جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert چه کنیم تا بقیه به ما گوش بدهند؟

ادامه مطلب

closeچه کنیم تا بقیه به ما گوش بدهند؟

واقعا لازم نیست با مهارت حرف زدن در میان عموم متولد شده باشید تا بدانید چکار کنید که بقیه به حرف‌های‌تان گوش بدهند. بلکه این مهارتی است که هر کسی که بخواهد می‌تواند آن را یاد بگیرد و به تبحر برسد. اگر قصد دارید مهارت صحبت در میان عموم را به خوبی یاد بگیرید در این مطلب برخی از بهترین نکات را به شما یادآوری می‌کنیم. کنترل تُن صدا تُن صدای شما بهترین ابزاری است که دیگران را جذب می‌کند تا شما را بشنوند. تُن صدا شامل گونه‌ی کاربردی صداست همراه با طیفی از صداهایی که هنگام حرف زدن استفاده می‌کنید. در یک مکالمه‌ی معمولی سعی کنید از گلوی‌تان صحبت کنید اما وقتی که با حضار صحبت می‌کنید باید از سینه‌تان حرف بزنید. علاوه بر تُن صدا، باید هنگام صحبت مراقب اعتماد بنفس‌‌تان نیز باشید. کلمات و عباراتی که نیاز به تاکید دارند با تاکید بیان کنید تا به راحتی توجه افراد بیشتری را جلب کنید. با تاکید ادا کردن کلمات این امکان را به شنوند‌ه‌ها می‌دهید که بدانند چیزی که می‌گویید مهم است. یادتان باشد وقتی زیر و بم صدای خود را تغییر می‌دهید، معنای چیزی که می‌گویید نیز تغییر می‌کند پس از آن درست استفاده کنید. بیان احساس در گفتار (پروسودی) پروسودی به الگو و ریتمی گفته می‌شود که افراد در شعر از آن استفاده می‌کنند و جزئی مهم از سخنرانی برای جمع است که نباید از آن غافل شوید. زمانی که با یک تُن یکنواخت صحبت می‌کنید، ممکن است شنونده کسل شود. در نتیجه دیگر به چیزهایی که شما می‌گویید گوش نخواهد کرد. گهگاه در گفتارتان احساساتی را بیان کنید تا شنونده‌ها را جذب کنید. سرعت مناسب برای حرف زدن وقتی که خیلی تند یا خیلی آهسته حرف می‌زنید نمی‌توانید دیگران را جذب کنید تا به شما گوش بدهند. شما باید مناسب‌ترین سرعت را برای کلام خود انتخاب کنید. اگر خیلی سریع حرف بزنید این پیام را به شنونده منتقل می‌کنید که هیجان زده هستید. وقتی خیلی آهسته حرف می‌زنید نیز باعث احساس خواب آلودگی شنونده خواهید شد. البته همیشه باید اهیمت «ساکت شدن» را مد نظر داشته باشید و هر ازگاهی که لازم شد شنونده در مورد چیزی که گفته‌اید فکر کند یا حرف‌های‌تان را درک و تجزیه و تحلیل کند از آن استفاده کنید. ولوم (رسایی) ولوم صدای شما با تُن صدای‌تان فرق می‌کند. اینکه بدانید چه زمانی صدای خود را بالا ببرید کمک‌تان می‌کند توجه شنوندگان را جلب کرده و آنها را سر شوق بیاورید. یادتان باشد اینکه بدانید چطور ولوم صدای خود را بالا یا پایین کنید کافی نیست، اگر می‌خواهید کلام‌تان خیلی موثرتر شود باید این را هم بدانید که چه زمانی ولوم صدای خود را تغییر دهید. تماس چشمی حفظ تماس چشمی خیلی مهم است زیرا به شما این فرصت را می‌دهد که با شنونده‌های‌تان ارتباط بهتری برقرار کنید. ضمنا داشتن تماس چشمی باعث می‌شود شنونده‌ها چیزی که شما می‌گویید را علاوه بر شنیدن حس نیز بکنند. تا جایی که ممکن است سعی کنید با تمام شنونده‌های‌تان این ارتباط چشمی را حفظ کنید تا مطمئن شوید که همه به حرف‌های شما توجه می‌کنند. پرهیز از اغراق وقتی بزرگنمایی و غلو می‌کنید به زبانی که از آن استفاده می‌کنید توهین می‌کنید. پس سعی کنید کلمات خود را محدود کنید، مخصوصا وقتی که راجع به موضوعی ساده و اصولی حرف می‌زنید. مشکل اغراق این است که باعث می‌شود در معرض دروغ گفتن قرار بگیرید و وقتی دروغ می‌گویید تا تاثیر بگذارید، شنونده‌ها علاقه و اشتیاق خود را نسبت به حرف‌های شما از دست می‌دهند. اجتناب از قضاوت در کلام آدم‌ها وقتی تصحیح می‌شوند یا راه حلی به آنها ارائه می‌شود گوش می‌‌دهند اما زمانی که احساس کنند قضاوت می‌شوند احتمال اینکه دیگر نخواهند گوش دهند بسیار زیاد است. اگر شنونده‌های شما چیزهایی که انتظار دارند را نشوند هم ممکن است همین اتفاق بیفتد. مثلا اگر قصد شما از حرف زدن پیشنهاد راه حل باشد باید پیشنهادها را ارائه دهید و شنونده‌ها را منتظر و بلاتکلیف نگه ندارید. هر زمانی از صحبت شما اگر احساس کنند حرف‌های شما چیزی نیست که منتظرش بودند، علاقه‌ و تمرکز خود را از دست داده و توجه خود را معطوف چیزهای دیگری خواهند کرد. منبع: برترین ها

more_vert کتاب نالنده‌تر از هزار دستان؛ درس‌نامه‌ی فارسی نهم

ادامه مطلب

closeکتاب نالنده‌تر از هزار دستان؛ درس‌نامه‌ی فارسی نهم

کتاب نالنده‌تر از هزار دستان؛ درس‌نامه‌ی فارسی نهم (بر پایه‌ی پنج گنج نظامی و شاعران بزرگ زبان فارسی) نوشتۀ محمد مفتاحی و زهرا طهماسبی نمینی، اثری بر پایۀ ادبیات نهم دورۀ اول دبیرستان است. در ابتدای هر درس نکات مهم دربارۀ آرایه‌های ادبی و دانش‌های زبانی توضیح داده شده و سپس تمرین‌هایی بر پایۀ درس مورد نظر، آمده است. در بین این تمرین‌ها، مثال‌هایی هم از پنج گنج نظامی و دیگر شاعران بزرگ ایران زمین گنجانده شده است. تجربۀ سال‌های تدریس، به نگارندگان این کتاب آموخته است، که پاسخ دادن به تمرین‌هایی از این دست، سبب کسب مهارت در پاسخ گفتن به پرسش‌هایی با روش‌های دیگر می‌شود. در بخشی از کتاب نالنده‌تر از هزار دستان می‌خوانیم: ردیف: واژه‌هایی هستند که بعد از قافیه و در پایان مصراع‌ها به طور یکسان تکرار می‌شوند. آوردن ردیف در شعر اختیاری است. ردیف علاوه بر این که آهنگ و موسیقی شعر را افزایش می‌دهد، پیوندهای جدیدی با واژگان بیت‌ها پدید می‌آورد و ظرفیت معنایی شعر را افزایش می‌دهد. ردیف گاهی اسم، فعل، صفت و ... است. گاهی نیز به شکل عبارت می‌آید. لحن عاطفی:لحن عاطفی با احساسات، عواطف و خواست‌های انسان پیوند دارد. این لحن کاربرد گسترده‌ای در شعر دارد. خوانش متن با این لحن، با کشش آوایی و نرمی آهنگ کلام و تکیه و رنگ‌های مناسب همراه است و با عواطف و احساسات لطیف بازگو می‌شود. لحن شاد:در لحن شاد و شوق‌انگیز، شنونده به شادی و نشاط، فراخوانده می‌شود. پس آهنگ خوانش، باید به گونه‌ای باشد که شنونده شادابی و خوش خبری و بشارت را احساس کند و با حس و حال خواننده و متن همراه شود.   فهرست مطالبپیش‌گفتاردرس اول: یادآوری آرایه‌های ادبیدرس دوم: گروه اسمیدرس سوم: استفهام انکاریدرس چهارم: صفت‌های سنجشی (برتر- برترین)درس پنجم: درس آزاد استدرس ششم: زمان حال (مضارع)درس هفتم: تخلصدرس هشتم: لحن میهنیدرس نهم: فعل‌های ماضی یا گذشتهدرس دهم: لحن حماسی - رواییدرس یازدهمدرس دوازدهمدرس سیزدهم: ردیفدرس چهاردهم: قیددرس پانزدهم: درس آزاد استدرس شانزدهم: واژه‌های ساده و غیرسادهدرس هفدهم

more_vert کتاب نالنده‌تر از هزار دستان؛ درس‌نامه‌ی فارسی نهم

ادامه مطلب

closeکتاب نالنده‌تر از هزار دستان؛ درس‌نامه‌ی فارسی نهم

 (بر پایه‌ی پنج گنج نظامی و شاعران بزرگ زبان فارسی) کتاب نالنده‌تر از هزار دستان؛ درس‌نامه‌ی فارسی نهم (بر پایه‌ی پنج گنج نظامی و شاعران بزرگ زبان فارسی) نوشتۀ محمد مفتاحی و زهرا طهماسبی نمینی، اثری بر پایۀ ادبیات نهم دورۀ اول دبیرستان است. در ابتدای هر درس نکات مهم دربارۀ آرایه‌های ادبی و دانش‌های زبانی توضیح داده شده و سپس تمرین‌هایی بر پایۀ درس مورد نظر، آمده است. در بین این تمرین‌ها، مثال‌هایی هم از پنج گنج نظامی و دیگر شاعران بزرگ ایران زمین گنجانده شده است. تجربۀ سال‌های تدریس، به نگارندگان این کتاب آموخته است، که پاسخ دادن به تمرین‌هایی از این دست، سبب کسب مهارت در پاسخ گفتن به پرسش‌هایی با روش‌های دیگر می‌شود. در بخشی از کتاب نالنده‌تر از هزار دستان می‌خوانیم: ردیف: واژه‌هایی هستند که بعد از قافیه و در پایان مصراع‌ها به طور یکسان تکرار می‌شوند. آوردن ردیف در شعر اختیاری است. ردیف علاوه بر این که آهنگ و موسیقی شعر را افزایش می‌دهد، پیوندهای جدیدی با واژگان بیت‌ها پدید می‌آورد و ظرفیت معنایی شعر را افزایش می‌دهد. ردیف گاهی اسم، فعل، صفت و ... است. گاهی نیز به شکل عبارت می‌آید. لحن عاطفی:لحن عاطفی با احساسات، عواطف و خواست‌های انسان پیوند دارد. این لحن کاربرد گسترده‌ای در شعر دارد. خوانش متن با این لحن، با کشش آوایی و نرمی آهنگ کلام و تکیه و رنگ‌های مناسب همراه است و با عواطف و احساسات لطیف بازگو می‌شود. لحن شاد:در لحن شاد و شوق‌انگیز، شنونده به شادی و نشاط، فراخوانده می‌شود. پس آهنگ خوانش، باید به گونه‌ای باشد که شنونده شادابی و خوش خبری و بشارت را احساس کند و با حس و حال خواننده و متن همراه شود. فهرست مطالب پیش‌گفتاردرس اول: یادآوری آرایه‌های ادبیدرس دوم: گروه اسمیدرس سوم: استفهام انکاریدرس چهارم: صفت‌های سنجشی (برتر- برترین)درس پنجم: درس آزاد استدرس ششم: زمان حال (مضارع)درس هفتم: تخلصدرس هشتم: لحن میهنیدرس نهم: فعل‌های ماضی یا گذشتهدرس دهم: لحن حماسی - رواییدرس یازدهمدرس دوازدهمدرس سیزدهم: ردیفدرس چهاردهم: قیددرس پانزدهم: درس آزاد استدرس شانزدهم: واژه‌های ساده و غیرسادهدرس هفدهم

