جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert مقایسه ممنوع

ادامه مطلب

closeمقایسه ممنوع

غرور فرزندان مان را نادیده نگیریم...

more_vert با یک فرد مغرور چگونه برخورد کنیم؟

ادامه مطلب

closeبا یک فرد مغرور چگونه برخورد کنیم؟

غرور به حالت احساسی گفته می‌شود که در آن شخص برای خود ارزش بسیار زیادی قائل است و در مقابل تواضع و نیستی بکار می‌رود. فکر اینکه شخص از همه کس و همه چیز خود را بالاتر می‌داند. پیامدهای غرور تمام زندگی انسان را تحت تاثیر خود قرار می دهد و باعث تخریب زندگی خود فرد و دیگران می شود. دکتر محمدمهدی بدیعی روانپزشک در برنامه خانه و خانواده سعی به معرفی ماهیت انسانهای مغرور و تفاوتهای صفاتی که معمولاً افراد آنها را با غرور اشتباه می گیرند داشته و همچنین راهکارهایی برای برخورد با انسانهای مغرور ارائه کرده است. غرور نتیجه ترس انسانهای ضعیف است دکتر محمدمهدی بدیعی روانپزشک درباره ماهیت انسانهای مغرور گفت: معمولاً غرور نتیجه ترس از خالی بودن و ضعیف بودن افراد می باشد و این ضعف است که باعث می شود تا افراد احساس غرور و خودپسندی برای مخفی نگه داشتن این ضعف را داشته باشند. بنابراین این گونه افراد بیشتر خود را از جمع دور می سازند. وی با بیان اینکه یکی از برخوردهایی که باید با اینگونه افراد داشت، بی توجهی نسبت به غرور انان است، افزود: و همراه با بی توجهی به آنان نشان دهیم که غرور و رفتار غرورآمیزشان چه اثر منفی در ما ایجاد می کند. دکتر بدیعی با اشاره به اینکه برایند همه انسانها برابری است، گفت: یادمان باشد که در مجموع انسانها با هم برابرند و هر انسانی دارای برخی ویژگی ها و استعدادهایی است که او را از دیگران متفاوت می سازد ولی این دلیل بر برتری او از دیگر انسانها نیست. وی درباره افراد خودشیفته توضیح داد: افراد خود شیفته که احساس برتری آنان با حس حق بودنشان همراه است ، معمولاً افرادی هستند که فکر می کنند چیزی دارند که دیگران ندارند. جرات مندی و شجاعت غرور نیست دکتر بدیعی با بیان اینکه جرات مندی و شجاعت را نباید با حس غرور اشتباه گرفت، گفت: آن چیزی که از غرور نیاز است نباید نامش را غرور نامید، بلکه باید جرات و شجاعت نامید. طبیعتاً هر انسانی لازم است که دارای این دو صفت باشد این دو صفت مهارتی اکتسابی است و والدین باید به آموزش آنان به کودکان خود بپردازند. وی شجاعت و جرات مندی را اینگونه تعریف کرد: اینکه ما در رابطه با آن چیزی که حق خود می دانیم و در قوانین و عرف و فرهنگ خود حق خود محسوب می شود پافشاری کنیم و خود را در این پافشاری مهم بدانیم، جرات و اینکه آن را در حضور دیگران ابراز کنیم شجاعت است. بنابراین؛ اگر این دو صفت از حد خود عبور می کند مطمئناً می توان نام آن را غرور نامید. تفاوت غرور با اعتماد به نفسدکتر بدیعی درباره تفاوتی که بین غرور و اعتماد به نفس وجود دارد،گفت: غرور داشتن اعتماد به نفس اضافی نیست، غرور چیزی فرای اعتماد به نفس است. معنای اعتماد به نفس این است که ما حق داریم کارهایی انجام دهیم و برخی از کارها را هم اشتباه انجام دهیم به شرطی که مسئولیت آن اشتباه را به عهده بگیریم. در حالیکه انسان مغرور به خود حق می دهند که کاری را انجام دهد ولی حاضر به پذیریش مسئولیت اشتباهی که ممکن است پیش بیاید ندارد. در برابر آدم مغرور باید جرات مندانه رفتار کنیم وی رابطه با اینکه با آدم های مغرور چگونه باید رفتار کنیم، گفت: در برابر آدم مغرور باید جرات مندانه رفتار کنیم و واکنش نشان دهیم که چه حس بدی را به ما انتقال می دهند و به او نشان دهیم که عاقبت این رفتار غرور آمیزش دوری ما از اوست، و این قدرت جرات مندی همان اعتماد به نفس است. منبع: رادیو ایران

more_vert مقاله علمی و پژوهشی غرور ملی ، دموکراسی، اهمیت مذهب و افزایش احساس شادمانی

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی غرور ملی ، دموکراسی، اهمیت مذهب و افزایش احساس شادمانی

  مقاله علمی و پژوهشی" غرور ملی ، دموکراسی، اهمیت مذهب و افزایش احساس شادمانی " مقاله ای است در 33 صفحه با 36 عنوان فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی با رویکرد مطالعات جامعه شناختی منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی موضوعات غرور ملی ، دموکراسی، اهمیت مذهب و افزایش احساس شادمانی ، مسلمانان ، مسیحیان و نظریه رابینز مطرح شده است   محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert کتاب گروه‌های پیشرو: چگونه تیم سطح برتر ایجاد کنیم؟

ادامه مطلب

closeکتاب گروه‌های پیشرو: چگونه تیم سطح برتر ایجاد کنیم؟

کتاب گروه‌های پیشرو: چگونه تیم سطح برتر ایجاد کنیم؟ نوشته‌ی کن بلانچارد، یک راهنمای کاری با انبوهی از رهنمودهای دقیق برای افرادی است که می‌خواهند تیم‌هایی با عملکرد بالا تشکیل دهند. کار تیمی و همکاری نشان می‌دهند چگونه کاری به شکل موثر انجام می‌شود. شیوه‌های مبتنی بر تیم، وقتی که با موفقیت اجرا می‌شوند، به بهره‌وری بالا، افزایش رضایت و سلامت کارکنان منجر می‌شوند و از ارزش‌های دموکراتیک ما حمایت می‌کنند. اکثر مردم، امروزه، در یک یا چندین تیم فعالیت می‌کنند. متاسفانه، این تیم‌ها اغلب با حداکثر توان خود کار نمی‌کنند. یکی از موانع بزرگ در اجرای موفقیت‌آمیز کار گروهی این است که که افراد برای مشارکت در گروه، به درستی آموزش داده نشده‌اند. هنگامی که کتاب گروه‌های پیشرو: چگونه تیم سطح برتر ایجاد کنیم؟ (Go Team) را می‌خوانید، 2 توانایی کسب می‌کنید و اعتماد به نفس در تبادل مؤثر اطلاعات برای ایجاد اعتماد و مسئولیت و هم‌چنین ایجاد مرزهای واضح برای خلق آزادی و مهارت مدیریت خود برای به دست آوردن نتایج بزرگ نیز از جمله دستاوردهای این کتاب برای شماست. «پیشبرد تیم» شما را در سه قدم به نتایجی عالی می‌رساند: قدم اول: آغاز یادگیری مهارت‌های سطح برترقدم دوم: شتاب در تغییرقدم سوم: تسلط بر مهارت‌ها هر قدم برای راهنمایی تیم شما به سطح برتر، طراحی شده است. همان‌طور که شما، اعضای تیم‌تان و رهبرتان در طی کتاب با یکدیگر پیش می‌روید، مسئولیت به طور طبیعی از رهبرتان به تیم‌تان تفویض می‌شود. خواهید آموخت که چطور عقایدتان را مؤثرتر به کار بگیرد، تصمیمات تیمی عالی بگیرید و به شیوه‌هایی جدید و پر معناتر غرور تیم بودن را احساس کنید. رهبر شما نیز از حرکت تیم‌تان به سطح برتر قدردانی خواهد کرد، چون او فرصت‌های جدیدی برای کمک به تیم پیدا می‌کند. تاکنون کدام رهبر به دلیل فقدان زمان برای برنامه‌ریزی، آینده‌نگری، دریافت آموزش، تربیت اعضای تیم یا بررسی تجهیزات جدیدی که ممکن است در آینده مورد نیاز باشند، سرخورده نشده است؟ همین‌طور که گروه شما به سوی یک تیم سطح برتر شدن حرکت می‌کند، خلاقیت شما بالا می‌رود، رضایتمندی‌تان افزایش می‌یابد، حس غرور جمعی‌تان گسترش پیدا می‌کند و به نتایج برجسته‌ای می‌رسید. کن بلانچارد (Kenneth Blanchard) یکی از برجسته‌ترین نویسندگان حوزه‌ی مدیریتی است و کتاب‌های بسیاری در این زمینه دارد. یکی از کتاب‌های او به نام مدیر یک دقیقه‌ای تاکنون به ۳۷ زبان دنیا ترجمه شده است و بیش از ۱۳ میلیون نسخه به فروش رفته است. فهرست مطالب پیش گفتارمقدمهحرکت کار تیمی به سطح برترفصل اول: درک تیم‌های سطح برتر تصویری از آینده‌ی شماقدم اول: آموختن مهارت‌های سطح برتر را آغاز کنیدفصل دوم: برای ایجاد حس مسئولیت، از اطلاعات استفاده کنیدفصل سوم: برای ایجاد فعالیت متمرکز، مرزها را مشخص کنیدفصل چهارم: برای برطرف کردن گرفتاری مشترک، مانند تیم عمل کنیدقدم دوم: تغییر و تحول را شتاب بخشیدفصل پنجم: برای بالا بردن اعتماد، اطلاعات بیشتری را به اشتراک بگذاریدفصل ششم: مرزها را گسترده‌تر کنید تا باعث آزادی عمل بیشتری شویدفصل هفتم: تصمیمات تیمی بگیرید تا حسی از قدرت ایجاد کنیدقدم سوم: بر مهارت‌ها مسلط شویدفصل هشتم: از اطلاعات برای به دست آوردن نتایج استفاده کنیدفصل نهم: مرزها را با دیدگاه و ارزش‌ها جایگزین کنیدفصل دهم: تیم سطح برتر باشید و نتایجی عالی به دست آوریدفصل یازدهم: تبریک! تیم شما به سطح برتر رسید

