more_vert گشت و گذار در آثار شیخ اشراق سهروردی با کتاب «داستان آواز پر جبرئیل»

ادامه مطلب

closeگشت و گذار در آثار شیخ اشراق سهروردی با کتاب «داستان آواز پر جبرئیل»

 «داستان آواز پرجبرئیل» عنوان کتابی است که به قلم «عباس محمدی» نوشته شده و قابلیت‌های تصویری آثار رمزی شیخ اشراق سهروردی را در این جستار به شیوایی کاویده است. این کتاب ۱۶۰ صفحه‌ای با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت هر جلد ۲۵ هزار تومان از سوی انتشارات روزگار به چاپ رسیده و روانه کتابفروشی‌ها شده است. مطالب این کتاب در قالب چهار فصل ارایه شده که در فصل نخست نویسنده سهروردی و دیدگاه اشراقی او را شرح و در خصوص شریعت، طریقت ، حقیقت و شهود توضیحاتی را ارایه داده است. در ادامه این فصل اعتقاد سهروردی به تقسیم عوامل مطرح شده و صناعت ادبی تمثیل و رمز، دلایل رمز و تمثیل‌گری،رمزهای عالم کبیر و صغیر ، عالم خیال در متون قرآنی و عرفان اسلامی، شهرهای عالم مثال اقلیم هشتم، عالم سایه‌های آینه در فرهنگ و تمدن اسلامی همراه با شرح مفهوم زیبایی از نگاه سهروردی عنوان شده است. در فصل دوم کتاب نیز پیشینه محتوایی، قرص بالدار، نمونه اولیه فرشته آسمانی یا جبرئیل در متون مختلف، آواز پرواز انسان و سفر پرندگان، مشخصه نگارگری ایران اسلامی، پیشینه تصویری جبرئیل در نگارگری ایرانی، نگاره مربوط به شاه طهماسب برگرفته از خمسه نظامی، قابلیت تصویری توسط کلام و نقش و تصویر در فرهنگ اسلامی و آواز و موسیقی کلام به شرح و بسط آمده است. نویسنده در فصل سوم کتاب به ارایه داستان آواز پر جبرئیل و مشخصه‌های آن پرداخته و تحلیل محتوایی در این زمینه دارد. فصل چهارم کتاب نیز نگاهی تصویری به اثر رمزی آواز پر جبرئیل، فرم و شکل مصورسازی آواز پر جبرئیل، نقش رنگ در مصورسازی داستان پر جبرئیل، مفاهیم کاربردی رنگ ‌های آبی، زرد، سبز ، سفید و سیاه و سفید، قابلیت و ترکیب خوشنویسی، فضا و زمان در آواز پر جبرئیل، نور و ترکیب‌بندی، فضا و کادر و محیط در تصویرسازی داستانی ارایه شده است. در مقدمه این کتاب آمده است: جبرئیل در قرآن کریم رساننده وحی الهی به پیامبر اکرم (ص) است و مقام فرشته پیام‌رسان را دارد که با توجه به نقشش و فرازهایی از سوره نور در قرآن کریم، سهروردی عارف و فیلسوف مسلمان قرن پنجم در داستانی با عنوان آواز پر جبرئیل همه کائنات را زائیده پر چپ و راست و سیا و سفید این فرشته معرفی کرده و با دیدگاهی رمزی به تصویرسازی ذهنی این مضمون پرداخته است. صور خیال یا تصویر در شعر فارسی به کمک ترکیب کلمات ساخته می‌شود و یک توصیف یا استعاره و تمثیل است که تصاویر بدیعی را در ذهن مخاطب می‌آفریند و تبدیل این صور ذهنی و کلامی به صور تصویری در ذهن تصویرگر و نقاش صورت می‌گیرد. خیال یا تصویر سازی و نقاشی در قالب فرم و رنگ بر پهنه دوبعدی بوم و کاغذ ترسیم می‌شود و تصاویر ترسیمی ذهن به شکل عینی جان می‌گیرد و می‌توان گفت یک تصویر معادل هزار کلمه است. بررسی قابلیت‌های تصویری متون فاخر کمتر مورد توجه قرار گرفته و از آنجا که تصاویر ذهنی و کلامی آثار سهوردی در قرن پنجم غنی است و صناعات ادبی متعددی دارد این کتاب نوشته شد تا مسیری در رمزگشایی داستان‌های زیبا را فراروی خوانندگان قرار دهد. «عباس محمدی» نویسنده این اثر، کارشناس ارشد گرافیک و پژوهش هنر است.

more_vert پاشنه آشیل اقتدار افسانه‌ای تیمورتاش

ادامه مطلب

closeپاشنه آشیل اقتدار افسانه‌ای تیمورتاش

مهدی احمدی عبدالحسین تیمورتاش وزیر مقتدر دربار و یکی از مرموزترین و تاثیرگذارترین رجال دوران پهلوی اول بود که عملاً پس از رضاخان دومین مقام حکومت قلمداد می‌شد و صاحب اقتداری افسانه‌ای بود که همین امر هم پاشنه آشیلی شد که مرگش را در کنج فراموشی زندان رقم زد.

