جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert کتاب ترمینولوژی حقوق مدنی

ادامه مطلب

closeکتاب ترمینولوژی حقوق مدنی

کتاب ترمینولوژی حقوق مدنی به قلم سید جمال ابراهیمی، مشتمل بر 650 اصطلاح حقوق مدنی است که از کتاب‌های گوناگون استخراج و سپس به زبان ساده بیان شده است. نکته قابل اهمیت در باب این کتاب کم حجم و کاربردی بودن آن است که می‌توان در زمان کوتاهی حجم زیادی از مطالب را بیاموزید. این کتاب برای دانشجویان رشته حقوق، فقه و مبانی حقوق اسلامی گردآوری شده است. در بخشی از کتاب ترمینولوژی حقوق مدنی می‌خوانیم: طلاق رجعی: طلاقی است که زوج با پرداخت مَهر، زوجۀ خود را مطلقه کند. در این قسم از طلاق در مدّت عُدّه زوج حق رجوع دارد. رجوع هم ممکن است به لفظ واقع شود، مثل اینکه زوج بگوید - با هر زبانی که دارد - رجوع کردم یا عملاً اقدامی کند که آن اعمال جز برای شوهر نسبت به زن خود جایز نیست، مانند تقبل و لمس از روی شهوت و میل یا بدون شهوت. در طلاق رجعی، نفقۀ زوجه در ایام عُدّه بر عهدۀ زوج است. اگر زوج، زوجۀ حامل خود را مطلقه کند و لو طلاق بائن تا زوجه وضع حمل نکرده نفقۀ او به عهدۀ زوج است. طلاق عدّی: اگر کسی زوجۀ خود را طلاق دهد به طلاق رجعی و در عُدّه رجوع کند و با او مواقعه نماید و سپس او را طلاق دهد و پس از طلاق دوم هم رجوع کرده و با آن زن مواقعه نماید و باز طلاق دهد این طلاق سوم بائن است و زوج حق رجوع ندارد و نمی‌تواند آن زن را عقد کند مگر اینکه دیگری او را به عقد دائم بگیرد و پس از دادن طلاق و انقضاء عدّه زوج اول می‌تواند آن زن را به عقد خود در آورد. در این مرتبه نیز اگر طلاق دهد و سپس رجوع کند و مواقعه نماید و باز طلاق دهد و سپس رجوع کرده و مواقعه نماید و باز طلاق دهد و سپس رجوع کرده و مواقعه نماید در مرتبه سوم طلاق بائن خواهد بود و مانند اول نمی‌تواند رجوع کرده و یا عقد جدید بکند مگر پس از محلل و لو اینکه محلل دومی همان محلل اولی باشد و پس از طلاق دادن او گذشتن عُدّه اگر زوج اول آن زن را ازدواج کند و به کیفیت اول و دوم رجوع و مواقعه نماید در مرتبۀ نهم آن زن بر آن مرد حرام مؤبد خواهد بود و بالنتیجه شش طلاق عدی واقع شده زیرا هم رجوع کرده و هم مواقعه نموده و پس از شش مرتبه طلاق به آن کیفیت که عدّی نامیده می‌شود پس از سه طلاق دیگر که بائن است زن بر آن مرد حرام مؤبد است.

more_vert آیا تصمیم به طلاق می‌تواند ژنتیکی باشد؟

ادامه مطلب

closeآیا تصمیم به طلاق می‌تواند ژنتیکی باشد؟

آیا ممکن است طلاق، بین نسل‌ها منتقل شود فقط به این دلیل که بچه‌ها با والدین از هم جدا شده‌شان زندگی می‌کنند، یا اینکه پدر و مادر «ژن طلاق» را انتقال می‌دهند؟ مطالعات پیشین همیشه نشان داده‌اند که بچه‌های طلاق، بیشتر در معرض طلاق در زندگی‌ آینده‌ی خود در بزرگسالی هستند. اما چرا اینگونه است؟ آیا طلاق بواسطه‌ی عوامل اجتماعی و روانشناسی، مثلا تمایل بچه‌ها به تقلید از والدین، منتقل می‌شود یا اینکه ممکن است دخالتی ژنتیکی این میان نقش داشته باشد؟ تصمیم به طلاق می‌تواند ژنتیکی باشد تحقیقی جدید که به زودی در نشریه‌ی Psychological Science منتشر خواهد شد، این موضوع را آشکارتر می‌کند. این تحقیق توسط دانشمندان دانشگاه کومون ولث ویرجینیا (VCU) در ریچموند و با همکاری تیمی در داشنگاه لوند سوئد انجام شد. چرا طلاق در خانواده جاری می‌شود؟ پروفسور سالواتوره می‌گوید: ما بررسی کردیم که آیا فرزندانی که والدین بیولوژیکی‌شان طلاق گرفته بودند، بیشتر در معرض جدایی و طلاق در زندگی آینده‌‌ی خود بودند یا نه. ضمنا این را هم بررسی کردیم که آیا بچه‌هایی که پدر و مادر خوانده‌شان طلاق گرفته بودند هم بیشتر در معرض جدایی در زندگی آینده‌ی خود بودند یا خیر. اگر بچه‌ها همانند والدین بیولوژیکی خود عمل کنند، ما می‌فهمیم که این عامل ژنتیکی است که منجر به این تشابه شده است چون والدین بیولوژیکی، تنها ژن‌ها را به فرزندان خود منتقل می‌کنند. و برعکس؛ اگر بچه‌ها همانند والدین خوانده‌ی خود رفتار کنند، ما می‌فهمیم که دلیل این تشابه، بزرگ شدن در شرایط طلاق است، زیرا پدر و مادر خوانده، فقط محیط و شرایط زندگی را ( و نه ژن‌ها) برای فرزند خوانده‌های خود فراهم می‌کنند. دانشمندان، تجزیه و تحلیل گسترده‌ای روی 82698 فرزند انجام دادند که بیانگر تاثیرات محیطی چشمگیری بود. اما وقتی این محققان سعی کردند با استفاده از اطلاعات جمع آوری شده از فرزندان بیولوژیکی و فرزند خوانده‌ها، به نتیجه‌ای برسند، معلوم شد فرزند خوانده‌ها از نظر طلاق، مشابه والدین بیولوژیکی خود عمل می‌کردند، نه شبیه پدر و مادر خوانده‌ی خود. بنابراین پژوهشگران نتیجه گرفتند شواهد مستدلی وجود دارد که نشان می‌دهد فاکتورهای ژنتیکی، بر واگیر داشتن طلاق میان نسلی دخیل است، اما شواهدی که برای تاثیرات محیطی طلاق وجود دارد، ضعیف هستند. منبع: برترینها

more_vert مقاله مطالعه بین نسلی رابطه نگرش به طلاق و کارکرد‌های خانواده در زنان شهرتهران

ادامه مطلب

closeمقاله مطالعه بین نسلی رابطه نگرش به طلاق و کارکرد‌های خانواده در زنان شهرتهران

مقاله علمی و پژوهشی " مطالعه بین نسلی رابطه نگرش به طلاق و کارکرد‌های خانواده در زنان شهرتهران " مقاله ای است در 27 صفحه و با 41 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد مطالعات زنان و خانواده منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث طلاق؛ زنان؛ نقش‌های خانوادگی؛ تغییر نگرش پرداخته شده است چکیده مقاله سیر صعودی طلاق در ایران، به ویژه در دهه‌های اخیر، معلول عوامل روان‌شناختی و جامعه‌شناختی است‌؛ که نیازمند پژوهشی جدی، با توجه به تأثیر پیامدهای ناگوار طلاق بر ابعاد گوناگون زندگی اجتماعی است. پژوهش حاضر این پدیده را از جنبه جامعه‌شناختی و فقط از منظر زنان بررسی کرد؛ با این هدف که اولاً نشان دهد تغییر نگرش زنان، در ارتباط با کارکردهای خانواده بر طرز تلقی آن‌ها نسبت به طلاق، تأثیر گذاشته و در نتیجه سبب افزایش میزان طلاق در ایران شده است و ثانیاً حساسیت نهادها و ارگان‌های فرهنگی کشور را برای چاره‌اندیشی برانگیزد. پژوهش حاضر توصیفی – تحلیلی بود و به شیوه پیمایشی انجام شد. جامعه آماری تمامی‌بانوان ساکن تهران و جامعه نمونه، شامل 500 نفر بود که به شیوه تصادفی هدفمند از 5 منطقه‌(شمال، جنوب، مرکز، شرق، غرب) شهر تهران، برای تکمیل پرسشنامه محقق ساخته در ارتباط با ارزش‌های مرتبط با همسرگزینی و کارکردهای خانواده انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان دهنده آن بود که ارزش‌های مرتبط با نقش‌های خانوادگی و کارکردهای خانواده دستخوش تغییر شده است؛ به این معنا که بین دیدگاه دو نسل، در ارتباط با کارکرد‌های اساسی خانواده، شکاف عمیقی وجود دارد. همچنین تلقی نسل جوان از طلاق، متفاوت از نسل گذشته است، به طوری که از نظر در صد جالب توجهی از بانوان نسل جوان، طلاق امری مذموم و ناپسند به شمار نمی‌‌آید. دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert مقاله عوامل اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر طلاق در ایران با تأکید بر ادوار تجاری، آموزش و اشتغال زنان

ادامه مطلب

closeمقاله عوامل اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر طلاق در ایران با تأکید بر ادوار تجاری، آموزش و اشتغال زنان

مقاله علمی و پژوهشی " عوامل اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر طلاق در ایران با تأکید بر ادوار تجاری، آموزش و اشتغال زنان" مقاله ای است در 26 صفحه و با 43 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد اقتصاد و الگو سازی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث  ادوار تجاری؛ اشتغال زنان؛ اقتصاد ایران؛ تحصیلات زنان؛ طلاق پرداخته شده است چکیده مقاله در مقاله حاضر، به نقش عوامل اقتصادی و اجتماعی موثر بر طلاق در ایران پرداخته شده است. از ویژگی¬های این مطالعه بررسی موضوعاتی چون آثار آموزش، اشتغال زنان و نقش ادوار تجاری در رفتار طلاق است که در ادبیات نظری و تجربی با ابهام روبروست. روش تحقیق، استفاده از الگو¬ی داده‌های ترکیبی (پنل) بر اساس داده‌های استانی کشور طی دوره 1394-1386 است. نتایج برآورد الگو، رابطه مثبت بین بیکاری و تورم را با نرخ طلاق مورد تأیید قرار می‌دهد. همچنین، بررسی رفتار طلاق در چرخه‌های تجاری کشور نشان می‌دهد که در ایران طلاق، دارای رفتار مخالف چرخه¬ای است. از سوی دیگر بر اساس تحلیل عوامل اجتماعی طلاق، افزایش اشتغال زنان با تحصیلات عالی، نرخ طلاق را کاهش می‌دهد. به عبارت دیگر اشتغال زنان تحصیلکرده در ایران، با کاهش مشقت اقتصادی باعث ثبات بیشتر خانواده شده -است. عنوان مقاله [English] The Impacts of Economic and Social Factors on Divorce Rate in Iran with Emphasis on Business Cycles, Women's Education and Employment چکیده [English] This paper investigates the role of socioeconomic factors in the divorce rate, with emphasis on business cycles, women’s education and employment which have ambiguous impacts in the literature. For this purpose, the empirical model is estimated by using the panel data econometrics, based on the data for 30 provinces of Iran over the period of 2007-2015. According to the results, inflation and unemployment rates have positive impacts on divorce rate and also, the business cycle effects in divorce indicate that the divorce in Iran has counter-cyclical behavior. The impacts of social factors on divorce show that educated women’s employment is positively related to marital stability through the reduction of family economic strain. کلیدواژه‌ها [English] Business Cycles, Divorce, Economy of Iran, Women Education, Women Employment دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert مقاله مسایل فرزندان طلاق در ایران و مداخلات مربوطه

ادامه مطلب

closeمقاله مسایل فرزندان طلاق در ایران و مداخلات مربوطه

مقاله علمی و پژوهشی " مسایل فرزندان طلاق در ایران و مداخلات مربوطه: فراتحلیل مقالات موجود" مقاله ای است در 30 صفحه و با 30 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد مطالعات زنان و خانواده منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث فرزندان طلاق؛ فراتحلیل؛ وضعیت؛ مداخلاتپرداخته شده است چکیده مقاله رشد طلاق در سال‌های اخیر به افزایش تعداد فرزندان طلاق انجامیده است. فرزندانی که مسائل و مشکلاتشان از دید بسیاری پنهان مانده است. جدایی والدین بی‌شک برای اکثر فرزندان، پدیده‌ای سهمگین به شمار می‌آید. تحقیقات صورت گرفته در این مورد نشان می‌دهد که این کودکان در طول زندگی خود با آسیب‌های روانی و اجتماعی فراوانی مواجه­اند. در این پژوهش، که به روش فراتحلیل انجام گرفته است، پژوهش‌های داخلی مربوط به حوزه‌ی فرزندان طلاق- که در مجلات علمی پژوهشی داخلی به چاپ رسیده­اند- مورد تحلیل قرار گرفته، و نهایتاً 20 مقاله بدست آمده و مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که پژوهش‌های داخلی عمدتاً به سلامت روان و زیر مقیاس‌های آن توجه کرده و در نتیجه نشان می‌دهند که وضعیت فرزندان طلاق در مقایسه با فرزندان یتیم و عادی نامطلوب تر است. همچنین برخی از این پژوهش‌ها نیز نشان دهنده‌ تاثیر مثبت برنامه‌های مداخله‌ای، بر وضعیت فرزندان طلاق است. سرانجام اینکه، آنچه در این مطالعات مورد غفلت واقع شده، بررسی آسیب‌های اجتماعی است که فرزندان طلاق را تهدید می‌کند. عنوان مقاله [English] Issues and Interventions of Children of Divorce in Iran: A Meta-analysis of Articles چکیده [English]   Abstract In recent years, divorce growth rate has led to an increase in the number of children of divorce. These children have a lot of problems and issues hidden from view. Undoubtedly, parental separation is an annoying phenomenon for most of them. Studies indicate that children of divorce usually confront many social and psychological problems in their lives. In this paper, we have conducted a meta-analysis method to analyze the published internal papers in this field. Finally, we came to 20 articles and took them into consideration. the Internal research are mostly focused on mental health and its sub-scales, and the results show that the condition of children of divorce is more undesirable than that of orphan children and those from intact families. Some of these studies also show the positive impact of intervention programs on children of divorce. What is neglected in these studies is examining the social damages threatening these children. کلیدواژه‌ها [English] children of divorce, Meta-analysis, situation, intervention   دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert حقایقی جالب در مورد طلاق که نمی دانید!

