جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert مقاله علمی و پژوهشی غرور ملی ، دموکراسی، اهمیت مذهب و افزایش احساس شادمانی

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی غرور ملی ، دموکراسی، اهمیت مذهب و افزایش احساس شادمانی

  مقاله علمی و پژوهشی" غرور ملی ، دموکراسی، اهمیت مذهب و افزایش احساس شادمانی " مقاله ای است در 33 صفحه با 36 عنوان فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی با رویکرد مطالعات جامعه شناختی منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی موضوعات غرور ملی ، دموکراسی، اهمیت مذهب و افزایش احساس شادمانی ، مسلمانان ، مسیحیان و نظریه رابینز مطرح شده است   محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert مقاله روایت زنان سرپرست خانوار از موانع شادمانی

ادامه مطلب

closeمقاله روایت زنان سرپرست خانوار از موانع شادمانی

مقاله علمی و پژوهشی " روایت زنان سرپرست خانوار از موانع شادمانی (مطالعه موردی زنان سرپرست خانوار تهران)" مقاله ای است در 28 صفحه و با 45 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد مطالعات زنان و خانواده منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث شادمانی؛ افسردگی؛ احساس نابرابری؛ طرد اجتماعی؛ احساس‌ بی‌انصافی پرداخته شده است چکیده مقاله پژوهش حاضر با هدف مطالعه روایت زنان سرپرست خانوار از زندگی خود، شادی و ناشادی، زمینه­ها و پیامدهای آن صورت گرفته است. شادی و ناشادی از هیجاناتی می‌باشند که برعملکرد و بهره­وری، روابط اجتماعی و اعتماد­ اجتماعی، تعاملات و مشارکت اجتماعی افراد اثر گذاشته و شرایط را برای هم­بستگی و انسجام اجتماعی بهتر مهیا و یا مسدود می­سازند. از آنجا که معمولاً و در تحقیقات متعدد، زنان سرپرست­خانوار از جمله گروه­های محروم جامعه محسوب شده که هم از حیث مادی و هم از جنبه‌های عاطفی و روانی در معرض مخاطراتی قرار دارند؛ لذا مطالعۀ حاضر با اتخاذ رویکردی کیفی و با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق و نیمه ساختاری و با عنایت به اشباع نظری با ۳۰­ نفر از زنان سرپرست خانوار تهرانی به بررسی علل زمینه­ای، راهکارهای مقابله­ای و در نهایت پیامد­های احساس غم و شادی در این گروه پرداخته است. یافته­های این تحقیق نشان داد که موانع شادمانی به شیوه­های گوناگون در زندگی اجتماعی این گروه مداخله می­کند و در نهایت نیز منجر به طردی خود خواسته و تحمیلی در زندگی آن­ها می­شود. شرایط نامناسب گذشته و حال و پیش­بینی آشفته از آینده­ای مبهم، بستری را برای کاهش احساس شادمانی فراهم آورده، راهکارهای­های مقابله­ای را در قالب احساس ­نابرابری، افسردگی و فشار روحی و روانی شکل­ داده و به احساس بی­انصافی در مورد خود و طرد اجتماعی منجر شده است. عنوان مقاله [English] The Obstacles of Happiness from the View of Female-headed Households of Tehran چکیده [English]   Abstract This research is aimed at studying the statements of family-headed women about their lives; happiness and unhappiness, their background and consequences. Happiness and Unhappiness are emotions that influence performance and productivity, social relations, social trust, and social interactions and cooperation of people and prepare the ground for social integration and solidarity. In most researches family-headed women are a deprived social group and are mentally and materialistically at risk. This is a qualitative research. We applied semi-structured and deep interview to get theoretical saturation. This research investigated the causes, the ways to confront and the consequences of happiness and unhappiness through deep interview with 30 family-headed women in Tehran. The findings of the research demonstrated that the obstacles of happiness interfere with the family-headed women’s lives in different ways and finally results in an imposed and optional exclusion. Inappropriate conditions of the past and the present and predicting a disturbed future prepare the ground for reducing happiness, create opposition measures such as depression, mental and spiritual stresses and sense of injustice and lead to consequences such as feeling injustice about oneself and social exclusion.  کلیدواژه‌ها [English] Happiness, Depression, injustice, social exclusion, unfairness دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert کتاب چرایی کار

ادامه مطلب

closeکتاب چرایی کار

کتاب چرایی کار به قلم دیو آلریک و وندی آلریک، بررسی می‌کند که چگونه رهبران بزرگ سازمان‌هایی پربار بنا می‌کنند که موفق عمل می‌کنند. بیشتر شما در زندگی شخصی و کاری خود به دنبال انجام دادن کارها و کسب تجربه‌هایی هستید تا لذت واقعی درونی را به ‌دست بیاورید و نشان دهید برای دیگران نیز مفیدید. یافتن معنا باعث با انگیزه شدن خودتان و دیگران می‌شود. کتاب چرایی کار (The why of work) با هدف یاری رساندن به رهبران و مدیران کسب‌ و کار در راستای رشد و تعالی نیروی انسانی و هرچه سودمندتر کردن سازمان‌های آن‌ها گردآوری شده است و قصد دارد رویکردهای پیچیده و اسرارآمیز درباره معنا را ترکیب و در قالب پرسش‌های متمرکز و اقدامات مشخص ساده‌‌سازی کند. رهبران در سازمان‌ها می‌توانند با انجام دادن اموری همانند قدردانی از کارمندان در برابر دیگران، دریافت بازخورد از آن‌ها برای انجام دادن بهتر کارها و بهبود امور، ارائه مشوق‌های مالی و... کارمندان را متعهد به حرفه و سازمان خود کنند. این نیروها با داشتن اختیار و فضای کافی امکان ایجاد نوآوری در کارها را پیدا می‌کنند که این مسئله به رضایتمندی درونی، شغلی و در نهایت کسب درآمد بیشتر برای سازمان منجر می‌شود. دِیو آلریک (Dave Ulrich) و وندی آلریک (Wendy Ulrich) با مطرح کردن هفت پرسش برانگیزاننده، رهبران را به چالش می‌کشند تا بدین ترتیب معنا را برای خود و کارکنانشان بیابند و از نتایج شخصی، سازمانی و اجتماعی آن بهره‌مند شوند. چرایی به جست ‌و جوی انسان برای معنا اشاره می‌کند که مسیر خود را به دفاتر کاری و کارخانه‌هایتان پیدا کرده است، جست ‌و جویی که انگیزه می‌دهد، الهام‌بخش است و شما را تعریف می‌کند. کیفیت شما را درگیر این عمل می‌کند که رهبران این جست ‌و جو را در خودشان و میان کارمندانشان چقدر تسهیل می‌بخشند. این کتاب اصول و ابزار مشخص بسیاری را ارائه می‌دهد تا به رهبران کمک کند معنا را در کار بگنجانند، به این دلیل که معنای شخصی ایجاد و به شرکت‌ها کمک کنند در بازار کوشش انسانی موفق عمل نمایند. هدف از بیان مفهوم سازمان‌های پربار، ترکیب و تکمیل بینش‌ها و پژوهش‌های حول این مفاهیم است. به علاوه ایده‌هایی را ارائه می‌دهد که سبب پیشرفت رویکرد رهبران در یک محیط سازمانی می‌شود. توانمندی‌های سازمانی زمانی به ارزش ماندگار تبدیل می‌شوند که رهبران معنا ساختن را در کنار کسب درآمد ترویج دهند. در بخشی از کتاب چرایی کار می‌خوانیم: یکی از وظایف رهبری کمک به کارمندان برای پی بردن به این مسئله است که آیا منطبق با شرکت‌اند و اینکه چگونه باید این کار را انجام دهند. گاهی وقت‌ها انطباق یا نبود انطباق به آسانی تعریف می‌شود. اداره هواپیمایی فدرال به ‌وضوح بیان می‌کند که برخی افراد در مقایسه با دیگر کنترل‌ کننده‌های ترافیک هوایی، صلاحیت بیشتری دارند و برای این کار مناسب‌ترند. البته داشتن قابلیت‌های فیزیکی (برای مثال خوانش ‌پریش نبودن) پیش ‌نیاز محسوب می‌شود؛ اما توانمندی‌های مدیریت استرس، پیروی از رویه‌های به ‌تفصیل توضیح داده شده و حفظ آرامش در بحران نیز اهمیتی مشابه و برابر دارند. زمانی که FAA شروع به استخدام کنترل ‌کننده‌های ترافیک هوایی با سابقه نظامی یا انتظامی کرد (که پیش‌تر این توانمندی‌ها را تمرین کرده‌اند)، میزان ابقا و مهارت‌هایشان بالا رفت. پارک‌های موضوعی دیزنی یک هویت را مخابره می‌کنند. کارمندانی که در سراسر جهان به شیوه‌ای مشخص اقدام می‌کنند تصویر پذیرا، پاکیزه و مناسب خانواده‌ها از این برند را تقویت می‌کنند. آن‌ها به مشتری ‌نوازی بیش از خلاقیت علاقه‌مندند و کارکنانی را طلب می‌کنند که نقش ایفا کنند، از دیدن چهره شادمان یک کودک لذت ببرند و پرسش‌های تکراری را با مهربانی مدیریت کنند. شما در مقام رهبر هویت‌های سازمانی و شخصی را با استخدام، آموزش و اعطای پاداش به کارمندانی ادغام می‌کنید که هویت شخصی‌شان با هویت سازمان یا زیر مجموعه‌هایش ادغام می‌شود. افراد زمانی معنا و حتی پرباری را درک می‌کنند که در سازمانی باشند که برای انجام دادن کاری که دقیقاً به خوبی انجامش می‌دهند، مناسب باشند و احساس ارزشمند بودن کنند. رهبرانی که برای استخدام افرادی که از نظر فنی و فرهنگی با کار مطابقت دارند، هوشمندانه عمل می‌کنند، به افراد کمک می‌کنند محیط کاری پرباری را بیابند. فهرست مطالبسخن مترجممقدمهمعناسازان ماخب، چرا ما این کتاب را نوشتیمفصل اول: موردی برای معنامعنا در کارسازمان پربارارزش بازار چراییرهبران در مقام معناسازانرکود معنارواج تفکر کمبودرهبرانی که بر معنا تمرکز می‌کنند، سازمان‌هایی پربار بنا می‌کنندفصل دوم: پربارسازیمبارزه با تناقضاز احیا تا دگرگونیکشف معناچرا این نتایج؟هفت پرسشی که پرباری را برمی‌انگیزندکاربرد سازمانیفصل سوم: من به چه شناخته می‌شوم؟ (هویت)چالش هویت رهبریتوانمندی‌ها و قابلیت‌های شاخصارزیابی رسمیمشاهداتگفت‌ و گوهاوظایفخلاصه: اقدامات رهبری برای ایجاد هویتفصل چهارم: به کجا می‌روم؟ (هدف و انگیزه)چالش هدف رهبریمقاصدی که باید بروید: چهار مقوله هدفخودآگاهی برای رهبران، کارکنان و سازمان‌هانسخه پرباری زیاد مقوله خود را بیابیددر دیگر مقوله‌ها پیشرفت کنیدانطباق مناسب را بیابیدیک دستورکار رهبریخلاصه: اقدامات رهبری برای بیان هدففصل پنجم: با چه کسی سفر می‌کنم؟ (روابط و گروه‌های [مؤثر] در کار)چالش رابطه رهبریمجموعه راهبردهای مرتبط با رابطهتلاش کنید و به تلاش‌ها پاسخ دهیدگوش کنید و درباره خود اطلاعات دهیدمجاورت و نزدیکی را هدایت کنیدتعارض را از بین ببریدبهبود ایجاد کنیدروابط پربارخلاصه: اقدامات رهبری برای ایجاد روابط و گروه‌های [اثرگذار] در کارفصل ششم: چگونه یک محیط کاری مثبت ایجاد کنم؟ (فرهنگ یا محیط کاری اثرگذار)چالش محیط کاری مثبت رهبریمحیط کاری مثبت در عملیک تمرینخلاصه: اقدامات رهبری در خلق محیط کاری مثبتفصل هفتم: چه چالش‌هایی توجه من را جلب می‌کنند؟ (کمک‌های شخصی)چالش کمک‌های شخصی رهبریکار پربارخلاصه: اقدامات رهبری برای حصول اطمینان از کمک‌های شخصی‌شده در کارفصل هشتم: چگونه به دورریختنی‌ها و تغییر واکنش نشان می‌دهم؟ (رشد، یادگیری و انعطاف‌پذیری)چالش رشد، یادگیری و برگشت‌پذیری رهبرییادگیریاصل 1: ایده‌های جدید ایجاد کنیداصل 2: ایده‌ها را تعمیم دهیدبرگشت ‌پذیریدرنهایتخلاصه: اقدامات رهبری برای تسهیل در رشد، یادگیری و برگشت ‌پذیریفصل نهم: چه چیزی من را خوشحال می‌کند؟ (رفتار مناسب و شادمانی)چالش شادمانی رهبریخلاقیتتفریحبذله‌گویی و نشاطرفتار مناسب (نزاکت)مشتریان و شادمانیخلاصه: اقدامات رهبری برای ایجاد شادمانیفصل دهم: اشاراتی برای مدیران‌عامل، منابع انسانی و نیروهادو موردچرایی معنا در کارچگونگی معنااشاراتی برای رهبریاشاراتی برای منابع انسانیاشاراتی برای کارکنانیک طرح ارزش جدیدضمیمه: چالش‌ها و اقدامات رهبری در مقام معناسازانچالش هویت رهبریخلاصه: اقدامات رهبری برای ایجاد یک هویتچالش هدف رهبریخلاصه: اقدامات رهبری برای بیان هدفچالش رابطه رهبریخلاصه: اقدامات رهبری به منظور ایجاد روابط و گروه‌های [اثرگذار] در کارچالش محیط کاری مثبت رهبریخلاصه: اقدامات رهبری در خلق یک محیط کاری مثبتچالش کمک‌های شخصی ‌سازی ‌شده رهبریخلاصه: اقدامات رهبری برای حصول اطمینان از کمک‌های شخصی‌ سازی ‌شده در کارچالش رشد، یادگیری و برگشت ‌پذیری رهبریخلاصه: اقدامات رهبری برای تسهیل رشد، یادگیری و برگشت‌ پذیریچالش شادمانی رهبریخلاصه: اقدامات رهبری برای ایجاد شادمانی

more_vert راهکارهایی برای خوشحال بودن!

ادامه مطلب

closeراهکارهایی برای خوشحال بودن!

