جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert علائم فیزیکی افسردگی چیست؟

ادامه مطلب

closeعلائم فیزیکی افسردگی چیست؟

در حقیقت افرادی که دچار افسردگی هستند اغلب از دردهای مزمن یا سایر نشانه ‌های جسمی نیز رنج می ‌برند.از جمله این مشکلات می‌ توانیم به موارد زیر اشاره کنیم: سر درد: این مورد به نسبت سایر مشکلات در میان افراد مبتلا به افسردگی شایع ‌تر است. اگر کسی دچار سردردهای میگرنی بوده باشد این حالت ممکن است با افسردگی تشدید شود. کمر درد: کمردرد هم مانند سردرد است یعنی اگر از قبل کمر درد داشته باشیم، زمانی که افسرده هستیم این درد وخیم ‌تر خواهد شد. به عبارت بهتر، افسردگی هر نوع درد مزمنی نظیر دردهای عضلانی و درد مفاصل را بدتر و شدیدتر خواهد کرد. درد قفسه سینه: بسیار مهم است که پس از احساس درد در قفسه سینه بلافاصله به متخصص مراجعه کنیم تا این مورد بررسی شود؛ زیرا این درد ممکن است نشان دهنده ی مشکلات جدی قلبی باشد؛ اما گاهی افسردگی نیز می ‌تواند عامل درد ناحیه ی قفسه سینه و ناراحتی‌ های مربوط به آن باشد. مشکلات گوارشی: با بروز افسردگی به ویژه وقتی شدید باشد ممکن است احساس تهوع داشته باشید. دچار اسهال شوید یا یبوست مزمن پیدا کنید؛ بله نشانه‌ هایی تا این حد متضاد. ‌‌خستگی: مهم نیست که چه قدر می‌ خوابید یا استراحت می ‌کنید. ممکن است پس از خواب باز هم احساس خستگی و فرسودگی داشته باشید. حتی گاهی بیدار شدن از خواب هنگام صبح، کاری دشوار و غیر ممکن به نظر می ‌رسد. این هم از دیگر نشانه‌ های افسردگی است. مشکلات خواب: بسیاری از افرادی که دچار افسردگی هستند نمی ‌توانند به راحتی بخوابند. آن ها ممکن است صبح خیلی زود بیدار شوند یا شب هنگامی که به رختخواب می ‌روند برای به خواب رفتن دچار مشکل باشند. برخی نیز بسیار بیش از مقدار عادی و معمولی می ‌خوابند. تغییر اشتها و وزن: بعضی از افراد به دلیل افسردگی اشتهای خود را از دست داده و در نتیجه با کاهش وزن نیز رو به ‌رو می‌ شوند. گروهی دیگر ممکن است به غذاهای خاصی مانند کربوهیدرات ‌ها تمایل پیدا کنند و در نتیجه دچار اضافه وزن شوند. سرگیجه و سبکی سر: از دیگر مشکلات جسمی ناشی از افسردگی می ‌توان به داشتن سرگیجه با احساس سبکی سر نیز اشاره کرد. این علائم ممکن است همراه با مشکلات دیگری نیز رخ دهند. از این رو بسیاری از افرادی که با افسردگی رو به‌ رو هستند هیچ وقت به فکر این که این مشکلات ناشی از حالت روحی خاص ‌شان است، نمی ‌افتند؛ زیرا آن ها احتمال آن را هم نمی‌ دهند که این علائم ممکن است از افسردگی ناشی شده باشد. برخی محققان معتقدند افسردگی با عدم تعادل مواد شیمیایی خاصی در مغز مربوط است. درمان علائم جسمی در برخی موارد، آغاز درمان افسردگی (البته با توجه به روحیات و حالات بیمار) می ‌تواند این علائم جسمی را نیز کم‌ رنگ ‌تر کند؛ اما حتما دقت داشته باشید که در مورد این نشانه‌ ها با پزشک خود صحبت کنید و با این فکر که آن ها به زودی برطرف می ‌شوند، ناگفته رهای شان نکنید. منبع: جام جم

more_vert ضعف اعصاب چیست؟

ادامه مطلب

closeضعف اعصاب چیست؟

این بیماری به دو صورت بروز می ‌کند: * در یک نوع، ویژگی اصلی، شکایت از خستگی فزاینده پس از تلاش ذهنی است که اغلب همراه با کاهش نسبی در عملکرد شغلی یا توانایی مقابله در وظایف روزانه است. خستگی ‌پذیری روانی به طور مشخص، نوعی تهاجم ناخوشایند خاطرات، اشکال در تمرکز و ناکارایی تفکر تلقی می ‌شود. * در نوع دیگر این اختلال، بیمار روی احساس ضعف جسمی یا بدنی و فرسودگی ناشی از کمترین فعالیت، تاکید می‌ کند که با دردها و ناراحتی عضلانی و ناتوانی در شل کردن آن ها همراه است. علائم در هر دو نوع فوق، احساسات جسمی ناخوشایند مانند سرگیجه، سردردهای تنشی و احساس بی ‌ثباتی عمومی شایع است.مراحل اولیه و میانی خواب معمولا مختل می ‌شود ولی پُرخوابی نیز ممکن است دیده شود. از آنجایی که بسیاری از علایم و نشانه‌ های ضعف اعصاب با هر یک از اختلالات اضطراب، افسردگی و اختلالات شبه‌ جسمی هم پوشانی دارد تشخیص این بیماری دشوار است. ضعف اعصاب اغلب در نوجوانی یا میانسالی بروز می ‌کند. این اختلال در صورت عدم درمان معمولا به صورت مزمن در می ‌آید و بیمار ممکن است در اثر یک یا چند علامت ناتوان شود. در دوران کودکی احتمال دارد مشکلاتی در کارکرد تحصیلی نظیر نمرات پایین و مدرسه‌ گریزی مشاهده شود. در بزرگسالی عملکرد شغلی تخریب می‌ شود یا ممکن است بیمار چنان ناتوان شود که کار کردن برایش غیرممکن شود. به همین ترتیب روابط اجتماعی، زناشویی و بین ‌فردی نیز دچار مشکل می ‌شود. درمان تجویز دارو فقط در صورتی علایم طبی را تخفیف می ‌دهد که به طور همزمان با مداخله روان‌ درمانی همراه شود. بیمار باید استرس‌ های زندگی و روش کنار آمدن با آن ها را بشناسد.این بیماران به خوددرمانی و استفاده نابجا از دارو تمایل دارند ولی ‌باید دانست انتخاب داروی مناسب و دستور مصرف باید حتما زیر نظر روانپزشک باشد. منبع: تبیان

more_vert عوارض فشارخون بالا چیست؟

ادامه مطلب

closeعوارض فشارخون بالا چیست؟

 فشارخون بالا معمولا علامت ندارد، اما ممکن است افراد مبتلا به فشار خون بالا، علائمی داشته باشند که بتوان با مشاهده این علائم فشار خون را در آنها تشخیص داد.   فشارخون بالا معمولا علامت ندارد. البته ممکن است افراد دارای فشارخون بالا دچار سردرد در ناحیه پشت سر، سرگیجه، تاری دید، خستگی زودرس و تپش قلب، تنگی نفس شبانه یا هنگام فعالیت و درد در قفسه سینه شوند.  در عین حال تنها راه تشخیص فشار خون بالا، اندازه‌گیری فشارخون با دستگاه فشارسنج است. برای اطلاع از وضعیت فشارخون خود می‌توانیم به خانه‌های بهداشت، پایگاه‌های سلامت، مراکز خدمات جامع سلامت، مطب پزشکان، درمانگاه‌ها و بیمارستان‌ها مراجعه کنیم و بخواهیم تا فشارخون ما را اندازه بگیرند.  در افرادی که فشارخون بالا دارند، به علت فشار وارد بر قلب به تدریج عضله قلب آنها ضخیم می‌شود و این موضوع می‌تواند فشار بر قلب را افزایش دهد و در طولانی مدت، عمر فرد را کم کند. همچنین فشارخون بالا باعث می‌شود تا چربی در دیواره سرخرگ‌ها سریع‌تر رسوب کند. رگ‌های قلب در این افراد زودتر تنگ می‌شوند و خون کمتری به عضله قلب می‌رسد. اگر رگ‌های قلب بسته شوند و خون اصلا به عضله قلب نرسد، سکته قلبی رخ می‌دهد. رسوب چربی در دیواره سرخرگ‌های مغزی نیز از دیگر عوارض فشار خون است که باعث کم شدن جریان خون به مغز می‌شود. اگر تنگی بسیار شدید شود و یا رگ‌های مغز کاملا بسته شود، سکته مغزی رخ می‌دهد.  در عین حال فشارخون بالا می‌تواند باعث پارگی رگ‌های مغز شود و خونریزی‌ مغزی ایجاد کند که ممکن است باعث اختلال در حرکت اندام‌ها، بینایی و قدرت تکلم و مرگ شود. فشارخون بالا می‌تواند باعث نارسایی کلیه‌ها نیز شود.  بنابر اعلام روابط عمومی وزارت بهداشت، در فشارخون بالا چشم هم می‌تواند مشکل پیدا کرده و خونریزی کند و حتی منجر به تاری دید و حتی کوری شود. بنابراین لازم است هر بار که به پزشک و یا دیگر ارائه کنندگان خدمات سلامت مراجعه می‌کنیم، از آنها بخواهیم که فشارخون ما را اندازه‌ گیری کنند. اگر فشارخون از حد طبیعی بالاتر باشد، مراجعه به پزشک ضروری است. در عین حال بدانید که حداقل نیم ساعت قبل از اندازه‌گیری فشارخون خود، غذا نخورید، قهوه و چای ننوشید، فعالیت بدنی انجام ندهید، سیگار یا قلیان نکشید، ادرار خود را کاملا تخلیه کنید و عصبانی نباشید./ایسنا

more_vert مقاله تحلیل جرم شناختی عارضه هیپوگلیسمی و بررسی تاثیر آن بر رفتار مجرمانه

ادامه مطلب

closeمقاله تحلیل جرم شناختی عارضه هیپوگلیسمی و بررسی تاثیر آن بر رفتار مجرمانه

مقاله علمی و پژوهشی " تحلیل جرم شناختی عارضه هیپوگلیسمی و بررسی تاثیر آن بر رفتار مجرمانه " مقاله ای است در 22 صفحه و با 22 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد پژوهشهای اخلاقی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث دیابت، جرم، مسئولیت کیفری پرداخته شده است چکیده مقاله از مهمترین عوامل درونی تاثیرگذار در وقوع رفتار مجرمانه تغییرات هورمونی در بدن و هیپوگلسیمی است که به نوعی بستگی به شیوه عملکرد غدد درون ریز و رابطه ای که این عملکرد با رفتارهای پرخاشگرانه دارد. هیپوگلیسمی عارضه ای خطرناک و از مظاهر درمان بیماری دیابت، وقتی که سطح قند خون فرد به کمتر از 70 میلی‌گرم در دسی‌لیتر برسد، بروز می کند. اختلال در هیپوگلیسمی (افت قند خون) موجب افزایش ترشح هورمون آدرنالین در بدن و بروز علائمی چون؛ افزایش ضربان قلب، گرسنگی، سرگیجه، لرزش، تشنّج، اضطراب و حالات عصبی، افسردگی، خواب آلودگی، بی حالی، تحریک پذیری شدید، انقباضات پراکنده عضلات، ضعف در عضلات، عرق کردن شدید دست و پا، پرخاشگری، اختلال شخصیّت و جامعه ستیزی و با طرز فکر منفی و از دست دادن آگاهی و هوشیاری لازم برای تصمیم گیری می گردد. در این حالت مقدار قند خون به خوبی تنظیم نمی شود و قدرت دفاعی بدن فرد بیمار در برابر استرس و بیماری های عفونی کاهش می یابد. و چون این بیماری جنبه داخلی و فردی دارد، لذا شخصی که جرم را تحت تأثیر اختلال هیپوگلیسمی مرتکب می شود خود نیز واقف به مشکلش نبوده، و از عوارض آن نیز بی اطلاّع است. از لحاظ جرم شناختی بررسی هر یک از این عوارض، از این جهت که منجر به ناهنجاری های رفتاری در فرد مبتلا به این بیماری می شود و زمینه را برای ارتکاب جرم را در او تقویت می کند، بسیار حائز اهمیّت است. بنابراین؛ قاضی دادگاه نیز باید به این امر توجه کافی و وافی داشته باشد که این وضع ناشی از بیماری دیابت بوده است و دفاع او را بپذیرد. و با توجه به مورد آن، از باب شدّت و حدّت یا ضعف بیماری، از مسؤولیت کیفری مبرّا یا نیمه مسؤول تلقی می گردد. دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert لطفاً از ترس مرگ خودکشی نکنید!

ادامه مطلب

closeلطفاً از ترس مرگ خودکشی نکنید!