more_vert چگونه فشار روحی و عصبی خود را تخلیه کنیم؟

ادامه مطلب

closeچگونه فشار روحی و عصبی خود را تخلیه کنیم؟

صدای‌تان را صاف می‌کنید و تلاش می‌ کنید محکم صحبت کنید، اما لرزشش کاملا پیداست. فقط می‌خواهید فریاد بزنید، اما به هر دلیل که فقط خودتان می‌دانید، غم و بغض‌تان را فرو می‌خورید. به خانه که می‌رسید دیگر حال‌تان را نمی‌دانید. این قدر گریه می‌کنید که چشم‌های‌تان دیگر توان دیدن ندارند. حال‌تان اما خوب نمی‌شود! به این دلیل که به موقع ابراز احساسات نکرده‌اید. واکنش نشان نداده‌اید. به قول معروف حق طرف را کف دستش نگذاشته‌اید. روانشناسان عقیده دارند باید به موقع، به جا و به اندازه، واکنش نشان داد. درغیر این صورت، خشم، غم، رنج و غصه و حتی گاهی شادی‌ در روان‌تان جمع شده و به شکل‌های دیگری مانند مشکلات جسمی، روانی و یا واکنش ناگهانی در شرایط نامناسب و به شکل نامناسب بروز می‌کند. به نظر شما چه طور باید ناراحتی و غم‌مان را بروز بدهیم؟ بهترین راهکار نشان دادن غم‌مان چیست؟ باور های غلط در مورد گریه نکردن را دور بریزید سخت است؛ اما امکان‌پذیر است! هرچه باور درباره گریه نکردن، فرو خوردن غم، متانت، وقار، حفظ آرامش، حفظ غرور و... شنیده‌اید، دور بریزید. این‌ها باورهای نادرستی است که فقط و فقط باعث تشدید غم و رنج شما، باقی ماندن حرف‌ها در دل‌تان و بروز نادرست آنها به شکل‌ اختلال‌های جسمی و روانی می‌شوند. بنابراین هر وقت از چیزی غمگین و دلخور شدید، حتما حس‌تان را به شکلی که احساس می‌کنید از غم رها می‌شوید، بروز دهید. این حس را همان‌جا بیان کنید و آنها را مانند کوله‌باری با خودتان حمل نکنید. راحت ‌گریه کنید اجازه بدهید اشک‌های‌تان به راحتی سرازیر شوند. گریه کردن درواقع اولین و بهترین راهکار برای نشان دادن احساس درونی شماست. گریه نماد بیرونیِ احساس درونی شماست. به همین دلیل است که بعد از گریه کردن، احساس آرامش می‌کنید چون هورمون‌های ایجاد کننده استرس با گریه کردن از بین می‌روند. بعد از گریه کردن، روی تخت‌تان دراز بکشید. نفس عمیق بکشید و به فرآیندی که اتفاق افتاد، کمی فکر کنید. در این شرایط دو حالت را احساس خواهید کرد: ‌اگر احساس آرامش نکردید، اجازه بدهید روان‌تان تصمیم گرفته و اگر نیاز است، دوباره گریه کنید. به‌هیچ وجه در هیچ شرایطی جلوی گریه‌ کردن‌تان را نگیرید. اگر احساس آرامش کردید، یعنی گریه توانسته غم و اندوه‌تان را کم کند. احساس‌تان با بنویسید گاهی فقط گریه کردن باعث تسکین غم و اندوه‌تان نمی‌شود. یکی از بهترین راهکارهای رها شدن از احساس‌های بدی که در وجودتان جمع شده، نوشتن است. جای ساکتی را انتخاب کنید. احساس‌تان را از لحظه اول اتفاق به یاد بیاورید و بنویسید. به نوع جمله‌بندی، ترتیب کلمه‌ها و...فکر نکنید. هرچه را که به ذهن‌تان می‌رسد، بنویسد. حالت‌های فیزیکی، روانی و هر نوع احساسی را که تجربه کرده‌اید، یادداشت کنید. به غیر از نوشتن عادی می‌توانید این روش‌ها را هم امتحان کنید: نامه نگاری فکر کنید با نامه قرار است احساس‌تان را به طرف مقابل بگویید. بنابراین برای او نامه بنویسید. آن را نگه داشته یا پاره کنید و دور بریزید، اما هیچ وقت نامه را به دست او نرسانید. این حرف‌ها، حرف‌های شما در غم وعصبانیت است و بعد از رفع آن ممکن است از گفتن این حرف‌ها پشیمان شوید. پس، نامه را در جایی پنهان کرده و یا دور بریزید. شعر بگویید بعضی افراد که مهارت ترانه یا شعر گفتن را دارند، می‌توانند از این روش برای ابراز احساسات‌شان استفاده کنند. مچاله کنید اصلا مهم نیست که حرف‌های‌تان را تا کجا می‌نویسید. مهم نیست انشای جمله‌ها درست است یا نه؟ فقط بنویسید و بعد آن را مچاله کرده و دور بریزید.به این ترتیب حس مچاله کردن و دور ریختن غم و ناراحتی‌تان را حس خواهید کرد. از هنر کمک بگیرید از نظر روانشناسی، یکی از راهکارهای تخلیه روانی، هنر است. به همین دلیل معمولا در شرایط خاص، کیفیت وتعداد آثار هنری افزایش پیدا می‌کنند. از بین هنرها، نقاشی کردن و نواختن موسیقی، از بهترین روش‌ها برای کسب آرامش هستند. در زمان انتخاب و کشیدن طرح، انتخاب رنگ، توجه به نقاشی و تمرکز روی آن باعث تخلیه روانی می‌شود. بهتر این است که موضوعی را که باعث ناراحتی‌تان شده، نقاشی کنید. البته این به معنی این نیست که به شکل حرفه‌ای نقاشی کنید. به تصویر کشیدن آنچه باعث غم و اندوه‌تان شده، با چند خط ساده هم کافی است، اما اگر نقاشی بلد هستید، در شرایط غم و ناراحتی، حتما از آن کمک بگیرید. با کمک موسیقی آرام شوید گاهی با اینکه بسیار غمگین هستید، نمی‌توانید گریه کنید. انگار مانعی‌ برای ریختن اشک‌های‌تان وجود دارد. افرادی که بسیار مغرور بوده و یا احساس می‌کنند گریه کردن، نشانه ضعف رفتاری است، حتی در خلوت هم گریه نمی‌کنند، اما واقعیت این است که گریه کردن، با شکسته شدن غرور ارتباطی نداشته و ضعف رفتاری هم محسوب نمی‌شود. بنابراین اگر نمی‌توانید گریه کنید، از موسیقی کمک بگیرید. این موسیقی می‌تواند آرام‌بخش و بدون کلام؛ با کلام و کمی غمگین یا حتی کاملا شاد و هیجانی باشد. هر کدام از اینها می‌توانند به شما کمک کنند تا از نظر روانی تخلیه شوید. با کسی که دلخور هستید، قهر کنید اصلا اشکالی ندارد با کسی که از دست او دلخور هستید، قهر کنید. یکی از واکنش‌های منطقی، قهر کردن است. زمانی که قهر کردید به این نکته دقت کنید: ولی حرف بزنید اگر دوستی با آن شخص برای شما ارزشمند است و می‌دانید او عمدا شما را نرنجانده، به او بگویید که با او قهر هستید، ولی با هم صحبت کنید و دلخوری را برطرف کنید. معذرت‌خواهی غیر کلامی را بپذیرید گاهی بعضی افراد بعد از این که شما را ناراحت می‌کنند، متوجه کاری که کرده‌اند، می‌شوند، اما به دلیل خجالت، غرور، ترس از واکنش شما و... نمی‌توانند مستقیما معذرت‌خواهی کنند. این افراد به روشی دیگر مثلا خریدن هدیه، گل، تلفن کردن و حرف زدن حتی درباره موضوعی نامربوط و... سعی می‌کنند کارشان را جبران کنند. در این شرایط به آنها فرصت بدهید. معذرت‌خواهی‌شان را به شکل ضمنی بپذیرید. اما سعی کنید شرایط را برای صحبت کردن و رفع کدورت فراهم کنید. نیازی نیست درد دلتان را حتما با کسی در میان بگذارید خیلی کلافه شده‌اید. می‌خواهید از کسی کمک بگیرید تا از غم‌تان کاسته شود. باید با کسی حرف بزنید و درددل کنید، اما این روش بدترین کار ممکن است. به چند دلیل؟ همه، درست راهنمایی نمی‌کنند .هر فردی صلاحیت راهنمایی کردن را ندارد. بنابراین راهکارهایی پیشنهاد می‌کند که باعث گمراه کردن شما می‌شود. گاهی همین به ظاهر راهنمایی‌ها، به دلخوری و غم شما بیشتر دامن می‌زنند. بنابراین ابتدا به این چند نکته دقت کنید و بعد خودتان متوجه خواهید شد که در شرایط ناراحتی، بهترین روش درمیان گذاشتن مساله با فردی است که واقعا دلسوز شماست و یا درمانگر واقعی. منبع: همشهری

more_vert کتاب کوچه باغ خاطره

ادامه مطلب

closeکتاب کوچه باغ خاطره

"کوچه باغ خاطره" کنگره ملی شعر روستا در قاب کتاب کوچه باغ خاطره عنوان کتابی است که در آن مجموعه اشعار منتخب سومین کنگره ملی شعر روستا توسط عالیه مهرابی گردآوری و به زیور طبع آراسته شده است. این کتاب ۴۰۰ صفحه‌ای با شمارگان یک‌هزار نسخه از سوی انتشارات آرتاکاوا به چاپ رسیده و قیمت آن ۱۸ هزار تومان است. در این مجموعه اشعار کلاسیک، اشعار نو، تصنیف ماه، اشعار کودک و نوجوان و اشعار طنز منتخب سومین کنگره ملی شعر روستا به چاپ رسیده است. مهرابی در مقدمه این کتاب عنوان کرده است، سومین کنگره ملی شعر روستا با موضوعات همدلی و همزبانی در روستا، آداب و رسوم فرهنگ روستا، نقش مردم روستا در تولید و خودکفایی، نقش مساجد و حسینیه‌ها در روستا، فرهنگ ایثار و شهادت و ... پذیرای ۴۵۰ اثر از شاعران سراسر کشور بود، تعداد قابل توجه آثار و استقبال دوستان شاعر، ما را برانگیخت تا بخشی از اشعار رسیده به این کنگره را منتشر نمائیم. آثار پس از کدگذاری در پنج بخش دسته بندی شده که بیشترین آثار در بخش شعر کلاسیک به دبیرخانه جشنواره واصل شده است، تعدادی از اشعار هم به دلیل عدم همخوانی با موضوعات از دور داوری حذف شد. شعری از شهباز محمودی شاعر یزدی با عنوان خاک زر خیز از نمونه هایی است که در این کتاب چاپ شده است. رودکی گر رود خاتون دیده بود از برای مولیان کی می سرود؟ بوئی از این جو اگر بر او رسید از بخارا تا بدین جا می دوید او اگر جوی مسیحا دیده بود تا ابد می زد سمرقندی سرود او به عمرش گر هرات ما بدید دست از وصف بخارا می کشید شهر من، صدها بخارای منی با تو یارم من، تو دنیای منی سجاد مسعودی از چهارمحال و بختیاری نیز شعری تحت عنوان ریش سفید سروده که در این اثر درج شده است. دلت به وسعت نور خداست، ریش سفید که یادگار تنت دردهاست، ریش سفید کتاب زندگی ات پینه های دستانت حلال قلکت از ابتداست، ریش سفید ستاره هست پرستار گنج مهتابش هنوز عشق در خانه هاست، ریش سفید غرور زندگی ات هم صدای بخشش آب سرود رنج تو بس بی صداست، ریش سفید

more_vert مقاله تاثیر گناه بر معرفت از دیدگاه استاد مطهری

ادامه مطلب

closeمقاله تاثیر گناه بر معرفت از دیدگاه استاد مطهری

مقاله علمی و پژوهشی " تاثیر گناه بر معرفت از دیدگاه استاد مطهری " مقاله ای است در 18 صفحه و با 29 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد اندیشه نوین دینی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث  مطهری، تاثیر گناه بر معرفت، علم حضوری، حصولی پرداخته شده است چکیده مقاله مقاله پیش رو به بررسی متعلق تاثیر گناه بر معرفت و کیفیت تاثیرگذاری آن از منظر شهید مطهری می‌پردازد که امروزه به طور مستقل در معرفت‌شناسی مورد توجه قرار گرفته است. استاد مطهری به دلیل اهمیت ساحت عقیدتی در انسان، با محور قرار دادن آیات و روایات در آثار مختلف خود به این مسئله پرداخته است. میل به پذیرش عقاید تقلیدی، تاثیر غرور علمی بر عدم کسب معرفت، تاثیر مادی‌گرایی اخلاقی بر مادی‌گرایی اعتقادی از مصادیق تاثیر گناه بر علوم حصولی و ممانعت گناهان از علم حضوری به خود و خدا، تاثیر رذایل بر خواطر انسانی و تاثیر گناهان بر قلب انسان از مواردی است که استاد مطهری در رابطه با تأثیرات گناهان بر معرفت‌‌های حضوری انسان به آن‌ها اشاره کرده است. از نظر شهید مطهری با تکرار گناه و مداومت‌ بر اعمال ناپسند، حاکمیت نفس از بین رفته و جنبه عقلی و ملکوتی نفس به تدریج کم‌رنگ‌ می‌گردد؛ تا جایی که گناه هم مانعی برای کسب معرفت و هم عاملی در عدم اذعان و تصدیق به حقیقت می‌شود. دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert برای رسیدن به رویاهایتان به این موارد توجه کنید

