جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert مقاله حقیقت فلسفی «صراط» و اثبات «واحدیت» آن از منظر صدرالمتألهین

ادامه مطلب

closeمقاله حقیقت فلسفی «صراط» و اثبات «واحدیت» آن از منظر صدرالمتألهین

مقاله علمی و پژوهشی " حقیقت فلسفی «صراط» و اثبات «واحدیت» آن از منظر صدرالمتألهین" مقاله ای است در 18 صفحه و با 36 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد اندیشه نوین دینی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث  صراط، واحدیت، حکمه ‌الکون، علم، ربّ، فلسفه پرداخته شده است چکیده مقاله هدایت الهی دارای مبدأ (منه)، مقصد (الیه)، وسیله (به) و طریق (صراط) است. پرداختن به موضوع هدایت در آیه شریفه «اِهدِنا الصِّراطَ المُستَقِیم»، بدون تبیین حقیقت «الصراط» که مفعول دوم «اِهدِنا» و متعلّق هدایت است، در واقع پرداختن به بحثی بدون موضوع است که می‌تواند به نتایجی ابهام‌آفرین، مانند تعدّد صراط بینجامد. هدف اولیه این تحقیق، تبیین فلسفی حقیقت صراط از منظر ملاصدرا است. ایشان صراط مستقیم را در دنیا، مفهوماً سیر الی الله ـ که حرکت و سیر ارادی و دینی در قالب شرع و صیرورت وجودی انسان در بُعد علمی و عملی با تبعیت از مصادیق صراط است ـ و مصداقاً «قرآن»، «دین» و «پیامبر و ائمه معصومین» می‌داند که در آخرت، نمود صراط دنیایی است و به صورت محسوس، روی جهنم کشیده شده است. هدف ثانوی این تحقیق، اثبات واحدیت صراط به تبع منطقی در ضمن تبیین آن با سه دلیل: (1) وحدت سیاق حکمت خداوند (حکمه الکون) در تکوین و تشریع، (2) تلازم بین واحدیت ربّ و واحدیت صراط و (3) سنخیت صراط با علم و حق است. در نتیجه وی وحدت را لازمه منطقی و فلسفی حقیقت صراط دانسته، تعدد صراط را از منظر عقل مردود می‌شمرد. دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert کتاب پلورالیسم دینی و قرآن

ادامه مطلب

closeکتاب پلورالیسم دینی و قرآن

کتاب پلورالیسم دینی و قرآن اثر موسی ابراهیمی به بررسی دیدگاه خاص قرآن در مورد مفهوم پلورالیسم دینی یا تکثرگرایی در عرصه دین و مذهب و عقاید دینی پرداخته است. در این نوشتار تفسیر قرآن در مورد نجات‌ بخشی و حقانیت ادیان مختلف بیان شده و از منظر فلسفه دین و کلام جدید به تحلیل دیدگاه قرآن کریم در مورد پلورالیسم دینی پرداخته شده و برخی از شبهات و پرسش‌ها در این عرصه پاسخ داده شده است. موسی ابراهیمی ابتدا به رویکردهای مختلف درباره تعدد ادیان مانند دیدگاه‌های مبتنی بر شمول‌گرایی، انحصارگرایی و پلورالیستی اشاره کرده و وجه جمع این دیدگاه‌ها را از منظری قرآنی تبیین نموده است. در ادامه نگارنده ادله قرآنی طرفداران پلورالیسم دینی را مورد نقد و ارزیابی قرار داده و وحدانیت دین و آیین حق و مصداق صراط مستقیم در قرآن را نیز که همواره به صورت مفرد در قرآن ذکر شده است را شرح داده است. دین و مباحث مربوط به آن حقیقتی است که بر تمام ابعاد زندگی بشر سایه افکنده و حضور خود را در همه جا آشکار نموده است. «پلورالیسم دینی» به معنای تکثرگرایی دینی و به رسمیت شناختن همه ادیان است، و مراد از به رسمیت شناختن ادیان مختلف، به رسمیت شناختن حقانیت و نجات بخشی آن‌ها است. در حقیقت، پلورالیسم دینی پاسخی به این سؤالات است که: ادیان مختلف چه بهره ای از حقیقت دارند؟ آیا همه ادیان حقند، یا یک دین حق وجود دارد؟ و آیا می‌توان پیروان ادیان مختلف را اهل نجات دانست؟ پاسخ‌های دیگر این سؤالات انحصارگرایی و شمول گرایی است. در سال‌های اخیر، عده ای نظریه پلورالیسم را پذیرفته و به تبلیغ و ترویج آن پرداخته‌اند. اینان علاوه بر استدلال‌های عقلی و تجربی، به آیات قرآن کریم نیز متوسل شده و از آیات متشابه، به نفع خود استفاده کرده‌اند. در بخشی از کتاب پلورالیسم دینی و قرآن می‌خوانیم: از مباحث پیشین دانسته شد که در اثبات پلورالیسم، به صفت هادی بودن خداوند تمسک شده و هادی بودن خداوند، مستلزم هدایت‌مندی همه یا اکثریت قاطع مردم دانسته شده است. سؤال ما این است که چطور از صفت هادی خداوند چنین استفاده می‌شود؟ آیا هادی بودن خداوند مستلزم این است که همه مردم را خواسته یا ناخواسته به صراط مستقیم هدایت کند و افکار و اعمالشان را با حقیقت همسان سازد؟ اگر چنین باشد، پس فرق بین انسان، جماد و نبات در چیست؟ پس مسئله آزادی و اختیار انسان چه می‌شود؟ بر این اساس، این مبنای پلورالیسم نیز نمی‌تواند این ادعا را ثابت کند؛ زیرا به نظر می‌رسد مغالطه اشتراک لفظی صورت گرفته است که این برهان را ناکام می‌کند؛ زیرا واژه «هدایت» از الفاظی است که دارای دو معنای متفاوت است: هدایت تکوینی و هدایت تشریعی، که هر کدام دارای مفهوم ویژه‌ای بوده و از یکدیگر متمایزند.هدایت تکوینی خداوند در رابطه با موجودات، به اصل وجود آن‌ها بازمی‌گردد. این هدایت مساوی است با مهتدی شدن؛ یعنی همان لحظه که هدایت صورت بپذیرد، ایصال الی المطلوب، (هدایت پذیرفتن) صورت خواهد گرفت. پس این هدایت به امور غیرمختار تعلق دارد. برای نمونه، رشد طبیعی موجودات از سنخ هدایت تکوینی است.اما هدایت تشریعی، هدایتی است که خداوند از طریق پیامبران بر مردم نازل می‌کند. هدایت تشریعی در جایی است که امکان سرپیچی از آن وجود داشته باشد؛ مانند رفتار اختیاری انسان‌ها. اگر انسان‌ها بخواهند این هدایت (تشریعی) شامل آن‌ها بشود، باید با حسن اختیار خود به تمام دستورات الهی که توسط پیامبران آورده شده عمل کنند، ولی در عین حال می‌تواند از آن متابعت نکند.در مورد هادی بودن خداوند نیز قضیه همین‌گونه است. خداوند با فرستادن رسولان، انسان‌ها را به سوی حق و صواب راهنمایی کرده است؛ حال این انسان‌ها هستند که می‌توانند دعوت هادیان را اجابت کنند و به سوی کمال بروند یا از آن‌ها پیروی نکنند. پس در هدایت تشریعی همان‌طور که هدایت‌گری لازم است، هدایت‌پذیری نیز لازم است. فهرست مطالبمقدمه‌1. پلورالیسم2. دیندین در تعریف برخی دانشمندان مسلمان3. اسلام4. حق5. اهل کتاب6. نجات1: بیان رویکردهای مختلف درباره تعدد ادیان1. انحصارگراییالف) ادله انحصارگراییب) نقد انحصارگرایی مسیحیت2. شمول‌گرایینقد شمول‌گرایی3. پلورالیسم دینیالف) معنای لغوی واصطلاحی پلورالیسم دینیب) خاستگاه پلورالیسم دینیج) اقسام پلورالیسم دینی4. تبیین محل نزاع5. روش بحث در این رسالهالف) روش بُرون دینیب) روش درون دینیخلاصه فصل2: پلورالیسم دینی از منظر قرآن1. پلورالیسم حقانیت از منظر قرآنالف) تعریف حقب) مفهوم دینج) دین در قرآند) دین حق از منظر قرآنه‌) جهانی بودن رسالت پیامبر اسلام (ص)و) حقانیت دین اسلام2. پلورالیسم نجات از منظر قرآنالف) معنای نجاتب) رابطه دنیا وآخرتج) قلمرو نجات3. پلورالیسم رفتاری از منظر قرآنالف) عدم اکراه در پذیرش دینب) دعوت به گفت‌وگوی منطقیج) دعوت به مدارا و نیکو‌کارید) معیار زندگی مسالمت‌آمیزه‌) رفتار پیشوایان اسلام با غیر مسلمانانو) اظهارات پاپ و پاسخ آناقسام جهادفلسفه جهادخلاصه فصل3: ادله قرآنی طرفداران پلورالیسم دینی و نقد آناستدلال اوّل: اراده الهی1. استناد به آیه 48 سوره مائدهتحلیل و بررسیالف) اراده خداوند بر آزادی انسانب) وحدت دین و کثرت شریعتج) حاکمیت قرآن برکتاب‌های قبلید) فضیلت و هیمنه پیامبر اسلام (ص)2. استناد به آیه 8 سوره شوریتحلیل و بررسیالف) خواست الهیب) مربوط به معاد3. استناد به آیه 118 سوره هودتحلیل و بررسیالف) اراده خداوند بر آزادی انساننقدی بر نظریه قراملکیب) اشاره به معاد4. استناد به آیه 148 سوره بقرهتحلیل و بررسیالف) مسئله قبلهب) اختلاف شریعتتأملی در مفهوم فاستبقوا الخیراتتحلیل و بررسی5. استناد به سوره کافرون و تعدد ادیانتحلیل و بررسیالف) شان نزولب) دلالت سورهاستدلال دوّم: صراط مستقیمبیان استدلالتحلیل و بررسیالف) معانی صراطب) اقسام صراطج) تصویر صراط مستقیم در قرآند) صراط مستقیم و سُبل انحرافیه‌) صراط مستقیم و سُبل الهیو) فرق صراط و سبیلز) نکره بودن کلمه صراطح) صراط‌های غیرمستقیمط) مصادیق صراط در آیاتی) دسته‌بندی آیات صراط مستقیماستدلال سوّم: مسلمان بودن پیروان ادیان توحیدیتحلیل و بررسی1. معنای اسلامالف) اسلام به معنای تسلیم تکوینیب) اسلام به معنای خضوع در برابر خداوندج) اسلام به معنای خاص2. لازمه تسلیم بودن ایمان به همه پیامبراناستدلال چهارم: هدایت عامّه خداوندتحلیل و بررسیتفاوت هدایت‌پذیری انسان با غیرانسانخلاصه فصل4: ادله قرآنی طرفداران پلورالیسم نجات و نقد آناستدلال اوّل: معیار رستگاری1. استناد به آیات 62 سوره بقره و 69 سوره مائدهتحلیل و بررسیالف) انتساب به عناوین، معیار نیستب) معنای ایمان به خداج) معنای عمل صالح2. استناد به آیه 112 سوره بقرهتحلیل و بررسی3. استناد به آیه 64 آل عمرانتحلیل و بررسی4. استناد به آیه 13 حجراتتحلیل و بررسیاستدلال دوّم: پاداش اهل کتاب1. استناد به آیات 113و 114 آل عمرانتحلیل و ارزیابی2. استناد به آیه 199 آل عمرانالف) شان نزولب) مؤمنان اهل کتاب، گرویدگان به اسلام3. استناد به آیه 66 سوره مائدهتحلیل و بررسی4. استناد به آیات 82 الی 84 سوره مائدهتحلیل و بررسیخلاصه فصلخاتمهجمع‌بندی مطالبکتابنامهنشریات

more_vert کتاب امام خویش را بشناس

ادامه مطلب

closeکتاب امام خویش را بشناس

امام خویش را بشناس: جایگام امام در نظام آفرینش از آن‌جا که مسئله رهبرى از مهم‌ترین مسائل جهان اسلام و ضامن بقاى اسلام و هم عِدل قرآن کریم است و جوانان عزیز ما در کشاکشِ فضاىِ پر تلاطم و امواج شکننده فتنه‌هاى امروز، به محور و پناهگاه مطمئن نیاز دارند، ضرورت ایجاب مى‌کرد جایگاه امام و رهبر در نظام هستى و در اعتقادات اسلامى به اختصار براى آنان توضیح داده شود. شناخت هر چیز، نخستین گام براى پى بردن به منزلت و ارزش او است که در گام‌هاى بعدى و تصمیم‌هاى انسان، اثر جدى دارد. انسان، تا خداوند را نشناسد در مقام اطاعت و بندگى او برنمى‌آید: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالاِْنْسَ اِلاّ لِیَعْبُدُونِ»؛ جن و انس را نیافریدم مگر این که مرا پرستش کنند. «پرستش» در این آیه، به معرفت تفسیر شده است؛ زیرا پرستش فرع بر معرفت است. از این رو در احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام «معرفت» بالاترین فریضه به حساب آمده است و انسان را به داشتن شناخت، مکلف نموده‌اند. فهرست مطالبمقام اول ضرورت شناخت امامضرورت شناخترهبرشناسىزیارت عارفانهمقام دوم مرتبه امامتمرتبه امامتامامت ، مرتبه‌اى بالاتر از نبوتامام ، حجت خداامام ، نگهبان دینامام ، تنها معیار حق و باطلحقّ را باید از امام پرسیدامام ، مرجع احکام شریعتمقام سوم نقش امام در نظام تکوین (ولایت تکوینى)نقش امام در نظام تکوین (ولایت تکوینى)نظام تکوین وابسته به امام علیه‌السلاملزوم اطاعت از اماممقام چهارم نقش امام در نظام تشریع (ولایت تشریعى)امام در مقام تشریعامام ، امین دین خدا استولایت تکوینىامامت ، منصبى الهىامام مجرى فرمان خداامام ، واسطه فیض خدا و تجلى‌گاه رحمتخلقت عالم به برکت امامنسب پاکمعرفى صفات جامع امامحیات و ممات امام ، یکسان استامام ، اساس و زیربناى تمام خوبى‌ها استامامت ، شرط قبولى اعمالامام ، نور هستىنور امام ، از نور خداکشتى نجاتویژگى‌هاى خاص امام علیه‌السلامعصمتطهارتامام مورد تأیید الهىامام ، منصوب خداوندمقام ششم ویژگى‌هاى خاص امامنقش امام در سعادت و هدایت جامعههمراه با راستگویانانکار امام ، انکار خدا استامامت شرط توحیدامام مخزن علم خداامام ، وارث علم اولین و آخرینامام از اسرار پشت پرده آگاه استامام ، دانا به همه زبان‌هاعلم امام به سن او ارتباط نداردمقام هفتم نگاه کلّى به مقام امام در زیاراتزیارت جامعه کبیرهمعرفى امام در زیارت جامعهعبور از پل صراطصراط مستقیموسیله توسل خلق به خالقامامت ، قلعه محکم الهىاقرار پیامبران به ولایتمقام دست‌نایافتنىویژگى‌هاى امام در سایر زیارت‌هامقام هشتم نگاهى به تعداد امامانخواهد آمدپاسخ به یک پرسش

more_vert کتاب شمع صراط

ادامه مطلب

closeکتاب شمع صراط

 کتاب «شمع صراط» مجموعه خاطره‌هایی از شهید «سیدمحسن صفوی» است که خود معشوقی بود که عاشقان بسیار بر محور وجودش تلمذ عشق را زمزمه می‌کردند. یار ما آن مرد از تبار شرف، از قبیله سادات، از طایفه شجاعت، از قوم پایداری، از جماعت ایمان خواه در یک لحظه و یک اراده، هر چیز را با اعماق وجودش احساس کرد. شهید مورد نظر کتاب، طفل راه مکتب انسان‌سازی بود که در مقابله با دیگرانِ سر برآورده به نیرنگ و دروغ، استادی بزرگ بود. اما اگر در غریبی مادری، پهلویش می‌شکند و محسنش به شهادت می‌رسد، محسن ما فرزند همان مادر می‌شود که وقتی نامش می‌آید وجود یار ما می‌لرزد و اشکش سرازیر و همیشه از نام و یاد این مادر دامنی تر دارد. نویسنده و گردآورنده کتاب، «عباس اسماعیلی» است و از عاطفه، هوش و توان ذهنی بالایی بهره مند است. عاطفه و مذهب از اوانسانی ساخته بود که عینیت حق را می شد در او مشاهده نمود. سید محسن تازه از کارها و طرح‌های ساختمانی در شهرهای مختلف آمده است اما بی قرار می‌نشیند و می‌گوید: «جوان ها را نباید از دست داد. این همه نیرو، بچه هایی که مثل آب زلالند و روان. تا حالا خوب نگاهشان کرده ای؟ با اینها می‌شود پایه های انقلاب را محکم کرد. همه آنها یک دنیا حکایت دارند.» کمی بعد اما ادامه می‌دهد: آموزش تنها راه مبارزه با طاغوت، آموزش سیاسی و فعالیت مخفی نظامی است. جوان‌ها را باید آماده کرد، آماده یک آینده پرتلاش... او این حرف‌ها را در روزهایی می‌زند که در میان عشایر در کوه ها و بیابان هاست. روشنگری های او همیشگی‌اند. «سرلشکر یحیی رحیم صفوی» در خاطره ای نقل می‌کند که محسن به وی گفته بود آقا رحیم؛ این راه که به دنبال امام شروع کرده‌ایم راه شهادت است و بس. راه پیروزی انقلاب از شهادت می‌گذرد. راهی که امروز و با گذشته سال‌های سال از گفته آن شهید عزیز با شهادت سردار دل‌ها و همراهان شهیدش بار دیگر تداوم یافت تا پیروزیمان نزدیک و نزدیک‌تر شود. سید محسن علاوه بر درس و تحصیل، تابستان‌ها کار می‌کند چرا که کارش مهندسی است و همزمان دو سه طرح را اداره می‌کند. شهرضا با وجود او و رفقایش، محل مناسبی برای شکل گیری گروه مبارزان انقلابی است و آقا محسن هم محور همه رفت و آمدها و تبادل اطلاعات برای روزهای حیاتی آینده انقلاب بود. شهید قصه ما، پنجم آبان ماه سال ۵۶ همزمان با ولایت امیرمومنان علی(ع) عقد کرده و به همراه همسرش اعلامیه های انقلابی امام را در سمیرم و شهرضا توزیع می کند. او با همراهی شهید همت در تشکیل سپاه شهرضا فعال است و مدتی هم حکم تشکیل کمیته دفاع شهری شهرضا را دریافت می کند. بعدها نیز سپاه های سمیرم و بروجن را پایه گذاری می کند. بخش های شمالی سمیرم محل زندگی خوانین و گروه های چپ است. ناصر خان قشقایی آن زمان خود را کمتر از محمدرضا پهلوی نمی دانسته اما سید محسن آنها را کتف بسته تحویل سپاه اصفهان می دهند. آن زمان گروهک ها در بخش وردشت سمیرم و روستاهای آن بخش فعال بوده اند اما سید محسن برای مردم محل آذوقه می برده و در حرکتی انقلابی سیلی محکمی به گوش خان می زند تا ابهت پوشالی او را بشکند. همین می شود که ثمره این حرکت می شود پیوستن شیردلانی از ایل قشقایی همچون «ارژنگ نادری» و «حسین قلی جهانگیری» به سپاه و شهید شدنشان که تا امروز جاودانه اند. دستگیری خان ها و خنثی کردن توطئه آنها تا جایی پیش می رود که بنی صدر با او تماس می گیرد و می پرسد چرا اینگونه برخورد می کنی؟ و آقا محسن پاسخ می دهد: «من مسوول نظامی منطقه ام و کلیه مسوولیت ها را بر عهده می گیرم.» صفحه ۶۱ داستان کوتاهی با عنوان «عدالت خواه» روایت سمیناری در تهران با حضور مسوولان سپاه و سخنرانی ناروا و لغو ابوالحسن بنی صدر است. سید محسن فریاد می کشد: آقای بنی صدر، این حرف های ناروا، شایسه این جمع نیست چرا شما خسروخان قشقایی را آزاد کردید؟ چرا شما فلان کار را انجام دارد و ....چندین افشاگری دیگر. بنی صدر جواب می شد این بی انضباط را بیرون کیند. من او را از سپاه بیرون کنم! محسن هم جواب می دهد: بی انضباط تو هستی که باید ساعت ۲ می آمدی اما دو ساعت تاخیر داشتی. در اینجا جلسه متشنج می شود و بنی صدر هم جلسه را ترک می‌کند. همسرش درباره وداع آخر شهید از بدنی سوخته و لبخندی بر لبان شهید سخن می‌راند. شهید در نامه ای به همسرش گفته: مومنان آیه شریفه «انا لله انا الیه راجعون» را باید الگوی خویش قرار دهند تا بتوانند جهاد عظیم را به ثمر برسانند. زندگی او در کنار خانواده، ۹ سال و ۳ ماه و ۱۳ روز دوام می آورد اما زندگی جاودانه و ابدیش با شهادت تا ابد ادامه خواهد داشت. سید محسن بعد از عملیات کربلای ۵ برای انجام مأموریتی از جبهه به تهران آمد و در هنگام بازگشت در یک سانحه هوایی مظلومانه به شهادت رسید و همان طور که آرزویش بود در صراط مستقیم الهی خون سرخش را تقدیم معبود خویش کرد. انتشارات ستارگان درخشان کتاب «شمع صراط» را در ۱۲۰ صفحه به چاپ رسانده است.

more_vert دانشجویان به مسابقه کتابخوانی فراخوانده شدند

ادامه مطلب

closeدانشجویان به مسابقه کتابخوانی فراخوانده شدند

مرکز ارتباطات و اطلاع‌ رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها اعلام کرد که با توجه به شیوع بیماری کرونا، ‌ثبت نام در مسابقه ویژه کتابخوانی با عنوان در خانه با کتاب می‌مانیم از ۲۸ اسفندماه آغاز شد. مسابقه در خانه با کتاب می‌مانیم توسط نهادنمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان برگزار می‌شود و دانشجویان از امروز چهارشنبه ۲۸ اسفندماه ۹۸ تا ۲۵ فرورردین ماه ۹۹ برای ثبت نام فرصت دارند. دانشجویان برای ثبت نام ابتدا باید در سایت آموزش مجازی دانشگاهیان به آدرس www.ec.nahad.ir ثبت نام کرده و با انتخاب پویش دانشجویی در خانه با کتاب می‌مانیم وارد روند مسابقه شوند. مسابقه در سه سطح برگزار می‌شود که زمان سطح یک ۸ فروردین ماه، سطح ۲ در تاریخ ۱۴ فروردین و سطح سه نیز اواخر فروردین برگزار می‌شود. هر کتاب به سه بخش تقسیم شده و هر بخش یک آزمون میانی کوتاه خواهد داشت و در پایان یک آزمون جامع از هر سه بخش گرفته خواهد شد. شرط ورود به آزمون بعدی قبولی در آزمون قبلی است و در صورت عدم قبولی در آزمون اول بعد از ۲۴ ساعت امکان مجدد شرکت در آزمون فراهم خواهد شد. (تا سه آزمون) تعداد سوالات سه مرحله اول ۵ سوال در هر مرحله است. معیار قبولی در سه آزمون اول (آزمون‌های میانی) پاسخ به ۳ سوال از ۵ سوال است. معیار قبولی در آزمون نهایی (آزمون جامع از کل کتاب) نیز کسب نمره ۱۵ از ۲۰ نمره است. منابع در نظر گرفته شده برای آزمون: ۱- کتاب صراط (استاد علی صفایی حائری) ۲- کتاب انسان ۲۵۰ ساله (مجموعه بیانات مقام معظم رهبری) ۳- کتاب نخل و نارنج (دکتر وحید یامین‌پور) دانشجویان می‌توانند برای دریافت نسخه الکترونیکی کتاب‌ها از نرم افزار تلفن همراه طاقچه (نرم افزار دانلود کتاب الکترونیکی و صوتی) استفاده نمایند. جوایز:۲۰ جایزه ۱۵میلیون ریالی (ویژه دانشجویان که در سطح سه شرکت کردند) ۳۰جایزه ۱۰ میلیون ریالی (ویژه دانشجویان که در سطح سه و دو شرکت کردند) ۴۰جایزه ۵ میلیون ریالی (برای همه شرکت‌کنندگان) ۱۰۰جایزه یک میلیون ریالی (برای همه شرکت‌کنندگان) قرعه‌کشی در تاریخ ۲۹ فروردین ماه ۱۳۹۹ از طریق صفحه رسمی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد اسلامی استان زنجان و در اینیستاگرام به آدرس @nahadaizu برگزار خواهد شد.

more_vert کتاب علی اول (چهل حدیث درباره اولیات امیرمومنان علی علیه‌السلام)

ادامه مطلب

closeکتاب علی اول (چهل حدیث درباره اولیات امیرمومنان علی علیه‌السلام)

کتاب علی اول (چهل حدیث درباره اولیات امیرمومنان علی علیه‌السلام) نوشته علی اکبر مهدی پور، تلاشی در جهت شناخت وجهی از وجوه بی انتهای شخصیت مولا علی علیه السلام است. در بخشی از کتاب علی اول (چهل حدیث درباره اولیات امیرمومنان علی علیه‌السلام) می‌خوانیم: رسول گرامی اسلام (ص) در صدها حدیث یادآور شده‌اند که امیرمؤمنان (ع) نخستین ایمان آورنده هستند، از جمله یک بار او را خشمگین دیدند و مطلع شدند که برخی از اصحاب او را آزرده‌اند، فرمودند:«یَا أَیُّهَا النَّاس‌ مَنْ آذَى عَلِیّاً فَقَدْ آذَانِی‌، إِنَّ عَلِیّاً أَوَّلُکُمْ إِیمَانا وَ أَوْفَاکُمْ بِعَهْدِ الله‌. یَا أَیُّهَا النَّاس مَنْ آذَى عَلِیّاً بُعِثَ‌ یَوْم‌ الْقِیَامَهِ یَهُودِیّاً أَوْ نَصْرَانِیّا؛های‌ ای مردم! هر کس علی (ع) را بیازارد، مرا آزرده است. هان‌ ای مردم! هر کس علی را بیازارد در روز قیامت یهودی یا نصرانی محشور می‌شود.» و در حدیث دیگری فرمودند:«مَن‌ مَات وَ فِی قَلبِهِ بُغضُ عَلِیِّ بنِ اَبی طالِبٍ فَلْیَمُتْ یَهُودِیّاً أَوْ نَصْرَانِیّا؛هر کس بمیرد؛ در حالی که در دلش کینه علی بن ابی طالب (ع) باشد، یهودی یا نصرانی از دنیا می‌رود.» فهرست مطالبسخن ناشرپیشگفتار[1] نخستین دوستدار مولی از اهل آسمان‌ها[2] نخستین موحد[3] نخستین مسلمان[4] نخستین مؤمن[5] نخستین باور کننده وعده و وعید[6] نخستین تصدیق کننده رسول خدا (ص)[7] نخستین مهاجر به سوی خدا و پیامبر (ص)[8] نخستین نمازگزار[9] نخستین کسی که وارد حوض کوثر می‌شود[10] نخستین برگزیده، بعد از پیامبر (ص)[11] نخستین کسی که او را «امیرالمؤمنین» خواند[12] نخستین کسی که در روز رستاخیز برمی‌خیزد[13] نخستین مصافحه‌ کننده با رسول اکرم (ص)[14] نخستین کسی که سر از تیره تراب برمی‌دارد[15] نخستین کسی که وارد بهشت می‌شود[16] نخستین دیدار کننده پیامبر (ص)[17] نخستین کسی که مورد تکریم قرار می‌گیرد[18] نخستین کسی که خلعت داده می‌شود[19] نخستین کوبنده درِ بهشت[20] نخستین بهشتی، دوستدار علی[21] نخستین کسی که با پیامبر (ص) ملاقات می‌کند[22] نخستین نجوا کننده با پیامبر (ص)[23] نخستین دادخواهی در پیشگاه پروردگار[24] نخستین طرح دعوی در محکمه عدل الهی[25] نخستین مخالفت، نخستین رخنه[26] نخستین شفاعت کننده[27] نخستین کسی که از گوشت بُخت می‌خورد[28] نخستین پیشوا[29] نخستین مظلوم تاریخ[30] نخستین پیکارگر[31] نخستین کسی که با خوارج می‌جنگد[32] نخستین پیشتاز[33] نخستین و واپسین[34] نخستین روزه‌دار و نخستین انفاق‌ کننده[35] نخستین کسی که جانش را در طبق اخلاص نهاد[36] نخستین کسی که لذایذ را بر خودش حرام کرد[37] نخستین کسی که دعوت حق را لبیک گفت[38] نخستین یار و یاور پیامبر (ص)[39] نخستین کسی که از میوه شجره طوبی تناول می‌کند[40] نخستین کسی که از پل صراط می‌گذردکتابنامه

more_vert کتاب موعود قرآن

ادامه مطلب

closeکتاب موعود قرآن

کتاب موعود قرآن احادیث و روایات گهربار ائمه دین و چهل حدیث در توضیح چهل آیۀ قرآن دربارۀ امام مهدی (عج) است. روایاتی که روشنی‌بخش راه دوست‌داران و طالبان حق و حقیقت است تا از صراط مستقیم منحرف نشوند و وام مجاز، اوهام و باطل، گوهر حق را از دست ندهند. موعود قرآن به کوشش واحد پژوهش و تحقیق مؤسسه فرهنگی موعود عصر (عج) تألیف شد و توسط انتشارات موسسۀ مذکور به چاپ رسید. این کتاب شامل بخش‌های کوتاه اما جذاب و خواندنی از تفاسیر آیات شریفۀ قرآن مجید در خصوص امام عصر از لسان مبارک ائمه معصومین علیهم‌السلام است. در بخشی از کتاب موعود قرآن می‌خوانید: «قدرت خداوند توصیف نمی‌شود زیرا که فرموده: «در آن شب هر امری با حکمت ممتاز و جدا می‌شود» پس چگونه امری با حکمت خواهد بود؛ مگر آنچه را که او ممتاز ساخته؟ و قدرت خداوند سبحان وصف‌ناپذیر است؛ زیرا که او آنچه را بخواهد، پدید می‌آورد و این‌که فرموده: «از هزار ماه بهتر است» یعنی: حضرت فاطمه (س) و این‌که خدای تعالی فرموده: «فرشتگان و روح در آن شب فرود می‌آیند» فرشتگان در این‌جا مؤمنانی هستند که علم آل محمد (ص) را دارند، ‌ «و الروح» روح القدس است و آن در فاطمه (س) می‌باشد؛ «از هر امر [و فرمان و سرنوشتی] سلام و رحمت است» یعنی: هر امری که تسلیم کننده‌اش آن را تسلیم کند، «تا طلوع سپیده دم» یعنی (تا وقتی که) قائم (ع) قیام کند.» فهرست مطالبسخن ناشرایمان به غیبارتباط دائمی با امامنماز جماعت پیروان ادیانپایان شادی نافرمانانبار سنگین گناهانیاورانی از قوم موسیناخوشایندی کفار و مشرکانحقیقت ماه‌های دوازده‌گانهسردرگمی در پس دو صیحهتکیه‌گاه حضرت لوطیادگار همیشه جاوید خداوقت معلومامر خدا رسید!بنی‌اسرائیل در امت اسلامما هم برمی‌گردیمرمز خون‌ریزی‌هایی قائم(ع)ضعیفان واقعیراه میان‌بر هدایتپناهندگی بی‌حاصلحکومت بر سرتاسر زمیننور بی‌پایانیگانه معبود پس از ظهورسرافکندگی کفارمضطر واقعیروز پیروزیمسافرت با قائم (ع)سرور ابراهیم (ع)بی‌نیازی نور خورشیدلطف بی‌انتهای ربخبر ناگهانیمقدرات شب قدرسه روز آرزوناگهانی بودن ظهورحق، همان قائم استصحیفه‌ای برای شب ظهورمجرمان و سیمایشانزنده کردن زمینعجب از جمادی تا رجبتمام نور خداچه خواهید کرد؟مهلتی اندکاوج درخشندگیتا سپیده دممثل‌هایی مخصوص چهارده معصوم (ع)