more_vert حضرت معصومه(س)، بانوی کرامت و صاحب مقام عصمت

ادامه مطلب

closeحضرت معصومه(س)، بانوی کرامت و صاحب مقام عصمت

 حضرت فاطمه معصومه(س) بانوی کرامت و صاحب مقام عصمت است که در دفاع از حریم ولایت نقش موثری ایفا کرد و به بیان حدیث منزلت پرداخت. نامگذاری روز ملی دختران در سالروز ولادت آن حضرت(س)، الگوسازی از شخصیت ایشان برای زنان این مرز و بوم محسوب می‌شود تا اینگونه چراغی برای هدایت در مسیر روشنگری باشد. سنت و سیره اهل بیت عصمت و طهارت منبع بی پایانی است که هر چه اعماق آنرا بکاویم، گنجینه هایی بس گرانبها و ارزشمند در آن نهفته است و این نه تنها در خصوص رسول اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) صدق می کند، بلکه هر که از مخزن علم آنها نوشیده باشد و به آن سرچشمه متصل بوده است، خود مخزنی بی پایان از آن علوم بی انتها خواهد بود و شاهد بر این مطلب قول خدای تعالی است: هر که در معیت معصوم قرار بگیرد، اسوه ای حسنه برای دیگران است و این یک اصل بی بدیل است که در همه زمان ها و مکان ها متناسب با خود قابل تطبیق است. دختر گرانقدر حضرت موسی بن جعفر، حضرت فاطمه معصومه(س) که در دامن خاندان وحی پرورش یافته و از دانش بی پایان آنها بهره برده است، ناگفته های بسیاری در زندگی کوتاه اما پرثمر خود دارد که در کمتر مجالی به آن پرداخته شده و این بر مظلومیت آن دُر گرانبها افزوده است. معصومه، کریمه اهل بیت، طاهره، حمیده، رشیده، تقیه، مرضیه، رضیه و ‌اخت الرضا از جمله القاب حضرت معصومه(س) به شمار می روند. فاطمه معصومه(س) در ۱۳۷ هجری در خانه امام موسی کاظم(ع) پا به عرصه وجود نهاد و در فضایی آراسته به فضیلت اخلاقی رشد کرد و با تعلیم و تربیت پدر و برادرش امام رضا(ع) در علم و طهارت زبانزد عام و خاص شد تا آنجا که از موقعیت معصوم برخوردار شد و امام رضا(ع) آن حضرت را «معصومه» لقب داد.   جلوه های مدیریتی حضرت معصومه(س) آن بانوی پرهیزکار زمانی حرکت خود را از مدینه آغاز کرد که مامون با احضار امام رضا(ع) به مرو و واگذاری ولایت عهدی به او قصد اجرای اهداف شوم و مغرضانه ای را نسبت به آن حضرت و تنها ماندن او و در نتیجه جلوگیری از تدارک قیام سیاسی- نظامی داشت و نیز از جمله اهداف او در نظر گرفتن دقیق و همه جانبه آن امام همام(ع) و مخدوش ساختن چهره معنوی و الهی آن حضرت(ع) بود تا به مردم اینگونه القا شود که امامان شما هم دنیا خواه هستند و اگر دنیا به آنها رو کند، آنها نیز بی میل و رغبت به دنیا نیستند و حضرت فاطمه معصومه(س) با در نظر گرفتن شرایط دشواری که برادر او در آن قرار گرفته بود، تصمیم گرفت به یاری او بشتابد و اهداف خبیثانه ماموران را نقش بر آب کند. اینکه حضرت معصومه(س) با شماری از پیروان و دوستداران اهل بیت(ع) به طرف مرو حرکت کرد، جز برای یاری رساندن به برادر بزرگوارش نبود و این حرکت او بی شباهت به رسالت فاطمه زهرا(س) در حمایت از امام علی(ع) پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) نیست. فاطمه معصومه(س) در مسیر حرکت خود با گفتار روشنگرانه مردم مناطق مختلف را با مبانی عمیق اسلام و آراء و افکار اهل بیت(ع) آشنا می کرد و با نقل احادیث خاندان عترت و طهارت مردم را از میان ظلمت های گمراه کننده حکام عباسی به طرف نور و روشنایی هدایت و رهنمون می کرد و این ندای بلند و رسای او بود که در گوش مردم طنین می افکند. رسوایی حکومت جور عباسی گفته شده است، یکی از اهداف مامون عباسی این بود که القاء کند، امام رضا(ع) با کمال میل و رضایت باطنی منصب حکومتی را قبول کرده است و او اکنون شخص دوم مملکت به شمار می رود اما همگان با خروج حضرت معصومه(س) که خواهر گرانقدر آن حضرت بود و مقابله او با ماموران عباسی و مسموم شدن وی به دست حکومت عباسی فهمیدند که معنای ولایت عهدی چیزی جز یک فریب نیست. به یقین این حرکت حساب شده آن حضرت(س) صفحه ای درخشان از عمق بصیرت و روشن بینی آن بانوی پرهیزکار است که در شرایط حساس آن دوران این وظیفه را به بهترین وجه، انجام داد. مدیریت بحران از جمله اساسی‌ترین وظایف یک رهبر و مدیر این است که در شرایط خاص و اضطراری بهترین و حساب شده ترین تصمیم را بگیرد و این از مهمترین شاخص های یک مدیر است و در حرکت با بصیرت حضرت معصومه(س) به بهترین شکل اجرا شد زیرا او در بحرانی ترین شرایط و سخت ترین وضعیت، یعنی زمانی که از یک طرف برادران و خویشاوندان او به شهادت رسیده اند و خود او هم از بیماری و اندوه رنج می برد، دقیق ترین و دوراندیشانه ترین تصمیم را می گیرد و راهی قم می شود و در اینجا می فرماید: از پدرم شنیدم که قم مرکز شیعیان است. اما رفتن به قم یک تصمیم دفعی و بدون آینده نگری نبوده بلکه بر اساس یک طرح عمیق و دور اندیشانه و بر پایه یک استراتژی از پیش طراحی شده بود که قلب تاریخ حیات بشری را نشانه رفته و آرمان ها و اهداف بلند مدت شیعه را هدف گرفته بود. صاحب مقام عصمت والاترین مقام عصمت از گناه و اشتباه مخصوص رسول اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) و حضرت زهرا(س) است اما شخصیتی چون حضرت فاطمه معصومه(س) که اطاعت پروردگار کرده و دامن خویش را از رذایل اخلاقی مبرا کرده و به درجه عالی از تقوا و طهارت رسیده است که از نظر عوام و خواص فردی مصون از گناه به شمار می‌آید، برایش مقام طهارت قلبی متصور است. چنانچه در فرازی از زیارتنامه غیرمعروفه او می‌خوانیم: «سلام بر تو ای بانوی پاک و ستایش شده نیکوکردار و هدایت‌شده پرهیزگار وارسته» علاوه بر این حضرت امام رضا(ع) که فرمود: «هرکس فاطمه معصومه(س) را در قم زیارت کند مثل آن است که مرا زیارت کرده است» و این سخن، شاهدی بر مقام عصمت این بانوی بزرگ است. صاحب مقام شفاعت یکی از معتقدات مسلمانان موضوع شفاعت است. در صدر شافعان روز قیامت، رسول خدا(ص) و ائمه اطهار(ع) قرار دارند که این اقتضای آبرومندی آنان در پیشگاه پروردگار متعال است. به‌جز این بزرگان، منسوبین خاندان وحی و حتی پیروان مخلص آنان نیز می‌توانند به اذن پروردگار شفاعت کنند. بنابر روایات متعدد حضرت فاطمه زهرا(س) از شخصیت‌های شفاعت‌کننده نزد پروردگار است. در روایتی از امام باقر(ع) اینگونه آمده است که ایشان به جابر فرمود: «ای جابر واللّه که فاطمه(س) شیعیان و محبان خود را آن گونه که پرندگان دانه‌های خوب و سالم را از میان دانه‌های بد جدا می‌نمایند، انتخاب می‌کند. بعد از صدیقه طاهره(س)، از جمله بانوانی که صاحب یکی از بزرگ‌ترین مقام‌های شفاعت می‌باشد، حضرت فاطمه معصومه(س)است. امام صادق(ع) در این زمینه می فرماید: «و به شفاعت او(فاطمه معصومه)، همه شیعیانم وارد بهشت خواهند شد» و نیز در زیارت این بانوی برجسته می‌خوانیم: «ای فاطمه برای من نزد خدا درباره بهشت شفاعت کن» و این خود نشان‌دهنده مقام و مرتبه آن شافع روز جزاست. رحلت حضرت معصومه(س) حضرت معصومه(س) ۱۶ یا ۱۷ روز در قم بیمار و بستری بودند تا از دنیا رحلت کردند. آرامگاه حضرت معصومه(س) پس از حرم امام رضا(ع)، دومین زیارتگاهی است که در ایران، اهمیت بسیار بالایی دارد. مردم ایران خود از بدو ورود اسلام به ایران محبت عجیبی به اهل‌بیت(ع) از خود نشان داده و حرم هرکدام از این امام‌زادگان تاکنون ملجا عاشقان و عارفان و علاقمندان به اهل‌بیت(ع) به‌شمار می‌روند. هم‌چنانکه در شهر مقدس قم نیز وجود این بانوی باعظمت باعث ایجاد نورانیت و برکات زیادی شده و اینکه امروزه این شهر تبدیل به بزرگ‌ترین قطب علمی جهان تشیع و اسلام ناب محمدی(ص) شده، بدون شک از برکات این کریمه اهل‌بیت(س) به‌شمار می‌رود. منابع: ۱. گلبرگ - آذر ۱۳۸۴، شماره ۶۹ - آفتاب عصمت(ولادت حضرت معصومه(س)) ۲. پاسدار اسلام - اسفند ۱۳۸۷ و فروردین ۱۳۸۸ - شماره ۳۲۷ و ۳۲۸ - پگاه پاکی(گذری بر فضایل و مکارم حضرت فاطمه معصومه(س) و شهر قم) ۳. شوشتری، قاضی نور الله، مجالس المؤمنین(ع). ۴. شمیم یاس - اردیبهشت ۱۳۸۶، شماره ۵۰ - شهپر عفت/ نگاهی به وفات حضرت معصومه(س).

