جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert شجریان به مثابه یک پدیده فراجناحی

ادامه مطلب

closeشجریان به مثابه یک پدیده فراجناحی

روزنامه همدلی در مطلبی آورد: شجریان آنگونه که خود گفته است و سلوک فکری‌اش نیز نشان داده است، «نه سیاسی بود و نه توده‌ای» و فقط علاقه داشت که نبوغ هنری‌اش را بر خلاف طرفداران ایده (هنر برای هنر) در راستای مسئولیت اجتماعی یک هنرمند قرار دهد و به خوبی توانست به عنوان یک هنرمند و سرآمد موسیقی و آواز ایرانی، مسئولیت و رسالت اجتماعی خود را ادا کند. روزنامه همدلی یکشنبه ۲۰ مهر یادداشتی را به قلم صلاح‌الدین هرسنی کارشناس علوم سیاسی منتشر کرد در گزیده ای از آن آمده است: نباید درگذشت و سوگ خسرو آواز ایران را جناحی کرد. این را پسرش و بدیل شایسته‌اش همایون شجریان نیز گفته است. شجریان در کنار نمایش نبوغ هنری‌اش و تسلط بر شگرد و ردیف‌های موسیقی ایرانی، هیچگاه از مردم فاصله نگرفت و در کوران سختی‌ها و حتی در سر فراز دوران‌ها، در کنار مردم خود ایستاد. بدون شک راز جاودانگی و بزرگی هنرمندی چون شجریان مردمی بودن آن است؛ هنرمندی که خود را شریک شادی‌ها و غم‌های مردم کرد و با صدای داودی خود پیام‌آور و خاطره‌بخش امیدها و عاشقی کردن مردم سرزمین خود شد و حتی در راستای مسئولیت اجتماعی خود توانست پیام‌های اجتماعی‌اش را متوجه دوستداران و طرفداران خود کند. ‌این‌که هر هنرمندی باید دارای یک خط و منش سیاسی باشد، تردیدی در آن نیست، اما منش سیاسی شجریان همیشه به خدمت اجتماعی منجر می‌شد و هیچگاه نفع شخصی و جناحی را تعقیب نمی‌کرد و ترجیح می‌داد که صدای مردم شنیده شود و به همین خاطر بود که او ترجیح داد صدای مردم خود باشد.متاسفانه و در کمال تعجب با رسانه‌ای شدن درگذشت استاد شجریان ما شاهد کنش‌های سیاسی از سوی دوستداران و البته مخالفان کنش‌های اجتماعی استاد شجریان بوده‌ایم.بدون تردید با سیاسی کردن مرگ و سوگ استاد شجریان فضا نه تنها به زیان دوستداران و تنزل شأن و جایگاه این استاد می‌شود. البته داستان قهر و غضب جریان‌های رادیکال با استاد شجریان و محروم کردن مردم ایران از دعای ربنای او بر کسی پوشیده نیست. شجریان آنقدر بزرگ و آنقدر شایسته است که بزرگ کردنش نیازمند جناحی و سیاسی شدن نیست و برای نمایش بزرگی‌اش همین مردمی بودن و البته نبوغ هنری‌اش کافی است.

more_vert این جان نامیرا!

ادامه مطلب

closeاین جان نامیرا!

روزنامه همدلی در مطلبی آورد: نام محمدرضا شجریان در ۶دهه اخیر یکی از درخشنده‌ترین نام‌ها در تاریخ معاصر ایران است؛ چه کسانی که در وادی هنر موسیقی نفس می‌کشند و چه آنهایی که به فرهنگ ایران زمین عشق می‌ورزند، با این نام انس گرفته‌اند. روزنامه همدلی سه شنبه ۱۵ مهر در یادداشتی به قلم عادل جهان‌آرای روزنامه نگار نوشت: شجریان فقط یک نام نیست، روش، منش و کرداری انسانی و هنری است که در پرتو آن می‌توان عشق به انسانیت، عشق به موسیقی، عشق به صلح و آرامش، عشق به هنر و خصوصا عشق به وطن را به تماشا نشست. شجریان یک سلاح داشت و آن، صدای ملکوتی‌اش بود که از آن برای بهروزی و سعادت مردم سرزمین خود و همنوعانش بهره می‌برد. حلقه وصل او با مردم آب و خاک سرزمین پدری و دیگر مردمان این کره خاکی، موسیقی و صوت بود. او نیک می‌پنداشت که موسیقی زبان همدلی بشریت است و چه بهتر که با این زبان ارتباطات عاطفی نوع بشر را افزایش دهد و دقایقی خوش را برای آنها فراهم سازد. صدای روح‌افزای او زبانِ ‌حال مردم بود، مردمی که درد در جانشان و چیزی نظیر آتش در استخوانشان می‌سوزد، با صدای شجریان آرام می‌گیرند. برخی سال‌ها نخواستند و نگذاشتند شجریان در خانه خود بخواند و در پی آن بودند که او را هر چه بیشتر در وطن خویش غریب سازند، اما این جان گرامی برای مردم این سرزمین هر روز آشناتر از دیروز و عزیزتر از هر روز شده است. قرار بود نامش را بر روی خیابانی بگذارند، اما نشد! به راستی نام چه کسی برای همیشه بر تابلوی خیابانی ماندگار شد؟ مگر آنکه نام‌ها در دل و یاد مردم سرزمینی جاودانه بمانند، نام شجریان بی‌تردید در تاریخ ایران یکی از نام‌های جاودان‌ خواهد بود. اما اگر تاریخ را با چشم حقیقت‌بین نگاه کنیم، خواهیم دید که این نام‌ها در تاریخ چه درخششی دارند و چگونه بعد از گذشت سال‌ها یا دهه‌ها از درگذشت آنها، همچنان بخشی از افتخارات هنری این سرزمین‌اند، از معاصران قدرت‌مدار آنها آیا نام و نشانی از سر نیکی به جا مانده است؟ مرگ بخشی از حقیقت هستی است و چاره‌ای جز پذیرفتن آن نیست، اما بدترین مرگ، مرگی است که بعد از درگذشت آدمی، گیاه لعنت بر خاک کسی بروید، در حالی که به گواه تاریخ شجریان و افرادی مثل او با هنر و منش خود به زیست خضرگونه خود در بین آدمیان ادامه خواهند داد و بر تربت آنها عشق و دوستی خواهد رویید، تربتی که زیارتگه رندان جهان خواهد شد. صدای شجریان صدای مردم ایران است و مردم ایران هم در این کره خاکی عمری هزاران ساله‌ را تجربه کرده‌اند و همچنان پایدار خواهند زیست و شجریان نیز زنده خواهد بود.