more_vert کتاب بدانید من فاطمه هستم

ادامه مطلب

closeکتاب بدانید من فاطمه هستم

کتاب بدانید من فاطمه هستم، به بررسی نقش و جایگاه حضرت زهرا (س) از قبل تولد تا پس از شهادت ایشان می‌پردازد که شامل سرگذشت، شخصیت، اسرار زندگی و جایگاه حضرت فاطمه زهرا (س) است و در سیزده فصل نگاشته شده و مستند به آیات و احادیث و روایات است. این کتاب با هدف شناخت بخش کوچکی از جنبه‌های شخصیتی و مقام والای «حضرت فاطمه (س)» و روشن‌گری درباره بسیاری شبهات و مجهولات مربوط به ایشان نگاشته شده، «شخصیت حضرت زهرا (س) در کلام وحی»، «ولایت حضرت فاطمه (س)»، «اسرار و آثار حضرت فاطمه زهرا (س)»، «کرامات و معجزات حضرت فاطمه (س)» و «دفاع حضرت فاطمه (س) از امامت و امام خویش»، از جمله محورهای اصلی مطالعه شده در کتاب است. «إِعْلَمُوا أَنّی فاطِمَۀ؛ بدانید من فاطمه هستم!» بر اساس حکمت الهی، تولد دختری که تکمیل کنندۀ موضوع نبوت و پایه‌گذار مسئلۀ امامت است و به القاب ام‌ابیها و اُمُومَۀ الائمّه (همان) مزین شده، نیازمند مقدماتی است که در صورت فراهم نشدن مقدمات، کار به سرانجام نمی‌رسد و به هدف نائل نمی‌شود. اما در زمینۀ مقدمات تولد حضرت فاطمه (س) در زمان حیات پیامبر اکرم (ص) اختصاصا مواردی وجود دارد که بسیار قابل تأمل است. حضرت فاطمه (س) از نسل فردی است که خداوند دربارۀ او فرموده است: «خلقت الاشیاء لاجلک و خلقتک لاجلی؛ همۀ چیزها را برای تو و تو را برای خودم آفریدم.»در این بیان نورانی، عظمت وجودی پیامبر اکرم (ص) به تصویر کشیده شده است؛ هرچند عقول ما از درک کنه آن ناتوان و عاجز است. بر کسی پوشیده نبود که سخنران، آن روز در مسجد مدینه و در حضور بزرگان از مهاجران و انصار، فاطمه زهرا (س)، دختر نبی اکرم (ص) است. او نیازمند آن نبود تا نام خود را در گوش جماعتی بخواند که او را نمی‌شناسند. فاطمه (س) جماعتی را که سودای قدرت، آنان را از درک و تصدیق حقایق ناتوان ساخته و از جاده حق و صراط مستقیم منحرف شده و به مسیر باطل در غلتیده‌اند، یادآور حجت آشکاری می‌کند که می‌تواند کجی و ناراستی قول فعل همگان را معلوم سازد و عوام و عموم مردم را که مبتلای غفلت از حجت حضرت حق شده‌اند، به مسیر حق ببرد.» او نیازمند هیچ حجت و دلیلی برای اثبات صحت و حقانیت کلام خود نیست، زیرا استقرار در مقام عصمت و احراز رتبه ولایت تامه از سوی حضرت حق، جل و علا برای او کافی است که برای جمله خلایق حجت موجه باشد، بلد و راهنمایی در صراط حق که کلامش عین کلام حق و اراده‌اش عین اراده حق است و در طرفۀ‌العیتی هر خواسته‌ای را به اجابت می‌نشیند. از همین روست که آن طاهره مطهره، موسوم به صدیقه کبری (س) شده است. در بخشی از کتاب بدانید من فاطمه هستم می‌خوانید: در روزهای آخر عمر حضرت زهرا (س) هنگامی که آن دو با اجازۀ امام علی (ع) به ملاقات آن بانوی بزرگوار رفتند، آن حضرت صورت خود را به سوی دیوار برگرداند و از آنان پرسید:«شما را به خدا سوگند می‌دهم، آیا شنیده‌اید که رسول خدا (ص) فرمودند:«فاطِمَۀُ بَضْعَۀٌ مِنّی، مَنْ آذاها فَقَدْ آذانی، رِضا فاطِمَۀَ مِنْ رِضایَ وَ سَخَطُ فاطِمَۀَ مِنْ سَخَطی؛فاطمه پارۀ تن من است. هر کس او را بیازارد، مرا آزرده است. رضایت فاطمه از رضایت من و خشم فاطمه از خشم من است؟»گفتند: آری شنیدیم.حضرت فرمودند:«فَاِنّی أُشْهِدُ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ اَنَّکُما اَسْخَطْتُمانی وَ ما اَرَضَیْتُمانی وَ لَئِن لَقیتُ النَّبِیَّ صلّی الله علیه و آله لاََشْکُوَنَّکُما اِلَیهِ؛ خدا و فرشتگانش را به شهادت می‌گیرم که شما دو نفر مرا به خشم آوردید (و آزار دادید) و موجبات خشنودی مرا فراهم نکردید. اگر با (پدرم) رسول خدا (ص) ملاقات کنم، شکایت شما را نزد او خواهم برد.» فهرست مطالبمقدمهگفتار اول: إِعْلَمُوا أَنّی فاطِمَه؛ بدانید من فاطمه هستم!گذری بر اسرار تولد حضرت فاطمه زهرا (س)القاب حضرت زهرا (س)صحیفه حضرت زهرا (س)خواستگاران حضرت فاطمه (س)ارتباط معنوی رسول خدا (ص) با حضرت فاطمه (س)منزلت و جایگاه حضرت زهرا (س) نزد امیرالمؤمنین (ع)شهادت برترین بانو، برگ سیاهی از تاریخوصیت‌نامهفهرست رویدادهای مهم در زندگانی حضرت فاطمه (س)گفتار دوم: شخصیت حضرت زهرا (س) در کلام وحیسوره کوثرآیه تطهیرآیه لیله القدرآیه مباهلهآیه مودتآیات ابرارآیه التقاء بحرینگفتار سوم: ولایت حضرت فاطمه زهرا (س)گفتار چهارم: سیمای حضرت فاطمه (س) در روز قیامتمنبری از نور برای حضرت فاطمه (س)دیدار امام حسن و امام حسینشفاعت برای دوستان اهل‌ بیتشفاعت دوستان حضرت فاطمه (س) از دیگرانبه سوی بهشتاستقبال حوریان بهشتیاولین سخن حضرت فاطمه (س) در بهشتزیارت انبیا از حضرت فاطمه زهرا (س) در بهشتعنایات خداوند به حضرت فاطمه (س) در بهشتگفتار پنجم: اسرار و آثار تسبیح حضرت فاطمه زهرا (س)دوری شیطان و خشنودی خداشفای کم‌شنوایی و درد جسمانیبرائت از دوزخ و نفاقغفران الهیگفتار ششم: چرا قبر مطهر حضرت فاطمه زهرا (س) مخفی است؟گفتار هفتم: آب حیات از زلال کوثر (مجموعه‌ای از فرمایشات حضرت زهرا (س) )بخش اول: خطبه‌ها و سخنرانی‌های حضرت فاطمه (س)بخش دوم: دفاع از منصب امامت و اهل بیتبخش سوم: سیره و سنت حضرت زهرا (س)گفتار هشتم: کرامات و معجزات حضرت فاطمه زهرا (س)گفتار نهم: فدک، نمادی از حقانیت و مظلومیت اهل بیتموقعیت جغرافیایی و سابقه تاریخی فدکموقعیت کنونی فدکمشخصات فدک و نخل‌های آنفتح خیبر و فدکواگذاری فدک به حضرت فاطمه (س)ابوبکر و مصادره فدکدفاع حضرت زهرا (س) و شکایت به جمع عمومیحدیث مورد استناد در مصادره فدکفدک، حق الهی حضرت فاطمه (س)مطالبه حق از ابوبکرخلیفه و اعتراف به خطاتحلیلی از جاحظ در موضوع بحث فدکغصب فدک و جنبه سیاسی آنامیرمؤمنان (ع) و ماجرای فدکامیرالمؤمنین و تأسی به پیامبر اکرم (ص)پرونده فدک در محکمه تاریخمفهوم نمادین فدکگفتار دهم: شیعه و دفاع از حریم آن، در خطبه‌های حضرت زهرا (س)تاریخ و چگونگی پیدایش شیعهآیات و احادیث منقول در شأن حضرت علی (ع)نقش حضرت زهرا (س) در تبیین راه تشیع و دفاع از آن‌ رهبر برگزیده خدا کیست؟گفتار یازدهم: دفاع حضرت فاطمه (س) از امامت و امام خویشتبیین جایگاه رفیع امامتاثبات امامت امامان و تعیین مصداق آنتبیین امامت برخی اماماندفاع جانانه از حضرت علی (ع)تبیین غصب خلافت حضرت علی (ع)گریه بر مظلومیت حضرت علی (ع)سرزنش مردمدفاع هنگام بردن امام برای بیعتدفاع در مسجدگفتار دوازدهم: حضرت فاطمه (س) و رسالت‌های اجتماعیمرجعیت فکری، فرهنگیحضرت فاطمه (س) در عرصه سیاستاعتراض به غصب فدکاعتراض به یورش به خانه حضرت علی (ع)اعتراض به بی‌حرمتی به امام علی (ع)اعتراض به مردمان ساکت و خاموشاعتراض به عملکرد خلیفه اول و دومرابطه حضرت فاطمه (س) با همسایگانایثار و انفاق حضرت فاطمه (س)گفتار سیزدهم: چهل منقبت حضرت فاطمه زهرا (س)منابع

more_vert کتاب انسان کامل

ادامه مطلب

closeکتاب انسان کامل

شیخ عبدالعزیز بن محمد نَسَفی (نخشبی) از عارفان بزرگ قرن هفتم هجری است. وی از مریدان شیخ سعدالدین حموی بود و قسمت عمده عمر خود را در خوارزم گذرانید و سپس به بخارا عزیمت کرد و سالیان دراز در آن شهر رحل اقامت افکند. در سال 617 هجری در اثر هجوم لشکریان مغول که به ماوراءالنهر رفتند و آن ولایت را خراب کردند؛ در بامداد روز جمعه اول ماه رجب همان سال پیش از رسیدن لشکر مغول به شهر بخارا آن شهر را ترک کرد و به سوی خراسان حرکت نمود. در بحرآباد خراسان بر سر تربت مراد و شیخ خود شیخ سعدالدین حمویه اقامت کرد و از آنجا به اصفهان و شیراز روی آورد. از آن مدت هر روز به موضعی و هر شب بجایی سکنی گزید و در هیچ جا قرار نگرفت تا سرانجام به ابرقو رسید و در آنجا رحل اقامت افکند. سرانجام در همان شهر زندگی را بدرود گفت و در همانجا مدفون گردید. شیخ عزیزالدین نسفی از مشاهیر محققین و از مریدان شیخ سعدالدین حموی است. با سلطان جلال الدین پسر خوارزمشاه معاصر بوده است. منازل السائرین و مقصدالاقصی و کشف الحقایق و اصول و فروع و اسرار التصوف و خواص الحروف و اسرار القابلیه و اسرار الوحی، سلوک مقامات و لوح محفوظ و عالم صغیر و وحدت وجود و انسان الکامل از مصنفات اوست. شیخ سعدالدین حموی فرموده که هر سرّی که من در چهارصد و چهل جلد کتاب پنهان کرده‌ام، عزیز نسفی در کشف الحقایق اظهار کرده است. آثار او برای آشنایی با عرفان نظری مدخل خوبی است چرا که او با آرای حکما و عرفای پیش از خود آشنایی داشته و به زبان فارسی و ساده به نگارش آثارش پرداخته است. فهرست مطالبشرح حال مختصرمقدمّهدر بیان شریعت و طریقت و حقیقتدر بیان انسان کاملدر بیان کامل آزاددر بیان صحبتدر بیان سلوکرسالۀ اوّل در بیان معرفت انساندر بیان خلقت صورت انساندر بیان تربیت نطفهدر بیان تربیت نطفه بنوعی دیگردر بیان موالیددر بیان روح نباتیدر بیان روح حیوانیدر بیان حواس ده گانه پنج اندرونی و پنج بیرونیدر بیان قوّۀ محرّکهدر بیان روح انسانیدر بیان سلوک اهل هنددر بیان آنکه روح چیستدر بیان ترقی روح انسانیدر بیان آنکه یک آدمی چند روح دارددر بیان آنکه اجسام و ارواح و موالید چون پیدا آمدند و در بیان آنکه مزاج چیست و چون پیدا آمددر بیان نصیحترسالۀ دوّم در بیان توحیددر بیان واجب الوجوددر بیان اعتقاد اهل تقلید و این طایفه را عوام میگوینددر بیان اعتقاد اهل استدلال و این طایفه را خاصّ میگوینددر بیان اعتقاد اهل کشف، و این طایفه را خاص الخاص میگوینددر بیان یک طایفۀ دیگر از اهل وحدترسالۀ سوم در بیان آفرینش ارواح و اجسامدر بیان آنکه آدمی مرکب از روح و قالب است و در بیان سه طایفۀ آدمیاندر بیان آفرینش ارواح و اجسامدر بیان روح و مراتب ارواحدر بیان جسم و عالم اجسام و مراتب اجسامدر بیان آنکه ارواح هر یکی جا کجا گرفتنددر بیان مقام معلومدر بیان تقدیر خدایدر بیان گذشتن صراطدر بیان آنکه هر چیز که در دنیا و آخرت است در آدمی استرسالۀ چهارم در بیان مبداء و معاد بر قانون اهل حکمتدر بیان مبداءدر بیان عقول و نفوس عالم سفلیدر بیان معاددر بیان حال نفوس انسانی بعد از مفارقت قالبدر بیان نصیحترسالۀ پنجم در بیان سلوکدر بیان آنکه سلوک چیستدر بیان آنکه نیت سالک در سلوک چیستدر بیان آنکه سالک را علم و معرفت بطریق عکس چون حاصل میشوددر بیان آنکه آدمیان سه طایفهانددر بیان راه بمقصددر بیان درجۀ عوامّدر بیان شرایط سلوکدر بیان ارکان سلوکدر بیان حجاب و مقامدر بیان تربیترسالۀ ششم آداب الخلوةدر بیان طاعت و معصیتدر بیان شرایط چلّهدر بیان آداب ذکر گفتندر بیان عروج اهل تصوفرسالۀ هفتم در بیان عشقدر بیان میل و ارادت و محبت و عشقدر بیان مراتب عشق مجازیرسالۀ هشتم در بیان آداب اهل تصوّفدر بیان آداب اهل تصوّفدر بیان فواید سفردر بیان آداب خانقاهدر بیان ماجرا گفتن استدر بیان سماع کردن استدر بیان طعام خوردن استدر بیان ریاضات و مجاهداتدر بیان صحبترسالۀ نهم در بیان بلوغ و حرّیتدر بیان معنی بلوغ و حریّتدر بیان بلوغ و حریت آدمیخاتمۀ این رسالهرسالۀ دهم در بیان آن که عالم صغیر نسخه و نمودار از عالم کبیر استدر بیان عالم کبیر و عالم صغیردر بیان افعال خدا و در بیان افعال خلیفۀ خدادر بیان ملائکه عالم صغیردر بیان آدم و حوّادر بیان نمودار جنّت و دوزخرسالۀ یازدهم در بیان عالم ملک و ملکوت و جبروتدر بیان عالمدر بیان ملک و ملکوت و جبروت بطریق تفصیلدر بیان عروجدر بیان نصحیترسالۀ دوازدهم در بیان عالم ملک و ملکوت و جبروتدر بیان عالم جبروت و صفات ماهیّتدر بیان وجود و عدم و در بیان عشقدر بیان نصیحترسالۀ سیزدهم در بیان عالم ملک و ملکوت و جبروتدر بیان وحدتدر بیان لیلة القدر و یوم القیمةدر بیان نصیحترسالۀ چهاردهم در بیان لوح و قلم و دواتدر بیان دواتدر بیان قلم و لوح عالم کبیردر بیان انسان کاملدر بیان دوات و قلم و لوح عالم صغیردر بیان نصیحترسالۀ پانزدهم در بیان لوح محفوظ و در بیان جبر و اختیار و در بیان حکم و قضا و قدردر بیان لوح محفوظدر بیان افلاک و انجمدر بیان کار حرکات افلاک و انجمدر بیان سؤال دیگردر بیان حکم قضا و قدردر بیان نصیحترسالۀ شانزدهم در بیان لوح محفوظ عالم صغیردر بیان آن که در بعضی چیزها آدمی مجبور استدر بیان ازمنۀ اربعهدر بیان آن که آدمی در کردن افعال مختار استدر بیان استعداد وسعیدر بیان نصیحترسالۀ هفدهم در بیان احادیث اوائلدر بیان عقل و قلم اودر بیان آن که عقل مظهر صفات و افعال خدای استدر بیان اسامی مختلفه عقل اوّلدر بیان ملک و شیطاندر بیان ملائکهدر بیان نصیحترسالۀ هژدهم در بیان وحی و الهام و خواب دیدندر بیان روح انسانیدر بیان ملائکۀ سماویدر بیان دل انسان کاملدر بیان سخن اهل شریعتدر بیان سخن اهل حکمتدر بیان دانستن غیبدر بیان خواب و بیداری و در بیان خواب دیدندر بیان نصیحترسالۀ نوزدهم در بیان سخن اهل وحدتدر بیان ظاهر و باطن وجوددر بیان مرتبۀ ذات و مرتبۀ وجهدر بیان مظاهر صفاتدر بیان تناسبدر بیان نصیحترسالۀ بیستم سخن اهل وحدت در بیان عالمدر بیان آنکه عقل وعلم مخصوص بادمی باشددر بیان مزاج و تسویهدر بیان آنکه وجود از خود استدر بیان خاتمۀ بیست رسالهدر بیان نصیحترسالۀ بیست و یکم در بیان ذات و نفس و وجه و در بیان صفت و اسم و فعلدر بیان ذات و وجهدر بیان ذات و وجه و نفسدر بیان اسم و صفتدر بیان وجود بسیطدر بیان مشکاةدر بیان نوردر بیان رسیدن این نوردر بیان آنکه هیچکس از ذات این نور خبر نداددر بیان نصیحترسالۀ بیست و دوم در بیان بهشت و دوزخدر بیان بهشت و دوزخ حالی و در بیان آدم و حوّای حالیدر بیان درهای دوزخ و درهای بهشتدر بیان مراتب دوزخ و بهشتدر بیان آدم و حوادر بیان درختدر بیان بهشت نهم که بعضی خبر میدهند و ما ازین خبر نداریمرساله اضافی در بیان ولایت و نبوّت و ملک و وحی و الهام و خواب راستدر بیان مقدماتدر بیان احتیاج آدمیان بنبیدر بیان آن که نبوّت دو روی دارددر بیان طبقات اولیادر بیان چگونگی اولیاسخن شیخ سعد الدین در بیان اولیادر بیان آن که شش دین استدر بیان ملک و وحی و الهام و خواب راستدر بیان نصیحترساله اضافی در بیان فقر و زهد و توکّل و محبت خدایدر بیان فقر و مراتب فقرادر بیان زهد و مراتب زهّاددر بیان توکلدر بیان محبت خداتقریر دیگر رسالۀ یازدهم در بیان مبداء اوّل و در بیان عالم جبروت و عالم ملکوت و عالم ملکدر بیان مبداء اوّل و در بیان عالمدر بیان وجود و عدم و ممکناتدر بیان اسماء عالم جبروت و عالم ملکوت و عالم ملکدر بیان جوهر اوّل و در بیان پیدا آمدن مفردات و مرکباتدر بیان کارکنان خدایدر بیان عالم علوی و عالم سفلیدر بیان خزاین خدایدر بیان عالم صغیردر بیان نزول و عروج و در بیان رسیدن بکمالدر بیان گشتن خلیفۀ خدایتقریر دیگر از رسالۀ دوازدهم در بیان مبداء اول و در بیان عالم جبروت و عالم ملکوت و عالم ملکدر بیان ماهیّاتدر بیان استعداد ماهیّاتدر بیان اقسام موجود و اقسام معدومدر بیان صفات خدای تعالیتقریر دیگر رسالۀ سیزدهم در بیان مبداء اول و در بیان عالم جبروت و عالم ملکوت و عالم ملکدر بیان آن که ملک نمودار ملکوت است و ملکوت نمودار جبروتدر بیان روابط این عالمها با یکدیگردر بیان خاک و آب و هوا و آتشدر بیان روح و جسم آدمیدر بیان ان که خدا بذات با همه چیز استدر بیان نصیحتتقریر دیگر رسالۀ چهاردهم در بیان لوح محفوظ و کتاب خدای و دوات و قلمدر بیان عالم جبروتدر بیان مفردات و مرکباتدر بیان نطفۀ آدمیدر بیان اعضای آدمیتقریر دیگر رسالۀ هفدهم در بیان احادیث اوایلدر بیان جوهر اوّلدر بیان عقل آدمیدر بیان ملک و شیطان و ابلیسرساله در بیان سخن اهل تناسخدر بیان صراطدر بیان عروجدر بیان قیامتدر بیان ادواردر بیان نسخ و مسخرساله در بیان وجود حقیقی و وجود خیالیدر بیان آن که وجود دو قسم استدر بیان نمایشدر بیان رسیدن بحقیقتدر بیان نصیحتتحریر مختصر رسالۀ بیستم سخن اهل وحدت در بیان عالمدر بیان آن که تمام موجودات یک درخت استدر بیان حسّ و حرکت اراد و اختیاررساله در بیان سخن اهل معرفتنسخة دیگری از مقدمۀ اولدر بیان رونده و در بیان مقصددر بیان منازل روندگانخاتمۀ کتاب منازل السایریندر بیان سالکی که بمقام وحدت رسیددر بیان دوستی سروری و پیشوائیدر بیان نصحیت

more_vert میرزا طاهر خوشنویس؛ استادی که نستعلیق را به اوج رساند

ادامه مطلب

closeمیرزا طاهر خوشنویس؛ استادی که نستعلیق را به اوج رساند

 ۱۴ تیر سالروز درگذشت میرزا طاهر خوشنویس از جمله نسخ‌نویسان برجسته سده‌های ۱۳ و ۱۴ و از جمله افرادی به شمار می‌رود که نستعلیق را به اوج خود نزدیک کرد و بسیاری از آثار ماندگار او، تحریر با همین خط (نستعلیق) و خط نسخ است. میرزا طاهر خوشنویس در ۱۲۶۷ خورشیدی در یکی از روستاهای آذربایجان و در خانواده ای روحانی متولد شد اما در ۲ سالگی به همراه خانواده اش راهی تبریز شد. پدرش همواره قرآن به همراه داشت و هر ماه یک قرآن ختم می کرد؛ ضمن اینکه از فنون قرائت و تجوید نیز بهره ای داشت و در پنج سالگی کم کم سواد فارسی و قرآن را به فرزند یاد داد. میرزاطاهر که در ۷ سالگی به مکتب رفت، سعی کرد صرف و نحو عربی را یاد بگیرد و در همان اثنا با مقدمات تحریر خط نسخ آشنا شد. چون استعداد زیادی در خوشنویسی داشت، بدون تعلیم و راهنمایی فقط به یمن ذوق و عشق مفرط به خوشنویسی آنقدر از خطوط شیوای استادان خط مشق کرد تا کم کم به کیفیت و رموز و قواعد آن پی برد. آثار و تحریرها وی در طول ۶۴ سال فعالیت هنری به تحریر بیش از ۲۰۰ جلد کتاب رساله علمی اخلاقی و دینی دست زد. از آثار ماندگار او، قرآن با ترجمه و خلاصه تفسیر فیض الاسلام است که متن آن به خط نسخ و ترجمه به نستعلیق است. به جز قرآن‌های متعدد، او نهج البلاغه، صحیفه سجادیه، مفاتیح الجنان، منتهی الآمال و چند کتاب از کتاب‌های درسی حوزه علمیه مثل معالم الاصول و کفایه الاصول، خلاصه النحو، رساله رشدیه، ذخیره المعاد، بحر المعارف، ابواب الجنان، جامع المقدمات، تهذیب المنطق، همچنین صراط المنعمین، با عیشة راضیه، حیدربابایه سلام، گلستان سعدی و ... را نیز به رشته تحریر درآورد.اما آغاز فعالیت او به دوره نوجوانی اش بازمی گردد. برای مثال در ۹ سالگی جزء سی ام قرآن را برای یکی از کتابفروشی ها نوشت که چاپ شد. در ۱۲ سالگی نیز "صرف و میر و تصریف" و "عوامل" را نوشت که آنها نیز چاپ شدند. کتاب بعدی استاد میرزاطاهر خوشنویس در ۱۴ سالگی "معالم" (در اصول ) بود که آن نیز به چاپ رسید؛ ضمن اینکه هنوز نسخه های آن موجود و مورد استفاده طلاب علوم دینی است. میرزاطاهر سپس به نوشتن قرآن پرداخت. او نوشتن نخستین قرآن را در ۱۳۲۱ قمری شروع کرد که حدود چهار سال به طول انجامید. استاد خوشنویس در ۱۷ سالگی تدریس را آغاز کرد و تا ۳۵ سال به شغل معلمی مشغول بود. در واقع او در اثر پشتکار و تمرین بسیار توانست در اصول و قواعد هنر خط به استادی برسد. میرزاطاهر از زبان فرزندش فرزند میرزا طاهر درباره اخلاق پدرش می گوید: من در طول عمرم پرخاشگری یا عصبانیت پدر را ندیده بودم، مگر در مورد مسایل دینی. وی با همه مدارا می کرد و هیچ زمانی از زیادی کار یا کمی مادیات افسرده نمی شد. پدرم تفریحش نوشتن آیات الهی و سایر کتب بود. من به نوبه خود که شاهد این ماجرا بودم به غیر از مواقع خواب و استراحت ندیدم که لحظه ای دست های ایشان از نوشتن باز بماند. از تمام آیات قرآن یا کتاب های دیگر برای ما تعریف می کرد، از اخلاق، از زندگی، از معاشرت با دیگران و آنچنان ما را شیفته سخنان خود می کرد که آن خاطرات هیچ زمانی از خاطرمان محو نمی شود. وی به من می گفت: از خدای خودم خواسته ام چنانکه نخستین قلم را از قرآن شروع کرده ام، آخرین قلم من نیز به قرآن ختم شود و از آنجایی که لطف خداوند همیشه شامل حال پدرم بود، دعایش مستجاب شد و قرآنی را که در سال ۱۳۵۱ شروع کرده بودند در اوایل سال ۱۳۵۴ و در ۸۵ سالگی به اتمام رساند، یادم است روزی که این قرآن تمام شد به حدی ایشان خوشحال بودند که نماز شکر به جای آوردند."(۱) همنشینی میرزاطاهر و شهریار استاد شهریار از دوستان میرزا طاهر بود که گاهی به منظور یادگیری خط شکسته تحریری به منزل میرزا طاهر رفت وآمد می کرد و سرانجام حیدربابا اثر استاد شهریار با خط میرزا طاهر به چاپ رسید. شهریار درباره میرزاطاهر اینگونه سروده است: مردی که خطش نفیس باشد آن طاهر خوشنویس باشد شایسته بود به نامش الحق این جمله خوشنویس مطلق در مشق جلی و نسخ و تحریر استاد بود به نیک تعبیر   خط پایان استاد میرزاطاهر در ۱۳۳۴ خورشیدی در ۷۰ سالگی، تقاضای بازنشستگی کرد. آخرین کتابی که وی به رشته تحریر درآورد، کتاب آسمانی قرآن بود که در ۱۳۵۳ خورشیدی به پایان رسید. میرزا طاهر خوشنویس سرانجام پس از سپری کردن قریب به ۹۰ سال عمر پربار، در ۱۴ تیر ۱۳۵۵ در تهران به دیار باقی شتافت و در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد. در بزرگداشتی که آذر ۱۳۷۶ در تبریز برای وی برگزار شد، مقرر شد که قبر او از تهران به تبریز انتقال یابد و سرانجام در ۱۰ بهمن ۱۳۸۴ قبر میرزا طاهر خوشنویس از تهران به مقبرهالشعرای تبریز انتقال یافت. در پایان باید گفت بی‎شک برای به کمال رسیدن هنر خوشنویسی تلاش‎های بسیاری از سر ذوق و زیباشناسی صورت گرفته و افراد زیادی در این راه از جان‎ودل مایه گذاشته‎اند که میرزا طاهر خوشنویس در زمره سرآمدترین آن‎هاست. مرتبه میرزاطاهر خوشنویس در هنر خوشنویسی به درجــه ای بود که اســتادان این فن به مهــارت او در خط نســخ، معترف انــد. پی نوشت: ۱- روزنامه ایران، شماره ۶۲۶۶، پنج شنبه ۳۱ تیرماه ۱۳۹۵

more_vert کتاب منازل الاخره (زندگی پس از مرگ)

ادامه مطلب

closeکتاب منازل الاخره (زندگی پس از مرگ)