more_vert کتاب "تسخیر خاکریزهای عشق"

ادامه مطلب

closeکتاب "تسخیر خاکریزهای عشق"

 "تسخیر خاکریزهای عشق" عنوان کتابی است که خاطره حضور و رشادت‌های رزمندگان، جهادگران و پاسداران شهرضایی در دوران دفاع مقدس را بازخوانی کرده است. "فهیمه قبادی" نویسنده و گردآورنده خاطره‌های کتابی است که با همکاری کمیته ثبت و ضبط خاطرات شهرستان شهرضا تدوین و منتشر شده و از جبهه کردستان تا عملیات ثامن الائمه (ع) را شامل می‌‎شود. قبل از تقدیم این مجموعه به روح بلند امام راحل(ره) و رهبر اندیشمند انقلاب متنی از بیانات ایشان در جلسه شب خاطره آورده شده که بر اثرگذاری هنر و نوشتن خاطره‌ها تاکید دارند و ماندگارتر شدن آنها را باعث تقویت هویت ملی و پایه‌های انقلاب می‌دانند. کتاب شامل هشت دفتر است و در مقدمه آن به حضور رزمندگان در جبهه‌های شمال غرب، غرب و جنوب و حتی شورش‌های محلی در مناطقی مانند وردشت سمیرم و همچنین کارشکنی‌های ابوالحسن بنی‌صدر پرداخته شده، ضمن اینکه تعدادی از اسیران عراقی نیز بازگو کننده تعدادی از خاطرات این مجموعه‌اند. دفتر اول به اوایل پیروزی انقلاب اسلامی، انتظامات ورود امام به وطن و تشکیل سپاه اختصاص دارد. بسیج و بسیجیان در همه امور اقتصادی، تامین امنیت محله‌ها، فعالیت‌های فرهنگی و مبارزه با زمین‌خواری تلاش و کوشش می‌کنند. همان دوراه حوادثی در روستاهای بخش وردشت در شمال سمیرم روی می‌دهد. آن زمان کمونیست‌ها غائله‌ای را به سردکردگی یکی از اهالی روستای دیزجان، برای تحریک مردم و آشوب در منطقه به راه می‌اندازند. دفع غائله‌های محلی گویا خوانین منطقه تصمیم داشته‌اند سلاح و مهمات تهیه کرده و با جذب نیرو از مردم، به اردوی خسروخان در فیروزآباد استان فارس بروند واز آنجا فعالیت‌هایی را علیه نظام آغاز کنند. سپاه متوجه این قضیه شده و همه آنان را در حالی که یک پرچم داس و چکش(روسیه کمونیستی) بر بالای ساختمانی نصب کرده بودند دستگیر می‌کند. داستان‌های ربوده شدن دادستان شهرضا در سال ۵۹ توسط قاچاقچیان مواد مخدر، مقابله با خلق های عرب، کرد و ترکمن در کنار نام بردن از شهید محمدابراهیم همت در این بخش خواندنی اند. روزهای سخت کردستان خاطره‌هایی سخت و سرد از کردستان با قله‌هایی پر از برف و یخبندان هایی که تاب و توان نمی گذارد. انگشتان دست سلمان سهرابی از رزمندگان سمیرمی که در قله «هروی» یخ زده و نمی‌تواند راه برود. ماموریت در بانه آن هم بدون غذا و برداشتن غذا از مغازه‌ای بدون صاحب و گذاشتن ۴۰۰ تومان پول در دخل مغازه دار. آن زمان شهید همت فرمانده یگان پاوه بوده و غار قوری قلعه کرمانشاه مقر ضد انقلاب است. حبیب‌الله ثقفی، خدابخش طاهرپور، عبدالعلی جوادی، احمد امینی، حبیب‌الله مطهری، سد حسن میرهادی، حبیب‌الله گشتیل، هوشنگ خیّر، اسدالله خادم، حسن خسرویان، غدیرعلی ترابی، محمد پیمان، محمود عمران پور، مجید عبدالهی، غلام‌علی شیروان، محمدزکی پور، ابراهیم رنجبر، پنجعلی رییس بگلو، هوشنگ کیانی، علیرضا نجفی، قدرت‌الله یونسی، ابراهیم یزدانی، حیدرعلی اسماعیلی، رمضان اسماعیلی، محمود آقاسی، سید مجتبی حسینی، مصطفی فاتحی، عبدالرحیم کیفر، منوچهر کفیلی و عبدالغفار مطیعی همه مجاهدان شهرضایی هستند که در غربت کردستان، عاشقانه به شهادت رسیدند. ویژگی‌های شخصیتی شهید همت و حضور ۲۰ ماهه وی در پاوه در دفتر سوم این مجموعه قید شده‌اند. قیافه جدی، رفتار معلم گونه، حضور شبانه روزی در جهاد، ورزیدگی جسمانی، اعتقاد به کارآمدی بسیجیان، مظنون به بنی صدر و علاقه به امام خمینی(ره). جهاد در سرمای سمیرم و گرمای جزیزه هرمز بعد از دفتر بسیج، به دفتر جهاد سازندگی می‌رسیم. جایی که جهادگران شهرضا از قشم و بندر هرمز تا خطه کردستان کار و تلاش می‌کنند و در این بین آموزش قالی‌بافی را هم در برنامه خود گنجانده‌اند. در صفحه ۱۶۳ این فصل به موضوع ساخت حمام در روستای خفر سمیرم پرداخته شده که طبق دستور استاندار وقت اصفهان به فرماندار سمیرم، وی باید با کارمندان به خفر بروند، حمام بسازند و از گرم بودن آب حمام اطمینان حاصل کنند. ششمین دفتر، عملیات "فرماندهی کل قوا، خمینی روح خدا" را بازخوانی کرده و به نقل از سردار سید یحیی رحیم‌صفوی درباره نامگذاری این عملیات نوشته‌اند: ساعتی قبل از شروع عملیات من و حسن باقری به روستای محمدیه آمدیم. ما در یک سنگر کوچک مستقر شده و در این فکر بودیم که اسم عملیات را چه بگذاریم. نیروها هم وارد معبر شده بودند. آن شب رادیو پیام داد، امام بنی صدر را عزل کرده‌اند. این موضوع باعث شد نام عملیات را فرماندهی کل قوا، خمینی روح خدا بگذاریم. دفتر هفتم کتاب مربوط به عملیات ثامن‌الائمه علیه‌السلام با رمز قرآنی " نَصرُ مِن اللهِ و فَتحٌ قریب" است که در اوایل آبان ماه سال ۱۳۶۰ برای آزادسازی شمال آبادان طراحی شد. عملیاتی که هشت تیپ مکانیزه عراق در آن مشارکت داشت. ۲۲ رزمنده به فرماندهی سید ابوالقاسم میرکاظمی از شهرضا در این عملیات حضور داشته‌اند. عملیاتی که در یک بامداد تلخ خبر شهادت شهیدان باهنر و رجایی از رادیو پخش می‌شود و کام مجاهدان حاضر در جبهه ها را تلخ می‌کند. جنایت‌های داعش وار صدامیان داستان‌های اسیران عراقی در اوراق پایانی کتاب تلخ و جانسوزند و به قول خودشان شرم آورند و آنها شرمنده از این اعمال پست و ضدانسانی‌اند. پسرکی کم سن و سال که به دستور نظامی مست بعثی، بنام سرتیپ اسعد توسط ۳۰ گلوله کماندوهای صدام پرپر می‌شود یا حکایت آتش زدن پیرزنی جلوی چشمان دخترش توسط ستوان کریم جنایتکار که لعنت خدا بر او باد، همه و همه نشان از مظلومیت بسیجیان و رزمندگانی است که بدون چشمداشت و تنها برای اسلام و ایران به جبهه رفتند و اجازه تعرض به این مرز و بوم را ندادند. ۱۴ تصویر سیاه و سفید از تلاش‌ها و فعالیت‌های سپاهیان و جهادگران شهرضایی در آخر کتاب نقش بسته و نویسنده از ۹ منبع کتابخانه‌ای، سایت و زندگی‌نامه برای نوشتن این مجموعه بهره برده است. انتشارات ستارگان درخشان کتاب «تسخیر خاکریزهای عشق» را در۲۶۱ صفحه روانه بازار کتاب و مطالعه کرده است.