ادامه مطلب

closeحقایقی جالب در مورد طلاق که نمی دانید!

همانگونه که ازدواج ها به دلایل مختلف اتفاق می افتند، طلاق ها هم می توانند علل متفاوتی داشته باشند. دانشمندان برای این که بفهمند چه احتمالاتی درصد طلاق را بالاتر می برد، تحقیقاتی بلند مدت انجام داده اند که نتایج آن را در این مطلب با شما به اشتراک می گذاریم. اما قبل از مطالعه یادتان باشد که این نتایج 100% نیست و ممکن است در هر فردی نتیجه ای خاص دهد. بیشتر طلاق ها در ماههای اسفند و مرداد اتفاق می افتد طبق تحقیقی که در دانشگاه واشنگتن آمریکا در سال 2016 انجام شد، اکثر طلاق ها در ماههای اسفند و مرداد رخ داده اند. محققان می گویند از آنجا که مرداد در تعطیلات تابستان و پس از اسفند تعطیلات فروردین قرار دارد، مردم نسبت به پیدا کردن شریک زندگی ایده آل در آن دوران امیدوارند، به همین دلیل ترجیح می دهند که قبل از تعطیلات مُهر جدایی را بر رابطه خود بکوبند. یا به بیان دیگر، با جدا شدن از مشکلاتی که در روابط عاطفی با آنها سر و کل می زدند، می خواهند تعطیلات خود را با آرامش بیشتری سپری کنند. زوج هایی که در اواخر دهه 20 زندگی شان ازدواج می کنند، احتمال طلاق شان کمتر است. تحقیقات نشان داده به تاخیر انداختن ازدواج هرگز ثبات آن را تضمین نمی کند. افرادی که فکر می کنند هر چه در سن بالاتری ازدواج کنند در ازدواج شان موفق ترند، کاملا در اشتباه اند. در واقع افرادی که از اوایل دهه 20 سالگی تا اوایل دهه 30 سالگی ازدواج می کنند، نبست به افرادی که پس از 32 سالگی ازدواج می کنند، رابطه موفق تری دارند یا به بیانی دیگر اواخر دهه 20 سالگی بهترین سال برای ازدواج است. هر چه اختلاف سنی زوج ها کمتر باشد، احتمال طلاق شان نیز کمتر است تحقیقی ثابت کرده که طلاق میان افرادی که اختلاف سنی بالایی با یکدیگر دارند، بیشتر است. به عنوان مثال زوج هایی که 1 سال اختلاف سنی دارند احتمال جدایی شان 3%، آنهایی که 5 سال اختلاف سنی دارند 18% و زوج هایی که 10 سال اختلاف دارند 39% است. آقایانی که کار تمام وقت ندارند، احتمال جدایی از همسرشان بیشتر است شاید خیلی ها تصور کنند که شرایط مالی عامل اصلی طلاق است اما واقعیت چیز دیگری است. آنچه بیش از شرایط مالی بر رابطه تاثیر می گذارد، تقسیم مسئولیت هاست. طبق تحقیقات اخیر، مردانی که کاری تمام وقت ندارند، 3.3% احتمال دارد که رابطه عاطفی شان با شکست مواجه شود، در حالی که این آمار برای آقایانی که شغلی تمام وقت دارند، 2.5% است. افرادی که مراسم عروسی مجلل تری دارند، احتمال شکست شان بیشتر است مراسم عروسی مجلل تضمین کننده ازدواجی با دوام و پایدار نیست. تحقیقات نشان داده افرادی که بین 1000 تا 5000 دلار برای مراسم عروسی شان خرج کرده اند، در مقایسه با زوج هایی که کمتر از 1000 دلار هزینه کرده اند، بیشتر در خطر جدایی هستند. از طرف دیگر تعداد میهمان های مراسم نیز در جدایی زوج ها تاثیر گذار است. به این گونه که هر چه تعداد میهمان ها بیشتر باشد، احتمال جدایی کمتر است. به عنوان مثال زوج هایی که بیش از 200 میهمان داشته اند، 92% کمتر از افرادی که میهمان های زیادی نداشتند، در معرض خطر طلاق اند. طلاق خطر ابتلا به بیماری قلبی را در خانم ها افزایش می دهد تحقیقاتی که در سال 2015 انجام گرفت ثابت کرده خانم های مطلقه نسبت به خانم هایی که ازدواجی موفق دارند، بیشتر در معرض ابتلا به بیماری های قبلی هستند. خانم هایی که حداقل یک بار طلاق گرفته اند 24% بیشتر از دیگران به بیماری های قلبی مبتلا می شوند. این درصد برای زنانی هم که بیش از 2 بار جدایی را در زندگی شان تجربه کرده اند، افزایش می یابد. از طرف دیگر، این موضوع تنها برای آقایانی که بیش از 2 بار طلاق گرفته اند صحت دارد. خود طلاق تاثیر بدی بر فرزندان نخواهد گذاشت تحقیقات نشان داده، افرادی که پدر و مادرانشان در کودکی با هم به مراتب دعوا می کردند و در نهایت طلاق گرفته اند کمتر از آنهایی که والدین شان مدام بگومگو داشتند اما هیچگاه جدا نشدند، در معرض خطر جدایی در زندگی شخصی خود هستند. طلاق همیشه بد نیست. گاهی مهر خاموشی به تمام مشکلات و دعواهاست که در نهایت به آرامش ختم می شود. بنابراین طلاق همیشه روی فرزندان تاثیر بدی نمی گذارد، بلکه گاهی آرامش را به آنها هدیه می دهد. عدم صداقت اصلی ترین عامل طلاق است در مقاله ای که در سال 2013 چاپ شد، خشونت، عدم همکاری، دروغگویی، بحث های مدام، بی وفایی، اعتیاد و... به عنوان مهمترین عوامل طلاق شناخته شدند، اما از میان آنها عدم صداقت یا همان دروغگویی بالاترین درصد را داشت. افراد مسن پس از طلاق، زندگی سالم تری خواهند داشت طیق آخرین یافته ها، افراد مسن پس از طلاق، سالم تر و سرحال تر از قبل خواهند شد. دانشمندان به مدت 3 سال روی بیش از 79000 زن آمریکایی که در سن 50 تا 79 سالگی قرار داشتند، تحقیق کردند. آنها فشار خون، میزان چربی بدن، رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی و... آنها را در طول این مدت بررسی کردند. در این میان زنانی که از همسران شان جدا شدند، تاثیرات مثبتی در زندگی شان رخ داد. به عنوان مثال میزان چربی بدن شان کاهش یافت و رژیم غذایی سالم تری را در پیش گرفتند. زوج هایی که یکدیگر را تحقیر می کنند، بیشتر در معرض طلاق اند تحقیر به معنای بالاتر دیدن خود از فرد مقابل است که به بگو مگو و بی احترامی و توهین ختم می شود. تحقیر نشانه ای از طلاق است. آیا شما سعی می کنید که مسائل را از زاویه دید همسرتان ببینید؟ یا همیشه فکر می کنید که او یک دیوانه است؟ اگر پاسخ شما مورد دوم است، بهتر است که آن را اصلاح کنید و با دیدی مثبت تر و صبری بیشتر به رفتارهای همسرتان پاسخ دهید. در غیر این صورت ازدواج شما دوامی نخواهد داشت. منبع: برترین ها

more_vert مقاله ماهیت داوری در دعوای طلاق

ادامه مطلب

closeمقاله ماهیت داوری در دعوای طلاق

مقاله علمی و پژوهشی " ماهیت داوری در دعوای طلاق" مقاله ای است در 22 صفحه و با 24 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد حقوق خصوصی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث  ماهیت داوری، دعوای طلاق، دادگاه خانواده، صلح و سازش، میانجی‌گری پرداخته شده است چکیده مقاله قانون حمایت خانواده مصوب 1391 بنا بر دستور شرع مقدس اسلام، ارجاع دعوای طلاق به داوری را الزامی دانسته است. این الزام شرعی و قانونی به ‌منظور ایجاد صلح و سازش بین زوجین متنازع و حمایت از کانون خانواده­ای است که در شرف از هم‌گسیختگی می­باشد. پرسش قابل‌طرح این است که ماهیت تدبیر مورد نظر شرع و قانون مزبور چیست؟ آیا آن را می­توان داوری به معنای حقیقی تلقی کرد؟ با بررسی اوصاف آن، به ‌ویژه نقش اشخاصی که تحت عنوان داور اقدام می­نمایند، تدبیر مزبور در قالب و شکل داوری است ولی با ماهیت میانجی­گری، اشخاص حقیقی منتخب از سوی زوجین یا منصوب از سوی دادگاه خانواده تنها بایستی با قصد ایجاد صلح و سازش در دعوای طلاق مداخله کرده و مساعی خود را در ایصال آنان بکار برند. با میانجی‏گری این اشخاص، زوجین می­توانند با توافق اختلاف خود را از طریق صلح و سازش حل‌ و فصل نمایند؛ بنابراین، داوران مد نظر قانون حمایت خانواده بدون این‌که بر مبنای مر قانون و قواعد حقوقی به ماهیت دعوای طلاق رسیدگی کنند و رای لازم­الاجرایی را صادر نمایند، تنها نتیجه­ اقدامات خود را در قالب «نظریه» به دادگاه خانواده اعلام می­کنند. عنوان مقاله [English] The Nature of Arbitration in Divorce Action چکیده [English] Family Protection Act, based on Islamic Law, was adopted in 2012. It states that taking part in the arbitration sessions before granting divorce is compulsory for the purpose of the conciliation and settlement between them and protecting the family that is on the verge of separation. The question is: What is the relational in the religion and the law behind this compulsory session? Can it be defined as a real arbitration? Analyzing features of arbitration, especially the role of those who act as arbitrators, the above-mentioned tact is in the form and shape of arbitration with the essence of mediation. The assigned or appointed persons by the spouses or family courts must just attempt to settle the dispute by conciliating between them. By the mediation, the spouses can agree to settle their dispute through the conciliation. Thus, arbitrators consider the Family Protection Act, and just present their consultancy opinions to the family court without proceeding in accordance with the law and legal rules to the merit of the divorce and without making an enforceable award. کلیدواژه‌ها [English] "the nature of arbitration", "divorce action", "family court", "conciliation", "mediation" دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert آسیب اجتماعی

ادامه مطلب

closeآسیب اجتماعی

مضرات مشاجرات خانوادگی بر کودکان بیشتر از طلاق است...  کودکانی که در معرض مشاجرات روزانه والدین هستند آسیب روانی بیشتری نسبت به کودکان طلاق متحمل می‌شوند. 

