جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert کتاب روانشناسی کلام در ادبیات گفتاری

ادامه مطلب

closeکتاب روانشناسی کلام در ادبیات گفتاری

« شخصیت هر کس پشت زبان او پنهان شده است.» پژوهشگران دریافته ­اند که لحن صدای ما، بیانگر احساسات­مان در ارتباطات با دیگران است، بیشتر احساسات از طریق شنیداری قابل انتقال است، همین است که از نوع صدا و طرز بیان کلمات، می‌­توان به شخصیت دیگران پی برد. برای مثال کسی که با صدای آرام و خونسرد صحبت می­ کند، لحن یکنواختی دارد، و کسی که با صدای بلند و بدون لکنت صحبت می­ کند، شخصی پرانرژی و فعال به نظر می­رسد. « صدا یک پدیده مادرزادی است، پس نمی­توان دخالتی در آن داشت.» به محض این که کلامی از زبان خارج ­شود، لحن سخن گفتن را تعیین می­ کند، در این صورت باید سعی کنیم تا صدای­مان آرام، صلح ­آمیز، منظم و نیرومند باشد. حواس­مان جمع باشد که بیش از حد بلند یا کوتاه سخن نگوییم. کلمات را به روانی و پشت سر هم ادا کنیم و از مکث­ ‌های غیر لازم و طولانی خودداری نماییم. صدا، اصلی‌­ترین عنصری است که توسط آن، اندیشه‌­ها و احساس‌­های مشخص و دقیق خود را بیان می­‌کنیم، در این صورت هرچه صدای ما حساس‌­تر و کارآمدتر باشد، دیگران منظور ما را در گفتارمان دقیق­تر و واضح­‌تر درک می­کنند. یکی از بهترین روش‌­های تقویت صدا این است که پاره شعرهایی را با آهنگ مناسب آن و صدای بلند بخوانیم. فهرست مطالبکلامی بر این کتابفنون مؤثر در صدا شناسیصدا در مسیر کلامزنجیره گفتار در ارتباطات کلامیپرورش صدا در پنج مرحله اساسیتحلیل صدا در گفتاررابطه تُن صدا با فرهنگ اجتماعیسرعت و آهنگ صدا در ارتباطات کلامیاهمیت لحن بیان در پرورش صداصدا در ماهیت وجودشتمرین صدا در ارتباطاتتاثیرگذاری صدای ما بر دیگرانصداهای ناموزونی که به ارتباطات کلامی آسیب میرساننداهمیت لحن بیان در ارتباطات انسانیلفظ در پرورش گفتارتُن و نوسان‌های صدا در کلامکلام در معنای سخنانتظارات مبهم و مشخص از گفتاراهمیت روابط عمومی در ارتباطات کلامیگسترش حلقه نفوذ در ارتباطات کلامیقدرت جاذبه کلاماهمیت کلام در ارتباطات انسانیشناسایی و درک پاسخ‌ها و دریافت‌ها در ارتباطات کلامیمیل به ایجاد ارتباطات کلامی با دیگراناصول پنج مادهای ارتباطات کلامیاعمال جسمانی در کلامبلندی آوا و سرعت بیان در ارتباطات کلامینفوذ کلام با استفاده از استراتژی تصورات ذهنیهنر گوش دادن در ارتباطات کلامیخلاقیت درگفتارموفقیت در ارتباطات کلامیزیبایی و جذابیت کلام در ارتباطاتکلمات را دقیق و روان انتخاب کنیمدر ارتباطات کلامی از نام افراد استفاده کنیمشگفتی‌های مغز آدمی در کلاممکانیزم مغز درگفتارتوانایی‌ها و مهارت‌های کلامی در سخنسخن آخر

more_vert کتاب جادوی مهارت های کلامی در ارتباطات موثر

ادامه مطلب

closeکتاب جادوی مهارت های کلامی در ارتباطات موثر

بکارگیری مهارت‌های کلامی با آدمیان در مسیر زندگی، خلق خوش می‌آفریند و ارتباطات انسانی را در جهت فرآیندهای مثبت آن افزایش داده و ما را به فهم وقایع پیرامونمان سوق می‌دهد و به درک واقعی در معنای زندگی می‌رساند. قوه‌ی ادراک در مهارت‌های کلامی، ماحصلی از ذهنی صلح‌آمیز ما است، تمام تعارضات ما در زندگی روزمره به خاطر عدم توانایی است که در تفهیم و تفهم داریم، سوء تفاهمات در ارتباطات گفتاری، و با هم بودن بین ما و دیگران را به رکود می‌کشاند. احترام به ظرفیت‌های نهفته اعقتادی در وجود دیگران، اصل ارتباطات کلامی در کانون زندگی ما است، آغاز یک پیام مؤثر در رفتارهای کلامی و غیرکلامی، می‌تواند بیانگر درک وسیع‌تری از با هم بودن و با یکدیگر هم کلام شدن را به ارمغان آورد. شخصیت ما همیشه در گرو ارتباطات کلامی و عصاره‌ای برگرفته از روح ماست که از منظر چشممان می‌درخشد و از طریق صدایمان پخش می‌شود و در سکوت و رفتارمان آشکار می‌گردد و آنگاه خود را به گوش شنوندگانمان می‌رساند و با روح آن‌ها هم پیمان می‌شود تا عشق به زندگی مشترک را مهیا سازد و از من، ماهای بسیار بزرگی سازد تا چرخه زندگی انسانی با قدرت‌تر به حرکت درآید. « موفقیت شما در این مسیر حتمی است» فهرست مطالبکلامی بر این کتاب1- مهارت‌های کلامی در ارتباطات انسانی2- موانع ارتباطی و شیوه‌های غلبه بر آن‌ها3- عدم درک کلام طرف مقابل4- سخن نسنجیده و نامناسب5- مهارت‌های ارتباطات کلامی و غیرکلامی6- ارتباطات کلامی و منطقی و مؤثر7- شش اصل اساسی و مؤثر در مهارت‌های ارتباطات کلامی8- نظم وجود در مهارت‌های ارتباطی9- مهارت‌های گفتاری از اسرار وجود10- خجالتی‌ها در ارتباطات اجتماعی11- ارتباطات غیرکلامی در مهارت‌های در اجتماع12- وجه تمایز ارتباطات غیرکلامی و کلامی13- مهارت‌های گوش دادن به کلام دیگران14- تأثیر کلمات احساسی در کنترل اضطرابات روحی و روانی15- تأثیر مهارت‌های کلامی روی انسان16- شخصیت در معنا و مهارت‌های کلامی17- بیان لغت و نقش آن در مهارت‌های گفتاری18- مهارت‌هایی در طبقه‌بندی و ارزیابی ارتباطات کلامی19- تمرینات مؤثر برای تقویت عضلات اندام‌های گفتاری20- صمیمیت نفوذپذیر در کلام21- مهارت‌هایی درباره داشتن بیانی قاطع و روشن22- مهارت‌هایی در جمله‌سازیجادوی مهارت‌های مؤثر کلامی در زندگی مشترک23- مهارت‌هایی درباره ویژگی‌های کلام در زندگی مشترک24- کلمات پرانرژی و شگفت‌انگیز در مهارت‌های ارتباطی25- مهارت‌های کلامی با خانواده26- ارسال پیام‌های مبهم در زندگی مشترک27- تفهیم و تفاهم مؤثر در زندگی مشترک28- قوانین طلایی ارتباط کلامی با همسرجادوی ارتباطات کلامی بجا و مؤثر با فرزندان29- ارتباطات جذبی جنین با مادر30- مهارت‌هایی در ارتباط کلامی مؤثر مادر با جنین31- مهارت‌هایی درباره موسیقی و نقش آن در پرورش جنین32- اشتباهات متداول در ارتباط کلامی با کودک33- ارائه الگوی مناسب برای گفتار کودک

more_vert فواید روابط عاشقانه برای بدن

ادامه مطلب

closeفواید روابط عاشقانه برای بدن

عشق حسی عظیم است: پر از هیجان است، رضایت‌بخش است، و حتی بهتر از این‌ها، برای سلامت‌تان خوب است. متخصصان معتقد هستند رابطه‌ی عاشقانه می‌تواند به واسطه‌ی فواید زیر، روی بهداشت و سلامت کلی‌تان تاثیر مثبتی بگذارد: ۱. عشق می‌تواند به شما انرژی بیش‌تری بدهد. هم عشق عاطفی و هم عشق جسمانی می‌تواند به سلامت روانی و جسمانی بهتری بینجامد. هنگامی که یکی از مشکلات‌تان سستی و تنبلی در بعد از ظهرها است، عشق می‌تواند به شما انرژی دوباره بدهد. ۲. می‌تواند سبب سلامت روانی‌تان شود. همان‌طور که گفته‌شد، عشق می‌تواند سلامت روانی‌تان را بهبود ببخشد. وقتی شاد هستید، اثرات خوشی با افزایش فعالیت دوپامین، مغزتان را تقویت می‌کند، و خوش‌بین‌تر، پرانرژی‌تر، و خیلی سالم‌تر می‌شوید. ۳. مشکلات قاعدگی را برطرف می‌کند. اگر چرخه‌ی قاعدگی‌تان نامنظم است، معاشقه یک درمان برای پریودهای سخت است. زنانی که حداقل یک بار در هفته رابطه‌ی جنسی دارند، معمولا میزان استروژن بیش‌تری دارند، که چرخه‌ی قاعدگی‌شان را تنظیم می‌کند. ۴. عشق دستگاه ایمنی‌تان را تقویت می‌کند. کشمکش‌ها بخشی از روابط هستند. با این حال، وقتی شما مسائل را با شریک عشقی‌تان حل می‌کنید، این به دستگاه ایمنی شما کمک می‌کند عملکرد بهتری داشته‌باشد. هرچند ممکن است گاهی اصلا آسان نباشد، اما مشاجره به عاشقانه‌ترین روش می‌تواند ایمنی شما را تقویت کند. ۵. درد زیادی احساس نمی‌کنید. تنها گرفتن دست شریک عشقی‌تان می‌تواند احساس درد را در شما کاهش دهد. پژوهش نشان داده‌است کسانی که شوک‌های الکتریکی را تجربه کرده‌اند، وقتی پس از آن اتفاق دست عشق‌شان گرفتند درد کم‌تری احساس کردند. ۶. می‌توانید از نظر جسمانی متناسب شوید. اگر به توصیه‌های چگونگی کاهش وزن در هنگام ورزش نگاهی بکنید، متوجه می‌شوید که بیشتر آنها توصیه می‌کنند یک دوست باشگاهی داشته‌باشید. هیچ دوست و همراهی برای ورزش کردن بهتر از شریک عشقی‌تان نیست. با عشق‌تان به ورزش بپردازید تا افزایش تعریق ۱۲ تا ۱۵ درصدی داشته‌باشید. ۷. عشق پوست‌تان را بهبود می‌بخشد. وقتی عاشق باشید، خیلی دچار استرس نمی‌شوید. برای همین، به ندرت پیش می‌آید که جوش بزنید. جوش و آکنه‌های کم‌تر یعنی پوستی به ظاهر سالم‌تر. ۸. سلامت قلب‌تان را بهبود می‌بخشد. از آن‌جا که مجبور نیستید با استرس کنار بیایید، رابطه‌ی شادتان بلیت به مقصد سلامت بهتر قلب است. اگر در یک رابطه‌ی باثبات باشید که در آن همیشه لبخند می‌زنید و می‌خندید، همیشه برایتان مفید خواهدبود. این شادی می‌تواند شانس حمله‌ی قلبی را در شما کاهش دهد. ۹. عشق می‌تواند کمک‌تان کند عمر طولانی‌تری داشته‌باشید. پژوهشی که مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری در ۲۰۰۴ انجام داد، نشان می‌دهد نرخ مرگ و میر در آدم‌هایی که زندگی مشترک شادی دارند، کم‌تر است. پژوهشگران بر این باور هستند که علت نرخ پایین‌تر مرگ و میر این است که وقتی آدم‌ها در یک رابطه هستند استرس کم‌تری دارند. با این فواید، هیچ شکی نیست که شما باید جایی برای عشق باز کنید تا زندگی سالم‌تری داشته‌باشید. منبع: بازده

more_vert 7 راز مهم خواب و تاثیر آن برروی راندمان کاری

ادامه مطلب

close7 راز مهم خواب و تاثیر آن برروی راندمان کاری

عالم و آدم می‌دانند که خواب چیز مهمی است. چرایش هم معلوم است. چون هم بدن را جوان‌تر می‌کند و هم به ذهن آمادگی دوباره می‌بخشد. اگر خواب نباشد به معنی واقعی کلمه کشته خواهیم شد.خواب مناسب و کافی به شما کمک می‌کند که از ۷ فایده‌ی آن بهره‌مند شوید: ۱- در پایان روز کاری شما انرژی بیشتری خواهید داشت بنا بر مطالعات انجام شده، اگر خواب کافی نداشته باشید، نسبت به دیگر افرادی که خواب مناسب داشته‌اند ۱۱% زودتر خسته می‌شوید. در ظاهر شاید این ۱۱% خیلی به چشم نیاید، اما در طول ۸ ساعت زمان کاری، فردی که خواب کافی نداشته به جای آن که در ساعت ۵ بعد از ظهر خسته شود، در ساعت ۴:۱۵ خسته می‌شود. در حالی که ۴۵دقیقه آخر کار می‌تواند بالاترین راندمان کاری را به همراه داشته باشد. ۲- واکنش شما نسبت به مسائل بهتر و سریع تر است کافی‌ است فقط ۲ روز خواب کافی و راحت نداشته باشید تا ببینید چطور قدرت تمرکز و عکس‌العمل شما رو به نابودی می‌رود. در این حالت تمرکز حواس و سرعت واکنش به موقع شما به اندازه ۳ برابر کاهش پیدا خواهد کرد. طبیعی است که نبود حواس و تمرکز کافی در محیط کار، باعث بروز نوعی تنش در شما نسبت به وظایف کاری‌تان می‌شود. پس با این اوصاف واقعا ارزش دارد که تا دیروقت بیدار بمانید و وبگردی کنید؟ معلوم است که نه! پس معطل چه هستید؟ زودتر بروید بخوابید. ۳- از آخرین دقیقه‌ی زمان خود استفاده می کنید کمبود خواب رابطه‌ی مستقیمی با هدر دادن وقت دارد. زمانی که خواب شما کافی نباشد، سطح انرژی شما پایین می‌آید و در این حالت نمی‌توانید کار خود را به روال عادی انجام دهید. در نتیجه کار کردن شما فرق چندانی با کار نکردنتان ندارد! در حقیقت کار نمی کنید، وقت خود را می گذرانید. ۴- در بهترین حالت ممکن برای کار کردن خواهید بود خواب کافی آثار خوبی بر روی ذهن و روان شما می‌گذارد. چرا که شما شادتر و پرانرژی‌تر پشت میز کار خود حاضر می شوید و آمادگی بیشتری برای شروع روز کاری خود دارید. هر چند که این قسمت ماجرا، یک مسئله روانشناختی است، اما به اندازه کافی بدیهی محسوب می‌شود. به هر حال طبیعی است که وقتی کسی خوابش کافی بوده است نسبت به کسی که خواب ناکافی داشته، آمادگی بیشتر و بهتری برای انجام کارها دارد. ۵- مسائل و مشکلات را بهتر حل و فصل خواهید کرد افراد مشهوری مثل آلبرت اینشتین و توماس ادیسون هم چرت زدن را دوست داشتند. دلیلش هم این بود که آن ها همیشه با صورت مسئله‌ای درگیر بودند و خواب ابزار کمکی بود تا بتوانند مسئله را حل کنند. در حالت خواب، ذهن شما همچنان فعال عمل می‌کند و در حال مرتب‌سازی و حل مسائل است. وقتی بیدار می‌شوید، مغز شما جان تازه‌ای گرفته است و می‌تواند با قدرت‌تر از قبل در حل مسائل ظاهر شود. ۶- خلاقیت بیشتری در کار خود به خرج می دهید گاهی اوقات آنچه باعث سخت‌تر شدن کارتان می‌شود، سخت بودن کار نیست. نوع کار کردن خود شما است! برای مثال وقتی که در حالت خستگی کار می‌کنید، شبیه یک مرده متحرک خواهید بود که حوصله پیدا کردن روش جدیدی را برای انجام کارش ندارد. پس از یک استراحت شبانه‌ی خوب، شاید آماده‌ی یک روز کاری سخت نباشید، اما حداقل این توانایی را دارید که مسائل کاری را با خلاقیت بیشتری پیش ببرید و هوشمندانه‌تر یک کار سخت را انجام دهید. همه می‌دانند که پول، پول می‌آورد! اما چه کسی این واقعیت را می‌دانست که انرژی هم انرژی می‌آورد؟ علم از قبل این را می‌دانست. حالا چه خوب که شما هم می‌دانید! ۷- حافظه بهتری خواهید داشت تا به حال شده که بعد از این که کارتان تمام شد و در راه برگشت به منزل بودید، یادتان بیاید چیزی را فراموش کرده‌اید؟ و یا در راه رفتن به محل کار، به یاد بیاورید که چیز مهمی را در خانه جا گذاشته‌اید؟ وقتی خوب خوابیده باشید، قبل از این سوار ماشین شوید و به سمت مقصد راه بیافتید، تمام چیزها را به یاد خواهید آورد و چیزی از قلم نخواهد افتاد. چرا که در زمان خواب، تخته سیاه ذهن نوشته‌هایش را پاک می‌کند. از این رو برای به خاطرسپردن یک موضوع جدید نیازی نیست که فشار زیادی به ذهن خود وارد کنید. منبع: زومیت

more_vert راه‌های افزایش عزت نفس در کودکان

ادامه مطلب

closeراه‌های افزایش عزت نفس در کودکان

یک متخصص حوزه بهداشت روان در پاسخ به سوال یکی از شهروندان درباره اوقات فراغت دانش‌آموزان به ویژه در تابستان، اظهار داشت: بسیاری از والدین در مورد کلاس‌های تابستانی و فعالیت‌های فوق برنامه فرزندان خود دچار تردیدند و اغلب، راهنمای آنها تنها نظر دیگر والدین یا تجارب موفق آن‌ها است. اما در اغلب موارد، برنامه‌ای که برای کودک یا نوجوانی موثر واقع می‌شود، در مورد دیگر کودکان دیگر از کارآیی لازم برخوردار نیست. وی افزود: علل بسیاری در کارآمدی برنامه‌های تابستانی یا فوق برنامه کودکان و نوجوانان دخیل‌اند. اولین عامل، زمینه‌یابی استعدادها و توانمندی‌های فرزند است. بهتر است برای مشخص کردن و ارزیابی حوزه‌های توانمندی و استعدادهای علمی و عملی فرزندان به متخصصان بهداشت روان مراجعه نمود. در این صورت به بهترین شکل می‌توان برنامه‌ای منطبق با توانمندی‌های کودک یا نوجوان طراحی کرد. * برنامه‌های تابستانی باید مفرح باشنداین متخصص حوزه بهداشت روان، مفرح بودن و جذابیت برنامه برای کودک و نوجوان را عامل مهم دیگری عنوان کرد و ادامه داد: باید برنامه‌های فوق‌العاده یا تابستانی به گونه‌ای باشند که کلاس‌های هنری، درسی یا مهارتی در فواصلی مشخص تنظیم شده باشد و مابین آنها برنامه‌های تفریحی و ورزشی متناسب با توان بدنی و سطح رشدی کودک و نوجوان قرار داده شود. شهسوارانی گفت: برخلاف ظاهر پرانرژی کودکان و نوجوانان، بدن آن‌ها در برابر فعالیت‌های مداوم مقاومت اندکی داشته و به سرعت خسته می‌شود. بنابراین، فشار برنامه‌ها باید متناسب با توانمندی آنها بوده و زمان‌ استراحت و رژیم غذایی کم‌کالری و پر از سبزی‌ها و میوه‌های تازه با نظر متخصصان تغذیه برای کودک و نوجوان فراهم شود. * برای خبره شدن در یک مهارت باید آن را حداقل 10 سال انجام داداین روانشناس تصریح کرد: در برنامه‌ریزی‌های کلاس‌های فوق برنامه، والدین تا جای ممکن بهتر است تداوم آموزش را در نظر داشته باشند. بر اساس پژوهش‌های حوزه علوم اعصاب‌شناختی، برای اینکه هر انسان در مهارتی خبره شود، لازم است حداقل 10 سال هر هفته سه بار و هر بار به مدت یک ساعت و نیم فعالیتی مشخص را پی بگیرد. وی افزود: اینکه صرفاً برنامه فعالیتی برای تعطیلات تابستانی بوده و در طول سال تا تعطیلات تابستانی بعد ادامه نیابد، نه تنها هدر دادن وقت و سرمایه محسوب می شود، بلکه در رشد شناختی کودک و نوجوان آثار مخربی به همراه خواهد داشت. بهتر است والدین برنامه‌ای ساده و مفید برای کودک و نوجوان خود در نظر بگیرند تا فرزندانشان در طول سال تحصیلی نیز بتوانند آن را ادامه دهند. نکته مهم پیچیدگی آن مهارت نیست، بلکه ادامه دادن است. وی افزود: به نظر می رسد یک برنامه مناسب و سودمند برای فرزندان ترکیبی از چند مهارت پایه برای گسترش توانمندی‌های جسمانی و عصب - روانشناختی آنان باشد. * شطرنج در تقویت مهارت روابط اجتماعی موثر استشهسوارانی ثبت‌نام در کلاس شطرنج را در آموختن مهارت‌های روابط اجتماعی و مهارت‌های مقابله روانی مناسب دانست و ادامه داد: کلاس‌ شنا برای رشد متناسب بدن در سنین رشد، کلاس‌ موسیقی و سازهای ساده و اصیل ایرانی نظیر دف یا تنبک، کلاس‌های ورزشی مانند آیکیدو، وینگ‌چون، تای‌چی نیز برای هماهنگی حسی و حرکتی و رشد عزت نفس و قوای بدنی کودکان و نوجوانان پیشنهاد می‌شود. * هدف اصلی آموزش ترویج روحیه تعاون در افراد استاین متخصص حوزه بهداشت روان خاطر شان کرد: بهتر است هدف اصلی و غایی تمام آموزش‌ها، ترویج روحیه همدلی، همکاری، نوع‌دوستی و تعاون در فرزندان با هدف ترویج رفتارهای سودمند اجتماعی باشد؛ اینکه فرزندان مبدل به نابغه‌هایی شوند که فاقد مهارت‌های اصلی زندگی اجتماعی باشند، یکی از بزرگترین مخاطرات برنامه‌های فوق‌العاده است که والدین بهتر است آن را به دقت مورد توجه قرار دهند و از آن اجتناب نمایند. منبع: سلامت نیوز

