جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert خشونت

ادامه مطلب

closeخشونت

کودکانی که مورد تنبیه، سرزنش و تحقیر قرار می گیرند، رفتارهای خشونت آمیز از خود نشان می دهند و وبدیهی است برای کنترل این گونه رفتارها، باید عامل اصلی را از بین برد. ناامنی کودکان را خشن می‌کند کارشناسان هشدار می‌دهند که والدین به منظور کنترل رفتار کودکان آن‌ها را . . .

more_vert 5 توصیه برای مشورت با فرزند قبل از سن بلوغ!

ادامه مطلب

close5 توصیه برای مشورت با فرزند قبل از سن بلوغ!

اگر کودک انتخاب خود را انجام داد و در نهایت مشکلی پیش آمد، پشت او را خالی نکنید و او را به دلیل انتخابش، سرزنش نکنید. ماندن پای انتخاب هایش و پذیرفتن عواقب تلخ و شیرین آن ها را به او یاد بدهید تا در آینده بتواند با دید عمیق تر و دقیق تری انتخاب کند. به هر حال در مشورت گرفتن یا نظرخواهی از کودکان پیش از سن بلوغ، نکاتی را باید مد نظر قرار داد که در ادامه مطرح می شود سن کودک، شرایط و تجربیات گذشته کودک خود را بشناسید و بعد از او نظرخواهی کنید. هرگز در موضوعی که امکان انعطاف در صلاحدید خودتان نیست، از کودک نظر خواهی نکنید. به سخن ساده تر، تنها زمانی از کودک نظر بخواهید که حتما بتوانید نظرش را اجرایی کنید. اگر فکر می کنید در یک نظرخواهی ممکن است بین چند گزینه با ویژگی ها و خصوصیات بسیار متنوع و پراکنده، کودک تان گیج شود و در نهایت انتخاب درستی انجام ندهد، خودتان پیش از نظرخواهی گزینه های اضافی را حذف کنید و دو یا سه گزینه را که به طور قطع همگی برای کودک مناسب هستند، در برابر کودک قرار دهید. سپس از او بخواهید از بین این گزینه ها هر کدام را که دوست دارد، انتخاب کند. روش های استدلال کردن برای نتیجه گیری درست را به کودک یاد بدهید. به طور مثال برای انتخاب کفش مناسب به کودک بگویید: «این دو کفش، هر دو کفش های خوبی هستند و از نظر جنس، قیمت و کیفیت وضعیت یکسانی دارند اما اگر قصد خرید کفش برای استفاده در پارک یا تفریح را داری، این کفش که رنگ تیره تری دارد و دیرتر کثیف می شود، کفش بهتری است و کفش دارای رنگ روشن تر برای استفاده در مهمانی ها مناسب تر است. حالا خودت تصمیم بگیر کدام کفش برای تو بهتر است.» اگر کودک انتخاب خود را انجام داد و در نهایت مشکلی پیش آمد، پشت او را خالی نکنید و او را به دلیل انتخابش، سرزنش نکنید. ماندن پای انتخاب هایش و پذیرفتن عواقب تلخ و شیرین آن ها را به او یاد بدهید تا در آینده بتواند با دید عمیق تر و دقیق تری انتخاب کند. از طرفی، نگران شکست در این نظرخواهی نخواهد بود و می داند که شما باز هم به او فرصت انتخاب و نظرخواهی می دهید.

more_vert پدر، مادرهای بی رحم!

ادامه مطلب

closeپدر، مادرهای بی رحم!

تکریم در لغت به معنای تعظیم ، بزرگداشت و حرمت ، احترام گذاشتن است و تحقیر سرزنش کردن و نقطه مقابل آن است. تحقیر در هر سنی مشکل ساز است اما در دوران کودکی می تواند تاثیر گذار تر با شد زیرا تاثیر کلمات بر روی کودکان بیشتر است . تحقیقات نشان داده است که هر فرد در 10 سال اول عمر خود به طور متوسط با حدود 150 هزار پیام و واژه منفی مواجه می شود و بیشتر این پیام ها با محتوای «بی عرضه، تنبل، شلخته، دست و پا چلفتی، خنگ، بی شعور، بی مسئولیت، تو هیچی نمی شی، بکن نکن، برو نرو، حرف نزن، نخور، بشین نشین، دست بزن نزن، به جز خرابکاری کار دیگری بلد نیستی» است. این پیام را اکثرا خانواده و در درجه بعدی دوستان و در نهایت معلم و مدرسه به ذهن کودک تزریق می کنند و بیشتر والدینی که از تحقیر برای کنترل و تربیت فرزند استفاده می کنند، در واقع آن را روشی برای تلنگر زدن به کودکان خود می دانند یا حداقل تحقیر را روشی برای کنترل کودک می دانند. از ائمه اطهار روایات بسیاری در مورد تکریم و احترام به کودکان وارد شده است. رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در این باره می فرمایند : به بزرگسالان خود احترام کنید و نسبت به کودکان خویش ترحم و عطوفت نمایید.(1) همچنین از امام علی علیه السلام روایت شده است : در خانواده خود با کودکان عطوف و مهربان باش و بزرگترها را احترام کن.(2)از مصادیق تحقیر کودکان می توان به موارد زیر اشاره کرد: 1)مقایسه و ارزیابی او با دیگران 2) طعنه زدن و سرزنش کودک در مقابل دیگران 3)سلام نکردن به کودک 4)نظارت افراطی برکودک 5)تذکر پی در پی 6)صدا کردن کودک با القاب ناپسند 7)تحمیل امور بر کودک 8)اجازه ندان به کودک برای صحبت کردن و کامل کردن گفتارش 9)عدم توجه به قول و قرار با کودک 10)داشتن انتظارات فراتر از توان کودک 11)نیشخند و پوزخند کردن کودک و ...... تحقیر کردن عوارض جسمی و روانی را بر فرد تحقیر شده باقی می گذارد مانند: کمبود اعتماد به نفس: اولین و مهمترین آسیب کاهش عزت و اعتماد به نفس است هر چقدر عزت نفس کودک پایین تر باشد امید و آرزو های او دچار نقصان می شود و اینگونه کودکان در برقراری ارتباط با دیگران به مشکل خواهند خورد و در بزرگسالی به این باور خواهند رسید که قادر به انجام هیچ کاری نیستند. افسردگی: دومین مورد که می توان به آن اشاره کرد افسردگی است تحقیقات در این زمینه نشان داده است که تحقیر مدام و سرزنش کودک امکان بروز افسردگی را در بزرگسالی افزایش خواهد داد. والدینی که به منظور کنترل رفتار کودک آنها را مورد سرزنش ، تحقیر و تنبیه بدنی قرار می دهند منتظر بروز رفتارهای خشونت آمیز در کودکان خود باشند در واقع این کودکان از شیوه رفتاری والدین خودشان برای رفتار با دیگران استفاده می کنند خجالتی بودن: کم رویی و خجالتی بودن یکی دیگر از اختلالاتی است که ممکن است در اینگونه کودکان دیده شود مقایسه شدن کودک با دیگران ، جدی نگرفته شدن از سوی والدین ازجمله اموری هستند که به خجالتی شدن فرزندان منجر می شود. ایجاد شخصیت ناسازگار :کنترل ، تحقیر، سرزنش مدام کودک تاثیرات منفی بر شخصیت آنها دارد و موجب ایجاد یک شخصیت نا سازگار می شود .کودکی که تلاش می کند در مقابل شما بایستد و مقابله به مثل کند. خشونت: نکته دیگر آن است که والدینی که به منظور کنترل رفتار کودک آنها را مورد سرزنش ، تحقیر و تنبیه بدنی قرار می دهند منتظر بروز رفتارهای خشونت آمیز در کودکان خود باشند در واقع این کودکان از شیوه رفتاری والدین خودشان برای رفتار با دیگران استفاده می کنند. عدم توانایی ارتباط صحیح با دیگران : در بعضی از مواقع احساس حقارت چنان تاثیری بر روی فرد می گذارد که فرد مبتلا جرات معاشرت با مردم را پیدا نمی کند و از ترس اینکه مبادا در جمع مورد تحقیر واقع شود کناره گیری را به هرگونه برقراری رابطه ای ترجیح می دهد. خود کم بینی : با سرکوب اعتماد به نفس در فرد ی که مورد تحقیر واقع شده است این مسئله به مرور باعث به وجود آمدن حس خود کم بینی در فرد می شود. او احساس خواهد کرد برای انجام هیچ کاری لیاقت دارد و دیگران از او بهتر هستند. از دست دادن مهارت نه گفتن : کودکی که در خانواده به خصوص در بر خورد با والدین تحقیر و سرزنش می شود اعتماد به نفسشان کاهش می کند ، این گونه افراد که دارای اعتماد به نفس پایینی هستند در مقابل خواسته های دیگران جرات نه گفتن را از دست می دهند. از عواقب جسمی که ممکن است کودکانی که مورد بی مهری و بی توجهی والدین قرار گرفته اند با آن مواجهه شوند می توان به مواردی همچون بی اشتهایی ، پر خوری ، هیجانات منفی ، اختلال در خواب، و حتی ترس و شب ادراری اشاره کرد. پی نوشت 1)عیون الاخبار رضا، ص 164 2)بحارالانوار ج 16 ص

more_vert مقایسه ممنوع

ادامه مطلب

closeمقایسه ممنوع

غرور فرزندان مان را نادیده نگیریم...

