جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert انتقام بعد از شکست عشقی ممنوع!

ادامه مطلب

closeانتقام بعد از شکست عشقی ممنوع!

بعد از شکست عشقی این کارها را نکنید با تمام عشقی که من نثارش کرده بودم، با وجود آن همه زمان و انرژی که برایش صرف کرده بودم، همیشه ته دلم آرزوی این را داشتم که «روزی نظرش را عوض می کند و کوتاه می آید و عشق مرا می پذیرد. همیشه خودم را این طوری دلداری می دادم که او نمی تواند از این همه عشقی که به پایش ریخته ام بگذرد. اما در کمال ناباوری من، این کار را کرد. از آن روز سیاهی که خبر نامزدی اش را شنیدم، یک سال می گذرد. مدت ها خواب به چشمم نمی آمد. شب و روز به سقف اتاق خیره می شدم و با خودم فکر می کردم که چه کار باید می کردم تا او را به دست بیاورم. از این که می دیدم نامزدش هیچ مزیتی بر من ندارد، حرص می خوردم. سطل آشغال اتاقم پر از ته سیگار بود و عکس هایش را همه جای اتاقم چسبانده بودم. نمی دانم چه طور شد که از آن حال در آمدم و بهتر شدم. شاید اگر مراقبت های مادر و دوست صمیمی ام نبود تاحالا چند بار خودکشی کرده بودم. اما حالا توانسته ام روی پای خودم بایستم و دوباره به زندگی برگردم. هنوز هم نامش را که می شنوم دلم می لرزد. هنوز هم تلخی احساس ناکامی آن روزها را مزه مزه می کنم. اما دیگر این تیغ کُند شده است. دیگر زخمش کاری نیست. گویا دارم بهتر می شوم. با شکست عشقی چه کار نکنیم؟ یکی از مهم ترین ویژگی هایی که ما انسان ها را از موجودات زنده دیگر متفاوت می کند، این است که ما می توانیم هیجان های بسیار پیچیده ای داشته باشیم. عشق یکی از این هیجان های پیچیده است. عشق از بحث برانگیزترین پدیده هایی است که آدمیزاد از زمان پا گذاشتن در دنیا با آن دست و پنجه نرم کرده و در هر زمان و فرهنگ و بافت تاریخی خاص، معنای خاصی برایش درنظر گرفته است. نکته دیگری که عشق را پیچیده تر می کند این است که در یک رابطه عاطفی معمولا دو نفر درگیر هستند و احساسات و هیجانات هر دو نفر در این رابطه بایستی در نظر گرفته شود. این جاست که بسیاری مسائل شروع می شود. مشکلات کنار آمدن با فردی که از صمیم قلب دوست داریم، ولی به دلایل مختلفی ممکن است دل ما را بشکند، ما را تنها بگذارد و یا حتی آن قدر که دوستش داریم، ما را دوست نداشته باشد. ممکن است شکست عشقی ناشی از ازدواجی ناکام باشد و یا حتی عشقی یک طرفه که ناگفته باقی مانده است. نکته ای اصلی این جاست که در این شرایط با کسی طرف هستیم که احساس شکست خوردگی و فقدان می کند. کارهایی که نباید بعد از این شکست کنیم، حتی شاید از کارهایی که باید انجام بدهیم، مهم تر باشد. در این مطلب به این نکردنی ها اشاره شده است. بعد از شکست عشقی به دنبال جایگزین نباشید گاهی اوقات کسانی که بعد از شکست عشقی با ما مشورت می کنند، از این شکایت دارند که چرا نمی توانند فرد دیگری را جایگزین فرد مورد علاقه شان کنند. پاسخ این است: خواهش می کنم این کار را نکنید! اگرچه تحمل درد جداشدن یا دل کندن از فردی که دوست دارید، با حضور یک فرد دیگر راحت تر است، اما این کار باعث می شود نتوانید به صورت کامل موضوع را برای خودتان حل و فصل کنید. شروع یک رابطه ی جدید، آن هم با هدف فراموش کردن محبوب قبلی مانند این است که دردتان را داخل کیسه کرده و جایی پنهان کنید. البته این درد بیکار نمی ماند و رابطه جدیدتان را هم خراب می کند. شاید در کتاب های مختلف به فرمول هایی برای مدت زمان لازم بین قطع رابطه و شروع یک رابطه ی جدید برخورد کنید، اما نکته این جاست که هر کس با سرعت مخصوص خودش بهبود می یابد و بنابراین توصیه ی کلی این است که حداقل چند ماهی برای شروع رابطه جدید صبر کنید. شاید یک مشاور بهترین راهنما برای این باشد که متوجه شوید چه زمانی آماده ی برقراری یک رابطه ی جدید هستید. بعد از شکست عشقی انتقام نگیرید حتما داستان عاشق های حسودی را شنیده اید که به دلیل نه شنیدن از محبوبشان دست به کارهای وحشتناکی زده اند. این آدم ها اگر چه محدود و انگشت شمار هستند اما به ما نشان می دهند که تحمل درد شکست عاطفی چقدر می تواند دشوار باشد. البته بیشتر آدم ها در واکنش به شکست عاطفی چنین کاری نمی کنند اما ممکن است دست به کارهایی بزنند که به نوعی بوی انتقام می دهد. برای مثال ممکن است خودشان را به دام رابطه های کوتاه مدت بیندازند و یا به مصرف سیگار و الکل و مواد رو بیاورند (به خصوص اگر بدانند که این رفتارها موردپسند طرف مقابلشان نیست). البته این رفتارها را می توان بخشی از مرحله خشم و تا حدودی قابل درک دانست، اما درواقع اگر دست به چنین رفتارهایی بزنید، مهم ترین صدمه به خود شما وارد می شود. بعد از شکست عشقی خودتان را سرزنش نکنید وقتی رابطه ای تمام می شود و یا از کسی جواب نه می شنویم، یک ذره بین بزرگ بر می داریم و شروع به وارسی عیب و ایرادات خودمان می کنیم. من چه اشکالی داشتم که او مرا نخواست؟ چرا رابطه را به هم زد؟ قبل از هرچیز یادتان باشد که پذیرفته شدن یا نشدن از طرف دیگری خیلی اوقات به سلیقه و خواسته های طرف مقابل بستگی دارد و به فرض اینکه شما قصد داشته باشید کاملا شبیه آن چه او می خواهد بشوید، باید فال گیر یا ذهن خوان بسیار موفقی باشید. پس اگر رابطه ی عاطفی تان به جایی نرسید یا محبوبتان شما را نپسندید، خودتان را از این بابت سرزنش نکنید. یادتان باشد که پذیرفته نشدن از طرف یک نفر به معنی تمام شدن دنیا نیست. همه ی ما دوست داریم محبوب کسی باشیم که به او عشق می ورزیم، ولی خب! خیلی اوقات شرایط بر وفق مراد پیش نمی رود. بعد از شکست عشقی طرف مقابل تان را سرزنش نکنید در سیر بهبودی از شکست عاطفی زمانی می رسد که ما از دست همه چیز و همه کس عصبانی می شویم. درست است. حتی از محبوبمان هم عصبانی می شویم. این نکته ممکن است به دلیل نپذیرفتن ما باشد یا اینکه تلاش کافی نکرده است که رابطه را پایدار نگه دارد. هر چند این عصبانیت می تواند در کوتاه مدت برای اعتماد به نفس آسیب دیده ما تسکین دهنده باشد، مراقب باشید که اغراق نکنید. طرف مقابل هم مانند شما انسانی است با سلیقه ها و علائق خودش و این که شما را نخواسته است، نه به معنی بد بودن شما و نه به معنی بد بودن اوست منبع: مجله سپیده دانایی

more_vert بعد از شکست عشقی سراغ این کارها نروید

ادامه مطلب

closeبعد از شکست عشقی سراغ این کارها نروید

یکی از مهم‌ترین و اساسی‎‌‎ترین راه‌کارهایی که برای فراموش کردن غم‌ها و پیدا کردن روحیه‌ای با نشاط توصیه می‌شود، سرشلوغی است. اگر در طول روز ذهن‌تان و تمام انرژی‌تان وقف یک کار شود ناخودآگاه روحیه سابق خود را باز می‌یابید و دیگر از آن حالت خمودگی و افسردگی بیرون می‌آیید. بعد از شکست عشقی هزاران بار برای هزاران نفر این اتفاق افتاده، که در میانه مسیری که به نیت ساختن آینده‌ای مشترک با کسی قدم برداشته‌اند، متوجه می‌شوند اختلافات و ناسازگاری‌هایی که باهم دارند آن‌قدر جزیی به نظر نمی‌رسد که بتوان از آن‌ها چشم‌پوشی کرد و تا آخر عمر با آن‌ها ساخت. در برخی موارد واقعیت این است که باید با عواقب بعد از شکست عشقی مواجه شوید. گاهی به این نتیجه می‌رسید که شکست عشقی در انتخاب خود را بپذیرید و در همان جایی که هستید تصمیم نهایی را بگیرید و جدا شوید. اما این آخر راه نیست که تازه اول راه است. تا مدت‌ها تلخی این شکست، همه زندگی‌تان را در برمی‌گیرد و هرکجا که می‌روید با تجدید خاطرات گذشته خود روبرو می‌شوید. حتی بارها در پی آن می‌شوید که دوباره رابطه را از سرگیرید. اما این را فراموش نکنید که هیچ‌کسی به اندازه خودتان نمی‌تواند در این روند فراموشی کمک‌تان کند. البته هیچ‌گاه نمی‌توانید شخصی که با آن خاطره ساخته‌اید را فراموش کنید و بهتر است بگوییم این مقاله بیشتر به شما کمک می‌کند تا آن فرد و خاطراتش را تا حدودی کم‌رنگ کنید تا کمتر آسیب ببینید. چیزی که در اینجا به آن اشاره می‌کنیم، چند راه‌کار عمومی است که جدای از سن، جنسیت، موقعیت زندگی و دیگر مسائل، معمولا تاثیر یکسانی روی افراد می‌گذارد‎.‎ به خودتان و زمان فرصت دهید‎ وقتی انسان فرد باارزشی را از دست می‌دهد، باید دوران سوگ خود را بگذراند. دوران سوگ معمولا با واکنش‌های متفاوتی همراه است. اول ممکن است انکار کنید که چنین اتفاقی افتاده است. بعد کم‌کم این جدایی را قبول می‌کنید که این پذیرش همراه با نفرت و عصبانیت زیاد است. سپس ناامیدی به شما هجوم می‌آورد. در این برهه شما تمام هیجانات منفی را تجربه می‌کنید. اما چیزی که خیلی مهم است، پذیرش حالات خودتان است. سعی نکنید غم‌تان را سرکوب کنید. به خودتان حق دهید که غمگین و گریان باشید. در واقع سوگ شما در این موقعیت، حدود شش مرحله دارد که در هر مرحله باید به خودتان فرصت دهید تا در پایان به ثبات روانی برسید. بعد از شکست عشقی این مراحل عبارتند از انکار واقعیت، خشم، یافتن گناهکار و مقصر، افسردگی، احساس ترس و ناامنی و در نهایت، پذیرش. بازیابی دوباره سلامت روان‌تان به گذراندن این دوره دارد. اما این را به خاطر داشته باشید که نباید یکباره خودتان را به دست غم بسپارید. باید سعی کنید در هر مرحله مثل یک مادر مراقب خودتان باشید‎.‎ از دیده ببرید‎ بیخود نگفته‌اند که «از دل برود، هرآنکه از دیده برفت». وسایل، عکس‌ها، یادبودها و هر چیزی که شما را یاد آن فرد می‌اندازد را از زندگی‌تان پاک کنید. حتی اگر دوست مشترکی دارید که با دیدنش و حرف زدن با او به یاد خاطرات قدیم می‌افتید و حرف آن شخص به میان می‌آید، ارتباط‌تان را با او تا حدودی کم کنید‎.‎ به زندگی برگردید‎ یکی از مهم‌ترین و اساسی‎‌‎ترین راه‌کارهایی که برای فراموش کردن غم‌ها و پیدا کردن روحیه‌ای با نشاط توصیه می‌شود، سرشلوغی است. اگر در طول روز ذهن‌تان و تمام انرژی‌تان وقف یک کار شود ناخودآگاه روحیه سابق خود را باز می‌یابید و دیگر از آن حالت خمودگی و افسردگی بیرون می‌آیید. پس بهتر است یک پروژه درسی یا شغلی تمام وقت و سخت را قبول کنید و مشغول انجام دادنش بشوید. این کار دو فایده دارد. یکی اینکه وقت‌تان را صرف کار مهمی می‌کنید، دوم اینکه او را در ذهن‌تان کمرنگ می‌کنید‎.‎ تا زمانی‌که کار مطلوبی برای‌تان پیدا نشده می‌توانید کلاس‌های مختلف بروید، ورزش را خیلی جدی دنبال کنید و حتی دورهمی‌های دوستانه بگذارید. عضویت در خیریه‌ها، شرکت در اردوهای جهادی و کمک کردن به کودکان ناتوان در درس‌هایشان می‌تواند کمک بسیار زیادی به روحیه زخم خورده‌تان کند‎.‎ ببخشید تا فراموش شود‎ یکی از مهم‌ترین اصول در کارما و انرژی درمانی این است که کسانی که به تو بدی کرده‌اند را ببخشی. این کار باعث می‌شود از حجم زیاد سنگینی قلب‌تان کاسته شود و البته بخشش خواه‌ناخواه منجر به کم‌رنگ شدن و فراموش کردن عمل و شخص مورد نظر می‌شود. چراکه کینه و دشمنی انرژی زیادی از انسان می‌گیرد. انگلیسی‌ها عبارتی دارند که می‌گوید «forgive and forget‎» یعنی تا چیزی را نبخشید، فراموش نمی‌کنید‎.‎ رشد کنید‎ توران میرهادی می‌گوید: «غم بزرگ را به کار بزرگ تبدیل کنید». بهترین و بزرگترین کاری که در مواجهه با غم می‌توانید انجام دهید این است که به خودتان فکر کنید و بیش از پیش خودتان، ضعف‌هایتان، نکات مثبت و خوب‌تان و بایدها و نبایدهایتان را بشناسید. بعد از آن ببینید دلیل این شکست چه بوده. کجاها اشتباه کرده‌اید و چه کار باید بکنید تا این اشتباهات تکرار نشوند. شکست‌تان را تحلیل کنید و از خود بپرسید چه درسی از این شکست می‌گیرید؟ اگر لازم است با یک مشاور خبره در این باره مشورت کنید. هر کاری می‌توانید برای پیدا کردن خودتان و درس گرفتن از این اتفاقات انجام دهید‎.‎ بعد از شکست عشقیسراغ این کارها نروید‎ ‎_ ‎آدم شکست خورده و غمگین، عطش دیدن فیلم و شنیدن موسیقی‌های غمگین را دارد. این کار مثل آن است که یک کاردک دست بگیرید و به جان زخم خود بیفتید. پس سعی نکنید با انجام این کارها خودتان را در چاه ناامیدی بیندازید‎.‎ ‎_ ‎هرجا می‌روید، اگر کسی متوجه حال ناخوش‌تان شد و از شما علتش را پرسید، سفره دل‌تان را برایش باز نکنید. از آن بدتر این است که دائم از نامزدتان بدگویی کنید. این کار جز افزودن به حال بدتان و خوشحال کردن دشمنان‌تان سود دیگری ندارد‎.‎ ‎_ ‎از اشتباه‌ترین کارهایی که افراد شکست خورده در روابط‌شان انجام می‌دهند این است که سریع به دنبال یک رابطه جایگزین می‌گردند. این کار مثل از چاله به چاه افتادن است چراکه در چنین موقعیتی میزان خطا و اشتباه بیشتر از مواقع عادی رخ می‌دهد. تا تمام نشدن دوران سوگ و بازگشت به روال عادی زندگی‌تان، به هیچ عنوان به گزینه‌های ازدواج‌تان پناه نبرید. چون در این صورت، شخصی را انتخاب می‌کنید که فقط ناجی شما باشد و احتمالا در این بین همه معیارهایی که برای ازدواج دارید، فراموش می‌شوند‎

