معرفی شخصیتها
پرویز کلانتری؛ هنرمند نوگرا و نقاش مناظر خاک‌آلود ایران
تاریخ 07 خرداد 1399 ساعت 21:34:47
کد خبر: 012773
پرویز کلانتری؛ هنرمند نوگرا و نقاش مناظر خاک‌آلود ایران

 پرویز کلانتری از جمله نقاشان مطرح نوگرای ایران به شمار می‌آید که جلوه و جایگاه هنرنمایی او مرزهای جغرافیایی را در نوردیده و در سراسر جهان به عنوان هنرمندی مدرن و خلاق شناخته می‌شود. او که از پایه‌گذاران سبک کاهگلی محسوب می‌شود و از ابتدا علاقه فراوانی به ترسیم مناظر خاک آلود در ایران از خود نشان می‌داد.

پرویز کلانتری در نخستین روز فروردین ۱۳۱۰ خورشیدی در زنجان زاده شد. پدر و مادرش از اهالی طالقان بودند اما به دلیل شغل پدر سال ها در زنجان اقامت داشتند و پرویز نیز در زنجان متولد شد و تا سه سالگی در آن شهر زندگی کرد.

وی از کودکی علاقهٔ خود را به رنگ‌ها نشان داد و به گفتهٔ خودش از کودکی با خط خطی کردن دیوار همسایه‌ها، کشیدن نقاشی انتزاعی را تمرین می‌کرد.

پدرش کارمند اداره راه و مادرش خانه‌دار بود. دوران تحصیل را در دبستان علامه و دبیرستان شرف تهران گذراند.

او در ۱۳۳۰ خورشیدی به دانشکده هنرهای زیبای تهران وارد شد و در ۱۳۳۸ خورشیدی در رشته هنرهای تجسمی دانش‌آموخته شد.

کلانتری در دانشکده هنرهای زیبا با همایون صنعتی‌زاده رییس آن وقت دانشکده آشنا شد و این آشنایی باعث راهیابی وی به مؤسسه انتشاراتی فرانکلین که ناشر کتاب‌های درسی و نشریه پیک بود، شد و این گونه بود که او به تصویرگری در کتاب‌های درسی روی آورد.

او از ۱۳۳۴ تا  ۱۳۴۷ خورشیدی به استخدام سازمان برنامه و بودجه درآمد و پس از آن به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتقل شد و در آن سازمان فعالیت داشت.
کلانتری در مراکز هنری از جمله دانشکدهٔ هنرهای زیبای تهران و کالج هنری کودکان در کالیفرنیا کار کرد و مدتی نیز مدیر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در تهران بود.

وی نمایشگاه‌های گروهی و انفرادی بسیاری در داخل و خارج از ایران برگزار کرد. یک اثر از آثار این نقاش برجسته در فهرست تمبرهای ویژه سازمان ملل به چاپ رسیده‌است. هم چنین تابلوی مشهور شهر ایرانی از نگاه نقاش ایرانی او در مقر سازمان ملل قرار دارد.
کلانتری از ۱۳۵۳ خورشیدی با شروع نقاشی‌های کاهگلی، دورهٔ تازه‌ای را در زندگی هنری خود آغاز کرد که تا پایان عمر آن را ادامه داد. تابلوهای او جلوه‌ای ملموس از زندگی مردمان کویر و ساحل را در خود دارد. او بیش‌تر با تابلوهای کاهگلیش شناخته می‌شود  و حتی بسیاری او را پایه‌گذار سبک کاهگلی می‌دانند اما به گفتهٔ خودش پیش از او مارکو گریگوریان نخستین فردی بود که این کار را کرد، هرچند شیوهٔ کلانتری برخلاف گریگوریان که انتزاعی و مدرن بود، ملایم تر و طبیعی تر است. وی می‌گوید «من نقاش مناظر خاک آلود مملکتم هستم» به همین دلیل است که او در بیش تر کارهایش فضاها و نمادهای روستایی و بومی را تصویر می‌کند. وی هم‌چنین از هنرمندان بنام مکتب سقاخانه است.
او به نویسندگی و روزنامه‌نگاری نیز پرداخت و چند مجموعه داستان منتشر کرد، کتاب‌های "ولی افتاد مشکل ها"، "چهار روایت" و "نیچه نه، فقط بگو مشد اسماعیل" از جمله آثار اوست. از وی هم چنین مقالات هنری متعددی در خصوص ارتباط هنر و هنرمند ایرانی، در نشریات ایرانی منتشر شده‌است.
پرویز کلانتری در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۵ خورشیدی پس از مدت طولانی بیماری درگذشت.

