more_vert کتاب «آینه در آینه» مجموعه‌ای از اشعار آیینی مدایح و مراثی

ادامه مطلب

closeکتاب «آینه در آینه» مجموعه‌ای از اشعار آیینی مدایح و مراثی

 «آینه در آینه» نام کتابی است که حاوی مجموعه اشعار آیینی مدایح و مراثی است و «خداداد نورایی» آن را سروده است. این کتاب ۳۰۱ صفحه‌ای با شمارگان یک‌هزار نسخه از سوی نشر «پیام دیگر» به چاپ رسیده و راهی کتابفروشی‌ها شده است. قیمت هر جلد از این کتاب برای علاقه‌مندان به شعر و ادب و مداحی و مرثیه ۵۰ هزار تومان است. اشعار به چاپ رسیده در این کتاب در یازده فصل ارایه شده و در مجموع ۱۶۸ قطعه شعر مرثیه و مداحی شماری از رباعیات را شامل می‌شود. فصل اول کتاب به اشعار توحیدی، قرآنی و نماز اختصاص دارد که در این بخش ۳۶ قطعه شعر ارایه شده و عناوین برخی از این اشعار شامل خدا را یاد کن، نماز، مناجات، حی علی خیرالعمل، هرچه هستی تویی، باده نصوح، عید فطر، در دل شب، آینه جهان نما و اشک است. شاعر در فصل دوم کتاب با ارایه شش قطعه شعر مجموعه ارزشمندی از سروده‌هایش در مدح حضرت محمد (ص) را عنوان کرده است. فصل سوم این کتاب با عنوان در مدح علی (ع) نیز حاوی شش قطعه شعر است که با بیانی روان و لحنی جذاب و معنوی ارایه شده است و در فصل چهارم که در مدح حضرت فاطمه(س) سروده‌هایی بیان شده یازده شهر با عناوین رد امانت، کوچید، یاس کبود، گل نشکفته پرپرگشته، مزد رسالت و سرود یاران فاطمه(س) به دستداران اهل بیت تقدیم شده است. شاعر در فصل پنجم کتاب اشعار ۲۸ قطعه مداحی حضرت امام حسن (ع) و امام حسین (ع) را عنوان کرده که عاشورایی، تیغ انتقام، مقتل عشق، میلاد امام حسین (ع)، موج صدایت، مرثیه خون، ماباتوایم و از زبان پیر غلام اهل بیت از جمله این اشعار است. در فصل ششم کتاب پنج شعر برای امام زین‌العابدین و امام محمد باقر و امام جعفر صادق (ع) عنوان شده و فصل هفتم نیز ۱۴ قطعه شهر در مدح و مرثیه امامان موسی کاظم (ع)و علی ابن موسی الرضا(ع) است. شاعر فصل هشتم کتاب را به سه قطعه شعر در مدح رثای امامان محمدتقی(ع) و امام حسن عسگری(ع) اختصاص داده و ۱۳ قطعه شهر نیز در فصل نهم برای امام زمان ارایه شده است که برخی از عناوین آن شامل سند افتخار، بیرق عدل، آینه خدای نما، اشک مقدس، انتظار فرج، غزل، صبح امید، منجی عالم و تو می‌آیی است. فصل دهم کتاب مجموعه پراکنده‌ای از اشعار آیینی است جذابیت و اخلاص خاصی در بیت بیت آن موج می‌زند و فصل یازدهم نیز حاوی ۱۵۰ رباعی است.

more_vert درباره ملکه رنجبر

ادامه مطلب

closeدرباره ملکه رنجبر

 ملکه رنجبر بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایرانی به شمار می‌رود که با بازی در نقش کوزت در بینوایان به این عرصه گام نهاد. وی در طول فعالیت هنری خود، ۳۹ اثر در سینما و تلویزیون برجای گذاشت که با نقش آفرینی در سه فصل سریال زیر آسمان شهر بیش از پیش شناخته شد.

more_vert نگاهی به تاریخ خلیج فارس در کتاب «جزیره عشق»

ادامه مطلب

closeنگاهی به تاریخ خلیج فارس در کتاب «جزیره عشق»

کتاب «جزیره عشق» از نجیبه نعمتی به معرفی آداب و رسوم و حقیقت هایی از زندگی مردم خلیج فارس و جزیره هرمز در قالب داستان پرداخته است. این کتاب در ۲۴۱ صفحه، شمارگان ۲۰۰۰ جلد با قیمت ۵۰ هزار ریال توسط انتشارات تدریس در سال ۹۰ به چاپ رسید که شامل، ۵ داستان حول شخصیت های زن با نام نعیمه، ساره، فاطی، آسیه و خدیجه است.نویسنده با الهام گرفتن از حسن زیبایی شناسی زنانه و غیرت مردانه قلم را به رشته تحریر در آورده و نجابت، عشق، صلابت و دلیری مردان و زنان جنوب کشور را به تصویر می کشد.در این کتاب بیشتر از مادران، زنان و دختران هموطنمان و نقش عمده آن ها در دفاع و مبارزه با متجاوزان به کشور عزیزمان می خوانیم. همچنین با نوع زندگی، غم، شادی و فداکاری مردان و زنان منطقه در مقابل دشمنان این مرز و بوم آشنا می شویم.بخش هایی از کتابدر داستانی با عنوان نعیمه آمده است: شب ها که موج ها آرام روی هم می لغزیدند و نور مهتاب تمامی دریا را فرا می گرفت، حبیب، نعیمه و یوسف بر سریر می رفتند اما آنجا آن ها تنها نبودند، به محض اینکه همسایه ها آن سه را می دیدند، از کپرهایشان بیرون می آمدند و بر سریرشان جا خوش می کردند. بر بالای سریر از هرمز قدیمشان، از نخلستان ها، از گل کیدی و از هر چه که به یاد می آوردند می گفتند. خاطرات را با افسوس به یاد می آوردند اما آرام آرام غم غربت از وجودشان رخت بر بست و شادی از فراوانی و وفور نعمت و سفره های بی انتهایی که خداوند برای آن ها پهن می کرد و از همه مهم تر، از امنیت حاکم، بیشترین لذت را می بردند. آن ها با غم غریبه شدند و شادی در قلبشان جای گرفت.در داستان دیگری با نام ساره آمده است: در آن هنگام همه دستان پنهان حکومت را با اجانب دیدند.صلاح الدین و جوانان هرمز تصمیم دیگری گرفتند. عده ای شمشیرهای جوانان را تیز و گروهی دیگر آب شیرین در مخازن کشتی ها خالی می کردند. زنان کوک بر پارچه ها می زدند تا بادبان های کشتی ها شوند و در همان حال امید به آن داشتند تا باد در آن بپیچد، همان گونه که نعیمه سال ها پیش از ترس هجوم مغول برای پناه بردن به جزیره بی نام و نشان کوک زده بود.جوانان هرمز آخرین وداع ها را گفتند. مادران اشک ها را از چهره زدودند. پدران در دل گریستند. آن ها بر کشتی ها و لنج ها سوار شدند و به دریا شتافتند تا مانع هجوم پرتغالی ها شوند. کسی مانع جوانان هرمز نمی توانست باشد.لنگرها که تنها نقطه اتصالشان به جزیره بود را بالا کشیدند و بعد از آن چشم از ساحل هرمز گرفتند تا مادران و پدران، کودکانشان را نبینند، شاید دلشان بلرزد، شاید دیدن اشک مادر در عزمشان خللی ایجاد کند.دل از هرمز برای ماندگاری هرمز کندند. راهی دریا شدند اما مادران و پدران در کناره ساحل ماندند. آنقدر ماندند تا لنج ها و کشتی های حامل جوانانشان به یک نقطه کوچک در افق مبدل و بعد از آن همان نقطه نیز در افق گم شد.