more_vert درباره ابن‌سینا

ادامه مطلب

closeدرباره ابن‌سینا

 ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا از نوابغِ بی‌مانندی است که خاک دانشمندپرورِ ایران، وی را چون گوهری بی‌بدیل به جهان و تمدن بشری نمایاند. او در بیانِ سرگذشتِ خویش به این نکته اشاره می‌کند که حتی در عالم خواب نیز برخی از مساله‌ها و ابهام‌های درسی برایش حل می‌شده است.

more_vert «راز زندگی شاد» در سطور کتابی جذاب و خواندنی

ادامه مطلب

close«راز زندگی شاد» در سطور کتابی جذاب و خواندنی

 «راز زندگی شاد» عنوان کتابی است که به تجارب و توصیه‌های آموزنده برای کیفیت‌بخشی به زندگی اختصاص دارد و به قلم «نسرین حیاتی» نوشته شده است. این کتاب ۹۵ صفحه‌ای با قیمت هر جلد ۲۰ هزار تومان، در قطع رقعی و با شمارگان یک‌هزار نسخه از سوی انتشارات ارشک منتشر شده است. مطالب این کتاب در قالب شش فصل ارایه شده که فصل نخست می‌کوشد مفهوم شادمانی را توضیح دهد و از این رهگذر چند داستان را ارایه کرده و بهانه‌های شاد نبودن و راهکارهای خوشحالی را داده شده است. در فصل دوم کتاب نویسنده قانون جذب را معرفی کرده و نقش احساس شادی را بر کیفیت جذب مسایل در زندگی بیان کرده است. افسرده بودن و افسرده کردن، چطور با وجود مشکلات شاد باشیم، ویژگی‌های افراد با نشاط و مدل فکری مردم شاد از دیگر موضوعاتی است که در فصل دوم به آن‌ها پرداخته شده است. فصل سوم کتاب پیرامون باورهای محدودکننده و نقش آن‌ها در زایل کردن شادی است و از این رهگذر نویسنده ابتدا باورهای محدود کننده شادی را شرح داده و سپس راه تغییر آنها را مطرح کرده است. کلید طلایی رسیدن به شادی عنوان فصل چهارم این کتاب است که در ذیل آن کوشش شده در خصوص مثبت نگری، انگیزه درونی، ارتباط مثبت با دیگران، احساس ارزشمندی و دوست داشتن خود، مراقبت از جسم و هدف داشتن در زندگی صحبت شده است. در فصل پنجم کتاب نیز نویسنده خط قرمزهای فرد شاد را معرفی کرده و تاکید ویژه بر دوری انسان‌ها از محیط‌ها و افراد منفی‌نگر، پرهیز از اهمال کاری، غر زدن، ترسو بودن و افسوس گذشته خوردن به عنوان مهمترین نکاتی مطرح شده است که می‌تواند فرد شاد را کم کم از کیفیت زیستی مناسبش دور کند. در فصل ششم این کتاب نیز دستورالعمل‌های کاربردی برای داشتن زندگی شاد عنوان شده که از جمله آن می‌توان به بخشندگی، زیستن در زمان حال، شکرگزاری، تصویرسازی ذهنی، آگاهی و خودسازی، جذاب بودن، شناختن حقوق انسانی خود و دیگران، آداب معاشرت در ارتباطات بین فردی و فضای مجازی اشاره کرد.

more_vert ژان آنوی و تصویر مواجهه انسان و سرنوشت

ادامه مطلب

closeژان آنوی و تصویر مواجهه انسان و سرنوشت

 مواجهه انسان با سرنوشتش موضوع اصلی نمایشنامه‌های ژان آنوی است. نمایشنامه‌نویس، کارگردان و داستان‌نویس فرانسوی که پول و عشق را موضوعات درجه دوم می‌داند که انسان را در ارتباط با آرزوها و سازش‌هایش بهتر نشان می‌دهند. ژان آنوی نمایشنامه‌نویس، کارگردان و داستان‌نویس فرانسوی در ۲۳ ژوئن ۱۹۱۰ (دوم تیر) در بوردو فرانسه دیده به جهان گشود. مادرش علاقه مند به موسیقی بود و ویلون می‌نواخت و پدرش با خیاطی کردن امرار معاش می‌کرد. آنوی تحصیلات خود را در مدرسه کلبر گذراند و در ۱۲ سالگی، نخستین شعرش را سرود و در ۱۶ سالگی نمایشنامه‌ای را با عنوان‌"‌زن روی بخاری‌" به رشته تحریر درآورد. هم‌زمان با تحصیل در دوره‌ دبیرستان به تئاتر علاقه‌مند شد و سپس در سال‌های ۱۹۲۹ و ۱۹۳۰ در کُمدیِ شانزه لیزه مشغول به کار شد اما پس از مدتی برای آن‌که بتواند تمام وقت خود را صرف نوشتن کند از این کار کناره‌گیری کرد.در جوانی به پاریس مهد تئاتر فرانسه رفت و دنیای جادویی تئاتر، او را شیفته خود کرد و با مطالعه آثار بزرگان نمایشنامه‌نویسی به دنیای جدیدی از هنر گام نهاد. آثار آنوی نخستین موفقیتِ واقعیِ او در سال ۱۹۳۷ با اجرای نمایشنامه‌ "مسافر بی‌توشه" در تئاتر ماتورَن رقم خورد. در چهارم فوریه‌ ۱۹۴۴ برجسته‌ترین نمایشنامه‌ خود "آنتیگون" را در تئاتر آتُلیه به روی صحنه برد. این اثر اقتباسی از نمایشنامه‌ "آنتیگونه" اثرِ سوفوکل نمایشنامه‌نویسِ مشهورِ یونانِ باستان است. آنوی این نمایشنامه را با الهام از شرایط جنگ جهانیِ دوم و اشغالِ فرانسه به وسیله ارتش آلمان به رشته تحریر درآورد و آنتیگونِ جوان به نماد مقاومت در دورانِ اشغال تبدیل شد. پس از آزادسازی، آنوی به طور متناوب نمایشنامه‌هایی نوشت که خودش آن‌ها را این‌گونه دسته‌بندی کرد: نمایشنامه‌های “سیاه”، “صورتی”، “درخشان”، “نابهنجار”، “مُبَدَّل”، “سِرّی” و “شوخ”. او این دسته‌بندی را بر حسب میزانِ درنده‌خویی، نفاق و بدبینیِ موجود در این آثار انجام داد. وی در این مدت نمایشنامه‌‎های موفق متعددی خلق کرد که از آن میان می‌توان به آثاری چون «دعوت به قصر» (۱۹۴۷)، «چَکاوک» (۱۹۵۲)، «بیتوسِ بیچاره یا شامِ سرها» (۱۹۵۶) و «بِکِت یا فخرِ خداوند» (۱۹۵۹) اشاره کرد. آثارِ آنوی در پوششِ نوعی شک‌گرایی، بیان‌گرِ یک بدبینیِ عمیق هستند. او نبردهای پرشوری را به تصویر کشید که در آن‌ها خُلوص و آرمان‌گرایی در مواجهه با واقع‌گرایی و فرومایگی در هم می‌شکنند.   اندیشه آنوی آنوی نحوه تحصیل و چگونگی علاقه اش به تئاتر را اینگونه روایت می کند: "من بی استاد بزرگ شدم و تا سال ۱۹۲۸ "کلودل" را درست نمی‌شناختم و آثار پیرآندللو و برنارد شاو را در جیب داشتم. اما با وجود این تنها بودم، تنها با ترسی که به زودی ۲۰ ساله می‌شوم و ‌تنها با عشق به تئاتر و تمام ناپختگیم در شرایطی که در تئاترها، نمایش‌های عادی اجرا می‌شد، چه کسی می‌توانست راهنمای من باشد، ۱۸ ساله، تحصیل نکرده و برای معاش سرگردان و این ترسی بی‌پایان بود..." در ۱۹۳۲ میلادی نخستین نمایشنامه‌اش به نام «هومولوسِ لال» با شکست مواجه شد. چند ماه بعد نمایشنامه‌ "هِرمین" را منتشر کرد. ژان آنوی که در طول حیاتش بیش از ۳۰ نمایشنامه نوشت با اجرای برخی از آثارش در کشورهای مختلف زود به شهرت جهانی رسید. آثار این نمایشنامه‌نویس به خاطر تصویری که‌ از وضع انسان و رابطه او با دنیای خود می‌دهند و همچنین از لحاظ شکل و ارزش‌های نمایشی درخور توجه هستند؛ او با انسان و مقامش در دنیا سر و کار دارد. مواجهه انسان با سرنوشتش موضوع اصلی نمایشنامه‌های آنوی است؛ پول و عشق، موضوعاتی درجه دوم هستند که انسان را در پیوند با آرزوها، سازش‌ها، بزرگی و پستی‌هایش بهتر نشان می‌دهند. هر چند دید اصلی آنوی در آثارش معمولا یکسان هستند؛ اما در آثار مختلفش برداشت‌ها و نقطه نظرها تغییر می‌کنند. از نظر او کسی که بتواند در خلال سه ساعت کاری کند که مردم گرفتاری هایشان را فراموش کنند و مرگ را از یاد ببرند، بدون شک کاری بزرگ انجام داده است و بهتر از این چیزی وجود ندارد. او معتقد است کار تئاتر طرح افکار مذهبی، سیاسی یا فلسفی نیست، تئاتر، طراح اندیشه شبیه به واقعیت یا ضرورت ایجاد پیچیدگی یا دادگاهی برای شرح و تفصیل نیست. او اصرار دارد که اساساً کار تئاتر این است: "بازی آزادانه عقل". اما پرسش مهم این است: آیا آنوی نویسنده‌ای صرفاً «تسکین‌گرا»ست یا اینکه این امکان را می‌دهد که به او چون نمایشنامه‌نویسی جدی، نگاه کنیم که افکار فلسفی و متافیزیکی را تعبیر می‌کند؟ همه حقایق شناخته شده درباره زندگی آنوی نشان می‌دهد که او دراماتیست‌ِ موفق در میدان عمل بوده است و اگر که به مضامین نمایشنامه‌هایش نگاه کنیم، او را مثل رهبر گروه «ک‍ُر» می‌بینیم که همه تلاش او تسکین مردم است. او برخلاف آنچه که درباره تئاتر می‌گوید که مردم در آن مرگ را فراموش می‌کنند؛ بیشتر کارهایش حکایت از ناامیدی و دلزدگی دارد و به مساله مرگ انسانی با عمق هر چه بیشتر نگاه می‌کند. در نمایشنامه‌های «فارویل» و «کلاس بازیگری» شاهد آن هستیم که این ۲ نمایشنامه با خودکشی تمام می‌شود. در نمایشنامه «آنتیگونه» و «اوریدیس» مرگ را بهترین چیز می‌داند تا آنجا که در نمایشنامه «رومئو و ژانت» به این نتیجه می‌رسند، بهترین راه حل غرق کردن خودشان است.در آثار او خودکشی مفهومی اجتماعی پیدا می‌کند چرا که دائماً و به‌طور منظم به قصه تجربه تراژیک نزدیک می‌شود. در نمایشنامه‌های آنوی، ازدواج مبارک وجود ندارد و به‌استثناء ژنرال در نمایشنامه «گیج» کارکتری را نمی‌بینیم که کودکانش را دوست داشته باشد و نقشی جز اورنیگل را پیدا نمی‌کنیم که از عمل خود راضی باشد. شخصیت های کمی هستند که از لذت های انسانی خوششان بیاید. توماس بکت تنها شخصیتی است که علاقه‌مند به سیاست است، با این حال به سرعت آن را کنار می‌گذارد آن‌گاه که فرصتی برای خودکشی پیدا می‌کند. جامعه‌ای که شخصیت های آنوی در آن زندگی می‌کنند، خشن، بی‌رحم و قساوت‌پیشه است، مثل آدم های نمایشنامه "بیتوس بیچاره". با حمایت های سست و بی‌ریشه‌ای که مردم برای رهایی از رسوایی های آرمانگرایی یا آنارشیسم می‌کنند. این درست شبیه نظام اجتماعی است که کرئون در نمایشنامه "آنتیگونه" از آن دفاع می‌کند بی‌آنکه نشانی از عدالت یا انسانیت داشته باشد. ر.م. البریه درباره کارهای آنوی چنین نوشته است: «آثار آنوی تحلیلی از جایگاه «‌انسانی» است و «تسکین‌گرا» بودن او را نفی می‌کند، چرا که برخوردی منافقانه با مردم ندارد، بلکه ارزش او را در جایگاهی والا قرار می دهد. تصویر رومانتیکی که او ارایه می‌کند، چیزی نیست، مگر زمینه خیزش او. از نظر آنوی تنها راه نجات انسان عشق است و انسان می‌بایست از این ابزار استفاده کند.» اما منتقد انگلیسی «ماروح» ضمن پژوهش در کارهای آنوی معتقد است که تفاوت بسیار عمیقی میان او و اگزیستانسیالیزم سارتر، وجود دارد. او زیربنای افکار اگزیستانسیالیزم الحادی را، عزلت انسانی می داند او معتقد است که اندیشه انسان خلاصه اعمال اوست که در چشم دیگران دیده می شود، دیگر اینکه آزادی انسان در این است که ارزش خاص خود بیافریند و نهایت اینکه آنوی این افکار را ستون اصلی نمایشنامه «باغ‌وحش» قرار می دهد تا انسان جایگاه عقیدتی، درونی و طبقاتی خاص خود را تصرف کند.لئونارد یرونکو منتقد آمریکایی چنین عقیده‌ای دارد: "همه نمایشنامه‌های آنوی بیانگر موضع فلسفی به شکل عام است. دل‌مشغولی های این آثار همه عشق و ثروت و طبقات اجتماعی است؛ چرا که عشق و ثروت به موضوع سرنوشت انسانی مربوط می‌شوند. درونمایه این آثار چنین است و به‌صورت بسیار گسترده‌ای، این تصویر را به ما منتقل می‌کند". ژان آنوی سرانجام در سوم اُکتبر ۱۹۸۷ در لوزانِ سوییس دیده از جهان فروبست.