more_vert شجریان را باید با شجریان سنجید

ادامه مطلب

closeشجریان را باید با شجریان سنجید

روزنامه همدلی در مطلبی نوشت: شجریان‌ها مرزهای ارزش‌ها و معناها را جابه‌جا می‌کنند و به تاریخ بُعد و جهت می‌دهند. صدای شجریان هم صدای از جنس هَزارها و هزاره‌هاست، از جنس نت‌های مرغ سحر است و هارمونی بین رقص برگ و باد و از همین‌روست که تحریرها و در واقع هنر صدای شجریان ترجمانِ موج و اوج است. روزنامه همدلی ۲۱ مهر یادداشتی را به قلم بشارت جعفری فعال فرهنگی منتشر کرد در گزیده ای از آن آمده است: از جمله آفات و بدعت‌های غلط نهادینه شده در ذهن ما انسان‌ها «معیار زدگی» و «ارزش‌زدگی» است. به همین خاطر برای تبیین، تفسیر و تحلیل پدیده‌ها، موضوعات، و محتواها به حسب عادت فکری خود به دنبال مرجع و منبعی به عنوان متر و معیار می‌گردیم. این آفت باعث می‌شود که از اساس خلاقیت‌ها نوآوری‌ها و در کل قالب‌های تکینه هر شخص، اثر یا هر محتوایی را نبینیم و یا کم‌سوتر ببینیم. به زبان دیگر ذهن ارزش زده توانایی کمتری در برجستگی سویه‌های زیباشناسانه آثار بدیع و تازه دارد. اگر از این آفت ذهنی خود را وارهانیم به ادعای هگل می‌رسیم که «افکار و رفتار ما انسان‌ها می‌تواند به تاریخ بُعد و جهت بدهد.» از زمان درگذشت استاد شجریان هر کدام از ما با هر نحله و گرایش فکری و کاری در پی تحلیل و تفسیر شخصیت و آثار او بودیم. عده‌ای با متر و معیارهای شخصیت‌های سیاسی و انقلابی آن هم با غلظتِ از نوع چگوارایی‌اش او را به سنجه می‌کشند و عده‌ای طلحه و زبیرش می‌خوانند. «حافظ چو آب نظم ز شعر تو می‌چکد /حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت.» شجریان از جنس و تبار هنر بود. آنچه که ما تاکنون از هنر می‌بینیم، می‌شنویم و لمس می‌کنیم تنها آثار، نتایج و تولیدات هنری است. بشر تاکنون نتوانسته سر چشمه‌های زایای هنر را بشناسد و دلایل و عوامل جوشش و خلق یک اثر هنری را بیابد. به عنوان مثال کسی تاکنون نتوانسته دلایل و عوامل ظهور حافظ، سعدی و همه هنرمندان دیگر را به زبانی قابل درک و فهم در بیاورد تا آن را با آموزش به دیگران منتقل کند. حافظ حافظ است، چون نمی‌توان کسی چون او را تربیت کرد، آموزش داد و یا ساخت. سرگشتگی و حیرت از مولانا به واسطه ناشناختگی و گیج و گول‌شدگی ناشی از تعمق در آثار اوست. همانهارمونی نهفته در دل آثار هنری که نمی‌توان به واسطه تربیت و آموزش آن را در بیخ و بن کسی کاشت و نهاد. به تعبیر کانت «هنر غایتمندی بدون غایت است» بنابراین برای تحلیل و نقد خالی از غل و غشِ چون شجریانی، باید سنجه‌ای در قامت و قاموس «غایتمندی بدون غایت» ساخت و پرداخت. به همین روال شجریان را باید با شجریان سنجید. (نام‌ات سپیده دمی است که بر پیشانی آسمان می‌گذرد، متبرک باد نام تو-شاملو).

more_vert شجریان و ژنوم فرهنگ و هنر ایران‌زمین

ادامه مطلب

closeشجریان و ژنوم فرهنگ و هنر ایران‌زمین

روزنامه شرق در مطلبی آورد: ‌آثار شجریان چکیده هنرمندانه ادب و موسیقی ایران‌زمین است. او صدایی را به عرصه رساند که نسل در نسل پارسی‌زبانان از هنگام خلق آثار رودکی، فردوسی، خیام، عطار، مولوی، سعدی، حافظ و پس از آنها، در طول قرن‌ها مشتاق شنیدن آن بودند. روزنامه شرق ۲۳ مهر یادداشتی به قلم غلام‌حیدر ابراهیم بای‌سلامی ‌استاد دانشگاه تهران منتشر کرد در گزیده ای از آن می خوانیم: تفاوت و امتیاز ویژه شجریان با دیگر هنرمندان این حوزه، در این است که او به اکسیر و «ژنوم فرهنگی» ادب و هنر پارسی دست یافته بود و توانست با نوآوری‌های ویژه هنری در ادبیات و موسیقی، آوای مردمی، عرفانی و ربنای قرآنی را درآمیزد و در نهان‌خانه دل هر انسان ایرانی نفوذ کند. شجریان تا واپسین لحظات سرشار از زندگی و امید بود و عمر و آبروی خویش را برای حفظ و تعالی هسته‌های ادب و هنر ایرانی، به‌ویژه موسیقی صرف کرد و از همین‌رو تمام دستگاه‌ها و گوشه‌های مهجور موسیقی ایران را به بهترین شکل و با سازهای گوناگون و عطر و بوی خاص خود می‌خواند و صدای حافظ قرن هشتم را به رسم و سیاقی دلنواز به گوش جان پارسی‌زبانان قرن پانزدهم می‌رساند.شجریان بر این باور بود که با شکست قشری‌نگری و زوال تعصب‌های کور، هسته‌های ادب و موسیقی ایران به همت و هنرنمایی نسل جوان، از دستگاه‌ها و پرده‌های موجود گذر خواهند کرد و سر به آسمان خواهند کشید. بر آستان جانان گر سر توان نهادن/ گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد ‌شجریان با نوآوری و امتزاج ساز و آواز، میراث گرانقدر قدیم و هنر جدید را با استفاده از فنون روز، به هم آمیخت و عطر خاص خود را بر هر دستگاهی زد تا پرده‌های رنگارنگ موسیقی بروید و انسانیت، عدالت، صداقت، شجاعت و آزادگی در جامعه به جریان درآید.بزرگی بزرگان به کارهای بزرگ آنان است و شخصیت باشکوه شجریان محصول کنکاش‌های هوشمندانه در محیط قدیم و جدید و گزینش و انتخاب‌های متعالی او از ادب و هنر فارسی در موقعیت‌های مختلف بود که با شهامت به ترویج آنها پرداخت. ‌شجریان نمونه یک کنشگر اجتماعی و هنرمند متعهد بود که به فراخور هر مشکل و مسئله‌ای که در جامعه تشخیص می‌داد، هنرش را جاری می‌کرد و موسیقی را برای غنی‌سازی مفاهیم و تولید جریان‌سازی فرهنگی به عرصه می‌آورد. او «ایران را سرای امید» می‌دانست و رستاخیز مردمش را پاس می‌داشت، شجریان همدرد و همراه مردم ایران شد و در مصائب «فراتر از تختی» در کنار مردم بود. او به یاد ایرج بسطامی در زلزله بم با همکاری حسین علیزاده، کیهان کلهر، مرجان و همایون عزیز به یادگار فریاد از سنگ کوه برآورد و شکوهی تاریخی برای مردم و موسیقی ایران رقم زد. ‌ شجریان اسطوره تکرارناپذیر و شوالیه هنر و ادبیات ایران است و کسی نمی‌تواند او را نادیده بگیرد و مردم و تاریخ نام و یاد او را همچون فردوسی، مولوی و حافظ با «صدای سخن عشق» بر تارک تمدن ایران‌زمین خواهد نشاند و همواره به‌عنوان یک پهلوان فرهنگی و قهرمان ملی از او یاد خواهند کرد.

