کتاب مدیریت انگیزه و انرژی کارکنان

کتاب مدیریت انگیزه و انرژی کارکنان


کتاب مدیریت انگیزه و انرژی کارکنان، تالیف علیرضا سهرابی، راهنمایی کاربردی‌ برای شناسایی علل رفتارهای کارکنان و دستیابی به بهترین عملکرد آن‌ها است.

همه سازمان‌ها سعی می‌کنند در هنگام استخدام، بهترین کارمندان را جذب نمایند و کارمندان تازه استخدام شده نیز نهایت تلاش خود را در جهت انجام وظایف به بهترین نحو ممکن به کار می‌گیرند. اما پس از مدتی، به دلایلی از یک طرف سطح عملکرد کارکنان افت کرده و از طرف دیگر سازمان نیز در درستی انتخاب خود تردید می‌نماید.

چه اتفاقی باعث بروز چنین مشکلی می‌شود؟ آیا واقعاً سیستم کارمندیابی و استخدام سازمان مشکل داشته است؟ آیا کارمند در هنگام استخدام سازمان را فریب داده و خود را بهتر از آنچه بوده است، نشان داده است؟ یا نه، هم فرد استخدام شده کارمند مناسبی بوده و هم سازمان وی را به خوبی شناسایی کرده است و مشکل از جای دیگری است؟ شاید هم هر دو مشکل داشته‌اند! خلاصه اینکه چه چیزی باعث افت عملکرد فرد و در نتیجه افت عملکرد سازمان شده است؟

تحقیقات نشان می‌دهد که بسیاری از کارکنان به ندرت همه تلاش خود را در شغلشان به کار می‌گیرند و به نظر می‌رسد که انرژی خود را برای ساعات بعد از پایان کار روزانه و یا تعطیلات آخر هفته ذخیره می‌نمایند. البته اینطور هم نیست که فکر کنیم آن‌ها کار نمی‌کنند. در واقع بیشتر آن‌ها وظایف خود را در حداقل استاندارد مورد قبول سازمان انجام می‌دهند اما هیچ‌گاه سعی نمی‌کنند از آن فراتر روند. در چنین صورتی، در خوش‌بینانه‌ترین حالت، سازمان در حد متوسط باقی می‌ماند و به مرور زمان ضعیف‌تر هم خواهد شد.

در کتاب مدیریت انگیزه و انرژی کارکنان کوشیده شده تا به این سوال پاسخ داده شود که اساساً چرا اکثر کارمندان صرفاً به انجام وظیفه در حد رفع تکلیف می‌پردازند و چگونه می‌توان آن‌ها را به ارائه سطوح بالاتری از عملکرد ترغیب نمود؟

در بخشی از کتاب مدیریت انگیزه و انرژی کارکنان می‌خوانیم:

انگیزش: اصولاً عوامل شکل دهنده رفتار انسان‌ها به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند: انگیزه‌ها که جنبه درونی دارند و اهداف که جنبه بیرونی دارند.

به تجربه ثابت شده است که عملکرد افراد تنها به توانایی‌های ایشان بستگی ندارد بلکه انگیزه مهم‌ترین عاملی است که عملکرد را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. اما انگیزش چیست و انگیزه چگونه ایجاد می‌شود؟

هر چند که انگیزش به صورت نسبی تعریف می‌شود اما به طور کلی انگیزش تمایل فرد به انجام کاری است که تأمین کننده یکی از نیازهای وی باشد. نیازهایی که ریشه در درون انسان دارد و منشأ همه رفتارهای وی است. اصولاً هر عملی که از انسان صادر می‌شود رفتار نام دارد. ویلیام گلسر در کتاب معروف خود تئوری انتخاب بیان می‌کند که 4 مولفه به رفتار انسان‌ها شکل می‌دهد: عمل، فکر، احساس و فیزیولوژی اما انسان تنها بر افکار و اعمال خود کنترل مستقیم دارد. تحقیقات نشان داده با استفاده از دو مولفه افکار و اعمال می‌توان دو مولفه دیگر یعنی احساس و فیزیولوژی را نیز کنترل نمود.

منظور از اعمال، هر کاری است که انجام می‌دهیم. مثلاً هنگام راه رفتن در واقع ما در حال انجام عمل حرکت هستیم. تقریباً همیشه به هنگام انجام هر کاری همزمان فکر هم می‌کنیم. به طور کلی هر وقت می‌گوییم در حال انجام کاری هستیم منظور ترکیبی همزمان از فکر و عمل است. به همین ترتیب وقتی در حال انجام کاری هستیم به طور ناخودآگاه احساساتی را نیز همراه خود داریم. ممکن است خیلی توجهی به آن نداشته باشیم اما این به معنای نبود احساس نیست.

پس در کنار فکر و عمل، احساسات هم وجود دارد. در کنار همه این‌ها دائماً یک سری فعالیت‌های فیزیولوژیکی، صورت می‌گیرند که خارج از کنترل ما هستند. مانند نفس کشیدن، جریان خون در رگ‌ها و... به این دلیل به فعالیت‌های فیزیولوژیکی را خارج از کنترل می‌نامیم که مثلاً بالا رفتن فشار خون در هنگام ترس به صورت ناخودآگاه اتفاق می‌افتد و کنترلی بر آن نداریم. بنابراین وقتی رفتاری از ما سر می‌زند هر چهار مولفه فعال می‌شوند اما ما فقط می‌توانیم افکار و اعمال خود را کنترل کنیم.

فهرست مطالب
مقدمه
فصل اول: مفاهیم کلی و تعاریف‌
فصل دوم: شخصیت‌شناسی
فصل سوم: دلایل کاهش انگیزش کارکنان
فصل چهارم: روش‌های افزایش انگیزش کارکنان
فصل پنجم: نتیجه‌گیری
سخن آخر
منابع

مطالب مرتبط

تگ‌ها

مطالب پربیننده

پربیننده
آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه