جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert مقاله تأثیر یک دوره فعالیت منظم ورزشی بر پرخاشگری دانش آموزان عقب ماندة ذهنی آموزش پذیر

ادامه مطلب

closeمقاله تأثیر یک دوره فعالیت منظم ورزشی بر پرخاشگری دانش آموزان عقب ماندة ذهنی آموزش پذیر

مقاله علمی و پژوهشی" مقاله تأثیر یک دوره فعالیت منظم ورزشی بر پرخاشگری دانش آموزان عقب ماندة ذهنی آموزش پذیر " مقاله ای است در 15 صفحه با 27 عنوان فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی با رویکرد رشد و یادگیری حرکتی و ورزشی منتشر شده است .در این مقاله علمی و پژوهشی موضوعات فعالیت منظم ورزشی؛ پرخاشگری؛ دانش آموزان؛ عقب مانده ذهنی و آموزش پذیرمطرح شده است محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert مقاله اثربخشی تمرینات جسمانی بر کاهش پرخاشگری دانش آموزان آهسته گام

ادامه مطلب

closeمقاله اثربخشی تمرینات جسمانی بر کاهش پرخاشگری دانش آموزان آهسته گام

مقاله علمی و پژوهشی" اثربخشی تمرینات جسمانی بر کاهش پرخاشگری دانش آموزان آهسته گام” مقاله ای است در 13 صفحه با 23 عنوان فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی با رویکرد رشد و یادگیری حرکتی و ورزشی منتشر شده است .در این مقاله علمی و پژوهشی موضوعات پرخاشگری؛ تمرینات جسمانی؛ دانش آموز آهسته گام. و سازگاری مطرحشده است محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert مقاله تأثیر بازی‌های بومی بر رشد حرکتی و پرخاشگری کودکان پیش‌دبستانی

ادامه مطلب

closeمقاله تأثیر بازی‌های بومی بر رشد حرکتی و پرخاشگری کودکان پیش‌دبستانی

مقاله علمی و پژوهشی " تأثیر بازی‌های بومی بر رشد حرکتی و پرخاشگری کودکان پیش‌دبستانی" مقاله ای است در 14 صفحه و با 33 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد رشد و یادگیری حرکتی و ورزشی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به بازی‌های بومی؛ پرخاشگری؛ رشد حرکتی؛ فعالیت ‌رایج؛ کودکان پیش‌دبستانی پرداخته شده است چکیده مقاله هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر بازی­های بومی بر رشد حرکتی و رفتار پرخاشگرانۀ کودکان پیش‌دبستانی بود. در یک پژوهش نیمه‌تجربی 40 کودک شش‌سالۀ پیش دبستانی از بین مراکز پیش‌دبستانی شهر اهواز به‌صورت تصادفی انتخاب شدند. پیش‌آزمون با استفاده از آزمون مهارت­های حرکتی اولریخ و مقیاس اندازه­گیری پرخاشگری به‌عمل آمد. آزمودنی‌ها براساس نمره‌های پیش‌آزمون در قالب دو گروه یکسان بازی های بومی و فعالیت­های رایج مراکز پیش‌دبستانی قرار گرفتند. گروه بازی‌های بومی فعالیت­های خود را به مدت 8 هفته، هر هفته 3 جلسۀ یک‌ساعته انجام دادند و گروه دوم در این مدت به فعالیت­های رایج مراکز پیش‌دبستانی مشغول بودند. سپس از هر دو گروه پس‌آزمون گرفته شد. پس از اطمینان از توزیع طبیعی داده‌ها با استفاده از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، از آزمون  tهمبسته و مستقل برای مقایسه‌های بین‌گروهی و درون‌گروهی استفاده شد. نتایج t همبسته حاکی از اثر معنادار هر دو برنامه بر رشد حرکتی و کاهش پرخاشگری کودکان پیش‌دبستانی بود. اما مقایسة بین‌گروهی حاکی از برتری گروه بازی بومی نسبت به فعالیت­های رایج در مهدکودک بر مؤلفه های مذکور بود.  با توجه نتایج پیشنهاد می­شود مراکز پیش‌دبستانی از بازی­های بومی به‌منظور بهبود رشد حرکتی و کاهش پرخاشگری کودکان استفاده کنند. دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert دلیل پرخاشگری کنکوری‌ها چیست و والدین چگونه رفتار کنند؟

ادامه مطلب

closeدلیل پرخاشگری کنکوری‌ها چیست و والدین چگونه رفتار کنند؟

دانش آموزان طبیعی از نظر رفتاری، در سال پایان دبیرستان بخاطر رقابت سخت کنکور از لحاط روانی به هم ریختگی فراوانی دارند چه رسد به افرادی که سابقه روانی مشکل دارهم داشته باشند. اضطراب و استرس یکی از مؤلفه های روانشناختی است که داوطلبان با آن روبرو می شوند؛ یکی دیگر از معضلات خشم درونی است که در داوطلب به وجود می آید و خویش را در قالب پرخاشگری نسبت به اطرافیان، گوشه گیری، یاس، نومیدی و غیره نشان می دهد. دلیل پرخاشگری کنکوری‌ها چیست و والدین چگونه رفتار کنند؟ والدین باید نسبت به فضای ذهنی داوطلب اگاهی داشته باشند، برای این که او در حال گذراندن شرایط سختی است؛ داوطلب در ایام کنکور در حال انجام کاری روتین و تکراری است که هیچ تضمینی برای نتیجه آن وجود ندارد. اگر صفر تا صد یک امر دست شخص باشد فشار روانی کمتری را تحمل می کند، ولی در مورد کنکور چنین نیست؛ زیرا داوطلب هیچ شناختی از سایر رقبا ندارد و این امر سبب می شود او بطور دایم نگرانی را با خویش یدک بکشد و علایم روانشناختی من جمله پرخاشگری متوجه داوطلب شود، البته مکانیسم عمل داوطلبان در در برابر ناکامی یا حس ناکامی متفاوت است. ناکامی به این معنی است که شخص از رسیدن به چیزی مایوس شده و مکانیسم آن بیش تر خشم است، ولی در حس ناکامی عکس العمل شخص متفاوت است؛ حرف نزدن با اطرافیان، گوشه گیری، پرخوری، پرخاشگری، حساس شدن و گریستن من جمله عکس العمل هایی است که این اشخاص برای نشان دادن فشاری که بر آنها وجود دارد نشان می دهند. متأسفانه یک داوطلب علاوه بر این که برای کنکور مطالعه می کند باید در مورد شیوه درس خواندن، برنامه ریزی و میزان پیشرفت خویش پاسخگوی اطرافیان هم باشد؛ این امر داوطلب را دچار آشفتگی می کند که چطور باید پاسخگوی سوال های دیگران باشد. والدین باید در این وضعیت تنها نقش یک حمایتگر را داشته باشند و بصورت کاملاً محبّت آمیز به اطرافیان خویش بگویند که در مورد فرآیند مطالعه کنکور با فرزندشان صحبت نکنند، برای این که ارائه راه حل برای یک داوطلب کنکوری به وسیله اطرافیان بیش از این که مفید و موثر باشد سبب نا آرامی و آشفتگی او خواهد شد. قیاس مداوم فرزندان آن هم از بچگی با بچه های بستگان، دوستان و حتی هم بازی های مهد کودک شان سبب می شود که آنها در نوجوانی باتوجه به سرخوردگی ناشی از قیاس و رقابت دایم، بی اندازه معمول زودرنج و خشمگین باشند. دلیل پرخاشگری کنکوری‌ها چیست و والدین چگونه رفتار کنند؟ خوب است بدانید کودکان هنگامی که نمی توانند فاصله خودشان را با افردی که پدر و مادر با آنها مورد قیاس قرار میدهند ، پر کنند، حس شکست و طرد شدگی خواهند کرد؛ حس ناخوشی که آغاز آسیب های روانی زیادی است؛ بدین ترتیب به جای قیاس فرزندان تان با بقیه، به استعدادهای آنها و علائق شان توجه نموده و احترام بگذارید. با این کار اعتماد به نفس فرزندان تان رشد نموده و تقویت آنها در مسیری که دوست دارند، سبب شکوفایی شان می شود؛ در نتیجه باتوجه به قابلیت ها و مهارت های شان، حس برتری و سرامد بودن نموده و در نوجوانی اضطراب کمتری را تجربه می کنند. تمامی این مسایل سبب می شود که فرزند شما دیگر پرخاشگر نباشد.

more_vert همه چیز درمورد پرخاشگری و تاثیر آن برطول عمر

ادامه مطلب

closeهمه چیز درمورد پرخاشگری و تاثیر آن برطول عمر

گروهی از محققان آمریکایی و سنگاپوری دریافتند که زنان جوانی که در تست روانشناسی مشترک میزان بی تابی آنها بیشتر بود، در مقایسه با سایر همتایان خود که شکیبا و صبورتر بودند، تلومرهای کوتاه تری داشتند. تلومر کلاهک های کوچکی در انتهای کروموزم ها است که با افزایش طول عمر ارتباط دارد. تیم محققان در مقاله ای که در مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم منتشر شد، توضیح دادند که تلومرها از کروموزوم ها در برابر آسیب ها محافظت می کنند. زمانی که سلول های تکثیر می شوند، طول تلومر کوتاه تر می شود، محققان بر این باورند کوتاه شدن تلومرها یکی از دلایل اصلی سالخوردگی است. با کوتاه تر شدن تلومرها که روند آن از 16 سالگی آغاز می شود، ما پیرتر می شویم و این وضعیت ادامه می یابد تا زمانی که در نهایت سلول ها امکان تکثیر نمی یابند و مرگ فرا می رسد. محققان در بررسی حدید خود دریافتند که ناشکیبایی موجب یک سری تغییرات بیولوژیکی می شود که در کوتاه شدن تلومرها دخیل هستند، وضعیتی که پیری زودرس و مرگ زود هنگام را به دنبال خواهد داشت. علت پرخاشگری ها و بی صبری های ما چیست؟ انسان دارای هیجانات احساسی زیادی است از آن جمله می توان خشم و به تبع آن پرخاشگری را نام برد.خشم یکی از نعمت های خداوند به انسان است که اگر در مواقع مناسب خودش بروز داده شود نه تنها مضر نیست بلکه راهگشای بسیاری از مسائل است.اما پرخاشگری و بی صبری در این عصر یکی از معضلات زندگی انسان ها و جوامع بشری می باشد؛ چراکه از حد طبیعی خود فراتر رفته و مانند بیماری همه گیر شده است.بسیاری ،زندگی ماشینی و مدرنیسم را علت بروز این رفتارها دانسته اند و چندین علل فردی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی از جمله فقر و تبعیض و ضعف و عدم فهم و جهل را برای این رفتارها نام برده اند.در ادامه به تبیین مفهوم پرخاشگری و بی صبری پرداخته خواهد شد و علل بروز این رفتارها بررسی می گردد. دو واژه ی خشم و پرخاشگری که همواره با یکدیگر بکار برده می شوند ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند.پرخاشگری حاصل خشم می باشد و از طرفی علت آن نیز می باشد.برای روشن شدن مطلب باید معنای خشم و پرخاشگری را بررسی کرد. معنای لغوی پرخاشگری(agression) پرخاشگری از ریشه ی لاتین (aggredi) گرفته شده و به معنای جلو رفتن برای حل یک مشکل است. پرخاشگری از مصدر پرخاش است که به معنای جنگ و جدال،درشتی و تندی از روی خشم ،عتاب، کارزار،پیکار،فرخاش هم گفته می شود. پرخاشگری عبارتست از عدم کنترل رفتار در برابر موقعیت های ناخواسته (از پیش تعیین شده)پرخاشگری به رفتاری اطلاق می شود که هدف از آن نابود کردن خود یا افراد و یا صدمه رسانیدن به آن (جسمانی یا زیانی) است. معنای اصطلاحی پرخاشگری:اصطلاحی بسیار کلی برای انواع گوناگونی از اعمال همراه با حمله و خصومت و خشونت است.پرخاشگری در اصطلاح آن رفتار تهاجمی است که شخص به قصد صدمه و آسیب رساندن یه افراد یا اشیا از خود نشان می دهد. پرخاشگری،دفاع کردن از حقوق خود به شیوه ای خصمانه است.هدف پرخاشگر گرفتن امتیاز از دیگران است. پرخاشگری واکنشی کلی نسبت به ناکامی است. هرچند افراد همیشه پاسخ های پرخاشگرانه ی آشکارا از خود نشان نمی دهند و آن ها را در وجود خود سرکوب می کنند.کارن هورنای روان شناس معروف معتقد است که سرکوب همه ی احساسات پرخاشگرانه از نقطه نظر سلامت روان بسیار بد و گاه خطرناک است. بنابراین پیشنهاد می شودکه انسان باید گهگاه احساسات خصمانه ی خودش را ابراز کند تا از شدت فشار انفجار درونی جلوگیری به عمل آید. افراد پرخاشگر سعی می کنند نیاز ها و خواسته های خود را از طریق تسلط ، توهین و تحقیر دیگران برآورده کنند.پرخاشگری نشان دهنده ی آن است که فرد فقط به فکر خودش است و به حقوق دیگران احترام نمی گذارند. مفهوم پرخاشگری از نظر روانشناساندر تعریف روان شناسی پرخاشگری عنوان شده است رفتاری را که به قصد آسیب رساندن به شخص دیگر، خود یا اشیا باشد پرخاشگری می گویند. پرخاشگری،عمل خصمانه ، عملی که موجب ترس یا گریز حیوان دیگر می شود.نوعی رفتار که رنگ تهاجمی دارد و از خطر و سختی نمی هراسد بلکه بدان میل می کند.میل انسان به انجام دادن هرنوع عمل شدید و موثر مه با صفاات دفاع از خود ،غنیمت شمردن هر فرصت برای اظهار وجود یا برقرار ساختن اصول و عقایدی که خود به آنها ایمان دارد. خشم و پرخاشگری در حقیقت مانع می شود که انسان درباره ی احساسات دردناک جسمی و روحی آگاهی یا بد و به نوعی انسان را در مقابل درد بی حس می کند، به طوری که حالتی به وی دست می دهد که درد و رنج را فراموش می کند. در مواردی که آدمی دچار خشم شدید می شود و نیز در مواردی که شخص استدلال را کنار می گذارد و مرتکب پرخاشگری های ناآگاهانه علیه دیگران می شود،ظاهرا کنترل قسمت مخ در سر، کمتر می شود. خشم و غضب معمولا به سه شکل خود را نشان می دهند: یا حالت پرخاشگری است ، یا اتخاذ موضع دفاعی و یا عقب نشینی. خشم پرخاشگرانه کاملا محسوس است ،لیکن اشخاص نمی توانند در همه ی حالات خشم خود را بروز دهند. خشم و پرخاشگری دو جزء تفکیک ناپذیر از نظر زیست شناسی هستند که با یکدیگر بطور کامل مرتبط می باشند. و بطور معمول ابراز خشم به شکل بیمارگونه همراه با عصبانیت و پرخاشگری است. راه طبیعی بیان خشم،واکنش پرخاشگونه است. خشم و پرخاشگری و رفتارهای تهاجمی و خصمانه واکنشی به ناکامی و سرکوبی امیال است که زاییده ی تعامل پیچیده بین وضعیت محیطی و تغییرات بیوشیمیایی و عوامل فرهنگی و پاسخ های آموخته شده به صورت های متفاوتی، مانند ضرب و شتم و فحاشی بروز می کند. خدا در قرآن می فرماید: والکاظمینَ الغیظ : آنان که خشم خود را فرو می برند . و نفرموده آنان که خشم ندارند.این بدان معنا است که وجود خشم در انسان فی ذاته بد و منفی نیست. امیر المومنین(ع) درباره ی فروخوردن خشم و عدم پرخاشگری فرموده اند:ایّاکَ و الغضب،فأوله جنون و آخرهُ ندم : از خشم پرهیز کن،چون اول آن دیوانگی و پایانش پشیمانی است. عوامل موثر بر بی صبری هرگاه کسی خویشتن را از فعل اختیاری باز داردصبر کرده است معنای لغوی و اصطلاحی صبرصبر در لغت به معنای حبس و باز داشتن است.هرگاه کسی خویشتن را از فعل اختیاری باز داردصبر کرده است. مقاومت آدمی در راه تکامل در برابر انگیزه های شر آفرین،فساد آفرین و انحطاط آفرین است.صبر یعنی مقاومت و ایستادگی،مقاومت در برابر بلایا ،درمیدان جنگ و در مصائب.متضاد صبر، بی صبری است، که مد نظر در این مقاله بی صبری می باشد. مرحوم ملا احمد نراقی بی صبری را چنین تعریف کرده: عبارتست از رها کردن عنان خود در مصیبت و بلاها،به فریاد کشیدن و آه و ناله کردن و جامه دریدن و بر خود زدن و سبب کلی آن ضعف نفس است و این صفت از جمله مهلکات عظیم است،که نام دیگر آن جزع(بی صبری) می باشد. انسانی که صبر و بردباری اندکی دارد در مقابل مشکلات یا سخن ها دچار خشم شده و در واکنش به آن ها شروع به پرخاشگری می کند. انسان ها و افرادی که صبر اندکی دارند غالبا زمانی که احساس کنند مورد تهدید یا بی حرمتی واقع شده اند به پرخاشگری متوسل می شوند.در واقع خشم آنقدر افزایش می یابد که بصورت پرخاشگری ابراز می شود. علل بی صبری و پرخاشگریدر میان علل بی صبری و پرخاشگری تنها یک یا دو عامل موثر نبوده بلکه عوامل زیادی دست در دست هم داده باعث بروز پرخاشگری در فرد می شود. عوامل موثر بر بی صبری و پرخاشگری را می توان به دودسته ی کلی تقسیم کرد:1-چه کسانی موجب بی صبری وپرخاشگری اند؟2-چه چیزهایی موجب بی صبری و پرخاشگری است؟ در دسته ی اول می توان گفت در موارد زیادی پرخاشگری و خشم نسبت به شخص مورد علاقه تجربه می شود.همچنین دوستان و آشنایان نزدیک نیز از عامل های خشم بوده اند. در باب دسته ی دوم می توان گفت علت ،حول ناکامی ها،نیازها و خواسته های فرد می چرخد که این عوامل عبارتند از:1-جلوگیری از رفتار هدفمند.2-تحقیر شدن یا مورد تبعیض و یا بی مهری قرار گرفتن.3-مورد فریب کاری یا عهد شکنی قرار گرفتن4-تحقیر شدن احساسات،ارزشها یا اقتدار واقعی فرد از سوی دیگرانو5-مورد بدرفتاری و بی توجهی قرار گرفتن از سوی افراد مهم.6-صدمه دیدن در نتیجه ی بی توجهی نسبت به خود.7-رفتار حاکی از بی توجهی دیگران.8-مورد تجاوز بدنی یا کلامی قرار گرفتن.9-قربانی شدن.همچنین انتقام گرفتن و تخلیه ی انرژی به عنوان دلایل دیگر پرخاشگری گفته می شود. منبع: ایرنا