more_vert 5 دلیل طلاق های زود هنگام امروزی

ادامه مطلب

close5 دلیل طلاق های زود هنگام امروزی

باورش سخت است زن و شوهری که با هزاران امید و آرزو ازدواج می کنند، کمتر از یک سال در کنار هم باشند و بدترین راه  ممکن را برای آینده زندگی مشترک شان انتخاب کنند. بر  اساس آمار سازمان ثبت احوال، در سال گذشته بیشترین طلاق مربوط به ازدواج هایی بوده که کمتر از یک سال از عمر آن ها گذشته است. این آمار ناراحت کننده، زنگ خطری جدی برای همه دختران و پسران در آستانه ازدواج و خانواده هایشان است. در ادامه چند نفر از مشاوران صفحه خانواده و مشاوره، داستان زندگی مشترک پنج زوجی را بازگو کرده اند که عمر زندگی مشترک شان خیلی کوتاه بوده است.بر  اساس آمار سازمان ثبت احوال، در سال 95 بیشترین طلاق مربوط به ازدواج هایی بوده که کمتر از یک سال از عمر آن ها گذشته است. در این مقاله به 5 دلیل اصلی این طلاق های زودهنگام اشاره می کنیم. دلایل اصلی طلاق در ازدواج های امروزی باورش سخت است زن و شوهری که با هزاران امید و آرزو ازدواج می کنند، کمتر از یک سال در کنار هم باشند و بدترین راه  ممکن را برای آینده زندگی مشترک شان انتخاب کنند. بر  اساس آمار سازمان ثبت احوال، در سال گذشته بیشترین طلاق مربوط به ازدواج هایی بوده که کمتر از یک سال از عمر آن ها گذشته است. این آمار ناراحت کننده، زنگ خطری جدی برای همه دختران و پسران در آستانه ازدواج و خانواده هایشان است. در ادامه چند نفر از مشاوران صفحه خانواده و مشاوره، داستان زندگی مشترک پنج زوجی را بازگو کرده اند که عمر زندگی مشترک شان خیلی کوتاه بوده است. ارتباط با عشق سابق! خانمی که تنها 9 ماه از ازدواجش گذشته و برای طلاق به دادگاه مراجعه کرده بود، زندگی خود را این گونه روایت می کند که از همان هفته اول ازدواج، سردی و بی تفاوتی شوهرش را به خودش و زندگی مشترک می دیده و اوایل زیاد جدی نمی گرفته است. بعد از آن، علت را از همسرش می پرسد ولی دلیل قانع کننده و درستی عایدش نمی شود تا این که از تماس ها و پیام های مشکوک شوهرش متوجه حضور  زنی دیگر در زندگی اش می شود. بعد هم شوهر بیان می کند چندین سال است عاشق دختری هستم اما خانواده ام مخالف ازدواج ما بودند و بر خلاف میل باطنی ام تو را برایم خواستگاری کردند. واقعا علاقه ای به تو ندارم و همچنان با آن خانم درگیر ارتباط عاشقانه هستم. ازدواج با اصرار خانواده آقایی 26 ساله و دارای تحصیلات تکمیلی با دختر خاله 21 ساله خود ازدواج کرده بود و بعد از شش ماه متقاضی جدایی بودند. علت را که بررسی کردیم، آقا گفت: «از ابتدا هیچ حسی به دختر خاله ام نداشتم و هیچ گاه به عنوان همسر آینده ام به او نیندیشیدم. چون خانواده و به خصوص مادرم تمایل زیادی به ازدواج من داشتند، به بهانه های مختلف موضوع ازدواج با وی را مطرح می کردند. در این اواخر روزی نبود که در منزل ما این موضوع مطرح نشود. این فشار ها زیاد شده بود و همزمان نیز اتفاقاتی مثل با خبر شدن همه فامیل و اطرافیان رخ داد و به نوعی، من در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته بودم. بعد از عقد، فقط یک ماه توانستیم برای هم نسبتا خوب باشیم و از آن به بعد هر چه خانواده ها تلاش می کردند که ما بیشتر با هم باشیم برعکس بیشتر از هم فاصله می گرفتیم. الان بعد از شش ماه به این نتیجه رسیده ام که دنیای همسرم کاملا با دنیای من فرق می کند و به عبارتی ایشان کسی نیست که من می خواستم و من هم آن فردی نیستم که ایشان می خواست.» ازدواج به امید تغییر! زوج دیگری که کمتر از یک سال از شروع زندگی شان گذشته بود و درخواست طلاق داده بودند، مشکل اصلی شان بیکاری شوهر بود. آقا می گفت کار مشخصی ندارد و بیشتر اوقات بیکار است. هر دو نفر با طلاق موافق بودند در حالی که فقط 11 ماه از ازدواج شان می گذشت. این ازدواج به این دلیل صورت گرفته بود تا مرد سر به راه شود و به دنبال یافتن کار و شغل برود اما عاقبتش طلاق بود. ازدواج برای فراموشی رابطه قبلی! آقایی 23 ساله و مهندس عمران با خانمی 19 ساله و دانشجوی کارشناسی ازدواج کرده بود. خانم می گوید: «من از همان روز دوم بعد از عقد به ایشان حس بدی پیدا کرده بودم و تحت هیچ شرایطی حاضر نبودم با وی به زندگی ادامه دهم. همان موقع تصمیم به جدایی گرفتم اما سه ماه تحمل کردم و در این مدت حتی زمانی که می فهمیدم همسرم قرار است از محل کارش که در شهر دیگری بود برگردد، ناراحت می شدم. در این مدت نسخه های تجویز شده اطرافیان برای بهبود رابطه ما موثر واقع نشد.» در جلسات مشاوره با ریشه یابی موضوع مشخص شد که خانم قبل از ازدواج به فرد دیگری علاقه مند بوده و به امید ایجاد علاقه به همسرش و فراموشی رابطه قبلی ازدواج کرده ولی این اتفاق رخ نداده است و اکنون با مقایسه هایی که می کند، به همسرش حس تنفر شدیدی پیدا کرده است. انتظار ایده آل بودن همسر! زوج دیگری که عمر زندگی مشترک شان به یک سال نرسیده است، دختری 18 ساله است که با پسری 23 ساله ازدواج کرده و به فاصله سه ماه از عقد یاد و خاطرات علاقه مندی اش به پسر همسایه که چندین سال قبل اتفاق افتاده است و فقط چند بار همدیگر را از دور دیده اند و در حد چند کلمه با هم حرف زده اند، زنده شده و تمام فکر و ذهن وی را درگیر خودش کرده است به نحوی که چنان شخصیت ذهنی ایده آلی از پسری که چند سال است حتی از او خبری هم ندارد برای خودش ساخته که تحت هیچ شرایطی حاضر نیست زندگی با همسرش را ادامه بدهد. او پس از مقایسه همسرش با ایده آل ترین شرایط ممکن، به جایی رسیده که فقط طلاق را چاره کار می داند. منبع : خراسان

more_vert چطور قصه طلاق را غصه‌دار نکنید؟

ادامه مطلب

closeچطور قصه طلاق را غصه‌دار نکنید؟

طلاق هیچ‌گاه آخرین راه‌حل نبوده و نیست، اما شایع شدن آن نشان می‌دهد که زوج‌ها آنقدرها هم به اختلافات‌شان نگرش حل مساله‌ای ندارند و خیلی سریع‌تر از سال‌های گذشته و نسل پدرها و مادرهای‌مان به این نتیجه می‌رسند که همه چیز را تمام کنند. کار به جایی رسیده که این روزها بسیاری از زوج‌ها با توافق از هم جدا می‌شوند؛ البته مشاورهای خانواده نظر دیگری دارند. آنها معتقدند وقتی دو نفر به این سطح از آگاهی می‌رسند که برای هم مناسب نیستند و تصمیم به جدایی می‌گیرند، با آسیب‌های کمتری مواجه می‌شوند. دکتر مهدی دوایی، مشاور و روانشناس در ادامه به شما می‌گوید که آسیب‌های طلاق چیست و چطور می‌توانید با آرامش بیشتری مشکلات این دوران را سپری کنید. آسیب‌های روانی طلاق متفاوت است گاهی ممکن است فردی کتاب یا کلاسی را نیمه‌تمام رها کند. جالب است بدانید هر پروژه ناتمامی در روند زندگی تاثیراتی منفی بر جای می‌گذارد؛ مثلا اگر فردی کلاس نقاشی، خط و. . . را شروع کرده و آن را ناتمام رها کند درنهایت باعث می‌شود تصویر مثبتی که از خودش در ذهن داشته کاهش پیدا کند یا اعتمادبه‌نفسش پایین بیاید. همین مساله باعث می‌شود فرد در مورد خود به تصوری ناخوشایند برسد و احساس ناتوانی کند. بنابراین هر اقدام نیمه‌تمامی در تمام ابعاد زندگی آسیب‌زا خواهد بود اما در ابعاد و ضرایبی مختلف. تمام این موارد با درصدی متفاوت روی احساسی که نسبت به خودتان دارید اثرگذار است. حال تصور کنید ضریب آسیب روانی طلاق حتی اگر از نوع توافقی هم که باشد چقدر بالاست. آسیب روانی جدایی اصلا قابل قیاس با موارد ذکرشده نیست. انرژی‌ای هم که بابت این مسائل از بین می‌رود به‌مراتب بیشتر است. از مهم‌ترین عواقب طلاق از هر نوعی که باشد کاهش اعتمادبه‌نفس است و جدایی باعث می‌شود دو طرف از نظر روانی افت کنند. مهم‌ترین آسیب مربوط به ازدواج بعدی است ممکن است خداحافظی یک فرزند از کانون خانواده هم به همین نسبت آسیب‌رسان باشد. اما این را بدانید که طلاق اولویت بسیار بالایی در ایجاد آسیب‌های روانی زن و مرد دارد. از پیامدها و عواقب دیگر طلاق، ایجاد تصورات منفی نسبت به خود است. مسلما هر فرد وقتی خودش را در هر مساله‌ای ناکارآمد تصور کند، همین موضوع باعث آسیب رساندن به سایر اتفاقات زندگی‌اش هم می‌شود. این آسیب‌ها در مورد شغل، کار، ورزش و مهم‌ترین آن احساس ناتوانی نسبت به ازدواج آینده است. وقتی زوج‌ها آگاهانه جدا می‌شوند طلاق آسیب‌های زیادی را به دنبال دارد؛ بنابراین حتما باید تمام جوانب را هنگام شروع زندگی بسنجید تا در آینده درگیر آسیب‌های روانی و اجتماعی آن نشوید. البته طلاق توافقی در اکثر موارد به دلیل رشد دو طرف اتفاق می‌افتد. یعنی زوج‌ها به این آگاهی رسیده‌اند که برای هم مناسب نیستند. توصیه همه مشاورها این است که اگر می‌خواهید جدا هم بشوید لطفا خوب جدا شوید! البته این به این معنا هم نیست که این سبک طلاق آسیب روانی به دنبال ندارد، به‌خصوص اگر فرزندی هم در میان باشد اما به یاد داشته باشید که طلاق توافقی به‌مراتب آسیب کمتری دارد. می‌میرم اما در این زندگی می‌مانم! کسانی که طلاق می‌گیرند در اغلب موارد با دلشوره و اضطراب ناشی از خراب شدن زندگی بعدی‌شان مواجه هستند. در بسیاری از موارد فرد طلاق‌گرفته به دلیل اینکه اعتمادبه‌نفسش پایین آمده و اضطراب بالایی را تجربه می‌کند، در ازدواج بعدی هم موفق نخواهد بود. این موضوع ربطی به نوع طلاق هم ندارد. طلاق توافقی هم آسیب‌های روانی زیادی به دنبال دارد، منتها ضرایب آن کمتر است. اصولا باور منفی شکست در افراد این احساس را به وجود می‌آورد که نکند دفعه دوم هم شکست بخورم، نکند این یکی هم مثل مورد قبلی باشد و بدتر اینکه خیلی‌ها به سرعت وارد زندگی جدیدی می‌شوند که از قبلی هم آزاردهنده‌تر است اما به دلیل شرایطی که دارند و ترس از حرف‌هایی که در آینده خواهند شنید، جدا نمی‌شوند. چطور ازدواج بعدی موفقی داشته باشید بعد از طلاق زوج‌ها روان خسته‌ای دارند؛ بنابراین اگر طلاق گرفته‌اید حتما سعی کنید تا اقدام برای ازدواج بعدی فاصله زمانی مناسبی را در نظر بگیرید و به صحبت‌های اطرافیان کمتر توجه کنید. از تکنیک این گوش در و آن یکی دروازه استفاده کنید! برای فراموشی آسیب طلاق به فکر ازدواج‌درمانی نباشید. فکر نکنید وارد زندگی جدید شدن نشانی از توانمندی شماست تا روی همسر قبلی را کم کنید. متاسفانه گاهی تصمیم غیر منتظره‌تان برای ازدواج بعدی، منجر به شکست می‌شود. بین ازدواج قبلی تا ازدواج بعدی حداقل باید 6 ماه تا 1 سال فاصله باشد. سعی کنید تا زمانی که طلاق قبلی آزارتان می‌دهد، هنوز در ذهن‌تان با آن درگیر هستید و برا‌ی‌تان نیمه‌تمام مانده به فکر ازدواج مجدد نباشید. آینده مشترکی با هم ندارید؟ در طلاق توافقی دو طرف به این نتیجه می‌رسند که در کنار هم زندگی سعادتمندی را تجربه نخواهند کرد؛ بنابراین در پروسه جدایی آرزوهای خوبی برای هم می‌کنند. در این سبک طلاق، دو طرف همه راه‌ها را امتحان کرده‌اند و پیش مشاور رفته‌اند، بعد به این نتیجه رسیده‌اند که ادامه این زندگی به صلاح‌شان نیست و با هم آینده مشترکی نخواهند داشت. اگر به ناچار در چنین موقعیتی قرار گرفتید، سعی کنید شروع عاشقانه ازدواج را با یک انتهای خوب خاتمه بدهید؛ یعنی با هم به این تعامل برسید که ادامه این زندگی به صلاح شما نیست. وقتی ادامه زندگی به‌نفع شما نیست. . . طلاق کلا راه‌حل مناسبی نیست و هیچ مشاوری هم مطرح نمی‌کند که جدایی خوب است. مسلما یکی از مسائل فرهنگی و اجتماعی ناپسند جامعه، مساله طلاق است. گاهی شرایط سخت زندگی منجر به تکامل انسان در مراحل بعدی می‌شود. اگر پازل زندگی شما با هم جفت و جور نمی‌شود، مسلما آخرین راه‌حل طلاق نیست. اختلاف‌ها در زندگی گاهی باعث رشد می‌شوند. البته اگر توانایی حل مشکلات را ندارید طبیعتا ادامه این زندگی به‌نفع شما نخواهد بود. طلاق چرا؟ جغرافیایی که در آن ساکن هستید: جالب است بدانید که محیط هم در ایجاد طلاق بی‌تاثیر نیست. در برخی شهرها قبح طلاق از بین نرفته و زوج‌ها با هم سازگارتر هستند. البته این فقط هم به آن معنا نیست که به دلیل نوع محل سکونت‌شان طلاق نمی‌گیرند، بلکه اصولا جدایی برای‌شان بی‌مفهوم است. شرایط اقتصادی: خیلی‌ها متاسفانه از همان اول انتخاب مناسبی ندارند؛ یعنی با شناخت ازدواج نکرده‌اند. اینجاست که آموزش مهارت‌های زندگی شما را از بحران نجات می‌دهد. برخی مهارت‌ها به شما کمک می‌کند تا در آینده از مشکلات زندگی با خاطرات خوبی یاد کنید. گاهی همین مشکلات فرصت‌های زیبایی می‌شوند تا انسان‌ها را از ناکامی نجات دهند. تجربه‌های مشترک گاهی منجر به ایجاد عوامل مشترکی می‌شود. اگر الان سختی‌ها را تحمل و غم و غصه‌های‌تان را تقسیم کنید، در آینده در شادی هم شریک خواهید بود. آسیب‌های روانی طلاق ناهماهنگی اجتماعی و فرهنگی: در بیشتر مواقع‌ هنگام ازدواج این مسائل خیلی به چشم شما نمی‌آید یا با گفتن اینکه ما عاشق هم هستیم از کنار آن به راحتی عبور می‌کنید. پس از همان اول حواس‌تان را جمع یا سعی کنید در آینده توقع‌های‌تان را نسبت به زندگی متعادل سازید. اصطلاحا هم‌کفو بودن خانواده‌ها را همان اول در نظر بگیرید یا خودتان را با شرایط هماهنگ کنید. دخالت‌های بی‌جای خانواده‌ها: گاهی این دخالت‌ها مشکلات بیشتری را به وجود می‌آورد. شاید خود زوج با مراجعه به مشاور می‌توانستند مشکلات‌شان را حل کنند اما با مطرح کردن، آن را به مساله‌ای غیر قابل حل تبدیل کرده‌اند. وقتی دو خانواده درگیر مشکلات زوج‌ها می‌شوند ناخودآگاه بین آنها اختلافاتی به وجود می‌آید. دوستانی که طلاق گرفته‌اند و زندگی زناشویی برای‌شان بی‌اهمیت است: از معاشرت با این دوستان و آشنایان پرهیز کنید. خلاصه اینکه مراقب باشید که اطرافیان‌تان چه کسانی هستند و با چه کسانی رفت‌وآمد می‌کنید. ازدواج‌های اجباری: منظور ازدواج‌هایی است که در آن بیشتر خانواده‌ها تصمیم‌گیرنده هستند تا خود دختر و پسر. آینده چنین زندگی‌های مشترکی هم با نارضایتی‌های مختلف مواجه می‌شود. عدم وفاداری زوج‌ها: زن باید مطمئن باشد این مرد مال اوست و همین‌طور بالعکس. مشکلات و مسائل جنسی: نکته مهم دیگر این است که زن و شوهر باید بتوانند درباره این مشکلات با هم گفت‌وگو کنند. اگر این اتفاق بیفتد بسیاری از ازدواج‌هایی که به دلایل مسائل جنسی به بن‌بست رسیده برطرف می‌شود. بیان احساسات در مورد مسائل جنسی نیز در زندگی زناشویی بسیار حائز اهمیت است. منبع:‌ مجله زندگی ایده آل

more_vert کتاب نظم عمومی و جایگاه آن در قانون مدنی

ادامه مطلب

closeکتاب نظم عمومی و جایگاه آن در قانون مدنی

کتاب نظم عمومی و جایگاه آن در قانون مدنی نوشته‌ی سارا نیکبخت، به بررسی قوانین خانواده و نقش آن در امنیت و نظم موجود در جامعه می‌پردازد. یکی از با اهمیت‌ترین نهادهای حقوقی نظم عمومی است که در نظام حقوقی تمام کشورها از جایگاه ویژه‌ای برخوردار می‌باشد. این نهاد رابطه نزدیکی با منافع اجتماع دارد و بیشتر حقوقدانان در تعریف نظم عمومی آن را به منفعت جامعه نسبت داده‌اند. نظم عمومی در اغلب موارد مطابق قوانین است. با این دیدگاه نظم عمومی مفهومی است که بدون شک به معنای آزادی می‌باشد. هر چیزی در ظرف مناسب خود زاده می‌شود. ظرفی که هم از آن محافظت می‌کند و هم مرزهای آن را مشخص می‌کند و به آن واقعیت می‌بخشد. موضوعاتی که مربوط به حقوق خانواده است تنها جنبه حقوقی ندارند و به دلیل‌های متفاوتی با مسائل دینی، اخلاقی و اجتماعی یکی شده‌اند. حقیقت و وجودیت خانواده به صورتی است که تنظیم روابط میان اعضای آن بسیار بیشتر از سایر قوانین، به آموزه‌های دینی و اخلاقی نیاز دارند. با این حال در بسیاری از موارد به جهت وجود نظم عمومی حاکم در جامعه، افراد محدود به رعایت مواردی هستند که قانون‌گذار پیش‌بینی نموده است. نقش خانواده در تأمین امنیت و نظم موجود در جامعه بسیار اهمیت دارد. به همین دلیل، اسلام با هدف تامین سلامت و سعادت جامعه، شرایط خاصی را برای تشکیل خانواده فراهم کرده تا از این طریق سلامت جامعه را تضمین کنند. اما با این حال آنچه امروزه شاهد آن هستید، بنیادهای خانواده تضعیف شده‌اند و فساد و انحرافات اجتماعی زیاد شده است. در این راستا، ایجاد امنیت در تمامی ابعاد آن یکی از اهداف قانونگذاری می‌باشد. در بخشی از کتاب نظم عمومی و جایگاه آن در قانون مدنی (public order and status and civil law) می‌خوانیم: عده‌ای از علمای حقوق همچون مالوریا وجود مفهوم نظم عمومی را زائد می‌دانند و معتقدند که این همان مفهوم حقوق عمومی است که از قدیم الایام استعمال می‌شده و برای حفظ منافع عمومی به کار می‌رفته است و نظم عمومی چیزی زائد بر آن نیست و اختلاف اصطلاحات و الفاظ موجب تغایر معانی مفاد آن نمی‌تواند باشد. اما اکثریت قریب به اتفاق حقوق‌دانان از جمله سیمو به هستی مفهوم نظم عمومی و سودمند بودن آن در حقوق معتقدند و آن را از ضرورت حقوق جدید تلقی می‌نمایند. حقوق عمومی عبارت از مجموعه قواعد و مقررات الزامی است که موجد سازمان‌های سیاسی و اداری دولت بوده و حاکم بر روابط فی‌مابین خود این سازمان‌ها از یک طرف و روابط این سازمان‌ها با افراد از طرف دیگر می‌باشد و حال اینکه مفهوم نظم عمومی، یک تأسیس حقوقی است که بر همه قواعد و مقررات حقوقی حتی حقوق عمومی سلطه و نظارت دارند. قدیمی‌ترین متنی که به اصطلاح نظم عمومی اشاره نموده قانون مدنی فرانسه می‌باشد. ماده مزبور اعلام می‌دارد که «با قراردادهای خصوصی نمی‌توان قوانین مربوط به نظم عمومی و اخلاق حسنه را نقض نمود.» (احمدی واستانی) در میان مواد مذکور، قانون مدنی از همه کلی‌تر بوده و به صورت یک فرمول عام، تنظیم گردیده است. طبق این ماده «محکمه نمی‌تواند قوانین خارجی و یا قرارداد‌های خصوصی را که بر خلاف اخلاق حسنه بوده و یا به واسطه جریحه‌دار کردن احساسات جامعه و یا به علت دیگر مخالف با نظم عمومی محسوب می‌شود به موقع اجرا گذارد اگر چه اجراء قوانین مزبور اصولاً مجاز باشند.» قانون مدنی برای استنادی که در خارجه تنظیم شده و «مفاد آن‌ها مخالف با قوانین مربوط با نظم عمومی و اخلاق حسنه ایران باشد» اعتباری قائل نگردیده است. بر اساس مواد قانون مدنی و قانون آیین دادرسی مدنی نیز اعلام داشته که: «عقود و قراردادهایی که مخل نظم عمومی و یا بر خلاف اخلاق حسنه است در دادگاه قابل ترتیب اثر نیست.» فهرست مطالب مقدمه ناشرمقدمهفصل اول: کلیاتی در باب نظم عمومیتعریف نظم عمومینسبیّت مکانینسبیّت زمانیتاریخچه نظم عمومیماهیت نظم عمومیمبانی نظم عمومیمنابع نظم عمومیمنابع مدون نظم عمومیقانوندرجه‌های اجبار ناشی از قانونقانون امریقانون تکمیلیمعیار تشخیص آمره بودن قانونقراردادها و اسناد بین المللیمنابع غیر مدون نظم عمومیاخلاق حسنهعرف و عادترکن مادىرکن معنوىموارد رجوع صریح به عرفموارد رجوع ضمنی به عرفرویه قضاییموارد دخالت رویه قضایی در قانوننقص قانونسکوت قانوناجمال قانونتناقض قانونقلمرو نظم عمومیقلمرو قواعد نظم عمومی سیاسیمحدودۀ قواعد نظم عمومی اقتصادیمصادیق نظم عمومینظم عمومی و اخلاق حسنهتمیز اخلاق حسنهقراردادهای مخالف اخلاقاصل بودن نظم عمومی در حقوق خصوصیفصل دوم: جایگاه نظم عمومی در نکاحخواستگاریخواستگاری از زن شوهردار و مطلقه رجعیهخواستگاری از زنی که در عدّه طلاق باین استخواستگاری از زن مطلقه در ایام عدّه و زنی که در عده وفات استخواستگاری از نامزد دیگریمسئولیت ناشی از خواستگاری غیر مجازنامزدیشرایط صحت نامزدیآثار نامزدینکاح موقت در دوران نامزدیبررسی وضعیت هدایای دوران نامزدیوضع هدایای مصرف شدنیوضع هدایایی که عادتاً نگهداری می‌شودوضعیت نامه‌های مبادله شده در دوران نامزدیانحلال نامزدی در اثر فوت یکی از نامزدهالزوم ارائه گواهی پزشک مبنی بر عدم ابتلاء به امراض مسریسن بلوغبلوغ از دیدگاه قرآنسن بلوغ در قوانیننکاح پیش از سن ازدواجاذن پدر در ازدواجضمانت اجرای نکاح دختر باکره بدون اذن ولیموارد سقوط اعتبار اذن ولیفوت یا حجر ولیعدم دسترسی به ولیمنع غیر موجه ولیموانع نکاحقرابتمحارم نسبیمحارم سببیمحارم رضاعیشوهر داشتن زنعده زنمطلقه بودن به سه طلاق و نه طلاقکفراحراملعانازدواج با اتباع بیگانهاستیفاء عددشروط ضمن عقد نکاحشروط فاسدشرط خلاف مقتضای عقدشرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین می‌گرددشروط فاسد و غیر مفسد عقدشرطی که انجام آن غیر مقدور باشدشرطی که در آن نفع و فایده نباشدشرطی که نامشروع باشدشرط خیارشرط عدم ازدواج مجدد از طرف زوجه علیه زوجشرط نداشتن روابط زناشویی برای مدت معین یا دائمیشرط پرداخت مهر در مدت معین و در صورت عدم پرداخت فسخ یا بطلان نکاحشرط عدم پرداخت نفقه در نکاح دائمشرط عدم ریاست مرد بر خانوادهشرط عدم اشتغال زنشرط دادن حق طلاق به زنشروط صحیحشرط صفتشرط نتیجهشرط فعلفصل سوم: جایگاه نظم عمومی در انحلال نکاحفسخموجبات فسخ نکاحخیار عیبعیوب مردعیوب زنجنون زن و مردتدلیس و تخلف از شرط صفتتدلیستخلف از شرط صفتتأثیر فسخ در شروط ضمن عقد نکاحطلاقطلاق با اراده مردارجاع به داوریلزوم دخالت دادگاه و اجازه دادگاهشرایط اجرای صیغه طلاقبه کار گیری الفاظ خاصحضور شاهد در اجرای صیغه طلاقطلاق به درخواست زنماهیت طلاق قضاییموارد طلاق قضاییعجز شوهر از پرداخت نفقهطلاق زوجه غایب مفقودالاثرطلاق به دلیل عسر و حرج زنطلاق توافقیوکالت زن در طلاقحقوق زوجین پس از طلاقحقوق مالی زوجین پس از طلاقنفقهنفقه زن در عده طلاق رجعینفقه زن در عده طلاق بائنارث زوجینمیراث زوجه در طلاق رجعیطلاق در حال بیماریمهریهتنصیف داراییحقوق غیر مالی زوجین بعد از طلاقرجوعحضانتموارد سقوط حقوق زوجینسقوط حق حضانتجنونازدواج مجدد مادرکفرعدم صلاحیت اخلاقیعدم استطاعت مالیسقوط نفقهنشوززوجه صغیرهارتداد زوجهزوج صغیرسقوط ارثکفرقتللعانمفقودالاثر بودننتیجه‌گیریمنابع فارسیکتبمقالاتمنابع عربی

more_vert آمادگی روانی قبل از طلاق!

ادامه مطلب

closeآمادگی روانی قبل از طلاق!

بسیاری از افراد در دوران طلاق آنچنان درگیر مشکلات و هیجان های شدید می شوند که کمتر می توانند شرایط خودشان را به صورت منطقی بررسی کنند اما این دوران هم مانند هر دوره جدیدی از زندگی نیاز به آمادگی و ایجاد پیش زمینه هایی دارد که با ایجاد آنها در خود، می توانید راحت تر و با هزینه های کمتر از این مرحله پر استرس زندگی عبور کنید. یادتان باشد هر قدر از زندگی مشترک خسته شده باشید، باز هم بعد از طلاق یک زندگی آرام، بی دغدغه و بی دردسر انتظارتان را نمی کشد. ممکن است مشکلاتی که با همسرتان داشتید تمام شود اما مشکلات دیگری پیش روی تان قرار می گیرد که اگر برای مقابله با آنها آماده نباشید، دچار آسیب های جدی می شوید. در ادامه به راه هایی برای غلبه بر مشکلات طلاق می پردازیم.بعد از طلاق یک زندگی آرام، بی دغدغه و بی دردسر انتظارتان را نمی کشد 1- کنار آمدن با احساس شکست درخواست یا پذیرش طلاق غالبا به معنی اعتراف به این موضوع است که من در انتخابم اشتباه کرده ام و قادر به ادامه زندگی با کسی که انتخاب کرده ام، نیستم. پذیرش این حقیقت و اعلام آن به دیگران ممکن است در شما احساس شکست، ناکامی و ناکارآمدی ایجاد کند. ممکن است شروع کنید به بد و بیراه گفتن به عقلتان، قلبتان یا هر کسی که واسطه این ازدواج بوده است. این احساسات تا اندازه ای طبیعی است اما باید مراقب باشید که به صورت بیمارگونه گریبان روح و روان تان را نگیرد و شما را به ورطه افسردگی سوق ندهد. در این مواقع می توانید به مثال هایی از زندگی که توانسته اید انتخاب های درستی داشته باشید و تصمیمات منطقی بگیرید فکر کنید. به این موضوع فکر کنید که شما هم به حکم انسان بودن تان اطلاعات ناقصی برای تصمیم گیری داشتید و نمی توانستید رفتارهای طرف مقابل تان را پیش بینی کنید و در آن زمان با توجه به اطلاعات ناقص تان تصمیم گیری کرده بودید. سعی کنید به آنچه از این تجربه تلخ آموخته اید فکر کنید و امیدوار باشید که با کسب این تجربه در آینده تصمیم های منطقی تر خواهید گرفت. 2- مدیریت هیجانات منفی نسبت به اطرافیان شاید غالب ترین هیجانی که در این دوران تجربه می کنید، خشم باشد. خشم نسبت به همسر، کسی که شما را با هم آشنا کرده بود، خانواده همسر یا فردی که به نظر شما باعث و بانی این طلاق و جدایی است یا حتی خانواده خودتان که برای این وصلت به شما اصرار کرده بودند. کنار آمدن با احساس شکست بعد از این احساس خشم ممکن است تمایل به تلافی و انتقام در وجودتان بیداد کند. ممکن است بخواهید هر طور شده حساب این افراد را کف دست شان بگذارید، غافل از اینکه هر قدر این خشم و تمایل به انتقام در وجودتان مشتعل تر شود، تمرکز شما برای حل منطقی مشکلات تان کمتر می شود. در این شرایط شما ممکن است برای آسیب زدن به آنها مجبور شوید به خود، فرزند و دیگر عزیزان تان هم آسیب بزنید. در این میان کودکان شما آسیب پذیرترین افرادی هستند که غالبا برای گروکشی و انتقام گرفتن از آنها استفاده می شود. همین کارها ممکن است بعد از گذشت زمان و فروکش کردن خشم و عصبانیت، باعث ایجاد عذاب وجدان، احساس گناه و پشیمانی بیشتر شما شود. بنابراین بهتر است با مدیریت این خشم از راه هایی مانند دریافت کمک های تخصصی، پناه بردن به امور معنوی، درد دل با دوستان و انجام تمرین های آرام سازی اجازه ندهید که مشکلات تان چند برابر شده و عنان کار از دست تان خارج شود. 3- مواجهه با نگرانی نسبت به آینده اگر نسبت به آینده خود نگران هستید، کاملا حق دارید. به هر حال شما ممکن است ناگهان خود را در این دنیا تنها بیابید و از این که آیا می توانید این تنهایی و مشکلات متعاقب آن را تحمل کنید، مطمئن نباشید. برای کاهش این نگرانی ها می توانید دوباره سود و زیان این تصمیم خود را بررسی کنید. با خودتان حساب کنید که در ازای از دست دادن روال معمولی که داشتید چه چیزهایی به دست می آورید. فکر کردن به کارهای مثبتی که می توانید برای زندگی تان انجام دهید می تواند شما را کمی آرام تر کند. 4- مشکلات مالی این موضوع ممکن است بیشتر گریبانگیر زنان شود. اگر جزو آن دسته از زنانی هستید که از استقلال مالی برخوردار نیستند، ممکن است بعد از طلاق با مشکلات جدی مالی روبرو شوید. بنابراین یکی از حوزه های مهمی که باید از قبل برای آن آماده شوید، کسب استقلال مالی است. قبل از طلاق در مورد منبع مالی خود فکر کنید و در مورد پیدا کردن این منبع مالی برنامه ریزی کنید. تلاش کنید که حرفه ای یاد بگیرید یا دوره های آموزشی خاصی ببینید که بتوانید روی کار کردن در آن حرفه حساب کنید. 5- بازسازی روابط اجتماعی ما در یک جامعه جمع گرا زندگی می کنیم که خیلی از تصمیم های فردی روی روابط اجتماعی اثر می گذارد. به این معنی که ممکن است بعد از طلاق، نحوه رفتار اطرافیان با شما تغییر کند. ممکن است افراد برای حفظ زندگی زناشویی خود از شما به عنوان یک مرد یا زنی که از همسرش جدا شده کناره گیری کنند. این شما هستید که باید تلاش کنید تا با رفتار معقول و منطقی به اطرافیان فرصت دهید ممکن است دوستانتان ارتباط شان را با شما محدود کنند یا این که همکاران تان در محیط کار مزاحمت هایی برای تان ایجاد کنند. تمام این تغییرات در نگرش افراد به شما در جامعه ما طبیعی بوده و باید مراقب باشید که چنین دیدگاه ها و رفتارهایی شما را به انزوا نکشاند. این شما هستید که باید تلاش کنید تا با رفتار معقول و منطقی به اطرافیان فرصت دهید تا شرایط جدید شما را بپذیرند. ضمنا می توانید روابط جدیدی ایجاد کرده و با قرار دادن خود در موقعیت جدید اجتماعی فرصت پیدا کردن دوست و آشناهای تازه را برای خودتان فراهم کنید. در گروه های کوهنوردی یا طبیعت گردی عضو شوید. در جلسات فرهنگی شرکت کنید یا با عضویت در یک باشگاه ورزشی با افراد جدید آشنا شوید. به هر حال به یاد داشته باشید که عصبانی شدن از بی انصافی اطرافیان کمکی به حال شما نمی کند. 6- حفظ امید بدانید که امید به ساختن یک زندگی بهتر و با اشتباهات کمتر بر اساس تجاربی که به دست آورده اید، می تواند به شما در پیمودن این مسیر دشوار کمک کند. به قول نیچه آنچه شما را نکشد، قوی ترتان می کند. منبع :برترین ها

more_vert بعد از طلاق با چه مشکلاتی مواجه می‌شویم؟

ادامه مطلب

closeبعد از طلاق با چه مشکلاتی مواجه می‌شویم؟

بعد از طلاق با چه مشکلاتی مواجه می‌شویم؟کمتر کسی است که بعد از طلاق بتواند زندگی عادی و روزمره خود را از سر گیرد. لااقل مدتی از نظر روانی، اجتماعی و ... درگیر خواهد بود. پیامدهای اجتماعی، روانی، امنیتی، مالی، عاطفی، جنسی و ... زیادی با وقوع طلاق در انتظار افراد است. در این مطلب قصد داریم به مشکلاتی که زن و مرد بعد از طلاق تجربه می کنند، اشاره کنیم. طلاق پیامدهای منفی دارد که می تواند برای هر دو جنس، ولی به طور متفاوت مشکلاتی ایجاد کند. پیامدهای اجتماعی، روانی، امنیتی، مالی، عاطفی، جنسی و ... زیادی با وقوع طلاق در انتظار افراد است. در این مطلب قصد داریم به مشکلاتی که زن و مرد بعد از طلاق تجربه می کنند، اشاره کنیم. با این امید که همه افراد هنگام ازدواج با درایت بیشتری همسر خود را انتخاب کنند تا بتوانند زندگی شان را حفظ کنند. کمتر کسی است که بعد از طلاق بتواند زندگی عادی و روزمره خود را از سر گیرد. لااقل مدتی از نظر روانی، اجتماعی و ... درگیر خواهد بود. برخی از مهم ترین مشکلات بعد از طلاق از جنسی هستند که در ادامه می خوانید. حس گناه بحث مهمی به نام احساس گناه وجود دارد که تقریبا در همه افرادی که از همسرشان جدا شده اند، دیده می شود. حس گناه ممکن است نسبت به خود یا فرزند باشد. احساس گناه نسبت به قربانی شدن فرزندان در این رابطه که خوشبختی آنها دستخوش تغییر خواهد شد و آینده از نظر ازدواج، تحصیل و ... دچار مشکل می شوند، وجود دارد. از طرفی فرد احساس گناه نسبت به خود دارد که چرا وارد این رابطه شده است. گاهی لجبازی هایی از سوی مرد مشاهده می شود که اجازه دیدن فرزندان را از خانم می گیرد. چنین حرکتی از نظر عاطفی برای زنان مشکلات زیادی ایجاد می کند و احساس گناه را چند برابر خواهد کرد. مادری که نمی تواند حس مادرانه خود را ابراز کند و به دلیل شرایط نامساعد از فرزندان خود دور افتاده، دچار مشکلات زیادی می شود. ترس از آینده مبهم شدن و ترس از آینده برای هر دو جنس نیز مشکلی است که بعد از طلاق دیده می شود. البته این حالت بیشتر در زنان مشهود است. مثلا این که در مورد مسائل اقتصادی چه کار باید انجام دهند؟ یا اگر فرزند و فرزندانی هم وجود داشته باشند، چگونه قرار است از آنها نگهداری شود؟ دوگانگی نقش نگهداری از فرزندان به صورت تک والدی کار دشواری است. مردان و حتی زنان نمی توانند به تنهایی از پس فرزندان بربیایند. مردان باید زمان بیشتری را برای حل مسائل اقتصادی و معیشتی خانواده بیرون از خانه به سر ببرند. هر دو جنس نقش خاصی برای فرزندان ایفا می کنند. هیچ کدام قادر نیستند نقش دیگری را برای فرزند بازی کنند. دوگانگی نقشی است که مرد یا زن بعد از طلاق باید به اجبار بازی کند. یعنی وقتی پدر دور است، مادر باید نقش پدر را برای فرزندش بازی کند و برعکس. چنین کاری عملا ممکن نیست و بسیار دشوار است. مثلا وقتی پدر فرزند را تقبل می کند، چگونه می تواند هم ماموریت کاری خود را انجام دهد و هم به غذا و درس و مشق فرزندش رسیدگی کند؟ ناامیدی و افسردگی ناامیدی و افسردگی از شکست در یک رابطه که زمان زیادی برای آن صرف شده نیز یکی از مسائل مهمی است که بعد از طلاق برای هر دو طرف اتفاق می افتد. قطع ارتباط عاطفی قطع ارتباط عاطفی با جنس مخالف نیز یکی از آسیب هایی است که در طلاق افراد دیده می شود. ممکن است ازدواج دوباره تکرار نشود و در این موقع احتمال شکل گیری رابطه های خارج از عرف وجود دارد که زمینه را برای مشکلات بعدی مهیا می کند. مردان ممکن است اصلا تمایلی برای ازدواج بعدی نداشته باشند و با پیدا کردن دوست و ... بخواهند نیازهای جنسی خود را برطرف کنند ولی زنان عمدتا سعی دارند مردی را پیدا کنند تا مسائل عاطفی آنها را پوشش دهد. وقتی برای برطرف کردن نیازهای عاطفی دوستی اتفاق می افتد، ناخودآگاه روابط زناشویی هم برقرار می شود که راه را برای فساد اخلاقی هموار می کند. گاهی هم ازدواج های شتاب زده صرفا برای جلوگیری از تنهایی دیده می شود که این نوع از ازدواج ها می تواند موجب طلاق بعدی شود و تبعات آن هم برای افراد بسیار سنگین است. حس تعارض مورد بعدی احساس تعارضی است که بعد از طلاق برای هر دو جنس اتفاق می افتد. مثلا زن یا مرد بعد از طلاق به خوبی های یکدیگر فکر می کنند. گاهی هم تنفری نسبت به هم پیدا می کنند و فقط مشکلات و بدی ها را مرور می کنند. دو نظر متضاد این کشمکش ذهنی را پدید می آورند که آیا واقعا طلاق درست بوده یا نه؟ چون زن یا مرد نمی توانند این دو وجه را یکپارچه کنند. اختلال در مدیریت خانواده اختلالی که در مدیریت زندگی ایجاد می شود نیز می تواند به تغییرات روانی شدیدی در هر دو طرف منجر شود. درگیری های لفظی خانوادگی، اقتصادی و ... باعث می شود افراد روحیه خود را از دست بدهند. فرض کنید مرد مهریه سنگینی پرداخت کرده یا قرار است پرداخت کند. این موضوع فشار مالی زیادی روی دوش مرد خواهد گذاشت. این که فرزندان قرار است کجا بمانند و با کدام والد زندگی کنند نیز فشار زیادی به هر دو طرف وارد می کند. مدیریت چنین شرایطی کار بسیار دشواری است و این حس را به طرفین طلاق می دهد که زندگی کاملا از دست آنها خارج شده است. اختلال در الگوگیری فرزندان الگوگیری فرزندان هم دچار اختلال می شود. همان طور که می دانید پسرها از پدر خود الگو می گیرند و دخترها از مادرشان. وقتی مادر حضانت فرزند را بر عهده می گیرد و فرزند پسری هم دارد، همانندسازی پسر با پدری که حضور ندارد دچار اختلال خواهد شد یا فرض کنید دختر با والد پدر زندگی می کند. قطعا چنین دخترانی هنگام رسیدن به سن بلوغ دچار مشکل خواهند شد. دختران مسائل بلوغ خود را با پدر مطرح نمی کنند. اگر هم مطرح کنند، کاری از دست پدر بر نمی آید. در یک خانواده از هم گسیخته بعضی از یادگیری ها، به خصوص یادگیری های جنسیتی به خوبی مسیر خود را طی نمی کند. فرزندان نیز از این موضوع شاکی هستند و اغلب آنها از این که یک والد وجود ندارد، ابراز نارضایتی می کنند. مسائل مربوط به دوران نوجوانی پسرها را پدرها و مسائل مربوط به دوران نوجوانی دختران را مادرها می دانند. فرزندان سعی می کنند مسائل عاطفی خود را با مادر بازگو کنند. دشواری ازدواج مجدد ازدواج مجدد به خصوص با فرزندان نیز بعد از طلاق مشکلات زیادی ایجاد می کند داشتن فرزند طرف مقابل و ادغام فرزندان با یکدیگر، اختلاف نظرها و حضور نامادری و ناپدری در خانه جدید ممکن است مشکلات عدیده ای با خود به همراه آورد. حتی گاهی دیده می شود فردی که سابقه طلاق دارد، اگر حرف حقی هم بزند این طور قلمداد می شود که اشتباه می گوید و چون نتوانسته با همسر قبلی زندگی کند حتما مشکلی دارد. افزایش دخالت خانواده ها در جامعه ما خانم ها بیشتر از آقایان از طلاق آسیب می بینند. خانواده ها در ایران به دخترها با دید دیگری نگاه می کنند. آنها در این موارد سعی می کنند دختری را که طلاق گرفته، حفاظت کنند. در واقع تصمیم گیری از سوی والدین و برادرها گاهی باعث دخالت در امور زندگی دختر می شود. این که مکان زندگی او را تعیین یا هنگام رفت و آمد، او را کنترل کنند و ... باعث می شود قدرت حرکت و ورود به زندگی اجتماعی از یک زن سلب شود. زنی که سال ها زندگی به سبک خودش داشت، دوباره باید به گذشته برگردد و از سبک و سیاق خانواده خود اطاعت کند. تنهایی آزار دهنده تنها زندگی کردن خانم ها نیز آزار دهنده است. تنها ماندن در یک خانه یا آپارتمان ممکن است باعث ناراحتی، ترس و ... شود. همچنین هزینه تنها زندگی کردن و اجاره یا خرید یک جا برای خانم هایی که شاغل نیستند، بسیار دشوار است. چه کسی قرار است از نظر مالی خانم مطلقه را حمایت کند؟ طبیعی است که چنین فردی باید دوباره به خانه پدری خود برگردد. حال اگر فرزندی هم داشته باشد، مشکل بیشتر است و در واقع حریم خصوصی او تخریب خواهد شد. حتی دیده می شود که خانواده پدری ممکن است از نظر مالی اصلا توانایی پذیرش فرد دیگری را نداشته باشند و دختری که طلاق گرفته بر آنها تحمیل شود. عاطفه قوی تر؛ مشکلات روانشناختی و جسمانی بیشتر احتمال ابتلای خانم هایی که عاطفی تر و حساس تر هستند به مشکلات روانشناختی و جسمانی بیشتر می شود. مشکلات روانشناختی و جسمانی در تعاملات و ارتباطات بعدی خانم در محیط خانه و جامعه مشکل ایجاد می کند. دشوار شدن تفریح برای خانم ها تنها بودن خانم ها در تفریحات او هم اثرگذار است. فرض کنید خانم تنها قرار است به شهر دیگری سفر کند. در کشور ما معمولا هتل ها از پذیرش خانم تنها امتناع می کنند. حتی اگر بتواند اتاقی هم رزرو کند، شرایط ایمنی مکان برای یک خانم مورد سوال است. کاهش فرصت ازدواج فرصت ازدواج بعد از طلاق کاهش می یابد. در جامعه ما فرصت ازدواج برای دخترها بسیار پایین آمده و سن ازدواج نیز بالا رفته، چه رسد به خانمی که طلاق گرفته و فرزندی هم دارد. فرصت ازدواج برای چنین افرادی به شدت پایین می آید. دیدگاه عامیانه و آزار دهنده مردم دیدگاه مردم نسبت به مرد یا زن طلاق گرفته منفی است، ولی نسبت به خانم ها بیشتر است. اگر از خانواده شروع کنیم، می بینیم که زنان فامیل سعی می کنند چنین خانمی را از جمع هایی که همسران شان در آن حضور دارند، دور کنند. بدین معنا که ممکن است خانم مطلقه قصد سوئی داشته باشد. این دیدگاه منفی برای مردان هم ممکن است وجود داشته باشد ولی برای زنان بیشتر است. افزایش افسردگی و ناامیدی مردان هم ممکن است به دلیل فشار مالی و اقتصادی ناشی از طلاق، ناتوانی و درماندگی در کنترل فرزندان و ... دچار ناامیدی و افسردگی شوند. اصولا مردها کمتر در مورد این مسائل با دیگران صحبت می کنند و حتی تمایلی هم به مشاوره ندارند و همین موارد می تواند از نظر روانی و جسمی تاثیر منفی داشته باشد. افزایش میزان بدبینی بدبینی در هر دو جنس بعد از طلاق مشاهده می شود ولی این عارضه در مردان شدیدتر است. در خانه ای که خانم حضور ندارد، کسی که محور عاطفی خانواده است، خاموشی چراغ خانه رخ می دهد و خانه سرد و بی روح است. افزایش میزان بروز سوگ در هر دو جنس ممکن است سوگ اتفاق بیفتد و هر دو در طلاق آسیب می بینند، ولی این آسیب بیشتر متوجه خانم هاست. به همین دلیل است که در مشاوره ازدواج تاکید می شود دو نفر یکدیگر را به خوبی بشناسند تا جلوی چنین پدیده های نابسامان و مخربی برای بنیان خانواده گرفته شود. منبع: هفته نامه سلامت