more_vert کتاب ۲۰ سال جوان‌تر

ادامه مطلب

closeکتاب ۲۰ سال جوان‌تر

باب گرین نویسنده‌ی کتاب ۲۰ سال جوان‌تر، در طول چند سال، تلاش کرده جنبه‌های موثر بر یک زندگی سالم و پرطراوت را بررسی کند و با بهره‌گیری از آخرین پژوهش‌ها در این زمینه‌ها، راهکارهایی عملی برای جوان‌تر ماندن ارائه دهد. با انتخاب عنوان ۲۰ سال جوان‌تر برای این کتاب، ممکن است برخی آن را ادعایی اغراق آمیز بپندارند؛ اما این روزها، بیشتر مردم به گونه‌ای زندگی می‌کنند که آن‌ها را در معرض پیری زودرس قرار می‌دهد. اگر سلامتی خود را به دست آورید، آن را حفظ کنید، و به دنبال تندرستی بیش‌تر باشید، تغییر عمده‌ی شرایط، اغراق آمیز نخواهد بود. این مساله کاملا پذیرفته شده است که با افزایش سن، بدن دست‌خوش تغییرات مشخصی می‌شود و تا حدی، این تغییرات اجتناب‌ناپذیر هستند. حتی آثار هنری‌ای که در نور طبیعی و شرایط دمایی نگهداری می‌شوند، سرانجام دچار فرسایش می‌گردند. با این حال، چیزی که کم‌تر آشکار شده، این است که سبک زندگی و تصمیم‌های روزمره ما، از جمله عوامل دخیل در میزان پیر شدن ما و تسریع آن هستند. در واقع بسیاری از آن چیزهایی که ما به‌ عنوان پیری می‌شناسیم چین و چروک، افزایش وزن، ضعف حافظه، کمبود انرژی، برخی بیماری‌ها اساسا با گذشت زمان، ارتباطی ندارند، بلکه نتیجه‌ی مستقیم یک زندگی بی‌تحرک، رژیم غذایی نامناسب، کمبود خواب، مراقبت ناکافی یا عدم مراقبت از پوست، استرس بیش از اندازه و حتی یک نگرش ناامیدانه هستند. پس اگر این عادت‌ها وارونه شوند اگر تحرک بیش‌تری داشته باشید، غذاهای سالم و افزاینده‌ی طول عمر بخورید، خواب خوب و کافی داشته باشید، از پوست‌تان محافظت و آن را تغذیه کنید و مثبت‌اندیش باشید نشانه‌های پیری نیز وارونه خواهند شد. برخی مردم این پیام را دریافته‌اند که سبک زندگی‌شان به‌ راستی می‌تواند زمان را به عقب بازگرداند؛ اما برخی این پیام را به اشتباه این‌ گونه تفسیر کرده‌اند که باید هر برنامه‌ی ضامن جوانی ماندگار را با شوق فراوان دنبال کرد. تمرین‌های شدید ورزشی، رژیم‌های غذایی سخت و طاقت‌فرسا، درمان‌های هورمونی اثبات‌ نشده و عمل‌های جراحی زیبایی ممکن است در نگاه اول، راه‌هایی سریع و موثر برای بازگرداندن جوانی‌ به‌ نظر برسند؛ اما بیش‌تر وقت‌ها، تاثیری غیر سازنده دارند. در عوض، آن‌چه در کتاب ۲۰ سال جوان‌تر (20years younger) به شما پیشنهاد می‌کنیم، راهبردهایی طبیعی و علمی هستند که بدن و ذهن شما را به بهترین وضعیت می‌رسانند و حتی سن فیزیولوژیک شما را کاهش می‌دهند. در واقع هدف این نیست که به شما کمک کنیم تا به نوجوانی خود باز گردید، بلکه به شما کمک می‌کنیم تا طولانی‌ترین، پربارترین و سالم‌ترین زندگی را در پیش بگیرید و قوی، پرانرژی، هوشیار و با اعتماد به‌ نفس بمانید و سن‌تان شما را محدود یا ناتوان نکند؛ به دیگر سخن، سن‌تان مساله‌ای جزئی خواهد بود؛ چیزی که روی گواهی‌نامه‌ی رانندگی‌تان درج خواهد شد؛ اما نشانه‌ی سلامتی یا توانایی‌های شما نیست. باب گرین (Bob Greene) پنجاه سالگی را رد کرده‌ است و همیشه به‌ دلیل تلاشش برای داشتن یک زندگی سالم، به خود بالیده‌ است. برخی از آن عادت‌ها، با افزایش سن به او کمک کرده‌اند؛ البته به ورزش کردن اهمیت بسیاری داده‌ است و حد بسیار خوبی را در تغذیه‌ی سالم، داشتن خواب کافی و کنترل استرس نیز رعایت کرده‌ است. در بخشی از کتاب ۲۰ سال جوان‌تر می‌خوانید: بیش‌تر مردم، یک نوع ورزش قلبی، عروقی را که به آن علاقه‌مندند پیدا می‌کنند و فقط به آن می‌پردازند و گاهی وقت‌ها حتی هر روز آن ورزش را انجام می‌دهند. می‌خواهم شما را ترغیب کنم تا رویکرد متفاوتی داشته باشید و به‌ جای انتخاب یک نوع ورزش قلبی، عروقی، دو و حتی سه نوع از آن را انتخاب کنید. به این کار، تمرین ضربدری می‌گویند. هر ورزشی، کارکردی متفاوت برای بدن‌تان دارد و بنابراین هنگامی که انتخاب‌های خود را افزایش می‌دهید، در واقع تعداد ماهیچه‌هایی که ورزیده می‌شوند و راه‌های مبارزه‌ با پیری را بیش‌تر می‌کنید. فهرست مطالبیادداشت مترجممقدمهفصل اول: علم افزایش سنفصل دوم: سلاح نهایی در برابر پیری: ورزشفصل سوم: تغذیه‌ی طولانی کننده‌ی عمر برای تمام زندگیفصل چهارم: جوانی پوست خود را بازیابیدفصل پنجم: خواب جوان کنندهفصل ششم: هنر داشتن یک زندگی زیبا

more_vert کتاب صبح‌های جادویی مولتی میلیونرها

ادامه مطلب

closeکتاب صبح‌های جادویی مولتی میلیونرها

کتاب صبح‌های جادویی مولتی میلیونرها نوشته‌ی هال الرود و دیوید اوسبرن، مجموعه‌ایست از تمامی کارهایی که مولتی‌میلیونرها پیش از ساعت 8 صبح انجام می‌دهند تا به ثروتی افسانه‌ای دست یابند. خوانندگان کتاب صبح‌های جادویی مولتی میلیونرها (Miracle morning millionaires) انجمنی منحصربه‌فرد متشکل از 150 هزار فرد از سراسر جهان را تشکیل داده‌اند. این افراد کسانی هستند که هر روز صبح با این هدف از خواب برمی‌خیزند که زمان خود را برای به ظهور رساندن توانایی بی‌نهایت درونی‌شان اختصاص دهند، همان چیزی که در درون همۀ ما وجود دارد، و به دیگران نیز کمک کنند تا همین‌گونه زندگی کنند. دیوید اوسبرن (David E. Osborne) درباره‌ی این کتاب می‌گوید: «امروز من ساعت 5:17 صبح از خواب بیدار شدم. باور کنید، من لاف نمی‌زنم. من در بخش زیادی از زندگی‌ام جزء افرادی بودم که عادت داشتند شب‌ها تا دیروقت بیدار بمانند. در طول مدتی که در دبیرستان درس می‌خواندم در انتظار روزهای تعطیل بودم تا بتوانم دست‌کم تا ساعت ده یازده شب بیدار بمانم و در روزهای تحصیل در کالج، در طول مدت تحصیل می‌خوابیدم و در شب‌های امتحان تا صبح بیدار می‌ماندم. پس از تحصیل زمانی که کسب‌وکار خود را به راه انداختم، این عادت هنوز هم با من بود. من تا دیروقت کار می‌کردم و فقط زمانی می‌خوابیدم که تمام جهان در خواب فرو رفته بود. چرا که نه؟ برای من شب‌ها زمانی بود که بیشترین بهره‌وری را داشتم و صبح تا هر زمان که دنیا و گرفتاری‌های آن به من اجازه می‌داد می‌خوابیدم. اما به مرور زمان چیزهای بیشتری آموختم. اولین نکته این بود که معمولاً روزها دنیا بیدار بود و از این رو زمان زیادی برای خوابیدن به من نمی‌داد. مهم نبود من شب‌ها تا چه اندازه بهره‌وری بیشتری دارم، تا زمانی که صبح‌ها مجبور بودم زود از خواب بیدار شوم و مانند زامبی‌ها در محل کارم تلوتلوخوران کارها را انجام دهم، این میزان بهره‌وری من را به هیچ روی به‌سوی ثروت رهنمون نمی‌شد. نکتۀ دوم و مهم‌تر اینکه، دریافتم بین صبح‌ها و رسیدن به ثروت ارتباط مستقیم وجود دارد. صبح‌ها دنیا بیدار است و ثروتمندان نیز هرگز صبح‌ها خواب نیستند. هرقدر بیشتر در عرصه کسب‌وکار تجربه پیدا می‌کردم، بیشتر به این باور می‌رسیدم که بین بیداری در صبح و ثروت ارتباطی برقرار است. سپس با پیروی از یک برنامه و پایداری در اجرای آن، دریافتم با بیدار شدن در صبح و آغاز روز به روشی که در این کتاب برای‌تان روشن خواهم کرد، مرتب بر میزان ثروتم افزوده می‌شود. این روش مختص من نیست، همان‌طور که در طول این کتاب برای‌تان شرح خواهم داد، این عادت تمام افراد مولتی‌میلیونر نیز هست. در این کتاب شما در خواهید یافت که بیشتر افراد ثروتمند عادت دارند صبح زود از خواب بیدار شوند و برای این کار خود دلیلی خوب نیز دارند: میزان ثروت با ساعتی که صبح‌ها از خواب برمی‌خیزید رابطه مستقیم دارد.» هنگامی که از ثروت سخن می‌گوییم شاید بهترین توصیه مالی این باشد که «خود را در اولویت قرار دهید و اولین پرداخت را به خود انجام دهید.» این بدان معناست که از هر میزان پولی که به دست می‌آورید، پیش از اینکه هر کاری بکنید، لازم است بخشی از آن را برای خود بردارید و پس‌انداز کنید. شما باید بیاموزید سود مضاعف مهم‌ترین و اصلی‌ترین ابزار شما در این دنیاست و اگر شما هیچ‌وقت پس‌انداز نداشته و سرمایه‌ای جمع نکرده باشید، از چنین ابزاری محروم خواهید ماند. بسیار مهم است در اولین قدم و پیش از اینکه پول‌تان را بابت چیزی خرج یا برای آن برنامه‌ریزی کنید، بخشی از آن را برای پس‌انداز کنار بگذارید، زیرا در غیر این‌ صورت تمام آن را بابت هزینه‌های مختلف خرج خواهید کرد. همین قانون در مورد زمان هم صادق است. به‌روزرسانی خود، معلومات و مهارت‌های‌تان مهم‌ترین ابزارهای شما هستند. درست همان‌گونه که در مورد پول رفتار می‌کنید، لازم است در اولین مرحله و در ابتدایی‌ترین ساعات روز، بخشی از آن را برای خود و بالا بردن مهارت‌های‌تان کنار بگذارید، در غیر این‌ صورت درست همان‌گونه که برای پول شما چاله‌هایی پیدا می‌شود که باید آن‌ها را پر کنید، زمان شما نیز صرف موضوعاتی خواهد شد که در کسب ثروت هیچ نقشی ندارند. به یاد داشته باشید، زمانی که فقط اندکی پول در جیب‌تان باقی مانده است، دیگر نمی‌توانید پولی برای پس‌انداز کنار بگذارید. این قانون درست به همین شکل در مورد زمان هم صدق می‌کند، بعدازظهر شما تمام زمان مفید خود را از دست داده‌اید و دیگر چیزی برای پس‌انداز کردن برای خود در اختیار ندارید. صبح‌های جادویی براساس همان قانون ابتدایی ثروت عمل می‌کنند، از هرچیزی اولین و بهترین را برای خود بردار! در هر روز اولین و بهترین ساعت را برای خود بردارید تا آن را برای خردمندی، نظم و بهره‌وری در زندگی خود اختصاص دهید. این کار درست مانند آن است که خامۀ شیر را برای خود برداری و از باقی آن برای کارهای دیگر استفاده کنی. با خامه می‌توان بهترین و خوشمزه‌ترین شیرینی‌ها را تهیه کرد، چیزهایی که با شیر نمی‌توان به آن دست یافت و اگر برای کارهای عادی از خامه استفاده کنید، هرگز شیرینی‌های خوشمزه را به دست نخواهید آورد. در هر کار، هر نوع سرمایه‌گذاری، از بزرگ‌ترین تا کوچک‌ترین و از ساخت‌وساز املاک تا کسب‌وکارهای کوچک، بزرگ‌ترین و بهترین سرمایه‌تان، خودتان هستید و برای اینکه بتوانید از این اندوخته به‌خوبی استفاده کنید لازم است هر روز صبح بدون استثنا، این اندوخته را پرتر کنید. این کتاب حول سه محور نوشته شده است. ابتدا، به شما روش‌های اساسی و ضروری را خواهیم آموخت که تمام مولتی‌میلیونرهای خودساخته با کمک آن به ثروت رسیده‌اند. برای اینکه ثروتمند شوید لازم است بدانید ثروتمندان چه قدم‌هایی برمی‌دارند و زمانی که آن‌ها را آموختید، جا پای آن‌ها بگذارید. به همین آسانی! (البته، گرچه آسان است اما انجامش راحت نیست!) دوم، اینکه دریابید باید این قدم‌ها را هر روز در اولین ساعات روز بردارید. بله، می‌دانم شما می‌توانید این قدم‌ها را در ساعات بعد هم بردارید؛ اما تردید دارم که این قدم‌ها به همان جایی برسند که باید برسند. با خواندن این کتاب در خواهید یافت که صبح‌ها کیفیتی به این قدم‌ها خواهند بخشید که ساعات دیگر روز فاقد آن هستند. این ساعات اهمیت زیادی دارند، بسیار بیش از آنکه حتی تصورش را بکنید؛ اما باید به یاد بسپارید که ساعات ابتدایی صبح به خودی خود نیرویی ندارند. شما با صبح زود بیدار شدن ثروتمند نمی‌شوید؛ اما بااین‌حال می‌توان بدون اغراق گفت که بیدار شدن در ساعات ابتدایی روز می‌تواند تفاوت بین افراد ثروتمند و فقیر باشد. در آخر هم خواهید آموخت چگونه می‌توانید با برداشتن قدم‌های عملی و تمرین‌های مفید به آن دسته از افراد بدل شوید که آن‌ها را با نام «موفق‌های سحرخیز» می‌شناسند. هر اندازه که به اهمیت این ساعات پی ببرید، هیچ فایده‌ای برای شما نخواهد داشت مگر اینکه بتوانید هر روز صبح زود از خواب بیدار شوید و از فواید آن استفاده کنید. خبر خوب اینکه صبح زود از خواب برخاستن یک مهارت است و می‌توان آن را آموخت. بله، شما می‌توانید فردی سحرخیز باشید، می‌توانید صبح زود سرحال و پرانرژی از خواب برخیزید. آموختن این سه نکته دنیای شما را تغییر خواهد داد و شما هم ثروت را به چنگ خواهید آورد و هم می‌توانید کیفیت زندگی خود را بالاتر ببرید. زمانی که بتوانید ساعات ابتدایی روز خود را در اختیار بگیرید و بر آن مدیریت کنید، می‌توانید افسار زندگی خود را در چنگ داشته باشید. شما می‌توانید به‌جای اینکه فقط واکنش نشان دهید، خود وارد عمل شوید. آینده‌ای را تصور کنید که در آن برای رسیدن به هدف‌هایتان و برنامه‌ریزی برای آینده، تمام آنچه را بدان نیاز دارید در اختیار خواهید داشت؛ شما از پیش می‌دانید که قدم‌هایتان را باید چگونه بردارید و برای پیشروی ابزارهای لازم را در اختیار دارید. این همان چیزی است که صبح‌های جادویی به شما خواهد بخشید هم برای اینکه به ثروت دست یابید و هم برای اینکه آرامش زیاد در زندگی بیابید و مهار زندگی خود را در دست بگیرید. نقطۀ شروع این سفر از آن‌جایی آغاز می‌شود که بیاموزید از ساعات ابتدایی روزتان بهره‌مند شوید، از همین الان و درحقیقت از همین فردا صبح. بیدار شدن در صبح زود بدان معناست که شما می‌توانید بیشترین فایده را از روز خود ببرید و چه بهتر که بهره‌برداری خود از روزهای‌تان را هرچه سریع‌تر آغاز کنید و درعین‌حال هم‌زمان با خواندن این کتاب، بیاموزید که ثروتمندان چگونه ثروت خود را به دست می‌آورند. همان‌طور که در ابتدا خواندید، ساعات ابتدایی روز ساعاتی مهم و اساسی هستند، زیرا در این ساعات است که ذهن شما طوری برنامه‌ریزی می‌شود تا بتواند توانایی‌ها، استعداد‌ها، اشتیاق و رؤیاهای شما را در جهتی قرار دهد که شما را به ثروت و آزادی مالی برساند. صبح‌ها نقطۀ شروع این معجزه‌اند. اگر خواندن این سطور شما را مضطرب می‌کند، نگران نباشید؛ اگر شما هم جزء آن دسته از افراد هستید که همیشه با بیدار شدن در صبح زود مشکل دارید، این نکته را به خاطر بسپارید که مشکل شما ساعات ابتدایی روز نیست، مشکل شما ساعاتی است که در باقی روز سپری خواهید کرد. زمانی که از زندگی خود رضایت ندارید، برای اینکه صبح زود بانشاط و پرانرژی از رختخواب بیرون بپرید هیچ دلیلی نخواهید داشت. در واقع می‌توان گفت شاید شما اصلاً دلیلی برای بیرون آمدن از بستر برای خود نمی‌بینید. این مشکل بیشتر افرادی است که با بیدار شدن در صبح‌های زود مشکل دارند. برخی می‌گویند: «من ابتدا باید به زندگی‌ام سروسامان بدهم تا بتوانم صبح‌ها زود ازخواب بیدار شوم.» یا «هر وقت که ثروتمند شدم عادت‌هایم را عوض می‌کنم.» اما بین بیدار شدن در ساعات ابتدایی روز و رسیدن به ثروت رابطه مستقیم وجود دارد و اگر عادات خود را در صبح تغییر ندهید، هرگز نمی‌توانید به ثروت برسید، درواقع شما صبح‌های زود بیدار می‌شوید تا بتوانید به زندگی خود سروسامان بدهید و به ثروت برسید. اگر دوست دارید سحرخیز باشید و بتوانید از روزهای خود به شکلی استفاده کنید که شما را به ثروت برساند، این کتاب مخصوص شماست. تا هر زمان که شما بخواهید به ثروت بیشتری دست یابید، این کتاب به شما کمک خواهد کرد. پس بیایید شروع کنیم! نویسنده کتاب هال الرود (Hal Elrod) اضافه می‌کند: امیدوارم خواندن این داستان تا حدی شما را با بخشی از عقاید مردی آشنا کند که در این کتاب خواهید یافت. من از دیوید خواسته‌ام در نوشتن این کتاب با من همکاری کند تا بتوانیم از مردی استفاده کنیم و بیشتر بیاموزیم که راه به‌ دست‌ آوردن ثروت را یافته و آن را به اثبات رسانده است. به یاد داشته باشید که ثروت فقط دلارهایی نیست که در حساب بانکی‌تان می‌اندوزید، ثروت واقعی داشتن میزان متناسبی از تمام آن چیزهایی است که برای شما در زندگی ارزشمند هستند و برای‌تان جزء اولویت‌های زندگی‌اند و هیچ‌کس به اندازۀ دیوید اوسبرن این حقیقت را تجربه نکرده است. جملات برگزیده کتاب صبح‌های جادویی مولتی میلیونرها: - جهان به افراد پرانرژی تعلق دارد.- جنگجوی واقعی فردی بسیار معمولی است که تمرکز بی‌نظیر دارد!- اگر می‌خواهید هر شب با رضایت به بستر بروید باید هر روز با هدف از خواب برخیزید.- اصل اول اینکه نباید خود را گول بزنید و اصل دوم اینکه شما مناسب‌ترین فرد برای گول خوردن هستید.- اگر شما ارباب ثروت‌تان باشید، آزاد و ثروتمند هستید. اگر ثروت ارباب شماست، درحقیقت فقیر هستید.- اینکه فقط سرتان شلوغ باشد کافی نیست... مورچه‌ها هم سرشان شلوغ است. مهم این است که چه می‌کنید!- بی‌تردید توانایی افراد برای تعیین اهداف در سطحی بالاتر از آنچه اکنون قرار دارند، نشان‌ دهندۀ اوج تکامل ذهنی آن‌هاست.- سطح موفقیت شما به‌ندرت از سطح پیشرفت شخصی‌تان فراتر خواهد رفت... زیرا موفقیت چیزی است که شخصی که هستید یا خواهید شد جذب می‌کند.- یک دارکوب می‌تواند فقط برای اینکه در طول روز سرش شلوغ باشد بیست‌بار به هزار درخت نوک بکوبد و چیزی عایدش نشود یا در مقابل بیست‌ هزار بار به یک درخت نوک بکوبد و غذای زیادی به دست آورد. در بخشی از کتاب صبح‌های جادویی مولتی میلیونرها می‌خوانیم: شما ممکن است در مورد خود باورهای محدود کنندۀ نادرست داشته باشید که می‌توانند شما را از رسیدن به اهداف شخصی و مالی‌تان بازدارند. به‌عنوان مثال ممکن است کسی باشید که مدام با خود تکرار می‌کند، «کاش فردی منظم بودم.» ممکن است سال‌ها این آرزو را داشته‌اید و هنوز هم از نامرتب بودن زندگی‌تان رنج می‌برید، در حالی‌ که توانایی ساختن یک برنامۀ سازمان‌ یافته و مرتب را برای زندگی خود دارید. زمانی که توانایی‌های خود را دست‌کم می‌گیرید، در همان لحظه شکست می‌خورید، حتی پیش از اینکه کاری کرده باشید و به همین شکل شانس دستیابی به موفقیت را از خود سلب می‌کنید. این در حالی است که زندگی خود موانع و دست‌اندازهای بزرگی را بر سر راه موفقیت برای شما به وجود خواهد آورد و دیگر در این میان نیازی نیست شما خودتان مانع‌های تازه برای خود ایجاد کنید! مولتی‌میلیونرها و تمام افرادی که خودرهبر هستند، عادت دارند مرتب باورهای خود را بررسی کنند تا دریابند کدام‌ یک از آن‌ها به نفع‌شان عمل می‌کند و کدام خیر؛ سپس آن باورهایی که به کارشان نمی‌آید و محدودشان می‌کند کنار می‌گذارند. هر زمان که خود را در حالی یافتید که در ذهن جمله‌ای را بیان می‌کنید که نشان‌ دهندۀ افکار و باورهای محدود کننده شماست، بی‌درنگ آن را با یک جملۀ انگیزه‌بخش و قدرتمند عوض کنید. به‌ طور مثال، زمانی‌ که می‌گویید: «من همیشه وقت کم می‌آورم.» یا اگر می‌گویید: «من هیچ‌وقت از پس این کار بر نخواهم آمد.» این جملات را به چنین پرسش‌هایی تغییر دهید: «چگونه می‌توانم در برنامۀ روزانه‌ام تغییرات ایجاد کنم تا به تمام کارهایم برسم؟» یا «چه‌کارهایی لازم است بکنم تا در این کار موفق شوم؟» فهرست مطالبمقدمه هال الرودمقدمه دیوید اوسبرنبخش اول: صبح‌های جادوییچرا صبح اهمیت داردبرای اینکه سحرخیز باشید... فقط به پنج دقیقه نیاز داریدامدادرسانان زندگیبخش دوم: چه چیزهایی از شما مولتی‌میلیونر می‌سازنددرس اول: دو دردرس دوم: شما، یک مولتی‌میلیونردرس سوم: نقشۀ پروازدرس چهارم: به عالی تبدیل شویددرس پنجم: اثر دارکوبدرس ششم: پول را به من نشان بده!بخش سوم: سه تمرین رشد شخصی برای قدرت بخشیدن به مسیر ثروتاصل اول نه‌چندان آشکار برای ثروتمند شدناصل دوم نه‌چندان آشکار برای ثروتمند شدناصل سوم نه‌چندان آشکار برای ثروتمند شدنچالش سی‌روزه صبح‌های جادویی مولتی‌میلیونرهانتیجهبخش پاداشسخن آخربرگه تعیین اهدافراهنمای برگه تعیین اهدافاسموتی صبح‌های جادوییکیت چالش سی‌روزه صبح‌های جادویی

