرا علیهاالسلام سرّ لیلة القدر

ادامه مطلب

closeفاطمه زهرا علیهاالسلام سرّ لیلة القدر

مقدّمهمعرفت به همه مؤلّفه های شخصیتِ برجسته و هستیِ شاخص و ممتازِ یگانه زنان در همه اعصار و امصار و در دو عالم پیدا و پنهان بسیار مشکل و معسور می نماید؛ چه اینکه از حیث «هویّت وجودی» نه «ماهیت مفهومی» و حقایق درون ذاتی، از باب «وَمَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَّعْلُومٌ» (صافات: 164) تکرارناپذیر و همتانابردار و ادراک ناشدنی است؛ و هرچه از حیث وجودی، قوی تر، شدیدتر و کامل تر بوده و تجرّد بیشتری داشته باشد و به هستی محض قرب یابد مصداق «لایُدرِکُه بُعدُ الهِمَم و لایَنالُه غَوصُ الفِطَن»(2) خواهد شد که نه حکیم با ادراک حصولی و نه عارف با ادراک حضوری خویش، توان درک و معرفت به قلّه های بلند و منیع ذات و شخصیت وجودی او را ندارد و عرفانِ به آن انسان کامل هر آینه اعتراف به «جهل» و «عجز» از معرفت به حقیقت ذاتی اوست. اما راه ورود به بهشت ذات و جنّت وجود و هستی او نیز مسدود و بسته نیست، بلکه معرفت به مراتب و درجاتی از هستی و کمالات وجودی او ممکن و میسور است؛ یعنی اکتناه به ذات انسان کامل، که مظهری از «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَی ءٌ»(شوری: 11) و «وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوا أَحَد» (توحید: 4) شده و جامع اسماء جمال و جلال الهی است و کون جامع، تا غیب و شهادت وجود مطلق و مضاف هستی را در خانه خویشتن به هم گِره زده، راه ورود به حقیقت ذاتش را بر روی نامحرمان و محرومان از تماشاگه راز مسدود می نماید و تنها محرمان دل در حرم وجود و حریم هستیِ تشبّه یافته به هستی مطلق و مطلق هستی او راه دارند تا «لم یَحجبُها عن واجبِ معرفتهِ»(3) نیز صورت پذیرد و الگوشناسی و الگوپذیری در مقام استکمال وجودی با حرکت جوهری، تجدّد امثالی و حرکت حبّی(4) تعیّن یابد. شخصیت جامع الابعاد و بلکه جامع الاضداد انسان کاملی همچون فاطمه زهرا علیهاالسلام و وجود نورانی و الهی آن انسان معصوم و حجت بالغه و خلیفه خدای سبحان به دلیل قرب وجودی به وجود مطلق، قابل ادراک به تمام معنا و معرفت پذیر به صورت کامل و جامع و تمام عیار نیست و از جمله، تشابه و تقارب وجودی لیلة القدر و فاطمه زهرا علیهاالسلام در همین نکته بلیغ، عمیق و انیق نهفته است که چنان که «لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْر»(قدر:12)، و «اِنّما سُمّیت فاطمةُ لاَنّ الخَلْقَ فُطِموا عَن معرفتِها»(5) و لیلة القدر مراتب پذیر و مشکّک و فاطمه علیهاالسلام نیز از حیث وجودی مرتبه پذیر و دارای درجات وجودی است که باید برای ادراک به قدر میسور و ممکنِ آن یادگار رسول خدا صلی الله علیه و آله رقای وجودی و توسعه در هستی و بسط ذاتی یافت و به مقام لیلة القدر تقرّب پیدا کرد. خدای سبحان عقل و دل انسان را مستعد و شایسته معرفت به اسوه های جمال و جلالی اش قرار داد که انسان متکامل در پرتو هدایت، حمایت، ارشاد و اشارت انسان کامل، که انسان مکمّل است، باید به عقل پروری و مهرورزی و محبتِ وجودی سیر صعودی یابد و قوس صعود را در عوالم وجود طی نماید تا به شبستان شهود و بزم وجود همچون فاطمه ای معصوم و ثمره شجره وجود بار یابد. آری، انسان های تشنه کمال و شائق وصال و مشتاق دیدار حضرت حق سبحانه راهی جز ورود به دارالشهود شخصیت بی همتای انسان کاملی چون صدیقه طاهره علیهاالسلام ندارند ... و نسل جدید و جوان جامعه جهانی امروز و مدینه فاضله اسلامی برای خروج از بحران هویّت و فقرشناسنامه حقیقی و رهایی از خطر و آفت فطرت سوز و ویرانگر جوهره وجود یعنی از خود بیگانگی بایسته است که از «فصل» و «غربت» با شخصیتی همچون فاطمه علیهاالسلام ، که در حکمت علمی و عینی، عرفان نظری و عملی، اخلاق قولی و فعلی، درک و درد دینی، عدالت فکری، اخلاقی و عملی، قسط فردی و اجتماعی، حکمت و حکومت فراگیر و جهان شمول، عقل تعالی یافته در دو ساحت علاّمه و عمّاله و عشق و محبت راستین و جاودانه و خیر جامع دنیا و آخرت و سعادت مادی و معنوی و ... سرآمد و الگوی جاودانه و تمام نانشدنی و به تعبیر شیرین و دلنشین قرآن کریم، «کوثر» یا خیر و نعمت فزاینده و متزاید و زوال ناپذیر و ابدی است، انس ذهنی، ذاتی و عملی و حشر متافیزیکی و وجودی یافته، آن انسان برتر و نمونه را سرمشق حیات معقول و سرلوحه زندگی پاک خویش قرار دهد تا با فاطمه شناسی و فاطمه گرایی، حیات طیّبه یابد و به فطرت خویش بازگردد و به اصل خود واصل شود و بر روزگار فصل و فراق از خودِ حقیقی و منِ علوی خویش خط بطلان بکشد و به «از کجا آغاز کنیم» که پرسشی عقلانی و تکامل گرایانه است، با «از فاطمه» پاسخ دهد تا بازگشت به خویشتن را تجربه کند و دو سَرِ حلقه هستی و آغاز و انجام نظام وجود را دریابد، که حدیث «لولا فاطمةُ لما خَلقتُکما»(6) از آغاز هستی با نام و یاد و حقیقت نوری فاطمه علیهاالسلام و حضور باهرالنور او در صحنه حشر اکبر و نغمه ملکوتی و غریو رحمانی «اَین الفاطمیون»(7) به فرجام حیات ابدی و جاودانه انسان به هم سرشته گردد و انسان متکامل رهین فیض وجودی و نعمت پایدار کوثر آفرینش و گوهر خلقت و پاره تن سیّد کائنات و کُفو علی علیه السلام قرار گیرد و در ظلّ توجهات آن انسان هادی، این انسان هابط به مقام صعود در هبوط بپردازد و مصداق «إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُه»(فاطر: 10) قرار گیرد تا در سایه سار شجره پاک و پرثمر ایمان و عمل صالح، به کمال امکانی خویش نایل گردد و آیه «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَة» (نحل: 97) را در فکر، فعل و انگیزه خویش متجلّی سازد و چنین انسانی هویّت مدار و شناسنامه دار و حقیقی شده در دار وجود، مفقودالاثر و بی هویّت و بی برکت نباشد، بلکه در هر مکان(8) و هر زمان،(9) مبارک گردد و کوثرشناسِ کوثرمنش، کوثر روش و کوثر گرایش و خود کوثری شود که از هرچه تکاثر و کثرت است رهایی یابد و به مقام کوثر و وحدت دست یازد. غرض این است که انسانِ وامانده در طبیعت و سرگشته کوی مادیت و طوفان زده در صحرای حیرت و فارغ از هویّت و هستی خویش، ولی تشنه آب حیات و شیفته کمال، طمأنینه، سکونت و یقین و سعادت حقیقی و خوش بختی واقعی در پرتو بصیرت و تفقّه به شخصیت جامع الاطراف فاطمه علیهاالسلام و تأسّی به بینش، منش و روش زندگی او، در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی، راه نجات، رشد، فلاح، صلاح و رستگاری در پیش گیرد و با قراردادن آیینه فاطمی پیش روی خویش و تابلوی زیبا و نورانی و ماندگار آن یادگار پیامبر خدا محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله ، به خویشتن شناسی، خویشتن یابی، بازشناسی و بازسازی وجود خود پرداخته، به خودیابی و بازیابی خویش و نقد و تأویل هستی و حیاتش بپردازد؛ چه اینکه فاطمه علیهاالسلام در همه ساحت های عقلانی، نفسانی و جسمانی و ابعاد برهانی و عرفانی، بینش اسلامی و بصیرت دینی و معرفت اجتماعی و عدالت خواهانه و ولایت شناسی و ولایت یابی الگویی کامل است و علم و عمل، ایمان و خردورزی، و عقل و عشق را در حیات نورانی خود به ظهور رسانده است. پس معیار کمال هر چیزی همانا هستی اوّلی و ذاتی شی ء است، نه هستی مادی ثانوی و عرضی آن؛ زیرا حقیقت هر چیزی را صورت نوعیّه آن ترسیم می کند که حاکی از نحوه هستی اوست، نه اوصاف بیرونی اش که ترجمان نحوه ارتباط او به خارج از حقیقتش می باشند؛ و کمال ذاتی انسان، که همان هستی آگاه و فعّال اوست، به نحوه اندیشه های صحیح است که از مبادی عالی دریافت می کند و به نحوه نیّت و اراده تدبیر بدن و جهان طبیعت است که همان عقل نظری و عقل عملی او را تشکیل می دهد. و اگر حضرت فاطمه علیهاالسلام سیده زنان جهانیان است و غیر از حضرت علی علیه السلام احدی همتای او نمی باشد تنها به لحاظ کمال وجودی آن بانوست، نه به لحاظ پیوندهای اعتباری او.(10) در این نوشتار، برآنیم که چنین انسان کاملی را از زبان انسان کامل، و قرآن ناطق را از زبان و طریق قرآن صامت شناسایی کنیم و فضایل و کرایم وجودی و اوصاف جمالی و جلالی فاطمی را از محضر پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام جست وجو نماییم. موضوع فاطمه علیهاالسلام و لیلة القدر از یک سو، معسور و مشکل بودن معرفت به شخصیت حضرت زهرا علیهاالسلام ؛ و از سوی دیگر، میسور و ممکن بودن ادراک نسبی و همسان با مرتبه وجودی خودمان را نشان می دهد تا بر محور «اِنّ هذهِ القلوبَ اوعیةٌ فخیرُها اَوعاهَا»(11) و مدار «أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِیَةٌ بِقَدَرِهَا» (رعد: 17)، به حضور وجودی کوثری و کوثر وجودی اش باریابیم، تا به قدر سعه وجودی خویش، معارفی، حقایقی و انواری فراچنگ آوریم و فراروی ارباب فضل و فیض و اصحاب کمال و کرامت و مشتاقان کوی ولایت قرار دهیم.   سِرّ قَدْر و قَدَر (فاطمه علیهاالسلام و لیلة القدر)گرچه قدرشناسی و فاطمه شناسی به آسانی فراچنگ نمی آید، اما اندکی تلاش و خلوص در کاوش های قرآنی و کاوش در پژوهش های وحیانی، چه وحی وجودی و تکوینی و چه وحی تدوینی و تشریعی، به تدریج ما را به سوی ادراک فاطمه علیهاالسلام و قدر به پیش می برد. آن گاه که به برخی ویژگی های مشترک و وحدت وجودی و تساوی، بلکه تساوق فاطمه علیهاالسلام و قدر بیندیشیم، به راز و رمزها پی خواهیم برد؛ از جمله: الف. فاطمه علیهاالسلام انسان کامل تکوینی است، و قرآن کریم کلام تدوینی جامع، که فاطمه علیهاالسلام صورت عینیّه و تکوینیه قرآن کریم و قرآن صورت تدوینیه و علمیه فاطمه زهرا علیهاالسلام است؛ چه اینکه اهل بیت وحی علیهم السلام جامع کلام تکوین و تدوین و واجد کتاب حقیقت و شریعت و شامل نشئه حقیقی و اعتباری اند؛ یعنی انسان کامل جامعِ عوالم کلیِ عقل، مثال و ماده و باید و نباید در نظام تشریع است که مرحله اعلا و برین آن به «کتاب مبین» و «امّ الکتاب» منتهی می گردد و موجود عینی است، نه اعتباری، و تکوینی است، نه تدوینی؛ که انسان کامل کون جامع و صاحب همه نشئات وجودی است که حتی فرشتگان شأنی از شئون وجودی اویند، تا چه رسد به مراتب دیگر هستی.(12) از این رو، فاطمه زهرا علیهاالسلام واجد همه مراتب نظام خلقت و شریعت است. فاطمه زهرا علیهاالسلام از باب اینکه قرآن در حقیقت وجود و کُنه و وعاء هستی اش تجلّی یافت، ظهور قرآن و در نتیجه، ظهور علم الهی است(13) تا همه مقامات وجودی را در قوس نزول و صعود دارا باشد. فاطمه علیهاالسلام و قدر عین هم و مفسِّر حقیقت وجودی هم هستند، که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «مَنْ عَرفَها حَقَّ مَعرفتِها أدرکَ لیلةَ القدرِ، و اِنّما سُمّیت فاطمةُ لِاَنَّ الخَلْقَ فُطِموا عَن کُنهِ مَعرِفتها.»(14) استاد علاّمه حسن زاده آملی می نویسند: «مبانی عقلی و نقلی داریم که منازل سیر حبّی وجود، در قوس نزول، معبّر به لیل و لیالی است؛ چنان که در معارج ظهور صعودی، به یوم و ایّام؛ بعضی از لیالی لیالی قدرند و بعضی از ایام ایام اللّه. از این اشارت در «اِنّا اَنزلناهُ فی لیلةِ القدرِ»(قدر: 11) و در حدیث مذکور و نظایر آن ها تدبّر بفرما، اقرأ و ارقَ. این فاطمه علیهاالسلام ، که لیلة القدر یازده کلام اللّه ناطق است، که امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که حق معرفت به آن حضرت پیدا کند، یعنی به درستی او را بشناسد، لیلة القدر را ادراک کرده است...»(15) در تفسیر فرات کوفی آمده است: محمّد بن قسم بن عبید به اسناد مُعَنْعن از أبی عبداللّه (حضرت امام صادق علیه السلام )، ما را حدیث کرده که آن جناب در تفسیر سوره مبارکه «قدر» فرموده است: «اِنّا اَنزلناهُ فی لیلَةِ القدرِ» لیله «فاطمه» است و قدر «اللّه» است؛ کسی که فاطمه را آن سان که حق معرفت اوست شناخت، همانا که لیلة القدر را ادراک کرده است.(16) حال چنان که قرآن ظاهر و باطن، و محکم و متشابه دارد، فاطمه علیهاالسلام نیز دارای چنین مراتب و ظهور و بطونی است که نه قدرِ «قدر» را می توان به حقیقت شناخت و نه قدرِ فاطمه علیهاالسلام را می توان فهمید و فهماند و قدرشناسی کرد، که الفاطمةُ، ماالفاطمةُ و ما ادریکَ ماالفاطمةُ؟! ب. لیلة القدر ظرف تقدیر الهی در تکوین و تشریع و برای عالم و آدم است و ولایت علی علیه السلام در چنین شبی تقدیر شد که امّ و روح لیالی قدر زمانی است و پیش از آسمان ها و زمین است و فوق آن ها. در کتاب معانی الاخبار با اسناد خود به مفضّل بن عمر آورده است: «ذکرَ عند ابوعبداللّه علیه السلام «ِانّا اَنزلناه فی لیلةِ القدرِ» قال: ما اَبْیَنَ فضلُها علیَ السوَر. قال: قلتُ: و ایُّ شی ءٍ فضلُها؟ قال: نُزلت ولایةُ امیرِالمؤمنین علیه السلام فیها. قلتُ: فی لیلةِ القدرِ الّتی نَرتجیها فی شهرِ رمضان؟ قال: نعم، هی لیلةُ قُدِرت فیها السمواتُ والارضُ و قُدِرت ولایةُ امیرِالمؤمنینَ فیها.»(17) انسان کامل، هم ظرف حقایق قرآنی است و هم صاحب ولایت کلّیه و مطلقه تا قوام وجود به آن روح کلی قرار گیرد که لیلة القدر در همه ازمنه و اعصار وجود دارد، «فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیم»(دخان: 4) تا بر تجدّد، استقبال و استمرار دلالت نماید و ملائکه با روح القدس به اذن پروردگارشان سال به سال در زمان حیات رسول اللّه صلی الله علیه و آله بر آن جناب نازل شوند و پس از رحلت آن حضرت بر کسانی که از حیث صفات وجودی با پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وحدت شخصیتی و وجودی دارند و خلیفه الهی و خلیفه رسول خدایند نازل گردند که چنین بود، هست و خواهد بود و سِرّ نزول فرشتگان بر فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز دانسته خواهد شد؛(18) چنان که فرمودند: با سوره قدر بر امامت ما احتجاج کنید و بدانید که در بحث و استدلال پیروز می شوید؛ چون پس از رسول اکرم صلی الله علیه و آله حجت خدا بر خلق او همین سوره است. این سوره سَروَر دین و بزرگ ترین دلیل مذهب شما و نهایت دانش ماست. امام باقر علیه السلام فرمود: «یا معشرَ الشیعةِ! خاصِموا سورة «اِنّا اَنزلناهُ» تُفلِحوا. فَوَاللهِ اِنّها لَحجةُ اللّهِ تبارک و تعالی عَلیَ الخلقِ بَعدَ رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله و اِنّها لَسیِّدةُ دینِکم و اِنّها لغایةُ عِلمنا...»