more_vert کتاب چگونه بازیگر شویم؟

ادامه مطلب

closeکتاب چگونه بازیگر شویم؟

کتاب چگونه بازیگر شویم؟ یکی از جلدهای مجموعه چگونه هنرمند شویم است که می‌تواند راهنمای خوبی باشد، برای کسانی که کنجکاو پی بردن به راز موفقیت بازیگران هستند؛ امید مهدی نژاد با زیبایی و شیوایی قلم پرده از این اسرار بر می‌دارد. مخاطب فصل اول کتاب چگونه بازیگر شویم هنرجویان جوانی هستند که می‌خواهند هنرپیشه شوند و مخاطبان فصل دوم هنرپیشگانی که در عین سی‌دی و بلوتوث و پارتی و ارشاد و اماکن و دلبر و دلدار و رقیب و... می‌خواهند کماکان هنرپیشه بمانند. شیوه روایت امید مهدی نژاد زبان طنز است و او این طنز را برای نقد رفتارهای اجتماعی و شخصی افرادی که به هر قیمتی می‌خواهند هنرپیشه شوند، به کار گرفته است. اینکه چگونه بدون هیچ استعداد و دوره‌های آموزشی و تنها با تکیه بر زیبایی و تیپ و حاشیه‌سازی بازیگر شویم و بازیگر بمانیم مهم‌ترین مسئله‌ای است که به زبان طنز بدان پرداخته شده است. در بخشی از کتاب چگونه بازیگر شویم می خوانیم: پررو باشید. اساساً در شرایط فعلی برای بازیگر شدن به جز «رو » به هیچ‌چیز دیگر نیاز ندارید.[توضیح: «رو » در اینجا به دو معنی است. معنی اولِ «رو » همان است که در روحیه آدمی است و او را دارای جرأت و جسارتِ خودفشانی می‌کند و معنای دوم «رو »، رخ است. شما باید هر دوی این «رو »ها را داشته باشید.]«رو »داری لازم و کافی بازیگر شدن است و چیزهایی که درباره استعداد و تحصیلات و تجربه و خاک صحنه می گویند، کشک محض محسوب می‌شود.

more_vert کتاب کارگردانی به سبک اسکورسیزی

ادامه مطلب

closeکتاب کارگردانی به سبک اسکورسیزی

کتاب کارگردانی به سبک اسکورسیزی، تالیف کریستوفر کنورتی، کتابی‌ست در حوزه‌ی تخصصی کارگردانی که در کنار مجموعه‌ی سه جلدی دکوپاژهای مرجع می‌تواند، بخش عمده‌ای از نیازهای فیلم‌سازان را برطرف کند. متأسفانه، به جرأت می‌توان گفت در سال‌های گذشته تقریباً کتابی تخصصی‌ در زمینه‌ی کارگردانی فیلم به فارسی منتشر نشده است. هر چه بوده بیش‌تر به مبانی پرداخته است. از این رو فیلم‌سازانی که به دنبال ارتقای دانش حرفه‌ای خود بوده‌اند، به جز مقالات گاه به گاهی در مجلات یا یکی دو کتابی که منتشر شده و به فراموشی رفته است، تقریباً منبعی برای مطالعه نداشته‌اند. همه می‌دانند که مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese) از بزرگ‌ترین بازیگران دنیا استفاده می‌کند، پس چطور می‌شود انتظار داشت مثل او فیلم ساخت؟ حقیقت این است که بهترین بازیگران به بهترین کارگردانان نیاز دارند. بدون حرکات درست دوربین، بازی بازیگر دیده نخواهد شد. شما با آموختن تمهیداتی که اسکورسیزی به آن‌ها بسیار علاقه‌مند است، یاد می‌گیرید چگونه از داستان پرده بردارید و عمق بازی بازیگران را به نمایش بگذارید. اسکورسیزی داستان‌گوی قهاری ا‌ست، اما بزرگ‌ترین مهارت او نقل کردن داستانی تصویری ا‌ست که برای بازی بازیگر فضا ایجاد می‌کند. این بدان معناست که شما با هر بازیگری که کار کنید، می‌توانید از این تمهیدات برای ثبت درخشان بازی‌اش استفاده کنید. اسکورسیزی یک عشق فیلم است، اما از این نمی‌ترسد که از قاب‌بندی‌ها و تمهیدات قراردادی استفاده کند. چنان‌ که اکثر بخش‌های کتاب کارگردانی به سبک اسکورسیزی (Shoot Like Scorsese)، نشان می‌دهند، اگر بخواهد به شما نشان دهد که تفنگی در دست کسی‌ است، به‌ جای آن‌ که از تمهیدی پر‌ زرق‌ و‌ برق استفاده کند، به نمای بسته‌ای از اسلحه برش می‌زند. اگر دو نفر در حال صحبت باشند، او از همان تمهیدی استفاده می‌کند که در برنامه‌های تلویزیونی می‌بینید، یعنی دو اوِرشولدر ساده. او همچنین کاربردهای انحصاری‌ای‌ از تصویر ثابت، حرکت آهسته و برق فلاش دوربین را در فیلم‌هایش دارد که هیچ‌وقت از به‌کار‌بردنشان خسته نمی‌شود. این عناصر اثر کارآمدی روی فیلم‌های او دارند، اما مواقعی که او قدری جلوتر از این‌ها می‌رود، فیلم‌هایش عالی می‌شوند. گرچه اسکورسیزی در اغلب مواقع از سنتی بودن راضی ا‌ست، در صحنه‌های مهم یا لحظات حیاتی، او سبکی غنی‌تر و شعله‌ای پرزبانه‌تر را به نمایش می‌گذارد. در فیلم‌های او لحظاتی هستند که خارق‌العاده عمیق و پرجلوه‌اند و گفت‌ و گوهایی هستند که به‌ شکلی بسیار خلاقانه چیده شده‌اند؛ به‌ شکلی که به‌ سختی باورتان می‌شود صحنه‌هایی را از همان کارگردان دارید می‌بینید. سبک او این است که می‌داند کجا از نماهایی خلاق استفاده کند و کجا در روش سنتی آرام بگیرد. او فیلم‌های بسیاری ساخته است که میانشان فیلم‌های بزرگ بسیاری‌ است که در این کتاب هیچ اشاره‌ای به آن‌ها نشده است، اما کتاب کارگردانی به سبک اسکورسیزی تمام تمهیدات اساسی او را در خود دارد. کریستوفر کنورتی (Christopher Kenworthy) در کتاب کارگردانی به سبک اسکورسیزی لحظاتی را به شما نشان می‌دهد که او از روش معمول بیرون می‌خیزد و نمادهای بصری قوی‌ای‌ را برای ایجاد احساسات ناخودآگاه در مخاطب به‌کار می‌بندد. در سبک اسکورسیزی شما معمولاً صحنه‌ای را می‌بینید و فکر می‌کنید بازیگرانش چه عالی بازی کرده‌اند، اما تشخیص نمی‌دهید که نماهای آن صحنه به‌ شکلی خارق‌العاده طراحی شده‌اند. کتاب کارگردانی به سبک اسکورسیزی نشان می‌دهد تمرکز وی بر روی قاب‌بندی و جهت حرکت عناصر روی پرده، به اضافه‌ی حرکات ساده‌ی دوربین، چطور او را قادر می‌سازد تا داستان‌هایی حیرت‌انگیز را نقل کند. خواه او یک گفت‌ و گوی آرام را میان دو اشراف‌زاده نشان دهد یا یک راننده‌ی تاکسی‌ که به مرز جنون رسیده‌ است؛ فیلم‌های او همیشه به‌ شکل‌ هیجان‌انگیزی دیدنی‌اند. زمانی که این کتاب را تمام کنید، خواهید توانست صحنه‌هایی را با همان عمق و شکوه صحنه‌های اسکورسیزی بگیرید و آن‌ها را در سبک فیلم‌سازی خودتان به‌ کار برید. فهرست مطالبیادداشت مترجممقدمهچگونه از این کتاب استفاده کنیم؟بخش اول: لحظه‌ی تغییر راننده‌ی تاکسیبخش دوم: تحرک زیاد گرگ وال‌استریتبخش سوم: رو‌در‌رویی پرتنش گرگ وال‌استریتبخش چهارم: حرکت متضاد گاو خشمگینبخش پنجم: پویایی قدرت هوانوردبخش ششم: لایه‌های عمق هوانوردبخش هفتم: حرکت یک‌باره رفتگانبخش هشتم: آشکار کردن شخصیت منفی رفتگانبخش نهم: موانع ارتباطی هوگوبخش دهم: برقراری ارتباط عصر معصومیتکلام آخردرباره‌ی نویسندهدرباره‌ی مترجمنام‌نامهفیلم‌شناسی