more_vert راهکار هالیوودی ها برای افسردگیِ پس از جدایی

ادامه مطلب

closeراهکار هالیوودی ها برای افسردگیِ پس از جدایی

برای زنان، مو و شکست عشقی دو مقوله کاملا مرتبط به هم هستند. همین که دل یک خانم می شکند و تصور می کند که دنیا به پایان رسیده، فورا موهایش را کوتاه می کند. توصیه من این است که هرگز این کار را انجام ندهید. شکست عشقی و عاطفی می تواند تا مدت زمان طولانی زندگی افراد را دستخوش تغییرات منفی کرده و لذت شادی و زندگی خوب را از آن ها سلب نماید. اما خوشبختانه راهکارهای فراوانی برای دور زدن این دوران وجود دارد که با اعمال آن ها می توان سریع تر و سرحال تر از قبل به زندگی عادی بازگشته و دوباره شاد بود. صرف نظر از تمامی مقاله های علمی و پیشنهادهای متخصصان، در این مطلب، توصیه هایی که برخی از هنرمندان جهانی در این باب داشته اند را برایتان ذکر کرده ایم. این پیشنهادات در واقع راهکارهایی بوده که خود این افراد پس از تجربه شکست عاطفی در زندگی پیش گرفته و مصائب آن را پشت سر گذاشته اند. ریحانا: نگاه خود را عوض کنید این را باور کنید که شکستن دل نیز خودش یک موهبت الهی محسوب می شود. اگر لازم است گریه کنید؛ اما این را بدانید که این کار تا ابد ادامه نخواهد داشت. شما دوباره عشق را پیدا کرده و به آن باور خواهید داشت. چه بسا عشق بعدی زیباتر نیز باشد. از این رو، بهتر است از امروز خود و از آنچه که هستید بیشتر لذت ببرید. تیلور سوئیفت: برای محافظت از خود، همه راه های ارتباطی را قطع کنید پس از جدا شدن از شریک عاطفی/همسر خود بسیار آزاردهنده است که به هر دلیلی بخواهید دوباره با او هم کلام شوید. بنابراین، بهترین کار این است که همه راه های ارتباطی را قطع کنید، به وی فرصت حرف زدن ندهید. اگر در بیرون از خانه و در مسیر کار خود او را می بینید، اجازه حرف زدن به او ندهید. اکنون زمان آن است که از گزینه «بلاک» یا «بلک لیست» موبایل خود استفاده کنید. دور ماندن از افرادی که موجب ناراحتی شما می شوند هیچ اشکالی ندارد. اگر احساس خوبی در یک رابطه ندارید، بدون بازی دادن همدیگر، به آن خاتمه ببخشید زیرا عشق بازی نیست. کلوئی کاراداشیان: ذهن خود را از فکر کردن به او خالی کنید هر چقدر مشغله تان بیشتر باشد، فرصت کمتری برای فکر کردن خواهید داشت. بنابراین، سعی کنید از افکار خود در راستای امور کاربردی و مفید بهره بگیرید نه مسائل بی ارزش. برای خودتان یک سرگرمی جدید پیدا کنید و تا حد امکان، مثبت اندیش و خوش بین باشید. اطراف خود را با اعضای خانواده و دوستانی پر کنید که احوال شما واقعا برایشان مهم است و برایتان ارزش زیادی قائل هستند. جنیفر آنیستون: احساسات خود را درک کنید سوگواری مراحل گوناگونی دارد. به پایان رسیدن یک رابطه بسیار دشوار است. این مساله می تواند شما را از درون نابود کند. اما این را بدانید که پیشگیری از درد کشیدن، به درد بیشتری منجر می شود. در برابر مصائب زندگی مقاومت نکنید و اجازه دهید روند طبیعی خود را طی کرده و تمام شود. سلنا گومز: به موزیک های الهام بخش گوش کنید در چنین مواقعی می توانید به موزیک هایی گوش کنید که به شما قدرت می بخشند. الکسا چانگ: موهای خود را کوتاه نکنید! برای زنان، مو و شکست عشقی دو مقوله کاملا مرتبط به هم هستند. همین که دل یک خانم می شکند و تصور می کند که دنیا به پایان رسیده، فورا موهایش را کوتاه می کند. توصیه من این است که هرگز این کار را انجام ندهید. اکنون شما در شرایطی نیستید که بخواهید تصمیمات بلند مدت اتخاذ کنید. این را بدانید که برای بلند شدن مو شما باید دست کم ۴ سال منتظر باشید. در عوضِ چنین کاری، لوازم آرایشی بخرید و با دوستان و اطرافیان خود بیشتر معاشرت داشته باشید. سوفیا بوش: روی کارتان متمرکز شوید اگر درست به زندگی نگاه کنیم میبینیم که کار کردن و کسب درآمد اولویت اول همه ماست. بنابراین با کار می توان حواس خود را پرت کرده و احساس قدرت بیشتری داشت. مایلی سایرس: این را بدانید که همه اتفاق ها از قبل تعیین شده هستند و قرار بوده که روی بدهند من اعتقاد دارم که همه اتفاق ها به دلیل خاصی روی می دهند. جدا شدن از فردی که عاشقش هستید این مزیت را دارد تا می توانید خودتان باشید. از این زمان برای رشد روحی می توان بهره گرفت. جنیفر لوپز: مراقب خودتان باشید پس از شکست عاطفی متوجه خواهید شد که نباید هیچ کسی را بیشتر از خودتان دوست داشته باشید. اول باید برای خود احترام قایل باشید. وقتی بتوانید با خودتان خوب باشید، می توانید موجب خوشحالی فردی دیگر نیز بشوید. این را بدانید که ارزش شما بیش از هر چیزی است. اگر این طور نباشد، نمی توانید رابطه عاطفی سالمی را هم تجربه کنید. منبع: برترین ها

more_vert انجام این کارها بعد از شکست عشقی، ممنوع!

ادامه مطلب

closeانجام این کارها بعد از شکست عشقی، ممنوع!

رابطه عاطفی فرقی نمی کند که شما رابطه عاطفی را بهم زده اید یا طرف مقابل تان شما را طرد کرده است، در هر صورت مواردی است که باید پس از اتمام رابطه از انجام دادن آنها خودداری کنید. جدا شدن از فردی که روزی شریک زندگی تان بوده کار ساده ای نیست اما با رعایت مواردی، می توانید راحت تر این دوران سخت را سپری کنید. از او شانس دوباره نخواهید تمام کردن رابطه عاطفی کار ساده ای نیست، شما شریک زندگی تان را از دست داده اید و طبیعی است که بسیار ناراحت و عصبی باشید یا که بخواهید برای نگهداری رابطه تان پافشاری کنید اما در این شرایط بهتر است که خودتان را کنترل کنید. قبل از هر درخواستی از او به این فکر کنید که آیا آنچه شما را ناراحت کرده از دست دادن یک شریک زندگی است یا خود آن فرد؟ این دو تفاوت زیادی با هم دارند. اگر شما تنها از ترس تنها شدن است که نمی خواهید از او جدا شوید، بهتر است کمی عمیق تر فکر کنید. مطمئنا شما تنها نخواهید ماند و طرف مقابل تان هم تنها نیمه گمشده زندگی تان نبوده است، پس حالا که رابطه تان به اینجا کشیده، بهتر است که از او شانس دوباره ای نخواهید. به او زنگ نزنید این که بخواهید جلوی خودتان را بگیرید و به کسی که دوستش دارید زنگ نزنید، کار بسیار دشواری است. شما ماهها و حتی سالها با او در تماس بودید و حال باید دور زنگ زدن یا پیغام دادن به او را خط بکشید. اما اگر بتوانید تا 30 روز این کار را انجام ندهید، نصف بیشتر راه را رفته اید. پس از آن خواهید دید که 30 روز تبدیل به 40 روز و 50 روز می شود و شما حالتان بهتر شده و در نهایت توانسته اید که بدون او زندگی کنید. زاویه دید خود را تغییر دهید اگر شما فردی باشید که طرد شده اید، احتمال این که دچار افسردگی شوید و مدام خودتان را سرزنش کنید، زیاد است. در این شرایط بهتر است که زاویه دید خود را تغییر دهید. به عنوان مثال فکر کنید که این شما بوده اید که او را نخواسته اید، یا این که با جدا شدن از او فرصت های بهتری برایتان فراهم خواهد شد. اگر بتوانید ذهن تان را کنترل کنید، احساس قدرت و اعتماد به نفس بیشتری پیدا خواهید کرد. رابطه عاطفی با اولین فردی که پس از او ملاقات کردید، قرار نگذارید پس از جدایی، به احتمال خیلی زیاد دوست دارید که حسادت طرف مقابل تان را برانگیزید یا که به گونه ای از او انتقام بگیرید. این کار بسیار ساده است اما دست نگه دارید. بعد از شکست عشقی دردناک، شما باید برای مدتی تنها باشید در غیر این صورت ممکن است که از سر لجبازی یا عصبانیت اشتباه دوباره ای مرتکب شوید و بیشتر در باتلاق غم فرو روید. بنابراین به خودتان زمان دهید تا کمی از عصبانیت تان بکاهد، سپس می توانید منطقی یک تصمیم درست برای آغاز رابطه ای سالم بگیرید. سر خودتان را بیش از حد شلوغ نکنید بعضی افراد برای این که بتوانند شکست عشقی خود را فراموش کنند، سر خود را با چیزهای مختلف مانند میهمانی رفتن... گرم می کنند. با این کار شما در واقع خودتان را گول می زنید، شادی ناشی از این رفتارها نیز موقتی و سطحی است. بهترین راه این است که به خودتان زمان دهید، برای رابطه از دست رفته تان سوگواری و به خوبی اتفاقاتی که گذشته را تجزیه و تحلیل کنید. در غیر این صورت این اتفاق چون لکه ای سیاه همیشه قلب تان را خواهد فشرد. از درد گریزان نباشید هیچکس درد و رنج را دوست ندارد و طبیعی است که شما نیز از آن فراری باشید اما با پنهان کردن دردهایتان هیچوقت زخم تان التیام نخواهد یافت. دردهایتان بالاخره روزی سر باز می زنند. بنابراین گریه کنید، فریاد بکشید، دردودل کنید تا هر چه در دل تان مانده خالی شود. پشت سر او حرف نزنید درست است که شما از دست فردی که روزی دوستش داشتید عصبانی هستید اما کار اشتباهی است اگر پیش دیگران از او بد بگویید. با این کار نه به او، بلکه به خودتان نیز آسیب می رسانید. این رفتار بیشتر شما را در باتلاق فرو می برد، در صورتی که اگر سکوت کنید، ارزش بیشتری نزد دیگران خواهید داشت. در خانه نمانید اگر چه حوصله بیرون رفتن از خانه را ندارید، اما نباید خودتان را در خانه حبس کنید. اگر زیاد در خانه بمانید، احتمال این که هر 1 دقیقه یک بار گوشی تان را به انتظار پیغامی از او نگاه کنید، زیاد است. به همین دلیل در کنار تنها ماندن و فکر کردن هایتان، هر روز برای خود برنامه ای مفرح بچینید و کاری را انجام دهید که به شما حس خوبی را منتقل می کند. با این کار رفته رفته عادت فکر کردن به او را ترک خواهید کرد. یادتان نرود چه کسی هستید در دوران پس از جدایی، به دنبال فعالیت هایی باشید که به شما ثابت کند آدم مستقلی هستید و بدون داشتن شریک هم می توانید از پس کارهایتان برآیید یا از زندگی تان نهایت لذت را ببرید. به عنوان مثال به کلاس های متفرقه، زبان، شنا، آشپزی و...، بروید و مهارتی بیاموزید. با این کار نه تنها اعتماد به نفس تان بالاتر خواهد رفت بلکه دوستان جدیدی نیز پیدا خواهید کرد که بر روحیه تان بی تاثیر نخواهند بود. خاطرات او را از خود دور کنید اگر عکس هایی دارید که روزهای خوش گذشته را به یادتان می آورد، آنها را پاک کنید یا اگر نگاه کردن به عروسکی که او خریده شما را آزار می دهد، او را از خود دور کنید. در کل شما باید هر آنچه یادآور اوست را تا مدتی از جلوی چشم هایتان دور نگه دارید. حال زمان شروعی دوباره است پس به خودتان کمک کنید تا هیچ چیز مانع شما نشود. به رابطه های قبلی تان باز نگردید شما به دو دلیل شاید وسوسه شوید که به رابطه های قبلی تان باز گردید. 1. انتقام بعد از شکست عشقی 2. تنها نماندن. اما اینها دلایل خوبی برای این کار نیستند. اگر شما می توانستید با افرادی که از زندگی تان دور کرده اید ارتباط برقرار کنید، دیگر چرا آنها را از زندگی تان حذف کردید؟ بنابراین بهتر است به هیچ عنوان در این شرایط سراغ دوستان قدیمی تان نروید. از شکست تان درس بگیرید رابطه شما تمام شده و ممکن است زمانی که به آن فکر می کنید حس پشیمانی به سراغ تان آید اما بدانید که هیچ اتفاقی بی دلیل نیست. به جای پشیمان بودن بهتر است که از رابطه گذشته تان درس بگیرید. با خودتان بگویید «چگونه می توانم آدم بهتری در رابطه بعدی ام باشم؟» یا «کدام اشتباهات را نباید تکرار کنم؟»... اگر کمی مثبت اندیش تر باشید، از جنبه های مثبت تجربه ای که داشته اید درس خواهید گرفت. منبع: برترینها