more_vert راز جاودانگی هنرمند

ادامه مطلب

closeراز جاودانگی هنرمند

روزنامه دنیای اقتصاد در مطلبی آورد: هنرمندان معمولا در دوران زندگی خود در چند بزنگاه تاریخی و سرنوشت‌ساز آزمایش می‌شوندو آنهایی نام خود را جاودانه ساخته‌اند که این بزنگاه‌ها را با موفقیت پشت‌سر گذاشته‌اند. محمدرضا شجریان از آن دسته آدم‌هایی بود که از آزمون‌های تعیین‌کننده‌ای که در مسیرش قرار گرفت سر بلند بیرون آمد و ۸۰سال زندگی و فعالیت حرفه‌ای‌اش را به سلامت عبور داد. روزنامه دنیای اقتصاد یادداشتی را به قلم یاسین نمکچیان شاعر منتشر کرد در گزیده ای از آن آمده است: بخش وسیعی از هوادارانی که اکنون سوگوار پرواز او شده‌اند، همان‌هایی هستند که بیشتر از آنکه با آثارش ارتباط برقرار کنند با روحیه متفاوت و واکنش‌هایش مقابل مسائل اجتماعی ارتباط گرفته‌اند. البته هوشمندی شجریان محدود به این حرف‌ها نبود. پازل‌های متفاوتی را کنار هم گذاشت تا سرنوشتش به گونه دیگری رقم بخورد. خیلی زود و در دوران جوانی متوجه شد برای ماندگار شدن، فقط داشتن یک صدای خوب کافی نیست. از این رو تلاش کرد هویتی چند وجهی برای خودش تعریف کند. علاوه بر آموزش سبک‌های مختلف موسیقی سنتی، خطاطی را به‌صورت حرفه‌ای یاد گرفت و در پرورش گل و گیاه متخصص شد و برای آموختن نجاری و ساختن سازهای ابداعی در سال‌هایی که اسم و رسم و شهرت هم داشت، بارها به اصفهان سفر کرد. او از تمام امکاناتی که در اختیار داشت استفاده کرد تا هویت مستقل و چند وجهی‌اش شکل بگیرد. فرصت‌سوزی در فرهنگش جایگاهی نداشت. دقیق می‌دانست مردم به چه چیزی نیاز دارند و کدام کار را در چه زمانی باید انجام داد. نمونه‌اش باز خوانی تصنیف مشهور «مرغ سحر» بود. این اثر ساخته مرتضی نی‌داوود با شعر محمد تقی بهار اولین بار حوالی سال ۱۳۰۶ با صدای ملوک ضرابی منتشر شد. گویا پیش از آن قمرالملوک وزیری هم این اثر را روی صحنه اجرا کرده بود. پس از آن سال‌ها این تصنیف بارها توسط خوانندگان دیگری بازخوانی شد، اما از روزی که شجریان اجرایش کرد بسیار مورد توجه قرار گرفت و تقریبا تمام اجراهای قبلی را کنار زد. شجریان به تنهایی یک مجموعه بود؛ مجموعه‌ای هنری و انسانی. از شهرت و محبوبیت چیزی کم نداشت؛ اما افتاده حال بود و مدام تکرار می‌کرد کار زیادی انجام نداده است. استاد بود، اما همیشه به شاگرد بودن افتخار می‌کرد. علیرضا افتخاری اخیرا در جایی گفته استاد شجریان برای یاد گرفتن نجاری نزد جواد چایچی به اصفهان می‌آمد و گاهی برای دیدنش به آنجا می‌رفتم و استادانی مثل کسایی هم می‌آمدند. یکی از روزها بزرگان اصفهان مهمان چایچی بودند و تقاضا کردم برای خوردن ناهار نزد مهمان‌ها برویم. گفت بروید می‌آیم؛ اما نیامد. برگشتم و پرسیدم چرا نیامدید، گفت: همین جا با کارگرها گونی انداختیم و ماست و خیار خوبی خوردیم. بعدها فهمیدم آمده بود شاگردی و می‌خواست واقعا شاگردی کند.

more_vert شجریان محبوب خاص و عام

ادامه مطلب

closeشجریان محبوب خاص و عام

 روزنامه همدلی در گفت وگو با مجید درخشانی آهنگساز آورد: استاد شجریان آگاهی عمیقی نسبت به شعر و نسبت به آهنگسازی نسل جوان و نسل گذشته داشت و همه‌چیز را با آگاهی انتخاب می‌کرد...خواننده‌ای بود که بالأخره بعد از سال‌ها در آواز یک حرف جدیدی زد. ایشان آواز خواندن را با الهام گرفتن از مکاتب قدما شروع کرد، ولی بعدها خودش یک مکتب جدید را معرفی کرد و الآن خیلی‌ها در مکتب استاد شجریان آواز می‌خوانند. روزنامه همدلی ۲۲ مهر به گفت وگو با مجید درخشانی آهنگساز و نوازنده پرداخت در گزیده ای از آن می خوانیم: این درست است که استاد شجریان از مجموعه اجراهای زنده‌یادان حسین طاهرزاده، رضاقلی‌میرزا ظلی، غلامحسین بنان و سایر اساتید موسیقی گذشته الهام گرفت و بعد به مکتب خودش دست یافت. درواقع آقای شجریان از یک مقطعی به بعد، مکتب خودش را در بین نسل جوان جا انداخت. این‌که یک آوازخوان از منبع آواز استادی دیگر الهام بگیرد چیز عجیبی نیست. نکته‌ای که در مورد استاد شجریان برای من جالب است، به زمانی برمی‌گردد که ایشان به خدمت استاد غلامرضا دادبه رسید. زمانی که آقای شجریان با استاد دادبه آشنا شد، به‌عنوان یک آوازخوان حرفه‌ای مطرح شده بود و مردم ایشان را می‌شناختند، اما به خاطر روحیه جست‌وجوگری که داشت، در آن زمان به شاگردی استاد دادبه درآمد تا بم‌خوانی را از ایشان یاد بگیرد. روحیه جست‌وجوگر آقای شجریان باعث شد ایشان همیشه در حال یادگیری باشد و خودش را بالاتر بکشد تا به یک نقطه اوج برسد. البته این را نباید نادیده گرفت که هر خواننده‌ای وقتی به یک مرحله سنی خاصی می‌رسد، کیفیت و توانایی‌اش افت می‌کند. در مورد نوازنده‌ها ممکن است این اتفاق نیفتد اما افت حنجره امری اجتناب‌ناپذیر است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. آقای شجریان از سال‌های ۵۸-۵۹ در موسیقی به اوج رسید و این دوران اوج تا سال‌ها ادامه پیدا کرد. ایشان زمانی که مسن‌تر شد هم همچنان توانست به خواندن ادامه بدهد ولی عجیب است که عده‌ای توقع داشتند ایشان در ۷۵سالگی هم مثل ۳۵سالگی بخواند! قطعاً چنین چیزی امکان‌پذیر نیست. آوازهایی که استاد شجریان در این اواخر خوانده‌اند، تفاوتی با آوازهای دوران جوانی‌شان ندارد و حتی به لحاظ بیان شعر و آواز پخته‌تر هم شده است، منتها توانایی صدا یک حدی دارد. طبعاً صدای کوکی که در این اواخر برای استاد شجریان انتخاب می‌شد، همان صدایی نبود که ۲۰سال پیش برای صدای ایشان انتخاب می‌شد. بااین‌حال چیزی که من طی ده سال همکاری صحنه‌ای با آقای شجریان به یاد دارم این است که ایشان طی سال‌هایی که حال جسمی و روحی‌شان خوب بود، مرزی نمی‌شناخت و سن و سال برایش مطرح نبود. در بعضی از کنسرت‌ها به یک جاهایی از خواندن می‌رفت که خارج از تصور ما بود و ما فکر می‌کردیم ایشان ۳۰سال جوان‌تر شده است! چه ویژگی‌ها و عناصر فنی در صدا و آواز آقای شجریان وجود داشت که ایشان را در بین عوام و خواص مطرح کرد؟ درگذشته عوام مردم بیشتر آواز ایشان را دوست داشتند. من خیلی وقت‌ها تصور می‌کردم که آقای شجریان بهتر قطعات ادوار مختلف رادیو را اجرا کردند. البته خیلی از قطعاتی را که در رادیو به‌ ایشان پیشنهاد شد هم به هر دلیلی اجرا نکرد. من دانشجو بودم که به‌یک‌باره دیدم یک خواننده خوش‌الحان قطعاتی همچون «در کوچه سار شب»، «داروگ» و «گل باغ» را به زیبایی هرچه‌تمام‌تر می‌خواند. این‌ها بهترین آهنگ‌هایی بود که آن موقع ضبط می‌شد. مضاف بر آن، آقای شجریان بسیاری از تصانیف قدیمی و فراموش‌شده را هم با ارکستر استاد پایور و گروه «شیدا» بازسازی کرد و باعث شد دوباره آن قطعات شنیده شوند. آقای شجریان در سال‌های دهه۵۰ با این‌که جوان بود ولی انتخاب‌های خوبی داشت و آثاری را قبول کرد بخواند که بهترین آثار موسیقی ایرانی در آن زمان بود. ایشان آگاهی عمیقی نسبت به شعر و نسبت به آهنگسازی نسل جوان و نسل گذشته داشت و همه‌چیز را با آگاهی انتخاب می‌کرد. هیچ‌وقت هم وارد فضای موسیقی کافه‌ای و کاباره‌ای نشد و موسیقی را به شکل جدی‌تری پی می‌گرفت. آقای شجریان خواننده‌ای بود که بالأخره بعد از سال‌ها در آواز یک حرف جدیدی زد. ایشان آواز خواندن را با الهام گرفتن از مکاتب قدما شروع کرد، ولی بعدها خودش یک مکتب جدید را معرفی کرد و الآن خیلی‌ها در مکتب استاد شجریان آواز می‌خوانند. استاد شجریان در زمان اوجش خواننده‌ای بود که وقتی در کنار هر نوازنده‌ای می‌نشست، حس و حالش را با نوازنده یکی می‌کرد و بهترین آواز را می‌خواند. آقای محمدرضا شجریان و آقای محمدرضا لطفی به خاطر این‌که هم‌مکتب بودند و هر دوی‌شان شاگردهای زنده‌یاد نورعلی‌خان برومند بودند، جنس سازوآوازشان خیلی باهم یکی شده بود. موفق‌ترین آوازهای آقای شجریان هم متعلق به همان دوره‌ درخشانی است که با مرحوم لطفی کار می‌کرد. البته ایشان در دوره‌ای که با مرحوم مشکاتیان کار می‌کرد هم آوازهای بسیار خوبی خواند. در این دوره آوازهای آقای شجریان به اوج رسید، ولی طبیعتاً آدم هیچ‌وقت نباید انتظار داشته باشد که دوره اوج یک خواننده دائمی باشد. صدای خوانندگان به‌مرور زمان از نظر کیفی و توانایی اجرا افت می‌کند و این درباره اواخر دوره فعالیت آقای شجریان هم صادق است، ولی اجرای ایشان به لحاظ ارائه مطلب و آواز هیچ‌وقت افت نکرد و ایشان همیشه بهترین را ارائه داد. استاد شجریان در جوانی توسط بزرگان موسیقی پذیرفته شدند و در سنینی که پا به سن گذاشتند هم با بهترین‌های موسیقی ایران همکاری کردند. عده‌ای از خوانندگان موسیقی ایرانی وقتی می‌خواهند با یک نوازنده مطرح همکاری کنند، از بیم آن‌که بخشی از توجهات به سمت ساز نوازنده جلب شود، این همکاری را به ثمر نمی‌رسانند، ولی آقای شجریان هیچ‌وقت بیم این را نداشت.

more_vert ایران در سوگ «خسرو آواز»

ادامه مطلب

closeایران در سوگ «خسرو آواز»

 درگذشت «محمدرضا شجریان» با واکنش گسترده‌ای در فضای مجازی مواجه شد و بسیاری از فعالان سیاسی، هنرمندان، ورزشکاران و کاربران شبکه‌های اجتماعی این ضایعه بزرگ را به ملت ایران تسلیت گفتند. پس از اعلام خبر درگذشت «محمدرضا شجریان» استاد بزرگ آواز ایران، فعالان سیاسی، هنرمندان، ورزشکاران و کاربران شبکه‌های اجتماعی در غم از دست رفتن «خسرو آواز ایران» نوشتند. «حسن روحانی» رئیس‌جمهوری اسلامی ایران در توئیتی نوشت: «استاد محمدرضا شجریان چهره برجسته هنری و آفریننده ماندگارترین نواهای دلنشین ایرانی و خواننده ربنای رمضان، میراث ارزشمندی از خود به یادگار گذاشت. یقیناً ملت قدرشناس ایران، نام و یاد و آثار این هنرمند محبوب را همواره در خاطره‌ها، زنده نگاه خواهد داشت. روحش شاد و یادش گرامی». «اسحاق جهانگیری» معاون اول رئیس‌جمهوری هم چنین توئیت کرد: «درگذشت هنرمند نامی و چهره شاخص فرهنگ ایران استاد محمد رضا شجریان، ضایعه‌ای ملی است. هر ایرانی و هرکس که در دور و نزدیک این سرزمین به ادب و زبان فارسی و فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی دلبسته است حق دارد که سوگوار فقدان این چهره نام‌آور و سخت کوش باشد». «علی ربیعی» سخنگوی دولت نیز در پیامی آورد: «نماد هنر و استاد آواز دل شجریان از جهان خاکی رخت بربست. او به راستی مردمی بود و از آن دسته آدمهایی است که در ضمیر جان و دل افراد یک جامعه جای دارند. فقدان این یار دل جامعه را به تمامی فارسی‌زبانان و دوستدارانش تسلیت می‌گویم». بسیاری از چهره‌های مشهور فرهنگی و هنری نیز به خبر درگذشت استاد شجریان واکنش نشان دادند. «کیهان کلهر» در حساب کاربری اینستاگرم خود نوشت: «جان از تن آواز رفت». «پرویز پرستویی» بازیگر سینما و تلویزیون در پیامی در شبکه اجتماعی اینستاگرام نوشت: «خسرو آواز ایران استاد شجریان عزیز شما فقط یک خواننده بزرگ نبودید. شما یک روشنفکر فرهیخته و یک انسان والا بودید. شما بزرگ و سرکرده موسیقی ایران زمین بودید. بنده کوچکترین، به خودم می‌بالم که بارها و بارها شما را از نزدیک زیارت کردم و از سخنان و پندهای شما آموختم». «علی دایی» بازیکن و مربی سابق تیم ملی نیز در پیامی در شبکه اجتماعی اینستاگرام نوشت: «استاد شجریان تا ابد صدایش ماندگار است او متعهدانه و شکیب و با تأمل فرهنگ ناب ایرانی را در قامت موسیقی به خارج از مرزهای ایران کشید. این واقعه دردناک را به همایون عزیز و خانواده محترم استاد و عموم مردم ایران تسلیت عرض می‌نمایم». «رضا صادقی» خواننده هم در حساب کاربری خود نوشت: «و چه باشکوه زیستنی، شریف و بزرگ و نجیب همچون سرزمین مادری. سفر بخیر ستون تخت جمشید هنرو ادب ایران زمین». «سالار عقیلی» خواننده نیز نوشت: «رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل مرغ سحر، بزرگ مرد آواز و موسیقی و فرهنگ ایران ، یادت گرامی». «هدیه تهرانی» بازیگر سینما نیز در پیامی آورد: «این در گذشت نیست او هرگز نمی‌رود، هرگز نمی‌میرد. او نامیراست و همیشه و حالا همینجاست». درگذشت استاد شجریان با واکنش‌های بین‌المللی نیز مواجه شد. حساب کاربری سازمان ملل متحد در ایران، این توئیت را منتشر ساخت: «از خبر درگذشت استاد بزرگ آواز ایران محمدرضا شجریان به شدت متاثر شدیم. از طرف خانواده سازمان ملل متحد در ایران به خانواده شجریان و تمامی طرفداران ایشان در ایران و سراسر جهان تسلیت می‌گوییم. روحشان قرین آرامش». سفارت فرانسه در ایران نیز در حساب کاربری خود ضمن تسلیت به خانواده وی و تمامی ایرانیان، توئیت کرد: «محمدرضا شجریان واپسین آوازش را خواند. نغمه های خسرو آواز ایران تا ابد در یادمان خواهد ماند». «نیچروان بارزانی» رئیس اقلیم کردستان عراق هم در پیامی نوشت: «تنها صدا است که می‌ماند. با نهایت اندوه درگذشت خسرو آواز ایران زمین و اسطوره تکرار ناشدنی موسیقی را به خانواده محترم شجریان، جامعه هنری و دوستداران ایشان تسلیت عرض می‌نمایم». بسیاری از مقامات و سفرای دیگر کشورها در ایران نیز پیام‌های تسلیتی را خطاب به خانواده استاد شجریان و ملت ایران منتشر کردند. جایگاه استاد شجریان در موسیقی و فرهنگ ایران، محور پیام‌های بسیاری بود. کاربران ضمن ستایش هنر بی‌نظیر این استاد آواز، از جایگاه والای او در فرهنگ و هنر ایران نوشتند. کاربری توئیت کرد: «محمدرضا شجریان خوب زندگی کرد و زمان حیاتش قدر دید. تن سالم و ذهن فعالی داشت؛ ۸۰سال عمر کرد و ۵۰سال بر قله هنر ماند. اگر بیمار نمی‌شد و باز هم می‌خواند، گنجینه موسیقی ایران را پربارتر می‌کرد. شجریان شدن و شجریان ماندن کار هر کسی نیست». کاربر دیگری نیز ضمن اشاره به پیام «همایون شجریان» فرزند استاد شجریان نوشت: «همایون شجریان متواضعانه نوشته است که خاک پای مردم ایران به دیار معشوق پرواز کرد. خاک پای نه، شجریان تاج سر ما بود، صدای ما بود». کاربر دیگری هم به جایگاه شجریان در میان ایرانیان اشاره کرد و آورد: «جاودانه شدن در دل یک ملت کار هر کسی نیست». کاربری هم به شیوع ویروس کرونا در این ایام اشاره داشت و توئیت کرد: «اگر کرونا نبود، چه وداع تاریخی در تشییع پیکر استاد شجریان رقم می‌خورد». بسیاری از کاربران نیز به «مژگان شجریان» و «همایون شجریان» فرزندان هنرمند استاد شجریان تسلیت گفتند و این دو هنرمند را یادگاران استاد شجریان برای ملت ایران خواندند. در پی انتخاب آرامگاه فردوسی برای محل دفن پیکر استاد شجریان، مسئولان شهر مشهد بر آمادگی این شهر برای استقبال از این استاد بزرگ تاکید کردند. «محمدرضا حیدری» رئیس شورای اسلامی شهر مشهد در توئیتی نوشت: «مشهد فرزندش، استاد محمدرضا شجریان را در آغوش می‌کشد و توس باری دیگر آرامگاهی ابدی برای یکی از حافظان فرهنگ، هنر و ادب این سرزمین خواهد بود». «محمدرضا کلائی» شهردار مشهد هم توئیت کرد: «باز هم مشهد، قلب ایران میزبان ابدی نام آوری دیگر از فرزندانش خواهد بود. اینبار نغمه خوان ربنا، مردی که صدایش روحمان را صیقل می‌داد، در توس در کنار فردوسیِ نامدار، اخوان ثالث و دیگر بزرگان شعر و ادب خواهد آرمید تا او نیز در تاریخ این دیار ماندگار شود. خوش میزبانی برایش خواهیم بود». بسیاری از کاربران افغانستانی نیز نسبت به درگذشت استاد شجریان واکنش نشان دادند. «فریبا قلی‌زاده» روزنامه‌نگار افغان در توئیتی نوشت: «آقای شجریان حضرت استاد! خیلی برای ما افغانستانی‌ها عزیز بودی». کاربری نیز نوشت که میلیون‌ها مهاجر افغان در طی چند دهه گذشته، خاطرات شیرینی از صدای طلایی شجریان دارند صدای ماندگار او در قلب بسیاری از مردم جهان جهانی ماند. کاربری دیگری هم آورد: «افغانستان سوگوار مرگ شجریان است». در پیام کاربری هم می‌خوانیم: که استاد شجریان در دل سه ملت ایران، افغانستان و تاجیکستان جاودانه خواهد ماند.

more_vert ما و میراث شجریان

ادامه مطلب

closeما و میراث شجریان

در روزنامه جهان اقتصاد آمده است: پیش و به ویژه پس از مرگ شجریان کسانی او را به خاطر شخصیت مستقل و مواضع سیاسی منتقدانه‌اش می‌ستایند و او را مظهر یک هنرمند ملی و مردمی می‌شمارند، در نقطه مقابل کسانی به واسطه همین مواضع او را مورد طعن و سرزنش قرار می‌دهند. روزنامه جهان اقتصاد دوشنبه ۲۱ مهر، یادداشتی را به قلم یوسف مزارعی دانش آموخته دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران، منتشر کرده است که در ادامه گزیده ای از متن آن را می خوانیم: مستقل از این اختلاف نظر اما جایگاه هنری و فرهنگی شجریان و آثار اوست که فراتر از هردو گروه متعلق به یک ملت و تاریخ فرهنگ آنست که باید پاس داشته شود. با صدای شجریان میلیون ها نفر در سرتاسر جهان با زیبایی رشک برانگیز فارسی سعدی و حافظ بیشتر آشنا شدند، اشعار آنها ورد زبان اهل کوچه و بازار شد که: بگذار تا مقابل روی تو بگذریم دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم گفتی زخاک بیشترند اهل عشق ما زخاک بیشتر نه، که ز خاک کمتریم. دهه ها بعد ما نیستیم اما دیگران سعدی و حافظ را از گلوی شجریان و ناظری بازخواهند شنید و تکرار خواهند کرد. حساسیت اختلاف نظر در مورد افراد، کوتاه مدت و گذراست، چند ماه، چند سال و در مواردی نادر چند دهه می پاید و رفته رفته به گذشته سپرده می شود، اما میراث فرهنگی و هنری یک ملت به درازای تاریخ می ماند و به مثابه یک عنصر پیوند دهنده تداوم فرهنگی و تاریخی حیات آن ملت را ممکن می کند. چند درصد از مردم داستان سلطان محمود و فردوسی را می دانند؟ اما او عجم را به پارسی زنده کرد و مانع از تحلیل هویت ایران همچون مصر در زبان عربی شد، گرایش سعدی به اهل سنت، تصوف مولانا، و عرفان ناصر خسرو فقط در ذهن اهل پژوهش و ادب است اما میراث سعدی مانده است تا بگویند فارسی کهن ترین زبان جدید جهان است، چون ما پس از هزارسال همچنان به زبان سعدی سخن می گوییم اما پس از چهارصدسال زبان شکسپیر برای انگلیسی ها آشنا نیست و کمتر زبانی و ملتی در جهان چنین است. سخن ملکیست و سعدی را مسلم. ادبیات، هنر و فرهنگ خلق شده، فارغ از گرایش های فکری و سیاسی به عنوان خاطره و حافظه یک ملت می مانند، و به غنای فکری آن، کمک می کنند، مرشد و مارگریتا را در سرتاسر جهان می خوانند اما خبری از یاد برادران ضدانقلاب و محدویت های زندگی و نشر آثار بولگاکف در میان نیست، نوبل ادبیات و مجمع الجزایر سولژنتسین برای ملت روسیه مانده است اما دربه دری ها، دشواری های زندگی و مواضع سیاسی او فقط بخشی از تاریخ است برای اهل علم و ادب. از این نمونه ها در ایران ما هم فراوانند. چند نفر می دانند شاملو و اخوان و فروزانفر چه نگاه سیاسی داشتند اما شعرنوی فارسی را جان دادند، فروغ و پروین در دو سو ایستاده بودند اما زبان فارسی از هر دو، نای و نیروی تازه گرفت. ارنست رنان فیلسوف فرانسوی معتقد است آنچه یک ملت را ملت می کند میراث مشترک در گذشته (تجربه غم ها و شادی های مشترک) و میل به همزیستی در آینده است وگرنه مرزهای سیاسی، یا میراث پیمان وستفالی است یا محصول تیغ استعمارگران اروپایی. ما با عزاداری محرم، شعر سعدی، حماسه فردوسی و صدای شجریان تجربیات غم و شادی مشترک داریم، زبان فارسی در عین تکثر زبانی و قومی در پهنه فرهنگی ایران، ما را به هم پیوند می دهد و ضامن ثبات و امنیت ملی ماست. عاشورا و محرم فرای ارزش مذهبی و آیینی، ما را باهم و شبیه هم نگه می دارد. آنچه ضروریست این است که با همه اختلاف نظرهایمان با یکدیگر، به زبان مدارا و مدنیت سخن بگوییم، به ویژه از توهین به افراد و ارزش های یکدیگر پرهیز کنیم، توهین، تخم نفرت و پراکندگی می کارد، ما همه در یک کشتی نشسته ایم و این کنام پلنگان و شیران فردوسی باید بماند نه تنها برای ما که برای فرزندانمان. فراموش نکنیم درغیاب شجریان ربناخوان، عرصه برای امثال تتلو گسترده تر می شود و این کجا و آن کجا؟

more_vert راز ماندگاری شهریار آواز ایران

ادامه مطلب

closeراز ماندگاری شهریار آواز ایران

 روزنامه اطلاعات در یادداشت صفحه نخست خود آورده است: شجریان هنرمندی اصیل بود. اهل ادا اطوار نبود. لوده و سبکسر نبود. مطربی نبود که هدفش صرفاً ایجاد سرور در شنونده باشد. بسیار متین و سرسنگین بود. طرز سلوک و پوشش او فاخر بود. اهل جلوه‌گری و معرکه‌گیری و به قول غربی‌ها «شوآف» نبود. شجریان مردمی بود ولی عامی نبود. کنشگری اجتماعی او بسیار عاقلانه و سنجیده بود. روزنامه اطلاعات یکشنبه ۲۰ مهرماه در یادداشتی به قلم مجید شیخ محمدی دانشیار دانشگاه تربیت مدرس درباره درگذشت محمدرضا شجریان نوشت: استاد محمدرضا شجریان، پس از هشتاد سال زندگی پرافتخار و تحمل یک دوره رنج و بیماری درگذشت. شجریان بی‌شک پر آوازه‌ترین موسیقیدان ایران بود؛ تأکید می‌کنم موسیقیدان چون او فراتر از یک آوازخوان صرف بود. اما شهرت شجریان از کجا آمد و او چگونه ماندگار شد؟ مایلم به قدر فهم خودم به این پرسش پاسخ دهم. یکم – رشد هنری شجریان ریشه در سنت و مذهب داشت. او قبل از اینکه به رادیو برود و آواز بخواند، قاری قرآن بود. با توجه به استعداد و صدای خوبش، از کودکی تحت تعلیم پدر که خود قاری قرآن بود، صدای خویش را پرورش داد. در دوازده سالگی برای نخستین بار، صدای تلاوت قرآن او از رادیو خراسان پخش شد. شجریان در هنر خوشنویسی هم ممتاز بود. در دهه ۴۰ برای آموختن خوشنویسی به انجمن خوشنویسان رفت و این هنر را نزد استاد حسن میرخانی ادامه داد. در سال۱۳۴۹، درجه ممتاز را درخوشنویسی به دست آورد و تا سال ۱۳۵۰ به‌ دلیل اینکه پدرش می‌خواست خانواده آنها (شجریان) بیشتر با قرائت قرآن و چهره مذهبی شناخته شوند، با نام مستعار سیاوش بیدگانی با رادیو همکاری می‌کرد، ولی بعد از آن پدرش به او اجازه استفاده از نام اصلی‌اش را داد. مهارت شجریان در قرائت قرآن به حدی بود که سال ۱۳۵۶ در مسابقه تلاوت قرآن کشوری، رتبه نخست را به دست آورد. او قبل از اینکه با دستگاه شور درآواز ایرانی آشنا شود، بارها با نغمه بیات که از متعلقات دستگاه شور است تلاوت قرآن را آغاز کرده بود و گوشه سلمک در آواز شور را قبل از فراگیری در کلاس درس، در نوای نوحه‌های سالار شهیدان شنیده بود. همچنین وقتی دستگاه همایون را در آواز ایرانی فرامی‌گرفته با آن مأنوس بوده زیرا این دستگاه معادل مقام حجاز در تلاوت قرآن است. اجرای زنده آواز او در دستگاه راست‌پنجگاه در سال ۱۳۵۴ در جشن هنر شیراز به همراه محمدرضا لطفی و ناصر فرهنگفر، که بعدها در یک آلبوم موسیقی با همین نام منتشر شد، بسیار مورد استقبال قرار گرفت. متداول‌ترین نغمه قرآنی مقام رست است که از واژه فارسی راست برگرفته شده است. تلاوت‌های پرطنین «إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ» و «وَالضُّحَی وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَی» مرحوم عبدالباسط که مو را بر بدن سیخ می‌کرد در همین مقام رست تلاوت شده‌اند. حتی در اوج شهرت در آواز فارسی یعنی ۴۰ سالگی «رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ» را در دستگاه چهارگاه خواند و بالاترین ارتفاع صدا یا به اصلاح قاریان قرآن، جواب جواب را ماهرانه در «أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا» پیاده کرد تا خداوند صبری بر او عنایت کند. تا امروز نیز آواز ربنای او با اعتقاد میلیون‌ها ایرانی مسلمان گره خورده است. دوم – شجریان هنرمندی اصیل بود. اهل ادا اطوار نبود. لوده و سبکسر نبود. مطربی نبود که هدفش صرفاً ایجاد سرور در شنونده باشد. بسیار متین و سرسنگین بود. طرز سلوک و پوشش او فاخر بود. اهل جلوه‌گری و معرکه‌گیری و به قول غربی‌ها «شوآف» نبود. شجریان مردمی بود ولی عامی نبود. کنشگری اجتماعی او بسیار عاقلانه و سنجیده بود. محمدرضا شجریان قبل از انقلاب، یعنی در سال ۱۳۵۷ همکاری خود را با سازمان‌های دولتی از جمله رادیو به‌دلیل آنچه خود گفته‌است «آن موقع، آنجا با روحیات من نمی‌خواند، سیاست پخش صداها را از رادیو تلویزیون، من احساس می‌کردم کاباره‌دار تعیین می‌کند و ابتذال فرهنگی …» ادامه نداد. جایگاه رفیع آثار هنری شجریان چنان است که جوانانی که علیه سنت کلاسیک هنری طغیان کرده‌اند را هم به وجد می‌آورد. به زبان ساده، هم پیرمردهایی که معتقدند «هرکس از ننه‌اش قهرکرده، خواننده شده» طالب آواز او هستند، هم آن جوانانی که حقیقتاً از ننه‌شان قهرکرده‌اند! سوم – تکنیک آوازی استاد شجریان چنان بالا بود که وقتی وی در سال ۱۳۵۸ دعای ربنا و مناجات مثنوی افشاری را به صورت بداهه و بدون تمرین و صرفاً به قصد آموزش هنرجویان خواند، رادیو همان اجرای اولیه را پخش کرد. چند سال پیش همایون شجریان، پسر استاد می‌گفت من هر چقدر هم خوب بخوانم مردم می‌گویند «این پسر شجریان است. خود شجریان نیست!» منظورش این بود که هر چقدر هم در آواز مهارت و نوآوری داشته باشد، هنرش زیر سایه سنگین پدر دیده نمی‌شود. مرحوم شجریان مبدع چند ساز جدید درموسیقی ایرانی بود. وی در اردیبهشت ۱۳۹۰ در نمایشگاه در تهران این سازها را با نام‌های صراحی، شهر آشوب، ساغر، کرشمه رسماً به نمایش عمومی درآورد. چهارم – محمدرضا شجریان نیم قرن تمام بر کارش تمرین و تمرکز داشت. نیم قرن درخشش بی‌نظیر استاد در سراسر دنیا، شعر، موسیقی و ادبیات عرفانی ایران را به ساحت‌هایی خارج از دروازه ایران معرفی کرد. سفارت سوییس در تهران در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «تسلیت صمیمانه به مناسبت درگذشت استاد محمدرضا شجریان. سوییس خاطره کنسرت‌های وی در لوزان و زوریخ را عزیز خواهد داشت.» کدام دستگاه یا سازمان فرهنگی ایران در خارج از کشور توانسته سایر ملت‌ها را این چنین نسبت به هنر ایران زمین وادار به احترام کند؟

more_vert شجریان؛ جاودانه بی‌تکرار ایران زمین

ادامه مطلب

closeشجریان؛ جاودانه بی‌تکرار ایران زمین

مهدی احمدی محمدرضا شجریان خسرو آواز ایران، جاودانه بی‌تکرار و نماد و سمبل موسیقی آوازی ایرانی بود که توانست صدای دردهای جامعه و تسکین آن‌ها باشد. چنانکه به عصاره همه جریان‌های آوازی موسیقی تبدیل شد.

more_vert مقاله علمی و پژوهشی بررسی مبانی تفسیر قرآن کریم از دیدگاه امام محمد باقر (ع)

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی بررسی مبانی تفسیر قرآن کریم از دیدگاه امام محمد باقر (ع)

مقاله علمی و پژوهشی بررسی مبانی تفسیر قرآن کریم از دیدگاه امام محمد باقر (ع) توسط استاد و دانشجوی دانشگاه تهران در 22 صفحه و با 35 عنوان فهرست منابع منتشر شده است . در این مقاله مبانی ، تفسیر ، روایت ، ظهر و بطن ، امام محمد باقر (ع) و امکان و جواز تفسیر قرآن مورد بحث و بررسی قرار گرفته است

more_vert داریوش پیرنیاکان؛ پژوهشگر و تکنواز در عرصه موسیقی

ادامه مطلب

closeداریوش پیرنیاکان؛ پژوهشگر و تکنواز در عرصه موسیقی

 داریوش پیرنیاکان نوازنده تار و سه‌تار و پژوهشگر موسیقی، یکی از هنرمندان مطرح عرصه موسیقی ایرانی و متعلق به نسل طلایی موسیقی به شمار می‌آید. او در سال‌های فعالیتش با هنرمندان مطرحی همچون محمدرضا شجریان و شهرام‌ ناظری همکاری کرد. وی استاد دانشگاه تهران، بنیانگذار و عضو هیات مدیره و سخنگوی هیات مدیره خانه موسیقی ایران بود.

more_vert شجریان؛ روایت موسیقایی تاریخ

ادامه مطلب

closeشجریان؛ روایت موسیقایی تاریخ

روزنامه همدلی در مطلبی آورد: تاریخ را می‌شود نوشت، تاریخ را می‌شود خواند، اما تاریخ را چگونه می‌توان نغمه کرد؟ آن درس بزرگ روزگار را تاریخ‌نویسان می‌نویسند و تاریخ‌خوانان می‌خوانند، اما تنها یک نفر آن را زمزمه کرد و آن یک به همین اعتبار صدای تاریخ و فرهنگ ایران شد؛ تاریخی که بر ما رفت و می‌رود. روزنامه همدلی شنبه ۱۹ مهر یادداشتی را به قلم فرهاد کرمی شاعر منتشر کرد در گزیده ای از آن آمده است: این تاریخ را باید در صدای سیال مرغی شنید که بر کنگره این کاخ ویران نشسته‌بود و در هر بلای سخت، هرگاه خواستیمش سیمرغ‌وار بال گشود و بر بالین‌مان حاضر شد. جان بی‌قرارش عودی شد که در او آتش زده‌باشند و ما سال‌ها در دودش نظاره‌ کردیم و مشام جان‌مان را خوش ساختیم. ما گوش خوابانده‌بودیم تا او بخواند و بسراید و روایت کند.آنگاه که آذرخش‌وار بر خرمن خویش زدیم او بود که خواند «برادر شعله‌واره» «برادر کاکلش آتش‌فشونه» و ما در طنین درشتناک فریادش چون سپندی بر آتش نشستیم تا بر بام وطن‌ «سپیده» بردمد. او خواند و آنگاه که «از خون جوانان وطن لاله برمی‌دمید» مویه‌های غمگنانه‌اش مرهم جان خسته‌مان می‌شد. او بر ستیغ قله آواز ایستاده‌بود و تیر تحریرش را در چله کمان هنر نهاد و رها کرد. و ما خستگان رنجور به تماشای پرتابش نشستیم. ما نشستیم و او برخاست، ما خمیدیم و او چون سرو آزادی ایستاد و صدایش «یادگار سروی» شد که در گلوی تذروش صدای خون موج می‌زد. ما خاموش ماندیم و او از «بیداد» زمانه خواند. ما نشستیم و تماشا کردیم که چسان «از شاخ گل خون چکید» و او «حق دوستی و حق‌شناسی» را در گوشمان زمزمه کرد و آن گاه که کاممان از تلخی غم چون زهر شده بود «بانگ نوش شادخواران» را به یادمان آورد.مرغ سحر هیچگاه خاموش نشد و چونان همای سعادت بر سر ما سایه گسترد. اوج گرفت به آسمان رفت، چرخید و باز آمد. آنقدر برایمان خواند تا گوشمان نشنود آن همه غرش زهره‌دران کوس‌های دشمنانی را که از هر سو به غرش درآمده بودند. او چاووشی امیدانگیز وطن بود که پیشاپیش قافله می‌خواند. از «شب، سکوت و کویرش» از درخت‌هایش در شب باران از «ستاره‌هایی که دیده‌فرو بسته‌بودند» از «چشمه‌نوش» از قاصدک‌هایی که خبرهای دروغین‌شان هم دل‌خوشمان می‌داشت. دریغا ما که ندانستیم پشت آن همه «سوز و گداز» عاشقانه قلب رنجوری است که همواره برای سرزمینش تپیده. آنگاه که خسته و نومید از شب‌های ملال‌آور بی‌فریاد، ققنوس‌وار آوارة جهان می‌شد و همچنان به یاد وطن می‌خواند و از «آشیانش در کنار لاله و گل» یاد می‌کرد و از خدا می‌خواست «سفر را بر او آسان کند» تا که باردیگر روی دلبر را بازبیند. به راستی «آن کیست در جهان که بگیرد مکان دوست».ما جز او که را داشتیم که در نوای خود چنان قصه عشق و دلدادگی‌مان را ترکیب کند که در خلوت غمگنانه خود «دزدیده در شمایل خوب» یار بنگریم و از روزن صدای او در «آسمان پر ستارة عشق» به پرواز آییم و روحمان در طنطنة آوازش چنان مست گردد که از چنبر غم بیرون جهد.؟ ما «مفلسانی که هوای می‌مطرب» داشتیم و می‌خواستیم چنان بنماییم که بودیم و نمی‌توانستیم. جز او که را داشتیم که تازیانة آوازش را بر سر زاهد ظاهرپرست فرود آرد که «بنده پیر خراباتم که لطفش دائم است/ ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست». او بود، تنها او بود که صدای خاموش قلب ما را شنید؛ آنگاه که «کهین کلاه کمین» را زی آسمان افکند و با تمام حنجره‌اش شور خشمی تاریخی را این گونه برآسمان افکند که «این چه استغنا است یارب وین چه قادر حکمت است/ کاینهمه زخم نهان هست و مجال آه نیست» ‌ و ما چگونه جانمان آرام نمی‌شد وقتی که آنچه را نمی‌توانستیم گفت او به فریاد می‌خواند؟ و مگر جز عشق پناه دیگریمان بود آنگاه که جهان تاریک و پر دود دل می‌نمود و «غوغای عشقبازان» را «حمل مجاز» می‌کردند. راستی چه شبان دیجوری را از سر گذراندیم چنان که «نفس خروس بگرفت» و «همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابی» و او همه اینها را برای ثبت در تاریخش به خون دل تحریر کرده‌ بود و ما نمی‌دانستیم.

more_vert مقاله علمی و پژوهشی فیلم محمد رسول الله (ص) و تحلیل نشانه شناختی

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی فیلم محمد رسول الله (ص) و تحلیل نشانه شناختی

مقاله علمی و پژوهشی" فیلم محمد رسول الله (ص) و تحلیل نشانه شناختی " مقاله ای است در 26 صفحه که در مجلات معتبر علمی با رویکرد مدیریت رسانه منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی به فیلم محمد رسول الله (ص) و تحلیل نشانه شناختی ، تنزیه گرایی ، سینما ، پیامبر اسلام ، پرده سینما ، چهره های مقدس و تحلیل صحنه اشاره شده است. محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert درباره پرویز مشکاتیان

ادامه مطلب

closeدرباره پرویز مشکاتیان

پرویز مشکاتیان که به پدر سنتور ایران نیز مشهور است از برجسته‌ترین آهنگسازان و پژوهشگران موسیقی در ایران به شمار می‌آید که جزو نسل طلایی موسیقی پس از انقلاب محسوب می‌شود. محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، محمدرضا لطفی و حسین علیزاده از مطرح‌ترین همکاران وی بودند.

more_vert مقاله تحلیل انتقادی ادله اختلاف در علم و عصمت ائمه شیعه

ادامه مطلب

closeمقاله تحلیل انتقادی ادله اختلاف در علم و عصمت ائمه شیعه

مقاله تحلیل انتقادی ادله اختلاف در علم و عصمت ائمه شیعه مقاله ای است در ۱۸ صفحه که به آرا یحیی محمد در مشکله الحدیث می پردازد در این مقاله که به همراه ۴۱ عنوان فهرست منابع منتشر شده مباحثی از جمله علم ائمه ، عصمت ائمه ، امام شناسی و مشکله الحدیث یحیی محمد اشاره شده است

more_vert حسین طاهرزاده و جریان سازی در موسیقی سنتی و کلاسیک معاصر

ادامه مطلب

closeحسین طاهرزاده و جریان سازی در موسیقی سنتی و کلاسیک معاصر

محمد تقی زاده حسین طاهرزاده از برجسته‌ترین خوانندگان عهد قاجار به شمار می‌آید که سبک آوازخوانی وی تا ده ها سال بعد مورد استفاده خوانندگان کلاسیک و سنتی ایران قرار گرفت. محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی و ایرج بسطامی از مشهورترین اشخاصی هستند که در آواز خود از سبک وی بهره بردند.

more_vert درباره عبدالله دوامی

ادامه مطلب

closeدرباره عبدالله دوامی

 عبدالله دوامی تصنیف‌خوان، ردیف‌دان و وزن‌شناس موسیقی ایرانی و به گواه بسیاری از موزیسین‌های حال حاضر ایران «حافظه تاریخی موسیقی ردیف دستگاهی» در سده گذشته است. او که در تنبک نوازی ادامه دهنده سنت هنری حاج خان عین الدوله‌ای بود، به واسطه علاقه و شور ذاتی، گوش دقیق و ذوق سلیم خود به فراگیری موسیقی اصیل ایرانی نزد استادان برتر زمانه خود پرداخت.

more_vert درباره محمدرضا شجریان | خسرو آواز و اعتبار موسیقی ایرانی در جهان

ادامه مطلب

closeدرباره محمدرضا شجریان | خسرو آواز و اعتبار موسیقی ایرانی در جهان

 محمدرضا شجریان ملقب به خسرو آواز ایران از معتبرترین هنرمندان موسیقیایی جهان به شمار می آید؛ به طوری که سایت انجمن آسیا وی را پرآوازه‌ترین هنرمند موسیقی اصیل ایرانی، روزنامهٔ ونکوورسان او را یکی از مهم‌ترین هنرمندان موسیقی جهان و همچنین رادیوی عمومی ملی (NPR) در ۲۰۱۰ میلادی وی را یکی از ۵۰ صدای برتر جهان معرفی کرده‌است.

more_vert حسین علیزاده و کسب بیشترین جایزه موسیقی فیلم در جشنواره فیلم فجر

ادامه مطلب

closeحسین علیزاده و کسب بیشترین جایزه موسیقی فیلم در جشنواره فیلم فجر

 حسین علیزاده یکی از چهره‌های تحسین‌شده موسیقی در ایران به شمار می‌رود که علاوه بر ساخت قطعات تکنوازی و آلبوم‌های متعدد در زمینه موسیقی فیلم نیز افتخارات زیادی کسب کرد. وی با کسب ۴ سیمرغ بلورین برای فیلم‌های گبه، زشت و زیبا، آواز گنجشک‌ها و ملکه به طور مشترک به همراه مجید انتظامی و محمدرضا علیقلی برنده بیش‌ترین سیمرغ بلورین در بخش بهترین موسیقی متن از جشنواره فیلم فجر است.