more_vert کتاب کارگردانی به سبک تارانتینو

ادامه مطلب

closeکتاب کارگردانی به سبک تارانتینو

کتاب کارگردانی به سبک تارانتینو، تالیف کریستوفر کنورتی، کتابی‌ست در حوزه‌ی تخصصی کارگردانی که در کنار مجموعه‌ی سه جلدی دکوپاژهای مرجع می‌تواند، بخش عمده‌ای از نیازهای فیلم‌سازان را برطرف کند. متأسفانه، به جرأت می‌توان گفت در سال‌های گذشته تقریباً کتابی تخصصی‌ در زمینه‌ی کارگردانی فیلم به فارسی منتشر نشده است. هر چه بوده بیش‌تر به مبانی پرداخته است. از این رو فیلم‌سازانی که به دنبال ارتقای دانش حرفه‌ای خود بوده‌اند، به جز مقالات گاه به گاهی در مجلات یا یکی دو کتابی که منتشر شده و به فراموشی رفته است، تقریباً منبعی برای مطالعه نداشته‌اند. کوئنتین تارانتینو (Quentin Tarantino) استاد تنش، تعلیق، لحظه‌های دلهره‌آور، گفت‌وگوهای خیره‌ کننده و شوخی‌های احمقانه است. کتاب کارگردانی به سبک تارانتینو (Shoot Like Tarantino) به شما نشان می‌دهد که چرا بعضی از لحظات فیلمش به‌ خوبی از آب در می‌آیند و شما چگونه می‌توانید آن‌ها را به شکل مؤثری در فیلم‌های خود به ‌کار ببرید. مطمئناً شما نمی‌خواهید از تارانتینو کپی کنید. بسیاری از مردم بدون آن‌که بدانند چه چیزی وجه تمایز کارهای تارانتینو است، تنها از کارهایش کپی می‌کنند که نتیجه‌اش فقط خشونت‌های بی‌معنی و فحش و بد و بیراه است. وقتی کسی از تارانتینو عیناً تقلید می‌کند، متأسفانه نتیجه‌اش فقط یک آشغال شرم‌آور می‌شود. شما می‌خواهید فیلمساز مطرح و صاحب‌ نامی شوید، اما زمانی یک فیلمساز بهتر می‌شوید که طراحی نماها و شِگردهایی را که تارانتینو در آن استاد است به خوبی بفهمید و یاد بگیرید. فهمیدن این‌ که او چگونه کار می‌کند، می‌تواند فرصت‌های بیش‌تری را در خلاقیت با دوربین برای شما فراهم کند. درست است که بخش بزرگی از داستان‌گویی تارانتینو از فیلمنامه نویسی‌اش و از شیوه هدایت بازیگرانش می‌آید، او درک وسیع‌تری از زبان فیلمنامه دارد که او را قادر می‌سازد داستان‌هایش را به روشی مناسب‌تر از هر کارگردان دیگر بیان کند. فیلم‌هایی که در کتاب کارگردانی به سبک تارانتینو بررسی می‌شوند نشان می‌دهند مهم نیست که بازیگران یا فیلمنامه‌ی شما چه‌ قدر خوب باشند، مهم این است که شما از جادوی دوربین برای آن‌که داستانتان بر روی پرده نقر‌ه‌ای درست کار کند چگونه به بهترین نحو استفاده می‌کنید. صحنه‌هایی که برای کتاب کارگردانی به سبک تارانتینو توسط کریستوفر کنورتی (Christopher Kenworthy) انتخاب شده‌اند، از بین شاهکارهای فراموش نشدنی تا لحظات بسیار کاربردی فیلم‌ها انتخاب شده‌اند تا نشان دهیم که یک داستان‌گوی خوب باید تمام کار خود را به خوبی و تمام و کمال بسازد، حال می‌خواهد آن صحنه، بهترین صحنه‌ی فیلم باشد یا بخش کم اهمیتی از کار. یکی از نقاط قوت تارانتینو کاردانی‌ همه جانبه‌اش است. او ثابت می‌کند که شما برای بیان یک داستان نیاز ندارید حتماً دوربین را حرکت دهید. او همچنین نشان می‌دهد که تمام لحظات فیلم ارزش خود را دارند و برخلاف کارگردان‌هایی که اجازه می‌دهند صحنه‌هایی بدون دلیل گرفته شوند، او تضمین می‌کند برای هرآن‌چه شما در کارهایش می‌بینید دلیلی دارد. فصل‌های کتاب کارگردانی به سبک تارانتینو مهارت‌هایی را به شما می‌آموزند که می‌توانید آن‌ها را در فیلم‌های خود به کارگیرید و آن‌ها را بخشی از سبک و شیوه خود کنید. برای آن‌که شما بتوانید بهترین استفاده را از این کتاب ببرید، باید دقیقاً علل فنی ای را که باعث می‌شوند تا این صحنه‌ها خوب از آب در بیایند بشناسید. نکته‌ی اصلی این‌جاست که مهم نیست چه‌ قدر می‌خواهید خلاق و ماجراجو باشید، آن‌ چه مهم است و شما هم نیاز دارید این است که یک داستان‌گوی ماهر باشید. تارانتینو به ویژگی‌های مختلفی معروف است، اما کم‌تر توجهی به او به عنوان یک فیلمساز تکنیکال شده است. این کتاب استعداد وی را در معرفی شخصیت و داستان در چند ثانیه، یا حفظ تنش برای زمانی بسیار طولانی نمایان می‌کند. اگر او صحنه‌ها را به شیوه سنتی، تنها با یک نمای معرف و چند نمای بسته پوشش می‌داد، این امر ممکن نبود. فیلم‌های او خوب در‌ می‌آیند، چون او راه‌هایی یافته است برای فیلمبرداری درست از لحظاتی که همه‌چیز را شکل می‌دهند. این کتاب به شما نشان می‌دهد که فیلمسازان خوب کاری بیش از فیلمبرداری و ضبط صحنه‌ای را انجام می‌دهند که پیش رویشان است. جزئیاتی در این صحنه‌ها هست که وسواس تارانتینو برای گرفتن بهترین حالت ممکن هرصحنه را نشان می‌دهد. او به فیلمش بسیار اهمیت می‌دهد و باید اطمینان حاصل کند زوایا، جزئیات و حرکات دوربینی که انتخاب کرده، تمام نیازهای فیلمش را برآورده می‌کنند. تارانتینو نشان می‌دهد که بعضی تمهیدات جزئی و ساده می توانند مهیج‌ترین صحنه‌هایی که تاکنون گرفته شده‌اند را به وجود بیاورند. وقتی که شما بدانید تارانتینو چگونه این صحنه‌های هیجانی، نمایشی و دلهره‌آور را خلق می‌کند، می‌توانید آن ایده‌ها را به شیوه شخصی خودتان شکل دهید. فهرست مطالبمقدمهچگونه از این کتاب استفاده کنیم؟بخش اول: تنش فزاینده حرام‌ زاده‌های لعنتیبخش دوم: تعارض زیرکانه جکی براونبخش سوم: پیش‌بینی حرام‌ زاده‌های لعنتیبخش چهارم: تنش غیر قابل تحمل حرام‌ زاده‌های لعنتیبخش پنجم: با کم‌ترین برش جنگوی از بند رَستهبخش ششم: خشونت قریب‌الوقوع جنگوی از بند رستهبخش هفتم: سقوط حساب شده بیل را بکش،جلد اولبخش هشتم: ساختارشکنی داستان عامه‌پسندبخش نهم: تحت کنترل گرفتن فضا داستان عامه‌ پسندبخش دهم: گفت‌ و گوهای گروهی بیل را بکش، جلد دومبخش یازدهم: از دست دادن کنترل سگ‌های سگدانیکلام آخردرباره‌ی نویسندهفهرست فیلم‌ها