more_vert 8 عادت برای افزایش اعتماد به نفس و زندگی شادتر

ادامه مطلب

close8 عادت برای افزایش اعتماد به نفس و زندگی شادتر

همه ما، ترس ها و نگرانی هایی در زندگی داریم اما نداشتن اعتماد به نفس، از این مشکلات نیز خطرناک تر است. شاید یکی از دلایل این امر، این است که در سنین پایین تر تشویق نشده ایم تا پتانسل های خود را کشف کرده و ریسک کنیم. شاید یک شکست عشقی داشته ایم و زخم وارده از این شکست عشقی سبب از بین رفتن اعتماد به نفس ما شده باشد. فرقی نمی کند دلیل بروز این مشکل، چه بوده زیرا عادت های رفتاری متعددی وجود دارد که با کمک آنها می توانیم اعتماد به نفس خود را ارتقا داده و به فردی شادتر تبدیل شویم. برخی از این عادت های اخلاقی عبارتند از: بدانید و بپذیرید که زیبا هستید یکی از عواملی که در ارتقای اعتماد به نفس موثر است اعتقاد به زیبا بودن است. اگر این واقعیت را نپذیرید، همچنان ترسو باقی خواهید ماند. حال فرقی نمی کند که از چه ترفندی استفاده می کنید. در مقابل، اگر احساس کنید که زیبا هستید این امر موجب افزایش اعتماد به نفس شما می شود. همیشه با ظاهری آراسته از منزل بیرون بروید سعی کنید، بدون داشتن ظاهری برازنده از منزل خارج نشوید زیرا نمیدانید که در مسیر خود با چه کسی روبرو خواهید شد. یکی از روش های ارتقای اعتماد به نفس، این است که همیشه با لباس های مرتب و تمیز از منزل خارج شوید. داشتن ظاهری زیبا و آراسته، تاثیر چشمگیری بر شیوه احساس وتفکرتان در مورد خودتان دارد. وضعیت نشستن، راه رفتن و حتی ایستادن خود را چک کنید. وضعیت نشستن، راه رفتن و حتی ایستادن، تاثیری فوق العاده ای بر اعتماد به نفس دارد. قوز کردن یا راه رفتن به شیوه نادرست نه تنها بر سلامت تاثیر منفی میگذارد بلکه بر حالت های روحی و نگاهتان به خود نیز تاثیر میگذارد. مطالعات نشان داده اند که وضعیت نامناسب بدن می تواند سبب احساس ترس و غم در فرد شود. قابلیت های خود را افزایش دهید برای افزایش اعتماد به نفس، قابلیت های فردی و حرفه ای خود را افزایش دهید. به این منظور می توانید از فرصت های موجود برای یادگیری، رشد و پیشرفت استفاده کنید. برای مثال اگر می خواهید یک عکاس برجسته شوید تکنیک های جدید را مطالعه کرده و یاد بگیرید. دنبال اهداف دست یافتنی و قابل حصول باشید بسیاری از افراد اهداف دست نیافتنی را برای خود مشخص می کنند در نتیجه پس از شکست، دچار یاس و ناامیدی می شوند. به همین دلیل بهتر است اهداف دست یافتنی را برای خود تعیین کنید. در اینجا مثلا مقدار یادگیری مهم نیست بلکه این واقعیت که شما در حال پیشرفت هستید از اهمیت بیشتری برخوردار است. برای انجام برخی از کارها داوطلب شوید اگر می خواهید در ارتباط با مردم اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید داوطلب شدن می تواند گزینه ای مناسب باشد زیرا فرصت مناسبی را فراهم می کند تا افراد از سایر حوزه ها را ملاقات کنید. تمرین کنید صحبت کردن درباره یک حس خوب و یا چند دقیقه یوگا به مدت سه الی چهار بار در هفته می تواند احساس خوبی را در شما ایجاد کند. مطمئنا افرادی که تمرین می کنند در مقایسه با دیگران هم ظاهر بهتر و هم اعتماد به نفش بیشتری دارند. به علاوه تمرین کردن باعث ترشح اندروفین در مغز شده که احساس خوبی را در فرد ایجاد می کند. مثبت فکر کنید و مثبت عمل کنید افکار تاثیر بسزایی بر احساسات دارند. وقتی ذهن به صورت پیوسته سرشار از افکار منفی است تمام مدت به شکایت و گله کردن میپردازد. افکار منفی، حس ترس را در قلب ایجاد کرده و اعتماد به نفس را کاهش میدهند. ذهن، بسیار قوی عمل می کند و هر آنچه که بر آن تمرکز می کنید نه تنها بر احساسات بلکه بر محیط نیز تاثیر میگذارد. با انجام تمرینات و تکرار می توانید اعتماد به نفس خود را افزایش دهید. فراموش نکنید که در دنیای ارتباطات امروزه داشتن اعتماد به نفس بالا در پیشرفت روزمره بسیار موثر است.

more_vert 4 قدم تا فراموشی نامزدی شکست خورده

ادامه مطلب

close4 قدم تا فراموشی نامزدی شکست خورده

اولین فکری که به نظرتان می رسد این است که باید همه آرزوهایتان را چال کنید و به فکر شروع دوباره ای باشید. تلخی این شکست زود هنگام، همه زندگی شما را در بر می گیرد اما به هم خوردن یک نامزدی، پایان زندگی نیست. می خواهید بدانید که بعد از یک شکست عاطفی چطور باید به زندگی برگردید؟ با ما همراه باشید. دوره سوگ را بگذرانید شکست عشقی، یک فقدان دردناک را به همراه دارد که باعث می شود حالاتی شبیه به سوگ بعد از دست دادن عزیزانتان را تجربه کنید. از سوی دیگر، شما حجم زیادی از خشم، دلخوری، ناامیدی و پشیمانی را تجربه می کنید. ترکیب همه این حس ها، فشار زیادی به شما می آورد. پس سعی نکنید غمتان را انکار کنید. بپذیرید که اوضاع مثل سابق نیست و حق دارید که ناراحت باشید. سوگ شما در این موقعیت، هفت مرحله دارد که باید یکی یکی از آنها بگذرید تا به وضعیت با ثبات روانی برسید. این مراحل عبارتند از: انکار واقعیت، خشم، یافتن گناهکار و مقصر، افسردگی، احساس ترس و ناامنی و در نهایت، پذیرش اتفاقاتی که افتاده. درست است که برای بازیابی سلامت روانی تان نیاز دارید این مراحل را بگذرانید، اما همزمان حواستان به خودتان باشد که خودتان را به کلی به دست غم نسپارید و در این مراحل متوقف نشوید. دوره ای را برای ناراحتی تان درنظر بگیرید و پس از آن سعی کنید به خودتان کمک کنید تا حالتان بهتر شود. دنیا هنوز به پایان نرسیده و شما همچنان شانس های خوبی برای ازدواج خواهید داشت. مطمئن باشید عشق فقط با این یک نفر معنا نمی شده و هنوز فرصت تجربه آن را دارید. به زندگی برگردید کمک کردن به خودتان را متوقف نکنید. سعی کنید فعالیت های عادی و جاری زندگی تان را از سر بگیرید. شما بعد از این شکست، نیاز به شبکه ای حمایتی از دوستان و عزیزانتان دارید. پس با دوستانتان بیشتر مراوده کنید و سعی کنید انرژی مورد نیازتان را از این جمع ها و این حمایت ها به دست آورید. یک دلمشغولی جدید برای خودتان تعریف کنید تا وقت های فراغت تان را به آن مشغول شوید. این دلمشغولی باید به شما حس سرخوشی و زندگی بدهد. ممکن است این حس را در ورزش پیدا کنید یا در فعالیت های خیریه. حتی شاید تصمیم بگیرید یک کسب و کار جدید را تجربه کنید. در هر صورت، به دنبال لذت باشید. رشد کنید خشم و غبن و پشیمانی تان را در مسیر دیگری هدایت کنید. شما الان انرژی عظیمی در وجودتان دارید که متاسفانه منفی است. از این انرژی منفی یک نتیجه مثبت بگیرید. چطور؟ روی رشد خودتان متمرکز شوید. سعی کنید به شدت پیشرفت کنید، به آرزوهایی که همیشه داشته اید برسید و خود را ارتقا دهید. آن قدر که گذشته، برایتان کوچک و کم اهمیت شود. ریشه مشکل را بخشکانید در هر شکستی، درس هایی برای آموختن وجود دارد. وقتی حال و هوای دلتان بهتر شد، سعی کنید خودشناسی کنید. ببینید دلیل این شکست چه بوده. کجاها اشتباه کرده اید و چه کار باید بکنید تا این اشتباهات تکرار نشوند. شکست تان را تحلیل کنید و از خود بپرسید چه درسی از این شکست می گیرید؟ اگر لازم است با یک مشاور خبره در این باره مشورت کنید. هر کاری می توانید برای پیدا کردن خودتان و درس گرفتن از این اتفاقات انجام دهید. بعد از شکست عاطفی، مراقب باشید این کارها را انجام ندهید: - موسیقی، فیلم یا داستان های غمگین ممنوع. مراقب باشید با این ابزارها خودتان را در چاه ناامیدی غرق نکنید. - هر جا می روید، به بدگویی پشت سر نامزد سابقتان ننشینید و از خانواده تان هم بخواهید برای حفظ آرامش شما و حفظ حرمت ها این کار را نکنند. - از آدم های منفی باف، حسود، آتش بیار معرکه بپرهیزید و به هیچ عنوان اجازه ندهید کسی برایتان خبر ببرد یا بیاورد. - به سرعت وارد یک رابطه جایگزین نشوید. تا تمام نکردن دوران سوگ و پیدا نکردن خودتان، به هیچ عنوان به گزینه های ازدواجتان پناه نبرید. چون در این صورت، شخصی را انتخاب می کنید که فقط ناجی شما باشد و احتمالا در این بین همه معیارهایی که برای ازدواج دارید، فراموش می شوند. منبع: تبیان

more_vert راههای موفقیت در امتحان

ادامه مطلب

closeراههای موفقیت در امتحان

اعتماد به نفس داشته باشید. حتما لازم نیست ضریب هوشی بالایی داشته باشید تا در امتحان موفق شوید بلکه باید به خودتان و توانایی هایتان در انجام کارها اعتقاد داشته باشید.

more_vert جملاتی که هنگام ناراحتی، معجزه می کنند

ادامه مطلب

closeجملاتی که هنگام ناراحتی، معجزه می کنند

بد نیست که گاهی به زندگی دیگران نگاهی بیاندازیم. ممکن است که نوع مشکلات دیگران با نوع مشکلات شما فرق کنند اما در نهایت همه در زندگی شان کمبودها و سختی هایی دارند، بنابراین شما تنها نیستید. حتی می توانید با افرادی که مشکلاتی چون شما دارند، صحبت کنید تا از شدت دردهایتان کاسته شود. مهم نیست که مشکل شما چیست؟ مشکلات مالی، خانوادگی یا حتی شکست عشقی... در این شرایط آنچه اهمیت دارد این است که به یاد آورید مشکلات تان موقتی اند و شما بار دیگر رنگ خوشی را خواهید چشید. اگر سعی کنید با خودتان فکر کنید که هیچ مشکلی تا ابد دوام ندارد، آن را راحت تر تحمل خواهید کرد. زندگی همیشه بر وفق مراد ما پیش نمی رود. گاهی همه چیز بهم می ریزد و ما می مانیم و دنیایی که روی سرمان خراب می شود. همه ما در زندگی سختی کشیده ایم. مشکلات مالی، خانوادگی، عاطفی و شغلی... می توانند زندگی ما را پر از استرس کنند، در این شرایط ما ناامید و ناتوان می شویم و فکر می کنیم که از پس آنها بر نمی آییم. اما به راستی در این شرایط چه کاری باید کرد؟ در اینجا ما به شما می گوییم که هنگام شکست و ناراحتی، چه چیزهایی را به یاد آورید تا روحیه تان بهتر از قبل شود و امید به زندگی تان را بازیابید. این درد موقتی است مهم نیست که مشکل شما چیست؟ مشکلات مالی، خانوادگی یا حتی شکست عشقی... در این شرایط آنچه اهمیت دارد این است که به یاد آورید مشکلات تان موقتی اند و شما بار دیگر رنگ خوشی را خواهید چشید. اگر سعی کنید با خودتان فکر کنید که هیچ مشکلی تا ابد دوام ندارد، آن را راحت تر تحمل خواهید کرد. نگران نباشید نگرانی تنها شما را عصبی می کند و تمرکزتان را برای حل مشکلات از بین می برد. اگر شما در مورد چیزی که نسبت بدان هیچ کنترلی ندارید نگران باشید، تنها وضعیت را بدتر می کنید. به جای آن سعی کنید که تمرکزتان را بر قدم های بعدی بگذارید تا دیگر پشیمانی به سراغ تان نیاید. اگر کارتان را از دست دادید، نگرانی در مورد این که چگونه قبض هایتان را بپردازید، هیچ باری از روی دوش تان کم نخواهد کرد. بنابراین بهتر است که برنامه ای برای ادامه مسیر خود بریزید و طبق آن پیش روید. مثبت اندیش باشید تا اتفاقات مثبت برایتان رخ دهد. شما مسئول مشکلات دیگران نیستید زمانی که شما دچار مشکل می شوید، نباید دیگران را درگیر خود کنید، پس تا جای ممکن عقب بکشید و سعی کنید که خودتان از پس مشکلات تان بر آیید. خلاف این موضوع نیز صادق است. بدین معنی که اگر چه کمک کردن به دیگران کار بسیار خوبی است اما شما مسئول مشکلات دیگران نیستید. پس اجازه ندهید که مشکلات دیگران دغدغه ذهنی شما شوند. اولویت زندگی شما در درجه اول خودتان هستید. از حرکت نایستید هنگامی که در زندگی احساس شکست می کنید، تنها کاری که باید انجام دهید این است که از حرکت نایستید و به راه خود ادامه دهید. حتی اگر تمام راههای مقابل تان بسته است، به عقب باز گردید و راه دیگری را انتخاب کنید اما یادتان باشد که هیچگاه از حرکت نایستید. شکست بدین معنی نیست که شما باید از تمام خواسته ها و آرزوهایتان دست بکشید. زندگی سخت است اما شما قوی تر از سنگ هایی هستید که زندگی در مقابل شما پرتاب می کند. آنچه می ترسید را انجام دهید اگر احساس می کنید راههایی که انتخاب کرده اید به بن بست رسیده اند و هیچ راهی دیگری برایتان وجود ندارد، شاید بد نباشد که راه جدیدی را در پیش گیرید، راهی که همیشه از قدم برداشتن در آن هراس داشتید. ترس از تغییرات طبیعی است اما ترس و نگرانی زیاد شما را از پیشرفت باز می دارد. حتی اگر فکر می کنید که غیر ممکن است، نفسی عمیق بکشید و قدم اول را بردارید. آنوقت خواهید دید که چقدر مسائل را بزرگ کرده بودید. گریه کردن بد نیست حتما برای شما هم اتفاق افتاده که بغض راه گلویتان را بگیرد اما از سرازیر شدن اشک هایتان خودداری کنید. یادتان باشد که گریه کردن نه تنها بد نیست بلکه شما را سبک تر نیز می کند. زمانی که مشکلات گریبان مان را می گیرند و در غم دست و پا می زنیم، احتیاج داریم که انرژی خود را به گونه ای تخلیه کنیم. گریه کردن نشانه ضعف شما نیست. پس گریه کنید و ببینید که پس از آن چقدر ذهن تان آزاد می شود و بهتر می توانید تصمیمات زندگی تان را بگیرید. شما بر زندگی تان کنترل دارید حتی اگر در حال حاضر کنترل امور از دست تان خارج شده و فکر می کنید که نمی توانید کنترل زندگی تان را به دست گیرید، ناامید نشوید. زندگی شما توسط دیگران یا حتی ستاره ها که کنترل نمی شود، این خود شمایید که بر روند آن تاثیر می گذارید. بنابراین با وجود حتی بدترین مشکلات، باز هم بدانید که قدرت شما به حدی است که قادرید زندگی تان را بر وفق مرادتان تغییر دهید. همه آدمها در زندگی شان مشکل دارند بد نیست که گاهی به زندگی دیگران نگاهی بیاندازیم. ممکن است که نوع مشکلات دیگران با نوع مشکلات شما فرق کنند اما در نهایت همه در زندگی شان کمبودها و سختی هایی دارند، بنابراین شما تنها نیستید. حتی می توانید با افرادی که مشکلاتی چون شما دارند، صحبت کنید تا از شدت دردهایتان کاسته شود. نیمه پر لیوان را ببینید بله! حق با شماست.. زمانی که در مشکلات تان دست و پا می زنید، دیدن نیمه پر لیوان کار ساده ای نیست اما شما باید تمام تلاش تان را بکنید. به عنوان مثال اگر در رابطه عاطفی تان شکست خوردید، این را به عنوان فرصتی برای پیدا کردن عشق واقعی تان ببینید، یا زمانی که کارتان را از دست می دهید به این فکر کنید که می توانید به دنبال شغل بهتری باشید. بدبینی می تواند زندگی شما را از این رو به آن رو کند، بنابراین خودتان را با دست هایتان در دام آن نیاندازید. شکرگذار باشید حتما در روز زمانی را برای راز و نیاز با خدای خود خالی کنید. در این زمان به تنها چیزی که باید تمرکز کنید، اتفاقات مثبت است. به دارایی های مثبت زندگی تان فکر کنید و خدا را بابت آنها شاکر باشید. آنوقت می بینید که چقدر زندگی تان آرام تر و متمرکزتر از قبل خواهد بود. منبع: برترین ها

