more_vert فرشید مثقالی؛ تصویرگر نوگرا و گرافیست مولف

ادامه مطلب

closeفرشید مثقالی؛ تصویرگر نوگرا و گرافیست مولف

محمد تقی زاده فرشید مثقالی تصویرگر، مجسمه‌ساز، کارگردان، انیمیشن‌ساز، نویسنده و از برجسته‌ترین طراحان معاصر به شمار می‌رود که در۱۳۵۳ خورشیدی برنده جایزه‌ معتبر «هانس کریستین آندرسن» معروف به نوبل ادبیات کودک و نوجوان شد. مثقالی در گفت‌وگوهایش خود را شاگرد و تحت تاثیر آثار «مرتضی ممیز» معرفی کرده است.

more_vert علی باقرزاده؛ سرآمد قطعه سرایان ادب فارسی

ادامه مطلب

closeعلی باقرزاده؛ سرآمد قطعه سرایان ادب فارسی

علی باقرزاده ادیب، نویسنده و یکی از شاعران نامدار خراسان است که در قطعه سرایی ید طولایی داشت و از سرآمدان روزگار خود در سرودن قالب قطعه بود به همین دلیل به شهرت فراگیر دست یافت. شاعر باید مطالعه کند و با رفتار و کردار و گفتار خویش بتواند درس زندگی و پیشرفت را به جامعه بیاموزد. تنها در گوشه‌ای نشستن و حدیث غم و درد گفتن، دست از کار کشیدن است. اینها بخشی از گفته های علی باقرزاده شاعر چیره دست و نامدار خراسانی است.   علی باقرزاده متخلص به بقا در ۱۱ تیر ۱۳۰۸ خورشیدی در مشهد دیده به جهان گشود. پدر وی در جوانی برای کار و تلاش از یزد به روسیه تزاری مهاجرت کرد اما پس از انقلاب کبیر شوروی به ایران مراجعت کرده و در مشهد ماندگار شدند. باقرزاده تنها پسر خانواده بود، بنابراین پس از درگذشت پدر با وجود علاقه زیاد به تحصیل مجبور شد، برای اداره خانواده در حجره پدر به کار تجارت چای بپردازد. در جریان این کار شرکت سهامی کارخانجات تولیدی ثابت خراسان که کارخانه قند فریمان وابسته به آن بود از باقرزاده دعوت به همکاری کرد و در ۱۳۴۶خورشیدی وی سرپرستی آنجا را بر عهده گرفت و با کمک عده ای از افراد معتقد و علاقمند توانست وضع نابسامان کارخانه را بهبود ببخشد و عضویت هیات مدیریه و همچنین ریاست آن شرکت را نیز عهده دار شود. باقرزاده برای اینکه از علاقه خود دور نشود در مواقع تعطیلی تجارتخانه یا شب ها مدتی را صرف تعلیم زبان انگلیسی در کلاس های ایران و انگلیس و مدتی نیز برای آموختن زبان عربی وقت می گذاشت. از جمله استادها و مربیان وی که جهت آموختن زبان انگلیسی و عربی و برخی تعلیمات دیگر از حضور آنان بهره مند می‌شد، ﻣﺠﺘﺒﻲ ﻣﻴﻨﻮی، ﺑﺪﻳﻊ اﻟﺰﻣﺎن ﻓﺮوزاﻧﻔﺮ، ﺳﻌﻴﺪ ﻧﻔﻴﺴﻲ، ﻣﺤﻤﻮد ﻓﺮخ، ﺟﻤﺎل زاده، ادﻳﺐ ﻧﻴﺸﺎﺑﻮری (ﺛﺎﻧﻲ) بود و ﺗﻔﺴﻴﺮ ﻗﺮآن را ﻧﺰد ﻣﻴﺮزاﻋﻠﻲ اﻛﺒﺮﻧﻮﻏﺎﻧﻲ ﻣﺆﻟﻒ ﺳﻪ ﻣﻘﺎﻟﻪ آموخت. در همان زمان پیشنهادات مختلفی برای قبول مسوولیت سیاسی به وی داده شد، برای نمونه در اوایل انقلاب از طرف استاندار وقت جهت اداره اتاق بازرگانی و صنایع بازرگانی استان انتخاب شد و در سال های ۱۳۵۸تا ۱۳۵۹ خورشیدی این مسوولیت را عهده دار بود. پس از مدتی دفتر وزارت از وی تقاضای عضویت در هیات امنای دانشگاه فردوسی مشهد را کردند، بدین ترتیب با توجه به علاقه شدید باقرزاده به آموزش و تحصیلات عالیه و مباحث فرهنگی و مراوده داشتن با افراد شایسته و برگزیده مملکت عضویت هیات امنای دانشگاه فردوسی را پذیرفت. بنابراین عضو هیات ﻣﺪﻳﺮه و ﺳﺮﭘﺮﺳت ﺷﺮﻛﺖ ﺳﻬﺎمی ﺗﻮﻟﻴﺪی و صنعتی ﺛﺎﺑﺖ ﺧﺮاﺳﺎن در ﻣﺸﻬﺪ، رییس اتاق ﺑﺎزرﮔﺎنی و ﺻﻨﺎﻳﻊ و ﻣﻌﺎدن ﺧﺮاﺳﺎن، عضو هیات امناء خراسان، عضو ﻫﻴﺄت اﻣﻨﺎء اوﻗﺎف ﺧﺮاﺳﺎن، ﻋﻀﻮ ﻫﻴﺄت اﻣﻨﺎء داﻧﺸﮕﺎهﻫﺎی ﺷﻤﺎل ﺷﺮق ﻛﺸﻮر، ﻋﻀﻮ ﻫﻴﺄت ﻣﺆﺳﺲ ﺑﻨﻴﺎد داﻧﺸﮕﺎهی ﻓﺮدوسی، ﻋﻀﻮ ﻫﻴﺄت اﻣﻨﺎء ﺑﻨﻴﺎد داﻧﺸﮕﺎهی ﻓﺮدوسی و ﻋﻀﻮ ﻫﻴﺄت ﻣﺪﻳﺮه ﺷﺮﻛﺖ ﺳﻬﺎمی ﻗﻨﺪ ﺑﻴﺴﺘﻮن از مسوولیت های باقرزاده بود که در طول حیات خود بر عهده گرفت. ﺷﺮح زﻧﺪﮔﺎنی و اقدامات این شاعر نامدار در رﺳﺎﻧﻪﻫﺎی ﻋﻤﻮمی ﻛﺸﻮر و ﻛتاب های ﻣﺨﺘﻠﻒ از ﺟﻤﻠﻪ ۱۰ ﭼﻬﺮه، ۱۰ ﻧﮕﺎه، ﺷﻌﺮ اﻣﺮوز ﺧﺮاﺳﺎن، ﺻﺪ ﺳﺎل ﺷﻌﺮ ﺧﺮاﺳﺎن، ﺗﺬﻛﺮه ﺷﻌﺮای ﻳﺰد، ﻣﺸﺎﻫﻴﺮ ﻳﺰد و … به چاپ رسیده است.   