more_vert شیوه برخورد با رفتارهای پرخاشگرایانه کودکان

ادامه مطلب

closeشیوه برخورد با رفتارهای پرخاشگرایانه کودکان

در برخورد با رفتارهای پرخاشگرایانه کودکان، باید سعی کنید حتی به کوچک ترین رفتارهای درست و مثبت آنان توجه کرده و تشویق شان نمایید و در حد ممکن، به رفتارهای منفی آنها بی توجهی نشان دهید. تشویق می تواند راه بسیار خوبی برای انگیزه دادن باشد. البته به باید داشته باشید که تغییر رفتار، کار بسیار دشواریست و نیاز به گذشت زمان و صبر فراوانی دارد. تبدیل یک کودک پرخاشگر به یک کودک آرام، یک شبه اتفاق نمی افتد. در برخورد با کودکان پرخاشگر، بدون در نظر گرفتن سن آنها، به توصیه های زیر توجه کنید: - ابتدا کودک را به آرامش دعوت کنید. - در جوی کاملاً آرام، با آرامش اما جدی، کودک را به سکوت تشویق نمایید. - احساس خود را از عملکرد او بیان کرده و یاد آور شوید از کاری که انجام می دهد، ناراحت هستید. - از تهدید، تمسخر، تحقیر و تنبیه کودک پرخاشگر، بطور جدی خودداری نمایید. - وسایل خطرناک و مشکل آفرین در خانه از جمله شکستنی ها را از دسترس او خارج سازید. - در صورت امکان، در آغوشش گرفته و از او بخواهید که سکوت کند و آرام بگیرد. - علاقه ی خود را نسبت به او بیان نموده و بگویید به دلیل رفتار بدش، از او ناراحت اید. - علت رفتارش را بپرسید. - او را نسبت به کاری که کرده و عواقب احتمالی آن، آگاه نمایید. - در خصوص چگونه کنترل کردن خود و داشتن اعتماد به نفس و برخورد با مسائل و ناموفقیت ها، او را آموزش دهید. - دلایل خود را مبنی بر بد بودن رفتارش، عنوان نموده و راه های بهتر را بازگو کنید. - برای اطمینان از این که به حرف های تان گوش داده یا نه، از او بخواهید حرف های شما را تکرار کند. - تا حد ممکن، محرک هایی که باعث بروز چنین رفتارهایی می شود را از محیط پیرامونش حذف کنید. این محرک ها ممکن است مستقیم و زنده مانند رفتارهای خود پدر و مادر و یا غیرمستقیم و از طریق تلویزیون، سینما و... باشد. - از مواردی که احساس می کنید کودک، مساعد پرخاشگری است، پیش گیری کنید. - از کودک بخواهید چیزهایی که باعث ناراحتی اش می شود را به راحتی با شما در میان بگذارد تا با یکدیگر راه حلی پیدا کنید. - اگر احساس می کنید کودک از نظر جسمی ضعیف است، تقویتش کنید. - اگر کودک دچار بحران های عاطفی ست، او را مورد حمایت عاطفی قرار دهید. - در صورتی که مشکل کودک از درک و یادگیری او نشأت می گیرد و امکان برخورد با مشکلات پیش آمده را ندارد، به او کمک فکری کنید تا موانع را از سر راه بردارد. - در آغاز، کودکان یاد می گیرند که دعوا و جیغ زدن می تواند در دست یابی به خواسته های شان، موثر باشد، سپس رفته رفته این رفتارها به پرخاشگری جامعه ستیزی در خانه و بیرون از خانه تعمیم می یابد. هر گز به کودک اجازه ندهید از راه پرخاشگری به خواسته ی خود برسد و حتی در مقابل رفتار منفی او، به طور جدی بایستید. - توجه داشته باشید که گاهی پرخاشگری، اکتسابی است و در اثر مشاهده ی رفتار پرخاش گرانه ی دیگران به وجود می آید، پس کودک را از محیط های پرتنش دور نگه دارید. - و در نهایت پدر و مادر به عنوان مسئول، باید به دقت بر برنامه های مورد علاقه ی فرزندان شان نظارت داشته باشند. آنان هم چنین باید بر نقش خود به عنوان الگوی نیرومند رفتاری، توجه داشته باشند زیرا اگر خودشان رفتار پرخاش گرانه داشته باشند، فرزندان شان نیز چنین خواهند کرد. منبع: تبیان

more_vert با شوهر بد دهن خود چه کار کنیم؟

ادامه مطلب

closeبا شوهر بد دهن خود چه کار کنیم؟

واقعیت این است که خشم، هیجانی طبیعی است که همه ما آن را در زندگی تجربه می کنیم اما زمانی که به دفعات اتفاق بیفتد و نحوه ابراز آن مناسب نباشد، می تواند به یک حس مخرب و ویرانگر تبدیل شود و پیامدهای ناگواری را برای فرد و اطرافیانش رقم بزند. یک احساس با واکنش های متعدد همه ما حق داریم خشمگین شویم اما مهم این است که چگونه خشم مان را ابراز کنیم. خشم می تواند یک رنجش و ناراحتی جزیی یا در نوع حاد آن، واکنشی فیزیکی و خارج از عرف باشد. واکنش افراد مختلف در مقابل احساس خشم متفاوت است. برخی افراد خشم خود را فرو می خورند و نمی خواهند کسی متوجه شود که آن ها تا چه حد عصبانی و ناراحت هستند. آن ها به شدت رفتار خود را کنترل می کنند و هیچ نشانه ای از عصبانیت از خودشان بروز نمی دهند. برخی افراد نیز هنگام احساس خشم، رفتارهای پرخاشگرانه ای از خود نشان می دهند. با صدای بلند فریاد می زنند، ناسزا می گویند، دیگران را کتک می زنند، آن ها را مسخره می کنند، به صحبت دیگران گوش نمی کنند و حقوق دیگران را نادیده می گیرند. برخی دیگر زمان احساس خشم آرام ولی محکم صحبت می کنند و سخن دیگران را قطع نمی کنند، همچنین احساسات خود را شفاف و محترمانه بیان می کنند آن هم بدون این که حقوق دیگران را نادیده بگیرند. به این رفتارها، رفتارهای جرات مندانه می گویند. فرد با کمک رفتار جرات مندانه می تواند بدون پرخاشگری، بددهنی و خودخوری به دیگران نشان دهد که عصبانی و ناراحت شده است. درادامه راهکارهایی برای مدیریت خشم و پرخاشگری می آید. ناکامی اصلی ترین دلیل پرخاشگری یکی از مهم ترین علل اصلی پرخاشگری، ناکامی در تامین نیازهاست. فرد زمانی که نیازهایش از جمله نیاز به محبت، توجه یا احترام برآورده نشود، احساس ناکامی می کند و این ناکامی زمینه ساز بروز پرخاشگری می شود. چند راهکار برای رفتار با همسر پرخاشگر به رفتارهای درست همسرتان هر چند ناچیز و اندک باشد توجه و احساس خوب خود را در مورد رفتارهایش بیان کنید. هرگز مقابله به مثل نکنید و به بددهنی های وی پاسخ ندهید زیرا این رفتار موجب تشدید رفتار همسرتان می شود. زمانی که همسرتان در وضعیت روحی مناسبی قرار دارد، درباره تاثیرات منفی بددهنی بر احساس و رفتار شما و زندگی مشترک تان صحبت کنید. در صورتی که همسرتان دوستان ناباب و بددهنی دارد، سعی کنید ارتباط او را با آن ها به روش های مختلف و با تدبیر، کمتر و در نهایت قطع کنید و همزمان ارتباط خود را با بستگان و دوستانی که رفتارهای مناسب وبهتری دارند، افزایش دهید. به خودتان مسلط باشید. بسیاری از جر و بحث ها و مشکلات بین زوجین، به دلیل تسلط نداشتن آن ها بر هیجانات به وجود می آید. گاهی اوقات زوجین با واکنش نامناسب از جمله (بی اعتنایی و بی توجهی، پرخاشگری و خشونت) ناخواسته به رفتارهای اشتباه یکدیگر دامن می زنند و متاسفانه چرخه معیوبی را ایجاد می کنند به این معنا که رفتارهای منفی همسر باعث خشم و عصبانیت زوج یا زوجه می شود و رفتار خشمگین زوج یا زوجه باعث افزایش رفتارهای منفی همسرش خواهد شد. دقت کنید در این چرخه معیوب گرفتار نشوید. راهکارهایی برای مدیریت خشم به همسران پرخاشگر موقعیت را ترک کنید. زمانی که فکر می کنید در صورت ادامه بحث دیگر نمی توانید خشم خود را کنترل کنید ادامه صحبت تان را به زمان دیگری موکول کنید، با این کار به خود و همسرتان فرصت می دهید تا از عصبانیت و خشم فاصله بگیرید و رفتار مناسب تری داشته باشید. برای این منظور می توانید به همسرتان بگویید: «الان شرایط روحی مناسبی نداریم، ممکن است حرف هایی بزنیم که بعدا هر 2 پشیمان شویم. بهتر است در شرایط بهتری با یکدیگر صحبت کنیم» یا این که «من الان عصبانی ام، بعدا در مورد این موضوع صحبت خواهیم کرد.» احساس منفی خود را بیان کنید. نکته مهم این است اگر ناراحتی خود را به زبان نیاورید کسی نمی داند که شما چه احساسی دارید. به جای نمایش خشم و پرخاشگری (به طور مثال اخم کردن، سخن نگفتن، داد و فریاد زدن، فحاشی و بددهنی) با استفاده از کلمات مناسب احساس خود را بیان کنید. در زبان فارسی واژه های گوناگون و متنوعی برای بیان احساسات و افکار وجود دارد. مثلا بیان کنید «زمانی که به حرف های من توجه نمی کنی، ناراحت می شوم». با بیان احساسات خود، زمینه مناسبی را برای حل مشکلی که چنین احساساتی را به وجود آورده است، فراهم می کنید. مراقب کلام خود باشید. تحقیر، توهین، تهدید، سرزنش و پرخاشگری نکنید. دقت کنید اگر صدای تان بلندتر از همسرتان باشد یا به تندی و با پرخاشگری با وی صحبت می کنید کمی مکث کنید تا آرام شوید. دشنام و ناسزا بحث را به مشاجره تبدیل می کند. همچنین گاهی می توانید موضوع بحث را تغییر دهید. برای مثال فرض کنید در خلال بحث به جای پاسخ «نه» از ناسزا استفاده شود. از این لحظه به بعد خواهید دید که موضوع بحث هر چه باشد، به رد و بدل دشنام میان دو فرد تبدیل می شود. به پیامد رفتار خود فکر کنید. فحاشی و بددهنی از اعتبار و احترام شما می کاهد، روابط شما را با دیگران به خطر می اندازد، موجب آزار دیگران می شود و مهم ترین پیامد آن این است که شرایط را بحرانی تر و سخت تر می کند. خود را آرام کنید. تکنیک هایی مانند تنفس عمیق، شست و شوی دست و صورت، نوشیدن آب و پیاده روی در کاهش خشم و عصبانیت موثر است. مسائل و مشکلات خود را حل کنید. به این موضوع فکر کنید که آیا فحاشی و بددهنی به حل مشکل شما کمکی خواهد کرد؟ فحاشی نه تنها به حل مشکل کمکی نمی کند بلکه به تیره شدن روابط بین شما و اطرافیانتان می انجامد. بدین منظور نخست مشکل خود را به طور دقیق تعریف و سپس راه حل هایی برای آن انتخاب کنید، آن گاه نکات مثبت و منفی هر راه حل را بررسی و در پایان بهترین راه حل را انتخاب کنید. از عذرخواهی نترسید. اگر متوجه شدید رفتار شما باعث ناراحتی و عصبانیت همسرتان شده است، عذرخواهی کنید. این موضوع برای ترمیم رابطه و کاهش اثرات زیانبار پرخاشگری ضروری است. منبع: خراسان