more_vert چگونه عذرخواهی کنیم؟

ادامه مطلب

closeچگونه عذرخواهی کنیم؟

 عذرخواهی دروغین براحتی قابل تشخیص است زیرا اکثر افراد بازیگرهای خوبی نیستند و تظاهر کردن کار آسانی نیست.عذرخواهی کردن نشان‌دهنده مسئولیت‌پذیری شخص خطاکار، احترام به شخص مقابل و جبران کردن است. از نظر روانشناسی عذرخواهی نوعی پایان دادن به ماجراست. نکات زیر را به یاد داشته باشید، در هر شرایطی در هنگام عذرخواهی کردن به شما کمک می‌کنند. راهنمایی‌های کلی: • پذیرفتن خطا. در نهایت مادرتان گلدان شکسته را خواهد دید و دوستتان فراموش کردن قرار را از یاد نخواهد برد. پس قدم اول برای هر عذرخواهی، پذیرفتن و اعتراف به اشتباه است. • هم‌اکنون انجامش بده. گفتن "متأسفم” همیشه آسان نیست. پس از مرتکب شدن اشتباهی فوراً عذرخواهی کنید، در این صورت ذهنتان مغشوش نمی‌شود و سوءتفاهم پیش نمی‌آید. • صادق باشید. واقعاً متأسفید؟ پس آن را ابراز کنید و به آن اعتقاد داشته باشید. یک عذرخواهی دروغین براحتی قابل تشخیص است زیرا اکثر افراد بازیگرهای خوبی نیستند و تظاهر کردن کار آسانی نیست. • احساسات دیگران را در نظر بگیرید. تنها افراد سنگدل از آزار دادن دیگران لذت می‌برند. به جای به نمایش گذاشتن احساس خود، ابتدا به احساسات دیگران توجه کنید. هم‌دلی، کلید برقراری مجدد رابطه‌هاست. • حالت تدافعی به خود نگیرید. توهین کردن به افراد و انداختن تقصیر به گردن آنها حالت دفاعی خوبی نیست. از دلیل تراشیدن، سرزنش دیگران و عوض کردن بحث پرهیز کنید. توجیه کردن نوعی توضیح است، نه عذرخواهی. • بر روی زمان فعلی تمرکز کنید. به میان آوردن اختلافات و اشتباهات گذشته عادلانه نیست. نباید انتظار داشت که افراد درباره هرکاری که در گذشته به اشتباه انجام داده‌اند، معذرت‌خواهی کنند. به هر اتفاق به صورت مجزا نگاه کنید. • رها کنید. انجام اشتباه به معنی به آخر رسیدن دنیا نیست. خود را سرزنش نکنید، و سعی کنید آنچه انفاق افتاده را فراموش کنید و ببخشید. بخشیدن و بخشیده شدن به نفع ماست، زیرا بر اساس تحقیقات استرس را کاهش می‌دهد و باعث افزایش سلامتی می‌شود. راهنمایی برای شرایط خاص خوب است که راهنمای بالا را در ذهن داشته باشید، اما در اینجا پیشنهاداتی برای شرایط خاص داریم : عذرخواهی در محل‌کار. چگونه در محل‌کار عذرخواهی کنیم؟ حتی افراد محتاط نیز دچار اشتباه می‌شوند. چه حذف کردن ناخواسته‌ی یک ایمیل باشد، یا فراموش کردن جلسه، و یا یک اشتباه چشمگیر، همکاران و رئیستان شما را مسئول می‌دانند. بهترین راه این است که اشتباهات خود را قبول کنید و این نکات را بیاد داشته باشید. چه کنیم: با رئیستان، زمانی که درگیر کاری نیست، بطور خصوصی صحبت کنید. چه نکنیم: عذرخواهی خود را در یک جلسه عمومی، قبل از رویدادهای مهم و یا از طریق ایمیل مطرح نکنید. چه کنیم: مسئولیت‌ پذیر باشید و حرفه‌ای عمل کنید. چه نکنیم: افراد دیگر را سرزنش نکنید، از ناآگاهی به عنوان دلیل استفاده نکنید و روراست باشید. چه کنیم: عذرخواهی را در قالب جملات مثبت ابراز کنید. عاشق کارتان هستید؟ به رئیستان بگویید. برای مثال: "از اینکه عضوی از این تیم هستم بسیار لذت می‌برم. ولی مرتکب اشتباهاتی شدم. اتفاقی که افتاد این بود که …” چه نکنیم: احساساتی عمل نکنید. تکرار جملات "احساس خیلی بدی دارم” یا "باورم نمیشه من این کارو کردم” دردی را دوا نمی‌کند. چه کنیم: برای جبران اشتباه خود بیشتر کار کنید. چه نکنیم: بطور پیوسته درباره تاسف خود صحبت نکنید. عمل کردن بهتر از حرف زدن است. منبع: خوارزمی

more_vert والدین خوبی می شویم اگر اینگونه رفتار کنیم

ادامه مطلب

closeوالدین خوبی می شویم اگر اینگونه رفتار کنیم

در زندگی زناشویی قوانین و اصل های مهمی وجود دارد که رعایت و توجه به آن ها باید مد نظر زن و شوهر باشد.زن و شوهر مهم ترین نقش را زمانی بازی میکنند که فرزندشان پا به دنیا میگذارد و از آن زمان به بعد دیگر وظیفه بسیار مهمی بر روی دوش آن هاست. میخواهیم به این سوال بپردازیم که چگونه میتوانیم پدر و مادر خوبی باشیم؟ والدین، دارایی‌های مشترکی به نام فرزندان دارند، اغلب همگی در یک هدف شریک هستند: پرورش فرزندانی خوشبخت، سلامت، مطمئن به خود، همیار و مسئول و… حال سوا‌ل این است، آیا به عنوان والدین توانسته‌اید حرفه‌ای مهم، به نام فرزند پروری را خوب انجام دهید؟ این حقیقتی است که فرزندپروری و پدر یا مادر بودن کار ساده‌ای نیست و باید با پیچ و خم آن آشنا شد. شاید یادتان نباشد، خواندن را چگونه یاد گرفتید؟ یا پدر، مادر، معلم و… چگونه حروف و صداها را به شما یاد دادند؟ دوچرخه سواری را چگونه یاد گرفتید؟ به سادگی سوار شدید و شروع به پا زدن کردید یا کسی پشت زین دوچرخه را گرفت؟ اما امروز می‌خواهید تمام الفبای زندگی را به فرزند تان بیاموزید. شاید در مواقعی هم عجله داشته باشید. داشتن هر مهارتی مستلزم تلاش، صرف وقت، شکیبایی و آموزش است و شما برای یادگیری آنها به کمک نیاز داشتید. همانند خواندن و دوچرخه سواری، ایفای نقش پدر و مادری مهارت‌هایی می‌خواهد که می‌توانید آن را، تمرین کنید، یاد بگیرید و در آن پیشرفت کنید. پدر و مادر چهارچوب زندگی جامعه به‌طور روزافزون بر کار والدین ارج گذاشته و اعتبار می‌گذارند، زیرا والدین مهم‌ترین افراد زندگی فرزندان هستند. هر چند به مرور زمان، فرزندان به دوران نوجوانی نزدیک‌تر می‌شوند از والدین فاصله گرفته و نقش و تاثیر همسالان جدی‌تر و پر رنگ‌تر می‌شود اما به هر حال اتخاذ سبک درست فرزندپروری تاثیرات عمیق و اعجاب‌انگیز خود را به همراه دارد. برای نمونه نوجوانان در زندگی شان با توجه به اینکه تحت تاثیر همسالان هستند اما به بزرگسالان بسیار توجه دارند. آنها دنبال این هستند که برای پاسخ سوالات شان، یافتن راه زندگی شان و روش‌های محافظت و مراقبت از خود، از والدین الگو‌برداری می‌کنند. در اینجا؛ اینکه چطور بهترین مدل و الگوی مثبت برای نوجوان تان باشید را بازگو میکنیم : منفی‌باف نباشید به سلامت جسم و روح خود توجه خاص داشته باشید. نوجوان شما باید ملاحظه کند که شما به سلامت جسم و روح خود اهمیت ویژه می‌دهید. سعی کنید الگوی خوبی برای انتخاب غذای خوب و سالم باشید و به وضعیت ظاهری خود توجه داشته باشید. هرگز منفی‌باف و منتقد نباشید. تجربیاتتان را بازگو کنید اجازه ندهید نوجوان تان شاهد تجربیات و خاطرات شما درباره استفاده از دخانیات و مواد مخدر و… باشد. عاشقانه زندگی کنید احساس عشق و علاقه به آموختن را در فرزندتان القا و تقویت کنید. نگرش مثبت نسبت به یادگرفتن و یاد دادن از طرف شما می‌تواند نگرشی مشابه را در فرزندتان ایجاد کند. بگویید: من می‌توانم مثبت اندیشی را در وجودتان تقویت کنید. منفی بافی و منفی گرایی مسری و واگیردار است. با حفظ نگرش «من می‌توانم» حتی در مواجهه با شرایط سخت و دشوار، می‌توانید قدرت و توانایی تفکر مثبت را به او ببخشید. سرزنش ممنوع انتقاد و سرزنش را در زندگی شخصی تان خط بزنید. هرگز اطرافیان و دیگران را به خاطر مشکلاتتان سرزنش نکنید. وقتی یک کار اشتباه از شما سر می‌زند، آن را بپذیرید و سعی در جبران آن داشته باشید. به این ترتیب مسئولیت‌پذیری در برابر مشکلات و چالش‌ها را به فرزندتان آموخته‌اید. منبع: فردا نیوز

more_vert اصول مهارت حل مسأله

ادامه مطلب

closeاصول مهارت حل مسأله

مرحله اول: جهت گیری صحیح نسبت به مشکل *سرزنش نکردن خود یا دیگران *رها کردن جست و جوی مقصر *عدم فاجعه آمیز کردن *رها کردن جست و جوی دلایل به وجود آمدن مشکل *باور به این که مشکل طبیعی است و باید به دنبال حل آن بود.  

more_vert چگونه بدون منت گذشت و بخشش کنیم

ادامه مطلب

closeچگونه بدون منت گذشت و بخشش کنیم

دانستن اینکه چگونه گذشت کنیم، موضوع مهمی است که توانایی اعتماد زوجین به یکدیگر را بیش از پیش تقویت می کند. اگر شما هم احساس می کنید که در زندگی مشترک تان با این مشکل مواجه شده اید به شما توصیه می کنیم که برای چشیدن طعم خوش خوشبختی به وسیله گذشت توجه کنید. خودتان را نادیده نگیریدگاهی اوقات پیش می آید که زن و شوهر از نیازهای احساسی خود صحبت نکرده و آنها را بیان نمی کنند و در واقع همیشه گذشت کرده اند اما باید به خاطر داشته باشید که گذشت دائمی و نادیده گرفتن خود، طرف مقابل را به یک خطای شناختی می اندازد و فکر می کند که شما اصلاً یک چنین نیازی ندارید. این یک ظلمی است که شما در درجه اول به خود و بعد به طرف مقابل کرده اید. گذشتی که بی فایده استباید خیلی راحت و بی رودربایستی و بدون اینکه منت بگذارید و همسرتان را سرزنش کنید، او را متوجه سازید که به خاطر محبتی که دارید حاضرید از نیاز خود بگذرید. این نکته بسیار مهم است؛ چراکه منت گذاشتن به خاطر گذشتن از نیازها عواقب بدی را به همراه دارد. بدون منت به همسرتان نشان دهید که به خاطر محبتی که در زندگی زناشویی تان هست، تصمیم گرفته اید از نیازتان با توجه به شرایط موجود، بگذرید. ولی اگر مدام او را سرزنش کنید دیگر این نوع گذشت شما فایده ای نخواهد داشت. بدون گذشت اعتمادی درکار نیستزن و شوهر نباید به گونه ای رفتار کنند که تنها منتظر عیوب یکدیگر بوده و با بیان این عیوب زندگی را به کام خود و دیگری تلخ کنند. آنان باید در یک فضای صمیمی و دوستانه از برخی اشتباهات هم بگذرند و از خود گذشتگی نشان دهند. امام علی(ع) فرموده اند: «بخشودن و گذشت، تاج خصلت های والای انسانی است.» عدم سرکوب نیازهای احساسی خودزن و شوهر برای رسیدن به شناخت متقابل باید نیازهای احساسی خود را به یک زبان خوب و زیبا بیان کنند. به عنوان مثال وقتی یک خانم احساس می کند که نیاز به رفتن به یک مسافرت دارد ولی می داند همسرش توان مالی برای این کار را در حال حاضر ندارد باید احساس نیاز خود را به صورت عاطفی و نه به صورت سرزنش و امر و نهی بیان کند. همچنین باید در برخی مواقع به همسرتان نشان دهید که به خاطر او از اشتباهی که مرتکب شده گذشت کرده اید یا تأمین فلان نیازتان در زندگی زناشویی را به تعویق انداخته اید. عیب پوشی کنید!زن و شوهر بیشتر از هرشخص دیگری به روحیات یکدیگر آشنا هستند و متوجه عیوب هم می شوند اما اگر این مسئله به سرزنش یکدیگر و عدم گذشت از اشتباهات منجر شود، عواقب خوبی نخواهد داشت. پس انتظار می رود همسران سیاست عیب پوشی را به جای عیب جویی در زندگی مشترکشان پیاده کنند. پس یاد بگیرید که از اشتباه همسرتان بگذرید و درصورتی که در این زمینه موفق شدید، او نیز خواهد آموخت که گذشت لازمه زندگی مشترک است و در مقابل اشتباهات احتمالی شما از خودگذشتگی نشان خواهد داد. فرصت بدهیدیکی از رموز گذشت در زندگی مشترک این است که زمینه ای را فراهم کنید تا همسرتان در حد توانش یا حتی کمتر از توانش فرصت برآورده کردن نیازهای شما را داشته باشد. گاهی اوقات به تناسب توانمندی مالی همسر خود نگاه کنید و با صرفه جویی که در زندگی مشترک انجام می دهید فرصت برآورده کردن این نیازتان را توسط همسرتان را به او بدهید.   رموز گذشت در زندگی مشترک افرادی که می توانند ببخشند، افسردگی، خشم و فشار عصبی کمتری دارند‎   اصول گذشتن از اشتباهات دیگرانحال که شما تصمیم گرفته اید ببخشید تا بخشیده شوید و در اهداف آینده تان می خواهید به همسرتان بگویید که چرا از اشتباهات او گذشتید، پس بهتر است بدانید این عفو و گذشت چه منفعتی برای شما دارد. طبق نتایج این تحقیقات، افرادی که می توانند ببخشند، افسردگی، خشم و فشار عصبی کمتری دارند و امیدشان به آینده بیشتر است. بدن این افراد نیز سیستم ایمنی قوی تری دارد و راحت تر از افراد دیگر به خواب می روند و نشاط و شادابی بیشتری را تجربه می کنند. در واقع راز سلامت افراد بخشنده در شخصیت آنهاست، کسانی که گرچه ممکن است از مسائل مختلف ناراحت شوند، اما چون رویه ای بخشایشگر دارند، دیگران را عفو می کنند و منتظر عذرخواهی نیز نمی مانند. پس به همین علت آدم های بخشنده و با گذشت جسم و روان سالمی دارند و آسوده خیال تر از دیگران زندگی می کنند؛ درست برخلاف آدم های کینه جو که محققان دریافته اند مستعد ابتلا به مشکلات قلبی - عروقی، دردهای مزمن، اختلال عملکرد عصبی و اضطراب و افسردگی هستند و در نهایت از داشتن یک زندگی لذتبخش محروم می مانند. منتظر عذرخواهی نباشیداما رسیدن به درجه بخشندگی، کار آسانی نیست و نیاز به تمرین مستمر و اعتقاد قلبی دارد. اولین روش برای تمرین بخشندگی این است که منتظر عذرخواهی فرد مورد نظر نباشیم چون ممکن است این اتفاق هیچ گاه رخ ندهد. وقتی منتظر عذرخواهی نباشیم، این فرصت برایمان پیش می آید که مسائل را از دید فرد مقابل نگاه کرده و برای لحظاتی با او همدردی کنیم و به این نتیجه برسیم که اقدام او علیه ما یا از روی نادانی بوده، یا از روی ترس یا حتی از روی علاقه. دانستن فواید بخششاین که این عمل چه تاثیرات مثبتی بر فرد بخشنده دارد نیز می تواند بهترین انگیزه برای تمرین بخشش باشد. مثلا این که بدانیم وقتی کینه کسی را به دل می گیریم، فکر صدمه زدن به کسی را در سر می پرورانیم یا کلاممان را تند و تیز می کنیم و طعنه آمیز حرف می زنیم، پیش از آن که به فرد مقابل آسیب بزنیم، خودمان را هدف قرار داده ایم و سبب ترشح هورمون های آسیب زننده به بدن خویش شده ایم. موانع بخشش را از بین ببریدبرای این که بتوانیم راحت تر ببخشیم، باید موانع بخشش را نیز از سر راهمان برداریم و به اصطلاح چشم هایمان را بشوییم. به این ترتیب برای این که فکر و ذهنمان آماده بخشش شود، باید به خود بقبولانیم که مسائل گذشته از بین رفته و دوباره تکرار نخواهد شد که این به معنی خلاصی از دست افکار قدیمی و پرورش افکار تازه در ذهن است. فکر نکنید چه کسی برنده استبرای تبدیل شدن به فردی بخشنده نباید مدام به این فکر کنیم که با گذشتن از اشتباهات دیگران آنها برنده می شوند و ما بازنده، بلکه باید خود را برنده حقیقی بدانیم و ایمان داشته باشیم که با بخشیدن از شر افکار کینه جویانه خلاص می شویم و در راهی قرار می گیریم که انتهای آن دستیابی به آرامش است. منبع: همشهری دو

more_vert افسرده و غمگینم، چه کنم؟!

ادامه مطلب

closeافسرده و غمگینم، چه کنم؟!

موارد متفاوتی وجود دارد که می‌تواند ما را گرفتار این بیماری ویران‌کننده کند، اما روش‌هایی برای مهار آن نیز وجود دارد که می‌توانیم با استفاده از آنها تاحد زیادی خود را از افسرده شدن دور نگه داریم. -اندیشه درست یک ذهن افسرده مدام به موضوعات بد فکر می‌کند و در خصوص احتمال‌های منفی آینده نیز نگرانی‌های غیرضروری دارد. این چرخه تفکر منفی، بدبختی و مصیبت را بزرگنمایی می‌کند تا جایی که فرد احساس می‌کند هیچ راهی برای بیرون آمدن از مشکلاتش ندارد و خود را بیش از حد گرفتار و ناراحت می‌بیند. بنابراین خیلی لازم است که درست اندیشیدن را یاد بگیرید. در واقع بیاموزید روی زمان حال متمرکز شوید و این کار مهارت و تمرین می‌خواهد. یکی از تمرین‌ها برای این کار معطوف کردن حواس پنجگانه به زمان حال است؛ لمس کنید، بچشید، ببویید، ببینید و بشنوید. با انجام دادن چنین تمرین‌هایی دیگر وقتی برای نگران شدن برایتان باقی نمی‌ماند.-بدبینی افراد افسرده با نگاه بدبینانه‌ای به دنیا می‌نگرند. وقتی موضوعی بد پیش می‌رود به سرعت خودشان را سرزنش می‌کنند، اما اگر موضوع خوبی پیش بیاید آن را تصادفی می‌پندارند. افسردگی معمولا تردید به خود و احساس بی ارزش بودن را در فرد افزایش می‌دهد. مراقب افکار و گفتار درونی‌تان باشید. هرگز به خود اجازه بدبینی ندهید و هر اتفاق بدی را که افتاد به گردن خود نیندازید و خود را سرزنش نکنید. در مقابل، اگر کاری انجام دادید که موجب حتی اندکی موفقیت شد آن را در نظر بگیرید و حاصل مستقیم عمل خود بدانید. با این کار به مرور بدبینی را از وجود خود دور می‌کنید.-توجه به موضوعی دیگر گاهی اوقات بزرگ‌ترین دشمن افراد، افکارشان است. افکار بد و منفی نسبت به خود و زندگی مان ما را به ورطه افسردگی می‌کشاند. بنابراین هرگاه احساس افسردگی کردید حواس خود را به موضوعی دیگر معطوف کنید. مثلا به پیاده‌روی بروید یا کتاب بخوانید، جدول حل کنید. در حقیقت کاری انجام دهید که ذهن‌تان را از ترس‌ها و نگرانی‌ها به جایی دیگر معطوف کنند.-نور بیشتر گاهی اوقات آسمان ابری بویژه در ماه‌های زمستان موجب می‌شود نور کمتری به ما برسد و همین مساله ما را دچار افسردگی کند. بهترین راه‌حل، روشن کردن لامپ در خانه است، به طوری که اتاق تان از نور کافی برخوردار شود. علائم افسردگی فصلی دربرگیرنده مشکلات خواب، اضطراب، زودرنجی، خستگی و بی‌علاقگی به زندگی است و نور کافی می‌تواند به غلبه بر این نوع افسردگی کمک کند.-درمان شناختی این نوع درمان در معکوس کردن افسردگی بسیار موثر بوده و براساس روش‌های خاص تفکر است و می‌تواند برخی از مشکلات روحی را از فرد دور کند. البته این درمان را می‌توان با کمک مشاوری آگاه انجام داد. او به شما کمک می‌کند تا الگوهای فکری فعلی‌تان را کاملا درک کنید و هر بخش از آن را که مخرب است یا واقعی نیست و ممکن است موجب افسردگی شود یا افسردگی تان را بدتر کند شناسایی و از خود دور کنید. در واقع با این درمان، روش‌های تفکرتان را تغییر داده و الگوهای فکری واقعی و مفیدتری را به کار می‌بندید.-یادداشت خاطرات خاطرات‌تان را می‌توانید به دو روش بنویسید: اول این‌که ترس‌ها و نگرانی‌هایتان را یادداشت کنید و به این ترتیب به طریقی آنها را از وجود خود بیرون برانید و ذهن‌تان را آرام کنید. روش دیگر (که به مراتب بهتر است) این است که هر اتفاق خوشایندی را که در روز برایتان می‌افتد، بنویسید. البته حتما نباید این اتفاق‌ها بسیار خاص باشد. معمولی‌ترین آنها، مانند خوش و بش کردن با یکی از همسایه‌هایتان نیز به کار می‌آید. این روش به طور ناخودآگاه باعث می‌شود که نسبت به زندگی مثبت‌تر فکر کنیم و بدانیم قرار نیست همه چیز بد و ناراحت‌کننده پیش برود.-ارتباط با دوستانوقتی افسرده هستید، این کار بسیار سخت است، اما یکی از بهترین فعالیت‌هایی است که می‌توانید انجام دهید. با این روش آن‌قدر تنها نمی‌مانید که مدام به افکار ناراحت‌کننده بیندیشید. گردهمایی با دوستان می‌تواند اثر بسیار خوبی روی روحیه‌تان داشته باشد.

more_vert 6 ویژگی محیط کاری ناسالم

ادامه مطلب

close6 ویژگی محیط کاری ناسالم

آیا تاکنون در محل کارتان احساسی شبیه به راه رفتن روی پوسته تخم مرغ داشته اید؟ احساس این که نظرات شما هیچ اهمیتی ندارند، احساس ترس از اشتباه کردن و قرار داشتن در محیطی ترسناک و تهدیدآمیز. به احتمال زیاد اگر شما هر روز پس از برگشتن به خانه درباره محیط کار خود نق بزنید، زمان آن فرارسیده است که درک کنید محل کارتان محلی وحشتناک و افتضاح است. مطمئن نیستید؟ در این جا شش راهکار مطمئن برای پی بردن به نامناسب بودن محیط کار وجود دارد: رییس شما به طرز عجیب و غریبی شما را کنترل می کند این شخص جزییات امور را به شدت مدیریت می کند. موقعیت برای شما خفقان آور و تحمل ناپذیر است؛ زیرا او می خواهد همه تصمیم گیری ها را کنترل کند. او به اعضای گروه اطمینان ندارد و هیچ کس را جانشین خود قرار نمی دهد. هیچ اتاقی برای جلسات گروهی وجود ندارد، چون سبک مدیریت او مستبدانه است. در این دیکتاتوری خلاقیت و آموختن چیزهای جدید غایب است. شما باید فقط دستورات او را انجام دهید و نتیجه را به او گزارش کنید. افراد مدام یکدیگر را سرزنش می کنند در فرهنگ ما همیشه به ما گفته اند: «از هر دستی بدهی از همان دست پس می گیری». در ادارات بسیار مشاهده می کنیم که کارمندان بقیه را سرزنش می کنند. پس اگر ما نیز این کار را انجام می دهیم، باید منتظر باشیم بقیه هم همین رفتار را با ما داشته باشند. پس اگر در محل کار با این وضعیت مواجه اید و شما هم در این معرکه گرفتار شده اید، بهترین واکنش این است که خود را از این جو بیرون بکشید و سعی کنید موضوع را شخصی نکنید، با تمام تلاش به کارتان ادامه دهید، واقعیت را بگویید و هر کاری را که انجام دادید به صورت مستند ثبت کنید. شما نمی توانید به دیگران اعتماد کنید، بلکه می توانید آن ها را متهم کنید در محیطی سرشار از بی اعتمادی و دوز و کلک، جایی که هر یک از کارکنان سایرین را در نظر مدیر تخریب می کند، بروز دادن اطلاعات و شفاف کار کردن ناممکن است. در این محیط رقابتی ناسالم، امنیت شغلی را نمی توان پیش بینی کرد. اعتماد به همکاران خطرناک است، زیرا آن ها ممکن است دشمن شما باشند. در این صورت تنها می توانید به مدیر اعتماد کنید. شما باید رزومه خود را مرتب به روزرسانی کنید، زیرا اگر دیگران درباره شما بدانند، ممکن است شغلتان را از دست بدهید. شایعه پراکنی اخلاق را نابود می کند شما می دانید چه کسانی به این کار علاقه دارند. کارمندانی که حس می کنند لیاقت بیشتری دارند یا از کارشان ناراضی اند یا آن هایی که سیری نزولی داشته اند. این افراد سریعا به شایعات دامن می زنند و در تصمیم گیری های نادرست به سرعت رهبری جمع را به دست می گیرند. این افراد ویروس خود را به بقیه کارکنان نیز منتقل کرده و از سایرین استفاده ابزاری می کنند و نیز درباره افراد تازه وارد حس بدی به شما القا می کنند. محیط کار سرشار از نفاق و دورویی است آیا تاکنون دیده اید برخی از افراد برای کسب محبوبیت به شدت نزد مدیران چاپلوسی و پاچه خاری می کنند؟ شما چنین افرادی را خوب می شناسید. آن ها از راه درست منحرف می شوند. پا را زا حد و مرز خود فراتر می گذارند. با مدیر دوست می شوند و در امور مدیریتی نفوذ کرده و آن ها را تحت کنترل خود در می آورند. چیزهایی مانند افزایش حقوق، آموزش های اضافی، ساعات اضافه کاری و اموری که هیچ کس دیگری از آن ها خبر ندارد و نمی تواند آن موقعیت هار ا بگیرد. نگاهی به کسانی که بیش از سایر همکاران با مدیر معاشرت دارند و بیش از حد معمول با او وقت می گذارند بیندازید. چرخ زندگی آن ها بهتر از دیگران می گردد، زیرا آن ها نزد مدیر محبوب ترند. با افراد و کارکنان مثل اشیا برخورد می شود گاهی از دیدگاه مدیران ارشد کارمندان به منزله زنبورهای عسل کارگر تلقی می شوند و به نظرات، رفاه و بهبود سطح زندگی آن ها هیچ اهمیتی داده نمی شود یا این که به آن ها به چشم عوامل هزینه زا نگاه می شود تا سرمایه های یک سازمان. این کار باعث می شود که شور و شوق برای استخدام در آن سازمان بی انگیزگی، فرار از مسئولیت، استرس و فرسودگی تبدیل شود. منبع: ماهنامه معیشت

more_vert کتاب مدیر عامل

ادامه مطلب

closeکتاب مدیر عامل

مرجان قاسمی در کتاب مدیر عامل، سعی کرده درباره وظایف مهم و اساسی مدیران صحبت کند، وظایفی که در همه سازمان‌ها مشترک است و در هر رده مدیریتی می‌توانید از آن بهره ببرید. به خاطر داشته باشیم؛ هیچ کسی مسئول موفقیت ما در زمینه کاری نیست، این خود ما هستیم که باید برای آن تلاش کنیم. در کشور عزیزمان ایران به شدت با بحران مدیریتی رو‌به‌رو هستیم. بحرانی که اصلا قابل چشم‌پوشی نیست. بحران مدیریتی به همین جا ختم نمی‌شود. شرکت‌ها و سازمان‌ها توسط کسانی اداره می‌شوند که دانش کافی درباره مدیریت ندارند و صرف این که سرمایه‌دار هستند مدیریت یک سازمان را به عهده دارند و این عدم وجود علم کافی به مرور زمان باعث بروز مشکلات بی‌شماری می‌شود. علم مدیریت این امکان را به یک مدیر می‌دهد که روند پیشرفت سازمان را با همه اعضای سازمان شریک شود، هر چقدر بتواند توانایی کارمندانش را بالاتر ببرد سود بیشتر نیز کسب می‌کند، هر چقدر بتواند امنیت شغلی بیشتری ایجاد کند، وفاداری کارمندانش بیشتر می‌شود. از دیگر مهارت‌های یک مدیر این است که بداند برخی از کارها و وظایف را باید به دیگر مدیران و کارمندان واگذار کند، این روش اعتماد متقابل را به وجود می‌آورد و همچنین یک مدیر زمانی کافی برای رسیدگی به دیگر امور را دارد. شغل مدیر اجرایی یکی از پرطرفدارترین و پیچیده‌ترین شغل‌ها در یک سازمان است. همگان معتقدند یک مدیر اجرایی هر کاری را که اراده کند انجام می‌دهد، زیرا بسیار قدرتمند و به طرز شگفت‌انگیزی توانا هستند. تعریف این شغل بنا به ماهیت خود، به معنی رفع نیازهای کارمندان، مشتریان، سرمایه‌گذاران، جوامع و ضوابط است. برخی از وظایف مدیران اجرایی را می‌توان به افراد دیگر واگذار کرد. اما وظایف مهم این شغل باید توسط مدیر اجرایی انجام شود. باید اعتراف کرد، هیبت عنوان شغلی مدیر اجرایی باعث می‌شود دیگران احساس ترس کنند. قدرت، دستمزد و فرصت مدیر شدن، واقعا ارزش ترسیدن را دارد. مطلبی که می‌گوییم خوشایند نیست ولی واقعیت این است؛ افراد کمی در این شغل موفق هستند، در واقع در هر 20 نفر یک نفر به درجات عالی می‌رسد. این کتاب به دور از حاشیه‌پردازی مطالب مفید و کاربردی ارائه کرده است. در بخشی از کتاب مدیر عامل می‌خوانید: اغلب سعی کنید قدردان باشید! بدون کارمندان‌تان، رویا‌ها و برنامه‌های شما ارزشی ندارند. از هر فرصتی برای قدردانی کردن از کسانی که اطرا‌ف‌تان هستند استفاده کنید و آن‌ها را تحسین کنید، به خصوص در جمع. به دست آوردن تنها مسئولیت شماست. وقتی کارها آن‌طور که شما می‌خواهید پیش نمی‌رود، مسئولیتش را قبول کنید حتی اگر اشتباه از شما نباشد. طرز فکر مسئولانه نسبت به طرز فکر سرزنش کننده شما را بسیار قدرتمند خواهد کرد. به طور منظم شرایط را بررسی کنید و بپرسید "چه کار متفاوتی می‌توانم انجام دهم (یا متوقف کنم) تا یک تغییر مثبت ایجاد کنم؟" آن کار را پیدا کنید و انجام دهید. خواهید دید، با اهمیت دادن به مسئولیت‌پذیری به جای سرزنش کردن دیگران جدا از اثرات جانبی‌اش چقدر قدرت بیشتری به دست خواهید آورد. تعدادی مشاور صادق جمع کنید تا شما را مجبور به پاسخگویی راجع به رفتارتان کنند. گاهی اوقات هئیت مدیره به شما بازخورد صادقانه می‌دهد اما آن‌ها از کارهای روزمره شما آگاهی ندارند. مرتبا از اشخاص دیگری درخواست بازخورد کنید کسانی چون: دوستان، آشنایان و همکاران. مشکل‌هایتان و نحوه رفع آن‌ها را به این افراد بگویید و بخواهید تا صادقانه آن را ارزیابی کنند. تمام افراد یک سازمان مستلزم پاسخگویی برای رفتارهایشان هستند به جز مدیر اجرایی. برای رفع این مشکل سعی کنید تا آن‌جا که می‌توانید جوابگوی رفتار خود باشید. فهرست مطالبپیشگفتارتوصیف شغل مدیر اجراییبخش یکم: تعریف شغل مدیریت اجراییمدیریت اجرایی چیست؟وظایف اصلی مدیر اجرایی چیست؟بخش دوم: سنجش موفقیت از دیدگاه مدیر اجراییبخش سوم: مشکلات و راه‌حل‌های مدیر اجراییبخش چهارم: نکاتی برای ماندن در اوج (بالاترین سطح مهارتی)با تعداد کمی از افراد در ارتباط باشیدمتواضع باشیددرست بیاموزیدسطح خود را بالا ببریدمنابع

more_vert انتقام بعد از شکست عشقی ممنوع!

ادامه مطلب

closeانتقام بعد از شکست عشقی ممنوع!

بعد از شکست عشقی این کارها را نکنید با تمام عشقی که من نثارش کرده بودم، با وجود آن همه زمان و انرژی که برایش صرف کرده بودم، همیشه ته دلم آرزوی این را داشتم که «روزی نظرش را عوض می کند و کوتاه می آید و عشق مرا می پذیرد. همیشه خودم را این طوری دلداری می دادم که او نمی تواند از این همه عشقی که به پایش ریخته ام بگذرد. اما در کمال ناباوری من، این کار را کرد. از آن روز سیاهی که خبر نامزدی اش را شنیدم، یک سال می گذرد. مدت ها خواب به چشمم نمی آمد. شب و روز به سقف اتاق خیره می شدم و با خودم فکر می کردم که چه کار باید می کردم تا او را به دست بیاورم. از این که می دیدم نامزدش هیچ مزیتی بر من ندارد، حرص می خوردم. سطل آشغال اتاقم پر از ته سیگار بود و عکس هایش را همه جای اتاقم چسبانده بودم. نمی دانم چه طور شد که از آن حال در آمدم و بهتر شدم. شاید اگر مراقبت های مادر و دوست صمیمی ام نبود تاحالا چند بار خودکشی کرده بودم. اما حالا توانسته ام روی پای خودم بایستم و دوباره به زندگی برگردم. هنوز هم نامش را که می شنوم دلم می لرزد. هنوز هم تلخی احساس ناکامی آن روزها را مزه مزه می کنم. اما دیگر این تیغ کُند شده است. دیگر زخمش کاری نیست. گویا دارم بهتر می شوم. با شکست عشقی چه کار نکنیم؟ یکی از مهم ترین ویژگی هایی که ما انسان ها را از موجودات زنده دیگر متفاوت می کند، این است که ما می توانیم هیجان های بسیار پیچیده ای داشته باشیم. عشق یکی از این هیجان های پیچیده است. عشق از بحث برانگیزترین پدیده هایی است که آدمیزاد از زمان پا گذاشتن در دنیا با آن دست و پنجه نرم کرده و در هر زمان و فرهنگ و بافت تاریخی خاص، معنای خاصی برایش درنظر گرفته است. نکته دیگری که عشق را پیچیده تر می کند این است که در یک رابطه عاطفی معمولا دو نفر درگیر هستند و احساسات و هیجانات هر دو نفر در این رابطه بایستی در نظر گرفته شود. این جاست که بسیاری مسائل شروع می شود. مشکلات کنار آمدن با فردی که از صمیم قلب دوست داریم، ولی به دلایل مختلفی ممکن است دل ما را بشکند، ما را تنها بگذارد و یا حتی آن قدر که دوستش داریم، ما را دوست نداشته باشد. ممکن است شکست عشقی ناشی از ازدواجی ناکام باشد و یا حتی عشقی یک طرفه که ناگفته باقی مانده است. نکته ای اصلی این جاست که در این شرایط با کسی طرف هستیم که احساس شکست خوردگی و فقدان می کند. کارهایی که نباید بعد از این شکست کنیم، حتی شاید از کارهایی که باید انجام بدهیم، مهم تر باشد. در این مطلب به این نکردنی ها اشاره شده است. بعد از شکست عشقی به دنبال جایگزین نباشید گاهی اوقات کسانی که بعد از شکست عشقی با ما مشورت می کنند، از این شکایت دارند که چرا نمی توانند فرد دیگری را جایگزین فرد مورد علاقه شان کنند. پاسخ این است: خواهش می کنم این کار را نکنید! اگرچه تحمل درد جداشدن یا دل کندن از فردی که دوست دارید، با حضور یک فرد دیگر راحت تر است، اما این کار باعث می شود نتوانید به صورت کامل موضوع را برای خودتان حل و فصل کنید. شروع یک رابطه ی جدید، آن هم با هدف فراموش کردن محبوب قبلی مانند این است که دردتان را داخل کیسه کرده و جایی پنهان کنید. البته این درد بیکار نمی ماند و رابطه جدیدتان را هم خراب می کند. شاید در کتاب های مختلف به فرمول هایی برای مدت زمان لازم بین قطع رابطه و شروع یک رابطه ی جدید برخورد کنید، اما نکته این جاست که هر کس با سرعت مخصوص خودش بهبود می یابد و بنابراین توصیه ی کلی این است که حداقل چند ماهی برای شروع رابطه جدید صبر کنید. شاید یک مشاور بهترین راهنما برای این باشد که متوجه شوید چه زمانی آماده ی برقراری یک رابطه ی جدید هستید. بعد از شکست عشقی انتقام نگیرید حتما داستان عاشق های حسودی را شنیده اید که به دلیل نه شنیدن از محبوبشان دست به کارهای وحشتناکی زده اند. این آدم ها اگر چه محدود و انگشت شمار هستند اما به ما نشان می دهند که تحمل درد شکست عاطفی چقدر می تواند دشوار باشد. البته بیشتر آدم ها در واکنش به شکست عاطفی چنین کاری نمی کنند اما ممکن است دست به کارهایی بزنند که به نوعی بوی انتقام می دهد. برای مثال ممکن است خودشان را به دام رابطه های کوتاه مدت بیندازند و یا به مصرف سیگار و الکل و مواد رو بیاورند (به خصوص اگر بدانند که این رفتارها موردپسند طرف مقابلشان نیست). البته این رفتارها را می توان بخشی از مرحله خشم و تا حدودی قابل درک دانست، اما درواقع اگر دست به چنین رفتارهایی بزنید، مهم ترین صدمه به خود شما وارد می شود. بعد از شکست عشقی خودتان را سرزنش نکنید وقتی رابطه ای تمام می شود و یا از کسی جواب نه می شنویم، یک ذره بین بزرگ بر می داریم و شروع به وارسی عیب و ایرادات خودمان می کنیم. من چه اشکالی داشتم که او مرا نخواست؟ چرا رابطه را به هم زد؟ قبل از هرچیز یادتان باشد که پذیرفته شدن یا نشدن از طرف دیگری خیلی اوقات به سلیقه و خواسته های طرف مقابل بستگی دارد و به فرض اینکه شما قصد داشته باشید کاملا شبیه آن چه او می خواهد بشوید، باید فال گیر یا ذهن خوان بسیار موفقی باشید. پس اگر رابطه ی عاطفی تان به جایی نرسید یا محبوبتان شما را نپسندید، خودتان را از این بابت سرزنش نکنید. یادتان باشد که پذیرفته نشدن از طرف یک نفر به معنی تمام شدن دنیا نیست. همه ی ما دوست داریم محبوب کسی باشیم که به او عشق می ورزیم، ولی خب! خیلی اوقات شرایط بر وفق مراد پیش نمی رود. بعد از شکست عشقی طرف مقابل تان را سرزنش نکنید در سیر بهبودی از شکست عاطفی زمانی می رسد که ما از دست همه چیز و همه کس عصبانی می شویم. درست است. حتی از محبوبمان هم عصبانی می شویم. این نکته ممکن است به دلیل نپذیرفتن ما باشد یا اینکه تلاش کافی نکرده است که رابطه را پایدار نگه دارد. هر چند این عصبانیت می تواند در کوتاه مدت برای اعتماد به نفس آسیب دیده ما تسکین دهنده باشد، مراقب باشید که اغراق نکنید. طرف مقابل هم مانند شما انسانی است با سلیقه ها و علائق خودش و این که شما را نخواسته است، نه به معنی بد بودن شما و نه به معنی بد بودن اوست منبع: مجله سپیده دانایی

more_vert 10 روش ساده برای رهایی از عذاب وجدان!

ادامه مطلب

close10 روش ساده برای رهایی از عذاب وجدان!

گذشته گذشته و خیلی چیزها را نمی توان تغییر داد یا اصلاح کرد پس چطور با خودمان کنار بیاییم؟ عذاب وجدان از کوتاهی کردن از کاری که باید انجام می دادیم یا احساس مسئولیت نشات می گیرد و اگر تداوم داشته باشد به اضطرات و افسردگی می انجامد. در این گزارش شما را با 10 روش رهایی از حس عذاب وجدان آشنا می کنیم. 1. کار را به عذاب کشیدن نکشانید پیشگیری همیشه بهتراز درمان است. باور کنید اگر کمی فقط کمی قبل از گفتن هر سخن یا انجام هر کاری فکر کنید و حرف هایتان را بسنجید خیلی وقت ها از عذاب وجدان بعدی رها خواهید شد. اما به هر حال این حس هر از چند گاهی برای همه ما بروز خواهد کرد. در این حالت با خود می گویید "من به قدر کافی سعی نکردم " 2. اصلاح خطا به جای اینکه خودتان را آزار بدهید دست به کار شوید و خطاهاتان را اصلاح کنید شاید نتوانید به ایده آل های خود برسید اما لا اقل می توانید کاری کنید که اوضاع کمی بهتر شود و کمی احساس مفید بودن بکنید. شاید یک عذرخواهی ساده،یک سلام و حتی خریدن یک جعبه شکلات هم دیگران را خوشحال کند و هم از عذاب وجدانتان بکاهد اگر موجب آزار کسی نشدید حتما خودتان را آزار داده اید که این هم بدان معناست که مهم ترین را آزرده کرده اید! یعنی خودتان. از خودتان عذرخواهی کنید از خودتان دلجویی کنید! برای خودتان وسایل شادی و نشاط را فراهم کنید و بعد با مهربانی و گذشت خودتان را ببخشید!! برخی از آدم ها می توانند لشکری از آدمیان که در حقشان ظلم کرده اند را ببخشند اما از کوچکترین خطاهای خود نمی گذرند و برای سالها خود را ملامت و سرزنش می کنند. تنها نتیجه چنین کارهایی فقط کاهش عزت نفس شما و از دست رفتن اعتماد به نفستان است. به خودتان رحم کنید. 3. درد دل کنید درددل کردن و صحبت از ناکامی ها و ناراحتی ها برای اغلب خانم ها کار ساده ایست اما برای بسیاری از آقایان کاری بس دشوار می نماید. اما باورکنید صحبت باکسی که دوستتان دارد به شما آرامش خواهد داد و کمک می کند کمتر در ذهنتان خود را آزار بدهید. اما دقت کنید (این نکته بیشتر باید مورد توجه خانم ها باشد) موقعی که مشغول درد دل هستید از دایره انصاف خارج نشوید و مراقب باشید حرف هایی نزنید که بعدا عذاب وجدانتان را چند برابر کند! 4. سفرکنید مسافرت گزینه خوبی برای رهایی از خود درگیری و خود آزاری است سفر می تواند یک روزه باشد یا حتی رفتن به یک پارک نزدیک منزل و خوردن بستنی و تماشای شادی و سرزندگی مردم شهرتان. شاید هم سفری باشد به درون خودتان و یافتن چیزهایی که قبلا نمی دانستید. 5. نذری بدهید بله چیزی که دوست دارید را بخرید و به دیگران ببخشید. فکر می کنید خدا به نذورات ما نیازمند است؟ مسلما نه اما وقتی چیزی که برای شما ارزشمند است را به دیگران ببخشید به شما کمک می کند تا احساس بهتری بکنید. نذر کردن قرن هاست در اغلب فرهنگ های کهن وجود داشته و حس امید را در بشر زنده نگه می دارد. نذر می تواند یک بسته شکلات میوه ای باشد تا ......... 6. خود آزاری نکنید بعضی ها عادت دارند زمانی که دچار عذاب وجدان می شوند به جای اینکه به موقعیت پیش آمده ، کاری که کرده اند و حرفی که زده اند فکر کنند کل هستی شان، شعورشان و موجودیتشان را انکار و به خود سخت ترین کلمات را که دشمنشان هم نمی گویند می زنند به جای این کار تلاش کنید از بیرون به وضعیت موجود نگاه کنید. 7. پدر و مادر خوبی باشید ایجاد و پیشرفت این عادات و حس عذاب وجدان از زمان کودکی تا به حال، چنان شما را رنج می دهد که به افسردگی های مزمن و نگرانی های ذهنی دچار می شوید، و به تدریج تأثیرات آن بصورت ناتوانی ها و عدم موفقیت در تمام مراحل زندگی نمایان می شود. شاید باورش سخت باشد ولی پایه و روند زندگی ما در بزرگسالی همان تجربیات، افکار و عادات ذهنی است که در سنین 2 تا 5 سالگی در ما شکل گرفته است و منشأ تمامی مشکلات و ناهنجاری های ما از همان سن شروع شده است. حتماً همگی، این جملات را از کودکی به خاطر دارید؛ "تو باید همیشه اینچنین باشی...، تو هیچ وقت نباید...، تقصیر تو بود که...،" تأثیرات منفی این جملات در حین سادگی، اینقدر از کودکی ذهن ما را تحت فشار قرار داده است که حتی در همان سنین کم درون ما ریشه دوانده است. بطور مثال، والدین شما موقع خرید چیزی برایتان می گفتند: "تو فقط کارت شده خرج کردن، هرچقدر پول داشتیم برای تو خرج کردیم!" و در این حالات است که بدون اینکه متوجه باشید از همان دوران، عذاب وجدان و احساس گناه در شما رشد کرده است. در این راه بهتر است از کودکی با بچه ها از طریق بیان دلیل و منطق برخورد کنیم و آنها را از انجام کاری باز داریم نه با سرزنش و توبیخ. 8. به داشته هایتان ببالید به آنچه دارید ببالید و بیشتر به آنها توجه کنید لازم نیست همیشه نداشته ها و خطاها یتان را ببینید. اگرچه گفته اند ترک عادت موجب مرض است اما ترک این عادت نه تنها موجب مرض نمی شود بلکه شما را زنده و سالم می کند . چون به کسی که دائم مشغول سرزنش خویش است نمی توان زنده اطلاق کرد. زنده شوید. 9. از بیان اشتباهاتتان نترسید اعتراف به اشتباه درحضور دیگران عین شجاعت است. اگر فکر می کنید لازم است به کسی بگویید که کارتان اشتباه بوده و پشیمانید این کار را انجام بدهید. به واکنش وی هم کاری نداشته باشید این کار را برای خودتان بکنید. 10. فراموش می کنید یکی از بزرگترین نعمت هایی که خدا به بشر داده و ما هر روز بابت آن باید شکرگذار باشیم نعمت فراموشی است. در غیر این صورت چطور می توانستیم از دست دادن عزیزانمان را تحمل کنیم . پس از وارد آمدن مصیبت های فراوان قد علم کنیم. پس دیر یا زود این مشکل را هم فراموش خواهید کرد و شاید روزی به این روزها بخندید . خودتان را درگیر نکنید. منبع: بانکی

more_vert چگونه منتقد درونی خود را ساکت کنیم؟

ادامه مطلب

closeچگونه منتقد درونی خود را ساکت کنیم؟

وقتی خود را مورد انتقاد شدید قرار میدهیم، یک مشکل کوچک تبدیل به گردبادی از شکست میشود. مثبت فکر کنید مقداری انتقاد از خود چیزه بدی نیست: میتواند چک کردن واقع گرایانه ای باشد که کمک کند فردی بهتر باشیم. اما تفاوت بسیار زیادی بین ” باید بیشتر از قبل کار کنم ” و ” من باعث سرافکندگی هستم ” وجود دارد. دکتر تامر چانسکی، روانشناس و نویسنده کتاب (Freeing Yourself From Anxiety ) میگوید: انتقاد بیش از حد از خود تاثیری معکوس دارد و به جای پیشرفت باعث میشود بیشتر روی شکست متمرکز شوید. و تحقیقات نشان داده در طولانی مدت چنین حالتی باعث افزایش استرس و حتی بروز افسردگی میشود. خوشبختانه راه های زیادی وجود دارد که منتقد درونی را در جهت خوب و مفید استفاده کرد. همه چیزهای منفی را در جعبه بگذارید وقتی خود را مورد انتقاد شدید قرار میدهیم، یک مشکل کوچک تبدیل به گردبادی از شکست میشود. پس دفعه بعد از وقتی که یک فکر منفی خود را نشان داد، چند نفس عمیق بکشید و خیلی سریع محدودش کنید و مشکل تان را در کوچکترین جعبه ی ممکن قرار دهید. اگر فکر میکنید در یک ملاقات خیلی خراب کردید به جای اینکه بگویید من یک احمقم ، همه چیز را خراب کردم، بگویید: از لغات ضعیفی استفاده کردم. تجسم جعبه بسیار مهم است. در ذهن خود یک جعبه کوچک تصور کنید به اندازه ای که مشکلتان پرش کند، با این کار اعتماد بنفس خود را از دست نمیدهید. قدرت افکار ممکن را امتحان کنید فشار زیادی را متحمل میشویم تا چیزی را کاملا بچرخانیم و مثبتش کنیم. اما تحقیقات نشان داده زمانی که از نظر روانی در سطح پایینی قرار داریم و خود را مجبور میکنیم تا چیز های مثبت بگوییم در نهایت حالمان بدتر میشود، به خاطر اینکه دروغ سنج داخلی مان خاموش میشود. توصیه میشود از تکنیک فکر کردن به آنچه ممکن است استفاده کنید، که شامل افکار خنثی در مورد وضعیت و نام گذاری حقایق است. مثلا به جای اینکه بگوییم من از چاقی مثل خرس شدم باید گفت دوست دارم 15 کیلو کم کنم و میدانم چطور این کار را بکنم. از خود بپرسید که واقعا گناهکارید به یک ملاقات رفته اید و لباسی که پوشیدید از نظر خودتان مناسب نیست. با خود فکر میکنید، بدترین اشتباه عمرم را کردم. چیزی که در سر شما میگذرد چنین است که همه چیز بر علیه تان است. با خود کمی مهربان باشید از در مورد افکار درونی که دارید از خود سوال بپرسید این راهی است که میتوانید صدای منتقد درونی را پایین بیاوید. آیا کسی به جز خودم چنین فکری دارد؟ آیا اصلا لازم است انقدر خودم را سرزنش کنم؟ یک اشتباه ارزش این مقدار زجر کشیدن را دارد؟ برای هر چیز نقطه ی چرخش خوبی قرار دهید یک نیشگون کوچک گاهی میتواند دیدتان را عوض کند، به جای اینکه بگویید من خیلی بی نظمو آشفته هستم هیچ وقت نمیتوانم کارهایم را انجام دهم، خود را تمرین دهید تا بگویید فکر میکنم که نتوانم این کار را انجام دهم. به نظر احمقانه میرسد، اما همین تغییر کوچک در لغات فاصله زیادی ایجاد میکند. دکتر چانسکی میگوید من همیشه به مراجعینم میگویم به جای اینکه به خود بگویند من احمقم بگویند حس میکنم کارم احمقانه است، شاید به نظر فرقی با هم نداشته باشند اما تفاوت معنی داری بین این دو وجود دارد. در جمله اول شخص خود را احمق میداند اما در جمله دوم فرد تنها این احساس را دارد و خود را احمق نمیداند. بپرسید: بهترین دوستم چه میگوید؟ راه سریع برای حل مشکل انتقاد شدید از خود این است که بهترین دوستتان یا شخصی که مورد اعتمادتان است را به ذهن بیاورید و فکر کنید که اگر او بود چه میگفت. مطمئنا به بی رحمی منتقد درونی که دارید جواب نمیداد مثلا میگفت: نه اینقدرها هم که فکر میکنی بد نیست واقعا اینطور فکر میکنی؟ واقعا فکر میکنی به خاطر یه اشتباه دنیا به آخر رسیده؟ یک قانون دیگر: اگر به دوست خود نمیگویید به خود نیز نگویید، برای مثال دوستتان را برای ریختن سس روی لباستان دائم سرزنش نمیکنید – حداقل ما آرزو میکنیم چنین آدمی نباشید. به منتقد درونی خود یک اسم دهید دکتر برن براون، استاد پژوهش در دانشگاه هوستون کالج و فارغ التحصیل مددکاری اجتماعی و نویسنده کتاب ” The Gifts Of Imperfection ” میگوید: شاید کمی خنده دار باشد! اما وقتی متقد درونی خود را نق نقو صدا کنید دیگر زیاد جدیش نمی گیرد، ( باز نق نقو پیداش شد ) اسمی که میخواهید بگذارید کمی باید مسخره و خنده دار باشد تا بتواند تنش را از شما دور کند. گوشی را بردارید شرم تنها وقتی کار میکند که ما مانند راز پنهانش کنیم، پس اگر بعد از یک مهمانی فکر کردیم که چیز احمقانه ای گفته ایم، تلفن را بردارید و بگویید میخواهم به این شرم پایان دهم، و اتفاق را برای شخص مورد نظر توضیح دهید مطمئن باشید که او میخندد و با این کار حداقل دیگر پیش خودتان احساس شرم و خجالت نمیکنید. پس شجاع باشید و برای راحت شدن خیالتان این کار را امتحان کنید. نقص خود را بپذیرید <این اشتباه است که همیشه برای خود استانداردهای بالا در نظر بگیرید. کمال گرایی بسیار مخرب است. دکتر براون می گوید: من در طول دوازده سالی که کار میکنم با بسیاری از مدیران بزرگ و ورزشکارانی که عنوان برده بودند مصاحبه کردم، تا به حال نشنیده ام که یکی از آنها بگوید من همه چیز را بدست آورده ام چون کمال گرا هستم، هیچ وقت! ولی به جای آن چه چیزی شنیدم؟ آنها از اشتباهاتشان درس میگرفتند و سپس دوباره به حرکت ادامه می دادند. پس کمی استاندارد های خود را راحت بگذارید. اگر همان یکدلی که با دوست خود دارید با خود نیز داشته باشید خیلی راحت از پس سرزنش خود بر می آیید و پیروز می شوید. منبع: سلامت نیوز

more_vert مقاله خودباوری؛ چالش‌ها و راهکارها (با تأکید بر نگرش دینی)

ادامه مطلب

closeمقاله خودباوری؛ چالش‌ها و راهکارها (با تأکید بر نگرش دینی)

مقاله علمی و پژوهشی " خودباوری؛ چالش‌ها و راهکارها (با تأکید بر نگرش دینی)" مقاله ای است در 30 صفحه و با 40 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد پژوهشهای اخلاقی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث کرامت نفس، خودباوری، اعتماد به نفس، عزت نفس پرداخته شده است چکیده مقاله خودباوری با شبکه ای از مفاهیم دینی نظیر کرامت نفس، عزت نفس، حرمت نفس، عدم سرزنش خویش، اراده مندی، توانایی حل مسئله و تکیه نمودن بر خالق جهان و امکانات آن، در ارتباط است. خودباوری نشانه هایی دارد که می-توان به ترس، کم رویی، گوشه گیری، ناامیدی، بدبینی، دروغگویی و پرخاشگری اشاره کرد. درصورتی که آدمی تحقیر گردد، مقایسه شود، آرزوهای دست نایافتنی داشته باشد و به خودپندارة نادرست مبتلا گردد، اعتماد به نفس خویش را از دست داده و در مسیر تضعیف قرار می گیرد. مقاله حاضر به این سؤال اساسی پاسخ می دهد که انسان مؤمن چگونه می-تواند اعتماد به نفس ضعیف خویش را تقویت کرده، به نقطة تعادل برساند. قرآن و نیز احادیث شیوه ها و راهکارهایی را ارائه می دهند. می توان نشان داد که دین دارای بعد عملی است و می توان برای معضلات روحی روانی بشر نظیر خودکم-بینی و خودناباوری مدل الهی ارائه کند. دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert با اشتباهات زندگی‌مان چگونه مواجه شویم؟

ادامه مطلب

closeبا اشتباهات زندگی‌مان چگونه مواجه شویم؟

هنگامی که شما پی به اشتباه خود بردید. کار درست و مسئولانه این است که اشتباه خود را بپذیرید. و در چنین مواقعی پذیرش عواقب کارتان می‌تواند راه حلی برای برون رفت از این اشتباهات باشد. نوع اشتباه خود را تشخیص دهید و خود را برای رویارویی با آن آماده کنید. در این مورد با طرف مقابل خود صحبت کنید و از اشتباهی که صورت گرفته است، عذر خواهی کنید. سپس موقعیت را ترک کنید تا کمی اوضاع آرام شود. تشخیص اشتباه شما باید خودتان را برای انواع سرزنش‌ها آماده کنید. از میزان اشتباهی که از شما سر زده است با خبر شوید و یک آمار درستی از این اشتباه به دست آورید. در این مورد باید مسئولیت‌پذیر باشید. هر کس ممکن است، اشتباه کند. در بیشتر موارد اشتباه کردن بخشی از زندگی ما انسان‌ها است. توجه داشته باشید، پذیرفتن کار اشتباه از طرف شما نشانه ضعف و یا ناتوانی شما در انجام امورات محوله نیست. به یاد داشته باشید برای انجام ندادن و یا اشتباه انجام دادن کار خود توجیه نتراشید. پذیرفتن اشتباه در بیشتر مواقع بهتر از توجیه آوردن برای اشتباه است. خودتان را سرزنش نکنید هر گاه اشتباهایی مرتکب شدید، خودتان را سرزنش نکنید. شاید کم کاری شخص و یا گروهی دیگر نیز در این اشتباه دخیل باشد. اما تمام قصور را از شما ببینند. شاید این امر هم به خاطر آن باشد که شما اشتباه خود را گردن گرفته‌اید اما در چنین مواردی حق ندارید، دیگران را در اشتباه شخصی خود شریک کنید. به یاد داشته باشید، پذیرش اشتباه نشانه آن نیست که با شما هیچ گونه برخوردی نباید بشود. پذیرش اشتباه شجاعت می‌خواهد که هر کس از عهده آن بر نمی‌آید. شاید همین پذیرفتن اشتباه باعث شود دقت‌تان را در انجام اموراتی که به شما محول شده، بالا ببرید. شما می‌توانید از اشتباهتان، درس عبرت بزرگی بگیرید تا در آینده دوباره آن را تکرار نکنید. به عنوان مثال، اگر پروژه‌ای در زمان معین به پایان نرسید و شما هم از پرسنل این پروژه باشید، شما می‌توانید کم کاری هایی که از خودتان سر زده را لحاظ کنید، به فکر محکوم کردن دیگران نباشید، حتی اگر آنها بخشی از این مشکل به وجود آموده باشند. کار را به بعد موکول نکنید سعی کنید به محض اینکه اشتباهی از شما سر زد همکار و یا همکاران خود را در جریان بگذارید. چرا که ممکن است، به زودی اتفاق ناخوشایندتری به خاطر اشتباهی که از شما سر زده، به وجود آید. در چنین شرایطی شما و دیگر همکارانتان باید زودتر اقداماتی را صورت دهید تا بر مشکلات اضافه نشود. یادتان باشد هر چقدر شناسایی مشکل زودتر صورت گیرد، حل آن نیز کم هزینه‌تر خواهد بود اما اگر مشکلات و اشتباهات روی هم انبار شوند، شاید دیگر وقتی برای جبران در اختیار نداشته باشید. شما با یک اقدام فوری می‌توانید از بروز انواع مشکلات پیشگیری کنید. نگذارید یک اشتباه باعث شود تا کل سیستم به هم بریزد. پذیرش و رفع اشتباه در چنین شرایطی بسیار حیاتی است. یادتان نرود شما باید در مورد اشتباهی که از شما سر زده است، جوابگو باشید. هر چقدر مشکلات به وجود آمده از اشتباهاتتان کمتر باشد، به نفع شما خواهد بود. با این تفاسیر پذیرش اشتباه و عنوان کردن آن کاملا به نفع شما است. البته ممکن است، اشتباهی که از شما سر زده، آن چنان حیاتی نباشد. در چنین شرایطی اگر می‌توانید بدون آنکه به مجموعه کاری خود ضرر بزنید، مشکل را برطرف کنید. نیازی نیست دیگران را از هر اشتباهی که از شما سر می‌زند، باخبر سازید. اعتراف کنید که اشتباه کرده‌اید پذیرش اشتباهی که انجام داده‌اید، نشانه آن است که شما قبول دارید که در انجام کار خود قصور کرده و دچار اشکال هستید. پذیرش چنین امری گرچه دشوار است اما نمونه‌ای از مسئولیت‌پذیری شما را نشان می‌دهد. چرا که هر شخصی چنین مسئولیتی را بر عهده نمی‌گیرد. عذر خواهی کردن وقتی کاملا مشخص شد که مشکل پیش آمده، حاصل از اشتباه شما است. عذرخواهی کنید و از مشکلی که پیش آمده، ابراز تاسف کنید. اشتباهی که از شما سر زده است، را قبول کنید تا بتوانید بیشتر و با خیال راحتری پی رفع مشکل باشید. به عنوان مثال، می‌توانید بگویید:«من متاسفم که پروژه را خراب کرده‌ام. این تقصیر من است و مسئولیت همه چیز را درمورد اشتباهی که صورت داده‌ام می‌پذیرم». احساسات شخص مقابل را درک کنید وقتی که اعتراف می‌کنید، در انجام دادن کاری که به شما محول شده بود، اشتباه کرده‌اید. ممکن است مدیر و یا سر کارگر شما عصبی و یا ناراحت شود. در چنین شرایطی با توجه به خلقیات طرف مقابل بگویید که درک می‌کنم، عصبی و ناراحت باشید. در حد امکان می‌توانم برای جبران این اشتباه، تلاش کنم. چنین حرف‌هایی باعث می‌شود، شخص مقابل کمی آرام شود. البته این کار ممکن است، روی همه افراد تاثیرگذار نباشد. در چنین شرایطی حتما موقعیت خود و طرف مقابل خود را بسنجید. سپس ابراز ندامت کنید. پیشنهاد یک راه حل وقتی شما به اشتباه خود اعتراف می‌کنید، این بدان معنی است که به فکر جبران اشتباه خود هستید. اکثر افرادی که از قبول اشتباه خود شانه خالی می‌کنند، به این دلیل است که از عواقب بعد از اشتباه خود می‌ترسند. اعتراف به اشتباه شهامت می‌خواهد و نشان می‌دهد که شما مایل به تغییر هستید و می‌توان به شما اعتماد کرد. اعتراف به اشتباه برای اجرای عدالت کمک فراوانی می‌کند. اکثر افراد شخصی را که اشتباه نه چندان بزرگی را مرتکب شده، پس از ابراز پشیمانی و ندامت به راحتی می‌بخشند. شما با گفتن اینکه بعد از این اشتباه جبران خواهید کرد و شخص متفاوتی خواهید بود، می‌توانید تاثیر بسیار زیادی روی کار فرمای خود داشته باشید. به شرط آنکه از این جمله به دفعات پس ازهر اشتباهی استفاده نکنید. پذیرش پیامدها پذیرش پیامدهای هر اشتباهی ممکن است ترسناک باشد. به خصوص اگر از عواقب آن با خبر باشید. در چنین شرایطی اعتماد به نفس خود را بالا ببرید و با شجاعت تمام با چنین مشکلی برخورد کنید. این شرایط ممکن است، برای هر شخصی پیش بیاید. به یاد داشته باشید که شما تجربه این کار را از قبل داشته‌اید. سعی کنید یکپارچگی شخصیتی خود را در هر شرایطی حفظ کنید. برخی از اشتباهات ممکن است به حدی جدی باشند که مجبور شوید کار خود را ازدست بدهید و یا تبعات خیلی سنگیتن‌تری را تجربه کنید. اما دلیل نمی‌شود که یک عمر به خاطر یک اشتباه از خود و دیگران فراری باشید. شاید وجود یکسری واکنش‌ها باعث شود، مسیر زندگی‌تان تغییر کند اما فرار کردن از اشتباهی که از شما سر زده، نمی‌تواند ایده خوبی باشد. واقع بین باشید شاید فرصت برای جبران اشتباهی که از شما سر زده، کم باشد. کمی واقع بین باشید و نگذارید که اشتباه شما باعث بروز انواع مشکلات جدیدتری شود. مدیریت بر روی زمان و رفتارتان می‌تواند به کمک‌تان بیاید. مشورت گرفتن از افراد دانا و با تجربه بی‌شک به سودتان خواهد بود. در هر محیطی که زندگی می‌کنید با افراد باتجربه و دانا در تعامل باشید. وجود این گونه افراد می‌تواند، پشتوانه بسیار خوبی برای مجموعه کاری باشد. عجله نکنید دیده شده است، افرادی که دچار اشتباه می‌شوند، به خاطر استرس آن اشتباه دچار اشتباهات بزرگ‌تری می‌شوند. از این رو وقتی اشتباهی مرتکب شدید خونسردی خود را حفظ کنید و در صورت ممکن چند نفس عمیق بکشید. وقتی آرامش‌تان حفظ شد، اقدامات مقتضی را انجام دهید. به عنوان مثال، ممکن است در صورت بروز اشتباه عجله کنید و همین عجله کردن در پاره‌ای از اوقات کار را خراب‌تر کرده و مجموعه کاریتان را بیش از پیش متضرر کند. مراقب تجربه‌های تازه باشید سعی کنید در مورد کارهایی که به شما سپرده می‌شود، با اشخاص خبره و یا دیگر همکاران مشورت کنید. شاید شما به فکر ابداع و یا آزمایش جدید در عملکرد کاری خود باشید. قبل از انجام چنین گزینه‌هایی با همکاران خود صحبت کنید. شاید چنین روشی اصلا کاربردی نباشد و احتمال بروز اشتباه را چندین برابر افزایش دهد. این در حالی است که شما فکر می‌کنید، کارتان درست است. سعی کنید هر کاری را طبق اصولی که از شما خواسته شده، انجام دهید. در پشت این درخواست‌ها و راهنمایی‌ها سال‌ها تجربه وجود دارد. تصور اینکه کاری که از شما خواسته شده، نتیجه سال‌ها تفکر افراد با تجربه است، شاید به شما کمک کند، هر کاری را خودسرانه آزمایش نکنید. سعی کنید برای اینکه کار خود را بدون نقص انجام دهید و مرتکب اشتباه نشوید، از تجربه همکاران خود بهره ببرید. توجه داشته باشید، ندانستن خیلی بدتر از نپرسیدن است. تجربه گرفتن از اشتباه وقتی اشتباهی از شما سر زد، به طور مداوم خود را سرزنش نکنید. این کار ممکن است باعث سرخوردگی شما شود. یادتان نرود اشتباهات نیز بخشی از زندگی هستند، به شرط آنکه یک اشتباه را دوبار تکرار نکنید. به آینده روشن امیدوار باشید و با قوت و دقت بیشتر به کار خود مشغول باشید. یادتان نرود هیچ کس کامل نیست. سعی نکنید با یک حالت شرم‌ساری زندگی کنید. مهم این است که از اشتباه خود تجربه حاصل کنید و با توجه به تجربه‌ای که آموخته‌اید، در تمامی مسیرهای زندگی، دقت خود را بالاتر ببرید تا دیگر دچار اشتباه نشوید. منبع: برترینها

more_vert گاهی مردان نیاز به سکوت دارند

ادامه مطلب

closeگاهی مردان نیاز به سکوت دارند

گاهی سکوت برای مردان لازم است و در این شرایط خانم ها نباید این عمل را دلیلی بر بی‌توجهی همسرشان نسبت به خود بدانند. منادی روانشناس و مشاور خانواده اظهار کرد: بیشتر خانم ها از کم حرفی مردان گله مند بوده و ابراز نارضایتی می کنند اما باید در نظر داشت که این رفتار تا حدی در میان مردان طبیعی است و نباید آن را دلیلی بر اعتنایی و یا بی‌محبتی مردان نسبت به خود دانست. وی تصریح کرد: گاهی خانم ها در زمان گفتن حرف هایی به همسر خود گرچه مهم هم باشد با سکوت و تردید او در پاسخ دادن مواجه شده و این رفتار را بی‌توجهی نسبت به خود می‌دانند ولی حقیقت این است که بعضی اوقات مردان نیاز به سکوت دارند. منادی در ادامه افزود: مردان گاهی احتیاج دارند که روی مسائل مورد علاقه خود در سکوت تامل کنند زیرا فرآیند تفکر درونی در آنها به گونه‌ای است که تا به نتیجه مطلوب دست نیافته‌اند با اطرافیان و حتی همسر خود صحبت نمی کنند. این روانشناس تاکید کرد: خانم ها باید اجازه این کار را به همسر خود بدهند که گاهی با خود خلوت کرده و به برخی مسائل بیندیشند. وی خاطر نشان کرد: برای اینکه بتوانید با این موضوع به راحتی کنار بیایید باید در گام اول تفاوت روانی مرد و زن را بپذیرید، مردان دوست ندارند مورد پرسش همسرشان قرار بگیرند از این رو منتظر باشید تا زمانی که او به میل خودش مطالبی از وقایع بیرون را برای شما بازگو کند. منادی با بیان اینکه هیچ گاه همسر خود را با شخص دیگری مقایسه نکنید و او را همان گونه که هست بپذیرید، یادآور شد: با ایجاد فضایی سراسر محبت و آرامش، همسرتان را به گفتگو ترغیب کرده و از هر گونه سرزنش و تحقیر همسر خود بپرهیزید زیرا این کار موجب قطع ارتباط کلامی با شما می شود. این روانشناس در پایان گفت: همواره همسرتان را تمجید و نکات مثبت اخلاقی اش را بر زبان بیاورید همچنین با رازداری درباره گفته هایش و گوش دادن به صحبت‌های او می‌توانید زمینه جلب اعتماد او را برای مشورت با خود فراهم کنید منبع: تندرست نیوز

more_vert بد دهنی

ادامه مطلب

closeبد دهنی

بد دهنی کودکان موضوع کمیابی نیست و خانواده های زیادی از آن شکایت دارند. بچه دائما از طریق بزرگترها، تلویزیون و مدرسه کلماتی را می شنود و بدون آنکه معنی دقیقش را بداند به عنوان حرف بد یاد می گیرد و تکرار می کند. اما اینکه شما به عنوان پدر و مادر و یا مربی کودکان چگونه با چنین مواردی برخورد نمایید، نیاز به کمی مهارت و صبر و حوصله دارد.

more_vert چرا اغلب افراد باهوش کمتر شاد هستند؟

ادامه مطلب

closeچرا اغلب افراد باهوش کمتر شاد هستند؟

شاید شنیده باشید که "اغلب افراد باهوش و دانشمند کمتر شاد هستند".چه علت‌هایی موجب عدم نشاط و کامیابی در این افراد می‌شوند؟ افراد باهوش ممکن است که خانواده، پول و کار خیلی خوبی داشته باشند، اما گاهاً دچار انزوا و اندوه بشوند. همانطور که "ارنست همینگوی" می‌گوید: "شادی کمترین چیزی است که در افراد باهوش یافت می‌شود". البته این موضوع را نمی‌شود به کل افراد باهوش تعمیم داد؛ با این حال عوامل احتمالی که موجب عدم نشاط در افراد باهوش می‌شوند را در زیر فهرست کرده‌ام: 1- هرچیزی را بیش از حد تحلیل می‌کنند! باهوش‌ها overthinker های خوبی هستند‌؛ یعنی به هر اتقاقی که در زندگی‌شان می‌افتد بیش از حد فکر می‌کنند. حالا فرض کنید این اتفاق، ناخوشایند باشد و در حل کردنش هم دچار مشکل بشوند! 2-استانداردها و آرمان‌های بزرگی دارند. اغلب افراد باهوش به آرمان‌های بزرگی فکر می‌کنند و با دستاوردهای کوچک در زندگی‌شان قانع نمی‌شوند. شاید دارای نوعی نگرش کمال‌گرایی در جنبه‌های مختلف زندگی هستند. 3-بر خودشان خیلی سخت می‌گیرند! افراد باهوش معمولاً به‌سادگی از کنار رفتار خود نمی‌گذرند؛ با هر اشتباه یا شکست، خودشان را سرزنش می‌کنند.مثلاً کافیه شب‌هنگام، موقع خواب یاد یک کاری بیافتند که درست انجام نداده‌اند! احساس گناه، کلافگی و مرور افکار منفی، خواب را بر چشم آنها حرام می‌کند! 4- ضعف در ارتباطات عمیق معمولاً افراد باهوش احساس تنهایی می‌کنند و می‌گویند کسی ما را درک نمی‌کند و آنطور که باید، از زحمات ما قدردانی نمی‌شود. تحقیقات علمی بر این مسئله تاکید دارند که افراد با ضریب هوشی بالا در مقایسه با افراد با ضریب هوشی متوسط دچار ضعف بیشتری در ارتباطات اجتماعی هستند. باهوش‌ها معمولاً در حال زندگی نمی‌کنند؛ اتفافات کوچک، زیبا و ساده‌ی زندگی شاید موضوع جالبی برای گفتگوهای و تعاملات خانوادگی و اجتماعی آن‌ها نباشند و حتی در لحظات زیبای زمان "حال" خود، به برنامه‌ها و تصمیمات خود در "آینده" فکر می‌کنند. در آخر این نکتهٔ مهم را بگویم که "شاد بودن" خودش یه نوع هوشمندی است. باهوش باشید! منبع: تبیان

more_vert داشتن احساس خوشبختی آنقدرها هم سخت نیست

ادامه مطلب

closeداشتن احساس خوشبختی آنقدرها هم سخت نیست

با رعایت یکسری نکات مهم می‌توان به خوشبختی و رضایت از زندگی دست یافت. در این مطلب موانع دستیابی به این هدف معرفی می‌شوند. در اینجا لیستی از چندین عمل رایج را عنوان می‌کنیم که هیچوقت نباید در زندگی‌تان آنها را راه دهید. دوستان نادرست را کنار بگذارید با آدم‌های نادرست نشست و برخاست نکنید و هیچوقت برای بودن با کسی که ارزش شما را نادیده می‌گیرد اصرار نورزید. یادتان باشد آنهایی که در زمان خوشی کنار شما می‌مانند هیچوقت قابل اعتماد نیستند. مهم کسانی هستند که در ناخوشی‌ها و ناملایمات زندگی کنارتان بوده و می توان آنها را دوستان واقعی نامید. از مشکلاتتان فرار نکنید نیازهای خودتان را پنهان نکنید و به خودتان دروغ نگویید. دردناک‌ترین مسئله این است که وقتی شدیدا درگیر دوست داشتن دیگران هستید، خودتان را فراموش می کنید و یادتان می‌رود که شما هم فردی منحصر بفرد هستید. باید به دیگران کمک کنید اما در کنار آن از خودتان غافل نشوید. سعی نکنید تظاهر به چیزی داشته باشید که نیستید. خودتان را تغییر ندهید تا آدمها دوستتان داشته باشند و مطمئن باشید آنهایی که باید، دوستتان خواهند داشت. از اشتباه کردن نترسید اینکه کاری انجام دهید اما اشتباه کنید، بهتر از این است که هیچ کاری انجام ندهید. خودتان را بخاطر اشتباهات گذشته‌تان سرزنش نکنید. ممکن است فرد نادرستی را در گذشته دوست داشته‌اید و بخاطر مسائل نادرستی گریه کرده‌اید اما هر اتفاق بدی هم که بیفتد، اشتباهات به ما کمک می‌کنند فرد یا چیزهایی را پیدا کنیم که برایمان مناسب هستند. خوشبختی خریدنی نیست سعی نکنید خوشبختی را بخرید. خیلی از چیزهایی که آرزو داریم داشته باشیم گران هستند. اما حقیقت این است که چیزهایی که واقعاً ما را خوشحال و راضی می‌کنند مانند عشق، خنده و تلاش در جهت علایقمان کاملاً رایگان‌ هستند. سعی نکنید برای خوشبختی‌تان به دیگران تکیه کنید. اگر با کسی که درونتان است خوشبخت و شاد نباشید، با هیچ رابطه با دوامی هم خوشحال و راضی نخواهید بود. وقت تلف نکنید فکر نکنید آماده‌ نیستید. هیچکس هیچوقت وقتی فرصتی پیش می‌آید، کاملا آماده نیست چرا که بیشتر موقعیت‌های عالی زندگی ما را مجبور می‌کند که فراتر از محدوده امن خود قدم برداریم و این یعنی احساس راحتی نخواهیم داشت. به دلایل نادرست درگیر هیچ ارتباطی نشوید. روابط باید هوشمندانه انتخاب شوند. تنها بودن خیلی بهتر از این است که با فردی نادرست باشید. توجه داشته باشید که هیچ نیازی به عجله کردن نیست. از طرفی سعی نکنید با همه رقابت کنید. نگران کارهایی که دیگران از شما بهتر انجام می‌دهند، نباشید. سعی کنید هر روز رکورد خودتان را بالا ببرید. موفقیت مبارزه‌ای بین خودتان و خودتان است. حسادت نکنید به دیگران حسادت نکنید. حسادت هنر شمردن نعمت‌های دیگران به جای نعمت‌های خودتان است و باید قدر داشته هایتان را بدانید. دست از شکایت و دلسوزی برای خودتان بردارید و کینه‌ توزی نکنید. زندگیتان را با نفرت پیش نبرید چون آخر کار خودتان را خیلی بیشتر از کسانی که از آنها نفرت دارید، اذیت خواهید کرد. بخشش به این معناست که اجازه نمی‌دهید دیگران با اعمال خود خوشبختی شما را نابود کنند. وقتتان را برای اثبات خود تلف نکنید نگذارید دیگران شما را تا سطح خودشان پایین بکشند و برای راحتی کسانی که نمی خواهند خودشان را بالا بکشند، استانداردهایتان را پایین نیاورید. وقتتان را برای توضیح دادن خودتان به دیگران تلف نکنید و هیچوقت بدون وقفه انداختن کاری را پشت سر هم انجام ندهید. زیبایی لحظات کوچک را نادیده نگیرید سعی نکنید فقط به دنبال عناصر ایده‌آل و بی‌نقص بگردید. دنیای واقعی به افراد ایده‌آل‌گرا جایزه نمی‌دهد، بلکه به کسانی پاداش می‌دهد که کار انجام دهند. آسان‌ترین راه را دنبال نکنید. زندگی آسان نیست، مخصوصاً وقتی برای به دست آوردن چیز با ارزشی برنامه‌ریزی می‌کنید، راه آسان را انتخاب نکنید. اگر همه چیز بر وفق مرادتان نیست، تظاهر نکنید که اینطور است. هیچ اشکالی ندارد که هر از گاهی شکست بخورید. لازم نیست همیشه وانمود کنید که قوی هستید و نیازی هم نیست که مداوم ثابت کنید که همه چیز خوب پیش می‌رود. دیگران را بخاطر مشکلاتتان مقصر ندانید هیچوقت دیگران را سرزنش نکنید و برای اشتباهاتتان به دنبال مقصر نگردید. شهامت پذیرفتن اشتباهاتتان را داشته باشید. لازم نیست برای همه، "همه‌کس" باشید. اینکار غیرممکن است و فقط خسته‌تان خواهد کرد. اما لبخند زدن به دیگران می‌تواند دنیا را تغییر دهد. شاید نه کل دنیا را، ولی دنیای آن آدمها را مطمئناً تغییر می‌دهد. نگرانی مشکلات آینده را حل نمی‌کند و فقط لذت‌های امروز را از شما خواهد گرفت و هرگز روی چیزی که نمی‌خواهید اتفاق بیفتد متمرکز نشوید. منبع: باشگاه خبرنگاران