more_vert این 8 مهارت اجتماعی مهم را حتما به کودکان خود آموزش دهید

ادامه مطلب

closeاین 8 مهارت اجتماعی مهم را حتما به کودکان خود آموزش دهید

کودکان برای آنکه بتوانند خودشان را با اجتماعی که در آن زندگی می‌کنند، سازگارتر کنند، باید مهارت‌های اجتماعی گوناگون را بیاموزند‌. این مهارت‌ها در برگیرنده طیف وسیعی از توانایی‌های گروهی‌، از آغاز‌، حفظ و پایان یک مکالمه ساده تا تشخیص علائم ارتباط اجتماعی و حتی پیچیده‌ترین آنها مثل‌، فرایند حل مشکل و تعارض است. والدین می‌توانند این مهارت‌ها را با استفاده از روش‌های گوناگون مثل مدل‌سازی‌، نقش بازی کردن و اجرای نمایش و تمرین به فرزندانشان بیاموزند. مهم‌ترین مهارت‌های اجتماعی لازم برای کودکان، عبارتند از: 1- سلام کردن: کودکان از طریق تعامل با همسالان شان با آنها ارتباط برقرار می‌کنند. نخستین گام در برقراری ارتباط، سلام کردن به دیگری است. ما نه تنها با استفاده از واژگانی مثل «سلام» و «حالت چطوره»، بلکه با تغییر حالت چهره، تن صدا، ژست و فرم نشستن و ایستادن نیز با افراد دیگر ارتباط برقرار می‌کنیم. کودکانی که مشکل ارتباطی دارند، ممکن است به افراد آشنای خود هم سلام نکنند. آنها ممکن است درست کنار دوست شان راه بروند، ولی حتی یک نگاه هم به او نکنند یا اگر حرفی بزنند، احتمالاً تماس چشمی با او برقرار نمی‌کنند و سرشان را به زیر می‌اندازند. در مواردی، اگر سلام هم بگویند، ممکن است تن صدای شان چندان دوستانه و صمیمی نباشد. بخش غیرکلامی سلام کردن هم به اندازه بخش کلامی آن اهمیت دارد. هنگام سلام کردن مهم نیست که کودک از چه عبارت و جمله‌ای استفاده می‌کند یا با چه لحن و حالتی جمله‌اش را بیان می‌کند، مهم آن است که طوری به دوستش سلام کند که او از دیدنش احساس شادی و خوشحالی کند. 2- پیش قدم شدن در گفت‌وگو‌: بعد از سلام و احوال پرسی‌، معمولا گفت‌وگو شروع می‌شود‌. برای ورود به بحث‌، کودک باید بتواند مکالمه‌ای را آغاز کند‌، ادامه دهد و به پایان برساند. این مهارت مستلزم خوب گوش دادن و توجه کردن است. برای مثال‌، او باید اصل «رعایت نوبت» را بداند‌. گاهی کودکان موضوعی برای صحبت کردن با یکدیگر ندارند، در اینگونه موارد می‌توانند پرسشی را مطرح کنند؛ مثل کارتون خرس‌ها را دیده‌ای؟ یا می‌دانی در مدرسه چه اتفاقی افتاده است؟موضوع بحث باید برای هر دو طرف جالب و جذاب باشد تا هر دو را به نوعی درگیر صحبت کند. مکالمه یکطرفه موجب خستگی و کسالت دو طرف می‌شود و ممکن است موجب قطع همین ارتباط ساده هم شود. حتی ممکن است تأثیری منفی در ذهن آن دو بگذارد و در آینده هم تمایلی برای صحبت کردن با هم نداشته باشند. پس گوش کردن مثل صحبت کردن مهم است. اگر کودک علاقه‌ای به آنچه دوستش می‌گوید، از خود نشان ندهد، ممکن است از صحبت کردن با او منصرف شود. کودکان کم توجه و پرتحرک، اغلب زمان صحبت کردن و گوش کردن را درست تشخیص نمی‌دهند. 3- درک احساس شنونده: زمانی که یک گفت‌وگو آغاز می‌شود، برای حفظ و ادامه آن لازم است که گوینده به حالت‌های عاطفی شنونده‌اش توجه داشته باشد. کودکانی که مشکل ارتباطی دارند، اغلب در درک احساس شنونده نیز ناتوان هستند، درحالی‌که کودک اجتماعی، سریع و راحت می‌تواند حالت‌های احساسی شنونده‌اش را بشناسد و طبقه‌بندی کند، آنگاه سخنانش را ارزیابی کند و براساس پاسخ‌هایی که از شنونده دریافت می‌دارد، کلماتش را انتخاب کرده و گفت‌وگو را ادامه دهد. 4- همدلی کردن: همدلی کردن شبیه درک گفته‌های دیگران است، با این تفاوت که شنونده باید سعی کند احساسات سایر افراد را نیز درک ‌کند. همدلی کردن این امکان را به فرد می‌دهد که بتواند ارتباطی واقعی با دوستانش برقرار کند. برای مثال، اگر دانش‌آموزی در درس ریاضی نمره20 گرفته ولی دوستش 11 شده است، بتواند شادی خود را کنترل کرده و با دوستش به ابراز همدردی بپردازد. او می‌تواند با گفتن جمله‌ای نظیر « اشکال ندارد، سعی کن در امتحان بعدی بیشتر درس بخوانی تا نمره بهتری بگیری»، او را دلداری دهد. 5- یافتن نقاط مشترک: برای حفظ یک مکالمه دوستانه، توجه به نقاط مشترک هر دو طرف اهمیتی خاص دارد. این سرنخ‌ها به کودک یا نوجوان کمک می‌کند تا تمایل بیشتری برای ادامه دوستی و دیدارهای بعدی با هم داشته باشند. بخش مهم شناخت این سرنخ‌ها، توجه به لحن و زیر و بم صدای افراد است. برای مثال هر دو از یک ویژگی آموزگارشان خوش‌شان بیاید یا به ورزش فوتبال علاقه‌مند باشند. 6- پیش‌بینی کردن: برای حفظ گفت‌وگو، کودک باید از قبل بتواند تأثیر گفته‌های خود را بر شنونده پیش‌بینی کند و افکار شنونده را درنظر داشته باشد. برای مثال، اگر احساس می‌کند که جمله‌اش می‌تواند موجب ناراحتی، آزردگی، خشم یا اندوه شنونده شود، ممکن است شیوه بیان کلمات یا جملات خود را تغییر دهد. کودکان غیراجتماعی معمولا توجهی به این نکته ندارند و قادر نیستند کلام خود را تغییر دهند. در مورد آنچه قصد دارند بگویند، کمی فکر می‌کنند و آنگاه به زبان می‌آورند. برای مثال، وقتی کودکان و نوجوانان در حال صحبت درباره تیم ورزشی مورد علاقه‌شان هستند و از این گفت‌وگوی خود لذت می‌برند، بدیهی است اگر یک نفر به آنها بگوید «هفته دیگر امتحان ریاضی داریم، آیا شما تمرین کرده‌اید؟» خوش‌شان نخواهد آمد و او را طرد خواهند کرد. زمانی که فرد کلام دیگران را قطع می‌کند (وسط حرف دیگران می‌پرد) و بدون درنظر گرفتن شرایط فعلی جمع، سخنی می‌گوید، مورد بی‌مهری سایرین قرار خواهد گرفت. 7- شیوه حل مسئله: بخش دیگری از مهارت اجتماعی افراد مربوط به تشخیص درست اختلاف‌ها و مسائل بین افراد است. گاهی ممکن است فردی با گفته‌های شما موافق نباشد و از شنیدن سخنان شما خشمگین شود و شروع به پرخاشگری و تندی با شما کند، در اینگونه موارد چگونگی پاسخ‌دهی شما به حالات عاطفی شنونده، تأثیر زیادی بر روند گفت‌وگو دارد. کودکان و نوجوانانی که توانایی درک اختلاف ضمن گفت‌وگو را ندارند، معمولا دچار ضعف ارتباطی هستند. آنها خیلی زود عصبانی می‌شوند و ممکن است از صحبت کردن با شنونده تا مدت‌ها صرف‌نظر کنند. اینگونه موارد (چگونگی پاسخ‌دهی شما به حالات عاطفی شنونده) تأثیر زیادی بر روند گفت‌وگو دارد. کودکان و نوجوانانی که توانایی درک اختلاف ضمن گفت‌وگو را ندارند، معمولاً دچار ضعف ارتباطی هستند. آنها خیلی زود عصبانی می‌شوند و ممکن است از صحبت کردن با شنونده تا مدت‌ها صرف‌نظر کنند. اینگونه کودکان می‌خواهند همیشه برنده باشند و اصلا برایشان مهم نیست که چه بهایی برای این برنده شدن باید بپردازند (از دست دادن دوست). این گروه مدام در اجتماع لطمه می‌خورند و برای خودشان دشمن می‌تراشند. اختلاف داشتن با دیگران اجتناب‌ناپذیر است و اغلب برای شفاف‌سازی‌ موضوع باید به گفت‌وگو بپردازند. برای یک مکالمه و گفت‌وگوی دو طرفه و حفظ روابط دوستی نیاز به برنده شدن یکطرفه نیست، بلکه باید هر دوطرف از مکالمه برنده بیرون بیایند. 8- عذرخواهی کردن: هر فردی ممکن است گاهی دچار سوءتفاهم و اشتباه در روابط اجتماعی خود با دیگران شود. فردی که از مهارت‌های اجتماعی بالایی برخورد است، با اعتماد به نفس کافی پا پیش می‌گذارد و بابت اشتباهش عذرخواهی می‌کند. با این شیوه پسندیده، او سریع و آسان می‌تواند رفتارش را تصحیح کند. کودکانی که در مهارت‌های اجتماعی ضعیف هستند، هنگام بیان عذرخواهی دچار دردسر می‌شوند و دست و پای خود را گم می‌کنند. آنها می‌ترسند که دیگران آنها را احمق بدانند درحالی‌که مردم معمولا برای کسی که بابت اشتباه خود عذرخواهی می‌کند، احترام و ارزش بیشتری قائل هستند. منبع: همشهری

more_vert ابراز مخالفت با کمترین هزینـه

ادامه مطلب

closeابراز مخالفت با کمترین هزینـه

چگونه نه بگوییم انسان، متفکر و صاحب اندیشه آفریده شده است، موجودی که فکر کرده و براساس تجربه‌هایش به نتایج و عقایدی دست پیدا می‌کند. هیچ کس دقیقا مانند دیگری نمی‌اندیشد. البته این لطف زندگی است. زیرا اگر قرار باشد همه مانند هم فکر کنند و رفتارکاملا یکسانی داشته باشند زندگی بیش از حد آرام و کسل‌کننده پیش می‌رود. با این حال گاهی اوقات مخالفت با دیگران کشمکش‌هایی را به وجود می‌آورد و اطرافیان را به جان یکدیگر می‌اندازد. مردم با شنیدن عقاید مخالف خود، بشدت عصبانی شده و از کوره درمی‌روند و با یکدیگر بد رفتاری می‌کنند. مخالفت با دیگری بدون رنجاندن یا خشمگین کردن او هنری است که باید آموخت: شنونده خوبی باشیدشنونده خوب کسی است که واقعا می‌خواهد بفهمد دیگری چه می‌گوید. البته ممکن است مخالف عقاید او باشد، اما بخوبی به سخنانش گوش می‌دهد تا بتواند دقیقا مشخص کند با چه چیزی مخالف است. اگر با کسی مخالف هستید از خودتان بپرسید آیا کاملا متوجه حرف‌هایش شده‌اید یا خیر. گاهی اوقات بدون این که متوجه موضوع اصلی شده باشید و بر اثر یک سوءتفاهم به مخالفت و مشاجره می‌پردازید. اختلاف را هدف بگیریدهنگام گفت‌وگو و شنیدن عقاید مخالف باید موضوع مطرح شده را هدف قرار بدهید. اگر شخصیت فردی را که عقایدی مخالف با شما دارد لگدمال کنید، او را در حالت تدافعی قرار می‌دهید و هرگز نمی‌توانید نظر مخالف‌تان را به گونه‌ای که شرایط را متشنج نکند، مطرح کنید. شما بهترین نیستیدچیزی که باعث می‌شود کسی به مخالفت‌هایتان اهمیتی ندهد و حتی دلخور شود، این است که مخالفت‌تان را طوری بیان کنید که انگار دیگری کودک است و شما بهتر از او صلاحش را می‌دانید. چنین برخوردهایی درست مانند این است که به دیگران بگویید «شما نمی‌دانید چگونه زندگی کنید و فقط این من هستم که درست می‌گویم و می‌خواهم اراده‌ام را به شما تحمیل کنم.» نتیجه این رفتار از پیش معلوم است! وقتی درخصوص موضوعی اظهارنظر می‌کنید به کاربردن عبارات عذرخواهی نامناسب است. مثلا وقتی می‌گویید «ببخشید، نمی‌خواستم تو را ناراحت کنم» خوب است، اما گفتن این عبارت وقتی با عقیده کسی مخالف هستید، درست مانند این است که مطمئن نیستید واقعا حق با شما باشد و از رنجاندن دیگران می‌ترسید. این طرز صحبت کردن موجب می‌شود طرف مقابل اهمیتی به حرف‌هایتان ندهد و باز هم ساز خودش را بزند. به تفاوت‌های یکدیگر احترام بگذاریدوقتی کسی از موضوعی صحبت می‌کند که خلاف عقیده شماست، او را سرزنش نکنید. در عوض بابت شهامت بیان اعتقادش او را تحسین کنید. عدم توافق یعنی فرد طرف گفت‌وگو، شهامت بیان عقاید خود را دارد و او می‌تواند از دیدگاهی متفاوت به قضایا نگاه کند و حتی شاید افق دید شما را هم گسترده‌تر کند. بازخواست نکنیددر هر گفت‌وگویی اگر مخالف چیزی هستید، صرفا مخالفت‌تان را بیان کرده و دیگران را وادار نکنید دقیقا مانند شما فکر کنند. روی دلایلی که باعث مخالفت شما می‌شود، متمرکز شوید و در پی این نباشید که حتما برنده از میدان بیرون آیید. همچنین مانند یک وکیل طرف مقابل را با سوال‌های بله یا خیر هدف قرار ندهید. این برخورد تهاجمی است و از نظر طرف مقابل توهین‌آمیز تلقی می‌شود و علاوه بر این که راه ارتباطی میان‌ شما را می‌بندد، موجب می‌شود آن شخص کوچک‌ترین اهمیتی به مخالفت‌هایتان ندهد و حتی ذره‌ای به آن فکر نکند. منبع: جام جم