more_vert پنج مجموعه شعر کردی از شاعران کرمانشاهی منتشر شد

ادامه مطلب

closeپنج مجموعه شعر کردی از شاعران کرمانشاهی منتشر شد

 «پژاره«، «عطر گلباخی»، «گول ئه­نار» ، «آگرواران» و «هه‌رمای» پنج مجموعه شعر کُردی از شاعران کرمانشاهی است که در سال‌های اخیر به ترتیب توسط «زین العابدین رضایی»، «مصیب حشمتیان»، «سیدقاسم اژنگ»، «فرشید یوسفی» و «احسان نجفی» سروده و منتشر شده است. خوشبختانه کرمانشاه به سبب تنوع گویش‌های متعدد کُردی و خرده فرهنگ‌های گوناگون، از غنای زبانی و فرهنگی بسیار گسترده ای برخوردار است. وجود گویش‌های هورامی، جاف، کلهر و گوران و نیز خرده فرهنگ‌های متعلق به این اقوام و مذاهب آنها باعث پدید آمدن شاعرانی شده که تنوع وسیعی در دیدگاه‌ها و جهان بینی خود دارند و به ادبیات این استان غنای ارزنده ای بخشیده است؛ مشاهده شده است که این شاعران که نمونه کوچکی از جامعه بزرگ شاعران کرمانشاه هستند، علاوه بر سرودن به زبان کُردی توانایی بارزی در سرودن به زبان معیار کشور یعنی فارسی دارند. تعداد شاعران کرمانشاه چه آنهایی که فقط به زبان کُردی یا فقط به زبان فارسی یا به هر دو زبان می سرایند کم نیستند؛ ولی متاسفانه چون روش مدون و منسجمی برای شناسایی و طبقه بندی و مدیریت این شاعران وجود نداشته و ندارد، به طور مشخص نمی توان به تعداد آنها اشاره کرد. به طور مشخص می توان به هفت انجمن فعال شعر در کرمانشاه اشاره کرد که در طول هفته برگزار می شد و شاعران شرکت می کردند؛ به وضوح دیده می شود که این شاعران اکثراً آنقدر شعر سروده اند که از آنها کتابی عرضه کنند اما با تاسف شرایط چاپ کتاب بسیاری از آنها مهیا نیست و مجال پرداختن به این شرایط در این فرصت هم نیست. خبرگزاری ایرنا مرکز کرمانشاه تعدادی از این سروده ها را که به قلم شاعران کُردی سرای توانمند کرمانشاهی نگاشته و منتشر شده است به مخاطبین معرفی می نماید. پژاره (نگرانی غم و غصه): عنوان مجموعه سروده های مرحوم زین العابدین رضایی با تخلص (ریوار) است که سال ۱۳۹۸ توسط انتشارات سرانه چاپ و منتشر شد. این کتاب دارای قطع رقعی در ۶۷ صفحه در تیراژ هزار نسخه است و در ۲ بخش غزلها و دوبیتی ها به چاپ رسید. رضایی اندک زمانی پیش از این که از دنیا برود، مجموعه شعر خود را برای چاپ آماده و منتشر کرد؛ ایشان متولد سال ۱۳۰۹ ه. ش بود. علاوه بر مجموعه فوق کتاب دیگری به نام «چرداخ دل» قبلاً از وی انتشار یافته است؛ رضایی در کنار پیشه خود که صاحب یک قهوه خانه سنتی در کرمانشاه بود، همواره فعالیت‌های اجتماعی و ادبی خود را دنبال می کرد؛ او در بین کسبه بازار و مسوولین شهر و کسانی که او را می شناختند، از اعتبار و عزت خاصی برخوردار بود چرا که رفتار و منش او جزء بر پایه راستی و جوانمردی و مهر نبود. عطر گلباخی (عطر گل باغی): اسم مجموعه اشعار مصیب حشمتیان است که در سال ۱۳۹۹ توسط انتشارات سرانه منتشر شد؛ این کتاب دارای قطع رقعی در ۹۶ صفحه با تیراژ هزار نسخه است و در ۲ بخش مثنوی ها و دوبیتی ها به چاپ رسید. حشمتیان زاده ۱۳۲۹ روستای سهنله از توابع شهرستان سنقر و کلیایی استان کرمانشاه و اکنون ساکن کرمانشاه است؛ وی سالهاست در صنعت سراجی (طراحی و تولید کفش) به عنوان طراح و مربی در سازمان فنی و حرفه ای کرمانشاه مشغول فعالیت است. پیش از این کتابی در همین زمینه با نام «رشته سراجی شش گانه» به چاپ رسیده است. ایشان علاوه بر پیشه خود در فعالیت‌های ادبی نیز حضوری فعال دارند و به زبان کُردی به سبک هجایی شعر می سراید. گول ئه­نار (گل انار): نام مجموعه چکامه های لکی سید قاسم ارزنگ با تخلص «شمال» است که در سال ۱۳۹۶ در نوبت دوم توسط انتشارات سرانه منتشر شد؛ این کتاب دارای قطع رقعی در ۱۳۰ صفحه با تیراژ هزار نسخه است؛ چاپ نوبت اول این کتاب را یک ناشر تهرانی انجام داده بود. ارژنگ (شمال) متولد ۱۳۴۲ شهرستان صحنه، استان کرمانشاه است و اکنون در صحنه به شغل وکالت اشتغال دارد؛ وی به ۲ زبان فارسی و لکی شعر می سراید و تاکنون چند مجموعه از او با نام‌های «عریان تر از شنزار» و «پنجره شار» منتشر شده است؛ اشعار وی غالباً به سبک نیمایی و آزاد است. آگرواران (آتش باران): عنوان کتابی است که محتوی غزل‌های کردی و فارسی کرمانشاهی شاعران این شهر است که به همت ادیب پیشکسوت کرمانشاه، استاد فرشید یوسفی، گردآوری و توسط انتشارات باغ نی و دیباچه در سال ۱۳۹۶ منتشر شده است؛ این کتاب دارای قطع رقعی و تیراژ هزار نسخه است. یوسفی متولد ۱۳۱۹ کرمانشاه است و به شغل آموزگاری عمر سپری کرده است؛ وی به این کار بسنده نکرده و علاوه بر تربیت شاگردان با حضوری فعال در عرصة عرصه فرهنگ و ادب به گردآوری اشعار درگذشتگانی چون تمکین و حیرت و مهجور کرمانشاهی پرداخته و ۲ جلد کتاب در مورد زندگینامه بزرگان کرمانشاه منتشر کرده است. کتاب «هزار دستان باغ هزار گل» را حجت الله مولایی فر با زیرعنوان «ویژه نامه فرشید یوسفی» به پیشنهاد و حمایت انتشارات سرانه کرمانشاه به تازگی منتشر شده است ؛ در این کتاب مطالب و مقالاتی که دیگران در مورد یوسفی نوشته اند، گردآوری و منعکس شده است؛ علاوه بر این، اکنون ۲ کتاب از وی با نام «شهسوران» و «بخته واران» در انتشارات سرانه در حال انتشار است. هه رمای سان له ژیر پاری تو گله و نه و (هنوز سنگ در زیر پای تو نمی‌چرخد): نام مجموعه سروده های کُردی احسان نجفی است که در سال۱۳۹۳ توسط یک انتشارات در کرج منتشر شده است؛ این کتاب دارای قطع رقعی است. نجفی در سال ۱۳۸۹ برگزیده شعر جوان کشور شد و تاکنون ۶ عنوان کتاب دیگر از وی منتشر شده است.

more_vert کتاب «مُلازم اول؛ غواص»؛ کربلای چهار به روایت یک آزاده

ادامه مطلب

closeکتاب «مُلازم اول؛ غواص»؛ کربلای چهار به روایت یک آزاده

«ملازم اول؛ غواص» روایت کودکی تا جنگ مردی است که بی‌جامه تن به آب زد تا غواص جبهه‌های نبرد شود؛ کسی که ژنرال ماهر عبدالرشید به ملاقاتش بیاید و به «اکبر کذاب» در ذهن و زبان بعثی‌ها شهرت بگیرد و «مرد قورباغه‌ای ایران» در خاطر ایرانیان بماند و بشود محسن جام‌بزرگ آزاده‌ای از کربلای چهار. آب کمی بالا آمده بود و جنازه‌ها نزدیک زمین و روی آب تکان می‌خوردند و دلم را تلو تلو می‌دادند. کمی بعد دیدن جنازه‌های رو سیم خاردار و خورشیدی‌ها که حالا نیمی‌اش در آب بود جان آدم را می‌گرفت. کسی نبود این نیزه شکسته‌ها را کنار بزند و یاران امام حسین (ع) را از لای این سیم خاردارها بیرون بکشد. دلم کباب شد. تا این زمان اینقدر در شهادت هم‌رزمانم نسوخته بود. عراقی‌ها از ترس زنده بودن شهدا به طرف آن‌ها تیراندازی می‌کردند و جنازه‌ها دوباره پاره پاره می‌شدند! آنجا کربلا بود برای من. بعضی از زخمی‌ها هم با آتش توپخانه و خمپاره‌ها به شهادت رسیدند. خوشبختانه جای من تقریبا زیر سنگرها بود و از دید دشمن دور بودم و نظاره گر این فجایع ... . احساس کردم کسی می‌خواهد چیزی را به زور داخل دهانم کند به خودم که آمدم متوجه شدم آن دو سرباز مهربان عراقی‌اند که می‌خواهند تکه نان سفت و خشکی را به زور در دهانم کنند و پشت سر هم «کُل کُل» می‌گویند. نصف لقمه در دهانم بود و نصف بیرون که صدی انفجار شدیدی کانال را لرزاند. همزمان با صدای انفجار گرد و خاک بلند شد و آن دو نفر فرار کردند داخل سنگر و فکر کنم نان را هم از دهانم کشیدند! انفجار درست جایی بود که نیم ساعت پیش من آنجا بودم. گلوله توپ از طرف ایران شلیک شده بود ناخوداگاه یاد محمدرضا حق‌گویان افتادم. حالا او حتما در همان نقطه به شهادت رسیده بود و داغش در دل من ماند برای همیشه و من نتوانستم کاری برای او بکنم. بعد از انفجار عراقی‌ها برگشتند بالای سرم و من تازه دوریالی‌ام افتاد که اسیر شده‌ام و فهمیدم چه خاکی بر سرم شده است! همان لحظه دلم رفت کربلای امام حسین (ع) و یاد کاروان اسرای کربلا افتادم. به خودم دلداری می‌دادم که ادامه رسالت و جهاد من لابد در اسارت است؛ البته اگر زنده بمانم تازه می‌توانم زبان عربی هم یاد بگیرم و این دل چه وعده‌هایی می‌داد در آن وانفسای اسارت! علاوه بر آن ۲، یکی یکی عراقی‌ها اضافه می‌شدند درست مثل کلاغی که قار می‌زند و بقیه را خبر می‌کند. هر چی کلاغ بود ریخته بودند سر من تا یک افسر غواص را از نزدیک مشاهد کنند. کلمه «مُلازم غواص، ملازم اول» گویی قارقار آنها بود و من فهمیدم که ملازم اول؛ یعنی افسر، یعنی ستوان یکم یعنی بدبخت شدم رفت! هرگز به اسارت فکر نمی‌کردم وگرنه می‌گفتم مرا به آب بیندازند و من که مثلا استاد شنا بودم خود را یک جوری نجات می‌دادم. اما همه این فکرها «اگر و مگر و کاش و آش» بود و حالا من زیر پای عراقی‌ها افتاده بودم و اگر آن ۲ نفر، نمی‌دانم به طمع یا انسان دوستانه نجاتم نمی‌دادند، شاید پیش رضا و سعید و همه شهدا بودم که حالا نبودم و اسیر بودم. عراقی‌ها بِر و بِر مرا نگاه می‌کردند اما این ملازم اول درجه نداشت، مثل بقیه لباس غواصی به تن داشت آن‌ها با هم پچ پچ می‌کردند و با آن سبیل‌های کلفتشان چنان به من نگاه می‌کردند که زهره آدم می‌ترکید.   سال ۱۳۶۵ سد گتوند/ گروهی از رزمندگان گردان غواصی جعفرطیار لشکر انصارالحسین(ع) در این حرفها بودند که ناگهان چند نفری به من حمله‌ور شدند گفتم لابد می‌خواهند مرا بکشند یا بخورند اما آن‌ها می‌خواستند از من غنیمت بردارند، لابد ملازم اول خیلی چیزها باید داشته باشد که نداشت، از مال دنیا فقط یک ساعت غواصی داشتم که اولین کلاغ آن را باز کرد و برد. چه فرقی می‌کرد برای من، ساعت را آن کلاغ نمی‌برد یکی دیگر، اینجا نمی‌بردند جای دیگر، تازه بهتر، حق اینها بود لااقل اینها در خط مقدم بودند و می‌جنگیدند، بقیه چی؟ استدلال‌های سقراطی من در آن شرایط خنده‌دار بود لحظه‌ای نگذشت که کلاغ‌ها سر ساعت به جان هم افتادند و نفهمیدم و ندیدم بالاخره به چه کسی رسید آن غنیمت مهم. ستوان دوم عراقی که مرا اسیر کرده یا نجات داده بود از ۲ سرباز عراقی خواست که مرا داخل یک پتو بگذارند و ببرند عقب. یکی‌شان از پاهایم و یکی از شانه‌ام گرفت که ناله‌ام از درد به آسمان رفت. کتفم داشت می‌کند به واقع جان از تنم درآمد که فریاد یا حسینم به آسمان رفت. لباس تنگ و چسبان غواصی پاهایم را به لگن چسبانده بود وگرنه پای شکسته از لگن جدا می‌شد. ادامه این ماجرا را در کتاب «ملازم اول؛ غواص» بخوانید. این کتاب به همت حوزه هنری همدان با شمارگان یک هزار و ۲۵۰ نسخه به قلم محسن صیفی‌کار چاپ شد. این اثر خاطرات محسن جام بزرگ است. او از بی‌شمار مردان جبهه و جنگ است که بی‌توقع رفتند و بی‌توقع مانده‌اند، جامه زمینی از تن به در کردند تا پی جامه‌ای بروند در خورشان شریف انسان. راوی این کتاب از کودکی تا جنگ، بی‌جامه تن به آب زده و با آبتنی، شنا در استخر، نجات غریقی، شناگری در سد و آموزش آن مانوس شود تا در نهایت بشود غواص جبهه‌های نبرد. او فارغ از حساب و کتاب اداری، از دیار پدری دل می‌کند تا بشود کسی که ژنرال ماهر عبدالرشید بیاید به ملاقاتش! بشود «اکبر کذاب» در ذهن و زبان بعثی‌ها! بشود «مرد قورباغه‌ای ایران» در خاطر ایرانیان! بشود محسن آقای جام‌بزرگ ما. آقامحسن از سال ۱۳۶۲ و با عملیات والفجر۲ وارد جنگ می‌شود و به واحد اطلاعات عملیات می‌رود سپس در سال ۱۳۶۴ و در عملیات کربلای چهار اسیر می‌شود.