more_vert کتاب کارگردانی به سبک اسپیلبرگ

ادامه مطلب

closeکتاب کارگردانی به سبک اسپیلبرگ

کتاب کارگردانی به سبک اسپیلبرگ، تالیف کریستوفر کنورتی، کتابی‌ست در حوزه‌ی تخصصی کارگردانی که در کنار مجموعه‌ی سه جلدی دکوپاژهای مرجع می‌تواند، بخش عمده‌ای از نیازهای فیلم‌سازان را برطرف کند. متأسفانه، به جرأت می‌توان گفت در سال‌های گذشته تقریباً کتابی تخصصی‌ در زمینه‌ی کارگردانی فیلم به فارسی منتشر نشده است. هر چه بوده بیش‌تر به مبانی پرداخته است. از این رو فیلم‌سازانی که به دنبال ارتقای دانش حرفه‌ای خود بوده‌اند، به جز مقالات گاه به گاهی در مجلات یا یکی دو کتابی که منتشر شده و به فراموشی رفته است، تقریباً منبعی برای مطالعه نداشته‌اند. استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg) یک استاد داستان‌گویی تصویری‌ است که چشمان شما را به لحظه‌های شگفتی، غافلگیری و اندوه هدایت می‌کند. کارگردانان اندکی هستند که می‌توانند با فاش کردن اطلاعات دقیق، به شکلی بسیار مؤثر داستان‌گویی کنند و در عین حال صحنه‌های پیچیده‌ای مرکب از شادمانی، تعلیق و هراس بسازند. کتاب کارگردانی به سبک اسپیلبرگ (Shoot Like Spielberg)، به شما نشان می‌دهد چرا بهترین لحظات فیلم‌های او این‌طور خوب عمل می‌کنند و شما چگونه می‌توانید این معلومات را در فیلم‌های خودتان به کار گیرید تا مؤثرتر عمل کنند. بالطبع شما نمی‌خواهید کارهای اسپیلبرگ را کپی کنید؛ اما خواهید دید که استفاده از جوهره‌ی تمهیداتی که او به کار برده، شما را فیلم‌ساز توانمندتری خواهد کرد. ممکن است شما تصور کنید چون اسپیلبرگ بودجه‌های کلان در اختیار دارد، تنها در صورتی می‌توان به نتایج مشابه او رسید که اسباب فراوانی در اختیار داشت. زیبایی کتاب کارگردانی به سبک اسپیلبرگ در این است که نشان می‌دهد اسپیلبرگ یکی از منضبط‌ترین و مبتکرترین فیلم‌سازانی‌ است که می‌تواند صحنه‌هایی مؤثر را با ابزارهایی اندک خلق کند. او با جاگذاری دقیق بازیگر و چند حرکت ساده‌ی دوربین، صحنه‌ای را می‌سازد که گویی با ده دوربین فیلم‌برداری شده است. با وجودی که اسپیلبرگ به شکل شگفت‌انگیزی مبتکر است، از چند تمهید مرکزی برای گره زدن فیلم‌هایش به همدیگر استفاده می‌کند که همه‌شان در این کتاب توسط کریستوفر کنورتی (Christopher Kenworthy) شرح داده شده‌اند. اسپیلبرگ فیلم‌های زیادی ساخته است که انتخاب کردن از میانشان برای کتاب کارگردانی به سبک اسپیلبرگ کار بسیار دشواری بود؛ اما سعی شده صحنه‌هایی در نظر باشد که می‌توانند با بودجه‌های اندک، بدون تصویرسازی رایانه‌ای، سفینه‌های فضایی، موجودات عجیب و غریب یا بدلکاری به دست آیند. با آن‌ که اسپیلبرگ از گران‌ترین اسباب‌بازی‌های هالیوودی استفاده‌ی خوبی برده، بزرگ‌ترین مهارت او توانایی‌اش در نقل داستان است. مادامی که شما داستان خودتان را روایت کنید، خطری وجود ندارد که فیلم‌هایتان شبیه فیلم‌های اسپیلبرگ شود. شما می‌توانید شگردهای او را بگیرید و با داستان خودتان متناسب کنید و از این طریق به فیلم‌ساز بهتری تبدیل شوید. فهم این‌ که اسپیلبرگ چطور کار می‌کند، شما را در زمان دکوپاژ کردن به سوی انتخاب‌های خلاقانه‌تر می‌برد. مهم‌تر از همه این که شما در کتاب کارگردانی به سبک اسپیلبرگ، خواهید آموخت که برای بعضی از بهترین حرکات دوربین هیچ نیاز نیست دوربین را جا به جا کرد. اسپیلبرگ در یک صحنه بازیگران را با چنان ظرافتی حرکت می‌دهد که خیلی معمولی به نظر می‌رسد. جاگیری دقیق بازیگر و قرار گرفتن‌اش درست سر علامت، زمان می‌برد؛ اما نتیجه به شکل انکار ناپذیری درخشان است. کارهای اسپیلبرگ اغلب بسیار احساساتی و کودکانه به حساب آورده می‌شوند. درست است که بسیاری از فیلم‌ها او در بعضی