more_vert مقاله پیش‌بینی پرخاشگری ارتباطی پنهان (کناره‌گیری عاطفی و خراب کردن وجهه اجتماعی)

ادامه مطلب

closeمقاله پیش‌بینی پرخاشگری ارتباطی پنهان (کناره‌گیری عاطفی و خراب کردن وجهه اجتماعی)

مقاله علمی و پژوهشی " پیش‌بینی پرخاشگری ارتباطی پنهان (کناره‌گیری عاطفی و خراب کردن وجهه اجتماعی) بر اساس سبکهای دلبستگی در زنان متأهل شهر بیرجند: نقش میانجی احساس شرم و گناه" مقاله ای است در 28 صفحه و با 73 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد مطالعات زنان و خانواده منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحثاحساس شرم و گناه، سبکهای دلبستگی، کناره‌گیری عاطفی، خراب کردن وجهه اجتماعی پرداخته شده است چکیده مقاله           چکیده: هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی عاطفه خودآگاه (احساس شرم و گناه) زنان در رابطه بین سبک‌های دلبستگی و پرخاشگری ارتباطی پنهان آن‌ها، انجام گرفته است. روش: مطالعه‌ی حاضر یک تحقیق همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش را زنان متأهل شهر بیرجند تشکیل دادند. حجم نمونه پژوهش حاضر شامل 350 زن متأهل بود. روش نمونه‌گیری از نوع در دسترس و ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه سبکهای دلبستگی کالینز و رید (1990)، مقیاس عاطفه خودآگاه (احساس شرم و گناه) تانجنی، واگنر و گومز (1989) و پرسشنامه پرخاشگری ارتباطی پنهان نلسون و کارول (2006) بود. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل روش‌های آماری از همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که بین متغیرهای پژوهش رابطه معناداری وجود دارد (01/0≥P). بررسی مدل مفهومی پژوهش نشان داد که احساس شرم در رابطه سبک دلبستگی ایمن و اضطرابی با سازه کناره‌گیری عاطفی و احساس شرم به همراه احساس گناه در رابطه سبکهای دلبستگی با خراب کردن وجهه اجتماعی نقش میانجی معناداری دارند (01/0≥P). نتیجه‏ گیری: به‌طورکلی نتایج نشان داد که رابطه سبکهای دلبستگی با پرخاشگری ارتباطی پنهان در زنان، با میانجی‌گری احساس شرم و گناه باشد. این نتیجه در مورد رابطه سبکهای دلبستگی با خراب کردن وجهه اجتماعی بیشتر نمود داشت. عنوان مقاله [English] Prediction Covert Relational Aggression (social sabotage and love withdrawal) Based on Attachment Styles in Married Women in Birjand: With Shame & Guilt As Mediator Variables چکیده [English] Abstract: Objective: This study aimed to investigate the role of mediator conscious emotions (shame and guilt) of women in the relationship between attachment styles and covert relational aggression, has been done. Methods: This study was a correlation study of structural equation modeling. The study population was comprised married women of Birjand. A sample of 350 married women participated in the study. Method of sampling were available. Data collection included questionnaires attachment styles Collins and Read (1990), the scale of self-conscious emotions (shame and guilt) Tangney, Wagner and Gomez (1989) and covert relational aggression Questionnaire of Carole & Nelson (2006). To analyze statistical methods, Pearson correlation and structural equation model(SEM) was used. Results: The results showed that there are significant relationships between variables (01 / 0≥P). Conclusion: In general, the results showed that the relationship between attachment styles associated with covert relational aggression in women was mediated by feelings of shame and guilt. The conclusion about the relationship between attachment styles & social sabotage was more shown. کلیدواژه‌ها [English] " Feelings of shame and guilt", " Attachment Styles", "Love withdrawal", "Social Sabotage" دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert آسیب اجتماعی

ادامه مطلب

closeآسیب اجتماعی

مضرات مشاجرات خانوادگی بر کودکان بیشتر از طلاق است...  کودکانی که در معرض مشاجرات روزانه والدین هستند آسیب روانی بیشتری نسبت به کودکان طلاق متحمل می‌شوند. 

more_vert چرا کودک پرخاشگر می شود؟

ادامه مطلب

closeچرا کودک پرخاشگر می شود؟

برای رسیدن به پاسخ این سوال، با دکتر پیمان هاشمیان، روان‌پزشک، فوق‌تخصص کودک و نوجوان و استادیار دانشگاه علوم پزشکی مشهد به گفت‌وگو نشسته‌ایم. • در مقابل کودک پرخاشگری که می‌خواهد هر چیزی را به زور و با جیغ و فریاد به‌دست آورد، باید چه رفتاری داشت؟ - نباید به جیغ‌های آنها اعتنا کرد. وقتی یک کودک پرخاشگر با جیغ‌زدن یا به خواسته‌های خود می‌رسد چون از این رفتار خود امتیاز و پاداش می‌گیرد و برایش لذت‌بخش است، بنابراین می‌آموزد که این رفتار را تکرار کند. اگر پدر و مادر به جیغ‌‌زدن فرزندان خود توجه کنند، این رفتار را در او تقویت می‌کنند. • چه راهکاری برای جلوگیری از این رفتارها پیشنهاد می‌کنید؟ در چنین وضعیتی باید از تکنیک نادیده گرفتن، استفاده کرد. یعنی وقتی یک کودک تلاش می‌کند فراتر از قوانین و مقرراتی که برایش وضع شده، امتیازی بگیرد ما باید از تکنیک نادیده گرفتن استفاده کنیم. یعنی در کنار او هستیم ولی نه به او نگاه می‌کنیم نه با او حرف می‌زنیم، فقط خودمان را مشغول می‌کنیم بدون این‌که با او ارتباط برقرار کنیم. این طوری کودک متوجه می‌شود بدون ارتباط با پدر و مادر، هیچ لذتی برایش وجود نخواهد داشت. اگر این کار را ادامه دهیم رفتار ناپسندش را ترک می‌کند. • این رفتار آینده کودک را تهدید نمی‌کند؟ اگر اجازه دهیم کودک با پرخاشگری به اهداف خود برسد بعد از این‌که این رفتار در او ثابت شد ممکن است اشتباه دیگری نیز انجام دهد. یعنی بعد از مدتی ما یک بچه خوب را به بچه‌ای تبدیل می‌کنیم که مجموعه‌ای از مشکلات رفتاری مانند دزدی، دروغ‌گویی، مردم‌آزاری و...را دارد. معمولا بچه‌هایی که سرشت سخت دارند بدرفتار هستند و سعی می‌کنند با پافشاری و جیغ‌زدن‌های بیش از اندازه به آن‌چه می‌خواهند برسند.از ویژگی‌های یک بچه‌ با سرشت سخت، تسلیم کردن والدین است، یعنی آن‌قدر جیغ می‌زنند که پدر و مادر احساس می‌کنند اگر به بچه توجه نکنند ممکن است از دست برود در حالی‌ که این طور نیست. وقتی به‌عنوان پدر و مادر، سرشت فرزند خود را شناختیم، دیگر باید به جیغ‌هایش بی‌اعتنایی کنیم. وقتی چنین کاری انجام دهیم کودک یاد می‌گیرد یا از کنار آن مساله رد شود یا روش درست‌‌تری را در پیش بگیرد. در این حالت کودک حس می‌کند هنگام جیغ ‌‌زدن، نمی‌تواند با پدر و مادر ارتباط خوبی برقرار کند. باید حتما کاری انجام دهیم که کودک حس کند دو روش وجود دارد. در روش خوب، طبق قانون می‌تواند امتیاز گرفته و مورد توجه پدر و مادر قرار بگیرد و در روش بد، با جیغ‌‌ زدن مورد توجه پدر و مادر قرار نگیرد. از طرفی در صورتی که جیغ ‌زدن تقویت شود، ممکن است به جروبحث هم برسد. بچه‌هایی که معمولا از طریق جیغ ‌زدن‌ به خواسته‌های خود می‌رسند در سنین بالاتر با پدر و مادر خود جروبحث می کنند و زمینه برای پرخاشگری و زورگویی کودک تقویت می‌شود. بچه‌هایی که جیغ می‌زنند معمولا نسبت به دیگران واکنش‌های عاطفی پرخاشگرانه‌ای نشان می‌دهند و سعی می‌کنند با رفتار پرخاشگرانه، به آرامش برسند. حالا اگر ما به جیغ‌های کودک اعتنا کنیم این رفتار پرخاشگرانه در او تقویت شده و گاهی اوقات به رفتارهای کلامی تبدیل می‌شود. • در کنار نادیده گرفتن او، دیگر از چه شیوه‌ای استفاده کنیم تا به نتیجه بهتری برسیم؟ در کنار نادیده گرفتن، باید به تقویت رفتارهای مثبت کودک هم توجه کنیم تا میزان پرخاشگری کم شود. اگر فقط نادیده ‌گرفتن انجام گیرد و به تقویت رفتارهای مثبت کودک توجه نکنیم، پس از مدتی بچه ناراحت‌تر می‌شود و آن‌قدر گریه می‌کند تا از پدر و مادرش امتیاز بیشتری بگیرد. باید کاری کنیم که کودک حس کند راه دیگری نیز وجود دارد که می‌تواند به احساس ترس و اضطراب جدایی‌ خود پیروز شود و با داد و فریاد به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسد. • مراحل جلوگیری از جیغ ‌زدن کودک را می‌گویید؟ در مرحله نخست باید مراقب باشیم جیغ‌ زدن مورد تقویت قرار نگیرد و در مرحله بعد باید بفهمیم که چرا کودک جیغ می‌زند. آیا جیغ‌ زدن به خاطر سرشت بد بچه است یا کودک وابستگی ناامن دارد و... • گاهی هدف کودک از پرخاشگری، رسیدن به یک خواسته‌ یا مورد توجه واقع شدن است، گاهی هم هدفش پرخاشگری به شکل کلامی یا غیرکلامی و برخورد فیزیکی است، در این‌گونه موارد باید چه رفتاری داشته باشیم؟ قبل از هر چیز باید چگونگی رعایت مقررات را برای کودک توضیح دهیم. کودک باید بداند اگر رفتار درستی داشته باشد امتیاز دارد و در غیر این‌صورت ممکن است تنبیه شود. اما اگر هدفش از پرخاشگری، مورد توجه قرار گرفتن یا رسیدن به خواسته‌ای است، باید بی‌اعتنایی کرده و قانون را رعایت کنیم ولی اگر معنی این جیغ‌زدن‌ها پرخاشگری است باید از تکنیک‌های درمان رفتارهای خشن استفاده کرده و بچه را مجازات کرد. • با کودک پرخاشگر چگونه برخورد کنیم که اصلا جیغ نزند؟ باید همه چیز طبق قانون و مقررات باشد تا بچه لجبازی نکرده و جیغ نزند. او باید بیاموزد خارج از قوانین عمل نکند. ما در شماره‌های پیش در مقاله "لجبازی در کودکان طبیعی است" به‌طور مفصل به چگونگی اجرای قانون پرداخته‌ایم، اما به‌طور خلاصه، لجبازی بین دو تا پنج سالگی طبیعی است و کودک بین این سنین به دلیل خودمختاری لجاجت می‌کند و دوست ندارد به حرف والدین خود گوش دهد، بنابراین تنها راهش این است که ما از یک سوم شخص به‌ نام قانون کمک بگیریم. برای نمونه می‌توانیم بگوییم دخترم، قانون بچه‌ها می‌گه شما باید در این ساعت به رختخواب بروید، بنابراین از آن‌جا که کودک احساس می‌کند این حرف را فرد دیگری به جز پدر و مادرش گفته و مستقیما از پدر و مادر دستور نگرفته، لجبازی نمی‌کند و به حرف‌های شما گوش می‌دهد. • با کودک زیر دو سال چگونه رفتار کنیم؟ از شش ماهگی به بعد می‌توانیم از تکنیک‌های نادیده ‌گرفتن استفاده کنیم. نسبت به گریه‌ها و جیغ‌زدن‌های زیاد و بی‌دلیل کودک واکنش نشان نمی‌دهیم، بغلش می‌کنیم، نازش می‌کنیم زیرا بچه زیر دو سال ناراحت می‌شود اما، نه نگاهش می‌کنیم و نه با او حرف می‌زنیم، گریه‌ بچه که تمام شد بعد با او ارتباط برقرار می‌کنیم. • بچه‌های بیشتر از دو سال چطور، آنها را هم باید بغل کرد؟ او را بلند نمی‌کنیم. فقط نازش می‌کنیم. در این حالت کودک احساس می‌کند کنار پدر و مادر هست اما نه با او حرف می‌زند و نه نگاهش می‌کند زیرا بیشترین بار هیجانی را حرف زدن و نگاه کردن دارد. بنابراین از آن‌جا که هیچ لذتی برای او ایجاد نمی‌شود و امتیازی هم نمی‌گیرد، این رفتار را کنار می‌گذارد. منبع: فکرنو