(19) پس فاطمه زهرا علیهاالسلام انسان کاملی است که قرآن بر او نازل گردیده و فرشتگان بر او نازل شده اند و در هر عصر، انسان کامل آن عصر محل نزول ملائکه و میزبان آن ها خواهد بود.(20) تمام فرشتگان طواف کننده فاطمه علیهاالسلام در شب قدرند و شب قدر تکرار شونده خواهد بود(21) و اساسا فرشتگان با اراده انسان کاملی همچون فاطمه علیهاالسلام نیز نزول و عروج دارند و در خدمت اویند.(22) پس در لیلة القدر، تقدیر و سرنوشت نظام وجود رقم می خورد و فاطمه زهرا علیهاالسلام ظرف تحقق و تعیّن این تقدیر الهی است و واسطه فیض و فضل الهی به عالم و آدم و جهان غیب و غیب جهان، و همه چیزِ هستی از مدار وجودی او و مجرای هستی اش تشخّص می یابد و هزاران نقش بر لوح عدم از قاف قدرت الهی و قلم خداوندی از رهگذر و نسیم قدسی وجود آن عزیز الوجود رقم خورده است. مرحوم علاّمه طباطبائی رحمه الله نیز مراد از «قدر» در «لیلة القدر» را تقدیر الهی در همه هستی و استمرار و تداوم آن دانسته اند.(23) تفسیر نمونه نیز تقدیر همه چیز و رابطه تقدیر در شب قدر با اراده و اختیار انسان و نزول قرآن و نسبت و ترابط و تعامل تقدیر در شب نوزدهم، تحکیم در شب بیست و یکم و امضا و تثبیت در شب بیست و سوم را شرح می دهد.(24) از این ها می توان نسبت انسان کامل با لیلة القدر و نسبت آن دو با سرنوشت انسان و جهان را به خوبی شناخت و نقش حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را در هندسه هستی و لیلة القدر بازیافت. ج. شگفت آور است که بدانیم، هم شب قدر از حیث هویّت وجودی و ماهیت مجهول است و به آسانی فهم حقایق آن روزی هر کسی نخواهد شد مگر صلاحیت علمی و عملی برای سالک کوی قدر و هم حقیقت ذات و وجود فاطمه علیهاالسلام مجهول است، مگر برای اوحدی از انسان ها که در درجه اول، انسان های کامل هستند و آن گاه با حفظ مراتب وجودی، اولیای الهی و بندگان صالح و صاحب مقام ولایت در درجه دوم. اما شب قدر مخفی است، به دو دلیل: 1. اهمیت بخشی و مراقبت از شب قدر تا بهترین و بیشترین بهره وری برای اهلش حاصل آید. 2. عظمت و فخامت شب قدر و میزان تأثیرگذاری آن در جهان خلقت و شریعت و بدین سان، اولیاءالله در میان خلق و مؤمنان پنهان هستند و اینکه فاطمه زهرا علیهاالسلام ناشناخته ماند و در زمان حیات ظاهری اش، مجهول و مظلوم واقع شد و پس از ارتحال از جهان فانی به سوی جهان باقی نیز قبر مطهّرش مجهول و ناشناخته است، خود حکایتی از عظمت و اهمیت این شخصیت ممتاز اسلامی در سرنوشت فرهنگی سیاسی جهان اسلام و آیتی بر حقّانیت اسلام امامت، ولایت و اندیشه، و انگیزه و عمل شیعه خواهد بود تا هماره عقول و قلوب را به سمت خویش معطوف دارد و تاریخ بشریت را از گذشته تاکنون و آینده، متوجه خویش سازد و این خود سِرّی از اسرار آفرینش و راز سر به مهر کتاب خلقت و شریعت و جهان تکوین و تشریع است.   قرآن شناس راستین یا شارح شریعت (فاطمه علیهاالسلام و قرآن)انسان کاملی چون صدیقه طاهره علیهاالسلام عالم به قرآن، عامل به قرآن و حامل قرآن کریم است و درجات قرآن با معارج انسان کامل تطابق دارد و نسبتی تام و تمام در میانشان برقرار است و تمامی حقایق و معارف قرآنی به نحو اتم و اکمل، در انسان کامل و از جمله فاطمه زهرا علیهاالسلام مجتمعند؛ چه آنکه او «قول ثقیل» را در ثقل علمی و عملی اش تحمّل کرد: «إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلًا ثَقِیلًا.» (مزّمّل: 5) علاّمه طباطبائی رحمه الله قول ثقیل را «قرآن عظیم» دانسته که از حیث تلقّی و دریافت معنای آن (ثقل علمی) و از حیث تحقّق به حقیقت توحیدی (ثقل عملی) «ثقیل» خوانده شد(25) و تنها انسان کامل حامل و وارث ثقل علمی و عملی آن و انسانی همچون فاطمه زهرا علیهاالسلام ، که «بتول» خوانده شد و در فرازی از سوره مزّمّل پس از آیه یاد شده نیز سخن از «وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا» (مزّمّل: 8) آمده، مشعر به این معناست که انسان بتول توان تلقّی و تحمّل و تحقّق قول ثقیل را داراست و البته راه اعتلای انسان به فهم خطاب محمّدی صلی الله علیه و آله نیز مسدود نخواهد بود؛ باید استکمال عقلی و باطنی داشت و مقامات معنوی و فتوحات غیبی نمود و حجاب زدایی از ملک تا ملکوت کرد و در پرتو نور آفتاب ولایت و عنایت انسان کامل، به خزاین اسرار و علوم الهی راه یافت.(26) به هر تقدیر، فاطمه علیهاالسلام و قرآن به هم سرشته و درهم تنیده اند و «لَنْ یفترقا»(27) هستند و او همه کمالات را از جهات چهارگانه دارا بود؛ یعنی نزاهت از نقص در وجدان کمال و رها شده، مصون از عیب در مقام دارایی کمال، و در دو مقام حدوث و بقا نیز واجد کمال امکانی و وجودی بود که به تعبیر استاد جوادی آملی، «زیرا نه فاقد کمال هستند تا در حوزه تکامل آنان نقص راه یابد و نه آنچه دارند آفت زده است تا در قلمرو تعالی آن ها عیب رخنه نماید و نه در مرحله حدوث، فاقد فضل و فیض ویژه بوده اند که مسبوق به نقص باشد و نه در نشئه بقا فاقد فوز و فیض می شوند تا ترقّی آنان ملحوق به نقص یا عیب گردد. این مقام جمع الجمعی مربّع را می توان از عدیل بودن آنان با کتاب بی بدیل الهی یعنی قرآن استنباط کرد.»(28) حال، نسبت فاطمه علیهاالسلام و قرآن کریم رادر چند نکته توضیح می دهیم: نکته اول: چنان که قرآن کریم یا قرآن صامت و وحی مُنْزَل الهی دارای صفات ثبوتیه و سلبیه یا جمالیه و جلالیه است، فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز دارای صفات مشترک با قرآن در دو بعد ایجابی و سلبی و جمالی و جلالی است. چنان که قرآن نور است(29) فاطمه علیهاالسلام نیز نور است، خداوند نیز نور است.(30) این وحدت نوری بین آفریننده فاطمه علیهاالسلام و قرآن و متکلّم با کلام تکوینی (فاطمه علیهاالسلام ) و کلام تدوینی (قرآن) نکته ای است بس مهم. قرآن قول فصل(31) است و فاطمه علیهاالسلام نیز فصل الخطاب؛ قرآن هدی(32) است، فاطمه علیهاالسلام نیز هدایت کننده انسان؛ قرآن رشد،(33) حق،(34) کریم،(35) شفاء،(36) رحمت،(37) برهان،(38) عزیز،(39) حکیم،(40) مطهَّر،(41) غیر ذی عوج،(42) ذکر،(43) مصدِّق،(44) عظیم،(45) بیان،(46) و قیّم(47) است، فاطمه علیهاالسلام نیز بر اساس نصوص حدیث و مجامع روایی و بخصوص متن دعای «زیارت جامعه کبیره» رشد، حق، کریم، شفاء، رحمت، برهان، عزیز، حکیم، مطهّر، غیر ذی عوج، ذکر، مصدّق، عظیم، بیان و قیّم، که دعاها و خطبه های حضرتش نیز از حیث علمی و فعل و تقریر، و سیره عملی ایشان از حیث عملی، دلالتی تام بر این صفات وجودی می نمایند. نکته دوم: فاطمه علیهاالسلام از راسخان در علم(48) و تأویل شناسان و تأویلگران(49) قرآن کریم و قرآن شناسان و مفسِّران قرآن کریم(50) می باشد که سیر معرفتی سلوکی حضرتش از ظاهر قرآن و الفاظ کتاب وحی الهی تا اُمّ الکتاب و کتاب مکنون و لوح محفوظ کشیده شده است. فاطمه علیهاالسلام تمامی مراتب لیلة القدر را داراست و در باب علم و عرفان فاطمه علیهاالسلام به قرآن، توجه به حدیث ذیل یک ضرورت و خود گویای مقام قرآن شناسی و معرفت به همه مدارج و معارج وحی الهی و مقامات قرآنی است. خودِ زجاجه وحی و میوه نبوّت، امّ الائمّة المعصومین، سیدة نساء العالمین، فاطمه بنت رسول اللّه صلی الله علیه و آله ، فرمود: «ستایش خدای را که مرا منکر امری از کتابش قرار نداده و در هیچ حقیقتی از امرکتاب مرا سرگردان ننموده است.»(51) و یاد آورده اند: «زنی خدمت حضرت صدیقه علیهاالسلام رسید و سؤالی کرد و جواب شنید تا ده سؤال؛ خجلت کشید، عرض کرد: بر شما مشقّت نباشد. فرمود: اگر کسی اجیر شود که باری را به سطحی ببرد به صدهزار دینار، آیا بر او سنگین است؟ عرض کرد: نه. فرمود: من اجیر شده ام برای هر مسئله به بیشتر از مابین زمین و عرش که از لؤلؤ پر شود.»(52) حال چگونه او مفسِّر و مبیِّن قرآن نباشد که قرآن فرمود: «اِلاّ المطهَّرونَ»(واقعه: 76) و قرآن نیز مصداق «مطهّرون» را معرفی نموده(53) که حضرت فاطمه علیهاالسلام از جمله مطهّرون است و با ظاهر و باطن قرآن مساس دارد و معارف بیکران قرآن بر او مکشوف و معلوم است.(54) پس درس دین شناسی و درد دین داری و مکتب قرآن شناسی و قرآن مداری هر آینه در مکتب فاطمه علیهاالسلام قرار دارند. نکته سوم: قرآن کریم در ترسیم و تصویر سیمای ملکوتی فاطمه علیهاالسلام و چهره نورانی و رحمانی اش، مشحون از آیات است که به حسب تفسیر، تأویل، تطبیق و با تکیه بر مجامع روایی و حدیثی، بر مقامات معرفتی و معنوی آن حضرت دلالت تام و کامل دارند، و از جمله آیات الهی، آیه تطهیر «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرا»(احزاب: 33) است که اراده در «اِنّما یریدُ اللّه» اراده تکوینی است؛(55) خدای سبحان با اراده تکوینی تخلّف ناپذیر خود، موهبت طهارتِ از هرگونه رجس را، خواه در اندیشه های عقل نظری و خواه در نیّت و اراده های عقل عملی، به اهل بیت عصمت علیهم السلام اعطا نمود و «انَّما» نیز اقتضای حصر دارد و تطهیر تکوینی را تنها به آن ذوات طاهره اختصاص داده است، و «یُرید» دلالت بر دفع هرگونه رجس است، نه رفع آن و با دوام و استمرار فیض، اذهاب رجس سازگار است.(56) و در آیه مباهله «فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَی الْکَاذِبِین»(آل عمران: 61)، که دلالت بر مظهر جمال و جلال الهی بودن اهل بیت علیهم السلام و از جمله، فاطمه زهرا علیهاالسلام دارد، جلال و جمال فاطمه علیهاالسلام همتای جلال و جمال علی علیه السلام قلمداد شده است(57) و به تعبیر استاد حسن زاده آملی، آیه مباهله دلالت بر تفضیل فاطمه معصومه علیهاالسلام بر همه زنان عالم دارد.(58) البته آیاتی همانند 92 آل عمران، 6 و 23 انسان، سوره کوثر، فرازهایی از سوره الرحمن و مطفّفین، که بر بحر نور و وحدت و مقام مقرّبین و ابرار و اصحاب یمین دلالت دارند و به صورت کامل و اظهر بر شخصیت حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام دلالت می نمایند، هر کدام نشانه هایی از آن بی نشان اند تا ما را به عمق و ژرفای وجودی فاطمه زهرا علیهاالسلام دلالت نمایند. پس قرآن کریم معرِّف و مفسِّر شخصیت فاطمه علیهاالسلام و فاطمه علیهاالسلام نیز مفسِّر و مبیِّن قرآن کریم است که دو قرآن ناطق و صامت همدیگر را تفسیر می نمایند و این بیانگر وحدتِ وجودی و جوهری آیات بیّنات و وحی الهی با بقیة النبوّه و پاره تن رسول خدا صلی الله علیه و آله می باشد که او تفسیر قرآن و قرآن تفسیر اوست؛ یعنی قرآن فاطمه مجسّم و معیّن و مدوّن و فاطمه علیهاالسلام قرآن مجسّم و معیّن و مکوّن است، که القرآنُ معَ الفاطمة و الفاطمةُ معَ القرآن.   فاطمه و محمّد و علی علیهم السلام ؛ روح واحد نور واحدعرفان به فاطمه علیهاالسلام قرین و رهین عرفان به محمّد صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام نیز می باشد؛ چه اینکه در انسان کامل بودن، در لیلة القدر و یوم الله بودن، در معصوم و حجت الهی بودن، در خلیفة اللّه بودن و در نور واحد بودن، مشترک و دارای صفات وجودی واحدی اند و فاطمه علیهاالسلام غیر از اینکه پاره تن رسول خدا صلی الله علیه و آله ، میوه دل و نور چشم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است، از باب اینکه کفو علی علیه السلام می باشد و کفو او نفس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است، او نیز نفس پیامبر صلی الله علیه و آله است. علاوه بر این، در تفسیر انفسی «لیلة القدر» آمده که لیلة القدر همانا بنیه محمّدی است که از آن به «صدر محمّد صلی الله علیه و آله » تعبیر شده؛ چنان که در تفسیر عرائس البیان آورده اند: «لیلةُ القدرِ هی البنیةُ المحمّدیةُ حال احتجابِه علیه السلام فی مقامِ القلبِ بعدَ الشهودِ الذّاتیِ لاَنَّ الانزالَ لایُمکنُ الاّ فی هذه البُنیةِ فی هذهِ الحالةِ. و القدرُ هو خطرُه علیه السلام و شرفُه اذ لا یَظهرُ قدرُه و لایَعرفُه هو اِلاّ فیها.»(59) و در بیان السعادة، از «بنیه محمّدیه» به «صدر محمّد صلی الله علیه و آله » تعبیر نموده و گفته است: «فی لیلةِ القدرِ الّتی هی صدرُ محمّد صلی الله علیه و آله »(60) و یا استاد علاّمه حسن زاده آملی مرقوم داشته اند: «و اِذا دریتَ اَنّ بقیةَ النبوّةِ و عقلیةَ الرسالةِ و ودیعةَ المصطفی و زوجةَ ولیِّ اللّهِ و کلمةَ اللهِ التامّةِ فاطمةُ علیهاالسلام ذات عصمة ...»(61) علی علیه السلام نیز در توصیف آل النبی صلی الله علیه و آله می فرماید: «هُم موضعُ سِرّهِ و لجأُ اَمرِه و عَیبةُ علمِه و مُؤمّل حُکمه و کَهوفُ کُتبه و جِبالُ دِینه. بِهِم اَقام انحناءَ ظَهرِه و اَذهبَ ارتعادَ فرائِصه. لایُقاس بِه آلُ محمّدٍ صلی الله علیه و آله مِن هذهِ الاُمّة اَحدٌ و لا یُسوّی بِهم مَن جَرت نِعمتُهم علیه ابدا. هُم اَساسُ الدینِ و عِمادُ الیقینِ، اِلیهم یَفی ءُ العالی و بِهم یَلحقُ التالی و لَهم خَصاصُ حَقِّ الولایةِ و فیهم الوصیّةُ والوارثةُ ...»(62) در توصیف های امام علی علیه السلام ، چند مطلب مهم وجود دارد: الف. اهل بیت علیهم السلام جایگاه سرِّ، صندوق دانش، ملجأ حکم و کهف های کتاب خدا و کوه های دین اند که پشت خم شده دین به ایشان راست گردیده و لرزش پشت آن بدان ها آرام گشته است. ب. احدی از این امّت قابل قیاس با آنان نیست؛ که ایشان اساس دین و استوانه های یقین هستند؛ که آنان واجد حق ولایت اند و در آن ها وصیت و وراثت موجود است. پس هرگونه کمال علمی و عملی از همتایی آنان با قرآن کریم، همانندی آن ها با کشتی نوح، آمد و شد ملائکه و معدن علم و حکمت و جز آن برای حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز وجود دارد و نیز از طریق شناخت شخصیت ممتاز و برجسته حضرت علی علیه السلام نیز توان ورود به خانه وجود و شخصیت حقیقی فاطمه علیهاالسلام حاصل خواهد شد؛ چه اینکه در حدیث آمده است: قال مولینا جعفر بنُ محمّدٍ الصادقِ: «لولا أنّ اللّهَ تبارک و تعالی خلَقَ الامیرَالمؤمنینَ علیه السلام لِفاطمةَ علیهاالسلام ما کان لَها کفوٌ علی ظَهرِ الارضِ مِن آدمَ و مَنْ دونِه.»(63) و یا در حدیث آمده است که «لولاکَ لَما خلقتُ الافلاکَ و لولا علیٌّ لَما خلقتُکَ و لولا فاطمةُ لما خلقتُکما.»(64) و یا اینکه حضرت محمّد صلی الله علیه و آله ، علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام مصداق آیه ولایت، مباهله، ذی القربی و تطهیر هستند و کلمة اللّه، صراط اللّه، حبل اللّه، اسماءاللّه و وجه اللّه نیز خوانده شده اند. حال آیا شناخت فاطمه علیهاالسلام با محمّدشناسی و علی شناسی گِره نخورده است؟ و یا امیرالمؤمنین از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پرسید: «أیُّنا أحبُّ الیکَ؟ أنا اَو هی؟ قال: هی أحَبُّ الیّ و اَنتَ اَعَزُّ عَلَیَّ»؛(65) کدام یک از ما نزد شما محبوب تریم: من یا فاطمه؟ حضرت فرمود: فاطمه محبوب تر است و تو عزیزتری. به تعبیر استاد جوادی آملی، چون هر کدام به نوبه خود مصداق کوثرند که خدای سبحان به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عطا فرمود و کوثر، که عطای ویژه الهی است، هم محبوب است و هم عزیز.(66) و یا رسول اللّه صلی الله علیه و آله فرمود: «فاطمةُ بضعةٌ مِنّی، یَسرُّنی ما یَسرُّها و یَغضِبنی ما یَغضِبُها.»(67) از سوی دیگر، فاطمه زهرا علیهاالسلام صاحب مقام ولایت است که مقام معرفت تام و یقینی به ذات قدسی خداوند سبحان و فنای عالم و آدم در حضرت حق و شهود هستی به عنوان تجلّی خدا و ملک طلق حضرت حق می باشد و صاحب ولایت به مقام نبوّت تعریفیه یا انبائیه رسیده که نبوّت یاد شده غیر از نبوّت تشریعیّه است؛ چنان که استاد حسن زاده آملی نیز مرقوم داشته اند: «یَجبُ الفرقُ والتمییزُ بینَ النبوّتینِ التشریعیّةِ والانبأئیّة. فاِنّ النبوّةَ التشریعیّةِ قد خُتمتِ بِالرسولِ الخاتِمِ محمّدٍ صلی الله علیه و آله ، فحلالُه حلالٌ الی یومِ القیامةِ، و حرامُه حرامٌ الی یومِ القیامةِ، و اَمّا النبوّةَ الانبائیّةِ المُسمّاةُ بالنبوّةِ العامّةِ، والنبوةُ التعریفیّةِ والنبوّةُ المقامیّةِ اَیضا فهی مستمرّةٌ اِلیَ الابدِ یَنتفعُ مِن تلکَ المأدُبةِ الأبدیّةِ کلُّ نفسٍ مستعدةٍ لاَِن تَسمعَ الوحیَ الانبائیَ، فافهم!»(68) ایشان در تفسیر «کهف قرآن کریم» نیز با استناد به آیه «فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَیْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا» (کهف: 65)، مقوله انبیای تشریع و انبیای علم و سلوک را طرح و تبیین کرده اند(69) و اگرچه حضرت علی علیه السلام هنگام غسل دادن بدن مطهّر رسول اللّه صلی الله علیه و آله خطاب به آن حضرت فرمود: «بأبی انتَ و أمّی، یا رسول اللّه! لقد انقطعَ بموتِکَ ما لم یَنقطع بموتِ غیرِکَ مِن النبوّةِ و الانباءِ و أخبارِ السماءِ»(70) که ناظر به ختم نبوّت و خاتمیت و اکمال دین و نبوّت تشریعی است و پایان نزول وحی مخصوص رسالت اعلام شده، اما اصل نزول جبرئیل و القای وحی به انسان کامل از حضرت فاطمه علیهاالسلام و امامان علیهم السلام نفی نشده است؛ چنان که در بحث فاطمه علیهاالسلام و لیلة القدر اشارتی بدان شد(71) و سیر ضرورت نزول وحی و فرشتگان بر انسان کامل از القای معارف و حقایق غیبی تا تحت ولایت و فرمان بودن فرشتگان برای انسان کامل، بلکه فرشته، شأنی از شئون وجودی انسان کامل است و عرضه اعمال امّت به انسان کامل دانسته شده است.(72) از این روست که نبوّت، امامت و ولایت به هم گره خورده اند و وجود یکی علت وجود دیگری خواهد بود. با عنایت به جهات و حیثیات بحث و از مقوله نبوّت موهوب، عصمت غیراکتسابی، وحی غیرارادی، تداوم ولایت به وجود فاطمه علیهاالسلام و صیانت از ولایت تا مرز شهادت از سوی حضرت فاطمه علیهاالسلام ، خود تفسیری بر پیوند وجودی محمّد صلی الله علیه و آله ، علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام خواهد بود که مقامات باطنی، صفات وجودی و امتیاز ویژه ذوات مقدّس را روشن می نماید که در حدیث آل عبا نیز مندرج است و این بخش نوشتار به گوشه ای از این پیوند وجودی اشاره داشت، ولی بحث تفصیلی آن مقام و موقعیتی دیگر می طلبد تا مبانی عقلی، نقلی و عرفانی ابحاث طرح شده نیز روشن گردند.   کوثر آفرینش (فاطمه علیهاالسلام و فضایل الهی انسانی)چنان که از مباحث مطرح شده فضایل، سجایا و مکارم اخلاقی و مقامات علمی و عملی صدیقه طاهره علیهاالسلام به نحو اجمال تبیین شد و روش بحث نیز بهره وری از آیات و احادیث بود، در این فصل نیز دست کم به دو نکته مهم پرداخته می شود: الف. خطبه ها، ادعیه، نیایش ها و روایات حضرت زهرا علیهاالسلام حکایت از عمق اندیشه، بصیرت دینی و معرفت اسلامی، جامعیت دین شناختی، روحیه عرفانی، انس و ارتباط با خدا و معنویت گرایی اصیل، ژرف اندیشی در عرصه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی آن حضرت دارند و کافی است نیم نگاهی به مجموعه معارف فاطمی داشته باشیم تا صلاحیت علمی و عملی حضرتش را در اسوه قرار گرفتن برای همه انسان ها در همه عصرها و نسل ها متوجه شویم که این خود بحث مستقلی می طلبد. ب. توجه به برخی آیات و احادیث نبوی و مجموعه سخنانی ارزشمند از امامان معصوم علیهم السلام در تبیین اوصاف و فضایل فاطمی که در این فصل مورد توجه واقع خواهند شد تا گوشه هایی از شخصیت نورانی حضرتش و رقیقه ای از حقیقت وجودی فاطمه زهرا علیهاالسلام روشن گردد: 1. فاطمه علیهاالسلام کوثر اعطا شده از سوی خدای سبحان به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امّت ختمیّه است که سوره کوثر در شأن و شخصیت آن حضرت نازل شده: «اِءنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ.»(کوثر: 1)(73) 2. فاطمه علیهاالسلام کلمة اللّه است: «فَتَلَقّی آدَمُ مِن رَّبِّهِ کَلِمَاتٍ.» (بقره: 37)(74) 3. فاطمه علیهاالسلام مایه شادی دل و سرور نفس رسول اللّه صلی الله علیه و آله ، قرّه عین و اشک چشم در مقام شوق در پرتو نگاه رحمانی و عامل آرامش و آسایش جان رسول خدا صلی الله علیه و آله است که فرمود: «تَسُرُّ بها(75) تَقَرُّ بها عینی»(76) و «یَطمئنُّ بها قلبی.»(77) 4. فاطمه علیهاالسلام از مقرّبان و السّابقون(78) و اصحاب یمین(79) و ابرار(80) است. ویژگی های علمی و عملی، ایمانی و رفتاری اصحاب یمین و ابرار از زیرمجموعه های مقرّبان خواهد بود و فاطمه زهرا علیهاالسلام چون از مصادیق مقرّبان الهی است، همه آن ها را به نحو اتم و اکمل دارا می باشد.(81) 5. فاطمه علیهاالسلام شخصیتی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در وصفش فرمود: «اُمّ ابیها و فداها ابوها»(82) و بر دست او بوسه می زد و هماره هنگامی که فاطمه علیهاالسلام بر پیامبر صلی الله علیه و آله وارد می شد، برای او بلند می شد و به سوی او می رفت؛ «قام الیها»(83) و در هنگام هجرت، مسافرت و جهاد، آخرین منزلی که ترک می کرد منزل فاطمه علیهاالسلام بود و اولین منزلی که بدان وارد می شد منزل فاطمه زهرا علیهاالسلام بود(84) که این غیر از ارتباط پدر و فرزندی و انس عاطفی، حکایت از امتیاز وجودی و برتری سیده نساء عالمین می نماید که به تعبیری:   این محبت از محبت ها جداست حبّ محبوبِ خدا حبّ خداست.6. فاطمه علیهاالسلام از حیث مرتبه وجودی و نسبت حقیقی با خدا و رسولش، به مقام و منزلتی رسید که فانی فی الله شد و مظهری از اسماء جمال و جلال الهی گشت، به گونه ای که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: خشنودی فاطمه، خشنودی من و غضب او، غضب من است.(85) 7. فاطمه علیهاالسلام شخصیتی است که پیامبر عظیم الشأن صلی الله علیه و آله در اوصاف و فضایل او تعابیری به کار برده اند که هر کدام از آن تعابیر آیتی بر مرتبه ای از مراتب شخصیتی حضرت زهرا علیهاالسلام است. در اینجا، تنها به برخی از آن ها اشاره می کنیم: اولین شخصی که در بهشت بر من وارد می شود فاطمه است.(86) همانا خداوند از رضایت تو راضی، و از خشم تو خشمگین می شود.(87) دخترم فاطمه حوریه ای است که صفات جسمی زنانه ندارد.(88) فاطمه سرور زنان در روز قیامت است.(89) او سیده زنان اهل بهشت است.(90) فاطمه بخشی از وجود من است.(91) ای فاطمه! آیا خشنود نیستی که سرور زنان جهانیان و سرور زنان این امّت و سرور زنان اهل ایمان هستی؟(92) از سوی دیگر، اوصاف و اسماء فاطمه زهرا علیهاالسلام هر کدام ناظر بر مرتبه ای از هستی و شأنی از شئون وجودی اوست که نیاز به تدبّر و تفسیر دارد؛ مثل: فاطمه، صدّیقه، طاهره، زهراء، بتول، محدّثه و حوراء. آنچه نیز در باب ایمان، جهاد فی سبیل اللّه، شجاعت و شهامت ایمانی و سیاسی و اجتماعی، عبادت و عرفان، خلوص، ایثارگری، وفای به عهد، توفیق در همسرداری، تربیت فرزند، حضور در صحنه های فرهنگی، اجتماعی و غیر آن ها از حضرت نقل شده است، خود بر جامعیت شخصیتی حضرت فاطمه علیهاالسلام و رشد متعادل و تربیت همه جانبه اش در مجاورت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و خانه وحی و رسالت دلالت دارد و او را برترین و والاترین اسوه و الگویی برای اهل بصیرت، سعادت و کمال قرار داده است.(93)   فاطمه علیهاالسلام و انسان امروز (الگوی جاودانه)یکی از دغدغه ها و پرسش های نسل جدید و جوان جامعه نوین این است که چه رابطه و نسبتی بین شخصیت حضرت فاطمه علیهاالسلام و شرایط، مقتضیات زمانی و مکانی و تحوّلات دنیای کنونی و دوران نوین وجود دارد؟ آیا در عصر جدید، می توان امثال حضرت زهرا علیهاالسلام را الگویی تمام عیار برای خویش قرار داد یا نه؟ و البته چه بسا شبهاتی نیز در این زمینه مطرح باشند. در ذیل، به اجمال و با پیوند محتوایی بحث با مباحث پیشین توجه به چند مسئله را به عنوان مسائل محوری مطرح می نماییم:   الف. موانع فرهنگی1. عدم معرفی جامع، منطقی، عقلانی و زمان آگاهانه حضرت زهرا علیهاالسلام به نسل جدید؛ 2. عدم توجه به ادبیات و زبان نو در طرح و تحلیل ابعاد شخصیتی حضرت فاطمه علیهاالسلام ؛ 3. عدم تنوّع در روش و ارائه محصولات فرهنگی هنری در معرفی ابعاد شخصیتی حضرت زهرا علیهاالسلام ؛ 4. عدم سنجش شرایط سنّی، استعدادی، تحصیلی و طبقات اجتماعی در الگوسازی از اندیشه، منش و روش فاطمه زهرا علیهاالسلام ؛ 5. عدم تهذیب و پیرایش نقل های تاریخی و احادیث متنوّع و گاهی متضاد درباره ابعاد وجودی فاطمه زهرا علیهاالسلام .   ب. عوامل فرهنگی علمی1. تبیین همه جانبه شخصیت صدیقه طاهره علیهاالسلام با زبان نوین و ادبیات نوشتاری، گفتاری و سمعی بصری و ارائه آن به نسل جوان و تشنه الگوهای فراگیر و جاودانه؛ 2. پاسخ گویی عالمانه همراه با شرح صدر به پرسش ها و شبهاتی که در اذهان نسل جدید وجود دارند. 3. اجتناب از افراط و تفریط در تبیین شخصیت حضرت زهرا علیهاالسلام و دوری از التقاط اندیشی، زمان زدگی و غرب زدگی از یک سو، و گریز از سطحی نگری، قشری گرایی، جمود و تحجّر و زمان ستیزی از سوی دیگر؛ انسان کاملی همچون فاطمه زهرا علیهاالسلام را باید از چند منظر مورد سنجش و شناخت و آن گاه معرفی قرار داد: الف. تبیین ابعاد و اوصاف چنین انسان کاملی برای اهل تخصص، حکمت و عرفان به وسیله محققان و پژوهشگران به صورت عمیق و اجتهادی و با تکیه بر قرآن و سنّت؛ ب. تحلیل ابعاد وجودی حضرتش برای نسل میانه و طبقات متوسط از مؤمنان جامعه؛ ج. ارائه تصویر و تفسیری عقلانی، کاربردی و تأثیرگذار از تمام وجوه شخصیتی حضرت زهرا علیهاالسلام برای نسل جوان و طبقه نوجوان و روشن فکران جامعه بر حسب مرتبه علمی و جایگاه اجتماعی آن ها به زبان روزآمد و کارآمد و در عین حال، جالب و جذّاب. 4. تبیین سیره علمی و عملی فاطمه زهرا علیهاالسلام ، هوشمندی، عناصر جهادی و حماسیِ اندیشه و بینش فاطمی، حضور و ظهور منطقی، متعادل و زمان آگاهانه، مسئله شناسانه و دین مدارانه حضرت فاطمه علیهاالسلام در ساحت ها و عرصه های گوناگون اجتماعی. ناگفته نماند از گذشته تاکنون تلاش های فراوانی در معرفی الگوی کامل فاطمی شده و کارهای متعددی صورت پذیرفته اند، اما کافی و ناظر به شرایط روز نبوده اند. واقعا اگر انسان کامل و تمام عیاری همچون فاطمه زهرا علیهاالسلام را دیگران داشتند، با او چسان معامله می کردند؟ به راستی، اگر شعاع شخصیت علمی و عینی صدیقه طاهره علیهاالسلام آنچنان که بایسته و شایسته اوست معرفی گردد و الگوشناسی و الگوسازی هویّت و شخصیتش صورت پذیرد، جهانیان، بخصوص جوانان تشنه معرفت، معنویت، عدالت، موفقیت و پیشرفت، سعادت و کمال، پیرو او نخواهند شد؟ انسان ها دارای دو عقل نظری و عملی، قوای ادراکی و تحریکی، اندیشه و انگیزه، اراده و فعالیت های تدبیری و التذاذی، ابعاد عقلانی و نفسانی و جسمانی، یا عقل و قلب و قالب هستند که معارف و معالم الهی و بشری نیز معطوف به آن هاست و هر انسان طالب کمالی در صدد آن است که در چنین عرصه ها و جبهه هایی تکامل یابد و توسعه وجودی پیدا نماید. حال اگر مقامات عقلانی، عرفانی و حکمتی حکومتی یا سیره فراگیر علمی و عملی فاطمه زهرا علیهاالسلام آنچنان که باید و شاید معرفی گردند در پذیرش عمومی و جلب توجه برای جامعه جوان و جهان جدید با همه رویکردها و رهیافت های گوناگون جذبه نخواهند داشت؟ بلکه با توجه به آنکه در جهان غربِ پیش از قرون وسطا، و غربِ عصر نوزایی (رنسانس) و غربِ معاصر، که الگوهای مختلف را دیده و تجربه کرده است و حتی زنان و دختران غربی در پی گم شده خویش، آن هم در عصر نهضت های فمنیستی و ضد فمنیستی قرار دارند و روزگار وصل خویش را دنبال می کنند و از الگوهای محدود، متغیّر، زوال پذیر، افراطی یا تفریطی خسته و وامانده اند، ضرورت الگوشناسی و الگوسازی بیش از پیش احساس می گردد، و اگر زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی آن هم در بخش های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، مدیریتی، تربیت فرزند و صیانت جامع از کانون خانواده و حرکت بر اصل عقلانیت و عدالت، خردورزی و عاطفه محوری و مهروزی و در عین حال، داشتن فردیت کامل و مستقل و تعادل و توازن در رشد و شکوفایی قوای وجودی حضرت فاطمه علیهاالسلام تبیین، تحلیل و ابلاغ گردد تحوّلی شگرف و انقلابی فرهنگی و درونی ایجاد خواهد شد و فاطمه شناسی و فاطمه گروی در میان نسل امروز یک حقیقت تابنده و پاینده می گردد. پس در صورت ارائه تصویری روشن، درست، زمان شناسانه، نیازسنجانه، عالمانه و حساب شده از تمام هویّت و ماهیت و شاکله و شخصیت حضرت زهرا علیهاالسلام و نگاهی تاریخی، جامعه شناختی، تربیتی و روان شناختی، معرفت شناسانه و در دسترس به حضرتش، شکاف و انقطاع نسل امروز با آن کوثر هستی و گوهر وجود و الگوی جاودانه برداشته خواهد شد و آن فصل و انقطاع به وصل و اتصال وجودی با او تبدیل خواهد گشت.   نتیجه گیریفاطمه زهرا علیهاالسلام همچون لیلة القدر، حضوری مستمر، کارآمد و تأثیرگذار در همه عرصه های هستی دارد و ظرف وجودش ظرف تحقق اراده و مشیّت الهی و افاضه فیض ربوبی است. او اگرچه به مثابه «قدر»، قدرش ناشناخته مانده است و باید تأویل حقیقت و کنه وجودش را در قیامت مشاهده کرد، اما به مقدار ممکن و میسور، باید به سراغ این انسان کامل مکمّل و هادی و اسوه ابدی رفت و به او قرب وجودی یافت. فاطمه علیهاالسلام خود قرآن مجسّم و وحی معیّن و از مفسّران و تأویل شناسان و راسخان در علم است که مصداق «اولواالعلم»، «اولواالالباب»، «اوتواالعلم»، «اولواالایدی والابصار»، «اهل تفکر و تذکّر»، برهان و عرفان یا عقل و عشق است و این همه حقایق معرفتی سلوکی در دریای هستی او متموّج اند و صلاحیت تام و کامل برای الگوبودن و اسوه انسان ها قرار گرفتن، تا خود معیاری برای صحّت و قبولی و ارزش و اعتبار عقاید، اخلاق و اعمال یا نظام منسجم و به هم پیوسته و معرفت دینی قرار گیرد.(94) او، که در حکمت و سلوک، ولایت و امامت، جهاد و حماسه سازی، حضور بالقوّه و بالفعل در متن جامعه، تفسیر دین، دین شناسی و دین داری، حکمت نظری و عملی، بینش و گرایش و دانش و منش، سرآمد روزگار برای تمام اعصار و امصار است و بقیة النبوّة و صراط مستقیم هدایت و کمال و آیت سعادت و علامت خوش بختی راستین و گنجینه علم، عقل و معنویت و نعمت فزاینده و تمام ناشدنی حضرت حق یا کوثر است، برای همه انسان های مشتاق کمال و کرامت و شائق فضیلت و شرافت، منبعی زلال از معرفت، محبت، عبودیت و ولایت به شمار می آید.   1 دکترای عرفان اسلامی و استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج. 2. نهج البلاغه، خطبه 1، ص 22. 3. همان، خطبه 49. 4. حسن حسن زاده آملی، گشتی در حرکت، تهران، مرکز نشر فرهنگی رجاء، ص 44108 و ص 304336. 5. همو، فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، (با ترجمه فارسی) قم، قیام، 1378، ص 2224. 6. شیخ علی نمازی، مستدرک صفینة البحار، تحقیق شیخ حسن نمازی، قم، جامعه مدرسین، 1419 ق، ج 8، ص 243 و ج 3، ص 169. 7. زینب فواز العاملی، معجم، اعلام النساء، ج 3، ص 1216. 8. مریم: 31. 9. ابراهیم: 22. 10. عبداللّه جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، قم، اسراء، 1382، ج 2، ص 6870. 11. نهج البلاغه، حکمت 147. 12. ر. ک: عبدالله جوادی آملی، پیشین، ج 2، ص 108110 / همو، تفسیر موضوعی قرآن مجید، ج 1، ص 214223 / حسن حسن زاده آملی، ادب فنای مقربان، ج 1، ص 150151 / همو، انسان و قرآن، تهران، الزهراء، 1364، ص 138139. 13. حسن حسن زاده آملی، انسان و قرآن، ص 136 / داود صمدی آملی، شرح دفتر دل، قم، نبوغ، 1379، ج 2، ص 497499. 14. هر کس فاطمه را آن گونه که سزاست بشناسد، لیلة القدر را درک کرده است و علت نام گذاری وی به فاطمه آن است که خلایق از کُنْه معرفت فاطمه محروم و بریده شده اند. (حسن حسن زاده آملی، فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، (با ترجمه فارسی) قم، قیام، 1378، ص 2224.) 15. حسن حسن زاده آملی، انسان و قرآن، ص 213 / همو، شرح فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّةٍ، چ سوم، قم، طوبی، 1382، ص 260261 / داود صمدی آملی، پیشین، ج 2، ص 492493. 16. همان، ص 212 و 261 / حسن حسن زاده آملی، هزار و یک کلمه، ج 3، ص 44 / داود صمدی آملی، پیشین، ج 1، ص 660662. 17. نزد امام صادق علیه السلام درباره «ِانّا اَنزلناه فی لیلةِ القدرِ» سخن به میان آمد، حضرت فرمود: چقدر فضیلت آن بر سایر سوره ها آشکار است! راوی می گوید: گفتم: چه فضیلتی دارد؟ فرمود: ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام در آن نازل شده است. گفتم: در شب قدری که امید داریم در ماه رمضان باشد؟ فرمود: بله، آن شب قدری است که آسمان ها و زمین و ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام در آن مقدّر شده اند. (حسن حسن زاده آملی، انسان و قرآن، ص 242.) 18. همان، ص 244245. 19. همان، ص 242 / محمّد بن یعقوب کلینی، کافی، ج 1، ص 249، ح 6 و نیز ر. ک: حسن حسن زاده آملی، ادب فنای مقرّبان، ج 1، ص 142. 20. همان، ص 249. 21. عبدالعلی بن جمعه عروسی حویزی، نورالثقلین، ج 5، ص 639، ح 105. 22. حسن حسن زاده آملی، ادب فنای مقربان، ج 1، ص 153. 23. سیدمحمّدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 20، ص 470. 24. ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ سی و یکم، 1383، ج 27، ص 187189. 25. سیدمحمّدحسین طباطبائی، پیشین، ج 20، ص 139. 26. ر. ک. به: حسن حسن زاده آملی، انسان و قرآن، ص 120153. 27. ابوعیسی بن سوره، سنن ترمذی، ج 5، ص 434، ج 2813. 28. عبداللّه جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج 2، ص 110. 29. نساء: 174. 30. نور: 35. 31. طارق: 13. 32. بقره: 185 و 2. 33. جن: 2. 34. فصّلت: 42. 35. واقعه: 77. 36. یونس: 57 / اسراء: 82. 37. اسراء: 82 / فصّلت: 2. 38. نساء: 174. 39. فصّلت: 41. 40. فصّلت: 42 / یس: 2. 41. بیّنه: 2. 42. زمر: 28. 43. حجر: 9. 44. آل عمران: 3. 45. حجر: 87. 46. آل عمران: 138. 47. کهف: 1 و 2. 48. آل عمران: 7. 49. همان. 50. احزاب: 33. 51. حسن حسن زاده آملی، فصٍّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 65 / همو، شرح فصٍّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 294. 52. همو، هزار و یک نکته، ج 2، نکته 932 / همو، شرح فصٍّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 295. 53. احزاب: 33. 54. همو، سرچشمه اندیشه، ج 2، ص 7577. 55. همان، ص 7174. 56. حسن حسن زاده آملی، سرچشمه اندیشه، ج 2، ص 74 / فصٍ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّه، ص 7677. 57. عبدالله جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج 2، ص 84. 58. همو، شرح فصِ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّه، ص 193 و 203. 59. لیلة القدر بنیه محمّدی صلی الله علیه و آله با انسان کامل است که به واسطه آن به مقام «قلب» احتجاج شده است، پس از شهود ذاتی؛ چرا که انزال قرآن صورت نمی گیرد، مگر بر چنین قلب و سینه منشرح و به قدر بزرگی منزلت و جایگاه و شرف آن حضرت صلی الله علیه و آله می باشد و چنین سینه ای شایستگی آن را دارد که بر آن قرآن نازل شود و به سوی آن نزول قرآن صورت گیرد. (مقام قلب، مقام شهود حقایق اشیا به نحو تمییز و تفصیل است که پس از مقام روح می باشد که مقام روح مقام لفّ و جمع است و در آن امتیاز منتفی است.) 60. به نقل از: حسن حسن زاده آملی، انسان و قرآن، ص 216217 / همو، فصّ حکمةٍ عصمتیّة فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 24. 61. اکنون که فهمیدی بقیه نبوت و عقلیه رسالت و ودیعه مصطفی و زوجه ولی الله و کلمه تامّه الهی، فاطمه علیهاالسلام ، حایز مقام عصمت است ... . (حسن حسن زاده آملی، شرح فصّ حکمةٍ عصمتیّة فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 152.) 62. آنان (اهل بیت پیامبر علیهم السلام ) مرکز اسرار خدا، پناهگاه دستور و خزینه علم پروردگارند؛ آنان سرچشمه دستور خدا، نگهبان کتاب های الهی و پشتوانه دین خدایند. به وجود خاندان رسالت انحراف های دین برطرف می گردد و تزلزل آن فرو می نشیند. این خانواده اساس دین و تکیه گاه یقین اند. پیشگامان به آنان بازمی گردند و عقب ماندگان به ایشان می رسند. این خانواده از امتیازات حکومت برخوردارند و سفارش های جانشین برای آن حضرت صلی الله علیه و آله و دریافت علوم و مال مخصوص ایشان می باشد. (نهج البلاغه، خطبه 2.) 63. امام صادق علیه السلام فرمود: اگر خداوند متعال امیرالمؤمنین علی علیه السلام را برای فاطمه علیهاالسلام نمی آفرید برای فاطمه علیهاالسلام همتایی از آدم و غیر آن روی کره زمین نبود. (محمّد بن یعقوب کلینی، پیشین، ج 1، کتاب «الحجه»، باب «مولد الزهراء»، ص 461.) 64. ای محمّد صلی الله علیه و آله اگر تو نبودی عالم را نمی آفریدم و اگر علی نبود تو را خلق نمی کردم و اگر فاطمه نبود تو و علی را نیز نمی آفریدم. (محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 15، ص 28 و 29؛ ج 57، ص 19، 201؛ ج 60، ص 303 / عبدالحسین امینی، پیشین، ج 2، ص 300، ج 5، ص، 435، میرزا حسین نوری طبرسی، پیشین، ج 2، ص 615. و نیز برای شرح و بسط و تفسیر حدیث مطرح شده، ر. ک: محمدعلی گرامی، لولا فاطمةُ.) 65. امیرالمؤمنین علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله سؤال کرد: کدام یک از ما پیش تو دوست داشتنی تریم: من یا فاطمه علیهاالسلام ؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: فاطمه را بیشتر دوست می دارم، ولی تو نزد من عزیزتری. (محسن الامین، اعیان الشیعه، ج 1، ص ص 307 / احمد بن شعیب نسائی، خصائص، ص 37.) 66. عبداللّه جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج 2، ص 8485. 67. محسن الامین، پیشین، ج 1، ص 307 به نقل از: ابوالفرج اصفهانی، الاغانی. 68. باید بین دو نبوّت تشریعی و انبائی تفاوت قایل شد؛ زیرا نبوّت تشریعی به رسول خاتم محمّد صلی الله علیه و آله خاتمه یافت. پس حلال آن حضرت تا روز قیامت حلال است و حرام وی تا روز قیامت حرام. اما نبوّت انبائی، که به «نبوّت عامّه» و «نبوّت تعریفی» و نبوّت مقامی نیز موسوم است، همیشه تا ابد مستمر است و از این سفره ابدی همه نفوس مستعد بهره مند می شوند تا از وحی انبائی بشنوند. فافهم. (حسن حسن زاده آملی، فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 26 / همو، شرح فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 324336.) 69. همو، شرح فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 324336 / سیدمحمّدحسین طباطبائی، پیشین، ج 13، ص 341385 / ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج 12، ص 520538 و ص 549552. 70. نهج البلاغه، خطبه 235. 71. عبداللّه جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن مجید، ج 3، ص 400413 / همو، زن در آینه جلال و جمال، ص 142181 / همو، ولایت در قرآن، ص 275320 / حسن حسن زاده آملی، ادب فنای مقرّبان، ج 1، ص 147. 72. حسن حسن زاده آملی، ادب فنای مقرّبان، ج 1، ص 150158. 73. ر. ک. به: المیزان / ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج 27، ص 376375 / فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، تهران، مکتبة العلمیة الاسلامیه، ج 5، ص 550 / حسن حسن زاده آملی، شرح فصّ حکمةٍ عصمتیّةٍ فی کلمةٍ فاطمیّة، ص 134 و 142143 / عبداللّه جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج 2، ص 99107. 74. ر. ک. به: عبدالله جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ص 143144 / ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیشین، چ چهل و ششم، ج 1، ص 199 / فضل بن حسن طبرسی، پیشین، ج 1، ص 8889. 75. محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 83، ص 67. 76. همان. 77. همان. 78. واقعه: 796. 79. منافقین: 1928. 80. انسان: 521. 81. سیدمحمّدحسین طباطبائی، پیشین، ص 353357 و 213229 / ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیشین، ج 26، ص 270281، ج 25، ص 342359 / مرتضی مطهّری، آشنایی با قرآن، ج 6، ص 8794 و 219 تا 225. 82. شیخ صدوق، الامالی، مجلس 41، ح 7، ص 141. 83. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج 2، ص 751. 84. همان، ج 3، ص 750. 85. ابن قتیبه، الامامة والسیّاسة، ج 1، ص 14 / زینب فواز العاملی، پیشین، ج 4، ص 1214. 86. ابن صباغ، الفصول المهمه، ص 129. 87. محمد بن ابی بکر الشلی، المشروع الروی، ص 86. 88. محب الدین طبری، ذخائر العقبی، ص 26. 89. ابونعیم اصفهانی، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، ج 2، ص 42. 90. محمّد بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، ج 5، ص 20. 91. محمّد بن احمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج 2، ص 96 / ابن حجر عسقلانی، الاصابة، ج 4، ص 336. 92. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 156. 93. در این زمینه، ر. ک. به: عذرا انصاری، جلوه های رفتاری حضرت زهراء / سیدجعفر شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا علیهاالسلام / محمّد دشتی، نهج الحیاة فرهنگ سخنان فاطمه علیهاالسلام . 94. عبدالله جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج 2، ص 106107 / همو، زن در آینه جلال و جمال، ص 142144 / همو، تفسیر موضوعی قرآن مجید، ج 1، ص 3760.