more_vert بازخوانی واقعه عاشورا؛ راهبرد امام سجاد(ع) برای احیای شریعت اسلامی

ادامه مطلب

closeبازخوانی واقعه عاشورا؛ راهبرد امام سجاد(ع) برای احیای شریعت اسلامی

 امام سجاد(ع) با روشنگری خویش در قالب جنگ نرم به هدایت مردم همت گماشت و در کوران رویدادهای سیاسی زمان خویش با هدف فراگیرکردن شریعت اسلام در جهت تعالی مسلمانان کوشید و به ترسیم خطوط و چشم اندازهای پیش روی جهان اسلام پرداخت. با بررسی دقیق در واقعه عاشورا و سیره امام سجاد(ع) درمی یابیم که چهارمین پیشوای شیعیان در جاویدان ماندن این نهضت و قیام خونین که تا ابد در ذهن و جان بشریت نقش بسته، نقش بسیار مهم و اثرگذاری داشته و البته از عهده این مسوولیت و رسالت به خوبی بر آمده است. این امام همام در طول زندگی از روش های مختلفی استفاده کرد تا واقعه جانسوز کربلا به فراموشی سپرده نشود و این اقدامات آثار و پیامدهایی به همراه داشت که از آن جمله می توان به تنفر مردم از امویان، قیام مختار، توابین و قیام های مختلفی را که نشأت گرفته از قیام امام حسین(ع) بودند، اشاره کرد.(۱) امام سجاد(ع) از نظر شیعیان ولی خدای متعال، وصی پیامبر(ص)، امام و جانشین امامان پیش از خود است. او گنجینه معارف وحیانی، مخزن‌ علوم نبوی و حماسه حسینی، زینت نیایشگران و جمال ستایشگران بود. زعامت امامت اسلامی و پاسداری از اسلام از وظایف و رسالت‌های امام سجاد(ع) به شمار می رود. از حوادث مهم دوران حیات امام علی بـن الحـسین(ع)، اسـارت‌ حضرت‌ و دیگر بازماندگان کاروان امام حسین(ع) است که آنان را با آزار فراوان از کوفه تا شام بـردند. هـمچنین‌ ورود به شام، حضور در مجلس یزید، ایراد خطبه تاریخی در مسجد اموی‌ و محکوم‌ کـردن جـنایت یـزید و سرانجام بازگشت کاروان غم دیده به‌ مدینه‌؛ مشاهده‌ حادثه حره در مدینه را می توان نام برد. امام سجاد(ع) تـا پایان عمر در مدینه‌ زیست که عمر شریف حضرت(ع) ۵۷ سـال و دوران امـامت آن بزرگوار ۳۴ سال‌ بوده‌ است.(۲) نیم‌نگاهی به اوضاع گوناگون جامعه‌ در عصر امام سـجاد(ع) امام چهارم(ع) دوران امامت پدر خـویش را درک‌ کرده و رنگارنگ‌ شدن‌ مردم را دیده و انحطاط فکری و سیاسی روز افزون مسلمانان را نظاره‌گر بود. اگـر شـدت خفقان و اختناق را بر آن شرایط بیفزاییم، درمـی‌یابیم که چرا امام(ع)دست بـه قیام نزد. امام سجاد(ع)در دوران امامت‌، وارث شرایطی شـده بود که کج‌اندیشی، فرصت‌طلبی، عدالت‌گریزی، دنیاپرستی و عافیت‌طلبی از ویژگی‌های بارز آن بود.   احیای‌ اختلاف‌ طبقاتی و فقدان عدالت اجتماعی از آثار و برکات رسالت چهارمین پیشوای شیعیان از میان بردن برتری میان طبقات اجتماعی بود، طـوری کـه فقیر و ‌غنی‌ بر یکدیگر برتری نداشتند. تحریف و انکار دستورات اسلامی، بدعت‌گذاری و سنت‌سازی، اقدام به جعل احـادیث دروغـین، ترساندن‌ شیعیان‌ به‌ گونه‌ای که هر فردی به فکر نجات‌ خویشتن‌ باشد و از انتشار فضایل اهل بیت(ع)خودداری کند، اختفا و انکار و محو فضایل حضرت علی‌(ع) و عقاب‌ گویندگان‌ آن، ایجاد شکاف و جدایی میان امام و امت،‌ به استضعاف کشاندن شیعیان، علویان و پیروان اهل بیت(ع) از جمله ویژگی حکومتی حاکمان جور آن دوره بود.(۳) رویه‌ بی‌وفایی و عافیت‌طلبی مردم در زمان‌ امام علی‌(ع) و امام‌ حسن(ع) ادامه داشت‌ تا تاریخ شـاهد یکی از افـتخارآمیزترین‌ صـحنه‌های‌ جهاد، شجاعت، ایثار، ظلم‌ستیزی و آزادی‌خواهی در کربلا شود. پس از شهادت امام حسین(ع)، امویان‌ بـر این باور بودند که مساله‌ اهل‌ بیت(ع) به‌ پایان‌ رسید و ستاره آنان افول کـرد و نـور ایـشان به خاموشی گرایید. جهل و نادانی فراگیر و دوری و روگردانی از اهل بیت(ع) شایع و فراگیرتر شد. افزون ‌بر آن‌، رژیم ستمگر اموی از این شرایط بهترین اسـتفاده را بـرای‌ گسترش‌ اقتدار سیاسی‌ خود می‌برد. از این‌رو عصر اختناق بهترین تعبیر برای دورانی است کـه امـام سجاد(ع) را شهید کنند و از هیچ جنایتی فروگذار نکند. (۴) یـکی از مهم‌ترین تفاوت‌های عصر امام سجاد(ع) با دوره‌های دیگر این بود که خـلفای مـعاصر امام پا بـر روی تـمام اصول مسلم اسلام گذاشتند، بدون آن‌که از فردی بیم داشته باشند. دربـاره‌ اوضـاع فرهنگی آن دوران نیز باید گفت که توجه حـاکمان امـوی به حـجاز از چـند جـهت حائز اهمیت بود. مکه و مـدینه مرکز دین و دیانت به شمار می رفت و انوار نورانی اسلام از آن‌جا به اقصی نقاط‌ عالم‌ پرتوافکن شـده بـود. مردم از نزدیک، پیامبر(ع)، صحابه، امامان و خـلفای نـخستین را دیـده بـودند و بـا روش و منش آنان از نـزدیک آشـنا بودند. سیاست امویان بر این ‌بود که مکه و مدینه را از مـرکزیت دینی، اجتماعی و قداست براندازند. امام(ع) در چنین‌ شرایطی‌ که‌ از حـساس‌ترین ‌بـرهه‌های تاریخ اسلام بود، افزون بر حفظ اسلام و تبیین مبانی اصیل‌ آن و تشیع، بر خود فرض می‌دانست، مـردم را از ایـن انـحطاط اخلاقی که آنان را از مسیر انسانیت خارج کرده‌ و به‌ ورطه‌ هلاکت سوق می‌دهد، نجات دهد و در جـهت بیداری آنان گام بردارد. مهم‌ترین‌ میراث فرهنگی‌ اسلامی امام سجاد(ع) صحیفه یعنی همان مجموعه ادعیه‌ای اسـت که همه معارف الهی و آن ‌چه مـورد نیاز سالک الی اللّه‌ است در آن‌ گرد آمده و سرچشمه فیض، مدرسه اخلاق و تهذیب محسوب می شود. شاخصه‌های انحطاط و انحراف جامعه بـرای‌ درک عمیق‌ و صحیح فضای عصر امام سجاد(ع) معرفی شاخصه‌های انحطاط، انحراف و پیامدهای آن در جامعه‌ ضروری‌ است که عبارت از منع حدیث و جلوگیری از روایت و کتاب سنت پیامبر(ص)، نفوذ و گـسترش قـصه‌سرایی اهـل کتاب نومسلمان و شاعران، مهجوری و بـی‌توجهی بـه قـرآن، اعتقاد به‌ حاکمیت‌ و حکومت احادیث بر قرآن، اعتقاد به اعتبار و حجیت‌ سخن‌ صحابه، اعتقاد به حق تشریع و قانون‌گذاری برای صحابه‌ و پی‌ریزی‌ سـنت از طـرف آنـان، اعـتقاد به مذهب جبر و توجیه کارهای‌ خلاف شرع‌ حاکمان، لزوم‌ اطاعت‌ از حاکم و شیوع‌ و گسترش‌ دامنه‌دار فسادهای اخلاقی در جـامعه بودند. به نظر می‌رسد، مهم‌ترین رسـالت‌ امـام سـجاد(ع) هنگام‌ تصدی امر امامت، زنده‌ نگه‌ داشـتن حـماسه حسینی از یک طرف و بازسازی و مرمت تشکیلات علوی و شیعی که به‌شدت آسیب دیده بود و تبیین مبانی اسـلام و تـشیع و تفکر ناب آیین محمدی(ع) و علوی(ع) در مـیان امت اسـلامی در دهـه ۷۰ پس‌ از هجرت‌ بود. فعالیت‌های فرهنگی امـام سجاد(ع) در این‌ ایام کـه‌ رقـبای اهل بیت(ع) در پی کتمان و اختفای اعـلمیت اهـل بیت(ع) بودند و مترصد آن‌که در اجرای این سیاست حذفی‌، مرجعیت خاندان رسول خدا(ع) را نـابود کـنند و مردم به حاکمان و فقهای‌ دربـاری ارجاع‌ داده شـوند؛ بحث از علم امـام سـجاد(ع) و سروری او بر عالمان، مـحدثان و فـقیهان زمان خود، آگاهی امام از اسرار پنهان ‌هستی‌ و ارتباط مردم با سرچشمه زلال حکمت و علم الهـی از مـباحث بسیار مهم بوده است‌. امام سجاد(ع) مسجد پیامبر(ص) را مدرسه خویش قرار داد و مباحث علمی و حوزه درسی در مـوضوعات مختلف فـقه، تفسیر، حدیث، فسفه،کلام، عرفان و اخلاق دایر کرد. چهارمین پیشوای شیعیان شاگردان بسیاری تـربیت کـرد و برخی از آنان از بزرگان و سرآمدان دانشمندان‌ اسلامی‌ شدند. (۵) عصر فقاهت‌ و جهاد فرهنگی امام سجاد(ع) از جمله‌ نظریه‌های‌ امویان، استواری پایه‌های حکومتشان بـر جـهل مردم بود و آگاه شدن مردم ستون‌های نظام اموی‌ را به لرزه درمی‌آورد. امام سجاد(ع) یکی‌ از کارهای‌ مهم و زیربنایی را بالا بردن سطح علمی مردم و جامعه‌ می‌دانست‌؛ از این‌ رو به دنبال توسعه فرهنگی و علمی، جهاد فرهنگی را پی ریخت و خود طلایه‌دار آن بـود و مدرسه‌ اهل بیت(ع) را تأسیس کرد. امام سجاد(ع) در طول مدت پربار امامت خویش برای اصلاح امت و پیراستن و پالایش جامعه و مردم از مظاهر فساد، فحشا، فقر و دفع تبعیض‌ها و محرومیت‌های گوناگونی که از طرف حاکمان‌ اموی‌ بر همه مردم و در مواردی علیه شیعیان اعمال شده بود، اهتمام ورزیـد.(۶) امام زین العابدین(ع) در کنار فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی، کارهایی که در قالب فعالیت اجتماعی قابل‌ طرح است، انجام دادند کـه هـمه اقدامات آن امام(ع) برای‌ رسیدن به اهداف مشترکی بود، اما شکل و قالب آن مـتفاوت مـی‌کرد. مهم‌ترین هدفی که امام سجاد(ع) با ابزار گوناگون فرهنگی و اجتماعی تـعقیب مـی‌کرد بـه‌ کارگیری شیوه‌های‌ تربیتی‌ برای هدایت و رهنمون شدن مردم به تعالیم دینی بود. آزادسازی بردگان امام سجاد(ع) به آزادسازی بردگان اهتمام زیاد داشت. چنان‌که‌ در روایات آمده است، حضرت(ع) هزار بنده را در راه خدا آزاد کرد. امام (ع) بردگان را می‌خرید و آنان‌ را تحت تربیت خویش قرار می‌داد. آنان از نزدیک با ایشان آشنا می‌شدند و از گفتار و رفتار وی سخت تأثیرپذیری داشتند. (۷) همان‌طور که در روایات آمده سیاست امویان بر ترور شخصیت اهل بیت(ع) و متروک کردن و منزوی داشتن پیامبر(ع)، اهل بیت(ع) و سنت نـبوی بـود. امـام سجاد(ع) در مقابله با این سیاست‌ دشـمن‌ بـه‌ احـیای نام و یاد پیامبر(ص) و خاندانش با ذکر صلوات پرداخت. همه یا بیشتر دعاهای صحیفه مقرون به ذکر صلوات ‌است‌ و امام در بیشتر ادعیه، خدا را بـه آنـان قـسم داده، آنان را وسیله تقرب و محبوب‌ترین‌ مخلوق‌ نزد پروردگار عالمیان مـعرفی کـرده است. درودهای پیاپی در دعاهای امام سجاد(ع) رنگ‌وبوی سیاسی قابل‌توجهی دارد. فقدان نظام قضایی صحیح، رواج بی‌عدالتی، فـقدان عدالت اجـتماعی، دوری کـردن از تعالیم‌ اسلام، تحریف و انکار دستورات اسلامی و ایجاد بدعت و ساختن و پرداختن احـادیث دروغـین و احادیث ساختگی ابزاری برای توجیه کارهای خلاف حکمرانان اموی بود و تأسیس مذهب جبرگرایی، ثمره آن دوران است. سیاست تـحمیر و تـجهیل مـردم از کارآمدترین‌ ابزارهای حفظ قدرت بود. سیاست امویان در کاستن از مقام امام علی(ع) با شیوه‌های تـرساندن شـیعیان و پنـهان و کردن از میان بردن فضایل حضرت(ع) و عقاب کردن گویندگان آن و سیاست اقتصادی امویان به استضعاف کـشاندن‌ شـیعیان‌، عـلویان و پیروان اهل بیت(ع)بود. (۹) نومیدی از پیروزی حـرکت مـسلحانه، نـتیجه رعب و وحشت شدیدی بود که امویان ایجاد کرده بودند. در این میان امام سجاد(ع) فـعالیت‌های مـتفاوتی‌ در طول‌ ۳۴‌ سال امامتش انجام داد که همگی در یک راستا بود. در مدت اسارت‌ شکستن‌ ابهت و غـرور دشـمن و افشاگری‌ها و سخنرانی‌های عمومی با تکیه بـر بیداری وجدان عمومی و افـشای جـنایات‌ اموی‌ و معرفی خاندان پیامبر(ص)، تـصریح بـه جایگاه سیاسی امامان شیعه، اهتمام به امربه معروف‌ و نهی‌ از منکر، زنده نگه داشـتن عـاشورا، مقابله با حاکمان و مقاومت در بـرابر آنـان نـهی از تبعیت از ظالمان‌، افـشاگری عـلیه امویان و حاکمان ناصالح، تـرغیب بـه جهاد و شهادت، تشویق به شکیبایی‌ و رازداری‌، رهنمود به مبارزات پنهانی با جباران و اتـخاذ شـیوه تقیه و توصیه به آن از جمله روش های سیاسی امام سجاد(ع) به شمار می روند. برخوردها، عمل و عـکس‌ العـمل‌ امام(ع)‌ در بـرابر خلفا از جـمله فـعالیت‌های مهم امام در این دوره اسـت. بخش‌ مهمی‌ از جریان‌های سیاسی این دوران قیام‌ها و شورش‌هایی به شمار می رود که در جای ‌جای قلمرو اسلام به وقوع می‌پیوست.(۱۰) پی ‌نوشت‌ها: (۱). کتاب تاریخ‌ تشیع‌ تالیف محمود حیدری‌آقائی[و دیگران...]قم پژوهشگاه حوزه و دانشگاه (۲). ر.ک.سید جعفر شهیدی‌، زندگانی علی بن الحسین،(ع)،ص ۹-۲۷. (۳).ر.ک.شهیدی‌،ص ۲۹-۳۷؛امام سجاد(ع)جـمال نـیایشگران،ص ۱۷-۱۸. (۴). ر.ک.امام سجاد نیایشگران،ص ۲۷-۲۸. (۵).الامام السجاد(ع)،ص ۱۱،محمد مهدی شمس الدیـن،ص ۱۰۰. (۶).شرح نهج البلاغه،ج ۱۱،ص ۴۶. (۷).سیره‌ پیشوایان‌،ص ۲۳۸. (۸). صحیفه کامله سجادیه،ترجمه حسین انصاریان،تهران‌:پیام‌ آزادی‌،۱۳۷۶ ش. (۹). شهیدی. سید جعفر،زندگانی علی بـن الحـسین(ع)،تـهران:دفتر نشر فرهنگ اسلامی،۱۳۷۱ ش.