راهکارهایی برای خوشحال بودن!بعضی ها انگار به صورت ذاتی شاد و خوشبین هستند. بعضی دیگر اما به نظر می رسد نافشان را با غم و بدبینی بریده اند. تا به حال فکر کرده اید شاد بودن هم اصولی دارد که باید آنها را آموخت؟ علم روان شناسی می گوید پاسخ این سوال مثبت است. روان شناسان و پژوهشگران تحقیقات زیادی درمورد شاد بودن انجام داده اند؛ ازجمله فوردایس – روان شناس – که نظریات او به برنامه شادکامی فوردایس معروف است. مطلب زیر اصولی را که او برای شادبودن برشمرده توضیح می دهد؛ اصولی که کاربردی و قابل اجرا هستند. یک سوال: «آیا فرد شادی هستید؟» همه انسان ها در فرهنگ های مختلف به دنبال شادی هستند. اما به راستی شادمانی چیست و با چه ملاک هایی می توان سنجید که آیا فرد شادی هستیم یا نه؟ عده ای از افراد معتقدند شادمانی با ثروت زیاد حاصل می شود. عده ای دیگر معتقدند که افرادی که دارای ثروت زیاد و سطح تحصیلی بالا هستند جزو شادترین مردمند. اما از نظر علمی بین شادمانی و هیچ یک از مواردی که به آنها اشاره شد رابطه ای وجود ندارد. پس شادی واقعی چیست؟ برای شاد بودن 14 اصل وجود دارد: اصل اول: فعالیت این اصل بر مبنای موارد زیر است: *فعالیت های لذت بخش نسبت به فعالیت هایی که لذتی تولید نمی کنند، شادی آفرینی بیشتری دارند. *فعالیت های جسمانی بیش از فعالیت هایی که تحرک جسمانی ندارند، شادمانی ایجاد می کنند. *فعالیت های جدید و تازه بیش از فعالیت های کهنه و تکراری موجب شادی فرد می شود. *فعالیت های دسته جمعی نسبت به فعالیت هایی که به تنهایی انجام می شوند، شادی بخش ترند. *فعالیت های معنادار بیش از فعالیت های جزئی و بیهوده شادمانی ایجاد می کنند. اصل دوم: روابط اجتماعی روابط اجتماعی را می توان به دو دسته تقسیم کرد: *روابط اجتماعی رسمی مانند عضوتی در سازمان ها *روابط اجتماعی غیررسمی مانند ارتباط با دوستان وجود تعاملات اجتماعی چه در اجتماعات رسمی و چه در اجتماعات غیرسمی، احساس رضایت از زندگی، حمایت از سوی دیگران و تعلق به گروه را افزایش می دهد. اصل سوم: خلاقیت در این اصل بر لذت بردن از کار و رضایت شغلی و خلاقیت در کار تاکید می شود. اگر فرد در کار خود خلاقیت به خرج دهد در او احساس معنا ایجاد می شود و بهره وری نیز خواهد داشت. برای کسی که دارای این ویژگی هاست زمان زود می گذرد و در کار احساس خستگی کمتری دارد. در عین حال می توان از این اصل برای سایر موارد زندگی نیز استفاده کرد. اصل چهارم: برنامه ریزی در این اصل شیوه تدوین و تعدیل اهداف و مقاصد کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت و تکنیک های مدیریت زمان آموزش داده می شوند تا افراد بتوانند کارهای خود را به موقع انجام دهند و از تعویق امور بپرهیزند. مسامحه کاری و طفره روی به عنوان رفتارهایی هستند که شادمانی را کاهش می دهند و با سازمان دهی کردن امور می توان از بروز این رفتارها جلوگیری کرد. اصل پنجم: دوری از افکار نگران کننده یکی از اساسی ترین اختلافات مشاهده شده در میان افراد شاد و ناشاد این است که افراد شاد کمتر نگرانند. فوردایس – روان شناس – نگرانی را دشمن شماره یک شادی معرفی می کند. در این اصل به افراد آموزش داده می شود اوقات بیشتری را صرف کارهای لذت بخش کنند. همچنین افراد باید بتوانند افکار منفی خود را کنار بگذارند زیرا افکار منفی شادی افراد را کاهش و ناراحتی آنها را افزایش می دهد. اصل ششم: سطح توقعات پایین انتظارات و توقعات خیلی بالا معمولا به ناکامی می انجامد ولی توقعات در سطح پایین تر بیشتر به نتایج دلخواه و مطلوب منجر می شود. بنابراین با کاهش سطح توقعات و مهار آرزوهیا بلندپروازانه بهتر می توان به شادمانی دست یافت. افراد شاد منتظر نیستند تا به هدفی برسند افراد شاد به آنچه می خواهند، می رسند زیرا آنهایی چیزهایی را طلب می کنند که توانایی به دست آوردن آن را دارند. اصل هفتم: خوشبینی یکی از مهم ترین ویژگی های افراد شاد نگاه خوشبینانه و تفکر مثبت است. خوشبینی تفسیر و برداشت مثبت از اتفاقات است. شادی از «داشتن» چیزی حاصل نمی شود بلکه به «طرز نگاه» فرد نسبت به آنچه دارد بستگی دارد. در جهان اطراف ما هر لحظه اتفاق های زیادی می افتد که به خودی خود نه خوب هستند و نه بد این ما هستیم که خوب بودن یا بد بودن آنها را رقم می زنیم. از یک اتفاق واحد ممکن است دو برداشت وجود داشته باشد. فرد شاد برداشتی مثبت از آن دارد و فرد ناشاد از آن برداشت منفی کرده و آن را بد می شمارد. فراوانی برداشت های مثبت فرد را خوشبین و فراوانی برداشت های منفی فرد را بدبین می کند. فوردایس برای تقویت خوشبینی افراد، از آنها می خواهد که از وقاعی ناگوار تفسیرهای مثبتی ارائه کنند. اگر فرد تصور کند که کارها به گونه ای انجام می گیرند که شادی او را فراهم می کنند، احتمالا رفتاری از خودب روز می دهد که منجر به شادی می شود. اصل هشتم: توجه به زمان حال افراد شاد همواره متوجه زمان حال هستند و سعی می کنند حداکثر لذت را از فعالیت های روزانه خود ببرند. فوردایس به افراد آموزش می دهد که ش ادی همواره در اینجا و زمان حال واقع است نه در جای دیگر و زمان دیگر. افراد شاد بیشتر از افراد ناشاد از زندگی لذت می برند. زیرا ذهن خود را مشغول رویدادهای تلخ گذشته و گاهی اوقات ندامت از انجام برخی امور نمی کنند و غم روزی را که نیامده نمی خورند. اصل نهم: پرورش شخصیت سالم اصول اساسی سلامت روانی عبارتند از: دوست داشتن خود: باید به افراد آموزش داده شود تا به بررسی احساس و نگرش مثبت نسبت به خود بپردازند و اگر برداشت نادرست و منفی به شخصیت خود دارند، آن را برطرف کنند. پذیرش خود: اشاره به محدودیت ها و کمبودهای شخصی دارد و افراد آموش دیده می شوند که چگونه این محدودیت ها را برطرف کنند و اگر برطرف شدنی نیستند چگونه با آنها کنار بیایند. شناخت خود: انسان زمانی می تواند درست تصمیم بگیرد که خود را بشناسد و تعیین کند که آیا توانایی لازم برای اجرای موفقیت آمیز آن را دارد یا خیر. کمک کردن به خود: به مهارت ها و توانایی هایی که فرد با کمک آنها می تواند به طور مستقل در زندگی موفق شود اشاره می کند. این مهارت ها عبارتند از توانمندی و شایستگی، تسلط، کنترل سرنوشت و جهت گیری درونی. اصل دهم: پرورش شخصیت اجتماعی پس از خوشبینی مهم ترین ویژگی افراد شا د، برون گرایی است. شادی بیشتر نزد کسانی پیدا می شود که از یک زندگی فعال اجتماعی لذت می برند. در بعد رفتاری بیشتر بر رفتارهایی نظیر خندیدن، سپاسگزاری از دیگران، آغاز گفت و گو و مطرح کردن مناسب عقاید و نظرات خود توصیه می شود. اصل یازدهم: خودبودن پژوهش ها درمورد شخصیت افراد شاد نشان می دهد که آنها تمایل دارند واقعا خودشان باشند. صفاتی مانند طبیعی، خودانگیخته، راحت، قابل اعتماد، بی ریا، امین، منصف، بی آلایش، صمیمی و واقع گرا از دیگر صفات افراد شاد هستند. خود واقعی بودن دارای مزایای مختلفی است. یکی اینکه موجب راحتی و آسایش در زندگی روزانه فرد می شود. دیگر اینکه وقتی که فرد خود را آن گونه که هست صادقانه ابراز می کند، کارها تا حدود زیادی بر وفق مراد او پیش می روند. این به خصوص در عشق ورزی و دوست یابی بیشتر صدق می کند. اصل دوازدهم: از بین بردن احساسات منفی در طول زندگی روزمره تا آنجا که ممکن است باید از احساسات منفی اجتناب و درصورت تجربه احساس منفی باید بتوان آن را به طور صحیح ابراز کرد. اصل سیزدهم: صمیمیت اکثر مردم معتقدند که ازدواج و پیوندهای خانوادگی صرف نظر از درآمد یا موقعیت اجتماعی در میزان شادی افراد دارای نقش حیاتی است. مطالعات چند دهه اخیر راجع به شادی این گفته را تایید می کند. اصل چهاردهم: اولویت دادن به شادی شادی باید اولین اولویت افراد باشد. افراد شاد بیش از دیگران برای شادی ارزش قائل می شوند و بسیاری از آنها شادبودن را مهم ترین چیز در زندگی خود می دانند. این افراد درباره چگونگی حفظ و افزایش شادی خود زیاد فکر می کنند. آنها شادی را به خوبی برای خود تعریف کرده اند. منبع: تندرستی

more_vert والدینی که کودکان غمگین و افسرده دارند، بخوانند

ادامه مطلب

closeوالدینی که کودکان غمگین و افسرده دارند، بخوانند

با آنکه کودکان دنیای متفاوتی دارند، اما آنان نیز مانند بزرگسالان در طول روز با مسائلی مواجه می شوند که باعث شادمانی یا ناراحتی شان می شود؛ بنابراین، احساس غمگینی نیز یک واکنش طبیعی از سوی کودک است با این حال گاه چنین احساساتی در کودکان به یک اختلال تبدیل می شود. در ادامه نشانه های این مشکل و راه هایی که می توان برای کمک به کودکان از آن استفاده کرد توضیح داده می شود:نشانه های افسردگی در کودکان اختلال افسردگی در کودکان به دلایل ژنتیکی، محیطی و یا هر دو، ممکن است روی دهد. وقتی کودکی دچار اختلال افسردگی می شود معمولاً نشانه هایی را بروز می دهد؛ به عنوان مثال بی دلیل یا برای موارد کم اهمیت، گریه می کند، دیگر ممکن است به فعالیت هایی که سابقاً از آن لذت می برد علاقه ای نشان ندهد و مشکلاتی در توانایی تعامل و دوست یابی داشته باشد. با این حال، برخی از نشانه های افسردگی کودکان به آسانی قابل درک نیست؛ به عنوان مثال، موارد دیگری مانند اعتماد به نفس پایین یا احساس گناه، پرخاشگری و غرولند کردن، همچنین شکایت از مشکلات جسمی مانند سردرد، دل درد و... نیز جزو نکات قابل توجهی است که باید با دقت نظر ارزیابی شود.درمان های روان شناختی برای افسردگی کودکان برای کمک به کودکان درگیر با مشکلات افسردگی و درمان آن، شیوه هایی همچون روش های دارویی، درمان های روان شناختی فردی، خانوادگی و مداخله هایی برای مدیریت شرایط غیر مساعد وجود دارد. درمان های دارویی برای کودکانی که به نشانه های شدیدتری از اختلال مبتلا هستند و این موضوع مشکلاتی در خواب، اشتها یا روابط اجتماعی آن ها ایجاد کرده است بسیار موثر است. درمان های روان شناختی هم رویکردهای مناسبی در این حوزه ارائه کرده که نتایج قابل ملاحظه ای برای این کودکان و خانواده های آنان در بر داشته است. این روش ها چنانچه توسط روان شناسان متخصص و شناخته شده، در این حوزه انجام گیرد، پیامدهای بلندمدت فراوانی برای مراجعان خواهد داشت.9 کار که والدین می توانند برای درمان افسردگی کودک خود انجام دهند: کودک فقط غذا نمی خواهد: برای کودک خود زمان ویژه ای اختصاص دهید، تنها توجه خود را به تامین خوراک و پوشاک او معطوف نسازید بلکه فرصت هایی را برای سپری کردن اوقات فراغت با یکدیگر فراهم کنید. آماده باش باشید: پیش از آنکه کودک به علت شکست های مکرر در موقعیت های اجتماعی دچار سرخوردگی و یاس شود او را برای مواجهه با این شرایط یا دشواری های احتمالی آن آماده سازید؛ مثلاً با یکدیگر تمرین هایی را در این زمینه انجام دهید. مستقل اما حمایت کننده: به گونه ای بر فعالیت های کودک نظارت داشته باشید که در عین وابسته نساختن او به خودتان، همواره احساس کند که از حمایت و پشتوانه شما برخوردار است و احساس بی کسی و تنهایی نکند. خوددرمانی ممنوع: درمان های ارائه شده از سوی متخصصان را پیگیری کنید و نکات مطرح شده، در جلسات مداخلات روان-شناختی را به دقت اجرا کنید و در مصرف داروهای توصیه شده مقاومت و تعصب به خرج ندهید. مطالعه کنید: توجه به نیازهای فردی، تحولی و جنسیتی هر یک از فرزندان و کسب اطلاعات درباره ویژگی های هر یک از مراحل سنی و تغییرات مرتبط با آن خصوصا در سال های آغازین بلوغ نقش بسزایی در افسرده نشدن کودکان دارد. همسر و والد خوبی باشید: کاهش و حل تعارض های زناشویی که آشفتگی روان شناختی زیادی را برای کودکان ایجاد می کند نیز در شادمانی آنان بسیار موثر است. همچنین تلاش برای استفاده از شیوه های فرزندپروری کارآمد می تواند از افسردگی کودکان جلوگیری کند. امید داشته باشید و امید ببخشید: عزت نفس را در کودک تان افزایش دهید و دیدگاهی مثبت در ذهن او از دنیا، خلق کنید، توانمندی های او را نادیده نگیرید و محیط اطراف را برای کودک، متخاصم و ناامیدکننده توصیف نکنید. تغییر سبک فرزندپروری در صورت لزوم: تغییر سبک فرزندپروری از والدینی پرخاشگر یا بی تفاوت به والدینی مقتدر و در عین حال مهربان، در این مسیر بسیار موثر است. در این زمینه می توان از دوره های آموزشی موجود در کلینیک های تخصصی استفاده کنید. ریشه را بیابید: بررسی محیط های دوستی یا آموزشی کودک به منظور ریشه یابی علل محیطی مشکلات او و تلاش برای کاهش استرس های موقعیتی و درمان افسردگی کودک نیز بسیار حائز اهمیت است.منبع: میگنا