more_vert چرا باید راز دار باشیم؟

ادامه مطلب

closeچرا باید راز دار باشیم؟

تا دلمان می‌گیرد به دنبال بهانه کوچکی می‌گردیم تا با اطرافیان‌مان درد و دل کنیم و با حرف زدن، کمی از بار روانی مشکلات‌مان کم کنیم، اما گاهی همین درد و دل‌های ساده و خودمانی کار دست مان می دهد. وقتی درد و دل می کنیم یادمان می رود بعضی حرف ها نه تنها از دلمان بلکه نباید از چاردیواری مان بیرون رود. راز و البته حفظ آن مقوله ای است که همیشه با آدمی بوده است. این که فرد رازش را به چه کسی بگوید و به چه کسی نگوید، دغدغه ای است که همواره ذهن آدمی را به خود مشغول داشته است. یکی از دشوارترین مواقع در زندگی آدمی وقتی است که بفهمد رازش فاش شده و دشوارتر از آن وقتی است که بفهمیم این راز از سوی فردی خودی فاش شده که زمانی محرم اسرارمان بوده است. حریم خصوصی را چگونه تعریف می کنید؟ براساس منابع علمی، حریم خصوصی یعنی یک فرد یا گروه بتواند خود یا اطلاعات مربوط به خود را مجزا کند و در نتیجه بتواند خود یا اطلاعاتش را با انتخاب خویش در برابر دیگران آشکار کند. ریشه و اساس مشکل حریم خصوصی مربوط به افشاگری نامناسب و بدون کنترل داده های شخصی است. برخی از مردم به سادگی رازهای خود و دیگران را افشا می کنند و پیامدهای منفی آن را نمی سنجند. و به قول سعدی: «خامشی به که ضمیر دل خویش - به کسی گویی و گویی که: مگوی» «ای سلیم! آب ز سرچشمه ببند - که چو پر شد، نتوان بستن جوی». چند قدم تا رازداری: راز حق الناس است این حرفی که درحال گفتنش هستم چیست؟ راست است؟ دروغ است؟ اجازه دارم آن را بیان کنم؟ شکل گفتنم درست است؟ در حال انتقال چه اطلاعاتی به شنونده خود هستم؟ و عواقب احتمالی این حرفم چیست؟ اگر بدانید که یک لحظه بی‌ملاحظگی به ظاهر ساده شما در نگه نداشتن یک راز تا چه حد می‌تواند خطرناک باشد - احتمالا مثل نارنجکی که به کمر شماست - مواظب ضامن آن خواهید بود. راز، یکی از انواع حق‌الناس محسوب می‌شود. پس همانطور که از فاش‌شدن اسرار زندگی خصوصی خودتان می‌ترسید، از گفتن راز مردم بترسید و خیالتان جمع باشد که کاملا ترس بجایی دارید. این خطر را جدی بگیرید و با ضامن این نارنجک هیچ‌وقت بازی نکنید. زبان شما، ضامن نارنجک است امیر مؤمنان زبان را مانند تیری که به خطا می‌رود خطرناک می‌شمرد و اینگونه وصفش می‌کند: «احذروا اللسان فانه سهم یخطی؛ از زبان بترسید که آن تیری است که (بسیار) به خطا می‌رود.» آنقدر این صفت‌ شناخته شده است که بسیاری از کنایه‌ها مثل اینکه «فلانی دهان لق است»، «دلش در و طاقچه ندارد» و «سفره‌ دلش را هر جایی باز می‌کند» یا «حرف کسی را این طرف و آن طرف می‌برد» و نظایر آن اشاره به همین صفت زبان دارند. کمتر حرف بزنید برای اینکه بتوانید مراقب زبان خود باشید باید در قدم اول کمتر حرف بزنید. کسی که پر حرفی می‌کند دقت در پردازش حرف‌هایش را از دست می‌دهد. به همین‌خاطر است که افراد پر حرف برای رازداری چندان قابل اطمینان نیستند. اگر می‌خواهید رازدار باشید کمتر حرف بزنید تا‌ چیزی که نباید بگویید، ناگهان از دهانتان بیرون نپرد. مطمئن باشید ضرر نمی‌کنید. با شیوع غیبت بجنگید! اگر کسی با اشتیاق، برای گفتن راز دیگران به‌سراغ شما می‌آید و با بی‌میلی شما به شنیدن آن راز روبه‌رو شود و به در بسته بخورد، حتما دفعه بعد به‌دنبال مشتری دیگری خواهد بود. نه زبانی باشید برای گفتن راز دیگران و نه گوشی برای شنیدن اسرار خلق خدا از زبان دیگری. اگر همه اینطور باشیم حلقه شایعه خواهد شکست و بازار آبروبری و غیبت کساد خواهد شد. مواظب عادت‌های غلط باشید یکی از چیزهایی که باعث افشای یک راز، چه راز خودتان و چه راز دیگری می‌شود عادت‌های غلطی است که ممکن است برای شما گران تمام شوند. مثل دادن اطلاعات غیرضرور به افرادی که نمی‌شناسید یا گفتن بی‌دلیل هر حرفی حتی به کسانی که می‌شناسید. تا زمانی که سری در اختیار شماست او اسیر شماست اما وقتی آشکار شد شما اسیر او هستید. حضرت امیر می‌فرمایند: «من کتم سره کانت الخیره بیده؛ کسی که راز خویش را حفظ کند اختیار خود را در دست دارد.» چند مورد از اثرات نامطلوب عدم رازداری برخی از مردم به سادگی رازهای خود و دیگران را افشا می کنند و پیامدهای منفی آن را نمی سنجند. و به قول سعدی: «خامشی به که ضمیر دل خویش - به کسی گویی و گویی که: مگوی» «ای سلیم! آب ز سرچشمه ببند - که چو پر شد، نتوان بستن جوی» - پرورش شخصیت منفی - شیوع اختلالات روانی از جمله افسردگی و اضطراب - شیوع بدبینی در جامعه یا پایین آمدن مشارکت عمومی - کاهش درجه ایمان و اعتقاد به خدا - غفلت و انحطاط اخلاقی - اشاعه زشتی پس عادت کنید قبل ازگفتن هر حرفی 3 سؤال از خودتان بپرسید: چه می‌گویم؟ این حرفی که درحال گفتنش هستم چیست؟ راست است؟ دروغ است؟ اجازه دارم آن را بیان کنم؟ شکل گفتنم درست است؟ در حال انتقال چه اطلاعاتی به شنونده خود هستم؟ و عواقب احتمالی این حرفم چیست؟ برای چه می‌گویم؟ دلیل من برای بیان این حرف چیست؟ آیا دلیل معقولی برای آن دارم؟ مطمئن باشید اگر دلیل معقولی برای بازگو کردن حرف خود پیدا نکنید حتما بیان آن حرف، احتمال اشتباه کردن‌تان را بالاتر می‌برد. به که می‌گویم؟ آیا شنونده و مخاطب خودم را خوب می‌شناسم؟ آیا دقیقا خصوصیات اخلاقی او را می‌شناسم؟ آیا می‌دانم ممکن است بعد از شنیدن حرف‌های من چه عکس‌العملی نشان بدهد؟ بسیاری از مشکلات از جایی شروع می‌شوند که ما به‌اصطلاح سفره دلمان را پیش هرکس و ناکسی باز می‌کنیم و بعد نتایج زیانبار آن دامان خودمان را هم می‌گیرد. نکته آخر راز سخن گفتن طوطی‌ها هم برملا شد.پس از همین امروز تصمیم بگیرید،طوطی نباشید، طوطی‌ها در تقلید آواها و صحبت کردن انسان باشد، بی نظیر هستند و برای مردم جذاب، در صورتی که اگر شما رازدار نباشید از گروههای دوستی و فامیلی حذف خواهید شد. منبع: تبیان

more_vert عادت افراد کاریزماتیک و چگونه کاریزماتیک باشیم

ادامه مطلب

closeعادت افراد کاریزماتیک و چگونه کاریزماتیک باشیم

حتما شنیده اید آنچه بیش از زیبایی ظاهری می تواند در محبوبیت افراد نقش داشته باشد، جذابیت شخصیتی آنهاست. اینکه بتوانید فرد جذابی باشید، فرهمندی، گیرایی و یا کاریزمای شخصیتی داشته باشید می تواند از شما فرد بسیار دوست داشتنی و محبوبی بسازد و در برخی موارد سبب به وجود آوردن موقعیت های بیشتری در زندگی اجتماعی و فردی تان گردد چگونه کاریزماتیک باشیم احتمالا تا به حال برای تان پیش آمده که در مورد یکی از اطرافیان خود به دیگران گفته باشید که فلانی مهره مار دارد. یا در مورد او مثال آهنربا را به کار ببرید که هر فردی را به خود جذب می کند. درست است که بخشی از این جذابیت ها، همچون استعداد ذاتی به برخی افراد داده شده، اما نمی توان نقش موثر آموزش و محیط را بی اهمیت دانست. اگر می خواهید بدانید که شما هم در گروه افراد کاریزماتیک قرار دارید یا خیر، می توانید مواردی را که در ادامه به شما معرفی خواهد شد را بررسی کرده و از خود بپرسید که آیا این خصوصیات را دارا هستید یا نه. شنونده بسیار خوبی هستید یکی از متخصصان زبان بدن و نویسنده کتاب «چگونه نخستین برخورد خود را تاثیرگذارتر کنیم؟» یعنی خانم «پتی وود» می گوید شما هم ممکن است تصور کنید که جذابیت شخصیت افراد، به آنچه می گویند است، اما در بسیاری از مواقع، زبان بدن برای دارا بودن چنین جذابیتی کفایت می کند. وی بر این باور است که افراد جذاب، عمدتا شنونده های بسیار خوبی هستند و به همین دلیل نیز بر دیگران تاثیر بسیار خوبی می گذارند. اگر به دیگران نشان دهید که به آنها علاقه دارید و برای شان اهمیت قائل هستید، حس خوبی نسبت به شما خواهند داشت به همین دلیل نیز افراد کاریزماتیک، شنونده های بسیار خوبی هستند. اینکه به چشمان فرد مقابل تان نگاه کنید، موبایل خود را کنار گذاشته و یک شنونده خوب باشید، می تواند تاثیر بسیار مثبتی در احساس دیگران نسبت به شما داشته باشد. از فرد مقابل سئوال می پرسید افرادی که زیاد صحبت می کنند عمدتا به دنبال فرصتی می گردند تا دوباره بتوانند صحبت کنند. پروفسور «ران ریگو» استاد روانشناسی دانشگاه «کلرمونت مک کنا» می گوید: "گوش دادن به صحبت های دیگران تنها شنیدن اصوات آنها به شمار نمی آید بلکه باید قابلیت درک شدن نیز در چنین شنیدنی وجود داشته باشد. صحبت های شما باید به گونه ای باشد که اطلاعات تان را بیشتر کند. اگر در هنگام صحبت با دیگران از آنها سئوال هایی نیز بپرسید که به موقع باشند و باعث درک بهتری از آن فرد شود، تاثیرگذار خواهند بود.” اجازه می دهید صدای تان به خوبی شنیده شود وود می گوید: "افراد جذاب عمدتا شنوندگان خوبی هستند با این حال، برای آنکه شنیده نیز بشوند، دیگران را متوقف می کنند. اما باید توجه داشته باشید زمانی که این کار را انجام می دهید به موقع باشد. تنها زمانی دیگران را متوقف کنید که ایده ی سازنده ای برای مشارکت داشته باشید تا دیگران از این کار شما دلگیر نشوند. درضمن حتما با صدای رسا صحبت کنید تا تاثیرگذارتر باشید. هنگام صحبت کردن تُن صدای خود را بالا و پایین ببرید تا صحبت کردن تان برای دیگران یکنواخت نشود.” احساسات تان را نشان می دهید وود می گوید افراد جذاب و کاریزماتیک دقیقا همان احساسی را که تجربه می کنند، به واسطه چهره خود به دیگران نشان می دهند. این افراد در هنگام شادی، چهره ای بشاش دارند و در زمان خستگی نیز ژست های مرتبط با این احساس را نشان می دهند. این انتقال احساس واضح آنها، به شما کمک می کند که ارتباط بهتری با آنها برقرار کنید. می توانید برخی از عکس العمل ها را تعدیل کنید از طرف دیگر، فیلتر کردن برخی از احساسات تان می تواند از شما شخصیت جذاب تری بسازد. پروفسور ریگیو نیز می گوید اینکه بتوانید خشم خود را اندکی تعدیل کنید می تواند به جذابیت شما بیافزاید. حتی زمانی که لبخند نمی زنید، بشاش هستید افراد جذاب، حتی زمانی که لبخند هم نمی زنند، شادتر از دیگران به نظر می رسند. وود می گوید اما اگر در زمان شاد بودن هم ادا و اصول های مخصوص خود را دارید و حس خشنودی را به دیگران منتقل نمی کنید، دیگران از شما فاصله خواهند گرفت. اگر در میان چنین افرادی قرار دارید، تلاش برای ایجاد تغییر در آن می تواند در افزایش جذابیت شما موثر واقع شود. بدون آنکه کلامی ادا کنید، ابراز همدردی می کنید افراد جذاب نه تنها زمانی که صحبت می کنند به خوبی احساسات خود را به دیگران منتقل می کنند، بلکه در مواقعی که نیازی به صحبت کردن وجود نداشته باشد نیز با حالات چهره و بدن در هر موقعیت شاد و یا دردآوری با دیگران همراه می شوند. از زبان بدن و ژست های خاص خود استفاده می کنید برخی از حالت های بدن، مانند بالا نگه داشتن سر و یا بازوها می تواند فرد شادتر و سرحال تری را از شما به دیگران نمایش دهد. دکتر وود نیز تایید می کند این کارها نه تنها می تواند برای دیگران مفرح باشد بلکه برای خودتان نیز به واسطه ترشح ماده شیمیایی به نام «اندورفین» و کمک به بهتر کردن وضعیت خلق و خوی تان، مفید است. بدون آنکه وحشت زده به نظر بیایید مستقیما به چشمان طرف مقابل نگاه می کنید با نگاه کردن مستقیم به چشمان فردی که صحبت می کند، به او می فهمانید که برای او ارزش و احترام قائل هستید. اما زمانی که به سمت پایین نگاه می کنید، در فرد مقابل احساس ناامنی را به وجود می آورید. وود بر این باورست که افراد جذاب نه تنها به چشمان فرد مقابل نگاه می کنند بلکه لبخند نیز می زنند و سرشان را نیز گاهی به علامت تایید تکان می دهند. احساسات دیگران را به خوبی می خوانید تعدیل در عکس العمل ها از خصوصیات افرادی است که از شخصیتی جذاب و کاریزماتیک برخوردار هستند. ریگیو در این باره می گوید، افراد جذاب بیش از آنچه در دیگران می بینند را در می یابند. به عنوان مثال، ممکن است که دریابند لبخند فردی از روی اجبارست. همچنین به بی قراری و اضطراب افراد، حتی در مواقعی که لبخند می زنند، نیز پی می برند. روابط پایدارتری با دیگران دارید زمانی که با فردی در طول زمان و مدت نسبتا طولانی، در تماس هستید و بدون در نظر گرفتن جریاناتی چون رفتارهای رسمی و اداری، واقعا به دیدن دوباره آن فرد علاقه فراونی دارید، برای فرد مقابل جذاب به نظر خواهید رسید. بنابراین در آینده با آن فرد در ارتباط خواهید بود و از وی خبر خواهید گرفت. زمانی که نسبت به فردی احساسات خاصی دارید، او نیز شما را فرد خاصی قلمداد می کند. خود را متعلق به گروه یا طبقه خاصی نمی دانید خودتان را به تمام افراد از تمام نسل ها، پیشینه ها و فرهنگ ها نزدیک می دانید و این کار را صرفنظر از اینکه با چه کسی مواجه می شوید، انجام می دهید. چنین برخوردی به شما کمک می کند که شخصیت جذابی داشته باشید. دکتر ریگیو می گوید، هر اندازه بیشتر بیرون بروید و با افراد بیشتری در ارتباط باشید، تفاوت انسان ها با یکدیگر را نیز بیشتر در خواهید یافت. با این کار قادر خواهید بود، افراد بهتری را در موقعیت های گوناگون برگزینید. به جز خودتان به دیگران نیز اهمیت می دهید وود بر این باورست، زمانی که با فردی تماس بدنی پیدا می کنید، مثلا بازوی او را می گیرید و به او می گویید که از دیدار با او لذت برده اید، آن فرد ذهنیت خوبی از شما پیدا خواهد کرد. با این کار فرد مقابل، احساس تنهایی نخواهد کرد و اندکی دلگرم خواهد شد. تنها مراقب باشید که در محیط های کاری و حرفه ای این کار با قوانین محل کارتان در تضاد نباشد. در هنگام صحبت کردن تصویرسازی می کنید اگر در هنگام صحبت با دیگران، تصویر روشن تری از آنچه می گویید داشته باشید و در حین توضیح دادن موضوعی، مثال های تصویری بیاورید، آن وقت به درک بهتر دیگران از موضوع مورد بحث کمک خواهید کرد. همچنین با این کار در نظر آن فرد یا گروه، از جذابیت بیشتری نیز برخوردار خواهید بود. منبع: روزیاتو