more_vert نام نامناسب هم نوعی کودک آزاری است

ادامه مطلب

closeنام نامناسب هم نوعی کودک آزاری است

به طور کلی می‌توان کودک آزاری را اینگونه تعریف کرد: «مجموعه رفتار‌ها یا گفتارهایی که انجام دادن یا انجام ندادنشان باعث وارد شدن نوعی آسیب عاطفی، فیزیکی به کودک شود و این احساس را در او به وجود آورد که خوب و دوست داشتنی و مورد احترام نیست و ناخواسته است.» آمار‌ها نشان می‌دهد ۷۰ درصد آزارهایی که به کودکان از نظر عاطفی و جسمی وارد می‌شود، از سوی غریبه‌ها نیست و در چارچوب خانواده و به وسیله مراقبان و افراد نزدیک اتفاق می‌افتد.--مصادیق عاطفی کودک آزاری تو را نمی‌خواستم ما موارد متعددی را می‌بینیم که والدین یا یکی از آن‌ها مثلا به فرزند ۶ - ۷ ساله‌شان می‌گویند ما نمی‌خواستیم تو به دنیا بیایی و مامان اتفاقی تو را باردار شد و گرنه همین دو تا بچه برایمان کافی بود. البته حالا خیلی دوستت داریم. برخی مادر‌ها هم به محض بروز مشکلی با همسرشان، به کودک می‌گویند اگر تو نبودی، حتی یک روز هم با پدرت زندگی نمی‌کردم! این حرف‌ها احساس زیادی و ناخواسته بودن شدیدی به کودک می‌دهد و فکر می‌کند وجودش در این دنیا ناخواسته بوده یا باعث رنج مادرش شده است و اگر او به دنیا نمی‌آمد، والدینش می‌توانستند زندگی راحت تری داشته باشند. گاهی هم پدر یا مادر به بچه می‌گویند‌ای کاش تو هیچ وقت به دنیا نمی‌آمدی یا خیلی وقت‌ها می‌شنویم به کودک می‌گویند:«کی می‌شود من بمیرم و از دست تو راحت شوم...!» سختی به خاطر تو پدر و مادری که مدام به فرزندشان می‌گویند من به خاطر تو از تمام خوشی‌ها و تفریحات چشم پوشی کرده‌ام، او را آزار می‌دهند. همه ما می‌دانیم وظیفه نگهداری و مراقبت از بچه‌ها بر عهده والدین است و هر آنچه برای فرزندشان انجام می‌دهند جزو وظایفشان است. این اصولی نیست که در این راه خود را از تمام لذت‌ها، تفریح هاوارتباط‌ها محروم کنند و اگربه دلیلی مجبور به انجام این کار هستند، بیان آن کار درستی نیست و مصداق کودک آزاری است. به اسم صدا نزدن کودک متاسفانه برخی پدر و مادر‌ها فرزندشان را با عبارت‌ها و واژه‌هایی مثل:«هی بچه»، «هی پسر»،«هی دختر» و... صدا می‌زنند. برخی هم ناسزایی چاشنی این لقب می‌کنند. انتخاب نامی نامناسب یکی از مصادیق کودک آزاری عاطفی که خیلی‌ها از آن غافلند این است که نامی را روی کودک بگذاریم که بالقوه پتانسیل این را داشته باشد که دوستانش در مدرسه یا اطرافیان آن را تمسخر کنند.گاهی اسمهایی برای کودکان انتخاب می‌شود که بسیار قدیمی و مهجور هستند و باعث می‌شوند همیشه از داشتن آن احساس سرافکندگی کنند. مقایسه کودک با دیگران برخی فکر می‌کنند این کار باعث پیشرفت و الگو برداری کودک می‌شود ولی این کار فقط احساس خودکم بینی را به کودک می‌دهد و این احساس را به کودک می‌دهد که از نظر والدینش دوست داشتنی نیست. سکوت قهر کردن پدر یا مادر که به آن تنبیه سکوت می‌گویند و قطع رابطه کلامی به مدت چند ساعت تا چندروز با کودک به نشانه دلخوری، آسیب شدیدی به او می‌زند. سبک کلامی نادرست در برخی خانواده‌ها، سبک کلامی‌ای به عنوان یک فرهنگ رایج وجود دارد و اعضای آن به صورت عادی در جمله‌هایشان دشنام به کار می‌برند و فکر نمی‌کنند این خشونت کلامی چقدر می‌تواند برای بچه ازنظر روانی آزار دهنده باشد. انتظارهای غیر واقع بینانه برخی پدر و مادر‌ها انتظارهای نامناسب با سن و توانایی از فرزند خود دارند.مثلا «: توقع دارند نوزاد از شب تا صبح بدون اینکه بیدار شود بخوابد در حالی که چنین چیزی امکان ندارد. برخی هم از کودک نوپا انتظار دارند ۳۰ دقیقه بدون اینکه تکان بخورد، گوشه‌ای بنشیند.برآورده کردن چنین انتظارهایی فرا‌تر از توانایی یک کودک و مصداق آزار است.گاهی پدر یا مادر افسرده‌ای را می‌بینیم که باعث می‌شوند فرزندشان از کودکی بترسد چون می‌ترسند اگر زیاد بدود، راه برود، بلند حرف بزند و... حوصله پدر یا مادرش سر برود. آزارهای عاطفی هنگام طلاق طلاق ممکن است برای بچه‌ها آسیب رسان باشد اما شیوه طلاق و تعامل همسران با هم و فرزندان، در شدت این آسیب تاثیر بسزایی دارد. خیلی وقت‌ها می‌بینیم یکی از والدین که معمولا پدر است، بچه‌ها را گرو می‌گیرد تا همسر سابقش حاضر شود از گرفتن مهریه‌اش صرفنظر کند...!این رفتار یکی از بزرگ‌ترین جنایتهای عاطفی است. برخی از پدر و مادر‌ها هم روش ظالمانه دیگری را به کار می‌برند و به فرزندشان می‌گویند:«پدر یا مادرت تو را دوست ندارد که می‌خواهد طلاق بگیرد یا خانواده‌اش خیلی آدمهای بدی هستند» این رفتار‌ها چنان آسیب‌های عاطفی شدیدی به کودک وارد می‌کند که جبرانشان سخت خواهد بود. منبع: میگنا

more_vert در این 10 موقعیت با روانشناس ها دوست باشید

ادامه مطلب

closeدر این 10 موقعیت با روانشناس ها دوست باشید

جدای از مواقعی که هرکدام از ما دچار مشکل شده و احساس نیاز می کنیم تا با روانشناس یا مشاور تماس گرفته و از کمک های تخصصی او بهره مند شویم، آیا موقعیت هایی وجود دارد که بهتر است در راستای پیشگیری از بروز مشکلات، قرار ملاقاتی با روانشناس داشته و یا با شرکت در کارگاه آموزشی سطح اطلاعات خود را بالا ببریم. در این مطلب قصد داریم تا ده موقعیتی را که به صورت معمول مراجه به روانشناس می تواند از بروز مشکلات تا حد زیادی جلوگیری کند و در رابطه با این موضوعات کمک کند و یادشتن مسائل را کاهش دهد، به شما معرفی کنیم. با ذکر این نکته که این موقعیت ها به خودی خود آسیب رسان نیستند و مراجعه به روانشناس در این شرایط بیش از همه به منظور پیشگیری از بروز مشکلات بعدی است. 1- بلوغ و دوران نوجوانی اینکه شما فرزندتان در سن بلوغ باشد و یا خودتان در حال طی کردن این دوران حساس هستید، تفاوتی ندارد، کسب اطلاعات درست و کامل در رابطه با این دوران می تواند کمک بزرگی برای شما بوده و احتمال برزو مشکل را کاهش دهد. 2- شکست در روابط صمیمانه به صورت کلی در زمانی که ما در زندگی در هر زمینه ای دچار شکست می شویم، نیاز به کمک داریم تا بتوانیم خودمان را پیدا کنیم و به بازسازی دوباره زندگی خود بپردازیم. اما شاید شکست در روابط صمیمانه و به اصطلاح شکست عشقی حساسیت بیشتری دارد. نکته مهمی که باید به آن توجه داشته باشیم یادگیری مهارت هایی است که بتواند احتمال بروز شکست را برای ما کاهش داده و یا در صورت بروز چنین اتفاقاتی آسیب پذیری ما را کم کند. 3- انتخاب همسر خوشبختانه این روزها تعداد افرادی که ترجیح می دهند تا در زمینه انتخاب همسر از تجربه مشاوران و روانشناسان استفاده کنند، رو به افزایش است. نکته مهمی که بد نیست بدانید این است که برای شرکت در کارگاه های انتخاب همسر که توسط برخی متخصصان برگزار می شود لازم نیست شما نامزده کرده و یا موردی خاص را برای ازدواج درنظر گرفته باشید، بلکه می توانید پیش از ورود جدید به بحث انتخاب همسر، با شرکت در این برنامه های آموزشی با معیارهایی که لازم است در نظر داشته باشید آشنا شوید. 4- آغاز زندگی مشترک آغاز زندگی مشترک، یکی از موقعیت های دشواری است که لازم است هر فردی در این زمینه اطلاعات کافی به دست آورد. آشنایی زنان از دنیای مردان و نیز برعکس، از مهمترین موضوعاتی است که لازم است همسران جوان در آن زمینه اطلاعاتی به دست آورند. یادمان باشد درصد زیادی از اختلافات زناشویی به خاطر ناآشنایی همسران با ویژگی های جنس مقابل و البته آشنانبودن با مهارت های مورد نیاز در زندگی مشترک است. البته یکی دیگر از ضرورت های آغاز زندگی مشترک، آشنایی با مهارت های لازم در زمینه روابط جنسی است. 5- بچه دار شدن و فرزندپروری تربیت فرزند در این دوران می تواند دشواری های زیادی داشته باشد. از طرفی بعد از بچه دارشدن رابطه همسران نیز دچار نوسان می شود. آشنایی نداشتن با مدیریت مسائل پیش آمده در رابطه همسران و البته آگاهی نداشتن از مهارت های فرزندپروری می تواند تجربه شیرین بچه دار شدن را به تجربه ای استرس زا و ناراحت کننده تبدیل کند. یادمان باشد صرف انرژی برای آشنایی با مهارت های فرزندپروری یک سرمایه گذاری است که البته نتیجه آن نیز خیلی زود نمایان خواهدشد. 6- انتخاب رشته تحصیلی و شغل آشناشدن با استعدادها و توانمندی های فردی یکی از اهدافی است که مشاوره های شغلی می تواند در اختیار فرد بگذارد. البته قدم اول در انتخاب شغل شاید انتخاب صحیح رشته تحصیلی در دبیرستان و سپس دانشگاه باشد. با توجه به افزایش و فراوانی رشته ها و البته اهمیتی که تمایل و توانایی های فردی در این زمینه برعهده دارد، بهره گرفتن از دانش روانشناسان می تواند کمک کند تا انتخاب بهتری داشته باشیم. 7- به سوگ نشستن نزدیکان از دست دادن نزدیکان و تجربه داغدیدگی، یکی دیگر از موقعیت های دشوار زندگی است. استفاده از تجربه متخصصان در این موقعیت های دشوار می تواند کمک کند تا بهتر از این مرحله عبور کرده و عوارض کمتری را تجربه کنیم. توجه داشته باشید که غمگین شدن ولو به صورتی بسیار شدید، به خودی خود از نظر روانشناختی مشکل تلقی نمی شود، بلکه برای نمونه، طولانی شدن دوره سوگ و تغییرات نظام باورهاست که می تواند نشان دهنده لزوم مشاوره با روانشناسی باشد. 8- تغییرات میانسالی دوران میانسالی همراه با تغییراتی است که در صورت به کار بستن شیوه های مدیریتی صحیح، می تواند عوارضی را به دنبال داشته و سلامت روان را با مخاطراتی رو به رو سازد. به صورت معمول بسیاری از افراد در این دوره سنی تصور می کنند دیگر به سنی رسیده اند که باید خودشان از عهده تمامی مسائل برآمده و از دیگران و به ویژه جوانترها کمک نگیرند. اما خوب است به این نکته توجه داشته باشیم که آگاهی یافتن از تغییرات این دوران، خود قدم بسیار مهمی در پیشگیری از مشکلات احتمالی است. 9- ازدواج فرزندان اینکه جوانان در زمان انتخاب همسر و ازدواج به روانشناس مراجعه کنند، تا حد زیادی امر پذیرفته شده ای است، اما واقعیت این است که به نظر می رسد برای تکمیل کار لازم است تا والدین همسران جوان نیز در زمان ازدواج آنها از خدمات روانشناسی استفاده کنند. این نیاز را بیش از هر چیزی آمار شکایت از خانواده ها بابت دخالت در زندگی همسران نشان می دهد. درواقع در کشور ما یکی از دلایل مهم طلاق، دخالت خانواده ها عنوان می شود و چه بهتر که خانواده ها برای پیشگیری از بروز مشکل از خدمات تخصصی بهره بگیرند. 10- طلاق یکی از دشوارترین موقعیت ها برای هر فردی می تواند زمانی باشد که زندگی مشترک او به شکست میانجامد. هرچند خدمات روان شناسی می تواند از بروز بسیاری از طلاق ها، به شرط استفاده صحیح و به هنگام از این خدمات جلوگیری کند، اما به هر صورت بخشی از طلاق ها اجتناب ناپذیرند. نکته مهم این است که طلاق اگرچه به معنای پایان یافتن زندگی مشترک است، اما پایان زندگی فردی افراد نبوده و آنها حق دارند بعد از طلاق نیز از زندگی خود لذت برده و انتخاب های دیگری برای زندگی خود داشته باشند. روان شناسی می تواند در برهه حساس بعد از طلاق از بروز مشکلات جلوگیری کرده و به افراد کمک کند تا بهتر با این شرایط دشوار کنار بیایند و برای زندگی خود برنامه ریزی تازه ای داشته باشند. منبع: میگنا

