more_vert واکاوی یک‌صد سال حق اعتراض قانونی

ادامه مطلب

closeواکاوی یک‌صد سال حق اعتراض قانونی

 با نگاهی به قوانین اساسی کشور طی حدود یک سده گذشته می‌توان شاهد تفاوت و اشتراکات معناداری در زمینه حق اعتراض و برگزاری تجمعات بود. بررسی مقایسه‌ای، یکی از روش‌های رایج در مجامع علمی برای شناخت بهتر و عمیق‌تر موضوعات و پدیده‌های مختلف است. این بررسی مقایسه‌ای است که می‌تواند ضعف‌ و کاستی‌ها و نقاط قوت یک پدیده را بهتر عیان‌کند، چرا که همه امور کمّی نیستند تا بتوان آنان را با عدد و رقم بررسی کرد. بنابراین ارزیابی امور کیفی بدون مشخص کردن معیار و نمونه‌های مشابه امری دشوار است. انقلاب مشروطه که در سال ۱۲۸۵ به پیروزی رسید بدون تردید یکی از تحولات مهم تاریخ ۱۵۰ سال اخیر ایران است که توانسته ابعاد مختلف جامعه ایرانی را تحت تاثیر خود قرار دهد. یکی از دستاوردهای انقلاب مشروطه، قانون اساسی و متمم آن است که در تاریخ ایران متنی تحت عنوان قانون اساسی تا به آن روز بی بدیل بود. از سوی دیگر، انقلاب اسلامی هم پدیده دیگری است که دهه‌ها بعد از مشروطه‌خواهی توانست جامعه ایران را دچار تغییر و تحولات ریشه‌دار و عمیق کند. انقلاب اسلامی هم منتج به تدوین قانون اساسی شد که در طول چهار دهه گذشته مبنای اداره کشور قرار گرفته است.اصل بیست و یکم متمم قانون اساسی بیان می‌کند «انجمن‌ها و اجتماعاتی که مولد فتنه دینی و دنیوی و مخل به نظم نباشند در تمام مملکت آزاد است ولی مجتمعین با خود اسلحه نباید داشته باشند و ترتیباتی را که قانون در این خصوص مقرر می‌کند باید متابعت کنند. اجتماعات در شوارع و میدان‌های عمومی هم باید تابع قوانین نظمیه باشند.»یکی از مواردی که در هر دو متن به آن پرداخته شده، به رسمیت شناختن حق اعتراض مردم است. قانون اساسی مشروطه و متمم آن و همچنین قانون اساسی جمهوری اسلامی برحق اعتراض و نظارت همگانی مردم صحه گذاشته‌اند. اصل ۲۱ متمم قانون اساسی مشروطه و اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی موید همین مساله است. قانون اساسی مشروطه در ۱۳ مرداد ۱۲۸۵ خورشیدی به امضای مظفرالدین‌شاه رسید و تا سال ۱۳۵۷ که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید همچنان مبنای حقوقی ساختار سیاسی کشور بود. این قانون ۵۱ ماده داشت که بیشتر به طرز کار مجلس شورای ملی و مجلس سنا مربوط می‌شد، به همین دلیل در آغاز به نظامنامه نیز مشهور بود. چون این قانون بعد از موفقیت مشروطه‌خواهان در گرفتن فرمان مشروطه و با عجله تهیه شده بود و در آن ذکری از حقوق ملت و سایر ترتیبات مربوط به رابطه اختیارات حکومت و حقوق ملت نبود، متمم قانون اساسی تهیه و به تصویب مجلس رسید. آزادی اجتماعات و تظاهرات یکی از مظاهر دموکراسی است که مردم می‌توانند با مشارکت عملی و حضور مستقیم در صحنه حرف خود را بدون واسطه به گوش زمامداران برسانند. نویسندگان متمم قانون اساسی هم تحت تاثیر جنبش‌های مشروطه خواهی در کشورهای اروپایی و توجه به حق اعتراض مردم، در متمم قانون اساسی مشروطه به مسئله حق اعتراض مردم توجه کرده و به آن رسمیت بخشیدند. متمم قانون اساسی مشتمل بر ۱۰۷ اصل است که اساس اصلی مشروطیت، حقوق ملت و سلطنت در آن چارچوب‌بندی شده است. همچنین تفسیر قوای سه گانه‌ی مملکت و اصول مربوط به عدلیه و مالیه نیز در این متمم درج شده است. اصل ۲۱ نیز که حق اعتراض و تشکیل تجمعات را بیان کرده هم در این متمم گنجانده شده و در متن اولیه قانون اساسی مشروطه اشاره‌ای به بحث تشکیل تجمعات و راهپیمایی‌ها نشده است. یکی از اَشکال اعلان اعتراض همگانی برگزاری تجمعات و راهپیمایی­‌ها است. انقلاب مشروطه هم که به دنبال تحدید قدرت مطلقه بود یکی از ابزارهای خود را به رسیمت شناختن همین موضوع دانست. اصل بیست و یکم متمم قانون اساسی بیان می‌کند «انجمن‌ها و اجتماعاتی که مولد فتنه دینی و دنیوی و مخل به نظم نباشند در تمام مملکت آزاد است ولی مجتمعین با خود اسلحه نباید داشته باشند و ترتیباتی را که قانون در این خصوص مقرر می‌کند باید متابعت کنند. اجتماعات در شوارع و میدان‌های عمومی هم باید تابع قوانین نظمیه باشند.» توجه به دغدغه‌ها و قیود ذکر شده در این اصل، نشان می‌دهد که قانون‌گذاران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تقریبا دغدغه‌های مشترکی با قانون‌گذاران مشروطه‌خواه داشتند. چرا که براساس اصل بیست و هفت قانون اساسی جمهوری اسلامی «تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است». همان‌طور که می بینیم تشکیل اجتماعات و راهپیمایی از آزادی‌های مشروعی به شمار می‌آید که در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده و با توجه به اصل نهم قانون اساسی غیرقابل سلب است. قیودی مثل حمل سلاح و توجه به مبانی دین اسلام در هر دو اصل مورد توجه قرار گرفته است. تنها مساله فتنه دنیوی و ضرورت نظم است که در اصل ۲۱ متمم مشروطه مورد توجه بوده و در اصل ۲۷ قانون اساسی بعد از انقلاب تکرار نشده است. البته عدم اشاره به مساله نظم در اصل ۲۷ به معنی عدم توجه به این امر نیست بلکه قانون‌گذار مساله نظم را در حد قانون اساسی ندانسته و آن را امری تشخیص داده که باید در قوانین پایین‌دستی به آن توجه شود. در همین زمینه آیین‌نامه تخصصی تامین امنیت تجمعات در سال ۸۱ مصوب شده است. بر اساس اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران «تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است». موضوع دیگری که باید مورد توجه قرار بگیرد این است که فتنه دنیوی و دینی مورد اشاره در اصل ۲۱ در قوانین عادی و در خود متمم مشخص نشده که منظور قانون‌گذار چیست و چه معیارهایی باید در این زمینه مدنظر قرار بگیرد اما مساله مخل مبانی اسلام نبودن در اصل ۲۷ در قانون فعالیت احزاب شفاف‌سازی شده است. تشخیص اخلال به مبانی اسلام بر عهده‌ی کمیسیون ماده‌ی ۱۰ قانون احزاب است. ماده ۱۶ این قانون، نقض موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی و تبلیغات ضداسلامی و پخش کتب و نشریات مضله را از مصادیق مخل مبانی اسلام بودن تعریف کرده است. عدم تحقق کامل هر دو اصل در بازه حدود ۱۱۵ ساله نشان می‌دهد که جامعه ایران علاوه بر به وجود آمدن مسائل محدثه، همچنان درگیر موضوعات و دغدغه‌های ریشه‌داری است که حل‌نشده باقی مانده است. همچنان برقراری نظم و امنیت یکی از دغدغه‌های مهم پیرامون تشکیل تجمعات است؛ موضوعی که در دوران بعد از انقلاب مشروطه و فضای باز سیاسی آن به هرج و مرج انجامید. دقیقا اتفاقی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و فضای مناسب برای کنش‌گری عرصه اجتماعی هم شاهد آن بودیم. همین تجربه تاریخی می‌تواند گواه محکمی بر این گزاره باشد که برای تغییر و تحول در هر جامعه‌ای، نوشتن قانون قدم اول است و ایجاد تحول علاوه بر قانون، نیازمند ایجاد فرهنگ اجرایی کردن آن قانون در سطح جامعه است.

more_vert کتاب تجلی جلال و جمال

ادامه مطلب

closeکتاب تجلی جلال و جمال

قطـره‌اى از دریــاى بی‌کـران فضایل امام حسین(ع) کتاب تجلی جلال و جمال تالیف محمود شاهرخی(جذبه)، از مجموعه کتابهای ادبیات آیینی است. نومید مباش که حسین، آیت جلال و جمال خداوند و آیینه تمام‌نماى تجلى ذات حق، دستگیر هر بینوا و پذیراى هر درمانده است و «هیچ خواهنده از این در نرود بى‌مقصود.» اى حسین، اى جوهر کرامت و اى تجسم لطف و رحمت، اى خورشید فروزان آسمان فتوت، بر این بنده بى‌مقدار به عین عنایت نگر و چونان سلیمان پذیراى هدیه این کمترین باش. زیرا: به هر دو کون سر آستین برافشاند چو «جذبه» سجده بر آن خاک آستان داردفهرست مطالب وصف رخساره خورشیدوراى حد تقریر استفیض حضورکوکب هدایتتو خود چه آیتىآیینه جلالکیمیاى مرادبا شاهد مقصودسفینه نجاتبر آستان جانانترک مراداین شرح بى‌نهایت

more_vert درباره حشد الشعبی

ادامه مطلب

closeدرباره حشد الشعبی

 بسیج مردمی عراق یا حشد الشعبی به تشکیلات مردم‌نهاد نظامی یا بسیج مردمی عراق گفته می‌شود که پس از حمله غافلگیرانه داعش به این کشور، سقوط سریع موصل و امتداد فعالیت داعش تا مناطق شمالی بغداد در میانه ۲۰۱۴ میلادی به فرمان نوری مالکی نخست‌وزیر وقت عراق ایجاد شد؛ گروهی که در کنار ارتش عراق نقش مهمی در مبارزه علیه گروه تروریستی داعش ایفا کرد.