more_vert تعطیلات بدون بد اخلاقی همسر

ادامه مطلب

closeتعطیلات بدون بد اخلاقی همسر

با شنیدن عنوان همسر بد اخلاق اولین موردی که به ذهن مبادرت می کند مرد بد اخلاقی است که همسرش را با کج خلقی هایش مورد آزار قرار می دهد. درست است که زنان نسبت به مردان دارای خلق و خویی نرم و آرام تر هستند ولی این مورد شامل تمام زنان نمی شود چه بسا مردانی که گرفتار زندگی با زنان بد اخلاق هستند و به دلایلی ناچار به ادامه آن زندگی . بد خلقی و بد اخلاقی برای هر فرد بر پایه دلایل و شرایطی به وجود می آید ، استرس های شغلی و خانوادگی ، از دست دادن نزدیکان ، بیماریهای روحی و روانی ، اختلالات هرمونی ، ... و حتی وراثت ، افرادی که در خانواده هایی با والدین خشن و بد اخلاق به دنیا می آیند بیشتر مستعد پذیرش بدخلقی و بد اخلاقی نسبت به سایر افراد هستند و به دلیل حضور در این گونه خانواده ها تحت آموزش نا خواسته نیز قرار گرفته اند. زندگی با فرد بداخلاق و بد خلق زندگی را تبدیل به جهنمی سوزان خواهد کرد و در توصیه هایی که از جانب بزرگان دین به ما رسیده است ابراز شده است از ازدواج با فرد بد اخلاق خودداری شود . حل اگر ما قبل از ازدواج متوجه بدخلقی همسرمان نشدیم چه راهکاری برای ما وجود دارد آیا طلاق و جدایی بهترین راه است؟ در احادیثی که از پیامبر اکرم و ائمه معصومین در مورد زن بد اخلاق وجود دارد هیچ گاه به مردان توصیه نشده است که همسر بداخلاق خود را طلاق دهند و همواره آنها را به صبر و شکیبایی در این مورد سفارش نموده اند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:هر مردی که به خاطر خدا و به امید پاداش او در برابر بد اخلاقی همسرش صبر کند و آن را به حساب خدا گذارد ، خداوند متعال برای هر روز و شبی که شکیبایی می ورزد همان ثوابی را به او می دهد که به ایوب (علیه السلام) در قبال بلایی که دید اعطا کرد و گناه زن نیز در هر روز و شب به اندازه ریگ های ریگستان باشد.در زمانهایی که همسرتان آرام و بدون ناملایمات ذهنی است با او در یک فضای صمیمی گفتگو کنید و بگذارید مشکلاتش را برای شما بازگو کند اگر مسئله باب میلتان نبود در لحظه پاسخ او را ندهید و شنونده خوبی باشید توصیه هایی به مردان برای خارج شدن از جهنم بد اخلاقی های همسرشان:*بعد از صبر و شکیبایی که توصیه پیامبر اکرم به این گونه از مردان است اولین کاری که در مواجهه با زن با زن بد اخلاقتان باید داشته باشید این است که سعی بر کشف علت بد اخلاقی همسرتان داشته باشید اگر بر این مهم نائل آمدید اولین گام را محکم برداشته اید در این حالت شما علت مسئله را می دانید پس می توانید در جهت از بین بردن مشکل گام بردارید. * در مواجهه با همسر بد اخلاقتان گشاده رو و مهربان باشید شاید این کار به نظر مشکل باشد ولی گشاده رویی می تواند از فوران آتش خشم زیر خاکستر همسرتان جلوگیری نماید. * لبخند را هیچ گاه فراموش نکنید چهره خندان و آرام شما می تواند باعث آرامش بیشتر و برخورد بهتر و منطقی تر همسرتان شود. * هنگامی که احساس می کنید همسرتان شرایط عادی ندارد با او جر و بحث نکنید و اگر مطلبی هست که شما باید حتما ً در مورد آن با همسرتان گفتگو کنید این مسئله را به زمان بهتری موکول کنید. * زنان شیفته محبت و مهربانی همسرانشان هستند ، درست است که زندگی شما دستخوش ناملایمات و سختی است اما در مقابل بدخلقی و بد رفتاری همسرتان به او محبت کنید در این حالت شرایط را برای خروج همسرتان از آن وضعیت آماده می سازید و به او می فهمانید در هر شرایطی به او علاقه مند هستید . * اگر متوجه شده اید همسرتان در شرایط و مکانهای خاصی بیشتر عصبانی شده و تند خویی می کند تلاش کنید همسرتان کمتر در آن شرایط و مکانها حضور داشته باشد. * در زمانهایی که همسرتان آرام و بدون ناملایمات ذهنی است با او در یک فضای صمیمی گفتگو کنید و بگذارید مشکلاتش را برای شما بازگو کند اگر مسئله باب میلتان نبود در لحظه پاسخ او را ندهید و شنونده خوبی باشید. * در امور منزل بیشتر همکاری کنید بعضی از کارها را به صورت مشترک انجام دهید مثلاً با یکدیگر آشپزی کنید در این صورت به همسرتان می فهمانید که به حضور او در کنارتان اهمیت می دهید. * اگر همسرتان در مقابل دیگران رفتار مناسبی با شما ندارد با گشاده رویی از او بخواهید در مقابل جمع رفتار خود را کنترل کند و اگر مسئله او را آزرده ساخته حل آن مشکل را به زمان دیگری موکول نماید. * اگر بعد از تلاشهایی که در این زمینه داشته اید متوجه شدید تغییری در شرایط روحی همسرتان به وجود نیامده است بهتر است با یک مشاوره روانپزشک درمورد همسرتان مشورت کنید شاید همسرتان به درمان های تخصصی تر نیاز داشته باشد.و در آخر باید گفت صبر و شکیبایی شما بی اثر نخواهد ماند و این عمل شما هم از جانب خداوند بی اجر نمی ماند و این که به مرور همسرتان شرایط بهتری پیدا خواهد کرد و زندگی برای هر دو طرف بهتر و شیرین تر خواهد شد.

more_vert چگونه یک فرد خوش صحبت باشیم؟

ادامه مطلب

closeچگونه یک فرد خوش صحبت باشیم؟

مهم نیست با چه دقتی برای کلمات‌تان برنامه‌ریزی می‌کنید، چرا که در اختیار شما نیست که پیام‌تان چطور دریافت می‌شود. البته موارد متعددی در کنترل شما هستند مانند به جا بودن، قوت و میزان صدا. دانستن توانایی‌ها و از قبل آماده شدن، به شما این امکان را می‌دهد که از هر فرصت بطور حداکثر برای برقراری ارتباط استفاده کنید. در ادامه پنج نکته ذکر می‌شود که در این مسیر به شما کمک می‌کند: 1 - بدون فکر و فی‌البداهه سخن نگویید هر مکالمه‌ای که بعدها در مورد آن افسوس می‌خوریم یک علت مشترک دارند: فکر نکردن پیش از سخن گفتن. قبل از به اشتراک گذاشتن افکارمان، زمان زیادی را برای تحلیل آن‌ها در اختیار داریم. اگر مکالمه یا جلسه شما ارزش برنامه‌ریزی را دارد، ارزش آن را هم دارد که دقایقی را برای ایجاد طرحی کلی صرف کنید. برای یک مکالمه مهم، گفت‌وگو را با یک همکار قابل اعتماد انجام دهید تا بتوانید اشکالات را رفع کنید. 2 - آن را از دید شنونده مورد توجه قرار دهید به هنگام ایجاد استراتژی برای صحبت کردن، خود را در موقعیت طرف مقابل قرار دهید. این کار باعث ایجاد یک رویکرد متعادل می‌شود و شما را آماده می‌کند که تنها به موقعیت خود توجه نکنید و هر عمل متقابلی را مورد چالش قرار دهید. 3 - برای پاسخ‌های مختلف آمادگی داشته باشید کسی نمی‌تواند با قطعیت بگوید که پاسخ طرف مقابل چه خواهد بود. با پیش‌بینی کردن پاسخ‌های منفی یا سوالی، شانس خود را برای یک گفت‌وگوی خوب افزایش دهید. در این صورت احتمال کمتری برای غافلگیر شدن وجود دارد. 4 - با دلیل و منطق عمل کنید نقطه‌نظری که با منطق و اطمینان بیان شود، کمتر با خصومت رو‌به‌رو می‌شود. نکته این است که گفت‌وگو را تا جای ممکن با دلایلی که با داده‌ها و حقایق همراه شده‌اند پیش ببرید. 5 - جنبه احساسی را فراموش نکنید همانطور که مورد شماره چهار اهمیت منطق را تأکید می‌کند، مهم است بدانید که احساسات، اغلب از منطق پیشی می‌گیرد. تأثیر احساسات را در درک پیام‌تان نادیده نگیرید و بدانید کلماتتان چه احساساتی را برانگیخته می‌کنند. منبع: پونیشا

more_vert کتاب قدرت کلام

ادامه مطلب

closeکتاب قدرت کلام

کتاب قدرت کلام نوشته‌ی رمضان صادقی مقدم، شیوه‌ها و تکنیک‌های مهارت و تقویت فنون بیان و سخنرانی را به شما می‌آموزد. هر فردی دوست دارد آن‌قدر خوب و با اعتماد به نفس حرف بزند که مردم به حرف‌هایش گوش کنند و او را جدی بگیرند. فن بیان یکی از کلیدهای موفقیت بسیاری از افراد می‌باشد؛ طوری که برخی با همین فن به راحتی به اهدافشان دست می‌یابند. هدف از خوب صحبت کردن، دروغ گفتن نیست یا اینکه کلمات را به گونه‌ای پیچیده کنید تا طرف مقابل دچار اشتباه شود. فن بیان با زرنگ بودن فرق می‌کند. شما می‌توانید در عین حال که فرد خوبی هستید خوب هم حرف بزنید. فن بیان در ساده‌ترین مفهوم به معنای توانایی حرف زدن است. توانایی شما در صحبت کردن هر چه زیادتر باشد یعنی فن بیان‌تان بهتر است. برای بهره‌مندی از فن بیان باید توانایی این را داشته باشید که خوب، با اعتماد به نفس و واضح صحبت کنید. با مطالعه و تمرین مطالب این کتاب به موفقیت در فن بیان دست خواهید یافت است. ارائه‌ی مطلب و سخنرانی از جمله مهارت‌های مهمی هستند که نقش مهمی در موفقیت شغلی و تحصیلی شما خواهند داشت. هر چند گاهی اوقات عنوان این دو مهارت به جای یکدیگر استفاده می‌شوند، اما در واقع مهارت ارائه‌ی مطلب، بحثی بزرگ‌تر و گسترده‌تر است و مهارت سخنرانی یکی از زیر مجموعه‌های آن محسوب می‌شود. شنونده‌ی خوبی برای دیگران بودن، فقط برای هضم و جذب دانسته‌ها، کلمات، مفاهیم و سبک رفتاری آن‌ها مفید نخواهد بود. عادت به شنونده بودن و دریافت دائمی اطلاعات از طرف مقابل سبب می‌شود که احساس طرف مقابل نسبت به روند ارائه‌ی مطلب را بهتر درک کنید و در صورت نیاز، مسیر بحث را متناسب با شرایط، آهسته‌تر و سریع‌تر کرده و یا به کلی تغییر دهید. در بخشی از کتاب قدرت کلام می‌خوانیم: یکی از متداول‌ترین ترس‌هایی که تاکنون شناخته شده ترس حین صحبت در جمع یا در مقابل گروهی از افراد است. یکی از نگرانی‌های عمدۀ هر فرد ترس از سخن گفتن در حضور جمع است. بسیاری از مردم به راحتی با هم گفتگو می‌کنند اما هنگامی که برای سخنرانی فرا خوانده می‌شوند دچار ترس و واهمه می‌گردند. برخی از افراد همین که به صحبت کردن در جمع فکر می‌کنند، دچار اضطراب و ناآرامی شده و هنگامی که در مقام عمل شروع به سخنرانی می‌کنند، خشکشان می‌زند، تپش قلبشان شدیدتر میشود، دستانشان شروع به لرزش می‌کند و به صورتی گسسته و لکنت‌وار شروع به صحبت می‌نمایند. اگر شما از ایستادن روی بلندی و صحبت کردن برای جمع می‌ترسید، بدانید که تنها نیستید. سال 1973 در جامعۀ آمریکا تحقیق جالب توجهی در زمینه موارد ترس به عمل آمد و از 2500 نفر آمریکایی خواسته شد که هر کدام فهرستی از عمده‌ترین زمینه‌های ترس خود را بنویسند. در پایان کار آنچه محققان را بسیار متعجب ساخت میزان 41 درصدی پاسخگویان بود که همگی بزرگترین مورد ترس خود را سخنرانی در برابر گروهی از مردم می‌دانستند. تا حدی که بسیاری از آن‌ها قبول چنین کاری را سرنوشتی هولناک‌تر از مرگ تلقی می‌کردند. منظور از یک جمع، 500 سهامدار عصبانی در جلسات آخر سال نیست، بلکه می‌تواند از چند فروشنده، کارمند و یا چند دوست در جشن تولد نیز تشکیل شود. فهرست مطالبمقدمهفن بیان چیست؟7 شیوه صحبت کردن که باعث می‌شود باهوش‌تر به نظر بیاییدمهارت ارائه مطلب و سخنرانی (نقشه راه درس)شناخت بهتر استرس سخنرانی و صحبت در مقابل جمعبرای تقویت فن بیان روی کدام مهارت‌ها وقت بگذاریم؟انتخاب سرعت مناسب برای بیان کلمه‌ها و جمله‌هاشناخت بهتر استرس سخنرانی و صحبت در مقابل جمعگام اول در غلبه بر استرس هنگام سخنرانیتکنیک‌های سخنرانی در جمعقبل از سخنرانی چه احساسی دارید؟مفهوم و انواع مخاطبمخاطب به مثابه یک بازاررویکرد "فرهنگ سلیقه"تفاوت در عرصه‌های استفاده از رسانه (عمومی و خصوصی)رویکرد خرده فرهنگ هارویکرد "شیوه زندگی"رویکرد "قومیت"رویکرد"جنسیت"مخاطب" هواخواه"تعریف مخاطب بر اساس کانال یا محتواسه مدل سیاست‌های ارتباطیتقسیم‌بندی مخاطبان بر مبنای تمایز متقابل بین گرایش و هدفطبقه‌بندی مخاطبان براساس کنترل مخزن اطلاعات و کنترل وقت و موضوعمخاطب سرسختتقسیم‌بندی مخاطب بر مبنای درآمدروابط مخاطب و رسانهاستفاده اجتماعی از رسانه‌هاتعریف مخاطب؛ مخاطب شناسی و رسانهتعریف مخاطبتعریف مخاطب از مخاطبدسته بندی مخاطبانانواع مخاطبانپایدارى مخاطبچالش‌هاى جدیدمخاطب شناسیرسانه چیست؟روزنامه هامجلاترادیوسینماتلویزیونماهوارهاینترنتکارکرد رسانه‌هامخاطب سنجیبا چند جمله طرف مقابلتان را جذب کنیدنتیجه‌گیریفهرست منابع