در کتاب منازل الاخره (زندگی پس از مرگ)، به تالیف شیخ عباس قمی، به حقیقت مرگ می‌رسیم و اینکه مرگ پایان زندگانی انسان نیست، بلکه آغاز مرحله‌ای جدید از زندگانی اوست. مرگ دروازه‌ای گشوده به سوی حیات آخرت است. مرگ پاسخگویی به دعوت ناگزیر خدای هستی بخش، در انتقال از سرای فانی و ناپایدار، به منزلگاهی باقی و پاینده است. مرگ سفری نزدیک به دیار جاودانگی است. مرگ برای انسانی که دل به خدا داده و با ایمان و یاد قیامت، عمل صالح را رهتوشه سفر آخرت خویش قرار داده است، شادمانی و آسایش و بازگشتی خجسته به سوی بهشت برین است. مرگ برای او بشارتی به نعمت‌های جاودانه است. مرگ برای او بالاترین شادمانی است. مرگ پلی برای عبور دادن مؤمن از شداید و ناگواری‌ها به سوی بهشت بیکرانه و نعمت‌های همیشگی است. مرگ برای مؤمن، چونان کندن جامه‌ای چرکین و پوشیدن لباسی فاخر به جای آن، چونان. باز کردن بندها، شکستن زنجیرها و سوار گشتن بر رام‌ترین مرکب‌ها، چونان انتقال از منزلی ویران و وحشت زا به سرایی ایمن و مأنوس است. مردن برای مؤمن همچون بوییدن بهترین و دلپذیرترین رایحه‌ها است، از کثرت خوبی این بو خوابی آرام به سراغش می‌آید و همه درد و رنج هایش پایان می‌پذیرد. مردن برای مؤمنی که زاد سفر برگرفته و به حق آماده مرگ شده، نافع تر از دوایی است که دردمندی برای معالجه خویش استعمال می‌کند، آری! اگر آنان نعمت‌هایی را که مرگ سبب وصول به آن‌ها است می‌شناختند، آن را طلب می‌کردند و دوستش می‌داشتند بیشتر از آنکه انسان عاقل دور اندیش، برای دفع آفت‌ها و جلب سلامت‌ها، دارو را می‌طلبد و دوست می‌دارد. مردن برای مؤمن چونان وارد شدن به حمامی است که آخرین باقیمانده کثافت معاصی را از جان او می‌زداید و آلودگی گناهان را از پیکره هستی او پاک می‌کند. به راستی وقتی مؤمن، خود را در دنیا غریب می‌بیند و حصار بسته زندگی دنیایی را زندان روح ملکوتی خویش می‌شمارد، مرگ را که آغاز سفرش به وطنی آشنا، و سکوی پروازش به آسمان ملکوت است، چه سعادتی می‌شمارد و چه ملتهبانه چشم انتظارش می‌ماند! کتاب منازل الاخره (زندگی پس از مرگ) به ما می‌گوید که: آیا هنگام آن نرسیده است که با فراهم ساختن رهتوشه آخرت، خود را برای کوچ ناگزیری که در پیش داریم آماده کنیم؟ آیا هنگام آن نرسیده است که از ملاحظه عمر رو به کاهش خویش و از دیدن مردن دیگران پرده فراموشی و غفلت را درهم بدریم و به خود آییم و برای سفر مرگ خویش زاد و توشه برگیریم؟ مرگ از نظر انسان پنهان است، آرزویش وی را فریب دهد، شیطان همیشه همراه اوست، گناه و معصیت را در نظر او زینت بخشد تا انجامش دهد. و او را در آرزوی توبه نگهدارد تا آن را به تأخیر اندازد و در حالت غفلت کامل مورد هجوم مرگ قرار گیرد. افسوس بر آن انسان غافلی که لحظه لحظه عمرش دلیلی بر محکومیّت او به شمار می‌آید، و شقاوت و بدبختی، فرجام کار و کتاب شریف «منازل الآخره» با نگاهی حدیث شناسانه به همه منزلگاه‌هایی که بر سر راه مسافران آخرت قرار گرفته‌اند، در صدد نشان دادن تصویری روشن از هر یک از این منزلگاه‌ها برآمده و کوشیده است تا ضمن برشمردن اهمیّت و خطرات هر جایگاه، ابزاری برای نجات از هول و وحشت هر کدام، و وسیله‌ای برای دستیابی به سلامت و مصونیّت در هر مقام، ارائه دهد و خواننده کتاب را به اندیشه تدارک و جبران خطاهایی که در گردنه‌های خطرناک سفر آخرت موجب سقوط به دامن عذاب و عقاب الهی هستند، وادارد. فهرست مطالببه عنوان پیشگفتارمحدث قمی عنصر فضیلت و اخلاصاشارهانگیزه نگارشتولد و زادگاهپدر، مادر، کودکیخصوصیات اخلاقیشوق وافر به اهل‌بیت رسالت علیهم‌السلامرمز موفقیت مردان بزرگتحصیلاتتلاش وی در تبلیغتألیفاتپیرامون کتاب حاضرچند تذکرچاپ های مختلف «منازل الاخره»منابع و مصادر کتاب «منازل الآخره»منابع زندگی نامهکتب شرح حال مؤلفنمونه ای از خط زیبای مرحوم محدث قمی رحمه اللهمقدمه مؤلففصل اول: مرگاشارهعَقَبه اوّل: سکرات موت و شدت جان کندن استعَقَبه دوّم: عَدیله عند الموت استفصل دوم: قبرتوضیحعقبه اول: وحشت قبر استعقبه دوم: ضَغطه و فشار قبرعقبه سوم: سؤالِ مُنکر و نکیر در قبرفصل سوم: برزخاشارهحکایتحکایتحکایتحکایتحکایتفصل چهارم: قیامتفصل پنجم: بیرون آمدن از قبرفصل ششم: میزانتوضیحاما اخبار در فضل صلواتو اما روایات در حسن خلق پس چنین استو اما حکایات در حسن خلق پس چنین استفصل هفتم: حسابرسیفصل هشتم: پروندهفصل نهم: صراطخاتمه: عذاب جهنماشارهدر ذکر قصص خائفاندر ذکر چند مثلی که موجب تنبه مؤمنان استفهرست منشورات مسجد مقدّس جمکرانپی نوشت‌ها

more_vert کتاب قبیله رحمت

ادامه مطلب

closeکتاب قبیله رحمت

کتاب قبیله رحمت، اثر استاد اسماعیل شفیعی سروستانی درباره نقطه عطف‌های مهم در سلسلهٔ انبیای الهی، از حضرت آدم (ع) تا حضرت خاتم (ص) است. نقطه عطف‌های این کتاب بر اساس دعای شریف ندبه انتخاب شده است. استاد شفیعی سروستانی در تحلیل این دعا، به‌دنبال این است که به مخاطب بفهماند که آفرینش آدم، با چه هدفی انجام شده است. حالا این‌که این پنج نقطهٔ تاریخی، چه ارتباطی با همدیگر دارند و همهٔ این‌ها با همدیگر چه ارتباطی با دعای ندبه پیدا می‌کنند، چیزی است که در این کتاب مختصر و مفید توضیح داده شده است. واژهٔ «تاریخ»، توجه شنونده و خوانندهٔ ایرانی را بلافاصله معطوف به تاریخ سیاسی، تاریخ جنگ‌ها و آمدوشد سلسله‌های پادشاهی می‌سازد و در بیان وقایع تاریخی رفته، کمتر به رویکردهای فرهنگی توجه می‌شود. از این‌رو، یکی از مهم‌ترین عوامل و شاید اصلی‌ترین و مؤثرترین آن‌ها، در بسیاری از فرازوفرودهای تاریخی رفته بر اقوام و ملل، مغفول می‌ماند. نگارش تاریخ فرهنگی، به‌رغم آن‌که قریب به چهار دهه از عمر آن می‌گذرد، در «ایران» ناشناخته است و مطالعات جدی در این زمینه، اندک است. کتاب قبیله رحمت تلاش دارد تا با تکیه بر یکی از زیباترین منابع دعایی شیعی، یعنی «دعای ندبه»، تاریخ فرهنگی قبیلهٔ رحمت، یعنی سلسلهٔ انبیای الهی از آدم (ع) تا خاتم (ص)، را بازشناسی کند. پوشیده نیست که اثر حاضر بسیار مجمل نگارش یافته است؛ با این همه، خواننده در پایان، متوجه و متذکر نقشهٔ کلی اجمالی الهی در خلق عالم، ارسال انبیا و انزال کتب آسمانی خواهد شد و به عبارت دیگر، این اثر با تکیه بر «دعای ندبه»، شمایی کلی از مبدأ حرکت آدمی در گسترهٔ تاریخ، فراز و فرودهای تجربه شده و سرانجام، مقصد غایی و تعریف شده را حاصل می‌کند. بی‌گمان، هماهنگی و هم‌سویی با این نقشهٔ کلی، جوامع انسانی را از گرفتار آمدن در دریای متلاطم شبهات، از دست دادن فرصت‌ها و عقب ماندن از قبیلهٔ رحمت در امان نگه می‌دارد. ادعیه و زیارات، در زمرهٔ غنی‌ترین و حقیقی‌ترین منابع اسلامی و شیعی پس از «قرآن کریم» است و به‌رغم ناشناخته ماندن جایگاهشان، به دلیل اتکا و اتصال به مصادر متقن و حیاتی حضرات معصومان:، واجد عالی‌ترین مضامین دربارهٔ مبادی و مبانی نظری دینی دربارهٔ عالم و آدم، استوارترین معرفت و شناخت دربارهٔ مبدأ و غایت هستی و حکیمانه‌ترین کلام دربارهٔ نحوهٔ بودن و سیر در عرصهٔ تاریخند. از آن‌جا که حضرت معصومان:، حسب شرایط تاریخی و موقعیت خاص سیاسی، اجتماعی عصر خود، ناگزیر به استفاده از ادبیاتی خاص ادعیه و زیارات بودند، همچنین به‌دلیل ضرورت حفظ «ادب خاص» در هنگام گفت‌وگو و راز و نیاز با حضرت خداوندگار هستی، ساختار متفاوتی را برای بیانات خویش برگزیده‌اند و بالأخره به‌دلیل غفلت مسلمانان از جایگاه و ظرفیت این منابع، عملاً ادعیه و زیارات، از ردیف منابع نظری و مطالعات فرهنگی و معرفتی خارج شده و صرفاً به عنوان مجموعه‌ای از ادعیه و زیارات و دستورالعمل‌ها برای پاسداشت ایام ویژه، شناسایی شده‌اند. بررسی «ادعیه و زیارات» و مطالعهٔ آن‌ها از منظر مطالعات فرهنگی، ما را متوجه بخش بزرگی از پتانسیل و دارایی نهفتهٔ این منابع غنی، در پس «عبارات دعایی» می‌سازد؛ همهٔ آنچه که گاه، محققان در مطالعهٔ «حکمت تاریخ»، «سنت‌ها و قواعد حاکم در فراز و فرود فرهنگ‌ها و تمدن‌ها» و «نظریه‌های سیاسی، اجتماعی نظریه‌پردازان» جست‌وجو می‌کنند و گاه امید می‌ورزند از مسیر سیر و سلوک و طی مراتب معرفتی، پی به ساحات فراروی آدمی از فرش‌الشیطان تا عرش‌الرحمان ببرند. از همین‌جا، این اثر با مراجعه به فرازهایی از «دعای ندبه»، متوجه و متذکر «نقشهٔ کلی الهی»، «نقطه عطف‌های سرنوشت‌ساز در تاریخ حیات بشر» و «نظام معرفتی ولایی» مبتنی بر «خلقت نوری و روحی» شده و مبنایی متفاوت برای نقد و بررسی نظریه‌های ارائه شده در عصر مدرن، توسط علمای علوم زیستی، تربیتی و اجتماعی، همچون زیگموند فروید، چارلز داروین و سایرین ارائه می‌کند. در بخشی از کتاب قبیله رحمت می‌خوانیم: یهودیان، از نظر اجداد، به حضرت اسحاق (ع)، پسر کوچک حضرت ابراهیم (ع) می‌رسند و چون از اولاد اسحاق (ع) تعداد زیادی (48 نفر) پیامبر بودند، باور یهودیان این بوده که از پسر دیگر حضرت ابراهیم (ع)، یعنی اسماعیل (ع) نبوت و امامت، ادامه نداشته و ندارد و این تنها یهود است که وارث نبوت ابراهیمی است؛ در حالی‌که، حسب وعدۀ حضرت خداوندی، وعدۀ «ملک عظیم» به فرزندان اسماعیل (ع) و آل محمد (ص) داده شده بود؛ چنان‌که حضرت ابراهیم (ع)، در زمان حیات خود و با انتقال اسماعیل (ع) به سرزمین «حجاز»، اجرای مراسم قربانی در «صحرای منا» و پرکشیدن بنای «خانۀ خدا» در «مسجدالحرام»، پایه‌های دین جهانی شجرۀ مبارکۀ آل ابراهیم (ع)، محمد و آل محمد (ص) را استوار ساخت. فهرست مطالبمقدمهفصل اول: شأن ادعیه و زیاراتادعانامۀ مستضعفانفصل دوم: قبیلۀ رنگ خدا (صبغۀ اللۀ)راندۀ بۀشت حضورراز میوۀ ممنوعهشجرۀ طیبهفصل سوم: گذار از امت واحدۀفصل چهارم: تاریخ فراموش شدهسرآغاز امامت صالحانفصل پنجم: قاعدۀ استبدالالف) طرد خلیفۀ به حق رسولب) کوتاهی در جهادج) دوری از ارزش‌های الهیعقوبت استبدال در قوم حضرت موسی(ع)فصل ششم: بشارت‌دهندهیک پله تا آسمان هفتمفصل هفتم: پیامبر رحمتتقدم در آفرینشعلی(ع)، ولی‌الله1. اشاره به انتصاب امام علی(ع) در روز غدیر خم2. حدیث منزلت3. انسداد درب همۀ منازل، به جز منزل علی(ع)4. تزویج فاطمۀ زهرا(س)زیباترین توصیف از حجت خداصراط مستقیمصفات و کمالات اهل بیت(ع)آخرین پردهغفلت از پرسشفصل هشتم: فصل ظهوردرک اضطرار، بیرون شدن از خود و بالأخرۀ بریدن از اغیار