more_vert کتاب اسطوره روسیه

ادامه مطلب

closeکتاب اسطوره روسیه

کتاب «اسطوره روسیه» با حضور نویسنده اثر در خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) رونمایی شد. علی مخدومی روانشناس و نویسنده در نشست رونمایی از کتاب اسطوره روسیه با بیان اینکه این تالیف نخستین نوشته براساس نظریات علوم شناختی در ایران است اظهار داشت: در این کتاب برای روانشناسی شخصیت ولادیمیر پوتین از نظریه های الگو های ذهنی که در تجارت، رسانه، مدیریت و آموزش، کاربرد دارد استفاده شد. وی روانشناسی شخصیت را اندیشه ای سازه‌مند خواند و خاطرنشان کرد: در کتاب اسطوره روسیه از سه جنبه ساختاری، کارکردی و کاربردی این موضوع بررسی شده است.   وی افزود: برای هر سازه، پایه ای در حوزه روانشناسی عصب وجود دارد. در بخش کارکردی نیز شخصیت سازی بر اساس الگو های ذهنی را مورد نظر قرار دادیم و همچنین در بخش کاربردی به ماندگاری آنچه در دوران کودکی و نوجوانی رخ داده، پرداختیم. در بحث روانشناختی سیاسی، الگو ها در سه بعد سیاسی، امنیتی و تاریخ مداری شکل داده می شود به همین دلیل در خصوص پوتین به این موضوع پرداختیم که چه روندی در کودکی وی طی شده است که امروز توانسته به شخصیتی مهم و تاثیرگذار تبدیل شود. مخدومی با بیان اینکه ریشه هایی که در شکل گیری و نبوغ سیاسی پوتین تاثیرگذار بوده را در مقاطع مختلف ارزیابی کرده ایم تاکید کرد: در کتاب اسطوره روسیه به شخصیت کلی وی پرداختیم زیرا واکنش هایی که به طور کلی در این شخصیت دیده می شود نشان از کاربرد هوش درونی او دارد که در ادامه خلاقیت را در یک فرد ایجاد می کند. وی افزود: پوتین به دلیل انتخاب ورزش جودو شخصیتی انعطاف پذیر دارد که بر ذهن خلاق بسیار تاثیر گذار است. این نشانه ها را می توان از تغییرات رویکردی وی در سیاست مشاهده کرد و به همین دلیل است که رییس جمهور فعلی روسیه با سیاست مداران جهان تفاوت چشمگیری دارد. نویسنده کتاب اسطوره روسیه خاطرنشان کرد: تفاوت ها و نشانه های شخصیت پوتین موجب شد تا شخصیت این سیاست مدار را مورد بررسی روانشناختی قرار دهم زیرا تنها چهره سیاسی زنده است که بر روابط بین الملل تاثیر گذار بوده است.   وی با بیان اینکه پوتین در کودکی از اختلال بیش فعالی رنج می برده است تاکید کرد: هر موضوعی که با هیجان بیشتر همراه باشد در ذهن ماندگارتر می شود و وی به دلیل همین نظام قوی انرژی توانسته روند زندگی خود را به سمت درستی هدایت کند. پوتین از معدود رهبران سیاسی درون گرای جهان است و که عضویت در سازمان ک گ ب بسیار بر ذهنیت وی تاثیر گذاشته و همه این ها او را به یک رهبر موفق تبدیل کرده است. مخدومی با بیان اینکه در نگارش کتاب اسطوره روسیه از منابع ترجمه شده به فارسی استفاده شده است، خاطرنشان کرد: گاه نگاه ایرانیان به روسیه منفی است زیرا دوران های خوبی را در تاریخ با این کشور نداشته ایم اما این نگاه بعد از حضور پوتین در دهه گذشته باید تغییر کند و این کتاب در مورد یک شخصیت سیاسی روس می تواند به این تغییر کمک کند. این روانشناس در مورد اهمیت روانشناسی سیاسی گفت: در جهان تالیف کتاب هایی در خصوص شخصیت های سیاسی از نظر روانشناسانه صورت می گیرد زیرا می تواند در تصمیم گیری و روابط بین الملل کارآمد باشد اما این امر در ایران بسیار کم است و به آن نیز نیاز داریم. همچنین محمد کمالی مسئول انتشارات موسسه اندیشهسازان نور در این نشست با بیان اینکه تاکنون ۱۶۷ عنوان کتاب از سوی این موسسه در تحلیل روابط بین الملل به چاپ رسیده است، اظهار داشت: در حوزه کشور روسیه مطالعات کمی وجود دارد دارد و این کندی روند شخصیت پژوهی درباره کشورهای مختلف نیز دیده می شود. وی افزود: ذهنیت منفی در تاریخ ایران در مورد کشور همسایه ای که بیش از ۵۰۰ سال ارتباط داریم، وجود دارد اما پوتین در سال های گذشته روابط بین الملل خوبی را بنیان نهاده است که باید مورد بررسی قرار می گرفت. کمالی با بیان اینکه کتاب اسطوره روسیه نخستین عنوان کتاب برای روانشناسی شخصیت است تصریح کرد: در نخستین کارها نقص هایی وجود دارد که می توانیم در مطالعات آینده آن ها را رفع کنیم اما این بررسی شخصیت های سیاسی کشورهای مختلف از نیازهای روز ایران است که باید مورد توجه قرار بگیرد. به گفته وی، با انجام روانشناسی بر روی شخصیت های سیاسی جهان می توانیم واکنش ها و تصمیمات آنها را به درستی پیش بینی کنیم که این امر در پیشبرد روابط بین الملل تاثیر به سزایی خواهد گذاشت. کمالی گفت: تمرکز امروز موسسه اندیشه سازان نور بر پخش داخلی است اما بعد از آن اولویت را بر ترجمه و انتشار بین الملل کتاب اسطوره روسیه گذاشته ایم. در این کتاب می خوانیم: مطالعات عرضی و موضوعی به اقتضای طبیعت خود، کوتاه برد، محدود، جزءنگر، تطبیقی و غیربیولوژیک هستند؛ ضمن آنکه بیش از رهبران تاریخی، رهبران سیاسی را هدف قرار می دهند و مورد استفاده کاربردی در دستگاه های سیاست خارجی قرار می گیرند. در دهه اخیر جهت گیری این دسته از مطالعات بیش از پیش به سوی روانشناسی شناختی رهبران و ارتباط آن با نظام انگیزشی و باورهای سیاسی آنان میل پیدا کرده است. (صفحه ۳۰)شاید بتوان زمینه های محیطی شکل گیری الگوهای سیاسی و امنیتی پوتین را با روایت هایی که از سرگذشت پدر، مادر و خانواده اش در جنگ های اول و دوم شده است مرتبط دانست. پایه های شکلگیری اولیه این الگوها ممکن است از شنیدن خاطرات ترس انگیز والدینش از جنگ های جهانی نشئت گرفته باشد. (صفحه ۵۴) کتاب اسطوره روسیه به نویسندگی علی مخدومی روایتی روانشناختی از زندگی ولادیمیرد پوتین است که به قیمت ۲۷ هزار تومان در هزار نسخه به چاپ رسیده است.