او نمی‌تواند بخوابد. همین که روی تخت دراز می‌کشد، فکرش را از ترس اینکه تومور مغزی دارد نمی‌تواند آزاد کند حتی با اینکه پزشکان به وی اطمینان داده‌اند که همه چیز خوب است؛ پس سردردها یا سرگیجه‌های دوره‌ای را که بدون دلیل دارد از چیست؟ مطمئناً باید چیز بسیار وحشتناکی وجود داشته باشد که پزشکان متوجهش نشده‌اند.او به قدری دلواپس است که از تختش بلند شده و در اینترنت به‌دنبال اطلاعات بیشتر می‌گردد. او می‌خواند که برخی از علائم سرطان مغز شبیه به آن چیزهایی است که وی درگیرش است و اینها نگرانی‌اش را بیشتر می‌کند و وادار می‌شود تا با دکترش صحبت کند. فردی که در بالا از او یاد شد، اضطراب سلامتی دارد که زمانی به آن مالیخولیا می‌گفتند؛ حال تبدیل به اختلال روان تنی و اختلال اضطراب بیماری شده است. همین موجب دغدغه‌ای می‌شود که شخص باور می‌کند یک بیماری جدی در وی در حال پیشروی است. مردم بسیاری با اضطراب سلامتی اغلب به‌دلیل ترس‌ها و مشکلاتشان قادر به‌کار کردن یا لذت بردن از زندگی نیستند. آنها با عملکردهای بدن (تنفس، ضربان قلب)، اختلالات فیزیکی جزئی (لکه‌های پوستی)، یا حساسیت‌های جسمانی (سردرد، دل درد) درگیر می‌شوند. شاید آنها نگران عضو خاصی (قلب) یا بیماری که در خبرها یا اداره عنوان می‌شود بشوند. بسیاری هم تمایلی به پیگیری درمان‌های خود از راه روانی ندارند چون شدیداً ناراحتی‌هایشان را ناشی از همین بیماری‌های جسمانی می‌دانند. اضطراب سلامتی چیست؟ اضطراب سلامتی اختلال اضطرابی است که اغلب در طیف اختلال وسواس فکری عملی قرار می‌گیرد. افرادی که درگیر اضطراب سلامتی هستند اشتغال ذهنی وسواس گونه دارند که فکر می‌کنند هم‌اکنون مبتلا به مشکل جسمانی شده‌اند. بیشترین تمرکز این افراد به سمت بیماری‌هایی مانند سرطان، ایدز و غیره است. هر چند، شخص مبتلا به اضطراب سلامتی یا ترس از بیماری ممکن است بر انواع دیگر بیماری هم متمرکز شود. این وضعیت مشهور به اضطراب سلامتی است، ترس از بیماری، اضطراب بیماری یا مالیخولیا است. مبتلایان به این بیماری علائم فیزیکی بی‌ضرر را نشانه‌هایی از بیماری جدی یا حاد تلقی می‌کنند. به‌عنوان مثال، اگر شخص احساس سنگینی در قفسه سینه کند، ممکن است فکر کند که حمله قلبی به وی دست می‌دهد. این افراد غالباً علائم جسمانی ناشی از اضطراب را علامت قریب الوقوع بیماری تعبیر می‌کنند. علائم چه هستند؟ یکی از علائم بارز این بیماری این است که شخص ممکن است برود و کل بدنش را اسکن کند تا بلکه علائم پیشرفت بیماری را در خود بیابد. به‌عنوان مثال، ممکن است با بروز سردرد آن را به تومور مغزی تعبیر کند. برخی هم ممکن است تصور کنند که مبتلا به بیماری به غیر از بیماری جسمانی شده‌اند؛ مثلاً با فراموش کردن اینکه تلفن یا کلید را کجا گذاشته‌اند آن را به بیماری آلزایمر ربط دهند.آنها تا می‌توانند سراغ پزشکان فراوانی می‌روند و اگر تأییدی بر تشخیص بیماری نگیرند، سراغ دکتر بعدی می‌روند و همین‌طور دکتر بعدی و بعد در چنین مواردی، تست‌های فراوانی (مانند ام‌آرآی، اکو کاردیوگرام و در برخی موارد حتی جراحی‌های اکتشافی) از سوی این بیماران درخواست می‌شود. متأسفانه، این تست‌ها اغلب باز برای متقاعدکردنشان و اینکه آنها مبتلا به بیماری نیستند کافی نیست و در نتیجه دوباره و دوباره وقت صرف می‌کنند. گاهی، تشخیص ندادن را به ضعف مراکز پزشکی یا به دکتر غیر واجد شرایط نسبت می‌دهند. بهتر است خاطرنشان شویم که ملاقات‌ها و مشاوره‌های مکرر با متخصصان به‌دلیل واقعیتی است که فرد مبتلا باور دارد که از بیماری رنج می‌برد، نه اینکه منظورش جلب توجه باشد. متخصصان برخی اوقات علائم تجربه شده از سوی مبتلایان را «علائم پزشکی غیر قابل توضیح» ذکر می‌کنند. مبتلایان به اضطراب سلامتی بیشتر زمان خود را شدیداً صرف یافتن لکه‌ها، برآمدگی‌ها، زخم‌ها یا قرمزی‌هایی در جاهایی از بدن می‌کنند که مبادا نشانی از شروع بیماری باشد. این رفتارهای جست و جوگرانه شامل پرسش از دوستان و اعضای خانواده هم می‌شود تا فرد مبتلا را در یافتن آن علائم کمک کنند. تجربه اضطراب زمانی شدت می‌یابد که علامتی از بیماری پیدا می‌شود. همین به نوبه خود موجب افزایش علائم جسمانی ناشی از اضطراب (مانند افزایش ضربان قلب، درد یا سنگینی در قفسه سینه، سرگیجه، تاری دید، گمی وگیجی، خشکی زبان یا عرق) می‌شود. به محض توجه به افزایش این علائم، فکر ابتلا به بیماری در شخص قوت می‌گیرد.گزارش رسانه‌ها، دیدن برنامه‌ها یا خواندن مطالبی در مورد بیماری‌ها نیز موجب افزایش اضطراب سلامتی در اینگونه افراد می‌شود و ممکن است احساس کنند که آنان هم از چنان حالت‌هایی برخوردارند. فرد می‌تواند علائم اضطراب سلامتی را مدت‌های طولانی یا به همان نسبت بدون علائم سپری کند. در عوض، افرادی هم هستند که دارای اضطراب سلامتی هستند ولی از رفتن به دکتر یا سایر متخصصان اجتناب ‌می‌کنند چرا که از خبرهای بد احتمالی ترس دارند (به‌عبارت دیگر، می‌ترسند از اینکه شکی که از بیماری دارند مبادا در آنها تأیید شود) بنابراین، به‌جای اینکه کاملاً روی بیماری وحشت برانگیز خود متمرکز شوند، از هرچه که یادآورنده بیماری‌شان می‌شود اجتناب و حتی از بیماران نیز دوری می‌کنند. علاوه بر این، آنها از جاهایی در ارتباط با بیماری (مانند بیمارستان یا پزشکان جراح) دوری می‌کنند. آنها می‌ترسند از اینکه با بیماران در ارتباط باشند و بیمار شوند (بدون اینکه متوجه باشند که آیا آن بیماری مسری است.)برخی مبتلایان به اضطراب سلامتی ممکن است صحبتی با دیگران در مورد ترس‌شان نکنند چرا که یقین دارند که سایرین آنها را جدی نخواهند گرفت.مبتلایان از بین مردان و زنان و از هر گروه سنی هستند. با اینکه علل اضطراب بیماری یا سلامتی همیشه و براحتی قابل تشخیص نیستند، ولی چند عامل مشخص وجود دارد که باعث این اختلال می‌شود: -‌ داشتن بیماری جدی در دوران کودکی -‌ داشتن بیماری جدی در بین اعضای خانواده نزدیک یا دوست -‌ مرگ فرد عزیز یا دوست -‌ مبتلا بودن به اضطراب سلامتی -‌ داشتن باور به اینکه «سلامتی» یعنی نداشتن هیچ‌گونه بیماری روانی یا جسما نی -‌ داشتن فرد مبتلا به اضطراب سلامتی در عضوی از خانواده. منبع: سلامت نیوز

more_vert روش های حفظ خونسردی و آرامش در شرایط بحرانی

ادامه مطلب

closeروش های حفظ خونسردی و آرامش در شرایط بحرانی

به منظور حفظ آرامش در شرایط بحرانی، نفس عمیق بکشید و با مثبت‌اندیشی به حل مسئله بپردازید و از کمک گرفتن از دیگران ابایی نداشته باشید چگونه خونسردی خود راحفظ کنیم انسان برای ادامه زندگی و رشد، نیاز به پیدا کردن روش‌هایی برای کنار آمدن با فشار و ناملایمات روزمره دارد. مطالعات زیادی وجود دارند که نشان می‌دهند حفظ آرامش در شرایط بحرانی، با بهره‌وری، رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند. چند نمونه از روش‌های کنترل احساسات و حفظ آرامش را در اینجا ذکر می‌کنیم: ۱- در ذهنتان برنامه‌ای داشته باشید معمولا ما نمی‌دانیم خارج از محل کار یا منزل چه اتفاقی قرار است رخ دهد و ما را تحت فشار روانی قرار دهد، اما گاهی می‌توانیم از پیش ایده‌هایی در این باره داشته باشیم. حتی داشتن یک فرمول ساده در ذهن، به راحت‌تر کنار آمدن با مسئله کمک می‌کند. مثلا تصور کنیم که اگر اتفاق X رخ داد من کار Y را انجام می‌دهم. ۲- بر روی یک کار تمرکز کنید معمولا انجام چندین کار به طور همزمان، هر شخصی را دچار دستپاچگی و اضطراب می‌کند. سعی کنید تا حد امکان بر روی یک کار تمرکز کرده و پس از اتمام آن به سراغ کار بعد بروید. در زمان‌های بحرانی نیز برای کارها اولویت قرار دهید و آن‌ها را به ترتیب اهمیت انجام دهید. ۳- انعطاف‌پذیر باشید فرقی نمی‌کند که چقدر در برنامه‌ریزی و اولویت‌بندی کارهایتان دقت به خرج داده باشید. گاهی اوقات اتفاقات بیرونی می‌توانند همه برنامه ریزی های شما را تحت‌الشعاع قرار بدهند و باعث آزرده‌خاطری شما شوند. در این مواقع باید در مدت کوتاهی دوباره فکرتان را متمرکز کنید و تنها کاری را که در آن شرایط حساس لازم است انجام دهید تا با مسئله جدید کنار بیایید. ۴- تا ۱۰ بشمارید گاهی اوقات ممکن است اتفاقاتی رخ دهد که تمرکز شما را بگیرد. ممکن است مسئله پیش رو کاملا بیرونی باشد و کاری از دست شما برنیاید اما شما موظف هستید به کار خود ادامه دهید. در این مواقع کمی دست از کار بکشید و شرایط جدید را با دقت مورد بررسی قرار بدهید. تا ۱۰ بشمارید و دوباره به کار بازگردید. ۵- نفس عمیق بکشید انسان هرگاه دچار اضطراب می‌شود، تنفس او کوتاه و سریع می‌شود. این مسئله می‌تواند باعث کاهش خونرسانی به مغز و درنتیجه سرگیجه و ضعف شود. همچنین می‌تواند قدرت تصمیم‌گیری فرد را تحت تأثیر قرار بدهد. در این زمان بهترین کار نفس عمیق کشیدن به ویژه از طریق بینی است. سعی کنید در هر بار دم، یک ثانیه نفستان را نگه دارید و سپس در بازدم آن را از راه دهان خارج کنید. تا زمانی که آرامش پیدا کنید به این کار ادامه بدهید. ۶- اغراق نکنید معمولا در شرایط حساس و بحرانی ذهن انسان به صورت ناخوداگاه، بدترین اتفاق ممکن را پیش‌بینی می‌کند. برای مثال اگر صدای مهیبی از خارج از ساختمان بشنود، تصور می‌کند که تا ثانیه‌ای دیگر آوار بر روی سرش خراب می‌شود. این تصورات اغراق‌آمیز قدرت فکر کردن و تصمیم‌گیری به موقع را از فرد می‌گیرد. سعی کنید به جای ترسانیدن خود با تخیلات، سریع فکرتان را جمع کنید و به فکر راه حل باشید. ۷- به خودتان اعتماد کنید گاهی ممکن است اتفاقاتی بیافتد که شما را از مسیر برنامه‌ریزی شده‌تان خارج کند. در این مواقع لازم نیست دچار استرس شوید که قادر به روبه‌رو شدن با مسئله نیستید. به خودتان و قدرت فکرتان اعتماد کنید. باور داشته باشید که حتی در لحظات بحرانی هم می‌توانید با کمی تفکر تصمیم عاقلانه‌ای بگیرید. ۸- مثبت بیاندیشید به جای فکر کردن به اتفاقات بد و کارهایی که نمی‌توانید انجام دهید، به جنبه‌های مثبت بیاندیشید. مثلا اینکه سالم هستید و می‌توانید فکر کنید تا راهی برای رویارویی با مشکل بیابید. هرچه بیشتر تمرین مثبت‌اندیشی کنید، کمتر دچار اضطراب و استرس می‌شوید. ۹- کمک بخواهید هیچ کس به تنهایی نمی‌تواند در برابر تمام مشکلات پیروز شود. به ویژه زمانی که فشار روانی بیشتری به شخص وارد می‌شود. از اینکه از دیگران کمک بخواهید خجالت نکشید. شما هم می‌توانید به آن‌ها کمک کنید. بهتر است در مواقعی که دچار اضطراب و نگرانی می‌شوید تنها نباشید. منبع: سلامتیسم

more_vert اختلال پانیک یا حمله هراس

ادامه مطلب

closeاختلال پانیک یا حمله هراس

اختلال پانیک یا حمله هراس یکی از اختلال های اضطرابی است که در آن فرد به طور ناگهانی دچار ترس و تپش قلب شدید، بدون وجود سابقه ای از بیماری های قلبی می شود. این اختلال باعث دستپاچگی و ترس شدید بیمار می شود و معمولا او را به مطب پزشکان می کشاند اما در بررسی های تخصصی هیچ نشانی از بیماری قلبی و جسمی دیده نمی شود. با دکتر محمد اربابی، روان پزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران درباره این اختلال اعصاب و روان گفت و گو کرده ایم. حمله هراس (اختلال پانیک) به جز ترس و تپش قلب ناگهانی، چه علایمی دارد؟ - یکی از بارزترین مثال ها درباره تپش قلب ناگهانی اختلال هراس یا پانیک است. حمله هراس، اختلال اضطرابی است که فرد مبتلا به آن ناگهانی دچار حمله های هراس یا ترس و وحشت ناگهانی و دچار تپش قلب زیاد، تعریق، تنگی نفس و سرگیجه می شود. اما هر فردی ممکن است در مواجهه با عوامل ترس آور دچار چنین علایمی بشود. - بله، همه افراد در مواجهه با اضطراب و تنش ممکن است علایم ترس و وحشت را تجربه کنند. این وضعیت در اثر فعال شدن مکانیسم جنگ و گریز است و یک واکنش دفاعی محسوب می شود که به وسیله سیستم اعصاب مرکزی و قلبی- عروقی تظاهر می یابد. پس وجه تمیز ترس طبیعی و حمله هراس چیست؟ - آنچه باعث شده اختلال پانیک متمایز از هراس های معمول باشد، نبود محرک خارجی و رخ دادن ناگهانی و بدون دلیل آن است. مبتلایان به پانیک بسیار هراسانند و به پزشکان داخلی و قلب مراجعه می کنند ولی در آزمایش های مکرر، اکوکاردیوگرافی و تست ورزش هیچ نشانه ای از اختلال در قلب و عروق یافت نمی شود. همچنین بیماران از نظر سلامت تیروئید و... نیز بررسی می شوند. در صورتی که جواب همه آزمایش ها منفی باشد، آنگاه تشخیص اختلال پانیک مطرح می شود. این حمله ها در چه افرادی بیشتر است؟ - معمولا فرد طی یک ماه بیش از 2 بار دچار این حمله های ناگهانی می شود. اختلال هراس معمولا زمینه ژنتیکی دارد. از دست دادن والدین در سنین کودکی نیز فرد را مستعد این اختلال می کند. سن بروز اختلال پانیک معمولا 30-25 و 50-45سالگی است. حمله های ناگهانی گاهی باعث می شود فرد به اطرافیان وابسته شود که اگر اتفاقی افتاد، کسی کنارش باشد تا نجاتش دهد. برای بیماران چه کاری می توان انجام داد؟ - اگر فردی در اثر افسردگی یا اضطراب و استرس دچار تپش قلب شود، باید آموزش ببیند تا بتواند در شرایط بحرانی تنش خود را مدیریت کند، اما کسانی که دچار حمله های پانیک هستند، به دارو و روان درمانی نیاز دارند. روان درمانی شامل آموزش های تمدد اعصاب، آموزش تنفس آرام و اصلاح خطاهای شناختی است مثلا اگر فرد تصور می کند این حمله ها کشنده و خطرناک است، باید به او اطمینان داد که چنین نیست. بیماران باید بیاموزند گفت و گوی درونی خود را اصلاح کنند و هنگام حمله به خود بگویند که این حالت موقتی است، خطرناک نیست و به زودی برطرف می شود. پرداختن به ورزش و انجام تمرین های هوازی می تواند آمادگی فرد را در مقابله با حمله های پانیک افزایش و تطابق سیستم اعصاب خودکار را در کاهش این حمله ها ارتقا دهد. اختلال پانیک به کمک درمان های دارویی محدود و روان درمانی نیز قابل درمان است. تابلوی جیغ - تابلوی مشهور «جیغ»، شاهکار یک نقاش نروژی سرشناس است که چند ماه قبل در یک حراج فروخته شد. این نقاشی، تصویر شخصی است ک وحشت زده در حال جیغ کشیدن است. او روی پلی ایستاده و فریاد می کشد. این اثر باارزش در حراج ساتبی نیویورک به قیمت 120 میلیون دلار به فروش رفت و خیلی ها را متعجب کرد. ادوارد مونک، چهار نسخه از این نقاشی را با تکنیک های مختلف خلق کرده است که در حراج ساتبی نسخه پاستل آن به فروش گذاشته شد. سال خلق: 1893، سال فروش: 2012، قیمت فروش: 120 میلیون دلار ریشه لغوی «پانیک» اختلال پانیک یا حمله هراس از ریشه «پان» گرفته شده است. «پان» یکی از خدایان یونان باستان است و «نی» را از ابداعات او می دانند که برای محببوش «سورینکس» می نواخته است. ظاهر «پان» به مانند مردی دارای شاخ، پاها و دمی شبیه به بز، انبوهی از ریش، بینی پهن و کوتاه و گوش هایی نوک تیز به تصویر کشیده می شد که هیبتی ترسناک داشت. او به شکل بزی در جنگل ها و کوه ها، حوری ها را دنبال می کرد. در جنگ بزرگ میان خدایان و تایتان ها، زمانی که تایتان ها در حال پیروز شدن بودند، پان فریاد جنگی سر داد که باعث ایجاد ترس در تایتان ها شد و عده ای از آنها را فراری داد. به همین دلیل است که کلمه «panic» به معنی «ترس» ریشه از نام او دارد. «پان» مورد پسند دیگر خدایان یونانی نبود. اختلال پانیک نیز از کلمه پان گرفته شده و در فارسی به اختلال هراس معنی شده است. جالب است که توصیفی که در فرهنگ عامیانه از جن می شود، شباهت به شکل ظاهری توصیف شده از «پان» دارد. منبع: میگنا