more_vert روش‌هایی برای افزایش شادی و سلامت کارمندان

ادامه مطلب

closeروش‌هایی برای افزایش شادی و سلامت کارمندان

آیا تا به حال به عنوان یک مدیر یا رهبر کسب و کار با چنین شرایطی برخورد کرده اید؟ کارمندان بسیار خوبتان به طور ناگهانی استعفا دهند. یکی از مشتریان کلیدی تان که نقش زیادی بر درآمد شما داشت، دیگر از شما خرید نکند. شرکت جدیدی ظاهر شود و شما را از بازار کنار بزند. در جذب سرمایه ناموفق عمل کنید. دچار مشکل سلامتی شوید. فهرست بلندبالایی از کارهایی داشته باشید که باید انجام شوند و حتی ندانید که باید از کجا شروع کنید. مدتی طولانی گذشته باشد و شما به یاد نیاورید که آخرین بار کی خندیده اید. هرکدام از این سناریوها ممکن است باعث ایجاد استرس، اضطراب و ناراحتی شما شوند. این استرس و ناراحتی پس از مدتی از کارایی شما خواهدکاست و استرس دوچندانی را در محیط کار بر شما وارد خواهدکرد و زمانی که شما، به عنوان یک مدیر، دچار استرس باشید، کل تیم کاری تان به این ویروس مبتلا خواهندشد. خبر خوب این است که روش های زیادی برای کاهش تاثیر استرس در محیط کاری وجود دارد. در ادامه به شیوه های خاصی اشاره می کنیم که به وسیله آنها هم می توانید به خودتان کمک کنید و هم کارمندانتان را شادتر و سلامتی آنها را حفظ کنید. روش هایی برای افزایش شادی و سلامت کارمندان 1. کارمندانتان را تشویق کنید شرکت های موفق این مسئله را به خوبی درک کرده اند که قدرشناسی، روش عالی و قدرتمندی برای رشد و حفظ کارمندان خوبشان، افزایش بهره وری و ایجاد محیطی سرزنده و ارزشی است. زمانی که شخصیت فردی را بالا ببرید، سطح دوپامین و سروتونین او افزایش می یابد و در نتیجه احساس شادی بیشتری می کند. همچنین سطح کورتیزول، عامل استرس، کاهش پیدا می کند. زمانی که کارمندانتان متوجه شوند زحمات آنها در شرکت به رسمیت شناخته می شود، احساس آسودگی خاطر، آرامش و اعتماد به نفس خواهندکرد. اعتماد به نفس، استرس آنها را از بین خواهدبرد. وقتی می دانیم که اهمیت داریم، از کارکردن لذت بیشتری می بریم و پرانرژی تر به آن ادامه خواهیم داد. درواقع احساس شاید بیشتری در محل کار خواهیم داشت. 2. توقعاتتان را واضح بیان کنید زمانی که مسیر روشنی برای ادامه راه به کارمندانتان می دهید و آنها را در وادی حدس و گمان رها نمی کنید، ذهنیت کارآمدتری خواهندداشت. این شفافیت ذهنی، استرس را کاهش می دهد و آرامش را در فضای کاری پراکنده می کند. آرامش در فضای کاری هم به معنای روابط سالم افراد با یکدیگر و هم به معنی آگاهی کامل فرد از نقشی است که در آن مجموعه برعهده دارد. 3. برای داشتن فضا و فرهنگ شاد کاری، هزینه کنید محل کاری مثبت و سرزنده در طولانی مدت به موفقیت بیشتری خواهدرسید، چرا که احساسات مثبت و آرامش را در تک تک کارمندان نهادینه خواهدکرد. این مسئله روابط کارمندان با یکدیگر را نیز دستخوش تغییراتی مثبت می کند و توانایی و خلاقیتشان را به طرز چشمگیری افزایش خواهدداد. مشارکت فعالانه کارمندان در امور شرکت، روی نتایج کلی اثرگذار خواهدبود. زمانی که شرکت ها، محیط گرم و فضای مثبتی برای کارکردن درست کنند، کارمندان نیز اشتیاق بیشتری به پیروی از اصول شرکت و انجام دادن وظایف خود به شکلی مشتاقانه و فداکارانه دارند. آنها شادتر خواهند بود و شما را تحسین خواهندکرد. روش هایی که برای بهبود محیط کاری دارید عبارتند از: به کارمندانتان اجازه دهید هر سه ماه یک بار فرزندشان، مادربزرگشان یا کنسول بازی شان را به محل کاربیاورند. نیازهای کارمندانتان را برطرف کنید. یک تردمیل با سرعت کم یا فضایی برای قدم زدن در اختیارشان بگذارید. اتاقی برای یک ربع استراحت نیمروزی داشته باشید و با استفاده از فنگ شویی و بهره بردن از گیاهان، فضای زیباتری را برای کارکردن ایجاد کنید. کارمندانتان را به ادامه تحصیل تشویق کنید. شرکت هایی مانند اپل این کار را کرده اند و کارمندان میزان رضایت بسیار بالایی نسبت به این موضوع داشته اند. 4. کمی تفریح کنید پژوهشی که اخیرا به وسیله موسسه BrightHR صورت گرفته است، نشان می دهد کارمندان جوانی که ساعات خوشی را در محل کار می گذرانند، کمتر به بیماری دچار می شوند، سخت کوش تر هستند و بهره وری بالایی دارند. 79 درصد افرادی که به تازگی تحصیلاتشان را به پایان رسانده اند و می خواهند وارد بازار کار شوند، معتقدند کمی تفریح کردن در محل کار واقعا ضروری است و 44 درصد این افراد بر این باور هستند که تفریح در محل کار باعث افزایش بهره روی آنها می شود. تفریح کردن به معنای وقت کشی یا هدردادن بودجه نیست. خندیدن با همکاران، جشن گرفتن تولد همکاران و لذت بردن از وظایف کاری نیز نوعی تفریح در محل کار به شمار می آیند. 5. به آنها استراحت دهید چرا به کارمندانتان اجازه نمی دهید که یک روز در هفته یا در ماه را در خانه کار کنند یا در فصل تابستان؛ پنجشنبه ها کمی دیرتر در محل کار حاضر شوند؟ اگر امکانش را دارید، به برخی از کارمندانتان فرصت مطالعاتی بدهید تا در مدت مشخصی به سفر علمی بروند و در مورد چیزی تحقیق کنند. منبع: مجله پنجره خلاقیت

more_vert با استفاده از رنگ افراد را بشناسید

ادامه مطلب

closeبا استفاده از رنگ افراد را بشناسید

با استفاده از رنگ‌ها می‌توانید روان شناسی بسیار جالبی برای شناخت افراد داشته باشید، شخصیت شناسی با استفاده از رنگ‌ها را برای شما تشریح می‌کنیم. هر رنگ ویژگی‌های خاص خود را دارد. برای شما خیلی مهم است که این ویژگی‌ها را بفهمید. این می‌تواند به شما کمک کند آن فرد را از لحاظ روان‌شناختی بهتر درک کنید، و هم‌چنین کمک‌تان می‌کند با او تعامل داشته‌باشید؛ بنابراین بیایید درباره‌ی انواع آدم‌ها بیش‌تر بخوانیم. در ادامه با ۴ نوع شخصیت بر اساس رنگ‌ها و چگونگی تعامل با آن‌ها بیشتر آشنا می‌شویم: ۱ .ویژگی‌های شخصیت قرمز این آدم‌ها رهبران قوی، متفکران پرسرعت، پذیرنده‌ی ریسک، هدفمند، بااراده، نه چندان صبور، دارای انرژی مطلق، آشکارا رقابت‌پذیر، رسمی، عقل‌گرا هستند. ممکن است تشخیص دهید که بسیاری از خصیصه‌های قرمز‌ها در بسیاری از رهبر‌ها وجود دارد، چون آن‌ها مسئولیت کامل را می‌پذیرند، و باید با سرعت زیاد فکر کنند. ریسک را بپذیرند و نسبت به آن هدفمند و مطمئن باشند. سعی نکنید قرمز‌ها را کنترل کنید، آن‌ها به‌طور طبیعی رهبر هستند و دوست دارند احساس کنند کنترل را در دست دارند. چگونه با یک شخصیت قرمز تعامل داشته‌باشیم: سریع وارد کسب‌وکار شوید، وقتی با یک قرمز تعامل دارید موجز و دقیق باشید، واقعیت‌ها را به آن‌ها بگویید، و از جزییات اجتناب کنید، با آن‌ها درباره‌ی نتایج و محصولات صحبت کنید، آن‌ها برای این‌که سریع تصمیم بگیرند نیاز دارند این چیز‌ها را بشنوند. از وقت‌شان استفاده‌ای کارآمد بکنید، آن‌ها متفکرانی پرسرعت هستند و تمایل دارند افکارشان را به سرعت به چیزی جدید منعطف کنند. قرمز‌ها آدم‌هایی فوق‌العاده برای درمیان گذاشتن ایده هستند، وقتی با یک قرمز صحبت می‌کنید اعتماد به‌نفس داشته‌باشید. ۲. ویژگی‌های شخصیت زرد زرد‌ها روح و نشاط میهمانی‌ها هستند، آن‌ها آدم‌هایی خوش‌مشرب، خوش‌صحبت، خیلی خیال‌باف و پراشتیاق هستند. زرد‌ها خیلی غیررسمی، خیلی خوش‌بین، و سرزنده هستند. گاهی خیال‌بافی‌شان باعث می‌شود چیز‌های احمقانه‌ای بگویند، چون آن‌ها متفکرانی خیلی پرسرعت هستند. زرد‌ها خیلی روی رابطه تمرکز دارند و با انرژی خیلی زیاد درباره‌ی آینده رویاپردازی می‌کنند. آن‌ها دوست ندارند نظرات‌شان را نقض کنید یا به جزییات خیلی ریز بپردازید. چگونه با یک شخصیت زرد تعامل داشته‌باشیم: کلید تعامل با یک زرد این است که قبل از هرگونه صحبت درباره‌ی کسب‌وکار با او خوش‌وبش کنید. برای این‌که دل او را به‌دست بیاورید درباره‌ی گزینه‌ها و آدم‌های دیگر صحبت کنید. وقتی ایده‌ها را با او مطرح می‌کنید مشتاق و پرانرژی باشید و در رساندن ایده‌ها سریع عمل کنید. ایده‌های‌تان را پیشنهاد بدهید و از همه مهم‌تر، وقتی این کار را می‌کنید از شوخی استفاده کنید، خوش‌مشرب باشید و داده‌های اولیه‌ی آن‌ها را تقدیر و تحسین کنید. ۳ .ویژگی‌های شخصیت آبی آبی‌ها متفکرانی عمقی، ذاتا تحلیل‌گر، شدیدا متمرکز روی جزییات، و در تفکرشان رسمی هستند. ممکن است فردی کناره‌گیر به نظر برسند، اما در رویکردشان سنجیده، اصولی، و دقیق هستند و به جزییات اهمیت می‌دهند. آن‌ها دوست دارند همه چیز در جای خودش باشد، خیلی منظم هستند، و در مدیریت زمان مهارت‌های خوبی دارند. آن‌ها برای فکر کردن وقت می‌گذارند و نسبت به قرمز‌ها و زرد‌ها خیلی کندتر هستند. آبی‌ها دوست دارند همه‌ی واقعیت‌ها را داشته‌باشند، و سپس با استفاده از منطق آن‌ها را کنار هم قرار دهند و به یک جواب مناسب برسند. وقتی با یک آبی سر و کار دارید نامنظم و آشفته نباشید، چون آن‌ها خیلی تمیز و مرتب هستند. سعی کنید دیر نرسید، چون به موقع رسیدن برای آن‌ها به شدت مهم است. وقتی با یک آبی هستید سعی کنید گستاخ یا تحمیل‌کننده نباشید. چگونه با یک شخصیت آبی تعامل داشته‌باشیم: وقتی با یک شخصیت آبی معامله می‌کنید سعی کنید به خوبی آماده باشید، وارد جزییات شوید، چون آن‌ها عاشق این هستند که همه‌ی واقعیت‌ها را در ذهن‌شان داشته‌باشند. رویکردی واقعیت‌گرا، شفاف و دقیق، و منطقی داشته‌باشید. گوش کردن برای یک آبی مهم است پس با دقت به چیز‌هایی که باید بگویند گوش کنید. چون آن‌ها از طریق سوال‌های جامع و کامل درباره همه‌چیز افکارشان را به‌صورت شفاهی در می‌آورند. برای پاسخ دادن به آن‌ها زمان بدهید، چون متفکرانی کند هستند. ۴ .ویژگی‌های شخصیت سبز خونسرد، بی‌خیال، آرام، و صبور بهترین توصیفی است که می‌توان از ویژگی‌های شخصیتی یک سبز ارائه کرد. کنار آمدن با آن‌ها آسان است و رویکردی خیلی غیررسمی دارند. آن‌ها خوش‌مشرب هستند و روی روابط تمرکز دارند برای همین ممکن است عاطفی به نظر برسند. سبز‌ها در فکر کردن خیلی کندتر و آدم‌های بسیار دموکراتیکی هستند. آن‌ها خیلی فهیم و دل‌نشین هستند. سبز می‌تواند بین قرمز و زرد که در برقراری ارتباط خیلی سریع‌تر هستند، میانجی شود. سبز‌ها در درگیری‌ها به عنوان تسهیل‌کننده عمل می‌کنند. وقتی با یک سبز هستید تحمیل‌کننده نباشید یا آن‌ها را در منگنه قرار ندهید، سبز‌ها واقعا از این کار نفرت دارند. سعی نکنید در بحث چیره شوید یا شتاب‌زده عمل کنید، آن‌ها دوست ندارند برای‌شان تصمیم بگیرید، پس از آن اجتناب کنید. چگونه با یک سبز تعامل داشته‌باشیم: با آن‌ها مهربان و صمیمی باشید و علاقه‌ی واقعی نشان دهید، قبل از این‌که وارد کسب‌وکار شوید گپ بزنید. مهم است که اول اعتمادسازی کنید، غیررسمی باشید و تهدید نکنید. بسیار خوب، امیدوارم بعد از خواندن این مقاله شخصیت بر اساس رنگ‌ها قبل از برقراری ارتباط با وابستگان‌تان هوشیارتر باشید. سعی کنید بفهمید آن فرد چه نوع شخصیتی دارد: قرمز، سبز، زرد، آبی و به گونه‌ای با آن‌ها صحبت کنید که مناسب‌تر باشد.