ادامه مطلب

closeبرای رسیدن به رویاهایتان به این موارد توجه کنید

چشم هایتان را ببندید؛ کمی صبر کنید تا سر و کله اش پیدا شود؛ ذهنتان را از اتفاق های ناخوشایند امروز وکارهای تلنبار شده فردایتان خالی کنید؛ نفس عمیق بکشید و بگذارید سراغتان بیاید. می بینید؟ بدون آن که دنبالش بگردید خودش را به ذهنتان رسانده، رویایی که گهگاه در روزهای آرام زندگیتان سراغ شما می آید، باز هم آمده تا ذهن و تن خسته تان را به دنیایی که دست نیافتنی جلوه می کند ببرد؛ اما صبر کنید! چرا دست نیافتنی؟ رویاهایی که فکر می کنید رسیدن به آن ها نه کار شماست و نه کار فرد دیگری، می توانند به واقعیت زندگیتان تبدیل شوند. کافی است بعد از دیدنشان چشم هایتان را باز کنید و با تکنیک هایی که به شما معرفی می کنیم، دنبالشان کنید. ببافیدش: همه چیز از ذهنتان شروع و بعد به واقعیت تبدیل می شود. حالا که این واقعیت را می دانید، به قوه تخیلتان پر و بال داده و اجازه دهید رویا ببافد. دوست دارید کجای این دنیا بایستید؟ دوست دارید چه کسی باشید؟ کنار چه کسی بایستید و چطور زندگی کنید؟ تا زمانی که جوابی برای این سوال ها نداشته باشید، هیچ تغییر قابل توجهی در زندگی تان اتفاق نمی افتد. باور کنید: رویایی که به ذهن شما پا می گذارد، باید آن قدر بزرگ باشد که ارزش انتظار و دویدن برای رسیدن را داشته باشد. وقتی رویایی را در ذهنتان می بافید، باید قبل از این که قدمی به سمتش بردارید از خود بپرسید «که چی؟»، «وقتی به رویایم رسیدم چه اتفاقی در زندگی ام می افتد؟» اگر پاسخی که به این سوال ها می دهید، به جای متوقف کردن رویابافی، ذهنتان را برای پر و بال دادن به آن تشویق می کند، یعنی رویای نابی بافته اید. حالا که ناب بودن رویایتان را باور کرده اید، نیمی از مسیر را برای رسیدن به آن پیموده اید. ببینیدش: مسیری که برای رسیدن به رویا در ذهنتان دارید را کنار بگذارید و تصور کنید همه چیز اتفاق افتاده است. در کوچه رویایتان قدم بزنید؛ کنار آدم رویایی تان بایستید؛ جایزه رویایی تان را در دست بگیرید و پشت میز ریاستی که رویایش را داشته اید بنشینید. رویایتان را خوب مزمزه کنید و ببینید زندگی تان چقدر تغییر کرده است. برای رسیدن به نقطه ای که در ذهنتان مجسم کرده اید، نباید رویا را دور از دسترس و خیالی تصور کنید. شما باید بپذیرید که رویایتان درست توی مشتتان است. بگوییدش: بسیاری از رویاها، محقق نمی شوند، چون صاحبانشان آن ها را فقط در ذهنشان نگه می دارند. حالا که باور کرده اید رویایتان توی مشتتان است، باید آدم های دیگر را شریک فکرتان کنید. وقتی درباره رویایتان صحبت می کنید، یک قدم دیگر به باورکردنش نزدیک می شوید. شمایی که با اشتیاق تصویر دوست داشتنی ذهنیتان را با دیگران به اشتراک می گذارید، آن ها را هم به باورکردن رویایتان ملزم می کنید. انگار قرار نیست چرخ این دنیا بدون محقق شدن رویای عزیز شما بچرخد. برنامه اش را بریزید: حالا وقت آن است که حرفتان را به عمل دربیاورید. رویای شما در فکرتان متولد شده است؛ اما با ماندن در ذهن شما به زندگیتان راه پیدا نمی کند. پس بنشینید و مسیر رسیدن به آن را طراحی کنید. اول باید یک برنامه کلی و بزرگ را برای مشخص کردن این مسیر تدوین کنید و بعد به جزئیاتش بپردازید. آن قدر در زمان طراحی این مسیر خودتان را سوال پیچ کنید که هیچ ابهامی در برنامه باقی نماند. جزئیاتی که به عنوان کوچه پس کوچه های این مسیر طراحی شان می کنید، امکان رسیدن به آن را بیشتر می کنند؛ البته برنامه ای که امروز طراحی می کنید تا زمان در دست گرفتن رویایتان بدون تغییر نمی ماند. مطمئن باشید هرچه پیشتر بروید، نیازها و محدودیت هایتان را بیشتر درک می کنید و مجبور به ویرایش کردن برنامه تان می شوید. تدوین برنامه های بلندمدت، میان مدت و کوتاه مدت می تواند به شما کمک زیادی بکند. برنامه بلندمدتی که تنظیم می کنید، اما مسیر اصلی رسیدن به رویای تان است و برنامه های کوتاه مدت، می توانند انرژی و انگیزه بیشتری برای رسیدن به هدف به شما بدهند. وقتی در دل برنامه اصلی ده ها مسیر فرعی تعریف کرده اید، به محض عبور از هر کدام از مسیرهای فرعی، از موفقیت کوچکی که به دست آورده اید احساس غرور می کنید و با انگیزه بیشتری به راهتان ادامه می دهید. عملی اش کنید: قبل از این که رویایتان را عملی کنید، باید یک فهرست تهیه کنید و موفقیت های کوتاه مدتی را که تعریف کرده اید در آن بنویسید. حالا می توانید بعد از عبور از هر مرحله ای که تعریف کرده اید، به نشانه پیروزی مقابل آن موضوع تیک بزنید و از کوتاه شدن راهی که در پیش دارید احساس غرور و خوشحالی کنید. با احتیاط اما با انگیزه، در مسیری که طراحی کرده اید قدم بگذارید. پیش نیاز وارد شدن به این مسیر، مشخص کردن نیازهایتان است. اگر قرار است در زمینه ای آموزش ببینید، با افرادی ارتباط برقرار کنید یا اینکه تجهیزاتی را فراهم کنید، دست به کار شوید. رویای شما درست در لحظه ای که روی مبل نشسته اید، برآورده نمی‌شود. پس از جا بلند شوید و برای عملی کردنش تلاش کنید. منبع: همشهری آنلاین

more_vert چرا به پزشک خود دروغ می گوییم؟

ادامه مطلب

closeچرا به پزشک خود دروغ می گوییم؟

ممکن است گاهی پزشکان به دلیل مشغله زیاد، از دروغ بودن برخی حرف های بیماران مطلع نشوند، و یا فراموش کنند برخی سوال ها مانند سوالات مربوط به تداخل های دارویی را از آنها بپرسند، اما خود افراد باید متوجه باشند که، برخی نکات ضروری را با پزشک در میان بگذارند و یا راجع به خود دروغ نگویند، زیرا این دروغ ها ممکن است سلامت شان را به خطر بیاندازد. متأسفانه برخی افراد هر چقدر هم که صادق باشند، گاهی در مواجهه با پزشک، به دلیل ترس یا خجالت و یا غرور بیجا، حرف های دروغ می زنند. ولی باید از اهمیت این موضوع آگاه شده و این رفتار را ترک کنند. برای ملموس تر شدن این موضوع به تعدادی از این دروغ ها اشاره می کنیم. من سال هاست که سیگار نمی کشم واضح است که بسیاری از بیماری ها به دنبال مصرف سیگار و قرار گرفتن در معرض دود آن، به سراغ ما می آیند. متأسفانه درصد زیادی از افراد سیگاری به پزشک خود دروغ می گویند و سیگاری بودن خود را مخفی می کنند. این موضوع بسیار ناگوار است، به دو دلیل: - سیگار بر سلامت بدن اثر منفی دارد و می تواند خطر ابتلا به بیماری های چشمی، پوسیدگی دندان، از دست رفتن شنوایی و ... را افزایش دهد. - امروزه پزشکان می توانند راه های زیادی را به بیماران نشان دهند، تا بتوانند از شر این ماده ی مهلک رها شوند، اما با دروغ گفتن تنها خود فرد، از بین می رود.   من خوب هستم برخی افراد نگران این هستند که گفتن ناراحتی و بیماری خود به پزشک، بر پرونده ی سلامت شان اثر منفی بگذارد. برخی افراد بدون در نظر داشتن شرایط بدنی خود، از گیاهان دارویی خاصی استفاده می کنند و برای مثال دچار اختلال در فشار خون می شوند، ولی به پزشک در این رابطه دروغ می گویند یا چیزی نمی گویند. این افراد سوابق بیماری درج شده در پرونده ی سلامت شان را، مانعی برای برخورداری از برخی انواع بیمه ها، گرفتن گواهینامه رانندگی و غیره می دانند. ولی بهتر است مشکلات خود را حتما به پزشک بگویید. گاهی مخفی نگه داشتن برخی بیماری ها مانند بیماری های قلبی ممکن است به قیمت جانتان تمام شود. من واقعا صدمه دیده ام، یا بیمار هستم متاسفانه برخی افراد برای تجویز داروهای مخدر توسط پزشک، برای گرفتن گواهی پزشکی و گرفتن مجوز عبور و مرور و پارک ماشین، در مناطق مربوط به معلولین، به پزشک خود دروغ می گویند. من حسابی ورزش می کنم دروغ گفتن درباره ی سیگار کشیدن، برنامه غذایی و ورزش بسیار متداول است. متأسفانه افراد زیادی برای فرار از داشتن برنامه تغذیه ای محدود و یا ورزش به پزشک خود دروغ می گویند. شاید در برخی افراد غرور و در برخی خجالت دلیل این موضوع باشد، اما باید دانست که ممکن است با این دروغ ها در معرض فشار خون بالا، بیماری عروق کرونر، اضطراب، افسردگی و حتی برخی از سرطان ها قرار بگیریم. من هرگز افسرده نمی شوم بسیاری از ما هیچ تمایلی به به بیان احساس درونی خود حتی با پزشک نداریم، مخصوصا در رابطه با مشکلات روحی روانی این موضوع بارزتر است. در حالیکه عدم درمان افسردگی، می تواند آسیب های جدی، به فرد وارد کند. تأخیر در درمان بیماری های روحی و روانی، می تواند منجر به آسیب های جدی مغزی شود. فقط از برخی گیاهان دارویی استفاده می کنم برخی افراد بدون در نظر داشتن شرایط بدنی خود، از گیاهان دارویی خاصی استفاده می کنند و برای مثال، دچار اختلال در فشار خون می شوند، ولی به پزشک در این رابطه دروغ می گویند یا چیزی نمی گویند. آگاه باشید که برخی داروهای گیاهی، می توانند بالقوه برای برخی افراد خطرناک باشند، پس هرگز بدون کسب اطلاعات کافی از آنها استفاده نکنید. هیچ داروی دیگری مصرف نمی کنم آدم ها موجودات پیچیده ای هستند و همه ی ما این را خوب می دانیم. برخی افراد برای یک بیماری نزد پزشکان مختلف می روند، یا به این دلیل که نمی دانند، مشکل فعلی شان با مشکل قبلی شان یکی است، یا نه. و یا اینکه می خواهند نظرات پزشکان مختلف را بدانند تا خیالشان راحت شود. متاسفانه بارها دیده شده که تداخل های دارویی، صدماتی به افراد وارد آورده است. برای مثال شخصی داروی روانی مصرف می کند و چون آن را بی ربط به مشکل جدیدش می داند، این مطلب را مخفی نگه می دارد و از پزشک جدیدش، داروی فشار خون دریافت می کند. این تداخل یکی از مواردی است که، فرد را گاهی به کام مرگ می کشاند. من یک زندگی کاملا سالم دارم رفتارهای پر خطری، مانند استعمال مواد مخدر و یا داشتن روابط جنسی ناسالم و خارج از قانون، از مواردی هستند که می توانند سبب بیماری هایی، از جمله مشکلات کبدی شوند. برای مثال بیماری هپاتیت و یا بیماری های مقاربتی، که می توانند ناشی از این رفتارها باشند، اگر از پزشک مخفی شوند، شاید به سختی قابل درمان باشند. من قرص هایم را سر وقت می خورم افرادی که به دلیل فراموش کردن، ترس از عوارض جانبی دارو، و یا نپرداختن هزینه ای برای دارو، مصرف آن را ترک می کنند، می توانند باعث تشخیص اشتباه از جانب پزشک شوند. منبع: تبیان

