معرفی شخصیتها
اندیشه‌ورزی، شالوده اصلی تفکر و آثار ابوالقاسم فردوسی
تاریخ 02 بهمن 1399 ساعت 00:28:22
کد خبر: 015745
اندیشه‌ورزی، شالوده اصلی تفکر و آثار ابوالقاسم فردوسی

 ابوالقاسم فردوسی، شاعر بزرگ ایران زمین و پرچمدار تفکر ایرانی و اسلامی است؛ اندیشمندی برجسته که تمامی عمر گرانبهای خویش را صرف سرودن شاهنامه کرد، اثری که تمام اندیشه او از آن نمایان می‌شود و بازتابی از ایران کهن و تاریخ آن است.

حفظ هویت ایرانی و اسلامی دغدغه بسیاری از اندیشمندان ملت بزرگ این سرزمین است. در این میان حکیم بزرگ و سخندان ابوالقاسم فردوسی اندیشمندی است که پرچمدار تفکر ایرانی و اسلامی به شمار می رود؛ به عبارت دیگر او حلقه پیوند اندیشه ایران باستان و ایران اسلامی بود. وی می کوشید که با شناخت مشکلات موجود در ایران عصر خویش و با استفاده از تاریخ ایران گذشته و اعتقادهای اسلامی راه حل هایی اثربخش ارایه دهد. طرز تفکر، رشد اجتماعی، سطح فرهنگی، دلبستگی، طبقه اجتماعی، تمکن و تحول مالی دغدغه از میان رفتن فرهنگ ایرانی و مانند اینها از مهمترین عواملی به شمار می رفت که انگیزه فردوسی را در تلاش برای نجات گذشته و اندیشه ایرانی تشکیل می داد. (۱)

فردوسی تمامی عمر خویش را که گرانبهاترین سرمایه وی بود، روی شاهنامه گذاشت؛ اثری که تمام اندیشه او از آن نمایان می شود و بازتابی از ایران کهن و تاریخ آن است. بنابراین برای فهم باورها، آداب و رسوم و جلوه های زندگی ایرانیان از نگاه فردوسی باید به شاهنامه گذر کرد. اثری که در یک هزاره، بزرگ ترین اثر ملی یک ملت را تشکیل داده و او را منادی عزت و شرف ایران و ایرانی و شاهنامه را معتبرترین سند هویت تاریخی و ملی ایران کرده است. شاهنامه مجموعه منسجمی از اساطیر باستانی، روایت های تاریخی سنتی و داستان های پهلوانی است که سرگذشت ایران را در چارچوب و آرمان ملی منعکس می کند. این کتاب ارزشمند، داستان رویارویی خصلت های نیک و بد، پهلوانان و جباران، عناصر اهورایی و اهریمنی و جلوه گاه امیدها و ناامیدی ها است. (۲)

 

زمینه های عملی شکل گیری اندیشه فردوسی

منابع مختلف درباره ابوالقاسم فردوسی به عنوان لقب و کنیه و فردوسی به عنوان تخلص وی اتفاق نظر دارند اما در خصوص نام، نام پدر اختلاف نظر دارند. زادگاه وی روستایی به نام باژ از منطقه طوس است. نهضت های استقلال خواهی و ایران دوستی در سده های سوم و چهارم قمری در ایران همزمان با زندگی فردوسی افزایش می یابد و مردم ایران با پذیرش اسلام آرام آرام خود را از زیر فشار خلافت رها می کردند. از این رو شاهد به قدرت رسیدن سلسله های گوناگون در مناطق مختلف ایران هستیم. یکی از ویژگی های آشکار دوران فردوسی به قدرت رسیدن سلطان محمود در غزنه است. (۳) شاید این گونه بتوان فردوسی را از منظر سیاسی بیان کرد که وی متعلق به جریان فکری است که درصدد احیای تمدن و فرهنگ ایران زمین در چارچوب اندیشه های شیعی است. وی با محوریت ادب فارسی دست به نگارش شاهنامه زد و زمینه های سیاسی- اجتماعی و فکری این دوران را به اختصار بیان کرد. (۴)

زمینه های نظری اندیشه فردوسی

دانای طوس در ابراز عقیده خویش چنان بی پروا بود که با صراحت اعتقاد خویش را بیان می کند. آن چنان که بر می آید، وی در اصول و عقاید نزدیک به طریقه معازله بوده است. فردوسی تلاش کرده از جزیی ترین تا کلی ترین مسایل درونی و بیرونی جامعه ایرانی را به نمایش بگذارد. با وجود تباین و تفاوت شرایط تاریخی، اجتماعی و فرهنگی که در برابر تهاجم ها و مصیبت های طبیعی، رقابت و جنگ ها بود در همه جا بر ریشه های مثبت رفتاری و بارزترین خلق های مردم ایران نیز اشاره دارد. سعی فردوسی بر این است که نقاب را از هویت تمدن ایران باستان برداشته و نشان دهد که نزدیک ترین تمدن به تمدن اسلام نبوی و علوی، تمدن ایران باستان است. (۵)