more_vert درباره صمد بهرنگی

ادامه مطلب

closeدرباره صمد بهرنگی

 صمد بهرنگی را به عنوان پایه‌گذار ادبیات کودک و نوجوان می‌شناسند. او تاثیر چشمگیری در ادب و سیاست داشت و بدرستی می توان گفت که همچنان پس از گذشت بیش از پنج دهه از درگذشت این ادیب بزرگ، هنوز هم آثار و اندیشه‌هایش محل بحث در جامعه است و چهره‌های ادبی و روشنفکری تصاویر متفاوتی از وی ارایه می‌دهند. صـمد بـهرنگی در طول سال‌های دهه ۵۰ از سرشناس‌ترین نویسندگان ادبیات داستانی کودک و نوجوان ایران بود. وی در طول حیات کوتاه خود، بیش از ۲۰ قـصه برای کودکان و نوجوانان به رشته‌ تحریر درآورد. افزون بر آن‌، چندین مقاله درباره مـسایل تربیتی و اجتماعی، بازنویسی افـسانه‌های آذربـایجان و چند ترجمه هم از جمله آثار به‌جا مانده از اوست. بی‌شک، اگر بهرنگی بیشتر عمر می‌کرد، شمار نوشته‌هایش به‌ خصوص برای کودکان‌ و نوجوانان از این هم فراتر می‌رفت و زمینه گسترده‌تری برای تحقیق و بررسی بـه وجود می‌آورد. زندگی‌نامه صمد بهرنگی صمد بهرنگی در دوم تیر ۱۳۱۸ خورشیدی در تبریز، چشم به جهان گشود. صمد بهرنگی، دربـاره خـود و خانواده‌اش فقط این چند جمله را نوشته است: «مثل‌ قارچ‌زاده‌ نشدم بی‌پدر و مادر، اما مثل قارچ نمو کردم. ولی نه مثل قارچ زود از پا درآمدم. هرجا نمی‌ بود به خود کشیدم. کسی نشد، مـرا آبـیاری کند. نمو کردم‌ مثل‌ درخت سنجد، کج و معوج و قانع به آب کم و شدم معلم روستای آذربایجان.» کودکی‌ صمد با کار و رنـج و فـقر و مـحرومیت توأم بود. در ۱۰سالگی، پدرش بـرای کار به قفقاز رفت و برای صمد یک وصیت از پدر ماند که درس بـخواند. بهرنگی، پس از گذراندن دوره متوسطه برای‌ تحصیل‌ به‌ دانشسرا رفت، درس‌های آنجا را فقط بـرای قـبولی مـی‌خواند که با کارمند شدن، باری‌ از دوش‌ خانواده‌اش بردارد. دانـشسرای مقدماتی را در ۱۳۳۶خورشیدی به پایان رساند و در ۱۸ سالگی آموزگار شد. بر اساس تعهدی که به آموزش و پرورش داده بود، برای‌ تـدریس‌ روانـه روسـتاهای آذر شهر شد و ۱۱ سال تمام در روستاها بـا عـشق و عـلاقه به دانش آموزان درس داد و درس گرفت. صمد بهرنگی‌ ضمن‌ تدریس، بعضی اوقات هم مـقالاتی مـی‌نوشت. صـمد یـک‌ استثنا بود، روشنفکری‌ که فکر روشنش به عمل درآمد و به‌ کار گـرفته شـد.   دوران نـویسندگی بهرنگی صمد بهرنگی، قلم نویسندگی را از دوره تحصیل در دانشسرای‌ مقدماتی‌ به دست گرفت؛ زمانی‌ که‌ به همراه‌ چـند تن‌ دیـگر، روزنامه دیواری«خنده و سوره باجی» را منتشر می‌کردند. موضوع اصلی آن روزنامه، اعتراضی بـود بـه‌ قوانین خشک دانشسرا و با روزنامه‌های دیواری دیگر که پر بودند از تعریف و تمجید و نوشته‌های‌ احساساتی‌، متفاوت بود و صـمد بـا همین‌ انتقادات‌ بجا، دانشسرا را تغییر داده بود. مـقالات و کتاب‌ های زیادی‌ به‌ رشته‌ تحریر درآورد و با مـجلات‌ بـسیاری از جـمله «بامشاد، توفیق‌، کتاب هفته، راهنمای کتاب، آرش، کـشکیات و مـهد آزادی» همکاری داشت. بـرخی‌ از امـضاهای‌ مستعاری که برای این‌ دوره از نـوشته‌هایش‌ بـه کار بـرده، عـبارتند از: «ص.آرام، ص.قـارانقوش، چنگیز مرآتی، بک بهرامی، آدی‌ بـاقمیش‌، داریـوش نواب مراغی، افشین پرویزی، سولماز، داص‌ و...» نوشته‌های‌ بهرنگی‌ را می‌توان به چهار بـخش‌ قـصه‌ها، مسایل تربیتی و اجتماعی، فرهنگ عامیانه و شـعر و ترجمه‌ها تقسیم کرد. تـعداد داستان‌هایی که صمد بهرنگی‌ بـرای‌ کـودکان نوشت، به استثنای تلخون که می‌توان‌ گفت‌ در حیطه‌ ادبیات‌ کودک‌ و نوجوان نیست، جـمعا ۱۳ اثـر با عناوین«افسانه محبت، اولدوز و عـروسک سـخنگو، اولدوز و کـلاغ‌ها، ۲۴ ساعت خواب و بـیداری، پسـرک لبوفروش، پیرزن و جوجه طـلایی‌اش، دو گـربه روی‌ دیوار، سرگذشت دانه برف، سرگذشت دومرول دیوانه‌سر، ‌کچل کفترباز، کوراوغلو و کچل حمزه، مـاهی سـیاه کوچولو و یک هلو و هزار هلو» ‌را شامل می‌شود. آدی و بودی، بـز ریش‌سفید، به دنبال فلک، قصه آه، گرگ و گوسفند و موش گرسنه از جمله آثار ماندگار بهرنگی یه شمار می روند. بهرنگی در کنار نگارش کتاب‌هایی برای کـودکان و نـوجوانان به تألیف، ترجمه و گردآوری آثار مـختلفی‌ هـم‌ پرداخـت. از جـمله«پاره ‌پاره‌ها»که گردآوری‌ بـود و در ۱۳۴۱ خورشیدی به نگارش درآمد. نوشته‌ها نـاتمام‌ صـمد بهرنگی،۲ نوشته ناتمام بـه نـام‌های«کلاغ‌ها، عروسک‌ها، آدم‌ها و سرگذشت نبی است» را نیز از خود برجای گذاشته که دومی را هرگز به پایان نرساند. نکته دیگری که درباره آثار بهرنگی باید یادآور شد، این است که او پیش‌ از آنکه به کارهای تحقیقی در زمینه فولکور بپردازد و پیش از آنکه نـوشتن‌ قصه‌های کـودکان را شروع کند، نویسندگی را با طنزنویسی آغاز کرد و طی‌ ۲ سال، نوشته‌های طنزآمیزی را در مطبوعات فکاهی تهران به چاپ رسـاند. صمد حتی در داستان‌هایی که برای بچه‌ها نوشت از زبان طنز استفاده می کـرد. بررسی شـخصیت ‌صـمد بهرنگی صمد بهرنگی به شدت حساس بود، قـصه‌هایش مـردمی‌ را مـجسم‌ می‌کند که احساس زندگی و زنده ماندن‌ در او سخت پابرجاست و برای سلامت بخشیدن به این امر تـلاش می‌کند. بهرنگی، آدم‌ شوخ‌طبع‌ و حاضرجوابی‌ بود. او همیشه در صحبت‌هایش حالت شوخ خود را حـفظ می‌کرد. غلامحسین‌ ساعدی، از شوخی‌های صمد این‌گونه یاد می‌کند: «صمد با شکلیل‌ترین ترفندها و ظریف‌ترین رفتارها رودرروی‌ طرف قرار می‌گرفت. بی‌هیچ محاجه یا جدلی که می‌دانست طرف‌ چیزی درنـخواهد یـافت. صمد اگر حس مـی‌کرد کـه بودن او در جمعی ضروری‌ است‌ و می‌تواند خدمتی بکند، از رفتن به آن‌ جمع‌ خودداری نمی‌کرد؛ هرچند که حـاضر بـودن در آن جـمع، احتمال خطری هم‌ داشته‌ باشد.» وی در بیشتر دور میزی هایی که نشریات مختلف برپا می کردند، حضور می یافت؛ هرچند که‌ مـی‌گفت‌: «اغـلب‌ ایـن روزنامه‌ها و مجلات ارزش یک‌بار ورق‌ زدن‌ را هم‌ ندارند.» او هنگام ورق‌ زدن مجلات و روزنامه‌ها به شوخی و جدی دربـاره‌ مـطالب آن‌ها سخن می‌گفت. منظورش از این صحبت‌ها این‌ بود که‌ به برخی‌ از