more_vert مقاله تحلیل اقتصادی ارکان مسئولیت مدنی ناشی از حوادث رانندگی

ادامه مطلب

closeمقاله تحلیل اقتصادی ارکان مسئولیت مدنی ناشی از حوادث رانندگی

مقاله علمی و پژوهشی " تحلیل اقتصادی ارکان مسئولیت مدنی ناشی از حوادث رانندگی" مقاله ای است در 31 صفحه و با 33  فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد حقوق خصوصی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث  مذاکرات مقدماتی؛ مسئولیت مدنی؛ خسارت مثبت؛ خسارت منفی پرداخته شده است چکیده مقاله به‌طور معمول مذاکرات مقدماتی زمینه‌ساز انعقاد قراردادهای مهم است؛ در این مرحله از مراحل مقدماتی انعقاد قرارداد نیز اصل آزادی حکومت دارد؛ با این‌همه مسأله این است که در صورت قطع مذاکرات توسط یکی از طرفین با وجود اصل مزبور، بر اساس چه مبنایی می‌توان قطع‌کننده مذاکره را مسئول دانست و چه اثری بر مسئولیت مزبور بار می‌شود. این جستار با بررسی تطبیقی موضوع در حقوق فرانسه، حقوق ایران و اصول قراردادهای بین‌المللی و اصول حقوق اروپایی قراردادها به این نتیجه دست یافته است که در حقوق فرانسه و اصول پیش‌گفته نقض تعهد حسن‌نیت و ارتکاب تقصیر مبنای مسئولیت مزبور است و در نظام حقوقی ایران بسته به مورد و در صورت وجود شرایط، می‌توان از مبانی عام مسئولیت مدنی (تسبیب، لاضرر، غرور و تقصیر) در این زمینه بهره جست. در هر حال در صورت تحقق شرایط مسئولیت قطع‌کننده مذاکره، وی مکلف به پرداخت غرامت در خصوص کلیه خسارت‌های وارده خواهد بود؛ البته خسارت‌های مثبت و به تعبیری منافع صرفاً احتمالی حاصل از انعقاد قرارداد قابل مطالبه نخواهد بود. عنوان مقاله [English] Economic Analysis of Elements of Civil Liability for Driving Accidents چکیده [English]   One of the most important and practical topics in civil liability is driving accidents. This article considers elements of civil liability for driving accidents, and examines some rules regarding this issue. Economic analysis is one of the main methods which help legislators and policy makers to seek for effective rules and regulation.  Although numerous researches have been carried out in relation to this area, their analysis is not based on local law. The goal of this article is, rather, to elaborate major elements of civil liability for driving accidents by conducting an economic analysis based on local law.      کلیدواژه‌ها [English] Key words: Economic Analysis of Law, Law and Economics, Elements of Civil Liability, Accident Law, Driving Accidents, Automobile Accidents دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert تمنای یادگیری

ادامه مطلب

closeتمنای یادگیری

آموزش های مدرسه ای به آدمی می آموزند که خود را در مواجه با پیامدهای احساس نادانی حفظ کند و کمتر از واژه«نمی دانم» بهره بگیرد؛در صورتی که انسان درزندگی اجتماعی به مهارت های روبه رو شدن با تهدیدهای ناشی از چالش و سوال نیازمند است.

more_vert مقاله خودفریبی از منظر روان‌شناسی و اخلاق با تأکید بر اندیشة آیت‌الله جوادی آملی

ادامه مطلب

closeمقاله خودفریبی از منظر روان‌شناسی و اخلاق با تأکید بر اندیشة آیت‌الله جوادی آملی

مقاله علمی و پژوهشی " خودفریبی از منظر روان‌شناسی و اخلاق با تأکید بر اندیشة آیت‌الله جوادی آملی" مقاله ای است در 22 صفحه و با 33 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد اخلاق وحیانی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث  خودفریبی؛ فریب؛ خطای شناختی؛ معرفت؛ قصد فریب؛ اخلاق پرداخته شده است چکیده مقاله خودفریبی پدیده‎ای شایع است که هرکس آن را در حیات خود تجربه می‎کند؛ بااین‌حال تبیین چیستی و عوامل شکل‎گیری آن چندان ساده نیست. در خودفریبی شخص به عملی اقدام می‎کند که باعث ایجاد باور و شناخت خطا برای او می‎شود. این تعریف اجمالی بسیاری را قانع نکرده و آنان را برآن داشته است تا با نظر به مفهوم فریب، خودفریبی را تعریف کنند. مشابه‌سازی این‌دو پدیده به تناقض و چاره‌اندیشی برای برون‌رفت از آن منجر شده است. در تراث اسلامی اگرچه واژۀ خودفریبی به‎کار نرفته، اما به‌نیکی به زمینه‎های رخ دادن این پدیده ذیل بحث غرور اشاره شده است. از منظر اسلامی می‎توان ده عامل را برای خودفریبی برشمرد که با التفات به آن‌ها از خودفریبی پرهیز کرد. این مقاله که از شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی بهره می‎برد، نخست نگاه گذرایی به تعریف و ماهیت خودفریبی می‌کند، سپس عوامل روان‌شناختی ـ معرفتی شکل‎گیری آن را از منظر اسلامی، به‌ویژه با تکیه بر اندیشۀ آیت‌الله جوادی آملی بررسی می‎کند. درنهایت به بررسی اخلاقی این پدیده خواهد پرداخت. عنوان مقاله [English] Self-Deception in Psychology and Ethics with an Emphasis on the Views of Ayatollah Javadi Amoli چکیده [English] Self-deception is a common phenomenon, which every human being experiences it in his/her life. However, it is not easy to explain its nature and the effective factors in its formation. In self-deception, the individual does something that brings him/her wrong belief and false knowledge. This brief definition was not acceptable for many scholars and made them redefine self-deception by appealing to the very concept of deception. The assimilation of these two phenomenon leads to contradiction and, then, to finding a way out of this problem. Although the term self-deception has not appeared in Islamic heritage, the background of its occurrence has been well discussed under another, which is arrogance. According to Islamic views, there are ten factors for self-deception, which being aware of them, individuals can keep themselves away from self-deception. This paper, which has a descriptive-analytic methodology, in the first place looks at the definition and nature of self-deception, and then turns to the epistemic-psychological factors in its formation according to the Islamic views, especially the views of Ayatollah Javadi Amoli. At the end there is a discussion on the ethical implications of this phenomenon. کلیدواژه‌ها [English] self-deception, Deception, Epistemic Error, Knowledge, Intention for Deception, Ethics دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert کتاب درمان با حافظ

ادامه مطلب

closeکتاب درمان با حافظ

 «درمان با حافظ» عنوان کتابی است که به قلم «یداله فرجی» نوشته شده است. این کتاب ۱۱۰ صفحه‌ای با شمارگان یک‌هزار و ۱۰۰ جلد از سوی موسسه انتشاراتی آریا گهر به چاپ رسیده و روانه کتابفروشی‌ها شده است. قیمت هر جلد از این کتاب که در قطع رقعی به چاپ رسیده برای علاقه‌مندان به مطالعه هفت هزار و ۵۰۰ تومان است. این کتاب مجموعه‌ای پرمحتوا و دلنشین است که با تکیه بر اندیشه‌های مردی نابغه و شگفت‌انگیز، بر زخم‌های عمیق انسان سرگشته امروزی مرهم می‌نهد و صادقانه در پی ارایه راه درمان است. کتاب پیش رو با برخی از عبارت‌های ساده اما غنی و تکان‌دهنده، بی‌تردید مخاطب خود را به فکر فرو می‌برد و او را به تغییر سبک زندگی و ستیابی به آرامشی که استحقاقش را دارد ترغیب می‌کند. در مقدمه این کتاب آمده است: بشر امروز تشنه حقیقتی است که روحانیت آسیب دیده درونی او را التیام بخشد و گل سرسبد آفرینش می‌تواند به آرامش درون دست یابد، اگر آدمی به قیمت و ارزش واقعی خود پی ببرد و گستره وجود و نقص‌های درون را بشناسد و به حیطه خودآگاهی در کمال سادگی بنگرد و مسایل را درست و به جا درک کند. نگارنده تلاش کرده تا آنجا که بضاعت تفسیر و اندیشه به وی مجال می‌دهد از زلال چشمه عرفان غزلیلت حافظ ، دفتری با عنوان درمان با حافظ فراهم آورد. در بخشی از این کتاب آمده است: دیدگاه و نظرات شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی شاعر شیرین سخن بیان کننده شور و اشتیاق عارفانه و عاشقانه است که توام با زندگی و احساسات لطیف و روحانی در جان و دل عرفا و شعرای پیش از او نیز جریان داشته است. این شاعر برجسته دم و لحظه را حاصل حیات می‌داند و بر اثر مطالعات پی‌درپی و تامل و تدبر در قرآن ، لطایف الحکم و شب زنده‌داری‌های عارفانه ، به مقامی از جهان‌بینی رسیده که با اشعار و عزل‌های عاشقانه خود بهشتی زیبا را به تصویر می‌کشد که عاری از هرگونه آزمندی و غرور است و عشق را چون موهبتی الهی و گوهری در ذات آدمیت برجسته می‌کند. نگاه حافظ به عرفان، توکل به درستی در این کتاب کاویده شده و عنوان می‌کند: حافظ وجه با ارزش انسانی را در معنویات و عوالم درون می‌داند و معتقد است که اگر در امور توکل داشته باشی و هرآنچه که در پیش است با اراده به ذات خداوند انجام دهی آرامش و درمان درونی محقق می‌شود. در بخشی از این کتاب نگاه حافظ به عشق به صورت مشروح در ابیاتش به نقد و نظر گذاشته شده است و هرآنچه که به عنوان دیدگاه عشق معنوی، زمینی و یا هرزگی در این خصوص مطرح شده را با ظرافت واکاوی کرده و معتقد است که قلب تپنده اشعار حافظ مملو از عشقی روحانی و ناب است و انسان امیدوار ، هوشیار و دارای منش و شناخت در عالم با دارا بودن احساسات و عواطف بشری را یاری می‌رساند و او را سبک‌بال از رنج، محو در زیبایی خلقت می‌کند. عشق باید از سوی خود شخص و از درونش حس شود و جان و روح را به پرواز آورد و قصه عشق محدود به دنیا و یا تفکر و تعقل نیست و اگرچه عقل در جهان حرف اول را می‌زند و عاقلان لسان‌الغیب نقطه پرگار خطاب شده‌اند اما، آنان در دایره من و ما سرگردان هستند و تنها عشق است که نجات می‌بخشد و حافظ در اشعارش به ظرافت و زیبایی به آن پرداخته است.