more_vert کتاب قدرت بیان

ادامه مطلب

closeکتاب قدرت بیان

کتاب قدرت بیان اثر برایان تریسی فراتر از اصول صحبت کردن است و قوی‏‎ترین اسرار را برای شما فاش می‏کند تا به کمک آنها دیگران را با سخنرانی‏‌هایتان تحت تاثیر قرار بدهید و نه تنها با دیگران ارتباط موثر برقرار کنید، بلکه با مهارت، ذهن آنها را در رابطه با مسائلی که برای موفقیت‏تان ضروری هستند تغییر بدهید. این کتاب موثر که سرشار از استراتژی‏‌های اثبات شده و حتی دارای یک فصل ویژه درباره ارائه سخنرانی‏ های ترغیب ‏کننده تجاری است، به شما کمک می‏کند سریع‏تر در حرفه‌‏تان پیشرفت کنید، مورد احترام دیگران قرار بگیرید و به بزرگترین اهدافتان برسید. توانایی برای صحبت در حضور گروهی از افراد در موفقیت‌های شما بسیار مؤثر است. خوب صحبت کردن برای شما احترام می‌آورد و این اقدام باعث افزایش عزت نفس هنگام مصاحبه می‌شود. در واقع همین عزت نفس است که شما را در مصاحبه‌ها شاد و پر انرژی می‌کند و می‌تواند توجه دیگران را به شما جلب نماید. با خوب صحبت کردن می‌توانید افراد مختلف را در کوتاه‌ترین زمان متقاعد کنید و با طی مراحل بعدی به اهداف خود نزدیکتر شوید. در این میان چه چیزی مهم‌ترین دارایی شماست؟ ذهن شما. یکی از با ارزش‌ترین مهارت‌هایی که شما و هر کس دیگری به آن نیاز دارید، این است که خوب و دقیق فکر کنید تا بتوانید احساسات و خواسته‌های خود را آشکارا بیان کنید. این مهارت به شما کمک می‌کند تا خیلی سریعتر از افراد باهوش و زیرکی که در کنارتان هستند، پیشرفت نمایید. برای هر صحبتی ابتدا باید مطالب خود را جمع‌آوری و سپس طبقه‌بندی کنیم. این کار باعث می‌شود که به‌جای در حین صحبت، قبل از آن از ذهن‌مان استفاده کنیم و نحوۀ بیان خود را به حدّ اعلا برسانیم. ترس خود را از بین ببرید و در شغل‌تان پیشرفت کنید فهرست مطالب فصل 1: هنر بیان و سخن گفتنفصل 2: تهیه و آماده‌سازی مطالب، بسیار آسان استفصل 3: اعتماد به نفس و تسلط ذهنیفصل 4: تمرین خود را با یک سالن سخنرانی خالی شروع کنیدفصل 5: ابتدا برای گروه‌های کوچک سخنرانی کنیدفصل 6: ارائه سخنرانی و مذاکره با گروه‌های کوچکفصل 7: تسلط برای ایستادن روی سن و صحبت کردنفصل 8: تسلط زبانیفصل 9: فوت و فن یادگیری، آشنایی با روش‌ها و تکنیک‌های یک سخنران خوبفصل 10: شرایط را کنترل کنیمفصل 11: با شادمانی سالن را ترک کنیدفصل 12: چگونه دیگران را متقاعد کنیم؟

more_vert پرورش آدم های شوخ و شنگ

ادامه مطلب

closeپرورش آدم های شوخ و شنگ

شادی رایگان نیست، خانواده ها باید بهای لازم را برای شوخ طبعی کودکانشان بپردازند به این ترتیب که، در گفتگوهای محاوره ای و روزمره خود از طنز استفاده کنند و نگرش طنز را نیز در خود تقویت کنند. برای کسب شوخ طبعی باید تلاش کرد. شما با پرورش مهارت شوخ طبعی نگرش مثبت را در وجود کودکتان تقویت می کنید و به رشد خلاقیت او کمک می کنید. لازم به ذکر است، نکته حائز اهمیت در پرورش شوخ طبعی، سن کودک است. قطعا آنچه برای یک کودک نوپا جالب است برای کودکی در سن بالاتر جالب و خنده دار نخواهد بود. شما به عنوان یک پدر و مادر آگاه باید اطلاعات و دانسته های خود را در این زمینه بالا ببرید و از شوخی هایی متناسب با سن کودک خود استفاده کنید. به عنوان مثال می توانید از شوخی های تصویری، شنیداری و گفتاری و دیداری همچون؛ نمایش، پانتومیم و فیلم، رادیو، کتاب های متنوع و ... متناسب با درک و موقعیت سنی کودکتان استفاده کنید. یکی از راهکارهای اساسی که زمینه ساز بروز نگرش طنز در کودکان می شود، سپری کردن زمانی از روز به خنده و شادی است. به کمک بازی با کلمات و تصاویر نیز می توانید، درک فرزندتان را از طنز افزایش دهید. به این صورت که شما به کمک مهارت های خودتان داستان های طنز آمیز بیان کنید و بخندید و از کودکتان هم بخواهید بر اساس کلمات و تصاویر پیش رو داستانی طنزآمیز برای شما بیان کند. مطالعه داستان های کمدی و لطیفه نیز به بروز نگرش طنز در کودکان کمک می کند. نسبت به تلاش های کودکتان در زمینه استفاده از طنز بی تفاوت نباشید و برای تلاش های او ارزش قائل شوید. در واقع برای تکرار این عمل از سوی کودکتان تشویق را فراموش نکنید.اگر به دنبال شادکامی هستید و می خواهید فرزندتان احساس خوبی نسبت به زندگی داشته باشد، به او یاد بدهید از حوادث کوچکی چون، خوردن غذای مورد علاقه، رفتن به میهمانی، گرفتن نمره خوب و ... نهایت لذت را ببرد که لذت های کوچک، بیشتر می توانند او را شاد کنند شوخی روح را شاد می کند، اما خیلی از افراد در پیدا کردن راهی برای شاد بودن مهارت لازم را ندارند. اگر به دنبال شادکامی هستید و می خواهید فرزندتان احساس خوبی نسبت به زندگی داشته باشد، به او یاد بدهید از حوادث کوچکی چون، خوردن غذای مورد علاقه، رفتن به میهمانی، گرفتن نمره خوب و ... نهایت لذت را ببرد که لذت های کوچک، بیشتر می توانند او را شاد کنند. دایره تفریح و شادمانی وسیع است. تفریح به معنی شادی و شادمانی است و جزء مراحل رشد شخصیتی فردی و اجتماعی انسان محسوب می شود. هر کسی در تفریح کوتاهی کند در حقیقت در بعد تکامل شخصیتی خویش کوتاهی کرده است. در دنیای پرمشغله امروزی هرفعالیتی که باعث از بین رفتن غم و غصه و خستگی شود و زمینه ساز بازگشت به کار و زندگی با نشاط بیشتر شود، به نوعی تفریح محسوب می شود و تاثیر بسیار در رسیدن به خوشبختی دارد. از نظر اسلام شادی و تفریحی مناسب است که با اصول تعلیم و تربیت اسلامی و رشد استعدادهای روانی و شخصیتی مغایرت نداشته باشد. از جمله تفریحات مورد توجه اسلام می توان به دید و بازدید اقوام، کار و تلاش، انجام فعالیت های ورزشی نظیر شنا، اسب سواری، تیراندازی و ... اشاره کرد که در میان آنها خوشرویی و خوشگویی و شادکردن دل مومن هم به چشم می خورد. شاد بودن هنر است و شاد کردن دیگران هنری برتر. از جمله ویژگی های یک شوخی سالم این است که منافاتی با بالندگی انسانی و رشد شخصیت اسلامی نداشته باشد به عبارت دیگر به شوخی هایی که باعث آزار و اذیت دیگران نشود و به شخصیت فرد لطمه ای وارد نکند، شوخی سالم می گویند. شوخی هایی که در این راستا باشد یعنی ویژگی های یک شوخی سالم را داشته باشد، با سلامت روان کودک ارتباط مستقیم و معناداری دارد. افراد و کودکانی که از این نوع شوخی ها استفاده می کنند، مردم دارترند، رابطه صمیمانه تری با دیگران برقرار می کنند و از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند. همچنین کمتر دچار اضطراب، افسردگی و عصبانیت می شوند. و اما شوخی هایی که در این راستا نیستند، یعنی از اعتدال خارج هستند و باعث تحقیر فرد و یا دوستان کودک می شوند. این نوع شوخی ها در نهایت به بی احترامی منتهی می شود و بیش از آنکه به شوخی شباهت داشته باشد به طعنه شباهت دارد. شوخی های ناشایست نه تنها تاثیر مثبت و معناداری بر روی سلامت روان کودک ندارد بلکه مضر هم هست. این گروه از افراد که از چنین شوخی هایی استفاده می کنند، هیجاناتشان پایدار نیست و نمی توانند با دیگران به راحتی پیوند دوستی برقرار کنند و معمولا اضطراب و افسردگی بیشتری را متحمل می شوند. کودکانی که درک درستی از شوخی دارند، نسبت به دیگر همسالان خود، شادتر هستند و از اعتماد به نفس بیشتری برخوردارند. این کودکان عکس العمل مناسب تری در برابر چالش ها و مشکلات از خود نشان می دهند و به خوبی می توانند مشکلات خود را بدون دخالت شخص بیرونی حل و فصل کنند. تحقیقات علمی حاکی از آن است، افرادی که بیشتر می خندند، از لحاظ روحی و جسمی سالم ترند یعنی هم احتمال افسردگی در این افراد پایین تر است و هم بدن این افراد در برابر بیماری های جسمی مقاومت بیشتری از خود نشان می دهد. در واقع شوخی و خنده فشار روانی را کم می کند و توان سیستم ایمنی بدن را بالا می برد.

more_vert همه چیز درمورد خندیدن و تاثیر آن بر روی روح و روان

ادامه مطلب

closeهمه چیز درمورد خندیدن و تاثیر آن بر روی روح و روان

خنده، یک انفجار سیستم لذت در مغز است . خندیدن، یک پدیده پیچیده است که از سه لایه عصب شناختی، زبان شناختی و جامعه شناختی قابل بررسی است.در زمان خندیدن، ۴۴ واحد حرکتی فعال می شوند و تفاوت خنده با لبخند، این است که در خنده، عضلات به صورت فعالانه منقبض می شوند، درصورتی که در لبخند ، عضلات منقبض نمی شوند. بخش پیش پیشانی مغز نقش اساسی در خندیدن دارد، چون این بخش در یادگیری انسان نیز حائز اهمیت است ، لذا نتیجه می گیریم که تولید خنده، یاد گرفتنی است و همه ما شرایط و توانایی ، تولید آن را داریم. خنده موازی زبان است، چرا که با خندیدن، پیامی را نیز بین یکدیگر منتقل می کنیم . با توجه به اینکه، خنده، حالت مسری دارد و می تواند از یک خنده غیرطبیعی نیز آغاز شده و به دیگران منتقل شود و از سویی، چون خندیدن برای سلامتی انسان بسیار مفید است، توصیه می کنم که تا می توانید بخندید و بدانید که همه انسان ها قابلیت و توانایی یادگیری خندیدن را دارند. نکاتی در مورد فواید خنده- خندیدن فرایند سوزاندن کالری در بدن را تقویت کرده و به آن شدت می‌بخشد. - به هنگام خندیدن 17 ماهیچه در صورت و 80 ماهیچه در دیگر نقاط بدن به حرکت درمی‌آیند. - به هنگام خنده گردش خون در قلب و سراسر اندام‌ها شدت بیشتری می‌گیرد و برای همین نیز برخی توصیه می‌کنند، صبح‌ها پس از برخواستن از خواب تا جایی که می‌توانید با قدرت بخندید. - در هنگام خندیدن انسان به طور خودکار عمیق‌تر نفس می‌کشد و به این ترتیب میزان اکسیژن بیشتری وارد خون می‌شود. فواید اجتماعی خندیدن خنده موجب بهبود روند درمان اندام‌های آسیب‌دیده در بدن می‌شود‎ - خنده موجب بهبود روند درمان اندام‌های آسیب‌دیده در بدن می‌شود. به هنگام خنده شدید مقداری هورمون موسوم به هورمون‌های شادی‌آور ترشح می‌شوند که برای نمونه به روند بهبود بیماری‌هایی نظیر افسردگی کمک می‌کنند. - خنده دشمن استرس و نگرانی است. ترشح هورمون‌های استرس‌زا نظیر آدرنالین و کورتیزول به هنگام خنده شدید، کاهش می‌یابد. - خنده، اثر درمانی دارد و ضد درد است و انسان، اگر بتواند به هنگام درد، بخندد، معجزه خنده را در کاهش درد مشاهده می کند. - خنده موجب بهبود روند درمان اندام‌های آسیب‌دیده در بدن می‌شود. به هنگام خنده شدید مقداری هورمون موسوم به هورمون‌های شادی‌آور ترشح می‌شوند که برای نمونه به روند بهبود بیماری‌هایی نظیر افسردگی کمک می‌کنند. - خنده باعث آرامش می‌شود. زمانی که به خنده شدید می‌افتیم، غالبا احساس شادمانی بیشتری می‌کنیم و به ذهن‌مان استراحت می‌دهیم. - به هنگام اضطراب یا خشم، یک خنده کوتاه می‌تواند تاثیری معجزه‌آور داشته باشد چراکه خنده موجب می‌شود افکار به سمت دیگری رانده شود. - پس از به اصطلاح فروخوابیدن هیجانِ خنده، بدن همچنان آرامش دارد. شریان‌ها گشاد می‌شوند، فشارخون همچنان کاهش می‌یابد و وضعیت آرامش غالب می‌شود. منبع: ایسنا

more_vert کتاب رئالیست‌ها در غرقاب عشق

ادامه مطلب

closeکتاب رئالیست‌ها در غرقاب عشق

کتاب رئالیست‌ها در غرقاب عشق، مجموعه نامه‌های عاشقانه نامداران ادبیات جهان به گردآوری کاوه میرعباسی است. تولستوی، بالزاک، مارک تواین، برناردشاو، چارلز دیکنز، گوستاو فلوبر، جک لندن، استاندال، دی‌اچ. لارنس و... بزرگانی هستند که کاوه میرعباسی در این اثر داستان عاشقی‌شان را روایت می‌کند. نامه‌ها به نزدیکان همدل و محرمان اسرار بسان نقب‌هایی هستند به دنیای درون مشاهیر و چه بسیار جنبه‌های نهفته سرشت و شخصیت‌شان را آشکار می‌سازند؛ به واسطه‌شان درمی‌یابیم فلان فرمانروای جبار چه نازک‌دل بوده در عرصه عواطف و برعکس، شاعری شهره به لطافت احساسات و ظرافت طبع چه سفاک بوده در روابط عاشقانه. رئالیست‌ها گرچه در عرصه ادبیات می‌کوشیدند جامعه و انسان را واقع‌بینانه توصیف کنند، در خلوت عاطفی‌شان دست‌خوش خیزاب‌های شورانگیز غرقاب عشق بودند. نامه‌های گردآمده در این مجلد بر این واقعیت گواهی می‌دهند. در قسمتی از کتاب رئالیست‌ها در غرقاب عشق می‌خوانیم: نامه‌ی تواین به اولیویا لانگدنعزیزترینم، لیوی، دیشب وقتی خودم را آسوده بر تخت یافتم (حالا دن را می‌بینم که صبحانه‌اش را خورده و به اتاقم آمده است، او پنج دقیقه‌ی دیگر هم به من سر می‌زند و حواسم را پرت می‌کند.) بله، دیشب وقتی خودم را آسوده بر تختم یافتم به خودم گفتم: «دیگران هرچه می‌خواهند فکر کنند، من که فکر می‌کنم خوشبخت‌ترین مردی هستم که تاکنون زیسته، که شادمانی اعلا را در دو روز کامل تجربه کرده‌ام و حالا هم آماده‌ام تا به وظایفم رسیدگی کنم، و این کار را نیز با شادی انجام خواهم داد.» بنابراین، سرخوش و شادمان آن سخنرانی را بدون اینکه یادداشتی همراه داشته باشم آغاز کردم و به انجام رساندم. هرچند تاوان این اعتماد به نفس را بدین گونه دادم که تاکنون هیچگاه سخنرانی‌ای آن همه پر از پرانتز نکرده بودم. تمام مدت را به لیوی، لیوی، لیوی، لیوی فکر می‌کردم. سخنرانی کوچک بی‌اهمیتم تحت تأثیر دنیای بیکران لیوی‌ام قرار گرفته بود. از این‌که چنین بی‌مبالات عمل کردم عذر می‌خواهم، زیرا که حاصل آن ناکارا بود. هرچه بود بالاخره سخنرانی‌ام را به انجام رسانیدم و بعد با وجدانی آسوده دعا خواندم، اما تنها با یاد تو بود که زبانم به دعا می‌چرخید. احتمالاً از فکر این‌که من برای تو هم دعا خوانده‌ام خنده‌ات می‌گیرد، منی که از همه التماس دعا دارم برای کسی دعا کردم که به آن نیازی ندارد. اما دعاهای من خالص و صادقانه بودند و مطمئنم که شنیده شدند.فهرست مطالب اُنوره دو بالزاکنامه‌ها‌ی بالزاکاستاندالنامه‌ها‌ى استاندالگوستاو فلوبرنامه‌ها‌ى فلوبرگی دو موپاساننامه‌ها‌ی گى دو موپاسانچارلز دیکنزنامه‌ها‌ی دیکنزجی. کی. چسترتوننامه‌های چسترتوندی. اچ. لارنسنامه‌های لارنسجرج برنارد شاونامه‌ها‌ی شاوناتانیل هاثورننامه‌های هاثورنمارک توایننامه‌ها‌ی تواینجک لندننامه‌ى جک لندنکنت لئو تولستوینامه‌های تولستویهنریک ایبسننامه‌ی ایبسن

more_vert اوج افسردگی پاییزی چه زمانی است؟

ادامه مطلب

closeاوج افسردگی پاییزی چه زمانی است؟

فصل پاییز علاوه بر تمام زیبایی هایش بیماری های روحی و جسمی زیادی هم با خود به همراه میاره. سرماخوردگی یکی از محصولات اصلی و درجه یک فصل پاییز هست اما علاوه بر سرماخوردگی که یک مشکل جسمی هست، بیماری های روحی زیادی هم در این فصل افراد رو تهدید می کنه. نقش عوامل محیطی و اجتماعی در افسردگی پاییزی چیست؟ بعضی وقتها عوامل محیطی و اجتماعی در افسردگی پاییزی موثر هست. به عنوان مثال شخصی که کار و کاسبی خوبی در تابستان دارد و اوج شلوغی و درآمدش در فصل تابستان است، باشروع پاییز و رکود شغلی دچار افسردگی می شود. برای کاهش بی‌حوصلگی و تنگ شدن خلق و خو در پاییز چه باید کرد؟ اگر افسردگی شدید بود باید به روانپزشک مراجعه شود. اما اگر دچار افسردگی خفیف شدید می تونین با برنامه ریزی درست در زندگی به بهبود افسردگی کمک کنین. به عنوان مثال برای زندگیتون برنامه ریزی کنین. سعی کنین کارهاتون رو به موقع انجام بدین، صبحا پیاده روی و ورزش کنین تا با نشاط بیشتری بتونین کار کنین، تغدیه و خواب خوب و کافی داشته باشین. در هفته ساعاتی رو برای تفریح در نظر بگیرین و سعی کنین از غم و استرس دور باشین توصیه‌هایی برای کاهش افسردگی فصلی برای مادران باردار خیلی از خانم ها زمانی که باردار میشن به افسردگی دچار میشن. بنابراین برای کاهش افسردگی در این دوران، همسران باید به خانم شان عشق بورزند، در کارهای منزل به همسرشون کمک کنند، برنامه ها شاد و ورزشی برای همسرشون فراهم کنن، به سفر و میهمانی برن و تا جایی که می تونن به همسرشون ابراز علاقه و عشق کنن تا خانم ها از استرس و افسردگی دور بشن. نقش رنگ‌ها در کاهش افسردگی پاییزی چیست؟ رنگ هایی که از خانواده رنگ های قرمز هستن باعث تحریک احساس هیجان و شادی در فرد می شن. اما رنگ هایی که از خانواده آبی هستن باعث آرامش و سکون میشن. معمولا افراد افسرده طرفدار رنگ های تیره و سیاه هستن. بنابراین بهترین رنگ برای افراد افسرده رنگهایی از خانواده قرمز است تا حس تحرک و هیجان را در این افراد زنده کند. رایحه‌های خوش مانند اسطوخودوس تا چه حد در کاهش افسردگی مؤثر است؟ شنیدن بوهای خوش باعث تحریک حس شادمانی و آرامش در افراد می شود. بوی اسطوخودوس بسیار آرامبخش و نشاط آور است و برای افراد افسرده گزینه مناسبی است. ورزش و پیاده‌روی و نیز شب‌نشینی درشب‌های طولانی پاییز آیا موجب کاهش افسردگی پاییزی می‌شود؟ مهمانی رفتن در شبهای پاییزی برای افراد افسرده مفید است اما به شرطی که این کار هرشب تکرار نشود. چون اگر فرد افسرده شب ها خیلی دیر بخوابد و نظم خوابش بهم بریزد بدتر مضطرب و افسرده میشه. ورزش و پیاده روی هم برای افراد افسرده بسیار مفیده چون حس هیجان و نشاط رو در این افراد زنده می کنه. نورپردازی درون خانه‌ها در پاییز چگونه باشد؟ یکی از دلایل افسردگی افراد در پاییز هوای ابری و روزهای کوتاه و تاریک است. برای رهایی از این مشکل پرده هارو کنار بزنین و پنجره هارو باز کنین و اجازه بدین نور طبیعی خورشید به جای نور مصنوعی وارد اتاق بشه. نقش تغذیه در کاهش افسردگی چیست؟ مواد نشاسته ای جز مواد شادی آور هستن. به همین دلیل ماکارونی، شکلات، زعفران (به مقدار کم) از موادی هستن که ضد افسردگی و شادی آور هستن. علاوه بر این نوشیدن آب فراوان هم باعث حس شادابی در فرد میشه. آیا افسردگی فصلی با جنسیت مرتبط است؟ به طور کلی زنان همیشه دوبرابر مردان به افسردگی مبتلا میشن و این آمار در افرادی که به افسردگی فصلی مبتلا میشن هم صدق می کنه.

more_vert مدیتیشن چه تاثیری بر جسم و روح ما دارد؟

ادامه مطلب

closeمدیتیشن چه تاثیری بر جسم و روح ما دارد؟

مدیتیشن موجب آزاد کردن هورمون‌های مربوط به احساسات خوب مثل سراتونین و اکسی توسین نیز می‌شود.تاثیرات مدیتیشن بر بدن , وقتی سیستم بدن از حالت طبیعی‌اش خارج می‌شود، آیا می‌دانید باید چه کار کنید؟ یا مثلاً وقتی زمان زیادی را در محل کار سپری کرده‌اید؟ در این شرایط امکان بروز استرس و فشار روانی زیاد می‌شود،اگر مراقب نباشید، به مرور این وضعیت می‌تواند باعث استرس مزمن شود و سلامت شما را به خطر بیاندازد، خصوصاً اگر این مشکل ناشی از هورمون‌های بدن باشد. در این مطلب ۶ دلیل را برای‌تان توضیح می‌دهد تا بدانید چگونه با مدیتیشن می‌توانید وضعیت هورمون‌های بدن را بهبود ببخشیدو به تعادل آن‌ها کمک کنید.مدیتیشن چیست؟ مدیتِیشن یا مراقبه یک هنر واقعی است که به جسم و روح آرامش می‌بخشد. مدیتیشن به معنای متمرکز کردن ذهن است. این تمرکز می‌تواند بر روی یک صدا، عبارت یا دعا، شئ، تصویر، آگاهی از خویشتن، نحوه تنفس و… صورت گیرد. مدیتیشن می‌تواند به آرامش، کاهش استرس و حفظ سلامتی کمک کند. کسانی که مدیتیشن را به صورت مرتب انجام می‌دهند، هم کمتر دچار اضطراب و افسردگی می‌شوند و هم شادمانی و رضایت بیشتری از زندگی دارند. ۱- مدیتیشن باعث تعادل هورمون کورتیزول و آدرنالین می‌شود در هزاران سال پیش، اگر انسان توسط یک ببر تعقیب می‌شد، بدن هورمون‌های استرسی مانند کورتیزول و آدرنالین را آزاد می‌کرد تا قدرت و سرعت را افزایش دهد. این واکنش جنگ یا گریز به سرعت به بدن مخابره می‌شد تا بتواند از بدنخود محافظت کرده یا از خطر فرار کند. وقتی که خطر از بین می‌رفت، سطح هورمون‌ها به حالت طبیعی خود باز می‌گشت. اما در دنیای پُر استرس امروزه این پاسخ هورمونی ممکن است با وضعیت‌های مختلف (و ساده‌تر) مثل دزدگیر اتومبیل، فشارهای شغلی یا سروصدای بچه‌ها آغاز شود. پس می‌توان گفت موقعیت‌های زیادی در دنیای امروز هستند که می‌تواند ما را تحریک کرده و موجب ترشح هورمون‌های استرس شود. در چنین شرایطی، آدرنالین موجب افزایش ضربان قلب و فشار خون می‌شود. کورتیزول نیز قند خون را افزایش می‌دهد، سیستم ایمنی را ضعیف و عملکرد هضم را نیز مختل می‌کند. اما وقتی که به مدیتیشن می‌پردازید، سطح کورتیزول و آدرنالین در بدن کاهش می‌یابد و فشار خون و ضربان قلب متعادل می‌شود. مدیتیشن را می‌توان پادزهری برای استرس‌های دنیای مدرن دانست. ۲- آزاد کردن سراتونین و اکسی توسین و بهبود خلق و خوی مدیتیشن موجب آزاد کردن هورمون‌های مربوط به احساسات خوب مثل سراتونین و اکسی توسین نیز می‌شود. وظیفه سراتونین حفظ تعادل خلق و خو است به نوعی که در بسیاری از داروهای ضد افسردگی یافت می‌شود. اما وقتی مدیتیشن انجام می‌دهیم، بدن این هورمون را ترشح می‌کند. اکسی توسین که هورمون عشق نیز نامیده می‌شود، باعث افزایش محبت، دلبستگی‌های رمانتیک و ایجاد همدلی می‌شود. بنابراین مدیتیشن می‌تواند به شما کمک کند تا در زندگی رابطه بهتری داشته باشید. ۳- افزایش ملاتونین و کمک به خواب بهتر ملاتونین که به هورمون خواب معروف است، هورمونی است که چرخه خواب و بیداری را کنترل می‌کند و بدن، مثل یک ساعت درونی میزان تولید آن را کنترل می‌کند. وقتی دچار استرس می‌شویم، سطح ملاتونین کاهش می‌یابد. به همین دلیل وقتی که دچار استرس می شویم، نمی توانیم به درستی بخوابیم. خوشبختانه با مدیتیشن می‌توانید تولید ملاتونین را افزایش داده و خواب بهتری نیز داشته باشید. ۴- افزایش دوپامین و بهبود توجه و تمرکز دوپامین هورمونی است که مراکز پاداش و لذت مغز را کنترل می‌کند. این هورمون مانند یک فیلتر اطلاعات عمل می‌کند و مغز را برای اوج عملکرد آماده می‌سازد. همچنین دوپامین حافظه، توجه و توانایی را برای حل مشکلات افزایش می‌دهد. ۵- افزایش آندروسترون و فاکتور رشد انسولین این دو هورمون نقش مهمی در استرس و سن دارند. وقتی دچار استرس می‌شویم، این هورمون‌ها کاهش پیدا می‌کنند. این هورمون‌ها نه تنها التهاب را کاهش می‌دهند. و بدن را سالم نگه می‌دارند، بلکه از پیری سلول‌ها نیز جلوگیری می‌کنند. وقتی مدیتیشن انجام می‌دهید، هورمون‌هایی در بدن آزاد می‌شود که تأثیرات استرس را معکوس می‌کند و از مرگ زودرس جلوگیری می‌کند!۶- و در نهایت تعادل هورمون‌های جنسی آیا تا به حال برای‌تان پیش آمده وقتی که دچار استرس می‌شوید، هورمون‌های جنسی کم می‌شود؟ چرا که بدن احساس می‌کند در خطر است (مثل جریان ببر). بنابراین از حالت تولید مثل (فرآوری) حالت به بقا تغییر می‌کند. این وضعیت باعث افزایش کورتیزول می‌شود و در تولید هورمون جنسی تغییراتی ایجاد می‌کند. اما مدیتیشن می‌تواند موجب تعادل هورمون‌های جنسی شود، سطح کورتیزول را کم کند و به حالت طبیعی خود باز می‌گرداند. منبع: علم و ورزش

