جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert وزارت جنگ؛ آغاز قدرت‌گیری رضاخان

ادامه مطلب

closeوزارت جنگ؛ آغاز قدرت‌گیری رضاخان

مهدی احمدیرضاخان با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی خود را مطرح و وزارت جنگ را از زمان نخست‌وزیری سیدضیاء الدین طباطبایی شروع کرد، او در دولت‌های قوام السلطنه، مشیرالدوله و مستوفی الممالک در این عنوان باقی ماند و سیاست‌های خود را پیش برد تا سرانجام توانست به قدرت دست یابد.

more_vert واقعه مسجد گوهرشاد؛ تقابل رضاخان با اعتقادات مذهبی

ادامه مطلب

closeواقعه مسجد گوهرشاد؛ تقابل رضاخان با اعتقادات مذهبی

فرشته جهانی رضاخان با سیاست‌های سکولار و ضدمذهبی که بیشتر هم از غرب تقلید می‌کرد بر آن بود تا در حوزه‌های خصوصی مردم دخالت داشته باشد اما این سیاست‌ها با مخالفت‌های مردمی همراه بود به گونه‌ای که یکی از نمونه‌های آن در تیر ۱۳۱۴ خورشیدی در مسجد گوهرشاد اتفاق افتاد و باعث خدشه‌دار شدن مشروعیت رضاخان شد.

more_vert پاشنه آشیل اقتدار افسانه‌ای تیمورتاش

ادامه مطلب

closeپاشنه آشیل اقتدار افسانه‌ای تیمورتاش

مهدی احمدی عبدالحسین تیمورتاش وزیر مقتدر دربار و یکی از مرموزترین و تاثیرگذارترین رجال دوران پهلوی اول بود که عملاً پس از رضاخان دومین مقام حکومت قلمداد می‌شد و صاحب اقتداری افسانه‌ای بود که همین امر هم پاشنه آشیلی شد که مرگش را در کنج فراموشی زندان رقم زد.

more_vert کتاب تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد

ادامه مطلب

closeکتاب تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد

کتاب تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد توسط مرکز بررسی اسناد تاریخی آماده‌سازی شده است. (این کتاب نسخه قدیمی بوده و با همکاری ناشر به صورت اسکن شده آماده سازی شده است. به علت بالا بودن حجم فایل، این کتاب تنها در نسخه ویندوز قابل مطالعه می باشد.) یکی از مقاطع حساس تاریخ معاصر ایران، اقدامات ننگ آفرین رضاخان در جهت مسخ هویت ملی و مذهبی مردم ایران بوده است. وی برای دستیابی به چنین هدف شومی با هماهنگی ایادی بیگانه بویژه انگلیس ابتدا در سالهای 1304 به بعد دست به تغییر لباس مردان زده و ده سال بعد یعنی سال 1314 پا را فراتر نهاده و به اصطلاح نهضت نسوان را که همان حرکتی در جهت حریم شکنی و وارد آوردن ضربات سنگین بر پیکره عفت عمومی بود، طرح ریزی کرده و به اجرا گذارد. کتاب حاضر اسنادی منحصر به فرد از مخازن اسناد وزارت دربار سابق که پس از انقلاب اسلامی و تشکیل وزارت اطلاعات در اختیار این وزارتخانه قرار گرفته به همراه گویا سازی ها و پاورقی های مفصل که بیش از یکصد و شصت مأخذ و منبع دست اول فراهم آمده است با پیشگفتار و مقدمه ای وزین و عالمانه در ابتدای آن مزین شده است، در اختیار خوانندگان و پژوهشگران تاریخ معاصر قرار خواهد گرفت. در این کتاب سعی شده تصاویر مؤثری که در اسناد، نامی از آنان برده شده در متن مندرج گردد و افزون بر آن عکسها، تعدادی عکس مربوط به تغییر لباس مردان و کشف حجاب زنان نیز در پایان کتاب به صورت آلبوم آمده که بر نفاست اثر افزوده است.

more_vert علی اکبر داور؛ بنیانگذار دادگستری نوین در ایران

ادامه مطلب

closeعلی اکبر داور؛ بنیانگذار دادگستری نوین در ایران

علی‌اکبر داور یکی از بازیگران سیاسی و وزیر مقتدر و اصلاح‌طلب دوره پهلوی اول بود که در سیر تحولات جامعه آن روز نقش عمده و جایگاه تعیین کننده‌ای داشت تا آنجا که بنیانگذار دادگستری نوین در ایران شد؛ مردی که فراتر از خطوط میانه‌روی حرکت می‌کرد و هرگز در جاده پرترافیک رادیکالیزه‌شدن عرصه سیاست، شتابی به خود راه نداد اما تکاپوهایش در شکل‌گیری و تداوم رژیم پهلوی سرانجام خوشایندی برای او نداشت.

more_vert عالِمی که شلاق خورد اما در برابر رضاخان ایستاد

ادامه مطلب

closeعالِمی که شلاق خورد اما در برابر رضاخان ایستاد

برکنار از همه وجوه شخصیتی آیت‌الله شیخ محمدتقی بافقی، یکی از وقایعی که نام وی را در تاریخ معاصر بیشتر بر سر زبان‌ها انداخته، ایستادگیِ وی در برابرِ رضاخان برای اقامه فریضه امر به معروف و نهی از منکر بوده است.

more_vert قانون کشف حجاب؛ نماد آزادی یا سند استثمار زنان

ادامه مطلب

closeقانون کشف حجاب؛ نماد آزادی یا سند استثمار زنان

فرشته جهانی ایرنا- تصویب قانون کشف حجاب در ۱۷ دی‌ ۱۳۱۴ خورشیدی به وسیله رضاخان، واقعه‌ مهمی در تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود که با مخالفت قاطعانه اقشار مختلف مردم به شکست انجامید، قانونی که مدعی اعطای آزادی بیشتر به بانوان بود اما حاصلی جز محدودیت و استثمار بیشتر آنان به همراه نداشت.  

more_vert کتاب سیر نقد شعر در ایران از مشروطه تا 1332 ه.ش

ادامه مطلب

closeکتاب سیر نقد شعر در ایران از مشروطه تا 1332 ه.ش

وجه بارز کتاب سیر نقد شعر در ایران از مشروطه تا 1332 ه.ش، تالیف غلامحسین غلامحسین زاده، نقد شعر در دامن اوضاع اجتماعی و سیاسی است که به پیشگاه اهل ادب و نظر تقدیم می‌گردد. کیمیاى سخن و سخنِ کیمیا «شعر» است؛ اما شعر چیست و شعر خوب کدام است؟ یا شاعر برتر کیست و بهترین اثر شاعرانه کدام است؟ آنگاه معیار و میزان این خوبى و بدى یا این برترى و فروترى چیست؟ اینها سؤال‌هایى است که همواره فکر و ذهن علاقه‌مندان به شعر و شاعرى را به خود مشغول داشته و در هر عصر و روزگارى، سخن‌ سنجان و منتقدان را به عرصه میدان پاسخگویى و سخنورى فراخوانده است. اما ایشان هر چه بیشتر جُسته‌اند، اندک‌تر یافته‌اند و هرچه افزون‌تر کوشیده‌اند، کمتر رسیده‌اند. اگر چه این کشش و کوشش براى پرواز بر قلل سخنورى بى‌ثمر نبوده، و این غواصى در ژرفاى دریاى معانى، بدون دست‌آورد نمانده است؛ اما رنگ و بوى ره‌آورد و درخشش صید هر یک با دیگرى فرق دارد. حال اگر به این برداشتِ متفاوت، طبیعتِ متغیر شعر را هم - که بر عدول از معیارها و قوانین جارى زبان و بیان استوار است - بیفزاییم، در مى‌یابیم که چرا «شعر» هیچ‌گاه تعریف مشخص و تغییرناپذیرى نیافته و چرا معیارهاى ثابت و دقیقى براى نقد و سنجیدن آن ارائه نشده است. میزان این بى‌ثباتى و نوسان تا بدان پایه است که حتى گاه یک «منتقد مشخص» در زمان‌هاى مختلف، تعریف‌هاى متفاوتى از شعر ارائه کرده است؛ چرا که در هر نگرشى، به جلوه‌اى از جلوه‌هاى آن راه یافته؛ و در کندوکاوى، رمزى از رمزهاى آن بر وى گشوده شده، و حتى گاهى برعکس گرهى بر گره‌هاى او افزوده شده است. چنین است که نقدهاى منتقدان نیز پیش از آنکه بر موازین دقیقى تکیه زند و از معیارهاى ملموسى مایه بگیرد، از سرچشمه ذوق سیراب شده و بر پایه کلى گویى‌هاى مبهم استوار شده است، هرچند گاهى نیز به معیارهاى نسبتا قابل قبولى دست یافته است. در کتاب سیر نقد شعر در ایران از مشروطه تا 1332 ه.ش نمایان می‌گردد که، سیر شعر فارسى و نقد آن نیز از این حرکت و نگرش پویا و در عین‌حال متنوع و متغیر، بر کنار نمانده است؛ چنانکه گاهى اندیشه‌ها و نظرهاى منتقدان و متفکران را با قوت تمام به خود جلب کرده و به تأمّل و تدّبرهاى دقیق، و توقف‌هاى طولانى در برابر خود واداشته است؛ و گاه نیز بازار مباحثه و مشاجره را بین اهل نظر و تحقیق گرما بخشیده است؛ و گاهى هم اهل شعر و شاعرى و نقد را از منازل و مراحل پررنگ و نگار این گلگشت مصفّا، نرم‌نرم و خرامان‌خرامان عبور داده است. کوشش در کتاب سیر نقد شعر در ایران از مشروطه تا 1332 ه.ش بر آن بوده است که سیر کلى این آرا و اندیشه‌ها را در نقد شعر فارسى استخراج شود. از آن جا که بیشتر مجادلات و مباحثات منتقدان شعر فارسى در سده اخیر و بخصوص بعد از دوران مشروطه در ایران روى داده است و یکى از مهم‌ترین تحولات دنیاى شعر و شاعرى و نقد و سخنورى فارسى، در این روزگار رُخ نموده است، پایه اصلى این جُستار بر بررسى این آرا و تحولات، از دوره مشروطه تا سال 1332 هجرى شمسى است. براى اینکه مرورى گذرا به تاریخچه مباحث و ارائه اصول آراى منتقدان در قبل از این روزگار نیز داشته باشیم، بخشى از کتاب سیر نقد شعر در ایران از مشروطه تا 1332 ه.ش به این موضوع اختصاص داده‌ شده و به سرعت و اجمال از آن عبور شده؛ تا چیزى از اصول و مباحث آن از نظر دور نماند. بزرگترین منتقدان ادبى دوره مشروطه بهار و تقى رفعت هستند، در آغاز دوره رضاخان (تا سال 1305) عشقى، بهار و نیما، و پس از آن تا سال 1320 تقریبا وحید دستگردى جلوه بیشترى دارند. پس از 1320 خانلرى بزرگترین منتقدى است که حد فاصل بین سنتگرایان و نوجویان است و عبدالحسین زرین‌کوب نیز که کارش را تازه آغاز کرده است، در همین گروه مى‌گنجد؛ و نیما همچنان سر دسته صاحبنظران نوجو است و سیاح، طبرى و آل احمد از منتقدان دیگر شعر این دوره هستند؛ هوشنگ ایرانى، محمد مقدم و تندرکیا در قبل از 1320 و شاعر «جیغ بنفش» در یک دهه بعد، از کسانى هستند که اصول جدیدى را مطرح مى‌کنند که انحراف آن از شیوه ادبى و بخصوص زبان ادبى رایج بسیار زیاد است و در واقع به تخریب کامل سنّت شعر کلاسیک اعتقاد دارند. مهم‌ترین منابع نقد شعر در دوره مشروطه آثار آزادی‌خواهان این دوره و نیز مجله دانشکده، نشریه‌هاى بهار و نو بهار، تجدد، آزادیستان و زبان آزاد هستند در دوره رضاخان مجله آینده و ارمغان، و موسیقى مهم‌ترین منابع اصلى هستند. مهم‌ترین منابع نقد شعر بعد از سال 1320، مجله سخن و یغما است، ولى منبع اصلى این دوره پس از مجله سخن، کتاب مجموعه مقاله‌هاى نخستین کنگره نویسندگان ایران است، که یکى از وقایع مهم تاریخ ادبیات ایران است. گفتنى است که مباحث نقد ادبى از مشروطه تا سال 1332 بیشتر مربوط به ماهیت شعر و ویژگى‌هاى شعر خوب و نقد ادبى است که در حوزه نقد نظرى قرار مى‌گیرد؛ نمونه‌هاى نقد عملى این دوره نسبت به نقد نظرى بسیار نادرست است؛ ولى این نسبت از سال 1330 به بعد، به‌ تدریج دگرگون مى‌شود و نسبت نقد عملى به نقد نظرى افزایش مى‌یابد. مطالبى که در این اثر تدوین و ارائه شده است، در واقع گوشه‌اى از تاریخ ادبیات معاصر را که بخصوص به نقد شعر مربوط مى‌شود، روشن کرده است و به عنوان یک منبع جنبى در درس‌هاى نقد ادبى و نیز تاریخ ادبیات معاصر ایران در دانشگاه‌ها قابل استفاده خواهد بود. همچنین کتاب سیر نقد شعر در ایران از مشروطه تا 1332 ه.ش، در واقع پایان‌نامه دکترى دکتر غلامحسین غلامحسین‌زاده در دانشگاه تربیت مدرس بوده است. در بخشی از کتاب سیر نقد شعر در ایران از مشروطه تا 1332 ه.ش می‌خوانیم: از چگونگى نقد شعر در پیش از اسلام اطلاع دقیقى در دست نیست؛ ولى مى‌دانیم که در ایران باستان، شعر وجود داشته و شعر خوانى در دربار بزرگان و پادشاهان - به‌ ویژه با صداى خوش و به همراه موسیقى - رایج بوده است؛ و حتى جاحظ از قول شعوبیه نقل کرده است که در پیش از اسلام، براى تعیین معیارها و موازین فنون بلاغت و سخنورى، کتابى به نام کاروَند تدوین شده بوده است که متأسفانه چیزى از آن به ما نرسیده است؛ به هر حال از اشعارى که از دوره پیش از اسلام به یادگار مانده، چنین بر مى‌آید که شعر در این دوره بیشتر در خدمت مضامین دینى و دربارى بوده است؛ و به منزله ابزارى مورد استفاده قرار مى‌گرفته است که مفاهیم اندیشیده را در قالب عباراتى سنجیده و کوتاه و آهنگین بیان کند. علاوه بر سرودها، مناجات‌ها و توصیف‌هاى طبیعت، زبانِ بیشتر آثار دینى، مدایح پادشاهان، خداینامک‌ها و حتى کتیبه‌ها نیز زبان شعر بوده است و این خود نشانه آن است که شعر در این دوره، بیشتر بار معنا و بار دین و اخلاق را بر دوش مى‌کشیده است و بى‌شک بر همین محک و معیار نیز سنجیده مى‌شده است؛ اما معیارهاى شعر و شاعرى در بعد از اسلام صورت دیگرى مى‌یابد که در مباحث بعدى این بخش به سیر آن تا دوره مشروطه به اختصار اشاره مى‌شود. از آغاز شعر فارسى تا پایان دوره غزنوى (431 ه.ق) اگر چه از این دوره اثر مستقلى در نقد شعر باقى نمانده است؛ از اظهار نظرهاى امیران ممدوحان درباره اشعار مدحى و همچنین معارضه و مفاخره شاعران با یکدیگر و پاره‌اى اظهار نظرهاى پراکنده که در کتب این دوره باقى مانده است، مى‌توان به نکته‌هایى دست یافت که تا حدودى نشان‌دهنده وضع نقد شعر در این دوره است.فهرست مطالب پیشگفتاربخش اول: تاریخچه نقد شعر تا دوره مشروطه(از آغاز تا 1324 ه . ق. / 1285 ه . ش.)از آغاز شعر فارسى تا پایان دوره غزنوى (431 ه . ق.)از سلجوقیان تا حمله مغول (431-616)از حمله مغول تا صفویه (616-909 ه . ق.)دوره صفویه (907-1148 ه . ق.)از افشاریه تا مشروطهیاداشت‌هابخش دوم: نقد شعر از دوره مشروطه تا پایان دوره قاجارتحول ادبىمجالس دربارى و انجمن‌هاى ادبىشیوه شاعرانآراى انتقادىیاداشت‌هابخش سوم: نقد شعر در دوره رضاخانمطبوعات و نقد شعرمعیارهاى شعر و شاعرىتجدد و انقلاب ادبىدرباره نقد و منتقداننقد و مقایسه شاعرانیاداشت‌هابخش چهارم: نقد شعر از 1320 تا 1332 هجرى شمسىتأثیر اوضاع سیاسى و اجتماعى در نقد شعرنقد شعر در مجامع و نشریه‌هاى ادبىشعر و هنرنوجویىدرباره نقد و منتقداننقد شعر شاعرانیاداشت‌هامنابع و مآخذ

more_vert فراز و فرودهای مختلف در حیات سیاسی حسن مستوفی

ادامه مطلب

closeفراز و فرودهای مختلف در حیات سیاسی حسن مستوفی

حسن مستوفی ملقب به مستوفی‌الممالک از رجال مشهور دوره قاجار و با مشی سیاسی خاص بود که چندین بار به سمت نخست‌وزیری رسید؛ سیاستمداری که به دلیل گرایش‌های ملی، نزد عموم طبقات مردم محبوب بود.

more_vert ناکارآمدی رژیم پهلوی؛ زمینه‌ساز ورود متفقین به ایران

ادامه مطلب

closeناکارآمدی رژیم پهلوی؛ زمینه‌ساز ورود متفقین به ایران

عدم انسجام و هماهنگی در ساختار سیاسی پهلوی در آستانه جنگ جهانی دوم باعث شد تا نوعی ناهماهنگی در کشور به وجود آید از این رو رضاخان تقاضای شوروی و انگلیس را برای اخراج آلمانی‌ها از ایران رد کرد، این امر بهانه لازم را به دست این دولت‌ها داد تا سحرگاه سوم شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی ایران را از شمال و جنوب اشغال کنند.

more_vert بزرگ علوی؛ روایت‌گر ورق‌پاره‌های زندان

ادامه مطلب

closeبزرگ علوی؛ روایت‌گر ورق‌پاره‌های زندان

مهدی احمدی بزرگ علوی نویسنده، روزنامه‌نگار و استاد زبان فارسی بود که برای نخستین‌بار در آثاری چون ورق‌پاره‌های زندان، نامه‌ها و پنجاه و سه نفر به نوشتن درباره زندان، زندانی، زندان‌بان و خاطرات ایام حبس می‌پردازد. از این‌رو او را بنیانگذار ادبیات داستانی زندان در زبان فارسی دانسته‌اند.

more_vert پایان زندگی احمدشاه؛ آخرین فصل از کتاب قاجارها

ادامه مطلب

closeپایان زندگی احمدشاه؛ آخرین فصل از کتاب قاجارها

فرشته جهانیاحمد شاه آخرین پادشاه سلسله قاجارها محسوب می‌شود که در دوره‌ حکومت ۱۷ ساله او رخدادهای بین‌المللی از جمله جنگ جهانی اول، انقلاب اکتبر روسیه و آشوب‌های متعدد داخلی به وقوع پیوست که یکی از بحرانی‌ترین و مشوش‌ترین برهه‌های تاریخ معاصر ایران به شمار می‌آید.

more_vert حسن تقی‌زاده؛ سیاست‌مداری تجددخواه و مشروطه‌طلب

ادامه مطلب

closeحسن تقی‌زاده؛ سیاست‌مداری تجددخواه و مشروطه‌طلب

حسن تقی‌زاده از رجال سیاسی و یکی از شخصیت‌های علمی و فرهنگی با بیش از ۶ دهه فعالیت در تاریخ ایران بود که به خاطر اندیشه‌هایش، مخالفان و موافقان زیادی داشت، بسیاری او را با افکار تجددطلبانه و غربگرایانه می‌شناسند.

more_vert احمد متین دفتری؛ سیاستمداری با چهره حقوقی

ادامه مطلب

closeاحمد متین دفتری؛ سیاستمداری با چهره حقوقی

 احمد متین دفتری حقوقدان و سیاستمدار دوره پهلوی به شمار می‌رود که در اوج قدرت حزب نازی در آلمان، کابینه‌ای جوان را در ایران تشکیل داد. سیاست خارجی این کابینه نزدیک شدن به آلمان بود اما با سقوط حکومت رضاخان، متین دفتری نیز از صحنه سیاست حذف شد. احمد متین دفتری ملقب به اعتضادلشکر و متین‌الدوله چهارم بهمن ۱۲۷۵ خورشیدی در تهران متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدرسه ای آلمانی در تهران به پایان رساند. سپس دوره مدرسه حقوق را گذراند و در ۱۲۹۳ به خدمت وزارت امور خارجه درآمد اما برای ادامه تحصیل به سوییس رفت. در دانشکده حقوق شهر لوزان با پایان‌نامه‌ای با عنوان «کلید استقلال اقتصادی، الغای کاپیتولاسیون در ایران» موفق به دریافت درجه دکتری حقوق شد و ۲ سال در دادگاه‌های فرانسه، سوئیس و آلمان به کارآموزی و وکالت پرداخت. در ۱۳۰۸ خورشیدی، وزارت عدلیه او را برای تحقیق و مطالعه به اروپا فرستاد و پس از بازگشت در بهمن ۱۳۱۰ در این وزارت‌خانه به مدیرکلی منصوب شد. دفتری و تدوین قوانین در ۱۳۰۶ پس از گشایش دادگستری نوین به استخدام رسمی دادگستری درآمد و تا سال ۱۳۱۸ خورشیدی به ترتیب مدیر، معاون، کفیل و در نهایت وزیر دادگستری شد. در خلال فعالیت های قضایی خود، قوانین مهمی را برای تسهیل در کارها و امور قضایی دادگاه های کشور تدوین کرد که اهم آنها عبارتند از: قانون تشکیلات دادگستری، قانون استخدام قضات، جلد دوم و سوم قانون مدنی، قانون آیین دادرسی مدنی، قانون امور حسبی، لایحه قانون کیفر و آیین دادرسی کیفری، قانون اجرای احکام و قانون تعدیل مال الاجاره. مهدی قلی هدایت نخست ‌وزیر وقت ۱۳ دی ۱۳۱۱ متین دفتری را به عنوان معاون وزارت عدلیه به مجلس شورای ملی معرفی کرد. در دولت بعدی نیز متین دفتری همین مسوولیت را بر عهده داشت و در هشتم خرداد ۱۳۱۳ محسن صدرالاشرف وزیر عدلیه او را با همین منصب به مجلس معرفی کرد تا اینکه پس از استعفای صدر در مهر ۱۳۱۵، جای او را گرفت و تا آبان ۱۳۱۸ که خود مأمور تشکیل دولت شد، این مسوولیت را به عهده داشت. از نخستین اقدامات متین دفتری به عنوان وزیر عدلیه، اصلاح قانون وکالت بود که در بیستم شهریور ۱۳۱۴ در زمان وزارت صدرالاشراف به تصویب رسیده بود. متین دفتری با تغییر این قانون در واقع در راستای سلب استقلال از کانون وکلا گام برداشت. انتخاب هیات رییسه این کانون از آن پس با وزارت عدلیه شد. او در عین حال اصلاحاتی در قانون وکالت به انجام رساند. وکالت دادگستری که در قانون قبلی دارای پنج درجه بود، دارای سه درجه شد: ۱. وکالت در محاکم صلح و بدایت و استیناف و تمییز ۲. وکالت در محاکم صلح و بدایت و استیناف ۳. وکالت در محاکم صلح و بدایت‏. در قانون پیشین، افرادی که سابقه سه سال قضاوت داشتند، می‌توانستند وکیل شوند اما در قانون جدید این شرط به پنج سال افزایش یافت. همچنین در قانون جدید که در ۲۵ بهمن ۱۳۱۵ به تصویب رسید، استادان حقوق می‌توانستند در صورت اجازه وزارت معارف، همزمان با تدریس به حرفه وکالت نیز اشتغال داشته باشند. او همچنین سرپرستی وکلای مبتدی و تنظیم دوره آزمایش آنها را نیز به وظایف کانون وکلا افزود. تعریف شغلی به نام مترجم رسمی نیز در زمان وزارت متین‌دفتری انجام گرفت و او قانونی را برای مترجمان رسمی در ۲۰ خرداد ۱۳۱۶ خورشیدی از تصویب مجلس گذراند. او همچنین با به تصویب رساندن قانون دفاتر ثبت اسناد رسمی در ۱۵ خرداد ۱۳۱۶، فعالیت این دفاتر و اشتغال به سردفتری و دفتریاری را نظام‌مند و پیرو قواعدی کرد. در دوران وزارت متین دفتری در مهر ۱۳۱۷ نام وزارت عدلیه به دادگستری تغییر یافت و او نخستین شخصی بود که در ایران وزیر دادگستری نامیده شد. متین دفتری گام‌هایی هم برای اصلاح نظام ارباب و رعیتی برداشت و کوشید سهم مالک و زارع را که در هر گوشه کشور متفاوت بود، نظم ببخشد و قانونمند کند. لایحه‌ای که در ۲۵ شهریور ۱۳۱۸ از تصویب مجلس گذراند به وزارت دادگستری اختیار می‌داد که برای تعیین سهم مالک و زارع نسبت به محصول زمین‌های زراعتی، آیین‌نامه ای بر پایه عوامل آب، زمین، کار، گاو و بذر با رعایت کیفیت آب و هوا تنظیم کند، وی همچنین آیین دادرسی مخصوصی نیز برای حل اختلاف میان مالک و زارع تدوین کرد. در دوران وزارت متین دفتری، دادگستری عملا زیر نفوذ شهربانی قرار گرفت و شهربانی دوره رضاخان با دست بازتری به پرونده سازی می‌پرداخت و احکام مورد نظر خودش را علیه افرادی که قصد حذفشان را داشت به راحتی از دادگاه‌ها می‌گرفت.   مسوولیت ها و عناوین متین دفتری از ۱۳۱۲ خورشیدی پس از یک دوره کوتاه که تدریس نمی‌کرد در مدرسه نظام، مدرسه صنعتی، مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی و سرانجام دانشکده حقوق دانشگاه تهران به عنوان استاد ثابت به تدریس مشغول شد و تا زمان بازنشستگی در ۱۳۴۸ به این کار ادامه داد. درس اصلی او در آغاز تدریس، رویه قضایی بود اما بعدها درس مشهور آیین دادرسی مدنی (اصول محاکمات حقوقی) را که خود بانی و تدوین‌کننده آن بود، تدریس می‌کرد. احمد متین دفتری در مقام استاد حقوق بین‌الملل و آیین دادرسی کیفری و مدنی چند کتاب ارزنده هم در رشته حقوق عرضه کرده‌ است. بخشی از مسوولیت ها و عناوین علمی و قضایی متین دفتری عبارتند از: دومین وزیر دادگستری نوین (۱۸-۱۳۱۵)، قاضی دیوان داوری بین المللی لاهه (۱۳۱۶)، داور حقوقی و نماینده دولت در جامعه ملل (۱۹۳۰ میلادی)، رییس هیات نمایندگی ایران در یازدهمین کنگره بین المللی جزایی و ششمین کنفرانس بین المللی حقوق جزایی و دومین کنفرانس بین المللی حقوق تطبیقی، استاد آکادمی حقوق بین المللی لاهه به مدت یک سال (۱۹۳۷ میلادی)، دادرس دیوان داوری لاهه به مدت ۶ سال (از ۱۹۳۹ میلادی) که پس از پایان این دوره، دوباره به این مسوولیت انتخاب شد. از متین دفتری آثار و تالیفاتی نیز به یادگار مانده است که از آن جمله می توان به محاکمات فوری، آیین دادرسی مدنی، آیین دادرسی کیفری، رساله‌های متعدد درباره جامعه بین‌المللی و سیاست جزایی و سازمان ملل متفق، کلید استقلال اقتصادی ایران و الغای کاپیتولاسیون در ایران (به زبان فرانسه) اشاره کرد. احمد متین دفتری پنجم تیر ۱۳۵۰ در ۷۴ سالگی در تهران دارفانی را وداع گفت و پیکرش در باغچه علیجان شاه عبدالعظیم به خاک سپرده شد.

more_vert ردپای انگلیس در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹

ادامه مطلب

closeردپای انگلیس در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹

فرشته جهانی انگلیس بعد از ناکامی در قرارداد ۱۹۱۹ برای حفظ منافع و در راستای سیاست‌های خود کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ را طراحی کرد. هر چند تنها نمی‌توان، عامل بیگانه را در این واقعه موثر دانست اما آنها در این کودتا که منجر به سقوط سلسله قاجار و برآمدن پهلوی‌ها شد، نقش انکارناپذیری ایفا کردند.

more_vert درباره شیخ بهلول گنابادی

ادامه مطلب

closeدرباره شیخ بهلول گنابادی

 «محمدتقی گنابادی» مشهور به « شیخ بهلول» روحانی وارسته و مجاهد روشن ضمیری بود که به‌عنوان یکی از مبارزان دوره پهلوی شناخته می شود. او نقش مهمی در قیام مسجد گوهرشاد ایفا کرد و به همین دلیل، سال‌های زیادی از عمر بابرکت خود را در زندان گذارند اما هیچ‌گاه دست از مبارزه با رژیم پهلوی برنداشت.

more_vert رادیو ایران؛ صدای نام آشنا برای ایرانیان

ادامه مطلب

closeرادیو ایران؛ صدای نام آشنا برای ایرانیان

پیشینه استفاده از رادیو در ایران به حدود هشتاد سال می‌رسد. سازمان پرورش افکار در بهمن ۱۳۱۷ خورشیدی ساخت ۲ دستگاه فرستنده موج کوتاه را به شرکتی خارجی سفارش داد. ساعت ۱۰ بامدادِ چهارم اردیبهشت ۱۳۱۹ خورشیدی، رادیو در ایران، فعالیت رسمی خود را با نام «رادیو تهران» آغاز کرد.

more_vert روسای دانشگاه تهران از حکمت تا اقبال

ادامه مطلب

closeروسای دانشگاه تهران از حکمت تا اقبال

دانشگاه تهران به عنوان بزرگترین مرکز آموزش عالی ایران در ۱۳۱۳ خورشیدی تاسیس شد و تا ۱۳۲۱ خورشیدی به وسیله وزیر فرهنگ اداره می‌شد و پس از آن مدیریت دانشگاه به صورت مستقل و زیر نظر وزارتخانه فرهنگ و سپس وزارت علوم درآمد. این سمت در ۱۸دی ۱۳۳۳ خورشیدی به منوچهر اقبال از سیاستمداران دوران پهلوی داده شد.  

more_vert درباره رضا فیروزآبادی

ادامه مطلب

closeدرباره رضا فیروزآبادی

 آیت‌الله سیدرضا فیروزآبادی از جمله رجال دینی و سیاسی دوران معاصر به ‌شمار می‌آید که در چند دوره مجلس حضور داشت و به دلیل تاسیس مراکز عام‌المنفعه از جمله بیمارستان، مسجد و مدرسه در شهرری در میان مردم به محبوبیت رسید.

more_vert کتاب یادداشت‌های روزانه نیما

ادامه مطلب

closeکتاب یادداشت‌های روزانه نیما

کتاب یادداشت‌های روزانه نیما اثر عبدالرضا رضایی نیا نوشته‌های دهۀ پایانی عمر نیماست؛ یک ماه مانده به سفر ابدی نیما در 62 سالگی؛ با این وصف، بی‌شک فصل‌الخطاب همۀ حرف و حدیث‌هایی است که دیگران دربارۀ شعر و شخصیت و عقاید نیما ساخته و پرداخته‌اند. غربت، تقدیر مشترک شاعران است؛ اما نیما از غریب‌ترین شاعران قرن ماست؛ آیینه‌دار غربت‌ها و غرابت‌های بی‌انقطاع تا پایان عمر، نه تنها در شعر، در زندگی رازگونه‌اش، که سرشار از آوارگی و تلخی و تنهایی و شگفتی‌هاست. نشان تام و تمام غربت بزرگ نیما همین که دست‌کم تا سال 1369، یعنی سه دهه پس از درگذشت او، که یادداشت‌های روزانه‌اش برای نخستین بار به چاپ می‌رسد، بسیاری بر این گمان بوده‌اند که زندگی و شعر نیما را باید در دایره‌ای تنگ از تحزب‌ها و تعصب‌های مارکسیستی و توده‌ای تأویل کرد. در این میدان برخی با تکیه بر مکالمۀ نیما با حافظ در پاره‌ای از منظومۀ «افسانه»، روح شعر او را به اندیشۀ الحادی ماورای بحار گره می‌زنند و برخی با استناد به اشارۀ نیما به تأثیرپذیری‌اش از زبان و ادبیات فرانسه در ایام تحصیل در مدرسۀ فرانسوی، مبدأ و معاد شعر و نگرۀ شعری‌اش را غیر ایرانی و گاه ضد ایرانی می‌خوانند و گروهی دیگر با ادعای پایان تاریخ مصرف راه و نگاه نیما، ماجراجویانه به خیال خلق تئوری‌های پسانیمایی و اعلان برائت از نیما و شعر نیمایی افتاده و انگار در گسترش طنز و هزل کم‌توفیق نبوده‌اند، که بگذریم. حتی می‌توان گفت تبصره‌ای است قاطع و انکارناپذیر بر تمام شعرها و نوشته‌های پیشین نیما که در روشن ساختن نقاط تاریک و زوایای مبهم آن‌ها کارساز خواهد بود؛ در توضیح آن‌ها و حتی تصحیح آن‌ها. به سبب اهمیت ویژۀ این یادداشت‌ها در پی بردن به سیر و سلوک نیما این مقاله بر آن است تا به عنوان درآمدی بر بازخوانی دقیق‌تر نیما به گشت و گذاری اجمالی در یادداشت‌های روزانه بپردازد، با این تأکید که تمام سعی ما در این تصریح، که به تلخ و شیرین نیما درآمیخته، برجسته‌سازی خطوط اصلی یادداشت‌ها و روایت‌ پاره‌ای از آن‌هاست. نیما در این مکتوب‌ مهم، فقط و فقط، یادداشت می‌نویسد و بس، گاه به جد، گاه به طنز، گاه به هجو و گاه در آمیزه‌ای از همۀ این‌ها. صریح و تلگرافی می‌نویسد؛ بی شیله و پیله. دغدغۀ زیبایی نثر ندارد. تازه در حاشیۀ بسیاری از این یادداشت‌ها، تاریخی ذکر نشده است و تنها از ترتیب و توالی‌ آن‌ها می‌توان دریافت که در حوالی‌ چه سالی نوشته شده است. با این همه، به‌رغم پریشانی‌ها و پراکندگی‌ها، نیما واقف است که این سطرهای شتاب‌زده و مشوش یادداشت‌هایی است «برای آیندگانی که به مطالعه و بررسی اوضاع و احوال او می‌پردازند.» این اشارۀ نیما در ابتدای یادداشت‌هاست؛ به نشانۀ عمد و آگاهی در قلمی کردن چنین سطرهایی که روزی سرگشاده خواهد شد و از انبان‌ اوراق آقای «علی اسفندیاری» به کوچه و بازار ادبیات راه خواهد یافت. جالب اینکه او در این یادداشت‌ها بی‌آنکه تقدس پیشه کند، به اشاره و تصریح و وضع حال‌ خلوت‌های خود را نیز بازمی‌گوید، اینکه به ضرب تخدیر می‌نویسد، اینکه تنگ‌دستی‌اش شانه به شانۀ برخی تکدرهای اندرونی است، اینکه به‌رغم وقوف به عظمت و رهگشایی گام‌هایش در آیندۀ شعر و ادبیات فارسی، از تحقیرها و تخفیف‌ها آزار می‌بیند و از ناجوانمردی پیرامونیان در هم می‌شکند و اینکه ساده‌دلی و بی‌دست و پایی‌اش در فروبستگی کار معاشش نقش‌ها داشته و اینکه با همۀ شکیبایی و امیدواری‌اش باز نگران آیندۀ شعرهایی است که در کیسه دارد. تنها یک وجه شخصیتی نیما در این یادداشت‌ها چندان بازگو نمی‌شود و آن وجه سیاسی مواضع اوست، آن هم در سال‌های پرالتهاب قبل و بعد از کودتای 28 مرداد 1332؛ یادداشت‌های نیما از کنار کودتا بی‌هیچ اشاره‌ای، حتی، می‌گذرد. انگار از آن طوفان‌ها هیچ نسیمی به خلوت نیما راه نمی‌یابد، حتی از میرزادۀ عشقی و شهادت غریبانۀ آن شاعر شوریده به دست ایادی رضاخان میرپنج ذکری نیست؛ حال آنکه انتشار بخش‌های نخست «افسانه» به دست میرزادۀ عشقی در روزنامۀ قرن بیستم صورت پذیرفته و نامه‌های نیما به میرزاده گواه رفاقت عمیق‌ آن‌هاست. در بخشی از کتاب یادداشت‌های روزانه نیما می‌خوانیم: هرقدر که بیان نیما را تلخ و گزنده و حتی مبالغه‌آمیز فرض کنیم، نمی‌توانیم تیزچشمی نیما را در تشخیص جاه‌طلبی و شهوت تند وزارت‌خواهی خانلری انکار کنیم؛ جوانک سال‌های میانی دهۀ سی، چند سال پس از درگذشت نیما سرانجام به وزارت می‌رسد؛ وزارت فرهنگ، در فرازی از حساس‌ترین فرازهای تاریخ معاصر ایران در حوالی قیام پانزده خرداد سال 1342، چند و چون بازیگری خانلری در عرصۀ قدرت، به‌ویژه در مقطع قیام پانزده خرداد و حملۀ سفاکان رژیم پهلوی به حوزۀ علمیه و کشتار طلاب و مردم با استناد به اسناد آن دوره امری ضروری است که باید به دست تاریخ‌پژوهان آزادمنش و فارغ از رابطۀ مرید و مرادی تحقق یابد تا امکان داوری دقیق‌تری از قضاوت‌های نیما دربارۀ شخصیت خانلری فراهم آید.