علی باقرزاده شاعری خیّر و نیک اندیش باقرزاده نه تنها شاعر بلکه یک خیّر مدرسه ساز، کارآفرین موفق و مدیر نمونه هم بود. این ادیب سرشناس در زمانی که عضویت هیات امنای دانشگاه فردوسی را داشت به تاسیس هیات خیریه خوابگاه سازان پرداخت، نخستین برنامه آنها تاسیس خوابگاهی برای ۵۰۰ دانشجوی دختر بود که البته در این کار موفق نیز بودند. همچنین باقرزاده از مایملک خود زمینی یک هزار متری را جهت ساخت، خوابگاهی برای متاهلین اختصاص دادند و آنرا نیز به کمک پسران خود در قالب ۶۰ آپارتمان به پایان رساندند. در واقع بقا بازرگانی است، بصیر و خبیر، درستکار و نیکوکار که «هنر زندگی» را نیک آموخته و آموخته‌ها را به کار بسته است. در نتیجه، توانست با درایت و کفایت خدادادی، ایجاد کار و شغل کند و منشأ خدمات اجتماعی ارزنده‌ای شود. از دیگر کارهای عامه پسند وی ساخت ۲مدرسه ابتدایی و راهنمایی در روستا بود. همچنین ساخت دبستان و دبیرستانی به نام همسرش در منطقه ۵ مشهد و وقف کتابخانه ۳هزار جلدی خودش به آستان قدس رضوی و وی ﻛﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ وزﻳﺮی ﻳﺰد نیز در کارنامه وی ثبت شده است. خدمات فرهنگی و علمی این شاعر چیره دست از۱۰ ﺳﺎﻟﮕﻲ ﺑﻪ ﺳﺮودن ﺷﻌﺮ ﭘﺮداﺧت که آﺛﺎر ﻣﻨﻈﻮم و ﻣﻨﺜﻮرش در ﻏﺎﻟﺐ ﻣﻄﺒﻮﻋﺎت از ﻗﺒﻴﻞ ﺧﻮاﻧﺪﻧﻲ ﻫﺎ، ﻧﺸﺮﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺧﺮاﺳﺎن ﭘﺎژ، ﻛﻴﻬﺎن ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، آﺳﺘﺎن ﻗﺪس رﺿﻮی ( ﻣﺸﻜﻮه)، ﻧﺪای ﻳﺰد و … به چاپ رسید از جمله این آثار می توان می توان به زﻻل بقا (دیوان شعر)، بزم محبت (مدایح، مراثی و کلمات اﺋمه اطهار) و قطعه‌های وی اشاره کرد در واقع عمده شهرت باقرزاده در قطعه‌سرایی بود. باقرزاده در کنار شاعرانی چون مهدی اخوان ثالث و محمد قهرمان در زمره شاعران نامدار خراسان بود در قدر و منزلت این شاعر نامدار همین بس که آیت الله خامنه ای نیز برای مراسم بزرگداشت وی در ١٣٩٢ خورشیدی در مشهد، پیامی صادر فرمودند: این دوست دیرین و شفیق یکی از بازماندگان کم‌شمار مجموعه‌ ای از شاعران چیره‌دستی است که در برهه‌ ای از زمان، مشهد را کانون شعرِ سرآمد و ممتازِ دوران خود ساخته و زبان شعردوستان و شعرشناسان را به تحسین و تکریم جایگاه ادبی خویش گشوده بودند. قطعه‌های بقا همچون قطعه‌هایی از دیبای رنگین و خوش‌نگار در انبوه غزل و قصیده‌ ممتاز آن دورانِ مشهد، جلوه‌ ای ویژه و چشم و دل‌نواز داشت.   همچنین از این شاعر خراسانی در حدود ٢٦ مقاله در مجلات و انتشارات مختلف به چاپ رسیده است، برای نمونه اشعار وی در جرایدی مانند یغما، وحید، مشکوه و مجله فرهنگ و آموزش و پرورش و نیز برخی کتاب های درسی چاپ و منتشر شده است که تعدادی از آنها به زبان انگلیسی نیز ترجمه شده اند. کتاب های لطیفه ها در باب حاضر جوابی های شاعران، تراز یزدی در باب زندگی عبدالوهاب تراز، ۱۰ مقاله در کتاب سال مشهد، چهل حدیث، یاد مادر، دیوان شعر زلال بقا، سفر به مسکو و سن پترزبورگ با همکاری دکتر رزم جو، سفر به مسکو و سیر آفاق در باب سفر به کشورهای آسیا، اروپا، آفریقا و آمریکا از جمله آثار او است. محمد تقی راشد محصل عضو شورای واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی درباره باقرزاده می گوید: من از دوران نوجوانی که به اقتضای سن، دوران خواندن است با استاد باقرزاده آشنا شدم و اشعار او را می خواندم. استاد باقرزاده که علاوه بر شاعری انسانی خیّر و نیک اندیش هم هست، اشعارشان حکمی و اندرزی است. از این رو شعر باقرزاده در شمار اشعار تعلیمی قرار می گیرد. علی باقرزاده افزون بر کتاب‌های پژوهشی و مجموعه شعرهایی که از خود و دیگران منتشر کرد، آثاری مبتنی بر شرح سرگذشت خود به چاپ رسانده است. در پیچ و خم زندگی: خاطرات هشت دهه عمر، مهم‌ترین کتابی است که در این زمینه می‌توان به آن پرداخت. او در این اثر کوتاه که در ۸۸ صفحه در ۱۳۹۳خورشیدی به چاپ رسیده است، در ۸ بخش، خاطرات خود را از دوره‌های مختلف زندگی شرح داده است. هر بخش دهه‌ای از زندگی او را در بر می‌گیرد. برای نمونه، در بخش نخست، او خاطراتی از خانه پدری‌ خود در مشهد و ماجراهای کودکی را روایت می‌کند یا در بخش دوم به روزهای خروج رضاخان از ایران و اشغال کشور به دست قوای روس و انگلیس در شهریور ۱۳۲۰خورشیدی می‌پردازد. همچنین قسمت‌هایی از کتاب «در پیچ و خم زندگی...» خاطره‌هایی از سفرهای او را به شهر اجدادی‌اش یزد و نیز کشورهای هندوستان و عراق و افغانستان و آمریکا را در بر می‌گیرد.   