more_vert 7 روش برای ارتباط بهتر با دیگران

ادامه مطلب

close7 روش برای ارتباط بهتر با دیگران

زمانی که موقعیت یا شانسی را به کسی ارائه می‌کنید که هیچ وقت ماجرا را پیگیری نمی‌کند، خیلی زود از این که وقتتان را صرف این شخص کنید، ناامید خواهید شد. مهم نیست که فراخوان شما بخش کوچکی از اطلاعات، ملاقاتی خاص یا یک ارجاع کاری مهم باشد.7 روش برای ارتباط بهتر با دیگرانموفقیت ما در ارتباط با دیگران به این بستگی دارد که چقدر خوب بتوانیم حرف آنها را گوش بدهیم و آنها را بشناسیم. هرچه شما و طرف مقابلتان سریع‌تر بتوانید یکدیگر را بشناسید، با سرعت خواهید توانست رابطه‌ای ارزشمند خلق کنید. بسیاری از مردم، از جمله خود من، توصیه‌های زیادی در مورد بهبود ارتباط با دیگران کرده‌اند. این کار نیازمند تعامل با دیگران است، بنابراین ارزش آن را دارد که بدانیم افراد معمولی چه نکاتی را در دیگران‌ می‌پسندند. در واقع چه چیزی باعث می‌شود که فردی را در زمینه ارتباطات اجتماعی فردی ماهر بدانند. من اخیرا ۳۴۰۰ پرسشنامه برای افراد شاغل در سراسر دنیا ارسال کرده و پاسخ‌هایشان را دریافت کرده‌ام. در این پرسشنامه‌ها بیست ویژگی شخصیت را فهرست کرده و از شرکت‌کنندگان خواسته بودم که ویژگی‌های رفتاری‌ای را علامت بزنند که در افرادی با مهارت اجتماعی بالا‌ می‌بینند. از این طریق توانستم هفت ویژگی شخصیتی برتر را در این زمینه کشف کنم که با شما در میان می‌گذارم. شنونده خوبی باشید شنونده خوبی‌بودن در بالاترین جایگاه فهرست قرار دارد. موفقیت ما در ارتباط با دیگران به این بستگی دارد که چقدر خوب بتوانیم حرف آنها را گوش بدهیم و آنها را بشناسیم. هرچه شما و طرف مقابلتان سریع‌تر بتوانید یکدیگر را بشناسید، با سرعت خواهید توانست رابطه‌ای ارزشمند خلق کنید. فردی که در زمینه ارتباطات اجتماعی مهارت خوبی دارد، می‌داند که دو گوش و یک دهان دارد و باید به نسبت این اعداد از آنها استفاده کند. زمانی که وارد مکالمه‌ای شدید، به حرف‌های طرف مقابل به دقت گوش دهید تا نیازها یا دغدغه‌هایش را بشناسید و بتوانید گامی در جهت رفع آنها بردارید. رویکرد مثبتی در ذهنتان ایجاد کنید رویکرد شما نسبت به امور کلی اولین چیزی است که مردم از شما‌ می‌بینند. اگر رویکردی منفی نسبت به اوضاع داشته باشید، باعث می‌شود که مردم از شما خوششان نیاید و ازتان دور شوند. در عوض، یک رویکرد مثبت باعث می‌شود که مردم تمایل داشته باشند به سوی شما بیایند و با شما ارتباط برقرار کنند. به همین دلیل است که افراد حرفه‌ای دنیای کسب‌و‌کار مانند آهن‌ربا عمل می‌کنند. دیگران دوست دارند دور‌و‌بر آنها باشند و آن فرد را به دوستان و آشنایانشان نیز معرفی می‌کنند. برای کمک به دیگران تلاش کنید برای دیگران مهم نیست چقدر چیزی را بلد هستید؛ این مهم است که چقدر برای آنها اهمیت قائل هستید. کمک‌کردن به دیگران به آنها نشان می‌دهد که برایشان اهمیت قائلید. یکی از پاسخ‌دهندگان به این نظرسنجی گفته بود: «مردم می‌خواهند با کسانی ارتباط برقرار کنند که رویکردی همکاری‌محور داشته باشد.» به روش‌های گوناگونی می‌توانید به مردم کمک کنید، می‌توانید مقاله‌ مفیدی را برای آنها ارسال کنید یا شخصی را بهشان معرفی کنید که به طریقی برایشان مفید است. صادق و اصیل باشید می‌توانید به دیگران کمک کنید یا گوش شنوایی برای حرف‌هایش داشته باشید، اما اگر واقعا به او علاقه‌ای نداشته باشید، او متوجه خواهد شد! افرادی که روابط خوبی با دیگران برقرار می‌کنند، می‌دانند که چطور باید صادقانه رفتار کنند. همه چیز به اصالت رفتاری بستگی دارد که از خود نشان می‌دهید. همه ما افرادی را دیده‌ایم که می‌خواهند صمیمانه رفتار کنند اما مشخص است که دارند ادا در‌ می‌آورند! ادا در‌آوردن هیچ‌گاه ماندگار نیست. پیگیری کنید زمانی که موقعیت یا شانسی را به کسی ارائه می‌کنید که هیچ وقت ماجرا را پیگیری نمی‌کند، خیلی زود از این که وقتتان را صرف این شخص کنید، ناامید خواهید شد. مهم نیست که فراخوان شما بخش کوچکی از اطلاعات، ملاقاتی خاص یا یک ارجاع کاری مهم باشد. یکی از پاسخ‌دهندگان نوشته بود که وقتی بحث شبکه‌سازی و ارتباط با دیگران پیش‌ می‌آید، «مهم این است که پیگیری کنید». بسیاری از مردم فراموش می‌کنند که پیگیری کنند. معتمد‌بودنتان را ثابت کنید یکی از پاسخ‌دهندگان نکته جالبی نوشته بود: «مهم نیست که شخصی چقدر موفق است. اگر من به او اعتماد نداشته باشم، با او کار نخواهم کرد.» زمانی که شخصی را به کسی معرفی می‌کنید، دارید آبرویتان را گرو‌ می‌گذارید. باید بتوانید به آنها اعتماد داشته باشید تا مطمئن باشید که آبرویتان در خطر قرار نمی‌گیرد. قابل دسترسی باشید یکی از پاسخ‌دهندگان نوشته بود: «مردم آنچه که گفته‌اید یا انجام داده‌اید را فراموش خواهند کرد، اما هیچ‌گاه از خاطر نمی‌برند که چه احساسی بهشان داده‌اید.» شبکه‌سازی کارآمد نیازمند این است که قابل دسترس باشید. و اگرچه این مورد در انتهای فهرست هفت‌تایی ما قرار گرفته، اما چیزی است که افکار و عمل دیگران بستگی زیادی به آن خواهد داشت. همه ویژگی‌هایی که برشمردیم، به مقوله «کاشت» مربوط می‌شوند. شما باید روابط متقابل و سودمندی را پایه‌ریزی کنید تا در آینده از مزایای آنها بهره‌مند شوید. منبع: پنجره خلاقیت

more_vert جرأت مندی و مهارت ابراز وجود

ادامه مطلب

closeجرأت مندی و مهارت ابراز وجود

افراد در روابط بین فردی، سبک های رفتاری متفاوتی در زندگی روزمره دارند، سبک ارتباطی سلطه پذیر، برخی از افراد رفتاری سلطه پذیر یا منفعل دارند. ویژگی های این افراد این است که به راحتی افکار، احساسات و حقوق فردی خود را نادیده گرفته و افکار و عقاید خود را بیان نمی کنند. این اشخاص معمولاً مضطرب، نگران و از اعتماد به نفس پایین برخوردار بوده و خشم زیادی را در درون خود نگه می دارند.

more_vert کتاب به زبان تد

ادامه مطلب

closeکتاب به زبان تد

کتاب به زبان تد اثر کارماین گالو، برای هر کسی که می‌خواهد با اطمینان و مقتدرانه صحبت و سخنرانی کند، محصولات و خدمات می‌فروشد یا افرادی را رهبری می‌کند که نیاز به الهام‌بخشی دارند، مفید است. به زبان تد (Talk Like Ted) بیش از هر کتابی که این روزها می‌توانید در قفسه کتاب‌فروشی‌ها ببینید، علم ارتباطات را مورد بررسی قرار داده است. این کتاب، مردان و زنان دانشمند، نویسنده، محصل، دوستداران محیط زیست و رهبران مشهوری که سخنرانی بزرگ زندگی‌شان را انجام داده‌اند، به شما معرفی می‌کند. هرکدام از 1500 سخنرانی، که به صورت رایگان در وب‌سایت تد قابل دسترس است، می‌تواند به شما درس تازه‌ای برای سخنرانی در جمع بدهد. اسراری که کارماین گالو (Carmine Gallo) در این کتاب از آن‌ها پرده برمی‌دارد مطابق با جدیدترین دانشی است که حاصل کار متفکران برتر جهان است. آیا این اشتیاقی همه‌گیر است؟ آیا داستان گفتن می‌تواند هم‌زمان ذهن شما را با ذهن شنونده‌تان همگام کند؟ چرا ارائه 18 دقیقه‌ای می‌تواند بر ارائه 60 دقیقه‌ای غلبه کند؟ چرا ویدئوی بیل گیتس میان مخاطبان به سرعت منتشر شد؟ پاسخ همه این سؤالات را در این کتاب خواهید یافت. اگر برای ارائه دادن به تد دعوت شده‌اید؛ پس کتاب به زبان تد برای شما مانند کتابی مقدس ارزشمند است. اما اگر برای ارائه دادن به تد دعوت نشده‌اید و تمایلی هم به آن ندارید باز هم جزو کتاب‌های ارزشمندی است که می‌توانید در طول زندگی‌تان بخوانید. چون این کتاب به شما می‌آموزد که چطور خودتان و عقایدتان را در معرض فروش بگذارید که همه متقاعد شوند. این کتاب به شما می‌آموزد که چطور شاخصه‌های مشترکِ ارائه‌های الهام‌بخش را به کار ببرید. به شما نشان می‌دهد که چطور خودتان را همچون یک رهبر یا یک فرد اجتماعی تصور کنید. به یاد داشته باشید، هر چقدر هم ایده‌تان فوق‌العاده باشد، اگر نتوانید با آن روی کسی اثر بگذارید، بیهوده است. ارزش ایده‌ها به عملی است که به دنبال خود به وجود می‌آورد. فهرست مطالبمقدمهایده‌پردازی، جریان قرن بیست‌ویکمبخش اول: احساسیراز شماره یک: از قید و بند خود رها شویدراز شماره دو: استادی هنرمند در قصه‌گویی شویدراز شماره سه: مکالمه کنبخش دوم: ابداعیراز شماره چهار: به من چیزی جدید یاد بدهراز شماره پنج: لحظات حیرت‌آور بسازراز شماره شش: جدی نباشبخش سوم: توانایی یادآوریراز شماره هفت: از قانون 18 دقیقه غافل نشوراز شماره هشت: خلق تصویر ذهنی با حواس چندگانهراز شماره نه: در مسیر خودت بمانیادداشت نویسنده

more_vert کتاب مکالمات روزمره‌ی انگلیسی

ادامه مطلب

closeکتاب مکالمات روزمره‌ی انگلیسی

  کتاب مکالمات روزمره‌ی انگلیسی، به تالیف لیلا زارع، با این قابلیت طراحی و ارائه شده است که هم به عنوان کتابی آموزشی برای طیف وسیعی از زبان آموزان، از مبتدی تا حرفه‌ای و هم به عنوانی کتابی برای افزایش اطلاعات عمومی در زبان انگلیسی مورد استفاده قرار گیرد. گاهی بیان یا نوشتن تنها یک کلمه، مفهومی عمیق و جامع را به شنونده یا خواننده می‌رساند و چه بسا از یک جمله بهتر و مفیدتر باشد. بنابراین کلمات به صورت انفرادی، از جملات یا حتی یک متن کوتاه چیزی کم نخواهند داشت، به ویژه در شیوه های نوین یادگیری زبان‌های خارجی که مفهوم کلمات و عبارات نقشی ویژه یافته‌اند و در راستای هدف یادگیری یک زبان خارجی که همانا یادگیری چگونگی تفکر در زبان مورد نظر و در پی آن یادگیری صحبت کردن در آن زبان می‌باشد مورد استفاده قرار می‌گیرند. در این بین، یادگیری کلمات ملموس و کاربردی که به صورت عمومی توسط تمام اقشار جامعه مورد استفاده قرار می‌گیرند، به بیان دیگر کلمات مورد استفاده در مکالمات روزمره، از نخستین گام‌هایی است که برای رسیدن به این هدف باید برداشته شود. در اینجا شما به مجموعه‌ای کامل از کلمات پرکاربرد در مکالمات روزمره دسترسی دارید. در کتاب مکالمات روزمره‌ی انگلیسی، کلماتی گرد آمده که تعداد آنها به بیش از 1200 کلمه می‌رسد با توجه به مفهوم، موضوع، و یا شکل ظاهری طبقه‌بندی شده‌اند. بنابراین هم به صورت انفرادی و هم در کنار یکدیگر در طبقه‌ی خود، مفهومی کامل را انتقال می‌دهند. برای درک بیشتر مفاهیم و تداعی آنها در ذهن به صورت واقعی، بسته به نوع کلمات و عبارات از روش‌های مختلفی استفاده شده است: برخی از کلمات در جمله‌ای ملموس به کار برده شده‌اند؛ مفهوم برخی دیگر با مثال مورد تاکید قرار گرفته است و نهایتاً تعدادی از آنها در یک متن کوتاه در کنار یکدیگر گرد آورده شده‌اند تا نه تنها مفهوم خود را در شرایط واقعی نشان دهند بلکه مکمل یکدیگر نیز باشند. شایان ذکر است که کل اطلاعات گردآمده با این سه روش، جالب، ملموس و بخشی از زندگی روزمره به حساب می آید. نکته‌ی مهمی که در کتاب مکالمات روزمره‌ی انگلیسی رعایت شده است و بخشی از وجه تمایز آن با دیگر کتاب‌های آموزش لغات انگلیسی، و در حقیقت یکی از نقاط قوت آن به شمار می‌آید این است که درجه‌ی دشواری جملات و متن‌هایی که کلمات در آنها ارائه شده از درجه‌ی دشواری خود کلمات پایین تر و یا با آن برابر است. بدین ترتیب خوانندگان قادر خواهند بود تا تعداد کلمات بیشتری را با سرعتی بالاتر به راحتی به خاطر سپرده، در ذهن نهادینه کرده و به آسانی به یاد آورند.