زمینه‌ها ناموفق بوده‌اند، هر نمایی که او گرفته، حاکی از فهم خارق‌العاده‌ای از زبان سینمایی‌ است. او از تضادهای بصری و نمادهای ظریف تصویری استفاده‌ها‌ی پیاپی می‌کند. این استفاده، به توانایی‌های او برد وسیعی می‌دهد؛ وسیع‌تر از آن ویژگی‌هایی که او معمولاً منتسب به آن‌هاست؛ برای مثال، توانایی او در نمایش هراس در جنگ چنان است که تلاش‌ کارگردان‌های دیگر در همین زمینه، به نظرمان ضعیف جلوه می‌کند. کارگردانی به سبک اسپیلبرگ به شما نشان می‌دهد که می‌توانید با حرکات ساده‌ی دوربین و میزانسن دقیق، توجه مخاطب را به صحنه جلب کنید و کیفیت فیلم‌تان را ارتقاء دهید. وقتی بدانید اسپیلبرگ چه‌ طور لحظات کشف، ترس و گفت‌ و گوهای ضروری را خلق می‌کند، می‌توانید عناصر کار او را برای روش شخصی خودتان گرته‌برداری کنید. فهرست مطالبیادداشت مترجممقدمهچه‌گونه از این کتاب استفاده کنیم؟بخش اول: تعقیب از روی یأس مهاجمان صندوق گم‌شدهبخش دوم: هدایت چشم ئی‌تیبخش سوم: آشکار کردن اطلاعات پارک ژوراسیکبخش چهارم: آشکارسازی بصری امپراتوری خورشیدبخش پنجم: گفت‌وگوی پویا آرواره‌هابخش ششم: امواج تعلیق اگر می‌توانی مرا بگیربخش هفتم: صحنه‌پردازی عمیق فهرست شیندلربخش هشتم: اختلاف ارتفاع نمادین آمیستادبخش نهم: داستان‌گویی سریع آمیستادبخش دهم: داستان‌گویی بصری امپراتوری خورشیدکلام آخردرباره‌ی نویسندهدرباره‌ی مترجمفهرست فیلم‌هانام‌نامه

more_vert کتاب فرهنگ‌نامه سینمایی

ادامه مطلب

closeکتاب فرهنگ‌نامه سینمایی

کتاب فرهنگ‌نامه سینمایی اثر امیر ماهرو، در خصوص لغات و اصطلاحات پر‌استفاده در سینما و معانی آن تدوین شده است. سینما، هنر صنعت بسیار پیچیده‌ای است. اما این ویژگی نمی‌تواند توجیه قابل قبولی برای دور ماندن از دنیای پر رمز و رازش باشد. هر هنری زبانی دارد و هر زبانی الفبایی. با دانستن مفهوم واژه‌های سینمایی می‌توانیم قدم به قدم به وادی هنر هفتم نزدیک‌تر شویم و از این سیطره‌ی مسحور‌ کننده بشری لذت دوست داشتنی ببریم. امید آنکه با آشنایی هر چه بهتر واژه‌های فنی سینمایی و ارتباط وسیع‌تر با حوزه‌های تخصصی و تکنیکال سینما حداقل یک روز در هفته را به تماشای یک فیلم سینمایی در سینمای شهر و محله‌ی خود اختصاص دهیم. در بخشی از کتاب فرهنگ‌نامه سینمایی می‌خوانیم: حرکت تند، فست موشن (Fast Motion)حرکتی که روی پرده سریع‌تر از حالت واقعی به نظر می‌آید. وقتی دوربین با سرعتی کم‌تر از سرعت متعارف از رخدادی فیلم‌برداری کند و بعد آن، فیلم با سرعت معمولی به نمایش در آید، روی پرده تصاویر با حرکت تند مشاهده می‌شوند. در فیلم‌های کمدی سینمای صامت، این تمهید برای خلق صحنه‌های خنده‌دار بسیار مورد استفاده قرار می‌گرفت. حرکت کُند (Slow Motion)حرکتی که کندتر و آهسته‌تر از حالت معمولی بر پرده ظاهر شود. برای دست‌یابی به این نوع حرکت، صحنه مورد نظر را با سرعتی بیش از سرعت معمولی، یعنی 24 قاب در ثانیه، فیلم‌برداری می‌کنند و سپس با سرعت 24 قاب در ثانیه به نمایش در می‌آورند. این نوع حرکت‌، معمولاً برای ایجاد تاثیری جدی و پراحساس به کار می‌آید و در خلق حال و هوای نوستالژیک مفید است. همچنین در صحنه‌های خشن از این تمهید استفاده می‌شود تا ضرب خشونت آن‌ها را بگیرد. حق امتیاز (Copyright)حق قانونی و انحصاری هر هنرمند یا گروهی از هنرمندان، برای کنترل و مراقبت از، استفاده از هر اثر ادبی، موسیقیایی، سینمایی یا هنری دیگر در دوره زمانی محدود و مشخص. در مورد فیلم‌ها معمولاً آن‌ها به نام تهیه‌کننده یا تهیه‌ کنندگان‌شان ثبت می‌شوند و گاهی بخش‌هایی از آن‌ها، برای مثال، تصنیف‌ها به نام سازنده‌شان نیز ثبت می‌شوند. هرگونه استفاده از یک اثر منوط به اجازه کتبی از صاحب حق امتیاز است.

more_vert کتاب سینمای عباس کیارستمی

ادامه مطلب

closeکتاب سینمای عباس کیارستمی

روبرت صافاریان در کتاب سینمای عباس کیارستمی، سه دورۀ پیش از انقلاب، از انقلاب تا اوایل دهه هشتاد و دهه هشتاد تا امروز، از سینمای کیارستمی را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. صافاریان در کتاب سینمای عباس کیارستمی، در ۳ بخش نزدیک ۴ دهه فعالیت فیلم‌سازی عباس کیارستمی را بررسی کرده است. بخش نخست کتاب به فعالیت‌های این فیلم‌ساز نام‌آشنای ایرانی در دوره پیش از انقلاب اختصاص داشته و در آن جای ویژه‌ای به دو فیلم مسافر و گزارش داده شده است. بخش دوّم کتاب عمدتاً به آثار موفق این فیلم‌ساز در جشنواره‌های جهانی تحت عنوان عمومی چهارگانه «زندگی ادامه دارد» پرداخته و در بخش سوّم کارهای تجربی‌تر فیلم‌ساز مانند ده و شیرین و همین‌طور فیلم‌هایی که فیلم‌ساز در خارج از کشور ساخته مانند کپی برابر اصل، مورد بررسی قرار گرفته‌اند. فصل پایانی هم کوششی برای جمع‌بندی شخصیت هنری و سینمایی کیارستمی به عنوان پست مدرنیستی سنت‌گرا است. روبرت صافاریان تحولات سینمای کیارستمی را در ارتباط با گذر عمر و انباشت تجربه زندگی و فیلم‌سازی و تغییر شرایط بیرونی و تصادف‌ها و تصمیم‌های آگاهانه بررسی می‌کند و بر آن است که با وجود پایبندی به نگرشی مولف‌گرایانه، نمی‌توان دگرگونی در شرایط اجتماعی را در تغییر زبان و بیان سینمایی کیارستمی ناچیز انگاشت. از قضا بخش‌بندی او از سینمای عباس کیارستمی مبتنی بر همین تغییرات اجتماعی است: انقلاب ۱۳۵۷ ایران، فروپاشی شوروی و انقلاب دیجیتال در سطح رسانه‌ای. در بخشی از کتاب سینمای عباس کیارستمی می‌خوانیم: مسافر نخستین فیلم مهم کیارستمی است. نان و کوچه، زنگ تفریح و تجربه هم فیلم‌های خوبی هستند، امّا اگر برخلاف بسیاری از فیلم‌های خوب (نه برجسته) فراموش نشده‌اند به خاطر این است که کسی آن‌ها را ساخته است که مسافر و گزارش و خانه دوست کجاست و... ساخته است. مسافر نخستین فیلم کیارستمی است که فارغ از این که کسی که آن را ساخته چه کارهای دیگری کرده است، سرپاست و هنوز به عنوان فیلمی فوق‌العاده تماشاگرانش را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به عبارت دیگر مسافر نه تنها به عنوان فیلمی از عباس کیارستمی و به عنوان جزئی از یک پژوهش مؤلف‌ محور و به سبب جایگاهی که در مجموعه آثار یک کارگردان و تحول سبکی و تماتیک او دارد، بلکه همچنین به عنوان یک اثر مستقل سینمایی ارزش دقت و بررسی دقیق دارد. فهرست مطالبپیشگفتاردوره نخست: پیش از انقلابفصل یکم: پیش از مسافر (دوره بدون کلام)فصل دوم: مسافرفصل سوم: فیلم‌های آموزشیفصل چهارم: گزارشفصل پنجم: جمع‌بندیدوره پیش از انقلابدوره دوم: از انقلاب تا دهه هشتادفصل ششم: بعد از انقلاب، پیش از جشنواره‌هافصل هفتم: خانه دوست کجاست و مشق شب: افراط و تفریطفصل هشتم: کلوزآپ نمای نزدیکفصل نهم: چهارگانه «زندگی ادامه دارد»دوره سوم: دهه هشتاد تا امروزفصل دهم: ده: بازگشت به زن و به شهرفصل یازدهم: فیلم‌های تجربی: شیرین، پنج، راه‌هافصل دوازدهم: فیلم‌های خارجیپایان سخن: پُست مدرنِ عامّیفیلم‌شناسی

more_vert کتاب کالبدشکافی فیلم: درآمدی به روش‌های کیفی تحلیل فیلم

ادامه مطلب

closeکتاب کالبدشکافی فیلم: درآمدی به روش‌های کیفی تحلیل فیلم

کتاب کالبدشکافی فیلم: درآمدی به روش‌های کیفی تحلیل فیلم اثر آرین طاهری، در دو بخش تنظیم شده است. در بخش نخست، کلیات نظری مربوط به مبحث «تحلیل متن» در مطالعات ارتباطی و سینمایی طرح شده و در بخش دوم به معرّفی چهار رویکرد روش‌شناختی به تحلیل فیلم پرداخته شده است. مخاطبان اصلی این کتاب دانشجویان رشته سینما و ارتباطات و همه کارورزان متعهد و دغدغه‌مندان سینما و پژوهش‌گری سینما هستند که با هر رویکردی به کنش ارتباطی مهم فیلم‌سازی توجه می‌کنند و علاقه‌مندند. کتاب پیش رو حاصل تلاشی است که خدمت رساندن به پویندگی و عطش یک دانشجوی پیگیر برای یادگیری هرچه بیشتر و مؤثرتر در زمینه مطالعات فیلم و تحلیل متن در مطالعات رسانه‌ای را در نظر داشته است. بخش نخست این کتاب، به ارائه بحث‌های نظری درباره روش نظام‌مند مطالعه متن رسانه‌ای می‌پردازد و به طور خاص به فیلم اختصاص دارد. رویکرد نگارنده در این کتاب مبتنی بر مرور چگونگی‌های تحلیل فیلم به مثابه متن رسانه‌ای به روش‌های کیفی است. بحث‌های نظری ارائه شده در بخش اول، زمینه را برای مطالب بخش دوم کتاب آماده می‌کند که عمدتاً بحث‌ها و کاربردهای عملیاتی پژوهش‌گری سینمایی را دربرمی‌گیرد. در بخش دوم این کتاب، هر کدام از روش‌های معرّفی شده، به صورت مصداقی در تحلیل یک فیلم مستند از سینمای ایران به کار گرفته شده است. چهار روش «تحلیل روایت ساختارگرا»، «تحلیل بلاغی دراماتیسم»، «تحلیل نشانه‌شناسی» و «تحلیل زیباشناسی کاربردی» تنها روش‌های کیفی برای تحلیل متون فیلمی نیستند. بلکه به باور نگارنده در زمره پایه‌ای‌ترین، اصیل‌ترین و کاربردی‌ترین شیوه‌های تحلیل متن هستند که متأسفانه بعضی از آن‌ها هنوز در مطالعات سینمایی و تحلیل متون رسانه‌ای کشور ما شناخته شده نیستند و به کار گرفته نشده‌اند. همچنین فیلم‌های «من نگهدار جمالی وسترن می‌سازم»، «این یک درخت است! نیست؟!»، «آخرین روزهای زمستان» و «پیش» از این جهت به عنوان موردهای مطالعاتی انتخاب شده‌اند که بنا به ویژگی‌های ساختاری و درونمایه‌ای می‌توانستند به خوبی مفاهیم نظری هر کدام از روش‌های تحلیل متنی که قصد معرفی ابعاد نظری و شیوه‌های کاربست عملی آن را داشتیم عیان سازند. گرچه فیلم‌های انتخاب شده ضرورتاً شاخص‌ترین نمونه‌های سینمای ایران نیستند ولی مطالعه هر کدام از این فیلم‌ها، برای معرّفی هر روشی که به کار رفته است، یکی از تبیین کننده‌ترین نمونه‌های ممکن برای توضیح پیچیدگی‌ها و ظرایف مفهومی و عملیاتی آن روش محسوب می‌شوند. در بخشی از کتاب کالبدشکافی فیلم می‌خوانیم: وقتی تحلیل‌گر بیشتر بر رمزگان‌های تشکیل دهنده نظام روایی فیلم توجه می‌کند، به عرصه «تحلیل درون مایه‌ای» می‌غلتد و زمانی که توجه او بر رمزگان‌های سازنده نظام سبکی متمایل باشد، به عرصه «تحلیل ساختاری» وارد می‌شود. هر دو نوع این تحلیل‌های سینمایی واجد ارزش‌ها و اهمیت‌های خاص خود هستند و هیچ یک بر دیگری از نظر اعتبار و قدر کار پژوهشی رجحان ندارد. در هر یک از این انواع تحلیل، نظریه‌ها و دیدگاه‌های نظری متنوعی ادبیات تحلیلی و واژگان تخصصی خاص خود را تثبیت کرده‌اند. درواقع، در هر یک از این دو گونه کلی تحلیل فیلم، می‌توان به جست و جوی زیرگونه‌های متفاوتی پرداخت که تحت تأثیر دیدگاه‌ها و جریان‌های فکری و تحلیلی مختلف‌اند؛ مثلاً، تحلیل درون مایه‌ای فیلم‌ها با رویکرد فمنیستی، پسااستعماری، اسلام هراسی و... و تحلیل ساختاری فیلم با رویکردهای نشانه شناختی، فرمالیستی، نوفرمالیستی و نظایر آن انجام پذیرفته‌اند. این دو گونه کلی تحلیل فیلم اغلب برای نشریات و وب سایت‌های مرتبط با سینما متناسب‌اند. بسته به رویکرد مطبوعاتی یا خبرنگارانه هر نشریه یا پایگاه اینترنتی، از یکی از انواع تحلیل‌های درون مایه‌ای یا ساختاری یا زیرگونه‌های به خصوصی از آن‌ها استقبال می‌شود. توجه هم زمان به هر دو نظام متنی در فیلم، کار تحلیل را پیچیده، سنگین و زمان‌بر می‌کند و از این رو تحلیل‌هایی که به شکلی متوازن هر دو نظام متنی در تحلیل فیلم را مدّنظر قرار می‌دهند، جنبه‌های تخصصی دانشگاهی و پژوهشی دارند. جایگاه عرضه و ارائه اینگونه از تحلیل‌ها کتاب‌ها، پایان‌نامه‌ها و رساله‌های دانشجویی است و نه مجلات یا پایگاه‌های اینترنتی. اینگونه تحلیل‌ها از ترکیب نظریه‌های رایج و استفاده شده در تحلیل درون مایه‌ای یا ساختاری فیلم به منزله مقدمه نظری و ادبیات پژوهشی برای ورود به عملیاتی مبتنی بر اصول روش شناختی مدون و مشخص جهت انجام پژوهش استفاده می‌کنند. فهرست مطالبپیش گفتاربخش یک: کلیاتی درباره روش های کیفی تحلیل متنمقدمهفصل اول: مبانی روش های تحقیق کیفیفصل دوم: کاربست رهیافت مطالعه موردی در مطالعات فیلمفصل سوم: مطالعه فیلم به مثابه متنفصل چهارم: تحلیل درون مایه ای و تحلیل ساختاری فیلمبخش دو: معرفی و کاربست روش های کیفی تحلیل متن در مطالعات فیلممقدمهفصل اول: معرفی رویکرد «تحلیل روایت ساختارگرا» و تحلیل فیلم من، نگهدار جمالی، وسترن می سازمزندگی واقعی روزمره در برابر زندگی مبتنی بر خیال فیلم سازیفرهنگ بومی در برابر فرهنگ وارداتیفصل دوم: معرفی «رویکرد بلاغی دراماتیسم» و تحلیل فیلم این یک درخت است! نیست؟!عنصر اول: کنشعنصر دوم: کنش گرعنصر سوم: عاملیتعنصر چهارم: صحنهفصل سوم: معرفی رویکرد نشانه شناسی فیلم و تحلیل فیلم آخرین روزهای زمستانساختارهای نشانه ای لایه دیداریساختارهای نشانه ای لایه شنیداریفصل چهارم: معرفی رویکرد زیباشناسی کاربردی و تحلیل فیلم پیشزمینه زیباشناختی اول: نور و رنگزمینه زیباشناختی دوم: فضای دوبعدیزمینه زیباشناختی سوم: فضای سه بعدیزمینه زیباشناختی چهارم: حرکت و زمانزمینه زیباشناختی پنجم: صدانوررنگمؤخره کتابمنابع