more_vert حضرت فاطمه علیهاالسلام و ولایت کبرا

ادامه مطلب

closeحضرت فاطمه علیهاالسلام و ولایت کبرا

چکیده ولایت کبرای حضرت زهرا علیهاالسلام در امتداد ولایت مطلق خداوند قرار دارد، به گونه ای که ایشان به اذن الهی، حق دخل و تصرف در امور عالم را دارد و می تواند نفوس انسان های مستعد را شناخته، به سرمنزل مقصود رهنمون سازد. آیاتی در باب اثبات عصمت و طهارت و علم وهبی و لدنّی ایشان بخصوصه یا در جمله اهل بیت علیهم السلام نازل گردیده و روایاتی نیز به طور عام یا خاص درباره حضرت زهرا علیهاالسلام صادر شده اند که از این میان، چهل منقبت درباره آن حضرت استخراج گردیده که همگی بیانگر آنند که ایشان در عالم آفرینش رکن می باشد. نکته مسلّم آن است که این روایات مبتنی بر آیات بوده و با سندهای محکم و متقن در میان منابع و مراجع فقهی و روایی ما بیان شده اند و حجّیت خود را حفظ کرده اند. کلیدواژه ها: حضرت فاطمه علیهاالسلام ، ولایت کبرا، ولایت عامّه، ولایت خاصّه، علم لدنّی، ولایت مطلقه، ولایت مقیّده. مقدّمهعده ای بر این باورند که حضرت فاطمه علیهاالسلام از آن رو که دخت گرامی رسول والامقام صلی الله علیه و آله می باشد، دارای منقبت و فضایلی خاص است، اما آنچه باید بدان توجه نمود این است که حضرت فاطمه علیهاالسلام صاحب ولایت کبراست؛ یعنی همان گونه که باید به ولایت رسول گرامی، امیرمؤمنان علی و حسنین علیهم السلام ایمان و اعتقاد قطعی داشت، باید به ولایت فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز اذعان و اعتراف نمود. پیش از ورود به بحث اصلی، لازم است مطالبی در زمینه ولایت بیان شوند تا اثبات چنین امری از طریق آیات و روایات قابل بررسی و تحقیق باشد. «ولایت» در لغت و اصطلاح«ولایت» به معنای قرب، محبوبیت، تصرّف، ربوبیت و نیابت، دارای مراتبی است که برخی از مراتب آن اوسع و اتمّ از دیگر مراتبند. باطن ذات ولایت، کنز مخفی است و به حسب ظهور، دارای شدت و ضعف و کمال و نقص می باشد. «ولایت» در اصطلاح اهل معرفت، حقیقت کلّیه ای است که شأنی از شئون ذاتی حق می باشد و علم ظهور حقایق خلقی است. مبدأ ولایت، حضرت احدیت است و انتهای آن عالم ملک و شهادت. اقسام ولایتولایت به اعتبار مفهوم، به دو بخش «مطلق» و «مقیّد» تقسیم می شود.(2) اما به اعتبار مصداق، ولایت به «عامّه» و «خاصه» تقسیم می گردد. ولایت از آن اعتبار که صفتی از صفات الهی است، «مطلق»، و به اعتبار استناد به انبیا و اولیا علیهم السلام «مقیّد» می شود؛ در واقع، مقیّد، مرتبه نازله مطلق است. از آن رو که ولایت شامل جمیع اهل ایمان می شود، آن را «ولایت عامّه» گویند. «ولایت خاصه» نیز به اهل سلوک و شهود اختصاص دارد که به اعتبار فنای آن ها در حق و بقا به وجود مطلق، به این مقام می رسند.(3) چون دایره ولایت به حسب حیطه و شمول، بزرگ تر از نبوّت است و نبوّت جهت ظاهری ولایت و ولایت جهت باطنی نبوّت است، از این رو، انبیا در حیطه مقام ولایت واقع شده اند. انبیا به اعتبار جهت ولایت، فانی در حق و متصل به علم ربّ مطلق می باشند و به مصالح و مفاسد اجتماعی آگاهی پیدا می کنند.(4) ابتدای ولایت، انتهای سفر اول سالک الی اللّه می باشد و وجودش حقانی می گردد.(5) مقام «ولایت مطلقه» مقام حصول جمیع کمالات وجودی و صفات کمالی و مجمع مظاهر و مراتب است. این وجود جمعی کامل تمام محمّدی فانی در حق و باقی به اوست(6) و محیط بر جمیع مراتب وجودی می باشد. بر همین اساس، ائمّه اطهار علیهم السلام معارف حقیقی و احکام الهی را از مأخذی که خاتم رسل اخذ می نموده است، دریافت می نمایند. این مأخذ برای پیامبر صلی الله علیه و آله بالاصاله و برای ائمّه اطهار علیهم السلام به تبع وجود خاتم است. به همین دلیل، اجماع شیعه بر آن است که علم ائمّه اطهار علیهم السلام لدنّی و وهبی است.(7) ولایت کبرای حضرت زهرا علیهاالسلام در آیات و روایاتپس از بیان این مقدّمه، باید اذعان کرد که حضرت فاطمه علیهاالسلام گوهری قدسی در تعیّن و صورت انسی است و آن حضرت انسیه حورا و عصمت کبرای الهی است.(8) این مهم در آیات و روایات به خوبی مشهود است. الف. آیات1. «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرا» (احزاب: 33)؛ خداوند چنین اراده فرموده است که ناپاکی را فقط از شما اهل بیت بِبَرد و شما را پاک و منزّه گرداند. 2. «فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَعْنَةَ اللّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ» (آل عمران: 61)؛ بگو (ای پیامبر): بیایید، بخوانیم ما فرزندانمان و شما فرزندانتان را، و ما زنانمان و شما زنانتان را، و ما خودمان و شما خودتان را، سپس به مباهله برخیزیم تا دروغگویان را به لعن خدا گرفتار سازیم. 3. «فَتَلَقَّی آدَمُ مِن رَبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْه» (بقره: 37)؛ پس آدم از خداوند کلماتی فراگرفت و آن کلمات را وسیله توبه خویش قرار داد. 4. «وَإِذِ ابْتَلَی إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُن» (بقره: 124)؛ هنگامی که ابراهیم را پروردگارش با کلماتی امتحان نمود، پس آن کلمات را تمام کرد. 5. «قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی» (شوری: 23)؛ بگو ای پیامبر، من بر آن (انجام رسالتم) پاداشی از شما نمی خواهم، مگر مودّت با خویشان نزدیکم. 6. «وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیًما وَأَسِیرا إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورا» (دهر: 89)؛ آنان که در راه دوستی خدا طعام خود را به فقیر و یتیم و اسیر می دهند؛ (می گویند:) ما فقط برای رضای خدا به شما طعام می دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسی نمی طلبیم. 7. «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَن یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا» (احزاب: 72)؛ ما امانت را به آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه کردیم، آن ها نپذیرفتند و ترسیدند که آن را حمل کنند، در حالی که انسان این امانت را پذیرفت؛ که او بسیار ستم کار و نادان است. هر یک از این هفت آیه به نوعی، بیانگر ولایت حضرت صدیقه علیهاالسلام می باشند. درباره آیه اول، که به آیه «تطهیر» معروف است، روایات متواتری در شأن نزول آن نقل می کنند که این آیه در خانه امّ سلمه نازل شد، زمانی که اهل بیت (پنج تن) علیهم السلام در زیر عبا قرار گرفته بودند و امّ سلمه نیز از آمدن در زیر عبا نهی شد. غیر از جماعتی از صحابه، قریب 300 تن دیگر نیز این روایت را به همین شکل نقل کرده اند که نام آن ها در کتاب الغدیر آمده است. این آیه بیانگر عصمت اهل بیت علیهم السلام و از جمله حضرت زهرا علیهاالسلام می باشد عصمت از جمله شئون منصب ولایت است و غیر از معصومان علیهم السلام کسی را سراغ نداریم که ولایت کبرا داشته باشد.(9) آیه دوم به آیه «مباهله» معروف است. در ماجرای مباهله، حضرت زهرا علیهاالسلام نیز شرکت داشتند؛ چرا که «ابنائنا» در آیه، حسنین علیهماالسلام هستند و منظور از «انفسنا» پیامبر و حضرت علی علیهماالسلام می باشند و از حضرت زهرا علیهاالسلام ، که بانوی معصوم می باشد، با لفظ «نسائنا» تعبیر شده است. چون امر مباهله یک امر عادی نیست و تنها از افراد شایسته و مقدّس برمی آید، حضرت زهرا علیهاالسلام یکی از شخصیت هایی است که مشمول آیه می باشد و این از مسلّمات است.(10) درباره آیه سوم، روایاتی نقل شده اند که نشان می دهند همان گونه که رسول اکرم و حضرت علی و امام حسن و امام حسین علیهم السلام سبب خلقتند، حضرت زهرا علیهاالسلام نیز یکی از اسباب آفرینش جهان است، و معقول نیست کسی علت خلقت باشد و ولایت نداشته باشد. در این روایات، کلماتی را که حضرت آدم علیه السلام از حق تعالی فرا گرفت و به وسیله آن ها، توبه اش مورد قبول واقع شد، نام های مبارک اهل بیت علیهم السلام می باشند. در بخشی دیگر از روایات، خداوند در پاسخ حضرت آدم علیه السلام که عرض کرد: آیا نزد تو مخلوقی محبوب تر از من هست؟ خداوند فرمود: بلی، مخلوقاتی از تو محبوب تر دارم که اگر آن ها نبودند، تو را نیز نمی آفریدم، و سپس نام اهل بیت و فرزندان ایشان علیهم السلام برده می شود.(11) درباره آیه چهارم، همانند آیه سوم منظور از «کلمات» طبق روایتی که مفضّل بن عمر از بزرگان صحابه امام صادق علیه السلام نقل می کند، «اهل بیت علیهم السلام » می باشند و منظور از «اَتَمَهُنَّ» نُه امام دیگر از اولاد امام حسین علیهم السلام می باشند. امام صادق علیه السلام همچنین طبق روایتی می فرماید: «نحن الکلماتُ»؛ ما آن کلماتی هستیم که خداوند در قرآن به آن ها اشاره می فرماید.(12) حال چگونه ممکن است که اشخاصی در منطق وحی «کلمات الهی» نامیده شوند و انبیا به آنان متوسّل گردند، ولی خودشان عاری از ولایت باشند؟! حضرت زهرا علیهاالسلام از این کلمات می باشد. درباره آیه پنجم نیز روایات بسیاری میان شیعه و سنّی مطرحند که منظور از «مودّت قربی» محبت اهل بیت علیهم السلام می باشد. این مودّت هم سنگ و هم وزن اجر رسالت محمّدی است. به دنبال نازل شدن این آیه، حافظ ابوعبداللّه ملاّ روایتی را در سیره اش نقل می کند: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «خدای تعالی مزد رسالتم را، که بر عهده شماست، مودّت خویشان و نزدیکانم قرار داده است و من در روز قیامت، نسبت به این مودّت از شما بازخواست خواهم کرد.»(13) با توجه به این روایت، آنچه در روز قیامت همه در مقابل آن مسئولیم ولایت چهارده معصوم علیهم السلام است که از جمله آن ها ولایت حضرت زهرا علیهاالسلام می باشد. درباره شأن نزول سوره «اهل اتی»، از مسلّمات شیعه و سنّی است که حضرت زهرا علیهاالسلام یکی از اشخاصی است که این سوره در شأن آن ها نازل شده.(14) در آیه ششم، فضایل اهل بیت علیهم السلام را بیان نموده که حضرت صدیقه علیهاالسلام نیز یکی از آنان است. چنین فضایلی تنها از آن کسانی هستند که ولایت آن ها از جانب خداوند تأیید شده باشد. اما درباره آیه هفتم، که خداوند امانتی را به آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه کرد و آن ها زیر بار پذیرش آن نرفتند، امام صادق علیه السلام می فرماید: منظور از «امانت»، «ولایت» است که اهل بیت علیهم السلام بار آن را بر دوش خود حمل می کنند.(15) مفضّل بن عمر طبق روایتی از امام صادق علیه السلام درباره این آیه، نقل می فرماید که اگر این چهارده تن نبودند، آدم و همسرش آفریده نمی شدند، و اینان خزانه داران علم الهی و امینان اسرار حق می باشند. حضرت فاطمه علیهاالسلام یکی از گنجوران دانش و امانت داران اسرار خدایی است. ب. روایاتاما احادیثی که در منقبت حضرت زهرا علیهاالسلام وارد شده اند به دو بخش تقسیم می شوند: بخش اول، روایاتی که در ذیل آیات بیان شده اند و بخش دوم روایاتی که در شأن حضرت آمده اند و با آیه ویژه ای مرتبط نیستند. روایات بخش دوم نیز به دو دسته تقسیم می شوند: یک دسته روایات اشتراکی اند که در منقبت اهل بیت علیهم السلام بیان شده اند که حضرت زهرا علیهاالسلام نیز در آن مناقب اشتراک دارند و دسته دوم احادیث اختصاصی اند که تنها به مدح و فضایل حضرت صدیقه علیهاالسلام می پردازند. قابل توجه آنکه روایات اشتراکی در پانزده موضوع رده بندی شده و عبارتند از: 1. اهل بیت علیهم السلام ؛ علت آفرینش؛ 2. معرفی شدن اهل بیت علیهم السلام به همه فرشتگان؛ 3. منوّر بودن بهشت با تصویر اهل بیت علیهم السلام ؛ 4. اهتدا و اقتدا و تمسّک به ایشان از جانب مردم؛ 5. تولا و تبرّای مردم نسبت به دوستان و دشمنان ایشان؛ 6. اشتراک در مقام ولایت؛ 7. رکن بودن حضرت فاطمه و پیامبر علیهماالسلام نسبت به حضرت علی علیه السلام ؛ 8. جواز (استثنایی) ورود و توقّف اهل بیت علیهم السلام در مسجد النبی صلی الله علیه و آله در جمیع حالات؛ 9. اشتراک اهل بیت علیهم السلام در شنیدن سخن فرشتگان (محدَّثه بودن)؛ 10. مژده بهشت پیامبر صلی الله علیه و آله به شیعیان حضرت علی علیه السلام و شیعیان حضرت زهرا علیهاالسلام (به صورت مشترک)؛ 11. اشتراک در مبدأ خلقت بودن، در خوی و سرشت و در شئون دیگر آفرینش؛ 12. اشتراک اهل بیت علیهم السلام در کیفیت خلقت یکسان ایجاب می کند که در تمام شئون ولایت در ردیف یکدیگر باشند. 13. اشتراک اهل بیت علیهم السلام در مقامات و درجاتی که منحصر به پنج تن است و برای هیچ بشری به آن درجات راهی نیست. 14. مقام رکوب (سواره بودن) اهل بیت علیهم السلام در روز قیامت، در بهشت و در هنگام سیر در مواقف آخرت. اشتراک اهل بیت علیهم السلام در صلوات بر ایشان و کیفیت زیارت ایشان. نتیجه پانزده موضوع مزبور چهل منقبت می باشند که بسیاری از آن ها از شئون ولایت و از خصوصیات ولی اللّه هستند و حضرت زهرا علیهاالسلام در این مناقب با پیامبر و دیگر معصومان علیهم السلام سهیم می باشد و این حاکی از مقام والای ولیّة اللهی آن حضرت است. این چهل منقبت عبارتند از:(16) 1. آفرینش حضرت زهرا علیهاالسلام پیش از خلقت دیگران: «خِلْقَتُها قَبلَ النّاسِ شأن اَبیها و بَعلِها و بنیها، و هُم انوارٌ یُسبّحونَ اللّهَ و یُقَدِسّونَه و یُهلّلونه و یکبّرونه.» 2. آفرینش حضرت زهرا علیهاالسلام از نور عظمت حضرت حق: «خَلْقُها مِن نورِ عظمة الله تبارک و تعالی و هی ثُلثُ النورِ المقسومِ بینها و بینَ ابیها و بَعلِها.» 3. سبب و علت آفرینش آسمان ها و زمین: «عِلّتُها فِی خِلقةِ السماءِ والارضِ والجنّةِ والنّارِ والعرشِ و الکُرسیِ والملائِکةِ والانسِ والجنِّ.» 4. نام گذاری حضرت زهرا علیهاالسلام از سوی خدای متعال: «تَسمیتُها مِن عندِ رَبِّ العزّةِ.» 5. مشتق شدن نام فاطمه علیهاالسلام از اسماء خدای تبارک و تعالی: «اشتقاقُ اسمُها مِن اسماءِ اللّهِ تبارک و تعالی.» 6. توسّل انبیا به حضرت فاطمه علیهاالسلام : «توسّلُ الانبیاءِ بِها و باسمائِها.» 7. نوشته شدن نام حضرت فاطمه علیهاالسلام بر ساق عرش و درهای بهشت: «کِتابَةُ اسمِها علی ساقِ العرشِ و ابوابِ الجنّةِ لدة ابیها و بَعلها و بَنیها.»