پرویز کلانتری از زبان خودش
در بخشی از نوشته پرویز کلانتری که در وصف خودش نگاشته شده، می خوانیم: سال ها پیش کودکی با قطعه زغالی توی کوچه روی دیوار خانه شان نوشت: اگر می خواهی مرا بشناسی سر این خط را بگیر و بیا. او خط را پیچاند و پیچاند و رفت روی دیوار کناری و بعد روی دیوار همسایه، رفت تا انتهای کوچه و خط را ادامه داد تا کوچه های بعدی تا اینکه ناگهان متوجه شد در یک محله غریبه گم شده است. شروع کرد به گریه و زاری چون گمشده بود. البته طبیعی بود که سر آن خط را دوباره بگیرد و برگردد سر جای اول. اما از آن جا که خط را در هم پیچانده بود دیگر نمی توانست این کار را انجام دهد.
حالا ببینیم قضیه چه بوده است؟ اصلا کسی قرار نبود این بچه را بشناسد که سر آن خط را بگیرد و آن را دنبال کند تا بداند این بچه کیست. در واقع معنای روانشناختی این کار چنین است که این بچه می خواست خودش خودش را بشناسد و در وادی خودشناسی بود که رفت و گم شد. حالا سال ها گذشته است و من همچنان او را می بینم که در حال خط کشیدن است تا خودش را پیدا کند.
در صبح روز شنبه نخستین روز هفته و نوروز ۱۳۱۰ خورشیدی هنگام طلوع آفتاب و در لحظه تحویل سال کودکی به دنیا آمد. همین که چشم گشود و سفره هفت سین را دید گفت: نوروزتان مبارک. از این رو نام پرویز بر او نهادند. در ۲ سالگی پیراهن سفید بلندی به تن داشت و از مادرش می خواست دکمه های رنگین گوناگون بر آن پیراهن بدوزد. کودکی با پیراهن عجیب و غریب که سرتا پا پوشیده از دکمه های الوان بود. در ۲ سالگی عشق خود را به رنگ ها نشان داد و در سه سالگی با خط خطی کردن در و دیوار همسایه ها به جکسون پولاک نشان داد که چگونه باید نقاشی انتزاعی ساخت. البته جکسون پولاک هیچگاه از همسایه ها کتک نخورد.
امروز هم در میان انبوه خاطرات پراکنده هنوز او را می بینم که در هفت هشت سالگی با قطعه زغالی روی دیوار می نویسد: اگر می خواهی مرا بشناسی سر این خط را بگیر و بیا.

 

سبک هنری پرویز کلانتری

نقاشی‌های پرویز کلانتری جست‌وجویی است، برای فراخوانی یک آرمانشهر؛ یک سرزمین موعود آکنده از آرامش، تعادل و زیبایی که پیوسته در آثار او ظاهر می‌شود. این مضمون که در سالیان متمادی در آثار او دیده می‌شد، تلاشی برای تولد دوباره یک سرزمین بود، یک مکان آرمانی که معلوم نیست، نقاش آن را در خواب دیده یا در خلال رویاهایش بدان جان بخشیده بود.

به نظر می‌رسد، نقاشی برای او بهانه ترسیم آن سرزمین موعود بود که گویی میعادگاه آرامش روح، نیک‌بختی و سعادت است.

پرویز کلانتری بی‌شک یکی از مهمترین چهره‌های هنر نوگرای ایران و از جمله فعال‌ترین نقاشان معاصر بود. آثار کلانتری هم‌چنان که سرشار از عشق به زمین است، تصویری سهل و ممتنع از زندگی ساده و بی‌آلایش مردمان کویر ایران را پیش روی بیننده می‌گذارد. این دل مشغولی همیشگی هنرمند در طول دهه‌ها از تصویرسازی‌های کتاب‌های درسی کودکان و نوجوانان گرفته تا نقاشی‌های کاه‌گلی‌اش، ترکیبی دلپذیر از دغدغه‌ «هویت» و رازآمیزی «خیال» است، همچون ترکیب «کاه» و «گل». 

 عنوان اثر : واحه
این اثر در اکتبر ۲۰۱۵ در حراج کریستیز دبی ارایه شده است.

در اثر حاضر، کلانتری در عین حال که سنت‌گرایی هنری را نفی می‌کند، به شکلی آشکار به سنت می‌پردازد. از یک سو مدرن است و از سوی دیگر مانند نقاشان کلاسیک، اثرش سرشار از سادگی افراطی است. به همین خاطر است که شاید، تشخیص جایگاه آثار او در مطالعات تاریخ هنر مدرن و معاصر ایران گاهی دشوار می‌نماید، چرا که همچون شخصیتش، در حرکتی سیال، میان جهانی کمینه‌گرا و مدرن و مکاشفه‌ای شاعرانه و نوستالژیک‌ در کالبد معماری ایرانی غوطه‌ور است.  او مصداق هنرمندی است که تصویری از زادبومش خلق می‌کند. عنصر اصلی در نقاشی حاضر با عنوان «واحه»، خاک است که به طور مستقیم از عناصر چهارگانه حکمت ایرانی، سرچشمه می‌گیرد. وجود ۲ عنصر آفتاب و خاک و به خصوص استفاده هوشمندانه از نور با ۲ جنبه فیزیکی و شکل مقدس آن، در کنار به تصویر کشیدن گنبد فیروزه‌ای و نقش مایه‌های ایرانی ـ اسلامی در مرکز اثر، پایان‌بندی چشم‌نواز کلانتری برای روایت شنیدنی‌اش از دغدغه‌های فرهنگ و هنر زادگاهش است.

نقاشی پرویز کلانتری در ویژگی‌های تکنیکی و موضوعی، عناصری تازه را به هویت پیشین هنر می‌افزاید. هر خشت و هر دیوار در این تابلو حرفی دارد و رازی را در خود پنهان کرده، از حوادث جهان ایرانی گرفته تا گذشت زمان. شایان ذکر است، اثر پیش رو از نمونه‌های شاخص کارنامه هنری پرویز کلانتری و متعلق به دهه پایانی زندگی هنرمند است که تاحد زیادی نشانگر میزان پختگی اندیشه هنرمند در کار نقاشی‌اش است.