more_vert با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم؟

ادامه مطلب

closeبا کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم؟

والدین زیادی هستند که به دلایل مختلف از جمله عدم اطلاع از مهارت فرزندپروری، نداشتن احساس مسوولیت در مورد آینده فرزندان، نداشتن صبر و حوصله، برخوردهای هیجانی و احساسی و... به‌راحتی به درخواست‌های غیرمنطقی آنها عمل می‌کنند. در مقابل درخواست‌های غیرمنطقی این بچه‌ها باید چه رفتاری انجام داد؟ برای رسیدن به پاسخ این سوال، با دکتر پیمان هاشمیان، روان‌پزشک، فوق‌تخصص کودک و نوجوان و استادیار دانشگاه علوم پزشکی مشهد به گفت‌وگو نشسته‌ایم. • در مقابل کودکی که می‌خواهد هر چیزی را به زور و با جیغ و فریاد به‌دست آورد، باید چه رفتاری داشت؟ - نباید به جیغ‌های آنها اعتنا کرد. وقتی یک کودک با جیغ‌زدن یا پرخاشگری به خواسته‌های خود می‌رسد چون از این رفتار خود امتیاز و پاداش می‌گیرد و برایش لذت‌بخش است، بنابراین می‌آموزد که این رفتار را تکرار کند. اگر پدر و مادر به جیغ‌‌زدن فرزندان خود توجه کنند، این رفتار را در او تقویت می‌کنند. • چه راهکاری برای جلوگیری از این رفتارها پیشنهاد می‌کنید؟در چنین وضعیتی باید از تکنیک نادیده گرفتن، استفاده کرد. یعنی وقتی یک کودک تلاش می‌کند فراتر از قوانین و مقرراتی که برایش وضع شده، امتیازی بگیرد ما باید از تکنیک نادیده گرفتن استفاده کنیم. یعنی در کنار او هستیم ولی نه به او نگاه می‌کنیم نه با او حرف می‌زنیم، فقط خودمان را مشغول می‌کنیم بدون این‌که با او ارتباط برقرار کنیم. این طوری کودک متوجه می‌شود بدون ارتباط با پدر و مادر، هیچ لذتی برایش وجود نخواهد داشت. اگر این کار را ادامه دهیم رفتار ناپسندش را ترک می‌کند. • این رفتار آینده کودک را تهدید نمی‌کند؟اگر اجازه دهیم کودک با پرخاشگری به اهداف خود برسد بعد از این‌که این رفتار در او ثابت شد ممکن است اشتباه دیگری نیز انجام دهد. یعنی بعد از مدتی ما یک بچه خوب را به بچه‌ای تبدیل می‌کنیم که مجموعه‌ای از مشکلات رفتاری مانند دزدی، دروغ‌گویی، مردم‌آزاری و...را دارد. معمولا بچه‌هایی که سرشت سخت دارند بدرفتار هستند و سعی می‌کنند با پافشاری و جیغ‌زدن‌های بیش از اندازه به آن‌چه می‌خواهند برسند.از ویژگی‌های یک بچه‌ با سرشت سخت، تسلیم کردن والدین است، یعنی آن‌قدر جیغ می‌زنند که پدر و مادر احساس می‌کنند اگر به بچه توجه نکنند ممکن است از دست برود در حالی‌ که این طور نیست. وقتی به‌عنوان پدر و مادر، سرشت فرزند خود را شناختیم، دیگر باید به جیغ‌هایش بی‌اعتنایی کنیم. وقتی چنین کاری انجام دهیم کودک یاد می‌گیرد یا از کنار آن مساله رد شود یا روش درست‌‌تری را در پیش بگیرد. در این حالت کودک حس می‌کند هنگام جیغ ‌‌زدن، نمی‌تواند با پدر و مادر ارتباط خوبی برقرار کند. باید حتما کاری انجام دهیم که کودک حس کند دو روش وجود دارد. در روش خوب، طبق قانون می‌تواند امتیاز گرفته و مورد توجه پدر و مادر قرار بگیرد و در روش بد، با جیغ‌‌ زدن مورد توجه پدر و مادر قرار نگیرد. از طرفی در صورتی که جیغ ‌زدن تقویت شود، ممکن است به جروبحث هم برسد. بچه‌هایی که معمولا از طریق جیغ ‌زدن‌ به خواسته‌های خود می‌رسند در سنین بالاتر با پدر و مادر خود جروبحث می کنند و زمینه برای پرخاشگری و زورگویی کودک تقویت می‌شود. بچه‌هایی که جیغ می‌زنند معمولا نسبت به دیگران واکنش‌های عاطفی پرخاشگرانه‌ای نشان می‌دهند و سعی می‌کنند با رفتار پرخاشگرانه، به آرامش برسند. حالا اگر ما به جیغ‌های کودک اعتنا کنیم این رفتار پرخاشگرانه در او تقویت شده و گاهی اوقات به رفتارهای کلامی تبدیل می‌شود. • در کنار نادیده گرفتن او، دیگر از چه شیوه‌ای استفاده کنیم تا به نتیجه بهتری برسیم؟در کنار نادیده گرفتن، باید به تقویت رفتارهای مثبت کودک هم توجه کنیم تا میزان پرخاشگری کم شود. اگر فقط نادیده ‌گرفتن انجام گیرد و به تقویت رفتارهای مثبت کودک توجه نکنیم، پس از مدتی بچه ناراحت‌تر می‌شود و آن‌قدر گریه می‌کند تا از پدر و مادرش امتیاز بیشتری بگیرد. باید کاری کنیم که کودک حس کند راه دیگری نیز وجود دارد که می‌تواند به احساس ترس و اضطراب جدایی‌ خود پیروز شود و با داد و فریاد به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسد. • مراحل جلوگیری از جیغ ‌زدن کودک را می‌گویید؟در مرحله نخست باید مراقب باشیم جیغ‌ زدن مورد تقویت قرار نگیرد و در مرحله بعد باید بفهمیم که چرا کودک جیغ می‌زند. آیا جیغ‌ زدن به خاطر سرشت بد بچه است یا کودک وابستگی ناامن دارد و... • گاهی هدف کودک از پرخاشگری، رسیدن به یک خواسته‌ یا مورد توجه واقع شدن است، گاهی هم هدفش پرخاشگری به شکل کلامی یا غیرکلامی و برخورد فیزیکی است، در این‌گونه موارد باید چه رفتاری داشته باشیم؟قبل از هر چیز باید چگونگی رعایت مقررات را برای کودک توضیح دهیم. کودک باید بداند اگر رفتار درستی داشته باشد امتیاز دارد و در غیر این‌صورت ممکن است تنبیه شود. اما اگر هدفش از پرخاشگری، مورد توجه قرار گرفتن یا رسیدن به خواسته‌ای است، باید بی‌اعتنایی کرده و قانون را رعایت کنیم ولی اگر معنی این جیغ‌زدن‌ها پرخاشگری است باید از تکنیک‌های درمان رفتارهای خشن استفاده کرده و بچه را مجازات کرد. • با کودک چگونه برخورد کنیم که اصلا جیغ نزند؟باید همه چیز طبق قانون و مقررات باشد تا بچه لجبازی نکرده و جیغ نزند. او باید بیاموزد خارج از قوانین عمل نکند. ما در شماره‌های پیش در مقاله "لجبازی در کودکان طبیعی است" به‌طور مفصل به چگونگی اجرای قانون پرداخته‌ایم، اما به‌طور خلاصه، لجبازی بین دو تا پنج سالگی طبیعی است و کودک بین این سنین به دلیل خودمختاری لجاجت می‌کند و دوست ندارد به حرف والدین خود گوش دهد، بنابراین تنها راهش این است که ما از یک سوم شخص به‌ نام قانون کمک بگیریم. برای نمونه می‌توانیم بگوییم دخترم، قانون بچه‌ها می‌گه شما باید در این ساعت به رختخواب بروید، بنابراین از آن‌جا که کودک احساس می‌کند این حرف را فرد دیگری به جز پدر و مادرش گفته و مستقیما از پدر و مادر دستور نگرفته، لجبازی نمی‌کند و به حرف‌های شما گوش می‌دهد. • با کودک زیر دو سال چگونه رفتار کنیم؟از شش ماهگی به بعد می‌توانیم از تکنیک‌های نادیده ‌گرفتن استفاده کنیم. نسبت به گریه‌ها و جیغ‌زدن‌های زیاد و بی‌دلیل کودک واکنش نشان نمی‌دهیم، بغلش می‌کنیم، نازش می‌کنیم زیرا بچه زیر دو سال ناراحت می‌شود اما، نه نگاهش می‌کنیم و نه با او حرف می‌زنیم، گریه‌ بچه که تمام شد بعد با او ارتباط برقرار می‌کنیم. • بچه‌های بیشتر از دو سال چطور، آنها را هم باید بغل کرد؟او را بلند نمی‌کنیم. فقط نازش می‌کنیم. در این حالت کودک احساس می‌کند کنار پدر و مادر هست اما نه با او حرف می‌زند و نه نگاهش می‌کند زیرا بیشترین بار هیجانی را حرف زدن و نگاه کردن دارد. بنابراین از آن‌جا که هیچ لذتی برای او ایجاد نمی‌شود و امتیازی هم نمی‌گیرد، این رفتار را کنار می‌گذارد. منبع:‌ فکرنو

more_vert با همسر پرخاشگر خود چه کنم

ادامه مطلب

closeبا همسر پرخاشگر خود چه کنم

اگر مطمئن شوید که پرخاشگری شریک زندگیتان ریشه در زندگی سخت گذشته ی او دارد و یا به مسایل ژنتیکی و وراثتی مربوط است، آرامش بیشتری خواهید یافت و آگاهی شما به اینکه عامل به وجود آمدن پرخاشگری همسرتان نبوده اید، سبب آرامش شما خواهد شد. اما ممکن است وقتی به این نتیجه رسیدید که تقصیر با شما نیست، دیگر نتوانید تمام رفتارهای پرخاشگرانه ی او را به راحتی بپذیرید. زمانی که کشف کنید مشکل کجاست، همدردیتان تا حدی کاهش می یابد و دیگر همه ی بدرفتاری های او را قابل قبول نمی دانید، حتی اگر پرخاشگری او دلیل بیولوژیکی داشته باشد. راه دیگر نجات، از خود دفاع کردن است. آگاهی دقیق از میزان پرخاشگری همسرتان نسبت به خودتان به شما کمک می کند از تهاجم او آسیب کمتری ببینید. همیشه آماده روبرویی با یک حادثه یا مشکل جدید باشید. هرگاه احساس کردید که تهاجم او دارد شکل می گیرد: نشانه های پرخاشگری را که در رفتار او می بینید با او در میان بگذارید. برای نمونه:?علی جان، تو هنوز از راه نرسیده شروع کردی به دخالت در کار من؟! من تصمیم گرفتم برای شام چی درست کنم. خرید کردم، سبزیجات را آماده کردم و همه ی کارها رو به راه است. حالا تو تصمیم گرفتی به زور ماهی کباب کنی. چند دفعه باید تکرار کنم که من ترجیح می دهم خودم به تنهایی آشپزی کنم؟ احساس خودتان را آنطور که در واقع حس می کنید به او بگوئید. مثلاً?این مطلب برای من بی معنا و بی ارزش است. ادامه نده! چون سبب رنجش من می شوی و در ضمن مرا سخت عصبانی می کنی! از دوست خود بخواهید تا شما را از احساسات خشمگینانه تان رهایی بخشد مثلاً ?دلم نمی خواهد وقتی به خانه می رسد با این حالت خشم با او روبرو بشوم، اصلاً دلم می خواهد این موضوع کوچک را فراموش کنم و دیگر حرفی راجع به آن نزنم.? نتایج به دست آمده را با نزدیکان خود در میان بگذارید. چنانچه همسرتان تمایلی به تغییر رفتارش نشان نمی دهد شما برنامه ی رفتاری بعدی خود را تنظیم کنید.چون ممکن است در حین نشان دادن واکنش، ناگهان و به شدت احساس ترس، خجالت، حسد و یا بی پروایی در شما شکل بگیرد. پس باید پیش از شروع، عواقب اعمال خود را در نظر بگیرید و رفتار خود را کنترل کنید، حتی اگر واکنش شما چندان هم جدّی نباشد. تغییر باید آرام انجام شود تا تأثیر مطلوب را بجا گذارد. چنانچه این تغییرات محکم وحساب شده انجام گیرد، به تدریج می تواند تأثیر مطلوب را بگذارد. همیشه پی آمدهای احتمالی گفتار و رفتارتان را در نظر بگیرید و سپس به آسانی آنچه را می خواهید بگویید:?اگر برای شام ماهی می خواهی، باید من برایت درست کنم. بنابراین نباید دوروبر من بپلکی، نگران باشی و یا در کارم دخالت کنی. اگر این کارهایی را که گفتم نکنی تا یکماه دیگر از خوراک ماهی خبری نیست!? ضمن اینکه در مقابل فرد پرخاشگری که وجودش در زندگی شما مهم و مؤثر است، باید از موضع خود حمایت کنید برای تغییر اوضاع نیز باید طوری عمل کنید و قدم پیش بگذارید که پایه های اصلی زندگی تان استحکام خود را از دست ندهد. یکی از این راه ها، جلب حمایت اطرافیان است. سعی کنید با قبول مشکلات موجود در ارتباط خود با فرد پرخاشگر، باور کنید که او قادر به بهبود رفتار خود نیست. بدین ترتیب به تدریج روابط شما بهتر خواهد شد و اوضاع رو به بهبود خواهد گذاشت. می توانید برای تسکین احساسات برانگیخته ی خود:به دوستان دیگرتان توجه بیشتری کنید. برای انجام امور روزمره وقت بیشتری صرف کنید. در فعالیت اجتماعی شرکت کنید و بدین ترتیب برای به دست آوردن فرصت های طلایی و چگونگی بهبود بخشیدن به روابط خود با دیگران تلاش کنید. شاید گاهی تحمل از کف بدهید و فکر کنید که چرا باید این همه تحمل به خرج داد؟ اما نتایج مفیدی که از این رهگذر به دست خواهند آمد، ارزش تحمل کردن را دارد. بنابراین، پافشاری به خرج دهید تا پیشرفت کنید.در اینجا دو نکته ی بسیار اساسی را یادآوری می کنیم :اول، ابراز احساسات خوشبینانه و رفتار توأم با نرمش و دوم پافشاری معقول برای مقابله با پرخاشگری نابجای او. مطمئن باشید زندگی توأم با سلامتی شما، ارزش شکیبایی را دارد. به او فرصت دهید تا این ارزش را از چگونگی رفتارتان دریابد.عشق یک طرفه شما برای برقراری روابط سالم و بهره مند شدن از سلامتی کافی نیست. او نیز باید به طور مؤثر به شما علاقه مند باشد و عملاً آن را نشان دهد.برای رسیدن به نتایج مورد نظر باید به موارد زیر توجه کنید:قابلیت تغییر پذیری و انعطافآمادگی لازم برای اصلاح رفتار در هر زماناقدام به تمرین تدابیری که تا کنون برای کاهش بدبینی، خشم و پرخاشگری توصیه شده است. با وجود این اگر یکی از طرفین قبول نداشته باشد که تغییر روش امری لازم و ضروری است، پافشاری در مورد این عدم پذیرش، مانعی جدی در راه برقراری ارتباط سالم و لذت بخش خواهد بود.توجه داشته باشید که اگر غالباً دنبال فرصتی است تا شما را سرزنش کند و حتی هربار پس از آنکه در موردی از او عذرخواهی می کنید، دست بردار نیست و پس از گذشت یک ماه به هیچ وجه از بردباری شما حسن استفاده را نکرده و تغییر روش نداده است، شما باید تغییر رفتار دهید و به دنبال در پیش گرفتن چاره ای دیگر باشید. اکنون دیگر شاید لازم باشد به دنبال متخصصی باشید تا با اقدامات مناسب، روابط شما را بهبود بخشد. فکر می کنم عاقلانه ترین راه این است که هر دو نفر به اتفاق از مشاوری با تجربه مانند روانپزشک، مددکار اجتماعی، روانشناس و یا یک روحانی کمک بگیرید و با او مشورت کنید. اگر همسر شما موافق باشد چه بهتر از این فوراً درمان را با کمک فردی متخصص شروع کنید ؛اما اگر موافق نباشد، که اغلب نیز چنین است، چه باید کرد؟ پافشاری کنید به او بگوئید: مدت ها پیش دوستت داشتم و هنوز هم چنین است اما نمی دانم چه شده است که روابط، ما چون گذشته صمیمانه و گرم نیست. چندی است که به دنبال پیدا کردن مشکل هستم، بیا با هم آن را بیابیم و حل کنیم. بیا به یک مشاوره مراجعه کنیم به این امید که او بتواند مشکل کوچک ما را حل کند و اوضاع مثل سابق شود. وقتی تو قبول نمی کنی، احساس خفقان می کنم مثل اینکه در تله ای گرفتار شده باشم. بدون هیچ امیدی به بهبود روابطمان، بنابراین به موافقت و همراهی تو نیاز دارم، حتی برای یک بار هم که شده باید از وجود یک متخصص استفاده کنیم. اگر قبول کنی حتماً این مشکل را حل خواهم کرد. من آماده ام تا در این راه اقدامات مؤثرتری انجام دهم و بیشتر تلاش کنم. ولی اگر باز هم لجاجت نشان دهی و حاضر به همکاری نشوی، به این نتیجه می رسم که حتی قادر به تصمیم گیری درست برای حل مشکلمان نیستی بنابراین ترکت خواهم کرد. منبع: نمناک