more_vert کتاب تسلط بر زمان یعنی تسلط کامل بر زندگی

ادامه مطلب

closeکتاب تسلط بر زمان یعنی تسلط کامل بر زندگی

در کتاب تسلط بر زمان یعنی تسلط کامل بر زندگی اثر برایان تریسی، مجموعه‌ای از بهترین موارد استفاده از زمان و اصول مدیریت زمان را فرا خواهید گرفت که تاکنون کشف شده‌اند. این‌ها همان روش‌های مدیریت زمان و راهبردهایی هستند که موفق‌ترین و شادترین افراد جامعه ما آن‌ها را عملاً به‌ کار بسته‌اند. اگر روش‌ها و فنون کتاب تسلط بر زمان یعنی تسلط کامل بر زندگی (Master Your Time، Master Your life) را مبنای کار عملی خود قرار دهید کنترل کامل خود را بر روی زمان و زندگی‌تان به‌ دست خواهید گرفت و نسبت به اکثریت کسانی‌ که در چندین و چند سال آتی و یا حتی در طول عمر خود قدری موفقیت کسب می‌کنند در طول یک سال یا دو سال آینده به موفقیت‌های بسیار بیشتری نائل خواهید شد. دوره زمانی که در آن قرار گرفته‌ایم دوره بسیار بزرگی برای زندگی‌ کردن است. فرصت‌هایی که در این دوره برای انجام کارهای فراوان وجود دارد هرگز در طول تاریخ بشر تا بدین حدّ زیاد نبوده است. سابقه نداشته که بتوانید این‌قدر کار انجام دهید و به این تعداد از اهداف‌تان نائل آیید. برایان تریسی (Brian Tracy)، سخنرانی برجسته و نویسنده مشهور کتاب‌های خودیاری است. او سمینارهای مختلفی را در مورد رهبری، فروش، مدیریت موثر و استراتژی کسب‌و‌کار برگزار کرده است. غیرممکن است در ایران بخواهید موفق شوید، اما نام برایان تریسی را نشنیده باشید. امروزه شما می‌توانید در مقایسه با هر نسل دلخواهی که پیش از شما وجود داشته‌اند عمر طولانی‌تر و بهتری داشته باشید. در سایه پیشرفت‌های نوین پزشکی و مراقبت از سلامتی، در ذهن هیچ‌کسی نمی‌گنجید که مانند امروزه افراد بیشتری بتوانند به سنّ هشتاد یا نود یا حتی یکصد سالگی برسند اما با این‌ همه فرصت‌های بزرگی که برای موفقیت، بهروزی، عمر طولانی و شادمانی وجود دارد، احتمالاً احساس شما مانند اکثریت مردم نیز همین است که می‌گویید: «کارهای بیش از حدّ زیادی برای انجام دادن وجود دارد اما زمانی‌ که برای انجام آن‌ها در دست داریم بیش از حدّ کم است.» اکنون که به‌ شدت به‌ فکر وضعیت فعلی خود می‌باشید و مؤثرترین شیوه برخورد با وقایع مختلف را در زمان‌های مختلف با راهبردهای مختلف فرا می‌گیرید به‌طور کامل نسبت به تمام گذشته، شفافیت تفکر شما بیشتر خواهد شد و مطمئن‌تر از قبل پاسخ خواهید داد. جملات برگزیده کتاب تسلط بر زمان یعنی تسلط کامل بر زندگی: - مبدأ غنا در فکر و ذهن است. ثروت نیز در ایده است نه در پول.- تفکر؛ منشأ اصلی ثروت، موفقیت، منفعت مادی، اکتشافات بزرگ و اختراعات و همه پیشرفت‌ها است.- آیا برای زندگی ارزش قائلید؟ پس زمان را هدر ندهید، زمان همین بندوبساط ساده‌ای است که زندگی از آن‌ها ساخته شده است.- شخصی که هر روز صبح برنامه کارهای آن روز را طرح‌ریزی می‌کند و تا رسیدن به نتیجه ادامه می‌دهد ریسمان پیچ‌ در پیچی را دنبال می‌کند که راهنمای او در کشاکش زندگی به‌غایت سردرگم زمانه است. در بخشی از کتاب تسلط بر زمان یعنی تسلط کامل بر زندگی می‌خوانیم: قاعده بزرگ جهت کسب موفقیت در هنگام کار کردن این است: تمام مدت ساعات کاری را واقعاً کار کنید. هنگامی‌ که به محل کار خود می‌روید به همکاران خود سلام نموده و بلافاصله کار را شروع کنید. سرتان را پایین بیندازید و مانند یک دونده مسابقه که با موفقیت از موانع عبور می‌کند با تمام سرعت به‌ پیش بروید. اگر کسی بخواهد با شما دوستانه صحبت کند مؤدبانه لبخند بزنید و به او بگویید که علاقمندید بعداز ساعت کاری با او صحبت نمایید. در همین اثناء شما کارهایی دارید که بایستی انجام شوند و موعد زمانی شما برای انجام‌ دادن آن‌ها فشرده است. در نهایت کسانی‌ که وقت را به راحتی به هدر می‌دهند، یعنی کسانی‌ که برای وقت خود یا دیگران ارزشی قائل نیستند امثال شما را دوست ندارند و وقت بسیار بیشتری را با کسانی می‌گذرانند که اتلاف وقت را دوست دارند. فهرست مطالبمقدمهفصل اول: برنامه‌ریزی راهبردی و زمان مناسب برای تنظیم اهداففصل دوم: اوقات سازنده و مولّد و انجام کار بیشترفصل سوم: وقت مناسب برای افزایش حقوقفصل چهارم: اوقات آزادفصل پنجم: اوقات انجام کارفصل ششم: اوقات خلاقیتفصل هفتم: اوقات حل مسئله و تصمیم‌گیریفصل هشتم: وقت مردم و خانوادهفصل نهم: اوقات استراحت و تمدّد اعصابفصل دهم: وقت سکوت

more_vert شاد بودن بیشتر برخی از افراد به چه دلیل است؟

ادامه مطلب

closeشاد بودن بیشتر برخی از افراد به چه دلیل است؟

همه ما تاکنون درزندگی لحظات شادی را تجربه کرده‌ایم، ولی شاید تا به حال از چیستی آن سؤال نکرده باشیم و نپرسیده باشیم که «خود شادی چیست؟» آشنا‌ترین تعریف، شادی را کیفیتی می‌داند که در درون فرد تولید می‌شود و اگرچه عامل بیولوژیک و زیست شناختی دارد، اما عامل ژنتیکی هم در آن بی‌تأثیر نیست و بنا به جمله آخر این تعریف، انگار به‌طور وراثتی، برخی افراد شادتر از دیگرانند. چرا بعضیها از من خیلی شادترند؟! شادی و نشاط نیاز طبیعی انسان است و در همه افراد وجود دارد و باید بدرستی به آن پاسخ داده شود. نیاز به شادی مانند نیاز به غذا است که ضرورتی اساسی برای ادامه حیات و سلامت جسم و روان انسان است. ارسطو گفته است که شادمانی نتیجه پروراندن عالی‌ترین صفات و خصایص انسانی است. در زبان فارسی و در فرهنگ‌های لغات، شادی، شادمانی، سرور، فرح، نشاط و بهجت معمولاً به یک معنا به کار رفته‌اند. از سوی دیگر، ریشه و ماهیت شادی در روانشناسی نیز بیشتر در بحث هیجان خلاصه می‌شود و روانشناسان شادی را جزو هیجانات مثبتی به حساب می‌آورند که نشان از رضایت باطنی فرد دارد. شاخصه‌های شادی در گوشه و کنار دنیا شاد بودن خیلی آسان است، تنها کافی است کارهایی که شما را شاد می‌کند، بشناسید و بیشتر انجام دهید. عجیب است که در همه کارهای خود اعم از دکتر وآرایشگاه رفتن و... برنامه‌ریزی داریم اما وقتی برای شادی تعیین نمی‌کنیم! فقط می‌گوییم شادی خیلی مهم است، اما از گنجاندن آن در برنامه‌های خود غافل هستیم.کارشناسان نشریه فایننشال تایمز طی تحقیقات خود اعلام کردند که ساکنان 10 کشور جهان، جزو شادترین وخوشحال‌ترین مردم روی کره زمین به شمار می‌روند و با توجه به بحران‌های روبه رشدی که بسیاری از نقاط جهان رادر بر گرفته مردم این 10کشور (به ترتیب) با توجه به ملاک «رضایتمندی‌شان از زندگی» مردمانی شاد به حساب می‌آیند. دانمارک ۹۰.۱ درصد، فنلاند ۸۵.۹ درصد، هلند ۸۵.۱ درصد، سوئد ۲۷.۸، ایرلند ۸۱.۱ درصد، کانادا78 درصد، سوئیس ۷۷.۴ درصد، نیوزلند ۷۶.۷ درصد، نروژ ۷۶.۵ درصد، و در بلژیک ۷۶.۳ درصد است. متوسط طول عمر در این 10 کشور 85 تا 90 سال است. سوفیا لایو بومیرسکی، استاد دانشگاه کالیفرنیا، به طور مفصل روی رفتارها، صفات و جنبه‌های مشترک افراد شاد تحقیق کرده است. او می‌گوید: افراد شاد زمان زیادی را با خانواده و دوستان خود می‌گذرانند؛ ضمن اینکه روابط خود را پرورش می‌دهند و از آن لذت می‌برند. به گفته این محقق، انسان‌های شاد در صف اول کمک به نیازمندان و رهگذران هستند. آنها عموماً بوی شور زندگی می‌دهند زیرا درلحظه زندگی می‌کنند. هنگام تصور درباره آینده خود مثبت اندیش هستند. به صورت هفتگی وحتی روزانه ورزش می‌کنند. عمیقاً به اهداف وآمال زندگی پایبند هستند. نکته مهم آخری که در افراد شاد مشترک است، تقسیم احساسات در میان آنهاست. شادها استرس‌ها، بحران‌ها وحتی غم‌های خود را با یکدیگر سهیم می‌شوند.افراد شاد هم مثل من و شما در مواجهه با مشکلات احساساتی و شاید حتی درمانده شوند اما هنر و سلاح پنهان آنها، خونسردی و توانی است که در حل این مشکلات از خود نشان می‌دهند. خواندن فهرستی از این مسائل خیلی راحت است اما عمل به آنها در طول زندگی دشوار است. آیا شادی احساس است یا یک هیجان درونی؟ روانشناس برجسته، دیوید مایرز، نویسنده کتاب پرآوازه «به دنبال شادکامی» در تعریف شادی گفته است«عنصر شادی و رضایت مندی امری شخصی – تربیتی و به عبارتی دیگر اکتسابی است.» وی توضیح داده است که این احساس لزوماً از طریق رسیدن به چیزهای خیلی خاص و برجسته به‌دست نمی‌آید، بلکه لذت‌های کوچک بیشتر می‌توانند ما را شادمان بکنند. اگر ما یاد بگیریم که عوامل شادی نسبتاً پایدار (مثل همسر یا دوستانی مهربان و حمایت‌کننده، شغل مورد علاقه و سالم و سازنده، برنامه‌های تفریحی لذت بخش و منظم و...) را با شادی‌های کوچک وگذرا(مثل گرفتن یک نمره خوب یا یک تشویق کوچولوی کاری یا رفتن به گردشی کوتاه مدت)بیامیزیم، در آن لحظه‌ها به بالاترین درجات شادکامی نایل می‌شویم. آیا هر لبی که می‌خندد، شاد است؟ راستی، شادی چیست؟ ما چه کسی را شاد می‌نامیم؟ آیا شادی به معنی شوخی ومزاح و لب همیشه خندان است؟ یا شادی به معنای نشاط و سرزندگی و به منظور آمادگی برای تلاش وپیشرفت است؟ دکتر جمال نبوی، پژوهشگر علوم رفتاری، با یک نمونه به سراغ بروز شادی می‌رود: بسیاری را دیده‌ایم که مثلاً روی پرده سینما یا روی صحنه تئاتر یا حتی در صحنه زندگی شاد و خوشحال و سرزنده به نظر می‌آیند، اما اگر بتوانی به خلوت‌شان راه پیدا کنی و به ژرفای روحشان بروی، می‌بینی که قضیه به این سادگی‌ هم نیست. پی می‌بری که این آدم‌ها گاه حتی با خودشان نیز مشکلات جدی دارند و فقط این لبان‌شان است که می‌خندد، وگرنه از درون نشاطی ندارند! البته اینکه لب خندان وچهره گشاد و روی باز یکی از نمودها و نشا نه‌های شادی است، حرفی نیست؛ نکته این است که شادی به همین نمودها ختم نمی‌شود. به گفته او، شادی واقعی، روح را منبسط و درون را فراخ می‌کند و بعد کش می‌آید و روی لب‌ها پدیدار می‌شود و نشاط را از درون به سطح می‌آورد. شادی درونی، انرژی‌های متراکم در لایه‌های زیرین روح را بیرون می‌کشد و آنها را به شکل انرژی جنبشی آزاد می‌کند. نه اینکه انسان‌های شاد چشم‌شان را بر واقعیت‌های تلخ زندگی ببندند و درصدد انکار آن بر آیند، یا مانند بعضی که در مواجهه با سختی‌ها بی‌خیال باشند و با آنها نجنگند، نه؛ آنها این مزیت را دارند که در همه لحظات زندگی، شاد و مثبت اندیش وامیدوار باشند. امیدوار بودن ربطی به انکار سختی‌های زندگی ندارد. خلاصه اینکه شادها خنده را دوای هردرد بی‌درمانی می‌دانند. همه ما این تجربه را حس کرده‌ایم که بعد از یک خنده طولانی تا ساعت‌ها و حتی شاید یکی دو روزی، حال خوبی داشته‌ایم. نبوی معتقد است خنده، نوعی درمان است که ما را تشویق می‌کند تا از پدیده طبیعی فیزیولوژیکی خنده استفاده کنیم تا احساس‌های دردناک عصبانیت، ترس، کسالت و... در ما کاهش یابد. متفکران به این نتیجه رسیده‌اند که خندیدن وخنداندن، شادی کردن وشادی آفریدن، بشاش وخنده رو بودن، همه اینها به‌عنوان یک ضرورت درزندگی انسان به حساب می‌آید. چگونه با مشکلات و موانع زندگی شاد باشیم؟ شاید شما هم ازآن جمله آدم‌هایی باشید که دائم از خود یا دیگران سؤال می‌کنند: آخر مگر می‌توان با هزار و یک مشکل باز هم شاد بود و خندید؟ این سؤالی است که همیشه بهانه‌ای می‌شود برای باز کردن در به روی غم و زنجیر کردن شادی و زهرخند زدن پشت دیوارهای بلند ناامیدی! در جواب باید گفت، حس شادی درون انسان‌ها هرگز نمی‌میرد زیرا وقتی همه ما گاهی اوقات از افسردگی رنج می‌بریم، از درون منتظر تلنگری هستیم تا دوباره آن حس شادی درون‌مان بیدار شود و همه جا را روشن کند؛ پس شک نکنیم که شادی درون‌مان به خواب رفته(نه اینکه از میان رفته باشد) و اجازه داده‌ایم که غصه‌ها بیدار شوند. شاد زیستن حقی است که نباید از خودمان دریغ کنیم. این جمله‌ای است که باید مدام زیر لب تکرار کنیم، اما شاید بپرسید، چگونه؟ ما می‌توانیم شادی به خواب رفته درون‌مان را با چند روش ساده و بی‌دردسر و کاملاً بدون خرج بیدار کنیم! دکتر بهزادی سه روش پیشنهادی دارد: اول از هر چیز باید تا حد امکان از معاشرت با آدم‌هایی که همیشه در حال ناله کردن از زمین و زمان هستند دوری کرد. دوم اینکه باید با افراد شاد و سرزنده بیشتر معاشرت داشته باشیم. سوم، به طبیعت برویم واز رنگ‌های شاد لذت ببریم و سعی کنیم از لباس‌هایی با رنگ روشن استفاده کنیم. اگر کمی در اطرافمان تأمل کنیم متوجه می‌شویم که مشکلات ارتباط چندانی به شادی و آرامش ندارد. آدم‌هایی هستند که با وجود مشکلات زیاد خوشحالند و از طرفی آدم‌هایی هم هستند که مشکل بزرگی ندارند ولی غمگین‌اند! این موضوع بستگی به نوع نگاه افراد به زندگی دارد. به‌طور مثال درجامعه سنتی سطح انتظارات مردم از زندگی بالا نیست و همین امر هم باعث می‌شود فرهنگ شاد زیستن وشاد بودن با توجه به ارزش‌های اجتماعی وجمعی در جامعه حاکم شود، اما ورود به جامعه صنعتی ومدرن که همراه با افزایش امکانات خدماتی و رفاهی است، منجر به بیماری‌های جدید، افتادن در تله شهرنشینی و همچنین بالا رفتن انتظارات مردم از زندگی شده است. اینها همه تبعات دنیای صنعتی هستند که خواهی‌نخواهی موجب کمرنگ شدن شادی می‌شوند. منبع: سلامت نیوز