دغدغه های فردوسی در شاهنامه

عصر و زمانه فردوسی دچار سستی شده بود و همه تلاش ها برای رهایی و گذار از این دوره صورت می گرفت. فردوسی از یک سو با شرایط متفاوت سیاسی و اجتماعی رو به رو بود و از طرف دیگر عدم همخوانی اعتقادهای وی و فرهنگ مورد نظر او با شرایط حاکم، فضایی متفاوت را رقم می زد. فردوسی در نگاه به جامعه عصر خویش مشاهده می کند که جامعه ایرانی در برخی موارد از اصل خویش بازمانده یا فاصله معناداری گرفته است، از این رو می کوشد که پس از فهم مشکلات، راه حل های مورد نظر را ارایه دهد. به عبارت دیگر دغدغه اصلی فردوسی از نگارش شاهنامه فهم وضع موجود و ترسیم راهکارهای مناسب برای رسیدن به وضع مطلوب است که همان تکیه بر فرهنگ اصیل ایرانی در چارچوب اسلام شیعی است تا بتوان تمدن جدید ایرانی و اسلامی را پایه ریزی کرد. شاهنامه منظومه‌ای است که در آن واژگان به طور منظم دو به دو در برابر یکدیگر قرار گرفته و در نبردی دائمی در مقابل هم قرار دارند. از یک طرف خیر، روشنی و راستی قرار گرفته و در طرف دیگر شر، تاریکی و دروغ قد برافراشته است و اگر آنها را در کنار تلاش فردوسی برای فهم زمانه خویش و ارایه راهکارهای لازم برای درمان آن قرار دهیم، مشاهده می شود که جامعه عصر فردوسی با مجموعه ای از بحران و ناملایمات روبه رو بوده است که ضعف ها، مشکلات و در نهایت زمینه ناکارآمدی فرهنگ ایرانی را فراهم کرده است. (۶)

خردگرایی

شاید بتوان گفت که نخستین دغدغه فردوسی جایگاه دانش و معرفت در جامعه و تصمیم سازی کشور است که آن را میزانی برای رشد و توسعه و در مقابل عقب افتادگی می داند. از این رو افزون بر نکوهش از جهل و نادانی، توانمندی، دانش و آگاهی را ثروت بزرگ دانسته است، به بیان دیگر هیچ اندیشمندی همچون فردوسی به خرد ارزش و بها نداده است. خرد، شالوده اصلی تفکر و اندیشه فردوسی است که از او اندیشمندی خلاق و مبتکر ساخته است. او در مزمت نابخردی و نادانی چنین می سراید:

زنادانی و دانش و راستی / زکمی و کژی و از کاستی

در اندیشه فردوسی تمامی ابعاد و چارچوب یک نظام سیاسی متصور است و بر آنچه در یک اجتماع سیاسی و انسانی واجب است، تاکید می شود. او اعتقاد دارد که هیچ طبقه ای بر طبقه دیگر ترجیح ندارد و در عین حال معتقد به یک نظم، سلسله مراتب، عدالت و غیره است که اجرای آن به ارتقای سلامت و بهبود جامعه و حرکت به سوی وضع آرمانی کمک می کند. از این رو برقراری امنیت در جامعه را که مسیر اصلی حرکت رسیدن به مدینه فاضله است از راه عدل جستجو می کند. (۷)

بدان ای گرامی نیکو نهاد/ بباید که کوشی به عدل و به داد

به داد و رهش گیتی آباد راد/ دل زیر دستان خود شاد دار

حکیم فردوسی محور بنیادین پیوند میان جامعه و رهبران آن را در عدل می داند و در واقع خروج از بحران امنیتی را در اقامه عدل می پندارد و آن را از مسیر رهبری صحیح با اندیشه های ناب دینی جستجو می کند، به عبارت دیگر در بیان درمان جامعه پس از جستجوی ظلم و بی عدالتی در آن راه برون رفت را در دادگستری می بیند و تاکید بر آن دارد.

بسی آزاد و سودمندی گزین/ که این است فرهنگ و آیین و دین

فردوسی در تلاش است که افزون بر بیان وضع موجود و نابسامانی ها در عرصه های گوناگون راهکارهای مناسب را در رسیدن به وضع آرمانی ارایه دهد تا ایران اسلامی را به سربلندی رهنمون کند، به تعبیر استاد محیط طباطبایی، فردوسی به معنای تمام کلمه شاعر ملی کشور ماست. آمال، افکار، دین، مذهب، زبان و شیوه بیان ما از شاهنامه او نیرو می گیرد. در یک کلام می توان چنین گفت که همخوانی و همگویی سیر تاریخ ایران با اندیشه و اعتقاد فردوسی و آموزه های شاهنامه، امر قابل تأمل و معناداری است و زمینه بسیار خوبی برای بررسی نقش فردوسی در شکل گیری وضع ایران کنونی یعنی کشوری اسلامی، شیعی و مستقل است. (۸)

منابع:

۱. پرهام باقر، با نگاه فردوسی، مبانی نقد خرد سیاسی در ایران، تهران، نشر مرکز تهران

۲. دبیر سیاقی، ‌سیدمحمد، زندگیناه فردوسی، بی جا

۳. رضوی، مسعود، در پیرامون شاهنامه، چاپ اول، تهران، نشر جهاد دانشگاهی

۴. زریاب خویی، عباس، جستاری چند در شاهنامه، بی جا

۵. صفا، ذبیح الله، تاریخ ادبیات ایران، چاپ دهم، انتشارات فردوسی

۶. طباطبایی، محیط، فردوسی و شاهنامه، تهران: انتشارات امیرکبیر

۷. قریب، مهدی، ‌ بازخوانی شاهنامه؛ تاملی در اندیشه های فردوسی، تهران، نشر توس

۸. یغمایی، اقبال، زگفتار دهقان، چاپ سوم، تهران، انتشارات طوس