چرا امام را حذف می‌کنند

چرا امام را حذف می‌کنند

 امام به عنوان بنیانگذار یک ساختار مردم‌سالار نوین دینی تلاش بسیار کردند تا میان این ساختار سیاسی و خواست، حق انتخاب و آزادی مردم و حفظ ارزش ها و اصول، تعادل برقرار کنند.

 

در ادامه یادداشت ۱۲ اسفند ۱۳۹۹ پایگاه خبری جماران به قلم معصومه ابتکار معاون رئیس‌جمهوری در امور زنان و خانواده می خوانیم: تاکید بر مردم سالاری، مقابله با تحجر و جهل مقدس، حق انتخاب، آزادی و حقوق زنان، مقابله امام با دنیا طلبی و مال اندوزی افراطی، همه از مواردی بود که به مذاق عده ای خوش نیامد و مترصد فرصتی بودند تا دیدگاه‌های آن رهبر بزرگ را به صورت تدریجی و پنهان به فراموشی و تحریف بسپارند. بلکه بتوانند منافع فردی، گروهی یا سلیقه و خواست شخصی خود را سیطره دهند.

"این انقلاب بی نام خمینی در هیچ جای دنیا شناخته شده نیست." این کلام مقام معظم رهبری درباره امام خمینی است، اما در ایران تحولاتی در حال وقوع است که از حدود یک دهه پیش آعاز شده و حالا رسیده به اینجا که: نام امام از بیانیه ۲۲ بهمن در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی حذف می شود.

آیا اتفاقی سهوی بوده؟ آیا از شواهد روندی است که در مسیر مواضع رسمی هر انقلابی رخ می دهد؟ یا رخدادی در جهت رویکردی است که از روزهای اول اوجگیری انقلاب اسلامی در تلاش بود تا دیدگاه و اراده خود را برابر اراده امام خمینی قرار دهد؟

اگر چه امام از روز اول اعلام کردند که به پشتوانه مردم آمده تا دولت تعیین کند، عده‌ای به دنبال کمرنگ کردن و حتی حذف نقش مردم در تعیین سرنوشت و تعیین دولت بودند. یعنی در حالیکه در فقه سیاسی امام و رهبری، جمهوریت نقش محوری دارد، عده ای در پی بی اثر کردن رای مردم با ناامید کردن رای دهندگان از مشارکت بوده و هستند.

هنگام رفراندوم جمهوری اسلامی، این جماعت از امام خواستند رفراندوم برگزار نشود و گفتند ضرورتی ندارد؛ زیرا مردم با شرکت در راهپیمایی ها رای خود را اعلام کرده اند. ولی امام بر شکل رسمی رای گیری آزاد مثل همه نظام های انتخاباتی جهان اصرار ورزیدند.

گروه مورد بحث در مجلس خبرگان قانون اساسی هم سخنانی داشتند که امام به ایشان تذکر دادند: با توکل به خدا و تکیه به رای و نظر وکالت از مردم باید خواسته های آنها را وکالت کنید حتی اگر شما تشخیص می دهید تشخیص مردم اشتباه است.

مخالفت امام با چنین رویکردی فقط به موضوع مردم‌سالاری محدود نمی شد و موارد متعددی بود که ایشان در سخنان خود علیه تحجر، خرافات و جهل مقدس موضع گرفتند و یا در عمل مقابله کردند. از جمله در نامه به آقای قدیری (صحیفه امام، جلد ۲۱، صفحه ۱۵۲) نوشتند تحت تاثیر مقدس نماهای بی‌سواد قرار نگیرید.

امام خمینی برخلاف منویات آشکار عده‌ای برای حذف زنان که هنوز هم ادامه دارد، طی حدود ۱۱ سال رهبری بر جمهوری اسلامی گویی رسالت خود را در بازتعریف جهشی روزآمد و پیشرو از زنان مسلمان می دیدند. مثل روزهای ظهور و بروز انقلاب که عده‌ای با حضور زنان در راهپیمایی‌ها مخالفت می‌کردند ولی امام آشکارا از حضور آنها حمایت کردند.

پس از پیروزی انقلاب همان عده، حضور زنان در جمعیت های بیعت کننده با امام در مدرسه رفاه را غیرضروری می دانستند که باز ایشان مخالفت کردند و تعبیرشان این بود که همین ها انقلاب کردند و صاحب انقلاب هستند.

در سال‌های اول بازگشایی دانشگاه ها نیز به امام گزارش دادند می خواهند بین دختران و پسران دیوار بکشند که باز ایشان برخورد فوری کرده و یک شبه دستور دادند دیوارها برداشته شود.

این مدعیان متحجر یک روز به حضور زنان در تلویزیون اشکال گرفتند و یک روز در دانشگاهها به استادان زن در کلاس های مختلط، اما امام بارها به بازتعریف چهره و جایگاه زن مسلمان پرداختند و بر نبودن محدودیت برای پیشرفت زنان تاکید داشتند و تنها موازین اخلاقی و انسانی را به عنوان حدود الهی مورد تاکید قرار دادند.

اصرار امام خمینی و بعد هم استمرار این سیاست توسط مقام معظم رهبری زمینه را برای رشد و بهبود وضعیت زنان امکان پذیر کرد و ایشان نیز با چنین مواردی از تعصب و جهل مواجه شدند و بارها منع و مقابله کردند.

امام به عنوان بنیانگذار یک ساختار مردم سالار نوین دینی تلاش بسیار کردند تا میان این ساختار سیاسی و خواست، حق انتخاب و آزادی مردم و حفظ ارزش ها و اصول، تعادل برقرار کنند. در همین راستا بود که امام خمینی بر اصل «میزان رای ملت است» تاکید می کردند و نهی ایشان از حضور نظامیان در سیاست، همچنین نفی حضور روحانیون در مقطع اول انقلاب و آنهایی که کار اجرایی نمی‌دانستند، برای توازن قدرت به نفع مردم بود.

حتی زمانی که عده‌ای رزمنده دل سوخته از جبهه بازگشتند و در خیابان ولیعصر با صحنه هایی که با سلیقه آنها سازگاری نداشت مواجه شده و برخورد سختی داشتند، امام موضع گرفتند و برخورد آنها را نادرست دانستند و وقتی گفتند اینان برخی از فرماندهان هستند، باز امام از موضع خود کوتاه نیامدند.

بنیانگذار جمهوری اسلامی در ادامه سیاست هایش، در هیئتی که ۲ سفیر برای ارایه پیام به گورباچف معرفی کردند، یکی را زن؛ خانم مرضیه دباغ قرار دادند و در واقع اولین سفیر زن را امام با رعایت اصل ۵۰-۵۰ اعزام کردند.

تاکید بر مردم سالاری، مقابله با تحجر و جهل مقدس، حق انتخاب، آزادی و حقوق زنان، مقابله امام با دنیا طلبی و مال اندوزی افراطی، همه از مواردی بود که به مذاق عده ای خوش نیامد و مترصد فرصتی بودند تا دیدگاه‌های آن رهبر بزرگ را به صورت تدریجی و پنهان به فراموشی و تحریف بسپارند. بلکه بتوانند منافع فردی، گروهی یا سلیقه و خواست شخصی خود را سیطره دهند.

در نهایت آنچه مد نظر و خواست گروه اقلیت تمامیت خواه و اقتدارگرا بود و هست، حذف مرام امام خمینی از سیاست های کشور و نام او از بیانیه های رسمی است.

امام خمینی علاوه بر قدرت تحلیل، آینده‌نگر نیز بوده و انحرافات را پیش بینی می کردند. مسیر ایشان و مقام رهبری روشن است.

اسلام انقلابی جاذبه های زیادی دارد که باید برای نسل امروز مشخص شود تا مبادا به این نام، انقلاب به دست نامحرمان و نااهلان بیفتد. قدرت تحلیل و اجتهاد برای انطباق احکام الهی با شرایط زمانه و دوران معاصر امری کلیدی است. حکمرانی باید بتواند براساس این اجتهاد گره های زندگی مردم را باز کند و برای آینده افق گشایی نماید. این مهم را امام خمینی مد نظر داشت و مشی و برداشت های ایشان شاهد مخالفت و مقابله با متحجران بود.

مطالب مرتبط

مطالب پربیننده

امروز
هفته
ماه

عضویت در خبرنامه