more_vert مضرات تبلت و گوشی موبایل برای کودکان

ادامه مطلب

closeمضرات تبلت و گوشی موبایل برای کودکان

مضرات تبلت برای کودکان جدی است! برای فرزندتان تبلت می خرید و با سرگرم شدن او می گویید که عجب خوب است این تکنولوژی، کودکم ساعت ها آرام و بی صدا می نشیند غافل از اینکه این هدیه شما چه بلایی سر کودکتان می آورد. درست است که این وسایل می تواند در امر سرگرمی و آموزشی به کار بیایند اما باید به جنبه های دیگر آن نگاه کرد. اگر والدین بیش از حد به کودکان خود اجازه کار کردن با گوشی و تبلت را بدهند، آن ها از دنیای واقعی فاصله خواهند گرفت.

more_vert عصبانیت خودتان را در محیط کار اینگونه کنترل نمائید

ادامه مطلب

closeعصبانیت خودتان را در محیط کار اینگونه کنترل نمائید

سعی کنید زمان خشمگین شدن آرامش خود را حفظ کنید با هر رفتار و انتقادی آرامشتان را بر هم نزنید واکنش خود را زمان عصبانیت کنترل کنید و اجازه ندهید عصبانیتتان تبدیل به خشونت شود. پل های پشت سر خود را زمان عصبانی شدن خراب نکنید و از بی احترامی به اطرافیانتان پیشگیری کنید زمان عصبانیت محل یا مکان مورد نظر را ترک کنید. ندا خورشیدیان کارشناس بهداشت روان معتقد است: خشم، یک احساس پیچیده است که به صورت جسمانی و هیجانی ابراز می شود و اگر کنترل نشود درمحیط های کاری گاهی به صورت خصومت بین افراد دیده می شود و باید درباره آن آگاهی داشته باشیم. وی افزود: خصومت یک اصطلاح مرتبط با خشم و پرخاشگری است، خصومت به مجموعه ای از نگرش ها و قضاوت های برانگیزاننده رفتارهای پرخاشگرانه گفته می شود. ‌بنابراین خشم یک هیجان است و پرخاشگری یک رفتار. در حالی که خصومت نگرشی است که شامل دوست نداشتن دیگران و ارزیابی منفی آنان است. این کارشناس بهداشت روان در زمینه عوامل برانگیزاننده خشم در محیط های کاری بیان کرد: مهار نشدن خشم و عصبانیت فردی در محیط کار در دراز مدت، فرد را از نظر روحی فرسوده می‌کند و از بازده و کارایی او در فعالیت‌های گروهی کاسته می شود. وی در مورد نشانه های هشداردهنده خشم و راه های مهار آن در محیط کار گفت: هنگام خشمگین شدن، نخستین مطلبی که باید به آن توجه کنید کنترل زبان است یعنی هر سخنی را نگوییم و نخست فکر کنیم واکنش خود را به پس از رفع شدن عصبانیت‌ موکول کنیم، مطمئن باشیم هنگام خشم، همیشه نخستین راهی که به ذهن می‌رسد، بهترین راه نیست و نفس عمیق بکشیم. از مسایل و مشکلات جزئی، عصبانی نشویم؛ دیدگاه‌های مختلف را مد نظر قرار دهیم، متفاوت بودن دیدگاه‌های طرف مقابل نباید باعث شود فکر کنیم او اشتباه می‌کند یا این ‌که حق فقط با ما است، کمی قدم بزنیم تا خشم فروکش کند و با کسی که می تواند آراممان کند حرف بزنیم. خورشیدیان اضافه کرد: برای از بین بردن عصبانیت ورزش کنیم، ببینیم چه چیز باعث عصبانیت می شود، همکارانمان را بشناسیم و ببینیم رفتار هر کدام از همکاران چه نشانه هایی دارد، ممکن است خیلی از حرف های آنها که برای ما مانند انتقاد است در واقع شوخی باشد، واکنش افراد دیگر را پیش بینی کنیم، زمانی که می خواهیم کار جدیدی را در اداره انجام دهیم، واکنش همکاران را پیش بینی کنیم، با این کار می توانیم بهتر با انتقادات و ایرادهای آنها پس از انجام کار کنار بیاییم. این کارشناس روان بیان کرد: خود را برای حفظ آرامش آماده کنیم، زمانی که می خواهیم سخنرانی انجام دهیم برای هر نوع پرسش و انتقاد آماده باشیم، با این کار می تو انیم در هنگام انتقادات دیگران، آرامش خود را حفظ کنیم و به درستی پاسخ منتقدان را بدهیم.اوافزود: کلماتی را که هنگام عصبانیت بیان می‌کنیم روی کاغذ بنویسیم و سعی کنیم دیگرهنگام مشاجره و عصبانیت آنها را تکرار نکنیم، به جای داد زدن حرف بزنیم، در مورد چیزی که می‌گوییم کمی فکر کنیم و صدایمان را بلند نکنیم، یاد بگیریم که با ترک اداره، عصبانیت های خود را نیز دور بریزیم، پس از کار به کارهایی بپردازیم که به آن علاقه داریم و از آنها لذت می بریم. خورشیدیان گفت: برای طغیان های عصبی خود عذرخواهی کنیم، با وجود اینکه قصد بدی نداشته ایم، درست نیست که جلسه های اداری را با عصبانیت ترک کنیم، اگر در هنگام جلسه، عصبانیت باعث شده که به کسی بی احترامی کنیم از او معذرت بخواهیم، لزومی ندارد که برای عصبانیت خود توضیحی بیاوریم، تنها گفتن جمله من رفتار بدی داشته ام و عذر می خواهم، کافی است تا همه سوء رفتارها را از بین برد، به فواید و زیان های عصبانیت فکر کنیم و به سلامت خود بیاندیشیم. منبع: ایرنا