more_vert میراث سردار سلیمانی

ادامه مطلب

closeمیراث سردار سلیمانی

 بهت، حیرت، تعجب، افسوس، حرمان و در جاهایی و نزد کسانی خشم، حرص، کینه و شادمانی لجوجانه، عمده واکنش‌هایی بود که از نخستین ساعات انتشار خبر ترور شهید سردار قاسم سلیمانی در شبکه‌های اجتماعی دیده شد. این همه، عمدتاً واکنش‌هایی از سر احساس بود که له یا علیه سردار رخ نمود و عموماً با پیش‌فرض‌هایی ـ گاه اشتباه ـ ممزوج است. علیرضا صدقی در سرمقاله روزنامه ابتکار آورده است: برای شناخت سپهبد قاسم سلیمانی اما باید او را در مقام یک «سرباز»، یک «نظامی» و یک «ژنرال» سنجید. او نه یک کنش‌گر سیاسی بود و نه در این زمینه داعیه و دفاعیه‌ای داشت. حاج‏قاسم یک «استراتژیست نظامی» بود که مبتنی بر «راهبردهای کلان نظام» میدان نبرد را سامان می‌داد. در تمام این سال‌ها، هرگز کسی موضع شفاف سیاسی ـ در حوزه رقابت‌های جناحی داخلی ـ از او ندید. اگر سنجه و معیار داوری و قضاوت در مورد حاج‏قاسم وجه نظامی او باشد، باید دید که نتیجه آنچه او طی این سال‌ها انجام داد چه بود؟ قاسم سلیمانی در تمام سال‌های فرماندهی بر «لشگر ۴۱ ثارالله» و «سپاه قدس» پاسداران انقلاب اسلامی، لحظه‌ای میدان نبرد را رها نکرد. نتیجه این پایداری در میدان نبرد آن شد که لشگر ۴۱ ثارالله نقشی بی‌بدیل در فتح فاو ایفا کرد یا رفع غائله اشرار در استان‌های جنوبی و شرقی؛ اما مهم‌ترین اقدام سردار را می‌توان در پیچیدن طومار تکفیری‌های منطقه ارزیابی کرد. نباید فراموش کرد که حضور قاسم سلیمانی و سپاه تحت امرش در سوریه و به‏ویژه عراق، تعادل و موازنه‌ای بدیع و تازه را در منطقه رقم زد. به دیگر بیان، از زمان شکست طرح تغییر سیمای خاورمیانه در جنگ‌های ۳۳ روزه و ۲۲ روزه که با عاملیت رژیم اشغالگر قدس و تحت فرمان آمریکا، به انجام رسیده بود از یک سو و عدم توفیق جریان اخوانی در مهار و شکست قدرت‌های سنتی منطقه از سوی دیگر، موجب قدرت‏گرفتن هرچه بیشتر جریان‌های تکفیری در کشورهایی چون مصر، سوریه، لیبی و عراق شد. درست در همین زمان بود که قاسم سلیمانی وارد فاز تازه فعالیت‌های منطقه‌ای شد و پس از چند اقدام غیرعاقلانه تکفیری‌ها، توانست حمایت دولت‌های غربی از این جریان را قطع کند. مبارزه او با داعش، تحریرالشام، جبهه النصره و دیگر گروه‌های تکفیری البته تنها محدود به امکانات سپاه قدس نبود. حاج‏قاسم توانست با ساماندهی نیروهای مردمی در کشورهای منطقه و خاصه عراق، دامنه امنیت تکفیری‌ها را بسیار کم کرده و زمینه را برای تغییر موقعیت و موازنه قدرت در سطح منطقه مهیا کند. در حقیقت قاسم سلیمانی با این اقدامات نه‏ تنها به عنوان «ژنرال» نظامی ایران مطرح شد، بلکه توانست با رویکرد مدارا و پذیرش، به شخصیتی منطقه‌ای بدل شود که بسیاری از آزادیخواهان کشورهای همسایه به او احترام بگذارند.چنین کنش‌هایی در کنار شخصیت فراجناحی و غیرحزبی او موجب شد تا ایرانی‌ها نیز تصویری به‏غایت قابل احترام از حاج‏قاسم سلیمانی در ذهن داشته باشند. مجموعه این عوامل سبب شده است تا ترور ددمنشانه سردار قاسم سلیمانی به هیچ روی از سوی جامعه ایران پذیرفته نشود. این یعنی ترور قاسم سلیمانی، ترور هویت، اقتدار، شرافت، غرور و ملیت ایران است و تاریخ ثابت کرده ایرانی‌ها از کنار چنین توهین‌هایی به سادگی عبور نخواهند کرد و همواره در برابر چنین حملاتی، مواجهه‌ای سخت و برخوردی جدی خواهند داشت. برخوردی که می‌تواند عاملان، آمران و ناظران بین‌المللی را متعجب و شگفت‌زده کند. گرچه در این میان باید توجه داشت که هر تصمیمی مبنی بر خونخواهی سردار شهید قاسم سلیمانی باید مبتنی بر عقلانیت، توجه به منافع ملی و به دور از عصبیت باشد. همان‌گونه که در تمام این سال‌ها خودِ قاسم سلیمانی با تکیه بر عقلانیت و اهتمام نسبت به منافع ملی، از یک سو تکفیری‌ها را و از سوی دیگر قدرت‌های بین‌المللی و منطقه‌ای حامی تروریسم را در منطقه زمین‌گیر کرده بود.

more_vert 14 راه شاد بودن

ادامه مطلب

close14 راه شاد بودن

هر فردی در ذهن خود یک تصور خاص از آرامش و شادی دارد. بگردید و عامل خوشحالی خود را بیابید. برخی افراد با دیدن دوستان و فامیل خود را از غم نجات می دهند و برخی با عبادت. مناجات با خدا و نماز می تواند بهترین و مطمئن ترین راه برای رسیدن به شادی و آرامش باشد. در شرایط استرس زا لبخند بزنید لبخند می تواند کلید شادی شما باشد و با کاهش ضربان قلب در شرایط استرس زا و افزایش تولید اندورفین در بدن شما را به ارامش خواهد رساند. بنابراین در شرایط استرس زا مانند گیر کردن در ترافیک سنگین و غیره، لبخند زدن برایتان بسیار مفید خواهد بود. شرکت در مراسم سخنرانی و گفتگودر تقویم تان روزهایی را برای رفتن به مراسم های سخنرانی تعیین نمایید. مخصوصا سخنرانی هایی که در آن به بحث های معنوی و شخصیتی مانند اعتماد به نفس، مثبت اندیشی و ... می پردازند. این کار شما را تشویق به شاد بودن و بالا بردن اعتماد به نفس خواهد کرد.حتی شرکت در مراسم سخنرانی مربوط به مباحث دیگر هم می تواند انگیزه ی شما را برای تلاش و رسیدن به هدف و در نهایت خوشحالی بالا ببرد. دوستان منفی نگر خود را حذف کنیدهمین حالا یک لیست از دوستان منفی نگر خود تهیه کرده و سعی کنید کم کم آن ها را از زندگی خود بیرون کنید. در عوض به دنبال افراد مثبت نگر برای برقراری یک رابطه دوستانه بگردید، افرادی که می توانند به شما انرژی و نشاط دهند و به دوستی شان نیز پایبند باشند. فعالیت های داوطلبانه انجام دهیدگاهی نیاز است که ما خود را از مشکلاتمان دور کنیم و به حل مشکلات دیگران بپردازیم. انجام فعالیت های داوطلبانه و خیرخواهانه می تواند شما را به احساس رضایت و خوشنودی برساند و روح تان را نیز به آرامش معنوی نزدیک تر کند.می توانید با کمک به کودکان بی سرپرست و یا بی خانمان، احساس مفید بودن و شادمانی را به خود القا کنید. رسیدن به شادی وآرامش به دنبال افراد مثبت نگر و شاد برای برقراری یک رابطه دوستانه بگردید.   با یک دوست قدیمی ارتباط برقرار کنیدارتباط تلفنی و یا نوشتن پیامک یا ایمیل به یک دوست قدیمی و دعوت او به یک دیدار می تواند به طرز عجیبی، روح و قلب شما را غرق در آرامش نماید. حتما این روش را امتحان کنید. سطح ویتامین D بدنتان را کنترل کنیدمصرف ویتامین دی به ویژه در زمستان که نور خورشید به میزان کمتری به ما می رسد می تواند به رسیدن به شادی کمک کند. سطح کم این ویتامین موجب افسردگی خفیف می شود.برنامه غذایی تان را طوری تنظیم کنید که بتوانید در هفته چند بار این ماده ی مهم را دریافت کنید. گوش کنید و سوال بپرسیدسر کلاس درس به دقت به حرف های استاد و یا معلم تان توجه کنید و هر جا نیاز بود سوال هایتان را از او بپرسید. این کار سبب افزایش اعتماد به نفس و رضایت مندی شما خواهد شد. همچنین استادتان نیز از اینکه شما به حرف های او توجه می کنید بسیار خرسند می شود. پیاده روی به همراه یک دوستهفته ای دو بار به همراه دوستتان پیاده روی کنید. توأم شدن ورزش و گفتگو با یک دوست صمیمی شما را شاد خواهد کرد. سعی کنید برای ایجاد تنوع، مسیرهای متفاوت و دشوار را برای پیاده روی انتخاب کنید. واژگان منفی را از دایره لغاتتان حذف نماییدواژه هایی نظیر نمیتوانم، هرگز ، نمی خواهم و به خصوص "باید" ، شما را از تلاش برای رسیدن به هدف دور می نماید و به جای آن به کار بردن عباراتی مانند من می خواهم ، من انتخاب می کنم و ... به طور شگفت انگیزی شما را به سمت هدفتان هدایت خواهد کرد و نشاط را به ارمغان خواهد آورد. کاری را که دوست دارید انجام دهیدکاری را که همیشه دوست داشتید انجام دهید را عملی کنید، مثلا به کلاس نقاشی بروید، اتاقتان را از نو بچینید و ... . همچنین می توانید برای تعطیلات خود برنامه ریزی کرده و شور و نشاط خود را افزایش دهید. تلویزیون و رایانه را خاموش کنیدلازم نیست این کار را برای همیشه انجام دهید اما بهتر است زمان استفاده از تلویزیون و رایانه را به نصف کاهش دهید.در این صورت زمان بیشتری را برای تعامل با دوستان و خانواده پیدا خواهید کرد و شادی بیشتری را به خودتان هدیه خواهید داد. از کتاب های کمکی استفاده کنیدمطالعه ی کتاب ها برای یادگیری روش های شادتر زیستن و مثبت اندیشی، راه های زیادی را برای رسیدن به این هدف پیش رویتان خواهد گذاشت. خونسرد باشیدهرگز نمی توان رفتار دیگران را پیش بینی کرد، اما تمرین خونسردی به شما کمک خواهد کرد تا با کوچکترین تغییر رفتار یا بدرفتاری کنار بیایید و به هم نریزید. منبع: تبیان

more_vert کتاب هدایت گروه های کاری: راه حل های تخصصی برای چالش های روزمره

ادامه مطلب

closeکتاب هدایت گروه های کاری: راه حل های تخصصی برای چالش های روزمره

شما در حالی که بین عده زیادی از افراد گروه نشسته و دندانهایتان را خلال می‌کنید، می‌اندیشید که «وقت حرکت است»، «کاش همین حالا تصمیمی گرفته بودم». نهایتاً نوبت شماست که گروه را هدایت کنید. این فرصت شما، تأثیر مهمی بر تشکیلات می‌گذارد. چطور می‌خواهید این جمع را به تیمی با کارایی بالا تبدیل کنید که همیشه آرزویش را داشتید؟ چه می‌خواهید بکنید؟ تازه یکباره می‌فهمید که هدایت این گروه کار آسانی به نظر نمی‌رسد. در تمرین‌ها وقتی از افراد می‌خواهید کلماتی را بنویسند که گویای تجاربشان در گروه باشد، معمولاً در بین چند کلمه‌ی اول به «دلسردی»، «درگیری» و «برنامه‌های مخفیانه» برمی‌خورید و عموماً به دنبال آن‌ها کلماتی همچون «اجرا»، «پیروزی جمعی»، «شوخی» و «شادمانی» می‌بینید. گروه می‌تواند پاتوق دلخوشی و هیجان باشد که تمرکزش بر انرژی و اجرای دقیق و کامل است یا برعکس می‌تواند احساسی مانند یک برهوت بی‌انتها را به شما منتقل کند. چه چیز سبب این تفاوت‌ها می‌شود؟ خوب این دانش پرتاب موشک نیست. تقریباً هر کسی می‌تواند یک گروه را به شکلی کارآمد هدایت کند. آنچه نیاز دارید، درک روشنی از چگونگی کارکرد گروه (بانضمام اینکه با تک تک افراد تفاوت دارند)؛ مسئولیت هماهنگی جزئیات، دلسوزی، صبوری و مقاومت و نیز تعدادی تکنیک برای عبور از موانع قابل پیش‌بینی است. این کتاب راهنما شما را یاری می‌کند که به همه‌ی این موارد دست یابید و حتی کمک می‌کند که بفهمید چگونه و کجا در دل گروه از هوش هیجانی خود بهره بگیرید. پیش از آنکه وارد بحث شوید، می‌خواهم چند نکته‌ی کلیدی جهت شناخت «رهبری گروه» را برایتان روشن کنم. فهرست مطالبپیام مشاور همراه: جادوی مدیریت و رهبریفصل اول - گروه چیست؟مروری کلی بر تعاریف، انواع، منابع و مشکلات گروهانواع گروهها را بشناسیدبه مزایای گروهها توجه کنیدمشکلات گروهها را بشناسیمفصل دوم - چگونگی برنامه‌ریزی برای یک گروه مبتکر و سازندهبدانید که گروهها چه می‌کنند، چه چیزی گروههای سازنده را متمایز می‌کند وچگونه گروهتان را برای موفقیت سامان دهیدبدانید که گروهها چه می‌کنندویژگی‌های گروههای مبتکر و خلاق را شناسایی کنیدبرای گروه خلاق خودتان برنامه‌ریزی کنید.مراقب نشانه‌های شکست باشیدفصل سوم - چگونه یک گروه خلاق و سازنده تشکیل دهیمافرادی که مهارتها، تجارب و نگرش مناسبی دارند را برگزینید. انگیزه‌های نهفته‌ی هر فرد را به کار گیریدوظایف گروه را بشناسیداعضای درست و مناسبی را برای گروه انتخاب کنیدفصل چهارم - چگونه یک گروه را هدایت کنیممراحل کاری گروه را شناسایی کنید. وظیفه رئیس گروه را به عنوان آغازگر، مربی و الگو، مشخص کنید.شناخت روند کاری گروهیک جلسه‌ی آغازین تشکیل دهید.اهداف گروه را برای همه اعضای گروه روشن کنیدقوانین پایه‌ای را تعیین کنید.نقش خودتان به عنوان رئیس را بپذیرید.ارتباط تیمی را بهبود بخشیدبه صورت دوره‌ای تنفس بدهیدفصل پنجم - مشکلات گروه را چگونه اداره کنیماز تنش‌های بین فردی که گروه و رسالتش را تهدید می‌کند تا اشتباهات رئیس را به سرعت شناسایی کرده و به طور صحیح و کامل مورد بررسی قرار دهیدحرکت گروه را در مسیر هدف حفظ کنیدروش ریاست خود را بررسی کنیدبه مشکلات اجرا رسیدگی کنیدتنش‌ها را مدیریت کنیدجناح‌ها و دسته‌بندی‌ها را دوباره متحد سازیددر درگیری‌های رو در رو و تن به تن، بینابین حرکت کنیدتعهد و مسئولیت را بازسازی و تقویت کنیدفصل ششم - چگونگی ارزیابی عملکردارزیابی‌های موفقیت هم بر اهداف و هم بر عملکرد گروه مبتنی استارزیابی‌های کاری مناسب را به کار بندیدشیوه‌های ارزیابی را برگزینیدعملکرد فردی اعضای گروه را بازبینی کنیدبه گروهتان پاداش دهید.نکته‌ها و ابزارهافصل هفتم - ابزارهایی برای رهبری یک گروهبرگه‌های کاری به شما کمک می‌کنند تا گروه را برنامه‌ریزی، هدایت و ارزشیابی کنیخود را بیازمائیدمرور سودمندی بر مفاهیم ارائه شده در این کتاب. قبل و بعد از خواندن کتاب آن را انجام دهید تا بدانید که چقدر آموخته‌ایدبیشتر بیاموزیماگر می‌خوهید راجع به این موضوع عمیق‌تر کار کنید، عناوین بیشتری از مقالات و کتب در اینجا ارائه شده استیادداشت‌هاایده‌هایی که به ذهنتان می‌رسد را یادداشت کنی