more_vert کتاب قدرت لحظات؛ چرا برخی تجارب خاص، تاثیری خارق‌العاده دارند

ادامه مطلب

closeکتاب قدرت لحظات؛ چرا برخی تجارب خاص، تاثیری خارق‌العاده دارند

کتاب قدرت لحظات؛ چرا برخی تجارب خاص، تاثیری خارق‌العاده دارند، نوشته چیپ هیث و دن هیث، یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز و آمازون، دنبال رمز و رازهای جذاب تجربه است. می‌خواهیم بدانیم چرا دوست داریم بهترین و بدترین لحظه یک تجربه را به ذهن بسپاریم و مابقی را به دست فراموشی بسپاریم. چرا «وقتی همه چیز مشخص است، احساس آرامش داریم اما وقتی این طور نیست، سر زنده‌تریم.» و بالاخره چرا ارزنده‌ترین و ناب‌ترین خاطرات‌مان از دل دوره‌های کوتاهی در جوانی بیرون آمده است. نویسندگان کتاب‌های پرفروش «سوییچ (کلید را بزن)» و «ایده عالی مستدام»، این بار به دنبال این سوال رفته‌اند که چرا بعضی تجربه‌های کوچک، ما را تکان می‌دهد، سطح‌مان را بالاتر می‌برد و حتی متحول‌مان می‌کند و چطور می‌توانیم چنین لحظات فوق‌العاده‌ای ایجاد کنیم. اگر چه زندگی هر فرد منحصر به فرد است اما اغلب لحظات به یاد ماندنی ما، دارای چهار بخش غالب است: تعالی، ادراک، غرور و اتصال. اگر این بخش‌ها را در آغوش بکشیم، می‌توان جادو کرد و بیشتر و بیشتر لحظات خاص آفرید. تصورش را بکنید که یک معلم، درسی را طراحی کند که شاگردانش تا بیست سال بعد یادشان بماند. یا مدیری که می‌داند چطور تجربه‌ای پر از لذت برای مشتریانش خلق کند. تصور کنید که برای ساختن لحظات معنادار برای فرزندان‌تان، شامه قوی‌تری داشته باشید. در کتاب قدرت لحظات؛ چرا برخی تجارب خاص، تاثیری خارق‌العاده دارند (The power of moments: why certain experiences have extraordinary impact) با ما همراه باشید تا ببینیم چطور تجربه‌های کوچک می‌تواند یک زندگی را متحول کند، تجربه‌ای مانند دو غریبه‌ای که در یک اتاق همدیگر را می‌بینند و چهل و پنج دقیقه بعد بهترین دوست هم شده‌اند (در این مدت کوتاه چه اتفاقی افتاده است؟) یا جوان‌ترین زن میلیاردر جهان، که جهش بزرگش را در زندگی، مدیون سوالی است که پدرش شب‌ها سر میز شام از او می‌پرسید (به راستی آن سوال ساده چه بود؟) بسیاری از لحظات تعیین کننده در زندگی ما نتیجه تصادف یا شانس است، اما واقعا چرا داریم معنادارترین و به یاد ماندنی‌ترین لحظات خود را به شانس و اقبال می‌سپاریم، در حالی که می‌توانیم خالق آن‌ها باشیم؟ چیپ هیث (Chip Heath) و دن هیث (Dan Heath) در این کتاب راه‌هایی پیش رو ما می‌گذارند تا بتوانیم تجربیات غنی‌تری داشته باشیم. در بخشی از کتاب قدرت لحظات می‌خوانید: مربی‌گری در سازمان‌ها می‌تواند شکل قدرتمند‌تری به خود بگیرد. استانداردهای بالا + تضمین، فرمول قدرتمندی است اما در نهایت می‌تواند ابراز بعضی انتظارات باشد. اما مربیان بزرگ دو بخش دیگر به این فرمول اضافه می‌کنند: جهت و حمایت. من انتظارات بالایی از شما دارم که می‌دانم از عهده آن بر می‌آیید. پس این چالش جدید را شروع کنید و اگر شکست خوردید من کمک می‌کنم دوباره سرپا شوید. مربی‌گری، در دو جمله همین است. ساده به نظر می‌رسد اما آن قدر قدرت دارد که مشاغل را دگرگون کند. در سال 2015، دالی فلپس مدیر کیفیت، خدمات و عملیات کامینز نورث ایست بود، شرکت توزیع کننده محصولات کامینز. ترجمه‌اش این می‌شود: شما بگو قراردادی داری که یک تعداد اتوبوس شهری برای بوستون بسازی و تصمیم گرفته‌ای از موتور دیزل‌های کامینز استفاده کنی. این جا کامینز نورث ایست وارد عمل می‌شود، به سفارش شما رسیدگی کرده، موتورها را تحویل داده و در صورت بروز خرابی، خدمات لازم را ارائه می‌کند. در این میان، کار فلپس این بود که راهی برای خدمات بهتر و کارآمدتر پیدا کند. در انجام این کار، او به شدت وابسته به روش شش سیگما بود. وقتی شما محصولی تولید می‌کنید - حال فرض کنید یک توپ پلاستیکی – دوست دارید جنس معیوب نداشته باشید. با فرآیند «شش سیگما» از هر یک میلیون محصول تولیدی، تنها 3 یا 4 عدد آن‌ها معیوب خواهد شد. یعنی از هر یک میلیون توپ پلاستیکی، 3 یا 4 عدد آن نامتوازن یا کم باد است. برای رسیدن به این حد از تعالی، شما باید با وسواسِ هر چه بیشتر بر فرآیند تولید نظارت کرده و برای مشخص کردن مسئله و کاهش تنوع، داده‌ها را جمع‌آوری کنید. کسانی که چنین کار بزرگی برای فرآیند بهبود انجام می‌دهند، مجریان شش سیگما هستند که قدرت جادویی آن‌ها حتی در موقعیت‌های غیر تولیدی، مانند کاهش خطاهای جراحی یا در مورد فلپس، تسریع روند تعمیر موتور، هم به کار می‌آید. مستعدترین مجریان شش سیگما به دنبال گواهی‌نامه‌هایی مانند کمربند سیاه شش سیگما می‌روند؛ عنوان افتخارآمیزی که البته ربطی به کاراته ندارد اما بیشتر از آن، نشان از تلاشی با شکوه و در نهایت ناامیدانه برای جذاب‌تر کردن کار است. برگردیم به داستان: فلپس به کمربند سیاه شش سیگما نیاز داشت تا در کارش در آلبانی نیویورک به او کمک کند. برای این کار او رانجانی سرینی واسان را استخدام کرد؛ کسی که در هندوستان بزرگ شده و تنها سه سال بود که به آمریکا آمده بود تا مدرک فوق لیسانس مهندسی مکانیک خود را بگیرد. وظیفه سرینی واسان استفاده از شش سیگما برای کمک به همکاران بود تا بتوانند فرآیندهای خود را بهبود بخشند. مثلا با شناسایی تعمیرگاه‌ها، ابزارهای پر استفاده‌تر بیشتر در دسترس قرار می‌گرفت. اما این زن همچنان برای انجام وظایفش تقلا می‌کرد. فلپس می‌گوید: «او به نوعی خجالتی و گوشه‌گیر بود» و نگران بود که کهنه‌کارهای شرکت او را جدی نگیرند. سرینی واسان اما نگاه متفاوتی داشت، دوستانش لقب «تندر» روی او گذاشته بودند زیرا همیشه از سر و صدایش معلوم می‌شد کی به اتاق می‌آید. علاوه بر آن سرینی سردرگم شده بود. او خیلی چیزها در مورد شش سیگما می‌دانست اما در مورد موتور دیزلی، تقریبا بی‌اطلاع بود. در جلسات، احساس می‌کرد که همکارانش دارند «به زبان یونان باستان حرف می‌زنند.» او از تمام اصطلاحات یادداشت بر می‌داشت و بعد از یک نفر معنای‌شان را می‌پرسید. فهرست مطالب1: لحظات تعیین کننده2: تفکر در لحظاتکلینیک 1: لحظات از دست رفته در بانکداریلحظات تعالی3: لحظات اوج بسازید4: دستور‌العمل‌ها را بشکنیدکلینیک 2: چطور می‌توان به جلسه‌ای که تکراری شده، تازگی بخشید؟5: به سمت حقیقت بلغزید6: به سمت بینش خیز برداریدکلینیک 3: بالا بردن کیفیت یک رستوران چینیلحظات غرور7: ارزش قائل شدن به دیگران8: تکثیر نقاط عطف‌9: شجاعت را تمرین کنیدکلینیک 4: رییس به یک نتیجه تازه می‌رسد: من یک ابلهم!لحظات ارتباط10: خلق لحظات مشترک11: عمیق کردن پیوندهالحظات ارتباطکلینیک 5: چطور می‌توان با ذهنیت «انزوا» مبارزه کرد؟12: ساختن لحظات، مهم استدرباره نویسندگانضمیمهمواجهه با لحظات آسیب‌های ناگهانیسایر منابع برای مطالعه

more_vert بچه‌ های مامانی بیشتر افسرده می‌شوند

ادامه مطلب

closeبچه‌ های مامانی بیشتر افسرده می‌شوند

به گفته جیل سویتور، استاد جامعه شناسی دانشگاه پردیو « افرادی که از لحاظ احساسی و عاطفی بیشتر با مادر خود نزدیک هستند، هزینه‌ بزرگی را می‌پرداند و این کودکان خیلی بیشتر علائم و عوارض افسردگی را نشان می‌دهند تا آنهایی که بزرگترین کشمکش‌ها را با مادران خود دارند که معتقدند آنها فرزندانی هستند که بیشتر مایه سرخوردگی‌شان را فراهم آورده‌اند.»پژوهشی در دانشگاه پردیو در لافایت ایندیانا، ایالات متحده آمریکا نشان داده است که مورد علاقه مادر بودن نیز ممکن است به همان اندازه یا بیشتر از مایه سرخوردگی او را فراهم آوردن، پیامدهای ناگوار احساسی و عاطفی داشته باشد. داشتن چنین افتخاری ممکن است به شدت به سلامت روان شخص آسیب برساند. پایگاه اینترنتی futurity.org به نقل از خبرنامه دانشگاه پردیو نوشت که این نتیجه بر اساس دو فاز از یک پژوهش گسترده مربوط به تفاوت‌های درون خانوادگی گرفته شده است. به گفته جیل سویتور، استاد جامعه شناسی دانشگاه پردیو « افرادی که از لحاظ احساسی و عاطفی بیشتر با مادر خود نزدیک هستند، هزینه‌ بزرگی را می‌پرداند و این کودکان خیلی بیشتر علائم و عوارض افسردگی را نشان می‌دهند تا آنهایی که بزرگترین کشمکش‌ها را با مادران خود دارند که معتقدند آنها فرزندانی هستند که بیشتر مایه سرخوردگی‌شان را فراهم آورده‌اند.» این یافته‌ها بر اساس فازهای اول و دوم مطالعه‌ای در مورد تفاوت‌های درون خانواده حاصل شده است. اطلاعات لازم برای این پژوهش از هفت سال تحقیق مجزا روی 725 فرزند بزرگسالان 309 خانواده که مادران آنها در زمان آغاز این پروژه در سال 2001 در سنین 65 تا 75 قرار داشتند، به دست آمده است. مورد علاقه مادر بودن در این پژوهش با توجه به چهار شاخص قرابت عاطفی، کشمکش، غرور، و سرخوردگی تعیین شده است. مگان گیلیگان، استادیار رشته توسعه انسانی و مطالعات خانواده در دانشگاه دولتی آیوا و فارغ‌التحصیل دانشگاه پردیو می گوید: «هزینه احساسی که این افراد می پردازند، ناشی از تنشی است که فرزندان بزرگسال مورد علاقه مادر با توجه به قرابت عاطفی یا احساس مسئولیت بیشتر برای مراقبت احساسی از مادران سالخورده تحمل می‌کنند.»جزئیات و نتایج این پژوهش در Journal of Gerontology: Social Sciences ارائه شده و همچنین الگوهای نژادی نیز در آن مورد مقایسه قرار گرفته است. مطالعات قبلی نشان داده بود که در خانواده‌های سیاه‌پوست قربت عاطفی بیشتری وجود دارد. حدود یک چهارم در خانواده‌های مورد مطالعه سیاه‌پوست بوده‌اند.جیل سویتور در این مورد می‌گوید: «یافته‌های ما نشان می دهد که مخصوصاً فرزندان خانواده‌های سیاه‌پوست که نسبت به خواهران و برادران خود بیشتر مورد علاقه مادر هستند، بیشتر پریشان احوال می شوند.»کارل پیلمر، استاد توسعه انسانی در دانشگاه کرنل نیز از جمله نگارندگان این مقاله پژوهشی است. سرمایه این پژوهش را انستیتو ملی سالمندی آمریکا فراهم آورده است منبع: آنا

more_vert چگونه با بحران‌‌های مالی در خانواده کنار بیایید؟

ادامه مطلب

closeچگونه با بحران‌‌های مالی در خانواده کنار بیایید؟

از دست دادن شغل، از کار بیکار شدن، اخراج شدن، مشکلات حقوقی و ...، در یک لحظه هر کدام از این حوادث ناگهانی می‌توانند برنامه‌های مالی‌تان را در هم بکوبند. البته همه‌ی این حوادث شاید همزمان بر سر کسی خراب نشوند اما معمولا یکی پس از دیگری وارد می‌شوند! متاسفانه زندگی پُر از ناامیدی، فرسودگی و غافلگیری است. پس وقتی اخراج شدید چه باید بکنید؟ چطور باید عزم‌تان را جزم کنید و از این مسیر که پُر از شکست‌ها و کمبودهای مالی است عبور کنید؟ 10 درصد، اتفاقی است که می‌افتد و 90 درصد، واکنشی است که شما نشان می‌دهید. فراموش نکنید که در چنین شرایطی، شما حساس‌تر و آسیب پذیرتر می‌شوید و چشم اندازهای‌تان ممکن است مه آلود و ناامید کننده شوند. اگر به عنوان یک زوج نتوانید با احتیاط و دقت، شرایط را پردازش و رفتار کنید، ممکن است شکست‌های بدتری روی بدهند. 12 راهکار عملی برای زوج‌هایی که دچار بحران مالی شده‌اند 1. شفاف گفتگو کنید، ارتباط برقرار کنید و هدف تعیین کنید مشکلات مالی، پرسش‌های زیادی به همراه دارند: حالا چکار کنیم؟ قبض‌ها را چطور پرداخت کنیم؟ اگر فلان اتفاق بیفتد چطور؟ وقتی این سوال‌ها مدام در ذهن‌تان می‌چرخند، با همسرتان گفتگو کنید. هدف و مسیری را مشخص کنید که هر دوی شما آن را دنبال کنید و به جلو بروید. توافق کنید که با هم حرکت کنید، نه تنهایی. 2. با کمک همدیگر، مهمترین‌ها را مشخص کنید چه چیزهایی برای‌تان از همه مهمتر است؟ به چه افرادی در اطراف خود نیاز دارید؟ چه چیزی هست که اگر آن را از دست بدهید، شرایط بدتر خواهد شد؟ این چیزها را یادداشت کرده و لیست کنید. مثلا، غذا، خانه، مدرسه‌ی بچه‌ها،...، اولین هزینه را به آیتم شماره‌ی یک اختصاص بدهید که از همه مهمتر است. به ترتیب طبق لیست‌تان پیش بروید و اهمیتی به حرف دیگران که می‌گویند برای چه چیزهایی باید پول پرداخت کنید ندهید. اگر بودجه بندی نکرده‌اید، باید هر چه زودتر این کار را انجام دهید. 3. باید در شرایط «تلاش برای بقا» قرار بگیرید تمام هزینه‌ها را باید صرفا محدود به ملزومات کنید. پیشنهاد می‌کنیم نیازهای‌تان را لیست کنید و سپس نیمی از آنها را از لیست حذف کنید، چون باید از دلارتان، بیشترین استفاده‌ی ممکن را بکنید. هر چند ممکن است احساس کنید زندگی‌تان کاملا از کنترل شما خراج شده اما این، تنها بخشی است که می‌توانید کنترلش کنید. هدفمند و با دقت پول خرج کنید، شاید هم زمان خوبی برای فروختن چیزهایی باشد که واقعا دیگر نیازی به آنها ندارید و فقط دور و برتان را شلوغ کرده‌اند. 4. هیجانات و احساسات خود را بشناسید با احساسات زیادی در این شرایط روبرو خواهید شد؛ از تلخی و ناکامی گرفته تا احساس گناه و فرسودگی. این احساسات بر رابطه‌ی شما با همسر و فرزندان‌تان نیز تاثیر گذاشته و به اقوام و دوستان و حتی ایمان شما هم خواهند رسید! وقتی در مورد احساسات خود حرف می‌زنید حتما جملات خود را با «من احساس می‌کنم» شروع کنید تا تاثیر تهاجمی بر دیگران نداشته باشند و آنها هم موضع دفاعی نگیرند. 5. کسی را سرزنش نکنید در این موقعیت، هر چند خیلی چیزها آسیب دیده، اما زمان آن نیست که به دنبال مقصر بگردید. این کار فقط اطرافیان‌تان را از شما دور می‌کند. اگر اجازه دهید خشم‌تان همه جا بروز کند، بیشتر آسیب زننده خواهد بود تا راه گشا. حتما زمان‌هایی پیدا خواهید کرد که افکارتان را بازتاب دهید و ابراز کنید، اما در بحبوحه‌ی این بحران و آشوب اگر وارد بازی ِ «تقصیر کی بود؟» شوید، بیشتر لطمه خواهید خورد. 6. کمک را بپذیرید پذیرفتن کمک برای خیلی‌ها سخت است آنهم به یک دلیل: غرور. شاید هم کمک دریافت نکردن، بخشی از شعارهای شخصی شما باشد و تا کنون همیشه اهل بخشش و کمک به نیازمندان بوده‌اید، اما حالا که مشکلاتی پیش آمده و شما در موقعیت ِ نیاز داشتن قرار گرفته‌اید، چه ایرادی دارد که کمک بگیرید. گاهی به تنهایی ایستادن در مقابل مشکلات از توان انسان خارج می‌شود و در این زمان، به خاطر غرور، رد کردن کمک دیگران نوعی خودخواهی محسوب می‌‌شود. 7. فشارها را به حداقل برسانید اگر اجازه دهید، نگرانی و استرس می‌تواند کاملا نابودتان کند. زمانی را در روز به کسب انرژی و کارهایی که آرام‌تان می‌کند اختصاص دهید. دور کردن نگرانی‌ها تا حد ممکن و حفظ آرامش و خونسردی، کمک‌تان می‌کند تا کمی از بار فشاری که روی شما و خانواده‌تان است کم شود. 8. به خداوند توکل کنید وقتی صخره‌ای بزرگ در مسیرتان ایستاده، چنین توصیه‌ای ممکن است کاربردی به نظر نرسد، اما شما به نیایش‌های همیشگی خود ادامه دهید و حضور خداوند را فراموش نکنید. با اطمینان و دلگرمی که به منبع قدرت دارید، تحمل مشکلات برای‌تان ساده‌تر خواهد شد. 9. داشته‌های‌تان را بشمارید درست است که همه چیز بد و وحشتناک شده اما هنوز هم چیزهای زیادی در اطراف خود دارید که نعمت محسوب می‌شوند، اینطور نیست؟ فقط روی مشکلات تمرکز کردن و صرفا کمبودها را دیدن، تنها شما را افسرده می‌کند. یادتان نرود که در هر گوشه‌ای از زندگی‌تان نعمت‌هایی دارید، فقط باید خوب نگاه کنید. 10. از رویاپردازی نترسید اگر کارتان را از دست داده‌اید، فرصت بسیار خوبی برای رویا پردازی است! از خود بپرسید دوست دارید چه کاری انجام دهید؟ همیشه دل‌تان می‌خواسته چه کار بکنید؟ این بحران ممکن است فرصتی در خود پنهان داشته باشد. به جلو نگاه کنید و جهت یابی کنید. شاید دقیقا وقت آن باشد که یک سرگمی را به کسب و کار تبدیل کنید یا حتی راه جدید پول درآوردن را تجربه کنید. فقط باید سوال‌های درستی مطرح کنید و هوشمندانه حرکت کنید تا ریسک‌ها را به حداقل برسانید. 11. همه چیز را یادداشت کنید این موقعیت و شرایط پیش آمده ممکن است نقطه‌ی عطفی در زندگی شما باشد. یادداشت کردن به شما کمک می‌کند تمام درس‌های مهمی را که مدرسه‌ی زندگی سعی دارد به شما بیاموزد فرا بگیرید و فراموش نکنید. وقتی در این امتحانات پیروز شدید، دوست ندارید به گذشته نگاهی بکنید و با مرور وقایعی که پشت سر گذاشتید و اینکه چگونه موانع را یکی یکی از سر راه خود برداشتید، به توانایی‌های خود ببالید و درس‌های بعدی را یاد بگیرید؟ 12. خودتان را کنترل کنید شاید وسوسه شوید پاها را روی هم بیندازید و بگویید: دیگر هیچ چیزی برایم مهم نیست! طلبکارهای‌تان هم دقیقا همین را می‌خواهند تا اقدامات دلخواه‌شان را انجام دهند. یادتان باشد مجبور نیستید جواب همه‌ی تلفن‌ها را بدهید. هر کاری که می‌کنید حتما با رد کردن پیشنهاد قرض گرفتن‌های بیشتر و بیشتر، سعی کنید چرخه‌ی بدهی‌ها را بشکنید. وام و قرض گرفتن راه حل شما در این شرایط نیست. لطفا آدم خوبی نباشید که تنها بدی‌اش این است که تصمیم‌های مالی بدی می‌گیرد! یادتان باشد فقط این شما نیستید که در بحرانید، همسر و فرزندان‌تان هم با شما هستند و هر تصمیمی که می‌گیرید مستقیما روی آنها نیز تاثیر دارد. هر چند یک سری از تراژدی‌های مالی می‌توانند بینهایت دشوار باشند، اما واکنشی که شما در این زمان نشان می‌دهید، تا حدود بسیار زیادی تعیین کننده‌ی راه حل در این موقعیت است. منبع: برترین ها

more_vert مقاله مسئولیت ناشی از قطع مذاکرات پیش قراردادی، مطالعه تطبیقی در حقوق ایران. فرانسه

ادامه مطلب

closeمقاله مسئولیت ناشی از قطع مذاکرات پیش قراردادی، مطالعه تطبیقی در حقوق ایران. فرانسه