more_vert آنچه مردم را عصبی و پرخاشگر می‌کند

ادامه مطلب

closeآنچه مردم را عصبی و پرخاشگر می‌کند

عصبانیت یک احساس سالم و طبیعی است و به خودی خود یک مشکل محسوب نمی‌شود. اما زمانی‌که عصبانیت باعث شود کنترل رفتار و عقلانیت خود را از دست بدهید، مستلزم ریشه‌یابی است تا علت خشم و مشکل را دریافته و در صدد رفع آن برآئید. اگر شما یا افرادی که می‌شناسید از عصبانیت یا مسائل مربوط به آن رنج می‌برند، این متن را مطالعه کنید زیرا در‌خواهید یافت، چرا این اتفاق می‌افتد و برای رفع آن چه می‌توان کرد. خشم می‌تواند انفعالی یا تهاجمی باشد خشم منفعل به‌ سختی قابل تشخیص است، چرا که دلیل آن سرکوب شده و حتی ممکن است متوجه نشوید که عصبانی هستید. مشاوره راه خوبی برای کمک به یافتن دلایل خشم است و در عین حال به شما کمک می‌کند تا با آن مبارزه کنید. خشم تهاجمی، به مراتب خطرناک‌تر از خشم انفعالیست، زیرا می‌تواند منجر به آسیب‌های فیزیکی به شما و دیگران (و هم‌چنین به اموال) شود. ممکن است از احساسات خود آگاه باشید، اما همیشه نتوانید درک کنید که چه چیزی باعث این خشم تهاجمی شده است. گاهی اوقات ممکن است علت آن یک بیماری موسوم به اختلال متناوب بروز خشم ناگهانی باشد. با این حال همه‌ی انواع خشم‌ها، تهاجمی و کنترل نشده نیستند. برخی از علل و بیماری‌های فیزیکی وجود دارند که عامل پرخاشگری در شما می‌شوند و شما حتی ممکن است از آن آگاه نباشید. علائم هشدار دهنده‌ای که خشم می‌تواند غیر قابل کنترل یا تهاجمی شود خشم و تحریک پذیری بیش از حد و دائم، دوره‌های جدایی عاطفی احساساسات قوی و ناگهانی مشکل درسازماندهی یا کنترل افکار انگیزه آسیب رساندن به خود و دیگران تپش قلب، افزایش فشار در قفسه سینه سردرد،فشار درحفره سر و یا سینوس افزایش فشار خون خستگی مفرط احساس سوزن سوزن شدن چرا ما تهاجمی و خشن می‌شویم؟ ما مطمئن نیستیم که آیا خشم کنترل نشده و پرخاشگری از علائم بیماری‌های خاص هستند و یا نتیجه‌ی آن بیماری‌ها. اما تحقیقات نشان می‌دهد که اختلال یا تغییر در ترکیبات شیمیایی مغز، مانند سرتونین، می‌تواند به طغیان خشونت و رفتار پرخاشگرانه منجر شود. هم‌چنین متخصصان عصب‌شناسی دریافته‌اند که آسیب به نقاط خاصی از مغز، از جمله قشر جلویی مغز، آمیگدال (محل احساسات، ترس و استرس) و چین سینوسی زاویه‌ای مغز (که شامل عملکردهای شناختی و زبان است) می‌تواند به خشم کنترل نشده منجر شود. آیا بیماری‌ها و اختلالات می‌توانند باعث خشم غیرقابل کنترل و پرخاشگری شوند؟ محققان علوم زیستی مدت‌هاست که دریافته‌اند، اختلالات روانی مانند افسردگی، اختلال دو قطبی، اسکیزوفرنی، زوال عقل و بیماری آلزایمر موجب بروز خشم کنترل نشده و پرخاشگری می‌شود. آن‌ها هم‌چنین دریافتند که مسائل مربوط به سلامت فیزیولوژیکی مانند فشار خون بالا، حمله قلبی، سکته مغزی، مشکلات گوارشی نیز می‌تواند سبب رفتار‌های پرخاشگرانه و گاهی اوقات خشونت‌بار شود. اما، سوال این‌جاست که آیا بر عکس آن هم صادق است؟ آیا خشم غیرقابل کنترل و پرخاشگری علت برخی از این بیماری‌ها است؟ باور محققان بر این است که بله، بر عکس آن نیز صادق است. بیماری‌های احتمالی و علل فیزیولوژیک خشم کنترل نشده و پرخاشگری آسیب مغزی خشم کنترل نشده و پرخاشگری یکی از پیامدهای شایع آسیب مغزی است. دکتر جاناتان سیلور، استاد بالینی روانپزشکی در دانشکده پزشکی دانشگاه نیویورک می‌گوید: “رفتار خشونت آمیز و یا تحریک‌پذیر پس از آسیب مغزی بسیار معمول است. در عین حال ما به طور قطعی می‌دانیم که افسردگی یک عامل خطرناک برای رفتار پرخاشگرانه است، که ریشه‌ی آن آسیب به برخی نقاط مغز است.” بنابراین اگر قسمت جلویی مغز آسیب ببیند، نتیجه‌ی آن ممانعت از انجام صحیح وظایف در سطوح دیگر مغز است. یعنی وظایفی که قبل از آسیب مغزی درباره انجام آن‌ها فکر می‌کردید، پس از آسیب مغزی، بدون فکر انجام خواهید داد. سکته‌ی مغزی یک تحقیق کره‌ای که در مجله نورولوژی منتشر شده، نشان می‌دهد که در واقع ناتوانی در کنترل خشم و پرخاشگری یکی از نشانه‌های مهم رفتاری در بیمارانیست که دچار سکته مغزی شده‌اند. متخصصین مغز و اعصاب در مصاحبه‌ایی که با بیمارانی که متحمل سکته مغزی شده‌اند دریافتند که ۳۲٪ از آن‌ها دچار اختلاللات عملکرد‌های محرکی از قبیل اختلالات گفتاری، بی‌اختیاری عاطفی و ضایعات موثر بر قشر پیشانی مغز شدند. آن‌ها اذعان داشتند که رفتار تهاجمی این بیماران زیاد بود، زیرا مغز به دلیل استرس بیش از حد، ناشی از شرایطشان دچار تخریب و زوال می‌شود. سکته‌ی قلبی حملات قلبی و بیماری‌های قلبی با افسردگی و سایر تغییرات عاطفی مرتبط است. بسیاری از مردمی که سال‌ها برای مقابله با برخی احساسات خود می‌جنگند، دچار حمله قلبی می‌شوند. آن‌ها احساساتی اعم از اضطراب و افسردگی، خشم، سرخوردگی و از دست دادن اعتماد به نفس را تجربه می‌کنند. مراقب باشید، زیرا طغیان خشم در واقع می‌تواند موجب حمله قلبی شود! محققان منشاء بیماری‌های قلبی و حملات قلبی را به تغییرات در مغز، تغییر مسیر سرتونین و پاسخ التهابی، نسبت داده‌اند. همان‌طور که می‌دانیم همه‌ی اینها به‌طور مستقیم با خشم و پرخاشگری در ارتباط هستند. غده پاراتیروئید خستگی مفرط مزمن و افسردگی از علائم شایع پاراتیروئید پرکار می‌باشند. کارشناسان بر این باورند افزایش کلسیم در خون می‌تواند علتی برای افسردگی باشد. دکتر جیمز نورمن در وبلاگ خود دراین باره می‌نویسد که آیا در کنترل خشم مشکل دارید یا دچار افسردگی یا خستگی مزمن هستید؟ بهتر است سطح کلسیم خون خود را بررسی کنید! امروز ما یک مرد ۴۰ ساله از ایالت نیوجرسی را جراحی نمودیم. اگرچه رابرت تنها ۴۰ سال سن دارد اما سال گذشته نیز یک عمل جراحی قلب باز در برای رفع تصلب شریان سرخ‌رگ‌هایش داشت، زیرا رگ‌های قلب او قبل از موعد مقرر دچار گرفتگی شده بود (با رسوب کلسیم!). گرچه برای خستگی مزمن و افسردگی طی ۱۰ سال گذشته تحت درمان بود، اما در ۲ سال گذشته درمان را رها کرده بود. مشکل کنونی رابرت افزایش درگیری‌ها در محل کار، حملات مکرر خشونت‌بار و غضب گاه و بی‌گاه او نسبت به همکاران و گاهی اوقات مشتریان است. ۲ سال پیش همسرش او را به‌دلیل مشکلات عصبی‌اش ترک کرد. در طی فرایند طلاق همسرش به او گفت که “تو تغییر کرده‌ای! تو آن مرد دوست داشتنی که ۱۴ سال پیش با او ازدواج کردم، نیستی. تو عصبی، تنبل، افسرده و به یکباره دیوانه شده‌ای.” رابرت بدلیل تومور پاراتیروئیدی و پرکاری آن توموردر حال مرگ تدریجی است. کمبود ویتامین ۱۲B و آهن کمبود ویتامین ۱۲B می‌تواند به تحریک‌پذیری و رفتار پرخاشگرانه بعلاوه‌ی خستگی، تپش قلب، بی‌خوابی، کبودی و خونریزی آسان و ناراحتی معده منجر شود. تحقیقات ثابت کرده است که کمبود ویتامین ۱۲B باعث از بین رفتن پوشش چربی اطراف نخاع و اعصاب می‌شود. این تغییر در عملکرد مغز به دلیل اختلال در انتقال دهنده‌های عصبی دوپامین است. که نتیجه‌ی آن اختلال حاد رفتاری است. علاوه بر آن اگر مقدار آهن در خون بالا باشد، می‌تواند علائم را تشدید کند. هم‌چنین کمبود ترکیبات ویتامین‌های B مانند نیاسین و تیامین هم می‌تواند این نتایج را به بار آورد. ممکن است تعجب کنید اگر بدانید که کمبود آهن به رفتارهای بسیار پرخاشگرانه منجر می‌شود. آهن در مسیر دوپامین متمرکز است و کمبود آن انتقال دوپامین را کاهش می‌دهد و باعث اختلالات رفتاری می‌شود.   مسمومیت ناشی از سرب کودکانبیشتر مستعدمسمومیتاز طریقرنگسرب موجود دراسباب بازی‌هایشانهستند و البته نسبت به بزرگسالان حساس‌ترند، زیرارودهآن‌هابسیار سریعتر سرب را جذب می‌کند. هم‌چنین،سیستم عصبیدر حال رشد کودک نسبت به سیستم عصبی یک فرد بالغ در برابر عوامل سمی آسیب‌پذیرتر است. برخی مطالعات، ارتباط بین مسمومیت سرب و پرخاشگری در کودکان را تائید کرده‌اند. حساسیت‌های غذایی تحقیقات نشان می‌دهد که ۷۰٪ از کودکانی که مشکلات رفتاری دارند، به غذاهای خاص، به‌ویژه رنگ‌های مصنوعی و مواد نگهدارنده حساسیت دارند. داروها برخی دار‌وها نیز می‌توانند از دلایل عصبانیت بدون تحریک و علت باشند! موسسه‌ی ملی سوء‌مصرف مواد مخدر ایالات متحده، گزارش می‌دهد که استروئیدهای آنابولیک مانند تستوسترون، چنانچه در مقادیر فراوان مصرف ‌شوند، باعث افزایش تحریک‌پذیری و پرخاشگری می‌شوند. هم‌چنین مواردی وجود دارند که در آن برخی داروها و مواد مخدر موجود در آنها باعث نوسانات خلقی و پرخاشگری در کودکان شده‌، اما این تنها در کمتر از ۱۰٪ موارد در کودکان گزارش شده است. داروهای ضدافسردگی گاهی اوقات می‌توانند باعث خشم کنترل نشده در بزرگسالان شود. دکتر چارلز ریزون، روانپزشک دانشکده پزشکی دانشگاه اموری معتقد است یکی از مسائل ناراحت کننده در پزشکی این است که نمی‌توان گفت که آیا هر نوع دارویی که تجویز می‌شود، بیش‌تر به بیمار صدمه می‌زند یا برایش موثر است. این مسئله به‌خصوص درباره‌ی مسن‌ترها صدق می‌کند، زیرا اغلب از داروهای مختلفی استفاده می‌کنند که همه آن‌ها دارای عوارض جانبی مربوط به خود هستند و معمولا می‌توانند با یکدیگر تداخل دارویی داشته باشند. به گفته‌ی وی یک نمونه از چنین داروهایی پروزاک (دارویی برای درمان افسردگی) است، که می‌تواند عوارض جانبی مانند احساسات خصمانه یا عصبانیت و اعمال غیرمنتظره را در برداشته باشد. چگونه می توان خشم و پرخاشگری خود را کنترل نمود؟ پیشنهاد محققان در درجه اول این است که سطح استرس خود را کاهش دهید. اما چگونه؟ با پیاده‌روی، دویدن، شنا، یوگا، تمرینات تایچی یا مدیتیشن یا هرگونه فعالیت ورزشی و تمدد اعصاب. تمرینات تنفسی برای کاهش سطح استرس شما مفیدند. ایزابل کلارک، روانشناس بالینی و متخصص در کنترل خشم می‌گوید: شما به‌طور خودکار زمانی‌که احساس خشم می‌کنید، بیش‌تر تنفس می‌کنید و بیش‌تر نفس کشیدن خود، ترفندی مناسب برای کنترل خشم است. او توصیه می‌کند، در هنگام تنفس و استراحت، طولانی‌تر و عمیق‌تر نفس بکشید. نکاتی برای کنترل خشم برای کاهش تنش، خلاق باشید.نوشتن، رقص، موسیقی و نقاشیهمه برای ازبین بردن استرس عالی هستند. خواب کافی داشته باشید. در مورد احساسات خود با یک دوست صحبت کنید. در جهت رهایی ازافکاریکه شما راعصبانی می‌کنند، تلاش کنید. اجتناب از مصرف الکلو موادروان‌گردان.آن‌هامشکلخشمشما را وخیم‌ترمی‌کنند. و البته مهم‌ترین نکته، اگر نمی‌توانید خشمتان را کنترل کنید، از یک متخصص حرفه‌ایی کمک بگیرید. مارک تواین گفت: “خشم اسیدی است که به رگ‌ها آسیب فراوانی می‌زند و هرچیزی که در آن ریخته شود، ذخیره می‌شود.” او کاملا درست گفته است!

more_vert نقاشی کودکتان را خودتان تفسیر کنید

ادامه مطلب

closeنقاشی کودکتان را خودتان تفسیر کنید

نقاشی زبان کودک است. بسیاری از کودکان ناخواسته آنچه که حس می‌کنند اما قادر به بیانش نیستند را در نقاشی‌هایشان نشان می‌دهند. به بیان دیگر، نقاشی‌ای که کودک در عرض یک ساعت می‌کشد، می‌تواند حاوی پیام‌ها و نشانه‌های ارزشمندی درباره مشکلات او باشد که ممکن است با صدها ساعت صحبت قابل دستیابی نباشند. پس لطفا این‌بار که فرزندتان نقاشی‌اش را به شما نشان می‌دهد، به جای اینکه با بی‌حوصلگی فقط نگاهی به آن بیندازید و آن را در گوشه‌ای رها کنید، با صبر و حوصله به آن نگاه کنید و درباره معنای آن با فرزندتان گفت‌وگو کنید. خواهید دید که با این‌کار به نکته‌هایی در مورد کودکتان پی خواهید برد که تا به حال حتی به آن فکر هم نکرده بودید. در این مطلب از دکتر محمود برجعلی، روان‌شناس و عضو هیات ‌علمی دانشگاه خوارزمی خواسته‌ایم ما را در تفسیر معنای نقاشی کودکان کمک کند. در تفسیر نقاشی کودکان باید از کجا شروع کنیم؟ از نظر روان‌شناسانی که در این زمینه تحقیق کرده‌اند، آدمی که توسط کودک کشیده شده یا خود اوست یا کسی است که برای او اهمیت ویژه‌ای دارد. اولین نکته‌ای که باید به آن توجه کنید، جنبه‌های کلی نقاشی است. مثلا باید توجه کنید که آدم در کجای کاغذ کشیده شده و ابعاد آن چگونه است، قرینگی رعایت شده یا خیر و.... نکته مهم دیگر توجه به خطوطی است که کودک هنگام ترسیم از آنها استفاده کرده است. پررنگی و کمرنگی خطوط، جا انداختن‌ها و حذف کردن‌ها، کلفتی و نازکی خطوط همه و همه معنا دارند و باید به آنها توجه کرد. در کل لرزش خطوط و منقطع بودن آنها، تکرارها و پاک کردن‌های زیاد نشانه نبود اعتماد‌به‌نفس و کمبود عزت‌نفس است. گاهی کودک اندام‌های خاصی را پررنگ و کلفت یا متفاوت می‌کشد که این مساله می‌تواند به معنی تعارضی باشد که کودک با این نواحی خاص دارد. به برخی از این معانی اشاره می‌کنید؟ بله،‌خطوط پررنگ و ضخیم تمایل به لذت‌جویی است اما اگر خطوط آنقدر با فشار کشیده شده باشند که به نظر برسد کاغذ درحال پاره شدن است، ممکن است نشانه نارضایتی و پرخاشگری و اعتراض باشد. از طرف دیگر خطوط نازک و کمرنگ نشانه حساس و ملایم بودن کودک است و گاهی نیز می‌تواند نشانه کمرویی و عدم اعتماد به نفس باشد. خطوط راه‌راه و موازی نشانه اضطراب هستند و سایه زدن‌های خاکستری ممکن است نشان از افسردگی داشته باشند. اگر کودک بیشتر از خطوط شکسته و زاویه‌دار استفاده کرده، باید به نشانه‌های خشم، ناآرامی و مردانگی دقت کنید و اگر آدمک را با خطوط منحنی و نرم کشیده، می‌تواند نشانه ملایمت و انعطاف‌پذیری او باشد. از اجزای صورت در یک نقاشی هم می‌توان معنای مشخصی را دریافت کرد؟ بله،‌سر بزرگ، نشانه غرور و خود دوست‌داری است و برعکس، سر کوچک نشانه انتقاد از خود و گاهی ناامیدی و افسردگی است. چشمان بزرگ می‌تواند نشانه برونگرایی باشد اما از طرف دیگر دیده شده، کودکانی که مدام در معرض چشم غره رفتن‌های اطرافیانشان هستند چشم‌ها را بزرگ‌تر از معمول می‌کشند. کودکان شکاک و بی‌اعتماد هم چشم‌ها را بزرگ می‌کشند. چشمان کوچک، برعکس، نشانه درونگرایی کودک است. اگر کودک روی کشیدن مژه‌ها و ابروها تاکید کرده و وقت زیاد برای کشیدن جزییات آنها صرف کرده باشد، ممکن است نشانه دلمشغولی با زیبایی یا وسواس باشد. لب‌های پهن و کلفت و دیده شدن دندان‌ها با پرخاشگری مرتبط است و لب‌های نازک و خطی نشانه اضطراب و تنش است. اگر کودکی دهان را به صورت یک دایره کوچک بکشد، ممکن است نشانه شخصیت وابسته یا تاثیرپذیر او باشد. گردن بلند و ظریف نشانه میل به مهارکردن و همچنین میل به بزرگتر یا برتر شدن است و گاهی نیز می‌توان آن را به‌عنوان علامت جاه‌طلبی و تکبر تلقی کرد. توجه داشته باشید که گاهی نقاشی کودک جنبه جبرانی دارد؛ یعنی کودک درست آنچه را که متضاد احساس واقعی‌اش است، می‌کشد؛ مثلا کودکی که می‌ترسد، یک ابرقهرمان می‌کشد یا کودکی که اعتماد‌به نفس پایینی دارد، یک آدمک بزرگ افراطی با خطوط پررنگ می‌کشد. منبع: سلامت

more_vert خشونت

ادامه مطلب

closeخشونت

کودکانی که مورد تنبیه، سرزنش و تحقیر قرار می گیرند، رفتارهای خشونت آمیز از خود نشان می دهند و وبدیهی است برای کنترل این گونه رفتارها، باید عامل اصلی را از بین برد. ناامنی کودکان را خشن می‌کند کارشناسان هشدار می‌دهند که والدین به منظور کنترل رفتار کودکان آن‌ها را . . .

more_vert مقاله خودباوری؛ چالش‌ها و راهکارها (با تأکید بر نگرش دینی)

ادامه مطلب

closeمقاله خودباوری؛ چالش‌ها و راهکارها (با تأکید بر نگرش دینی)

مقاله علمی و پژوهشی " خودباوری؛ چالش‌ها و راهکارها (با تأکید بر نگرش دینی)" مقاله ای است در 30 صفحه و با 40 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد پژوهشهای اخلاقی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث کرامت نفس، خودباوری، اعتماد به نفس، عزت نفس پرداخته شده است چکیده مقاله خودباوری با شبکه ای از مفاهیم دینی نظیر کرامت نفس، عزت نفس، حرمت نفس، عدم سرزنش خویش، اراده مندی، توانایی حل مسئله و تکیه نمودن بر خالق جهان و امکانات آن، در ارتباط است. خودباوری نشانه هایی دارد که می-توان به ترس، کم رویی، گوشه گیری، ناامیدی، بدبینی، دروغگویی و پرخاشگری اشاره کرد. درصورتی که آدمی تحقیر گردد، مقایسه شود، آرزوهای دست نایافتنی داشته باشد و به خودپندارة نادرست مبتلا گردد، اعتماد به نفس خویش را از دست داده و در مسیر تضعیف قرار می گیرد. مقاله حاضر به این سؤال اساسی پاسخ می دهد که انسان مؤمن چگونه می-تواند اعتماد به نفس ضعیف خویش را تقویت کرده، به نقطة تعادل برساند. قرآن و نیز احادیث شیوه ها و راهکارهایی را ارائه می دهند. می توان نشان داد که دین دارای بعد عملی است و می توان برای معضلات روحی روانی بشر نظیر خودکم-بینی و خودناباوری مدل الهی ارائه کند. دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert روان شناسی خشم و خشونت

ادامه مطلب

closeروان شناسی خشم و خشونت

کارشناسان علوم اجتماعی چند سالی است نسبت به تبعات خشم فروخورده نوجوانان و جوانان در کشورمان هشدار می دهند. به نظر آنها، رفتارهای بیرونی که هر روز دامنه و شدت بیشتری می یابند، تنها قله کوه یخی است که از آب بیرون مانده و اگر هرچه زودتر راه های مهار و تخلیه و کنترل آن را پیدا نکنیم، در آینده ای نزدیک شاهد آتشفشانی در حال فوران از گدازه های خشمی خواهیم بود که نه تنها سلامت روانی عزیزانمان را تهدید می کند، بلکه به امنیت روانی جامعه و به دنبال آن سرمایه اجتماعی مان آسیب های بنیادینی خواهدزد. بررسی ها نشان می دهند، در جامعه کنونی ما پدیده «خشم پنهان» و «تمایل به خشونت» در دختران بیش از پسران وجود دارد و به شدت نیز در حال افزایش است. در همین راستا معصومه ابتکار، معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده، روز 20 آبان امسال در نشستی با وزیر بهداشت درباره مسائل مربوط به زنان با اشاره به لزوم توجه به حوزه تعادل روانی و سلامت روان و پیشگیری از خشونت در جامعه کار کنیم. متاسفانه پیمایش ها نشان می دهند تمایل به خشونت در دختران رو به افزایش بوده و لازمه پیشگیری از آن ارائه آموزش های مناسب است. امیدوارم در بحث مهارت های دوران بلوغ بتوانیم اقدامات درست و موثری انجام دهیم و کارگروهی را در این زمینه ایجاد کنیم.» پیش از آن، عباسعلی باقری، مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران در گفت و گو با ایسنا خشونت خفته در دختران و رفتارهای پرخطر در پسران اعلام نگرانی می کند و می گوید: «متاسفانه یک متولی خانواده که در سطح کشور قوی عمل کند، نداریم.» وی اضافه می کند: «در این پژوهش ها آمار «رفتارهای پرخطر» در جمعیت دانش آموزان پس را بالا دیدم و در دانش آموزان دختر «خشونت» آمار بالایی داشت. همه اینها زمینه های لازم را فراهم کرده تا برای مقابله با آسیب های اجتماعی اقدامات ریشه ای و اساسی انجام دهیم.» برای این که بدانیم خشم پنهان چیست و چگونه منجر به رفتاری ضداجتماعی به نام پرخاشگری می شود، با دکتر مریم حناساب زاده اصفهانی، متخصص روان شناس بالینی، گفت و گو کرده ایم. خشم همان پرخاشگری است؟ خشم احساسی طبیعی در انسان است که همه افراد آن را به نوعی تجربه می کنند، اما خشم با پرخاشگری تفاوت دارد؛ یعنی خشم یک احساس است، در حالی که پرخاشگری نمود و رفتاری است که بر اثر این احساس بروز می یابد. داشتن خشم به عنوان یک هیجان انسانی اصلا بد و غیرعادی نیست، اما پرخاشگری درواقع نوعی مشکل رفتاری محسوب می شود. به چه رفتاری پرخاشگرانه می گوییم؟ هرگونه رفتاری که با قصد و نیت قبلی بخواهد به فردی آسیب برساند. معمولا انگیزه پرخاشگری ناکامی است. پرخاشگری شکل هایی متنوع دارد؛ یعنی برخلاف تصور خیلی ها که پرخاشگری را تنها رفتار خشونت آمیزی مانند کتک کاری و پرتاب شیء یا فحاشی می دانند، مثلا قهر کردن خود نوعی رفتار پرخاشگرانه ست. رفتارهای دیگری نیز مانند نیش زبان، زیر سال بردن و برچسب زدن وقتی به صورت هدفمند انجام شوند، رفتار پرخاشگرانه محسوب می شود. هدفمندی در تعریف رفتار پرخاشگرانه اصل مهمی است؛ به این معنی که طرف مقابل رفتار پرخاشگرانه از هر نوع را با نیت آسیب رسانی انجام دهد. درباره قصد و نیت صحبت کردید، در دعواهایی که افراد گاهی کنترل خود را از دست می دهند، رفتار آسیب رسان پرخاشگری تعریف می شود؟ درست است که افراد گاهی کنترل خودشان را از دست می دهند، اما به هر حال با نیت آسیب رساندن دست به رفتار خشونت آمیز می زنند. در این مواقع، درست است که عنصر خودآگاهی و اراده کمرنگ می شود و بیشتر ممکن است به شکل واکنش باشد، ولی فرد پرخاشگر بر کارش اشراف دارد و می داند از طریق این رفتار می تواند امتیاز بگیرد یا آسیب بزند. بنابراین ادعای این که فلان رفتار پرخاشگرانه در کنترل من نبود، پذیرفتنی نیست چون در هر صورت شرط بروز رفتار پرخاشگرانه خارج شدن از حال عادی است. کنترل را از دست می دهند، دقیقا یعنی چه؟ این موضوع در افراد مختلف به درجات و طبقه بندی های مختلف ممکن است اتفاق بیفتد. گاهی فرد می تواند روی رفتار خود کنترل داشته باشد، ولی از پرخاشگری به عنوان یک مکانیسم یا راهکار استفاده می کند تا به اهداف خود برسد؛ مثلا من عصبانی نیستم، اما با فریاد از شوهر یا فرزند خود می خواهم فلان کار را برای من انجام دهند چون می دانم فریاد کشیدن وسیله خوبی برای رسیدن به خواسته هایم است. پرخاشگری در مورد دخترها ویژگی خاصی دارد؟ بحث بر سر همین است که در فرهنگ ما عوامل بازدارنده برای ابراز خشم دختران وجود دارد و نمود خشم در آنها به صورت های دیگری دیده می شود؛ مثلا آمار «خودجرحی»، آسیب رساندن به خود، در دخترها بیشتر از پسرهاست. مثال های زیادی برای خودجرحی وجود دارد؛ مثلا فرد بدون این که واقعا قصد خودکشی داشته باشد، با تیغ به موازات رگ دستش خراش هایی ایجاد می کند، بدون این که با برشی عمیق رگ را ببرد یا با ناخن بدن خود را می تراشد یا رفتاری که بیش از هر رفتار دیگری در فرهنگ ما برای دختران رایج است، قهر است که همان طور که قبلا اشاره کردم، در طبقه بندی رفتارهای پرخاشگرانه قرار دارد. فرهنگ ما به دختران توصیه می کند، در شرایط نامطلوب متحمل و بردبار باشند. بنا به تعریف دقیق تر، تحمل یعنی بردباری در برابر اتفاقی که بر وفق مراد ما نیست و در آن ناکامی است، اما با توجه به هنجارهای جاری، دختران ما در چنین شرایطی حتی خشم خود را نباید ابراز کنند، در حالی که کمتر می بینیم چنین توصیه ای به پسرها شود، بنابراین به نظر می رسد شدت هیجانی خشم در پسرها بیشتر است، در صورتی که واقعا این طور نیست. پسرها فقط راحت تر می توانند خشم خود را ابراز کنند چون هنجارهای اجتماعی ما اجازه بیشتری برای بروز خشم به پسرها داده است. خشمی که تخلیه شود، چه کمکی به فرد می کند و چه تفاوتی با خشم پنهان دارد؟ خیلی ها دچار این اشتباه می شوند که راه تخلیه خشم تنها رفتار پرخاشگرانه است، اما خشم انرژی ای است که باید رها شود. راه های زیادی برای تخلیه خشم وجود دارد، از جمله آواز خواندن، رقصیدن، ورزش کردن، حضور در ورزشگاه ها و... خشم انرژی سرگردانی است که اگر درون فرد بماند، به او آسیب می زند و وقتی بیرون می آید، به نوعی حل و فصل می شود، فقط باید راه درست تخلیه آن را دانست. روش دیگر این است که همین رفتار خشم آلود بتواند در شرایطی بی خطر امکان بروز پیدا کند؛ مثلا تخلیه خشم می تواند به صورت کوبیدن مشت به بالش یا کیسه بوکس یا پاشیدن آب به دیوار یا حتی پرتاب توپ باشد چون همراه با کارهایی از این نوع، انرژی منفی بدنی تخلیه می شود. فعالیت های ورزشی می توانند بسیاری از هیجانات از جمله خشم را تخلیه کنند. تفاوت های یبولوژیکی و هورمونی تا چه حد در انباشت و بروز خشم بین دخترها و پسرها تفاوت ایجاد می کند؟ هورمون تستوسترون مردانه رابطه نزدیکی با پرخاشگری دارد، ولی وجود تستوسترون بیشتر در مردان به معنای این نیست که مردها الزاما باید پرخاشگرتر باشند، بلکه تنها زمینه مساعدتری برای بروز پرخاشگری در آنها ایجاد می شود؛ مثلا کسی که با داشتن ژن دیابت برای ابتلا به بیماری استعداد بیشتری دارد، با چاقی، کم تحرکی و تغذیه نادرست امکان ابتلا به بیماری در او بالا می رود. صرف وجود برخی مواد شیمیایی در خون دلیل کافی برای بروز پرخاشگری نیست و هورمون های مردانه تنها آمادگی و زمینه بیشتری برای پرخاشگری فراهم می کنند. خشم فروخورده چه تاثیری بر زندگی افراد می گذارد؟ هر هیجان منفی مانند خشم که ابراز نشده و بلعیده می شود، آثار خاص خود را دارد. در بیماری هایی با نام «سایکوسوماتیک» یا «روان تنی»، حتی می توان گفت کدام هیجان سبب بروز کدام علائم جسمانی می شود، مثلا مشکلات پوستی مانند خارش یا کهیر به خشم نسبت داده می شوند، همین طور که مشکلات گوارش به اضطراب نسبت می شود. در نگاهی کلی انرژی منفی درون فرد مانند فنری است که هر آن فشرده تر می شود. روزی می رسد که تحمل این فنر تمام می شود و این همان حالتی است که به آن «خشم انفجاری» یا «از کوره در رفتن» می گوییم. فشرده شدن یا بروز خشم های انفجاری چه تاثیرات اجتماعی ای می توانند داشته باشند؟ خشم در روابط بین فردی ممکن است به بدبینی تبدیل شود؛ مثلا ممکن است عصبانیت من نسبت به همسرم باعث بروز بدبینی در محیط کار نسبت به همکارم شود. پیامد خشم نهفته در محیط کار یا مکان های دیگر تقریبا مشابه است. گاهی خشم به صورت کناره گیری و انزواطلبی بروز می یابد، فرد مشکوک می شود یا درباره انگیزه های دیگران بدبینانه قضاوت می کند یا شکلی که متاسفانه این روزها بیشتر می بینیم، گوشه و کنایه و متلک پرانی افراد به یکدیگر که همان بروز نادرست خشم نهفته است، یا بدون این که منفعتی برای فرد داشته باشد، آسیبی به کس دیگری بزند، همان رفتاری که به «زیرآب زنی» بین ما شناخته می شود. این همان مکانیسمی است که در برخی زنان که مورد صدمات فیزیکی از طرف همسر خود قرار می گیرند، می بینیم. این افراد خشم از صدمات وارد شده به خود را با کتک زدن کودک خود تخلیه می کنند. چگونه می توان کاری کرد که خشم به پرخاشگری تبدیل نشود؟ اولین قدم در این راه خودآگاهی است؛ یعنی فرد باید بداند چه زمانی عصبانی می شود و علائم جسمی، فکری و رفتاری خود را حین بالا گرفتن خشم بشناسد. در گام بعدی باید راه هایی را بشناسد که در آستانه عصبانیت بتوانند پرخاشگری او را مهار کنند. دقیقا مثل این که شما هنگام رانندگی به شیبی می رسید. در مرحله اول باید درک کنید که به شیب رسیده اید. ترمز کردن پیش از رسیدن به شیب آسان تر از وقتی است که به اواسط آن رسیده اید. هر قدر در این شیب پیش بروید، سرعت بیشتر و در نتیجه ترمز کردن دشوراتر خواهدبود. در نهایت به جایی می رسید که دیگر نمی توانید ترمز کنید و این همان نقطه ای است که کنترل ماشین را از دست می دهید. شناختن و به کارانداختن عوامل کنترل خشم مهم ترین بخش کار است. بهترین اقدام در این زمینه ایجاد وقفه است تا سیستمی که فرد را به سوی خشم می راند برای چند لحظه متوقف شود. نوشیدن یک لیوان آب یا ترک موقت محیط از اولین عوامل کنترل کننده خشم هستند. بقیه راهکارها بیشتر به شخصیت فرد و مساله ای باز می گردد که سبب ناکامی وی شده است که در صورت حاد بودن، وارد شیوه های درمانی خواهدشد. برخی افراد آستانه تحمل پایینی دارند و زود از کوره در می روند و با هر موضوع بی اهمیت یا کم اهمیتی شروع به پرخاشگری می کنند. در چنین شرایطی درمانگر باید دلیل یابی کند. گاهی بروز چنین رفتارهایی، درمانی متناسب از سوی درمانگر پیشنهاد می شود، ضمن این که ممکن است دلیل اصلی در تغییرات خلقی، عدم تعادل در نوعی واسطه عصبی- شیمیایی باشد که برای درمان از جمله روش های دیگر دارو هم تجویز می شود. برخی کارشناسان معتقدند در فرهنگ ما راه های تخلیه خشم دختران بسته است و به دختران اجازه تخلیه خشم داده نمی شود، در نتیجه خشم دختران به شکل دیگر نمود پیدا می کند. مثال بارز آن رفتن به ورزشگاه هاست. یکی از راه های تخلیه خشم، به خصوص بین جوانان که در کشورهای توسعه یافته این روزها بسیار به آن اهمیت می دهند، رفتن به ورزشگاه ها برای دیدن مسابقات و تشویق تیم هاست. خشم باید تخلیه شود، به صورت درست آن، نه به صورت خشونت تا به پرخاشگری تبدیل نشود. حالا اگر فرض کنیم در یک بازی رقابتی همه بتوانند شرکت کنند و فریاد بکشند و خوشحالی یا هر هیجان خود را بیرون بریزند، درواقع بسیار کمک می کند تا خشم به رفتار خشونت آمیز تبدیل نشود. این کار در کشور ما برای دخترها امکان ندارد. ورزش کردن نیز راهی بسیار خوب برای تخلیه تنش و پرخاشگری است. کمی دقیق تر شویم؛ اگر خاطرتان باشد، در فیلمی که چندی قبل در فضای مجازی هم دست به دست شد و بسیاری را متاثر کرد، به ظاهر خشمی در وجود دو دختر که چند دقیقه بعد خود را از پل به پایین پرتاب کردند، دیده نمی شد. چه توضیحی برای این رفتار می توان داشت؟ مکالمه تکان دهنده ای که از آن دو دختر پیش از خودکشی در شبکه های اجتماعی پخش شد و ظاهر عصبانی در آنها دیده نمی شد، مصداق کامل خشم پنهان است، زمانی که بسیار عصبانی باشید و غم و اندوه نیز بر این عصبانیت بار شود، می خندید، در صورتی که این خنده ها عصبی است؛ یعنی دقیقا نوعی تخلیه خشم است و اصلا به معنای سرخوشی نیست. در همین فیلم اگر دقت کرده باشید، بسیاری از صحبت ها حالت کنایه دارد و نیش دار است. در این مکالمات ملغمه ای از اضطراب، خشم، تردید و غم موج می زند. این فیلم درواقع نوعی فریاد کمک خواهی و انتقام است. چطور می شود دختری عادی از یک خانواده متوسط معمولی چنین تصمیم وحشتناکی می گیرد؟ جواب اصلا آسان نیست. انگیزه ها و دلایل کاملا متفاوتی ممکن است افراد را به سمت خودکشی ببرد. گاهی ناشی از افسردگی یا نوسان خلق یا اختلال شخصیت است. در موارد نادر دیگری ممکن است افزایش استرس ها تحمل ناپذیر باشد، اما از همه مهم تر این که در سنین نوجوانی درک درستی از خودکشی وجود ندارد و مثل حل مساله به آن نگاه می شود. نشانه های خشم نهفته که ممکن است منجر به بروز پرخاشگری ویرانگر شود را چگونه می توان در فرد مشاهده کرد؟ مهمترین نشانه خشم پنهان کناره گیری از جمع است. فردی که خشم نهفته دارد، ترجیح می دهد تنها بماند و در فعالیت های جمعی شرکت نکند. دومین نشانه افت عملکرد است. به عنوان مثال، اگر درس می خواند در درس افت پیدا می کند یا در محیط کار حوصله ندارد. نشانه بعدی این که خودکشی به عنوان راهی برای بروز خشم پنهان، تصمیمی یکباره و بدون سابقه نیست. معمولا نوعی روند است. افراد هشدارها را نشان می دهند، اما بقیه آنها را جدی نمی گیرند. در همان فیلم هم یکی از دخترها ظاهرا خطاب به دوستش می گوید: «دیدی گفتم؟ جدی نگرفتی!». هر هشداری باید جدی گرفته شود. هشداری حتی مانند این که کاش به دنیا نیامده بودم یا زندگی چقدر پوچ و بی ارزش است یا جمله ای که بسیار می شنویم و جدی نمی گیریم: «دیگر خسته شدم!» همه اینها می توانند نشانه های خشم پنهان باشند. خود آسیب زنی از نشانه های دیگر است یا این که فرد درباره راه های مختلف خودکشی در اینترنت جست و جو کند. از این نظر باید گفت روند خودکشی ناگهانی و آنی نیست. تحقیقات نشان می دهد درون همه افرادی که اقدام به خودکشی کرده اند، همواره تردیدی وجود داشته است. منبع: هفته نامه سلامت