more_vert کتاب مدیریت ارتباطات

ادامه مطلب

closeکتاب مدیریت ارتباطات

کتاب مدیریت ارتباطات اثری از جان ماکسول، روش برقراری ارتباط با مردم در محیط‌های مختلف را به شما خواهد آموخت. هدف از ترجمه‌ی این کتاب، تقویت توانایی برقراری ارتباطی اثربخش و نیز توانایی تفاهم با دیگران است. به نقل از سخنی کهن: «برای هدایت خود، از مغزت استفاده کن و برای هدایت دیگران از قلبت. همیشه قبل از تقاضای کمک از کسی، روی قلب او اثر بگذار.» در عصری که لحظه‌لحظه‌اش در گرو تغییرات شگفت‌انگیز است، ارتباطات حرف اول را می‌زند. بنابر پژوهش‌های موجود، حدود 75 درصد از اوقات روزانه‌ی ما به‌نحوی در تماس و ارتباط با دیگران می‌گذرد. از این رو کیفیت زندگی هر‌کس بستگی به کیفیت ارتباطات او با دیگران دارد. برای مثال، همه‌ی ما در محیط کار فرصت‌هایی یکسان داریم؛ اما تنها کسانی مسیر پیشرفت و ترقی را به‌سرعت می‌پیمایند و احترام، اعتبار و مقام کسب می‌کنند که ارتباطاتی مؤثرتر برقرار ‌کنند، خود را به‌نحوی شایسته مطرح کنند و در شرایط گوناگون و با افراد مختلف، ارتباطی مناسب و مؤثر برقرار کنند. ارتباطات، مجموعه‌ای از مهارت‌هاست؛ اما مهم‌ترین آن‌ها درک نقطه‌نظرهای طرف مقابل و تفهیم نقطه‌نظر‌های خویش است. زبان، تنها وسیله‌ی ارتباطی نیست و در عین‌حال از همه نیز کامل‌تر نیست، چرا‌که پیام‌های انسانی، به‌ویژه پیام‌هایی که از احساسات و هیجانات و عواطف مایه می‌گیرد، چنان پیچیده‌ است که هیچ کلامی گویای آن نیست، از این رو گاه یک نگاه، لحن، صدا یا یک حرکت حاوی پیامی است که از پنهانی‌ترین درونیات فرد سرچشمه می‌گیرد. مهارت در ایجاد رابطه‌ی مناسب با دیگران بر توانایی‌ها و اعتمادبه‌نفس ما می‌افزاید، استعداد و دست‌آورد‌هایمان را می‌نمایاند و احترام و قدردانی دیگران را جلب می‌کند. هر‌چه بهتر با دیگران رابطه برقرار کنیم، مسئولیت‌های خود را بهتر اجرا می‌کنیم و درنتیجه در حرفه‌ی خود موفق‌تر بوده و درآمد بیشتری خواهیم داشت. فهرست مطالبمقدمهفصل اول: چرا ارتباطات برای کسب موفقیت مهم است؟ارتباطات مستحکم1. احترام2. تجربه‌های مشترک3. اعتماد4. ارتباط دوطرفه5. لذت‌های مشترکفصل دوم: به چه اطلاعاتی درباره‌ی دیگران نیاز داریم؟چرا مردم در درک یکدیگر موفق نیستند؟ترسخودمحوریشکست و ناکامی در درک تفاوت‌هاعدم شناسایی شباهت‌هاچیزهایی که هرکس باید درباره‌ی دیگران بداند1. هرکس دوست دارد برای خود کسی باشد2. برای کسی اهمیت ندارد که شما چقدر می‌دانید، مهم آن است که بداند چقدر به او اهمیت می‌دهید3. همگان به کسی نیازمندند4. همه می‌توانند کسی باشند، به‌شرط آن‌که کسی آن‌ها را درک و باور کند5. کمک به یک نفر فقط او را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد، بلکه اثری فراگیر دارددیگران را درک کنیدفصل سوم: چگونه مشوق دیگران باشیم؟1. بیشتر مردم به خود ایمان ندارند2. اغلب افراد، کسی را که به آن‌ها ایمان داشته باشند در کنار خود ندارند3. اغلب افراد متوجه می‌شوند چه کسانی به آن‌ها ایمان دارند4. اغلب افراد هرکاری می‌کنند تا در سطح ایمانی که به آن‌ها دارید زندگی کنندچگونه به دیگران ایمان بیاوریمباورشان کنید، پیش از آن‌که پیروز شوندتوانمندی‌شان را تقویت کنیدموفقیت‌های گذشته‌ی آنان را یادآور شویدهنگامی‌که شکست را تجربه می‌کنند به آن‌ها اعتمادبه‌نفس هدیه کنیدبرخی موفقیت‌ها را با هم تجربه کنیدموفقیت‌های آینده را ترسیم کنیدمنتظر سبک جدیدی از زندگی باشیدفصل چهارم: چگونه می‌توان با مردم ارتباط برقرار کرد؟بهترین دوستان شنوندهباب هرگز ارتباط برقرار نکرداحساسات قلبی، در اولویت قرار داردارتباط جمعی یا خصوصیبرای ارتباط با هر فرد، زمانی خاص درنظر بگیریدبه هر کس یک نمره‌ی 20 بدهید!ارتباط قوی‌تر با چالش بیشتر همراه استنتیجه‌ی برقراری ارتباط در محل کارفصل پنجم: چگونه شنونده‌ای خوب باشم؟ارزش گوش دادنگوش دادن، روابط را می‌سازدگوش دادن آگاهی شما را بالا می‌بردگوش دادن ایده خلق می‌کندگوش دادن موجب حس وفاداری افراد نسبت به شما می‌شودگوش دادن روشی عالی جهت کمک به خود و دیگران استچگونه می‌توان مهارت گوش دادن را پرورش داد؟1. هنگام گوش دادن به طرف مقابل (سخنگو‌) نگاه کنید2. حرف طرف مقابل را قطع نکنید3. روی درک متقابل تمرکز کنید4. بی‌درنگ نیاز طرف مقابل را مشخص کنید5. احساسات و عواطف خود را بشناسید6. زود قضاوت نکنید7. صحبت‌های طرف مقابل را در فواصل طولانی جمع‌بندی کنید8. برای فهم بهتر صحبت‌های طرف مقابل سؤال کنید9. همیشه گوش دادن به صحبت‌های طرف مقابل را در اولویت قرار دهیدفصل ششم: چگونه می‌توان اعتماد دیگران را جلب کرد؟صداقت از مسائل کوچک شروع می‌شودصداقت، ویژگی درونی است1. صداقت در موقعیت‌ها تعریف نمی‌شود2. مبنای راستی و صداقت، اعتبارنامه نیستصداقت با شهرت یکی نیستصداقت، بهترین دوست انسان استصداقت را سر لوحه‌ی زندگی خود قرار دهیدوجودتان را به صداقت و اعتماد‌پذیری و رازداری بیاراییدفصل هفتم: مهم‌ترین رابطه‌ی من کدام است؟تلاش جهت باهم ماندنگام‌های لازم جهت استحکام خانوادهبیشتر از یکدیگر قدردانی کنیدتمام دنیا در مقابل از دست دادن خانواده‌ام بی‌ارزش استطوری برنامه‌تان را تنظیم کنید تا زمان بیشتری را با خانواده بگذرانیدبا بحران‌ها به‌گونه‌ای مثبت برخورد کنیدآسان‌ترین راه برای گریز از مشکل حل آن استارتباطات خود را همیشگی کنیدبه‌دنبال دلایل ایجاد ارتباط باشیدعواملی که ارتباط سالم را تهدید می‌کند کنترل کنیدصداقت و شفافیت را سرلوحه‌ی روابط خود قرار دهیدشیوه‌ی ارتباطی مثبت را مدنظر داشته باشیدارزش‌های مشترک داشته باشیدزندگی مشترک خود را بازسازی کنیدفصل هشتم: چگونه می‌توان هم به مردم خدمت و هم آنان را رهبری کرد؟1. یک رهبر نمونه دیگران را بر خود مقدم می‌داند2. یک رهبر نمونه به خدمت کردن اعتقاد دارد3. یک رهبر نمونه اساس را بر خدمت به دیگران می‌گذارد4. یک رهبر نمونه به فکر موقعیت و جایگاه خود نیست5. یک رهبر نمونه خدمت به دیگران را با عشق و علاقه انجام می‌دهدچگونه می‌توان فردی خدمتگزار بود؟پیش به‌سوی عمل

more_vert هنگام دوستیابی به این موارد مهم توجه کنید

ادامه مطلب

closeهنگام دوستیابی به این موارد مهم توجه کنید

تا کنون به این فکر فرو رفته اید که از تمام دوست هایی که دارید کدامشان واقعاً دوست هستند و میتوان بر روی آن ها حساب کرد؟بنظر شما کدام دوست تان تا آخر عمر با شما خواهد بود؟دوست خوب ویژگیهایش چیست؟چگونه باید دوست خوب را بشناسیم؟میخواهیم شما را با نه ویژگی دوست خوب آشنا کنیم. با ما همراه باشید. دوست خوب کمک‌مان می‌کند با خودمان مهربان‌تر باشیم: شاید چون نتوانسته‌اید در مصاحبه کاری اخیرتان آن‌طور که می‌خواستید عمل کنید، حسابی از دست خودتان دلگیر هستید یا شاید به هر دلیلی حتی از دیدن تصویر خودتان در آینه بدتان می‌آید. بسیاری از ما هر وقت زندگی به کام‌مان نباشد، عادت داریم خودمان را سرزنش کنیم. در چنین شرایطی، یک دوست خوب می‌تواند نظر ما را درباره خودمان تغییر بدهد. دوست خوب اگر احساس کند از خودمان بدمان می‌آید، سعی می‌کند به طریقی حالمان را خوب کند. دقیقا به همین دلیل، کسانی که از نعمتِ داشتن دوستان صمیمی برخوردار هستند، احساس خیلی بهتری نسبت به خودشان دارند، چرا که دوستان‌شان باعث دلگرمی‌‌شان می‌شوند و پشت‌شان را خالی نمی‌کنند. دوست خوب می‌تواند اعتماد به نفس ‌مان را بالا ببرد. چنین افرادی وقتی کمک‌مان می‌کنند که نسبت به خودمان احساس بهتری داشته باشیم، خودشان هم حسِ خیلی خوشایندی پیدا می‌کنند. دوست خوب اشتباهاتمان را گوشزد می‌کند: همه ما گاهی بدون اینکه متوجه باشیم، مرتکب خطاهایی می‌شویم که شاید در آینده برایمان گران تمام بشوند. دوست خوب می‌تواند چنین خطاهایی را تشخیص دهد و اشتباهاتمان را سر بزنگاه گوشزد کند، اما نه به منظور مچ‌گیری یا کینه‌توزی، بلکه از روی خیرخواهی. چنین صداقتی موجب شکل‌گیری دوستی‌های واقعی می‌شود. در دوستی‌های بی‌اساسی که مدت زیادی از شکل گرفتن‌شان نمی‌گذرد و همچنین دوستی‌های تصنعی، مطمئن باشید طرف مقابلتان چیزی جز خوشایندتان نخواهد گفت. اما در دوستی‌های واقعی، طرف مقابل به خودش اجازه می‌دهد هرچه را در ذهنش می‌گذرد، روراست بیان کند. افراد صادق و قابل اعتماد می‌توانند تجربه یک دوستی واقعی را نصیب‌مان کنند. دوست خوب وقتی با شماست، جز به همان لحظه به هیچ چیز دیگری فکر نمی‌کند: برای اینکه همه هوش و حواستان را به دوستتان اختصاص دهید، پیشنهاد می‌کنیم وقتی با هم هستید تلفن همراهتان را در جیبتان بگذارید. بر اساس نتایج پژوهشی که در سال ۲۰۱۲ انجام شد، تلفن همراه روی روابط بین‌فردی تاثیر منفی می‌گذارد. اما مطمئن باشید یک دوست خوب هرگز اجازه نمی‌دهد تلفن همراهش کوچک‌ترین خدشه‌ای به روابط‌تان وارد کند. دوست خوب شنونده‌ خوبی است: آیا تا به حال برایتان پیش آمده که موقع درد دل کردن، دوست‌تان یک‌دفعه وسط حرفتان بپرد و درباره مسائل مربوط به خودش شروع به صحبت کند؟ در چنین مواقعی چه حسی دارید؟ حتما احساس کرده‌اید که روند گفت‌وگو رضایت‌بخش نیست، چرا که دوستتان فقط سعی دارد درباره موضوعاتی که به خودش مربوط می‌شوند، صحبت کند. اما در دوستی‌های واقعی، روند گفت‌وگو همیشه دوطرفه است. اینکه هر دو طرف به همدیگر اجازه صحبت کردن بدهند، موجب تقویت روابط بین‌فردی می‌شود. پس برای اینکه به یک گفت‌وگوی متعادل برسید، سعی کنید وقتی طرف مقابلتان صحبت می‌کند، با تمام وجود به صحبت‌هایش گوش کنید. کسانی که شنونده خوبی هستند، این حس را منتقل می‌کنند که صحبت‌های طرف مقابلشان قابل درک است. دوست خوب در سختی‌ها حمایتمان می‌کند: اینکه فقط در خوشی‌ها کنار یکدیگر باشیم، برای یک دوستی واقعی کافی نیست. دوست خوب کسی است که در تمامی فراز و نشیب‌های زندگی پشت‌مان را خالی نکند. به عبارت دیگر، دوست خوب کسی است که سعی کند در خوشی‌ها، ناراحتی‌ها، موفقیت‌ها، شکست‌ها و خلاصه در تمامی تجربه‌های زندگی، شریک احساسات‌مان شود. در دوستی‌های واقعی، وقتی طرف مقابلمان را به اندازه کافی شناختیم، سطح اعتمادمان آن‌قدر بالا می‌رود که خودمان هم اجازه می‌دهیم دوست‌مان در اوقات سخت زندگی همراهی‌مان کند. اگر چنین فردی در زندگی‌تان باشد، حتما می‌دانید که دوست خوب درست مثل اعضای خانواده می‌ماند. دوست خوب اضطرابمان را کم می‌کند: دوست خوب باید بتواند عواملی را که طرف مقابلش را به اضطراب و تنش دچار می‌کند بشناسد. دوست خوب وقتی تحت فشار روانی هستیم، درکمان می‌کند و می‌تواند کمکمان کند که در چنین شرایطی درست تصمیم بگیریم. حتی زمانی که نیازی به هم‌فکری نداشته باشیم، حضور یک دوست خوب می‌تواند حسابی آرامش‌بخش باشد. دوست خوب نمی‌گذارد مغرور شویم: دوست خوب کسی است که از دستاوردها و موفقیت‌هایمان خرسند شود و البته کمکمان کند که هرگز به خاطر داشته‌های‌مان دچار غرور نشویم. حتما شما هم دوستانی دارید که از ایام قدیم یکدیگر را می‌شناسید و خیلی قبل‌تر از زمانی که در کسب‌و‌کارتان اسم و رسمی به هم بزنید، با هم دوست بوده‌اید. چنین دوستانی خودِ واقعی‌مان را می‌شناسند. در نتیجه نه تنها در موفقیت‌ها همراهیمان خواهند کرد، بلکه هر زمان که احساس کنند مغرور شده‌ایم، یادمان می‌اندازند که فروتنی پیشه کنیم. دوست خوب برای شما وقت می‌گذارد: گاهی دوستی‌ها به دلیل مشغله‌های کاری یا خانوادگی کم‌رنگ می‌شوند، اما دوستان واقعی هیچ وقت اجازه نمی‌دهند که مشغله‌های زندگی روی روابطشان تاثیر بگذارد. دوست خوب سعی می‌کند با همه مشغله‌هایی که دارد، باز هم برای ما وقت بگذارد یا حتی شده تلفن بزند. اگر برای دوستانمان وقت نگذاریم، روابطمان به تدریج کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر خواهد شد. دقیقا به همین دلیل است که بسیاری از دوستی‌های دوران کودکی بعد از ازدواج و بچه‌دار شدن کم‌کم از بین می‌روند. دوست خوب باگذشت است: همه ما گاهی در روابطمان قضاوت‌های نادرست می‌کنیم. دوستان واقعی به جای اینکه دلخوری‌شان را از یکدیگر پنهان کنند، مشکل‌شان را مستقیما مطرح می‌کنند تا سوءتفاهم‌ها از بین برود. دوستان خوب یکدیگر را درک می‌کنند و به همین دلیل می‌توانند نسبت به هم بخشنده و باگذشت باشند. اگر در روابطمان مدام درگیر دلخوری‌های گذشته باشیم، روابط‌مان هیچ پیشرفتی نخواهد کرد. دوست خوب کسی است که بتواند گذشت کند و اگر خطایی کردیم که باعث دلخوری‌ شد، اینقدر باگذشت باشد که بتواند از اشتباهاتمان بگذرد. پس بیایید این واقعیت را بپذیریم که همه ما گاهی اشتباه می‌کنیم، اما می‌توانیم به کمک یکدیگر یاد بگیریم انسان‌های بهتری باشیم. منبع: فردانیوز