more_vert کتاب زندگی سرحال با نشاط طبیعی

ادامه مطلب

closeکتاب زندگی سرحال با نشاط طبیعی

کتاب زندگی سرحال با نشاط طبیعی نوشته‌ی پاتریک هالفورد و هایلا کاس، بیان می‌کند که چطور می‌توان با استفاده از موادی بی‌خطر و طبیعی که باعث اعتیاد هم نمی‌شوند، همیشه سرحال و شاداب بود. دنیایی را مجسم کنید که در آن شادی، هوشیاری، پرانرژی بودن، آرامش و احساس راحتی کردن با آن طریقه‌ی عادی زندگی است. جایی که می‌توان بدون مواد اعتیارآور شاد و سرحال بود. شبیه داستان‌های علمی‌ ‌تخیلی به نظر می‌رسد؟ دنیای ما پیش از این هم همین‌طور بوده است؛ یا شاید به بیان دقیق‌تر همه چیز در درون ما به همین منوال بوده، چون همان‌طور که خواهید دید نشاط و سرحالی فقط به این بستگی دارد که کاری کنیم مغزمان سرحال باشد. خواهیم دید که این کار به سادگی سر زدن به سوپر مارکت یا به دنبال کتابی درباره‌ی تغذیه‌ی سالم گشتن در کتاب‌ فروشی محل است. پاتریک هالفورد (Patrick Holford) کارشناس پیشتاز در زمینه‌ی سلامت روان و تغذیه و روان‌پزشک برجسته همراه با کارشناس تغذیه و دکتر هایلا کاس (Hyla Cass) در این کتاب عنوان می‌کنند که مواد غذایی لازم برای ایجاد حال خوب همیشه به وفور در دسترس ما قرار داشته‌اند. ما در انگلستان در یک هفته به طور متوسط یک بیلیون فنجان چای، 154 میلیون قهوه، 250 میلیون نوشیدنی سبک شیرین یا کافئین‌دار و 120 میلیون نوشیدنی غیر مجاز می‌نوشیم؛ 1/5 بیلیون نخ سیگار می‌کشیم، 6 میلیون شکر و 2 میلیون شکلات مصرف می‌کنیم؛ و بدتر از همه‌ی این‌ها 20 میلیون قرص ضدافسردگی و 10 میلیون قرص آرام‌بخش می‌خوریم. آیا همه‌ی این‌ها مؤثر واقع می‌شوند؟ ظاهرا همین‌طور است وگرنه این مواد این‌ قدر پرطرفدار نبودند. این مواد انرژی را افزایش می‌دهند، از اضطراب می‌کاهند و به ما کمک می‌کنند خستگی یک روز کاری را از تن به در کنیم. کوکائین حتی به مصرف‌ کننده‌های خود کمک می‌کند «حالی بهتر از خوب» داشته باشند. فقط این‌ که حالت نشاط ناشی از بسیاری از این مواد به سرعت از بین می‌روند و ما را در خماری و عواقب ناخوشایند آن‌ها رها می‌کنند. در بخشی از کتاب زندگی سرحال با نشاط طبیعی (Natural highs: the healthy way to) می‌خوانیم: کلید نشاط طبیعی این است که بدانید چطور در پیام‌رسانان مغز تعادل برقرار کنید. چطور باید چنین کاری را انجام دهیم؟ ساده است: به خاطر داشته باشید که همه‌ی وضعیت شما به غذایی که می‌خورید بستگی دارد. انتقال‌ دهنده‌های عصبی از آمینواسیدها، اجزای سازنده‌ی پروتئینی که می‌خورید تشکیل می‌شوند. آمینو اسیدهای حیاتی به هشت نوع تقسیم می‌شوند. ما می‌توانیم با استفاده از این هشت نوع، سایر آمینواسیدهایی را که بدن و مغزمان بدان نیاز دارد بسازیم، که آن‌ها هم به نوبه‌ی خود انتقال‌ دهنده‌های عصبی را می‌سازند. سروتونین به ماده‌ی بهبود دهنده‌ی حالات روحی مشهور است و از این رو خوردن غذاهای سرشار از تریپتوفان مانند بوقلمون، می‌تواند بهبود دهنده‌ی حالات روحی باشد. این موضوع به وضوح در آزمایشی که در بخش روانپزشکی دانشگاه آکسفورد انجام شد به اثبات رسید. به هشت زن برنامه‌ی غذایی فاقد تریپتوفان داده شد. اکثر آن‌ها در عرض هشت ساعت دچار افسردگی بیشتری شدند. وقتی بدون اطلاع خودشان تریپتوفان به غذاهای آن‌ها اضافه شد حال‌شان بهتر شد. پس تریپتوفان یک ماده‌ی شاد کننده‌ی طبیعی است. داروهای مشهور ضدافسردگی یعنی فلوکستین (پروزاک) و سرترالین (زولافت) را اس‌اس‌آرها یا بازدارندگان انتخابی باز جذب سروتونین می‌نامند. وقتی ما مانع باز جذب سروتونین در نورون‌ها می‌شویم، انتقال‌ دهنده‌های عصبی بیشتری در دسترس قرار می‌گیرند، که این به ارتقای حالات روحی منجر می‌شود. همه‌ی موادی که باعث ایجاد تغییر در فکر و ذهن شما می‌شوند، از طریق ایجاد تغییر در توازن انتقال‌ دهنده‌های عصبی و سیستم عصبی این کار را انجام می‌دهند. برای این‌ که بهتر درک کنید بیایید نگاهی به اتفاقی بیندازیم که در حین نوشیدن یک فنجان قهوه رخ می‌دهد. در عرض چند دقیقه افزایش هوشیاری و تمرکز را در خود تجربه می‌کنید.اخلاق‌تان بهتر می‌شود و احساس می‌کنید حافظه‌تان کمی بهتر کار می‌کند.شاید هم کمی عصبی شوید و احساس کنید که باید ادرارتان را تخلیه کنید (قهوه مُدِر است).در عرض یک یا دو ساعت بعد احساس می‌کنید حال‌تان گرفته شده، آشفته و خواب‌آلود و حتی تحریک‌پذیر و بدعنق می‌شوید. احتمالا در این مرحله دلتان می‌خواهد فنجان دیگری قهوه بنوشید. فهرست مطالبمقدمهبخش اول: ایجاد حال خوب1 به طور طبیعی چقدر سرحال هستید؟2 چطور مغزتان می‌تواند شما را سرحال نگه دارد3 مقدماتی برای نشاط طبیعیبخش دوم: جایگزین‌های طبیعی4 آرام‌بخش‌ها5 محرک‌ها6 تقویت‌کننده‌های روحی7 تقویت‌کننده‌های فکر و حافظه8 رابط‌هابخش سوم: چگونه همیشه به طور طبیعی سرحال باشیم9 ایجاد توازن در معادله10 ورزش11 نَفَس زندگی12 تولید انرژی حیاتی14 بیوفیدبک‌های طبیعی (بازخورد زیستی)15 مثبت‌اندیشی16 نیروی لمس17 نور و رنگ19 موسیقی احساسات20 خواببخش چهارم: نشاط‌های طبیعی در یک نگاه21 راهنمایی‌های مهم22 الفبای نشاط طبیعیپیوست/ چرخه‌ی اعتیاد را در هم بشکنید

more_vert چگونه در اولین دیدار خوب به نظر بیاییم؟

ادامه مطلب

closeچگونه در اولین دیدار خوب به نظر بیاییم؟

انگلیسی‌ها اصطلاحی دارند تحت عنوان‎ first impressions ‎که به معنی «اولین ملاقات» با شخصی است که تا کنون او را ندیده‌اید. بسیار زیاد هم روی این مقوله تاکید شده است چراکه وقتی با کسی برای اولین بار روبرو می‌شویم تنها ۳ ثانیه طول می‌کشد تا ذهن‌مان آن شخص را قضاوت کند. یعنی نوع پوشش شما، طرز ایستادن یا نشستن‌تان و هرچیزی که شما را در آن لحظه نشان دهد، می‌تواند بر روی ذهنیت افراد تاثیرگذار باشد. شاید این قضاوت در یک سری از دیدارها مهم نباشد اما در دیدارهایی مثل مصاحبه‌های شغلی و تحصیلی، مصاحبه‌هایی که مربوط به سفارت است و همچنین خواستگاری کردن، مهم و ضروری است. تغییر یا از بین بردن تاثیر اولین برخورد تاحدودی مشکل است و برای همین است که اولین ملاقات اینقدر مهم تلقی می‌شود؛ چرا که در نوع رابطه‌ای که پس از آن شکل خواهد گرفت تعیین‌کننده است. در این مقاله ما به شما می‌گوییم که چطور در اولین دیدار خوب و بدون ایراد به نظر برسید‎. ‏۱‏‎) وقت شناس باشید‎: گاهی اگر با دوست بسیار نزدیک خود هم قراری بگذاریم و او دیر به محل موردنظر بیاید، عصبانی و دلخور می‌شویم. حالا تصور کنید با فردی قرار گذاشته‌اید که قبل از آن، او را ندیده‌اید و تاحدودی باهم غریبه هستید. اگر سر قرارتان دیر برسید هیچ توجیهی برای این تاخیر قابل قبول نیست؛ حتی اگر آن توجیهات منطقی و حق با شما باشد. برنامه‌هایتان را طوری نظم دهید که چند دقیقه زودتر از زمان مقرر به مقصد برسید. فراموش نکنید زود رسیدن بهتر از دیر رسیدن است، و اولین قدم در ساختن ذهنیت خوب در نگاه اول هم، همین زود رسیدن است‎. ‏۲) اعتماد به نفس داشته باشید: از مهم‌ترین اصولی که در زندگی باید یاد بگیریم، زبان بدن است. زبان بدن یعنی جوری با بدن‌تان ارتباط برقرار کنید که فردی که مقابل شما قرار دارد از اعتماد به نفس و تسلط شما مطمئن شود. راست بایستید، لبخند بزنید، ارتباط چشمی برقرار کنید و محکم دست بدهید. تقریبا همه افراد وقتی برای اولین بار کسی را ملاقات می‌کنند کمی مضطرب می‌شوند. این دلشوره ممکن است باعث شود کف دست‌هایتان عرق کند یا به لکنت بیفتید. اگر از عادت‌های عصبی‌تان باخبر باشید می‌توانید آنها را تحت اختیار بگیرید و کنترل کنید‎. ‏۳‏‎) خودتان باشید: اگر بخواهید جلب توجه کنید و چیزی را که نیستید نشان دهید، خیلی زود دست‌تان رو می‌شود. اگر آرام باشید و از قبل حرف‌هایی که می‌خواهید بزنید را تمرین کنید، خیلی راحت می‌توانید خودتان را با آن محیط تطابق دهید، خودتان باشید و حس خوبی به فرد مقابلتان دهید. برای تاثیرگذاری روی دیگران، لازم نیست هم‌رنگ جماعت بشوید یا ویژگی‌های منحصربه‌فرد خودتان را کتمان کنید‎. ‏۴) ‎ظاهری متناسب داشته باشید:‎ از قدیم می‌گویند که از کوزه همان تراود که در اوست. شاید این مثل قدیمی بتواند به خوبی این نکته را گوش‌زد کند که ظاهر متناسب بسیار مهم و تاثیرگذار است. در اولین چیزی که مخاطب‌تان در شما می‌بیند، هزار نکته نهفته است. پس به این نکته توجه داشته باشید که آیا ظاهرتان اطلاعات درستی در مورد شما منتقل می‌کند؟ دقت کنید که کجا قرار است بروید و لباس مناسب برای آن ملاقات یا موقعیت به‌خصوص چیست؟ برای محیط کاری‌ای که قرار است برای بار اول بروید، کدام پوشش مناسب‌تر است؟ تیپ رسمی و غیررسمی را در هر موقعیتی که قرار است بروید، بسنجید. این نکته را به خاطر داشته باشید که لباس مخصوص محیط کسب‌و‌کار و ملاقات‌های اجتماعی، در کشورها و فرهنگ‌های مختلف فرق دارد. پس اگر در محیط یا کشوری ناآشنا هستید، حواس‌تان باشد که از سنت‌ها و هنجارهای آنجا مطلع شوید. در کل باید گفت که لباس‌های تمیز و مرتب، مدل موی خوب، اصلاح کامل، آرایش باوقار، برای بیشتر موقعیت‌های کاری و اجتماعی مناسب است‎. ‏۵‏‎(‎لبخند را فراموش نکنید:‎ چیزی که می‌تواند به شما یک شخصیت مقتدر و در عین حال به یادماندنی دهد، لبخند زدن است. با یک لبخند ملیح می‌توانید نشان دهید که آرام هستید و اعتماد به نفس لازم را دارید. حواس‌تان باشد که زیاده‌روی نکنید چراکه کسانی که زیادی لبخند می‌زنند ممکن است ریاکار و حقه باز به نظر بیایند و یا حتی سطحی و ظاهربین جلوه کنند‎. ‏۶‏‎ (‎ملاحظه‌کار باشید:‎ هوش هیجانی، احترام، احتیاط،خودآگاهی، بافکر بودن، شفقت، باریک‌بینی، صداقت، سیاست و نزاکت شامل رفتار با ملاحظه می‌شود. یکی از قابل‌توجه‌ترین کارهایی که می‌توانید انجام دهید، خاموش کردن موبایل است. تصور کنید که چه تاثیری بر طرف مقابل‌تان خواهید گذاشت اگر با کسی غیر از وی، صحبت کنید یا در حین یک گفتگوی جدی موبایل‎‌‎تان زنگ بخورد؟ آشنای جدیدتان سزاوار توجه صد درصدی شماست. هرچقدر توجه‌تان به او کمتر باشد، تاثیر بدتری بر او گذاشته‌اید‎. ‏۷‏‎)سرصحبت را باز کنید‎:‎ جایی خواندم که شاید باز کردن سرصحبت شبیه پیش‌غذایی باشد که قبل از آوردن غذای اصلی – که همان بحث و گفتگو باشد – قرار است از آن لذت ببرید. پس از موثر بودن این نکته غافل نشوید. برای اینکه بتوانید گفتگوی دوستانه‌تری داشته باشید، قبل از ملاقات، اطلاعاتی در مورد علایق طرف‌مقابل‌تان به‌دست بیاورید. مثلا آیا فوتبال بازی می‌کند؟ آیا در موسسه خیریه خاصی فعالیت دارد؟ ببینید چه چیزی هست که شما با این فرد به صورت مشترک داشته باشید و در مورد همان حرف بزنید‎. ‏۸‏‎ ( ‎مثبت باشید‎:‎ غر زدن یا در واقع گله کردن از شرایط موجود می‌تواند انرژی منفی و بدی روی طرف مقابل‌تان بگذارد. همه سعی‌تان را بکنید تا در اولین دیدارتان بشاش و پرانرژی باشید و لبخند روی لب‌تان را حفظ کنید‎

more_vert آیا شما هم هنگام صحبت کردن در جمع استرس می گیرید؟

ادامه مطلب

closeآیا شما هم هنگام صحبت کردن در جمع استرس می گیرید؟

معمولا در هنگام صحبت کردن در جمع ناخودآگاه مضطرب و عصبی می‌شوید و ذهن‌تان تمایل شدیدی به خودگویی منفی (negative self-talk) پیدا می‌کند. شما مدام جملات منفی را با خود تکرار می‌کنید و به‌ همین‌ دلیل تنها واکنش‌های منفی دیگران را نسبت‌ به خودتان می‌بینید. اضطراب عامل اصلی این مشکل است. اما جای نگرانی نیست، زیرا با استفاده از روش‌های درمانی صحیح می‌توانید آن را برطرف کنید.   راهبردهایی برای کاهش اضطراب درهنگام صحبت‌ کردن راهبردهایی که در این مطلب به‌ شما پیشنهاد می‌کنیم، برای برقراری تعامل با دیگران مفید هستند. فرقی ندارد که برای یک سخنرانی بزرگ در محل‌ِ کار آماده می‌شوید یا برای بیرون رفتن با دوستان، شما می‌توانید از این راهبردها برای کاهش اضطراب‌تان درهنگام صحبت‌ کردن استفاده کنید.   ۱.ورزش منظمقبل از صحبت‌ کردن برای دیگران باید هم از نظر ذهنی و هم از نظر جسمی آرامش داشته باشید. برای این‌ کار می‌توانید از روش‌های کاهش استرس مانند ورزش کردن، داشتن خوابِ مناسب، تغذیه سالم، مراقبه، یوگا و نظایر آنها استفاده کنید. تمرینات ورزشی علاوه‌بر اینکه برای آرامش ذهن مفید هستند، اعتماد به نفس را نیز افزایش می‌دهند و تقریبا احساس اضطراب را از بین می‌برند.   ۲.آغاز مقتدرانهفرقی نمی‌کند که برای چه‌ کسانی و در کجا صحبت می‌کنید، باید صحبت‌تان را با قدرت آغاز کنید (شروع سخنرانی حیرت‌انگیز). آهسته حرف‌ زدن از همان ابتدای کار، اشتباهی بزرگ است. اگر چنین شروعی داشته باشید، دیگر امید چندانی به تغییر آن نخواهد بود. بنابراین از همان اول با صدای بلند، رسا و پرانرژی صحبت کنید. این‌ کار اعتمادبه‌نفس‌تان را بالا می‌برد و اجازه نمی‌دهد تا رفتارهای منفی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در شما شکل بگیرد.   ۳.بهبود تدریجی فن بیانفراموش نکنید که مهارت صحبت‌ کردن در جمع به‌صورت قدم‌به‌قدم بهبود می‌یابد. بنابراین ابتدا از صحبت‌ کردن برای جمعی کوچک شروع کنید و به‌تدریج این کار را درمقابل تعداد بیشتری از مردم انجام دهید. صحبت‌ کردن دربرابر ۳ نفر با صحبت‌ کردن دربرابر ۳۰۰ نفر کاملا متفاوت است. از تعداد کم شروع کنید و ببینید که با چه تعداد از افراد اضطراب‌تان بیشتر می‌شود. پس از آن، آن‌قدر تعداد افرادی را که برایشان صحبت می‌کنید افزایش دهید تا دیگر احساس ناراحتی نداشته باشید. با این‌ کار، روزی خواهد رسید که دربرابر هزاران نفر هم مشکلی برای صحبت‌ کردن نخواهید داشت.   ۴. کم رویی ممنوع!یکی از راهبردهای مؤثر برای کاهش ترس از صحبت کردن در جمع، مقابله با کم رویی است. اگر خجالتی هستید، به‌جای فرار کردن با آن مقابله کنید. این‌ کار را آن‌قدر تمرین کنید تا احساس کم رویی کاملا از بین برود. معمولا بیشتر افراد از انجام برخی فعالیت‌ها مانند آواز خواندن با صدای بلند در بین مردم، پوشیدن لباس‌های عجیب‌وغریب در جمع و نظایر آن خجالت می‌کشند. اگر می‌خواهید بر کم رویی‌تان غلبه کنید باید به‌دنبال انجام چنین فعالیت‌هایی بروید. البته منظور این نیست که قرار است همیشه دست به‌ چنین کارهایی بزنید، فقط تا جایی‌ که احساس خجالت‌تان از بین برود.   ۵. تمرین، تمرین و باز هم تمرین«تمرینِ زیاد» یعنی آن‌قدر تمرین کنید تا موضوعِ صحبت ملکه‌ی ذهن‌تان شود. با‌این‌حال اگر پس از تمرین احساس کنید که به‌طور کامل به موضوع مسلط نیستید و نگران فراموش‌ کردن مطالب باشید، همین نگرانی درهنگام صحبت‌ کردن کار دست‌تان خواهد داد. قرار گرفتن در محیط (به‌ویژه در سخنرانی‌ها)، اضطراب را تشدید می‌کند و حتی ممکن است رشته‌ی صحبت از دست‌تان در برود. آن‌قدر تمرین کنید تا جایی‌ که دیگر کلمات خودبه‌خود بر زبان‌تان جاری شوند. بیماری سوشیال‌فوبیا یا جمع‌هراسی (social phobia، یا اختلال اضطراب اجتماعی) نوعی اختلال است که فرد مبتلا به آن، معمولا به‌شدت از قرارگرفتن در جمع مضطرب می‌شود. اگر فکر می‌کنید به چنین اختلالی مبتلا هستید، باید ابتدا به‌ فکر درمان آن باشید. درغیراین‌صورت هیچ‌یک از راهبردهایی که معرفی کردیم، فایده‌ای نخواهند داشت. برای حصول اطمینان از ابتلا به این بیماری، از آزمون‌های تعیینِ سطح اضطراب استفاده کنید.   نکات مهم دیگر برای دور شدن از استرس هنگام صحبت کردن در جمع - بر روی کلماتی که می‌خواهید ادا کنید تمرکز کنید و آن‌ها را آرام هجی و ادا کنید. - سعی کنید در هنگام صحبت کردن ریتم و سرعت تکلم را کاهش دهید. - به خودالقا کنید که شخصیت مورد احترامی دارید. - تماس چشمی داشته باشید. - در مورد خودتان افکار منفی نداشته باشید. - از قرار گرفتن در مکان‌هایی که ناراحتتان می‌کند فرار نکنید و با موقعیت‌ها روبرو شوید تا مهارتتان افزایش پیدا کند. - به خود القا کنید که مباحث جذابی برای بیان کردن دارید. - همواره خود را شایسته و توانمند قلمداد کنید. به نظر شما یک فرد توانمند چه ویژگی‌هایی دارد و چگونه رفتار می‌کند؟ - در هنگام صحبت کردن خود را در قالب فردی با اعتمادبه‌نفس ظاهر کنید تا رفتارتان را هم در همین قالب شکل دهید. - اگر ضعفی وجود دارد به خود اطمینان دهید با استفاده از توانایی‌هایتان آن را برطرف می‌کنید. - همواره به خود احترام بگذارید از برجسته ساختن عیوب و اشتباهات خودداری کنید . - نوعی غرور درونی را در خود پرورش دهید. - همواره در کنار دیگران و به‌ موازات دیگران خود را ببینید. - اگر خطایی داشتید بدون احساس باخت آن را اصلاح کنید. - مقابله با استرس را بیاموزید. - یادتان باشد خودباوری در گذر زمان تقویت می‌شود. - از خطا کردن یا اشتباه تلفظ کردن نترسید در این مواقع خیلی زود بر خود مسلط شده و با آرامش کلمه موردنظر را ادا کنید. - یادتان باشد خودباوری در گذر زمان تقویت می‌شود.