more_vert کتاب «دوست من علوم» کتابی با سروده‌های آموزشی

ادامه مطلب

closeکتاب «دوست من علوم» کتابی با سروده‌های آموزشی

 «دوست من علوم» کتابی منظوم به قلم «سهیلا محتشمی» است که در آن مفاهیم علوم با استفاده از ترانه‌های کودکانه، تصویر و تمرین برای کودکان پنج تا هفت سال ارایه شده است. این تازه نشر حوزه کودک از سوی انتشارات «پرپروک» در ۴۲ صفحه به صورت مصور و رنگی، در قطع رحلی برای گروه سنی «ب» به چاپ رسیده و روانه کتابفروشی‌ها شده است.این کتاب با هدف آشنایی مقدماتی با علوم و تقویت هوش کودکان گردآوری و در یک‌هزار نسخه و با قیمت هر جلد ۵۰ هزار تومان چاپ شده است. این کتاب حاوی فصل‌های طبقه‌بندی شده در رابطه با مفاهیم پایه و ساده و کاربردی علوم به‌منظور آشنایی بهتر و گام به گام نوآموزان با انواع مشاغل، مواد غذایی مفید و مضر، علایم روی خوراکی‌ها، آشنایی با اعضای بدن و صورت، حیوانات، گیاهان، آب و هوا و فصل‌ها است.پلیس، معلم، مهندس، نانوا و پاکبان از جمله مشاغلی هستند که در این کتاب با زبان ساده و با ترانه کودکانه و تصویر معرفی شده‌اند و در پایان از کودکان خواسته شده است که مشاغل را شرح دهند. در صفحه ببین و وصل کن کتاب با استفاده از تصاویر رنگی از کودکان دعوت می‌شود که وسیله کاربردی هر شغل را به آن شغل وصل کند.نویسنده در خلق این اثر از رنگ‌های شاد در تصاویر استفاده کرده و در کنار آن به مجاری سرگرم کننده کودک همراه با انتقال مفاهیم پایه توجه داشته است.با توجه به شیوع کرونا و تغییر در فعالیت حضوری مراکز آموزشی و مدارس، کتاب حاضر می‌تواند به عنوان ابزاری مفید برای پر کردن اوقات فراغت کودکان محسوب شود و در کنار آن قابلیت‌های آموزشی نیز لحاظ شود. «سهیلا محتشمی» در سال ۷۵ در خمین متولدشد و مدرک مهندسی آب از دانشگاه اراک دارد.اشتغال وی به مربیگری پیش‌دبستانی موجب شد که وی به فکر تالیف کتاب دوست من علوم بیفتد و تجربیات شغلی خود را متناسب با نیاز و سطح کشش کودکان به صورت هوشمند و کاربردی ارایه کند.بیش از ۸۰ نویسنده و شاعر در خمین کتاب چاپ کرده‌اند.

more_vert کتاب "زنده‌باد زاینده‌رود" کتابی با رویکرد زیست محیطی

ادامه مطلب

closeکتاب "زنده‌باد زاینده‌رود" کتابی با رویکرد زیست محیطی

 "زنده‌باد زاینده‌رود" عنوان کتابی است نویسنده آن مهرنوش ضیا شهابی با رویکرد زیست محیطی به این رودخانه بزرگ فلات مرکزی ایران پرداخته است. به گزارش ایرنا، این کتاب ۱۲۷ صفحه‌ای از سری کتاب‌های سبز و جوانان و حفظ محیط زیست برای دومین بار در سال ۸۸ توسط شرکت انتشارات فنی ایران در سه هزار نسخه روانه بازار شده است. فصل تولد، زندگی، نام و نشان گذشته و اکنون، زاینده رود این هدیه آسمانی، باز زاینده رود چه کرده‌ایم، زاینده رود یک حلقه از یک زنجیره و سرانجام ۶ فصل این کتاب را تشکیل می‌دهد و بخش‌های بعدی پرسش‌ها، واژه نامه، پی نوشت‌ها، کتابنامه و عکسنامه وجود دارد. در فصل اول کتاب مباحثی همچون محل آغاز و مناطقی که از ان عبور می کند و تالاب گاوخونی که در نهایت این رود به آن می‌ریزد مورد بررسی قرار می‌گیرد. در فصل دوم به نام‌های مختلف بزرگترین رودخانه مرکزی ایران شامل زنده رود، زرین رود و زاینده رود اشاره شده است و بیشتر درباره مقوله های تاریخی و اماکن باستانی این منطقه بخصوص در دیار اصفهان می‌خوانیم. فصل سوم این کتاب به بررسی تاریخی، جغرافیایی و فنی رودخانه زاینده رود اختصاص دارد، در بخشی از این فصل آمده است: زاینده رود از نظر مقدار آب، شانزدهمین رود ایران است اما به دلیل وسعت حوضه آبیاری و موقعیت جغرافیایی، یکی از مهمترین رودخانه های ایران به شمار می‌رود، وجود این رودخانه در نواحی خشک و بی آب مرکزی کشور ما نعمتی پربها و به راستی کم نظیر است، نیاکان ما قدر این نعمت را می‌دانستند و بهره مندی از آب زاینده رود از دیرباز قوانین و مقررات دقیقی داشته است. در کتاب اعلاق النفیسه، اردشیر بابکان را بانی تقسیم آب زاینده رود دانسته و گفته اند که او این کار را به دست فردی به نام "مهرین وردان" انجام داده، بنا به تقسیمی که کسری اردشیر بن بابک کرده بود، آبراه تقسیم می کنند و برای هر قریه ای از این روستاها سهمی مشخص و معلوم با زمان معدودی قرار داده بود که بر حسب اندازه‌های معینی آب را به هر قریه جاری می ساخت. آنچنان که هر کس به حق سهم خود را از آن بر می گرفت.دور از ذهن نیست که وضع مقررات برای استفاده از آب زاینده‌رود حتی به قبل از دوران ساسانیان برگردد، زیرا بومیان فلات ایران و ایرانیان باستان برای آب ارزش بسیاری قائل بودند. همانطور که در مقدمه کتاب نیز گفتیم، آناهیتا الهه آب‌ها یکی از قدرتمندترین ایزدان , فلات ایران به شمار می‌رفت و نه فقط در معابد و آتشکده‌های خود، بلکه در متون متأخر زرتشتی نیز مورد ستایش و پرستش قرار می‌گرفت. در فصل چهارم با عنوان با زاینده رود چه کرده‌ایم؟ آسیب هایی که بواسطه فعالیت های انسانی به پیکره این رودخانه زده شده مورد تحلیل قرار می‌گیرد، برای مثال ورود فاضلاب و کودهای شیمیایی به رودخانه که سبب آلودگی بخشی از آن شده بررسی می‌شود. در فصل پنجم کتاب با عنوان زاینده رود یک حلقه از یک زنجیره، نویسنده درباره محیط زیست این رودخانه و موجودات و گونه های جانوری که در اطراف آن زندگی می کننده نوشته است. در صفحاتی از این بخش حیوانات در خطر انقراض حوضه آبریز آن به شکل مصور معرفی شده اند و با چاپ تصویری از یوز ایرانی و نوشتن عباراتی با عنوان بگذاریم زنده بماند این حیوان که بیم انقراض آن هر لحظه می رود را تاکید کرده است. به گزارش ایرنا، نگاهی به خشکی‌های دوره‌ای زاینده رود، کاهش تخصیص آب کشاورزی، فرونشست زمین، ریزگردها، مشکلات عدیده زیست محیطی بخصوص برای تالاب بین المللی گاوخونی و آمار و ارقام مربوط به بارندگی‌ها در حوضه آبریز زاینده‌رود بعنوان یکی از اصلی‌ترین منابع آب مرکزی ایران از یک سو و کاهش حدود ۵۰ درصدی بارش‌ها و کم شدن میزان ذخیره سد زاینده‌رود از سوی دیگر لزوم اجرای هرچه سریع‌تر پروژه‌های آبی در این خطه را گوشزد می‌کند. کم‌آبی مناطق مرکزی ایران و خشکی زاینده‌رود به‌عنوان شاهرگ حیاتی این مناطق، یکی از اصلی‌ترین مشکلات امروز کشورمان است، زاینده‌ رودی که قرن‌ها سرچشمه حیات و رشد در مرکز ایران زمین بوده، سال‌هاست بر اثر بی‌توجهی و دخالت بی‌حساب و کتاب در نظام طبیعت، گرفتار خشکی شده، جریان دوره‌ای، نه دائم این رودخانه مشکلات متعددی برای محیط ‌زیست، پوشش گیاهی و گونه‌های جانوری ، بخش کشاورزی و تامین آب آشامیدنی ایجاد کرده است.

more_vert جزئیات ترمیم حقوق کارمندان و بازنشستگان

ادامه مطلب

closeجزئیات ترمیم حقوق کارمندان و بازنشستگان

جمشید انصاری معاون رییس‌جمهوری و رییس سازمان اداری و استخدامی در گفت وگو با روزنامه ایران گفت: قانون مدیریت خدمات کشوری از ابتدای سال ۸۸ اجرایی شد. با اجرای این قانون در سال ۸۸ مشخص شد که برخلاف تصور اولیه مبنی بر اینکه این قانون باعث افزایش حقوق کارکنان خواهد شد، اکثر کارکنان دولت با اجرای این قانون مشمول تفاوت تطبیق شدند. روزنامه ایران گفت وگویی را با جمشید انصاری معاون رییس‌جمهوری و رییس سازمان امور اداری و استخدامی، انجام داده است که در ادامه متن آن را می خوانیم: افزایش حقوق کارکنان دولت و بازنشستگان اتفاق مهمی بود که لابه‌لای حوادث سیاسی و اقتصادی داخلی و خارجی گم شد. اما اگر سیاست ورزان و منتقدان دولت متوجه این مسأله نشده باشند، به قول جمشید انصاری، معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان اداری و استخدامی، قطعاً کارکنان دستگاه‌های اداری و بازنشستگان متوجه اهمیت این مسأله و تأثیر آن در زندگی‌شان هستند؛ تأثیر تصمیم دولت برای جبران خدمات آنان که به جبران کاهش قدرت خرید آنان در شرایط خطیر فعلی هم منجر شده است. نظام اداری موتور محرکه توسعه و ابزار تحقق اهداف دولت‌ها محسوب می‌شود، زیرا هر تصمیمی که نظام سیاستگذاری اتخاذ کند، باید از طریق نظام اداری اجرایی و عملیاتی شود. در دو سال گذشته، بعد از تلاطم‌های سیاست خارجی، مسائل اقتصاد داخلی و البته شیوع کرونا، برخی در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های خارجی، تلاش کردند توان اداره کشور در جمهوری اسلامی را ضعیف نشان دهند، اما بویژه در دوره اول شیوع کرونا دیدیم که نظام اجرایی ما کاملاً مستقر و باثبات بوده و به اندازه توان و ظرفیت خود توانست مسائل را حل و فصل و کشور را اداره کند. شما چه چشم‌اندازی از ظرفیت نظام بوروکراتیک جمهوری اسلامی دارید؟نظام اداری به مجموعه‌ای از قوانین، مقررات، ساختارها، روش‌ها و فناوری‌ها، نظام های مدیریتی و نیروی انسانی اطلاق می‌شود که به‌صورت یکپارچه ارائه خدمات تکلیفی به مردم، اجرای برنامه‌های توسعه کشور و تحقق اهداف پیش‌بینی شده در قوانین را دنبال می‌کنند. اساساً یکی از وظایفی که برعهده سازمان اداری و استخدامی کشور است، پیش‌بینی و طراحی نظام‌های مدیریتی متناسب با برنامه‌های توسعه است. به عبارت دیگر، همزمان با طراحی و تصویب برنامه‌های توسعه پنج‌ساله کشور، احکام قانونی خاص برنامه و به تعبیری باید و نبایدهایی برای دولت و دستگاه‌های اجرایی پیش‌بینی می‌شود و جهت گیری‌هایی مدنظر قرار می‌گیرد که باید متناسب با آنها، سازوکارهای مدیریتی کارآمد هم طراحی و مستقر شود. از همین رو در قانون مدیریت خدمات کشوری آمده است که در آغاز هر برنامه توسعه، باید ساختار دستگاه‌های مختلف مورد تجدیدنظر قرار گرفته و با تکالیفی که در برنامه توسعه برای دستگاه‌ها پیش‌بینی شده، متناسب‌سازی شود. اما درباره بخش دوم پرسش، به باور من، در طول سال‌های ۹۷ و ۹۸ یعنی پس از آغاز دوره جدید تحریم‌ها، این گونه نبود که نظام اداری با یک قابلیت مناسب به وظایف خود عمل نکند. امریکا توقع داشت در یک دوره زمانی کوتاه مدت ۴ تا ۶ ماه کشور بر اثر تحریم‌ها فلج شود و فعالیت‌های اصلی کشور بویژه در حوزه تولید و ارائه خدمات اساسی متوقف گردد، اما اینکه باوجود همه مشکلات و مشقت‌هایی که به کشور، دولت و مردم وارد شد، به‌گونه‌ای عمل شد که کشور دچار مشکلات جدی نشد، بخش عمده این دستاورد مرهون تلاش‌های نظام اداری و کارکنان دستگاه‌های مختلف است. به‌عنوان مثال در عرصه ارائه خدمات بهداشتی و درمانی به مردم، در دو سال گذشته هیچ وقفه‌ای نداشتیم؛ حتی چه بسا در بخش‌های دیگر کشور گرانی کالا را شاهد بودیم، اما در حوزه دارو این اتفاق بسیار کمرنگ بود و تولید و توزیع اقلام دارویی در کشور بخوبی مدیریت شد و نظام درمانی ما توانست به طور مؤثری از بیماران و نیازمندان به خدمات پزشکی و درمانی حمایت کند. به «متناسب‌سازی دستگاه‌های اداری با برنامه‌های توسعه» اشاره کردید. اما این یک پروژه بزرگ به نظر می‌رسد. اینکه در هر ۵ سال بتوانید طراحی جدیدی برای نظام اداری کشور داشته باشید، یک چشم‌انداز واقعی به ‌نظر نمی‌رسد. اشتباه برداشت نشود، آنچه در قانون درباره متناسب‌سازی ساختارها و طراحی نظام‌های مدیریتی دستگاه‌ها به آن اشاره شده، ناظر بر بعد دستگاهی نظام اداری ما است. به این معنی که لازم نیست در هر دوره‌ای از برنامه‌های توسعه، ساختار کلان کشور از نو بازنگری شود. فرض بر این است که دستگاه‌های کشور وجود دارند، اما اصلاحات لازم بتدریج انجام می‌شوند. به‌عنوان مثال، شاید زمانی لازم باشد وزارتخانه‌ای ایجاد یا وزارتخانه‌ای در وزارتخانه دیگری ادغام شود. این کار بتدریج صورت می‌گیرد، مثلاً امروز وزارت صمت، از یک سو وظیفه راهبری برنامه‌های توسعه صنعتی و معدنی و از سوی دیگر وظیفه ساماندهی تجارت خارجی و داخلی را برعهده دارد. ممکن است در برنامه توسعه جهت گیری‌های جدیدی برای این وزارتخانه درنظر گرفته شود که متناسب با این جهت‌گیری‌ها باید در ساختار آن بازنگری شود و اگر لازم باشد، نظام‌های مدیریت جدیدی طراحی، تعبیه و مستقر گردد. به‌عنوان مثالی دیگر، در برنامه ششم توسعه، احکام روشنی در زمینه توسعه بیمه همگانی وجود دارد. برای تحقق این اهداف، سازمان بیمه خدمات درمانی از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی منتزع و به‌عنوان یک سازمان وابسته به وزارت بهداشت و درمان تعریف شد. همچنین جایگاه دبیرخانه شورای عالی بیمه خدمات درمانی نیز تغییر کرد و به‌عنوان یک نظام جدید مدیریت متناسب با این تغییرات سامانه‌ای برای بارگذاری پرونده سلامت همه ایرانیان طراحی و مستقر شد تا همه پزشکان و کادر درمانی بتوانند به یک پرونده سلامت در جامعیت کامل دسترسی داشته باشند، این از آن نظاماتی است که باید طراحی و مستقر می‌شد. بنابراین، هم با نظام‌های مدیریتی روبه‌رو هستیم که باید در ابتدای هر برنامه توسعه، متناسب با تکالیف و جهت گیری‌های برنامه طراحی و مستقر شوند و در کنار آن باید برخی اصلاحات ساختاری صورت بگیرد. این نقشی است که برای پیشبرد بهتر برنامه‌های توسعه جزو وظایف سازمان اداری و استخدامی کشور است. کسانی که روی نظام سیاستگذاری ما تمرکز و مطالعه کرده‌اند، معتقدند ما در میان قوا و درون هر دستگاه قوه مجریه، شوراهای متعددی داریم که این شوراها تصمیم‌گیری‌ها را کند و بسیار دشوار می‌کنند؛ بویژه اینکه در این شوراها ذی‌نفعان متعددی حضور دارند و بحث و شکل‌گیری توافق میان آنان را دشوار کرده و باعث می‌شود چابکی لازم را در تصمیم‌گیری‌ها نداشته باشیم. شیوه حکمرانی یک بحث جدی است که باید در کشور به آن پرداخته شود. اما آنچه شما اشاره می‌کنید مربوط به نظام تصمیم‌گیری است که بخشی از نظام حکمرانی را شامل می‌شود. به باور من نظام تصمیم‌گیری ما هم‌اکنون چندان متأثر از تصمیمات شوراها نیست. در حال حاضر وزارتخانه‌ها و چند دستگاه ستادی و فرابخشی که وظیفه هماهنگی میان دستگاه‌های اجرایی را برعهده دارند و مجموعه اینها کشور را اداره می‌کنند، اختیارات قابل توجهی دارند که می‌توانند رأساً این اختیارات را اعمال کنند. هرکدام از وزارتخانه‌های بخشی را در نظر بگیرید، اینها در حوزه مسئولیت و مأموریت‌های خود اختیارات قابل توجهی دارند و این‌طور نیست که نتوانند به آن اختیارات عمل کنند. از سوی دیگر، بخش عمده تصمیم‌گیری درسازوکار خود دولت و در کمیسیون‌های آن انجام می‌شود. به این معنی که دولت را با چند کمیسیون تخصصی خود، به‌عنوان اصلی‌ترین رکن تصمیم‌گیری در قوه مجریه می‌شناسیم و اگر کندی در تصمیمات وجود داشته باشد، مربوط به این مرحله است. زیرا در کمیسیون‌ها همه دستگاه‌های عضو باید در نهایت به تفاهم برسند تا تصمیمی اتخاذ شود یا آیین نامه و لایحه‌ای به صحن دولت بیاید. اما گذشته از این، نقش شوراها در تصمیم‌گیری، آن‌طور که شما اشاره کردید، یک نقش نهایی نیست، بلکه ارائه مشورت‌هایی است که عناصر دیگری هم باید آن تصمیم‌ها را تأیید کنند، البته چند شورا مانند شورای امنیت کشور، شورای اقتصاد و چند شورای عالی مانند شورای عالی اداری یا شورای عالی محیط زیست داریم که به‌عنوان شوراهای اصلی محسوب می‌شوند. معمولاً اعضای این شوراها نیز اعضای هیأت دولت هستند، اما هیچ وقت تصمیم‌گیری در این شوراها با کندی مواجه نبوده است. درعین حال، همان طور که می‌گویید، ۶۰-۷۰ شورای پایین دستی هم هست که در قوانین مختلف تعریف و ایجاد شده‌اند. بعضی از این شوراها در طول سال، شاید یک بار هم جلسه تشکیل نمی‌دهند یا حداکثر دو یا سه جلسه در طول سال تشکیل نمی‌دهند. این شوراها چندان در نظام تصمیم‌گیری ما مؤثر نیستند و درمقابل، اختیارات کافی برای وزرا و رؤسای سازمان‌های ستادی وجود دارد تا رأساً تصمیمات لازم را اتخاذ کنند. در جاهایی هم که قانونگذار تصمیم‌گیری را به دولت محول کرده است، معمولاً دولت چابکی لازم را دارد. از این‌رو شاید بتوان گفت حجم کارهایی که قانونگذار به دولت محول می‌کند، زیاد است و این یک اشکال جدی است. به‌عنوان مثال، همراه با تصویب قانون بودجه یا سایر قوانین در مجلس، تهیه و تصویب ده‌ها آیین نامه اجرایی هم پیش‌بینی می‌شود که همه این آیین‌نامه‌های اجرایی باید به تصویب هیأت وزیران برسد. ضمن اینکه اصلاحات احتمالی بعدی این آیین نامه‌ها هم باید به تصویب هیأت وزیران برسد. بنابراین نظام قانونگذاری ما حجم کار بسیار گسترده‌ای را برای هیأت وزیران و به‌دنبال آن برای کمیسیون‌های ۷گانه دولت ایجاد می‌کند که معمولاً هم کمیسیون‌های دولت نمی‌توانند با سرعت عمل لازم، کار را برای طرح در صحن هیأت وزیران آماده کنند. راه حل آن چیست؟ به ‌نظر من باید نظام قانونگذاری ما به سمتی برود که تکلیف اکثر احکام ضروری هر قانون را در فرآیند قانونگذاری مشخص کند و به تصمیم‌های هیأت وزیران یا حتی مراجع تصمیم‌گیری پایین دستی موکول نکند تا بسیار کمتر از آنچه امروز هست به تدوین دستورالعمل و آیین‌نامه‌نویسی نیاز باشد. راه حل دوم هم این است که خود دولت در آیین‌نامه‌های تصویبی، صرفاً برای حل مشکل یک دستگاه یا مسائل موردی، برای اصلاح آیین نامه‌ها اقدام نکند تا از این طریق حجم کار دولت افزایش پیدا نکند. اما به‌طور کلی، امروز در مجلس انباشتی از لوایح و طرح‌ها وجود دارد که نمایندگان مجلس باید با سرعت مناسبی به آنها رسیدگی کنند. در کنار این، انباشت آیین نامه‌ها و دستورالعمل‌ها در دولت هم هست. در مجموع، معتقدم باید قدری از شتاب ارائه پیش‌نویس دستورالعمل، لایحه، آیین نامه یا طرح کم شود. به تعبیری گفته می‌شود ما به اندازه کافی و شاید بیشتر از حد متعارف، قانون، مقررات، آیین نامه، دستورالعمل و بخشنامه داریم و به همین دلیل باید حرکت ماشین تولید قانون، آیین نامه و بخشنامه در کشور ما قدری کند شود و بیشتر به سمت اجرا و نظارت حرکت کنیم. بتازگی اتفاق مهمی در کشور رخ داد و آن، افزایش حقوق کارکنان دولت و همسان‌سازی حقوق بازنشستگان بود که این آخری، یک نیاز یا مطالبه ۱۴ ساله بود که در این دولت محقق شد. چه فرآیندی طی شد تا سرانجام به این تصمیم و اجرای آن رسید؟درباره حقوق و مزایای کارکنان دولت که مورد سؤال شما است، ابتدا باید اشاره کنم که قانون مدیریت خدمات کشوری از ابتدای سال ۸۸ اجرایی شد. با اجرای این قانون در سال ۸۸ مشخص شد که برخلاف تصور اولیه مبنی بر اینکه این قانون باعث افزایش حقوق کارکنان خواهد شد، اکثر کارکنان دولت با اجرای این قانون مشمول تفاوت تطبیق شدند، یعنی دریافتی آنان از دریافتی قبل کمتر شد و به این ترتیب، مابه التفاوت آن به‌عنوان تفاوت تطبیق پیش‌بینی شد تا این نقیصه جبران شود. به‌همین دلیل، از سال‌های اولیه اجرای قانون ترمیم فصل دهم آن در دستور کار دولت و مجلس قرار گرفت. البته دولت هم اختیاراتی داشت تا براساس آن برخی فوق‌العاده پرداخت‌ها را برقرار کند یا افزایش دهد که دولت بخشی از این فوق‌العاده‌ها را برقرار نکرده بود مثل افزایش امتیازات شغلی تا میزان مشخص یا برقراری فوق‌العاده ویژه برای مشاغل خاص. همچنین در ماده ۵۰ قانون برنامه پنجم توسعه به دولت اختیار داده شد امتیازات و فوق‌العاده‌های فصل دهم را تا ۵۰ درصد افزایش دهد تا بتواند مشکلی که در پایین بودن سطح حقوق و مزایای بعضی دستگاه‌ها وجود داشت را رفع کند. در دولت دهم در سال ۱۳۹۰ این تصمیم برای دو یا سه دستگاه محدود عملیاتی شد. در سال‌های ۹۰ و ۹۱ دولت وقت تصویب کرد این افزایش ۵۰ درصدی شامل کارکنان قوه قضائیه، نهاد ریاست جمهوری وچند دستگاه کوچک دیگر شود، اما بقیه کارکنان دولت از این ۵۰ درصد افزایش بهره‌مند نشدند. با روی کار آمدن دولت یازدهم ابتدا در سال ۱۳۹۳ با استفاده از اختیاراتی که دولت در زمینه افزایش امتیازات شغلی برای کارکنان خود داشت، از این امکان و اختیار استفاده کرد. زیرا تا پیش از این، از همه ظرفیت‌های قانون برای افزایش این امتیازات استفاده نشده بود تا اینکه در سال ۹۳ در این زمینه افزایشی برای کارکنان دولت اعمال شد. افزایش دوم از ابتدای ۹۴ اعمال شد. به این معنی که در بند ۱۰ ماده ۶۸ قانون برنامه پنجم توسعه، پیش‌بینی شده بود که دولت می‌تواند برای برخی مشاغل خاص مبالغی به‌عنوان «فوق‌العاده ویژه» برقرار و پرداخت کند. این افزایش‌ها برای اکثریت کارکنان اعمال شد. ولی در خصوص ماده ۵۰ قانون برنامه پنجم توسعه وضعیت به گونه‌ای بود که تعداد اندکی از کارکنان دولت که شاید تعدادشان به ۲۰۰ هزار نفر نمی‌رسید، از این ۵۰ درصد افزایش بهره‌مند شده بودند، اما بقیه کارکنان دولت از این افزایش بهره‌مند نشده بودند که این امر به یک مطالبه عمومی برای کارکنان تبدیل دولت شده بود. البته آن دو تصمیم اتخاذ شده در سال‌های ۹۳ و ۹۴ باعث شد تا دریافتی کارکنان دولت به میزان قابل قبولی ترمیم شود. ضمن اینکه در کنار این موارد، هر سال افزایش ضریب حقوق، متناسب با نرخ تورم هم از سوی دولت انجام می‌شد. در این میان، همکاران ما در سازمان برنامه و بودجه، همواره نگران این بودند که اعمال ۵۰ درصد افزایش حقوق، بار مالی زیادی را بر بودجه دولت تحمیل کند به نحوی که امکان تأمین آن فراهم نباشد. اما با شرایطی که پس از تحریم‌ها پیش آمد و با افزایش نرخ تورم و هزینه‌های کارکنان دولت و اینکه دولت دیگر نمی‌توانست صرفاً با افزایش ضریب حقوق براساس تورم، کاهش قدرت خرید کارکنان خود را جبران کند، نهایتاً در دهه فجر سال گذشته با پیگیری‌های ما و رویکرد مثبت سازمان برنامه و بودجه، این سازمان پذیرفت تا این افزایش ۵۰ درصدی برای همه کارکنان دولت اعمال شود. آقای رئیس‌جمهوری هم با این مسأله موافقت کردند و به این ترتیب، از ابتدای اسفندماه به دستگاه‌های اجرایی اجازه داده شد از محل اعتباراتی که در اختیار دارند، برای اعمال این ۵۰ درصد افزایش اقدام کنند. اکنون با این افزایش‌ها وضعیت پرداخت‌ها به کارکنان دولت به چه صورت شده است؟ابتدا اشاره کنم که ضریب ریالی حقوق کارکنان که در سال ۹۲، هزار و شش بود، امسال به ۲ هزار و ۴۳۸ ریال رسیده است و این یعنی طی ۷ سال گذشته، ۱۴۲ درصد افزایش ضریب حقوق کارکنان دولت اعمال شد. محاسبات افزایش نرخ تورم براساس گزارش‌های رسمی مرکز آمار هم ۱۴۲ درصد است، این امر به این معنی است که اولاً دولت مطابق تعهد قانونی خود متناسب با نرخ تورم ضریب ریالی حقوق کارکنان و بازنشستگان را اضافه کرده است و در کنار این، دولت تغییراتی در حداقل حقوق کارکنان هم انجام داده است. به این ترتیب که حداقل حقوق که در سال ۹۲ به میزان ۴۹۰ هزار تومان بود، امسال، غیر از حکمی که مطابق آن باید پرداخت‌های دیگری هم داشته باشیم، به حدود یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان رسیده است. این امر نشان می‌دهد که میزان حداقل حقوق در سال ۹۹ نسبت به سال ۹۲، به میزان ۲۶۶ درصد افزایش یافته است. مطابق این آمار و ارقام، متوسط دریافتی کارکنان دولت در فاصله سال‌های ۹۲ تا ۹۹ چه تغییری کرده است؟متوسط حقوق کارکنان دولت در سال ۹۲، به میزان یک میلیون و ۷۳۰ هزار تومان بود که با افزایش ۲۱۶ درصدی به ۵ میلیون و ۴۷۰ هزار تومان رسیده است، یعنی با وجود اینکه نرخ تورم طی این سال‌ها ۱۴۲ درصد بود، متوسط حقوق کارکنان ۲۱۶ درصد اضافه شده است. این افزایش‌ها برای بازنشستگان چطور بود؟میزان افزایش دریافتی بازنشستگان بیشتر از شاغلان بود زیرا همزمان که هر سال افزایش ضریب ریالی اعمال می‌شد، برنامه همسان‌سازی حقوق بازنشستگان هم در دستور کار دولت بود که به‌صورت تدریجی انجام می‌شد. در سال ۹۲ متوسط حقوق بازنشستگان کشوری ۸۸۹ هزار تومان بود که اکنون به ۳ میلیون و ۷۹۰ هزار تومان رسیده و این نشان دهنده افزایش ۳۲۷ درصدی نسبت به سال ۹۲ است. در خصوص بازنشستگان لشکری نیز، باتوجه به بالاتر بودن پایه حقوق آنان نسبت به بازنشستگان کشوری، متوسط حقوق آنان که در سال ۹۲، به میزان یک میلیون و ۱۲۳ هزار تومان بود با افزایش ۲۸۱ درصدی متوسط دریافتی آنان به ۴ میلیون و ۲۸۰ هزار تومان رسیده است. به عبارت دیگر، علاوه بر اینکه دولت توانسته است تکلیف قانونی خود یعنی افزایش حقوق متناسب با نرخ تورم را انجام دهد، بلکه از طریق اجرای تدریجی همسان‌سازی دریافتی بازنشستگان با حقوق شاغلین بیش از ۳۲۵ درصد پرداختی آنان را اضافه کند. البته همسان‌سازی پرداختی بازنشستگان یک برنامه‌ای است که هنوز کامل نشده و امیدوارم با تأمین بودجه مورد نیاز از سوی سازمان برنامه و بودجه در سال‌جاری اجرای آن کامل شود و ما بتوانیم به بازنشستگان عزیز پرداختی به میزان ۹۰ درصد شاغلین داشته باشیم. شما شخصاً این افزایش‌ها را به لحاظ نرخ تورم و جبران کاهش قدرت خرید، قابل توجه می‌دانید؟مهم این است که دولت در حد امکانات و بویژه شرایط دشوار بودجه‌ای به کارکنان خود و بازنشستگان توجه داشته و افزایشی بیشتر از نرخ تورم را در حقوق و مزایای آنان اعمال کرده است. لذا، در مقایسه با آنچه مرکز آمار به‌عنوان نرخ تورم این سال‌ها اعلام کرده، افزایش قابل توجهی است. این نشان می‌دهد که دولت با درک درست از جایگاه نظام اداری که اصلی‌ترین عنصر آن را نیروی انسانی تشکیل می‌دهد، باوجود اینکه از نظر شرایط بودجه‌ای و تحریم‌ها تحت فشار بود و تا حدودی هم دست دولت بسته بود، در این سال‌ها بویژه در پایان سال ۹۸ قدم بزرگی برای ترمیم حقوق کارکنان خود برداشت که به نظر می‌رسد خود کارکنان دولت هم متوجه اهمیت این تصمیم دولت و آثار آن و نیز پیامدهای بودجه‌ای آن هستند. امیدوارم دولت همواره بتواند و این امکان را داشته باشد تا به نیروی انسانی خود توجه بیشتری مبذول کند. ما و دولت وظیفه داریم تا از نیروی انسانی دولت صیانت کنیم و جبران خدمات این کارکنان را مورد توجه قرار دهیم. کارکنان دولت هم می‌دانند که دولت با محدودیت‌های خود نمی‌تواند بسیاری از خواسته‌های آنها را انجام دهد و همین که باوجود محدودیت‌های ناشی از تحریم توانسته این کار را انجام دهد، کار بزرگی بوده است. بنابراین، این مسأله برای کارکنان دولت مفهوم و ملموس است. غیر از کارکنان، در نظام اداری ما حقوق مدیران چه میزان است و فاصله آن با متوسط حقوق دیگر کارکنان چقدر است؟