more_vert میرزاده عشقی؛ شاعری که وطن را می سرود

ادامه مطلب

closeمیرزاده عشقی؛ شاعری که وطن را می سرود

 میرزاده عشقی به گفته سعید نفیسی، مانند دیگر شاعران با صاحبان قدرت نمی‌جوشید و گردن‌فرازی می‌کرد. او که در سال های عمرش اشعار وطنی و ملی سرود به خاطر لحن صریح و آتشینش معروف شد. ۱۲ تیر سالروز درگذشت مردی احساساتی از خطه همدان است که در سال های بحران و تلاطم از عشق به وطن می گفت و اشعار ملی می سرود. میرزاده عشقی با نام اصلی "سیدمحمدرضا کردستانی" در سال ۱۲۷۳ در همدان متولد شد. سال های کودکی را در مکتب‌خانه‌های محلی و از هفت سالگی به بعد در آموزشگاه‌های «الفت» و «آلیانس» به تحصیل فارسی و فرانسه مشغول بود و پیش از آنکه گواهی نامه خود را از این مدرسه دریافت کند در تجارتخانه یک بازرگان فرانسوی به شغل مترجمی پرداخت و با این کار به زبان فرانسه مسلط شد. در ابتدای ۱۵ سالگی به اصفهان رفت و باز برای تمام کردن تحصیلات به تهران آمد. بعد از سه ماه به همدان برگشت و چهار ماه بعد به اصرار پدرش برای تحصیل عازم پایتخت شد اما عشقی سپس به رشت و بندر انزلی رهسپار و از آنجا به تهران بازگشت.او هنگامی که در همدان بسر می‌برد، اوایل جنگ جهانی اول ۱۹۱۴-۱۹۱۸ میلادی به عبارت دیگر دوره کشمکش سیاست متفقین و دول متحده بود. عشقی به هواخواهی از عثمانی‌ها پرداخت و زمانی که چند هزار تن مهاجر ایرانی در عبور از غرب ایران به طرف استانبول می‌رفتند، او هم به آنها پیوست و همراه مهاجران به آنجا رفت.عشقی چند سالی در استانبول بود، در شعبه علوم اجتماعی و فلسفه دارالفنون باب عالی جزء مستمعین آزاد حضور می‌یافت و دیدن ویرانه‌های طاق کسری در مدائن باعث نوشته شدن اپرای رستاخیز شهریاران ایران شد و به جز این، او "نوروزی نامه" را هم در همان زمان و در استانبول نوشت. دوران پرتلاطم زندگی عشقی عشقی که اواخر جنگ به ایران بازگشت، مدتی را در همدان ماند و سپس راهی تهران شد. او در تهران به صف پرشورترین مخالفان قرارداد ۱۹۱۹ وثوق‌الدوله که مضمون آن تحت‌الحمایگی ایران به وسیله انگلیس بود، پیوست و به تبلیغ و تهییج و سخنرانی‌های تند پرداخت. از جمله، شعری با عنوان" به نام عشق وطن" سرود. در پی این اعتراض‌ها حسن وثوق رییس‌الوزرا، عشقی را به همراه جمعی از مخالفان معاهده به زندان انداخت و جمعی دیگر را به کاشان تبعید کرد. در این زمان کشور دچار بحران سیاسی بود. در اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی سیدضیاالدین طباطبایی توانست کودتا کند و کشور را در دست گیرد. عشقی که به سیدضیاء و خلوص او در خدمت به کشور معتقد بود، او را در یکی از اشعارش «تازه‌ساز ایران کهن» نامید. اما حکومت سیدضیاء سقوط کرد و بعد از وی چند دولت دیگر پیاپی آمدند تا آن‌که رضاخان سردار سپه که در دولت سیدضیاء وزیر جنگ بود به نخست‌وزیری رسید. عشقی در مجلس چهارم به نمایندگان اقلیت که سیدحسن مدرس و ملک الشعرای بهار جزو آن بودند، می‌تاخت و مقالات تند و آتشینی در انتقاد از وضع سیاسی کشور انتشار می‌داد؛ هرچند که چندی بعد، پس از مطرح‌شدن مساله جمهوری، او به حمایت ایشان پرداخت.   در این سال‌ها که زمزمه‌های جمهوری‌خواهی آرام آرام در ایران شنیده می‌شد، عشقی دوباره روزنامه «قرن بیستم» را این بار در قطعی کوچک و در هشت صفحه منتشر کرد که یک شماره بیشتر دوام نیاورد و به دلیل انتقاداتی که مطرح کرده بود، از انتشار بازماند. روزنامهٔ قرن بیستم چون بیشتر، مقالات و اشعار تند انقلابی و انتقادی عشقی را شامل می‌شد، بارها از طرف هیات حاکمه، شماره‌های آن توقیف و ادامهٔ کار روزنامه به‌کلی متوقف و تعطیل می‌شد اما عشقی با سرسختی توانست تا هنگام مرگش چاپ این روزنامه را ادامه دهد و تا آن هنگام ۲۳ شماره از آن منتشر شده بود.در ۱۳۰۲ خورشیدی، مشیرالدوله (حسن پیرنیا) چهارمین کابینهٔ خود را در خرداد تشکیل داد. طبق دستور رییس‌الوزرا، میرزادهٔ عشقی به ریاست ادارهٔ بلدیه (شهرداری) ایالت اصفهان انتخاب شد. سه‌ ماه بعد، مشیرالدوله استعفا داد و عشقی نیز به همین ترتیب از مقام شهرداری اصفهان کنار رفت.به‌هرجهت، آخرین مقالات عشقی به‌گونه‌ای تند و کوبنده بود که به باور بسیاری، همین امر به قتل او منجر شد. روزنامهٔ قرن بیستم در روزهای پیش از مرگ عشقی توقیف و نسخه‌های آن به وسیلهٔ شهربانی جمع‌آوری شد. اشعار بیشتر اشعار میرزادهٔ عشقی، در قالب‌های کهن است. هرچند که او اشعاری نیز در قالب‌هایی دارد که ظاهراً نو به‌نظر می‌رسند و عشقی در سرایش آن‌ اشعار، گامی به‌سوی نوگرایی در شعر فارسی برداشته است. اشعار کهن میرزادهٔ عشقی در قالب‌هایی همچون ترجیع‌بند، ترکیب‌بند، دوبیتی، رباعی، غزل، قصیده، مثنوی، مستزاد، مسمط، مفرد و مقطع است. ترجیعات عشقی شامل: کلاه‌نمدی‌ها، دریغ از راه دور و رنج بسیار، برون شهر و یکی خرابه بنای می‌شود. عشقی چند شعر نیز در قالب دوبیتی دارد: دل پر خون من را کس ندارد، الا ای مرگ در جانم درآویز، من ای پیری، جوانی را نخواهم، صد افغان "خویش را بی‌خانه دیدن" همچنین او در قالب رباعی نیز قلم‌آزمایی کرده است: بر سر این عقیده سر خواهم داد، انقلاب می‌باید کرد، این مملکت انقلاب می‌خواهد و بس عشقی چندین غزل نیز در کارنامهٔ خود دارد: امشبم آمادهٔ یار و بزم و شراب است، بر هر درد بی‌درمان دواست، مگو که غنچه چرا چاک‌چاک و دلخون است، هزاربار مرا مرگ به ازین سختی است، عاشقی را شرط تنها ناله و فریاد نیست، در هفت آسمان دگرم یک ستاره نیست، سربازی است و بازی نیست، پایه و بنیاد تو ای عشق بی‌بنیاد باد، دل عشقی چه‌کند گر که هوای تو کند؟ و ... همچنین او قصیده‌هایی نیز سروده است. از جملهٔ این قصاید می‌توان از: کوه الوند که شهر همدان دامنش است، ما را هزار خنده از این گفت‌وگو گرفت، جهان به کام جناب اجل عالی شد، نام دژخیم وطن دل بشنود، خون می‌کند، ای بلهوس تو راستت به سر، خوشا اطراف تهران و خوشا شب‌های شمرانش، نوع بشر و سلالهٔ قابیل جابری نام برد. عشقی سعی در نوآوری در شعر فارسی آن دوره داشت و حاصل این تلاش، این اشعار است: سه تابلوی مریم (ایده‌آل پیرمرد دهگانی)، احتیاج، برگ بادبرده، بشنو و باور مکن، تصنیف جمهوری، رستاخیز، روزگار، غروب سیاه، رستاخیز، مظهر جمهوری، نوحهٔ جمهوری و نوروزی‌نامه.   شخصیت و اندیشه سعید نفیسی تنها فرد در میان تمام معاصران عشقی است که کامل ‌ترین تصویر را از او در خلاصه‌ترین و منصفانه ‌ترین عبارت‌ها ارایه می‌دهد. خانه نفیسی که تنها یک خیابان با کوی عشقی فاصله دارد، دیدارهای آن ۲ را در کافه‌های لاله‌زار، آن‌گونه که قلم شیوای نفیسی روایت کرده، به یاد می‌آورد. از منظر سعید نفیسی، میرزاده عشقی: "بسیار دست و دلباز بود و هرچه عایدش می‌شد، در چند ساعت تمام می‌کرد و هیچ‌وقت اندوختهٔ فردا را نداشت. دوست بسیار کم داشت و ما دوستان معدود او هرچه کوشیدیم، سر و سامانی به کار او بدهیم، خود نگذاشت. تردیدی نیست که «مناعت طبع» داشت و این مناعت طبع با بلندپروازی همراه بود و به‌محض این‌که گشایشی در زندگی او پیدا می‌شد در اندک مدتی تلف می‌کرد... خاصیت بارز شاعری که در بعضی از سخن‌سرایان بوده است، در او نیز بود و آن این بود که با «صاحبان قدرت» نمی‌جوشید و گردن‌فرازی می‌کرد، اما دربارهٔ افرادی که به او نزدیک بودند، فروتن بود. از دیگر خصوصیات عشقی این بود که هیچ‌وقت زیر بار عرف و مقتضیات نمی‌رفت. خشم و نفرتی از اوضاع زمانه داشت و گاهی در این زمینه بسیار بی‌باک و بی‌پروا بود. می‌توان گفت مردی افراطی بود در دوستی و دشمنی و همچنین در موافقت و مخالفت." نقطه پایان شعرهای عشقی به علت عمر کوتاه شاعریش هیچ گاه مجال پخته شدن پیدا نکردند، اما صراحت لهجه، آتشین و تحلیل فنی او در مورد تحولات سیاسی و اجتماعی دوره خودش بسیار مشهود است. به عقیده بسیاری از مورخان، عشقی از مهم‌ترین روشنفکران مولود روشنگری پس از مشروطه بود. او در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ خورشیدی در تهران هدف گلوله افراد ناشناس قرار گرفت و در ۳۱ سالگی، چشم از جهان فرو بست. مزار او در ابن بابویه قرار دارد و شعری بر سنگ مزار او حک شده با این مضمون: خاکم به سر، ز غصه به سر خاک اگر کنم خاک وطن که رفت، چه خاکی به سر کنم؟ من آن نیم به مرگ طبیعی شوم هلاک وین کاسه خون به بستر راحت هدر کنم معشوق عشقی ای وطن ای مهد عشق پاک ای آن که ذکر عشق تو شام و سحر کنم

more_vert مقاله تعیین روایی و پایایی پرسشنامة ارزیابی شکست در عملکرد

ادامه مطلب

closeمقاله تعیین روایی و پایایی پرسشنامة ارزیابی شکست در عملکرد

مقاله علمی و پژوهشی" تعیین روایی و پایایی پرسشنامة ارزیابی شکست در عملکرد " مقاله ای است در 12 صفحه با 23 عنوان فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی با رویکرد رشد و یادگیری حرکتی و ورزشی منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی موضوعات عملکرد ورزشی، پایایی؛ ترس از شکست؛ روایی، پرسشنامه مطرح شده است محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert فواید روابط عاشقانه برای بدن

ادامه مطلب

closeفواید روابط عاشقانه برای بدن

عشق حسی عظیم است: پر از هیجان است، رضایت‌بخش است، و حتی بهتر از این‌ها، برای سلامت‌تان خوب است. متخصصان معتقد هستند رابطه‌ی عاشقانه می‌تواند به واسطه‌ی فواید زیر، روی بهداشت و سلامت کلی‌تان تاثیر مثبتی بگذارد: ۱. عشق می‌تواند به شما انرژی بیش‌تری بدهد. هم عشق عاطفی و هم عشق جسمانی می‌تواند به سلامت روانی و جسمانی بهتری بینجامد. هنگامی که یکی از مشکلات‌تان سستی و تنبلی در بعد از ظهرها است، عشق می‌تواند به شما انرژی دوباره بدهد. ۲. می‌تواند سبب سلامت روانی‌تان شود. همان‌طور که گفته‌شد، عشق می‌تواند سلامت روانی‌تان را بهبود ببخشد. وقتی شاد هستید، اثرات خوشی با افزایش فعالیت دوپامین، مغزتان را تقویت می‌کند، و خوش‌بین‌تر، پرانرژی‌تر، و خیلی سالم‌تر می‌شوید. ۳. مشکلات قاعدگی را برطرف می‌کند. اگر چرخه‌ی قاعدگی‌تان نامنظم است، معاشقه یک درمان برای پریودهای سخت است. زنانی که حداقل یک بار در هفته رابطه‌ی جنسی دارند، معمولا میزان استروژن بیش‌تری دارند، که چرخه‌ی قاعدگی‌شان را تنظیم می‌کند. ۴. عشق دستگاه ایمنی‌تان را تقویت می‌کند. کشمکش‌ها بخشی از روابط هستند. با این حال، وقتی شما مسائل را با شریک عشقی‌تان حل می‌کنید، این به دستگاه ایمنی شما کمک می‌کند عملکرد بهتری داشته‌باشد. هرچند ممکن است گاهی اصلا آسان نباشد، اما مشاجره به عاشقانه‌ترین روش می‌تواند ایمنی شما را تقویت کند. ۵. درد زیادی احساس نمی‌کنید. تنها گرفتن دست شریک عشقی‌تان می‌تواند احساس درد را در شما کاهش دهد. پژوهش نشان داده‌است کسانی که شوک‌های الکتریکی را تجربه کرده‌اند، وقتی پس از آن اتفاق دست عشق‌شان گرفتند درد کم‌تری احساس کردند. ۶. می‌توانید از نظر جسمانی متناسب شوید. اگر به توصیه‌های چگونگی کاهش وزن در هنگام ورزش نگاهی بکنید، متوجه می‌شوید که بیشتر آنها توصیه می‌کنند یک دوست باشگاهی داشته‌باشید. هیچ دوست و همراهی برای ورزش کردن بهتر از شریک عشقی‌تان نیست. با عشق‌تان به ورزش بپردازید تا افزایش تعریق ۱۲ تا ۱۵ درصدی داشته‌باشید. ۷. عشق پوست‌تان را بهبود می‌بخشد. وقتی عاشق باشید، خیلی دچار استرس نمی‌شوید. برای همین، به ندرت پیش می‌آید که جوش بزنید. جوش و آکنه‌های کم‌تر یعنی پوستی به ظاهر سالم‌تر. ۸. سلامت قلب‌تان را بهبود می‌بخشد. از آن‌جا که مجبور نیستید با استرس کنار بیایید، رابطه‌ی شادتان بلیت به مقصد سلامت بهتر قلب است. اگر در یک رابطه‌ی باثبات باشید که در آن همیشه لبخند می‌زنید و می‌خندید، همیشه برایتان مفید خواهدبود. این شادی می‌تواند شانس حمله‌ی قلبی را در شما کاهش دهد. ۹. عشق می‌تواند کمک‌تان کند عمر طولانی‌تری داشته‌باشید. پژوهشی که مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری در ۲۰۰۴ انجام داد، نشان می‌دهد نرخ مرگ و میر در آدم‌هایی که زندگی مشترک شادی دارند، کم‌تر است. پژوهشگران بر این باور هستند که علت نرخ پایین‌تر مرگ و میر این است که وقتی آدم‌ها در یک رابطه هستند استرس کم‌تری دارند. با این فواید، هیچ شکی نیست که شما باید جایی برای عشق باز کنید تا زندگی سالم‌تری داشته‌باشید. منبع: بازده

more_vert 20 نکته طلایی

ادامه مطلب

close20 نکته طلایی

 مهارت های زندگی از نگاه سازمان جهانی بهداشت

more_vert کتاب یادگیری از شکست: چگونه سازمان‌ها از شکست‌ها و اشتباهات خود یاد می‌گیرند

ادامه مطلب

closeکتاب یادگیری از شکست: چگونه سازمان‌ها از شکست‌ها و اشتباهات خود یاد می‌گیرند

کتاب یادگیری از شکست: چگونه سازمان‌ها از شکست‌ها و اشتباهات خود یاد می‌گیرند نوشته‌ی منوچهر سلطانی به سازمان‌ها کمک خواهد کرد تا اشتباهات خود را شناخته و با دوری از مسیر‌های بیراهه، مسیر درست را تشخیص دهند. مطمئنا بدون شناخت اشتباهات و مسیر‌های بیراهه، نمی‌توان مسیر درست را تشخیص داد، پس اگر معتقد باشید که این دیدگاه یک قانون حاکم بر تمامی زندگی اجتماعی بشر است سخنی بیهوده نیست. خیلی از افراد از شکست‌ها و اشتباهاتی که مرتکب می‌شوند درس می‌گیرند، آن‌ها را تکرار نمی‌کنند و از تجارب تلخی که به دست آمده دانش نوینی را سرلوحه کار خود قرار می‌دهند. ولی سازمان‌ها این‌ طور عمل نمی‌کنند. هرچند افراد نیز ممکن است همیشه این چنین عمل نکند و گاهی اشتباهات خود را تکرار کنند، اما احتمال خطای مجدد سازمان‌ها قطعا بیشتر از افراد است. قطعا مدیرعاملی که در دوره کاری خود یک تصمیم غلط انجام می‌دهد و نتایج منفی بسیاری را متحمل می‌شود دیگر آن تصمیم را در سازمانی دیگر تکرار نخواهد کرد، ولی ممکن است افرادی که بعدها جای او را می‌گیرند همان اشتباه را مرتکب شوند. در دنیایی که همه‌ی صنایع دغدغه تامین مواد اولیه، مدیریت صحیح، تولید کالا و خدمات مطلوب و نیز سرمایه‌گذاری بهره‌ده محور، را دارند، شناخت و بررسی و دلایل شکست سایر صنایع و درس گرفتن از آن‌ها در حکم یک سرمایه‌گذاری پرسود و پیش‌گیرانه از هزینه‌های هنگفت آینده است که به ادامه حیات صنایع در قوس بهره‌وری بالا کمک می‌کند. کتاب یادگیری از شکست (learning from mistakes and failures) از جمله آثاری است که منوچهر سلطانی زمان زیادی جهت تبیین این شکست‌ها و عبرت‌آموزی‌ها صرف کرده است. بنابراین می‌تواند به عنوان یک مرجع و راهنما در تمامی دوران‌های حیات صنایع خدماتی و تولیدی در کنار صاحبان صنعت قرار گیرد. کتاب حاضر سعی بر این دارد تا در سه فصل از قضیه‌های واقعی که در سازمان‌ها رخ می‌دهد برای بیان مفاهیم مربوطه استفاده کند. فصل نخست همراه با مثال‌هایی واقعی به بررسی برخی از عوامل موثر بر شکست پرداخته و در فصل دوم به مفهوم یادگیری سازمانی می‌پردازد. فصل سوم نیز طریقه‌ی یادگیری سازمانی از شکست‌ها و اشتباهات را تشریح می‌کند. در بخشی از کتاب یادگیری از شکست می‌خوانیم: در طی دومین تابستانی (1968) که تامپکینز به‌ عنوان مشاور علمی تابستانی در موضوع ارتباطات سازمانی در مرکز فضایی مارشال کار می‌کرد، فون براون از او خواست که در برنامه‌ای برای سازماندهی مجدد مرکز مارشال کمک کند. موشک ساتورن اولین پروازش را انجام داده بود و لذا لازم بود برای بعد از برنامه آپولو فکر شود. هیچ کاهش نیرویی در کار نبود و سازمان می‌خواست پروژه‌هایی بیشتر و کوچک‌تر از پروژه ماه داشته باشد. فون براون نمودار سازمانی را یک تصویری از کانال‌های رسمی ارتباطات می‌دانست، همین او را واداشته بود تا از یک متخصص جوان ارتباطات سازمانی کمک بخواهد. تامپکینز مصاحبه‌های گسترده‌ای انجام داد و بعد به طرحی رسید که خیلی به طرحی که فون براون پیش خودش درنظر داشت شبیه بود. یکی از ویژگی‌های طرح جدید این بود که درزمینه هماهنگی سازمانی، اختیار و مرکزیت بیشتری به رسته‌ای به نام مهندسی سیستم داده شده بود. با اینکه دکترای فون براون در رشته فیزیک بود، اما افراد او را طوری تشریح می‌کردند که گویی یک مهندس سیستم است، شاید هم بهترین مهندس سیستم ارتباطات سازمانی. فهرست مطالب پیشگفتارمقدمه مؤلففصل اول: عوامل موثر بر شکستعوامل موثر بر شکستدستاورد اشتباهارتباطات سازمانیخلاصه سبک کاری فون براونارتباطات به عنوان سیستم پیش‌بینی زلزلهیادداشت‌های دوشنبهمسئولیت‌پذیری خودکارنفوذسیستم‌های مهندسی و سازماندهی مجددعدم یادگیری از دیگرانحافظه سازمانییادزدایی نکردنتقویت تعهدتیم مدیریت ارشددلایل شکست ایریدیوماشتباهات واقعی چه بود؟سه نیروی اصلی که شکست ایریدیوم را رقم زدعدم یادگیری از گذشتهسازمان‌هایی که از گذشته درس گرفتندیادگیری از شکست‌های گذشتهیادگیری از موفقیت‌های گذشتهندیدن خطای پنهانیادگیری از هر دو نوع خطاشکست در یادگیری از شکستیادگیری ازشکستفصل دوم: نظریه‌های یادگیری سازمانییادگیری سازمانییادگیری چیست؟تعریف یادگیری سازمانییادگیری فردی و یادگیری سازمانیایده‌های اصلی در یادگیری سازمانیشناسایی و اصلاح خطا (یادگیری سازمانی از دیدگاه آرجریس)جلد دولایهمشکلات بلندمدتچگونه سازمان‌ها بقا می‌یابندسازه‌های یادگیری سازمانی (یادگیری سازمانی از دیدگاه جرج ‌هیوبر)تشریک دانشفصل سوم: فرایند یادگیری سازمانی از شکستواکنش افراد به شکسترویکرد به شکسترویکرد شهودی156رویکرد تصادفیرویکرد نگاه به گذشتهرویکرد نگاه به آیندهموانع یادگیری از شکستموانع نهفته در سیستم‌های فنیموانع نهفته در سیستم اجتماعیفرایند یادگیری سازمان از شکست‌ها – دیدگاه ادموندسونشناسایی شکستتجزیه و تحلیل شکستآزمایشاستفاده از شکست در نوآوری و بهبودتوصیه‌هایی برای فایق آمدن بر موانع فنی شناسایی شکستتوصیه‌هایی برای فایق آمدن بر موانع سیستم‌های اجتماعی در شناسایی شکست‌هاپارادوکستعهد مضاعفپارادوکس‌های یادگیری از شکستپارادوکس تعهد مضاعفپارادوکس تکرارپارادوکس دفاعییادگیری سازمانی از شکست – دیدگاه کروسانیادگیری از شکست: اصلاح مدل ‌چهار آینقش بازرسینقش تصور و تقلیدنقش هوشمندیتعامل ویژگی‌های سازمان و یادگیری از شکستاندازه سازمانسن سازمانتعامل بین سن و اندازه سازمانقلمرو متخصص/ عمومی

more_vert کتاب یادگیری از شکست: چگونه سازمان‌ها از شکست‌ها و اشتباهات خود یاد می‌گیرند

ادامه مطلب

closeکتاب یادگیری از شکست: چگونه سازمان‌ها از شکست‌ها و اشتباهات خود یاد می‌گیرند

کتاب یادگیری از شکست: چگونه سازمان‌ها از شکست‌ها و اشتباهات خود یاد می‌گیرند نوشته‌ی منوچهر سلطانی به سازمان‌ها کمک خواهد کرد تا اشتباهات خود را شناخته و با دوری از مسیر‌های بیراهه، مسیر درست را تشخیص دهند. مطمئنا بدون شناخت اشتباهات و مسیر‌های بیراهه، نمی‌توان مسیر درست را تشخیص داد، پس اگر معتقد باشید که این دیدگاه یک قانون حاکم بر تمامی زندگی اجتماعی بشر است سخنی بیهوده نیست. خیلی از افراد از شکست‌ها و اشتباهاتی که مرتکب می‌شوند درس می‌گیرند، آن‌ها را تکرار نمی‌کنند و از تجارب تلخی که به دست آمده دانش نوینی را سرلوحه کار خود قرار می‌دهند. ولی سازمان‌ها این‌ طور عمل نمی‌کنند. هرچند افراد نیز ممکن است همیشه این چنین عمل نکند و گاهی اشتباهات خود را تکرار کنند، اما احتمال خطای مجدد سازمان‌ها قطعا بیشتر از افراد است. قطعا مدیرعاملی که در دوره کاری خود یک تصمیم غلط انجام می‌دهد و نتایج منفی بسیاری را متحمل می‌شود دیگر آن تصمیم را در سازمانی دیگر تکرار نخواهد کرد، ولی ممکن است افرادی که بعدها جای او را می‌گیرند همان اشتباه را مرتکب شوند. در دنیایی که همه‌ی صنایع دغدغه تامین مواد اولیه، مدیریت صحیح، تولید کالا و خدمات مطلوب و نیز سرمایه‌گذاری بهره‌ده محور، را دارند، شناخت و بررسی و دلایل شکست سایر صنایع و درس گرفتن از آن‌ها در حکم یک سرمایه‌گذاری پرسود و پیش‌گیرانه از هزینه‌های هنگفت آینده است که به ادامه حیات صنایع در قوس بهره‌وری بالا کمک می‌کند. کتاب یادگیری از شکست (learning from mistakes and failures) از جمله آثاری است که منوچهر سلطانی زمان زیادی جهت تبیین این شکست‌ها و عبرت‌آموزی‌ها صرف کرده است. بنابراین می‌تواند به عنوان یک مرجع و راهنما در تمامی دوران‌های حیات صنایع خدماتی و تولیدی در کنار صاحبان صنعت قرار گیرد. کتاب حاضر سعی بر این دارد تا در سه فصل از قضیه‌های واقعی که در سازمان‌ها رخ می‌دهد برای بیان مفاهیم مربوطه استفاده کند. فصل نخست همراه با مثال‌هایی واقعی به بررسی برخی از عوامل موثر بر شکست پرداخته و در فصل دوم به مفهوم یادگیری سازمانی می‌پردازد. فصل سوم نیز طریقه‌ی یادگیری سازمانی از شکست‌ها و اشتباهات را تشریح می‌کند. در بخشی از کتاب یادگیری از شکست می‌خوانیم: در طی دومین تابستانی (1968) که تامپکینز به‌ عنوان مشاور علمی تابستانی در موضوع ارتباطات سازمانی در مرکز فضایی مارشال کار می‌کرد، فون براون از او خواست که در برنامه‌ای برای سازماندهی مجدد مرکز مارشال کمک کند. موشک ساتورن اولین پروازش را انجام داده بود و لذا لازم بود برای بعد از برنامه آپولو فکر شود. هیچ کاهش نیرویی در کار نبود و سازمان می‌خواست پروژه‌هایی بیشتر و کوچک‌تر از پروژه ماه داشته باشد. فون براون نمودار سازمانی را یک تصویری از کانال‌های رسمی ارتباطات می‌دانست، همین او را واداشته بود تا از یک متخصص جوان ارتباطات سازمانی کمک بخواهد. تامپکینز مصاحبه‌های گسترده‌ای انجام داد و بعد به طرحی رسید که خیلی به طرحی که فون براون پیش خودش درنظر داشت شبیه بود. یکی از ویژگی‌های طرح جدید این بود که درزمینه هماهنگی سازمانی، اختیار و مرکزیت بیشتری به رسته‌ای به نام مهندسی سیستم داده شده بود. با اینکه دکترای فون براون در رشته فیزیک بود، اما افراد او را طوری تشریح می‌کردند که گویی یک مهندس سیستم است، شاید هم بهترین مهندس سیستم ارتباطات سازمانی. فهرست مطالبپیشگفتارمقدمه مؤلففصل اول: عوامل موثر بر شکستعوامل موثر بر شکستدستاورد اشتباهارتباطات سازمانیخلاصه سبک کاری فون براونارتباطات به عنوان سیستم پیش‌بینی زلزلهیادداشت‌های دوشنبهمسئولیت‌پذیری خودکارنفوذسیستم‌های مهندسی و سازماندهی مجددعدم یادگیری از دیگرانحافظه سازمانییادزدایی نکردنتقویت تعهدتیم مدیریت ارشددلایل شکست ایریدیوماشتباهات واقعی چه بود؟سه نیروی اصلی که شکست ایریدیوم را رقم زدعدم یادگیری از گذشتهسازمان‌هایی که از گذشته درس گرفتندیادگیری از شکست‌های گذشتهیادگیری از موفقیت‌های گذشتهندیدن خطای پنهانیادگیری از هر دو نوع خطاشکست در یادگیری از شکستیادگیری ازشکستفصل دوم: نظریه‌های یادگیری سازمانییادگیری سازمانییادگیری چیست؟تعریف یادگیری سازمانییادگیری فردی و یادگیری سازمانیایده‌های اصلی در یادگیری سازمانیشناسایی و اصلاح خطا (یادگیری سازمانی از دیدگاه آرجریس)جلد دولایهمشکلات بلندمدتچگونه سازمان‌ها بقا می‌یابندسازه‌های یادگیری سازمانی (یادگیری سازمانی از دیدگاه جرج ‌هیوبر)تشریک دانشفصل سوم: فرایند یادگیری سازمانی از شکستواکنش افراد به شکسترویکرد به شکسترویکرد شهودی156رویکرد تصادفیرویکرد نگاه به گذشتهرویکرد نگاه به آیندهموانع یادگیری از شکستموانع نهفته در سیستم‌های فنیموانع نهفته در سیستم اجتماعیفرایند یادگیری سازمان از شکست‌ها – دیدگاه ادموندسونشناسایی شکستتجزیه و تحلیل شکستآزمایشاستفاده از شکست در نوآوری و بهبودتوصیه‌هایی برای فایق آمدن بر موانع فنی شناسایی شکستتوصیه‌هایی برای فایق آمدن بر موانع سیستم‌های اجتماعی در شناسایی شکست‌هاپارادوکستعهد مضاعفپارادوکس‌های یادگیری از شکستپارادوکس تعهد مضاعفپارادوکس تکرارپارادوکس دفاعییادگیری سازمانی از شکست – دیدگاه کروسانیادگیری از شکست: اصلاح مدل ‌چهار آینقش بازرسینقش تصور و تقلیدنقش هوشمندیتعامل ویژگی‌های سازمان و یادگیری از شکستاندازه سازمانسن سازمانتعامل بین سن و اندازه سازمانقلمرو متخصص/ عمومی

more_vert با این اهداف هرگز ازدواج نکنید!

ادامه مطلب

closeبا این اهداف هرگز ازدواج نکنید!

برخی از افراد ازدواج را وسیله‌ای می‌دانند برای رسیدن به اهدافی که در ذهن دارند؛ اهدافی غیر از هدف‌های زناشویی. ازدواج با هدف‌ های اشتباه فرد را بعد از ازدواج دچار سرخوردگی و احساس شکست در زندگی مشترک خواهد کرد. می‌توانید برخی از این اهداف انحرافی در ازدواج را در ادامه این مقاله بخوانید. ازدواج به خاطر ثروت ثروت گول زننده است و این امر بسیاری را در ازدواج دچار مصیبت کرده است. برخی از افراد عوامل دیگر را نادیده گرفته و فقط به خاطر ثروت طرف مقابل با او ازدواج می‌کنند و بعد به دلیل عدم توافق در زمینه‌های مختلف اخلاقی، فرهنگی و... ناسازگاری شروع می‌شود و در نهایت به طلاق می‌انجامد یا در مصیبت و گرفتاری روزگار می‌گذرانند. ازدواج به خاطر عناوین علمی بعضی از دختران تحت تأثیر عنوان‌هایی چون دکتر و مهندس شیفته ازدواج با مردی می‌شوند و دیگر عوامل را نادیده می‌گیرند و پس از ازدواج که ارزش عنوان در نظرشان کم شد، ناهماهنگی‌های اخلاقی، فرهنگی یا اختلاف سنی نمایان شده و زندگی روی ناخوشایند خود را نشان می‌دهد. ازدواج به خاطر عناوین شغلی و سیاسی افرادی هستند که عناوین شغلی و سیاسی برای آنان مهم است و طالب شهرت و قدرت هستند. اینگونه افراد ممکن است بخواهند این نیاز خود را از طریق ازدواج برطرف کنند و عمر خود را با کسب عناوین شغلی و سیاسی همسر خود معامله کنند. در این ازدواج‌ها پس از مدتی اختلاف و ناراحتی شروع می‌شود و سرانجام کار جز تحمل وضع نامطلوب یا طلاق و جدایی نخواهد بود. ازدواج به خاطر زیبایی از دیگر ازدواج با هدف های اشتباه ازدواج تحت تاثیر زیبایی است. زیبایی و قامت خوش نعمتی است که خداوند عطا فرموده و باید قدر و ارزش آن را دانست ولی این نعمت نباید در ازدواج جای سایر عوامل دیرپا اعم از عوامل اخلاقی، فرهنگی و نظایر آن را بگیرد. زیبایی عاملی است که می‌تواند به سرعت آسیب ببیند در نتیجه ازدواج به خاطر ظاهر بسیار آسیب پذیر است. مسئله دیگری که کنار زیبایی ظاهری در ازدواج مطرح می‌شود از خود راضی بودن و مغرور بودن برخی از زیبارویان است که گاه برای همسرانشان غیرقابل تحمل می‌شود. ازدواج به خاطر جلب رضایت بعضی از ازدواج‌ها به منظور جلب رضایت والدین انجام می‌شود. برای مثال مادری پسرش را تحت فشار می‌گذارد که با دختر برادرش ازدواج کند و می‌گوید که اگر با او ازدواج نکند شیرش را بر او حلال نخواهد کرد. نمونه‌های زیادی از این قبیل وجود دارد که هدف زناشوئی جلب رضایت دیگران است و نتیجه آن بدبختی و فلاکت در زندگی مشترک خواهد بود. ازدواج به خاطر هنر و ورزش بعضی از دختران یا پسران شیفته هنر و ورزش می‌شوند. گاه این شیفتگی در حدی است که به ازدواج منتهی می‌شود. نمونه‌هایی از این موارد عبارتند از ازدواج با ورزشکاران، ستارگان سینما یا شاعران و نقاش‌ها. این‌گونه ازدواج‌ها به سرعت به سردی میگراید. با اینکه عشق به هنر ممکن است باقی بماند ولی چون ازدواج هدف‌های دیگری دارد که در زندگی از اهمیت زیادی برخوردار است لذا نرسیدن به این اهداف زندگی زناشویی را به طرف ناسازگاری سوق می‌دهد یا گرمی و لذت این پیوند را کم خواهد کرد. ازدواج با عقاید مذهبی خاص برخی از افراد مومن شرط ازدواج خود را سید بودن و زناشویی با اولاد پیغمبر قرار می‌دهند ولی اینکه این سید چه خصوصیاتی داشته باشد برای آنها مهم نیست. گاهی نیز پدرانی که بیش از چهار دختر دارند معتقدند که دختر پنجم را به عنوان خمس باید به سید بدهند. بهتر است در ازدواج عوامل اثر گذار در زندگی زناشویی نیز مورد عنایت قرار گیرد تا در زندگی با ناسازگاری‌های بعدی مواجه نگردند. دخیل کردن اعتقادات مذهبی این چنینی در ازدواج می‌تواند اثرات منفی در زندگی بگذارد. ازدواج‌های مصلحتی یک نوع ازدواج با هدف های اشتباه ازدواج‌های مصلحتی است که به خاطر مصالحی غیر از مصالح دختر و پسر انجام می‌شود. در چنین ازدواج‌هایی سعادت و خوشبختی وجود ندارد و رابطه قلبی بین زوج‌های جوان برقرار نمی‌شود. یکی از این مصالح می‌تواند برقراری صلح و آشتی بین اقوام مختلف و فامیل باشد. ازدواج به خاطر شهرت و پیشرفت افرادی که برای آنان پیشرفت‌های اجتماعی و شهرت و عنوان مهمتر از زندگی زناشویی بانشاط و شاد است، ازدواج را نردبان ترقی خود قرار می‌دهند. این افراد با خانواده‌هایی که از نظر اجتماعی و سیاسی شاخص و برجسته هستند بدون در نظر گرفتن سایر شرایط ازدواج می‌کنند. چه بسا که آن خانواده موقعیت کنونی خود را پس از مدتی از دست بدهد و یا پیشرفت‌هایی که مورد نظر فرد بوده انجام نشود. در این صورت احتمالاً حاصل این ازدواج ناسازگاری و از هم گسیختگی خانواده خواهد بود. ازدواج به خاطر ترحم ازدواجی که تحت تاثیر عواطف و ترحم انجام شود درصد موفقیتش بسیار کم است چرا که احساس ترحم و عواطف ثبات نداشته و نیازهای دیگر زناشویی که به طور قوی ظاهر گشت، عواطف را زیر پا می‌گذارد و موجب تزلزل در روابط زن و شوهر خواهد شد. ازدواج به خاطر فرار از خانواده اصلی مواردی است که دختر یا پسر در خانواده اصلی با مشکلاتی مواجه هستند. تعارض والدین، تحقیر و توهین از سوی والدین، وجود ناپدری و نامادری و اعتیاد پدر یا مادر، آزارهای جسمانی، روانی و احتمالاً جنسی و... موجب می‌شود که فرد به هر ازدواجی رو آورد تا خود را از محیط خانواده دور کند. چنین ازدواج‌هایی اکثرا ناموفق بوده و از چاله به چاه افتادن است. ازدواج به خاطر ارضای نیازهای جنسی برخی برای رفع نیاز جنسی در ازدواج عجله می‌کنند. مواردی است که سائق‌های جنسی فرصت مطالعه کافی در زمینه‌های مختلف به دختر یا پسر را نمی‌دهد و احساس بر عقل غلبه می‌کند و ازدواج صورت می‌گیرد که پس از رفع نیازهای جنسی یا کمرنگ شدن نقش ظواهر، ناسازگاری و تنش آغاز می‌گردد. ازدواج برای جبران شکست عشقی از دیگر انواع ازدواج با هدف های اشتباه این است که فرد برای التیام و فراموشی شکست عشقی ازدواج کند. این چنین ازدواجی احتمالاً به شکست دیگری خواهد انجامید که پایانش نامعلوم است. ازدواج به علت فشار خانواده یا اجتماع برخی از خانواده‌ها برابر عرف و فرهنگ خود برای ازدواج به فرزندان خود فشار وارد می‌کنند. در این موارد از سوی جامعه به خصوص در مورد دختران چنین فشاری وجود دارد. در برابر چنین فشارهایی چنانچه ازدواج با عجله و بدون توجه به عوامل موثر در ازدواج انجام گیرد. هرگونه عجله و شتابزدگی در امر ازدواج پیامدهای ناگواری دارد که نتیجه اش مواجه شدن با یک زندگی ناشاد و گذراندن با تنش و ناسازگاری است. هدف از ازدواج در اسلام در جهان بینی اسلام ازدواج با هدف های اشتباه نادرست بوده و مهمترین اهداف اصلی ازدواج و تشکیل خانواده به شرح زیر است: پاسخ به ندای غریزه و فطرتایجاد کانون آرامش برای زن و مردداشتن فرزند و تربیت کودکان صالححفظ عفت و پاکدامنیدوستی محبت و عشقاجرای سنت رسول خداتامین سلامت جسم و روان و برقراری تعادل در وجود آدمیکمک به تعادل و رشد یکدیگر با توجه به موارد مذکور می‌توان گفت در ازدواج هدف ارضای نیازهای روانی و جسمانی و آرامش و فراهم ساختن امکانات رشد و تعالی مرد و زن است. زندگی مشترک باید بر اساس محبت، همکاری، تفاهم، گذشت و فداکاری متقابل زن و شوهر استوار باشد و ازدواج با هدف های اشتباه زندگی را به طرف نابسامانی سوق خواهد داد.

more_vert کتاب تاریخ و تحول ادبیات جدید ایران

ادامه مطلب

closeکتاب تاریخ و تحول ادبیات جدید ایران

کتاب تاریخ و تحول ادبیات جدید ایران نوشتۀ پدر داستان‌نویسی نوین ایرانی، بزرگ علوی است. نویسنده در این اثر به مسائل ادبی دوران معاصر خود پرداخته و پیش‌بینی‌های دقیقی درباره آینده ادبیات ایران و حتی نویسندگان و پژوهشگران داشته است. بزرگ علوی دانشمندی است که روش و سنجه‌های امروزی دانش و پژوهش را بکار می‌بندد، نوگرایی است که پیوسته بر هر آنچه رنگ و بوی نویی دارد نورافکن می‌اندازد، آفرینشگری است که آفرینش‌های گوناگون ادبی را می‌شناسد و می‌سنجد، و سرانجام سیاسی‌دانی است که روزگار خود را بخوبی بازمی‌گشاید. علوی در این کتاب تلاش کرده تا از آغاز سده بیستم میلادی تا عصر خودش بزرگان عرصه ادب را معرفی کند و داستان پیدایش ادبیات نو در ایران را بیان کند. در این میان علوی از خود و نقشش هیچ نامی نمی‌برد در حالی که نقش او در شکل‌دهی به این جریان، بر هیچ‌کسی پوشیده نیست. کتاب تاریخ و تحول ادبیات جدید ایران (Geschichte und Entwicklung der modernen persischen literatur) در کشوری نوشته شده که در آن فروتنی نه تنها خوب نیست که به ویژگی‌های منفی اخلاقی هم پیوند داده می‌شود و چیزی در رده ناتوانی بیان، دروغ و نیرنگ، کمرویی و خود ناباوری شمرده می‌گردد. از اینجا نیز هویدا می‌گردد که با آن که بزرگ علوی بخش بزرگی از زندگیش را در آلمان سپری کرده، فرهنگ ایرانی را بسیار ژرف در جان خود نگاه داشته بوده است. در بخشی از کتاب تاریخ و تحول ادبیات جدید ایران می‌خوانیم: شکست سخت ایران در جنگ با روسیه تزارى و بریتانیاى بزرگ در سده نوزدهم و نیز سیاست جهانخوارانه آن‌ها که در سال‌هاى هفتاد از این کشور، کشورى نیمه مستعمره ساخت، براى ایرانیان زنگ خطرى بود که خطر نزدیک‌ شونده سقوط ملتى با فرهنگ والا و گذشته درخشان تاریخى را پیش‌بینى مى‌کرد. ایرانیان احساس مى‌کردند که هم در زمینه سیاست و هم در کارهاى جنگى و روش‌هاى آن پیشرفت نکرده‌اند و مى‌انگاشتند که تنها راه زنده شدن دوباره ملت در دسترسى به دانش و فن‌آورى اروپایى، نهفته است. از میانه‌هاى سده نوزدهم برخى از دولتمردان در پى آن بودند که با کشوردارى اروپایى به سرنوشت ایران شکلى نوین دهند و روگشت (رفرم) کنند. همه این کوشش‌ها در نطفه با شکست روبرو شد زیرا نیروهاى استعمارى این کوشش‌ها را که مى‌توانستند به آزادى سیاسى و اقتصادى ایران بیانجامد با هر ابزارى که در دسترس داشتند، ناکار (نامؤثر) کردند و هرگونه خیزش ملت ایران را سرکوب نمودند. در حالى که ستم درونى و برونى برلایه‌هاى پایین پیوسته بیشتر کشاورزان، پیشه‌وران، شهروندان خرد و کاسبان را به بُنگشت (انقلاب) مى‌انگیزانید، لایه چیره‌مند از خود ناامید مى‌گشت و گرم مى‌کوشید خود را با شرایط تازه هماهنگ سازد و با خواست‌هاى جهانخواران کنار بیاید.فهرست مطالب سرسخن برگردانندهزندگى و کارهاى بزرگ علوىپیش‌سخندرآمداز آغاز سده بیستم تا پایان انقلابراه‌گشایان نوگرایىسرایش در خدمت پیکار سیاسىنثر در پیکار با مطلق‌گرایىدوره پیش از جنگ و جنگسرایش و نمایندگان آنمیرزا عشقیفرخی یزدیابوالقاسم لاهوتىابراهیم پورداوودیحیى دولت‌آبادىنثرمحمدباقر میرزا خسروىشیخ موسى نثرىدیکتاتورى بیست‌ساله رضاشاهدیدگاه‌هاى نوین فرایش ادبىکارهاى منثورمهداستان‌هاى تاریخىداستان کوتاهپژوهش ادبىفرهنگستانسرایش در زمان استبدادجهش جنبش ملىنثر پس از جنگ و گرایش‌هاى آنراه‌گشایان سرایش نویننامنامه

more_vert در این 10 موقعیت با روانشناس ها دوست باشید

ادامه مطلب

closeدر این 10 موقعیت با روانشناس ها دوست باشید

جدای از مواقعی که هرکدام از ما دچار مشکل شده و احساس نیاز می کنیم تا با روانشناس یا مشاور تماس گرفته و از کمک های تخصصی او بهره مند شویم، آیا موقعیت هایی وجود دارد که بهتر است در راستای پیشگیری از بروز مشکلات، قرار ملاقاتی با روانشناس داشته و یا با شرکت در کارگاه آموزشی سطح اطلاعات خود را بالا ببریم. در این مطلب قصد داریم تا ده موقعیتی را که به صورت معمول مراجه به روانشناس می تواند از بروز مشکلات تا حد زیادی جلوگیری کند و در رابطه با این موضوعات کمک کند و یادشتن مسائل را کاهش دهد، به شما معرفی کنیم. با ذکر این نکته که این موقعیت ها به خودی خود آسیب رسان نیستند و مراجعه به روانشناس در این شرایط بیش از همه به منظور پیشگیری از بروز مشکلات بعدی است. 1- بلوغ و دوران نوجوانی اینکه شما فرزندتان در سن بلوغ باشد و یا خودتان در حال طی کردن این دوران حساس هستید، تفاوتی ندارد، کسب اطلاعات درست و کامل در رابطه با این دوران می تواند کمک بزرگی برای شما بوده و احتمال برزو مشکل را کاهش دهد. 2- شکست در روابط صمیمانه به صورت کلی در زمانی که ما در زندگی در هر زمینه ای دچار شکست می شویم، نیاز به کمک داریم تا بتوانیم خودمان را پیدا کنیم و به بازسازی دوباره زندگی خود بپردازیم. اما شاید شکست در روابط صمیمانه و به اصطلاح شکست عشقی حساسیت بیشتری دارد. نکته مهمی که باید به آن توجه داشته باشیم یادگیری مهارت هایی است که بتواند احتمال بروز شکست را برای ما کاهش داده و یا در صورت بروز چنین اتفاقاتی آسیب پذیری ما را کم کند. 3- انتخاب همسر خوشبختانه این روزها تعداد افرادی که ترجیح می دهند تا در زمینه انتخاب همسر از تجربه مشاوران و روانشناسان استفاده کنند، رو به افزایش است. نکته مهمی که بد نیست بدانید این است که برای شرکت در کارگاه های انتخاب همسر که توسط برخی متخصصان برگزار می شود لازم نیست شما نامزده کرده و یا موردی خاص را برای ازدواج درنظر گرفته باشید، بلکه می توانید پیش از ورود جدید به بحث انتخاب همسر، با شرکت در این برنامه های آموزشی با معیارهایی که لازم است در نظر داشته باشید آشنا شوید. 4- آغاز زندگی مشترک آغاز زندگی مشترک، یکی از موقعیت های دشواری است که لازم است هر فردی در این زمینه اطلاعات کافی به دست آورد. آشنایی زنان از دنیای مردان و نیز برعکس، از مهمترین موضوعاتی است که لازم است همسران جوان در آن زمینه اطلاعاتی به دست آورند. یادمان باشد درصد زیادی از اختلافات زناشویی به خاطر ناآشنایی همسران با ویژگی های جنس مقابل و البته آشنانبودن با مهارت های مورد نیاز در زندگی مشترک است. البته یکی دیگر از ضرورت های آغاز زندگی مشترک، آشنایی با مهارت های لازم در زمینه روابط جنسی است. 5- بچه دار شدن و فرزندپروری تربیت فرزند در این دوران می تواند دشواری های زیادی داشته باشد. از طرفی بعد از بچه دارشدن رابطه همسران نیز دچار نوسان می شود. آشنایی نداشتن با مدیریت مسائل پیش آمده در رابطه همسران و البته آگاهی نداشتن از مهارت های فرزندپروری می تواند تجربه شیرین بچه دار شدن را به تجربه ای استرس زا و ناراحت کننده تبدیل کند. یادمان باشد صرف انرژی برای آشنایی با مهارت های فرزندپروری یک سرمایه گذاری است که البته نتیجه آن نیز خیلی زود نمایان خواهدشد. 6- انتخاب رشته تحصیلی و شغل آشناشدن با استعدادها و توانمندی های فردی یکی از اهدافی است که مشاوره های شغلی می تواند در اختیار فرد بگذارد. البته قدم اول در انتخاب شغل شاید انتخاب صحیح رشته تحصیلی در دبیرستان و سپس دانشگاه باشد. با توجه به افزایش و فراوانی رشته ها و البته اهمیتی که تمایل و توانایی های فردی در این زمینه برعهده دارد، بهره گرفتن از دانش روانشناسان می تواند کمک کند تا انتخاب بهتری داشته باشیم. 7- به سوگ نشستن نزدیکان از دست دادن نزدیکان و تجربه داغدیدگی، یکی دیگر از موقعیت های دشوار زندگی است. استفاده از تجربه متخصصان در این موقعیت های دشوار می تواند کمک کند تا بهتر از این مرحله عبور کرده و عوارض کمتری را تجربه کنیم. توجه داشته باشید که غمگین شدن ولو به صورتی بسیار شدید، به خودی خود از نظر روانشناختی مشکل تلقی نمی شود، بلکه برای نمونه، طولانی شدن دوره سوگ و تغییرات نظام باورهاست که می تواند نشان دهنده لزوم مشاوره با روانشناسی باشد. 8- تغییرات میانسالی دوران میانسالی همراه با تغییراتی است که در صورت به کار بستن شیوه های مدیریتی صحیح، می تواند عوارضی را به دنبال داشته و سلامت روان را با مخاطراتی رو به رو سازد. به صورت معمول بسیاری از افراد در این دوره سنی تصور می کنند دیگر به سنی رسیده اند که باید خودشان از عهده تمامی مسائل برآمده و از دیگران و به ویژه جوانترها کمک نگیرند. اما خوب است به این نکته توجه داشته باشیم که آگاهی یافتن از تغییرات این دوران، خود قدم بسیار مهمی در پیشگیری از مشکلات احتمالی است. 9- ازدواج فرزندان اینکه جوانان در زمان انتخاب همسر و ازدواج به روانشناس مراجعه کنند، تا حد زیادی امر پذیرفته شده ای است، اما واقعیت این است که به نظر می رسد برای تکمیل کار لازم است تا والدین همسران جوان نیز در زمان ازدواج آنها از خدمات روانشناسی استفاده کنند. این نیاز را بیش از هر چیزی آمار شکایت از خانواده ها بابت دخالت در زندگی همسران نشان می دهد. درواقع در کشور ما یکی از دلایل مهم طلاق، دخالت خانواده ها عنوان می شود و چه بهتر که خانواده ها برای پیشگیری از بروز مشکل از خدمات تخصصی بهره بگیرند. 10- طلاق یکی از دشوارترین موقعیت ها برای هر فردی می تواند زمانی باشد که زندگی مشترک او به شکست میانجامد. هرچند خدمات روان شناسی می تواند از بروز بسیاری از طلاق ها، به شرط استفاده صحیح و به هنگام از این خدمات جلوگیری کند، اما به هر صورت بخشی از طلاق ها اجتناب ناپذیرند. نکته مهم این است که طلاق اگرچه به معنای پایان یافتن زندگی مشترک است، اما پایان زندگی فردی افراد نبوده و آنها حق دارند بعد از طلاق نیز از زندگی خود لذت برده و انتخاب های دیگری برای زندگی خود داشته باشند. روان شناسی می تواند در برهه حساس بعد از طلاق از بروز مشکلات جلوگیری کرده و به افراد کمک کند تا بهتر با این شرایط دشوار کنار بیایند و برای زندگی خود برنامه ریزی تازه ای داشته باشند. منبع: میگنا

more_vert چطور با شکست عاطفی مدارا کنیم؟

ادامه مطلب

closeچطور با شکست عاطفی مدارا کنیم؟

چطور با شکست عاطفی مدارا کنیم؟مهم‌ترین مسئله برای مقابله با از دست دادن عملکرد عادی روزمره است. امیراصلانی اظهار کرد: شاید عمومی‌ترین واکنشی که به عنوان یک راه حل به ذهن کسی که درگیر اتمام رابطه عاطفی است می‌رسد، این است که با یک شخص دیگر رابطه عاطفی برقرار کند. چنین فردی می‌خواهد به خودش ثابت کند که مشکلی نداشته است و به راحتی می‌تواند با یک نفر دیگر به نتیجه برسد، اما این تصور کاملا غلط است؛ در واقع تا زمانی که خاطره فرد قبلی در ذهن‌مان پررنگ است، نمی‌توان به راحتی وارد حریم شخص دیگری شد و این اقدام عجولانه می‌تواند به افسردگی‌های بلندمدت منتج شود. این روان‌شناس ادامه داد: پناه بردن به مواد وابستگی‌آور مانند سیگار برای فراموش کردن رنج‌های عاطفی بسیار اشتباه است؛ چراکه نه تنها درد را تسکین نمی‌دهد، بلکه به مرور فرد را دچار خمودگی عاطفی کرده و خروج از این شرایط را بغرنج‌تر می‌کند؛ در واقع باید به شکست عاطفی به عنوان یک فرصت خودشناسی نگاه کنیم و یقین داشته باشیم که افراد زیادی بعد از تمام شدن یک رابطه عاطفی، انسان مثبت‌تری شده‌اند. وی افزود: می‌توانیم از زاویه دید طرف مقابل هم به رابطه نگاه کنیم. نگاه کردن از زاویه دید کسی که با ما در رابطه عاطفی بوده و متقابلا چیزهایی از دست داده است، می‌تواند در این راه بسیار کمک‌کننده باشد. همچنین حتما باید با افراد قابل اعتماد صحبت کنیم؛ چراکه انسان بعد از تمام شدن رابطه عاطفی، از گیر کردن کلمه و بغض توی گلو احساس خفگی می‌کند ولی مراجعه به مشاور و روانشناس می‌تواند در روند بهبودی بسیار موثر باشد. امیراصلانی تصریح کرد: تا زمانی که بهبودی کامل نیافته‌ایم باید برای مدتی هم که شده از گوش دادن به موسیقی‌های غمگین، شنیدن اشعار عاشقانه، خواندن داستان شکست‌خوردگان عاشق دست برداریم؛ چراکه با نمک پاشیدن به زخم خود، مدام خودمان را ضعیف‌تر می کنیم و قدرت بلند شدن دوباره را به تعویق می‌اندازیم. این روان‌شناس تاکید کرد: باید این مساله را درک کنیم که هیچ‌چیزی به صورت اتفاقی در زندگی انسان روی نمی‌دهد و همه چیز نظمی الهی دارد. همه افکار، همه لحظات، هر عملی که انجام می‌گیرد، هر رابطه و هر پیشامدی که در زندگی اتفاق می‌افتد، به خاطر این است که فرد را به سمت مرحله بعدی یادگیری و رشد فردی راهنمایی و هدایت کند. منبع: سلامت نیوز

more_vert وقتی در زندگیمان شکست میخوریم چه کنیم؟

ادامه مطلب

closeوقتی در زندگیمان شکست میخوریم چه کنیم؟

شکست بخشی از زندگی است، از همان کودکی وقتی که همه توان مان را به کار می‌گرفتیم تا قاشق را خودمان به دست بگیریم و تنهایی غذا بخوریم اما وسط راه قاشق کج می‌شد و غذا می‌ریخت، و شاید هم زودتر، طعم شکست را احساس کردیم.شکست خوردنشکست چگونه در زندگی ما تاثیر میگذارد چگونه قادر خواهیم بود با شکست و پیامدهای آن روبه رو شویم مقابله با آسیب های شکست در زندگی بسیار مهم و حائز اهمیت است و می تواند احساسات منفی را از شما دور کند. شکست طعم گسی دارد اما گاهی شروع یک اتفاق خوب است. گاهی تمام تلاشمان را می‌کنیم تا روی شکست را نبینیم اما هر لحظه فاصله مان با او کمتر می‌شود. هیچ کس از شکست خوشش نمی‌آید و همه تلاش می‌کنند تا حد ممکن از وقوع آن پیشگیری کنند. اما برای بعضی‌ها این تلاش، حالت افراطی به خود می‌گیرد به‌طوری که آنها را از حرکت باز می‌دارد. این همان وقتی است که اصطلاحا شکست ترسناک می‌شود. ترس از شکست چه نشانه‌هایی دارد و چگونه می‌توان با آن مقابله کرد؟ شکست بخشی از زندگی است، از همان کودکی وقتی که همه توان مان را به کار می‌گرفتیم تا قاشق را خودمان به دست بگیریم و تنهایی غذا بخوریم اما وسط راه قاشق کج می‌شد و غذا می‌ریخت، و شاید هم زودتر، طعم شکست را احساس کردیم. خوبی آن دوران این بود که مزه شکست به تلخی اکنون نبود. خیلی راحت از آن عبور می‌کردیم و بلافاصله عزم مان را برای حل مشکل جزم می‌کردیم. کم کم که بزرگ‌تر شدیم نظرمان راجع به شکست هم عوض شد. نمی‌توانم بگویم دقیقا چه چیزی باعث این تغییر شد چون تجربه هر کس فرق می‌کند، اما هر چه بود آنقدر قوی بود که شکست را به یکی از ترسهای بزرگ بعضی از ما تبدیل کرد. آیا واقعا شکست ترسناک است؟شکست ناخوشایند است چون احساساتی مانند ناامیدی, خشم, ناکامی،, ناراحتی, پشیمانی, گناه, گیجی و سردرگمی را به همراه دارد، اما ترسناک نیست. آن چه که ایجاد ترس می‌کند، احساس شرمی است که در پس ظاهر ترس از شکست پنهان شده است. اگر دقت کرده باشید، دیده‌اید کسانی که از شکست می‌ترسند آدم‌هایی هستند که می‌توانند از پس مدیریت هیجان‌ها و احساسات همراه با شکست (یأس، خشم و…) بر آیند، این یعنی آنها از خود شکست نمی‌ترسند آن چه که آنها را می‌ترساند، احساس شرم بعد از آن است. برای مثال وقتی ما کاری را درست انجام نمی‌دهیم و بابت آن سرزنش می‌شویم احساس گناه یا پشیمانی می‌کنیم. وقتی درباره خودمان و شخصیتمان سرزنش می‌شویم، احساس بدی پیدا می‌کنیم که نامش شرم است. شرم هسته روان ما، هویت ما، عزت نفس ما و احساس خوب ما از خودمان را مورد حمله بی‌امان خود قرار می‌دهد و آنقدر به آسیب زدن ادامه می‌دهد که فرد به‌طور ناخودآگاه ترجیح می‌دهد با پیدا کردن راه‌هایی برای اجتناب از شکست‌های احتمالی بعدی از خودش محافظت کند. برای مثال فردی که قرار است در مصاحبه شغلی حاضر شود به جای آماده کردن خود برای زمان مصاحبه، وقتش را صرف کارهای غیر ضروری می‌کند. چنین رفتاری به او این امکان را می‌دهد که بعد از رد شدن در مصاحبه بگوید «من وقت نداشتم تا خودم را به خوبی برای مصاحبه آماده کنم» و به این ترتیب از شرمگین شدن خود بعد از شکست پیشگیری می‌کند. با این اوصاف باید گفت «ترس از شکست» یک اصطلاح غلط رایج است چون خود شکست عامل ترس نیست، البته چون هنوز جایگزین مناسبی برای آن پیدا نشده است همچنان در نوشته‌ها و سخنرانی‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. چه موقع شکست خطرناک است؟خب معمولش این است که بعد از هر شکستی آدم مدتی اعصابش خرد است و غمگین است اما خیلی طول نمی‌کشد که متوجه می‌شود این راهش نیست، بلند می‌شود و از نو شروع می‌کند. حال با هدفی نو یا با روشی نو. آن چه مهم است نفس انگیزه و اقدام دوباره به کار است. اما وقتی پای ترس از شکست وسط می‌آید، فرد به راحتی نمی‌تواند دوباره آستین بالا بزند. در نتیجه یا کاری را شروع نمی‌کند یا آن را تمام نمی‌کند. انگار انگیزه او برای اجتناب از شکست، بر انگیزه اش برای کسب موفقیت پیشی گرفته است. این وضعیت باعث می‌شود فرد به روش‌های مختلفی فرصت موفقیت‌های بعدی خود را خراب کرده و تصویری را که از خودش به عنوان یک آدم شکست خورده در ذهن ساخته تایید و تثبیت کند؛ و این خطرناک است. شکست ناخوشایند است چون احساساتی مانند نا امیدی، خشم، ناکامی، ناراحتی، پشیمانی، گناه، گیجی و سردرگمی را به همراه دارد، اما ترسناک نیست. آن چه که ایجاد ترس می‌کند، احساس شرمی است که در پس ظاهر ترس از شکست پنهان شده است. آیا از شکست می‌ترسید؟اگر مایلید بفهمید آیا از شکست می‌ترسید یا خیر ۱۰ جمله زیر را با دقت بخوانید و شدت هریک از آنها را در خودتان ارزیابی کنید. توجه داشته باشید که اولا این جملات برای تشخیص بالینی و چسباندن یک اختلال یا بیماری به کسی تهیه نشده‌اند و دوما همه ما تا حدودی به وجود این موارد در خودمان اذعان می‌کنیم. اگر بعد از خواندن این جملات به خودتان پاسخ «خیلی» و «زیاد» را دادید بهتر است برای کسب اطلاعات بیشتر و بررسی بهتر موضوع، با یک مشاور مجرب صحبت کنید. شکست، من را از این نگران می‌کند که دیگران راجع به من چه فکرهایی می‌کنند.شکست، من را درباره توانایی‌ام برای رسیدن به اهداف آینده‌ام نگران می‌کند.شکست، من را از این نگران می‌کند که نکند دیگران علاقه شان را نسبت به من از دست بدهند.شکست، من را درباره هوش و توانایی‌ام نگران می‌کند.شکست، من را از این نگران می‌کند که نکند کسانی را که برایم مهم هستند نا امید کنم. من مایلم قبل از اعلام شدن نتیجه هر کاری، جلو جلو به دیگران بگویم که «موفق نمی‌شوم» تا انتظارات آنها را از خودم کم کنم.وقتی در کاری شکست می‌خورم، به سختی می‌توانم به راه‌های دیگری که برای موفقیت وجود دارند فکر کنم.من اغلب اوقات، در دقیقه نودِ انجام کارها سردرد، معده درد و یا دردهای دیگر می‌گیرم و نمی‌توانم آن را انجام دهم. من اغلب قبل ازاقدام به کار، مشغول چیزهایی می‌شوم که حواسم را پرت می‌کنند و فرصت آماده شدن را از من می‌گیرند. وقتی بعدها به آن موقعیت فکر می‌کنم می‌بینم آن مشغولیت‌ها آنقدر هم که در آن زمان به نظرم مهم می‌آمدند ضروری نبودند. من در انجام کارها خیلی «امروز و فردا می‌کنم» و «وقت کم می‌آورم». چه باید کرد؟یک نکته مهم در شناسایی ترس از شکست، توجه به ناخودآگاه بودن این موضوع است. به عبارت دیگر برای شناسایی آن در خود، باید روان را مورد توجه عمیق قرار داده و در لایه‌های زیرین آن پرسش‌هایی را از خود مطرح کرد. بعد از شناسایی، می‌توان برای اصلاح اقدام کرد. از سه طریق:پذیرش ترس. به‌طور کلی پذیرش هر مساله‌ای باعث می‌شود که آن مساله از سطح نا خودآگاه خارج شده و خودآگاه شود. در نتیجه بهبود بخشیدن به آن هم ممکن می‌شود. در اینجا هم مهم است بپذیریم که ما از شکست می‌ترسیم چون در ما احساس شرم به وجود می‌آورد. صحبت کردن با افراد قابل اعتماد. صحبت کردن و جلب همدلی افراد قابل اعتماد کمک می‌کند تا عزت نفس‌مان حفظ شده و بار سنگین نگرانی‌هایی که راجع به نظر دیگران داریم کم شود. تمرکز بر جنبه‌هایی از کار که تحت کنترل هستند. شکست به معنای از دست دادن کنترل بر همه جنبه‌های کار نیست. همیشه جنبه‌هایی هستند که همچنان تحت کنترل ما باقی می‌مانند. بعد از شناسایی کردن این جنبه‌ها می‌توانیم فکری هم به حال جنبه‌هایی که تحت کنترل نیستند بکنیم. برای مثال می‌توانیم با استفاده از توفان فکری، راه‌های مختلفی را که به ذهنمان می‌رسد یادداشت کرده و بعد عاقلانه‌ترین آنها را انتخاب کنیم. سپس دست به اقدام بزنیم. منبع: روزنامه آرمان امروز

more_vert باید‌ها و نباید‌ها پس از شکست عاطفی

ادامه مطلب

closeباید‌ها و نباید‌ها پس از شکست عاطفی

حکایتی که از یک‌سو پر از خاطرات هیجان‌انگیز و امیدآفرین است و از سوی دیگر وقتی به ناکامی می‌رسد، غم‌انگیزترین و اندوهناک‌ترین تجربه فرد را رقم می‌زند. خوب یا بد، ارتباط عاطفی در جامعه کنونی ما، حقیقتی انکارناپذیر است. کم شدن نظارت خانواده‌ها، افزایش روزافزون وسایل ارتباط‌جمعی و عضویت در شبکه‌های اجتماعی و گروه‌های مختلف وجود این روابط را تسهیل کرده است؛ ارتباطاتی که در قالب دوستی‌های اجتماعی، روابط ساده و معمولی دانشگاهی یا روابط رسمی و کاری آغاز می‌شود، اما به تدریج با گذشت زمان، شکل جدی‌تری به خود می‌گیرند و در نهایت به یک «ارتباط عاطفی عمیق» تبدیل می‌شود. حالا اگر دو طرف به بلوغ و پختگی قابل قبولی رسیده باشند، می‌توانند درباره این ارتباط حرف بزنند و به گونه‌ای منطقی آن را مدیریت کنند و به سامان برسانند، اما وای از آن روزی که یک یا هر دو طرف رابطه نتوانند تکلیف و مسئولیت خود را شناسایی کنند، آن وقت با ارتباطی پرتنش، پراضطراب و بی‌هدف مواجه می‌شوند و یک شکست عاطفی سنگین و پرهزینه این پازل آزاردهنده را تکمیل خواهد کرد. در واقع بسیاری از جوانان و نوجوانان همان‌قدر که شیوه درست برقراری یک ارتباط عاطفی سالم را نیاموخته‌اند، به همان اندازه هم یاد نگرفته‌اند با تمام شدن یک ارتباط چگونه کنار بیایند و حاصل این ندانستن‌ها چیزی نیست جز شکل‌های مختلف افسردگی، ایجاد خشم‌ و حس انتقام، انجام رفتارهای نامعقول و خطرناکی همچون اسیدپاشی و حتی قتل. حالا یک رابطه آشنایی یا نامزدی به اتمام رسیده، نه می‌توان زمان را به عقب برد و جلوی این اتفاقات را گرفت، و نه می‌توان شرایط را برای ادامه ارتباط تغییر داد که اگر می‌شد حتما این قطع ارتباط صورت نمی‌گرفت. پس از اتفاقاتی از این دست، دختران احساس خسارت بیشتری دارند، آنها گمان می‌کنند زمان‌شان را از دست داده‌اند و برای کسی سرمایه‌گذاری عاطفی کرده‌اند که در خواسته‌اش جدی یا منطقی نبوده است؛ اما حقیقت این است که ارتباط عاطفی یک اتفاق دو سویه است، یعنی هر دو طرف از این ناکامی رنج می‌برند، اما باید این نکته را هم در نظر داشت که معمولا کسی که برای تمام کردن رابطه اقدام می‌کند با احساس گناه، دست و پنجه نرم می‌کند در حالی که طرف مقابل با حس قربانی بودن رنج می‌کشد. پسران پس از شکست عاطفی بیشتر خودشان را سرگرم کار و فعالیت فیزیکی می‌کنند درحالیکه دختران در غم و انزوا فرو می‌روند. به ثمر نرساندن یک ارتباط می‌تواند دلیلی بر ضعف و بی‌عرضگی مرد تلقی شود، اما زنان در این مواقع با یکدیگر همدلی و همراهی بیشتری می‌کنند. سوال اصلی اینجاست پس از قطع ارتباط، چه کارهایی بکنیم و چه کارهایی نکنیم؟ اول به سراغ ورود ممنوع‌های قطع ارتباط می‌رویم: لطفا او را پیگیری نکنید: با وجود این همه وسایل ارتباطی پیگیری نکردن یک فرد خاص، علامت مصمم بودن شماست، وگرنه پیگیری کردن شبکه‌های اجتماعی و گروه‌های مختلفی که افراد در آن عضو هستند با یک سرچ اینترنتی ساده امکان‌پذیر است. پس اگر می‌خواهید زودتر اوضاعتان روبه‌راه شود نبینید، نشنوید و ننویسید یعنی نه عکس‌های به روز شده‌اش را چک کنید، نه تماس تلفنی بگیرید، نه پیام و کامنت و ایمیل برایش بفرستید. به دنبال مسکن‌های خطرناک نگردید: لطفا دور مواد مخدر و مشروبات الکلی را خط بکشید. قرار نیست یک شکست عشقی تمام زندگی و آینده شما را به سوی نابودی بکشاند. شما اولین نفری نیستید که دچار این رنج می‌شود و آخرین نفر هم نخواهید بود، پس به دنبال روش‌های درست درمان باشید. مسکن‌های زودگذر و خطرناکی از جنس مواد اعتیادآور شما را برای ساعتی آرام می‌کند، اما برای تمام عمر زندگی‌تان را تباه خواهد کرد. با توجه به حال و اوضاعی که تجربه می‌کنید نزد روان‌شناس یا روانپزشک بروید آنها نسخه‌های ایمن‌تری برایتان می‌پیچند. مصرف برخی از داروهای ضدافسردگی می‌تواند روند بهبودتان را تسریع کند، اما دقت کنید داروهای ضدافسردگی تجویز شده توسط پزشک نه مخدر یا الکل. به دنبال جایگزین نگردید: اگر بخواهید یک رابطه تازه را سر بیندازید حتما موفق می‌شوید؛ اما فراموش نکنید این ارتباط هم محکوم به فناست با این تفاوت که در اینجا شما یک نفر دیگر را هم قربانی وضعیت خودتان کرده‌اید. شاید ظاهرا یک ارتباط تازه حالتان را بهتر کند یا دهن‌کجی درست و درمانی به نفر قبلی باشد‌! اما روان‌شناسان معتقدند حداقل باید شش ماه از قطع ارتباط عاطفی شما گذشته باشد تا از نظر روانی آمادگی پذیرش یک ارتباط جدی و آینده‌دار را داشته باشید. وقتی به محض قطع ارتباط وارد یک آشنایی جدید می‌شوید یا کسی را انتخاب می‌کنید که به‌شدت به نفر قبلی نزدیک است یا به شکل معناداری با او متضاد است، خلاصه که اتفاقات گذشته، انتخاب‌های شما را سخت، تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. تا اینجا از نبایدها گفتیم بد نیست کمی هم از بایدها بگوییم: به روان‌شناس مراجعه کنید: به جای تلنبار کردن درددل‌هایتان و تحمل انزوا و تنهایی به یک مشاور یا روان‌شناس متخصص در حوزه ارتباط مراجعه کنید. اینکار را با دو هدف انجام دهید اول این‌که حال و اوضاع روانی خودتان را مساعد کنید و اگر نیاز به مصرف دارو هست به روانپزشک ارجاع شوید و دوم برای این‌که اشتباهات و آسیب‌های ارتباط قبلی را دریابید و خلاصه از آن تجربه تلخ، درس بگیرید. از نگاه طرف مقابل این اتفاق را حلاجی کنید: خیلی وقت‌ها اگر بتوانید خودتان را به جای طرف مقابل تصور کنید و خود را در شرایط او بسنجید به این نتیجه می‌رسید آن شکست عاطفی یک تصمیم منطقی و درست بوده. آن‌وقت شاید به او هم حق بدهید. وقتی سهم خودتان و شرایط را در این اتفاق می‌سنجید می‌توانید خشم‌تان را کاهش دهید و دست از افکار انتقام‌جویانه بردارید و خلاصه خودتان را آرام کنید. در سرمایه‌گذاری عاطفی منطقی باشید: زمان در گذر است و سرانجام مدتی از این شکست عاطفی خواهد گذشت. اما هر زمانی که تصمیم داشتید دوباره دلبسته کسی شوید مراقب باشید که چه میزانی سرمایه‌گذاری عاطفی کنید و تمام فعالیت‌های زندگی‌تان را محدود به حضور و وجود او نکنید ضمن این‌که به او هم این محدودیت را تحمیل نکنید. هر کدام از شما باید یک حریم شخصی سالم در زندگی داشته باشد. منبع:‌ روزنامه جام جم