more_vert اگر با کسی بحث می کنید این قواعد را رعایت کنید

ادامه مطلب

closeاگر با کسی بحث می کنید این قواعد را رعایت کنید

جر و بحث در چه شرایطی امکانپذیر است افرادی که مدام مشاجره و دعوا می کنند چه هدفی از این نوع برخورد دارند عقاید و روحیات آن ها به چه صورت است هنر بحث کردن را چگونه آموخته اند و چه سودی از این رفتارها میبرند؟ هیچ آدمی نمی‌تواند از دعوا، جر و بحث و تنش‌های گاه به گاه پیشگیری کند. بالاخره موقعیتی ایجاد می‌شود که یک نفر از روی سوءتفاهم، حال ناخوش، اضطراب و پریشانی و یا برای اثبات حقانیت خودش حرفی بزند که خوشایند نباشد و دیگریردیگران را هم وارد بحث و تنش کند. ایده‌ال این بود که همه ما می‌توانستیم بدون بحث و تنش حرف و نظرمان را بیان کنیم و همه چیز به «موافقم» یا «من هم نظر تو را دارم» یا «هرچیزی که تو بخواهی» ختم می‌شد. در واقع ما خیلی دوست داریم چنین چیزی از بقیه بشنویم اما این نه تنها منطقی نیست که کاملا هم نشانه خودخواهی و تحمیل عقاید در روابط است. طرف مقابل شما ؛ دوست یا شریک زندگی و یا اعضای خانواده نظر خودشان را دارند و این می‌تواند کاملا متفاوت از نظر شما باشد. اختلاف نظر و سوءتفاهم اغلب با بحث و جدل همراه می‌شود اما این معنی‌اش این نیست که این حتما به یک دعوا و درگیری شدید تبدیل می‌شود. این هنر شماست که بتوانید در یک رابطه گفتگوی متعادل شکل بدهید. بحث کردن هم قواعد خودش را دارد. همه ما باید این قواعد را برای پیش بردن یک گفتگو در وضعیتی که اختلاف نظر وجود دارد بلد باشیم.‏ محیط مناسب برای بحث برای اینکه گفتگو به یک تنش و درگیری شدید تبدیل نشود باید در فضا و مکان و موقعیت مناسبی با دیگران گفتگو کنید. ایجاد یک فضای تنش زا به خیلی چیزها بستگی دارد. مثلا وقتی با لحن تند و تیزی با بقیه حرف می‌زنید فضای گفتگو و محیط را برای یک گفتگوی آرام مسموم می‌کنید. برای اینکه دوست داشته شوید باید دیگران را دوست بدارید. اگر می‌خواهید شنیده شوید باید به بقیه گوش بدهید. اگر می‌خواهید دوست یا شریک زندگیتان به شما توجه کند باید به او توجه کنید. وقتی سرتان را پایین می‌اندازید، با بی حوصلگی جواب بقیه را می‌دهید، نگاهتان به سمت دیگری است، بی محلی می‌کنید و یا اغلب خشمگین هستید، داد می‌زنید و فحش می‌دهید محیط زندگی‌تان پر از چیزهای منفی می‌شود. واکنش طرف مقابل هم به شرایطی که ایجاد می‌کنید قطعا چیز خوبی نخواهد بود. آدم‌های خوش رو، خندان، مثبت، پرانرژی و کسانی که تعامل مثبت و فعال با بقیه را بلد هستند کمتر وارد تنش و درگیری با دیگران می‌شوند. این به معنای آن نیست که این افراد همیشه با همه چیز موافق هستند اما رویکرد مثبت و رفتار خوشایند و محیطی که برای رابطه فراهم می‌کنند باعث می‌شود نظر مخالف آنها بهتر شنیده شود و دیگران اغلب با همدلی و توجه بیشتری واکنش نشان بدهند.‏ مرموز نباشید آدم‌هایی که اغلب از همه چیز کناره گیری می‌کنند، سرسخت هستند، زیاد حرف نمی‌زنند و همیشه رازهای زیادی را پنهان کرده‌اند خودآگاه یا ناخودآگاه فاصله‌ای با فرد مقابل ایجاد می‌کنند که در ایجاد تنش بسیار موثر است. نوع رفتار شما، اشتیاقی که ایجاد می‌کنید و تمایلی که برای برقراری رابطه نشان می‌دهید در کاهش تنش‌های ناشی از بحث و اختلاف نظر بسیار موثر است.تحقیر و توهین، انتقادهای شدید و رفتارهای تهاجمی و پر تنش نتیجه این نوع رفتار است. این می‌تواند یک رابطه را ویران کند. هرچقدر صمیمیت یک رابطه را بیشتر حفظ کنید، کمتر فاصله بگیرید و مرموز نباشید بهتر می‌توانید یک بحث جدی را بدون تنش پیش ببرید.‏ مسئولیت‌های برابر در یک بحث یکی از دلایلی که باعث می‌شود تنش‌های زیادی در رابطه برایتان ایجاد شود نامعلوم بودن مسئولیت‌های شما یا طرف مقابل است. مهم نیست که بحث را چه کسی و چگونه شروع کرده، هر دوی شما بخشی از این رابطه هستید و وقتی بحثی پیش می‌آید هر دو باید مسئولیت آن را بپذیرید. در یک بحث و درگیری هر دو به یک اندازه مقصر هستید. بنابراین هرگاه احساس کردید که متهم شده‌اید یا اگر فکر می‌کنید همه چیز تقصیر شماست به خودتان یادآوری کنید که فقط ۵۰ درصد این مساله به شما مربوط است. اگر می‌خواهید یک مساله واقعا حل شود باید بپذیرید در ایجاد این شرایط هر دو به یک اندازه سهم دارید. این نکته‌ای است که یادآوریش باعث می‌شود بحث و تنش بیشتر را ادامه ندهید.‏ چیزهایی که دیگری مسئولش نیست گاهی تنش و بحث به این دلیل بالا می‌گیرد که حرف و واکنش طرف مقابل خوشایند و مطلوب‌تان نیست. یا به عبارت دیگر باعث خوشحالی‌تان نمی‌شود. چیزی که در این میان به آن توجه نمی‌کنید این است که دیگری مسئول شاد کردن شما نیست. او نباید حتما حرفی بزند یا واکنشی نشان بدهد که خوشایند شما باشد. شما هم نمی‌توانید با بلند کردن صدا، داد زدن، غرولند کردن و اعتراض چیزی را تغییر بدهید. آدم‌ها می‌توانند باعث رضایت خاطر و شادی هم باشند اما این مساله قرار نیست همیشه اتفاق بیفتد. گاهی او فقط می‌خواهد نظر متفاوت خودش را بدهد. شما باید پذیرش این نظر متفاوت را داشته باشید و برای تغییر نظر و فکر او دست به هر کاری نزنید.‏ حقیقت چیست در بسیاری از موارد بحث‌ها بخاطر سوءتفاهم‌ها و یا ندانستن حقیقت بالا می‌گیرند. وقتی حقیقتی روشن نیست اغلب بخاطر بدفهمی و سوتفاهم تنش و درگیری درست می‌شود. این هم برای شما پیش می‌آید و هم برای طرف مقابلتان. حقیقت چیزی است که معمولا یک نفر برایش بحث می‌کند اما پشت موضوعات بی‌ربط دیگری پنهان شده است. سعی کنید قبل از اینکه واکنش‌های منفی نشان بدهید حقیقت را بفهمید. این حقیقت را از جانب دیگری بپذیرید هرچند که با آن موافق نباشید.‏ برای چه بحث می‌کنید؟ پیش می‌آید که بحث‌ها بر سر موضوعات بی ارزش و احمقانه شکل بگیرند و شما اغلب به جای اینکه به مساله بپردازید به فردی که آن را بیان می‌کند یعنی همسر، دوست، همکار یا والدین‌تان می‌تازید. تشخیص اینکه مساله چیست؟ چقدر اهمیت دارد و چرا باید به آن بپردازید مهم‌تر از فردی است که آن را مطرح کرده ‌است. تا وقتی هر موضوع بی اهمیتی را جدی می‌گیرید و بحث را شخصی می‌کنید و یا هدف‌تان غلبه بر دیگری است نمی‌توانید از دعوا پیشگیری کنید. برای اینکه یک گفتگوی خوب را پیش ببرید باید اینگونه پیش بروید: مشکل چیست؟ این مساله چقدر اهمیت دارد؟ نظر واقعی من در مورد آن چیست؟ آیا من به مساله فکر می‌کنم یا به فرد گوینده؟ آیا هدف من برنده شدن در این گفتگوست؟ آیا می‌توانم موضوع را از جنبه دیگری ببینم؟ آیا الان وقت مناسبی برای گفتگو است؟ آیا می‌توانم این گفتگو را برای وقت مناسب‌تری بگذارم؟ چه راه‌حل‌های مناسبی پیش پای من است؟ آیا می‌توانم حرفم را حالا و بدون ترس، خشم و عصبانیت بیان کنم؟ آیا راستش را می‌گویم؟ آیا من دقیقا موضوع را متوجه شده‌ام؟ یادتان باشد هیچ کس نمی‌تواند همیشه یک گفتگوی واقعا عالی را پیش ببرد. همیشه این احتمال وجود دارد که به دلایل متعددی یک نفر باعث رنجش و ناراحتی دیگری بشود. اما همه می‌توانند با توجه، همدلی و هشیاری بیشتری وارد تعامل با بقیه بشوند. این یعنی حواس‌تان را به چیزی که می‌گویید، بار معنایی حرفی که می‌زنید و میزان تاثیر حرف‌تان بر دیگران جمع کنید. آدم‌های مثبت اغلب خیرخواه و با ملاحظه هستند و همین باعث می‌شود که آنها کمتر تنش و درگیری داشته باشند. شما هم سعی کنید مثبت باشید.‏ منبع: روزنامه اطلاعات

more_vert 6 قضاوتی که دیگران در نگاه اول درباره ما می کنند

ادامه مطلب

close6 قضاوتی که دیگران در نگاه اول درباره ما می کنند

وقتی برای اولین بار دیگران را می بینیم، حتی پیش از آنکه با آن ها شروع به صحبت کنیم، درباره ی احساس مان به آن ها تصمیم می گیریم و درمورد توانایی های آن ها قضاوت می کنیم. این قضاوت ها به صورت ناخودآگاه و گاهی در کسری از ثانیه شکل می گیرد. این همان قضاوت در نگاه اول یا برداشت اولیه است به بعدها به سختی می توان آن را تغییر داد. در اینجا به ۶ مورد از قضاوت هایی می پردازیم که دیگران در نگاه اول در مورد ما می کنند. این نکات را به خاطر داشته باشید چون می تواند به شما کمک کند در آشنایی های اول خود تأثیر گذار باشید. ۱- آیا قابل اعتماد هستید؟ 6 قضاوتی که دیگران در نگاه اول درباره ما می کنند تنها یک دهم ثانیه زمان لازم است تا ذهن ما در مورد اعتماد به یک غریبه تصمیم گیری کند. دانشمندان دانشگاه پرینسون امریکا طی یک آزمایش به نکات جالبی پی بردند. آن ها به گروه اول تحقیق به مدت یک دهم ثانیه تصاویری از غریبه ها نشان دادند، اما گروه دوم فرصت نامحدودی برای تماشای عکس ها داشتند. اعضای هر دو گروه نظر خود را در مورد قابل اعتماد بودن یا نبودن افراد داخل تصاویر بیان کردند. جالب آنکه نظرات هر دو گروه یکسان بود. بنابراین دوست جدیدتان قبل از آنکه چیزی بگویید ناخودآگاه در مورد اعتماد کردن به شما تصمیم می گیرد.   ۲- چقدر مستعد رهبری هستید؟ 6 قضاوتی که دیگران در نگاه اول درباره ما می کنند خبرهای خوبی برای مردان طاس داریم! مردان طاس از نظر دیگران شخصیت بااراده ای دارند و از مهارت های مدیریتی و توانایی رهبری دیگران و محیط پیرامون خود برخوردارند. دانشمندان دانشگاه پنسیلوانیای امریکا طی آزمایشی به این مسأله پی بردند. آن ها در این آزمایش به گروهی از داوطلبان شرکت در تحقیق تصاویری از مردان طاس و مودار نشان دادند. از نظر شرکت کنندگان آزمایش، مردان طاس جسورتر ، مقتدرتر، بلندقدتر و قوی تر بودند. با این حال، شرکت کنندگان سن آن ها را ۴ سال بیشتر از سن واقعی شان تشخیص داده بودند. این مسأله در مورد مردانی صدق می کند که به طور کامل طاس هستند. مردانی که بخشی از موهایشان ریخته شامل این گروه نمی شوند. بنابراین اگر مردی که بخش هایی از موهایش را از دست داده بخواهد مقتدرتر به نظر برسد باید تمام موهایش را بزند.   ۳- چقدر موفق هستید؟ 6 قضاوتی که دیگران در نگاه اول درباره ما می کنند اگر می خواهید این برداشت را از خود به وجود آورید که مرد موفقی هستید، لباسی بپوشید که کاملا اندازه ی بدن تان باشد. بهترین گزینه لباسی است که برای شخص شما دوخته شده باشد. دیگران به جزئیاتی مانند دوخت زیبا و دقیق لباس تان و اینکه چقدر در آن راحت به نظر می رسید توجه می کنند. آن ها با توجه به این نکته در مورد موفق بودن شما قضاوت می کنند. دانشمندانی از بریتانیا و ترکیه به این نکته پی بردند. جالب آنکه زنانی که در محیط های کاری لباس های کوتاه با یقه های باز می پوشند در مقایسه با زنانی که اصول پوشش سازمانی را رعایت می کنند و لباس های محافظه کارانه تری می پوشند، کارکنان رده پایین تری به نظر می رسند. دانشمندان این مسأله را ناشی از این نکته می دانند که مردم از گذشته محافظه کارانه بودن زبان بدن را با قدرت مرتبط دانسته اند. درواقع نمایندگان ساختارهای حکمفرما بر جامعه همیشه لباس های موقر و سنگین به تن کرده اند.   ۴- چقدر اعتماد به نفس دارید؟ 6 قضاوتی که دیگران در نگاه اول درباره ما می کنند شکل دست دادن هم از مواردی است که باعث می شود دیگران قضاوت مناسبی درباره ی شما داشته باشند. روانشناسان معتقدند دست دادنی مناسب محسوب می شود که کاملا قدرتمند، نه خیلی طولانی یا سریع و با نگاه به چشمان طرف مقابل خود انجام شود. وقتی قدرتمند و در حالی که کف دست شخص مقابل را محکم گرفته اید دست می دهید، این حالت نشانه ی اقتدار و میل به تسلط یافتن قلمداد می شود و به این نکته اشاره دارد که رقیب خطرناکی هستید. وقتی خیلی سست دست می دهید، این پیام را می دهید که علاقه ای به برقراری ارتباط ندارید و شخص کم اراده ای هستید. وقتی خیلی سریع دست می دهید یعنی می خواهید هر چه زودتر به این کار پایان دهید و این مسأله حاکی از ناآرامی و احساس تردید شما نسبت به خودتان است. اگر می خواهید نگرش منحصر به فرد خود را نشان دهید و اعتماد دیگران را جلب کنید، با هر دو دست خود با طرف مقابل خود دست دهید. با این کار به عنوان شخصی خوش مشرب و صادق در یاد دیگران خواهید ماند.   ۵- چقدر وظیفه شناس هستید؟ 6 قضاوتی که دیگران در نگاه اول درباره ما می کنند تناسب و وضعیت کفش ها در شغل و زندگی شخصی شما تأثیرگذار است. وقتی کفش هایتان کثیف و کهنه است، شخص مقابل با خود فکر می کند کسی که به کفش هایش اهمیت نمی دهد حتما به او هم اهمیت نخواهد داد. به علاوه در موقعیت های کاری، کفش های شما در تصمیم گیری دیگران برای همکاری با شما تأثیرگذار هستند. کفش ها می توانند اطلاعات زیادی را درباره ی سن، موقعیت اجتماعی، میزان درآمد و حتی ثبات عاطفی ما بیان کنند. این نکته طی یک آزمایش علمی در دانشگاه کانزاس امریکا کشف شد. روانشناسان تصاویر زیادی از کفش های افرادی را به دانشجویان نشان دادند و از آن ها خواستند درباره ی ویژگی های صاحبان کفش ها قضاوت کنند. دانشجویان کفش های کلاسیک و تمیز (حتی اگر نو نبودند) را متعلق به افرادی وظیفه شناس و بامسئولیت می دانستند. از نظر آن ها کفش های شیک و گران قیمت نشان دهده ی مقام و استواری بود. دانشجویان معتقد بودند صاحبان کفش های براق و غیرمتعارف افراد برونگرایی هستند. از نظر آن ها کفش های نو، مطابق آخرین مد روز و خیلی بزرگ متعلق به کسانی بود که مضطرب بودند، میل زیادی به تحت تأثیر قرار دادن دیگران داشتند و نسبت به ظاهر خود وسواس داشتند.   ۶- چقدر ماجراجو هستید؟ 6 قضاوتی که دیگران در نگاه اول درباره ما می کنند دیگران نه تنها شما را از روی ظاهرتان بلکه از روی نحوه ی حرکت کردن تان هم ارزیابی می کنند. در آزمایش محققان دانشگاه دورهام بریتانیا، دانشجویان شرکت کننده در تحقیق فیلم هایی از نحوه ی راه رفتن افراد مختلفی را تماشا کردند و از آن ها خواسته شد نظر خود را درباره ی ویژگی های شخصیتی آن افراد بیان کنند. طبق اظهار نظر شرکت کنندگان پژوهش، وقتی نحوه ی راه رفتن پرانرژی و قاطعانه باشد، نشان دهنده ی برونگرایی، میل به ماجراجویی و ثابت قدم بودن شخص است. چنین افرادی همیشه چیزی که به دنبال آن هستند را به دست می آورند اما گاهی سرد و ارتباط ناپذیر به نظر می رسند. بنابراین اگر معمولا به سرعت راه می روید، بهتر است که سرعت را خود را کمتر کنید و خود را با سرعت همراه تان هماهنگ کنید. کسانی که آرام تر راه می روند و سرشان همیشه رو به پایین است، از نظر دیگران افرادی کم حرف، منفعل و خجالتی هستند. افرادی که شکل راه رفتن شان نامنظم است، اشخاص ناآرامی به نظر می رسند. بنابراین اگر می خواهید دیگران را تحت تأثیر قرار دهید شانه هایتان را عقب دهید و صاف و بااعتماد به نفس راه بروید. قضاوت هایی که در چند ثانیه ی اولیه ی ملاقات با دیگران درباره ی آن ها می کنیم می تواند اشثباه باشد. کسانی که آهسته راه می روند در مقایسه با کسانی که به سرعت قدم بر می دارند، لزوما علاقه ی کمتری به سفر کردن ندارند. با این حال، زمانی که برای ملاقات مهمی آماده می شوید مراقب پیام هایی که بدن و ظاهر شما ناخودآگاه به شخص مقابل تان ارسال می کند باشید.