more_vert بازگشت به رابطه قبلی؛ درست یا غلط؟!

ادامه مطلب

closeبازگشت به رابطه قبلی؛ درست یا غلط؟!

بسیاری از افراد مطلقه، برای ازدواج مجدد، احساس شک و تردید شدید دارند؛ در حالی که ازدواج مجدد، حق طبیعی هر فرد مطلقه است؛ البته آدم های مختلف دلایل متفاوتی برای ازدواج مجدد نکردن دارند و مجرد ماندن تا پایان عمر، در صورتی که انتخاب واقع بیانه باشد، یک سبک زندگی محترمانه است.در واقع سلامت انسان ها فقط به ازدواج مجدد بعد از طلاق وابسته نیست اما به نظر می رسد کسانی که تن به ازدواج دوم نمی دهند بیشتر در یک حالت اجبار این کار را می کنند. با اینحال باید اذعان داشت که طلاق پایان بسیاری از روابط مهم و نخستین گام برای شروع جدید است. برای عبور از فرآیند طلاق باید هیجان های پس از طلاق را تجربه کرد تا بتوان با گذشت زمان، دوباره ازدواج کرد و زندگی بهتری نسبت به قبل داشت. در این بین اولین گزینه برای برخی افراد، ازدواج مجدد با همان همسر سابق است. می شود گفت که افراد در شرایطی در موقعیتی قرار می گیرند که باید برای بازگشت به رابطه قبلی تصمیم بگیرند اما این شرایط چیست و در چه مواقعی بازگشت به رابطه قبلی می تواند گزینه مناسبی باشد؟ در این مطلب به این دو سوال پاسخ خواهیم داد. شرایطی که ما را به فکر بازگشت می اندازد مردان عموما چه تقاضادهنده طلاق باشند چه نه، معمولا تمایل بیشتری به بازگشت و آشتی را از خود نشان می دهند، بازگشت (پس از طلاق) که از آن به عنوان وابستگی عاطفی به همسر یاد می شود، با میزان خو گرفتن و عادت کردن به زندگی پس از طلاق (به اصطلاح جا افتادن) رابطه عکس دارد؛ یعنی هر چه شما با زندگی فعلی پس از طلاق از ابعاد مختلف بیشتر خو گرفته باشید، کمتر مایل به بازگشت هستید و بالعکس. در هر حال برخی از دلایلی که باعث می شود به ازدواج مجدد با همسر سابق فکر کنیم، عبارتند از: 1- ترس از وضعیت فرزندان مهمترین دلیلی که بیشتر افراد مطلقه به خصوص زنان، برای ازدواج کردن با همسر سابق می آورند این است که نمی خواهند بچه ها زیر دست ناپدری یا نامادری بروند. 2- خبرهایی از تغییر همسر در شرایطی نیز ما دائما خبرهای مبتنی بر تغییر همسر سابق مان می شنویم. تغییر همان مسائلی که باعث گرایش ما به طلاق شد. برای مثال مشکلات اقتصادی و بیکاری همسر یا اعتیاد که دیگر رفع شده است. به خاطر همین تمایل به بازگشت بیشتر می شود. 3- ترس از روبرو شدن با موقعیت کاملا جدید ازدواج با فردی غیر از همسر سابق، نیازمند سازگاری جدید با موقعیتی است که تقریبا برای ما کاملا ناشناخته است. ترس از این ناشناخته ها، ممکن است باعث شود ما تمایل داشته باشیم که به همان وضعیت قبلی برگردیم؛ وضعیتی که گرچه گاهی سخت بود اما برای ما شناخته شده تر بود. 4- فشارهای اطرافیان برخی از افراد بعد از طلاق دائما از طرف دیگران سرزنش می شوند که چرا طلاق گرفتند. این فشارها می تواند احساسات متناقض و گاه تمایل به بازگشت را ایجاد کند؛ بخصوص زمانی که رابطه قبلی خویشاوندی است. 5- ابراز تمایل و اصرار همسر سابق همسر سابق از رفتارهای خود ابراز پشیمانی می کند و دائما اصرار بر برقراری رابطه مجدد دارد. 6- موج هیجانات منفی بعد از طلاق موجی از هیجانات منفی از تردید تا تنهایی، از احساس گناه و تقصیر تا اضطراب و ... وجود ما را می گیرد. گاهی فکر می کنیم برای رهایی از همین هیجانات منفی و جبران خطاها، باید دوباره به این رابطه برگردیم. 7- وجود زمینه های تماس مجدد یکی بودن محل کار و آموزش، تماس اینترنتی، فرستادن پیامک، تلفن کردن، دیدار در مسیر رفت و آمد، پیغام دادن توسط دوستان مشترک، گفتگو و مشورت کردن با همسر سابق درباره مسائل و مشکلات فرزند و ... زمینه سازان برقراری رابطه های مکرر است که می تواند تمایل به بازگشت در رابطه را ایجاد کند. 8- اجبار شرایط البته باید متذکر شوم که در شرایطی خاص، انگیزه های بسیار منفی از بازگشت به رابطه در بین طرفین یا یکی از آنان وجود دارد. انگیزه های منفی از قبیل: فرار از خانواده بی محبت، ملامت گر یا محدود کننده پدری؛ جلوگیری از ازدواج همسر سابق خود با زنی دیگر؛ فریب دادن زن برای بخشیدن مهریه ای که مرد مجبور به پرداخت آن شده است؛ آسیب رساندن به همسر سابق یا خانواده او پس از ازدواج مجدد و دوباره او را به طلاقی بدتر واداشتن و ...! شرایط صحیح کدام اند؟ در هر حال اگر تصمیم به بازگشت دوباره و ازدواج مجدد با همسر سابق خود دارید (البته به شرط انگیزه مثبت)، این انتخاب در شرایط زیر می تواند درست باشد. البته قبل از مطالعه این شرایط یک نکته را متذکر می شوم، اینکه: اگر فرزندی دارید، تا زمانی که تصمیم تان جدی نشده، به او چیزی نگویید، زیرا باعث احساسات منفی در او می شود. 1- واقع گرایانه اندیشیده اید شاید از همان اوایل طلاق، میل به برگشت داشته باشید اما خیال برگشت دوباره به زندگی مشترک با همسر سابق باید بر اساس شواهدی مستند و دقیق باشد، در غیر اینصورت خیالی بیش نیست. همچنین باید بدانید در ابتدای بازگشت دوباره شاهد اختلافاتی خواهید بود و باید برای مقابله با این اختلافات نیز خود را آماده کنید. برگشت شما به این معنی نیست که دیگر مشکلی وجود نخواهد داشت. 2- نگیزه های صحیح و واقعی برای بازگشت دارید ابتدا لازم است صادقانه در مورد انگیزه های بازگشت خود به رابطه فکر کنید و آن را مورد تحلیل قرار دهید. همانطور که گفته شد، انگیزه ها گاهی می تواند منفی باشد یا حداقل به اندازه لازم کافی نباشد؛ بنابراین با دادن وقت به خودتان و البته گرفتن کمک تخصصی در این مورد، انگیزه را به دقت مرور کنید. همچنین باید در مورد انگیزه طرف مقابل نیز تحلیل و جستجو کنید. 3- با یک (و شاید چند) روانشناس مشورت کرده اید اولین کار قبل از اعلام تصمیم به همسر و حتی خانواده تان مراجعه به یک مشاور معتمد و با صلاحیت است. تردید در بازگشت دوباره به دلایل زیادی اتفاق می افتد که شاید برخی از این دلایل برای شما روشن نباشد، شاید هم حس برگشت، یک حس موقت و ناشی از فشارهای مختلف باشد. روانشناس به شما کمک می کند تا با این افکار و احساسات ضد و نقیض آشنا شوید و بتوانید تصمیمی محکم و قاطع بگیرید. همچنین روانشناس می تواند به شما در شروع مجدد اما بهتر و طی کردن روشی درست، کمک کند. وقتی خودتان تکلیف تان مشخص شد، باید به همراه طرف مقابل نیز یک روانشناس و خانواده درمانگر بروید تا در مورد موارد اختلاف بحث کنید و مهارت های جدید را کسب کنید؛ زیرا مهارت های قبلی و فعلی شما کافی نیست چون اگر کافی بود کار به طلاق نمی کشید. 4- از دلایل طلاق، یک لیست مشترک دارید این مرحله دقیقا شبیه این است که می خواهید تازه با هم ازدواج کنید، با این تفاوت که این بار شما از یکدیگر شناخت بیشتری دارید و باید بیشتر دقت کنید تا دوباره به بن بست عاطفی نرسید.در مورد هر علت به خوبی بحث و بررسی کنید؛ سعی کنید بفهمید که چگونه می توانید آن مورد را حل کرده و به نتیجه برسید. با یکدیگر در مورد مسائل مالی، شغلی، روابط جنسی، تربیت فرزندان، انتظاراتی که از یکدیگر دارید، دین و مذهب، والدین تان و تمام مسائلی که یک زوج در آستانه ازدواج صحبت می کنند، بحث کنید. شما باید به دو علت در مورد این مسائل صحبت کنید؛ یک، شما هدف و برنامه ای دارید که می خواهید دو نفری در مورد آن به توافق برسید و دلیل دوم اینکه شما نیاز دارید که قبل از اینکه زندگی تان را شروع کنید، تمرین کرده که با همدیگر فکر کنید و تصمیم بگیرید. شما باید یاد بگیرید که به جای بحث و جدل با همدیگر به راه حل برسید و راه حل مشکل تان را پیدا کنید. 5- بخشیدن را یاد گرفته اید شما باید هر مسئله ای را که تا به حال برای تان به وجود آمده بود، فراموش کنید و طرف مقابل تان را ببخشید. اگر نمی توانید این کار را بکنید، نمی توانید رابطه تان را بهبود ببخشید و مجبورید که دوباره از همسرتان جدا شوید. البته زمانی که شما می گویید که همسرتان را بخشیده اید، به این معنی نیست که او تغییر کرده و تبدیل به فردی منحصر شده است. این کار به این معنی است که «من به خودمان اجازه می دهم که گذشته را فراموش کنیم و دوباره شروع کنیم.» 6- به یکدیگر قول داده اید که برای داشتن یک رابطه پایدار و بادوام سعی کنید اگر قصد دارید که رابطه خراب شده تان را ترمیم کنید، سعی کنید که خوب برگردید! این را بدانید که فرزندان شما از داشتن والدین دمدمی مزاج و سست اراده اذیت می شوند. به این فکر نکنید که رابطه تان چه زمانی دچار مشکل می شود؟ افکاری از قبیل: «آیا این هفته دوباره با او دعوا می کنم و او ترکم می کند.» یا «آیا او فقط برای تعطیلات نزد ما آمده یا برای تولدم رفتارش را تغییر داده و به محض تمام شدن جشن تولدم ترکم می کند؟» سعی کنید به یک رابطه پایدار فکر کنید. 7- تغییرات اساسی در خود و طرف مقابل ایجاد شده است بگذارید نکته آخر را بگویم که می تواند خلاصه این مطلب باشد: اگر با همان ساز و کارهای قبلی به رابطه خود برگردید، فرآیند تنش و طلاق حتما دوباره (البته با حس سرخوردگی شدیدتر) پیش خواهد آمد زیرا هیچ چیز تغییر نکرده است. بازگشت مجدد نیازمند تغییرات اساسی و عملی است. گفتن جملاتی مانند «برگرد، من عوض می شوم» یا «می روم تا دوباره تلاش کنم» هیچ چیز را درست نمی کند چون شما و طرف مقابل نیز هیچ فرقی نکرده اید اما اگر تغییرات جدی را احساس می کنید و عملا می بینید، برای تغییرات برنامه عملی دارید و مهارت های جدید کسب کرده اید، شاید بازگشت گزینه خوبی باشد. منبع: ماهنمامه سپیده دانایی

more_vert کودکان طلاق و آنچه والدین شان باید بدانند!