more_vert چگونه می‌توانیم شخصیت قوی داشته باشیم؟

ادامه مطلب

closeچگونه می‌توانیم شخصیت قوی داشته باشیم؟

قوی‌تر شدن و داشتن یک شخصیت قوی آرزویی است که خیلی‌ها دارند، اما به جهت اینکه مسیر رسیدن به این آرزو مبهم است، خیلی‌ها تسلیم می‌شوند و همانی که هستند باقی می‌مانند. افراد قدرتمند و یا دارای شخصیت قوی و محکم، ویژگی هایی دارند که سایر افراد از آنها بی بهره هستند. این افراد قدرتمند خواه یک رهبر سیاسی باشند و یا فرمانده ی ارتش یا بنیانگذار یک استارتاپ موفق، فرقی ندارد. همه ی آنها در یک سری ویژگی ها با هم شریک هستند. گرچه مدیریت زمان، سخت کوشی و عشق و علاقه به کار مورد نظر در همه ی ما وجود دارد اما باید دانست که افراد موفق و قدرتمند از ویژگی هایی زیر بهره مند هستند. 1. افراد قدرتمند شنونده‌ای عالی هستند ژاکلین کندی یکی از جذاب‌ترین زنان دنیا به حساب می‌آمد؛ زیرا مهارت اینکه شنونده‌ای استثنایی باشد را در خود رشد داده بود. نحوه‌ی نگاه این زن به چشم‌های دیگران، توجه او به تک‌تک کلمات گوینده و انتقال این احساس به آنها که مهم هستند زبانزد بود. هیچ چیز خوشایندتر از این نیست که کسی مشتاقانه به حرف‌های شما گوش بدهد؛ زیرا این احساس را به شما می‌دهد که تنها آدم مهم روی زمین هستید. 2. خوش بینی مخصوص انسان هایی با شخصیت قوی است خوشبین بودن همراه با نگرش خوب ، استقامت و امید است . بطور کلی خوشبین بودن به هر چیزی مارا قادر می سازد که در حین هر مشکلی بتوانیم بهترین راه حل ها را بدست آوریم . اگر شما فردی خوشبین هستید ، آسان تر و بهتر می توانید با مشکلاتتان رو به رو شوید و علاوه براین ، گذر زمان را برای شما خوشایند و دل انگیز می کند و از هر زمانی نهایت لذت را می برید . 3. افراد قدرتمند اعتماد به نفس دارند افراد قدرتمند اعتماد به نفس دارند. اعتماد به نفس مهارتی است که می توانید آن را به دست بیاورید. مردم هم به طور طبیعی جذب افراد با اعتماد به نفس بالا می شوند. از آنجا که افراد قدرتمند اعتماد به نفس دارند از ریسک کردن و مواجهه با چالش ها نمی ترسند. علاوه بر این افراد قدرتمند می توانند دستاوردهای کوچک را قدردان باشند، بر مهارت های ارتباطی خود کار کنند و گذشته را فراموش کنند و ببینند که الان چه چیزی اهمیت دارد. 4. افراد قدرتمند برای اهدافشان زمان بندی خواهند داشت بسیاری از مردم می‌گویند: «دوست دارم روزی کتابی بنویسم» یا «روزی کار خودم را شروع می‌کنم»، اما از آنجا که این یک روز‌های هرگز در تقویم ظاهر نمی‌شوند، بعید است که به آن‌ها برسید. با ایجاد یک جدول زمانی واقع گرایانه برای خودتان، رویا‌های خود را به اهداف تبدیل کنید. حتی اگر نمی‌توانید تا یک یا دوسال آینده به این اهداف برسید برای یادگیری مهارت‌ها در راستای آن برنامه‌ریزی کنید. این این دقیقا همان کاریست که شخصیت‌های قوی انجام می‌دهند. 5. برای داشتن شخصیت قوی صادق و درستکار باشید صداقت عنصر کلیدی داشتن یک شخصیت قوی است. به دیگران نشان دهید که در اعمال خود صادق هستید و اعمال شما با حرف‌ های شما یکی است. به عنوان مثال اگر شما به همسر خود قول می‌ دهید در یک روز خاص کار خاصی را برای او انجام دهید، برای او چیزی بخرید و یا از شغل او حمایت می‌ کنید حتماً این کار را انجام دهید تا صداقت و در نهایت شخصیت خود را زیر سوال نبرید. 6. افراد قدرتمند شهرت و اعتبار خود را حفظ می کنند شهرت و اعتبار هر کس یکی از دارایی‌ ها و ثروت‌ های اوست؛ زیرا سال‌ ها طول می‌ کشد تا شهرت خوبی را برای خود به دست بیاورید. اما شهرت و اعتبار می‌ تواند در عرض چند دقیقه از بین برود. مردم همیشه عاشق کسانی هستند که دارای شهرت خوب و در رفتار خود یکپارچگی عمل دارند. هر کس باید سعی کند برای حفظ اعتبار و شهرت خود تلاش کند. همیشه به خود احترام بگذارید و به یاد داشته باشید شاید کسانی باشند که از اعمال و رفتار شما الگو می‌ گیرند. 7. تحمل نا امیدی کار افرادی با شخصیت قوی است تحمل نا امیدی یکی دیگر از نشانه های داشتن شخصیتی قوی و با ثباتی می باشد . این نیز بسیار مهم است که زمانیکه شما یا کس دیگری دچار مشکل می شوید باید بتوانید این نیرو را داشته باشید که بتوانید آن مشکل را تحمل کنید و فورا عصبی نشوید . همچنین به یاد داشته باشید که هیچ کس در جهان کامل نیست و هرکسی ممکن است چندین عادت بد و سایر مسائل را به همراه خودش داشته باشد و همه ما انسان ها اشتباه می کنیم و به یاد داشتن این موضوع می تواند باعث انعطاف پذیری بیشتر ما شود و بتوانیم با هر مشکلی به سادگی و به آرامی کنار بیاییم . 8. افراد قدرتمند یک عادت بد را ترک می‌کنند ترک عادات بد می‌تواند به شما کمک کند به جای سخت کار کردن، هوشمندانه عمل کنید. به این ترتیب به جای اینکه متعهد شوید سبزیجات بیشتری بخورید، آن بسته چیپسی که هرروز بعد از ناهار می‌خورید را حذف کنید. رها کردن عادات بد که شما را از داشتن ذهن و شخصیتی قوی محروم می‌کند، مثل احساس تاسف کردن نسبت به خود، رسیدن به عادات سالم را ضمانت می‌کنند. 9. افراد قدرتمند توجه طلب نیستند داشتن یک شخصیت قوی به معنای آن است که شما شادی و امنیت را از درون خودتان دریافت می‌کنید و برای تائید گرفتن از دیگران نیاز به جلب توجه ندارید. شخصیت‌های قوی زمان خود را صرف توجه‌طلبی با شکایت از دنیا، غیبت از دیگران یا رفتارهای نمایشی نمی‌کنند، به جای آن اجازه می‌دهند که اعمال و رفتارشان درباره‌ی آنها سخن بگوید. مهم است بدانید که توجهات زودگذر ماندگار نیستند؛ آنچه به یادها می‌ماند شخصیت قوی شماست. 10. افراد قدرتمند با آدم‌های جدید ملاقات میکنند سعی کنید با آدم‌های جدید ملاقات کنید به خصوص کسانی که با شما متفاوت هستند. این کار نه تنها باعث آشنایی شما با فرهنگ‌ها و راه‌های متفاوت انجام کارها می‌شود بلکه افق‌های شخصیتی شما را نیز توسعه می‌دهد. 11. افراد قدرتمندخودتان هستند دومین مورد خسته‌کننده بعد از نداشتن هیچ نظری در گفتگو، این است که سعی کنید کسی که نیستید به نظر برسید. ادای کسی که نیستید را درآوردن به دلیل اینکه در جمع جایی پیدا کنید یا موردپسند واقع شوید معمولا نتیجه‌ی عکس می‌دهد. به این علت که ما منحصر به فرد هستیم، نشان دادن همان شخصیت خاص‌مان است که ما را جذاب می‌کند. تلاش برای تقلید از دیگری نه تنها کاملا محکوم به شکست است بلکه نشانه‌ای از فقدان اصالت است.

more_vert کتاب بی‌سوادی

ادامه مطلب

closeکتاب بی‌سوادی

کتاب "بی‌سوادی" تألیف حمید وجکانی روش‌های ساده و راه‌های میان‌بری برای یادگیری دارد که مطالعه آن می‌تواند برای همه موثر باشد. بعضی از ما تا یک کتاب را باز می‌کنیم، هنوز چند صفحه‌ای از آن را نخوانده کنار می‌گذاریم؟ انگار حوصله‌مان نمی‌کشد... مشکل کجاست؟ همه‌ی ما که دوست داریم کتاب بخوانیم و مطالعه داشته باشیم! همیشه به ما گفته‌اند که کتاب بخوانید؛ اما تا به حال گفته‌اند چگونه بخوانیم؟ اگر شما هم عاشق کتاب هستید و مانند من از آن دسته افراد بودید که کتاب‌های بسیاری می‌خریدید یا دانلود می‌کردید و نمی‌خواندید! و کتاب‌هایتان مدت‌ها در گوشه‌ی اتاق‌تان می‌ماند، با جرأت می‌گویم این بخش برای شماست. این کتاب در رابطه با کتاب و کتاب خوانی است و علاقه مند سازی افراد به مطالعه است. علاوه بر آن یک کتاب آموزشی است که در آن تکنیک های مطالعه صحیح و تند خوانی آموزش داده شده است.فهرست مطالب مقدمه از دکتر محمد سیدامقدمهفصل اول: چرا کتاب نمی‌خوانیم؟همه‌ی ما بیماریمشنونده خودش باید عاقل باشد!راه‌حل چیست؟من از خواندن متنفرمنترس، شروع کن!فصل دوم: نحوه صحیح مطالعهاولین سوال: کجا بخوانیم؟دنبال بهانه نباش!دومین سؤال. چه زمانی مطالعه کنیم؟این قسمت را به آن‌هایی که به دنبال بهانه هستند، می‌گویماز خوابتان بگذرید!سومین سؤال: چطور بخوانیم؟فصل سوم: تمرکزساده‌ترین راه چیست؟شلکستمرینات تمرکزتمرین اول: شمارش معکوس از 50 تا 0تمرین دوم: کشوهای ذهنیتمرین سوم: ثبت اشیاءتمرین چهارم: کارهای عجیب و غریب!تمرین پنجم: تمرین تیزحسی (رادیو تلویزیونی)مهم‌ترین روش تمرکز «روش خودم»روش هدفونبزرگ‌ترین دزد‌های تمرکزدزدگیر تمرکز!فصل چهارم: حافظهانواع حافظهحافظه‌ی بلندمدتبه زبان ساده‌ترمرورسازماندهی یا دسته‌بندی اطلاعاتبسط‌دادناصول تقویت حافظهانجام کارها با دست مخالفچند نکته و راهکار جالبمی‌دانید قانون مورفی چیست؟آیا می‌دانید 1+1 چند می‌شود؟سرهنگ ساندرس را می‌شناسید؟فصل پنجم: تند خوانیمزایای تندخوانیافزایش اعتمادبه‌نفسسرعت‌گیرهاسرعت‌گیر اول: بلندخوانیبهترین راهکار برای مقابله با بلند‌خوانینتیجه‌گیرینیروی چراییتکنیک‌های تندخوانیتکنیک ریتم با انگشتواقعاً این موضوع عجیب نیست؟متوجه تفاوت آن‌ها شدید؟شرایط استفاده از این تکنیکعلامت‌گذاری روی نوشته‌هانقطه‌گذاری چپ و راستوارونه‌خوانی!ستاره بازی کنید!تمرین خط میانیتمرین سرعت و دقتاول از اشتباهات شخصی‌تان بگوییداصل قلاب ذهنیسخن پایانیراه‌حل چیست؟تشکر و تقدیرفهرست منابع