more_vert محمد احصایی و پویش مکاشفه در حروف الفبای فارسی

ادامه مطلب

closeمحمد احصایی و پویش مکاشفه در حروف الفبای فارسی

 نام محمد احصایی بیشتر به دلیل حضور در حراجی‌ها و نمایشگاه‌های بزرگ و فروش بالای تابلوهایش برای همه آشناست؛ در حالی‌که او یکی از پایه‌گذاران هنر نقاشی‌خط در ایران محسوب می‌شود. محمد احصایی متولد هشتم تیر ۱۳۱۸ در قزوین است. او از جمله هنرمندان معاصر ایران در عرصه خوشنویسی، گرافیک و نقاشی است که آثارش شهرت جهانی دارند. او که از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد، سال‌ها در همین دانشکده و دانشکدهٔ هنر تدریس کرد و برای نخستین بار گرافیسم خط را در دانشکده هنرهای زیبا آموزش داد. احصایی بیش از ۵۰ سال است که در حوزهٔ خوشنویسی، نقاشی و گرافیک فعالیت می‌کند. پایه گذاری نقاشی خط او یکی از پایه‌گذاران نقاشی خط در دورهٔ معاصر ایران و از جمله نخستین افرادی است که از حروف به عنوان وسیله‌ای برای بیان استفاده کرد. او که خوشنویسی توانا بود، خود را به نقاشان سقاخانه به "سنت" و آنگاه "خط" و از همه مهم‌تر "خوشنویسی" نزدیک‌تر می‌دانست و دلیل آن را وفاداری به سنت‌های خوشنویسی و اتصال به شکل واقعی حروف می‌شمرد و رویکردش حرکت از خوشنویسی به طرف نقاشی بود و به استفاده از عناصر و آرایه‌های بصری و مفهومی نقاشی در خوشنویسی‌هایش می‌پرداخت. کاری که این هنرمند چند سال بعد از نقاشان سقاخانه انجام داده بود و ابتدا با مخالفت و سپس با انتقاد از تقلید خوشنویسان روبرو شده بود. نقاشی خط، شیوه‌ای در نقاشی مدرن و خوشنویسی معاصر ایرانی است؛ هنرمندان در دهه ۱۳۳۰ تا ۱۳۴۰ به ترکیبی از خطاطی و نقاشی دست زدند و این هنر تاکنون به حیات خود در عرصه هنر معاصر ادامه داده و در بسیاری از کشورهای منطقه نیز پیروانی یافته‌ است. مکتب سقاخانه در نقاشی معاصر ایران خاستگاه اصلی زیباشناسی و نوآوری معاصر در خوشنویسی و پیدایش نقاشی‌خط بوده ‌است. نقاشی‌خط که محمد احصایی از جمله بنیانگذاران آن به‌شمار می‌رود، در دهه ۴۰ از دل مکتب سقاخانه متولد شد هرچند احصایی معتقد است که از مسیر خوشنویسی به این رویکرد رسیده است. او در یک روند تاریخی، امکان رهایی از قید و بندهایی که مکتب سقاخانه برای ظهور نقاشی خط مهیا کرد که انکار ناشدنی‌ست. او در کار نقاشی خط و ارایه و توسعه آن بیش از دیگران ایستادگی کرده و تاکنون همچنان در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی خوش درخشیده‌ است. فعالیت های بین المللی وی از ۱۳۴۹ خورشیدی تحقیق و کار در مؤسسه طراحی حروف و کارهای تایپوگرافی در نیویورک را آغاز کرد. از ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ به سفارش دانشگاه تهران سفال نقش برجسته «نقاشی خط» برای دانشکده الهیات و معارف اسلامی تهران انجام داد. اثری بزرگ که در قالب حروف و بازی با حرکت و ترکیب کلمات به بازنمایی حسی شعر عطار در منطق الطیر و فراز و فرود سیمرغ پرداخته ‌است. محمد احصایی نگارش پنج قطعه کتیبه به خط محقق برای مسجد الغدیر در تهران، نگارش و سفالگری نقش برجسته کتیبه ایران در ورودی موزه ملی ایران و سفارش اجرای ۲۳۰ متر مربع کار سفال نقش برجسته برای سفارتخانه ایران در کشورهای امارات متحده عربی در ابوظبی را بر عهده داشته است. محمد احصایی در ده‌ها نمایشگاه انفرادی و گروهی قبل و بعد از انقلاب اسلامی در ایران و کشورهای دیگر شرکت داشته که از جمله می‌توان به شرکت در نمایشگاه سالیانه بازل سوئیس اشاره کرد. در عرصهٔ فروش آثار هنری در داخل و خارج کشور نیز رکورددار بوده‌ است. در ۱۳۸۵ گران‌ترین اثر نقاشی خط حراج کریستیز دبی متعلق به او با نام «اسماءالله» بود. این اثر با قیمتی بیش از ۱۰۰هزار دلار به فروش رسید. در ۱۳۸۶ با اینکه اثری از احصایی در حراج حضور نداشت اما در این سال ۲ اثر از او در نمایشگاه گروه هفت نگاه به قیمت ۲۰ و ۱۵ میلیون تومان فروش رفت. در مزایده شب دوم آبان ۱۳۸۶، یک تابلو خط از این هنرمند در حراجی سادبیز لندن به مبلغ ۸۸ هزار پوند (بیش از ۲۱۷ هزار دلار) به فروش رفت که رسانه‌های بین‌المللی به‌طور گسترده‌ای آن را بازتاب دادند. این اثر بالاترین نرخ اشیاء حراجی این نگارخانه را به خود اختصاص داد و این نخستین بار بود که تابلو خط یک هنرمند معاصر ایرانی به چنین مبلغ بالایی فروخته می شد.   طراحی لوگو بخشی از فعالیت هنری احصایی مربوط به طراحی لوگو و نشانه برای نهادها و مؤسسات مختلف بوده است. لوگوهای معروفی که سال‌ها دیده شده و به عنوان نشانه‌ و نمادی از آن نهاد در ذهن‌ها ثبت شده‌اند اما شاید کمتر شخصی نام طراح آن‌ها را بداند. فعالیت احصایی در زمینه طراحی لوگو به دهه ۴۰ و سال‌های پیش از انقلاب بازمی‌گردد. طراحی لوگوهای «بنیاد نهج‌البلاغه»، «موسسه فرهنگی انتشاراتی صراط»، «سازمان انتشاراتی ابوذر»، عنوان «کتاب اول»، «سازمان کتاب‌های درسی ایران»، «سازمان میراث فرهنگی کشور» عنوان «نشریه گزیده»، «فرهنگسرای نیاوران» و «هتل بین‌المللی قشم» از جمله فعالیت‌های احصایی در این حوزه به شمار می‌رود. او در گفت‌وگویی اظهار کرده است: "جذابیت لوگوی بصری از دو جنبه اهمیت دارد؛ خود کلمه و اجرای کلمه که دومی به حوزه گرافیک مربوط است. چگونگی اجرای کلمه، آن هم با تکنیک‌های شناخته شده کار بسیار دشواری است، مثلاً برای اجرای یک لوگوی نستعلیق، چون این قلم به نوعی قلم ملی ما محسوب می‌شود، کار با آن به دلیل شناخت بالای مخاطب امر بسیار دشواری است. لوگوتایپ باید توسط فردی کار شود که هم در حوزه خوشنویسی متبحر باشد و هم در حوزه گرافیک. تحریر قرآن تحریر دیوان حافظ به قلم نستعلیق و تحریر قرآن کریم به قلم ریحان از جمله کارهایی است که این هنرمند گرافیست و خوشنویس در کارنامه فعالیتش دارد. او در گفت و گویی درباره تحریر این قرآن می گوید: "خط این قرآن از نظر ساختاری همان خط قرآن‌های دوره تیموری است. تفاوت کوچکی که بین این قرآن با قرآن‌های دوره تیموری وجود دارد به سلیقه‌ خودم برمی‌گردد؛ مثلاً در ترکیب کلمات، در کرسی‌بندی و در برخی کلماتی که معمول نبوده است. مثلاً اینکه در آخر سطر چگونه بنویسند، اینها را در ابتدای سطرها در یک ردیف قرار دادم و سطر که تمام می‌شود، شاهد تغییراتی هستیم." تحلیل آثار آثار احصایی در یک تعریف کلی، ترکیب شکل‌گرایانه و گرافیکی از کلمات و حروفی است که به زیبایی درهم‌تنیده و بافتی آکنده از گره‌هایی بی‌شمار را پدید می‌آورند. او این کار را بسیار استادانه انجام می دهد. بدون شک مهم‌ترین دستاورد محمد احصایی در پویش نقاشی‌خط ایران، مکاشفه شکلی او در حروف الفبای فارسی است. وی به زیبایی بافت کلمه را می‌شکافد و حروف متشکله آن را آزاد می‌ کند تا از این رهگذر زیبایی‌شناسی خط فارسی را به اصول نقاشی مدرنیستی پیوند دهد. نتیجه این نگاه نقاشانه به متن، تابلوهایی بسیار تماشایی با کیفیت گرافیکی خیره‌کننده است که کلمات یا نشانه‌های متنی در آن‌ها کمابیش عاری از معنا بوده و تنها با هویت شکلی خود بر پهنه یک ترکیب انتزاعی ظاهر می‌شوند. احصایی برخلاف دیگر هنرمندان نقاشی خط که آثارشان بیشتر بر حروف استوار است، دست به خلق آثاری زده که محوریت آنها کلمه است و به خصوص در آثار اخیر که رنگ و بوی گرافیک در آنها بیشتر دیده می شود، مفهوم انتقال پیام از کلمه بیشتر به چشم می خورد.

more_vert کتاب خویشتن پنهان

ادامه مطلب

closeکتاب خویشتن پنهان

تجربه‌ی سال‌های متمادی به ما نشان داد که از طریق معرفت نفس، نسل جوان با سرعت بیشتر و با شوق فراوان وارد مباحث الهیات می‌شوند. همین استقبال موجب شد تا شرحی که استاد طاهرزاده طی ده جلسه بر کتاب «ده نکته از معرفت نفس» داده بودند از نوار پیاده و پس از ویرایش و تکمیل و تعمیق توسط استاد، تحت عنوان «خویشتن پنهان» در اختیار عزیزان قرار گیرد. در راستای استفاده‌ی هرچه بهتر از این کتاب موارد ذیل توصیه می‌شود: 1- در ابتدا کتاب «ده نکته از معرفت نفس» همراه با شرحی که به صورت صوت موجود است، کار شود تا کلیّت مطالب فرا گرفته شود و سپس در شرایطی که عزیزان لازم دیدند مطلب معرفت نفس با عمق بیشتر و در ابعادی وسیع‌تر بازخوانی شود به کتاب «خویشتن پنهان» رجوع نمایند و با مباحثه و تکرار، موضوع را عمیق‌تر در خود تجربه کنند. 2- مقصود از شناخت نفس ناطقه که در این کتاب دنبال می‌شود، نفس‌شناسی به صورت مفهومی یا فلسفی و اخلاقی نیست بلکه توجهی است حضوری و شهودی به خودِ پنهان و به همین جهت رویکرد اصلی کتاب عبور از علم حصولی به نفس است و نظر به تجربه‌ی خویشتن خویش دارد آن هم به علم حضوری. 3- کتاب با این قصد تنظیم شده که حتی‌الامکان به عنوان متن درسی توسط کسانی که به مباحث مسلط هستند، تدریس شود مگر برای کسانی که خودشان تخصص کافی برای فهم این نوع متون را دارند. 4- بحث خودشناسی وقتی حائز اهمیت است که بدانیم مقصد حقیقی و نهایی انسان، حضرت حق جلّ جلاله می‌باشد و رجوع به حضرت حق بدون درک حضوریِ «وجود» میسّر نمی‌گردد و با تجربه‌ی «وجودِ» خویشتن، شرایط رجوع به وجود مطلق به روش حضوری و شهودی در جان انسان فراهم می‌گردد. 5- از طریق نظر به جنبه‌ی وجودی خود می‌توان به جنبه‌ی وجودی عوالم هستی نظر کرد و با «وجودِ» آن عالم روبه‌رو گشت و در این رابطه است که عرض می‌شود با شناخت نفس، امکان نظر به حقیقتِ وجودیِ حضرت صاحب‌الأمر(عج) به عنوان حقیقی‌ترین وجود در عالمِ امکان، فراهم می‌گردد. 6- از آن‌جایی که معرفت نفس، نظر انسان را به حقیقت وجودی خویش می‌اندازد و انسان را از حجاب نسبت‌ها و کثرت‌ها آزاد می‌کند، به خودی خود یک نوع سلوک و سیر از کثرت به وحدت است و در همین رابطه حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» معرفت نفس را مقدمه‌ی ورود به عرفان می‌دانند. 7- ظلمات سوبژکتیویته و نومینالیسم که هرگونه حقیقتی را در خارج نفی می‌کند، بزرگ‌ترین حجاب امروز عالم است و با نظر به «وجود» از طریق معرفتِ نفس می‌توان از حجاب‌ زمانه عبور کرد و سیر الی الله را در زندگی انسان‌ها به صحنه آورد. 8- با نظر به «وجود» از طریق معرفت نفس، مسیر رجوع به حضرت حق گشوده می‌شود و در چنین مسیری است که نه‌تنها امکان نظر به انسان کامل فراهم می‌گردد بلکه ضرورت و اهمیت ارتباط وجودی با امام زمان‌(عج) برای ما آشکار می‌شود و در نتیجه در ظلمات آخرالزمان به جای گرفتارشدن در انواع توهمات و ماهیات، به حقیقی‌ترین حقیقت رجوع می‌کنیم و از منظر شناخت صحیح امام بر هر چیز می‌نگریم. 9- خلاصه‌ای از سخنان حضرت علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» در تفسیر شریف المیزان، در خصوص معرفت نفس در ذیل جلسه‌ی اول اضافه شده تا جایگاه قرآنی معرفت نفس نیز مشخص شود. 10- گروه فرهنگی المیزان افتخار دارد که توانسته است یکی از حساس‌ترین موضوعات مربوط به مبانی اعتقادی را در اختیار ملت ایران قرار دهد، به امید آن‌که قدمی در راه کاهش دغدغه‌ی مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» برداشته باشد، آن‌جا که معظم له یکی از نقاط ضعف را عدم «طرح درست مبانی اعتقادی، چه مبانی اعتقادی مربوط به اسلام و چه آنچه مربوط به انقلاب و نظام جمهوری است» می‌دانند. زیرا ما معتقدیم یکی از اساسی‌ترین موضوعات در مبانی اعتقادی، معرفت نفس است، البته وقتی به شکل حضوری و وجودی مطرح شود. فهرست مطالبمقدمهجلسه اوّل، جایگاه معرفت نفسبرخورد غائبانه با خودجایگاه معرفت نفس در ارتباط با واقعیت1- معرفت‌نفس؛ معرفت به معلوم زندهسیر به سوی غایت معرفتضرورت تغییر نگاه 2- حضور در عالَمِ انسان دینینظر به وَجه پایدار انسان‌ها3- معرفت نفس طریق معرفت حق4- معنی حضور همه‌جانبه‌ی خدا5- «انسان» محل ظهور اسماء الهی6- تفکیک «خود» از «ناخود»7- معرفت به حقیقت جامع8- حقیقتی غیر قابل شک‌9- معرفت نفس؛ مقدمه‌ی معرفت به توحیدمعرفت نفس در منظر علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه»جلسه دوم، حقیقتِ انسان؛ ماوراء بدن معرفت نفس؛ معرفتی تجربی ادراکات، مخصوص «من» است، نه «تن»بیهوشیتجرد نفس از نظر قرآن«من» می‌خوابد یا «تن»؟«من» کجاست؟تدبیر از راه دورموانع ارتباط با خوداولین قدم جلسه سوم، نفس انسانی فوق زمان و مکانپیام بزرگ رؤیای صادقهرؤیاچگونگی رؤیاعوامل مؤثر در رؤیاراز رؤیای حقمیزان حقانیت خواب‌هاخواب چپانوع رؤیا رؤیاهایی که تذکردهنده استرؤیاهای سه‌گانهنقش عقاید در رؤیاکتاب‌های تعبیر خوابمعنی «حقیقت» در خوابجلسه چهارم، تن؛ محل ظهور حالات «من»راز زمان‌ها و مکان‌های مقدسبدن در قبضه‌ی نفس ناطقهراز حفظ بعضی بدن‌ها بعد از مرگتفاوت مرگ‌هاچرا خواب نمی‌بینیم که می‌میریم؟پیوند اعضاءچگونگی ارتباط نفس ناطقه با عقل و قلب و خیالنفس ناطقه در علم «اخلاق» و در «معرفت نفس»نظر به باطن حوادثِ آینده در خوابجلسه پنجم، انسان، بدون بدن زنده‌تر استاهمیت معرفت به نفسانسان فقط هستنظر به خود، آزاد از مفهومانسان، بدون بدن زنده‌تر استشواهدی بر آزادی از بدن و حیات شدیدترمرگ یا بیداریمی‌بینیم که می‌میریمعلت غفلت از قیامتاحساس حیاتجلسه ششم، راز مرگ و انواع آن«تن»: ابزار کمال «من»تجرد نسبی نفس ناطقهمحبتِ «نفس ناطقه» به «تن»گرایش تکوینی و تشریعیمرگ تکوینی و مرگ تشریعینمونه‌ای از دقت علمیانواع مرگانواع مرگ طبیعی مرگ طبیعی انسانیتعادل در انسانیت«فرشته‌ی قبض روح» در «مرگ طبیعی»مرگ طبیعیِ حیوانیتأخیر در مرگمرگ غیر طبیعیمرگ به جهت یأس نفسجلسه هفتم، حضور کامل نفس در بدنمعنای «فوق مکان و زمان» بودنِ نفسانسان فقط «هست»یقینی‌ترین معلوموقتی «مَن» گُم می‌شودحضورِ «کامل» نفساحساس حضور در بدن!هم اکنون انسان در قیامت حاضر است حضور کامل و تمام نفس در بدننتایج بحثهر که مجردتر است، حاضرتر استحضور مطلق حضرت حقتشکیکی بودن تجرّدفرق «حضور» با «ظهور»جلسه هشتم، تفاوت حضور و ظهور مجردات در عالمرابطه‌ی نفس ناطقه و قوای آنحضور و ظهور خدا در عالم آفات غفلت از اسماء الهینفس ناطقه و تجلی قواآفات تعلقات دنیاییخدا، نزدیک‌ترین حقیقتوجود خدا مانع وجود ما نیست؟راه احساس نزدیکی خداشرایط درک امام عصر(عج) نحوه‌ی نظر به «الله» از طریق موجوداتجلسه نهم، چگونگی حضورِ مجردات در عالمماده مزاحم حضور مجرد نیستنکته‌ی نهم : وحدتِ نفس: نمودی از وحدتِ حقمعنای «جامع»و«وحدت»مقام فناء فی اللهدرک مقام احدیت چگونگی قربِ به خدانزول ملائکه در شب قدرچگونگی غلبه‌ی شیطان بر انسانحقیقت انساننمودهای وحدت ذاتی نفسمغالطه‌ای بین اراده‌ی تشریعی و تکوینینفس ناطقه نمونه‌ای از ایجاد‌کردنربط «عالمِ خلق» با «عالَمِ امر» جلسه دهم، نفس ناطقه و معنی برزخ و عذاب قبرمعنی قبر رابطه‌ی قبر برزخی با قبر خاکیبهشت برزخی؛ باب بهشت موعودصراط و ظهور باطن افرادفشار قبرجسمانی‌بودن معادتعلقِ «نفس ناطقه» به «تن»، بعد از مرگوسعت روح انسانی رابطه‌ی روح انسان با خدامقام بینابینی انساننتایج شناخت وسعت نفس