more_vert کتاب ده درس ضروری برای فیلمبرداران مبتدی

ادامه مطلب

closeکتاب ده درس ضروری برای فیلمبرداران مبتدی

لوئیس لاولپه در کتاب ده درس ضروری برای فیلمبرداران مبتدی، می‌کوشد با زبانی ساده، روان و کاربردی، راهکارهایی آسان و عملی برای ثبت تصاویر ارائه دهد. اگرچه هیچ دستورالعمل ثابتی برای گذر از جاده فیلمسازی وجود ندارد اما شناخت قواعد و تکمیل مهارت‌ها برای فیلمسازی خلاقانه ضروری است. در حال حاضر می‌توان با استفاده از دوربین‌های دیجیتال به آسانی مشغول فیلمسازی شد. می‌توان با کمترین هزینه کتاب‌های نوشتاری یا صوتی یا فیلم‌های آموزشی در زمینه فیلمسازی را تهیه کرد و به وسیله آن‌ها آموزش دید. ولی "یادگیری فیلم‌سازی" را نباید با فرا گرفتن استفاده از آخرین دوربین‌ها یا روش‌های نورپردازی اشتباه گرفت. همین تفاوت فیلمسازان بزرگ از متوسط را ایجاد می‌کند. کتاب ده درس ضروری برای فیلمبرداران مبتدی (Cinematography 101: ten essential lessons for the noob cinematographer) اگرچه تنها اثر در زمینه تکنیک‌های ضروری برای دانشجویان و علاقه‌مندان به فیلمبرداری نیست، اما بدون شک یکی از کتاب‌های مرجع مناسب و آموزنده برای مبتدیان و علاقمندان در این خصوص حساب می‌شود. لوئیس لاولپه (Louis La Volpe) بعد از بازخوانی و خلاصه کردن کتاب‌های کلیدی و نیز تجارب حرفه‌ای خود در این زمینه، آن را نوشته است. این کتاب، روی قسمت‌هایی از هنر فیلمبرداری متمرکز است که مبتدیان باید آن‌ها را در نظر داشته باشند. کتاب شامل ده قسمت است که در آخر به دانش آموختگان دیدی کلی از مهارت فیلمبرداری خواهد داد. در بخشی از کتاب ده درس ضروری برای فیلمبرداران مبتدی می‌خوانید: فیلم‌سازان بلند پرواز نسبت به سال‌های گذشته شانس بیشتری دارند. امروز، می‌توانید تقریبا در هر قالبی فیلم بسازید و با داشتن قصه‌ای خوب و کیفیت تولید مناسب مورد قبول واقع شوید. همانطور که اشاره شد فیلم پروژه‌ی جادوگر شهر بلیر یکی از موفق‌ترین فیلم‌های مستقل ساخته شده است؛ اما از یک دوربین مبتدی غیر دیجیتال برای فیلمبرداری آن استفاده شده است. قبل از انقلاب دیجیتالی دهه‌ی 90 همه چیز متفاوت بود. اگر فیلمی در قالبی به غیر از 35 میلی‌متری ساخته می‌شد، شانسی برای انتشار نمی‌یافت. قالب 16 میلی‌متری جدی گرفته نمی‌شد و قالب ویدئویی شوخی تلقی می‌شد. این استانداردها به قدری در صنعت سینما رخنه کرده بودند که حتی بازیگران هم به کار در فیلمی با قالبی غیر از 35 میلی‌متر بی میلی نشان می‌دادند. اکنون همه چیز تغییر کرده‌ است. دوربین‌های دیجیتال موجود، صنعت سینما را جالب‌تر کرده‌اند. اما همچنان فیلم 35 میلی‌متری قالب استانداردی است که قالب‌های دیگر ویدئویی بر اساس آن رده‌بندی می‌شوند. آیا ویدئو به همان کیفیتی که 35 میلی‌متری داشت رسیده است؟ فیلم‌سازان قدیمی خواهند گفت "نه"! به این خاطر که توانایی ثبت تصویر 35 میلی‌متری به مراتب بیشتر از ویدئو است. آیا واقعا دلیل نه گفتن آن‌ها این است؟ بیایید نگاه جزئی‌تری به ماجرا داشته باشیم. حقیقت ممکن است شما را متعجب کند. توجه: مطالعه‌ی زیر بر پایه‌ی تفکیک پذیری افقی کلاسیک HD با 1080 خط است. در سال 2007، اولین دوربین مافوق HD معرفی شد که مقدار فوق العاده‌ی 4520 خط را ارائه می‌کرد. این موضوع را در زمان خواندن متن زیر به یاد داشته باشید. فهرست مطالبفیلمبردارخواص تصاویرتیم فیلمبرداریدرک ویدئوی HDویدئوی HD در مقابل فیلم 35 میلیمتریفنون نورپردازی ملایمدانستنی‌های دوربین فیلمبرداری برای مبتدیانآشنایی با فایل RAWفیلمبرداری DSLRخطاهای فنی