more_vert چگونه یک زن وشوهر بی نظیر شویم؟

ادامه مطلب

closeچگونه یک زن وشوهر بی نظیر شویم؟

وقتی صحبت از یک رابطه شاد و تمام عیار می گردد فقط منظور ارتباطی عاشقانه و رمانیتک نیست بلکه باید حیات زندگی زناشویی را کامل و همه جانبه و با تمام مسئولیتها و حواشی آن در نظر داشت. چند نکته ساده ای که به شما کمک می کند یک زن و شوهر تمام عیار شوید ازدواج؛ تنها ارتباطی معنوی و احساساتی پرشور و حرارت نیست؛ ازدواج سه وعده غذا در روز، تقسیم کار و به یاد داشتن بیرون گذاشتن زباله ها نیز هست. افسوس که ما نمی توانیم فقط بر اساس واژه های عاشقانه و بوسه ها با هم زندگی کنیم، اگر چه به هر حال آنها نیز نقش خاص خود را دارد و خوراک روح ماست. این ماهیت و واقعیت زندگی است که نود درصد از وقت ما صرف شام خوردن زیر نور شمع و در حالتی شاعرانه و عاشقانه با عشقبازی و پرداختن به تمایلات جنسی نمی شود بلکه معطوف کارهای روزانه ما در جهت توجه به نیازهای یکدیگر، در واقع بروز یا اثبات قصد و نیت خوب ماست. تمایلمان به انجام دادن سهم خود از کارهای محوله و مرور روزمره و همچنین کارهای معمول خانه، نشانه این است که ما به همسرمان نیز به اندازه خودمان اهمیت می دهیم و برایش ارزش قایل هستیم. واژه های عاشقانه، گلها، در اغوش گرفتن های پرشور و .. به تنهایی ابزارهای بیهوده ای است و وقتی با کار، زحمت و تلاش روزانه و بسیار از سوی هر دو طرف همراه شوند، معنا پیدا می کند. بوسه ها شاید بتواند همراه و ضمیمه خوشایندی برای شستن لباسها باشد اما به طور حتم جایگزین آن نخواهد شد. وقتی به طور کامل مسئولیتها و وظایف زندگی روزانه شامل درآمد، کارهای روزمره، مراقبت از بچه ها، پرداخت صورت حسابها و قبضها، نگهداری و حفظ خانه، خانه تکانی و .. را با هم تقسیم کنیم و در امور روزانه با یکدیگر سهیم می شویم، ارتباط معنوی و احساسات پرشور و عاشقانه با هر چیز دیگری در زندگی روزانه ما در هم می آمیزد. آنها اصالت و نیرویی را ایجاد می کنند که ما از طریق اعمال و کارهای خود با مفاهیم آمیخته ایم. این مقدمه ارایه گردید تا این مساله روشن شود که وقتی صحبت از یک رابطه شاد و تمام عیار می گردد فقط منظور ارتباطی عاشقانه و رمانیتک نیست بلکه باید حیات زندگی زناشویی را کامل و همه جانبه و با تمام مسئولیتها و حواشی آن در نظر داشت و مورد توجه قرار داد تا بتوان برای شادی و سرور واقعی در زندگی زناشویی برنامه ریزی کرد؛ لذا: خودتان باشید و همسرتان را همانطور که هست بپذیریدیک ارتباط خوب با پذیرش و قبول شرایط ایجاد می شود. همسرتان را وادار نکنید که آدم دیگری شود تا دوستش بدارید زیرا او نخواهد توانست. این خود باعث پیدایش مشکلات جدید خواهد شد. بخشنده باشیدآنچه که متعلق به شماست متعلق به همسرتان است و البته بالعکس. همسرتان را از انجام آنچه که انجامش باعث خوشحالی و لذت او می شود بازنداریداگر او به اینکه برخی از اوقات را با دوستانش سپری کند مانع او نشوید، اما مطمئن شوید که او جای امنی مراوده دارد. مثلا محفلی که در آن انحرافات رفتاری و اخلاقی رخ می دهد نباشد. من چیزی را که دوست داری، دوست دارمگاهی اوقات زوجین از دوستان یکدیگر و یا اقوام یکدیگر متنفر هستند. اما باید با این موضوع کنار آمد. چون همسرتان از خانواده اش جدا نشدنی است. تعادل داشته باشیدعلی رغم تمام اختلافها و تفاوتها، شما می توانید کارهای قشنگی کنید همانند ماه و خورشید که علی رغم تفاوت شان یک روز خوب را می سازد. مانند برگهای مختلف یک درخت که هدف همه شان تولید یک میوه خاص و خوشمزه است اختلافها می تواند به پیدایش نتیجه مسحور کننده ای ختم شود. تو روز مرا می سازیهمسر شما کسی است که روز شما را آغاز می کند و باید کسی باشد که آن را به پایان می رساند. تا زمانی که مشکل تان حل نشده نخوابید زیرا این کار آن را بدتر و سخت تر می کند. آسان بگیریدشما همسری دارید که باعث خوشحالی شماست. شما هم باید شوهری باشید که عامل شادمانی او است. سخت نگیریدیک همسر خوب همیشه باید مراقب احساسات همسرش باشد. اینکه او را از تمام علایق، سرگرمی ها، دوستان و اقوامش دور کنید به طور کلی غلط است. همیشه نسبت به هم مشتاق باشیدیکدیگر را ببوسید، بگویید که دوستش دارید. همدیگر را در آغوش بگیرید و یا دست هم را بگیرید تا احساس عشق و محبت بین تان زنده باقی بماند. مصالحه و سازش کنیدشنیدن توضیحات همسر خیلی بهتر و ارامبخش تر از نق زدن و غرغر کردن است. هرگز خیانت نکنیدخیانت همه چیز را ویران می کند و از بین می برد. تصور نکنید خیانت لزوما برقراری یک رابطه فیزیکی با جنس مخالف است. هر ارتباط ساده و حتی غیر حضوری که اگر همسرتان متوجه آن شد باعث کدورت و ناراحتی وی می گردد، خیانت اطلاق می شود. وفای به عهد را فراموش نکنید و همیشه قولهایتان را به خاطر داشته باشید.تا جایی که ممکن است با هم در تماس باشید تا احساس فقدان دیگری سراغ تان نیاید. نکات انتهایی : برای مردان : خانمها دوست دارند که مورد قدردانی و تشکر قرار گیرند.برای خانمها : آقایان دوست دارند آنطور که هستند پذیرفته شوند. منبع: تبیان

more_vert برنامه ریزی از انتها به ابتدا

ادامه مطلب

closeبرنامه ریزی از انتها به ابتدا

بیاییم با هم این تکنیک را به طور عملی پیاده کنیم. شرکت های تولیدی بزرگ، موفق و برند برای تولید یک محصول، برنامه ریزی خودشان روی کاغذ را از انتها به ابتدا انجام می دهند؛ یعنی آنها فکر می کنند که اگر کالایی تولید شود، آخرین مرحله آن چیست؟ شاید هم فکر کنید آخرین مرحله، خروج از کارخانه است! نه، این طور نیست! آنها آخرین مرحله را، مرحله قابل بازیافت بودن آن کالا در نظر می گیرند که آیا در آن مرحله به محیط زیست صدمه ای وارد می شود یا نه؟ یعنی اخلاق حرفه و در مرحله قبل از آن، مرحله طول عمر مفید خدمات یا کالایی که به مشتری داده خواهد شد و استفاده ای که آن مشتری از کالا خواهد برد و آسایش و آرامشی که مشتری حین استفاده از آن کالا به دست خواهد آورد و یک مرحله قبل تر، مرحله ای است که مشتری از آن کالا استفاده می کند که چقدر استفاده از آن کالا می تواند ساده یا پیچیده باشد؟ یعنی در هنگام طراحی، همه این مسائل دیده می شوند. در آن لحظه ای که روی کاغذ فکر می شود و به قولی اتود زده می شود، همه این نکته ها در نظر گرفته می شوند. اگر بخواهیم همین طور این مراحل را از انتها به ابتدا بیاییم، مثلا می توانیم مرحله فروش، توزیع، تبلیغات، خدمات پس از فروش، ارسال، کنترل کیفیت، بسته بندی، تولید، تامین مواد اولیه، قیمت گذاری، برنامه ریزی، طراحی و مرحله ایده پردازی را در این فرآیند بگنجانیم. ما هم به عنوان یک انسان و یک فرد می توانیم فعالیت های خودمان را روی کاغذ مانند خط تولید کارخانه ای بزرگ برنامه ریزی کنیم؛ مثلا همین امروز از خودمان بپرسیم 10 سال آینده یا 20 سال آینده کجا می خواهیم باشیم؟ چه چیزی می خواهیم داشته باشیم؟ وضع مالی ما چگونه می خواهد باشد؟ می خواهیم سلامتی مان در چه وضعی باشد؟ این تمرین عملی را با هم انجام بدهیم و بنویسیم که در 20 سال آینده وضعیت سلامتی، مادی، اجتماعی، خانوادگی می خواهیم به چه ترتیبی باشد. اینها را روی کاغذ ترسیم کنیم که برای بودن در آن وضعیت مطلوب در طی این 20 سال، چه کار باید بکنیم و همین طور پله پله به امروز برسیم و از امروز در آن مسیر تعیین شده و ترسیم شده حرکت کنیم. چه بسیار افرادی را دیده ایم که هیچ تصور یا طرحی برای 20 سال آینده وضعیت خانوادگی، سلامتی، اجتماعی و اقتصادی خودشان ترسیم نکرده اند. اتفاق این آدم ها در یکی از این شرایط، در حال حاضر خیلی هم موفق هستند؛ مثلا کسی که خانواده خیلی موفق، شاد و منسجمی دارد، بیشتر اوقاتش را در جمع خانواده با خوشی، خوشگذرانی، لذت، شادی و دورهمی می گذراند و خیلی هم خوب است که یک نفر، خانواده منسجم و شادی داشته باشد، ولی اگر اتفاقی بیفتد و یک بیماری، تصادف یا هر مسئله ای پیش بیاید، مدیریت مالی آن وضع چطور می خواهد انجام شود؟ آن موقع است که به دلیل فشارهای مالی، این کانون منسجم از هم می پاشد و نه شادی می ماند، نه مشکل حل می شود و همه چیز را از هم می پاشد. کسی که امروز فقط به فکر مسائل مادی و در دارایی و ثروت غوطه ور شده است و به فکر خانواده یا سلامت جسمی خودش نیست، اگر بر روی کاغذ، نقشه راه را ترسیم کند و از 20 سال آینده به امروز بیاید، یعنی حرکت معکوس انجام بدهد، متوجه می شود که امروز دارد اشتباه می کند! امروز به دلیل افراط در کار و توجه نکردن به خوردن، خوابیدن، استراحت کردن و ورزش کردن، به زودی دچار یک بحران می شود و این بحران که بحران جسمی خواهدبود، او را مجبور خواهدکرد تا دست از کار بکشد و به سلامتی خود بپردازد و پرداختن به سلامتی، وضعیت اقتصادی او را دچار بحران می کند و چون دور اندیشی نکرده بوده است، امروز باید آنچه اندوخته بود را صرف سلامتی خودش بکند. چه بسیار دیده ایم آدم هایی را که با یک بحران در یک مسئله شخصی خودشان، نتوانسته اند کسب و کار خودشان را ادامه بدهند و در این چالش، یک بازنده شده اند. حرکت از انتهای به ابتدا یا برنامه ریزی معکوس، به من و شما کمک می کند تا بتوانیم مسیر دستیابی به موفقیت، سلامت، شادمانی و قدرت را تثبیت و تضمین کنیم، چرا که قصد نداریم بالا برویم و روزی از آن بالا به پایین سقوط کنیم. حرکت خلاقانه و برنامه ریزی معکوس کمک می کند که ما به تدریج بالا برویم ولی در همان بالا تا همان جا که بالا رفته ایم، بمانیم! نمی دانم شما با خواندن این نوشتار توجهتان به کدام قسمت از زندگی تان متمرکز شد، فقط این را بدانید که بش از 95 درصد آدم ها در برنامه ریزی های فردی خودشان اشتباه دارند و این آمار تقریبا همان آمار آدم های دور و بر ماست؛ آدم های اطراف خودمان مانند اقوام، فامیل، دوستان و همکاران را ببینیم، کسانی که با افراطی در یک زمینه، عاقبت خوبی نصیبشان نشده است. یادمان باشد به هیچ عنوان این سرنوشت نبوده و خدا هم نخواسته است که این طور بشود، فقط آنها بلد نبوده اند که امروزشان را ببینند و فردایشان را پیش بینی کنند. بهتر است به جای قضاوت و انتقاد درباره دیگران، به فکر خودمان باشیم. از همین امروز طوری حرکت کنیم که در مسیر حرکتمان گیر نکنیم، کم نیاوریم. خسته، پشیمان و سرخورده نشویم و از همه مهمتر وقتی در اوج قرار گرفتیم، آنقدر پایه های آن اوج، سست نباشد که با کوچک ترین بحرانی سقوط کنیم. برای ثبات و ماندن در اوج، برنامه ریزی معکوس را از همین الان در راس اهدافمان قرار بدهیم و با مشورت گرفتن و برنامه ریزی دقیق، این تمرین را به طور عملی انجام بدهیم. منبع: مجله پنجره خلاقیت

more_vert برتراند راسل؛ متفکری صلح‌طلب و بنیان‌گذار فلسفه تحلیلی

ادامه مطلب

closeبرتراند راسل؛ متفکری صلح‌طلب و بنیان‌گذار فلسفه تحلیلی

برتراند راسل را به یقین می‌توان یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان و ادیبان در سطح جهان به‌شمار آورد که در ۱۹۵۰ میلادی به پاس آثار متعدد در حمایت از نوع‌دوستی و آزادی اندیشه، برنده جایزه نوبل ادبیات شد. این نویسنده در ایران به جهت تفکرات صلح‌آمیز و ضدجنگ و همچنین عقایدش در خصوص دین و جامعه مشهور شده‌است.