برخی از ویژگی های شعری باقرزاده از نگاه شاعران ایرانی حمید رضا نویدی مهر پژوهشگر در خصوص وجوه شعری این شاعر چیره دست خراسانی گفت: شعر بقا بیشتر در قالب‌های عروضی و به سبک کلاسیک است اما هم از جهت مضمون و هم از جهت ساختار، تنوع کم نظیری دارد. محتوای ۲۴ اثر منتشر شده وی را مضمون‌های حکمی و اندرزی و گزارشی و غیر آن ها دربرمی‌گیرد. بقا به سبب حافظه بسیار قوی و به خاطر سپردن مضامین دَلکش نویسندگان بزرگ، به راحتی توانسته است نکات زیبا و اثرگذار اخلاقی و اجتماعی را جذب و بازآفرینی کند. او استاد قطعه و شعر تعلیمی است زیرا به عنصر اخلاق و منزه بودن کلام در ساحت شعر و ادب بسیار بها می‌دهد، از این رو است که در آثارش با کلامی لغو و بیهوده مواجه نیستیم. شعرش نظمی پاکیزه و استوار دارد که می‌کوشد، زیبایی‌هایش را در چارچوب سبک فخیم خراسانی به مخاطبانش عرضه کند. حسن سلوک، کم توقعی، گشاده دستی، صداقت و مهربانی، نیکوکاری و مشارکت فعال و مدام در امور خیریه، سیمای مردمی و انسان دوست «بقا» را به جامعه معرفی کرده است. همچنین از ویژگی‌های باقرزاده سفرهای برون مرزیِ بسیاری است که در کنار سفرهای زیارتی داشته است. این جهانگردی و سیر آفاق که با تأمل و مطالعه و ژرف‌نگری همراه بوده، پختگی فکر و اطلاعات گسترده‌ای به وی بخشیده که در شعرش جلوه‌گر است. در شعر بقا، طنز ملیح جایگاهی ویژه دارد و محفوظات فراوان، از وی سیمای شاعری مناسبت‌گوی را به جامعه معرفی می‌کند به طوری که برای بیان هر مطلبی، مصداقی از بزرگان ادب را در چنته دارد که گاه حاصل بازآفرینی‌های ذهن خلاق اوست. با این حال او فردی باوفا و مبادی آداب است و هیچ گاه از محدوده ادب خارج نمی‌شود. مصطفی محدثی خراسانی شاعر و نویسنده ایرانی درباره باقرزاده می نویسد: اگر ملک الشعرای بهار آخرین درخت تناور شعر شکوهمند خراسان با هیمنه تاریخی اش باشد، محمد قهرمان، احمد کمالپور، مهدی اخوان ثالث، غلامرضا قدسی، ذبیح الله صاحبکار، محمدرضا شفیعی کدکنی و علی باقرزاده نسلی بودند که پس از او همچنان توانستند آن هیمنه و شکوه شعر خراسان را آینه گردانی کنند. ویژگی هایی چون: دانش و بینش عمیق، مشرب و منش معرفتی برخاسته از فرهنگ و ادب فارسی، تواضع و فروتنی، حضور فعال و مستمر و تاثیرگذار در انجمن های ادبی که عمدتاً خود بنیانگذارش بود، شاگردپروری و انفاق تجربه و علم، ترجیح ندادن هیچ مقام و موقعیتی بر شعر و بسیاری فضیلت های دیگر، وجوه مشترک شخصیت و زندگی این هفت شاعر بزرگ سده اخیر خراسان است.   وفات سرانجام این شاعر فرزانه مشهدی در ۱۸آذر ۱۳۹۵خورشیدی دیده از جهان فروبست و در مقبره‌الشعرای خراسان به خاک سپرده شد. مقبره‌الشعرای خراسان در جوار مزار فردوسی واقع است و تعداد انگشت‌شماری از سخنوران خراسانی از جمله احمد گلچین معانی، احمد کمال‌پور، عماد خراسانی، ذبیح‌الله صاحب‌کار و محمد قهرمان در آن‌جا آرمیده‌اند. آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی در ۲۰ آذر ۱۳۹۵ خورشیدی درگذشت باقرزاده را تسلیت گفتند در پیام تسلیت ایشان آمده بود:خبر تأثرانگیز درگذشت دوست دیرین و شاعر فرزانه آقای حاج علی‌آقا باقرزاده متخلص به «بقا» را دریافت کردم. ایشان شاعری شیرین‌سخن و انسانی نیک‌اندیش و رفیقی باصفا بود، با طبعی روان و شعری متضمن نکات اخلاقی و اجتماعی و مجالستی دلنشین و رفتاری بزرگوارانه و سرشار از ادب و صمیمیّت، قطعاتی از شعر او در شمار آثار برجسته‌ی شعر معاصر است که نام او را در دفتر شعر کشور ماندگار خواهد کرد.

more_vert علامه امینی‌، گنجینه معرفت و پژوهشگری سترگ‌

ادامه مطلب

closeعلامه امینی‌، گنجینه معرفت و پژوهشگری سترگ‌

 علامه امینی، پژوهشگری سترگ به شمار می‌رود که با استعداد بی‌نظیر در درک مسایل دینی سبب حیرت همگان شد و نگاه پرسشگر او و پرورش در محیطی مذهبی زمینه را برای اثبات و دفاع از ولایت امیرمومنان(ع) فراهم کرد. از این عالم فقیه دینی با عنوان ذخیره الهی در میان شیعیان یاد می‌کنند. مطابق آموزه های شیعی،‌ ارتباط میان خدا و مردم پس از پیامبراکرم(ص) از طریق امامان معصوم(ع) تامین می شود و غیر معصوم صلاحیت چنین مقامی را ندارد. کتاب الغدیر از مهم ترین کتاب هایی است که در سده ۱۴ با توجه به کتاب ها و منابع با هدف اثبات ولایت مطلقه ائمه معصومان از طریق تثبیت خلافت بلافصل حضرت علی (ع) نگاشته شده است. علامه امینی در مقدمه الغدیر انگیزه نگارش این اثر ارزشمند را ایجاد اتحاد و وحدت از میان رفته در میان مسلمانان معرفی کرده که راه دستیابی به این اتحاد از طریق شناخت دقیق وقایع میسر می شود. زندگینامه علامه امینی علامه شیخ عبدالحسین امینی در ۱۳۲۰ قمری در تبریز، چشم به جهان گشود. تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش به پایان برد و آنگاه برای ادامه و تکمیل معلومات اسلامی‌ خویش، رهـسپار نجف شد و با استعداد شگفت و علاقه‌ فراوانی‌ که به علوم اسلامی داشت به درس و بحث مشغول شد. از اساتید بزرگ‌ و صاحب نامی که علامه امینی توانست در ابتدای تحصیل در نجف، توفیق شاگردی آنها را بدست آورد، مـی‌توان از سید محمد فیروزآبادی و سید ابو تراب خوانساری نام برد که‌ هر ۲ از علمای بنام آن روزگار بودند. علامه امینی که هنوز در عنفوان جوانی بود، همچنان کوشا و پرتلاش به فـراگیری عـلوم‌ اسلامی همت گماشت و در همان اوان جوانی موفق شد که از اساتید بزرگ آن روزگار، مانند حاج‌ سید ابـوالحـسن‌ اصفهانی و حاج‌ میرزا محمد حسین‌ نائینی و حاج شیخ محمد حسین اصفهانی شاعر، فقیه، فیلسوف و حکیم و عارف کامل، اجازه‌ اجتهاد را که‌ بالاترین‌ مقام‌ فقهی‌ شیعه اسـت، دریـافت کـند. رسیدن به این مقام‌ بـلند، آنـهم بـرای جوانی به سن‌وسال او این نوید را به مشتاقان آل محمد می‌داد که او منشاء خدمات پربها و گرانقدری‌ در جهان اسلام خواهد شد. علامه‌ امینی در پی ۴۰ سال تحقیق و مطالعه، بزرگترین اثر خود «الغدیر» را در اختیار اهل مـطالعه و تـحقیق قـرار داد. او به ایران رجعت کرد و رحل اقامت در زادگاهش تبریز افکند و زمانی‌ را به‌ ارشـاد و هـدایت مردم پرداخت اما پس از مدت کوتاهی تبریز را برای‌ روح‌ بزرگش تنگ دید و ناچار بار سفر دوباره‌ای بـست و یـکراست بـه‌ عراق بازگشت و در نجف اقامت‌ گزید اما بـجای خـانه‌نشینی و رسـاله‌نویسی، طرح تدوین و تألیف‌ اثری‌ شگرف و جهانی را در مغز و اندیشه خویش پی ریخت. امینی هنگامی‌ که قـصد از قـوه‌ بـه فعل در آوردن این طرح بزرگ را کرد، دیگر یک‌ لحظه از پای ننشست ‌و نزدیک‌ به ۴۰ سال از عـمر گـرانقدر خویش‌ را صرف آن کرد. او با مسافرت های‌ فراوان تحقیقی به اطراف و اکناف جهان اسلام و بـررسی و تـحقیق در مـتون و مدارک فراوان‌ علمی و تاریخی‌، به‌ طرح‌ عظیم خویش، جامه عمل پوشاند.   کتاب الغدیر آری، او ۴۰ سال در کـتابخانه‌های مـختلف‌ جهان‌ به کنکاش‌ پرداخت و آنگاه بزرگترین اثر تحقیقی خویش را که بنام «الغدیر» مـعروف اسـت در دسـترس‌ اهل‌ مطالعه و حقیقت قرار داد و بدین ترتیب‌ بود که «الغدیر» کتابی عظیم از سده‌ بیستم، راهنمایی برای هـمه عصرها شد. آنانی که‌ دستی‌ در مسایل تحقیقی و تاریخی دارند و الغدیر را دیده‌اند، می‌دانند کـه بـرای تـهیه و تدوین اینگونه کتاب ها، همیشه یک هیات علمی‌ به صورت گروهی‌ با صرف بودجه‌های بسیار شـروع بـه‌ کـار می‌کند و تاکنون‌ سابقه‌ نداشته‌ است که یک فرد به تنهایی دست به چنین کاری بزند و جهانی‌ را در حیرت فرو ببرد! به‌ هر حال عـلامه امـینی کتاب‌ «الغدیر» را با هر مشتقی که بود، چاپ‌ کرد و با همه دسیسه‌ها و کـارشکنی‌های دوسـتان نادان و دشمنان مغرض، این کتاب کم‌کم جـای‌ خـودش‌ را در دل اهـل تحقیق و در میان‌ فضلا و دانشمندان فرقه های مختلف‌ اسـلامی‌ و حـتی جهان مسیحیت باز کرد. در این ارتباط نامه‌های بسیاری به عنوان تقریض‌ بر کـتاب الغـدیر برایش‌ ارسال شد که‌ یکی‌ از آنـها نامه‌ای‌ بود از طرف‌ دانـشمند بـزرگ اهل‌ سنت استاد «عبد الفـتاح عـبد المقصود» نویسنده شهیر عرب که پس‌ از مشاهده و مطالعه‌ همان‌ چند جلد نخست برای علامه امـینی صاحب‌ الغدیر نوشت‌ و در آن‌ از روح‌ عـلمی او قـدردانی کرد و تحقیق ارجـمند او را بـزرگ داشت. سال ها بعد کـه کـتاب‌ جهانی الغـدیر، بـه جـهت غنای علمی و تحقیق دقـیق و روشن تاریخی و عدم تعصب و سرشاری استدلالات منطقی جای‌ خود را در میان محافل‌ علمی کشورهای مختلف اسـلامی بـاز کرد، علمای دانشگاه بزرگ ازهر را نـیز وادار بـه تـسلیم ‌و تعظیم در بـرابر عـظمت و حقانیت خود کرد. ایـن‌ کـتاب بـسیاری از دانـشمندان‌ عـامه‌ و خاصه را به تعظیم فرود آورد و بسیاری از آنان به وسیله نامه بدین مهم‌ اقرار کرده و از اینکه پس از سال ها گمراهی به وسیله این کتاب‌ گرانقدر حق را از ناحق‌ تمیز داده‌اند، تشکر کرده و علامه امینی را بـه خاطر این کار، بزرگ داشته‌اند. این کتاب بزرگترین و جامع ترین دائره المعارفی‌ است‌ که‌ مشتمل بـر بـسیاری از آراء و نظرات متین و مستدل دینی اسـت، بـه‌ طوری که با نیروی شگرفش نفوس ‌حیرت‌زده‌ و افکار فرو رفته در تیرگی‌های نادانی را نجات بخشیده و به سر منزل نجات‌ و آرامش‌ می‌رساند. قاضی بزرگ محاکم مصر «عـلاء الدیـن خروفه» می‌نویسد: «من گـمان نـمی‌کردم در این عصر، عصری‌ که شتاب در گردآوری مطالب بی‌پایه و سطحی و عدم دقت در بحث و کاوش حقایق‌ از خصوصیات بارز آن‌ می‌باشد!! در چنین عصری یک مرد-که خود معادل یک گروه و یک امت اسـت-قـیام نماید و این‌چنین کتاب‌ بزرگ و نفیسی را فراهم آورد که حتی از حیطهء قدرت یکصد عده از شخصیت های‌ بارز و مسلط در علوم خارج باشد.» استنادهای علامه امینی یافتن استنادهای علامه امینی به دانش های مختلف در اثبات ولایت و حقانیت امام علی(ع) به عنوان نخستین جانشین بر حق پیامبر(ص) است. صاحب الغدیر با تکیه بر مستندهایی چون آیات قران، احادیث و روایات، اشعار و در نهایت تاریخ، به اثبات ولایت امام علی(ع)‌ پرداخته است. علامه امینی در پرداختن به این استنادها از روش جدل و احتجاج و ارایه عقاید مورد قبول طرف مقابل استفاده کرده است. به عبارت دیگر تکیه اصلی علامه در تمامی این مستندها بر منابع اهل سنت بوده است. وی با این کار پیروان این مذهب را در مسیری قرار داده که چاره ای جز تایید ولایت به حق امام علی(ع) ندارند زیرا در صورت عدم قبول این ولایت، به مقابله با هزاران جلد از منابع دست اول و مورد قبول خود پرداخته اند. آیاتی از قران کریم درباره حضرت علی(ع) است. علامه امینی که در کتاب خود در پی اثبات ولایت امام علی(ع) بود به مجموعه ای از آیاتی که در حق ایشان نازل شده استناد کرده که به ۲ بخش آیات غدیر و آیات فضایل قابل تقسیم است. آثار گرانقدر بجای مانده از علامه امینی امینی آثار و تألیفات گران بها و ارزشمند دیگری نیز دارد اما اثر معروف و جهان او که به چندین زبان مختلف ترجمه شده، همین‌ کتاب گـران بهای الغـدیر است که‌ اصل‌ آن‌ در۲۰ جلد به زبان عربی‌ فراهم آمده و به فارسی نیز ترجمه‌ شده‌ است‌. از آثار دیگر این دانشمند یگانه و عالم فرزانه که نزدیک به۲۰ جـلد اسـت‌ می‌توان‌ به کتاب های؛ شهداء الفضیله، سیر تناوسنتا، حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری،‌ حـاشیه‌ بـر رسـائل‌،‌ ریاض الانس،‌ ثمرات الاسفار در ۲جـلد،‌ عـلام الانـام...و تفاسیر و رسالات مختلف دیگر اشاره کرد. سرانجام این علامه و محقق بزرگوار پس از ۷۰ سال کوشش مداوم و پی‌گیر در راه‌ اثبات‌ حقایق در ۲۸ ربیع الثانی ۱۳۹۰ قمری بعد از بیماری ناشی از خستگی‌ و کار زیاد، چـشم از جـهان فرو بست.

more_vert درباره ارنست همینگوی

ادامه مطلب

closeدرباره ارنست همینگوی

 ارنست همینگوی از برجسته‌ترین نویسندگان معاصر به شمار می‌آید که به جهت بیان و زبردستی در توصیف شخصیت‌های داستانی، او را پدر ادبیات مدرن لقب داده‌اند. همینگوی به خاطر رمان «پیرمرد و دریا» موفق به دریافت جایزه نوبل ادبیات در ۱۹۵۴میلادی شد.

more_vert مجموعه مقالات علمی در کتاب « مغز و معمای خودآگاهی»

ادامه مطلب

closeمجموعه مقالات علمی در کتاب « مغز و معمای خودآگاهی»

 کتاب « مغز و معمای خودآگاهی» مجموعه مقالات علمی است که از سوی « عزیزالله سمعی» ترجمه و گردآوری شده و انتشارات « پرپروک» خمین آن را امسال در یکهزار نسخه روانه بازار نشر کرده است. این کتاب که در قطع رقعی، ۱۰۸ صفحه و قیمت ۳۰ هزار تومان چاپ شده شامل بخشهای «فضا- زمان – هوشیاری»، «شکافت کلاسیک واقعیت فیزیکی از درون به بیرون در تئوری کوانتوم مغز»، «مغز سه گانه»، «تئوری کوانتوم مغز و خودآگاهی»، «واکنشهای مغز انسال در حال مرگ»، «منشاء فیزیکی خودآگاهی مغز انسان»، «نما و منظر مغز انسان در یازده بعد»، «آیا مغز انسان یک مجموعه پیچیده متشکل از ماشین‌های کوچک است؟»، «فشرده مقاله انگلیسی خودآگاهی» و« خودآگاهی» است.نویسنده در پیش‌گفتار کتاب آورده است: سالیان درازی است که ذهن مترجم و گرآورنده مشغول و درگیر پرسش‌هایی درباره مقولات علمی فلسفی مانند فضا، زمان، مکان، فرازمینی‌ها، هوشیاری یا آگاهی در انسان و موجودات زنده، روح، متناهی یا نامتناهی بودن کیهان، ساختار و توانایی‌ها و محدودیت‌های مغز انسان، معمای مرگ و حالات آن، تئوری‌های نوین درباره شناخت گیتی مانند تئوری‌های نسبیت انیشتین، رشته‌ها و لایه‌ها، گرانش، بیگ بنگ، برخورد ابعاد جهانی، ماده تاریک و بسیاری دیگر است و برای یافتن پاسخ برخی از این پرسشها، علاوه بر مطالعه منابع فارسی دست به ترجمه مفهومی برخی منابع خارجی که به زبان انگلیسی هستند زده و جواب برخی از آنها را تا حدودی در آن منابع یافته است.نویسنده در گام نخست، برخی از این یافته‌ها و ترجمه‌ها را تحت عنوان « اشیای ناشناس پرنده» به صورت کتابچه‌ای در تیر ماه ۱۳۹۶ خورشیدی انتشار داده و در این کتاب بخش‌های دیگری از این یافته‌ها که محور مطالعات آنها شناخت هوشیاری یا آگاهی انسان، سازمان و عملکرد مغز انسان از دیدگاه فیزیک کوانتوم، حالات روحی و مغزی انسان در زمان مرگ و مطالب نوین دیگری است را با خوانندگان و دوستداران مباحث علمی به اشتراک گذاشته است.

more_vert میرزاده عشقی؛ شاعری که وطن را می سرود

ادامه مطلب

closeمیرزاده عشقی؛ شاعری که وطن را می سرود

 میرزاده عشقی به گفته سعید نفیسی، مانند دیگر شاعران با صاحبان قدرت نمی‌جوشید و گردن‌فرازی می‌کرد. او که در سال های عمرش اشعار وطنی و ملی سرود به خاطر لحن صریح و آتشینش معروف شد. ۱۲ تیر سالروز درگذشت مردی احساساتی از خطه همدان است که در سال های بحران و تلاطم از عشق به وطن می گفت و اشعار ملی می سرود. میرزاده عشقی با نام اصلی "سیدمحمدرضا کردستانی" در سال ۱۲۷۳ در همدان متولد شد. سال های کودکی را در مکتب‌خانه‌های محلی و از هفت سالگی به بعد در آموزشگاه‌های «الفت» و «آلیانس» به تحصیل فارسی و فرانسه مشغول بود و پیش از آنکه گواهی نامه خود را از این مدرسه دریافت کند در تجارتخانه یک بازرگان فرانسوی به شغل مترجمی پرداخت و با این کار به زبان فرانسه مسلط شد. در ابتدای ۱۵ سالگی به اصفهان رفت و باز برای تمام کردن تحصیلات به تهران آمد. بعد از سه ماه به همدان برگشت و چهار ماه بعد به اصرار پدرش برای تحصیل عازم پایتخت شد اما عشقی سپس به رشت و بندر انزلی رهسپار و از آنجا به تهران بازگشت.او هنگامی که در همدان بسر می‌برد، اوایل جنگ جهانی اول ۱۹۱۴-۱۹۱۸ میلادی به عبارت دیگر دوره کشمکش سیاست متفقین و دول متحده بود. عشقی به هواخواهی از عثمانی‌ها پرداخت و زمانی که چند هزار تن مهاجر ایرانی در عبور از غرب ایران به طرف استانبول می‌رفتند، او هم به آنها پیوست و همراه مهاجران به آنجا رفت.عشقی چند سالی در استانبول بود، در شعبه علوم اجتماعی و فلسفه دارالفنون باب عالی جزء مستمعین آزاد حضور می‌یافت و دیدن ویرانه‌های طاق کسری در مدائن باعث نوشته شدن اپرای رستاخیز شهریاران ایران شد و به جز این، او "نوروزی نامه" را هم در همان زمان و در استانبول نوشت. دوران پرتلاطم زندگی عشقی عشقی که اواخر جنگ به ایران بازگشت، مدتی را در همدان ماند و سپس راهی تهران شد. او در تهران به صف پرشورترین مخالفان قرارداد ۱۹۱۹ وثوق‌الدوله که مضمون آن تحت‌الحمایگی ایران به وسیله انگلیس بود، پیوست و به تبلیغ و تهییج و سخنرانی‌های تند پرداخت. از جمله، شعری با عنوان" به نام عشق وطن" سرود. در پی این اعتراض‌ها حسن وثوق رییس‌الوزرا، عشقی را به همراه جمعی از مخالفان معاهده به زندان انداخت و جمعی دیگر را به کاشان تبعید کرد. در این زمان کشور دچار بحران سیاسی بود. در اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی سیدضیاالدین طباطبایی توانست کودتا کند و کشور را در دست گیرد. عشقی که به سیدضیاء و خلوص او در خدمت به کشور معتقد بود، او را در یکی از اشعارش «تازه‌ساز ایران کهن» نامید. اما حکومت سیدضیاء سقوط کرد و بعد از وی چند دولت دیگر پیاپی آمدند تا آن‌که رضاخان سردار سپه که در دولت سیدضیاء وزیر جنگ بود به نخست‌وزیری رسید. عشقی در مجلس چهارم به نمایندگان اقلیت که سیدحسن مدرس و ملک الشعرای بهار جزو آن بودند، می‌تاخت و مقالات تند و آتشینی در انتقاد از وضع سیاسی کشور انتشار می‌داد؛ هرچند که چندی بعد، پس از مطرح‌شدن مساله جمهوری، او به حمایت ایشان پرداخت.   در این سال‌ها که زمزمه‌های جمهوری‌خواهی آرام آرام در ایران شنیده می‌شد، عشقی دوباره روزنامه «قرن بیستم» را این بار در قطعی کوچک و در هشت صفحه منتشر کرد که یک شماره بیشتر دوام نیاورد و به دلیل انتقاداتی که مطرح کرده بود، از انتشار بازماند. روزنامهٔ قرن بیستم چون بیشتر، مقالات و اشعار تند انقلابی و انتقادی عشقی را شامل می‌شد، بارها از طرف هیات حاکمه، شماره‌های آن توقیف و ادامهٔ کار روزنامه به‌کلی متوقف و تعطیل می‌شد اما عشقی با سرسختی توانست تا هنگام مرگش چاپ این روزنامه را ادامه دهد و تا آن هنگام ۲۳ شماره از آن منتشر شده بود.در ۱۳۰۲ خورشیدی، مشیرالدوله (حسن پیرنیا) چهارمین کابینهٔ خود را در خرداد تشکیل داد. طبق دستور رییس‌الوزرا، میرزادهٔ عشقی به ریاست ادارهٔ بلدیه (شهرداری) ایالت اصفهان انتخاب شد. سه‌ ماه بعد، مشیرالدوله استعفا داد و عشقی نیز به همین ترتیب از مقام شهرداری اصفهان کنار رفت.به‌هرجهت، آخرین مقالات عشقی به‌گونه‌ای تند و کوبنده بود که به باور بسیاری، همین امر به قتل او منجر شد. روزنامهٔ قرن بیستم در روزهای پیش از مرگ عشقی توقیف و نسخه‌های آن به وسیلهٔ شهربانی جمع‌آوری شد. اشعار بیشتر اشعار میرزادهٔ عشقی، در قالب‌های کهن است. هرچند که او اشعاری نیز در قالب‌هایی دارد که ظاهراً نو به‌نظر می‌رسند و عشقی در سرایش آن‌ اشعار، گامی به‌سوی نوگرایی در شعر فارسی برداشته است. اشعار کهن میرزادهٔ عشقی در قالب‌هایی همچون ترجیع‌بند، ترکیب‌بند، دوبیتی، رباعی، غزل، قصیده، مثنوی، مستزاد، مسمط، مفرد و مقطع است. ترجیعات عشقی شامل: کلاه‌نمدی‌ها، دریغ از راه دور و رنج بسیار، برون شهر و یکی خرابه بنای می‌شود. عشقی چند شعر نیز در قالب دوبیتی دارد: دل پر خون من را کس ندارد، الا ای مرگ در جانم درآویز، من ای پیری، جوانی را نخواهم، صد افغان "خویش را بی‌خانه دیدن" همچنین او در قالب رباعی نیز قلم‌آزمایی کرده است: بر سر این عقیده سر خواهم داد، انقلاب می‌باید کرد، این مملکت انقلاب می‌خواهد و بس عشقی چندین غزل نیز در کارنامهٔ خود دارد: امشبم آمادهٔ یار و بزم و شراب است، بر هر درد بی‌درمان دواست، مگو که غنچه چرا چاک‌چاک و دلخون است، هزاربار مرا مرگ به ازین سختی است، عاشقی را شرط تنها ناله و فریاد نیست، در هفت آسمان دگرم یک ستاره نیست، سربازی است و بازی نیست، پایه و بنیاد تو ای عشق بی‌بنیاد باد، دل عشقی چه‌کند گر که هوای تو کند؟ و ... همچنین او قصیده‌هایی نیز سروده است. از جملهٔ این قصاید می‌توان از: کوه الوند که شهر همدان دامنش است، ما را هزار خنده از این گفت‌وگو گرفت، جهان به کام جناب اجل عالی شد، نام دژخیم وطن دل بشنود، خون می‌کند، ای بلهوس تو راستت به سر، خوشا اطراف تهران و خوشا شب‌های شمرانش، نوع بشر و سلالهٔ قابیل جابری نام برد. عشقی سعی در نوآوری در شعر فارسی آن دوره داشت و حاصل این تلاش، این اشعار است: سه تابلوی مریم (ایده‌آل پیرمرد دهگانی)، احتیاج، برگ بادبرده، بشنو و باور مکن، تصنیف جمهوری، رستاخیز، روزگار، غروب سیاه، رستاخیز، مظهر جمهوری، نوحهٔ جمهوری و نوروزی‌نامه.   شخصیت و اندیشه سعید نفیسی تنها فرد در میان تمام معاصران عشقی است که کامل ‌ترین تصویر را از او در خلاصه‌ترین و منصفانه ‌ترین عبارت‌ها ارایه می‌دهد. خانه نفیسی که تنها یک خیابان با کوی عشقی فاصله دارد، دیدارهای آن ۲ را در کافه‌های لاله‌زار، آن‌گونه که قلم شیوای نفیسی روایت کرده، به یاد می‌آورد. از منظر سعید نفیسی، میرزاده عشقی: "بسیار دست و دلباز بود و هرچه عایدش می‌شد، در چند ساعت تمام می‌کرد و هیچ‌وقت اندوختهٔ فردا را نداشت. دوست بسیار کم داشت و ما دوستان معدود او هرچه کوشیدیم، سر و سامانی به کار او بدهیم، خود نگذاشت. تردیدی نیست که «مناعت طبع» داشت و این مناعت طبع با بلندپروازی همراه بود و به‌محض این‌که گشایشی در زندگی او پیدا می‌شد در اندک مدتی تلف می‌کرد... خاصیت بارز شاعری که در بعضی از سخن‌سرایان بوده است، در او نیز بود و آن این بود که با «صاحبان قدرت» نمی‌جوشید و گردن‌فرازی می‌کرد، اما دربارهٔ افرادی که به او نزدیک بودند، فروتن بود. از دیگر خصوصیات عشقی این بود که هیچ‌وقت زیر بار عرف و مقتضیات نمی‌رفت. خشم و نفرتی از اوضاع زمانه داشت و گاهی در این زمینه بسیار بی‌باک و بی‌پروا بود. می‌توان گفت مردی افراطی بود در دوستی و دشمنی و همچنین در موافقت و مخالفت." نقطه پایان شعرهای عشقی به علت عمر کوتاه شاعریش هیچ گاه مجال پخته شدن پیدا نکردند، اما صراحت لهجه، آتشین و تحلیل فنی او در مورد تحولات سیاسی و اجتماعی دوره خودش بسیار مشهود است. به عقیده بسیاری از مورخان، عشقی از مهم‌ترین روشنفکران مولود روشنگری پس از مشروطه بود. او در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ خورشیدی در تهران هدف گلوله افراد ناشناس قرار گرفت و در ۳۱ سالگی، چشم از جهان فرو بست. مزار او در ابن بابویه قرار دارد و شعری بر سنگ مزار او حک شده با این مضمون: خاکم به سر، ز غصه به سر خاک اگر کنم خاک وطن که رفت، چه خاکی به سر کنم؟ من آن نیم به مرگ طبیعی شوم هلاک وین کاسه خون به بستر راحت هدر کنم معشوق عشقی ای وطن ای مهد عشق پاک ای آن که ذکر عشق تو شام و سحر کنم

more_vert رویکرد امام رضا(ع)، الگویی ممتد برای تفکر سیاسی شیعه

ادامه مطلب

closeرویکرد امام رضا(ع)، الگویی ممتد برای تفکر سیاسی شیعه

 دوران امامت امام رضا(ع) از دوره‌های حساس تاریخ سیاسی شیعه به شمار می‌آید. مواضعی که ایشان در مقابل پیشنهاد ولایتعهدی و در مواجهه با سه خلیفه عباسی یعنی هارون الرشید، امین و مامون اتخاذ می‌کنند، حاوی درس‌های ارزشمندی در حوزه تفکر سیاسی شیعه است.

more_vert درباره سیروس گرجستانی

ادامه مطلب

closeدرباره سیروس گرجستانی

 سیروس گرجستانی از محبوب‌ترین و مردمی‌ترین بازیگران نسل قدیم سینما و تلویزیون ایران به شمار می‌آید که کار هنری خود را از تئاتر شروع کرد و سپس در تلویزیون درخشید. نقش آفرینی وی در مجموعه های «متهم گریخت»، «امام علی(ع)» و همچنین فیلم‌های «آدم برفی» و «نهنگ عنبر» هرگز از یادها نخواهد رفت.

more_vert هرمان هسه؛ نویسنده شجاع با اندیشه‌ انسان‌مدارانه

ادامه مطلب

closeهرمان هسه؛ نویسنده شجاع با اندیشه‌ انسان‌مدارانه

 هرمان هسه به‌خاطر قدرتش در نویسندگی و شکوفایی اندیشه و شجاعت ژرف در بیان اندیشه‌های انسان‌مدارانه و سبک عالی نگارش به دریافت جایزهٔ نوبل ادبیات نایل شد.