هـمکارانش بـفهماند کـه این‌ روزنامه‌ها و مجلات‌، زیاد هم‌ چنگی‌ به دل‌ نمی‌زنند که بعضی‌ها با تمام حواس روی آن‌ها افـتاده‌اند و داسـتان‌های‌ نـاتمام‌شان را تعقیب می‌کنند. صمد همیشه‌ در میان مردم بـود و سـعی می‌کرد در هر جمعی باشد. او قدرت‌ این را داشت که در جـمع تـأثیر بـگذارد. وی خود را جزئی از جمع می‌دانست نه بـرتر از آن و نـه ‌جـدا از آن. صرف‌نظر از خلاقیت و توان فردی او، چـندین عـامل در شـهرت‌ او تأثیر داشت. در درجه نخست، وابستگی او به جریان سیاسی و مارکسیستی بود که در آن سال‌ها فعالیت گـسترده‌ای‌ در حـوزه فرهنگ و هنر داشتند. این‌ جریان سیاسی‌، تلاش‌ فـراوان و تـأثیرگذاری در معرفی او به عنوان نویسنده‌ای توانا داشت. نقدهای‌ فراوان و چاپ آثار او از جمله اقـدامات آنها در معرفی او محسوب می‌شد. تمامی آثار او در سال‌های قـبل و پس از انقلاب، چندین‌ و چندبار در شـکل‌های مـختلف و در تیراژهای قابل توجه، منتشر شـد. صمد بهرنگی را به نـوعی مـی‌توان «هانس کـریستین آنـدرسن» ایـران‌ نامید زیرا بـا در نظر گرفتن برخی ویژگی‌های آثارش، باید او را بنیان‌گذار ادبیات‌ داستانی کودک و نوجوان به معنای امروزی دانـست. در آن دوران آثـار او خیلی زود مورد توجه نویسندگانی قرار گـرفت کـه بـرای کـودکان و نـوجوانان‌ داستان می‌نوشتند. البته نفوذ و تأثیر صمد بهرنگی، تنها در حـوزه ادبـیات کـودک و نوجوان‌ محدود نشد و نویسندگان بزرگسال هم بـه تـقلید از آثـار او بـه‌ خـلق‌ آثـار مشابهی‌ دست زدند که از آن‌ جمله‌ می‌توان به کتاب «و خاک تشنگی بود» اشاره کرد که تحت‌تأثیر ماهی سیاه کوچولو نوشته شد. بدون تردید «۲۴ ساعت‌ در خـواب‌ و بیداری» صمد بهرنگی، سرآغاز جدیدی در داستان‌نویسی «واقع‌گرایانه‌» برای‌ نوجوانان محسوب‌ می‌شود. بهرنگی می‌گوید: «اکنون زمان آن است که در ادبیات کودک به ۲ نکته توجه کنیم: ادبیات‌ کودکان‌ باید گلی باشد بین دنـیای رنـگین و بی‌خبری و رؤیاها و خیال‌های شیرین کودکی‌ و دنیای تاریک و آگاه غرقه در واقعیت‌های تلخ و دردآور و سرسخت محیط اجتماعی بزرگ‌ترها...باید جهان‌بینی دقیقی به بچه داد: معیاری‌ به‌ او داد تا بتواند مسایل گوناگون اخلاقی و اجتماعی را در شـرایط‌ و مـوقعیت‌های‌ دگرگون‌شوندهء دائمی‌ و گوناگون اجتماعی ارزیابی کند.» تبلور این اندیشه به خوبی در مجموعه داستان «قصه‌های بهرنگ‌» آشکار است‌. تلاش بهرنگی در آفریدن «افسانه‌های نو» با الهام از افسانه‌های کهن‌ و بومی‌، موفقیت‌آمیز است و آثاری چون «الدوز و کلاغ‌ها، کچل کفترباز، افسانه محبت، سرگذشت دومرول دیـوانه‌سر» نـشان می‌دهد که‌ بهرنگی بـا تـمهیدی آگاهانه به آفریدن افسانه‌های نو با اندیشه و دورنمایه‌های تازه اقدام‌ می‌کند. اغلب‌ داستان‌های او با تمهید روایت نقالی بیان می‌شود. آوردن مقدمه‌ و موخره‌ها در ابتدا و انتهای‌ داستانی‌، افزون بر بالا بردن حس واقـع‌نمایی، بـافت‌ روایتی آن را آشکار می‌کند. بـرخی از منتقدان معتقدند که اگر فارغ از توجه به عصر نگارش این‌ داستان‌ها، با ملاک‌های ادبیات کودک و نوجوان امـروز،‌ ‌بـه آثار بهرنگی نگاه‌ کنیم، ضعف‌های‌ عمده‌ای‌ در ساختار داستانی اغلب قصه‌های او می‌یابیم‌. پرداخت‌ نـامناسب‌ فـضای داسـتان، زبان‌ داستانی برخی از آن‌ها هم‌ لغزش‌های فراوانی دارد. شخصیت‌ها و تم داستان‌های‌ صمد، هرچند در مواردی بسیار سمبولیک هستند، با وقایع‌ روزگار گذشته شباهت‌ فراوانی‌ دارند. در آثار صمد، تقابل و تضاد میان شخصیت‌ اول داستان‌ و دشمنی‌ شرور، آشکار است و این تقابل به صورتی است که‌ دشمن از پیش تعیین شده و شکلی‌ سمبولیک‌ از یک شخصیت اجتماعی را به‌ خواننده عـرضه مـی‌کند. این همان تضادی است‌ که‌ خود صمد با آن در محیط اجتماعی فاسدش روبه‌رو بود. شخصیت‌های آثار صمد، خصوصیات طبیعی‌ خود را ندارند و انسانی شده‌اند. در میان داستان‌های صمد، سه‌ داستان با این عناوین «بیست‌ و چهار ساعت خواب و بیداری، اولدوز و کلاغ‌ها و اولدوز و عروسک‌ سخنگو» از این امر مستثنی هستند. برای مصور ساختن‌ آثار صمد، اشکال عمده‌ای وجود دارد و آن دوگانگی درهم تـافته مـحتوای متن است‌؛ یعنی‌ در آنها، واقـعیات و تـخیل به راحـتی‌ از هـم قـابل تشخیص نیستند. مصور ساختن کتاب از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است‌؛ چون بـه این‌ وسیله می‌توان بسیاری از موارد مبهم و ثقیل مباحث علمی را ساده‌تر کـرد و مـشکل آمـوزش درسی را تا حدودی برطرف ساخت‌. زبان‌ تصویر راز و راهگشای خلاقیت است‌. همان‌طور که صوت و کلام و در کل زبان، بـانی‌ ‌ ‌بـرقراری ارتباط میان انسان‌هاست، زبان تصویر بانی برقراری آینده‌نگری و درک و آموزش است. برای مصور ساختن آثار صمد، اشکال عمده‌ای‌ وجود دارد و آن دوگانگی‌ درهم تافته مـحتوای مـتن است؛ یعنی در آثار بهرنگی، واقعیات و تخیل به‌ راحتی از هم ‌قابل‌ تشخیص نیستند. پیرنگ اصلی از جهان بزرگسالان گرفته‌ شده اما شخصیت‌ها و گویش متعلق‌ به‌ کودکان‌ است. شخصیت‌ها شکلی‌ سمبولیک دارند که حـتما بـاید در تصاویر نشان داده شود. تصاویر داستان‌های‌ صمد، باید در عین حفظ شکل طبیعی یا اجتماعی خود، گویای مسایل‌ اجتماعی‌ یا سامان طبیعت نیز باشند. سرانجام بهرنگی صمد بهرنگی در ۹ شهریور ۱۳۴۷ خورشیدی در رود ارس غرق شد. حدود یک ماه قبل از مرگ صمد بهرنگی، کتاب ماهی سیاه کوچولو چاپ شد و مورد اقبال مردم ایران و جهان قرار گرفت. پی‌نوشت‌ها: ۱. جزینی، محمد جواد:سهم صمد، کتاب ماه کودک و نوجوان، ش ۱۲‌(۳۰ مهر ۱۳۷۷)،ص ۷. ۲. علیزاده، عزیز الله: صمد بهرنگی،تهران: فردوسی،۱۳۷۷. ۳. ماکویی، عـارف: جـنبه تـجسمی ادبیات کودکان در آثار بهرنگی، نـامه‌ انـجمن کـتابداران ایران، ش ۱ و ۲،(بهار و تابستان ۱۳۵۸)،ص ۱۴. ۴. بهرنگی، اسد:برادرم‌ صمد بهرنگی: روایت زندگی و مرگ او،تبریز:بهرنگی، ۱۳۷۸،ص ۱۵۸. ۵. دی پورعمرانی،روح الله:کـودکان تـفلسف را بـرنمی‌تابند، کتاب ماه کودک‌ و نوجوان،ش ۳۱‌(اردیبهشت‌ ۱۳۷۹)،ص ۱۹