مقاله علمی و پژوهشی " مسئولیت ناشی از قطع مذاکرات پیش قراردادی، مطالعه تطبیقی در حقوق ایران. فرانسه. اصول قراردادهای بین المللی و اروپایی" مقاله ای است در 000 صفحه و 0000 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد حقوق خصوصی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث  مذاکرات مقدماتی؛ مسئولیت مدنی؛ خسارت مثبت؛ خسارت منفی پرداخته شده است چکیده مقاله به‌طور معمول مذاکرات مقدماتی زمینه‌ساز انعقاد قراردادهای مهم است؛ در این مرحله از مراحل مقدماتی انعقاد قرارداد نیز اصل آزادی حکومت دارد؛ با این‌همه مسأله این است که در صورت قطع مذاکرات توسط یکی از طرفین با وجود اصل مزبور، بر اساس چه مبنایی می‌توان قطع‌کننده مذاکره را مسئول دانست و چه اثری بر مسئولیت مزبور بار می‌شود. این جستار با بررسی تطبیقی موضوع در حقوق فرانسه، حقوق ایران و اصول قراردادهای بین‌المللی و اصول حقوق اروپایی قراردادها به این نتیجه دست یافته است که در حقوق فرانسه و اصول پیش‌گفته نقض تعهد حسن‌نیت و ارتکاب تقصیر مبنای مسئولیت مزبور است و در نظام حقوقی ایران بسته به مورد و در صورت وجود شرایط، می‌توان از مبانی عام مسئولیت مدنی (تسبیب، لاضرر، غرور و تقصیر) در این زمینه بهره جست. در هر حال در صورت تحقق شرایط مسئولیت قطع‌کننده مذاکره، وی مکلف به پرداخت غرامت در خصوص کلیه خسارت‌های وارده خواهد بود؛ البته خسارت‌های مثبت و به تعبیری منافع صرفاً احتمالی حاصل از انعقاد قرارداد قابل مطالبه نخواهد بود.  عنوان مقاله [English] Keywords: Pre-contract negotiations, civil liability, positive loss, negative loss. چکیده [English]   Pre-contract negotiations usually lead to the conclusion of contracts. The principle of party autonomy also applies to the preliminary stages of contract formation.  By considering this principle, two questions may arise: i) On which basis, pre-contractual liability may be justified? ii) What are the consequences of pre-contractual liability? This article conducts a comparative study under French law, Iranian law, UNIDROIT Principles of International Commercial Contracts and Principles of European Contract Law. It concludes that in French law, breaching the good faith obligation and the concept of fault are the basis of liability, and in Iranian legal system, depending on circumstances of the case concerned, general bases of civil liability, such as Tasbib, La Zarar, Ghorour and fault may be regarded as the basis of pre-contractual liability. In any event, if conditions for imposing pre-contractual liability are met, the party breaking off negotiations would be obliged to compensate for damages covering all losses incurred except for the merely probable benefits resulting from the contract.  کلیدواژه‌ها [English] Keywords: Pre-contract negotiations, civil liability, positive loss, negative loss دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert تاثیر باورنکردنی اسم افراد بر سرنوشت و وضعیت روحی آنها

ادامه مطلب

closeتاثیر باورنکردنی اسم افراد بر سرنوشت و وضعیت روحی آنها

انتخاب اسم یکی از بزرگترین و اولین مسئولیتی است که بر عهده والدین گذاشته می شود. در ین مقاله به اهمیت این موضوع اشاره می کنیم. اسم نامناسب چه تاثیری بر روی افراد می گذارد؟ انتخاب اسم مناسب تاثیر بسزایی در شکل‌گیری شخصیت افراد دارد؛ انتخاب اسم نامناسب حتی می‌تواند باعث سرخوردگی، گوشه‌گیری و انزوای فرد شود. ابهری، رفتارشناس، با بیان اینکه انتخاب نام برای فرزندان توسط والدین یکی از اصلی‌ترین حقوق آنها است، گفت: انتخاب اسم نقش بسیار مهمی در زندگی، سرنوشت و آینده افراد دارد. اسم یکی از فرآیندهایی است که تا پایان عمر و حتی بعد از آن نیز همراه با فرد می‌ماند، بنابراین در انتخاب آن باید دقت و توجه کافی مبذول شود. اسامی انتخاب شده باید خوش الحان با بیانی ساده باشد و مورد تمسخر کودکان نیز قرار نگیرد. در حقیقت نباید اسامی دشوار، مغایر با فرهنگ و آئین برای کودکان انتخاب شود. زیرا در دوران تحصیل به خصوص در دوران دبستان صدا کردن و خطاب فرد دشوار بوده و ممکن است باعث تمسخر وی شود. اسامی باید بر اساس باورها، فرهنگ، عرف و سنت‌های خانوادگی و اجتماعی انتخاب شوند و برای افرادی که حامل آن اسامی هستند، غرور و شخصیت خاصی را فراهم آورد. اسامی باید دارای عناوین مذهبی یا فرهنگی بوده تا برای اشخاص شخصیت و فضای فرهنگی ایجاد کند. همچنین برخی از اسامی نه تنها هنگام خطاب، دشوار، ناموزون و ناهماهنگ است؛ بلکه مغایر با معیارهای ارزشی و فرهنگی ما هستند. بنابراین اسم یکی از موضوعاتی است که در زندگی هر کس نقش مهمی داشته و والدین نیز هنگام انتخاب نباید گرفتار مسائل غیرفرهنگی و غیرارزشی و غیرسنتی شوند. برخی از افراد از اسم خود خجالت می‌کشند و هنگامی که بزرگ‌تر می‌شوند، اسم خود را تعویض می‌کنند،این گونه اشخاص دو اسمی هستند؛ یعنی در شناسنامه اسم دیگری داشته و در خانه و جامعه به نام دیگری خطاب می‌شوند که در نهایت دچار تضاد شخصیت و دوگانگی می‌شوند؛ زیرا یک اسم برای هر فرد کافی است. اسم نباید شکسته شود؛ زیرا برخی از افراد اسامی دیگران را به خاطر دشواری در صدا کردن و تلفظ به بخش‌های مختلف تقسیم کرده و می‌شکنند. بنابراین اسم اثر بسیار مهمی بر شخصیت افراد داشته و یکی از معیارهای ارزش‌یابی فرهنگی و اخلاقی افراد نیز خواهد بود. در حقیقت انتخاب اسامی برای فرزندان باید تابع معیارهای فرهنگی، اخلاقی و دینی ما باشد. والدین نباید در فضای زمانی گرفتار شوند؛ زیرا انتخاب اسم فقط امروز یا روز تولد فرد نیست، گاهی شخصیت‌هایی در دوران تولد کودک وجود دارند که شناخته شده و معروفند و آنها اسامی این افراد را برای فرزندان‌شان انتخاب می‌کنند و بعد از چند سال آن شخص دچار گمنامی می‌شود. بنابراین اسامی رهبران دینی، شخصیت‌های فرهنگی اصیل ایرانی می‌تواند نام‌های بسیار خوبی برای فرزندان باشد. برخی افراد اسم فرزندان‌شان را اسکندر و چنگیز می‌گذارند در حالی که این افراد در تاریخ دشمنان ما بودند و به نظر از لحاظ رفتاری تاثیر منفی بر شخصیت افراد خواهد گذاشت، اسم از نظر رفتاری دارای بار روانی و عاطفی برای اشخاص است؛یعنی اسامی مذهبی می‌توانند در سرنوشت افراد نیز دخالت کنند. همچنین اسم اثر روانی سنگینی بر روی افراد دارد؛ به عبارت دیگر اسم نامناسب در زمان کودکی باعث می‌شود فرد مورد تمسخر قرار گیرد و به انزوا برود.در حقیقت اسم نامناسب می‌تواند باعث سرخوردگی، گوشه‌گیری و انزوای فرد شود.