(17) 8. تصویر حضرت زهرا علیهاالسلام در بهشت: «کَوْنُها شَبَحا عن یُمنَةِ العرشِ و صورةً فِی الجَنّه.»(18) 9. هدایت و پیشوایی حضرت فاطمه علیهاالسلام : «اشتراکها فِی الاهتداءِ و الاقتداءِ والتمَسُّکِ بِها رِدْفَ اَبیها و بَعْلها و بنیها.» 10. عصمت و طهارت: «اشتراکُها فِی العصمةِ و دُخولُها فی آیةِ التّطهیرِ.»(19) 11. امانت داری ولایت الهی: «کونُها مِنَ الامانةِ المعروضةِ عَلیَ السمواتِ والارضِ والجبالِ.» 12. دارای مقام رکن نسبت به حضرت علی علیه السلام : «اِشتراکُها مَعَ رسولِ اللّهِ فِی الرّکنیةِ لِعَلی بن ابی طالب.» 13. جواز ورود به مسجد النبی در هر زمان: «اِشتراکُها فی تَطْهیر مَسجِدِ رسولِ اللّهِ نظیرَ ابیها و بَعْلِها و بنیها.» 14. محدّثه بودن حضرت زهرا علیهاالسلام : «کَوْنُها محدثّةً کالائمةِ امیرالمؤمنین و اولاده.»(20) 15. مژده نجات و رستگاری به شیعیان حضرت زهرا علیهاالسلام : «اِشتِراکُها معَ امیرِالمؤمنینَ و اولادِه فِی التَّبشیر بِشیعَتِها و مُحبّیها.»(21) 16. سواره محشور شدن حضرت زهرا علیهاالسلام در روز قیامت: «رکوبُها یومَ القامةِ کاَبیها و بَعلِها و بَنیها.» 17. دست به دامان پیامبر بودن در قیامت؛ 18. سخن گفتن حضرت زهرا علیهاالسلام با مادرش در رحم: «کانَتْ تُحدِّثُ اُمَّها و هی فی بَطنِها و تُصَبِّرُها.»(22) 19. بیان شهادتین در هنگام ولادت: «تُکلُّمها بالشّهادَتینِ حینَ الولادةِ.»(23) 20. عالِم به گذشته و آینده: «اِشتراکُها مَعَ ابَیها و بَعلِها و بَنیها فِی العلمِ بما کانَ و ما یَکونُ و ما لم یکُنْ اِلی یَومِ القیامةِ.»(24) 21. پاک و طاهر از مادر متولّد شدن: «ولادتُها طاهرةً مطهّرةً زکیّةً میمونةً تقیّةً.»(25) 22. رشد حضرت زهرا علیهاالسلام در هر ماه به اندازه یک سال: «نُمُوُّها فِی الیومِ والشهرِ مثل ما جاءَ فی نُموِّ الائمّة الاطهار.»(26) 23. نورافشانی وجود حضرت زهرا علیهاالسلام هنگام ولادت بر تمام خانه های مکه و شرق و غرب عالم: «دُخول نورِها حینَ وُلِدَتْ بیوتاتِ مکّةَ کولادةِ ابیها.»(27) 24. بشارت فرشتگان به یکدیگر هنگام ولادت حضرت فاطمه علیهاالسلام : «تبشیرُ اهلِ السماءِ بَعضُهُم بعضا.»(28) 25. وجوب محبت حضرت فاطمه علیهاالسلام بر همگان: «فی وجوبِ حُبّها کحُبِّ بَعلها و بَنیها اَجرا للرِسالةِ الخاتِمة.» 26. حضور در قبّة الوسیله یا درجة الوسیله بهشت: «اشتراکُها مَع اَبیها و بعلها و بنیها فی درجةِ الوسیلةِ فِی الجنةِ.» 27. حضور در قبّه زیر عرش: «اشتراکُها مَع اَبیها و بَعلها و بَنیها یَومَ القیامةِ فی قُبّةٍ تحتَ العرشِ.» 28. نخستین کسی که وارد بهشت می شود: «فِی الدخولِ الی الجنّةِ قبلَ الناسِ.»(29) 29. نام حضرت فاطمه علیهاالسلام یکی از کلماتی بود که حضرت آدم علیه السلام فرا گرفت: «فی اَنّها مِن الکلماتِ الّتی تَلقّیها آدمُ و ابتلی بِها ابراهیمَ ربُّه.» 30. حضور حضرت صدیقه علیهاالسلام در مباهله در میان «ابناءنا» و «انفسنا»: «دُخولُها فی آیةِ المباهلةِ بینَ ابنائنا و انفسنا.» 31. حضرت زهرا علیهاالسلام ؛ مشمول حکم تولاّ و تبرّا و حب و بغض و صلح و جنگ همراه با رسول خدا صلی الله علیه و آله : «وَحْدَتُها مَعَ رسولِ الله و علیٍ و بنیهِ فی حکمِ الحبِّ والبغضِ و الولاءِ والعِداءِ و فی حکمِ السلمِ و الحَربِ و فی حکمِ السّبِّ والاذی.»(30) 32. همتا بودن در صفات و ارزش های معنوی با حضرت علی علیه السلام : «فی کفّوَیتها مَع علیٍّ فِی المَلَکات و النفسانیاتِ، ولَوْ لم یُخْلَق علیٌ لم یکن لها کفوٌ من آدم و من دونِهِ.»(31) 33. دشمنی با حضرت فاطمه علیهاالسلام ؛ موجب کفر: «کُفرُ مَنْ اَبْغَضَ فاطمةَ.» 34. حضرت فاطمه علیهاالسلام ؛ ملجأ و مرجع توسّل انبیا: «فی الامرِ بالتوسّلِ الیها کَاَبیها و بَعْلِها و بَنیها فی الحوائجِ و عندَ کلِّ مسألةٍ والاَمرِ بحُبّها و الصَّلاةِ عَلَیها و زیارتِها.» 35. حضرت صدیقه علیهاالسلام ؛ مورد شأن نزول سوره «هل اَتی»: «دُخولُها فی فَضْلِ سورةِ "هَلْ اَتی" مع بَعْلِها و بَنیها.» 36. آشنا بودن با حورالعین در هنگام ولادت: «عِرفانُها رُسُلَ رَبِّها الیها عندَ ولادتِها والتَّسلیمِ علیها بِاَسمائها.» 37. برگزیده خداوند تبارک و تعالی در میان جمیع زنان عالم: «اطلاعُ اللّهِ علیَ الارضِ و اختیارُها علی نساءِ العالمینَ.» 38. بزرگ ترین شفیع شیعیان و دوست داران خود در روز قیامت: «کَونُها شفیعةً کُبری یومَ القیامةِ لِشیعَتها و مُحبّها.» 39. شناساندن مقام حضرت زهرا علیهاالسلام به اهل محشر از سوی خداوند: «یُعَرِّفُ اللّهُ قَدَرها کَما یُعَرِّفُ قَدْرَ اَبیها و بَعلها و بَنیها یومَ القیامةِ.» 40. افضلیت حضرت زهرا علیهاالسلام بر جمیع مخلوقات بنا بر روایات معتبر منصوص و مسلّم: «فی اَفْضَلّیتها عَلیَ الملائکةِ والجنِّ والانسِ.»(32) نتیجهنتیجه ای که از این بحث به دست می آید آن است که اولاً، حضرت زهرا علیهاالسلام معصوم است و ثانیا، معصوم مطلق می باشد. بنابراین، قول و فعل و تقریر او، سنّت اسلامی محسوب می شود. ثالثا، سنّت ایشان حجت است. پس فرقی در حجّیت سنّت حضرت زهرا علیهاالسلام با سایر ائمّه اطهار علیهم السلام نیست. و این تنها در مقام داشتن ولایت قابل طرح و بررسی می باشد؛ چرا که «سنّت» به این معنای وسیع، منبع فقه اسلامی بوده و معیار آن هم تنها عصمت است و در نتیجه، حضرت زهرا علیهاالسلام به خاطر عصمت و ولایت، یکی از منابع فقه اسلامی می باشد.(33) 1 دکترای عرفان اسلامی، مدرّس حوزه و دانشگاه. 2. محمدرضا قمشه ای، رساله خلافت کبری، ترجمه و شرح علی زمانی قمشه ای، اصفهان، کانون پژوهش، 1378، ص 190. 3. جلال الدین آشتیانی، شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم، امیرکبیر، 1370، ص 864865. 4. همان، ص 871. 5. همان، ص 872. 6. همان، ص 890. 7. همان، ص 906. 8. حسن حسن زاده آملی، شرح فصّ حکمة عصمتیة فی کلمةٍ فاطمیة، ص 153. 9. سیّدمحمدحسن طباطبایی، المیزان، ترجمه سیدمحمّدباقر موسوی همدانی،محمّدی،1370،ج32،ص181. 10. عبدعلی بن جمعه عروسی حویزی، تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 347. 11. این روایات را سیوطی در الدُّر المنثور، بدخشانی از حافظ کبیر، دارقطنی از ابن النجار، و ابن مغازلی در مناقبش با ذکر سند نقل کرده اند. 12. سیدمحمّدحسین طباطبایی، پیشین، ج 1، ص 275، به نقل از: محمّد بن یعقوب کلینی، الکافی، ترجمه و شرح سیدهاشم رسولی، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام ، ج 2، ص 117. 13. ابراهیم امینی، فاطمه زهرا علیهاالسلام ، ص 26. 14. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، قم، مطبعة العلمیه، ج 3، ص 373375. 15. عبد علی بن جمعه عروسی حویزی، پیشین، ذیل سوره احزاب، آیه 72. 16. به نقل از: عبدالحسین امینی، فاطمة الزهراء علیهاالسلام ، به کوشش حبیب چایچیان، امیرکبیر، 1363، ص 107118. 17. احمد خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج 1، ص 259 / ذبیح اللّه محلاّتی، ریاحین الشریعه، تهران، اسلامیه، ج 7 ص 171. 18. ذبیح اللّه محلاتی، پیشین، ج 1، ص 114. 19. همان، ج 1، ص 162. 20. ذبیح اللّه محلاّتی، ریاحین الشریعه، ج 1، ص 37. 21. همان، ج 1، ص 225. 22. محمد الحسون، اعلام النساء، اسوه، 1411 ق، ص 536. 23. همان، ص 536 / ذبیح اللّه محلاّتی، پیشین، ج 1، ص 64. 24. ذبیح اللّه محلاّتی، پیشین، ج 1، ص 185 25. همان، ج 1، ص 65. 26. همان، ج 1، ص 74. 27. همان، ج 1، ص 64. 28. همان، ج 1، ص 65. 29. علاءالدین علی المتقی، کنز العمّال، ج 6، ص 219. 30. محمّد الحسون، پیشین، ص 543. 31. محمّد بن یعقوب کلینی، پیشین، ج 2، ص 360، «کتاب الحجة». 32. ذبیح اللّه محلاّتی، ریاحین الشریعه، ج 1، ص 48. 33. عبداللّه جوادی آملی، زن در آئینه جلال و جمال، نشر فرهنگی رجاء، 1370، ص 391.

more_vert حضرت زهرا و حضرت مهدی (علیهماالسلام)

ادامه مطلب

closeحضرت زهرا و حضرت مهدی (علیهماالسلام)

علی مصلحی مقدمهدر شماره هفتم، درباره ارتباط میان حضرت زهرا (س) و حضرت مهدی (عج) و همانندی های آن دو بزرگوار، مطالبی را که از قرآن و روایات استفاده می شد بیان کردیم. در این نوشتار، ادامه آن مباحث را پی می گیریم و به مواردی دیگر اشاره می کنیم.  حضرت زهرا (س) نور اهل آسمان و حضرت مهدی (عج) نور اهل زمین استالف) حضرت زهرا (س) نور اهل آسمان است در بخشی از یک حدیث طولانی و زیبا، پیامبر اکرم (ص) فرمود: ثم أظلمت المشارق و المغارب، فشکت الملائکة إلی الله تعالی أنْ یکشف عنهم تلک الظلمة. فتکلم الله جلّ جلالُه کلمةً فخلق منها روحا ثُمّ تکلَّم بکلمةٍ فخلق من تلک الکلمة نورا، فأضاءت النور إلی تلک الروح و أقامها مقامَ العرش فزهرت المشارق و المغارب فهی فاطمة الزهراء و لذالک سمیت الزهراء لأنَّ نورها زهرت به السماوات.(1) سپس ظلمت و تاریکی همه جا را فرا گرفت. ملائکه به خدا شکایت کردند: «خدایا! این تاریکی را از ما برطرف کن». پس خداوند، کلمه ای فرمود. از آن کلمه، روحی را خلق کرد. سپس کلمه ای فرمود. از آن کلمه هم، نوری خلق کرد. آن نور، روشنایی داد (و اضافه شد) به آن روح. خداوند، او را در جایگاه عرش جا داد. پس همه جا روشن شد. آن، حضرت فاطمه زهرا(س) است. به همین دلیل، «فاطمه» را «زهرا» نامیدند؛ چون به واسطه نور او، آسمان ها روشن شد.ب) حضرت مهدی (عج) نور اهل زمین است مفضل بن عمر می گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود: «ربّ الأرض» در آیه «وأشرقت الأرض بنور ربّها»(2) یعنی امام الارض «مراد امام زمین است.» پرسیدم: «وقتی حضرت خروج کند چه می شود؟». فرمود: «در آن روز، مردم، از نور خورشید و ماه، بی نیاز می شوند و به نور امام(ع) اکتفا می کنند.(3) مراد از «امام» در این روایت، یقینا، حضرت مهدی (عج) است؛ زیرا، اوّلاً: در خود روایت می گوید: «وقتی قیام کند، چه اتفاقی می افتد؟». ثانیا، هیچ زمانی این گونه نبوده و فقط در زمان آن حضرت، مردم از نور خورشید و ماه بی نیاز می شوند.(4)دلیل این مطلب، روایتی است که باز خود مفضل بن عمر از امام صادق (ع) نقل می کند که فرمود:إذا قائمنا قام، أشرقت الأرض بنور ربّها و استغنی العباد عن ضوء الشمس و ذهبت الظلمة....(5) وقتی قائم ما قیام کند، زمین، به نور پروردگارش روشن می شود و مردم، از نور خورشید بی نیاز می شوند و ظلمت به طور کلی از بین می رود.20. حضرت زهرا (س) خیرة الأحرار و سیدة النساء، مادر حضرت مهدی (عج) خیرة الإماء و سیدة الإماء است.جابر جعفی می گوید: از امام باقر (ع) شنیدم که فرمود: عمر بن خطاب به امیرالمؤمنین (ع) عرض کرد: «اسم مهدی (ع) چیست؟». حضرت فرمود: «رسول خدا (ص) از من تعهّد گرفتند که نام او را بیان نکنم تا خداوند، به او، اجازه قیام بدهد». عمر گفت: «پس اوصاف او را بگو». حضرت فرمود: «او، جوانی است میانه، صورتش بسیار زیبا، با موهای زیبایی که بر شانه هایش می رسد و نور صورتش بر سیاهی محاسن و موهای سرش غلبه دارد». آن گاه حضرت فرمود: «پدرم فدای فرزند بهترین کنیزان(6)». عبدالرحیم قیصر می گوید:به امام باقر (ع) عرض کردم: «این جمله امیرمؤمنان (ع): "بأبی ابن خیرة الإماء" آیا منظور، فاطمه است»؟ حضرت فرمود: «همانا فاطمه بهترین و برگزیده زنان آزاده است(7)». امام کاظم (ع) در ضمن بیان خصوصیات حضرت مهدی (عج) می فرماید: «ذلک ابن سیدة الإماء الذی یخفی علی الناس ولادته...(8)؛ آن، فرزند سرور کنیزان است که تولدش بر مردم مخفی می ماند».امام صادق (ع) با معرفی حضرت مهدی (عج) می فرماید:هو الخامس من ولد ابنی موسی ذالک ابن سیدة الإماء....(9) او، پنجمین امام پس از پسرم موسی کاظم است. او، فرزند سرور کنیزان است.بنابرآن چه گفتیم، حضرت زهرا(س) خیرة الأحرار و حضرت نرجس خاتون(س) خیرة الإماء و سیدة الإماء است. 21. سخن گفتن حضرت زهرا(س) و حضرت مهدی(عج) هر دو در شکم مادرالف) حضرت زهرا(س) با مادر سخن می گوید: امام صادق (ع) می فرماید: «وقتی حضرت خدیجه (س) با پیامبر (ص) ازدواج کرد، زنان مکه از او کناره گیری کردند، (و او تنها شد) تا این که به حضرت زهرا (س) باردار شد. در آن زمان بود که فاطمه، با او سخن می گفت و از او می خواست که صبر کند.(10) ب) سخن گفتن حضرت مهدی(عج) در شکم مادر:حضرت حکیمه خاتون، وقتی قضیّه شب تولّد را نقل می کند، می گوید: امام عسکری (ع) فرمود: «سوره قدر را بر نرجس خاتون بخوان.». شروع کردم به خواندن سوره قدر. پس آن طفل، در شکم نرجس خاتون، با من همراهی می کرد و می خواند آن چه من می خواندم و بر من سلامی کرد. من ترسیدم. امام، صدا زد: «ای عمه! از قدرت الهی تعجب نکن، که حق تعالی کودکان ما را به حکمت گویا می گرداند و ما را در بزرگی، در زمین، حجت خود می گرداند(11)». 22. حضرت زهرا (س) و حضرت مهدی (عج) هر دو شفیع مؤمنان در قیامتند.الف) حضرت زهرا(س) شفیع روز قیامت است: روایات دلالت کننده بر مقام شفاعت زهرا(س) متعدد هستند(12). در این جا، به برخی از آن ها اشاره می شود. پیامبر اکرم(ص) فرمود:ای فاطمه! بشارت باد بر تو! نزد خداوند مقام محمودی داری. در آن مقام، برای دوستداران و شیعیان خودت، شفاعت می کنی و شفاعت تو پذیرفته می شود.(13) بلال بن حمامة می گوید:یک روز پیامبر اکرم(ص) بر ما وارد شد در حالی که نور صورتش مثل ماه درخشان بود و خوش حال بود. عبدالرحمان بن عوف عرض کرد: «ای رسول خدا! این نور چیست»!؟ فرمود: «از طرف خداوند، بشارتی در مورد برادرم و پسر عمویم (علی «ع») و دخترم آمد که به واسطه آن دو، مردان و زنان امّتم از آتش جهنم نجات پیدا می کنند».(14) امیرمؤمنان(ع) خطاب به امام حسن و امام حسین(ع) فرمود: «شما، پیشوا هستید و شفاعت برای مادر شماست».(15)ب) حضرت مهدی (عج) هم شفیع روز قیامت است:در حدیثی، امیر مومنان علی (ع) و جابر بن عبدالله انصاری از رسول خدا (ص) نقل می کنند که پیامبر (ص) مقامات ائمه (ع) را در روز قیامت بیان فرمود. مقام حضرت مهدی (عج) را این گونه بیان می فرماید: امام مهدی (عج)، شفیع مؤمنان در روز قیامت است؛ چرا که اذن شفاعت، از طرف خداوند داده نمی شود مگر به کسی که خداوند بخواهد و به آن راضی باشد.