more_vert کتاب بوطیقای گسست: سینمای اصغر فرهادی

ادامه مطلب

closeکتاب بوطیقای گسست: سینمای اصغر فرهادی

مازیار اسلامی منتقد و محقق در حوزه هنری در کتاب بوطیقای گسست: سینمای اصغر فرهادی به بررسی سینمای این کارگردان مشهور و ویژگی‌های خاص آن به نام محصول گسست تاریخی برساخته از زمان اصلاحات در سینمای ایران می‌پردازد. کتاب بوطیقای گسست شش اثر از آثار اصغر فرهادی با نام‌های «رقص در غبار»، «شهر زیبا»، «چهارشنبه سوری»، «درباره الی»، «جدایی نادر از سیمین» و «گذشته» را به ترتیب زمان ساخت در شش فصل تحلیل و بررسی کرده که چگونه مفهوم «گسست» هم از منظر تماتیک و هم از جهت فرم و ساختار در سینمای اصغر فرهادی از فیلم اول تا آخر تحول پیدا کرده است. به بیان مازیار اسلامی مفهوم «گسست» در فیلم‌های اصغر فرهادی هم به عنوان مضمون و هم به عنوان یک فرم و یا قالب روایتی تحول پیدا کرده و از این منظر در این فیلم‌ها هماهنگی کاملی بین فرم و محتوا برقرار است. اهمیت سینمای فرهادی به این دلیل است که سعی دارد این خلا و گسست ایجاد شده را درونی کند. با مواجهه هوشمندانه با آن در آثارش که همه پیام واحدی شبیه به این دارند: «عملیاتِ رستگاری و نجات مداوم و پیوسته که عمیقاً و باطناً نومیدانه است و اگر امکانی هم باشد تنها با پذیرش نومیدی و ناممکنی موجود در آن متصور است.» حرکت سینمای فرهادی، حرکتی است بطئی. روایت‌هایی از هم‌ گسیخته، گسست‌ها و جدایی‌هایی که خود نیز منجر به گسست می‌شوند. اثر بوطیقای گسست سعی بر این دارد با نقشه‌برداری از موقعیت دقیق آن در هر فیلم و تحولی که خود این حرکت ایجاد می‌کند تصویری از حرکت بطئی این گسست در سینمای فرهادی باشد. نویسنده با متصور شدن دو حرکت وضعی و انتقالی برای سینمای فرهادی، سیر تحول بطئی اصغر فرهادی را در دنیای فیلم‌سازی خودش و در کلیت سینمای ایران بررسی می‌کند. او سعی دارد در بطن این دیالکتیک، تحلیلی درون‌ ماندگار از سینمای فرهادی و شش فیلم اولش ارائه کند. به عقیده اسلامی با اصغر فرهادی سینمای ایران شروع می‌کند در سطحی فرمال به خویش نگاه کردن. به آن به اصطلاح اجتماعی بودن‌اش به وسواس‌های اخلاقی معنوی‌اش. و حتی کنایی‌تر به علاقه‌اش برای دیده شدن توسط دیگری. فرهادی ممکن است در سینما، همچنان پدیده‌ای گشوده و نامنتظره باشد، ولی تا این‌ جای مسیر فیلم‌ سازی‌اش، فراتر از تحسین و موفقیت‌های بین‌المللی، پدیده‌ای مهم و استثنایی در هنر معاصر ایران است. همان‌گونه که نیچه گفته بود «اگر از ارتفاعی درست بنگریم همه‌ی چیزها سرانجام به هم می‌رسند: اندیشه‌های فیلسوف، کار هنرمند و اعمال نیک.» مازیار اسلامی در این اثر با باور به این پایه که امروزه مهم‌ترین رسالت نقد یافتن آن ارتفاع درست است، می‌کوشد برای نگریستن به سینمای فرهادی به جست‌وجوی آن ارتفاع برآید؛ عملیات جست‌وجویی که همزمان نقد را هم‌افق با ابژه‌ی‌ نقد می‌کند، امکان فراروی از آن را هم فراهم می‌کند. در بخشی از کتاب بوطیقای گسست می‌خوانیم: وابستگی مرتضی به سیگار، هنگام مواجه شدن با بحران، همچون وقفه‌ای برای خلاص شدن از تنش و اضطراب، چه در محیط خانه و چه محیط کار، در فیلم در حکم یک موتیف بصری چندین‌بار تکرار می‌شود. اما جالب است که خود این تلاش برای وقفه انداختن در تنش و اضطراب، همواره به خاطر فقدان کبریت و فندکی که بتواند با آن سیگارش را روشن کند دچار وقفه می‌شود. او به‌ عنوان یک فرد سیگاری از کبریت یا فندکی شخصی برای روشن کردن بی‌دردسر سیگارش محروم است. این محرومیت و در نتیجه ناتوانی‌اش برای روشن کردن بی‌دردسر سیگارش، حاکی از بحران اُدیپی اخلاقی او نیز هست، کلافگی فردی و روانی‌اش برای غلبه بر بحران زندگی زناشویی‌اش. نخستین‌ بار که مرتضی را در خانه‌ی به‌ هم‌ ریخته‌اش می‌بینیم، محروم از فندک شخصی است و به روشی نامتعارف و نامعمول برای روشن کردن سیگارش متوسل می‌شود: فندک الکتریکی اجاق گاز آشپزخانه. آن هم در حالی که تلفنی در حال سروکله زدن با فردی در محیط کارش است. در سکانس بعدی که مرتضی را می‌بینیم، در محیط کارش است؛ کلافه و ناتوان از حل کردن مشکل شرعی‌ای که نظارت پخش برنامه‌های تلویزیون بر سر راه تصویر دختر هفت ساله ایجاد کرده است. در اوج کلافگی سیگاری در می‌آورد برای کشیدن. خطاب به همکارش می‌گوید «کبریت داری؟» پاسخ منفی می‌شنود، پس از جست‌وجوی بی‌نتیجه برای یافتن فندک و کبریت سراغ آبدارچی شرکت می‌رود؛ «آقای مهندس نیک‌فر، هفت ‌هشت‌تا کبریت بخر به هزینه‌ی خودم، بذار این‌جا هر وقت کبریت خواستیم باشد.» سیگار‌ به لب اما محروم از فندک یا کبریتی شخصی برای روشن کردن آن، منتظر آبدارچی می‌ماند تا با کبریت شخصی‌اش سیگار او را روشن کند. همچنان مستأصل و درمانده از حل ایراد شرعی‌ای است که تلویزیون بر یک آگهی بازرگانی گرفته است. بحران اُدیپی در محیط کار از طریق تنیده شدن موقعیت بیگانه کننده‌ی شغلی برای دست بردن در واقعیتِ تصویر دختر هفت‌ساله، به قصد مشروع کردن نمایش آن تصویر، با ناتوانی او در روشن کردن سیگار به خاطر محرومیت از فندک شخصی نمود می‌یابد. فهرست مطالبمقدمهرقص در غبار: عشق یعنی رقصیدن روی خرده‌شیشهشهر زیبا: رئالیسم نارس؛ تقابل فیلیا و اروسچهارشنبه‌سوری: بیماری اتوسدرباره‌ی الی...: تئاتر قضاوتجدایی نادر از سیمین: خانواده‌ی مقدسگذشته: منتظر پارالاکس