more_vert حسادت فرزند اول به فرزند دوم

ادامه مطلب

closeحسادت فرزند اول به فرزند دوم

پیدایش تغییرات در زندگی افراد، پیامدهایی را به همراه دارد و تولد نوزاد کوچک در خانواده از این امر مستثنی نیست و ممکن است در روابط والدین با فرزند اول اختلال ایجاد کرده و باعث ایجاد تغییراتی در رفتار کودک شود. زمانی که فرزند دوم متولد می شود، میزان اقتدار و قدرت فرزند ارشد خانواده کمتر شده و او به اجبار برای جلب توجه والدین و ارضای نیاز وابستگی، با عضو جدید خانواده رقابت می کند. اکثر والدین نیز ناخواسته، به فرزند کوچک خود توجه بیشتری را معطوف می کنند. فرزند اول تاکنون مرکز توجه والدین خود بوده و برای حفظ این جایگاه، بطور غیرارادی به خواهر یا برادر خود حسادت می کند. روان شناسان معتقدند، عدم توجه به تغییرات رفتاری کودکان پس از تولد فرزند دوم، می تواند به صدمه دیدن سلامت روان کودک منجر شود. البته باید توجه داشت که عملکرد والدین بستگی زیادی به شرایط سنی کودک دارد مثلا یک کودک سه ساله در مورد تغییری که قرار است در خانواده اتفاق بیفتد به اندازه یک کودک 5 ساله نمی‌فهمد. اما به هر حال، فهمیدن و درک احساسات کودک و نحوه برخورد وی با این موضوع، بخشی از پیشرفت احساسی وی را شامل می‌شود. کودک بالای 3 سال پخته تر است اگر فاصله بین تولد فرزند دوم و اول زیر 3 سال باشد باعث می شود فرزند اول از لحاظ روانی آسیب ببیند. مادر به دلیل بارداری و تولد فرزند دوم از نظر روانی، عاطفی یا حتی تغذیه نمی تواند توجه کافی به فرزند اول خود داشته باشد و قادر به ایجاد فضای مناسبی برای رشد فرزند اولش نخواهد بود. اما گر فاصله سنی بین کودک اول و دوم بالای 3 سال باشد فرزند اول به یک پختگی و در اثر آن به شناخت بیشتری از خود رسیده است. در نتیجه این موضوع به مادر کمک می کند فرزند دوم خود را با مشکل های کمتری به دنیا بیاورد، اما باید این نکته را هم بپذیریم که حسادت یکی از موضوعات طبیعی در فرزند اول محسوب می شود که خواه ناخواه به وجود خواهد آمد اما نوع رفتار والدین به خصوص مادر می تواند روی تعدیل و تقلیل این حس تاثیر داشته باشد. مادر با تولد فرزند دوم همچنان باید نوع ارتباط فرزند اول با دوم را مدیریت کند تغییرات رفتاری کودکان بعد از تولد فرزند دوم اکثر کودکان پس از به دنیا آمدن خواهر یا برادر کوچکشان، دچار تغییرات رفتاری می شوند، بسته به نوع شخصیت کودک و آماده سازی والدین، این تغییرات می تواند مثبت یا منفی باشد. لجبازی، پرخاشگری، حسادت، ترس از جدایی از مادر، دیدن کابوس های شبانه از جمله واکنش های منفی است که در فرزند اول پس از به دنیا آمدن فرزند دوم ایجاد می شود و در اکثر کودکان بروز چنین رفتارهایی طبیعی بوده و با عملکرد صحیح والدین رفع می شود. در برخی موارد، اختلال در عادات غذایی و خواب کودک، پرخاشگری های عصبی و آسیب رساندن به نوزاد مشاهده می شود. برای به حداقل رساندن این لطمات احتمالی، بهترین کار این است که شما پیش از تولد نوزاد جدید،‌در باره تغییری که قرار است در خانواده اتفاق بیفتد صحبت کنید. اما در نظر داشته باشید دیر یا زود، نوزاد متولد می‌شود و باید فرزند خود را برای این پدیده آماده کرده باشید. و او را ایفای نقش خواهر یا برادر بزرگ‌تر آماده کنید. مسایل پزشکی خود را برای کودک توضیح دهید به فرزند خردسال خود توضیح دهید که مراجعه شما به پزشک به علت بیماری نیست بلکه مادران باردار باید مرتب به پزشک مراجعه کنند تا وضعیت مادر و نوزاد داخل شکمش چک شود. این موضوع می‌تواند از نگرانی‌های او بکاهد. او را می‌توانید در مراجعات پزشکی، همراه خود ببرید، حتی کودک شما می‌تواند به صدای قلب جنین شما گوش کند یا حتی او را از طریق دستگاه سونوگرافی ببیند و احیانا سوالاتی را که در ذهن دارد با پزشک سونوگرافی در میان بگذارد. حتما با راهنمایی و کمک مشاور خانواده به تمام سوالات او در باره مسافر کوچک خانواده پاسخ دهید. با ورود فرزند دوم، از توجه خود به کودک کم نکنید با کودک خود در مورد اهمیت نقش او در ارتباط با نوزاد خانواده و کمک‌های موثری که می‌تواند داشته باشد صحبت کنید. در ضمن دقت داشته باشید اگر وسایل نوزادتان را آماده و مرتب می‌کنید، حتما تغییراتی هم در اتاق کودک خود اعمال کنید تا حس کند او هم به اندازه نوزاد خانواده مهم و در مرکز توجه قرار دارد. لجبازی، پرخاشگری و حسادت در فرزند اول پس از به دنیا آمدن فرزند دوم ایجاد می شود به فرزند اول مسئولیت بدهید اما راهکار درست، دادن اطلاعات به فرزند اول است یعنی والدین قبل از اینکه تصمیم به بارداری بگیرند خوب است با کودک در این مورد صحبت کنند. درواقع، باید برای کودک توضیح داد که با تولد خواهر یا برادری که در راه است ممکن است توجه و محبت والدین به اندازه فعلی نباشد چون برادر یا خواهر به توجه و کمک والدین نیاز دارد. در واقع، باید کودک را از شرایطی که قرار است ایجاد شود، آگاه کنیم. از جمله کارهایی که می توان انجام داد سهیم کردن کودک در مراقبت و نگهداری فرزند دوم است. درواقع، با دادن مسئولیت هایی به فرزند اول او را در تولد فرزند دوم سهیم کنیم. برای مثال از کودک می خواهیم که چیدمان اتاق فرزند دوم را بر عهده بگیرد تا احساس حسادت به حداقل ممکن برسد. این راهکار مدیریتی ارتباطی بین فرزند اول با دوم است. فرزند دوم را از فرزند اول دور نکنید هرگز سعی نکنید فرزند اول را از فرزند دوم دور کنید. بسیاری از والدین با تصور اینکه فرزند اول ممکن است به فرزند دوم آسیب برساند فرزند دوم را از او دور نگه می دارند که این کار به هیچ وجه درست نیست و باعث بروز حسادت در فرزند اول خواهد شد. مادر با تولد فرزند دوم همچنان باید نوع ارتباط فرزند اول با دوم را مدیریت کند یعنی کماکان مسئولیت هایی را به فرزند اول در خصوص نگهداری و مراقبت از فرزند دوم بدهد تا تعامل بین فرزند اول و دوم را بیشتر کند. وقتی فرزند دوم به یک سالگی رسید لازم است از اتاق والدین جدا شود. در 6 ماه اول لازم است کودک کنار والدین بخوابد، در 6 ماهه دوم توصیه می شود کودک در تختی مجزا اما همچنان در اتاق خواب والدین خود باشد و اما در 6 ماه سوم بهتر است کودک از اتاق والدین خارج شود و در اتاق فرزند اول بخوابد. این کار به فضای ارتباطی بین فرزند اول و دوم کمک بخواهد کرد. معمولا فرزند اول ممکن است این حس را داشته باشد در شرایطی که فرزند دوم کنار والدینش خوابیده، او به نوعی تنها رها شده و به همین دلیل خود را تنها رها شده و به همین دلیل خود را تنها حس می کند و حس حسادت در او ایجاد می شود، بنابراین قبل از اینکه باعث بروز چنین حس هایی در فرزند اول شویم لازم است در مورد چنین شرایطی برای فرزند اول شفاف سازی کنیم و برایش توضیح دهیم در چند ماه اول برحسب نیازهای فرزند دوم لازم است او کنار والدین بخوابد. با این کار حساسیت ها را به حداقل خواهیم رساند. منبع: تبیان