more_vert فرجام پنجاه سال برنامه‌ریزی توسعه در ایران

ادامه مطلب

closeفرجام پنجاه سال برنامه‌ریزی توسعه در ایران

 «فرشاد مومنی» اقتصاددان ضمن برشمردن موانع و پیش‌نیازهای توسعه بر این باور است که برنامه‌ریزی‌های توسعه در کشور ما بر مبنای هیچ‌یک از فلسفه‌های بنیادین برنامه‌ریزی شکل‌نگرفته و وضعیتی پارادوکسیکال را به‌وجود آورده است. «انجمن جامعه‌شناسی ایران» دیروز (یکشنبه بیست‌ونهم دی‌ماه) در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران میزبان «فرشاد مومنی» اقتصاددان و استاد دانشگاه در رابطه با رونمایی کتاب «۵۰ سال برنامه‌ریزی در ایران» به عنوان میراث پژوهشی «هدی صابر» بود. مومنی ضمن معرفی این کتاب، مصادیقی در رابطه با مسائل و مشکلات برنامه‌ریزی توسعه در ایران ارائه داد که می‌تواند جالب توجه باشد. در ادامه شرحی از سخنان این اقتصاددان آمده‌است؛ کتابی که از سه زاویه باید بررسی کرد؛ نخست نویسنده به گفته مومنی، کتاب ۵۰ سال برنامه‌ریزی در ایران از چند زاویه قابل بررسی است. یک زاویه درباره پدیده‌ای به نام هدی صابر و تلاش‌هایی است که برای اعتلای ایران انجام داده‌است. زاویه دوم درباره خود کتاب و زاویه سوم هم می‌تواند ماجرای توسعه برنامه‌ریزی شده در ایران و چالش‌ها و چشم‌اندازهای آن به اعتبار مفاد این کتاب باشد. تلاش من این است تا نکته‌هایی را درباره این سه زاویه مطرح کنم. از زاویه نخست، ارزیابی من از نویسنده این است که هدی را باید به سان یک «منظومه» نگاه کرد یعنی اندیشه و روش و منش او مورد واکاوی قرار بگیرد. تجربه شخصی من می‌گوید در هر سطحی از این سه زمینه کار بکنیم شاید این یکی از بزرگترین خدمات فرهنگی قابل تصور در شرایط کنونی برای ارتقا بنیه اندیشه و اراده و همت نسل‌های پس از هدی باشد. به شرحی که اشاره شد این واکاوی زمانی می‌تواند عمیق‌تر و دقیق‌تر مورد بررسی قرار بگیرد که سایر آثار منتشر نشده هدی نیز به صورت کتاب به مرحله انتشار برسد. اما تا به اینجا من به عنوان یک کارشناس کوچک در حیطه مطالعات توسعه با تمرکز بر توسعه ایران می‌توانم به شما بگویم که همین دو اثر یعنی «فروپاشی» و «۵۰سال برنامه‌ریزی در ایران» که تا به امروز در حیطه برنامه‌ریزی توسعه در ایران منتشر شده هریک واجد ویژگی‌هایی است که در قیاس با کل ذخیره دانایی موجود در این زمینه در کشور ممتاز و ویژه است. اگر مجال باشد می‌توان به کل واکاوی‌هایی که درباره تجربه برنامه‌ریزی در ایران صورت‌گرفته نگاه کرد که در کلیت آن یک ارزیابی به غایت مثبت از مجموعه برنامه‌های توسعه مطابق با اسناد قبل از انقلاب، قابل مشاهده است. هم این کتاب و هم کتاب «فروپاشی» از این نظر منحصر به فرد هستند که جامع‌ترین و عمیق‌ترین نقدها را به فرایندی که برای شکل‌گیری برنامه ششم قبل از انقلاب طی شد، به خوبی نشان می‌دهند. امتیازات و ویژگی‌های بزرگ دیگری هم در این کتاب وجود دارد که من در رونمایی از کتاب «فروپاشی» هم توضیح داده‌ام. در این زاویه اگر بخواهیم هدی را تماشا کنیم، باید ببینیم که آیا آن جامعیت، انصاف و فراگیری که در انتخاب افراد برای انتشار مطلبی از آنها وجود دارد به اندازه کافی گویا هست یا خیر؟ باید دقت داشت که در کلیه کارهای پژوهشی صورت گرفته در اقتصاد سیاسی و جامعه‌شناسی تاریخی ایران با کمال تاسف این نکته وجود دارد که ما دوره‌های تاریخی مختلف را سیاه و سفید می‌بینیم و در هیچ دوره‌ای آمادگی این را نداریم که از ذخیره دانایی پیشینیان بهره ببریم. در این کتاب، هدی صابر با دقت و نکته‌سنجی منحصر به فردی تلاش داشته تا همه بخش‌های انتشارنیافته ذخیره دانایی در بخش‌های مختلف توسعه را که در قبل از انقلاب در برنامه توسعه وجود داشته است، به حد مقدورات یک ویژه‌نامه در بیاورد. درباره آن کسانی هم که در این دوره زنده بودند و در دوران جمهوری اسلامی در این حیطه فعالیت می‌کردند هیچ کس با برچسب‌های متداول حذف نشده است. وی سعی کرده تا از ایده هرکس که می توانسته در حوزه برنامه‌ریزی گرد هدف اعتلای بنیه اندیشه ایرانیان در مورد یکی از مهم‌ترین پاشنه آشیل‌های توسعه نیافتگی در ایران بهره‌جوید. چه از نظر مرام و مسلک و چه از نظر دیدگاه‌های حزبی و جناحی، او هیچ چهره جناحی را در زمان انجام این پژوهش یعنی در سال ۱۳۷۷ حذف نکرده است. آن‌هایی هم که در این زمینه صاحب‌نظر بودند ولی نامشان در این کتاب نیست و از آن‌ها نظرخواهی هم نشده است، با اختیار و امتناع خودشان از حضور در این برنامه پژوهشی صرف‌نظر کرده‌اند وگرنه تقاضا و حتی اصرار هدی برای این‌که این افراد سهمی از این میراث داشته باشند، بر من پوشیده نیست. لذا وقتی که من از منش و روش این انسان صحبت می‌کنم دقیقاً همین مطلب است که به خوبی در کتاب هم قابل مشاهده است. بیش از ۹۵ درصد بار پژوهشی توسط خود هدی برداشته شده‌است. در مسیر توسعه نباید دلسرد شد اگر بخواهیم از تلاش‌ها و اندیشه هدی الهام بگیریم، باید به خود و نسل‌های پس از خودمان یادآوری کنیم و دقت داشته باشیم که در این مملکت کسانی که کار کلیدی می‌کنند نباید انتظار پاداش داشته باشند و اگر کسی تنبیه نشود همین کافی است. ما در سرزمینی زندگی می‌کنیم که بزرگی بزرگانش، بیشتر از ناحیه بزرگی موانعی که بر سر راهشان وجود دارد شناخته می‌شوند. اگر از میرزا تقی‌خان امیرکبیر تا مرحوم دکتر مصدق و نخبگان متاخر، افرادی را که برای اعتلای ایران زحمت کشیده‌اند، مد نظر قرار دهیم، درخواهیم یافت که این عنصر تاب‌آوری آن‌ها در برابر موانع و دشواری‌ها مثال‌زدنی است. بنابراین من معتقدم در شرایطی که کشور ما با انواع تحریم‌ها و دشواری‌های بزرگ و کوچک داخلی و خارجی و تهدیدهای مبتنی بر بقا روبرو است، باید خود و دیگران را به این نکته دعوت کنیم که بایسته‌های بزرگی را در این جامعه رعایت کنیم. این‌که نابسامانی‌ و ناگواری‌ها ما را دلسرد کرده و به حاشیه براند، به مانند پاس گلی است که به بانیان استمرار توسعه‌نیافتگی در ایران داده‌ایم. جای تاسف است که تعداد زیادی برای شانه خالی کردن از مسئولیت‌ها ژست رادیکال گرفته و صحنه را ترک می‌کنند. این مشی و مرام هیچ بزرگی در میان بزرگان ایران نبوده و به مصداق این آیه شریفه که می‌فرماید «تواصوا بالحق و تواصوا به الصبر» باید صبر و حقیقت را سرلوحه کار قرار داده و امید به عنایت خداوند را هم مدنظر داشته باشیم. بهتر است تا بعد از نشر کل آثار هدی، کتابی تحت عنوان کتاب هدی منتشر شود تا از این طریق تلاش‌ها و مجاهدت‌های او را هم به تصویر بکشیم، چرا که هیچ تضمینی وجود ندارد تا همه کسانی‌که در کنار هدی بودند برای همیشه در بین ما حضور داشته باشند. برای همین بهتر است تا از این فرصت هم استفاده شده و بتوان تلاش‌های هدی را به درستی به تصویر کشید. لذا پیشنهاد من این است که ایده محوری این کتاب هم همان حرف استاد عالیقدر ما یعنی جناب «مصطفی عالی نسب» باشد که می‌گفت «ایران را قهرمان‌ها سر پا نگه نمی‌دارند، ایران را سنگ‌های زیرین آسیاب سر پا نگه می‌دارند»؛ یعنی کسانی‌که ادعایی نداشته و هیاهویی هم نداشته و توقعی ندارند و با تمام وجود برای بقا و بالندگی این کشور مایه می‌گذارند. من هدی را چنین فردی می‌دانم و بهتر است برای نوشتن کتاب این‌گونه برنامه‌ریزی کرد. ایران و بزرگترین پارادوکس مطالعات توسعه بحث دوم مربوط به خود این کتاب یعنی «پارادوکس ایران» به‌عنوان یکی از پارادوکس‌های بزرگ در مطالعات توسعه است. همه کسانی که چه در داخل و چه در خارج در خصوص ایران کار می‌کنند به «پارادوکس ایران» معتقدند. یعنی وقتی که شما از بیرون به جامعه ایران و ظرفیت‌های مادی و تاریخی آن نگاه می‌کنید همه چیز حکم می‌کند که این کشور باید بسیار بزرگ‌تر و عظیم‌تر از این جایگاهی باشد که هم اکنون در آن قرار دارد اما وقتی‌که به کارنامه نگاه می‌کنیم می‌بینیم که این عملکردروحیه خراب‌کن است. البته این پارادوکس در همه قسمت‌ها وجود دارد اما آن چیزی که بسیار مهم و اساسی است پارادوکس برنامه‌ریزی در ایران است. ایران در میان کشورهای درحال توسعه در زمره پیشگامان برنامه‌ریزی محسوب می‌شود. ما در طول دهه‌های گذشته همه هزینه‌های مربوط به یک کشور توسعه‌یافته را در طول ۸۰ سال گذشته پرداخت کرده‌ایم اما تقریباً هیچ یک از دستاوردهای حداقلی از جامعه‌ای را که بنا دارد به صورت برنامه‌ریزی عمل کند، در دست نداریم. اگر بخواهیم به صورت هدفمند گامی در زمینه برنامه‌ریزی برداشته باشیم، پیشنهاد می‌کنم تا مقاله نخست «کتاب ۵۰ سال برنامه‌ریزی در ایران» را مطالعه کنید. نخستین مقاله تعبیر بسیار زیبایی با عنوان «تک دانه‌ها در حسرت نخ» دارد که این استعاره بدون نیاز به خواندن مقاله گویای همه چیز است. مقاله دیگری هم در قسمت‌های پایانی این کتاب است که روح اصلی اندیشه‌ای هدی را منعکس می‌کند. به گونه‌ای که اگر کسی نام نویسنده این کتاب را نداند و این مقاله را مطالعه کند کاملاً متوجه خواهد شد که نویسنده این کتاب، همان نویسنده کتاب «فروپاشی» است. هدی در این کتاب به مساله‌ای اشاره می‌کند به نام «صنعت ایران وابسته ارزخوار». هرکدام از آثار دیگر او را هم که نگاه کنیم این روح در آن وجود دارد. و به عقیده من اگر کسی این دو مقاله را کامل بخواند به نوعی متوجه چارچوب کلی مطالب کتاب خواهد شد. این پارادوکس برنامه‌ریزی توسعه در ایران واقعاً ماجرا داشته و ما نیاز داریم تا کارهای عمیقی در آن انجام دهیم. تا امروز به تعداد کسانی که در حوزه تجربه برنامه‌ریزی در ایران حضور داشته و مطلبی را تحریر کرده و بیان داشته‌اند، افراد متفاوتی معرفی شده‌اند که آن‌ها را آغازگر برنامه‌ریزی و توسعه معرفی کرده‌اند؛ یعنی ما در همین ابتدا برای شناخت آغازگران برنامه‌ریزی توسعه در ایران بلاتکلیف هستیم. در همایشی با عنوان ۵۰ سال برنامه‌ریزی توسعه که در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه برگزار کردیم، در آن‌جا مقاله‌ای با عنوان «تلقی ما از توسعه در تجربه ۵۰ سال برنامه‌ریزی» ارائه کردم و اگر هم اغراق نباشد شاید من بیش از ۱۵ هزار صفحه سند را مورد واکاوی قرار دادم. در این مقاله تقریباً تمام اسناد کلیدی را بررسی کردم و جمع‌بندی این مقاله این بود که در همه اسناد مربوط به برنامه‌ریزی ۵۰ ساله در ایران، یک ویژگی مشترک وجود دارد که در هیچ کدام درک مشخص و معینی از مساله توسعه ارائه نشده و این عارضه الان هم به قوت خود باقی است؛ به گونه‌ای که همچنان در اسناد دو دهه بعد از آن ۵۰ سال هم همچنان حل و فصل نشده است. بدین معنی که ما همچنان پس از گذشت دو دهه از آن ۵۰ سال به دنبال چیزی هستیم که نمی‌دانیم چیست. تیرهایی در تاریکی پرتاب می‌کنیم و ماجراهای زیادی را در این موضوع داریم. مثلاً به اعتبار هیچ یک از این فلسفه‌های بنیادین برنامه‌ریزی، کارهای دقیق و ارزشمند علمی را در ایران نمی‌بینیم. برنامه‌ریزی در ایران یک پدیده برون‌زا است به اعتبار آن حسی که هدی در ارزیابی خودش ارائه می‌دهد و می‌گوید ماجرای برنامه‌ریزی در ایران به لحاظ تاریخی یک پدیده «برون‌زا» بوده، ما نیز در رابطه با تمهید هیچ یک از آن بسترهای زیربنایی معنی‌دار کننده و ایجادکننده دستاورد، زیر بار آن نرفتیم، که اگر مجالی باشد این مساله می‌تواند موضوع یک کارگاه آموزشی باشد. در دنیا هفت فلسفه بنیادین در حوزه برنامه‌ریزی وجود دارد که اگر از منظر این هفت فلسفه، برنامه‌ریزی در ایران مورد بررسی قرار بگیرد متوجه خواهیم شد که برنامه‌ریزی در ایران مطابق با اسناد پشتیبان موجود، از منظر هیچ یک از این فلسفه‌ها صورت نگرفته است. مهم‌ترین فلسفه برنامه‌ریزی توسعه ایجاد هماهنگی است که متاسفانه تا به امروز یک مطالعه در رابطه اسناد مرتبط با برنامه‌ریزی نداریم که بگوید ماجرای پیشبرد توسعه در ایران در معرض چه ناهماهنگی‌ها و موازی‌کاری‌هایی است و همچنین توضیح دهد که چه هزینه‌هایی را تاکنون برای آن پرداخته‌ایم. این موضوع حتی به ذهن افراد هم خطور نکرده است. وقتی به مطالعات افراد در دانشگاه هاروارد نگاه ‌کنیم، متوجه خواهیم شد که از این نظر فوق‌العاده کار کردند چرا که این افراد از هیچ نهاد امنیتی ترسی نداشتند و به راحتی پژوهش کرده و آن را منتشر می‌کردند. این افراد سه سال در ایران بودند و واقعاً نکته‌های مهمی را اشاره کردند. این پژوهش در سال ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۰ در ایران نوشته شده و اگر به هر یک از نکات این پژوهش نگاه کنیم، گویی در رابطه با مسائل امروزین ما نوشته شده است. به عبارتی، مسائل و مشکلات برنامه‌ریزی توسعه در ایران به گونه‌ای است که طی چهار تا پنج دهه همچنان حل نشده باقی‌مانده است. یکی از شگفتی‌های برنامه‌ریزی در ایران این است که ساختار دائماً دستگاه‌های هماهنگ‌کننده را در ایران ایجاد می‌کند. به دنبال هر دستگاه جدید موج جدیدی از بحران ناهماهنگی ایجاد می‌شود. اگر بگوییم از میان اسناد پشتیبان برنامه‌ریزی در کشور هیچ یک از آن‌ها از منظر هیچ یک از این فلسفه‌ها نوشته نشده است، سخنی به گزافه نخواهد بود. برنامه‌ریزی توسعه، دولت توسعه‌گرا می‌خواهد ماجرای برنامه‌ریزی در ایران در حال حاضر با چالش‌های بسیار بیشتری نسبت به زمانی که هدی این کتاب را نوشت روبرو است. ما نیازمندیم تا دانشگاه‌ها و نهادهای رسمی آموزشی و پژوهشی بسیار فراتر از کوشش‌هایی که تا الان در این زمینه انجام شده در دستور کار قرار بدهند. یکی از این چالش‌ها این است که برنامه‌ریزی توسعه دولت توسعه‌گرا می‌خواهد. ما الان با یک خلا معرفتی بسیار جدی درباره مطالعات قابل‌اعتنا در زمینه مفهوم ماهیت دولت روبروییم. بسیار جای تاسف است که در رابطه با کارهای بسیار کم اهمیت بیش از حد صحبت می‌کنیم و در رابطه با پدیده‌های بدیع که ما را در نقطه بسیار ارزشمند قرار داده و ما را در نقطه عطف‌های خطرناکی قرار می‌دهند بسیار بایسته عمل نمی‌کنیم. در سال ۱۳۹۷اقتصاد سیاسی ایران با یک نقطه عطف خطرناک روبرو شده و آن نقطه عطف این است که برای اولین بار اندازه رانتهای ضد توسعه خلق شده از ناحیه سیاست‌های اقتصادی دولت از اندازه رانت نفتی بیشتر شده که این یک تحول بنیادین است و باید درباره‌اش بسیار صحبت کرد. هفت یا هشت تحول در این زمینه وجود دارد که ذیل عنوان ماهیت دولت باید تکلیف‌شان مشخص شود تا بتوان به سمت یک دولت توسعه‌گرا حرکت کرد. برآوردهای اولیه نشان می‌دهد که در سال ۱۳۹۷اندازه بهره بانکی پرداخت شده به سپرده‌گذاران، در بازار رسمی پول به اندازه کل هزینه‌های حاکمیتی دولت طعنه می‌زند. شاید شنیده باشید که می‌گویند به تعبیر «آدام اسمیت» در اقتصادهای رانتی مناسباتی ایجاد می‌شود که افراد نکاشته‌های خود را برداشت می‌کنند. اگر ضریب اهمیت و وزن بازار رسمی پول در مقایسه با بازار غیررسمی پول را که در آنجا نرخ بهره بین سه تا هفت برابر بازار رسمی است بررسی کنیم و ببینیم که این مناسبات چه رویکردی به مناسبات اقتصاد ملی دارد، بسیاری از مسائل را درک خواهیم کرد. آنچه که از میراث اندیشه برنامه‌ریزی توسعه در مقیاس جهانی برای ما باقی مانده‌است می‌تواند نقطه عزیمت برون‌رفت بحرانی باشد که با آن روبروییم. وقتی به این نکته رسیدیم که دورهای باطل بازدارنده توسعه، بازتولید می‌شود، متحیر خواهیم شد. یک سرچشمه وجود دارد که می‌گوید برآیند همه دورهای بازتولید کننده توسعه نیافتگی، خودش را در دو مولفه نشان می‌دهد که عبارتند از یک؛ بهره‌وری اندک و دوم؛ بنیه ضعیف تولید. البته منظور از تولید این است که فعالیتی به نفع حیات جمعی ایجاد شود نه به صورت یک کار محدود. ما نیازمند هستیم تا خود را بر شانه‌های امثال هدی ببینیم که نتایج تلاش‌های پژوهشی‌شان برای استفاده در اختیار ما است. باید چالش‌های پیش‌روی خود را بشناسیم تا بتوانیم آن بستر معرفتی لازم برای برون‌رفت از این گرفتاری‌ها را به دست بیاوریم و اگر این کار را انجام ندهیم همان‌گونه که در چند صدسال اخیر با مشکلات بنیادین در زمینه برنامه‌ریزی توسعه روبرو بودیم بازهم با همان‌ها روبرو خواهیم بود و از دورهای باطل توسعه نیافتگی عبور نخواهیم کرد. من قبل از هر چیزی توصیه می‌کنم تا کتاب فروپاشی مورد مطالعه قرار بگیرد چرا که به ما نشان می‌دهد کانون‌های اصلی گرفتاری‌های کنونی ما کجا است.