more_vert نشاط بدون هزینه و امکانات

ادامه مطلب

closeنشاط بدون هزینه و امکانات

سالیان زیادی است که کشورهای توسعه‌یافته برای پیشرفت به یک نقطه مشترک رسیده‌اند که آن‌ هم پیشرفت از راه ورزش یا موفقیت در رقابت‌های جهانی از طریق ورزش است. وقتی صحبت از فعالیت‌های ورزشی می‌شود، نباید همه نگاهمان را معطوف به بُعد حرفه‌ای آن کنیم و این موضوع دقیقا همان دلیل توسعه کشورهای پیشرفته یعنی توجه ویژه به بُعد دیگر ورزش یعنی ورزش همگانی است. ورزش همگانی را درحال‌حاضر مهم‌ترین ابزار برای بالابردن سرانه سلامت در جوامع پیشرفته می‌دانند؛ چه سلامت جسمی و چه سلامت روانی. در توسعه ورزش همگانی نهادهای مختلفی از شهرداری‌ها و وزارتخانه‌ها تا آموزش و پرورش و فدراسیون‌ها و انجمن‌های ورزشی نقش دارند؛ اما سؤال اینجاست که نقش و جایگاه ورزش همگانی در کشور ما چیست؟ آیا توانسته‌ایم از این مهم برای توسعه و پیشرفت و همچنین حفظ سلامت افراد و ایجاد نشاط در جامعه استفاده کنیم؟ آیا توانسته‌ایم فرهنگ این ورزش را در کشورمان جا بیندازیم؟ آیا توانسته‌ایم راهی برای مقابله با زندگی ماشینی پیدا کنیم و کم‌تحرکی را که عامل بسیاری از مریضی‌ها و بیماری‌هاست، از طریق همین ورزش همگانی کاهش دهیم؟ آیا می‌شود امیدوار بود که بتوانیم سلامتی در جامعه را ازکم‌هزینه‌ترین راه ممکن یعنی ورزش همگانی به دست آوریم؟ آمار نشان می‌دهد ورزش همگانی در کشور ما با استانداردهای جهانی فاصله دارد. نشاط بدون هزینه و امکانات به‌دلیل اهمیت مقوله تربیت‌بدنی در زندگی روزمره مردم، اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلا‌می ایران، دولت را موظف کرده است به‌منظور نیل به اهداف متعالی انسانی، همه امکانات خود را برای تربیت‌بدنی رایگان برای همه و در تمام سطوح به کار ببرد. ورزش همگانی در ایران به‌طور رسمی از سال 1358 با عنوان ورزش محلات، مطرح شد و در سال 1362 به‌صورت تشکل قانونی با نام جهاد تربیت‌بدنی رسمیت یافت. توسعه و ترویج فرهنگ ورزش همگانی از همان زمان با هدف گذراندن اوقات فراغت، کمک به توسعه سلامت، ایجاد نشاط و شادابی، مقابله با بیماری‌های جسمی و روانی و جلوگیری از گسترش ناهنجاری‌ها و بزهکاری‌های اجتماعی، مقابله با اعتیاد، ایجاد امید و ارتقای بهره‌وری بین مردم به‌ویژه نوجوانان و جوانان در دستور کار قرار گرفت. در ادامه نیز با تشکیل وزارت ورزش و جوانان، ترویج ورزش همگانی به‌عنوان یکی از برنامه‌های اصلی دولت در ورزش مطرح شد و بودجه‌هایی نیز در این زمینه به فدراسیون‌های ورزشی اختصاص یافت. طبق یکی از بندهای قانونی در وزارت ورزش و جوانان، هر فدراسیون ورزشی موظف است 10 درصد از بودجه سالانه خود را صرف ترویج رشته خود در ورزش همگانی کند. ضمن اینکه طبق سند چشم‌انداز سال 1404 باید 40 درصد مردم به ورزش همگانی مشغول باشند؛ اما اکنون با تمام آمارها حدود 20 درصد از افراد جامعه ورزش می‌کنند. درواقع ورزش همگانی که می‌تواند با کمک شهرداری‌ها و رسانه ملی در جامعه گسترش بیشتری پیدا کند، نیمه گمشده ورزش در کشور است. انگیزه را بیدار کنید شاید شما جزء آن‌دسته از افرادی باشید که صبح علی‌الطلوع در پارک محل حاضر می‌شوید و با دوستانتان ورزش صبحگاهی انجام می‌دهید و شاید هم دلتان بخواهد ورزش همگانی را یک روز در برنامه‌های روزانه زندگی‌تان قرار بدهید. خیلی هم فرقی نمی‌کند که صبحگاهی باشد یا عصرگاهی، اینکه کسی بتواند بدنش را به همیشه‌ورزش‌کردن عادت دهد و در 24 ساعت شبانه‌روز حداقل نیم‌ساعتی را به ابتدایی‌ترین فعالیت‌های بدنی اختصاص دهد، قطعا اتفاق خوبی است که خیلی‌ها دنبالش هستند. ورزش‌کردن یا به عبارت بهتر انجام ورزش همگانی ازجمله کارهایی است که امکانات زیادی هم نمی‌خواهد، کافی است بندهای کفش را سفت و خودت را برای یک پیاده‌روی کمی پرسرعت آماده کنی، همین. انگیزه‌ات را بیدار کن! اول ذهنتان را حرکت دهید انگیزه چیزی نیست که یکدفعه برای‌تان ایجاد شود، اما می‌توانید آن را برای خودتان خلق کنید. شاید ورزش‌کردن فقط به حرکت‌دادن بدن مربوط باشد، اما اگر ابتدا ذهنتان را حرکت ندهید، به جایی نخواهید رسید. کنارگذاشتن موانع ذهنی گذشته، می‌تواند در را برای ایده‌های جدید و نگاه‌های تازه باز کند. نه قرص، نه رژیم و نه جراحی پلاستیک، هیچ‌کدام نمی‌توانند جای تحرک‌داشتن را بگیرند. پس این حقیقت را بپذیرید که باید ورزش کنید. اگر بیشتر وقت‌تان را می‌نشینید و می‌خواهید وزن کم کنید و سالم باشید، ورزش یک ضرورت است. رسیدن به این حقیقت معمولا انجامش را کمی راحت‌تر می‌کند و خبر خوش اینکه انتخاب‌های زیادی پیشِ‌روی شماست. ورزش حتما نباید در باشگاه باشد یا ساعت‌ها وقت ببرد و برایش هزینه‌های مختلفی کنید. دانستن اینکه می‌توانید تجربه ورزشی خودتان را خلق کنید، به شما انگیزه می‌دهد و شما را به حرکت وامی‌دارد. هدف‌گذاری و تغییر در سبک زندگی در گذشته ما دلایل زیادی برای حرکت‌کردن داشتیم. مجبور بودیم خودمان چمن‌ها را بزنیم، ظرف‌ها را با دست بشوییم، مسیر سربالایی رفت و برگشت به مدرسه را با وجود برف فراوان با پای پیاده طی کنیم و...؛ نکته اینجاست که امروزه همه‌چیز عوض شده و ما نمی‌توانیم به گذشته برگردیم. بیشتر ما قادر نیستیم کامپیوتر، تلویزیون، خودرو و گوشی تلفن را کنار بگذاریم. همه این چیزها برای ما مهم و مفید هستند، اما اگر اجازه دهیم بر ما تسلط پیدا کنند، می‌توانند منجر به مشکلاتی برای سلامتی‌مان شوند. آگاهی‌یافتن از مسئولیت‌مان و همچنین درک نیاز به ایجاد تعادل، ما را یک قدم به ایجاد تغییر در سبک زندگی نزدیک‌تر می‌کند. ورزش گروهی بهتر از ورزش انفرادی ورزش به استفاده درست و مثبت از زمان‌های آزاد و وقت‌های بیکاری کمک می‌کند و باعث می‌شود افراد دور هم جمع شوند و از فردگرایی جلوگیری می‌کند. ورزش همگانی همچنین تا حدی از رفتارهای ضدبشری و ضداخلاقی جلوگیری می‌کند. ورزش همگانی را می‌توان از جنبه‌های مختلف مانند وضعیت مشارکت اجتماعی افراد، تنوع فعالیت‌های بدنی، جایگاه ورزش همگانی، نقش رسانه‌ها در ورزش همگانی و ده‌ها جنبه دیگر بررسی کرد. خیلی‌ها وقتی می‌خواهند برای ورزش‌کردن به‌طور منظم برنامه‌ریزی کنند، دچار مشکل می‌شوند و به‌سختی طبق برنامه عمل می‌کنند؛ اما وقتی ورزش را به‌صورت شرکت در گروه‌های ورزشی انجام می‌دهند، نتایج بهتری می‌گیرند. فرصت آشنا‌شدن با آدم‌های جدید که در شرایط عادی با آنها ارتباط پیدا نمی‌کردید، یکی از مزایای شرکت در ورزش گروهی است. وقتی در گروه کار می‌کنید احتمالش خیلی بیشتر است که سخت‌تر تمرین کنید و به اهدافی که برای خود دارید نزدیک‌تر شوید. ضمن اینکه ورزش در گروه سرگرم‌کننده است و ذهن شما را از روزمرگی و سختی کار دور می‌کند. همچنین گروه‌هایی که همراه با موسیقی کار می‌کنند، پرانرژی‌تر ورزش می‌کنند و در ضمن در کنار‌هم‌بودن آنها را شاداب‌تر می‌کند. منبع: هفته نامه جامعه پویا

more_vert مردان چه زنانی را دوست دارند؟

ادامه مطلب

closeمردان چه زنانی را دوست دارند؟

تا به حال چند بار از گفته‌ها یا نگفته‌ها، رفتارها و حرف‌های مرد زندگی خود دلخور شده‌اید؟ احتمالا دست آخر به این نتیجه رسیده‌اید که مساله، از مرد بودن او ناشی شده است. وقتی زن‌ها در باره مشکلاتی که با مردانشان دارند سخن می‌گویند، به احتمال زیاد از عبارات اینچنینی استفاده می‌کنند: «می‌دونی که، مردها این جوری هستن دیگه» یا این که «آخه اون یه مرده، تقصیری نداره». زنان دیگر هم با شنیدن این درددل‌ها سرتکان داده، می‌خندند و پشت سر هم تائید می‌کنند. اما در واقع از این روش به عنوان سرپوشی بر پریشانی و ناامیدی‌شان از برقراری ارتباط‌ صمیمی با همسر خود استفاده می‌کنند. به یاد داشته باشید این ایده که مردان به لحاظ ژنتیک‌ موجودات کاملی نیستند، سبب می‌شود که نتوانند با زنان خود در فضایی امن و آسوده ارتباط درست و منطقی برقرار کنند. نتایج پژوهش‌ها نشان می‌دهد که مردان و زنان بیشتر از آن که متفاوت باشند با هم شباهت دارند، از ساختار مغزی مشابهی بهره‌مند هستند، خواسته‌ها و نیازهای یکسانی در پیشرفت زندگی و برقراری ارتباط دارند و تفاوت‌های آنها اگرچه مهم‌، ولی جزئی است، پس نباید از آنها به عنوان ابزاری برای راندن مردان به فضایی دور و متروک از عالم زنان استفاده کرد. در جامعه این ذهنیت شکل گرفته که مردان باید از همان دوران کودکی مطابق با ارزش‌های فرهنگی مردانه رفتار کنند. این استانداردها شامل کنترل عواطف مرد توسط خودش، برنده و برتر بودن به هر قیمتی و آسیب‌پذیر نبودن است. در مقابل اگر آنها از این قواعد، تمام و کمال تبعیت نکنند و عواطف خود را نشان دهند، اغلب از جانب دیگران به داشتن رفتار «زنانه» و «زن صفت» بودن متهم می‌شوند. ولی تحقیقات نشان می‌دهد مردانی که احساس می‌کنند باید سرسختانه از استانداردهای معمول جنس مذکر تبعیت کنند، با احتمال بیشتری عواطفی را سرکوب می‌کنند که آنها را آسیب‌پذیر جلوه می‌دهد. جالب این است که بسیاری از این حالات سانسور شده، همان صمیمیت عاطفی است که لازمه برقراری رابطه‌ای رمانتیک با شریک زندگیشان است.   متاسفانه زنان نیز اغلب به این ضعف دامن می‌زنند، اما رویکرد موثرتر این است که با اقدامی فکر شده و موثر در کنار همسر خود، به او کمک کرده تا این مشکل فرهنگی ناگوار را برطرف کنند. پیشنهاد می‌شود به پنج نکته‌ای که دکتر جیل وِبِر، روان‌شناس بالینی، اشاره می‌کند، توجه کنید: مرد شما عمیقا می‌خواهد که او را به خاطر خودش دوست داشته باشید، نه به دلیل کارهایی که می‌تواند برای شما انجام دهد. جامعه معمولا به ما می‌آموزد که ارزش جنس مذکر به کارکرد اوست ـ یعنی توانایی او در فعالیت، قبول مسئولیت، کنترل کردن، برتر بودن و کسب موفقیت ـ از ترس این که مبادا برچسب «زن صفت» بگیرد. اجازه ندهید که این نقش ظاهری او، شما زنان را به اشتباه بیندازد. حقیقت این است که زیر پوشش این همه شرط و شروط، کودکی است درست مانند شما‌ که می‌خواهد به دلیل چیزی که هست دوست داشته شود. او آرزوی ارتباط با زنی را دارد که تحت هر شرایطی با او آرام بگیرد، حتی اگر همیشه برنده، سازنده و درصدر نباشد. بسیار محتمل است که نتواند از چنین خواسته قلبی خود با شما سخن بگوید و به همین علت ممکن است شما هم هرگز متوجه احساس ناخوشایند او نشوید. مردان، برخلاف زنان، در بیان عواطف «ظریف‌تر» خود، دچار مشکل می‌شوند. اگر این نکته کلیدی را در ذهن داشته باشید، از این پس می‌توانید چیزهای مهمی را درباره همسر خود بفهمید. با توجه به وضع و روحیه او سر صحبتی صمیمانه را باز کرده و با بیان این عبارات وارد شوید که چقدر دوست‌داشتنی است، وقت گذراندن با او چقدر برایتان شیرین است و این که چقدر دوست دارید درباره روزی که پشت سر گذاشته اید با او صحبت کنید. واقعیت این است که زنان شفاهی‌تر هستند آنها مشخصا درباره احساسات خود سریعتر و مختصرتر از مردان صحبت می‌کنند، اما مردان نیز از فکر و احساس خود، بخوبی آگاهند. به جای این که او را به تمسخر بگیرید، وقتی متوجه می‌شوید که مساله‌ای حساس برای او جدیت پیدا کرده است، درباره‌اش سوال‌ و حتی از او تشکر کنید که مساله را با شما در میان گذاشته استزنی که خودش را دوست دارد اگر از مرد خود به عنوان مهره‌ای استفاده می‌کنید که نسبت به خودتان احساس بهتری داشته باشید، باید بدانید که هرگز برای شما کافی نیست و پیوسته به دنبال ابزار دیگری خواهید گشت. برداشت او از این وابستگی می‌تواند به‌قدری ناگوار باشد که احساس کند نمی‌تواند خود واقعی‌اش را بروز دهد. معمولا بین عدم رضایت شخصی زنان از خودشان و تمایل آنها به انتقاد شدید از همسرانشان ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. افراد ویژگی‌هایشان را در دیگران منعکس می‌کنند. به عبارت ساده‌تر، اگر شما از خودتان ناراحت باشید، احتمالا مدام از همسر خود و دیگران انتقاد می‌کنید. تجربه نشان می‌دهد بازخوردی که از دیگران می‌گیرید باید تا 75 درصد مثبت و حداکثر 25 درصد منفی باشد. اگر این نسبت معکوس است، در ذهن خود تصویر غیرواقعی و بشدت قهرمانانه‌ای از مردان ساخته اید و در پی انتقادهای ناتمام شما، آنها نیز خود را در دامی می‌بینند که هرگز نمی‌توانند از آن رها شوند و در مقابل با بی توجهی و نادیده گرفتن شما، واکنش نشان می‌دهند. او از مریخ نیامده عباراتی نظیر «مردها از مریخ آمده‌اند» این کلیشه را تقویت می‌کند که مردها نمی‌توانند درباره احساسات خود صحبت کنند. کسانی که این حرف‌ها را سر زبان‌ها می‌اندازند معمولا همان‌هایی هستند که پیش از این می‌گفتند مردانی که ابراز احساسات می‌کنند، بیش از حد زنانه هستند. اگر شما نیز جزو زنانی هستید که همین ایده را دارید، دست نگه دارید و فرصتی دوباره به مرد خود بدهید. واقعیت این است که زنان شفاهی‌تر هستند آنها مشخصا درباره احساسات خود سریعتر و مختصرتر از مردان صحبت می‌کنند، اما مردان نیز از فکر و احساس خود، بخوبی آگاهند. به جای این که او را به تمسخر بگیرید، وقتی متوجه می‌شوید که مساله‌ای حساس برای او جدیت پیدا کرده است، درباره‌اش سوال‌ و حتی از او تشکر کنید که مساله را با شما در میان گذاشته است. اگر چنین شیوه‌ای را به کار ببندید، مطمئن باشید ‌ او بعد از این بیشتر سخن خواهد گفت و خواهید دید ‌ پشت ظاهر مردانه‌اش، انسانی است که می‌تواند بوضوح و با طمأنینه صحبت کرده و احساساتی درست شبیه به شما داشته باشد. یک زن شوخ طبع و پرانرژی در زندگی مدرن امروزه، بسیاری از زنان صاحب مشاغل و پست‌های کلیدی در سازمان‌ها هستند و حتی تجارت خود را مدیریت می‌کنند. در چنین شرایطی بسیار محتمل است که در نزدیکی شریک زندگی خود نیز، مدام از دستور جلسه امروز و فردا سخن بگویید و به کارهایی که باید انجام دهید ‌بیندیشید. این درحالی است که او دوست دارد شما را در حالی ببیند که از کنترل و اداره امور فارغ شده‌اید و خود معمولی و سرزنده‌تان درست در لحظه اکنون با او وقت بگذراند. وقتی بدون هیچ‌گونه دستور جلسه و کنترل گری با همسر خود، وقت می‌گذرانید عشق او فرصت عمیق شدن می‌یابد و او احساس می‌کند که یک انسان واقعی است که شما او را می‌بینید و می‌شنوید، نه کسی که به عنوان بخشی از برنامه روزانه‌تان به سراغش می‌روید. مردان و عشق به ستوده شدن توجه داشته باشید اگر همسرتان را به خاطر قدرتش ستایش کنید، او احساس قدرت و برتری می‌کند. آنان دوست دارند همیشه قوی به نظر برسند، بنابراین زنان باید از قدرت همسران خود تعریف و تمجید کنند، زیرا مردان به توجه همسرشان نیاز دارند. به عنوان مثال از او بخواهید در کنسرو را باز کند یا در جابه‌جایی وسایل سنگین کمک کند. این درخواست، احساس نا‌امنی را در شما از بین می‌برد و به او اعتماد به نفس می‌بخشد. در اینجا به جای دستور تنها با یک تحسین ساده به او انرژی می‌دهید. صلیب سرخ در خانه بر‌خلاف آنچه زنان تصور می‌کنند مردها پس از یک درگیری نمی‌توانند بلافاصله روابط‌شان را ترمیم کنند، در حالی که این‌گونه نیست، مردان از تنهایی و ناراحتی همسرشان بیم دارند و سعی می‌کنند صلح را در زندگی مشترک بنا کنند. یک نفس عمیق بکشید و بدون عصبانی شدن درباره موضوعی خاص با همسرتان صحبت کنید. از او بخواهید صادقانه صحبت کند و از او به خاطر صداقت‌اش قدردانی کنید. منبع: جام جم سرا / مجله جوان

more_vert پدر و مادرها اینگونه با فرزندان خود صحبت کنند

ادامه مطلب

closeپدر و مادرها اینگونه با فرزندان خود صحبت کنند

پدر یا مادر بودن یکی از سخت‌ترین و در عین‌حال معنادارترین کارهاست. متاسفانه، تصورات متداول در مورد طریقه بزرگ کردن بچه‌هایی مسئولیت‌پذیر ممکن است منجر به ارتباط نادرست و بی‌تاثیر شود. بعضی والدین از روش‌های اجازه دادن استفاده می‌کنند که زبان مستقل و حس تاثیرگذاری را از او می‌گیرد. بعضی والدین هم بیش از اندازه در اجازه دادن‌ها آسان می‌گیرند تاجایی که کودک محدودیت و کنترل فردی را یاد نمی‌گیرد. تحقیقات نشان می‌دهد که هر دوی این روش‌ها در توانایی کودک برای تعدیل احساسات خود و ایجاد روابط سالم در بزرگسالی اخلال ایجاد می‌کند. بهترین روش تربیتی روشی عادلانه و محترمانه است که هدف آن به جای تسلیم کودک، یادگیری او باشد. شنیدن و احترام گذاشتن به احساسات کودک، دادن حق انتخاب به او و ایجاد محدودیت‌های مشخص و عادلانه درمورد رفتارهای غیرقابل‌قبول، تعادلی سالم ایجاد می‌کند. در این مقاله به شما آموزش می‌دهیم چطور از روش‌های بی‌اثر و بی‌نتیجه برای ارتباط با فرزندانتان اجتناب کنید. ۱. زیاد حرف زدن وقتی والدین بیش از اندازه به حرف زدن ادامه دهند، بچه‌ها دیگر گوش نمی‌کنند. محققان نشان داده‌اند که مغز انسان فقط می‌تواند در یک زمان چهار تکه اطلاعات یا ایده خاص در حافظه کوتاه‌مدت خود نگه دارد. این میزان برابر با ۳۰ ثانیه یا دو جمله می‌باشد. نمونه بی‌اثر: «نمیدونم این ترم برای کلاس والیبال و باله‌ات چه باید بکنیم. مطمئناً نمیتونی هر دوی آنها را بروی چون کلاس والیبالت شنبه، دوشنبه و چهارشنبه ساعت ۴ است که بعد برای آماده شدن برای کلاس باله وقت کافی نداری مگر اینکه وسایل آن کلاس را هم از قبل جمع کنی و با خودت ببری و این یعنی لباس‌هایت باید جمعه شسته شوند….» ایده‌های مختلف زیادی در این پیام وجود دارد که باعث گیج شدن کودک می‌شود و این باعث می‌شود دیگر به حرف‌های شما گوش ندهد. همچنین، لحن کلی این پیام منفی و مضطربانه است که باعث می‌شود کودک با استرس و تردید واکنش دهد. لازم نیست همه این اطلاعات یکدفعه به کودک داده شود. درعوض آن را به قسمت‌های مختلف تقسیم کنید تا قابل‌هضم‌تر باشد. قبل از اینکه موانع را عنوان کنید، اجازه دهید اول کودک اولویت‌های خود را مطرح کند. نمونه موثر: «اگر بخواهی این ترم، هم در کلاس والیبال هم باله شرکت کنی، مجبور می‌شوی که بلافاصله از یکی سر آن یکی بروی. بخاطر همین بهتر است بنشینیم و در این مورد تصمیم بگیریم.» در این نمونه، مکالمه را به دو جمله محدود کرده‌اید و این باعث می‌شود درک آن برای کودک آسان‌تر باشد. درضمن هدف کلی را هم مطرح می‌کنید و در مرحله بعد تقاضا را مطرح می‌کنید (که بنشینید و درمورد موضوع حرف بزنید). و آخر اینکه میل خود به همکاری و در نظر داشتن نیازهای فرزندتان را نشان می‌دهید. ۲. غر زدن و هشدار دادن زیاد اکثر والدین با عجله‌های اول صبح برای آماده کردن همه سر موقع، با ناهارها، لباس‌های ورزش، تکالیف امضا‌شده و از این قبیل آشنایی دارند. بچه‌ای که به نظر می‌رسد حواس‌پرت است و نمی‌تواند سر وقت حاضر شود می‌تواند یکی از سخت‌ترین چالش‌ها برای والدین پرمشغله باشد. خیلی از والدین احساس می‌کنند کنترل از دستشان خارج شده و ناامیدانه می‌خواهند با غر زدن و انتقاد کردن موقعیت را کنترل کنند. مشکلی که غر زدن دارد این است که با آن کار به بچه‌ها یاد می‌دهید که نادیده‌تان بگیرند زیرا می‌دانند که بارهای دیگر آن مسئله را یادآوری خواهید کرد. بااینکه بچه‌های کوچکتر نیاز به راهنمایی و کمک بیشتر دارند، والدین باید با بزرگ‌تر شدن بچه‌ها به آنها آزادی و مسئولیت بیشتری بدهند. نمونه بی‌اثر (به یک بچه ۱۰ ساله): «یک ساعت زودتر از خواب بیدارت می‌کنم چون هیچوقت سروقت حاضر نمی‌شوی. باید همین الان لباس‌هایت را بپوشی. تکالیفت را آماده کرده‌ای که امضا کنم؟» ۱۰ دقیقه بعد«بهت گفتم آماده شو و هنوز داری وقت تلف می‌کنی؟ اگه تونستی کاری کنی که همه‌مان دیرمان شود؟ برو سریع دندانهاتو مسواک بزن و لباسهاتو بپوش.» ۱۰ دقیقه بعد«تکالیفت کجاست؟ گفتم که بیار امضاشون کنم، هنوز لباس پوشیدنت را تموم نکردی؟ دیرمان می‌شود.»و باز همینطور تکرار… مادر این کودک مسئولیت زیادی را گردن می‌گیرد و غیرمستقیم با کودکی صحبت می‌کند که برای کنترل موقعیت به او اعتماد ندارد. این طریقه برخورد می‌تواند شدیداً منجر به بی‌اعتمادبه‌نفس و وابسته شدن کودک می‌شود. لحن او نیز بسیار منفی و پرخاشگرایانه است که موجب خشم و مقاومت کودک خواهد شد. نمونه موثر: «تا ۴۵ دقیقه دیگر از خانه خارج می‌شویم. اگر همه چیزهایی که لازم داری را آماده نکرده باشی، خودت باید برای معلم‌هایت توضیح دهی.» این دستورات کوتاه است و انتظار مشخصی را با عاقبت انجام ندادن آن برای کودک مطرح می‌کند. با این روش به کودک اجازه داده می‌شود عواقب طبیعی رفتارهای خود را درک کند. 3. استفاده از تقصیر و خجالت برای همراه ساختن کودک یکی از بزرگترین درس‌هایی که بعنوان والدین یاد می‌گیریم این است که بچه‌های کوچک به طور طبیعی برای نیازهای شما همدلی و ملاحظه ندارند. آنها به مرور با بزرگ‌تر شدن احساس همدلی پیدا می‌کنند. به همین دلیل است که انتظار اینکه آنها خودشان را جای شما بگذارند و همه چیز را از دید شما نگاه کنند منطقی نیست. اینکه نمی‌توانند این کار را بکنند به این معنی نیست که بچه‌ بدی هستند. فقط بچه هستند و روی لذت‌های لحظه‌ای و آزمایش کردن محدودیت‌هایشان برای اینکه یاد بگیرند چه چیز قابل‌قبول است تمرکز دارند. اکثر والدین آدم‌های پرمشغله‌ای هستند که چندین کار را در یک زمان انجام می‌‌دهند و گاهی فراموش می‌کنند که از خود مراقبت کنند. این وقتی به نظرشان برسد که بچه‌ها با آنها همکاری نمی‌کنند موجب خشمشان می‌شود. خیلی مهم است که قبل از اینکه این احساسات به بیرون نفوذ کند و ارتباط شما با فرزندتان را خراب کند، زمانی را برای ارتباط برقرار کردن با احساساتتان و آرام شدن بااستفاده از روش‌های تنفس عمیق و حرف زدن با خود اختصاص دهید. نمونه بی‌اثر:«چندین بار ازت خواستم که اسباب‌بازی‌هایت را مرتب کنی، ببین باز هم دور تا دور اتاق پر از اسباب‌بازی‌های توست. اصلاً نمی‌خواهی یکم توجه کنی؟ نمی‌بینی تمام روز سرپا بوده‌ام؟ حالا هم باید بیایم اسباب‌بازی‌های تو را جمع کنم و وقتم را هدر دهم؟ چرا اینقدر خودخواهی؟» این مادر انرژی منفی زیادی ایجاد می‌کند. بااینکه همه ما می‌توانیم خستگی او را درک کنیم اما ارتباط او با فرزندش مقصرکننده و غیرمحترمانه است. «خودخواه» خواندن کودک شدیداً مخرب است. بچه‌ها این برچسب‌های منفی را به درونشان می‌ریزند و کم‌کم فکر می‌کنند که به اندازه کافی خوب نیستند. تحقیر کردن و مقصر کردن کودک مغز او را منفی خواهد کرد. باید به رفتار برچسب غیرقابل‌قبول بزنید اما باز فرزندتان را دوست‌داشتنی بخوانید. نمونه موثر: «می‌بینم که اسباب‌بازیها هنوز از روی زمین جمع نشده‌اند. این منو ناراحت می‌کنه. خیلی برام مهمه که خانه مرتب باشه که همه بتونیم راحت باشیم. همه اسباب‌بازی‌هایی که بیرون هستند باید بروند سرجایشان بخوابند. فردا صبح می‌تونی دوباره آنها رو بیرون بیاری.» این مادر بدون عصبانیت یا مقصر جلوه دادن، احساسات و نیازهای خود را مستقیم مطرح کند و عاقبت بد سختی را هم برای رفتار فرزندش عنوان نمی‌کند و به او توضیح می‌دهد که فردا دوباره امتحان کرده و موفق شود. او هیچ انگیزه منفی را به کودک نمی‌چسباند یا به طریقی منفی به شخصیت او برچسب نمی‌زند. گوش ندادن همه ما دوست داریم فرزندمان به دیگران احترام بگذارد. بهترین راه برای این کار با الگوسازی رفتار محترمانه و ملاحظه‌کار در روابط خودمان است. این باعث می‌شود کودک ارزش احترام و همدلی را شناخته و به آنها مهارت‌های ارتباط صحیح را یاد می‌دهد. خیلی وقت‌ها گوش دادن بادقت برای والدین کار سخت‌تری است زیرا بچه‌ها معمولاً وسط حرف می‌پرند و ذهم ما هم پر از کارها و مسئولیت‌های زیادی است که باید انجام دهیم. در این مورد، اشکالی ندارد که به کودک بگوییم که الان نمی‌توانیم به حرف‌هایش گوش دهیم چون مشغول مثلاً آشپزی هستیم اما ۱۰ دقیقه دیگر پیش او می‌رویم که حرف‌هایش را بشنویم. خیلی بهتر است که زمان مشخصی را برای گوش دادن به حرف‌های او اختصاص دهیم تا اینکه بدون توجه کافی حرف‌هایش را بشنویم. البته یادتان باشد، صبر کردن زیاد هم برای بچه‌ها قابل‌تحمل نیست. نمونه بی‌اثر: واکنش مادری به فرزندش که برای او توضیح می‌دهد در فوتبال یک گل زده است. (بدون ایجاد ارتباط چشمی) «چه خوب پسرم. حالا برو و با خواهرت بازی کن (زمزمه با خود) شعله گاز را چرا اینقدر زیاد کردم؟» گوش دادن موثر شامل همه مسائل غیرکلامی مثل ایجاد ارتباط چشمی، نشان دادن فهمیدن با صورت و صدا و استفاده از کلمات مناسب برای منعکس کردن اینکه فهمیده‌ایم می‌شود. این مادر به فرزندش یاد می‌دهد که اذیتش نکند و اینکه چیزهایی که برای او مهم است برای مادر نیست. این باعث می‌شود کودک احساس تنهایی کند. نمونه موثر: واکنش مادر به کودکی که برای او توضیح می‌دهد در فوتبال یک گل زده است. «وای گل زدی؟!! خیلی عالیه! من بهت افتخار می‌کنم. یک کم دیگه میام پیشت می‌خوام برام تعریف کنی!» این مادر شوق و علاقه خود را نشان می‌دهد؛ و از کودک دعوت می‌کند که تعریف کند که چه اتفاقی افتاده است. او به طور موثری احساسات خود را نشان می‌دهد و به کودک کمک می‌کند درمورد واکنش‌های خود آگاهی پیدا کند. این نوع واکنش باعث می‌شود کودک تصور کند مهم و باارزش است و لیاقت توجه را دارد. تربیت کودکان کار بسیار دشواری است و همه ما گاهی اشتباهاتی را مرتکب می‌شویم. ارتباط صحیح با بچه‌ها نیازمند انرژی و زمان زیاد است. باید از احساسات و واکنش‌های خودکار خودمان آگاهی یافته و بتوانیم روشی درست‌تر و عاقلانه‌تر انتخاب کنیم. نشان دادن عواقب کار به بچه‌ها محدودیت‌ها را یاد می‌دهد و گوش دادن به حرف‌هایشان احترام گذاشتن را به آنها آموزش می‌دهد. باید از خودتان خوب مراقبت کنید تا بتوانید انرژی لازم برای تربیت بچه‌ها را داشته باشید. برای این منظور باید اولویت‌هایتان را دوباره بررسی کنید. بچه‌هایی که والدینی محترم، متعهد و پرانرژی دارند یاد می‌گیرند احساساتشان را به طور درست‌تری تعدیل کنند و در بزرگسالی روابط بهتری خواهند داشت. منبع: سلامت نیوز

more_vert شخصیت نامزدتان را از فیلم مورد علاقه‌اش بشناسید

ادامه مطلب

closeشخصیت نامزدتان را از فیلم مورد علاقه‌اش بشناسید

ممکن است سینما رفتن یا فیلم دیدن در خانه در دوران نامزدی امری معمول باشد اما وقتی می‌بینید که نامزدتان برای هر قرار ملاقات سینما را در نظر می‌گیرد و محو تماشای فیلم و سریال‌های تلویزیون می‌شود، می‌توانید از این ویژگی او برای شناخت خصوصیات اخلاقی‌اش استفاده کنید. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد بسیاری از خصوصیات شخصیتی و اخلاقی افراد را می‌توان از روی ژانر فیلم‌هایی که به تماشای آن علاقه دارند شناخت. بهزاد تریوه، متخصص روانشناسی و مشاور خانواده و عضو انجمن روانشناسی بالینی ایران در این‌باره به نکات ریز و جالبی اشاره می‌کند. اگر شما هم در دوران نامزدی قرار دارید و دوست دارید بدانید چگونه می‌توانید بهتر و دقیق‌تر ویژگی‌های شخصیتی نامزدتان را از طریق نوع فیلم‌ها و برنامه‌هایی که به آنها علاقه بیشتری نشان می‌دهد بشناسید، با ما همراه شوید. به این ترتیب شما هم یک گام به ذهنیت فیلمسازان فیلسوف مثل وودی آلن نزدیک می‌شوید! طرفداران فیلم‌های حادثه‌ای؛ پر از انرژی شخصیت‌های هیجانی و افرادی که خشم‌شان را سرکوب کرده‌اند به تماشای فیلم‌های حادثه‌ای (Action) که به جنگ، خشونت و هرج و مرج می‌پردازد، علاقه‌ دارند. این افراد برانگیختگی را دوست دارند و معمولا سرخوش و بشاش هستند. آنها پرانرژی و خوش‌بین هم هستند. ماجراجوها حس ششم قوی دارند افرادی که به فیلم‌های ماجراجویانه (Adventure) که در آن شخصیت داستان به سفر می‌رود یا مسیری را برای رسیدن به هدفی دنبال می‌کند علاقه دارند افرادی تغییرپذیرند و از یک فکر یا کار مخاطره‌آمیز سراغ دیگری می‌روند. این افراد بیشتر به جای تامل بر پایه شم تصمیم‌گیری می‌کنند و تصمیمات‌شان هم احتمالا درست از آب درمی‌آید. انتخاب کمدی؛ شادابی و سرزندگی تماشای فیلم کمدی (Comedy) بیشتر باب میل افرادی است که سرزنده و شاداب هستند و به موضوعات خنده‌دار و داستان‌های شاد بیشتر گرایش دارند. پس اگر نامزد شما از تماشای این فیلم‌ها بیشتر لذت می‌برد، آدم سختگیری نیست و شما را خوشحال می‌کند. خجالتی‌ها درام تماشا می‌کنند افرادی که موضعی حزن‌انگیز و غمگین داشته و تمایل دارند احساسات و هیجانات‌شان را سرکوب کنند به تماشای فیلم‌های درام (Drama) بیشتر راغب هستند. آنها معمولا با دیگران خوب کنار نمی‌آیند و در انتقال دادن عقایدشان مشکل دارند. این افراد به انتقادهای دیگران حساس بوده و خجالتی هم هستند. خیالپرداز‌ها فیلم فانتزی می‌بینند رویاپردازها و شخصیت‌هایی که در آمال و آرزوهای خود زندگی می‌کنند به تماشای فیلم‌های فانتزی (Fantasy) که داستان آن به جادو، سرزمین رویا و افسانه‌های جن و پری می‌پردازد، علاقه زیادی دارند. تخیلات این افراد بسیار قوی است. این افراد ژرف‌اندیش، خیالپرداز و کناره‌گیر هستند و معمولا دیگران آنها را خوب درک نمی‌کنند. محافظه‌کاران از فیلم‌های تاریخی لذت می‌برند شخصیت‌های جست‌وجوگر و تامل‌گرا به تماشای فیلم‌های تاریخی (History) که داستان آن در دوران قدیم و باستان می‌گذرد، علاقه زیادی دارند. این افراد شخصیت‌های خونگرم، درونگرا و آرام دارند و معمولا افراد مناسبی برای مشورت گرفتن هستند چون با نگاهی محافظه‌گرایانه به امور نگاه می‌کنند. کاوشگری و واکاوی مسائل روزمره یکی از ویژگی‌های این افراد است. شخصیت های خشک و بی‌تفاوتبه وحشت پناه می‌برند مرده‌دلی، گرایش به افسردگی و احساس پوچی در این افراد دیده می‌شود. این افراد از فضای ترسناک و وحشت‌زده فیلم به‌طور ناخودآگاه استفاده کرده و به وسیله آن امیال اضطراب‌آور درونی‌شان را در فیلم ارضا و فرافکنی می‌کنند. دسته‌ای از طرفداران فیلم‌های ترسناک (Horror) هم آدم‌های خشک و سردی هستند. علاقه مندان به مناظره، تحلیلگر و هدفمند افراد علاقه‌مند به برنامه‌هایی که موضوع اصلی‌شان مربوط به بحث‌ها و گفت‌وگوهای چندنفره (Talk-Show) است، شخصیت‌های تحلیل‌گری داشته و بیشتر به مطالعه علوم انسانی و جامعه‌شناسی گرایش دارند. اینها به تصمیم‌های کلان و رهبری علاقه‌مندند و راهبردهای وسیعی را در سر می‌پرورانند. این افراد اهل ایجاد ادله و براهین عالی هستند. افرادی که عمیقا به دنیای عملی گرایش دارند و سازش‌پذیرند؛ آدم‌هایی منظم، برنامه‌ریز و هدفمند. دوستداران شرلوک هولمز؛ کمال‌گرا و مرموز اشخاصی که در برابر سختی‌ها مقاومند و سختکوشی، اراده، ذوق، اشتیاق و کمال‌گرایی بیشتر و روحیه‌ تنبلی، لوس بودن، کم‌آموزی و واقع‌بینی کمتری دارند به فیلم‌های معمایی (Mystery) که در آن اتفاقات مرموزی رخ می‌دهد و شخصیت اصلی داستان در پی یافتن علت آن است، علاقه و گرایش زیادی دارند. این افراد به مسائل مرموز پوشیده مانند غیب‌گویی، پیشگویی و مسائل فوق طبیعی علاقه‌مند هستند. مردی قانونمند و باتجربه علاقه‌مندان به فیلم‌هایی با موضوعات روانشناسی (Psychological) دقیقا مطابق با مقررات جامعه عمل می‌کنند. آنها هم درباره دنیای درونی و هم درباره دنیای بیرونی کنجکاوند و زندگی‌شان سرشار و غنی از تجربه است. آنها به پذیرش عقاید جدید و ارزش‌های غیرمتعارف تمایل دارند و بیشتر و عمیق‌تر از اشخاص غیرانعطاف‌پذیر هیجان‌های مثبت و منفی را تجربه می‌کنند. خانم‌ها بیشتر عاشقانه می‌بینند دلبستگی، سرزندگی و فعالیت از مشخصه‌های اصلی افراد علاقه‌مند به فیلم‌های عاشقانه (Romance) است. این افراد بسیار هیجانی‌اند و به‌طور غیرمعمولی نسبت به عقاید و انتظارات دیگران حساس‌ هستند. آنها از لحاظ عاطفی حساس بوده و به‌راحتی رابطه دوستی برقرار می‌کنند. آدم‌های معاشرتی و سرزنده‌ای هستند. این تیپ شخصیتی در زنان بیشتر از مردان دیده می‌شود. اگر کارتون زیاد می‌بینید... عاشقان کارتون و انیمیشن با استفاده از حـواس پـنجگانه و به‌کـارگیری مهارت‌های عملی در طلب پایداری و استواری‌ هستند. دوستان این افراد آنها را قابل اعتماد می‌پندارند. اینها به معنویت، سکون و آرامش گرایش زیادی دارند. اهل ریسک و جویای موفقیت افراد علاقه‌مند به تماشای فیلم‌هایی که تمام یا بخشی از آن به معرفی زندگی یک شخصیت می‌پردازد (Biography) افرادی جویای موفقیت و آرزوهای بزرگ هستند. این افراد معمولا الگوبرداری‌های خوبی دارند، اهل ریسک‌ هستند و دوست ندارند هیچ فرصتی را از دست بدهند. جنایی‌دوست‌ها؛ سرکش و ماجراجو کسانی که به تماشای فیلم‌هایی که به تاریخچه جنایت‌ها می‌پردازند یا به داستان‌های جنایی تبهکاران و جنایتکاران مافیا (Crime) علاقه دارند، افرادی غیرقابل پیش‌بینی، سرکش و هیجانی هستند. اینها معمولا افراد بدبینی هستند و توانایی لذت بردن‌شان از مسائل پایین است. این دسته از افراد وابسته به کار هستند، اعتماد به نفس پایینی دارند و اغلب شاد نیستند ولی در عین حال ماجراجو و مخاطـره‌طـلب هستند و تـرسی از برهم زدن قوانین و عادت‌ها ندارند. مستندبازها؛ منطقی و آرام فیلم‌های مستند از جمله ژانرهایی است که بینندگان خاص خودش را دارد. وقتی می‌بینید نامزدتان به تماشای مستند (Documentary) علاقه دارد، باید او را فردی منطقی و اهل علم‌ بدانید. این افراد به‌راحتی هر مطلبی را باور نمی‌کنند. به عبارت دیگر ساده‌لوح نیستند و قبل از پذیرفتن هر چیز باید کاملا قانع شوند. اینها آرام و منطقی‌اند و دیگران می‌توانند بـه آنها اطمینان و تکیه کنند. اهل خانه و خانواده افرادی که به تماشای فیلم‌های خانوادگی (Family) علاقه‌مندند افرادی آسان‌گیر و بی‌خیال هستند. اینها اهل خانواده اند و دارای روابط صمیمی با هیجانات امن، آسوده، فروتن و خاکی‌ و درعین حال شخصیت‌هایی معاشرتی، لذت‌جو و سازش‌پذیرند. یک دلهره عجیب علاقه‌مندان به فیلم‌های هیجان‌انگیز که در آنها تعلیق، کشش و هیجان به عنوان عناصر اصلی استفاده شده است (Thriller) اشخاصی هستند وابسته به پاداش و گشاده‌رو. اینها نسبت به سایر افراد گرما، صمیمیت و مهربانی بیشتری دارند و در عین حال بی‌انگیز‌گی، گوشه‌گیری، سردی و استقلال‌شان کمتر است. اینها برای لذت‌جویی و جست‌وجو کردن تجربیات تازه کمتر تمرکز می‌کنند. این دسته افراد زندگی جالب، غیرمعمولی و اغلب عجیب و غریبی دارند. ایرادگیرها و از خود مطمئن فیلم جنگی می بینند فرد علاقه‌مند به فیلم‌های مربوط به جنگ، اسیران جنگی، عملیات‌های مخفی نظامی و آموزش نظامی (War) فردی آشفته، سردرگم، سرزنشگر، ایرادگیر، خودکامه و ارباب است و مانند بالادست‌ها رفتار می‌کند. این افراد فشار خون بالایی دارند. صدای شان خشن، ‌گرفته و اغلب زیر و بلند است. به احساسات و افکار دیگران اهمیت زیادی نمی‌دهند و منزوی، سرد و از خود مطمئن به نظر می‌رسند. طرفداران سریال های چندفصلی؛ صبور و درونگرا حتما دیده‌اید که این روزها سریال‌های بلند و طولانی هم برای خودش طرفدارانی دارد. کسانی که به دنبال کردن سریال‌های تلویزیونی چند فصلی علاقه‌مندند افرادی هستند بسیار صبور، خانواده‌دوست، پرحرف، نتیجه‌مدار، درونگرا و تحلیلی. یک داماد ایده‌آل! پرشور، سرزنده، فعال! رقابت‌جو و اهل معاشرت‌های شاداب. ایده‌آل ولی از نوع منطقی و صبور و اهل مراقبت و تامین و سازماندهی و پشتیبانی. افراد علاقه‌مند به تماشای فیلم‌هایی که به موضوعات ورزشی (Sport) می‌پردازد، انسان‌هایی بسیار سخاوتمندند که دوست دارند همه را یاری و کمک کنند. کنجکاو و احسـاسـاتی هستند و دوست دارند از طریق موازنه، جهان را به مکانی مناسب‌تر تبدیل کنند. در وسترن غرق می‌شود؟ لجباز و فرصت‌طلب است دوستداران فیلم‌های وسترن (Western) که به داستان‌هایی که بیشتر در نیمه دوم قرن ۱۹ میلادی و در آمریکای قدیم اتفاق افتاده است، می‌پردازد، معمولا آرزوهای بزرگ‌منشانه‌ای دارند. آنها یک‌دنده، لجباز و فرصت‌طلب هستند و تفکر منطقی را سرکوب می‌کنند. این افراد هیجان عمیقی دارند ولی آن را علنی ابراز نمی‌کنند. مرموز و دست‌نیافتنی به نظر می‌رسند. این دسته افراد به ساکت بودن، متواضع بودن و کودکانه رفتار کردن گرایش دارند. شاد و موزیکال، امیدوار و خلاق شادی و خلاقیت، امید به زندگی بالا و خونسردی و عاری بودن از هر نوع اضطراب‌ از ویژگی‌های بارز افراد علاقه‌مند به فیلم‌های موزیکال (Musical) است. البته گاهی بعضی از افراد به‌شدت مضطرب سراغ تماشای این فیلم‌ها می‌روند تا سطح اضطراب‌شان را کاهش دهند. این اشخاص به زیبایی، هنر، طراوت و شادابی علاقه‌مند بوده و ذاتا افرادی محـتاط و هـوشـیارند. مسابقه تصویری؛ حسابگر و خونسرد مسابقات رادیویی یا تلویزیونی هم برای خودش طرفدارانی دارد. افرادی که پای ثابت تماشای این مسابقات هستند به ایجاد تغییرات اساسی و عمده در زندگی‌شان گرایش زیادی دارند. این افراد به روی دادن اتفاقات خاص و خارق‌العاده در زندگی معتقدند. اینها خودرای، خودخواه و بیش از اندازه معقول و حسابگرند؛ افرادی آرام، خونسرد و آسوده‌خاطر که می‌توان آنها را با ماشین حساب یا کتاب لغت مقایسه کرد! منبع: مجله زندگی ایده آل