more_vert کتاب شهر پیر تاریخ یزد از دیروز تا امروز

ادامه مطلب

closeکتاب شهر پیر تاریخ یزد از دیروز تا امروز

شهر پیر تاریخ یزد از دیروز تا امروز کتابی دو جلدی درباره تاریخ یزد است که به قلم صادق بهجت به رشته تحریر درآمده است. این کتاب در شمارگان یک هزار و ۲۰۰ نسخه به ویراستاری فاطمه محسن زاده، با خطاطی روی جلد سیدابوالقاسم بهشتی و طراحی جلد محسن فتاح آماده چاپ شده که جلد اول آن توسط اتشارات امیر سیدعلیزاده با عنوان یزد از دیروز تا امروز/ یادها و خاطره‌ها در سال ۱۳۹۵ منتشر شده است. اکبر قلمسیاه در مقدمه این کتاب آورده است در سال‌های اخیر که خاطره‌نویسی رواج یافته، نشر کتاب‌هایی در این باب همچون موجی مواج نگاشته می‌گردد و برخی از آنها از لحاظ بیان گوشه هایی از تاریخ معاصر و زوایایی ناگفته از زندگی اجتماعی ما حائز اهمیت است. نویسنده در فصل اول این کتاب با عنوان شهر پیر تاریخ نوشته است، یزد زمانی در قلمروی مملکت مادها و نام اصلی آن ایساتیس بود، کوروش کبیر پس از آنکه دولت ماد را منقرض ساخت این ایالت را ضمیمه کشور خود کرد، با کشف گورهای کهنه و ظرف‌های شکسته در جایی که امروز هرفته نامیده می‌شود روشن شد. فرافر اولین نام بود که اکنون به قول عوام هرفته است که در جنوب غربی یزد امروز واقع است و تا مرکز شهر امروز ۳۵ کیلومتر فاصله دارد. این شهر از مجرای آبی که از شیرکوه به دامنه کوه مهریزی می‌آمد در صحرایی که جایگاه شهری باستان را نشان می‌دهد مشروب می‌شد. صدها تا هزارها سال است که این مجرا از کار افتاده و سیل‌هایی آن ر ویران کرده و تنها از آثار به جای مانده می توان دریافت روزگاری آب در آن جریان داشته است ...