more_vert «نهادگرایی اقتصادی» مروج الگوی توسعه بومی و ملی

ادامه مطلب

close«نهادگرایی اقتصادی» مروج الگوی توسعه بومی و ملی

شناخت نگرش مکاتب اقتصادی ایران در برنامه ریزی‌های اقتصادی و دیدگاه‌های کلان جریان‌های سیاسی و به عبارتی دقیق‌تر در جریان‌شناسی سیاسی، مبحثی برجسته و مهم است. مکتب نهادگرایی اقتصادی یکی از رویکردهای شناخته شده اقتصادی ایران محسوب می‌شود. نهادگرایی، نوعی تجزیه و تحلیل و نگرش اقتصادی است که بر نقش نهادهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در تعیین وقایع اقتصادی تاکید می‌کند. این اندیشه از اواخر قرن نوزدهم میلادی به ویژه در میان اقتصاددانان آمریکایی بروز و ظهور یافت. نخستین اقتصاددانانی که به تبیین این مکتب اقتصادی پرداختند «تورستین وبلن» و «جان راجرکامونز» بودند. همچنین یکی از مهم‌ترین نمایندگان نهادگرایی، «داگلاس‌نورث» است که به خاطر نظریه‌هایش برنده جایزه نوبل هم شده است. وی به عنوان یکی از برجسته‌ترین نمایندگان نهادگرایی جدید، معتقد است نهادها قید و بندهایی هستند که شرایط فعالیت اقتصادی در جامعه را تعیین می‌کنند. در واقع، نهادگرایی نقدی بر اقتصاد نئوکلاسیک است و مهمترین نقد نهادگرایان به هواداران مکتب مزبور این است که نوکلاسیک‌ها عناصر و فضاهای غیراقتصادی را که افراد در آن تصمیم می‌گیرند، نادیده انگاشته و در تحلیل وضعیت اقتصادی، مسائل اجتماعی و حقوقی را یک‌سره رها می‌کنند. به عبارتی دقیق‌تر، مکتب نهادی، معتقد به وجود تضاد منافع است و انسان را موجودی اجتماعی و تعاونی می‌داند که برای حفظ منافع مشترک و متقابل خود با دیگران اقدام به تشکیلات گروهی می‌کند. مکتب نهادی از برنامه اصلاحات اجتماعی به‌منظور توزیع عادلانه ثروت و درآمد حمایت می‌کند. از نظر روش‌شناختی، مکتب نهادی روش استقراء را بر روش قیاس ترجیح داده و بر این عقیده است که برای بهتر کردن نظام اقتصادی باید مطالعات دقیق‌تری از طرز کار آن عمل، به‌دست آورد. رهبری معنوی این طیف را مرحوم «حسین عظیمی» اقتصاددان توسعه بر عهده داشت. او که نخستین مبلغ رسمی توسعه بومی بود، به نگاهی عدالت محور در اقتصاد معتقد بود. سایر اعضای سرشناس این طیف یعنی «محمد ستاری‌فر» و «فرشاد مؤمنی» از شاگردان مرحوم «مصطفی عالی نسب»، مشاور «میرحسین موسوی» در دوران نخست وزیری بودند. مرحوم عالی نسب از طرفداران رویکرد اقتصاد ملی بود؛ رویکردی که در قالب مکاتب بین المللی با «مکتب تاریخی» همگونی بیشتری دارد. این مکتب را «فردریک لیست» در آلمان پس از جنگ بنیان نهاد و توانست با ترویج نگاه دورن گرا به اقتصاد ملی آلمان زمینه توسعه این کشور را فراهم کند. افراد شاخص دیدگاه نهادگرایی اقتصادی در ایران علاوه بر مومنی و ستاری‌فر، اقتصاددانانی همچون «محسن رنانی» و «حسین راغفر» هستند. همچنین موسسه «دین و اقتصاد» و موسسه «پژوهش‌های اقتصاد و مدیریت» از پایگاه‌های اصلی این دیدگاه است. دهه ۷۰ و اوج‌گیری نهادگرایی اقتصادی در ایران دو سال مانده به پایان دومین دوره ریاست جمهوری مرحوم «اکبر هاشمی‌رفسنجانی» یعنی سال ۱۳۷۴، طیفی از اقتصاددانان منتقد سیاست‌های اقتصادی دولت سازندگی، نخستین گردهمایی رسمی خود را برگزار کردند. در واقع همایش نقد برنامه‌های اول و دوم توسعه پس از جنگ آغازی بود برای خودنمایی رسمی اقتصاددانان دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی که در طول ۱۴ سال قبل از آن به عنوان مدعیان مکتب نهادگرایی در اقتصاد ایران شناخته می‌شدند. با این حال، نهادگرایی ایرانی همزمان با روی کار آمدن اصلاح‌طلب‌ها در سال ۱۳۷۶ اوج گرفت. در واقع با پیروزی «سیدمحمد خاتمی» در انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ که به باور برخی داغ شدن فضای انتقاد از سیاست‌های اقتصادی دولت‌های هاشمی رفسنجانی در آن بی تأثیر نبود، خاتمی در کنار شعار توسعه سیاسی ناگزیر از تلاش برای تغییر رویکرد اقتصادی دولت شد. بر این اساس، خاتمی دست به کار تدوین طرح ساماندهی اقتصادی شد؛ طرحی که با هدایت اقتصاددانان نهادگرا تلاش داشت تا با رد نسخه‌های لیبرالی دوران سازندگی، الگوی توسعه بومی و ملی را در چارچوب نگاه درون‌گرا برای درمان بیماری‌های ساختاری اقتصاد ایران تجویز کند. اما اختلاف‌های رخ داده میان دیدگاه طیف علامه (به عنوان پایگاه اصلی نهادگرایان) و برخی از اقتصاددانان دانشگاه شهید بهشتی همچون مرحوم «محسن نوربخش» (نزدیک به طیف سازندگی و اقتصاد لیبرالی) که با وجود پایان دولت هاشمی از سوی خاتمی نیز مورد وثوق بودند، در عمل اجرای این طرح آشفته به لحاظ رویکردی را زمین گیر کرد. البته این تمام ماجرا نبود و نهادگرایان که خود مدعی برنامه ریزی توسعه بومی و ملی است از سوی دولت نهم متهم به نگارش برنامه توسعه بر اساس الگوی غربی و غیر بومی شدند. در نتیجه این رویارویی، موج بازنشستگی آنها از دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه یک سال مانده به پایان دولت اول «محمود احمدی نژاد» به راه افتاد. با آغاز رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری دور دهم، فرشاد مؤمنی و «علی عرب مازار» به عنوان نمایندگان این طیف متولی طراحی برنامه‌های اقتصادی میرحسین موسوی برای انتخابات سال ۱۳۸۸ شدند. اقتصاددانان نهادگرایی همانند فرشاد مؤمنی، حسین راغفر، محسن رنانی، عباس شاکری در دوره دولت‌های یازدهم و دوازدهم و در دو نامه به رئیس جمهوری، وضعیت اقتصادی کشور را وخیم اعلام کرده و خواستار انجام اقدامات عملی دولت برای سامان دادن به شرایط اقتصادی و معیشتی مردم شدند. نامه نخست در تاریخ ۱۵ مردادماه ۱۳۹۷ خطاب به «حسن روحانی» نوشته و به «دلایل بحران کنونی اقتصاد و ارائه پیشنهادهایی برای خروج از آن» پرداخته شد و نامه دوم که در ۹ مهر ماه ۱۳۹۷ نگاشته شده، درباره «آثار سوء استمرار وضعیت سیاست‌های ارزی در کشور» بود. شکاف‌های اقتصاددانان نهادگرا و بازار آزاد شکاف اقتصاددانان بازار آزاد و نهادگرایان از یک تفاوت دیدگاه و پارادایم می‌آید و در سطح شخص نیست، بلکه در سطحی بزرگ‌تر و عمیق‌تر به مجادله فکری دو جریان در اقتصاد ایران اختصاص دارد که در یک سو، معتقدان به اقتصاد بازار آزاد و به قول مصطلح «نولیبرال ها» ایستاده‌اند و در سوی مقابل، نهادگرایان که طیفی از اقتصاددانان در ایران هستند که بیشتر تعلق خاطرشان به دولت زمان جنگ است. آن‌ها همانند اقتصاددانان معتقد به بازار آزاد، نقش دولت را به تمامی انکار نمی‌کنند و از همین رو از سوی اقتصاددانان نئوکلاسیک به چپ‌گرایی در اقتصاد متهم می‌شوند. آن‌ها کلیت اقتصاد را تابع بازار نمی‌دانند و بر نقش نهادها در مدیریت اقتصاد تاکید می‌کنند. در حقیقت، نهادگرایی نه جایگزین یا نسخه‌ای در برابر اقتصاد بازار آزاد، بلکه بیشتر نقدی بر اقتصاد نئوکلاسیک است. دعوای دو طیف نهادگرا و اقتصاد بازار در اقتصاد ایران درست مثل دو حزب اصلاح‌طلب و اصول‌گرا در سیاست است. هر دو تجربه قدرت و سیاستگذاری داشته و هر دو ناکامی‌ها و کامیابی‌هایی هم رقم زده‌اند؛ با این تفاوت که این دو نحله فکری در اقتصاد در میان افکار عمومی چندان شناخته شده نیستند. وقتی پای نامه به میان می‌آید، بیشتر قریب به اتفاق مردم تصور می‌کنند که اقتصاددان‌ها راهی را به دولت‌ها پیشنهاد می‌کنند که بهترین نتیجه را می‌دهد، حال آنکه اگرچه اقتصاد علم است اما نسخه‌های طیف‌های فکری در هر جامعه‌ای با توجه به ساختارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نتایج متفاوتی دارد؛ موضوعی که اغلب اقتصاددان‌ها بدون توجه به این زیرساخت‌ها به دولت‌ها توصیه می‌کنند که نسخه‌های جهانی را برای اداره کشور به اجرا بگذارند. به نظر می‌رسد مکاتب مختلف اقتصادی ایران، رویکردهای متفاوت و گاه متضادی را دنبال می‌کنند اما رسیدن به نقطه ثقل‌های اصلی در توسعه می‌تواند گام بلندی در رسیدن به پیشرفت همه جانبه باشد.

more_vert بازیگران چاق؛ ستارگانی محبوب در عرصه سینما

ادامه مطلب

closeبازیگران چاق؛ ستارگانی محبوب در عرصه سینما

محمد تقی‌زاده محبوبیت و جذابیت هنرپیشه‌های سینما تنها به ظاهر و تیپ آنها محدود نمی‌شود و بی‌شمارند هنرپیشه‌هایی که به سبب نداشتن اندام متعادل و مناسب، محبوب دنیای سینما شده و توانسته‌اند از این تفاوت و عدم تقارن در راستای پیشرفت هنری و جلب رضایت مخاطبان بیشترین بهره را ببرند و بدین ترتیب چاقی و فیزیک ناموزون به یکی از ویژگی‌های منحصر به‌فرد این ستارگان بدل شده‌است.

more_vert صنایع پتروشیمی؛ پشتوانه تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی

ادامه مطلب

closeصنایع پتروشیمی؛ پشتوانه تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی

 اشتغال‌زایی از طریق صنایع و بنگاه‌های مولد یکی از موضوعات مورد تاکید سیاست‌های اقتصاد مقاومتی است. صنایعی می‌توانند بیشترین سهم در ایجاد اشتغال را داشته‌باشند که با ایجاد ارزش افزوده صادرات‌محور، در برابر نوسان‌های ارزی و کاهش ارزش پول ملی کشورمان دچار تعدیل نیرو نشوند؛ شرایطی که صنایع پتروشیمی کشورمان به طور ویژه از آن برخوردار است. اهداف اقتصاد مقاومتی برای اولین بار در سال ۸۹ در دیدار رهبری با کارآفرینان مطرح و در سال ۹۲ سیاست‌های کلی این راهبرد اقتصادی به مسئولان کشور و تمام نهادها ابلاغ شد. مهم‌ترین محور اقتصاد مقاومتی درون‌زایی و برون‌نگری است که برای مقابله با تحریم‌ها طراحی و تنظیم شده‌ تا با کمترین وابستگی به خارج از کشور بتوان از این شرایط سخت عبور کرد و به خوداتکایی رسید. یکی مصادیق بارز اقتصاد مقاومتی بهینه‌سازی مصرف و ایجاد ارزش افزوده با استفاده از منابع موجود و افزایش درآمدهای صادراتی از این طریق است بنابراین می‌توان گفت اصلی‌ترین پایه اقتصاد مقاومتی جلوگیری از خام‌فروشی محسوب می‌شود که تمام این تعریف را می‌توان در صنعت پتروشیمی دید. صنعت پتروشیمی را شاه ‌کلید اجرای اقتصاد مقاومتی در کشور می‌دانند چراکه بدون خام‌فروشی و با ایجاد ارزش افزوده در بخش نفت و گاز، تولیدات این صنعت حدود یک سوم درآمدهای صادرات غیرنفتی کشورمان را شامل می‌شود. این در حالی‌است که اگر گاز کشورمان حتی با بالاترین قیمت هم صادر شود از آن جایی که بابت آن شغلی در کشور ایجاد ‌و ارزش افزوده خلق نشده‌است، نمی‌تواند انتظارات اقتصاد مقاومتی را برآورده سازد. هر چند صنعت پتروشیمی کشورمان هم از خرداد ماه گذشته در لیست تحریم‌های آمریکا قرار گرفته اما واقعیت این است که حتی در شرایط تحریم فروش محصولات پتروشیمی بسیار سهل‌تر از فروش نفت است و در واقع صنعت پتروشیمی توانسته کشور را در مقابل بسیاری از تهدیدات مقاوم کند. از این رو بخش قابل توجهی از سیاست‌های اقتصاد مقاومتی به ترسیم نقشه راه توسعه صنعت پتروشیمی اختصاص دارد. جایگاه صنعت پتروشیمی در سیاست‌های اقتصاد مقاومتی براساس اخبار منتشر شده در رسانه‌های رسمی، صنعت پتروشیمی در حال حاضر در جایگاه ششم میان ۷۱ بخش اقتصادی کشور ایستاده‌است. از سوی دیگر ایران با دارا بودن بیش از ۳۳ تریلیون مترمکعب ذخایر متعارف گاز طبیعی و ۱۵۷میلیارد بشکه ذخایر قابل برداشت نفت خام، پتانسیل قابل‌توجهی برای توسعه صنعت پتروشیمی دارد. به‌همین دلیل در اسناد بالادستی از جمله برنامه‌های شش‌گانه توسعه و اقتصاد مقاومتی به‌طور جدی به استفاده از ظرفیت‌های این صنعت پرداخته‌شده‌است به‌طوری که مواد ۱۳ تا ۱۵ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی به ترسیم چشم‌انداز این صنعت اختصاص دارد. همچنین بندهای ۴ و ۸ مرتبط با هدفمندی یارانه ها و مدیریت مصرف انرژی و همچنین بند ۱۸ مرتبط با سهم صندوق توسعه ملی از منابع حاصل از صادرات نفت و گاز هم به این صنعت مرتبط است. کاهش وابستگی کشور به درآمدهای حاصل از صادرات نفت (بندهای ۱۳ و ۱۸) از موضوعات مطرح‌شده درسیاست‌های اقتصاد مقاومتی است و در این بندها بر مقابله با ضربه‌پذیری درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز از طریق انتخاب مشتریان راهبردی، ایجاد تنوع در روش‌های فروش، مشارکت دادن بخش خصوصی در فروش و افزایش صادرات گاز، برق، پتروشیمی و فرآورده‌های نفتی و افزایش سالانه‌ سهم صندوق توسعه ملی از منابع حاصل از صادرات نفت و گاز تا قطع وابستگی بودجه به نفت تاکید شده است. همچنین بندهای ۱۳ و ۱۵ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی مرتبط با موضوع افزایش ارزش افزوده از طریق تکمیل زنجیره ارزش صنعت نفت و گاز است که طبق آن مقابله با ضربه‌پذیری درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز از طریق افزایش صادرات گاز، برق، پتروشیمی و فرآورده‌های نفتی وافزایش ارزش افزوده از طریق تکمیل زنجیره ارزش صنعت نفت و گازو بالا بردن صادرات برق، محصولات پتروشیمی و فرآورده‌های نفتی در دستور کار قرار دارد. حفظ و توسعه ظرفیت‌های تولید نفت و گاز، به‌ویژه در میادین مشترک هم موضوع بند ۱۴ اقتصاد مقاومتی است که در آن بر حفظ و توسعه ظرفیت‌های تولید نفت و گاز، به‌ویژه در میادین مشترک که به صورت غیرمستقیم با صنعت پتروشیمی در ارتباط است، تاکید شده‌است. مدیریت مصرف انرژی از دیگر موضوعات مطرح شده در بندهای ۴ و ۸ اقتصاد مقاومتی است که استفاده از ظرفیت اجرای هدفمندسازی یارانه‌ها در جهت کاهش شدت انرژی و مدیریت مصرف با تاکید بر اجرای سیاست‌های کلی اصلاح الگوی مصرف از سیاست‌های گنجانده شده در این برنامه راهبردی در ارتباط غیرمستقیم با صنعت پتروشیمی است. اما برنامه جهش دوم صنعت پتروشیمی هم از موضوعات مورد توجه قرار گرفته در سیاست‌های اقتصاد مقاومتی است که در آن به موضوعاتی از جمله اجرای به‌موقع طرح‌های تامین خوراک پتروشیمی‌های جدید از جمله طرح‌های تولید و بازیافتNGL ، تکمیل و اجرای مجموعه طرح های در دست اجرا و جدید پتروشیمی، بازاریابی و صادرات محصولات پتروشیمی برای بازارهای جدید، حمایت از توسعه واحدهای پایین دستی پتروشیمی از جمله با توسعه «کیمیا شهر»های تخصصی و استفاده از تکنولوژی‌های جدید در توسعه صنعت پتروشیمی مانند GTPPپرداخته شده که هدف از این سیاست‌گذاری‌ها رسیدن به ارزش تولید محصولات پتروشیمی به ۸۰ میلیارد دلار حداکثر تا سال ۱۴۰۰ است. ضرورت ایجاد بسترهای لازم برای تحقق برنامه راهبردی اقتصاد مقاومتی در پتروشیمی در سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی یکی از راه‌های جلوگیری از ضربه‌پذیری اقتصاد از درآمدهای نفت و گاز، افزایش صادرات محصولات پتروشیمی عنوان شده و هر چند که در این اسناد بالادستی برنامه‌های مفصلی برای توسعه صنعت پتروشیمی و افزایش ظرفیت آن دیده‌شده است اما پیاده‌سازی این برنامه‌ها نیاز به ایجاد بسترهایی دارد که مهم‌ترین آن، بومی‌سازی دانش فنی و فرآیندهای تولید است. از این‌رو در سیاست‌های اقتصاد مقاومتی به انعقاد قراردادهای بومی‌سازی تجاری فرآیندها با دانشگاه‌ها، پارک‌های علم و فناوری و شرکت‌های دانش‌بنیان تاکید شده است. بهینه‌سازی صادرات و بیشینه‌سازی ارزآوری این صنعت از طریق فروش محصولات با ارزش افزوده بالا، طراحی و ساخت کاتالیست‌ها و ارائه طرح‌های همکاری و ارائه خدمات فنی و مهندسی در خارج از کشور هم از دیگر اقدامات مورد نیاز برای تحقق سیاست‌های اقتصاد مقاومتی در حوزه استفاده از توان واحدهای پتروشیمی کشورمان است. موضوع دیگر تمرکز بر تامین تجهیزات و قطعات مورد نیاز از داخل و انتقال دانش برای ارتقای توان داخل در جهت انجام تولیدات است که باید در اولویت صنایع کشورمان قرار بگیرد چراکه تا زمانی که زیرساخت صنعت پتروشیمی وابسته به خارج باشد هزینه تمام شده تولید این صنایع بالا خواهد بود و توان رقابتی آن در بازارهای بین المللی کاهش می‌یابد. پتروشیمی انتظار اقتصاد مقاومتی در اشتغال را برآورده می‌سازد اشتغالزایی از طریق صنایع و بنگاه‌های مولد یکی از موضوعات مورد تاکید سیاست اقتصاد مقاومتی است و به طور قطع تنها صنایعی می‌توانند بیشترین سهم در ایجاد اشتغال را داشته‌باشند که با ایجاد ارزش افزوده صادرات محور باشند تا در برابر نوسان‌های ارزی و کاهش ارزش پول ملی کشورمان دچار تعدیل نیرو نشوند. بنابراین صنعت صادرات محور و مولد پتروشیمی می‌تواند این بخش از سیاست‌های اقتصاد مقاومتی را برآورده سازد. در حال حاضر تولید هر یک میلیون تن پتروشیمی ۱۷۰ هزار شغل در پایین‌دست صنعت پتروشیمی ایجاد می‌کند و ۱۰۸ هزار نفر به صورت مستقیم در صنعت پتروشیمی مشغول به‌کار هستند و که با افزایش واحدهای پتروشیمی جمعیت شاغل در این صنعت هم افزایش می یابد. از این رو در حال حاضر ۶۴ واحد پتروشیمی با پیشرفت ۲۰ تا ۹۹ درصد در ایران درحال ساخت است که تا سال ۱۴۰۰ حدود ۲۰ واحد از آنها به بهره‌برداری می‌رسند که با افتتاح این ۲۰ واحد، ظرفیت تولید محصولات پتروشیمی کشور به ۹۱ میلیون تن، محصولات قابل فروش به ۵۱ میلیون تن، درآمد کشور به ۲۵ میلیارد دلار و سهم صادرات به حدود ۱۹ میلیارد دلار می‌رسد و افزایش درآمدهای صادراتی هم به معنای رونق تولید و رشد فرصت‌های شغلی است.

more_vert پیدا و پنهان تحریم

ادامه مطلب

closeپیدا و پنهان تحریم

ایرنا- «تحریم» واژه‌ای نام آشنا در ادبیات معاصر سیاسی و اقتصادی ایران که بیش از یک دهه است با جزئیات زندگی ایرانیان پیوند خورده اما نخستین بار در زمان نخست‌وزیری محمد مصدق و همزمان با ملی شدن صنعت نفت با آن مواجه شدیم. رخدادی که حالا نه در ساحت یک موضوع اقتصادی بلکه در اقتصاد، مناسبات فرهنگی، بهداشت و درمان و... هم تجلی دارد. روزنامه ایران در گفت و گو با صاحبنظران اقتصادی کشور،‌ آورده است: آنچه از برآیند نظر کارشناسان و متخصصان حاصل می‌شود این است که هدف برجسته تحریم برخلاف آنچه در عیان مطرح شده، فعالیت‌های هسته‌ای ایران نیست بلکه آنها با کمک این ابزار اهداف بلند مدتی را با بسامد بسیار در حوزه‌های مختلف دنبال می‌کنند. از تسخیر بازارهای نفتی ایران تا تضعیف هژمونی منطقه‌ای و موارد دیگر که در ادامه می‌خوانید. حمید حسینیتصاحب بازار نفت ایرانآنچه از برآیند نظر کارشناسان و متخصصان حاصل می‌شود این است که هدف برجسته تحریم برخلاف آنچه در عیان مطرح شده، فعالیت‌های هسته‌ای ایران نیست بلکه آنها با کمک این ابزار اهداف بلند مدتی را با بسامد بسیار در حوزه‌های مختلف دنبال می‌کنند. از تسخیر بازارهای نفتی ایران تا تضعیف هژمونی منطقه‌ای و موارد دیگر که در ادامه می‌خوانید. تضعیف هژمونی منطقه‌ای ایرانوحید شقاقی استاد اقتصاد دانشگاه خوارزمیدر دهه ۹۰ بی‌سابقه‌ترین تحریم‌های تاریخ اقتصاد ایران به وقوع پیوست. در این دهه ایران با دو تحریم مواجه بود. نخست تحریم سال‌های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ و دیگری هم که از سال ۱۳۹۷ آغاز شد و تاکنون ادامه دارد. در گذشته هم یک بار در دولت مصدق ایران تحریم شد. پس از آن‌که مصدق تلاش برای ملی شدن صنعت نفت را شروع کرد، بریتانیایی‌ها به دلیل منافعی که از صنعت نفت ایران داشتند، صادرات نفت ایران را تحریم کردند. حتی کشتی‌هایی را که از ایران نفت صادر می‌کرد به مصادره خود درآوردند.در آن زمان دولت مصدق ۲۸ ماه کشور را بدون نفت اداره کرد و در نهایت با کمک عوامل داخلی و خارجی، کودتای ۲۸ مرداد اتفاق افتاد. بعد از انقلاب هم تحریم‌های مختلفی را داشته‌ایم اما هیچ تحریمی به شدت تحریم کنونی نبوده است. حتی شدت و وسعت تحریم‌های سال‌های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ هم به شدت تحریم‌های کنونی نبوده است.در تحلیل دلایل این اتفاق می‌توان به سیاست‌های دولت اوباما رئیس جمهور پیشین امریکا اشاره کرد که بر فشار تدریجی بر صنعت نفت و نظام بانکداری کشورمتمرکز بود. هنگامی که صنعت نفت ایران تحریم شد، تحریم‌ها از دو و نیم میلیون بشکه شروع و به تدریج بر کاهش صادرات نفت ایران فشار وارد شد و نهایتاً به یک میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه نفت رسید که این روند با روی کار آمدن دولت یازدهم وآغاز مذاکرات متوقف شد. در تحریم‌های بانکی هم وضعیت به گونه‌ای بود که بانک‌هایی که با ایران ارتباط تجاری داشتند را جریمه و تحریم می‌کردند. حتی یک بانک اروپایی را ۹ میلیارد دلار جریمه کردند.در دوره تحریم‌های اخیر با وجود این که اجماع جهانی در ارتباط با تحریم وجود ندارد اما امریکا توانسته شرکای ایران مانند هند، چین و ژاپن را تهدید کند و با این شرایط کار و مبادلات بانکی بسیار سخت شده است چرا که سیاست ترامپ فشار بزرگ است و در عمل صادرات نفت را به شدت کاهش داده‌اند. از سوی دیگر امریکا در زمینه نفت به خودکفایی رسیده و از یک کشور وارد کننده به کشوری صادرکننده تبدیل شده است که این موضوع می‌تواند یکی از اصلی‌ترین انگیزه‌های امریکا برای اعمال تحریم علیه ایران باشد.این کشور در طول هشت سال گذشته تولید نفت خود را از شش میلیون بشکه به ۱۳ میلیون بشکه رسانده است. با تکنولوژی نفت شیل ما شاهد جهش امریکا در این زمینه هستیم در نتیجه یک دلیل می‌تواند این باشد که امریکا در حال حاضر نیاز به بازار دارد.علاوه بر ایران، کشور لیبی هم به دلیل سرمایه‌های نفتی به سرنوشت ایران دچار شده است. نکته‌ای که نباید آن را فراموش کرد این است با وجود انگیزه‌های نفتی برای محدود کردن بازار ایران به کمک تحریم‌ها اگر امریکا بخواهد ایران را از منطقه حذف کند، هژمونی منطقه از بین خواهد رفت و شکست ایران می‌تواند طرح خاورمیانه بزرگ و مورد نظر امریکا را به وجود بیاورد. امریکا دنبال کشورهای کوچک و ضعیف است پس تضعیف هژمونی منطقه‌ای ایران انگیزه دیگری برای امریکاست تا ایران را تحریم چندجانبه بکند. تمامیت خواهی و زورگوئیحسین مرعشی فعال سیاسی و مدیر اقتصادیتحریم ابزاری است که کشورهای قدرتمند همواره متناسب با اهدافشان که این اهداف می‌تواند انسانی یا تمامیت خواه و زورگویانه باشد، برای پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کنند و این جزئی از مناسباتی است که در دنیا مرسوم شده است. راه حل اساسی به منظور تغییر این وضعیت آن است که باید دنیا به سمت چند قطبی شدن حرکت کند. هنگامی که یک یا دو کشور مسلط در دنیا وجود داشته باشد امکان انتخاب را به کشورهای درحال توسعه نمی‌دهند و فشارها آغاز می‌شود. این قاعده در تمام دنیا حاکم است و تنها مختص ایران نیست. کشورهایی مانند لیبی، سوریه و روسیه هم تحریم را تجربه کرده‌اند. اگر دنیا به سمت چندقطبی شدن حرکت کند می‌تواند از زیاده خواهی‌ها و زورگویی‌ها فاصله بگیرد. دیکته کردن یکسری سیاست‌ها و برنامه‌های سیاسی، نظامی، فرهنگی و اجتماعی شکلی از تمامیت خواهی و زورگویی است.کشورهایی که در معرض تحریم‌ها هستند باید متوجه باشند که تحریم‌ها به آنها فشار وارد می‌کند و این فشار تا حدی است که استقلال شان زیر سؤال نرود. باید تمام تلاش‌ها معطوف به این امر باشد که تحریم‌ها مزمن و ماندگار نباشند چون عزت کشور زیر سؤال می‌رود. مزمن شدن تحریم‌ها نه تنها رشد و توسعه اقتصاد کشور را متوقف می‌کند، بلکه در مواقعی برای اداره کشور با چالش‌های جدی مواجه می‌شویم.زندگی با تحریم برای ایران بخشی از خصوصیات ۴۰ ساله کشور ما شده و تنها در برهه‌های زمانی کوتاهی تحریم‌ها کم‌رنگ شده است. آنچه امریکا و دیگر کشورها از تحریم ایران دنبال می‌کنند را در چند سطح می‌توان بررسی کرد. از ابتدای انقلاب و حتی پیش از آن امریکایی‌ها نمی‌خواستند ایران را به عنوان کشوری هماهنگ با سیاست‌ها و اهدافشان در سطح جهان از دست بدهند و تمام تلاش بر این بوده است که با استفاده از هر تدبیری ایران در بلوک آنها قرار بگیرد.بعدها عکس‌العمل ایران علیه امریکا شعارهای تند و مخالفت بود. آنها به این نتیجه رسیدند که این سطح از انتظار را نمی‌توانند از ایران توقع داشته باشند. در آن زمان مسأله سفارت پیش آمد که در تاریخ دیپلماسی کشورها خلاف رویه معمول بود. این مسأله خود منشأ نخستین تحریم‌های ایران شد. در واقع تحریم پاسخ امریکا به ایران بود. البته مسأله منطقه، مسأله اسرائیل است که تبدیل به غده سرطانی برای منطقه شده است و قطعاً این مسأله منشأ اختلافات سنگینی بین ما و دیگر کشورهاست که باید حل شود. اختلاف نظر ما با امریکا جدی است و امریکا نمی‌تواند بپذیرد دیدگاه‌های مستقلی مانند ایران در منطقه وجود دارد. انحصارطلبی‌های غربغلام رضا مصباحی مقدم اقتصاددان و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظامعلت تحریم‌های ایران قبل از ماجرای برجام در ارتباط با این مسأله بود که ایران درصدد تولید بمب هسته‌ای است. دروغ و غیرواقعی بودن این موضوع حتی برای امریکا هم واضح بود اما در نهایت شورای امنیت ملل متحد، ایران را با قطعنامه‌ای تحریم کرد. این درحالی بود که ما به معاهده ان پی تی ملحق شده بودیم. بر اساس قوانین این شورا کشورهای عضو این معاهده بر ایران نظارت کردند. شبهه و تردیدی در این زمینه به وجود نیامده بود مگر به صورت یک مورد سانتریفیوژ که مشخص شد ریشه آن هم خارجی بوده است و دارای آلودگی بالایی بود. این سانتریفیوژ را از پاکستان و به عنوان سانتریفیوژ کارنکرده در اختیار ایران قرار داده بودند، اما در غنی‌سازی اورانیوم در پاکستان به کار گرفته شده بود که بعدها این مورد با ارزیابی دقیق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی احراز و مورد تأیید قرار گرفت. این یعنی تا قبل از برجام بهانه‌ای جز این وجود نداشت.