more_vert کتاب جمال یار

ادامه مطلب

closeکتاب جمال یار

کتاب جمال یار مجموعه‌ای خواندنی درباره سیره و سنت اهل بیت‌ (ع)، علمای دین و سخنان برگزیده از آنان، احادیث و روایت‌ها، حکایت‌ها، داستان‌ها و قصه‌های شیرین کوتاه است. کشکول، ظرفی ساخته شده از سفال یا فلز است که درویشان به شانه می‌آویزند و در آن انواع تنقلات ریز و درشت می‌ریزند و کوی به کوی در میان مردم رفت‌وآمد می‌کنند. از گذشته‌های دور در میان برخی از حکماء و اندیشمندان، همچون شیخ بهایی، نیز مرسوم بوده که ریزه‌های تجربه و آموخته‌های خود را از میان قصه‌ها، حکایت‌ها، روایت‌ها، شعرها و ضرب‌المثل‌ها در مجموعه‌ای گرد می‌آوردند و به نام «کشکول» در اختیار عموم مردم قرار می‌دادند تا بخوانند و بشنوند و پند گیرند. کتاب جمال یار؛ «کشکول موعود» گنجینه‌ای است فراهم آمده از شوق و ذوق برای همۀ مردان و زنان، پیر و جوان تا در میان ازدحام روز و شب و در فرصت‌هایی که رها از غوغای شهرهای پرازدحام، گوشه‌ای خلوت حاصل می‌کنند، بدان مراجعه کنند و در آینۀ صاف و زلال آن، خود را بیابند، روزگار خود را بشناسند و در احوال ماضی و آتی تأمل کنند. چه می‌توان گفت، در زمانه‌ای که جملۀ پیشامدها و فراز و نشیب‌های تلخ و شیرین، در خود دام‌هایی مهلک پنهان ساخته‌اند تا بی‌خبران در غفلت مانده را به مغاک خویش کشیده و نابود سازند؟ در عصر غیبت و غفلت، دام‌های گستردۀ ابلیس، در سکوت و بی‌صدا، همه را به مرگی ناگزیر در عین ناکامی می‌کشانند. از این‌جا، این، چراغ‌های روشن مردان نام‌آور اهل ذکر و عبرت است که ره می‌نماید و مردان و زنان را از بیراهه می‌گذراند. مجموعۀ کشکول موعود، در پنج عنوان اصلی گرد آمده است: سوده‌های الماس، جمال یار، سیرۀ نیکان، کلام حکیمانه و عبرت ایام. فهرست مطالبسخن ناشرشناخت امام زمان (ع)خون خواه امام حسین (ع)حلم و بردباریاخلاق محمدیپسر مهزیارآخرین نداعبد صالحمصحفامام زمان منناشکیباییکلام خدا بر بال ملخغیبت امام (ع)توفیق برآوردن حاجتخدمت به امام عصر (ع)دشمنی با حضرت علی (ع)بخشش بی‌منتدریایی از لطفسیرت مدیریتتو چه فکر کرده‌ای؟حقانیت امامانس و هم‌نشیندعای امامتقصیر در عملعلم امامکلام مهدی (ع)زین واژگونرجعت حسین (ع) در دولت مهدی (ع)پاسخ امامداروی امام (ع)چوب اذخرمقام قضاوتانگشتر مولااستجابت دعادعای حضرت نوح (ع)وصف امام حسن عسکری (ع)وصف امام مهدی (ع)آفتاب به سایههم‌نشینی با فقراحضور قلبامام مهدی (ع) و جمعهثواب مصافحهمحبوب‌ترین خلقظهور قائم (ع)پندار غلطآخرین بارصحیفه سجادیهمجلسی خالی از فقراخانه‌ای در بهشتعلم طبحسن و حسیناستغاثه به حضرت عباس (ع)جوانی در طواف کعبهشرط مهمانیرفع بلا از شیعیانمهربانی با دشمنانآخرین حکومتبخشش اماممظلومیت امامانتقام از دشمنانبوسیدن فرزندحجت اللهچنین آموزگاریصفتی بهتر از همهدعای امام زمان (ع)اوصاف رسول خدا (ص)غیبت امام زمان (ع)سحر و افطارعاقبت مسخره کردندل چاک زدنولایت امام علی (ع)سزای انکارچشمه آب حیاتزیارت ناحیهذکر خداوندعلائم پیش از ظهورانجام کار به درستیصد خانوار فقیرخاک بهشتگناه در پنهانیزینت شب زنده دارانپاک شدن گناهانعدم معرفتولایت بر مجرداتمنبر پیامبر (ص)میزبان منتظرنعمت آخرتقلب و عملسفینه النجاهسخاوت و نیکیانکار امام مهدی (ع)نیکی به پدر و مادرآرزوی بهشترستگاریتقسیم ارزاق بندگانشکر در همه حالسواری می‌رسدفرمان به مملوکانپر پروازهمیان امام موسی کاظم (ع)خراج گیسوانروی برگرداندنحلقه دام بلاامام علی (ع) و یتیمانشرافت انتساببیت الحمدقابل التوبوعدة راستینبوی خوشخروج حضرت مهدی (ع)خشنودی مؤمنانصورت نیکونعمت آشکار و نعمت باطنچهارده نوروقت معلومستارگان و خورشیددوستی به خاطر خداحیا از خداوندهم‌نشینی با غلامانآمدن حقبه خدمت گرفتن مهمانجزع و صبرنام و کنیه فرزندبندگان شایستهدعا برای دیگراناعلام دعوت به سوی مهدی (ع)مضطرلبیکبشارت به ظهورامت معدودهپاسخی بی نظیرنشانه‌های ظهوراستعدوا البلاءرکن محکمگفتار کمانتقام از دشمناننزدیک شدن ساعتاحیای ارضکار و فعالیتروزجزا، روز ظهوررسیدگی به دوستانروز موعودقول ام سلمهرزق و روزی بی شرطسوگند به ستارگانمصحف حضرت فاطمه (س)پنج عطا به پیامبر (ص)تفسیر آیهتجلی روزهنگامه قیامحکومت عدلوالعصرنگاه به امیرمؤمنان (ع)سنت‌های مهدویالگوی زندگیعلت غیبت امام زمان (ع)دشوار بودن دین داری در زمان غیبت امام زمان (ع)نفرین پیامبرنام‌های حضرت زهرا (س)دوران غیبتمدافع راستینپیرِ جوانغفلت از امام زمان (ع)جعفر طیارموانع دیدار امام عصر (ع)هفت ویژگی اهل بیتتهمت به غیرمسلمانلغزش‌گاه شیطانزینت عبادت کنندگاندعای امام عصر (ع) در حق شیعیانمهربان پدرِ آسمانینشانه‌های ظهورشرایط پذیرش اعمالاخلاق و عبادت امام کاظم (ع)دعای امام سجاد (ع) درباره رذایل اخلاقیخاکساری و تواضع پیامبر (ص)بصیرت و ایمان حضرت ابوالفضل (ع)تواضع امام سجاد (ع)لحظات خوشی شیطاندشمن تو کیست تا از او انتقام بگیرمجوان مرد شجاعی چون حضرت علی (ع)تفسیر آیه «وَ مَنْ یطِعِ اللَّه ...»نیایش و سجدة امام رضا (ع) به هنگام صبححلم در اوج قدرتراهنمایی رهیافتهگذر از صراطفضایل امام علی (ع)طول عمر امام زمان (ع)درود بر پیامبر (ص) و خاندانشبرکت وجود ائمه (ع)تقدّم التزام به ائمه (ع) بر نمازپرواز در بهشتالگوی فرو بردن خشمپاداش کمک به همسروقت خشم و شهوتدوستی و دشمنی با فاطمه (س)لیلة المبیتوصف شیعیاناستقامتمحبت امام مهدی (ع)قائم به امر خداوندمضطراصلاح روشپس از غذاوضو و صدقهدرخت طوبیوعده خداوندعروج آسمانیبه جای آوردن شکرآراستگیاز منتظرانذکر مصیبت امام حسین (ع)حقوق فرزندکشتی نجات ولایتنماز شبنور ابوطالب (ع)منزلت نزد ائمه (ع)سبب قبولی نمازهدایت از اهل ولایتبهترین عملشهدای بدر و احددعای داعیانفرشته‌های یاور حسین (ع) یاوران مهدی (ع)مصیبت امام حسین (ع)روز عاشوراحبیبم را نزد من حاضر کنید!شهادت امام رضا (ع)ازدواج رسول خدا (ص) با حضرت خدیجه (س)زنان بهشتیرفتار با مردمحضرت معصومه (س)حضرت معصومه (س)وجود محبتپسر مهزیارسیرت فردی حضرت صاحب الزمان (ع)حضورحضرت مهدی (ع) و سفارش به زیارت عاشورااصلاح گریارزش کلام خداماء معینعین اللهحق مسلمانبیعت اللهدعای پدرمانند رسول خدا (ص)علاقه به دنیاتشرّف فرد لایقمناقب حبیب خداپیروز همیشة میدانسرزمینی پر از طلامُهر خاتمیتسرزمین کربلااز فضائل روز عاشوراما رأیت الا جمیلاشفیعة روز جزاجبرئیل، گهواره جنبان امام حسین (ع)ارزش شب قدرطینت و سرشت شیعیاننور انا انزلناهمعرفت امامدوستی آل محمد (ص)فوج‌های رحمتسعادت دو جهاننور اهل بیتاسماء حُسنیخلقت نوریاعطای پیامبر (ص)دامان لطف پروردگاردین ابراهیم (ع)مائده بهشتیکودک شاهدعمود ترازوی جهاندوستی حسن و حسین (ع)زندگی و مرگ پرخیررحم و عذاب خداوند تعالیمهریه حضرت حوا (س)عطا شده به همه پیامبران (ص)اسم اعظم خداوند تعالیمدافع تو، مدافع مندعا برای دشمناندازة دوستی با رسول خدا (ص)فرشتگان طالب مغفرت شیعیانعزیزترین کسانشفاعت امتحسابرسی شیعیانبیت المقدسنور فاطمه (س)دستان فاتحقتل عثمانکفش دوزمنبرهایی از نورفهرست منابع

more_vert ارتباط امام مهدی(ع) با امام حسین(ع)

ادامه مطلب

closeارتباط امام مهدی(ع) با امام حسین(ع)