more_vert مدرسه هراسی

ادامه مطلب

closeمدرسه هراسی

ترس از مدرسه از رایج ترین مشکلات کودکان در آغاز سال تحصیلی است که در تمام طیف های اجتماعی و سطح هوشی وجود دارد. این مسئله در هر سنی ممکن است اتفاق بیفتد ولی هنگام ورود به پیش دبستان و دبستان بیشتر دیده می شود و به این معناست که کودک علاقه مند به رفتن به مدرسه نیست و به دلایل گونا گون از رفتن به مدرسه امتناع می کند. ارسال مطلب: فروغ پرهوده

more_vert هوای مغزتان را داشته باشید

ادامه مطلب

closeهوای مغزتان را داشته باشید

تحقیقات انجام شده، نشان می‌دهد که عملکرد مغز انسان مانند دیگر ارگان‌های حیاتی بدن، به‌شدت تحت تاثیر آلودگی هوا قرار می‌گیرد.به گزارش جام جم خطرناک‌ترین و جدی‌ترین عوارض آن سکته مغزی تحت تاثیر مونواکسیدکربن، دی‌اکسید نیتروژن و دی‌اسیداکسید سولفور موجود در ذرات معلق هواست. این آلودگی حتی می‌تواند بر تکامل مغز اثر گذاشته و باعث کاهش هوش افراد شود. گرچه دستیابی به راه‌حل برون‌رفت از تله آلودگی هوا از دست مردم خارج است و نیاز به برنامه‌ریزی‌ها و اجرا شدن طرح‌های موثر از سوی دست‌اندرکاران در حوزه‌های مرتبط با بحث آلودگی‌های زیست‌محیطی دارد، اما آگاهی از عوارض مختلف آن تا حد زیادی می‌تواند به کاهش مواجهه مستقیم با عوامل آلوده‌کننده به‌ویژه در اقشار آسیب‌پذیر کمک کند. این موضوع دلیلی برای گفت و گوی ما با دکتر فرزاد اشرافی، متخصص مغز و اعصاب شده است.آلاینده‌های مضر هوا از طریق ایجاد التهاب و انسداد در عروق تغذیه‌کننده مغز، می‌تواند به سکته مغزی منجر شود. سکته مغزی از علل مهم ناتوانی و مرگ است. ذرات با اندازه کمتر از ۲۵۰ نانومتر از جدار ریه عبور کرده و از طریق خون وارد عروق مغزی می‌شود. افزایش خطر سکته مغزی در زنان بررسی‌ها نشان داده که ذرات معلق، به‌خصوص ذرات ریز، با افزایش خطر ابتلا به سکته مغزی و مرگ ناشی از آن به‌ویژه در زنان همراه است.به گفته دکتر اشرافی با هر ۱۰ واحد افزایش در غلظت ذرات ریز، خطر بیماری‌های عروق مغزی در زنان به میزان ۳۵ درصد افزایش می‌یابد. با این وجود درصد کمی از حوادث عروقی مغز مربوط به ذرات معلق و آلودگی هواست. همچنین آلودگی هوا مدت زمان بستری بیماران سکته مغزی را افزایش می‌دهد در ضمن مرگ و میر ناشی از سکته مغزی نیز افزایش پیدا می‌کند. آلزایمر با آلودگی هواتشدید می‌شود شکی وجود ندارد که آلودگی هوا باعث خستگی، بی‌قراری، سردرد و سرگیجه می‌شود که این اثرات در سنین بالا بارزتر است، اما از عوارض خطرناک‌تر آلودگی هوا در سنین بالا، تشدید خطر زوال مغز یا آلزایمر است.این متخصص مغز و اعصاب در این باره می‌گوید: تماس طولانی با مواد آلوده معلق مانند دی‌اکسید گوگرد، مونوکسیدکربن و ازن در طولانی‌مدت، شدت آلزایمر را بیشتر و علائم آن را تشدید می‌کند. مطالعات انجام شده نقش آلودگی هوا را بر خستگی زودرس، اضطراب، اختلالات شناختی و حتی آلزایمر نشان داده‌اند. تماس طولانی با ازن باعث خطر دمانس عروقی می‌شود. بعلاوه تماس با هوای آلوده باعث‌ بدتر شدن علائم افراد مبتلا به آلزایمر می‌شود.دکتر اشرافی تاکید می‌کند: اختلال حافظه در سنین بالاترنشانه‌ای از آلزایمر نیست، بلکه مصرف برخی داروها بدون توصیه پزشک، افسردگی، عدم تمرکز همراه با اضطراب‌، تومورها و برخی ضایعات مغزی نیز در سنین بالا می‌تواند با اختلال حافظه و فراموشی خود را نشان دهد. مغزهای کوچک سرب زده! مسمومیت با سرب در نوزادی یا کودکی می‌تواند اثرات روانی، اجتماعی و عاطفی طولانی‌مدت داشته باشد.به گفته دکتر اشرافی، قرار گرفتن در معرض سرب در دوران کودکی می‌تواند باعث کاهش عملکرد شناختی، کاهش زمان واکنش و استدلال انتزاعی شود. قرار گرفتن در معرض سرب همچنین می‌تواند روی حافظه کلامی و روانی کلام تاثیر بگذارد. بررسی‌ها نشان داده پرخاشگری، افسردگی، اختلالات خواب و افزایش بزهکاری نیز با قرار گرفتن در معرض سرب مرتبط است. مسمومیت با جیوه را دست‌کم نگیرید یکی از مواد سمی در محیط که باعث آلودگی می‌شود جیوه است. جیوه باعث آسیب سیستم اعصاب مرکزی در کودکان حتی از راه جفت که در بدن مادر است، می‌شود.دکتر اشرافی هشدار می‌دهد: از عوارض آلودگی با جیوه می‌توان به اختلال حافظه، اختلال هوش، کندی حرکات و مهارت حرکتی کودکان اشاره کرد. البته بیشتر مسمومیت با جیوه از طریق خوردن غذاهای دریایی اتفاق می‌افتد. به‌ویژه در جاهایی که مردم بیشتر رژیم غذای دریایی مصرف می‌کنند. در واقع، آلودگی با جیوه از طریق نیروگاه‌ها با سوخت زغال‌سنگ، کوره‌های سیمان و دیگ‌های بخار صنعتی رخمی‌دهد.این منابع، جیوه را در داخل جو منتشر می‌کنند. زمانی که جیوه وارد دریاچه‌ها و رودخانه‌ها می‌شود، در بدن ماهی‌ها و حیوانات تجمع می‌یابد و در زنجیره غذایی انتقال می‌یابد. به این ترتیب، جیوه در بدن ماهی رسوب و با مصرف زیاد ماهی مسمومیت ایجاد می‌کند. در چنین مکان‌هایی اگر تغذیه اصلی دریایی است‌، افراد و به‌ویژه خانم‌های باردار و شیرده باید کمتر غذای دریایی مصرف کنند. البته کار در معادن طلا و زغال‌سنگ هم باعث آلودگی با جیوه شود. شگردهای کاهش خطر آلودگی هوا کودکان و افراد مسن در روزهای آلوده از خانه بیرون نیایند و در صورت تردد از ماسک استاندارد استفاده کنند.اگر منبع مسمومیت با جیوه باشد باید مراقبت و محدودیت‌های لازم ایجاد شود.عدم استفاده از وسایل نقلیه شخصی در روزهای آلوده به کاهش میزان آلودگی کمک می‌کند.مصرف مایعات زیاد به‌ویژه شیر در مواردی که آلودگی به مرز هشدار برسد مورد توجه جدی قرار بگیرد.

more_vert راه هایی برای مهار استرس، اضطراب و تپش قلب

ادامه مطلب

closeراه هایی برای مهار استرس، اضطراب و تپش قلب

گاهی بعضی افراد اسیر استرس و اضطراب می‏شوند و بعضی هم با آن کنار می‏آیند اما به ندرت آن را سرکوب کرده و مهار آن را به دست می‏گیرند. من مدت زیادی با این موارد یعنی استرس و اضطراب زندگی کردم و داروهای زیادی را جهت درمان آن مصرف کردم اما در نتیجه هیچ کدام از آنها به طور دائمی موثر واقع نشد و فقط درمان موقت نتیجۀ مصرف دارو و قرص های مختلف بود.گذشته از دلایل فیزیکی و جسمی به نظر من مواردی بسیار مهم در بروز حالات استرس و اضطراب دست دارند که من با توجه به بررسی‏ ها و تجربیات خودم به آنها می‏پردازم. ۱ – عدم اطلاع از موقعیت زمانی و مکانی که در آن قرار خواهیم گرفت. ۲ – ترس از عدم بر آورده شدن خواسته ۳ – نگرانی از وقوع مشکل یا حادثه‏ای حاد ۴ – نگرانی از طرد شدگی و عدم کارآمدی ۵ – وسواس ۶ – از دست دادن موقعیت شغلی، خانوادگی، اجتماعی و … ۷ – ترس از بیماری ۸ – ترس از مرگ و … اگر کمی دقت کنیم درمی‏یابیم که در تمام موارد بالا "ترس” وجود دارد. منظور اینکه ترس عامل اصلی تمام استرس ها و اضطراب‏ هاست. اگر ما بتوانیم ترس را در خود از بین ببریم به راحتی استرس را از بین برده‏ایم. ما در واقع از چیزی می‏ترسیم که یا اصلا وجود نداشته و یا اینکه احتمال به وجود آمدن آن کمتر از ۵۰% است. پس چرا بترسیم. در اینجاست که به جملۀ معروف "تفکر مثبت اساس هر موفقیت است” می‏رسیم. ما با تفکر مثبت خودمان نسبت به هر چیز و هر موقعیتی به راحتی می‏توانیم ترس خود را نسبت به آن موقعیت از بین ببریم. مثال :اگر ما از وقوع حادثه‏ای می‏ترسیم یا استرس داریم، کافی است که نوع نگاه خود را از آن موقعیتی که شاید حادثه ‏زا باشد عوض کنیم. مثلا نگران اتومبیل فرزندمان هستیم که تصادف نکند. حال اگر با کمی تفکر با خود بیندیشیم که هم اتومبیل ترمز دارد و هم کمربند ایمنی و هم اینکه خیابانها شلوغ است و رانندگی هم خوب و در آخر اینکه مرگ و زندگی دست خداست و نیز برگ از شاخه نمی‏افتد مگر به اردۀ او، هرگز استرس و اضطراب ما را دچار نخواهد کرد. مثال ۲ : اگر ما از بیماری می‏ترسیم کافی است با خود تصور کنیم که هزاران نفر مانند ما یا در معرض بیماری هستند و یا این بیماری حاضر ما را دارند. پس چرا نگرانی؟ تا جایی که دلمان بخواهد قرص و دارو موجود است و در آخر مثلا ۵۰% از افرادیکه به این بیماری دچار بوده‏ اند جان سالم بدر برده‏ اند؛ چرا ما جزء آن ۵۰% سالم نباشیم؟ و در نهایت مگر نمی‏دانیم که زاد و مرگ دست خداست پس نگران نباشیم و تلاش برای بهبودی خود را کنار نگذاریم. مثال ۳ : اگر ما از برآورده نشدن خواسته نگرانیم به این دلیل است که خودمان هم هنوز شک داریم که انتخاب این خواسته درست است یا خیر. اگر هم ایمان داریم نباید نگران برآورده نشدن آن باشیم چون خواستۀ ما بسیار خوب و معقول بوده و در راستای پیشرفت و تعالی ماست. اما اگر نشد چه می‏شود؟ (این جمله منفی است) پاسخ این است که اگر نشد، نشد. اصلا مهم نیست. دوباره تلاش می‏کنم. در کل استرس و اضطراب از ترس ناشی می‏شود که ترس هم از عدم وجود باور قوی به قدرت و توانایی فکر است. نوع دیگر استرس، ترس مرضی و حملات پنیک اما نوعی دیگر از استرس وجود دارد که ناگهان فرد دچار استرس و اضراب می‏شود که این می‏تواند دلایل ژنتیکی داشته و یا عوامل جسمی روحی در آن دخیل باشند. تنش‏ها و ناملایمات روزمره تقریبا یکی دیگر از عوامل بوجود آورندۀ این نوع استرس است. علایم استرس و اضطراب: ۱ – تپش قلب ۲ – احساس درد در قفسۀ سینه (گاهی خیلی شدید) ۳ – احساس خفگی ۴ – احساس خواب آلودگی ۵ – خستگی چشم ۶ – نیاز به دفع مزاج ۷ – اسهال، تهوع و استفراغ ۸ – حوصلۀ هیچ کس را نداشتن ۹ – سردرد و داغی بدن ۱۰ – فشار خون بالا ۱۱ – مشکل در تنفس ۱۲ – خشک شدن دهان ۱۳ – تعریق زیاد ۱۴ – سرگیجه ۱۵ – سوزش معده راههای سادۀ مهار استرس و اضطراب اکنون که علائم حالت استرس و اضطراب را کاملا دریافتیم، باید به دنبال راههای مهار آن باشیم. ابتدا بدانیم که مغز انسان بهترین داروها را می‏سازد و بهترین درمان ها را در خودش گنجانده است. فقط راه استفاده از آنها را باید یافت و آن هم نیاز به کمی تمرین و ممارست دارد. در اینجا به راههای مهار استرس بر اساس تجربیات شخصی و پیشنهادات پزشکان متخصص می‏پردازم: ۱ – نفس عمیق به مدت چند دقیقه ۲ – پیاده روی و قدم زدن ۳ – سرگرم شدن به کاری خاص مثلا نظافت منزل یا رانندگی (پرت کردن حواس خودمان به جایی دیگر) ۴ – تماس با چند دوست (حضوری یا تلفنی) ۵ – گوش دادن به یک موسیقی بی‏کلام ۶ – ورزش و تحرک (ترجیحا در جمع) ۷ – تفکر و تجسم مثبت از موقعیتی دیگر و مکانی دیگر ۸ – در آغوش کشیدن کسی که دوستش داریم ۹ – عدم توجه به علائم استرس ۱۰ – مدیتیشن و ریلکسیشن ۱۱ – تماشای طبیعت، دریا ۱۲ – توکل به خدا و سپردن همه چیز به دست او البته در ابتدا استفاده از یک عدد قرص پروپرانولول ۱۰ می‏تواند مفید باشد. اما باز هم بدانیم که مغز ما مهمترین منبع بوجود آورندۀ استرس و در مقابل بهترین از بین برندۀ آن است. نگران نباشیم. همه چیز در جای خود و به بهترین نحو اجرا می‏شود. این خودمان هستیم که شرایط را سخت می‏پنداریم و در نتیجه آنها را جذب می‏نماییم. تجربیات خود را در این رابطه با سایر خوانندگان این مطلب در میان بگذارید. منبع: زن روز

more_vert کتاب راهنمای بارداری سالم

ادامه مطلب

closeکتاب راهنمای بارداری سالم

کتاب راهنمای بارداری سالم نوشته‌ی راجر دبلیو. هارمز، مرجع و راهنمای معتبری است که به شما کمک می‌کند تا از داشتن بارداری سالم و آغازی شگفت‌انگیز برای زندگی فرزندتان اطمینان یابید. اندک رویدادی در زندگی هر فرد هست که با اهمیت و شادی تولد بچه رقابت کند. این فرد تازه‌ای که به این دنیا می‌آورید چنان مهم می‌شود که برای پروراندن و نگهداری از او هر کاری خواهید کرد. علاقه‌ی شما به این کتاب از اشتیاق شما برای ایجاد این رابطه‌ی ناگسیختنی حکایت دارد. می‌خواهید هر‌ آنچه می‌توانید انجام دهید تا به شما کمک کند از داشتن بارداری سالم و آغازی شگفت‌انگیز برای زندگی فرزندتان اطمینان یابید. کتاب راهنمای بارداری سالم (Mayo Clinic Guide to a Healthy Pregnancy) مرجعی است معتبر و قابل اعتماد که به پرسش‌های پدران و مادرانی که منتظر از راه رسیدن فرزندان‌شان هستند پاسخ می‌دهد و دربر دارنده دانستنی‌های ضروری و مفیدی است از جمله: • چگونه باردار شدن تا تغذیه و ورزش در دوران بارداری• شناخت هفتگی و ماهانه درباره رشد جنین و تغییرات فیزیکی و عاطفی مادر• شایع‌ترین مشکلات، پیچیدگی‌ها و نگرانی‌های دوران بارداری و توصیه‌هایی برای بر طرف کردن آن‌ها• انتخاب گزینه درست در تصمیم‌های کوچک و بزرگ دوران بارداری: اطلاعاتی درباره روند زایمان• مراقبت از نوزاد و توصیه‌هایی برای پشت سر گذاشتن چند هفته اول پس از زایمان این کتاب توسط پزشکانی نوشته شده است که خود نیز پدر و مادرند و به شما کمک می کند از داشتن بارداری سالم و آغازی شگفت‌انگیز برای زندگی فرزندتان اطمینان یابید. راجر دبلیو. هارمز (Roger W. Harms) متخصص در بخش زنان و زایمان است و در 32 سالی که در میو کلینیک مشغول بوده، هزاران زن را در طول بارداری و زایمان راهنمایی کرده است. دکتر هارمز استادیار کالج پزشکی و میو کلینیک و برنده‌ی جایزه‌ی استاد ممتاز میو کلینیک است. او می‌گوید پدر شدن مهم‌ترین تجربه‌ای است که از آن بسیار آموخته است. در بخشی از کتاب راهنمای بارداری سالم می‌خوانیم: هفته‌ی شانزدهماین هفته دوره‌ای آغاز می‌شود که گاهی دوران طلایی بارداری نامیده می‌شود. این نام مناسب آن است. عوارض جانبی ابتدای بارداری به تدریج کم می‌شوند، اما ناراحتی‌های سه ماهه‌ی سوم هنوز آغاز نشده‌اند. علاوه بر این، اکنون خطر سقط تا حد زیادی کاهش یافته است. همچنین بروز حس‌هایی جدید در این دوره شایع است. چه روی می‌دهد و کجا؟ تغییراتی که در هفته‌های اول بارداری آغاز شدند، در حال افزایش و سرعت گرفتن هستند و برای دیگران آشکارتر می‌شوند. در این ماه افزایش سطح هورمون‌ها ادامه می‌یابد که بر رشد بچه و همه‌ی دستگاه‌های اندامی شما تأثیر می‌گذارد. این‌جا شرح مختصری هست از آنچه دارد روی می‌دهد: قلب و دستگاه گردش خوندستگاه گردش خون به گسترش خود ادامه می‌دهد و نتیجه‌ی آن پایین آمدن فشار خون شماست. در طول هفته‌ی 24 بارداری، فشار خون سیستول شما (عدد بالایی) احتمالا تا پنج الی ده مقدار و فشار خون دیاستول شما (عدد پایینی) تا ده الی پانزده مقدار پایین خواهد آمد. پس از آن به تدریج به سطحی که پیش از بارداری بوده‌اند بر می‌گردند. آگاه باشید که ممکن است در هوای خیلی گرم یا هنگامی که دوش یا حمام آب داغ می‌گیرید دچار سرگیجه یا ضعف شوید. این به آن علت روی می‌دهد که حرارت باعث می‌شود رگ‌های خونی کوچک در پوست‌تان گشاد شوند، و مقدار خونی که به قلب‌تان باز می‌گردد به طور موقت کاهش یابد. این ماه بدن‌تان به ساختن خون بیشتر ادامه می‌دهد. در حال حاضر، بیشتر خون اضافی که تولید می‌کنید پلاسماست که بخش مایع خون است. در طول بیست هفته‌ی اول بارداری، پلاسما سریع‌تر از سلول‌های قرمز خون تولید می‌شود. تا وقتی سلول‌های قرمز خون این فرصت را پیدا کنند که تعدادشان به پلاسما برسد، تعدادشان کم‌تر است که موجب کاهش غلظت می‌شود. دستگاه تنفسدر این ماه در اثر هورمون پروژسترون، ظرفیت ریه‌ها در حال افزایش است. با هر نفس، ریه‌ها سی تا چهل درصد بیش از پیش هوا فرو می‌برند و بیرون می‌دهند. این تغییرات به خون اجازه می‌دهند که مقادیر زیادی اکسیژن به جفت و بچه برساند. به علاوه، باعث می‌شوند که خون دی‌اکسیدکربن بیشتری نسبت به حالت عادی از بدن خارج کند. شاید متوجه شوید که کمی سریع‌تر از زمانی که باردار نبودید نفس می‌کشید. نیز ممکن است تنگی نفس پیدا کنید. دو سوم همه‌ی خانم‌های باردار معمولا حدود هفته‌ی سیزده بارداری این حالت را دارند. علت آن است که مغز در حال کاهش سطح دی‌اکسیدکربن در خون‌تان است تا انتقال دی‌اکسیدکربن بیشتر را از بچه به شما آسان‌تر کند. برای این کار، مغز حجم و سرعت تنفس شما را تنظیم می‌کند. فهرست مطالبدیباچهمقدمهچگونه از این کتاب استفاده کنیدبخش 1: لذت بردن از بارداری سالمفصل 1: آمادگی برای باردار شدنفصل 2: انتخاب‌های سالم در دوران بارداریفصل 3: برای پدران و همسرانبخش 2: بارداری ماه به ماهفصل 4: ماه اول/ هفته‌ی اول تا چهارمفصل 5: ماه دوم/ هفته‌ی پنجم تا هشتمفصل 6: ماه سوم/هفته‌ی نهم تا دوازدهمفصل 7: ماه چهارم/هفته‌ی سیزدهم تا شانزدهمفصل 8: ماه پنجم/هفته‌ی هفدهم تا بیستمفصل 9: ماه ششم/هفته‌ی بیست و یکم تا بیست و چهارمفصل 10: ماه هفتم/هفته‌ی بیست و پنجم تا بیست و هشتمفصل 11:ماه هشتم/هفته‌ی بیست و نهم تا سی و دومفصل 12: ماه نهم/هفته سی و سوم تا سی و ششمفصل 13: ماه دهم/هفته‌ی سی و هفتم تا چهلمفصل 14: زایمان و به دنیا آمدن بچهفصل 15: زایمان به روش سزارینبخش 3: سرانجام بچه از راه رسیدفصل 16: نوزاد شمافصل 17 :بردن نوزاد به خانهفصل 18: مسائل مربوط به مادرانفصل 19: برآمدن از عهده‌ی وظیفه‌ی پدر و مادریبخش 4: تصمیم‌های مهم دوران بارداریفصل 20: غربالگری ژنتیکیفصل 21: آزمایش‌های دوران بارداریفصل 22: تغذیه با شیر مادرفصل 23: تسکین درد در طول زایمانفصل 24: سزارین انتخابیفصل 25: زایمان طبیعی پس از زایمان سزارینفصل 26: جلوگیری از بارداری پس از زایمانبخش5 : راهنمای نشانه‌هابخش 6: پیچیدگی‌های دوران بارداری و زایمانفصل 27: مشکلات دوران بارداریفصل 28: مشکلات زایمان و به دنیا آمدن بچهفصل 29: رفع نگرانی‌های مربوط به سلامتی مادرفصل 30: از دست دادن بچهفهرست موضوعیمنابع بیشتر

more_vert چرا بداخلاق و حساس می‌شویم؟

ادامه مطلب

closeچرا بداخلاق و حساس می‌شویم؟

همه ی ما تجربه ی بداخلاقی های گاه و بیگاه خودمان را داریم که علت آن ها را نمی دانیم. وقتی آستانه ی تحمل ما کم می شود نسبت به هر مسأله ی کوچکی حساس می شویم و ناگهان از کوره در می رویم. اما این بداخلاقی ها بی علت نیست و اغلب دلیلی پزشکی برای آن ها وجود دارد. در ادامه به مواردی می پردازیم که علت بداخلاقی ها و زودرنج شدن ما را توضیح می دهد. ۱- کمبود خواب اگر می خواهید همیشه روحیه ی خوبی داشته باشید خواب کافی را در اولویت خود قرار دهید و سعی کنید روزانه ۷ تا ۹ ساعت بخوابید. خواب نقشی اساسی در سلامت روانی دارد، بنابراین کمبود آن باعث بداخلاق شدن شما می شود. درست مثل نوزادی که گریه می کند و وقتی او را می خوابانید حال بهتری دارد. ۲- زوال عقل وقتی شروع به فراموش کردن چیزهای کوچکی مثل صحبت های دیگران یا جای کلیدهایتان می کنید، طبیعی است که ناامید و بداخلاق شوید. وقتی نیازهای ما برطرف نمی شود دچار ناامیدی می شویم و این ناامیدی می تواند به شکل بداخلاق شدن و خشم نسبت به دیگران خود را نشان دهد. ۳- دردهای مزمن دردهایی مثل کمر درد که در ظاهر ارتباطی به روحیه ی شما ندارند، می توانند شما را بداخلاق تر از معمول کنند. ما اغلب مایل نیستیم به دردهای خود اقرار کنیم بنابراین این مسأله به شکل بداخلاق شدن بروز پیدا می کند. ۴- افسردگی خفیف افسردگی درجات مختلفی دارد، از افسردگی خفیف که جزئی از زندگی عادی بشر است گرفته تا افسردگی بالینی که صدمه ای جدی به زندگی شخص وارد می کند. افسردگی خفیف مشکلات شدید افسردگی بالینی را ندارد اما باعث می شود فرد دائما بداخلاق و بدبین باشد. ۵- اضطراب نگرانی برای زمان تحویل یک پروژه یا برنامه ی پیش رو دلیل کافی ای برای عصبی بودن یک شخص است. اما کسانی که مبتلا به اختلالات اضطرابی هستند همواره چنین احساسی را تجربه می کنند. وقتی مضطرب هستید، میزان تحریک پذیری شما بالا می رود و هر اتفاق کوچکی کافی است تا عصبانی شوید. ۶- مصرف بیش از اندازه ی کافئین کافئین ماده ای شیمیایی است که تأثیر زیادی بر مغز دارد. این ماده باعث هوشیاری می شود و اگر به قهوه اعتیاد داشته باشید، وقتی از کافئین محروم باشید زودرنج و دچار خستگی مفرط می شوید. به علاوه، مصرف بیش از اندازه ی قهوه هم باعث بداخلاق شدن می شود. ۷- نارسایی قلبی افرادی که دچار نارسایی قلبی هستند با مشکلات زیادی مثل خستگی مفرط، مشکلات تنفسی و مصرف داروهای مختلف دست و پنجه نرم می کنند. این مشکلات باعث عصبی شدن شخص می شود. علاوه بر این، مشکلات قلبی، گردش خون در مغز را مختل می کند. مغز کنترل احساسات را بر عهده دارد، بنابراین هر چیزی که به گردش خون در مغز، به ویژه بخش های قدامی آن صدمه بزند می تواند منجر به بداخلاقی شود. ۸- اختلال پیش قاعدگی بسیاری از زنان در چند روز پیش از قاعدگی خود دچار نوسانات روحی می شوند، اما اگر این علائم بیش از یک هفته طول می کشد، احتمالا دچار اختلال پیش قاعدگی هستید که شدت بیشتری دارد. در سندروم پیش قاعدگی تغییرات هورمونی باعث نوسانات روحی می شود. این مسأله در بعضی زنان شدت زیادی دارد و طولانی مدت است و مشکلات زیادی برای آن ها به وجود می آورد. ۹- دوران پیش از یائسگی هورمون های بعضی زنان پیش از شروع دوران یائسگی دچار نوسانات سریعی می شود. این مسأله منجر به بروز علائمی مانند بی خوابی، گرگرفتگی و حساس شدن فرد می شود. این نوسانات سریع و شدید در هورمون های زنانه، به ویژه هورمون پروژسترون رخ می دهد. پروژسترون هورمون زودرنجی در زنان است. ۱۰- اختلال کم توجهی افرادی که دچار اختلال کم توجهی هستند حساس و زودرنج می شوند چون قادر به تمرکز نیستند و نمی توانند کارهایشان را به سر انجام برسانند و انتظاری که از آن ها می رود بیش از توانایی آن ها است. ۱۱- ضربه مغزی آسیب دیدن سر می تواند باعث ضربه مغزی شود، حتی اگر شخص هوشیاری خود را از دست نداده باشد. علاوه بر احساس ضعف و سرگیجه، به تغییرات بلند مدت در روحیه ی خودتتوجه باشید. اگر به مدت ۱۰ روز بعد از آسیب دیدن سر متوجه تغییر در رفتار و زودرنج شدن بی دلیل خود شدید، ممکن است دچار ضربه مغزی شده باشید. ۱۲- قرص های لاغری قرص های لاغری به سوخت و ساز بدن سرعت می بخشند، اما باعث تعریق بدن می شوند و شخص را عصبی و پرخاشگر می کنند. ۱۳- داروها تغییرات روحی می توانند از عوارض جانبی داروها باشند. برای مثال داروهای تجویزی برای آلرژی ها و آسم از این نوع هستند. دوز بالای داروی پردنیزون نوعی عامل فیزیولوژیک تنش زا است که می تواند باعث زودرنجی شدید مصرف کننده شود. ۱۴- پرکاری تیروئید وقتی غده ی تیروئید بیش از اندازه هورمون تولید می کند، شخص دچار تپش قلب و تعریق شدید می شود. این مسأله باعث ناراحتی شخص می شود و در نتیجه او را حساس و زودرنج کند. ۱۵- اختلال شخصیتی وسواس کسانی که وسواس نظم و تمیزی دارند، در صورتی که چیزی از قاعده خارج شود بیشتر مستعد عصبانیت هستد. افراد وسواسی تا زمانی که به آن ها اجازه بدهید هر کاری که مایلند انجام بدهند حال خوبی دارند، اما اگر در روتین آن ها اخلال ایجاد کنید با شما بداخلاقی می کنند. ۱۶- اختلال شخصیتی خود شیفتگی افراد مبتلا به اختلال شخصیتی خودشیفتگی بیش از دیگران دچار خود بزرگ بینی هستند. آن ها در مورد خودشان زیاد صحبت می کنند و اگر همین میزان توجه را از دیگران دریافت نکنند، مورد تأیید قرار نگیرند و یا از آن ها انتقاد شود، بداخلاق می شوند. ۱۷- اعتیاد افراد معتاد، به ویژه کسانی که به الکل و کوکایین اعتیاد دارند، در زمان ترک، بداخلاق می شوند. الکل میزان ماده ی دوپامین را در «مرکز پاداش» مغز افزایش می دهد، بنابراین وقتی این میزان کاهش می یابد، فرد دیگر احساس خوشایند ناشی از آن را تجربه نمی کند و در نتیجه پرخاشگر می شود.

more_vert بهترین روش‌های رفع استرس و اضطراب

ادامه مطلب

closeبهترین روش‌های رفع استرس و اضطراب

ایسنا - یک دکترای روان شناسی عمومی جابه جایی در محیط کار، آغاز یک مقطع تحصیلی یا فعالیت جدید و مصرف برخی دارو‌ها را از علل شایع ایجاد اضطراب و استرس در افراد دانست چگونه با استرس و اضطراب مقابله کنیم اضطراب و استرس احساس‌هایی هستند که همه افراد در طول زندگی خود آنها را تجربه می‌کنند، اما این احساس‌ ها همیشه مخرب نیستند و در برخی مواقع سازنده هستند و نیروی محرکه لازم را در فرد برای انجام کار‌ها فراهم می‌کنند، بنابراین آشنایی با علائم اضطراب، استرس و یادگیری روش‌های کنترل آنها از مهارت‌های ضروری زندگی است. تفاوت استرس و اضطراب شهیدی دکترای روان شناسی عمومی و مشاور نوجوان و خانواده درباره استرس اظهار کرد: استرس به هر نوع فشاری می‌گویند که بر ذهن یا جسم فرد وارد می‌شود که در نتیجه آن شخص احساس ناتوانی می‌کند یا عصبانی می‌شود. وی بیان کرد: اضطراب به معنی احساس ترس، نگرانی یا ناراحتی است. این احساس می‌تواند واکنش به استرس باشد همچنین اضطراب در افرادی بروز پیدا می‌کند که نمی‌توانند عوامل اضطراب زا را در زندگی خود تشخیص دهند. چه موقع اضطراب سازنده است؟ این دکترای روان شناسی عمومی افزود: استرس و اضطراب همیشه مخرب نیستند و در برخی مواقع سازنده هستند. اضطراب و استرس در کوتاه مدت سبب می‌شود که فرد بر یک معضل یا موقعیت خطرناک غلبه کند همچنین اضطراب و استرس انگیزه لازم را در شخص برای انجام کار‌های ضروری برمی انگیزد. اگر اضطراب بیش از حد لازم باشد، فرد از فعالیت باز می‌ماند. شهیدی عنوان کرد: اضطراب نگرانی فراگیر، ناخوشایند و مبهم است که اغلب دستگاه خودکار بدن را فعال می‌کند. انواع سردرد مانند سردرد تنشی و میگرن، تعریق، تپش قلب، احساس تنگی نفس در قفسه سینه و ناراحتی معده از جمله علائمی هستند که در هنگام اضطراب و استرس بروز پیدا می‌کنند. از دیگر نشانه‌هایی که فرد مضطرب به آن‌ها دچار می‌شود، اسهال، بی خوابی، تعادل نداشتن در ایستادن، بی حسی پاها، درد‌های عصبی، گزگز دست و پاها، افزایش فشار خون، بی قراری، سرگیجه، حالت تهوع، مشکلات ادراری، اتساع (گشاد شدن) مردمک‌ها و لرزش هستند. وی تاکید کرد: اضطراب و ترس علائم هشدار دهنده‌ای هستند که خطر‌های بیرونی و درونی را اعلام می‌کنند. اضطراب موجب حفظ حیات می‌شود. اضطراب خطر‌هایی مانند خطر وقوع صدمه جسمی، جدایی از دوستان و نزدیکان و وجود مانعی در برابر ارتقاء موقعیت یا منزلت فرد را اعلام می‌کند. این مشاور نوجوان و خانواده تصریح کرد: اضطراب باعث می‌شود که افراد برای پیشگیری از خطرها، تهدید‌ها یا برای کاهش عواقب ناشی از آن‌ها گام بردارند. آماده سازی بدن در مقابل اضطراب با افزایش فعالیت خودکار بدن همراه که تحت کنترل اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک است. شهیدی گفت: سخت کوشی با هدف کسب آمادگی برای امتحان و دویدن برای رسیدن به آخرین قطاری که فرد را به مقصد می‌رساند، نمونه‌هایی از خطر یا تهدید در زندگی روزانه هستند. اضطراب سبب می‌شود که فرد اقداماتی انجام دهد تا از بروز خطر و وارد شدن آسیب جلوگیری کند. وی اظهار کرد: اینکه ما اتفاقی را عامل فشار تلقی کنیم یا نه به ماهیت واقعه و امکانات فرد بستگی دارد. به عبارتی هر چه شخص قوی‌تر باشد قدرت بیشتری را برای مقابله با فشار‌های روانی دارد و کمتر دچار استرس یا اضطراب می‌شود. وقتی اضطراب قدرت یادگیری فرد را نشانه می‌گیرد این دکترای روان شناسی عمومی بیان کرد: اضطراب علاوه بر اثر‌های جسمی که دارد، بر تفکر، ادراک و قدرت یادگیری فرد هم تاثیر می‌گذارد. اضطراب باعث سردرگمی می‌شود همچنین در تمرکز و قدرت یادآوری شخص اختلال ایجاد می‌کند. علل شایع ایجاد اضطراب و استرس شهیدی افزود: نقل مکان کردن یا جا به جایی در محیط کار، آغاز یک مقطع تحصیلی یا فعالیت جدید، ابتلا به یک بیماری یا جراحت (بیماری یا جراحت یکی از اعضای خانواده یا یک دوست هم ممکن است در ما ایجاد اضطراب بکند)، مرگ یک عضو خانواده یا دوست، ازدواج و تولد نوزاد از جمله علل شایع پیدایش اضطراب و استرس هستند. البته مصرف برخی دارو‌ها مانند دارو‌های تیروئید، اسپری‌های ضد آسم و گشاد کننده برونش و قرص‌های رژیمی، مواد مخدر همچون کوکائین و مشروبات الکلی نیز می‌تواند در فرد احساس اضطراب یا استرس را به وجود بیاورد. وی عنوان کرد: استفاده از نوشیدنی‌هایی مانند چای و به ویژه قهوه نیز به علت آنکه مقادیر زیادی کافئین دارند، در شخص احساس اضطراب را ایجاد می‌کنند؛ بنابراین افرادی که مضطرب هستند، نباید در مصرف قهوه زیاده روی کنند. این مشاور نوجوان و خانواده تاکید کرد: شخص مضطرب اغلب خسته است، زیرا زندگی با اضطراب مداوم سبب تحلیل رفتن احساسات می‌شود. اختلال حافظه یا از دست رفتن حافظه نیز اغلب در اضطراب‌های حاد به علت ترشح مداوم هورمون استرس (کورتیزول) رخ می‌دهد. اضطراب را با این روش‌ها به زانو درآورید شهیدی توصیه کرد: افراد مضطرب باید با پیروی از رژیم غذایی سالم، استعمال نکردن مشروبات الکلی و اعتدال در مصرف نوشیدنی‌های کافئین دار اضطراب خود را کاهش دهند. ورزش منظم، خواب کافی و مراقبه (تن‌آرامی) نیز نقش موثری در کنترل اضطراب دارند. وی یادداشت روزانه احساسات را روشی مناسب برای کاهش اضطراب در زندگی دانست و تاکید کرد: افراد دچار اضطراب باید در برنامه روزانه خود زمانی را برای تفریح درنظر بگیرند همچنین اشخاص به کمک شناخت عواملی که باعث استرس می‌شوند، نیز می‌توانند خودشان را برای مقابله با اضطراب آماده کنند. این دکترای روان شناسی عمومی تصریح کرد: صحبت کردن با دوست نیز از دیگر شیوه‌های کاهش اضطراب است همچنین افراد مضطرب به کمک رفتار درمانی شناختی می‌توانند افکار خودآیند منفی خودشان را شناسایی و اصلاح کنند. افکار خودآیند منفی سبب ایجاد اضطراب در اشخاص می‌شود. دارو درمانی نیز طبق صلاحدید پزشک می‌تواند نقش موثری در کاهش اضطراب اشخاص داشته باشد. شهیدی یادآور شد: یکی از ارزان و در دسترس‌ترین روش‌ها برای کاهش اضطراب در افراد انجام تنفس عمیق است. برای این منظور اشخاص باید یک تا سه بار نفس عمیق بکشند و پس از هر بار دم عمیق به تدریج هوا را بیرون بدهند. قبل از هر بازدم به جمله "راحت باش" فکر و در مرحله آخر بدن را به طور کامل ر‌ها و شُل کنند.

more_vert چه کسانی بیشتر به موبایل معتاد می شوند؟

ادامه مطلب

closeچه کسانی بیشتر به موبایل معتاد می شوند؟

شما چند بار در طول روز گوشی هوشمندتان را چک می کنید؟ بر اساس تحقیقی که به تازگی انجام شده مردم معمولی آمریکا به طور متوسط هر شش و نیم دقیقه یک بار گوشی هوشمند خود را چک می کنند یا به عبارتی دیگر 150 بار در طول روز این کار را انجام می دهند. البته برخی تحقیقات دیگر نشان می دهد که بررسی گوشی در طول شبانه روز از 300 بار هم تجاوز می کند. قضیه برای قشر جوان اما بسیار حادتر است؛ 53 درصد افراد بین 15 تا 30 ساله بسیار زودتر و بیشتر خودشان را تسلیم گوشی های هوشمندشان می کنند. این آمار نشان می دهد که بیشتر این افراد به گوشی های هوشمند خود اعتیاد پیدا کرده اند. دانشمندی آمریکایی که حدود 20 سال روی اعتیاد به خرید کردن افراد تحقیق کرده است، می گوید می تواند به خوبی تشخیص دهد که چه موقع تمایلات افراد جنبه غیرعادی پیدا می کند و برای سلامتی شان مضر می شود. بر اساس آمار موجود بین 80 تا 90 درصد مردم موقع رانندگی از گوشی های هوشمند خود استفاده می کنند که از نظر این محقق به نوعی گویای نوعی از اعتیاد است که برای سلامتی زیان آور است. گوشی هوشمند و اعتیاد بر اساس آمار موجود در آمریکا، دلیل وقوع 6 هزار تصادف رانندگی منجر به مرگ و 9 میلیارد دلار خسارت جانبی در سال به استفاده از گوشی هوشمند در هنگام رانندگی بر می گردد؛ بنابراین روشن است که این نحوه اعتیاد به گوشی ها کاملا اشتباه و برای انسان زیان آور است. علاوه بر این، پروفسور «ای رابرت»، استاد دانشگاه، معتقد است که بیشتر حواس پرتی دانشجویانش در هنگام تدریس نیز به استفاده از گوشی ها بر می گردد. اما چرا مردم جان خود و دیگران را برای گرفتن سلفی به خطر می اندازند؟ این همیشه برای ما سوال بوده که آیا کسانی هستند که به خاطر نوع شخصیت شان بیش از دیگران به گوشی های هوشمند اعتیاد پیدا کنند؟ آیا تحقیقی انجام شده که نشان دهد افراد با توجه به نوع شخصیت خود تا چه حد امکان دارد در دام اعتیاد به گوشی های هوشمند بیفتند؟ یک تعهد سرگیجه آور در سال 2014 میلادی تحقیقی انجام شد که نشان داد افراد جوان تر زمان بیشتری را با گوشی خود سپری می کنند. نتیجه این تحقیق همچنین مشخص کرد که دانش آموزان کالج های آمریکا روزانه بین 48 دقیقه تا هشت ساعت از زمان خود را با کار کردن با گوشی های هوشمند سپری می کنند. 67 درصد این دانش آموزان حتی هنگام خواب هم گوشی های شان را همره داشتند و آن را در حالت ویبره قرار می دادند و حتی 46 درصد آنها گفته بودند که بدون وجود گوشی های هوشمندشان می میرند. روانشناسان برای درمان مقاومت در برابر اینترنت (گوشی) توصیه هایی ارائه می دهند. شاید باور نکنید اما حتی هنوز هم کسانی هستند که دوست ندارند توسط گوشی های هوشمند احاطه شوند و سعی می کنند تا حد ممکن از استفاده از این گوشی ها اجتناب کنند. این افراد کسانی را که به گوشی های هوشمند معتاد شده اند دیده و دریافته اند که آنها کنترل خود را از دست داده و اراده خود را به گوشی های شان سپرده اند. برخی از مشخصه های اصلی فرد معتاد به گوشی، سکوت، خوشی، مقاومت کردن و دوری گزیدن از سایر افراد اجتماع است که توسط محققان شناسایی شده اند. برای آن که بفهمیم چه چیزی موجب می شود افراد نسبت به اعتیاد گوشی های موبایل مستعدتر باشند، بد نیست به کتاب پروفسور ای رابرت به نام «بیشتر از یک چیز خوب» نگاهی بیندازیم. وی می نویسد: «پروفسور جیمز رابرت با دو همکار خود به نام های کریس پالیگ و کریس مانولیس تحقیق پیمایشی را کلید زدند تا بفهمند افراد یا شخصیت ها و ویژگی های مختلف تا چه اندازه کمتر یا بیشتر به گوشی های هوشمند خود معتاد می شوند. این سه محقق 346 دانشجوی معمولی از کالج های آمریکا را به عنوان نمونه آماری خود انتخاب کردند تا ببینند کدام یک از هفت شخصیت اصلی بیشتر به اعتیاد به موبایل دچار می شوند. در این تحقق این محققان کشف کردند کسانی که ظرفیت کمتری دارند و کسانی که سریع تصمیم می گیرند، بیشتر به گوشی های هوشمند خود اعتیاد پیدا کرده اند. پس در نتیجه اگر شما از تمرکز روی آنچه در اطراف تان هست یا از انجام وظایف خود آزرده هستید، احتمال بیشتری وجود دارد که به دام اعتیاد موبایلی کشیده شوید.» محققان همچنین فهمیده اند که چه زمانی ظرفیت توجه ما پایین می آید. مطالعه ای که در سال 2015 میلادی توسط مایکروسافت انجام شده نشان می دهد متوسط ظرفیت توجه افراد معمولی در حدود 8.25 ثانیه یا کمتر است که این میزان چهار ثانیه از ظرفیت توجه 15 سال پیش انسان ها کمتر است و این موضوع ضمن آن که از نشانه های اعتیاد بشر به گوشی های هوشمند است، خود می تواند موجب تشدید اعتیاد به گوشی نیز بشود. علایم اعتیاد به گوشی هوشمند زمانی که یکی از این ویژگی ها را در خودتان ببینید می توانید بفهمید که احتمال ابتلا به اعتیاد موبایلی در شما افزایش یافته است. اولین نشانه آن بی ثباتی عاطفی است. آدم های دمدمی مزاج احتمال بیشتری دارد که به اعتیاد به دیوایس های سلولوییدی خود کشیده شوند در حالی که انسان های با ثبات، کمتر دچار اعتیاد به موبایل می شوند. افراد دمدمی مزاج به این دلیل بیشتر به اعتیاد به گوشی خود کشیده می شوند که با آن احساس آرامش بیشتری می کنند و برای دقایقی بی خیالی را به کمک گوشی هوشمند خود تجربه می کنند و همین موجب می شود که اعتیاد آنها به گوشی مستحکم تر شود. در واقع بررسی شبکه های اجتماعی و بالا و پایین کردن اخبار برای این تیپ افراد، تنوع طلبی وافر آنها را تسکین داده و ارضا می کند. محققان متوجه شده اند دانشجویان برونگرا که مرتب به فکر میهمانی رفتن و ارتباط برقرار کردن با اطرافیان خود هستند نسبت به افراد درونگرا بیشتر ممکن است که در دام اعتیاد موبایلی گرفتار شوند. محققان همچنین متوجه شده اند که احساس در ارتباط بودن با دیگران بزرگترین عامل احساسی است که مردم را به اعتیاد به گوشی های هوشمندشان می کشاند در حالی که انسان های درونگرا که نیاز کمتری به در ارتباط بودن با دیگران احساس می کنند، احتمال کمتری دارد که به موبایل خود معتاد شوند. علاوه بر این، به تازگی گزارش شده دانشجویان مادی گرا بیشتر به گوشی های هوشمند خود وابسته هستند. شاید به نظر عجیب برسد اما گوشی های هوشمند این روزها نقش اساسی را در زندگی جوانان و بزرگسالان ایفا می کنند، به گونه ای که اگر در سال های قبل شخصیت افراد به لباس و ماشین آنها ارجاع داده می شد، حالا با توجه به نوع گوشی هر فرد، دیگران در اماکن عمومی شخصیت آنها را داوری می کنند. در واقع گوشی های هوشمند به بهترین نحو بیانگر تناقض درونی تکنولوژی برای ما هستند. گوشی های هوشمند از یک سو بشر را به آرزوهای پیشین خود که امکان برقراری ارتباط با تمام نقاط جهان و بسیاری دیگر از آرزوهای دور و دراز او است رسانده اند و از سوی دیگر انسان را به برده خود تبدیل کرده اند. این دیگر به ما بستگی دارد که چه مسیری را انتخاب کنیم تا از این ابزار بهره سودمندانه ببریم یا به برده آنها تبدیل شویم. منبع: عصرارتباط

more_vert 13 عامل اصلی افسردگی بعد از زایمان

ادامه مطلب

close13 عامل اصلی افسردگی بعد از زایمان

در زمانی که مادر با تولد نوزاد، انتظار تجربه های لذت بخش را در زندگی دارد، با حالات ناشناخته و ناخوشایندی مانند نگرانی و اضطراب، احساس ضعف و ناتوانی، لذت نبردن از وقایع خشنود کننده زندگی، اختلال خواب و اشتها، عدم اعتماد و احساس بی کفایتی به عنوان مادر، مواجه می شود. در این شرایط مادر پس از زایمان، در معرض آسیب های جسمانی و روانی بیشتری قرار دارد. سطح اختلالات خلقی بعد از زایمان اختلالات خلقی که پس از زایمان رخ می دهد در 3 سطح غم، افسردگی و روان پریشی شناخته می شود. آن دسته از اختلالات خلقی که 3 تا 6 ماه پس از اولین زایمان اتفاق می افتد به عنوان «افسردگی پس از زایمان» شناخته می شود. 13 عامل اصلی افسردگی بعد از زایمان به طور کلی عواملی که می تواند به فرد این هشدار را بدهد که آیا در معرض ابتلا به افسردگی پس از زایمان است یا خیر، در 13 عنوان جای می گیرد. 1-افسردگی قبل از بارداری، 2-عزت نفس پایین، 3- استرس مراقبت از نوزاد، 4- اضطراب والدین، 5- استرس های زندگی، 6- بارداری پیش بینی نشده، 7- حمایت نشدن های اجتماعی و خانوادگی، 8- سابقه قبلی افسردگی در طول دوران زندگی، 9- خلق و خوی نوزاد، 10- ناراحتی بابت مادر شدن و مسئولیت هایش، 11- نامناسب بودن وضعیت اجتماعی و اقتصادی، 12- آرامش بخش نبودن روابط زناشویی و 13-نداشتن رضایت مندی از زندگی مشترک. در ضمن کیفیت ارتباط مادر افسرده در کودکی با والد خود نیز در ابتلا به افسردگی پس از زایمان تاثیرگذار است. علایم افسردگی بعد از زایمان : نشانه های تشخیصی برای پی بردن به احتمال افسردگی پس از زایمان می تواند شامل نکاتی این چنینی باشد: مادری که کمتر با نوزاد خود بازی می کند، کمتر با اطرافیان ارتباط برقرار می کند، خود را مادری بی کفایت می داند، به نیازها و سر و وضع ظاهری خود اهمیت چندانی نمی دهد، در ارتباط برقرار کردن با همسر اظهار بی میلی می کند، نگرانی بیش از حدی در رابطه با سلامت نوزاد از خود نشان می دهد، مدام از خستگی و کمبود خواب شکایت دارد و همچنین شکایات جسمانی دارد؛ مثلا به طور مکرر اظهار می کند سردرد یا سرگیجه و حالت تهوع دارد. درمان افسردگی زایمان,پیشگیری از افسردگی بعد از زایمان نوزادان با مادران افسرده بسیار تحریک پذیر هستند و فعالیت کمتری دارند در فکر مادران افسرده چه می گذرد؟ نحوه ارتباط مادر با نوزاد در رشد وی تاثیر بسزایی دارد به طوری که می تواند رشد نوزاد را به تعویق بیندازد. نوزادان با مادران افسرده بسیار تحریک پذیر هستند، فعالیت کمتری دارند و همچنین چهره غمگین تری نسبت به دیگر نوزادان دارند. سوال اساسی این جاست که چه موضوعاتی در فکر و ذهن مادر وجود دارد که وی را تا این حد افسرده و غمگین می کند؟ در پاسخ به این سوال می توان گفت: افکاری که در ذهن مادر بر اساس برداشت های غلط یا در اصطلاح تحریف شده به وجود آمده است و همراه با این افکار احساس غم، یاس و افسردگی در وی بروز می کند؛ مانند این که: «مادرم مثل بی عرضه ها با من برخورد می کند، انگار فقط خودش بچه به دنیا آورده»، «من مادر بی لیاقتی هستم چون نمی توانم از نوزادم درست مراقبت کنم»، «من از عهده نگهداری بچه به تنهایی برنمی آیم چون حتی نمی توانم به گریه بچه ام پایان بدهم»، «تا آخر عمرم باید پای این بچه بسوزم و بسازم»، «شوهرم منتظر بود تا بچه بیاید و من را به این بهانه سرگرم کند. از اول هم به من بی اعتنا بود»، «بارداری باعث شد توازن اندامم به هم بخورد» و «بچه داشتن همه برنامه های زندگی آدم را خراب می کند». درمان افسردگی بعد از زایمان: برای درمان افسردگی پس از زایمان راهکارهای زیادی وجود دارد که باید پس از شناخت نگرانی ها و ریشه های ایجاد آن، دست به انتخاب راهکار زد؛ بنابراین درمان به تعداد افراد می تواند متعدد و متفاوت باشد. در این جا به یکسری درمان های متداول اشاره می کنیم. درمان هایی که باید توسط اطرافیان مادر ارائه شود افزایش باور مادر بر میزان کنترلی که بر وقایع زندگی دارد: وقتی مادر از مسائلی مثل به هم خوردن نظم زندگی با تولد نوزاد، به هم خوردن توازن اندام، تحت تاثیر قرار گرفتن برنامه ریزی های آتی و ... شکایت می کند، باید به وی یادآوری شود که وی هنوز هم می تواند با وجود فرزند برنامه های شخصی خود را دنبال کند و راه های متعددی برای نگهداری و مراقبت صحیح از فرزند وجود دارد؛ همچنین برای بازگشت به وزن ایده آل مراقبت ها و ورزش های قبل و بعد از بارداری قابل دسترسی و راهگشا است. آموزش روش صحیح و نه انتقاد: برای این که بتوانید به مادر کمک کنید تا بتواند به مرور زمان شیوه های نگهداری و مراقبت از نوزاد را فرابگیرد به وی آموزش دهید. استفاده از جملات انتقادی مثل: «بچه را بده خودم ساکت کنم»، «این طوری که پوشک عوض نمی کنند»، «تو هم با این بچه نگه داشتنت» و ... آثار مخرب زیادی خواهد داشت؛ به علاوه با این جملات به مادر این پیام را می دهید که تو ناتوان هستی، تو مادر لایقی نیستی و ... به جای انتقاد، شیوه صحیح شیر دادن، خواباندن، تعویض پوشک نوزاد و دیگر مراقبت ها را با صبر و حوصله به وی آموزش دهید. افسردگی,افسردگی زایمان آقایان بهتر است در ماه های اولیه پس از تولد نوزاد میزان ساعات حضورشان در خانه را بیشتر کنید به عنوان شوهر از همسر و به عنوان پدر از نوزادتان حمایت کنید: توصیه می شود در ماه های اولیه پس از تولد نوزادتان میزان ساعات حضورتان را در خانه بیشتر کنید. در نظر داشته باشید بهانه هایی همچون حضور والدین خود و همسرتان در منزل شما، مهیا بودن امکانات رفاهی مورد نیاز نوزاد و همسرتان و ... از نظر روحی و عاطفی برای همسرتان قابل قبول نخواهد بود. همچنین پس از تولد نوزاد، اتاق خود را از همسر و نوزادتان جدا نکنید. به جای شکایت از همسرتان مبنی بر این که تمام هوش و حواسش به نوزاد است، در فعالیت های مراقبتی از نوزاد مشارکت کنید. کمک هایی که مادر به خود می تواند بکند * بهتر است پیش از زایمان، برنامه ها و فعالیت هایی را که قصد دارید ادامه دهید برای خود مشخص کنید. * استفاده از برنامه ورزشی منظم برای تقویت روحیه و همچنین کمک به بازگشت توازن اندام بسیار موثر خواهد بود. * پس از زایمان برای وفق پیدا کردن با تغییر سبک زندگی و دستیابی به راهکارهای مناسب جهت تطابق با این تغییرات با یک روانشناس در ارتباط باشید. * هرقدر میزان مطالعات شما در زمینه های مراقبت از نوزاد بیشتر باشد، عملکرد بهتری خواهید داشت. همچنین فراموش نکنید کمک گرفتن از تجارب والدین نیز موثر خواهد بود. * به بهانه رسیدگی به نوزاد از همسرتان فاصله نگیرید. فرصت هایی را برای باهم بودن فراهم کنید و صحبت هایتان حول محور مسائل شخصی خود، احساسات تان، نگرانی ها و دل مشغولی هایتان و ... باشد. * همان طور که پیش از این نیز اشاره شد به طور حتم درمان های متعدد دیگری نیز وجود دارد که بنا به شرایط افراد، متفاوت خواهد بود. منبع: روزنامه خراسان

more_vert کتاب کی؟: راه‌های علمی زمان بندی عالی

ادامه مطلب

closeکتاب کی؟: راه‌های علمی زمان بندی عالی

دنیل اچ. پینک در کتاب کی؟: راه‌های علمی زمان بندی عالی، آخرین تحقیقات و اطلاعات زمان‌سنجی خود را همراه با توصیه‌هایی عملی و کاربردی برای ساخت یک زندگی غنی‌تر و پربارتر در اختیار شما قرار می‌دهد. همه شما می‌دانید که زمان‌بندی از اهمیت بالایی برخوردار است. اما مشکل اینجاست که چیز بیشتری از آن نمی‌دانید. زندگی شما جریانی بی‌انتها از تصمیمات «کِی» است. مرتب در حال یافتن پاسخ پرسش‌هایی همچون: که کی شغل‌تان را عوض کنید، کی به کلاس خاصی بروید، کی تصمیمات جدی درباره پروژه یا شخصی خاص بگیرید و مواردی از این قبیل هستید. دنیل اچ. پینک (Daniel H. Pink) به شما نشان می‌دهد که زمان‌بندی یک علم است. ترکیبی از تحقیقات چند منظوره و میان ‌رشته‌ای که به شرایط انسان دیدگاهی نو و جدید دارد. به علاوه راهنمایی مفیدی برای هوشمندانه‌تر شدن زندگی و ایده‌آل‌تر شدن آن ارائه می‌دهد. پرسش‌ نخست کتاب کی؟ (When: the scientific secrets of perfect timing) در مورد خود زمان است (مطالعه تاریخچه زمان از نخستین صفحات شاخص آفتاب در مصر باستان تا ساعت‌های مکانیکی قرن شانزدهم اروپا و تا ظهور مناطق زمانی در قرن نوزدهم) و خیلی زود متوجه می‌شوید که چیزهایی را که شما واحدهای «طبیعی» زمان می‌دانید فقط حصارهایی هستند که اجدادتان برای محاصره زمان ساخته‌اند. دوم اینکه ساعت‌ها و هفته‌ها همه اختراعات انسانی هستند. به نظر دانیل بورستینِ مورخ «بشر فقط با تعیین آن‌ها می‌تواند از یکنواختی مکرر طبیعت رها شود». اما بر اساس تئوری یکنواختی مکرر بورستین، یک واحد زمانی از کنترل انسان خارج است. او در سیاره‌ای زندگی می‌کند که با سرعتی ثابت و الگویی مشخص حول محور خود می‌چرخد و او را در معرض بازه‌های منظم تاریکی و روشنایی قرار می‌دهد. انسان هر چرخش زمین به دور خود را یک روز می‌نامد. شاید روز مهم‌ترین روش او برای تقسیم‌بندی، پیکربندی و ارزیابی زمان باشد. بنابراین در بخش اول کتاب به تحقیق درباره زمان‌بندی پرداخته شده است. دانشمندان از ریتم روز چه آموخته‌اند؟ چگونه می‌توان از این اطلاعات برای بهبود عملکرد، ارتقای سلامتی و افزایش رضایت‌ استفاده کرد؟ و چرا همانطور که داستان کاپیتان ترنر نشان داد، نباید تصمیمات مهم را عصرها اتخاذ کرد؟ جملات برگزیده کتاب کی؟: - زمان موضوع اصلی نیست، همه ماجرا است.- خوش‌شانسی در اول راه مهم‌ترین اصل است.- غرق شدن در کاری عالی و بزرگ، نهایت شادی است.- داشتن پایان شاد فقط به این بستگی دارد که داستان‌تان را کجا تمام کنید.- وقتی خودتان وسط داستانی باشید، دیگر برای‌تان داستان نیست و توهم، سرگیجه، تاریکی، کوری، بقایای شیشه‌های خرد شده و چوب‌های متلاشی را احساس می‌کنید. در بخشی از کتاب کی؟ می‌خوانیم: دانشمندان بررسی اثر زمان روز بر قدرت ذهن را بیش از یک قرن پیش آغاز کردند. در آن زمان هرمان اِبینگهاوس، روان‌شناس پیشروی آلمانی تحقیقاتی انجام داد و به این نتیجه رسید که افراد مجموعه‌ای از هجاهای بی‌معنی را صبح‌ها بهتر از شب‌ها یاد می‌گیرند و به خاطر می‌آورند. از آن زمان، محققان همین بررسی را روی مجموعه‌ای از فعالیت‌های ذهنی انجام دادند و به سه نتیجه کلیدی رسیدند. نخست اینکه توانایی شناختی ما در طول روز ثابت نمی‌ماند، بلکه در طول حدود شانزده ساعتی که بیدار هستیم، اغلب با روندی معمول و قابل ‌پیش‌بینی تغییر می‌کند. ما در بعضی ساعات روز نسبت به بقیه روز باهوش‌تر، سریع‌تر، بی‌حوصله‌تر، آهسته‌تر، خلاق‌تر و بی‌خلاقیت‌تر هستیم. دوم، این نوسانات روزانه بسیار شدیدتر از تصور ما هستند. بر اساس تحقیق راسل فاستر، عصب‌شناس و گاه‌زیست‌شناس دانشگاه آکسفورد «میزان تغییر عملکرد در بهترین و بدترین ساعت روز با اثر مصرف مقدار مجاز الکل بر عملکرد برابر است». سایر تحقیقات نشان می‌دهد که اثر زمان روز بر عملکرد می‌تواند 20 درصد تغییر در ادراک شناختی افراد را توضیح دهد. سوم اینکه عملکرد ما به کاری که انجام می‌دهیم بستگی دارد. سایمون فوکارد، روان‌شناس انگلیسی می‌گوید «شاید مهم‌ترین نتیجه تحقیقات اثر زمان روز بر عملکرد این باشد که بهترین زمان انجام هر کار به ماهیت آن کار بستگی دارد». مسئله لیندا یک مورد تحلیلی و پیچیده است، اما حل آن به خلاقیت یا هوش چندانی نیاز ندارد. این سوال فقط یک پاسخ دارد که با تفکر منطقی به آن می‌رسید. شواهد کافی نشان داده که افراد بالغ صبح‌ها بهترین تفکر منطقی را دارند. وقتی از خواب بیدار می‌شویم، دمای بدن به تدریج بالا می‌رود و باعث افزایش سطح انرژی و هوشیاری‌ می‌شود. فهرست مطالبهمه از اهمیت زمان‌بندی آگاهند.مقدمه: تصمیم کاپیتان تِرنراز کجا شروع کنیم؟بخش اول: روزالگوی پنهان زندگی روزانهتغییر احساس و تغییر درآمدهوشیاری، آرامش و راز عملکرد روزانه بهترچکاوک‌، جغد و پرنده سومهماهنگی و روز سه مرحله‌ایفصل اول: راهنمای هکرهای زمانچگونه «کی»‌های روزانه خود را مشخص کنید: روش سه مرحله‌ایروش تعیین «کی‌» ‌های روزانه: نسخه پیشرفتهاگر روی برنامه روزانه‌تان کنترل ندارید، چه باید بکنید؟کی ورزش کنید: راهکار نهاییفواید ورزش صبحگاهیفواید ورزش عصرگاهی یا شامگاهیچهار نکته برای داشتن صبحی بهترفصل دوم: عصرها و چند قاشق قهوهقدرتِ وقت استراحت، نوید صرف ناهار و خواب نیمروز مدرنچند لحظه با من به بیمارستان دووم بیایید.مثلث برمودا و مستطیل‌های پلاستیکی: فواید استراحت هوشیاراز مدرسه تا دادگاه: فواید استراحت تقویتیمهم‌ترین وعده غذایی روزخوابیدن در محل کارخواب نیمروز مدرنراهنمای هکرهای زمان: فصل دومبخش دوم: آغازها، پایان‌ها و میانه راهفصل سوم: آغازهاشروع درست، شروع دوباره و شروع با همشروع درستشروع دوبارهشروع با همراهنمای هکرهای زمان: فصل سومفصل چهارم: نقاط میانیدرس‌های انگیزشی از شمع‌های عید حنوکا و بحران میانسالیهمین ویژگی تو را دوست دارمروشن کردن شمع‌ها‌ و چیدن شکل‌هااثر «وای- وای»مسابقه نیمه اولراهنمای هکرهای زمان: فصل چهارمفصل پنجم: پایان‌هاماراتن‌ها، شکلات‌ها و غم‌شادیانرژی گرفتن: چرا نزدیک خط پایان سخت‌تر تلاش می‌کنیمرمزگذاری: جیمی، جیم و زندگی خوبتصحیح کردن: چرا غربال کردن و حذف افراد، نزدیک خط پایان بیشتر می‌شودرسیدن به اوج: خبر خوب، خبر بد و پایان‌های شادراهنمای هکرهای زمان: فصل پنجمبخش سوم: هماهنگی و تفکرفصل ششم: هماهنگی سریع و آهستهرازهای زمان‌بندی گروهیرهبر گروه کر، کاپیتان تیم قایقرانی و ساعت: هماهنگی با رئیسفواید احساس تعلق: هماهنگی با قبیلهکدهالباسلمس کردنتلاش و خلسه: هماهنگی قلبیراهنمای هکرهای زمان: فصل ششمفصل هفتم: تفکر با استفاده از زمان‌های مختلفسخن پایانی

more_vert امان از اضطراب شیرین قبل از ازدواج

ادامه مطلب

closeامان از اضطراب شیرین قبل از ازدواج

کسانی که نتوانسته اند با اضطراب و ترس ازدواج کنار بیایند ممکن است تا مرحله پارانوئید شدن(سوءظن) نیز،پیش بروند. برخی از جوانان بیشتر از آن که به عشق و صمیمیت ازدواج فکر کنند به مشکلات زندگی مشترک و یا طلاق احتمالی و رنج و عذاب ناشی از آن اندیشه می کنند. اما به راستی علت اضطراب قبل از ازدواج چیست؟ وای از روزی که نقاب بر چهره نباشد همه می توانند با زندگی آرام و خوشایند کنار بیایند اما وای از روزی که برگ زندگی، طوری ورق بخورد که باب دل یکی از زوجین نباشد؛ بی تردید، به هنگام استرس و آشفتگی در زندگی است که می توان به شخصیت و ارزش واقعی افراد پی برد. هر چه میزان آرامش مان در رابطه طولانی تر باشد، به احتمال بسیار از شناخت وجود حقیقی طرف مقابل مان دور خواهیم ماند؛ از سوی دیگر، از یک طرف دوست داریم خودمان باشیم اما از طرفی نیز دوست داریم دیگران را تحت تأثیر قرار دهیم، و به دلیل همین هویت دوگانه است که هرگز نمی توانیم خود واقعی مان را آشکار کنیم. همه می توانند با زندگی آرام و خوشایند کنار بیایند اما به هنگام استرس و آشفتگی در زندگی است که می توان به شخصیت و ارزش واقعی افراد پی برد. معمولا زوجین جوان در ابتدای آشنایی، تأمین نیازها و انتظارات همسر را در اولویت قرار داده و صدالبته ترجیح می دهند پای به پای دیگری هم، حرکت کنند، بدین صورت تا به جایی که مجبور نشوند و یا کسی پا روی دم شان نگذارد، می توانند خود واقعی شان را پنهان نگاه دارند. بنابراین، بسیاری از نامزدها و عقد کرده ها حال خوش امروزشان را تضمین کننده عاقبت خوش فردا روزشان نمی دانند، چه بسا متوجه این حقیقت هستند که بسیاری از ازدواج ها بر اساس دروغگویی و یا تظاهر شکل گرفته و در نهایت نیز، مسیر زندگی مشترک به دادگاه خانواده ختم شده است، چون یکی از طرفین و یا هردو، خود را آنگونه که هستند، نشان نداده اند و تنها به صرف خوشایندی و جلب نظر و رضایت دیگری رفتار و کلام کرده اند. همچنین اندک نشنیده و ندیده اند حکایت زندگی هایی که بعد از ازدواج یا سالها بعد از زندگی مشترک، دو طرف کاملا افرادی متفاوت تر از آنچه می شوند که در اول روز، به نظر می آمدند، لذا، بسیاری از جوانان منتظر دیدار حقیقت واقعی زندگی مشترک شان به زمانی هستند که زیر یک سقف بروند. وقتی دو پادشاه در اقلیمی نگنجند معمولا آقایان به این امید ازدواج می کنند که تا آخر همان طور که هستند بمانند، در حالی که خانم ها با این آرزو تن به ازدواج می دهند که بتوانند بلافاصله بعد از ازدواج، همسرشان را تغییر دهند. از همان نخستین روز ازدواج، این طریقه از جانب هر دو طرف پیش گرفته می شود، اگرچه مراقب هستند و هوشمندانه پیش می روند تا طرف مقابل چیزی در این مورد متوجه نشود! اما به هر حال، ماه پشت ابر نمی ماند و روزی، یکی از زوجین، عنان مدیریت می گسلد و راز پنهان دل را برملا می سازد اگر چه گاهی نیز، با گذشت زمان و رو شدن شخصیت حقیقی همسر و یا با دلسرد شدن از اهداف شخصی مشخص می شود. نیمه پنهانی که رخ نمایی می کندروزهای پر استرس و مشکل ساز، بعد از ازدواج، اجتناب ناپذیر است، از فردا روز ازدواج است که هر روز و هر لحظه، چیزهای جدیدی در مورد شخصیت و منش همسرتان خواهید دانست، مخصوصا نقاط منفی، فقط زمان لازم است تا این نیروهای نامرئی وجود همسرتان، خودی نشان دهند و در این شرایط خاص است که جمله کلیشه ای " زنم/شوهرم من را درک نمی کند" در مقابل آن درک عالی و احساسی دوران نامزدی قرار می گیرد و نشان می دهد که زوجین جوان آنقدرها هم که گمان می کردند همسرشان را نشناخته اند . ازدواج نیاز به تغییر و سازش داردبه هر حال عالم تأهلی حال و هوای دیگری از تجرد دارد، اما به راستی چند نفر از ما ، به استثنای زمانی که نفع شخصی در میان باشد، از روی میل باطنی، پذیرای تغییرات این دنیای جدید هستیم و یا برای سازش با آن، آمادگی پیدا کرده ایم؟ معمولا کسانی که پا به دنیای تأهلی می گذارند اندکی در مورد تغییراتی که از مجرد بودن به عضوی از یک زوج بودن باید داشته باشند احساس نگرانی می کنند، چه بسا لازمه زندگی مشترک، گذشتن از استقلال شخصی و در نظر گرفتن تمایلات و نیازهای دیگری به عنوان همسر است. اگر چه افراد مطلقه نیز، از ازدواج دوباره می ترسند، چون در هراس این مطلب هستند که مبادا همان مشکلات ازدواج دیروزشان، دوباره ازدواج امروزشان را ویران کند. آماده سازی ازدواج، پر استرس ترین دورانچارچوب زمانی و شرایط خاص دوران پیش از ازدواج، کنار آمدن با اضطراب قبل از ازدواج را دشوار می کند، چون دوره آماده سازی ازدواج، استرس ها و مشکلات خاص خود را دارد، معمولا،در این دوران، اکثر زوج ها کاملا درگیر برنامه های جشن عروسی و ماه عسل، اجاره خانه، تهیه جهیزیه و... هستند. از سوی دیگر، وقوع مسائل و مشکلات مالی و خانوادگی پیش بینی نشده و نبودن فرصت و زمان کافی برای استراحت و کنار آمدن با مشکلات، منجر به تشدید اضطراب قبل از ازدواج می شود. اضطراب طبیعی که گاه ویرانگر است اضطراب قبل از ازدواج امری طبیعی است و هر جوانی، آن را بسته به شرایط زندگی تا به زمان ازدواجش تجربه خواهد کرد، اما گاه ممکن است شدت بسیار این اضطراب منجر به بروز مشکلات و اختلافاتی بین زوج ها شود. معمولا زوجی که احساس اضطراب می کند بسیار حساس و آسیب پذیر است و وقتی طرف مقابل متوجه این احوال نباشد و او را درک نکند، ممکن است تضادهای به وجود آمده منجر به سوء تفاهم شده و ایجاد رنجش نمایند اگر چه گاهی نیز ممکن است جنگ و جدال ها به مانند مشکلات حاد و لاینحلی به نظر آیند که باعث بر هم خوردن رابطه زوج شود. علایم اضطراب قبل از ازدواجاضطراب پیش از ازدواج علایم فیزیکی و احساسی مختلف دارد، اختلالات دفع، خواب و اشتها، عدم تمرکز، تنفس سریع، ضربان قلب بالا، احساس سرگیجه و حالت تهوع، آستانه تحمل پایین، زود رنجی، به لحاظ احساسی و اجتماعی احساس طردشدگی کردن، عصبانیت های بی دلیل، از جمله نشانه های این اضطراب است. درمان اضطراب قبل از ازدواج اضطراب پیش از ازدواج علایم فیزیکی و احساسی مختلف دارد درمان اضطراب قبل از ازدواج : 1- در کلاس های مشاوره ازدواج شرکت کنید. مطمئن باشید این کار اثرات بسیار خوبی دارد و شرکت در این کلاس ها باعث می شود به مسائلی پی ببرید که به علت شیفتگی پیش از ازدواج به ذهن تان خطور نمی کند. 2- زوج خوشبختی را که سالها پیش ازدواج کرده اند پیدا کنید و با آنها در مورد راز موفقیت شان حرف بزنید. درضمن شما می توانید در زمان بروز مشکلات زناشویی از نصایح این زوج استفاده کنید. 3- مراقب تصورات غلطی که در مورد ازدواج وجود دارد باشید: الف: ازدواج یعنی شادی همیشگی!اگر شما طبیعتا انسانی بدبین و غمگین باشید ب: لزوما در اثر ازدواج تغییر رویه نخواهید داد. البته شما می توانید با همسرتان رابطه ای شاد را پایه ریزی کنید ولی رسیدن به این هدف نیاز به تلاش دارد. ب: شما باید تمام کارها را با همسرتان انجام دهید! درست است که شما ازدواج کرده اید ولی یادتان باشد که با همسرتان دوقلوهای به هم چسبیده نیستید! اصرار بر انجام مشترک تمام کارها، عشق را نابود می کند. پ: شما همواره دوست همسرتان خواهیدبود! هرچند زندگی کردن درکنار یکدیگر در ابتدا هیجان انگیز به نظر می رسد ولی به مرور زمان مشکلات خود را نشان می دهند. مسئله مهم این است که با تفاوت ها کنار بیائید. ت: شما هرگز احساس ملال یا تنهایی نخواهیدکرد! جالب است که بسیاری از مردم به این علت ازدواج می کنند که می خواهند زندگی خود را با دیگری تقسیم کنند. آنها می خواهند از ملال و تنهایی فرار نمایند ولی پس از ازدواج نیز گاهی این احساس به سراغشان می آید. البته این حالت موقتی است.

more_vert فوبیا(هراس) چیست؟ و چگونه درمان می شود؟

ادامه مطلب

closeفوبیا(هراس) چیست؟ و چگونه درمان می شود؟

فوبیا ترسی است غیرواقعی، شدید و طولانی مدت از یک جسم، شخص، حیوان یا موقعیت. فوبیا نوعی اختلال اضطراب است. شخصی که فوبیا دارد یا سعی می کند از چیزی که ترس ایجاد میکند اجتناب کند یا آن را با اضطراب و پریشانی فراوان تحمل می کند.بعضی از فوبیا ها بسیار خاص و محدود هستند.برای مثال، یک شخص ممکن است فقط از عنکبوت (arachnophobia) یا گربه (ailurophobia) بترسد. در این مورد، شخص با دوری کردن از چیزی که می ترسد، نسبتاً بدون اضطراب زندگی می کند. بعضی دیگر از فوبیا ها در مکان ها یا موقعیت های گسترده تر دردسرساز می شوند. برای مثال، علائم ترس از ارتفاع (acrophobia) می تواند با نگاه کردن به بیرون از پنجره اداره یا با رانندگی روی پل های مرتفع بروز کنند. ترس از فضاهای محصور یا تنگناهراسی (claustrophobia) می تواند با سوار شدن به آسانسور یا استفاده از دستشویی کوچک تشدید شود. افرادی که این فوبی ها را دارند ممکن است نیاز به ایجاد تغییرات چشمگیر در زندگی خود باشند. در موارد شدید، فوبیممکن است عامل تعیین کننده اشتغال، محل کار، مسیر رانندگی، فعالیت های اجتماعی و تفریحی، یا محیط خانه شخص باشد. فوبیا سه نوع اصلی دارد: • فوبیا خاص (فوبیا ساده). در این حالت که رایج ترین شکل فوبی است، افراد ممکن است از حیوانات خاص (مانند سگ، گربه، عنکبوت، مار)، افراد خاص (همچون دلقک، دندانپزشک، دکتر)؛ محیط های خاص (همچون مکان های تاریک، رعد و برق ها، مکان های بلند)، یا موقعیت های خاص (مانند پرواز با هواپیما، سوار شدن به قطار، قرار گرفتن در یک فضای محصور) بترسند. این شرایط لااقل تا حدودی ژنتیکی (ارثی) هستند و به نظر می رسد در خانواده ها وجود داشته باشند. • فوبیا اجتماعی (اختلال اضطراب اجتماعی). افراد با فوبی اجتماعی از موقعیت های اجتماعی که ممکن است در آنها ممکن است تحقیر شده، شرمسار شده یا مورد قضاوت دیگران قرار گیرند می ترسند. آنها خصوصاً زمانی مضطرب می شوند که افراد حاضر در آن موقعیت را نمی شناسند. این ترس می تواند محدود به عملکرد مانند سخنرانی کردن، کنسرت یا ارائه کاری باشد. یا می تواند عمومی تر باشد به طوری که شخص با فوبی از بیشتر موقعیت های اجتماعی مانند غذا خوردن در ملأ عام یا استفاده از دستشویی عمومی اجتناب کند. به نظر می رسد که فوبی اجتماعی در خانواده ها وجود داشته باشد. افرادی که در کودکی خجالتی یا منزوی بودند یا تجربه های اجتماعی منفی یا ناخوشایندی داشته اند، بیشتر در معرض این اختلال قرار دارند. • Agoraphobia (هراس از مکان های باز) ترس از قرار گرفتن در مکان های عمومی است که خروج ناگهانی از آنها ممکن است سخت یا خجالت آور باشد. شخص با Agoraphobia ممکن است از رفتن به سینما یا کنسرت یا سفر با اتوبوس یا قطار اجتناب کند. این نوع فوبی مجزا است زیرا با وحشت زدگی (ترس شدید بعلاوه علائم جسمانی ناراحت کننده هچون لرزه، تپش قلب و عرق کردن) مرتبط است. فوبیا های کودکی غالباً بین سنین 5 و 9 سال رخ داده و معمولاً مدت کوتاهی دوام دارند. فوبی های با دوام بیشتر بد از دوران کودکی آغاز می شوند، خصوصاً در افراد حدود بیست ساله. فوبی های بزرگسالان معمولاً چندین سال طول می کشد و احتمال اینکه به خودی خود رفع شوند کمتر است. بدون درمان مناسب، فوبی می تواند خطر انواع دیگر بیماری های روانی خصوصاً سایر اختلالات اضطراب، افسردگی و سوء مصرف مواد را افزایش دهد. علائم فوبیا عبارتند از: • احساس بیش از اندازه، ناراحت کننده و مداوم ترس یا اضطراب که با جسم، فعالیت یا موقعیت خاصی بروز می کند. • احساسات یا غیرمنطقی هستند یا نامتناسب با تهدیدات واقعی. برای مثال، اگرچه هر کسی ممکن است از یک سگ آزاد و تهدید کننده بترسد اما اکثر افراد از یک سگ آرام، ساکت و تحت کنترل فرار نمی کنند. • اجتناب و دوری از جسم، فعالیت یا موقعیتی که فوبی را تشدید می کند. چون افرادی که فوبی دارند تشخیص می دهند که ترس آنها بیش از اندازه است، اغلب از علائمی که دارند خجالت می کشند. برای جلوگیری از شرم یا علائم اضطرابآنها از موارد تشدیدکننده فوبی دوری می کنند. • علائم جسمی مرتبط با اضطراب. این علائم می تواند شامل لرزش، تپش قلب، عرق کردن، تنگی نفس، سرگیجه، تهوع یا علائم دیگری باشند که منعکس کننده پاسخ "جنگ یا گریز" بدن نسبت به خطر هستند. (چنین علائمی ممکن است به تشخیص اختلال وحشت منجر شود). تشخیص یک حرفه ای سلامت روانی احتمالاٌ در مورد علائم فعلی و سابقه خانوادگی سئوال کند، خصوصاً این که آیا سایر اعضای خانواده نیز فوبی داشته اند یا نه. شما ممکن است هر تجربه یا ترومایی را که سبب ایجاد فوبی شده است—برای مثال، حمله یک سگ منجر به ترس از سگ—را گزارش کنید. شاید بحث از عکس العمل شما – اندیشه ها، احساسات و علائم جسمانی شما – هنگام مواجهه با چیزی که از آن می ترسید مفید باشد. همچنین، توضیح دهید که برای اجتناب از موقعیت های ترسناک چه کار می کنید و اینکه فوبی چگونه زندگی روزمره، از جمله روابط شغلی و شخصی، شما را متأثر می سازد. دکتر شما در مورد افسردگی و استفاده از مواد از شما سئوال می کند زیرا بیشتر افراد با فوبی این مشکلات را نیز دارند. مدت زمان مورد انتظار در کودکان، فوبیا های خاص می توانند مشکلات کوتاه مدتی باشند که در عرض چند ماه از بین می روند. در بزرگسالان، حدود 80% از فوبیا های جدید تبدیل به شرایط مزمن (بلند مدت) می شوند که بدون درمان مناسب برطرف نمی شوند. پیشگیری هیچ راهی برای جلوگیری از آغاز یک فوبیا وجود ندارد. با این حال، درمان می تواند تأثیر منفی اختلال را کاهش دهد. درمان درمانی فوبیا معمولاً ترکیبی از روان درمانی و دارودرمانی است. • فوبیا خاص. درمان شناختی-رفتاری می تواند مفید باشد، خصوصاً روندی که درمان از راه حساسیت زدایی یا درمان از راه مواجهه نامیده می شود. در این روش شما به تدریج با پای خود و تحت شرایط کنترل شده در معرض چیزی قرار می گیرید که از آن می ترسید. وقتی شما در معرض آن عامل قرار می گیرید، یاد می گیرید که از طریق آرامش، کنترل تنفس یا سایر راهبردهای کاهش اضطراب بر ترس خود غلبه کنید. برای درمان کوتاه مدت فوبی ها، دکتر ممکن است داروی ضداضطراب تجویز کند. اگر فوبی فقط گاه گاهی پیش می آید، مانند ترس از پرواز، استفاده از دارو می تواند محدود شود. • فوبیا اجتماعی. اگر فوبیا اجتماعی شما روی یک عملکرد خاص (برای مثال، ارائه یک سخنرانی یا اجرای یک کنسرت) متمرکز باشد، دکتر شما ممکن است یک داروی بتابلوکر همچون پروپرانولول (ایندرال) تجویز کند. این دارو را می توان درست قبل از انجام آن کار مصرف کرد. این دارو اثرات جسمی اضطراب (تپش قلب یا لرزش انگشتان) را تعدیل می کند اما معمولاً بر هشیاری مورد نیاز برای صحبت کردن یا مهارت مورد نیاز برای نواختن آلت موسیقی اثر نمی گذارد. برای اشکال عام تر یا بلندمدت تر فوبیا اجتماعی، دکتر شما ممکن است یک داروی ضدافسردگی، معمولاً یک SSRI (مهارکننده انتخابی بازجذب سورتونین) همچون سرترالین (زولوفت)، پاروکستین (پاکسیل) یا فلوئوکستین (پروزاک) تجویز کند. اگر SSRI مؤثر نشد، دکتر می تواند یک داروی ضد افسردگی یا ضد اضطراب دیگر تجویز کند. درمان شناختی-رفتاری نیز برای بیشتر افراد با فوبی اجتماعی، هم در محیط فردی و هم گروهی، مؤثر است. • درمان این اختلال شبیه به درمان اختلال وحشت زدگی است. درمان دارویی شامل داروی ضدافسردگی SSRI یا داروهای دیگر، همچون کلومیپرامین (آنافرانیل) و ایمیپرامین (توفرانیل) و داروهای ضداضطراب بنزودیازپین، همچون کلونازپام (آنافرانیل)، دیازپام (والیوم) و لورلزپام (آتیوان) است. روان درمانی نیز مفید است، خصوصاً درمان شناختی-رفتاری. زمان تماس با یک حرفه ای اگر ترس ها و اضطراب هایی که آرامش خاطر شما را به هم می زنند، با روابط شخصی شما تداخل دارند، یا مانع کارکرد عادی شما در خانه، مدرسه یا محل کار می شوند برای شما دردسر ساز شده اند، در اولین فرصت ممکن قرار ملاقاتی با دکتر خود بگذارید. منبع: شفاف

more_vert با استرس ناشی از کرونا چه کنیم؟

ادامه مطلب

closeبا استرس ناشی از کرونا چه کنیم؟

علی فتحی آشتیانی، روانشناس و عضو پیوسته فرهنگستان علوم پزشکی با توجه به شیوع کرونا و انتشار اخبار و اطلاعات ضدو نقیض در این زمینه، بسیاری از افراد جامعه در شرایط پرتنش و مضطربی به سر می‌برند که این امر نه تنها هیچ سودی برای آنها ندارد، بلکه حتی با ضعیف ساختن سیستم دفاعی بدنی، آنها را در برابر بیماری آسیب‌پذیرتر نیز می‌سازد. میزانی از استرس، نگرانی، ترس و اضطراب در زندگی نه تنها بد نیست، بلکه می‌تواند کمک‌کننده باشد و فرد را برای مقابله با تهدیدات پیش رو ر زندگی آماده کند و برای آن برنامه داشته باشد. ولی وقتی این استرس، نگرانی، ترس و اضطراب تشدید می‌شود و تداوم می‌یابد، از حالت طبیعی خارج شده و بیمارگونه می‌شود و واکنش‌های متعددی از جمله واکنش‌های جسمانی، شناختی، عاطفی و رفتاری را به راه می‌اندازد. همه افرادی که اضطراب را تجربه می‌کنند، ترکیبی از این 4 مولفه را گزارش می‌کنند. واکنش‌های جسمانی شامل افزایش ضربان قلب، عرق‌کردن، خشکی دهان، لرزش، سرگیجه، تند و کوتاه شدن تنفس، سر درد و درد عضلانی، تحریک­پذیری، خستگی، ناراحتی معده- روده­ا (سوء هاضمه، تهوع، یبوست، اسهال)، تکرر ادرار، کاهش انرژی، احساس خستگی، مشکلا ت خواب، تغییر اشتها و ... است. مولفه شناختی شامل افکار و باورهایی در این مورد که فرد آسیب دیده و یا کنترل خود بر موقعیت را از دست می‌دهد. لذا استرس منجر به کاهش توانایی تفکر، کاهش توانایی توجه و تمرکز، مشکلات مربوط به حافظه و به یادآوردن مطالب، بزرگنمایی و فاجعه سازی مشکلات و ... می‌شود. واکنش‌های عاطفی شامل ترس، نگرانی، غم، از بین رفتن علاقه به فعالیت‌های لذت‌بخش معمول، احساس سرخوردگی، تحریک‌پذیری، عصبانیت، احساس ناتوانی و ... می‌شود. واکنش‌های رفتاری شامل اجتناب از موقعیت‌های خاص، پرسش­‌های مکرر در مورد رو به راه بودن اوضاع، دائم به دنبال خاطرجمع بودن، سرزنش دیگران، گسترش شایعات، وابستگی به الکل و مواد و ... می‌شود. در شرایط جاری، ویروس کرونا نگران‌کننده است و نیاز به توجه و مراقبت دارد، به ویژه در زمانی که احساس تهدید می‌کنیم و توانایی لازم برای مقابله با آن را نداریم، طبیعی است که دچار ناراحتی، نگرانی، اضطراب و ترس شویم. به علاوه دلایل متعددی وجود دارد که به این استرس دامن می‌زند: از جمله سرعت انتشار بیماری از حالت اپیدمی به پاندمی؛ ناآگاهی و عدم شناخت کامل این ویروس از نظر علائم و نشانه‌های آن؛ راه‌های انتقال؛روش‌های پیشگیری و مراقبت‌های اولیه؛ طول دوره بیماری؛ روش‌های درمان و پیامدهای آن؛ وجود اطلاعات ضد و نقیض، اینفودمی‌ها یا آمار و اطلاعات گسترده غیرموثق و نامعتبر و بزرگنمایی آن از طریق شبکه‌های اجتماعی و ... موجب شده میزان استرس، ترس و نگرانی از این بیماری، خیلی بیشتر از خود بیماری شود. بعلاوه می‌دانیم که استرس شدید و طولانی مدت، سیستم ایمنی ما را تضعیف می‌کند، مقاومت ما را در برابر بیماری‌ها کاهش می‌دهد و شانس ابتلا به بیماری افزایش می‌یابد. بر این اساس استفاده از نکات زیر می‌تواند در کنترل و کاهش استرس، نگرانی، ترس و اضطراب ناشی از این بیماری کمک‌کننده باشند. مدیریت استرس: -درصدد کسب اطلاعات زیاد، به هر قیمتی و از هر کانالی نباشیم. اطلاعات و حرف‌های ضد و نقیض، بدون امکان تمیز و تشخیص آنها، میزان نگرانی ما را افزایش می‌دهد. -منابع کسب اطلاعات خود را مدیریت کنیم. از منابع مطمئن و موثق استفاده نماییم. تا جایی که می‌توانیم از خبرها فاصله بگیریم. -در جستجوی دریافت آمار لحظه به لحظه نباشیم. این اطلاعات نه تنها کمک‌کننده نیستند، بلکه نگرانی را افزایش می‌دهند. -از اخباری که تاثیر منفی می‌گذارند و هیجانات منفی را بسط می‌دهند، فاصله بگیریم. -زمان کمتری صرف خواندن، شنیدن یا تماشاکردن چیزهایی باشیم که اضطراب ما را افزایش می‌دهند. -در مورد واقعیت‌های گذشته و رویدادهای پیش رو بزرگنمایی و فاجعه انگاری نکنیم. در عین حال ناچیزانگاری هم نکنیم. -قبول کنیم موضوع جدی است ولی می‌توان با مراقبت و پیشگیری، آن را مدیریت نمود و میزان ابتلا به آن را کم کرد. -بپذیریم که موضوع جدی است ولی مشابه سایر بیماری‌ها، قابل مدیریت است و راه حل مطمئنی برای درمان آن پیدا می‌شود. -بپذیریم بسیاری از اتفاقات در ارتباط با ویروس کرونا در اختیار ما نیست تا بتوانیم اقدامات موثری انجام دهیم. بنابراین به سمت چیزهایی برویم که در اختیار ماست. از جمله رفتارهای خودمراقبتی، رعایت بهداشت فردی، مدیریت هیجانات، نحوه تماس و ارتباط با دیگران و ... -از واقعیت‌ها فرار نکنیم، آنها را انکار یا سرکوب نکنیم. برعکس سعی کنیم آنها را بشناسیم و زیر سوال ببریم تا افکار و احساسات بهتری داشته باشیم. -چسبیدن بیش از حد به هر چیزی، اضطراب آور است. تا زمانی که بیش از حد به چیزی فکر کنیم، آرامش نخواهیم داشت. -سعی کنیم نگرانی را به مساله تبدیل کنیم. بجای اینکه ذهنمان را درگیر سوال‌های تکراری چه می شود .... اگر ...؟ بکنیم، از خودمان بپرسیم بهترین کاری که می‌توانیم انجام دهیم، چیست؟ بعد در جهت تحقق آن، گام‌های عملی، اجرایی و دقیق برداریم. -سبک زندگی سالمی اتخاذ کنیم. تغذیه مناسب، خواب مناسب، ورزش مناسب، سرگرمی و پرکردن اوقات فراغت با کارهایی که ما را شاد می‌کند و... -سعی کنیم رفتار و عملکرد عادی داشته باشیم. فعالیت‌های روزمره و عادی خود را حفظ کنیم. -مثبت نگر باشیم. به جنبه‌های مثبت زندگیمان توجه کنیم. از چیزهایی که داریم لذت ببریم و شکرگزاری کنیم. کارهای مثبت انجام دهیم. کسانی که موجب رنجش ما شده‌اند، را ببخشیم. برای سلامتی خود و دیگران دعا کنیم و از دیگران هم بخواهیم دعا کنند. دعا نقطه اتصال ما به نیرویی قدرتمند است که می تواند امید را در ما تقویت کند. اعمال و رفتارهای خوب دیگران را تشویق کنیم. -از کلمات، جملات یا رفتارهای آرامش‌بخش، به ویژه مواردی که در گذشته به ما کمک کرده‌اند، استفاده کنیم. -از روش‌های آرامش‌بخش یا مقابله‌ای مثل تنفس آرام یا عمیق، تصویرپردازی ذهنی و ... استفاده کنیم. -سرمایه روانشناختی خود را که شامل امیدواری، خوش‌بینی، تاب آوری و خودکارآمدی است، ارتقاء ببخشیم. -فضای زندگیمان را با هیجانات مثبت (نشاط، شادی، محبت، طنز و شوخی، خنده و ...) پر کنیم. هیجانات مثبت چراغ سبز را برای زندگی روشن می‌کنند. -با افراد شاد، خوش‌بین، امیدوار، شوخ طبع و با روحیه قوی ارتباط برقرار کنیم. -مرتباً به خودمان یادآوری کنیم که سالم، قوی، شاد و با نشاط هستیم و آمادگی مقابله با هر سختی و دشواری را داریم. -احساسات و نگرانی‌های خود را با افراد قابل اعتماد در میان بگذاریم. -از افراد غمگین، ناامید، افسرده، دلسرد، بی‌انگیزه، بی‌حوصله، ترسو، مضطرب، بدبین، پرخاشگر، سرزنشگر، متخاصم، ... که استرس ما را افزایش می‌دهند، دوری کنیم. -با مدیریت هیجانات منفی (ترس، اضطراب، غم، خشم، افسردگی و ...) و با تقویت سیستم ایمنی به جنگ ویروس کرونا برویم و مطمئن باشیم که او را شکست خواهیم داد. غم و نا امیدی، بی انگیزگی و... کمکی نخواهند کرد. -در مواردی که ترس و اضطراب مان زیاد است یا در گذشته زمینه اضطراب، ترس، وسواس، افسردگی، بیماری‌های روان- تنی، مشکلات شبه جسمی و ... داشته‌ایم و در حال حاضر تشدید شده‌اند و نمی‌توانیم آنها را مدیریت کنیم، از یک روانشناس خبره کمک بگیریم. مدیریت استرس در خانواده: اقدامات متعددی برای مدیریت و کنترل استرس و اضطراب ناشی از ویروس کرونا در خانواده، می‌توان انجام داد که در ادامه به برخی از آنها اشاره می‌شود. در جهت ایجاد جوِّ سالم، محبت آمیز و صمیمانه بین اعضای خانواده تلاش کنیم. فضای خانواده را با هیجانات مثبت (شادی، نشاط، شوخی، طنز، ...) پر کنیم. با همدیگر بخندیم. خنده سیستم ایمنی ما را تقویت می‌کند. اوقات فراغت خانواده را با مطالعه، سرگرمی، بازی، تفریح، تماشای فیلم و سریال و ... پر کنیم. تا جایی که برایمان امکان پذیر است، به اعضای خانواده و نزدیکان کمک کنیم. با اتفاق خانواده به کارهای عقب افتاده بپردازیم. میزان مشارکت و همکاری در خانواده را افزایش دهیم. به اعضای خانواده گوشزد کنیم، آدمی از دل سختی‌ها و دشواری‌ها به پختگی و رشد یافتگی می‌رسد. مدیریت استرس در ارتباط با کودکان: کودکان به هنگام ناراحتی و استرس، به والدین می‌چسبند، مضطرب می‌شوند، گوشه گیر می‌شوند، آشفته، عصبانی و پرخاشگر می‌شوند، نافرمانی می‌کنند، دچار شب ادراری می‌گردند و ... . در چنین شرایطی رعایت نکات زیر کمک کننده است: برای کودکانتان وقت بگذارید، تا می‌توانید عشق و محبت و توجه نثارشان کنید و رابطه نزدیکی با آنان برقرار کنید. به حرف‌ها و نگرانی‌هایشان گوش دهید، با مهربانی و آرامش با آنها صحبت کنید و به آنها اطمینان خاطر دهید. کودکان خیلی زود خسته و بی حوصله می‌شوند. لذا برای اوقات فراغت آنان در شرایط جدید برنامه‌ریزی کنید. برای بازی کردن با کودکان، برنامه‌ریزی کنید و وقت بگذارید. مطالعه را به برنامه روزانه کودکان، اضافه کنید. ضمن پیشنهاد کتاب مورد نظر خودتان، اجازه دهید هر کتابی را که دوست دارند، بخوانند. مرور درس‏‌های گذشته همراه با فعالیت‏‌های جذاب و دوست داشتنی مثل برگزاری مسابقه، را مدنظر قرار دهید. واقعیت‌ها را با زبان ساده و قابل درک و فهم بدون ایجاد اضطراب، برای کودکان توضیح دهید. برایشان توضیح دهید که چه اتفاقی افتاده و چه کارهایی باید صورت گیرد.