واقعیت مسأله در برجام آشکار شد که در توافق شش جانبه، ایران اعلام کرد که ما پایبند به ان پی تی هستیم و غنی‌سازی اورانیوم را ادامه می‌دهیم، اما هرگز درصدد دست یافتن به بمب‌های هسته‌ای نیستیم. ۱۵ بار آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با نظارت‌های ویژه راستی آزمایی اعلام کرد، ایران تمام شروط معاهده برجام را پایبند بوده است. اما طرف‌های مقابل به آن پایبند نبودند و قبل از روی کار آمدن ترامپ شروع به برقراری تحریم‌های بیشتر نسبت به قبل از توافق کردند. هنگامی که ترامپ وارد قدرت شد؛ به صورت رسمی از معاهده خارج شد و تحریم‌ها را برگرداند.آنچه که پشت پرده تحریم هاست چیزی جز این نیست که امریکا نمی‌خواهد ایران جزو باشگاه هسته‌ای جهان از نظر علمی و قدرت فناوری هسته‌ای باشد. این دانش و فناوری را منحصر به کشورهای محدود می‌کنند که مخصوص قدرت‌های بزرگ جهانی است و نمی‌خواهند کشورهایی مانند آلمان و ژاپن از این فناوری بهره‌مند شود. از این رو به بهانه‌جویی پرداختند. ترامپ اعلام کرد که توافق برجام توافق بدی بوده است و ایران باید حتی یک سانتریفیوژ نداشته باشد و غنی‌سازی اورانیوم در هیچ حدی در ایران انجام نگیرد. ایران باید برد موشک‌های خود را محدود کند و از همکاری با کشورهای منطقه که دچار بحران‌های داخلی شده‌اند صرف نظر کند. همچنین حمایت از لبنان و فلسطین را هم کنار بگذارد. مسلم است این چیزی جز اعمال سلطه گری از استکبار جهانی علیه ایران نیست و ایران در مقابل این فزون خواهی‌ها مقابله خواهد کرد. در نهایت می‌توان گفت انگیزه اصلی اعمال تحریم‌ها علیه ایران می‌تواند انحصارطلبی‌های غرب باشد. تضعیف ساختار اقتصاد ایراناحمد توکلی اقتصاددان و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظامکشورهایی که به دنبال اعمال تحریم علیه ایران هستند بارها با صراحت اذعان داشته‌اند که هدف از تحریم تضعیف ساختار اقتصادی ایران است. با این توضیح که دولت ایران توان تأمین مایحتاج مردم را نخواهد داشت در نتیجه نارضایتی مردم اوج می‌گیرد و ما هم جو را شلوغ کرده و از این میان سود می‌بریم. این موضوع در تنش‌های سیاسی و اجتماعی بارها به اثبات رسیده است. آنها هر زمان تنشی ایجاد شد از آشوبگران حمایت کردند و به دنبال این هستند که از طریق سختگیری مالی، آستانه تحمل مردم را از بین ببرند، مردم به خیابان‌ها بیایند، هرج و مرج ایجاد شود و حکومت ساقط شود. هر چند که در مسائل داخلی حتماً اشتباهاتی وجود دارد و خطاهای فاحشی رخ می‌دهد.بنابراین می‌توان گفت، آنها به صراحت اعلام کرده‌اند که به دنبال تغییر حکومت در ایران هستند. این سیاست امروز و دیروز نیست، بلکه چهار دهه است که می‌خواهند ما را منکوف کنند و هرچقدر در توان آنها بوده برای تحقق اهدافشان تلاش کرده‌اند. ابتدا اقدام به تحریم فیزیکی و سخت افزاری کردند که برای آنها پرهزینه بود. الآن یکسری نرم افزار تحریمی ایجاد کرده‌اند که هزینه ما را بیشتر و هزینه آنها را کمتر می‌کند. آنها از راه‌های مختلف استفاده می‌کنند، تا اعمال تحریم‌ها را از راه‌هایی ادامه دهند که هزینه‌های کمتری برای خودشان داشته باشد و هزینه‌ها را بر ما تحمیل کنند.آنها ۴۰ سال است که نتوانسته‌اند ما را سرکوب کنند و از بین ببرند و این مبارزه همچنان ادامه دارد. در نهایت، می‌توان گفت، اهدافی که امریکا دنبال می‌کند بزرگتر و گسترده‌تر از چیزی است که بیان می‌شود. می‌خواهند جلوی رشد مردمی اندیشه و فکر را بگیرنداکبر ترکان مدیر اقتصادیتحریم‌هایی که در حال حاضر بر کشور اعمال شده است، تحریم‌های ایالات متحده امریکاست که کشورهای غربی را وادار به تبعیت کرده است. ایالات متحده در تلاش بود تا انقلاب اسلامی را سرکوب کند و الآن که مردم منطقه به انقلاب اسلامی تمایل نشان داده‌اند به انضمام موفقیت‌هایی که ایران در سوریه و عراق از طریق نابودی داعش و کمک به مردمان مظلوم یمن به دست آورده است منجر به این شده که ایالات متحده فشار بیشتری بر ایران وارد کند.امریکا با تحریم می‌خواهد جلوی رشد مردمی اندیشه و فکر را بگیرد. امریکا با تقویت داعش پس از حزب بعث و سرنگونی صدام می‌خواست با حکومتی که در عراق شکل گرفته مقابله کند. آنها فضایی را مهیا کردند که در آن فضا مردم عراق رأی بدهند. مردم عراق بیش از یک هزار سال است که مسلمان و شیعه هستند اما کسانی که بر آنها حکومت می‌کردند حکومت صدام و عثمانی‌ها بود. پس از سرنگونی صدام برای یک مقطع تاریخی مردم عراق توانستند بر سرنوشت خود حاکم شوند.به عبارت دیگر این سیستمی که در عراق ایجاد شده برای امریکا نوعی باخت محسوب می‌شود. آنها در تلاش بودند که شرایط سوریه را مانند لیبی کنند چراکه لیبی را متلاشی کردند و همه ثروت لیبی را به تاراج بردند اما در سوریه با مقاومت بشار اسد و کمک ایران فشار افراطی‌ها مهار شد، بنابراین امریکا تلاش می‌کند ظرفیت جمهوری اسلامی در منطقه را با اعمال تحریم‌ها محدود و از بین ببرد. تصاحب بازار نفت ایرانحمید حسینی عضو اتاق بازرگانیاهداف تحریم از منظر رؤسای جمهوری در امریکا متفاوت است؛ یعنی اهدافی که اوباما از تحریم دنبال می‌کرد قطعاً با ترامپ متفاوت است.ترامپ اعلام کرده که می‌خواهد در ایران اغتشاش و آشوب به پا کند و علاقه به فروپاشی نظام نشان داده است؛ درحالی که اوباما با سیاست مرحله‌ای خود به دنبال راهی برای توافق با ایران بود، در نتیجه ابتدا جامعه جهانی را اقناع و سپس برای مذاکره اقدام کرد. اما ترامپ برعکس دیگران را اقناع نکرد و یک طرفه از برجام خارج شد. پس می‌توان گفت کار اوباما پخته‌تر است. البته اهداف ترامپ در ادامه سیاست‌های جمهوریخواهان است که ایران را تهدید بکنند. آنها می‌خواهند ایران را در مرکز شرارت قرار دهند بنابراین بخشی از این تحریم‌ها سیاسی است و بخشی هم نگاه اقتصادی دارد. امریکا سالانه یک میلیون بشکه نفت افزایش تولید دارد و برای اینکه بتواند تولید خود را روانه بازار کند خروج ایران از بازارهای جهانی نفت را با ابزار تحریم هدف قرار داد. امریکا می‌خواهد شرکای سنتی نفت ایران مانند هند و چین را قانع کند که به جای ایران از امریکا نفت بخرند. این سیاست توانسته است بازار خوبی برای هند و کره جنوبی پیدا کند و نفت ایران را از بازارهای جهانی خارج کند.یکی دیگر از اهداف امریکا در اعمال تحریم علیه ایران تغییر نگرش موضع ایران است. آنها می‌خواهند ایران سیاست‌های خود را با امریکا همسو کند. امریکا می‌خواهد با این فشارها ایران را ساکت کند و در واقع ایران اخلالی در سیاست‌های امریکا ایجاد نکند. امریکایی ها قبل از برجام هم به دنبال همه یا هیچ بودند. بازار ایران برای امریکایی‌ها جذاب است و فکر می‌کردند با برجام به بازارهای ایرانی ورود پیدا می‌کنند اما چون این اهداف محقق نشد و به منافعشان دست نیافتند از برجام خارج شدند. ۱۲ سناریو از پشت پرده تحریم ها۱ تضعیف هژمونی منطقه‌ای ایران۲ تصاحب بازار نفت ایران۳ تمامیت خواهی و زورگوئی۴ انحصارطلبی‌های غرب۵ تغییر حکومت در ایران۶ تضعیف ساختار اقتصادی ایران۷ محدود کردن ظرفیت جمهوری اسلامی در منطقه۸ تلاش برای همسو شدن سیاست‌های ایران با امریکا۹ دستیابی به بازارهای ایراناز طریق برجام محقق نشد.۱۰ امریکا نمی‌خواهد ایران جزو باشگاه هسته‌ای جهان از نظر علمی و قدرت فناوری هسته‌ای باشد.۱۱ امریکا با تحریم می‌خواهد جلوی رشد مردمی اندیشه و فکر را بگیرد.۱۲ تحریم، پاسخ امریکا در حمله به سفارت این کشور بود.