more_vert فواید مدیتیشن برای مغز و خلق و خو

ادامه مطلب

closeفواید مدیتیشن برای مغز و خلق و خو

این روزها بیشتر ما احساس می‌کنیم آدم آهنی شده‌ایم! با تمام مشغله‌هایی که در محل کار و خانه داریم دیگر وقتی برای ارتباط با اعضای خانواده باقی نمی‌ماند، چه برسد به اینکه لحظاتی برای خودمان باشیم و از چنگ استرس رها شویم. اما زندگی نباید چنین باشد. اما یک راه حل ساده وجود دارد که علم هم ثابت کرده می‌تواند کمک‌مان کند از استرس کمی دور شویم. راهکاری که ذهن‌مان را از تمام شلوغی‌ها و آشفتگی‌ها پاکسازی کرده و به ما کمک می‌کند هر روز صبح احساس انرژی و شادابی کنیم و تمرکز داشته باشیم. 50 سال تحقیقات و مطالعات علمی با شواهد فراوانی ثابت کرده که مدیتیشن می‌تواند با فوایدی که دارد زندگی ما را تغییر بدهد. در این مطلب به شما می‌گوییم عادت به مدیتیشن و انجام منظم آن چگونه می‌تواند عملکرد مغزتان را بهبود بدهد و خوش اخلاق‌تان کند. 1. بهتر می‌توانید تصمیم‌های خوب بگیرید اگر اغلب اوقات استرس دارید پس حتما لحظات زیادی در زندگی داشته‌اید که بخاطر استرس تصمیمات بد و نادرستی گرفته‌اید. مثلا ممکن است جزئیاتی مربوط به یک پروژه‌ی مهم را فراموش کرده باشید و برای‌تان درد سر شده باشد یا اشتباه بزرگی مرتکب شده باشید که تاثیر منفی بر دیگران گذاشته باشد، به هر حال این تجربه را دارید که زمانهایی که روبراه نیستید چه اتفاق‌هایی ممکن است بیفتد. چیزی که در چنین لحظاتی دچار اختلال می‌شود، مهارتی است که عملکرد اجرایی نام دارد. به زبان ساده‌تر؛ عملکرد اجرایی، بخشی از مغز است که به شما کمک می‌کند از اهدافی که دنبال می‌کنید نتیجه بگیرید. این مهارت همان چیزی است که به شما کمک می‌کند کارهایی مانند مدیریت زمان، توجه داشتن، برنامه ریزی، سازماندهی و به خاطر سپاری جزئیات را انجام دهید. مطالعات نشان داده مدیتیشن برای افرادی که عملکرد اجرایی‌شان در اثر اختلال‌هایی چون بیش فعالی (ADHD) دچار نقص است سودمند است. آزمایشات نشان داده 78 درصد از افراد بزرگسال تحت مطالعه که دچار بیش فعالی بوده‌اند وقتی تمرینات مدیتیشن را به طور منظم انجام دادند، علائم‌شان کاهش یافته بود. 2. در کنترل استرس مهارت پیدا می‌کنید استرس، آمیگدالای مغزتان را تحریک می‌کند و آن را در شرایطی قرار می‌دهد که به آن «مغز خزنده» می‌گویند. آمیگدالا در بخش قدامی مغز است که مربوط به ترس و هیجان بوده و عملکرد اصلی آن کمک به بقاست. استرس زیاد می‌تواند محرکی است که باعث می‌شود آمیگدالا وارد فعالیت شود و همین زمان است که فرد اصطلاحا اختیار از کف می‌دهد دچار احساسات گیج کننده و آشفته‌ی کننده‌ای چون ترس یا خشم می‌شود. تصور کنید درگیر یک مجادله‌ی شدید هستید یا تا سر حد مرگ از چیزی که آزارتان داده می‌ترسید. وقتی در چنین حس و حالی هستید، سایر قسمتهای مهم مغز مانند قشر پیش پیشانی غیر فعال می‌شود. قشر پیش پیشانی بخشی از مغز است که می‌تواند فعالیت‌های فکری در سطح بالاتر انجام دهد مانند تصمیم گیری، خویش آگاهی، همدردی و پایبندی اخلاقی. آمیگدالا در تفکر منطقی در شرایط دشوارتر طی زندگی روزمره چندان عالی عمل نمی‌کند، اما مدیتیشن می‌تواند کمک کند با خروج از وضعیت «مغز خزنده» و برگشتن به زمان حال، قدرت این را پیدا کنید که به استرس واکنش بهتری نشان بدهید. مثلا ممکن است تمام مدت در حالت مغز خزنده فقط به این فکر کنید که چگونه می‌توانید بیشتر پول دربیاورید، اما با مدیتیشن شما می‌توانید علی رغم تمام استرس‌هایی که دارید به چیزهای مهمتری هم فکر کنید؛ پیش از آنکه خیلی دیر شود می‌فهمید که باارزش‌ترین نعمت‌های زندگی‌تان را نادیده گرفته‌اید مانند ارتباط با فرزندان‌تان و حفظ رابطه‌ی گرم و صمیمی‌تر با همسرتان. تصاویر MRI نشان داده‌اند که بعد از یک دوره‌ی 8 هفته‌ای تمرینات مدیتیشن، آمیگدالا کاهش پیدا می‌کند. با کوچک‌تر شدن آمیگدالا، قشر پیش پیشانی ضخیم‌تر می‌شود. 3. اطلاعات مفید را بخاطر می‌سپارید فرض کنید قرار است چیزهای زیاد از فروشگاه خریداری کنید و یادداشتی هم همراه نمی‌برید. زمانی که به فروشگاه می‌رسید یک سری از چیزها را فراموش می‌کنید. این زمانی است که توانایی حافظه‌ی فعال‌تان افت کرده است. شما وقتی از حافظه‌ی فعال خود استفاده می‌کنید که نیاز دارید چیزی را به ذهن بسپارید تا در آینده‌ای نزدیک سراغش بروید. مشکل این است که گاهی وقتی که به این اطلاعات نیاز داریم، از دست‌شان می‌دهیم. مدیتیشن می‌تواند ظرفیت و توانایی حافظه‌ی فعال را بهبود بدهد. مطالعاتی که روی 200 نوجوان انجام شد نشان داد مدیتیشن توانسته بود حافظه‌ی فعال آنها را نسبت به کسانی که در این تمرینات شرکت نکرده بودند به میزان قابل توجهی ارتقاء بدهد. 4. مهارت تفکرتان سرعت می‌گیرد تا به حال پیش آمده که در حال گفتگو با کسی باشید و برای پیدا کردن کلماتی که می‌خواهید بگویید به مشکل بخورید؟ همه‌ی ما زمانهایی داریم که مهارت کلامی‌مان در بهترین حالت خود نیست. مهارت کلامی، توانایی پیدا کردن کلمات درست و مناسب در زمان یا موقعیتی مناسب است. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد مهارت کلامی افرادی که تمرینات مدیتیشن را انجام می‌دهند، بهبودی چشمگیری پیدا می‌کند. تغییراتی که در این پژوهش‌ها دیده شد حاصل تنها 20 دقیقه مدیتیشن طی چهار روز بوده است. 5. تمرکزتان بالا می‌رود با توجه به تمام مشغله‌های دنیای امروز و دیجیتال زدگی شدیدی که در جریان است به راحتی تمرکز خود را از دست می‌دهیم. ما هر روز به طور متوسط در معرض 10000 تبلیغات تجاری هستیم و همین باعث می‌شود روی چیزهای مهم تمرکز نداشته باشیم. تنها 20 دقیقه مدیتیشن در روز کمک می‌کند تا قدرت تمرکز و توجه‌تان بهتر شود و راحت‌تر بتوانید در لحظه بمانید. 6. مغزتان قدرت جادویی پیدا می‌کند تمام چین و چروکهایی که روی سطح بیرونی مغز می‌بینید برای این بوجود آمده‌اند تا سرعت ارتباطات سلولی مغز را افزایش بدهند. از آنجاییکه مغز در درون جمجمه فضایی برای بزرگتر شدن ندارد، با تشکیل چین خوردگیها، توان عملکرد خود را افزایش می‌دهد. بررسیها نشان می‌دهد افرادی که سابقه‌ی مدیتیشن منظم دارند در مقایسه با افرادی که مدیتیشن نمی‌کنند، چین خوردگیهای مغزشان بیشتر است. هر چه بیشتر مدیتیشن کنید، مغزتان سریعتر و موثرتر می‌تواند اطلاعات را پردازش کند که مخصوصا زمانهایی که نیاز به تفکر سریع دارید مفید است. 7. مهارت حل مسئله‌تان تقویت می‌شود وقتی مغزتان درگیر مسئله‌ای چالش برانگیز می‌شود نیاز به مهارت ِ تمرکز روی مهمترین‌ اطلاعات در میان انبوهی از اطلاعات دارد. فرض کنید در یک مهمانی شلوغ و پُر سروصدا با دوست‌تان در حال صحبت هستید. اگر مغز شما نتواند محرک‌های حواس پرت‌کُن اطراف‌تان را شناسایی و دفع کند تا بتوانید روی دوست‌تان متمرکز شوید، با انبوهی از دریافتهای حسی روبرو خواهید شد. شما باید بتوانید تعیین کنید چه چیزی از همه مهمتر است که روی آن تمرکز کنید. مطالعات زیادی نشان داده مدیتیشن می‌تواند مهارت ارزیابی و حل مسئله را تقویت کند. 8. خلاقیت‌تان شکوفا می‌شود پژوهش‌ها نشان می‌دهد 10 تا 12 دقیقه مدیتیشن کافیست تا خلاقیت و کارآمدی‌تان را تقویت کند. مدیتیشن کمک می‌کند ذهن پاکسازی شده، تمرکزتان روی کاری که می‌خواهید انجام دهید بیشتر شده و به راه حل‌های بهتری برسید و همه‌ی اینها یعنی خلاقیت و کارآمدی بیشتر.پ 9. اضطراب‌تان کم شده و به آرامش می‌رسید خیلی‌ها دچار اختلال اضطراب هستند و شما حتی اگر جزو این افراد هم نباشید، بیشتر روزها بابت موضوعاتی دچار اضطراب می‌شوید. اگر نگرانی و اضطراب بخشی عادی از زندگی شود می‌تواند تاثیرات مخربی روی جسم و روح بگذارد، خواب را مختل کند و با ذهنی آشفته مانع آرامش و آسایش‌تان شود. تنها 20 دقیقه مدیتیشن در روز می‌تواند به شما کمک کند به میزان قابل توجهی از اضطراب‌تان کم کرده و به یک آرامش درونی برسید. 10. مغزتان جوان می‌ماند بیشتر نورونهای مغز با قشر خاکستری محاط شده‌اند. حافظه، هیجانات، گفتار، تصمیم گیری و خود کنترلی در قشر خاکستری روی می‌دهند. بعد از 30 سالگی، مغز شروع می‌کند به کوچک‌ شدن اما شواهد نشان می‌دهد آنهایی که مغزشان را با تمرینات مداوم مدیتیشن درگیر می‌کنند می‌توانند از کوچک شدن مغزشان جلوگیری کنند. 11. انطباق پذیری‌تان بیشتر می‌شود انعطاف پذیری ادراکی، عملکردی حیاتی است که به توانایی ِ انطباق پذیری رفتاری در واکنش به تغییرات روی داده در محیط گفته می‌شود. تصور کنید زندگی در کشوری جدید را شروع می‌کنید؛ میزان انعطاف پذیری ادراکی شما تعیین خواهد کرد که با چه سرعتی خودتان را با شرایط جدید وفق می‌دهید، مثلا اینکه به عنوان راننده در سمت راست اتومبیل بنشینید، زبان بومی را فرا بگیرید و با فرهنگ جدید سازش پیدا کنید. مطالعات نشان داده افرادی که مدیتیشن می‌کنند از انعطاف پذیری ادراکی بالاتری برخوردارند. 12. بر غم و اندوه‌تان غلبه می‌کنید آزمایشات نشان داده که مدیتیشن به اندازه‌ی داروهای ضد افسردگی موثر است. در یک بررسی معلوم شد افراد بعد از چهار ماه مدیتیشن احساس می‌کردند می‌توانند مصرف داروهای ضد افسردگی را متوقف کنند. حتی اگر شما دچار افسردگی بالینی نباشید باز هم مدیتیشن کمک‌تان می‌کند زمانهایی که غمگین و اندوهگین هستید، حال‌تان را بهتر کنید. 13. قوی‌تر می‌شوید و کمتر درد احساس می‌کنید آزمایشات بالینی نشان می‌دهد مدیتیشن می‌تواند از درد مزمن 57 درصد کم کند. اسکن مغز نشان می‌دهد مدیتیشن می‌تواند از نظر فیزیکی، ساختار مغز را جوری تغییر دهد که با شدت قبلی، درد را احساس نکند. 14. مهارت خود کنترلی‌تان تقویت می‌شود اگر تحت رژیم هستید و اغلب وسوسه می‌شوید بستنی بخورید یا اگر قصد ترک سیگار را دارید و نمی‌توانید بر تمایل‌تان به سیگار غلبه کنید، پس احتمالا مدیتیشن می‌تواند همان چیزی باشد که برای تقویت خود کنترلی‌تان به آن نیاز دارید. مدیتیشن می‌تواند به افراد کمک کند انواع اعتیادها را کنار بگذارند. 15. بیشتر احساس شادمانی خواهید کرد اگر حس سرخوشی دونده‌ها را تجربه کرده باشید پس می‌دانید ترشح اندورفین در مغزتان در روح و روان‌تان غوغا می‌کند. اندورفین، فرارسان عصبی است که بدن از آن به عنوان مسکنی طبیعی استفاده می‌کند. ضمنا اندورفین، مسئول حس شادی و شادمانی است که گهگاه سراغ‌تان می‌آید. در مطالعه‌ای گروهی طبق برنامه دویدند و گروهی دیگر تمرینات مدیتیشن را انجام دادند، نتایج نشان داد در هر دو گروه، میزان اندورفین بعد از دویدن و مدیتیشن به میزان قابل توجهی افزایش یافته بود. جالب است بدانید تاثیر لذت بخشی اندورفین در هر دو گروه اندازه گیری شد و نتیجه اینکه گروه مدیتیشن، امتیاز بیشتری دریافت کرد. ساده‌ترین راه برای شروع مدیتیشن با وجود تمام فواید گفته شده از مدیتیشن، انجام آن ساده بوده و همین الان هم می‌توانید انجامش دهید! حدود 5 تا 10 دقیقه دست از انجام هر کاری بکشید. یک جای ساکت و آرام پیدا کنید که کمتر چیزی حواس‌تان را پرت کند. راحت روی صندلی یا روی زمین بنشینید و کمرتان را صاف کنید. چند نفس عمیق بکشید؛ با بینی بگیرید و با دهان بیرون بدهید. چشمهای‌تان را ببندید یا روی چیزی که انتخاب کرده‌اید تمرکز کنید و به آن خیره شوید. عادی نفس بکشید و به آرامی توجه و تمرکزتان را روی تنفس‌تان بگذارید. اگر حواس‌تان پرت شد، بدون آشفتگی و با آرامش آن را به تمرکز روی تنفس‌تان برگردانید. وقتی کارتان تمام شد، چند لحظه صبر کنید تا قبل از اینکه سراغ کارهای‌تان بروید، تاثیرات مدیتیشن در اعماق وجودتان ثبت شود. مسیری به سمت بهترین بودن در نوع خودتان راه حل نهایی شادتر بودن در زندگی این نیست که همه چیز را ساده‌تر کنید بلکه باید خودتان را قوی‌تر کنید. مدیتیشن می‌تواند قدرت ذهنی را که به آن نیاز دارید به شما بدهد و حال‌تان را بهتر کند. تصور کنید روزتان را در حالی شروع می‌کنید که احساس آمادگی برای مواجهه با هر چه پیش بیاید را دارید. استرس، سراغ‌تان می‌آید اما شما می‌گذارید کمی جولان بدهد و بعد خیلی زود به راحتی آن را پس می‌زنید. شما می‌توانید روی موضوعات مهم تمرکز کنید و به صلح و ارتباطی خوشایند با خودتان برسید. شما دیگر آن کسی نیستید که با پریشانی و خشم با زندگی برخورد می‌کند و در واقع فقط زنده نیستید، بلکه زندگی می‌کنید! پس تصمیم بگیرید و مدیتیشن را شروع کنید، تمرین کنید تا در زمان حال بمانید و غرق آن شوید، حالا دیگر می‌دانید چگونه زندگی را زیبا ببینید. منبع: برترین ها