more_vert کتاب هنر ارتباط موفق در کسب‌ و‌ کار

ادامه مطلب

closeکتاب هنر ارتباط موفق در کسب‌ و‌ کار

کتاب هنر ارتباط موفق در کسب‌ و‌ کار نوشته‌ی پاتریک فورسایت و فرانسس کی، به ارائه مشکلات ارتباطی پرداخته و بیان می‌کند که چگونه می‌توان بر این دشواری‌ها فائق آمد و مهارت برقراری ارتباط در حوزه‌های تخصصی، مثل ارائه‌ی یک طرح به جمعی خاص، یا نوشتن یک گزارش با هدفی مشخص را فرا گرفت. در کتاب هنر ارتباط موفق در کسب‌ و‌ کار (The art of successful business communication) شما با فرصت‌هایی که به‌ واسطه‌ی دانستن هنر ارتباطات موفق کاری در اختیارتان قرار می‌گیرد آشنا خواهید شد. این اثر یک ساختار منطقی و معقول دارد و برای هر فرد با هر مقام، مسئولیت و درجه‌ی کاری مفید و قابل‌ استفاده است. فردی که هنر ارتباطات موفق کاری را به‌ خوبی فراگرفته‌ باشد، می‌تواند بر تصمیم‌های دیگران تأثیر بگذارد، عقاید افراد را عوض‌کند، آن‌ها را به انجام کاری خاص ترغیب کند، و در حین انجام همه‌ی این کارها، به ساختن یک تصویر خوب از خود و بهینه‌‌سازی شهرت خویش بپردازد. فن ارتباط، یکی از مهارت‌های کاری است، که به اقتضای ماهیّت هر شغل، می‌تواند بسیار تأثیرگذار و ضروری باشد. همانطور که پاتریک فورسایت (Patrick Forsyth) فرانسس کی (Frances Kay) در مقدمۀ کتاب بیان می‌کنند: ما انسان‌ها اکثر زمان خود را به برقراری ارتباط با دیگران اختصاص‌ می‌دهیم، که ارتباط در محل کار نیز از این قاعده مستثنی نیست. این نوع از ارتباطِ کاری اصولاً آن‌‌قدر آسان و بی‌دردسر است که حتی به ندرت در موردش فکر‌ می‌کنیم. مسائلی که در حیطه‌ی ارتباطِ کاری قرار می‌گیرند، به موضوعاتی از این ‌دست می‌پردازند: پرسیدن زمان ارسال یک محموله از پستچی؛ درخواست افزایش حقوق؛ ارائه‌ی یک طرح جدید به هیئت‌ مدیره؛ یا نوشتن گزارشی که قرار است توسط شخص دیگری خوانده‌ شده و روی روال کاری شما تأثیر‌ بگذارد. واقعیت این است که به غیر از مثال اول، یعنی پرسیدن زمان ارسال یک محموله از پستچی، که کار ساده‌ای است، انجام‌ دادن بقیه‌ی کارهای مذکور واقعاً سخت است، و اگر به درستی انجام نشود، به مشکلات متعددی ختم‌ خواهد شد. در اکثر مواقع، اگر اندکی به صحبت‌هایی که در محل کار می‌شود دقت کنید، نتایج مخرب ضعف در ارتباطات کاری را در عباراتی مثل عبارات زیر به‌ وضوح خواهید دید: - "راستش را بخواهید، من فکر کردم منظور شما این بود که..."- "باید واضح‌تر بیان می‌کردید، مثلاً می‌گفتید..."- "چی؟ متوجه نمی‌شوم!" به همین دلیل است که اگر نتوانید منظورتان را به درستی در یک جلسه‌ی کاری بیان کنید، یا جلسه‌ی ارائه‌ی طرح یا محصولی خاص را به شکلی کُند، راکد و بی‌احساس برگزار کنید، اوضاع به ‌ضررتان تمام خواهد شد. در بخشی از کتاب هنر ارتباط موفق در کسب‌ و‌ کار می‌خوانیم: تصویری که دیگران از شما در ذهن‌شان دارند بر شیوه‌ی برقراری ارتباط آن‌ها با شما و عمل به محتوای این ارتباط تأثیر دارد. فهمیدن اینکه چگونه افراد نسبت به یک‌ دیگر دیدگاه‌های مختلفی پیدا‌ می‌کنند (مثلاً نحوه‌ی شکل‌گیری نظر کارمندان یک شرکت نسب به سایر همکاران خود) کمی پیچیده است. عوامل متعددی بر تصویری که از کسی در ذهن دیگری شکل‌ می‌گیرد تأثیرگذار هستند؛ عواملی مثل: طبع و شخصیت فرد؛ توانایی، تخصص و تجربه‌ی او؛ جنبه‌های مختلف شیوه‌ی مدیریتیِ فرد؛ و میزان موفقیت و نتایجی که به‌ دست ‌آورده‌ است. حتی ظاهر افراد نیز به عنوان یک عاملِ تعیین کننده تلقی ‌می‌شود. قطعاً، یکی از عوامل مهم دیگر سبک‌ و سیاقِ ارتباطی افراد است. برای مثال، تصور کنید مدیری را که هرگز وقتش را به تعامل با دیگران، مخصوصاً مشاوره‌ دادن به آن‌ها اختصاص نمی‌دهد؛ تمام صحبت‌هایش مختصر است؛ و یادداشت‌هایی که برای کارمندانش می‌گذارد از یک خط تجاوز نمی‌کند. چنین مدیری به‌ ندرت نزد دیگران محترم و محبوب است. نوع دیگر، که به‌ ندرت احترام و علاقه‌ی کارمندانش را جلب‌ می‌کند، مدیری است که همیشه در تصمیمات خود دچار شک و تردید است؛ چنین مدیری فاقد توانایی لازم برای تعیین راه‌بردها و اهداف مشخص و صریح است. پس، گاه ممکن‌ است مشکل از محتوای پیام نباشد؛ بلکه، ضعف در سبک‌ و سیاقِ ارتباطی افراد، ممکن است باور و تصویر مثبتی که دیگران درباره‌ی آن‌ها دارند را کم‌ رنگ کند. این جنبه از فرآیند تصویرسازی ممکن است با شدت بیش‌تری رو به زوال برود، اگر با ضعف در مهارت‌های ارسال پیام همراه شود. برای مثال، اگر مدیر یک سازمان به بی‌کفایتی در زمینه‌هایی مثل برگزاری جلسات، ارائه‌ی طرح‌های کاری، و نوشتن گزارش مشهور باشد، هیچ‌کدام از کارمندان، پیامش را جدی نخواهند گرفت. زیرا، این‌گونه پیام مطمئاً مملو از زیاده‌گویی، تکرار بیهوده، سخنان درشت، و ساختار پیچیده و غیرقابل فهم خواهد بود. به همین نحو، برخی شیوه‌های ارسال پیام مورد ‌استقبال شنونده قرار‌ نمی‌گیرند. زمانی‌ که پیامی خوب به شیوه‌ای بد بیان می‌شود، شنونده نخواهد گفت: "چه ایده‌های خوبی!‌ ای کاش شیوه‌ی بیانش بهتر می‌بود!" بلکه، به احتمال زیاد، شنونده خواهد گفت: "چه ارائه‌ی ناقصی! شرط می‌بندم ایده‌های طرح شده نیز چنگی به دل نمی‌زدند!" فهرست مطالبمقدمه‌ی ناشرمقدمه‌ی مولففصل اول: ماهیّت، چشم‌انداز و هدفِ ارتباطاتویژگی مشترکفوت کوزه‌گریبُعدِ مدیریتیماهیّت ارتباطاتمزیت همراهی پیام درست با شیوه‌ی ارسال درستحرکت به‌ سوی کمالخلاصه‌ی فصلفصل دوم: نحوه‌ی برقراری ارتباط مؤثرسختی‌های برقراری ارتباطی مؤثرشیوه‌هایی برای کمک به برقراری ارتباطی مؤثرجهت‌ دهی به ارتباطاتگذاشتن تأثیر مناسبتقویت‌کردنِ ارتباطاتخلاصه‌ی فصلفصل سوم: پیش‌نیازهای موفقیت، گوش ‌دادن و آماده‌ سازیحقیقتی بنیادینگوش ‌دادنآماده ‌سازی: لحظه‌ای برای تفکرآماده ‌سازی: مشخص‌ کردن هدفطراحی پیامپیاده‌سازیِ پیامخلاصه‌ی فصلفصل چهارم: قانع‌ کننده بودن؛ گرفتن توافق از دیگرانتدارکاتبا دیگران چنان رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شودتفکر دخیلسبک رفتار شماارائه‌ی یک مورد قانع کنندهبازخوردتضمین کردن توافقپیشبینی اعتراض‌هاگزینه‌هایی برای مدیریت کردنعذر و بهانه‌هارسیدن به نتیجه‌گیریاقدام بعدی چیست؟خلاصه‌ی فصلفصل پنجم: جلسات؛ به کار وا داشتن آن‌هاآن‌ها کاربردهای خود را دارندهزینه‌های غیر ضروریقبل از این‌که جلسات برگزار شوندنقش رهبری کردن یک جلسهمسئولیت فرد شرکت کنندهپس از جلسهخلاصه‌ی فصلفصل ششم: سخن‌رانی‌ها؛ صحبت کردن موفقیت‌آمیز «در حالت ایستاده»اهمیت سخن‌رانی هایک فرصت قابل توجهخطرات "روی پاهای خود ایستادن"کابوس‌های سخن‌رانآماده شدن برای ارائهساختار یک سخن‌رانییادداشت‌های سخن‌رانکمک‌های بصریخلاصه‌ی فصلفصل هفتم: مذاکره؛ ایجاد بهترین معاملهابزاری برای یک هدفدنیای در حال تغییرفرم خاصی از ارتباطکاربرد مذاکرهماهیت مذاکرهسه عامل کلیدییک فرآیند سازندهفرآیند درست انجام معاملهاول کارهای مهم‌ترتکنیک‌هایی برای افزودن قدرتتاکتیک‌های مذاکره: تکنیک‌های کلیدیرفتار بین فردیبه طور مناسب به کار ادامه بدهیددامنه و گسترهی مذاکرهخلاصه‌ی فصلفصل هشتم: ارتباط تلفنی؛ ماهیت خاص آنماهیت ارتباط صرفاً صوتیظرافت و شکنندگی ذاتییک فرصتاپراتور تلفنجواب به یک تماس تلفنیفرافکنی «شخصیت فردی/ شرکتی»تبادل تلفنیکاری کنید که صدا برای شما کار کندتأثیر نادرستصدا و شیوه‌ی رفتاراستفاده از زبانگوش دادنایجاد یک گفت‌ و گوفرافکنی تصویر درستخلاصه‌ی فصلفصل نهم: ماهیت اسناد مکتوبیک فرآیند ظریف و شکنندهیک فرصت مهمچه چیزی نوشته‌ی خوب کسب‌ و‌ کاری را به ارمغان می‌آورد؟چرا ما داریم می‌نویسیم؟عادت‌های قدرت‌مندبه دست آوردن خواننده (داشتن مخاطب)یک فرصت چشم‌گیرخلاصه‌ی فصلفصل دهم: فرآیند نوشتن؛ چه باید گفت و چه‌ گونه باید گفتتفاوتی که زبان به ارمغان میآوردبی میلی‌های خوانندگانرویکرد نویسندهکاربرد زبانکاری کنید که زبان برای شما مفید باشداشتباهاتی که باید از آن‌ها اجتناب کردتبعیت از قوانینسبک شخصیخلاصه‌ی فصلفصل یازدهم: شکل‌های مختلف ارتباط نوشتاریدرست بنویسیداصول اولیهنامه‌هایی با مقاصد خاصگزارش‌هافرمت‌هایی که نیازمند رویکردهای خاصی هستندخلاصه‌ی فصلفصل دوازدهم: ایمیل همگانی؛ بایدها و نبایدهاایمیل در مقایسه با نامه‌های پستی عادیایمیل- مضرات ممکن؟برخی از دستورالعمل‌های اساسیایمیل‌های زمانبرامضاهای دیجیتالی و سایر ابزارهای امنیتیویروس‌ها«صحبت ایمیلی» - نقش زبانفایل‌های پیوستسازمان یافته ماندنخلاصه‌ی فصلفصل سیزدهم: مدیریت اعدادماهیت اعداد و «کوری» عددیاقدامی برای کمک کردنروش‌های ارائه‌ی اعداد به طور وضوحزبانخلاصه‌ی فصلسخن پایانی

more_vert کتاب مدرسه ی طراحی وب - جلد دوم: JQuery ،Javascript و PHP

ادامه مطلب

closeکتاب مدرسه ی طراحی وب - جلد دوم: JQuery ،Javascript و PHP

در کتاب پیش رو، از مطالب آموزشی سایت مفید و معتبر در زمینه طراحی صفحات وب، www.w3schools.com و نیز تجربیات مولف/مترجم کتاب استفاده شده است. کتاب حاضر، دومین جلد از سلسله کتب مدرسه­ ی طراحی وب است که به آموزش مباحث Javascript، JQuery و PHP اختصاص یافته است. جاوا اسکریپت یک زبان اسکریپت نویسی است که بیشتر با کد هایHTML در ارتباط است و دقیقاً همانند کدهای HTML روی پلتفرم های مختلف اجرا می شود. جی کوئری یک کتابخانه جاوا اسکریپت است که کار با جاوا اسکریپت را ساده کرده است. Php نیز یک زبان اسکریپت نویسی سمت سرور، و یک ابزار قدرتمند برای ایجاد صفحات وب پویا و تعاملی می باشد. Php استفاده گسترده داشته، رایگان است و یک جایگزین مفید برای رقیبان مانند Microsoft ASP می باشد. این کتاب برای تمامی دانش آموزان، دانشجویان و علاقمندان به طراحی سایت مناسب بوده و می تواند سکویی برای شروع به کار در این زمینه پرطرفدار، جذاب، اشتغال زا و پرسود باشد. فهرست مطالبمقدمه آشنایی با جاوا اسکریپت جاوا اسکریپت در کجا... خروجی در جاوا اسکریپت نحوه نگارش (syntax) جاوا اسکریپت دستورالعمل ها در جاوا اسکریپت توضیحات در جاوا اسکریپت متغیرها در جاوا اسکریپت عملگرها در جاوا اسکریپت انواع داده ها در جاوا اسکریپت آرایه ها در جاوا اسکریپت توابع در جاوا اسکریپت رویدادها در جاوا اسکریپت متدهای تاریخ در جاوا اسکریپت بولین ها در جاوا اسکریپت عملگرهای مقایسه ای و منطقی در جاوا اسکریپت دستورالعمل های if…else در جاوا اسکریپت دستور switch در جاوا اسکریپت حلقه تکرار for در جاوا اسکریپت حلقه تکرار while خطاها در جاوا اسکریپت – Throw و Try…Catch HTML DOM در جاوا اسکریپت متدهای HTML DOM سند HTML DOM عناصر HTML DOM در جاوا اسکریپت HTML DOM – تغییر HTML HTML DOM – تغییر CSS HTML DOM – رویدادهای جاوا اسکریپت شنونده های رویداد در HTML DOM HTML BOM-Window window screen در جاوا اسکریپت History در جاوا اسکریپت شیء navigator در جاوا اسکریپت کادرهای popup در جاوا اسکریپت رویدادهای زمان بندی در جاوا اسکریپت کوکی ها در جاوا اسکریپت مقدمه ای بر jquery نصب jquey نحوه نوشتن Jquery انتخابگرهای Jquery رویدادهای Jquery افکت های Jquery توابع callback در Jquery Jquery و HTML تنظیم محتوا و صفات در Jquery اضافه کردن عناصر در Jquery حذف کردن عناصر در Jquery کلاس های CSS در Jquery متد css() در Jquery ابعاد در Jquery پیمایش در Jquery اجداد در پیمایش Jquery فرزندان در پیمایش Jquery هم نیاها (خواهر/برادر) در Jquery فیلترینگ در پیمایش Jquery فهرست انتخابگرها در Jquery معرفی PHP نصب PHP نحوه نوشتن دستورات PHP 5 متغیرها در PHP دستورات echo و print در PHP انواع داده ها در PHP رشته ها در PHP ثابت ها در PHP دستور switch در PHP حلقه های تکرار در PHP توابع در PHP آرایه ها در PHP مرتب کردن آرایه ها در PHP متغیرهای سراسری (global) در PHP – سوپر گلوبال ها اداره کردن فرم اعتبارسنجی فرم فیلدهای الزامی اعتبارسنجی ایمیل و URL مثال کامل فرم تاریخ و زمان در PHP اداره کردن فایل در PHP باز کردن، خواندن و بستن فایل در PHP آپلود فایل در PHP کوکی ها در PHP سیستم مدیریت بانک اطلاعاتی MySQL اتصال به MySQL در PHP ایجاد یک بانک اطلاعاتی در MySQL انواع داده ها در MySQL درج داده درون MySQL گرفتن ID آخرین رکورد درج شده درج چند رکورد در MySQL دستورات آماده در PHP انتخاب داده از MySQL حذف داده ها از MySQL به هنگام سازی داده ها در MySQL محدود ساختن انتخاب داده ها از MySQL اداره کردن خطا در PHP اداره کردن استثناء در PHP منابع و مأخذ