(16) 23. مظلومیت حضرت زهرا(س) و حضرت مهدی(عج)الف) ستم دیدگی حضرت زهرا(س): در زیارت آن حضرت می خوانیم: «السلام علیک أیتها المعصومة المظلومة(17)؛ سلام بر تو ای پاک ستمدیده». و «اللهم صل... و صلّ علی البتول....المظلومة المقهورة»(18).امیر مؤمنان علی (ع) در ترسیم مظلومیّت همسرش می فرماید:إنَّ فاطمة بنت رسول الله (ص) لم تزل مظلومة، من حقها ممنوعة....(19) فاطمه، دختر پیامبر خدا (ص)، همواره ستم دیده بوده و از حق خود محروم شد.ب) او (عج) ستمدیده است: امیر مؤمنان علی (ع) در ترسیم مظلومیت و غربت فرزندش مهدی (عج) می فرماید: «صاحب هذا الأمر الشریدُ الطریدُ الفریدُ الوحید(20)؛ صاحب این امر، همان رانده شده دور شده یگانه و تنها است». در حدیث دیگری حضرت علی (ع) تصریح می کند به این که او غریب است:سیأتی الله بقوم یُحِبُّهُم و یُحِبُّونَهُ و یَملِکُ مَن هو بینهم غریب....(21) خداوند، گروهی را می آورد که آنان را دوست دارد و آنان نیز او را دوست می دارند و کسی که در میان آنان غریب است، بر آنان حکومت می کند.امام کاظم (ع) می فرماید: «هو الطرید الوحید الغریب(22)؛ او، همان رانده شده یکه و تنهای غریب است». حضرت، به حدّی مظلوم است که امام باقر (ع) می فرماید: «اگر او را می شناختند، او را تکه تکه می کردند»(23).همانند اذیت و آزارهایی که بر پیامبر (ص) پیش آمد، بر ایشان نیز وارد می آید و بلکه بیش تر.(24)باز در بیان مظلومیت ایشان چنین آمده است که وقتی بر منبر کوفه می نشیند و عهدنامه پیامبر (ص) را می خواند، تمام افراد از اطراف او می گریزند و تنها وزیر او و یازده نفر نقیب باقی می مانند؛ هر چند آنان باز می گردند.(25)آه از این مظلومیّت! چه قدر این مظلومیت سوزناک و جان کاه است که: حضرت زهرا (س) خود و فرزندش را مظلوم معرفی می کند.مرحوم میرجهانی می گفت: در عالم رؤیا، مادر مظلومم حضرت فاطمه صدیقه(س) را دیدم و ایشان سه بیت شعر فارسی خواند، وقتی بیدار شدم فقط یک بیت را به یاد داشتم و آن بیت این گونه است: دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود در این زمان دل فرزند من شکسته تر است(26)و بالأخره خود حضرت مهدی (عج) خود را مظلوم ترین فرد عالم معرفی می کند.حجة الاسلام حاج سیّد اسماعیل شرفی می گوید: به عتبات مقدّسه مشرف شده بودم و در حرم مطهر حضرت سید الشهداء (ع) مشغول زیارت بودم. چون دعای زائرین در قسمت بالا سر حرم مطهر امام حسین (ع) مستجاب است، در آن جا از خداوند خواستم مرا به محضر مبارک مولایم حضرت مهدی،ارواحنافداه، مشرف گرداند و دیدگانم را به جمال بی مثال آن بزرگوار روشن کند. مشغول زیارت بودم که ناگهان خورشید جهان تاب جمالش ظاهر شد. گرچه در آن هنگام، حضرتش را نشناختم، ولی شدیدا مجذوب آن بزرگوار شدم. پس از سلام، از ایشان پرسیدم: «شما کیستید؟». آقا فرمود: «من، مظلوم ترین فرد عالم هستم.»! من، متوجّه نشدم و با خود گفتم: «شاید ایشان از علمای بزرگ نجف هستند و چون مردم به ایشان گرایش پیدا نکرده اند، خود را مظلوم ترین فرد عالم می داند». در این هنگام، ناگهان متوجّه شدم که کسی در کنارم نیست. این جا بود که فهمیدم، مظلوم ترین فرد عالم، کسی جز امام زمان، أرواحنا فداه، نیست و من نعمت حضور آن بزرگوار را زود از دست دادم.(27) بیایید با هم، این دو مظلوم را از مظلومیت بیرون بیاوریم.24 علاقه پیامبر (ص) به حضرت زهرا (س) و حضرت مهدی (عج)علاقه و محبّت رسول خدا (ص) به حضرت زهرا (س) را در این نوشتار نمی توان بیان کرد و فقط به ذکر چند روایت بسنده می کنیم: حضرت رسول اکرم (ص) در حدیثی، خطاب به امیرمؤمنان (ع) فرمود: سفارش هایی به دخترم فاطمه کردم و به او گفتم آن ها را به شما بگوید. آن ها را حتمی بدان؛ چرا که او شدیدا راستگو هست. سپس پیامبر (ص) او را به نزدیک خود خواند و سر او را بوسید و فرمود: «ای فاطمه! پدرت، فدای تو باد»!(28) در حدیث دیگر فرمود: «پدر و مادرم فدای تو باد»!(29)در زیارت حضرت زهرا (س) می خوانیم: اللهم صلّ علی البتول...فاطمة بنت رسولک و بضعة لحمه و صمیم قلبه و فلذة کبده...و حبیبة المصطفی.(30)خدایا! درود فرست بر بتول فاطمه دختر رسول خودت و پاره تن او و سویدای دل او و پاره جگر او و محبوبه مصطفی.علاقه پیامبر (ص) به حضرت مهدی (عج) پیامبر (ص) با معرفی حضرت مهدی (عج) می فرماید: بأَبی و أُمّی سَمِیِّی و شبیهی و شبیهِ موسی بن عمران، علیه جُیُوبُ النُّورِ یَتَوقَّدُ من شُعاعِ القُدسِ.(31) پدر و مادرم به فدای او باد! هم نام من است و شبیه من و حضرت موسی است. هاله ای از نور گرداگرد او را فرا گرفته. اشعه انوار قدسی از او ساطع است».ای گل محبوب خاتم، با خدا همراه و محرم با دلی سوزان ماتم، بهر مادر گشته پرغمسوزد از هجر تو عالم، ای گل زهرا کجایی؟ بیا ای زاده زهرا، تویی نور دل طه(32)پیامبر اکرم (ص) در حدیثی دیگر می فرماید:طوبی لمَنْ لقیه و طوبی لمَنْ أحبّه و طوبی لمَنْ قال به.(33) خوشا به حال کسی که او را ملاقات کند، خوشا به حال کسی که او را دوست بدارد و خوشا به حال کسی که به او معتقد باشد!آن قدر او محبوب پیامبر (ص) است که در دعای عهد بعد از دعاهای متعدد برای وجود مقدس او و برای فرجش، می خوانیم: «اللّهُمَّ و سُرَّ نبیَّکَ محمّداً بِرُؤیَتِه(34)؛ خدایا! خوش حال کن پیامبرت محمد را به واسطه دیدار وجود مقدس حضرت مهدی». عبدالله بن عمر نقل می کند: پیامبر(ص) فرمود: خداوند در شب معراج، به من فرمود: «چه کسی را در زمین بر امّت ات جانشین کرده ای؟» عرض کردم: «برادرم را». فرمود: «علی ابن ابی طالب(ع) را؟» عرض کردم:«بلی». فرمود: «نظری بر زمین کردم، پس تو را انتخاب کردم....نظر دیگری کردم و علی (ع) را انتخاب کردم و او را وصی تو قرار دادم...». ای محمد!، علی و فاطمه و حسن و حسین و ائمه را از یک نور خلق کردم. سپس ولایت آنان را بر ملائکه عرضه داشتم. هر کس آن را پذیرفت، از مقرّبان شد و هر کس آن را رد کرد، به کافران پیوست. ای محمد! اگر بنده ای، مرا چندان پرستش کند تا رشته حیاتش از هم بگسلد، ولی در حالی که منکر ولایت آنان است، با من رو به رو شود، او را در آتش دوزخ خواهم افکند. ای محمد! آیا مایلی آنان را ببینی؟». عرض کردم: «بلی». فرمود: «قدمی پیش گذار!» من، قدمی جلو نهادم، ناگاه دیدم، علی ابن ابی طالب و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمّد بن علی و جعفر بن محمّد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمّد بن علی و علیَّ بن محمّد و حسن بن علی و حجت قائم را که در میان آنان، همانند ستاره ای درخشان (کوکب دری) بود. گفتم: «اینان چه کسانی اند»؟ گفت: «اینان، امامان هستند و این ایستاده (قائم)، کسی است که حلال مرا حلال می کند و حرام مرا حرام و از دشمنان من انتقام خواهد گرفت. ای محمّد! او را دوست بدار؛ چرا که من او را دوست می دارم و هر کس او را دوست بدارد نیز دوست دارم.(35) 25 عنایت هر دو (ع) به زائران حسین (ع)الف) عنایت حضرت زهرا (س) به زائران حسین (ع): یکی از ویژگی های حضرت زهرا(س) این است که به زائران فرزند شهیدش امام حسین (ع) عنایت ویژه ای دارد. هنگامی که آنان به زیارت امام حسین (ع) می روند، حضرت زهرا (س) حاضر می شود و برای آنان طلب آمرزش و دعا می کند. روایات متعددی بر این مطلب دلالت می کند. برخی از آن ها را به شرح زیر است: 1. امام صادق (ع) می فرماید: إنُّ فاطمة بنت محمد، تحضر لزوّار قبر ابنها الحسین فَتَستغفُر لَهُم ذُنُوبَهُم.(36) حضرت فاطمه(س) دختر گرامی حضرت محمد(ص) برای زوّار قبر فرزندش حضرت حسین(ع) حاضر می شود، سپس برای گناهان آنان طلب آمرزش می کند.2. امام صادق (ع) به معاویه بن وَهَب فرمودند: زیارت حسین(ع) را ترک مکن! آیا دوست داری که خدا، تو را در زمره کسانی ببیند که حضرت رسول و علی و فاطمه و ائمه(ع) در حقشان دعا می کنند؟(37) 3. سلیمان اعمش می گوید:در کوفه، شب جمعه ای نزد شیخی بودم. به او گفتم: درباره زیارت امام حسین(ع) چه می گویی؟» گفت: «بدعت است و هر بدعتی، گمراهی است و هر صاحب گمراهی در آتش است». ناراحت شدم و رفتم. نیمه های شب آمدم، درِ خانه او را زدم. همسرش گفت: «او به زیارت امام حسین(ع) رفته است». سلیمان می گوید: من هم به طرف حرم امام حسین (ع) رفتم. وقتی داخل حرم شریف شدم، دیدم شیخ در حالی که به سجده افتاده، گریه و ناله می کند و از خداوند طلب مغفرت و توبه می کند. بعد از مدّتی طولانی سرش را بلند کرد. گفتم: «ای شیخ! دیروز آن جمله را گفتی، پس الان چه گونه به زیارتش آمدی؟» گفت: ای سلیمان! مرا سرزنش نکن! دیشب، در خواب...، شتری از نور دیدم که کجاوه ای از نور، بر روی آن شتر بود و داخل آن دو خانم بودند. گفتم: «این دو خانم بزرگوار کی اند؟» گفت: «یکی، حضرت خدیجه (س) و دیگری حضرت سیدة النساء فاطمة زهرا (س) است.». گفتم: «این جمع به کجا می روند؟» گفت: «به زیارت حسین که در کربلا از روی ظلم شهید شد، می روند». به آن هودج نگاه کردم. دیدم اوراقی از آن به پایین می ریزد. پرسیدم: «این اوراق مکتوب چیست؟» گفت: «در این ورق ها نوشته شده هر کس در شب جمعه، به زیارت قبر حسین (ع) بیاید، از آتش جهنم ایمن خواهد بود»(38). گواه این قضیّه، تشرّف حاج علی بغدادی است که سؤالات بسیاری از امام زمان (عج) کرد. یکی از آن ها این بود:منبری ها جریان سلیمان اعمش را می گویند. آیا این حدیث صحیح است»؟ فرمود: «آری، راست و صحیح است». گفتم: «سیدنا! صحیح است که می گویند: هر کس زیارت کند حسین (ع) را در شب جمعه، برای او امان است»؟ فرمود: «آری، والله!» و اشک از چشمان مبارکش جاری شد و گریست.(39) ب) عنایت حضرت مهدی (عج) به زائران حسین (ع):قضایای زیادی بر این مطلب دلالت دارد. یکی از آن ها، قضیّه معروف جعفر نعل بند است که مرحوم نهاوندی آورده است.(40) 26. بیعت کسی بر آن دو بزرگوار نیست و از کسی تقیّه نمی کنند(41)بیعت، پیمانی است که به موجب آن نتوان با ستمگران به نبرد برخاست و از روی ناچاری و تقیّه باید حکومت آنان را به رسمیّت شناخت. همه پیشوایان معصوم، به مقتضای حکمت الهی دچار چنین پیمانی بودند، امّا بعضی از معصومان چنین بیعتی بر گردن نداشتند.الف) بیعت و تقیه نکردن حضرت زهرا(س): دشمنان، پس از غصب خلافت، سعی کردند از همه مردم، به ویژه صحابه خاصّ پیامبر اکرم(ص) خاصّه خاندان رسالت (حضرت علی و حضرت زهرا(ع)) برای خود بیعت بگیرند تا افکار عمومی را به خود جلب کنند، ولی حضرت زهرا(س)، همه مصیبت ها را تحمل کرد و تا زنده بود، با غاصبان حکومت بیعت نکرد، بلکه برای بازگرداندن خلافت به مسیر اصلی اش، مبارزه نمود و حتی مانع بیعت حضرت علی(ع) شد.(42) ب) نبودن بیعت احدی از ستمگران بر گردن حضرت مهدی (عج) و تقیّه نکردن آن حضرت:پیشوایان معصوم ما، اگر با کسی پیمان می بستند، (گر چه از روی مصلحت و تقیه)، به آن پای بند بودند. بهترین گواه، این است که امام حسین (ع) تا زمانی که معاویه زنده بود، به خاطر احترام به صلح برادرش قیام نکرد. حضرت مهدی (عج) به دلیل این که برای ریشه کن کردن ستم و ستمگران آفریده شده است و اگر ظاهر و آشکار بود، سکوتش به معنای رضا به ستمگری ستمگران و ترک نبرد با آنان بود (گرچه از روی تقیّه) در پس پرده غیبت به سر می برد تا بیعت کسی بر گردنش نباشد. همین، یکی از علل غیبت آن حضرت شمرده شده است. حضرت علی(ع) می فرماید: ....إنَّ القائم منّا إذا قام لم یکن لأحد فی عنقه بیعة فلذلک تخفی ولادته و تغیب شخصه.(43) هنگامی که قائم ما قیام کند، بیعت احدی بر گردن او نخواهد بود. از این رو، ولادت او مخفی می شود و از دیده ها پنهان می شود.حضرت مهدی(عج) فرمود: إنّه لم یکن لأحد من آبائی (ع) إلاّ و قد وقعت فی عنقه بیعة لطاغیة زمانه و إنّی أخرج حین أخرج و لابیعة لأحد من الطواغیت فی عنقی.(44) بر گردن همه پدرانم، بیعت سرکشان زمانه بود، امّا من وقتی خروج کنم، بیعت هیچ سرکشی بر گردنم نیست.در زمان آن حضرت تقیه ای در کار نیست: حضرت علی(ع) در تفسیر آیه شریفه «وعد الله الذین ءامنوا منکم وعملوا الصالحات لیستخلفنّهم(45)...» فرمود: در امن و امان مرا بپرستند، بدون هیچ ترس و واهمه ای، و نیاز به تقیّه احساس نکنند. این آیه، در حق قائم (عج) نازل شده است. منظور از «کسانی که ایمان آورده اند»، در این آیه، پیشوایان معصوم (ع) هستند.(46) 27. دوری هر دو از مردم و ستمگرانالف) دوری حضرت زهرا (س) از مردم: بعد از آن تلاشی که حضرت زهرا(س) برای هدایت مردم و برگرداندن ولایت به حضرت علی(ع) کرد، و مورد بی مهری و ستم قرار گرفت، از مردم فاصله گرفت و در خانه مشغول عزاداری و گریه بر فقدان پدر شد، امّا این بار هم مورد بی لطفی قرار گرفت و جمعی از بزرگان به حضور امیرالمؤمنین علی(ع) آمدند و عرض کردند: فاطمه(س) شب و روز گریه می کند. شب از گریه آن حضرت خواب نداریم و روز برای ما آرامش نیست تا بتوانیم به امور معاش خود بپردازیم. ما از تو تقاضا می کنیم که به آن حضرت بگویی، یا شب گریه کند و روز آرام باشد و یا روز گریه کند و شب آرام باشد. حضرت علی(ع) نزد فاطمه(س) رفت و او را هم چنان گریان دید. کمی که آرام گرفت، به او فرمود: «از من تقاضا کردند که شما، یا شب گریه کنی یا روز». فاطمه(س) گفت: «من به زودی از میان آنان می روم. دست از گریه ام برنمی دارم تا به پدرم ملحق شوم». سپس حضرت علی (ع) برای فاطمه (س) سرپناهی به نام «بیت الأحزان» دورتر از خانه های مردم در قبرستان بقیع ساخت. فاطمه (س) هر روز صبح حسن و حسین(ع) را در پیش روی خود به سوی بقیع روانه می کرد و گریان به بیت الأحزان می رفت. وقتی که شب فرا می رسید، حضرت علی (ع) نزد او می آمد و همراه آن حضرت به خانه مراجعت می کرد.(47) امام صادق (ع) می فرماید: «هر روز از مدینه خارج می شد و کنار قبرهای شهیدان مشغول گریه بود»(48).وقتی زنان مدینه به عیادت حضرت فاطمه(س) آمدند و از احوال آن حضرت پرسیدند، حضرت فاطمه (س) پس از حمد خداوند و درود بر پدرش فرمود: «حالم چنین است که به خدا سوگند از دنیای شما بیزار و بر مردانتان خشمناکم»(49).