از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاکنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش رفته و کره خاک هیچ گاه از مصاف این دو جریان خالی نبوده است. پیروان هر یک از حق مداران گذشته، همواره بسترسازان حق گرایان آینده بوده اند و حق گرایان آینده تداوم بخشان راه حق پرستان گذشته. وضعیت باطل پیشه گان و دورافتادگان از صراط مستقیم نیز بر همین منوال بوده است. در این میان ارتباط حجتهای الهی در تداوم بخشیدن به مسیر صحیح هدایت و سعادت بشر بسیار عمیق تر و محکم تر بوده است؛ چرا که هر نبیّ و ولیّ الهی با در نظر گرفتن شرایط عصری که در آن به سر می برد راه انبیا و اولیای الهی پیش از خود را تداوم می بخشد. به عبارت دیگر همه انبیا و اولیای الهی چراغهای نورانی هدایتند؛ منتهی هر کدام متناسب با شرایط زمانی و مکانی خود به نور افشانی می پردازند. در فرهنگ اسلامی ائمه اطهار (ع) به عنوان جانشینان پیامبر اسلام (ص) همگی نور واحدند و هدف مشترکی را دنبال می کنند. وجود هر یک از آنان همانند یک مشعل روشن یا عَلَم سرافراز، مسیر صحیح و کامل هدایت را به بندگان خدا نشان می دهند و آنان را از گرفتار شدن به ضلالت و گمراهی باز می دارند. با این همه ارتباط و پیوستگی بعضی از آنها با همدیگر از ویژگی و خصوصیتی برخوردار است که از بررسی این گونه از پیوندها می توان با مراحل گوناگون چگونگی تداوم مبارزه حقّ و باطل و سرنوشت نهایی این مبارزات و همینطور با بخشی از ریزه کاریهای دقیق سنتهای الهی و روند تحقق نهایی اهداف حیاتبخش انبیا و اولیای الهی آشنا شد. بدون تردید پیوستگی و ارتباط امام حسین (ع) با آخرین حجت الهی حضرت بقیة اللّه (ع) بسیار بارز و در خور تعمّق است؛ چرا که با بررسی ابعاد مختلف پیوند این دو حجّت الهی به خوبی چگونگی فراهم شدن بستر حاکمیّت احکام و ارزشهای الهی در سرتاسر عالم مشخص می شود. این نوشته در پی آن است که برخی از پیوستگیهای حضرت سیدالشهداء(ع) با موعود بزرگ جهانی حضرت مهدی (ع) را روشن سازد. الف) امام مهدی (ع) از تبار امام حسین(ع)در مجموعه روایات منقول از پیامبراکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) بارها تصریح شده است که منجی عالم بشریت حضرت مهدی(ع) از نسل امام حسین(ع) است. از جمله روایت شده است که پیامبراکرم(ص) در یکی از روزهای آخر عمر مبارکشان در حالی که دست شان را به شانه امام حسین(ع) گذاشته بودند خطاب به دختر بزرگوارشان حضرت زهرا(ع) فرمودند: مهدی این امت از نسل این فرزندم است. دنیا به پایان نخواهد رسید مگر این که مردی از اولاد حسین(ع) قیام کرده جهان را باعدل و داد پر سازد...1 ایشان در جای دیگر در ضمن معرفی ائمه اطهار(ع) می فرمایند: امامان بعد از من دوازده نفرند که نُه نفر از آنها از تبار فرزندم حسین(ع) است که نهمین نفرشان قائم است این دوازده تن اهل بیت و عترت من هستند. گوشت آنها گوشت من و خون آنها از خون من است.2 امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(ع) روزی به حضرت اباعبداللّه (ع) فرمودند: نهمین فرزند تو ای حسین، قائم آل محمّد(ص) است او دین خدا را آشکار ساخته وعدالت را در سرتاسر زمین حاکمیّت خواهد بخشید...3 در این باره خود امام حسین(ع) نیز می فرمایند: نهمین فرزند من، قائم به حقّ است خداوند به وسیله او زمین مرده را دوباره زنده خواهد ساخت و دین را حاکمیّت خواهد بخشید. او حق را برخلاف میل مشرکان و دشمنان احقاق خواهد کرد.4 ب) تحقق اهداف عاشورا با قیام مهدی (ع)امام حسین(ع) با هدف زنده ساختن احکام قرآن و سنّت پیامبر اکرم (ص) و از بین بردن بدعتهایی که در نتیجه حاکمیت بنی امیّه در دین ایجاد شده بود قیام کردند و در طول مسیر مدینه تا کربلا ضمن اشاره به انگیزه قیام شان فرمودند: من به منظور ایجاد اصلاح در امّت جدم رسول خدا (ص) قیام کرده ام می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به همان سیره و شیوه مرسوم جدّم پیامبراکرم(ص) و پدرم علی بن ابی طالب(ع) عمل می کنم.5 آن حضرت در نامه ای به بزرگان قبایل بصره تصریح می کنند: من شما را به کتاب خدا و سنّت پیامبرش دعوت می کنم. در شرایطی که اکنون ما زندگی می کنیم سنت رسول خدا(ص) از بین رفته و به جای آن بدعت و احکام و ارزشهای غیر اسلامی نشسته است مرا بپذیرید و به یاری من برخیزید. شما را به راه ارشاد و رستگاری هدایت خواهم کرد.6 از مجموعه این گونه ازسخنان امام حسین (ع) اهداف والای نهضت عاشورا به خوبی روشن می شود که احیای قرآن، احیای سنت نبوی و سیره علوی، از بین بردن کج رویها، حاکم ساختن حق، حاکمیّت بخشیدن به حق پرستان، از بین بردن سلطه استبدادی حکومت ستمگران، تأمین قسط و عدل در عرصه های اجتماعی و اقتصادی و... از جمله آنهاست. از طرف دیگر وقتی اهداف قیام منجی عالم بشریت و ویژگیهای حکومت جهانی آن حضرت را مورد بررسی قرار می دهیم همین اهداف و انگیزه ها حتی با تعابیر مشابه با تعابیر به کار رفته در مورد نهضت حسینی قابل مشاهده است. حضرت علی بن ابیطالب(ع) در توصیف سیره حکومتی امام مهدی(ع) می فرمایند: هنگامی که دیگران هوای نفس را بر هدایت مقدم بدارند او [مهدی موعود (ع)] امیال نفسانی را به هدایت بر می گرداند و در شرایطی که دیگران قرآن را با رأی خود تفسیر و تأویل خواهند کرد او آراء و عقاید را به قرآن باز می گرداند. او به مردم نشان خواهد داد که چگونه می توان به سیره نیکوی عدالت رفتار کرد و او تعالیم فراموش شده قرآن و سیره نبوی را زنده خواهد ساخت.7 امام باقر(ع) در روایتی می فرمایند: قائم آل محمّد(ص) مردم را به سوی کتاب خدا، سنّت پیامبر(ص) و ولایت علی بن ابی طالب (ع) و بیزاری از دشمنان آنان دعوت خواهد کرد.8 امام صادق (ع) می فرمایند: حضرت مهدی(ع) تمام بدعتهای ایجاد شده در دین را در سرتاسر جهان از بین خواهد برد و در مقابل، تک تک سنتهای نبوی را به اجرا در خواهد آورد.9 آن حضرت در جای دیگر ضمن تصریح به این حقیقت که امام مهدی(ع) بر طبق سیره و روش رسول اکرم(ص) عمل خواهد کرد؛ درباره اصلاحات انجام شده توسط آن حضرت چنین می فرماید: قائم آل محمّد(ص) به همان شیوه ای که پیامبر اکرم(ص) رفتار می کردند رفتار خواهد کرد آنچه از نشانه و ارزشها و شیوه های جاهلیت که باقی مانده اند از میان برمی دارد و پس از ریشه کن کردن بدعتها احکام اسلام را از نو حاکمیّت می بخشد.10 امام صادق(ع) در زمینه نوع قضاوت و داوری و برخورد آن حضرت با ظلم و ستم نیز می فرمایند: چون قائم ما قیام کنند در بین مردم به عدالت داوری خواهند کرد و در زمان او بساط ستم و بیداد از روی زمین جمع خواهد شد و راهها امن شده... و هر صاحب حقّی به حقّ خود دست خواهد یافت و احکام و ارزشهای حیات بخش دینی در سرتاسر جامعه حاکمیّت پیدا خواهد کرد.11 نتیجه آن که علاوه بر مشترک بودن اهداف نهضت عاشورا با قیام امام مهدی(ع) در زمان حکومت جهانی حضرت ولی عصر (ع) بذرها و نهالهای غرس شده در جریان قیام کربلا به بار خواهد نشست و به برکت آن، جهان پر از عدل و داد خواهد شد و تمام اهداف انبیای الهی از آدم تا خاتم تحقق خواهد یافت و بشر طعم واقعی صلح و امنیّت و سعادت را خواهد چشید. ج) مهدی(ع) منتقم خون امام حسین(ع)یکی از القاب حضرت مهدی(ع) منتقم است. در توضیح علّت برگزیده شدن این لقب بر آن حضرت مطالب زیادی در سخنان اهل بیت(ع) وارد شده است. از جمله در روایتی که از امام محمّدباقر(ع) نقل شده، وقتی از آن حضرت سؤال می کنند که چرا فقط به آخرین حجّت الهی قائم گفته می شود؟ آن حضرت در پاسخ می فرمایند: چون در آن ساعتی که دشمنان، جدّم امام حسین(ع) را به قتل رساندند فرشتگان با ناراحتی در حالی که ناله سرداده بودند عرض کردند پروردگارا! آیا از کسانی که برگزیده و فرزند برگزیده تو را ناجوانمردانه شهید کردند در می گذری؟ در جواب آنها خداوند به آنان وحی فرستاد که: ای فرشتگان من! سوگند به عزّت و جلالم از آنان انتقام خواهم گرفت هرچند بعد از مدّت زمان زیادی. آن گاه خداوند متعال نور و شبح فرزندان امام حسین(ع) را به آنان نشان داد و پس از اشاره به یکی از آنان که در حال قیام بود فرمود: با این قائم از دشمنان حسین(ع) انتقام خواهم گرفت.12 در تفسیر آیه «وَمَنْ قُتِلَ مظلوماً فقد جَعَلْنا لِوَلیّه سلطاناً...؛ هر کس مظلومانه کشته شود ما برای ولی او تسلطی بر ظالم قرار می دهیم»...13 از امام صادق (ع) روایت شده است که: مراد از مظلوم در این آیه، حضرت امام حسین(ع) است که مظلوم کشته شد و منظور «جَعَلنا لِوَلیِّه سلطانا» امام مهدی(ع) است14 امام باقر(ع) نیز تصریح می کنند: ما اولیای دم امام حسین(ع) هستیم. هنگامی که قائم ماقیام کنند پی گیری خون امام حسین(ع) خواهد کرد.15 در دعای ندبه نیز به این حقیقت با این تعبیر تصریح شده است: أینَ الطالِبُ بِدَمِ المَقتولِ بِکَربَلا. کجاست آن عزیزی که پس از ظهورش خون شهید مظلوم کربلا را از دشمنان باز پس خواهد گرفت...16 همچنین روایت شده است که حضرت مهدی(ع) پس از ظهور بین رکن و مقام برای مردم خطبه خواهد خواند و در مهم ترین قسمت خطبه به صورت مکرر با نهایت اندوه و تأثر شهادت مظلومانه امام حسین(ع) را مورد اشاره قرار خواهد داد از جمله خواهد فرمود: ای مردم جهان! منم امام قائم. منم شمشیر انتقام الهی که همه ستمگران را به سزای اعمالشان خواهم رساند و حقّ مظلومان را از آنها پس خواهم گرفت. ای اهل عالم! جدّم حسین بن علی(ع) را تشنه به شهادت رساندند و بدن مبارک او را عریان در روی خاکها رها کردند. دشمنان از روی کینه توزی جدم حسین(ع) را ناجوانمردانه کشتند...17 در حقیقت با این گونه از عبارات نوید انتقام خون به ناحق ریخته امام حسین(ع) را به جهانیان خبر می دهد... و هم چنین به دلالت روایات فراوانی شعار یاران امام مهدی(ع) پس از ظهور این جمله بسیار الهام بخش است: یالثارات الحُسَین(ع)18. ای بازخواست کنندگان خون حسین(ع). این جمله اشاره به این معنا دارد که هنگام انتقام خون پاک امام حسین(ع) فرارسیده است کسانی که می خواهند از دشمنان آن حضرت انتقام خون به ناحقّ ریخته حجّت الهی را بگیرند مهیا شوند. د) مهدی(ع) همیشه به یاد حسین(ع)از آنجا که امام حسین(ع) با تمام وجود همه توانمندیها و سرمایه های خود را ایثار کرد تا اسلام را از خطر اساسی برهاند؛ آخرین حجت الهی نیز تصریح دارند که همواره به یاد ایثارگری و فداکاریهای آن حضرت هستند و شب و روز با یادآوری مصیبتهایی که بر ایشان روا داشته شد خون گریه می کنند. در بخشی از زیارت «ناحیه مقدسه» در این باره می خوانیم: ...اگر روزگار وقت زندگی مرا از تو [ای حسین(ع) [به تأخیر انداخت و یاری و نصرت تو در کربلا در روز عاشورا نصیب من نشد، اینک من هر آینه صبح و شام به یاد مصیبتهای تو ندبه می کنم و به جای اشک بر تو خون گریه می کنم... بدون تردید این قبیل از تعابیر نهایت محبّت و دلبستگی حضرت مهدی(ع) رابه سیّد الشهداء (ع) نشان می دهد و ضرورت زنده نگه داشتن خاطره اباعبداللّه (ع) از جمله از طریق عزاداری برای آن حضرت را مورد تأکید قرار داده و عمق فاجعه کربلا و جنایت بنی امیه به اسلام و انسانیت را افشا می کند. حتی این به یاد امام حسین(ع) بودن در عملکرد سایر ائمه اطهار(ع) نیز به چشم می خورد؛ یعنی آنها نیز در مواقع اشاره به فداکاریها و مظلومیتهای امام حسین(ع) به گونه ای موضوع امام مهدی (ع) را مورد تأکید قرار داده اند به عنوان مثال در دعای ندبه امام صادق(ع) یاد سیّد الشهداء (ع) به همراه امام مهدی(ع) گرامی داشته شده است. در حقیقت شکایت شهادت جانگداز حضرت امام حسین(ع) به ساحت مقدّس حضرت بقیة اللّه(ع) شده است ودرخواست می شود که به عنایت خداوند متعال هر چه زودتر زمینه ظهور فراهم شود بلکه هر چه زودتر مهدی موعود(ع) ظهور نموده انتقام خون آن حضرت را از دشمنان بگیرند...و حتی به پیروان اهل بیت(ع) توصیه می شود که در شب میلاد امام عصر (عج) از زیارت امام حسین(ع) غافل نشوند. البتّه این موضوع به همین صورت در مورد امام حسین(ع) نیز مطرح است؛ یعنی حضرت اباعبداللّه حسین(ع) نیز همواره به یاد مهدی موعود بوده اند. در دعای روز ولادت امام حسین (ع) از امام مهدی (ع) یاد می شود و در روز عاشورا و در زیارت عاشورا نام و یاد مهدی(ع) تسلی بخش قلب سوزان شیفتگان اهل بیت(ع) است. مجموعه این برنامه های حساب شده، پیوند عاشورا و امام حسین(ع) را با قیام جهانی امام مهدی(ع) هر چه بیشتر روشن می سازند. گذشته از همه آنچه بیان شد، طبق روایات بسیاری که از حضرات معصومین(ع) نقل شده است در بسیاری از مسائل جزئی نیز امام مهدی (ع) با امام حسین(ع) پیوستگیها و ارتباطات قابل توجهی دارند که از آن جمله است: 1. روز ظهور امام مهدی(ع) مقارن با روز عاشورا است. از امام باقر (ع) روایت شده است: قائم آل محمّد(ص) در روز شنبه که مصادف با روز عاشورا؛ یعنی همان روزی که حضرت اباعبداللّه(ع) به شهادت رسیدند قیام خواهد کرد.19 2. از مجموعه روایات به خوبی روشن می شود همانگونه که امام حسین(ع) نهضت خود را از مکه آغاز کردند؛ یعنی پس از خارج شدن از مدینه به مکه آمدند و از کنار بیت اللّه قیام خود را به مردم خبر دادند و به سمت کوفه حرکت کردند، حضرت مهدی (ع) نیز از کنار بیت اللّه جهانیان را به بیعت با خود فرا خواهد خواند و آن گاه حرکتهای اصلاحی را تداوم خواهد بخشید و در نهایت مقرّ حکومتی خویش را در کوفه قرار خواهد داد. 3. حتی طنین صدای امام مهدی(ع) همان طنین صدای امام حسین(ع) است. پیام مهدی(ع) همان پیام حسین(ع) است که فریاد می زند: ای مردم مگر نمی بینید به حقّ عمل نمی شود و از باطل خودداری نمی گردد... امربه معروف و نهی از منکر کنار گذاشته شده است و احکام الهی و سنن پیامبر (ص) آشکار هتک می شود و... این پیام و هشدار در لحظه ظهور با همان صدا به مردم جهان اعلام خواهد شد که امام حسین(ع) در روز عاشورا با همان لحن و آهنگ مردم را به تبعیت از حقّ و اعراض از بدیها فرا خواندند: إنّ صوت القائم یشبه بصوت الحسین(ع). صدای [گیرا و دلنواز] قائم شبیه [طنین خوش[ صدای اباعبداللّه(ع) است. 4. برخی از یاران حسین(ع) پس از رجعت در رکاب امام مهدی(ع) به یاری آن حضرت خواهند پرداخت و حتی برخی از فرشتگانی که جزء اصحاب امام حسین(ع) بوده اند در خدمت قائم آل محمّد(ص) خواهند بود و... . «أللّهمّ نرغب إلیک دولة کریمة تعزّبها الإسلام و أهله و تُذِّلُ بها النفاق و أهله...» پی نوشتها:1 .بحارالانوار، ج51، ص91. 2 .کشف الغمة، ج3، ص294. 3 .منتخب الاثر، ص467 4 .اعلام الوری، 384. 5 .بحارالانوار، ج45، ص6. 6 .حیاة الإمام الحسین(ع)، ج2، ص264 7 .بحارالانوار، ج51، ص130. 8 .الزام الناصب، ص177. 9 .ینابیع الموّدة، ج3، ص62. 10.بحارالانوار، ج52، ص352. 11.همان، ص338. 12.دلائل الامامة، ص239. 13.سوره اسراء (17) آیه 33. 14.البرهان فی تفسیر القرآن، ج4، ص559. 15.همان، ص560. 16.دعای ندبه. 17.الزام الناصب، ج2، ص282. 18.النجم الثاقب، ص469. 19.بحارالانوار، ج52، ص 285.