مقالات سیاسی جهان
ایران و رفتن ‌غیرمتعارف‌ترامپ
تاریخ 01 آذر 1399 ساعت 18:37:18
کد خبر: 014698
ایران و رفتن ‌غیرمتعارف‌ترامپ

روزنامه اعتماد در مطلبی آورد: بانیان تحریم‌های تروریستی علیه مردم ایران روزی باید محاکمه شوند و در این شرایط خطیر که کرونا کشتار می‌کند اعمال‌شان مصداق روشن جنایت علیه بشریت شمرده شود و سکوت دیگر کشورها هم خبر از دنیایی می‌دهد که در آن اخلاق انسانی بیش از هر زمان دیگری رنگ باخته است.

روزنامه اعتماد یکم آذر یادداشتی به قلم جعفر گلابی منتشر کرد و نوشت: لعنت بر تحریم‌ها، لعنت بر واضعان و کاسبان و طالبان تحریم‌ها که اگر نبودند ایران هم می‌توانست مثل بسیاری از کشورها قاطع‌ترین راه برای مبارزه با کرونا یعنی تعطیلی کامل و قرنطینه شهرهارا به اجرا بگذارد و از شدت اپیدمی بکاهد و پس از آن با محدودیت‌های ملایم‌تر مبارزه خویش را ادامه دهد.

البته از ابتدا باید شدت توفانی که در راه است تشخیص داده می‌شد و از انواع فرصت‌هایی که داشتیم استفاده می‌کردیم که نکردیم در حالی که ما با توجه به مشکلات‌مان بیش از هرکشور دیگری باید انبوه احتیاط‌ها و اقدامات تامینی را با قاطعیت و مستمرا پی می‌گرفتیم... بماند. در این وانفسای سوزان و پرملال و محاصره مشکلات ما می‌توانستیم از تحریم‌ها و تشدید آنها جلوگیری کنیم و با ورق پاره خواندن قطعنامه‌های ضد ایرانی به استقبال این همه مصائب برای ملت خود نرویم.

واقعیت آن است که تحریم‌ها بد بلایی برای کشور است و حتی در صورت خودکفایی کامل در همه زمینه‌ها با عدم ارتباطات پایدار با کشورهای مختلف و عدم مبادلات آسان تجاری و ارزی نمی‌توانیم رونق اقتصادی را به دست آوریم. در حال حاضر حتی قدرت‌های بزرگ اقتصادی جهان بخش بزرگی از موفقیت‌های خیره‌کننده خود را مدیون مبادلات گسترده با دیگر کشورها هستند و بی‌اغراق اگر از آن محروم شوند یا خود را محروم کنند بحران‌های بزرگی برای‌شان پدید خواهد آمد.

حالا دیگر مردم تحریم‌ها را با گوشت و پوست و استخوان خود لمس کرده‌اند و اگر در خیابان از آنها پرسیده شود نخواهند گفت تحریم اصلا چیست!؟ حالا تولیدکنندگان، بازرگانان، کارخانه‌داران، فعالان اقتصادی، کشاورزان، کارگران و حتی دستفروشی که معنای تورم را خوب فهمیده است امید به رفع تحریم‌ها بسته‌اند تا به ‌کار معمول خویش بپردازند و زندگی کنند.

اما به نظر می‌رسد ما نه‌تنها با این نقطه فاصله داریم و انواع مشکلات داخلی و خارجی در رسیدن به آن وجود دارد بلکه قبل از تبادل قدرت در کاخ سفید خطراتی وجود دارد که عبور از آن هوشمندی و خویشتنداری و کم کردن حساسیت‌ها یک ضرورت سیاستمدارانه است. برخلاف برخی تمایلات ترامپ‌نوازانه در داخل وی کینه عجیبی نسبت به کشورمان دارد و ضمن تشدید بی‌امان تحریم‌ها در همین زمان باقیمانده اگر خطری به وجود آورد بعید نیست البته بایدن هم بیاید دنبال منافع امریکاست و اگر ما خود برای مشکلات‌مان چاره‌یابی نکنیم و فرصت‌ها را یکی پس از دیگری از دست بدهیم تغییر چندانی حاصل نخواهد شد.

هرچند درز پیدا کردن موضوع حمله به تاسیسات هسته‌ای نطنز را می‌توان بخشی از یک جنگ روانی دانست ولی هیچ کشوری از کنار چنین اخباری حتی اگر جنبه شایعه بودنش وجود داشته باشد به سادگی عبور نمی‌کند. ترامپ اگر برود می‌خواهد رفتنش را به کام خود امریکایی‌ها هم تلخ کند چه رسد به ملت‌هایی که هدف خصومت آشکار اویند. باید بر کینه شتری نهفته در دل یک رییس‌جمهور مستبد و غیر متعارف دست‌های پیدا و پنهان داخلی و خارجی که از آرامش در ایران متنفرند و متضرر هم می‌شوند افزود و هوشیار و صبور به مدیریت اوضاع پرداخت.

نتانیاهو و بن سلمان از جمله کسانی هستند که شخصا از تحولات موجود بیمناکند و وفق مراد خود را در رویدادهای جاری نمی‌بینند. آنها و دیگر طالبان تحریم و مشتاقان تشنج دایمی در روابط ایران و امریکا ممکن است در همین دو ماه باقیمانده از تصدی غیر متعارفین در کاخ سفید اوضاعی به وجود آورند که دو کشور در مقابل عمل انجام شده قرار گیرند و بر پیچیدگی و تعلیق‌های خسارت‌بار کنونی بیفزایند.

در برابر مجموعه بدخواهان و تشنج‌طلبان هوشمندی و خویشتنداری از نشانه‌های عقلانیت و مسوولیت‌پذیری است. اینجا دعوای میان چند سیاستمدار در دوسوی آب‌ها مطرح نیست، اینجا پای منافع ملتی در میان است که در اوج مشکلات اقتصادی با طغیان کرونا دست و پنجه نرم می‌کند، منافع و امنیت مردمی که بارها تمایل خود به یک زیست آرام و عزتمندانه را ابراز کرده‌اند.

متاسفانه عده‌ای تمایل به کم شدن تشنج پیرامون کشورمان را به ترس و زبونی نسبت می‌دهند و به روی خود نمی‌آورند که در حاشیه هر تشنجی این سفرهای مردم است که کوچک می‌شود و انواع ناهنجاری فوران می‌کند و در تنور سوزان فقر این محرومان جامعه هستند که می‌سوزند و هرچه صبر می‌کنند گشایشی که از راه نمی‌رسد هیچ، بلکه بر ناملایمات افزوده می‌شود. شجاعت در درک مردم و فداکاری در محور قرار گرفتن منافع آنها نهفته شده است.

اگر انقلاب به وسیله محرومان جامعه به ثمر نشست و اهداف اصلی‌اش برای آنها تعریف می‌شود صبر انقلابی چک کشیدن بی‌حساب از سفره و جیب وصله‌دار آنها نیست. یک زندگی ساده بدون فشار انواع ناهنجاری‌ها و تلاطم‌ها و محرومیت‌ها و تبعیض‌ها چیز زیادی نیست که مردم بخواهند و عده‌ای به هر مناسبتی در ماجراآفرینی اسراف کنند و آرامش را از جامعه بستانند.