more_vert رسیدن به رویاها در سه سوت

ادامه مطلب

closeرسیدن به رویاها در سه سوت

رویاهایی که فکر می کنید رسیدن به آن ها نه کار شماست و نه کار کس دیگری، می توانند به واقعیت زندگیتان تبدیل شوند. کافی است بعد از دیدنشان چشم هایتان را باز کنید و با تکنیک هایی که به شما معرفی می کنیم، دنبالشان کنید. ببافیدش همه چیز از ذهنتان شروع می شود و بعد به واقعیت تبدیل می شود. حالا که این واقعیت را می دانید، به قوه تخیلتان پروبال دهید و اجازه دهید. رویا ببافد. دوست دارید کجای این دنیا بایستید. دوست دارید که باشید؟ کنار که بایستید و چطور زندگی کنید؟ تا زمانی که جوابی برای این سوال ها نداشته باشید، هیچ تغییر قابل توجهی در زندگی تان اتفاق نمی افتد. باور کنید رویاهایتان را با پرداختن به موضوعات کوچک و در دسترس هدر ندهید. رویای که به ذهن شما پا می گذارد، باید آن قدر بزرگ باشد که ارزش انتظار و دویدن برای رسیدن را داشته باشد. وقتی رویایی را در ذهنتان می بافید، باید قبل از اینکه قدمی به سمتش بردارید از خود بپرسید «کی چی؟»، «وقتی به رویایم رسیدم چه اتفاقی در زندگی ام می افتد؟» اگر پاسخی که به این سوال ها می دهید، به جای متوقف کردن رویابافی، ذهنتان را برای پر و بال دادن به آن تشویق می کند، یعنی رویای نابی بافته اید. حالا که ناب بودن رویایتان را باور کرده اید، نیمی از مسیر را برای رسیدن به آن پیموده اید. ببینیدش مسیری که برای رسیدن به رویا در ذهنتان دارید را کنار بگذارید و تصور کنید همه چیز اتفاق افتاده است. در کوچه رویاییتان قدم بزنید؛ کنار آدم رویاییتان بایستید؛ جایزه رویاییتان را در دست بگیرید و پشت میز ریاستی که رویایش را داشته اید بنشینید. رویایتان را خوب مزه مزه کنید و ببینید زندگی تان چقدر تغییر کرده است. برای رسیدن به نقطه ای که در ذهنتان مجسم کرده اید، نباید رویا را دور از دسترس و خیالی تصور کنید. شما باید بپذیرید که رویایتان درست توی مشتتان است. بگوییدش بسیاری از رویاها، هیچ وقت محقق نمی شوند، چون صاحبانشان آن ها را فقط در ذهنشان نگه می دارند. حالا که باور کرده اید رویایتان توی مشتتان است، باید آدم های دیگر را شریک فکرتان کنید. وقتی در مورد رویایتان صحبت می کنید، یک قدم دیگر به باورکردنش نزدیک می شوید. شمایی که با اشتیاق تصویر دوست داشتنی ذهنیتان را با دیگران به اشتراک می گذارید، آن ها را هم به باورکردن رویایتان ملزم می کنید. انگار قرار نیست چرخ این دنیا بدون محقق شدن رویای عزیز شما بچرخد. برنامه اش را بریزید حالا وقت آن است که حرفتان را به عمل دربیاورید. رویای شما در فکرتان متولد شده اما با ماندن در ذهن شما به زندگیتان راه پیدا نمی کند. پس بنشینید و مسیر رسیدن به آن را طراحی کنید. اول باید یک برنامه کلی و بزرگ را برای مشخص کردن این مسیر تدوین کنید و بعد به جزییاتش بپردازید. آن قدر در زمان طراحی این مسیر خودتان را سوال پیچ کنید که هیچ ابهامی در برنامه باقی نماند. جزییاتی که به عنوان کوچه پس کوچه های این مسیر طراحیشان می کنید، امکان رسیدن به آن را بیشتر می کنند. البته برنامه ای که امروز طراحی می کنید تا زمانی در دست گرفتن رویایتان بدون تغییر نمی ماند. مطمئن باشید هرچه پیش تر بروید، نیازها و محدودیت هایتان را بیشتر درک می کنید و مجبور به ویرایش کردن برنامه تان می شوید. تدوین برنامه های بلندمدت، میان مدت و کوتاه مدت می تواند به شما کمک زیادی بکند. برنامه بلندمدتی که تنظیم می کنید، اما مسیر اصلی رسیدن به رویای تان است و برنامه های کوتاه مدت، می توانند انرژی و انگیزی بیشتری برای رسیدن به هدف به شما بدهند. وقتی در دل برنامه اصلی ده ها مسیر فرعی تعریف کرده اید، به محض عبور از هر کدام از مسیرهای فرعی، از موفقیت کوچکی که به دست آورده اید احساس غرور می کنید و با انگیزه بیشتری به راهتان ادامه می دهید. عملی اش کنید قبل از اینکه رویایتان را عملی کنید، باید یک چک لیست تهیه کنید و موفقیت های کوتاه مدتی که تعریف کرده اید را در آن فهرست کنید. حالا می توانید بعد از عبور از هر مرحله ای که تعریف کرده اید، به نشانه پیروزی مقابل آن موضوع تیک بزنید و از کوتاه شدن راهی که در پیش دارید احساس غرور و خوشحالی کنید. با احتیاط اما با انگیزه، در مسیری که طراحی کرده اید قدم بگذارید. پیش نیاز وارد شدن به این مسیر، مشخص کردن نیازهایتان است. اگر قرار است در زمینه ای آموزش ببینید، با افرادی ارتباط برقرار کنید یا اینکه تجهیزاتی را فراهم کنید، دست به کار شوید. رویای شما درست در لحظه ای که روی مبل نشسته اید برآورده نمی شود. پس از جا بلند شوید و برای عملی کردنش جان بکنید. لمسش کنید شاید سختی راه بعد از مدتی شما را سرد کند و خیال در دست گرفتن رویا را از سرتان بیرون کند؛ اما با خواندن داستان موفقیت رویاباف های دیگر می توانید جلوی چنین اتفاقی را بگیرید. وقتی بدانید که دیگران هم مثل شما از ره پرپیچ و خمی عبور کرده اند و وقتی بفهمید که برای رسیدن به هدفشان چه میانبرهایی را به کار برده اند، انگیزه تان برای ادامه دادن این راه و در دست گرفتن رویایتان چندبرابر می شود. کیفش را بکنید صبوری، برنامه ریزی و تلاشتان نتیجه داده و حالا شما زندگی رویاییتان را در مشتتان دارید. کار دیگری لازم نیست بکنید. فقط روی همان مبلی که رویایتان برای اولین بار در آن پیدا شده بنشینید و این موفقیت را جشن بگیرید. شاید هم داستان برای شما تمام شده نباشد و تصمیم داشته باشید بار دیگر همین مسیر را طی کنید و برای رسیدن به رویاهای دیگرتان آماده شوید. محقق شدن رویا بسیاری از رویاها، هیچ وقت محقق نمی شوند، چون صاحبانشان آن ها را فقط در ذهنشان نگه می دارند چرا بعضی ها به رویایشان نمی رسند؟ زندگی در گوشه ای دنج و رویایی، نان پختن زنی که از شهر دل کنده کنار زنان روستایی و پرواز با هواپیمای شخصی، ممکن است رویای هر کسی باشد؛ اما تا به حال فکر کرده اید که چرا این رویاها، تنها برای برخی آدم ها چهره واقعیت به خود می گیرند؟ راستش را بخواهید، رویاباف هایی که مثل تصویر ذهنی شان زندگی می کنند، این اشتباهات را انجام نمی دهند. رویا قرض نمی گیرند مراقب باشید تحت تاثیر دیگران رویابافی نکنید. رویایی که در ذهنتان می پرورانید، باید منحصر به فرد باشد. قرض گرفتن رویاهای دیگران انگیزه کافی برای حرکت کردن به سمت رویاها را به شما نخواهد داد و به جای تغییر زندگی تان، به شکست هایتان خواهدافزود. کسانی که رویایشان را در مشتشان می گیرند، هیچ وقت چنین اشتباهی نمی کنند. به خودتان نگاه کنید می دانیم که برای رویابافی نباید حد و مرزی بگذاریم، اما اگر می خواهید به رویایتان لباس واقعیت بپوشانید، باید محدودیت هایتان را هم در نظر بگیرید. اگر معلولیت جسمی دارید، بعید است که رسیدن به رویای خلبانی برایتان ممکن باشد و اگر صدای خوبی ندارید، مطمئن باشید رویای چه چه زدن در صحنه ارکستر مجال تبدیل شدن به واقعیت را پیدا نخواهدکرد. رویاباف ها موفق می دانند که برای رسیدن به تصویر ذهنی شان، نیازی به آماده بودن همه شرایط نیست؛ اما این را هم خوب می دانند که برخی محدودیت ها می تواند همه چیز را خراب کند و راه رسیدن به رویا را برای همیشه ببندد. دست روی دست نگذارید به اطرافتان نگاه کنید؛ چند نفر از آدم های دور و برتان به رویاهایشان رسیدهاند؟ تصور می کنید هیچ کدام از آدم هایی که زندگی معمولی و خالی از رویایی را می گذرانند، در ذهنشان خیالی را نپرورانده اند؟ نه! آغلب آدم ها به رویاهای ذهنی شان پر و بال می دهند اما اشتباهشان این است که برای رسیدن به رویا قدمی بر نمی دارند. اگر تصور می کنید جای رویا فقط در ذهنتان است و دلیلی ندارد که به حقیقت تبدیلش کنید، هیچ وقت نمی توانید سرنوشتتان را آن طور که می خواهید تغییر دهید. منتظر زمین و زمانید برای رسیدن به رویایتان، هیچ وقت منتظر ایده آل شدن شرایط نمانید. درست است که باید جاده را اندکی صاف کنید اما اگر می خواهید شرایط ایده آل برای تحقق رویایتان فراهم شود، باید به شما بگوییم که هیچ وقت چنین شرایطی را تجربه نخواهید کرد. یادتان نرود که نه زمان متوقف می شود و نه زمین به سمت شما مسیرش را عوض می کند. پس همین حالا دست به کار شوید و به سمت رویایتان حرکت کنید. این اصلی است که رویاباف های موفق به آن باور دارند. از نردبان دیگران بالا نروید در مسیر رویاهایتان، حتما نیاز به آدم های دیگر پیدا خواهدی کرد اما حسابی که روی دیگران باز می کنید، نباید مبنای تصمیم گیریتان شود. سعی کنید مسیری را برای رسیدن به رویایتان انتخاب کنید که در آن دیگران و کمک هایشان کمترین تاثیر را داشته باشند. کمال گرایی را کنار بگذارید می خواهید همه توانایی هایی که برای رسیدن به رویایتان در ذهن دارید را کسب کنید و بعد به سمتش حرکت کنید؟ اشتباه می کنید. درست است که باید نقشه راه و مقدمات رسیدن به مقصد را فراهم کنید، اما قرار نیست صددرصد چیزی که به آن نیاز دارید، توی دستتان باشد تا به سمت رویایتان حرکت کنید. رویاباف های حرفه ای هیچ وقت زمانشان را با چنین تصوری هدر نمی دهند. منبع: همشهری تندرستی

more_vert نقاشی کودکتان را خودتان تفسیر کنید

ادامه مطلب

closeنقاشی کودکتان را خودتان تفسیر کنید

نقاشی زبان کودک است. بسیاری از کودکان ناخواسته آنچه که حس می‌کنند اما قادر به بیانش نیستند را در نقاشی‌هایشان نشان می‌دهند. به بیان دیگر، نقاشی‌ای که کودک در عرض یک ساعت می‌کشد، می‌تواند حاوی پیام‌ها و نشانه‌های ارزشمندی درباره مشکلات او باشد که ممکن است با صدها ساعت صحبت قابل دستیابی نباشند. پس لطفا این‌بار که فرزندتان نقاشی‌اش را به شما نشان می‌دهد، به جای اینکه با بی‌حوصلگی فقط نگاهی به آن بیندازید و آن را در گوشه‌ای رها کنید، با صبر و حوصله به آن نگاه کنید و درباره معنای آن با فرزندتان گفت‌وگو کنید. خواهید دید که با این‌کار به نکته‌هایی در مورد کودکتان پی خواهید برد که تا به حال حتی به آن فکر هم نکرده بودید. در این مطلب از دکتر محمود برجعلی، روان‌شناس و عضو هیات ‌علمی دانشگاه خوارزمی خواسته‌ایم ما را در تفسیر معنای نقاشی کودکان کمک کند. در تفسیر نقاشی کودکان باید از کجا شروع کنیم؟ از نظر روان‌شناسانی که در این زمینه تحقیق کرده‌اند، آدمی که توسط کودک کشیده شده یا خود اوست یا کسی است که برای او اهمیت ویژه‌ای دارد. اولین نکته‌ای که باید به آن توجه کنید، جنبه‌های کلی نقاشی است. مثلا باید توجه کنید که آدم در کجای کاغذ کشیده شده و ابعاد آن چگونه است، قرینگی رعایت شده یا خیر و.... نکته مهم دیگر توجه به خطوطی است که کودک هنگام ترسیم از آنها استفاده کرده است. پررنگی و کمرنگی خطوط، جا انداختن‌ها و حذف کردن‌ها، کلفتی و نازکی خطوط همه و همه معنا دارند و باید به آنها توجه کرد. در کل لرزش خطوط و منقطع بودن آنها، تکرارها و پاک کردن‌های زیاد نشانه نبود اعتماد‌به‌نفس و کمبود عزت‌نفس است. گاهی کودک اندام‌های خاصی را پررنگ و کلفت یا متفاوت می‌کشد که این مساله می‌تواند به معنی تعارضی باشد که کودک با این نواحی خاص دارد. به برخی از این معانی اشاره می‌کنید؟ بله،‌خطوط پررنگ و ضخیم تمایل به لذت‌جویی است اما اگر خطوط آنقدر با فشار کشیده شده باشند که به نظر برسد کاغذ درحال پاره شدن است، ممکن است نشانه نارضایتی و پرخاشگری و اعتراض باشد. از طرف دیگر خطوط نازک و کمرنگ نشانه حساس و ملایم بودن کودک است و گاهی نیز می‌تواند نشانه کمرویی و عدم اعتماد به نفس باشد. خطوط راه‌راه و موازی نشانه اضطراب هستند و سایه زدن‌های خاکستری ممکن است نشان از افسردگی داشته باشند. اگر کودک بیشتر از خطوط شکسته و زاویه‌دار استفاده کرده، باید به نشانه‌های خشم، ناآرامی و مردانگی دقت کنید و اگر آدمک را با خطوط منحنی و نرم کشیده، می‌تواند نشانه ملایمت و انعطاف‌پذیری او باشد. از اجزای صورت در یک نقاشی هم می‌توان معنای مشخصی را دریافت کرد؟ بله،‌سر بزرگ، نشانه غرور و خود دوست‌داری است و برعکس، سر کوچک نشانه انتقاد از خود و گاهی ناامیدی و افسردگی است. چشمان بزرگ می‌تواند نشانه برونگرایی باشد اما از طرف دیگر دیده شده، کودکانی که مدام در معرض چشم غره رفتن‌های اطرافیانشان هستند چشم‌ها را بزرگ‌تر از معمول می‌کشند. کودکان شکاک و بی‌اعتماد هم چشم‌ها را بزرگ می‌کشند. چشمان کوچک، برعکس، نشانه درونگرایی کودک است. اگر کودک روی کشیدن مژه‌ها و ابروها تاکید کرده و وقت زیاد برای کشیدن جزییات آنها صرف کرده باشد، ممکن است نشانه دلمشغولی با زیبایی یا وسواس باشد. لب‌های پهن و کلفت و دیده شدن دندان‌ها با پرخاشگری مرتبط است و لب‌های نازک و خطی نشانه اضطراب و تنش است. اگر کودکی دهان را به صورت یک دایره کوچک بکشد، ممکن است نشانه شخصیت وابسته یا تاثیرپذیر او باشد. گردن بلند و ظریف نشانه میل به مهارکردن و همچنین میل به بزرگتر یا برتر شدن است و گاهی نیز می‌توان آن را به‌عنوان علامت جاه‌طلبی و تکبر تلقی کرد. توجه داشته باشید که گاهی نقاشی کودک جنبه جبرانی دارد؛ یعنی کودک درست آنچه را که متضاد احساس واقعی‌اش است، می‌کشد؛ مثلا کودکی که می‌ترسد، یک ابرقهرمان می‌کشد یا کودکی که اعتماد‌به نفس پایینی دارد، یک آدمک بزرگ افراطی با خطوط پررنگ می‌کشد. منبع: سلامت