در نظام پرداخت دولت ما دو نوع پرداخت داریم، پرداخت‌های مستمر که شامل حقوق و مزایای مندرج در احکام کارگزینی است و مزایای غیرمستمر مانند اضافه کاری و کارانه که متناسب با کارکرد قابل پرداخت است. در خصوص حقوق و مزایای مستمر که پرداخت مستمر ماهانه را شامل می شود و قابل بررسی و مقایسه است، طبعاً کسی که مدیر می‌شود، متناسب با سطح مدیریت خود فوق‌العاده‌ای به‌نام فوق‌العاده مدیریت دریافت می‌کند و یک کارشناس چنین فوق‌العاده‌ای دریافت نمی‌کند. در کنار این، براساس مواد قانونی، در برخی فوق‌العاده‌ها نیز برای سطوح مدیریت امتیاز بیشتری تعلق می‌گیرد تا برای کارشناسان. در نتیجه حقوق و فوق‌العاده‌های مندرج در احکام کارگزینی مدیران با کارکنان عادی و کارشناسان تفاوت دارد و این یک روال پذیرفته شده در همه نظام‌های پرداخت، چه بخش دولتی و چه بخش خصوصی است. در نیروهای مسلح هم کسانی که درجه سرداری و امیری دارند با کسانی که افسر ارشد یا افسر جزء یا درجه دار هستند دریافتی‌های متفاوت دارند. درجه‌بندی نظام اداری نیز شامل کارمند عادی، کارشناس، رئیس اداره و رئیس گروه یا مدیر پایه، مدیرکل و مدیر ارشد است. معمولاً مسئولیت‌های مدیران هم به گونه‌ای است که اگر کارمندان ۸ ساعت کار موظفی دارند و تعدادی از آنان یک یا دو ساعت اضافه کار می‌کنند، مدیران ما بین ۱۰ تا ۱۲ ساعت در روز کار می‌کنند. طبعاً پرداختی‌های غیر مستمر آنان نیز متفاوت می‌شود. در نتیجه مجموعه دریافتی که متشکل است از پرداخت‌های مستمر و پرداخت‌های غیرمستمر، در مدیران بیشتر است تا کارشناسان یا کارکنان عادی. میزان آن چقدر است؟براساس اطلاعاتی که من برای سال ۱۳۹۹ در اختیار دارم، می‌توانم به این نکته اشاره کنم که متوسط حقوق کارکنان دولت ۵ میلیون و ۴۷۰ هزار تومان است و متوسط حقوق کارشناس و همتراز آنها (کارشناسان کسانی هستند که با مدرک لیسانس در نظام اداری کار می‌کنند) نزدیک به ۶ میلیون تومان می‌باشد. سطح بعدی رئیس اداره، رئیس گروه و همتراز آنان (مدیران پایه) هستند که متوسط حقوق آنان ۷ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان است، یعنی ۲۰ درصد از کارشناس بیشتر می‌گیرند. بالاتر از مدیران پایه، معاون مدیرکل و همتراز معاون مدیرکل هستند که متوسط دریافتی آنان حدود ۸ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان است، یعنی حدود ۱۵ درصد بیشتر از سطح قبلی حقوق می‌گیرند. در مرحله بعد به مدیرکل و همتراز مدیرکل می‌رسیم که حدود ۵ درصد اضافه‌تر از سطح قبل حقوق می‌گیرند، یعنی ۸ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان. معاون سازمان و همتراز آن نیز که سطح مدیران ارشد هستند ۹ میلیون تومان حقوق می‌گیرد که این بیانگر اضافه شدن بیش از حدود ۳۰۰ هزار تومان یعنی ۳ تا ۴ درصد نسبت به سطح قبلی است. یعنی اکنون بالاترین حقوقی که در نظام مدیریت، غیر از مقامات، دریافت می‌کنند از این قرار است. بنابراین پرداختی به کارشناسان دولت، از ۶ میلیون تومان آغاز شده و در بالاترین سطح مدیران ارشد به ۹ میلیون تومان ختم می‌شود. به عبارت دیگر تفاوت پرداخت‌ها برای ۵‌رده مدیریتی نزدیک از ۲۰ تا ۵۰ درصد بیشتر از سطح کارشناسی است. اشاره کردید که پرداخت حقوق و دستمزد در همه ارکان کشور باید به تصویب شورای حقوق و دستمزد برسد. آیا این نظام سلسله مراتبی پرداخت حقوق در دستگاه‌های خارج از دولت هم اجرا می‌شود یا خیر؟تعدادی از دستگاه‌ها مقررات خاص خود را دارند، اما وقتی تقاضایی برای افزایش حقوق به شورای حقوق و دستمزد ارائه می‌دهند، در شورا وضعیت آنان بررسی می‌شود. تصمیم ما در این موارد مبتنی بر تبصره ۳ ماده ۲۹ برنامه ششم توسعه است که مضمون آن به این صورت است «دولت مکلف است نظام پرداخت کارکنان در دستگاه‌های مختلف را به گونه‌ای ساماندهی کند که دریافتی کارکنان در مشاغل مشابه و شرایط مشابه، بیش از ۲۰ درصد تفاوت نداشته باشد.» یعنی یک کارشناس در یک دستگاه که مقررات خاص دارد با کارشناس در دستگاه دیگری که از مقررات عمومی تبعیت می‌کند، حداکثر می‌تواند ۲۰ درصد تفاوت دریافتی و حقوق داشته باشد و بیشتر از آن اعمال نمی‌شود. پس چرا مثلاً کارکنان وزارت آموزش و پرورش می‌گویند وضع کارکنان وزارت نیرو یا نفت بهتر از ما است چون این وزارتخانه‌ها درآمد دارند؟ما در نظام اداری کشور مجموعه شرکت‌های دولتی را هم داریم. از ۲ میلیون و ۲۲۰ هزار کارمند دولت، نزدیک به ۵۰۰ هزار نفر آنان در شرکت‌های دولتی کار می‌کنند و یک میلیون و ۷۰۰ هزار نفر در دستگاه‌های حاکمیتی. کارکنان شرکت‌های دولتی جزو همان کسانی هستند که ۲۰ درصد تفاوت را شامل می‌شوند و مقررات شرکت‌های دولتی از گذشته دور، یعنی از سال ۵۴ متفاوت بوده است. اما امروز مکلف هستیم اگر هم تفاوت‌ها زیاد است، آن را کاهش دهیم. بحثی در شبکه‌های اجتماعی مطرح شد مبنی بر اینکه از ۱۲ هزار میلیارد تومانی که قرار شد در دوره کرونا به نظام بهداشت و درمان ما پرداخت شود، سهم کارانه و بخشی که به پرستاران می‌رسد، بسیار کمتر از سهمی است که به پزشکان تعلق می‌گیرد. هرچند پزشکان هم در این مدت زحمات زیادی کشیده و شهدایی داده‌اند، اما در زمینه پرداخت‌ها، آیا آن را متوازن می‌دانید؟این مسأله به نظام پرداخت برنمی‌گردد. افزایش ۵۰ درصدی مورد اشاره، در همان زمان که برای کارکنان دولت اعمال شد، برای کارکنان وزارت بهداشت و درمان، اعم از کادر درمانی و بهداشتی هم اعمال شد. دریافتی آنان حتی کمی بیشتر از متوسط‌هایی قرار دارد که اشاره کردم. اما کارکنان وزارت بهداشت و درمان، متناسب با کارشان دریافتی غیرمستمری دارند که به آن کارانه می‌گویند که برای پرداخت آن نیز از گذشته مقررات خاصی وجود داشته است. بنابراین، آنچه شما اشاره کردید، مسأله‌ای است که درون وزارت بهداشت و درمان تصمیم‌گیری می‌شود و به نظام پرداخت عمومی دولت ارتباطی ندارد. البته همکاران ما در کادر درمان دو تقاضا دارند؛ نخست این است که تعدیلی در این پرداخت‌ها ایجاد شود که خود وزارت بهداشت باید رأساً در این باره بررسی‌های لازم را انجام دهد. اما از پرداخت نشدن برخی از پرداخت‌های قانونی هم گله دارند، مثلاً اینکه اضافه کار آنان پرداخت نشده است. این امر یک بحث بودجه‌ای است. اکنون در برخی از دستگاه‌های اجرایی نیز شاید کارکنان اضافه کار خود را دریافت نکرده باشند که همکاران ما در سازمان برنامه و بودجه قول داده‌اند مسأله را پیگیری و کمک کنند. البته اشاره کنم که در وزارت بهداشت، برخی از این پرداخت‌ها از طریق درآمدهای بیمارستانی انجام می‌شود. متأسفانه به خاطر کرونا و کاهش مراجعات درمانی دیگر، درآمدهای مراکز درمانی کم شده است و از سوی دیگر هزینه‌های کرونا بالا است و درعین حال، بیماران کرونایی هم رایگان پذیرش می‌شوند. این دو عامل باعث شده دانشگاه‌های علوم پزشکی از نظر منابعی که سال گذشته در اختیار داشتند و از این محل پرداخت‌ها را انجام می‌دادند، با مشکل مواجه شوند. آقای دکتر نوبخت اعلام کرده‌اند سازمان برنامه و بودجه آمادگی دارد تا زمانی که درآمدهای دانشگاه‌های به نقطه مطلوب برسد، دولت منابعی را تأمین کند تا بعداً با درآمدهای حاصله از سوی دانشگاه‌ها علوم پزشکی جبران شود. این بحث بودجه‌ای است و امیدواریم حل شود و همکاران ما که زحمت بسیاری هم می‌کشند، مزد زحمات خود را دریافت کنند. در سال‌جاری استخدام پرستاران به چه صورت خواهد بود؟ما در سال گذشته مجوز استخدام ۱۰ هزار نیرو را برای وزارت بهداشت و درمان صادر کردیم که تعداد قابل توجهی از آن برای شغل پرستاری اختصاص یافت. امسال هم ۱۰ هزار نیروی جدید به‌صورت پیمانی استخدام خواهند شد که توزیع آن در مشاغل پزشکی، پرستاری و پیراپزشکی و دیگر تخصص‌ها برعهده وزارت بهداشت و درمان است. در کنار این، یک استخدام قرارداد کارمعین هم هست که تعداد آن نیز ۲ هزار و ۲۸۰ نفر را شامل می‌شود که مجموع این‌ها، یعنی استخدام ۱۲ هزار و ۲۸۰ نیروی جدید در سال‌جاری. خوشبختانه با پیشنهاد ما و وزارت بهداشت و درمان، ستاد ملی مدیریت کرونا تصویب کرد عزیزانی که در مقابله مستقیم با کرونا کار می‌کنند، اعم از نیروهای شرکتی یا قرارداد کار معین، اولویت در استخدام‌ها داشته باشند. در شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی، این اولویت را قائل شدیم که این بخش از کارکنان و افرادی که طرح خدمت پزشکان و پیراپزشکان را می‌گذرانند بتوانند برای هر یک ماه خدمت در مقابله با بیماری کرونا از ۲ درصد امتیاز بیشتر در آزمون‌های استخدامی پیمانی و قرارداد کار معین برخوردار شوند.