more_vert چگونه به یک فرد افسرده کمک کنیم؟

ادامه مطلب

closeچگونه به یک فرد افسرده کمک کنیم؟

وقتی یکی از اعضای خانواده یا دوستانتان دچار افسردگی شده است، حمایت و تشویق شما نقش بسیار مهمی در بهبودی او خواهد داشت. اما اگر نیازهای خودتان را نادیده بگیرید، افسردگی او ممکن است شما را خسته کند. راهنمایی‌های زیر می‌تواند کمکتان کند از فردی که دچار افسردگی است حمایت کنید و در عین حال آرامش احساسی خودتان را نیز حفظ کنید. افسردگی اختلالی جدی اما قابل‌درمان است که میلیون‌ها نفر را، پیر و جوان و از همه طبقات اجتماعی، تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. این اختلال می‌تواند در زندگی عادی شما ایجاد اخلال کند و موجب درد شدیدی، نه فقط برای کسی که به آن مبتلاست، بلکه برای همه اطرافیان او شود. اگر یکی از عزیزانتان دچار افسردگی باشد، ممکن است احساسات دشواری مثل ناامیدی، خستگی، کلافگی، عصبانیت، ترس، گناه و ناراحتی را تجربه کنید. همه این احساسات کاملاً طبیعی هستند. کنار آمدن با کسی که دچار افسردگی است، کار آسانی نیست. و اگر مراقب خودتان نباشید، واقعاً ممکن است کلافه‌کننده باشد. روش‌هایی برای کمک به چنین عزیزانی وجود دارد. ابتدا سعی کنید اطلاعاتتان درمورد افسردگی را بیشتر کنید و درمورد آن با آن عزیزی که دچار افسردگی است صحبت کنید. اما یادتان نرود که حواستان به سلامت احساسی خودتان هم باشد. فکر کردن و در نظر گرفتن نیازهای خودتان اصلاً خودخواهی نیست کاملاً هم ضروری است. اگر از نظر احساسی قوی باشید، می‌توانید دوست افسرده‌تان را به خوبی حمایت کنید. درک افسردگی یک دوست یا یکی از اعضای خانواده:• افسردگی مشکلی جدی است. جدیت این مشکل را شوخی نگیرید. افسردگی انرژی، خوشبینی و انگیزه فرد را می‌گیرد. فرد افسرده نمی‌تواند فقط با نیروی اراده خود، خودش را از این ورطه بیرون بکشد. • علائم افسردگی شخصی نیست. افسردگی، برقراری ارتباط با دیگران، حتی کسانی که دوستشان دارد را برای فرد افسرده مشکل می‌سازد. علاوه بر این، افراد افسرده معمولاً حرف‌های نیش‌دار به زبان می‌آورند که در آخر منجر به افسردگی می‌شود. یادتان باشد این حرف‌ها، حرف‌های یک فرد افسرده است نه کسی که دوستش دارید، پس سعی کنید حرف‌های او را به خودتان نگیرید. • پنهان کردن این مشکل به از بین رفتن آن کمک نمی‌کند. اگر بخواهید بهانه بیاورید، روی مشکل را بپوشانید یا به کسی که افسردگی دارد دروغ بگویید، هیچ تغییر مثبتی ایجاد نخواهد شد. حل کردن این مشکل فقط به شما بستگی ندارد، درواقع کاری هم نمی‌توانید بکنید. نباید خودتان را بخاطر افسردگی آن فرد مقصر بدانید یا خودتان را مسئول شادی آن فرد بدانید. بهبودی فقط در دستان خود آن فرد است. آیا دوست یا عضو خانواده‌ام افسرده است؟ دوستان و خانواده معمولاً در خط اول دفاع در جنگ علیه افسردگی هستند. به همین دلیل خیلی مهم است که با علائم و نشانه‌های افسردگی آشنا شوید. این باعث می‌شود حتی قبل از آن فرد بتوانید افسردگی را در او تشخیص دهید و تاثیر و نگرانی شما به آن فرد انگیزه بیشتری برای بهبودی دهد.در صورت مشاهده علائم زیر در دوست یا عضو خانواده‌تان باشد نگران شوید:• به نظر می‌رسد که دیگر هیج چیز برای او فرقی ندارد.• به طور غیرعادی ناراحت، آسیب‌پذیر، حساس، خرده‌گیر و دمدمی‌مزاج شده است.• علاقه خود به کار، ارتباط‌جنسی، سرگرمی‌ها و سایر فعالیت‌های لذت‌بخش را از دست داده است.• درمورد احساساتی مثل ناامیدی و درماندگی حرف می‌زند.• نگرشی منفی به زندگی پیدا کرده است.• مکرراً از دردهایی مثل سردرد، دل‌درد و کمردرد شکایت می‌کند.• از دوستان، خانواده و فعالیت‌های اجتماعی کناره‌گیری کرده است. • کمتر یا بیشتر از حد طبیعی می‌خوابد.• بیشتر یا کمتر از حد طبیعی می‌خورد و به‌تازگی وزن اضافه یا کم کرده است.• فراموشکار، دودل و بی‌برنامه شده است.• به مشروبات الکلی یا موادمخدر و همچنین انواع داروهای مسکن یا خواب‌آور روی آورده است.-چطور با آن فرد درمورد افسردگی حرف بزنید گاهی اوقات خیلی سخت است که بدانید با کسی که دچار افسردگی شده است چطور حرف بزنید. ممکن است بترسید که اگر آن موضوع و نگرانی‌تان در آن رابطه را مطرح کنید، آن فرد عصبانی یا ناراحت شده و یا نگرانی شما را نادیده بگیرد. احتمالاً نمی‌دانید چه سوالاتی باید از او بپرسید و چطور از او حمایت کنید. اگر نمی‌دانید از کجا باید شروع کنید، توصیه‌های زیر می‌تواند به شما کمک کند. اما یادتان باشد که شنونده‌ای خوب بودن خیلی مهم‌تر از نصیحت کردن است. نباید سعی کنید آن فرد را «اصلاح» کنید؛ فقط باید خوب به حرف‌های او گوش دهید. گاهی‌اوقات فقط حرف‌زدن رودررو با آن فرد کمکی قابل‌توجه برای او خواهد بود. باید آن فرد را تشویق کنید که درمورد احساساتش حرف بزند و شما نیز بدون قضاوت کردن به حرف‌هایش گوش دهید. نباید انتظار داشته باشید که یکبار گفتگو کار را تمام کند. افراد افسرده معمولاً از دیگران کناره گرفته و خودشان را جدا می‌کنند. باید علاقه‌تان به شنیدن حرف‌های او را بارها و بارها به او نشان دهید. باید مهربان باشید و پشتکار داشته باشید.-راه‌هایی برای شروع گفتگو: • اخیراً نگرانت شده‌ام.• جدیداً حس می‌کنم کمی تغییر کرده‌ای و دوست دارم بدانم حال و اوضاعت چطور شده است.• گفتم حالت را بپرسم چون متوجه شده‌ام اخیراً ناراحت به نظر می‌رسی.-سوالاتی که می‌توانید بپرسید: • از کی چنین احساسی پیدا کرده‌ای؟• آیا اتفاقی افتاده که باعث شده چنین حسی پیدا کنی؟• چطور می‌توانم کمکت کنم؟• آیا به این فکر کرده‌ای که از کسی کمک بگیری؟یادتان باشد برای حمایت کردن از این افراد باید به آنها امید و انگیزه بدهید. برای اینکار باید با زبانی به آن فرد صحبت کنید که درک کند و بااینکه در چارچوب فکری افسرده است، به آن واکنش دهد.-چه بگویید که تاثیرگذار باشد: • تو تنها نیستی. من با توام و هر کاری از دستم بربیاید برایت انجام می‌دهم.• شاید الان باور نکنی اما مطمئنم احساس و روحیه‌ات خیلی زود عوض می‌شود.• شاید نتوانم درک کنم که دقیقاً چه حسی داری اما من مراقبتم و می‌خواهم کمکت کنم.• هرزمان احساس کردی ناامید و دلسرد شده‌ای، به خودت بگو فقط یک روز، یک ساعت، یا یک دقیقه دیگر طاقت می‌آوری.• تو برایم خیلی مهمی. زندگی تو خیلی برای من مهم است.• به من بگو چه کمکی از دستم برمی‌آید که برایت انجام دهم. -از گفتن این جملات خودداری کنید: • فکرت خراب شده، به خودت تلقین می‌کنی.• اینجور حس‌ها برای همه ما پیش می‌آید.• سعی کن به چیزهای خوب فکر کنی.• چیزهای زیادی برای زندگی کردن وجود دارد، چرا دوست داری بمیری؟• من کاری نمی‌توانم برای وضعیت تو انجام دهم.• سعی کن خودت را از این وضعیت بیرون بکشی.• نباید تا الان بهتر می‌شدی؟-چطور در عین مراقبت از خودتان، به فرد افسرده کمک کنید یک انگیزه ذاتی در همه ما وجود دارد که بخواهیم مشکلات کسانی که دوستشان داریم را برطرف کنیم. اما باید بدانید که قادر به کنترل افسردگی عزیزتان نیستید. اما می‌توانید وضعیت مراقبت از خودتان را کنترل کنید. همان‌قدر که برای آن فرد مبتلا به افسردگی مهم است که سالم بماند، برای شما هم مهم است. بنابراین حفظ سلامت خودتان هم باید یکی از اولویت‌هایتان باشد.توصیه مهمانداران هواپیما را همیشه به خاطر داشته باشید: قبل از اینکه برای گذاشتن ماسک اکسیژن به کسی کمک کنید، ماسک خودتان را بگذارید. به عبارت دیگر، قبل از اینکه به کمک یک فرد افسرده بروید، باید از سلامت و خوشبختی خودتان مطمئن شوید. اگر خودتان زیر بار فشار ناشی از کمک به آن فرد خرد شوید، هیچ کمکی هم به او نخواهد شد. وقتی نیازهای خودتان برآورده شوند، انرژی لازم برای کمک به آن فرد را نیز پیدا خواهید کرد. -نکاتی برای مراقبت از خودتان • به این شرایط سخت مثل ماراتن نگاه کنید؛ برای ادامه راه نیاز به مکمل اضافه نیاز دارید. ایده‌های زیر به شما کمک می‌کند خودتان را قوی‌تر کنید تا بتوانید در مراحل درمان و بهبودی افسردگی به عزیزتان کمک کنید. • حرف‌هایتان را بزنید. به احتمال زیاد وقتی عزیزی که دچار افسردگی است با حرف‌هایش ناراحتتان کند، تصور می‌کنید نباید چیزی بگویید. اما گفتگوی صادقانه در طولانی مدت کمک زیادی به رابطه شما خواهد کرد. اگر در خاموش فقط تحمل کنید و اجازه بدهید که در دلتان کینه و خشم شکل گیرد، عزیزتان این حس‌های منفی را دریافت کرده و حال بدتری پیدا خواهد کرد. قبل ازاینکه احساسات شرایط را برای گفتگو سخت کنند، خیلی آرام و با محبت درمورد احساستان با آن فرد صحبت کنید. • مرز تعیین کنید. البته که می‌خواهید کمک کنید اما اگر اجازه دهید زندگی خودتان تحت‌تاثیر افسردگی عزیزتان قرار گیرد، سلامت خودتان به خطر خواهد افتاد. برای جلوگیری از بروز خشم و خستگی در خودتان، محدوده مشخص برای کارهایی که می‌خواهید انجام دهید تعیین کنید. شما روانشناس آن فرد نیستید، پس آن مسئولیت را بر عهده نگیرید. • در جریان روند زندگی خودتان باشید. بااینکه وقتی می‌خواهید از کسی که دچار افسردگی است مراقبت کنید، شاید نتوانید جلوی بعضی تغییراتی که در زندگی روزمره‌تان ایجاد می‌شود را بگیرید، اما باید سعی کنید قرارها و برنامه‌هایتان با دیگران را بر هم نزنید. اگر این دوست یا نزدیکتان نمی‌تواند بیرون بیاید یا در برنامه سفری که ترتیب داده‌اید شرکت کند، از دوست دیگری بخواهید که شما را همراهی کند. • از دیگران درخواست حمایت و پشتیبانی کنید. اگر از دیگران درخواست کمک و پشتیبانی کنید، به دوستتان خیانت نکرده‌اید. شرکت در گروه‌های حمایتی، صحبت با یک مشاور روانشناس یا اعتماد به دوستی دیگر برای درمیان گذاشتن مسائل کمکتان خواهد کرد که از این دوران سخت راحت‌تر عبور کنید. لازم نیست جزئیات مربوط به افسردگی آن نزدیکتان را با دیگران درمیان بگذارید که به اعتماد او خیانت شود؛ درعوض می‌توانید روی احساسات خودتان متمرکز شوید. دقت کنید که با کسی که به او روی آورده‌اید صادق باشید و درمورد احساساتتان قضاوت نکنید!-تشویق فرد افسرده به درخواست کمک افسردگی چیزی نیست که فقط با نیروی اراده بتوانید آن را از بین ببرید اما حتی اگر افسردگی‌تان بسیار شدید باشد، کمی کنترل روی آن دارید. رمز بهبودی از افسردگی این است که با هدف‌های کوچک شروع به اصلاح کنید. زمان می‌برد تا بهتر شوید اما اگر هر روز انتخاب‌های مثبتی برای خودتان داشته باشید و به حمایت دیگران تکیه کنید، بهبود خواهید یافت. بااینکه کنترل بهبودی فردی دیگر از افسردگی دست شما نیست، می‌توانید با تشویق آن فرد به درخواست کمک شروع کنید. وارد کردن یک فرد افسرده به روند بهبودی کار سختی است. افسردگی انرژی و انگیزه را از بین می‌برد، به همین دلیل حتی وقت گرفتن یا پیدا کردن یک دکتر، فرد را دچار دلهره و اضطراب می‌کند. همچنین افسردگی خط فکری فرد را منفی می‌کند و ممکن است فرد افسرده تصور کند که هیچ راه نجاتی از این وضعیت ندارد و درمان هم بی‌فایده است.بخاطر همین موانع، اینکه فرد افسرده را متقاعد به پذیرفتن مشکلش کنید و کمکش کنید باور کند که مشکلش حل‌شدنی است، قدم بسیار مهمی در بهبودی او برداشته‌اید.-اگر فرد افسرده دربرابر کمک گرفتن از دیگران مقاومت کرد: • یک معاینه و چکاپ عمومی را به او پیشنهاد دهید. ممکن است آن فرد برای دیدن پزشک عمومی خانوادگی‌تان کمتر اضطراب پیدا کند تا یک دکتر متخصص روانشناس. ملاقات منظم با دکتر عمومی انتخاب بسیار خوبی است زیرا آن دکتر می‌تواند علل پزشکی آن افسردگی را نیز تشخیص دهد. اگر دکتر افسردگی را در فرد تشخیص دهد، می‌تواند او را به یک مشاور یا روانشناس معرفی کند. گاهی‌اوقات، این توصیه «تخصصی» بسیار بهتر عمل خواهد کرد. • به فرد افسرده کمک کنید که یک دکتر یا مشاور پیدا کند و در اولین ملاقات او را همراهی کنید. پیدا کردن یک مشاور خوب کار سختی است و معمولاً یک فرایند آزمون و خطاست. برای فرد افسرده که سطح انرژی او پایین آمده است، داشتن کسی که به او برای تماس‌ گرفتن و وقت گرفتن از دکتر کمک کند بسیار عالی است.• فرد افسرده را تشویق کنید کمی به علائم و نشانه‌های بیماری در خود فکر کرده و لیستی از آن تهیه کند تا با دکتر درمورد آن صحبت کند. شما هم می‌توانید نشانه‌هایی که در او مشاهده کرده‌اید را بعنوان کسی که از بیرون به وضعیت او نگاه می‌کند، عنوان کنید.-حمایت از درمان افسردگی او • یکی از مهمترین کارهایی که می‌توانید برای کمک به آن فرد انجام دهید این است که عشق و حمایت بی قید و شرط خودتان را در طول دوره درمان نثار او کنید. برای این کار باید بسیار صبور و مهربان باشید که خیلی وقت‌ها در برخورد با منفی‌گرایی‌ها، دشمنی‌ها و دمدمی‌مزاجی این افراد کار آسانی نیست. • هر نوع کمکی که آن فرد به آن نیاز دارد را تامین کنید. به او کمک کنید سر قرارملاقات‌های خود با دکتر حاضر شود، درمورد روش‌های درمانی آن تحقیق کند و به برنامه‌ درمانی خود متعهد باشد. • توقعات واقع‌گرایانه داشته باشید. نگاه کردن به یکی از عزیزان که با افسردگی دست و پنجه نرم می‌کند، مخصوصاً اگر روند بهبودی او کند باشد، بسیار سخت است. خیلی مهم است که صبور باشید. حتی با بهترین روش‌های درمانی هم بهبودی از افسردگی یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد. • الگوی خوبی برای او باشید. فرد افسرده را تشویق کنید تا سبک‌زندگی سالم‌تر و پرانگیزه‌تری را دنبال کند و خودتان الگوی او باشید: نگرشی مثبت به زندگی داشته باشید، خوب غذا بخورید، از مصرف نوشیدنی‌های الکلی و موادمخدر دوری کنید، ورزش کنید و به کمک و حمایت دیگران تکیه کنید. • او را تشویق به فعالیت کنید. از او دعوت کنید همراه شما در فعالیت‌های پرهیجان و پرانرژی مثل رفتن به سینما یا شام خوردن در یک رستوران شرکت کند. ورزش نیز بسیار تاثیرگذار است، بنابراین سعی کنید او را به حرکت وادارید. می‌توانید با هم به پیاده‌روی بروید که یکی از ساده‌ترین این فعالیت‌هاست. • گاهی حتی انجام کارهای کوچک هم برای فرد افسرده سخت است. در کارهای خانه به او کمک کنید اما تا جایی پیش روید که خودتان خسته نشوید.خطر خودکشی جدی است-در موقعیت‌های بحرانی چطور عمل کنید: اگر تصور می‌کنید که آن فرد در خطر دست زدن به خودکشی قرار دارد، هیچوقت و تحت هیچ شرایطی او را تنها نگذارید. حتی می‌توانید از مراکز جلوگیری از خودکشی کمک بگیرید. باور اینکه کسی که دوستش دارید به چیز ترس‌آوری مثل خودکشی فکر می‌کند بسیار سخت است اما ممکن است فرد افسرده هیچ راه دیگری پیش پای خود نبیند. افسردگی قدرت قضاوت و تفکر را از فرد می‌گیرد و یک فرد بسیار منطقی را به جایی می‌کشاند که تصور کند مرگ تنها راه پایان دادن به این درد است. وقتی کسی افسرده است، خطر خودکشی کردن او بسیار جدی است. خیلی مهم است که نشانه‌های هشداردهنده آن را بدانید:• حرف زدن درمورد خودکشی، مرگ یا آسیب رساندن به خود• ابراز تمایل به مرگ• ابراز احساسات دلسردی و ناامیدی و تنفر از خود• رفتارها و اعمال خطرناک و مخرب• انجام دادن و سر و سامان دادن به کارهایش و خداحافظی کردن• جستجوی قرص، اسلحه یا هر وسیله کشنده دیگر• حس آرامش ناگهانی بعد از افسردگی اگر تصور می‌کنید یکی از دوستان یا اعضای خانواده‌تان به خودکشی فکر می‌کند، درمورد نگرانی‌تان با او حرف بزنید. به میان آوردن چنین موضوعی برای خیلی افراد آسان نیست اما این یکی از بهترین کارهایی است که می‌توانید برای چنین کسی انجام دهید.میگنا دات آی آر شفاف صحبت کردن درمورد فکر خودکشی می‌تواند زندگی یک نفر را نجات دهد، پس موضوع را با او مطرح کرده و سعی کنید برای کمک گرفتن از متخصص به او کمک کنید.