در صحیح بخاری آمده، که وقتی حضرت زهرا(س) فدک را مطالبه کرد، ابوبکر خودداری کرد و چیزی را از فدک به او نداد. آن حضرت از ابوبکر ناراحت شد. پس از او کناره گیری کرد و با او سخنی نگفت تا از دنیا رفت.(50)ب) دوری حضرت مهدی (عج) از مردم و ستمگران:حضرت مهدی (عج) از هنگام ولادت، از مردم و به ویژه ستمگران، مخفی بود. در آغاز ولادت، بعضی به صورت محدود می توانستند خدمت آن حضرت برسند. این محدودیت، در زمان غیبت صغری بیش تر شد و در زمان غیبت کبری به اوج خود رسید و از مردم دوری می فرمود. امام باقر(ع) می فرماید: «إذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه، نحّانا عن جوارهم. هنگامی که خدای تبارک و تعالی بر مردمان خشمگین شود، ما را از مجاورت آنان دور می سازد(51). در روایات دیگر داریم، ولادت و رشد او مخفی است(52)؛ پنهانی است، که انتظار می کشد.(53) مردم امام خود را نمی بینند، او در موسم حج حاضر می شود و مردم را می بیند اما مردم او را نمی بینند.(54)خود حضرت مهدی (عج) در توقیع شریف به شیخ مفید می فرماید:اگر چه ما در مکان دور دستی زندگی می کنیم، مکانی که از خانه های ستمگران به دور است، به جهت مصلحتی که خداوند برای ما و شیعیان ما دیده در این دوری، امّا ما از خبرهای شما آگاه هستیم(55).... حضرت به علی بن ابراهیم بن مهزیار فرمود:پدرم امام عسکری(ع) با من پیمان بسته که در کنار گروهی که مورد غضب و نفرین خداوند قرار گرفتند، زندگی نکنم و به من دستور داده که تنها در کوه هایی که عبور از آن دشوار است و زمین های ویران، مسکن گزینم(56).... 28. آزادی از تعلّقات دنیاییدختر اشرف مخلوقات عالم، همسر برترین مردمان و سرور زنان دو عالم، در نهایت زهد و دوری از دنیا و حتّی ابتدایی ترین نیازهای یک زندگی ساده و عادی می زیست. در زیارت آن حضرت می خوانیم: «حلیفة الورع و الزهد(57)؛ بریده از دنیا و فانی در ذات احدیت بود». حسن بصری می گوید: «لم یکن فی الأُمة أزهد و لا أعبد من فاطمة(58)؛ در امت پیامبر(ص) زاهدتر و عابدتر از زهرا(س) نبود».حضرت مهدی(عج) نیز با اقتدا به مقتدای خویش، در نهایت زهد و سادگی زندگی می کند. حضرت صادق(ع) می فرماید: فوالله! ما لباسه إلا الغلیظ و لا طعامه إلا الجشب.(59) به خدا سوگند! لباس مهدی (عج) جز پوشاکی درشت و خوراک او جز غذایی سخت نیست.29. بندگی خداوندحضرت زهرا (س) به حدّی خالصانه خداوند را عبادت می کرد که خداوند با او بر ملائکه مباهات می کرد و می فرمود: بنگرید به بهترین بنده من فاطمه! او در مقابل من ایستاده و از خوف من تمامی وجودش می لرزد و با تمامی حضور قلب، به عبادت من روی آورده است(60). امام حسن(ع) می فرماید:مادرم، در شب های جمعه، در محراب به عبادت می ایستاد و مدام رکوع و سجده می کرد تا صبح طلوع می کرد.(61) حضرت، به قدری عبادت می کرد که قدم هایش ورم کرد.(62)حضرت مهدی (عج) هم به قدری عبادت خداوند را می کند که رنگ رخسار مبارکش متمایل به زرد است.امام کاظم (ع) می فرماید: «مهدی، بر اثر تهجّد و شب زنده داری، رنگش به زردی متمایل می شود».(63) 30. مبارزه با انحراف ها و بدعت هازهرا (س) فدای رسالت و ولایت شد تا دین بماند، بدعت ها و انحرافات از بین برود و تلاش های پدرش به ثمر برسد. درباره مبارزات آن بزرگوار با انحرافات، سخن فراوان است. خطبه فدکیه و خطبه های دیگر آن بانوی پهلو شکسته و مصیبت دیده، گویای مبارزه حضرت است.(64) حضرت مهدی (عج) هم با بدعت ها و انحرافات مبارزه می کند و فرایض الهی و سنن نبوی را احیا خواهد کرد.امام صادق (ع) می فرماید: «بدعتی نمی ماند جز آن که از بین می برد و سنّتی نمی ماند جز آن که بر پامی دارد».(65) حضرت علی (ع) می فرماید: «هر چه از کتاب و سنّت، متروک مانده، زنده خواهد کرد».(66)در دعای شریف ندبه می خوانیم:أین المؤمل لإحیاء الکتاب و حدوده؟ أین محیی معالم الدین و أهله؟ أین المدّخر لتجدید فرائض و السنن؟(67) کجا است آرزو کشیده برای زنده کردن قرآن و حدودش؟ کجا است زنده کننده آثار دین و اهل دین؟ کجا است آن ذخیره الهی برای تجدید واجبات و سنت های اسلام؟31. غم خواری و توجه به امور مسلمانان، به ویژه شیعیانیکی از علت هایی که فاطمه (س) را به میدان آورد و آن همه مصایب و آزارها را تحمّل کرد، همّ و غمّ آن حضرت نسبت به امّت پدرش و شیعیان شوهرش و مصایبی که دامن گیرشان خواهد شد بود. حضرت، همراه اشک ها و ناله هایش، در فراق محبوبش به پدر بزرگوارش عرضه می دارد: یا أبتاه! مَن للأرامل و المساکین؟ و مَنْ للأمّة إلی یوم الدین؟(68) پدر جان! پس از تو، چه کسی به فریاد یتیمان و مساکین خواهد رسید؟ پدر جان! برای امّت، چه کسی پس از تو، تا قیامت خواهد بود؟حضرت، تا بدان جا نسبت به امور امّت پدرش اهتمام می ورزد که شب تا صبح را پیوسته در رکوع و سجود و قیام و دعا می گذراند و همواره، مؤمنان را دعا می کند و از برای خود دعایی نمی کند. وقتی فرزند دل بندش حسن (ع) علّت را جویا می شود؟، می فرماید: «الجار ثم الدار»(69). حضرت مهدی (عج) نیز غم خوار همگان، به ویژه شیعیان است و برای آنان دعا می کنند. توقیعات و ملاقات های فراوان، بر این مطلب دلالت می کند.حضرت، در توقیعی می فرماید: ... به من رسیده است که گروهی از شما، در دین، به تردید افتاده اید و در دل، نسبت به اولیای امر خود، دچار شک و حیرت شده اید! این، مایه غم و اندوه ما شد. به خاطر شما و نه به خاطر خودمان و درباره شما ناراحت شدم نه درباره ی خودمان.... ما بر احوال شما آگاهیم و اوضاع شما بر ما پوشیده نیست. ما در رسیدگی و توجّه به شما، کوتاهی نکرده ایم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم. اگر جز این بود، مشکلات و گرفتاری ها بر شما روی می آورد و دشمنان شما را نابود می کردند.(70) 32. ایثار و انفاقاز خود گذشتگی و انفاق حضرت زهرا (س) مطالب بسیاری دارد و بحث مستقلی را می طلبد. گذرا، به برخی از آن ها اشاره می کنیم. هر کس از هر کجا ناامید می شد، به دَرِ خانه زهرا می آمد و با حاجتی روا شده برمی گشت. مکرّر، این اتفاق می افتاد که پیامبر(ص) محرومان را دَرِ خانه او می فرستادند. حضرت پیراهن شب عروسی و گردن بند خویش را به نیازمندان بخشید. او حتی طعام و قرص نان و دست بند و گوشواره و حتّی پرده و فرش منزل خویش را به سائل داد. بخشندگی وی بدان مرحله می رسد که در کتاب خداوند ثبت می شود: «ویطعمون الطعام علی حبّه مسکینا و یتیما و أسیرا».(71) حضرت مهدی (عج) فرزند مادری این چنین است. از این رو، پناه محرومان و درماندگان است.امام باقر(ع) فرمود: «مهدی، بخشنده ای است که مال را به وفور می بخشد و بر بینوایان بسیار رئوف و مهربان است.»(72) 33. تلاشحضرت زهرا(س) از همان اوان کودکی، در راه دین مجاهده می کرد. هر زمان پیامبر را خطری تهدید و مصیبتی آزار می داد، زهرا(س) به میدان می آمد. پیامبر را از توطئه قتلش آگاه کرد.(73) خاکستر از روی پدر سترد. در جنگ احد، آن گاه که دندان مبارک پیامبر(ص) شکست و پیشانی اش مجروح شد و سر و صورت حضرت، غرقه در خون گشت، او به مداوای پیامبر مشغول شد. حضرت، در راه ولایت آن قدر تلاش و مجاهدت کرد تا در این مسیر، جان عزیزش را فدا کرد. او شب ها به همراه علی (ع)، دست حسنین را می گرفت و به خانه ی مهاجران و انصار می رفت و آنان را به یاد بیعتشان در عقبه و غدیر می انداخت و فضایل علی را یادآورشان می شد. با این هدف والا که امام زمان شان را به آنان بشناساند و آنان را از مرگ جاهلیّت برهاند و یاورانی برای امام زمان خویش فراهم کند. حضرت مهدی(عج) نیز برای تحّقق آرمان های والای پیامبر و در ادامه مسیر حرکت زهرا(س) همواره مشغول مجاهدت و سازندگی است. امام رضا(ع) می فرماید: «او، شتابنده به سوی نیکی ها و بزرگواری ها و تلاش گری سخت کوش است».(74) 1 بحار الانوار، ج 40، ص 44؛ فاطمة الزهراء(س) بهجة قلب المصطفی(ص)، ص 177. 2 زمر: 69. (زمین (در آن روز) به نور پروردگارش روشن می شود) 3. تفسیر نورالثقلین، ذیل آیه، ح 121. (محدث نوری (ره) چند روایت از تفسیر علی بن ابراهیم و ارشاد مفید و غیبت طوسی و کمال الدین صدوق و کفایة الاثر شیخ خرّاز و غیبت فضل بن شاذان نقل می کند و می گوید به قرینه حدیث اول، معلوم می شود مراد، نور ظاهری است وگرنه ممکن است گفته شود مراد نور معنوی است که نور علم و حکمت و عدل باشد؛ نجم الثاقب، جمکران، خصلت بیست و نهم، ص 168.) 4. البته ممکن است این روایت، یک تفسیر باطنی هم داشته باشد که تمام ظلمت ها می رود حتّی ظلمت های نورانی یا پیشرفت های علمی می شود که به نور خورشید و ماه نیاز نباشد. (باید تأمل کرد). 5. شیخ طوسی، الغیبة، ح 484، ص 467؛ المحجة فیما نزل فی القائم (عج)، ذیل آیه، ص 748؛ تفسیر نورالثقلین، ج 4، ذیل آیه، ح 122. 6. همان، موسسه معارف اسلامی، ح 487، ص 470؛ کشف الغمة، ج 3، ص 263؛ عزیز آل یاسین(ع)، ص 48 (به نقل از مهدی منتظر در نهج البلاغه، ص 114). 7. نعمانی، الغیبة، عربی، ص 151، و نشر صدوق، ص 323. 8. منتخب الاثر، باب، أنّه ابن سیّد الإماء، (به نقل از کفایة الاثر و کمال الدین). 9. همان، باب أنّه ابن سید الإماء، (به نقل از کمال الدین) ر.ک: معجم احادیث إلامام المهدی(عج)، ج 3، ح 691، ص 165. 10. امالی صدوق، مجلس 87، ح 947/1. بحارالانوار، ج 43، ص 25. فاطمة الزهراء(س) بهجة قلب المصطفی(ص)، ص 129 به نقل از عامه و خاصه. 11. کمال الدین، ب 42، ح 2؛ نجم الثاقب، ط جمکران، باب اول، ص 39؛ اثبات الوصیه، ص 249؛ تفسیر نورالثقلین، ج 5، ذیل سوره قدر، ح 19، ص 616. 12. ر.ک: به بحارالانوار، ج 43، صص 62، 64 و 225 و ج 8، ص 53. 13. فاطمة الزهراء(س) بهجة قلب المصطفی(ص)، ص 743 (به نقل از کنزالفوائد، ح 1، ص 150). 14. مقتل خوارزمی، چاپ انوارالهدی، ج 1، ح 25، ص 101. 15. فاطمه الزهراء(س) بهجة قلب المصطفی(ص)، ص 10 (به نقل از کشف الغمة، ج 1، ص 506). 16. مناقب ابن شهر آشوب، چاپ دارالاضواء، ج 1، ص 355. 17. سید بن طاووس، اقبال، عمل روز بیستم جمادی الاخرة؛ در مفاتیح الجنان: «السلام علیک أیتها المظلومة المغصوبة». 18. همان، عمل روز بیستم جمادی الاخرة؛ مفاتیح الجنان، زیارت دوم حضرت زهرا(س). 19. شیخ طوسی، امالی، ص 156، ضمن ح 258. 20. معجم احادیث الامام المهدی(عج)، ج 3، ح 595، ص 43. 21. روزگار رهایی، ج 2، ص 608 (به نقل از ینابیع المودة، ج 3، ص 131). 22. کمال الدین، باب 34. 23. معجم أحادیث الإمام المهدی(عج)، ج 3، ح 752، ص 229. 24. همان، ج 3، ح 833، ص 297، و ح 1072، ص 500. 25. همان، ج 4، ح 1098، ص 20؛ و کمال الدین، باب 58، ح 25. 26. عنایات حضرت مهدی(عج) به علما و طلاب، ص 176، (پاورقی).27. همان (به نقل از: شیفتگان حضرت مهدی(عج)، ج 3، ص 160). 28. فاطمة الزهراء (س) بهجة قلب المصطفی (ص)، ص 198، (به نقل از بحارالانوار، ج 22، ص 491). 29. همان، ح 6، ص 109 (به نقل از احقاق الحق، ح 10، ص 185) و ر.ک: بحارالانوار، ج 36، ح 110، ص 288. 30. مفاتیح الجنان، زیارت حضرت فاطمه زهرا (س)، مقتل خوارزمی، ج 1، ح 21، ص 99. 31. چهل حدیث پیرامون نور یزدان، ص 14 (به نقل از: کفایة الأثر، ص 159). 32. نغمه های فاطمیه(س)، ص 24.33. با دعای ندبه در پگاه جمعه، ص 16 (به نقل از عیون أخبار الرضا(ع)، ج 1، ص 47؛ کمال الدین، ج 1، ص 268). 34. مفاتیح الجنان، دعای عهد. 35. مکیال المکارم (فارسی) ج 2، ص 218 و (عربی) ج 2، ص 160 (به نقل از کتاب غایة المرام، سید محدث بحرانی(ره) ص 189 باب 23 ح 105؛ به نقل از غیبت نعمانی، نشر صدوق، ح 24، ص 133). 36. کامل الزیارات، پیام حق، 1377، باب 40، ح 4، ص 386. 37. همان، پیام حق، 1377، باب 40، ح 4، ص 386؛ مفاتیح الجنان، فصل هفتم، مقصد اول (به نقل از ابن قولویه و کلینی و سید بن طاووس و دیگران). 38. بحار الأنوار، ج 45، ح 12، ص 401؛ النجم الثاقب، مسجد مقدس جمکران، 1380، چاپ چهارم، ص 495. 39. النجم الثاقب، مسجد مقدس جمکران، 1380، چاپ چهارم، ص 489؛ مفاتیح الجنان، تشّرف حاج علی بغدادی. 40. ر. ک: خلاصة العبقری الحسان، ص 34؛ العبقری الحسان، ج 2، ص 80. 41. در مجله انتظار، شماره 7 گفتیم، به بیست و پنج مورد از شباهت های این دو بزرگوار اشاره می کنیم، ولی به موارد دیگری برخورد کردیم. مواردی هم برادر ارجمند آقای لطیف زاده تحقیق کردند، از این روی برخی از آن ها را ذکر می کنیم. 42. ر.ک: صحیح بخاری، دارالکتاب العلمیة، ج 3، باب 40، باب غزوة خیبر، ح 4240 و 4241، ص 80. 43. کمال الدین و تمام النعمة، ج 1، باب 26، ح 14؛ بحار الأنوار، ج 51، ص 109. 44. همان، ج 2، باب 45، توقیع 4. 45. نور: 55. 46. روزگار رهایی، ج 2 ص 607. 47. ر.ک: چشمه در بستر، ص 255؛ فرهنگ فاطمیه، ص 140 (به نقل از بحار الانوار، ج 43، ص 177). 48. بحار الأنوار، ج 43، ص 35. 49. ر.ک: چشمه دربستر، ص 434، و بحارالانوار، ج 43، ص 158؛ عوالم العلوم، ج 11، قسمت دوم، ص 814؛ أعلام النساء، ج 4، ص 128. 50. صحیح بخاری، دارالکتب العلمیة، باب غزوة خیبر، ح 4240 و 4241، ص 80. 51. روزگار رهایی، ج 1، ص 191، (به نقل از کافی، ج 1، بابٌ فی الغیبة، ح 31 و به نقل از بحارالأنوار، ج 52، ص 90). 52. کافی، ج 1، بابٌ فی الغیبة، ح 25. 53. همان، ح 13 و 30. 54. همان، ح 12؛ الغیبة نعمانی، ح 13، 14، 15 و 16، ص 251. 55. احتجاج، دارالاسوه، ج 2، ص 597. 56. طوسی، الغیبة، معارف اسلامی، ص 266. 57. مفاتیح الجنان، زیارت حضرت زهرا. 58. خوارزمی، مناقب، ج 3، ص 141. 59. الغیبة، نعمانی، ص 222؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 354. 60. بحار الأنوار، ج 43، ص 172. 61. همان، ص 81 و 82. 62. همان، ج 43، صص 76 و 84. 63. همان، ج 86، ص 81. 64. ر.ک: چشمه در بستر، صص 355 و 434. 65. ینابیع المودة، ج 3، ص 62؛ الزام الناصب، ص 223. 66. نهج البلاغة، فیض الاسلام، خطبه 138. 67. مفاتیح الجنان، دعای شریف ندبه. 68. بحار الأنوار، ج 43، ص 176. 69. همان، ج 43، ص 81. 70. احتجاج، ج 2، ص 497؛ ر.ک: امام زمان(عج) و سید بن طاووس، ص 175، دعای حضرت مهدی (عج) برای شیعیان. 71. دهر: 21. 72. روزگار رهایی، ج 2، ص 598. 73. بحارالأنوار، ج 18، ص 60. 74. جمال الاسبوع، ص 310؛ صحیفه مهدویه، ص 290.