ادامه مطلب

closeکودکان طلاق و آنچه والدین شان باید بدانند!

زن و شوهرهایی که فرزند دارند و به هر دلیلی تصمیم دارند از یکدیگر جدا شوند، معمولا با خودشان می گویند که بگذار از این بحران طلاق بگذریم، بعدش به کودک مان رسیدگی می کنیم و در آینده درباره طلاق‌مان به او توضیح خواهیم داد. چنین والدینی غافل از این که در همین زمان، کودک در حال تاثیر گرفتن از شرایط به وجود آمده است، به کودک شان هیچ توجهی نمی‌کنند. در خور ذکر است که تاثیر طلاق بر کودک برخلاف تصور بسیاری، از همان ماه های اولیه آغاز می شود در زمانی که شاید خیلی ها تصور می کنند کودک چیزی متوجه نمی شود. از تولد تا 2 سالگی کودکان در چنین سنی از همان ماه های اولیه، نسبت به رفتارها و واکنش های والدین خود حساس هستند. آن ها اول از همه چهره مادر خود را تشخیص می‌دهند و در حال تاثیر گرفتن از والدین خود، رفتارها، گفتار و ابراز احساسات آن ها هستند. والدین فکر می کنند نوزاد چیزی متوجه نمی شود، اما برعکس، او احساسات مختلف مانند خشم، ناراحتی، شادی و ابراز محبت را می فهمد، اما نمی تواند درک کند که مخاطب این احساسات، خود او است یا شخص یا موضوع دیگری، برای همین همه را به خود می گیرد و زود از احساسات منفی والدینش دچار ترس و اضطراب می شود. چنین کودکی فکر می کند که پدر و مادرش او را دوست ندارند یا او را نمی خواهند. نوزادانی که محبت دریافت نمی کنند، ممکن است به نوعی افسردگی دچار شوند که با پرهیز کودک از خوردن شیر بروز می کند. در این رده سنی، توجه به نکاتی که در پی می آید ضروری به نظر می رسد. در حضور نوزاد خود، آرام و مهربان باشید حتی اگر بسیار ناراحت و عصبانی هستید. اگر نمی توانید، از او فاصله بگیرید تا به او احساس بد انتقال ندهید. حواس تان به مشکلات خوردن و خوابیدن او باشد چون در این سن، ناراحتی‌اش را این طور نشان می دهد. هم مادر و هم پدر، باید کودک را در آغوش بگیرید، او را نوازش کنید و با او صحبت کنید. نوزادی زمانی است که احساس امنیت بنیادی در ارتباط با محیط و دنیای پیرامون در فرد شکل می گیرد. وقتی فردی باشد که پاسخگوی خواسته ها و نیازهای کودک باشد و به علاوه نوعی نظم در برخورد با او وجود داشته باشد، کودک کم کم به دنیایی که در آن پا گذاشته عادت می کند و احساس امنیت بنیادی در او شکل می گیرد. برنامه نوزاد را بر هم نزنید. اگر پیش مادر یا پدر می رود یا فرد دیگری از او نگهداری می کند، دقت کنید ساعت خواب و تغذیه و استراحت او در همه جا یکی باشد. بر سر مسائل مهم مانند سلامتی، وسایلی که باید برایش تهیه شود، تغذیه سالم و ... فقط سود او را در نظر بگیرید و با والد دیگر هماهنگ باشید. فراموش نکنید او نمی تواند از خودش مراقبت یا دفاع کند. بنابراین وقتی مشغول مشاجره یا در حالت قهر هستید او را در معرض سروصدای زیاد، گرما و شرایط کلافه کننده و... قرار ندهید.کودکان 2 تا 3 سال کودک در این دوره کوتاه، توانمندی های زیادی را با سرعتی شگفت انگیز به دست می آورد. حرف زدن، راه رفتن، برقراری ارتباط با دیگران و... به کودک کمک می کند به طور مستقل در دنیای محیطی خود کنجکاوی کند. این که کودک در این سن چه قدر دست به کشف دنیای محیطی خود بزند، به اعتمادی بستگی دارد که به محیط و اطرافیان نزدیک خود دارد. کودکی که در هر قدم سرزنش شود، تحقیر شود، تنها رها شود، کودکی که در محیط آسیب ببیند و والدی نباشد که از این آسیب پیشگیری کند دچار ترس از محیط و روبه رو شدن با تازه ها خواهد بود. در آینده هم، او پذیرای موقعیت های جدید، نخواهد بود یا برای تغییر، دلهره زیادی خواهد داشت. در یک خانواده بدون مشکل هم کنجکاوی ها، شیطنت ها و خواسته های یک فرزند نوپا می تواند طاقت فرسا باشد چه برسد به شرایط بعد از طلاق. به خاطر خودتان و به خاطر فرزندتان دست به وضع قوانین بیش از حد و تنبیه های آن چنانی نزنید. سعی کنید قوانین کم، اما روشنی داشته باشید. به علاوه سعی کنید روی کارهای مثبت تاکید کنید و کمتر با او درگیر شوید. موفقیت ها و پیشرفت هایش را نادیده نگیرید و تشویق دائم و ابراز محبت به او را فراموش نکنید. نشان بدهید چقدر از داشتن او خوشحال هستید. مراقب خشم و نگرانی هایش باشید. کودکان در این دوران سنی، جدا شدن از والدین را درک می کنند و در واکنش به آن، خشمگین می شوند. البته ممکن است خشم خود را به صورت کج خلقی، بیقراری یا رفتارهایی مثل قهر و گاز گرفتن نشان دهند، رفتارهایی که به پای خشم او از جدا شدن از والدینش گذاشته نشود. با او درباره طلاق صحبت کنید. به او کمک کنید احساسی را که تجربه می کند اما هنوز با آن زیاد آشنا نیست بشناسد و بیان کند: «فکر کنم تو از این که من بعضی وقت ها تو رو خونه مادربزرگ می گذارم نگران می شی اما مطمئن باش، من همیشه کنارت هستم» زمان با هم بودن را سنگین و شلوغ نکنید. فقط شما و فقط بازی های ساده. هدف با هم بودن و لذت بردن است. برای تقسیم زمان دیدار والدین در این سن، بهتر است کودک والدی را که با او زندگی نمی کند چند بار در هفته، برای زمان‌های کوتاه ببیند تا این که یک بار در ماه و چند روز کامل. اگر شرایط بحرانی است و کودک تان اضطراب را تجربه می‌کند اصلا دوره خوبی برای آموزش توالت رفتن به او نیست. کودکان 3 تا 5 سال در این سن کودک در حال رشد و پیشرفت در مهارت های مختلف است؛ به طور مثال خودش لباس می پوشد، درباره احساسات بقیه حرف می زند و خیال پردازی می کند. در این سن، او رفتارهای والدین را به خود نسبت می دهد. معمولا کودک در این سن، این احساس ها را به طور هوشیارانه نمی شناسد و به آنها آگاه نیست، همچنین نمی تواند درباره آنها حرف بزند، اما تصویری در ذهن او ساخته می شود که برای همیشه باقی می ماند و حتی در آینده، او به دنبال کسی خواهد بود که این تصویر به وجود آمده، در این سن را تایید کند. به کودک تان اطمینان بدهید هر دو والد، همیشه از او حمایت خواهند کرد و همیشه او را دوست خواهند داشت. شرایطی را فراهم کنید که کودک در آن احساس امنیت کامل داشته باشد. نگذارید بابت این که چه فردی بالاخره مراقب او خواهد بود، نگران شود یا این که احساس کند زیادی است. اجازه بدهید کودک با هر 2 والد ارتباط خوبی داشته باشد. وقتی با والد دیگر است، برایش قیافه نگیرید و بگذارید از لذت داشتن پدر و مادر بهره ببرد. یادتان باشد شاید معنای غیر ممکن را نفهمد. موضوع مهم در این سن، این است که کودک معنای غیر ممکن را نمی فهمد. آرزوها و افکارش با واقعیت فرقی ندارد و خودش را محور همه چیز می بیند. در همین راستا، ممکن است برای خیلی از موارد خود را مقصر بداند و احساس گناه کند. به کودک خود اطمینان بدهید در طلاق و جدایی شما یا دعواهای تان تقصیری ندارد. برایش توضیح دهید که فکر، رفتار یا احساس او باعث طلاق شما نشده است بلکه رفتار والدین یا خواسته هایشان، طلاق را به وجود آورده است. وقتی سعی می کند با خیال پردازی یا بیان یک جمله، به خیال خودش واقعیت را تغییر بدهد، ممکن است واقعیت را انکار کند. احساسش را درک کنید و برایش توضیح دهید چنین اتفاقی نخواهد افتاد. به طور مثال، به او بگویید: «می دونم دوست داری بابا امشب خونه باشه، اما او امشب خونه نمیاد».منبع: میگنا

more_vert مقاله علمی و پژوهشی رابطه یک جانشینی و نظام خویشاوندی

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی رابطه یک جانشینی و نظام خویشاوندی

مقاله علمی و پژوهشی" رابطه یک جانشینی و نظام خویشاوندی " مقاله ای است در 26 صفحه که در مجلات معتبر علمی با رویکرد مطالعات جامعه شناختی منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی موضوعات رابطه یک جانشینی و نظام خویشاوندی ، نظام دیوان سالار، شهروندی ، عشیره ، تعریف نظام ایلی ، روابط خویشاوندی ، ازدواج و طلاق مطرح شده است. محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert مقاله ضرورت تحول در عیوب موجب فسخ نکاح به دلیل ملزومات حقوقی و اخلاقی خانواده و پدیده های جدید عصری

ادامه مطلب

closeمقاله ضرورت تحول در عیوب موجب فسخ نکاح به دلیل ملزومات حقوقی و اخلاقی خانواده و پدیده های جدید عصری

مقاله علمی و پژوهشی " ضرورت تحول در عیوب موجب فسخ نکاح به دلیل ملزومات حقوقی و اخلاقی خانواده و پدیده های جدید عصری " مقاله ای است در 26 صفحه و با 29 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد پژوهشهای اخلاقی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث فسخ نکاح ، عیب ،حصر، تمثیل، بیماری های جدید ،بیماری های لاعلاج، عیوب منصوص پرداخته شده است چکیده مقاله فسخ عقد به دلیل وجود عیوب موجب فسخ در یکی از زوجین و طلاق از اسباب انحلال عقد نکاح به حساب می آیند با این تفاوت که مطابق قانون مدنی ایران حق طلاق اختصاص به مرد دارد ولی هر یک از زوجین میتوانند به استناد وجود عیب از حق فسخ نکاح استفاده کنند. قانون مدنی نیز به پیروی از نظر مشهور در فقه شیعه در مواد 1122 تا 1132 به ذکر پاره ای از عیوب پرداخته و وجود هر یک از آنها را در یکی از زوجین سبب حق فسخ طرف مقابل دانسته است. که برخی از عیوب مانند؛ جنون میان زن و مرد مشترک است و برخی دیگر از عیوب نیز به عنوان عیوب اختصاصی معرفی شده است، عنن، خصاء و جب از عیوب مختص مردان به شمار می آید و جذام و برص، زمین گیری، نابینایی از هر دو چشم، قرن و افضاء هم از عیوب مختص زنان طبق مواد 1121 و 1123 ق. م تلقی می شود. از آنجا که یکی از اسبابی که موجب حق فسخ عقد نکاح می شود وجود برخی از عیوب در زوجین است و چنانچه اکثریت فقها و مذاهب اسلامی به آن معتقدند و نصوص قانون مدنی نیز بر آن دلالت دارند هر یک از زن و شوهر می توانند از این حق برخوردار باشند و هرگز نمی‌توان مرد یا زن را از این حق محروم ساخت زیرا هدف از اعطای این حق به زوجین، دادن فرصت به آنها برای دفع ضرر از خودشان است که طرفین در این دفع با هم برابر هستند هر چند فقها و نصوص قانون مدنی دایره این بیماری ها را تنگ کرده و این عیوب را به چند عیب خاص محصور کرده‌اند لذا با مطالعه عمیق و جامع نگر در وضعیت موجود جامعه و بروز انواع بیماری ها و نواقص حادث شده ناشی از آنها و در عین حال توسعه علوم پزشکی و امکان مداوای یک سری از بیماری‌ها که قبلاً امکان بهبودی آنها وجود نداشت و در عین حال از موارد مصرحه در فسخ نکاح برای زوج یا زوجه تلقی می شود و طرح سؤالاتی از سوی صاحب نظران و اندیشمندان فقهی و حقوقی ضرورت بررسی و طرح نظریه های جدید را لازم می‌نماید در اینکه آیا برای زوجین در غیر از عیوب منصوصه حق فسخ وجود دارد یا خیر. دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert مقاله نقش جهت‌گیری مذهبی و مناسبات سالم زوجین در پیش‌بینی سازگاری زناشویی زوجین

ادامه مطلب

closeمقاله نقش جهت‌گیری مذهبی و مناسبات سالم زوجین در پیش‌بینی سازگاری زناشویی زوجین

مقاله علمی و پژوهشی " نقش جهت‌گیری مذهبی و مناسبات سالم زوجین در پیش‌بینی سازگاری زناشویی زوجین" مقاله ای است در 16 صفحه و با 24 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد مطالعات زنان و خانواده منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث جهت گیری مذهبی، مناسبات سالم ، رضایت زناشویی، سازگاری زوجین، افزایش سازگاری پرداخته شده است چکیده مقاله کاهش طلاق و افزایش سازگاری زناشویی و یافتن مؤلفه های مرتبط از جمله اهداف و رویکرد این پژوهش است دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .